جلسه 037 - نماز
شماره جلسه
37
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1388
ماه
12
روز
6
متن کامل (خام) ‌ جلسه 037 - نماز

حدیث نبوی را نقل کردیم که وقتی خانم فاطمه زهرا (سلام الله تعالی علیها) از حضرت سؤال کردند که کسی که نمازش را سبک می شمارد از زنان و مردان چه بلایی بر سرش می آید؟ حضرت فرمود که: هر مرد و زنی که نمازش را سبک بشمارد به 15 بلا گرفتار می شود که 6تا در دنیا بود 3 تا هنگام مردن، 3تا در قبر، و 3تا هم در آخرت یا قیامت. درباره ی آن شش تایی که در دنیا بود خواندیم که اینکه خداوند برکت را از عمرش برمی دارد و برکت را از رزقش برمی دارد و سوم سیمای صالحین را از صورت او، چهره او برمی دارد و چهارم هر عملی که انجام بدهد پذیرفته نیست، پنجم دعایش بالا نمی رود، ششم اینکه از دعای صالحین هم بهره ای ندارد. نه تنها دعای خودش اجابت نمی‌شود، دعای دیگران هم در حق او اجابت نمی‌شود. اگر دیگران هم سبک شمردن نماز را دعا کنند دعای آنها هم در حق او به اجابت نمی رسد. و 3تا بود که موقع مردن بود این بود که ذللی و گرسنه و تشنه از دنیا می رود و 3تا هم بود که در قبر بود یکی اینکه خدا فرشته ای را برا او می گمارد که او را به وحشت بیندازد و آشفته نماید دوم قبرش تنگ و سوم تاریک خواهد شد.«واما لواتی تصیبهُ یوم القیامة اذا خرج من قبره فاولهُنَّ یوکلُ به ملکا یذهبه علی وجهی والخلایق ینظرون الیه» خدا ان شاء الله از همه ما دور کند این را می فرماید که وقتی از قبر می خواهد بیرون بیاید، خداوند فرشته ای را بر او می گمارد که او را با صورت روی زمین می کشد در حالیکه همه به او نگاه می کنند با خفت و خواری با صورت روی زمین می کشد تا او را به صحنه قیامت بیاورد برای محاکمه و محاسبه و«وثانیة یحاسب حساباً شدیدا» خداوند از این شخص حساب شدید می کشد، خیلی خطرناک است حساب شدید بعضی ها را فرمود «فسوف یحاسب حساباً یسیرا» خدا خیلی برایشان آسن می گیرد حاب را سؤال های سخت نمی کند، به آنها نمی دهد خلاصه با سلام و صلوات او را رد می کند تا برود به بهشت، خدا آسان می گیرد به او . وای به موقعی که خدا نخواهد آسان بگیرد و بخواهد سخت بگیرد. و حساب شدید بکشد. اگر خدا بخواهد حساب شدی بکشد در قرآن می فرماید هیچ انسانی روی کره ی زمین نیست، هیچ انسانی در قیامت نیست که اگر خدا بخواهد از او حساب شدید بکشد بتواند سالم عبور کند. غیر از معصومین خداوند از هرکس بخواهد حساب شدی بکشد جهنمی می شود وچیزی برای کسی نمی ماند. هی منا قشه بکند و اشکال بگیرد خدا، هی زیر ریزبینی بکند خیلی سخت می شود چنین آدم بی ادبی را که شجاعت دارد در جسارت به خدا، حساب شدیدی از او خواهد کشید، اله اکبر! مو را از ماست کشیدن، سژال های ریز کردن، حساب شدید! نه فقط اینها نوعاً آدم هایی که در زندگیشان اینجوری هستند نسبت به دیگران یعنی ریزبین هستند اینها روز قیامت حساب های شدید باید پس بدهند، از همسرشان استنطاق می کنند، خیلی حساس و ریز هستند، نسبت به کارهای شریکشان، به کارهای رفقهایشان، نسبت به کارهای دیگران خیلی ریز می شوند در کارهای دیگران، ته توی همه چیز را می خواهند دربیاورند، سؤال ریز می کنند و سخت می گیرند به دیگران، می توانند رد شوند رد نمی شوند، و هی گیر می دهند اینها خیلی حساب های شدید دارند روز قیامت، آدم هایی که توحساب خودشان خیلی زیرک هستند و مو را از ماست بیرون می کشند، کسی نمی تواند کلاه سرشان بگذارد یا دورشان بزند ولی آدم های کریم اجازه می دهند سرشان هم کلاه بگذارند نه اینکه احمق است نیم داند اینجوری وانمود می کنند که نمی دانند و متوجه نبستند، اگر کسی عذر خواست می پذیرد و کینه ندارد، کینه اینها سخت گیرند کسانی که هی ول نمی کنند و کش کی دهند چیزی یاهی حرف می زنند در موردش آدم های اینجوری را خدا حساب سخت از آنها می شکد می تواند امتیاز بدهد به همسر و فرزندش، می تواند هیچ چیز نگوید ولی طاقت نمی آورد غرو نق و گیر دادن حتی اگر اجازه هم می خواهد بدهد با زجر کشی اجازه می دهد. می خواهم مثلاً بروم پارک امروز جمعه است تو را به خدا اگرمی شود امروز برویم پارک، شوهر میگوید نه نمی شود، کار دارم، حال ندارم، می خواهم بخوابم بچه می آید التماس می کند زن می آید التماس می کند، یک مهمانی می خواهند بروند می گوید نه من که نمی آیم، آمادگی ندارم، کار دارم، زجرش می کند همه را بعد آخر سر می گوید خب حالا برویم، آقا سخت نگیر اینقدر اگر واقعاً نمی خواهی بروی یک کلمه بگو من عذرخواهی می کنم از شما، با زبان شیرین واقعاً آمادگی اش را ندارم. اما بعضی ها نه، نمی شود حالا معلوم نیست؟ صبر کنید ببینیم فردا چه می شود، پس فردا چه می شود یک هفته همه را در خماری نگه می دارد بعد از یک هفته مثلاً می گوید یا آره یا نه! خب می توانی بقیه را آزار ندهی و سردرکم نکنی؟ می توانی سخت نگیری ؟ چرا سخت می گیری؟ اینها را خدا خیلی سخت می گیرد برایشان، اساساً آدم های سختگیر در زندگی وشب اول قبر به بعد خیلی گرفتاری دارند تا قیامت آدم هایی که سهل و شیرین اند یسر و آسان هستند، بزم هستند، اینها خیلی برایشان خیلی خوباست ممکن است دیگران هم به قول پیغمبر بگویند: این آدم ابلهی است، آدم پخمه ای است ولی این خیلی زیرک است می داند سختی نشان دادن، زیرکی نشان دادند در موقع مردن پوست آدم را می کند و پدرآدم را درمی آورد آنجا، آدم زیرک اصلاً نرم است چون از زیرکی خودش را به خلی زده از زیرکی ادای پخمه ها را درمی آورد، از زیرکی است که اجازه می دهد دیگران راحت بتوانند به او نفوذ کنند، نفوذ حرام که نمی خواهد بکند، نفوذ مباح خواهد بکند مثلاًمی خواهد شما را راضی کند تا بروید پارک و گردش و دریا و زیارت، مهمانی چه اشکالی دارد؟ سهل می گیرد و سخت نیم گیرد مهمان بیاید، مهمانی بروند، گیر نمی دهد و دق نمی دهد آدم را بعضی ها خیلی مری اند، آدم های عقده ای و خودکم بین و کوچک دیگران را هم کوچک می بینند، ریزاند و کوچک و هی به دیگران گیر می دهند، بیشترین فشاری که می آید به خود این آدم هاست، سفره انداختنشان مقررات دارد، راه رفتن مقررات دارد، کفش درآوردند مقررات دارد، لباس درآوردن و خوابیدن مقررات دارد. همینجوری هی قانون وضع می کنند اینها سختگیری هایی بیهوده است، بگذریم خدا نکند کسی را خدا حساب سخت بکشد، اینکه می گوید «یحاسب حساباً شدیداً» یعنی جهنمی است و از دست خدا نمی تواند در برود یعنی نمی خواهد قبول شوند، آن هایی که رانندگی بلندند می دانند سخت ترین کار در رانندگی این است که شما بین دوتا اتومبیل پارک نکنید و راحت بتوانی دربیایی از آن سخت تر این است که دوباره بتوانی بروی همان جا بین دو ماشین، من یادم هست رفته بودم امتحان بدهیم تقریباً حدود سی سال پیش من رفته بودم امتحان بدهم نزدیک به سی سال، 27 یا 288سال پیش رفته بودم امتحان بدهم یک افسری بود به ما گفتند در کلانتری سوار که قدیمی ها آنجا امتحان می گرفتند مثلاً ده نفر اسم می خواندند ایستگاه فلان، ده نفر ایستگاه فلان، اسم ما را با چند نفر دیگر خواندند مثلاً با 5 نفر دیگر گفتند ایستگاه 5 اینقدر به من بد گذشت که الآن هم یادم هست دیدم بقیه که دارند برمی گردند همه فحش های ناجور می دهند گفتم اینها چرا فحش می دهند ؟ گفتم اینها چرا فحش می دهند و چقدر بی ادب هستند؟ بعد رفتیم دیدم اسر نشسته وسط دوتا ماشین داخل یک پیکان گفت بنشینید، درب 5 کرد، بابا اینطرف مبتدی است، نباید سخت بگیرید حالا یک کسی مثل ما ممکن اسن نیاز نداشته باشد، یک کسی می خواهد برود سراغ تاکسی سوار شود، می خواهد برود مسافرکشی بکند گناه دارد اینجوری سخت بگیری چرا در مسیر می خواهی سخت بگیری بگیر، در دنده عوض کردن، دور زدن یا چیزهای دیگر، ف.اصل رانندگی، دربیا ببینم، مگر می وشد بین دوتا ماشین ماشین درآورد، بعد می گفت برو بعد با همان فرمان برگردد عقب آقا خیلی سخت است یک نفر هم قبول نمی شد، این افسر مفت خور نشسته بود آنجا نه راه می رفت و نه کاری می کرد فقط صبح تا شب می نشست آنجا و می گفت برو برگردد. بدون استثنا همه با فحش بیرون می آمدند هیچ امتحان دیگری نمی گرفت. حالا افسرهای دیگری بودند امتحان می گرفتند مثلاً فرض بفرمائید که یک فرصتی می دادند نه طرف یک خطا می کرد می گفت اینجا خطا بود دقت کن، با ادب من چقدر افسرهای با شرافت دیدم آنجا، افسرهای خوب دقتش را می کردند. و سختی لازم را داشتند اما آزار نیم دادند هیچی چی! ما رد شدیم بفرمائید دوماه دیگر بیایید، دوماه بعد از بین این همه ایستگاه دوباره افتادیم ایستگاه 5 گفتم یا حضرت عباس! رفتم دیدم بله دوباره آقا نشسته گفتم خب دیگر بگردیم بهتر است امتحان ندهیم چون نتیجه معلوم استزد و دفعه سوم دوباره هم دوباره افتادیم ایتسگاه 5 گفتم شاید افسرش عوض شده باشد گفتم جلوتر می روم اگر فحش شنیدم خب معلوم است که خودش هست، همین هم شد خلاصه دفعه چهارم نذرو نیاز افتادیم ایستگاه 10 گفتیم دیگر این دفعه ما قطعاً قبولیم چون هر دفعه می رفتیم تمرین می کردیم توی جبهه و اینور و آنور در آن شرایط سخت اما این نه اصلاً نمی خواست کسی قبول شود به این می گویند حستاب شدید حالا این 6 را بگویم قدری بخندید من رفتم دیدم یکی در حال فحش دادن آمد من حاج و واج ایستادم دیدم آن افسر او را کرد گفت: چرا فحش می دهی؟ شما سخت گرفتید گفت : عزیزم من که به تو گفتم دنده ی یک، دنده دو، سه، چهار، دور گشتیم، سبقت، شیب بلند نبودی دیگر! نه شما گرفتید گفت آقایون ببینید ایشان می گوید من سخت گرفتم یکبار دیگر بیا همین الآن امتحان ازت بگیرم، جلو شما رانندگی بکند ببینم چکار می کند؟ در یک فاصله صدمتری بچه ها را گذاشت گفت: آقایون رانندگی ایشان را تماشا کنید آقا این در صد متر چهار پنج بار ماشین را خاموش کرد، هیچ چی بلد نبود، راه رفتن را هم بلد نبود بعد گفت : شما همه دیدید؟ ما هم شاهد بودیم. این دوباره بیرون آمد و فحش داد و رفت به موقعی حسابگر آسان نی گیرد طرف هیچ چی ندارد فحش می دهد، یک موقع همه طرف همه چیز دارد ولی حسابگر سخت می گیرد این خیلی بد است. خیلی مؤدب و متین. افسر خیلی فهمیده بعد وقت زیادی هم می گذاشت برای هرکس، مثل این نبود در یک دقیقه همه را رد کند، این اقا نشسته بود اینجا مثلاً در 5 دقیقه 5 نفر را رد می کرد. یک کسی بود خدا رحمت کند مرحوم جعفر شریفی تعریف می کرد یاد شب جمعه ای بخیر برای شادی روحش صلوات ختم بفرمائید. گفت توی هواپیما وزن سنگین شد می خوستند یکی را پائین بیندازند تا سبک شود بتواند پرواز بکند و گرنه سقوط می کند گفتند سؤال می کنیم هرکس سؤال را نتوانست جواب بدهد باید پائین بپرد، آن ممتحن که می خواست سؤال بکند گفت: بگو ببینم پایتخت آمریکا کجاست؟ گفت این سؤال را همه می دانند گفت واشنگتن گفت بنشین به یکی گفت پایتخت روسیه کجاست؟ گفت مسکو، به یکی گفت پایتخت بولینکا پاسو کجاست؟ آن طرف گفت بابا این چه سؤالی است دیگر یکدفعه بگو برو پایین دیگر، حالا اگر خدا بخواهد حساب سخت از کسی بگیرد همین است یعنی یک سؤال هایی می کند که کسی نمی تواند جواب بدهد خب امشب زیاد خندیدیم چون اوضاع این بنده خدا خیلی گریه دار بود. من گفتم شما هم آنفارکتوس نکنید. «وثالثةُ» این خیلی بد است از همه شاید بدتر باشد. «وثالثة لاینظر الله ولا یزکیه وله عذابٌ الیم» خدا اصلاً به او نگاه نمی کند اصلاً مورد رحمت نیست این بازتاب دنیایی یک آدم است که نماز را سبک می شمارد در دنیا هم همینطور هست. کی می تواند دقیقاً توضیح بدهد چرا خدا به این نگاه نمی کند؟ بفرمائید، احسن چون این شخص درواقع به خود حقیقی اش اصلاً نگاه نکرده در دنیا، به خدا نگاه نمی کرد چون خود حقیقی با خدا یکی است درواقع «ولایکونوا للذین نسوالله فانساهم انفسهم» مثل کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند خدا هم آنها را دچار خودفراموشی کرد. کدام خود؟ خود آخرتی، خود ابدی، انسان وقتی خدا را فراموش می کند خود حقیقی خودش را هم فراموش کرده اینکه خدا به او نگاه نمی کند این دقیقاً ظهور کار خودش است که او به خودش نگاه نکرده کسی که نمازش را سبک می شمارد واقعاً خودش برای خودش مهم نیست، کسی که نماز نمی خواند، آن کسی که با خدا قهر می کند خودش را فراموش کرده، کسی که لج می کند، عناد می کند این درواقع خود حقیقی اش را فراموش می کند، تو هر کاری با خدا بکنی درواقع با خودت می کنی، هربرخوردی که با خدا داشته باشی درواقع خودتی! «ولاینظرالله الیه ولایزکیه وله عذابٌ الیم» خدا نگاهش نمی کند، پاکش نمی کند، او دچار عذاب است. این همه حالت هایی هست که توی دنیا داشته، پاک نبوده|، واقعاً اهل عذاب بوده شما کسانی که نمازشان را سبک می شمارند را ببینید، ادم های بسیار، دل هایشان مثل گور کافر می ماند، تنگ و تاریک است، آدم های بسیار حساس، زودرنج و عصبی و توی فشار، سختگیر این همین وضعیت دنیایی اش را نشان می دهد که در آخرت ظهور می کند، تنگی و تاریکی اش و اینکه مورد نگاه خدا نیست، توی فشار است، پاک نیست، معلوم است کسی که خدا را نگاه نکند معلوم است پاک نیستـوله عذابٌ الیم» ذوایت بعدی از امام باقر (علیه السلام) هست یک صلوات ختم بفرمائید. امام باقر(علیه السلام) می فرمایند:« لا تتهاون بصلاتک» سبک نشمر نماز را تهاون یعنی آسان گرفتن، برایت مهم نباشد نماز بحث باطن نماز هم هست ها این را دقت بفرمائید: نماز اول وقت می خواند اما جلو تلویزیون! اول وقت می خواند توی شلوغی این تهاون است چرا؟ چون معلوم است چنین نمازی اصلاً نماز نیست، نماز می خواند درحالیکه در فشار ادرار است. بابا برو تخلیه کن نمازت را در حالت خوب بخوان، هول هولی خواندن در اول وقت ولی چه نمازیست، نماز می خواند، خوبش می آید به شدت ولی می خواهد با آن حال نماز بخواند، نه عرق کردی، گرما زده ای، سرما زده ای، بعد می خواهی نماز را همینجوری بخوانی؟ صبر کن چند دقیقه بنشین و آبی به صورتت بزن، یک چایی بخور، خستگی درکن، یک میوه ای با نشاط بخور بعد تمرکز بگیر ده دقیقه دیرتر از اول وقت بخوان که دیگر نمازت سبک نیست، نماز اول وقت سبک به درد نمی خورد سبک شمردن این نیست که همیشه اگر اذان گفتند اول وقت نماز من نماز بخوانم، نه از ما نماز باکیفیت می خواهند، من الآن نماز را همین الآن بخواهم بخوانم که از راه رسیدم با دست و بال روغنی، بدن عرق کرده، خسته، درد دارم، عصبی هستم، با کسی بحثم شده چند دقیقه ای خودت را آرام کن، می خواهی پیش خدا بروی، تو یک مهمانی می خواهی بروی چقدر خودت را آماده می کنی، یک مهمان میخواهد بیاید، یک عزیزی آن هم کی؟ خدا! می گویی من باید با آمادگی با طرف روبرو شوم. الآن حسش را ندارم، آمادگیش را ندارم، چند دقیقه ای استراحت کن، نماز ظهر را خواندی، می بینی که نمی کشی برای نماز عصر به خودت تحمیل نکن که به زور نماز عصر را هم بخوانم دیگر از شر نماز راحت شوم، نه دو ساعت بعد، بخواب استراحت کن، الآن علاقه مندی غذا بخوری غذایت را بخور، نماز اول وقت می خواهی بخوانی اما گرسنه هم هستی خیلی خب یک لقمه به دهانت بگذار، یک مویه یا چایی بخور، با ضعف سر نماز نرو، با گرسنگی نایست سر نماز، با تشنگی سر نماز نایست، با فشار دفع ادرار نایست به نماز، با یک کار عجله ای نماز را تمامش نکن که زود سر و ته آن را به هم بیاوری، یک فیلم مورد علاقه ات را تلویزیون دارد پخش می کند، یک سریال مورد علاقه ات هست نماز مغرب را خواندی برو فیلمت را ببین چون تو می دانی که اگر تو الآن بخواهی نماز بخوانی همه حواست به سریال است، تگذار نمازت خراب شود. برو سریالت را تماشا کن، چایت را بخور، بگو و بخند با خیال راحت، حست که برگشت و حالت به جا آمد بعداً برو نماز عشا را بخوان دو ساعت بعد، سه ساعت بعد یا نماز عصرت را بخوان، حالا بعداً توضیح خواهم داد، نماز اصلاً به جماعت وارد شده نماز یک امر اجتماعی است،«ایاک نعبد و ایاک نستعین» ما تو را عبادت می کنیم، ما از تو کمک می خواهیم، اصلاً حرف حرف جمع است، «اهدناالصراط المستقیم » را... نماز افراد اینجوری ندارد بنابراین اصل نماز به جماعت است، اذان گفتند برو مسجد، اصلاً نیم ساعت جلوتر خودت را آماده کن، قبلش می خواهی بخوابی بخواب می خواهی چایی بخوری بخور، می خواهی استراحت کنی بکن، سهل انگاری نکن که از نماز جماعت بیفتی، از مسجد بیفتی اصل این است حال یه موقعی استثنائاً آدم نتواند به مسجد برود، گرفتار شد نتوانست به مسجد برود و خواست در خانه نماز بخواند باید رعایت این مسائلی را که عرض کردم را بکند که نمازش بی کیفیت نشودف تهاون یعنی خیلی آسان و بی ارزش گرفتن، خیلی شل گرفتن، یعنی اصلاً مهم نباشد که چهار رکعت هم نماز باید بخوانم، هرجوری خواندیم خواندیم این می شود تهاون حالا چهار رکعت نماز است می خوانیم دیگر. هرجا به هر کیفیتی که شد نه نماز ملاقات با خداست. باید برایش معرفت قائل بود. باید آدابش رعایت شود. یه جایی سرد است اگر بخواهی آنجا نماز بخوانی باید تا آخر بلرزی سر نماز نمی توانی حضور داشته باشی برو جای گرم تر، یه جایی گرم است اذیت می شوی برو به یک فضای خنک تر بعد نماز بخوان، با آرامش، اگر لباست اذیت می کند لباست را عوض کن، نه بابا حالا دو رکعت دولا، راست شدن است دیگر چهارتا حرف می خواهیم بزنیم می زنیم دیگر این می شود تهاون، اون وقت هم هست، اما تهاون دارد و در آن سهل انگاری است، خراب کردن نماز است، ضایع کردن نماز است، بی ادبی است این هم تاون است.« لا تتهاون بصلاتک فان النبی قال عند موته لیس منی من استحف بصلاة» پیامبر هنگام موتش اینکه می فرماید: هنگام موتش خیلی رمز دارد که پیغمبر در آن لحظه موت این را گفته چرا؟ چون موقع مرگ همیشه آن هم یک بزرگ کلید یترین و مهم ترین حرف ها را در موقع مردن می گوید یعنی رمزها را در آنجا می گوید: موقع مردن است شوخی نیست وقت دارد طرف. یک چند تا چیز مهم را باید بگوید و برود، چند تا سفارش اکید می خواهد بکند برود، یک یاز آنها همین بود هرکس نماز را سبک بشمارد من شفاعتش نمی کنم، خیلی هشدار بزرگی است. روایت بعدی از امام صادق(علیه السلام) هست به محضرشان یک صلوات بفرستید. آخ آخ حضرت چه جوری شروع کرده! «والله انّه کیانی علی الرجل» به خدا من خجالت می شکم خدایا تو می دانی این روایت را با شرمندگی می خوانم، تو خودت می دانی خودم را می گویم عزیزان را عرض نمی کنم که خیلی شرمنده ام و خدا می داند که هیچ هفته ای برمن نمی گذرد از جوانی، حالا که دیگر همه عمر را تباه کردم که هیچ هفته ای بر من نگذشته و گاهی وقت ها شاید هر روز هفته این روایت جلو چشم من است. «والله انّهُ کیانی علی الرّجل خمسونَ سنه وما قبل الله منه صلاةً واحده فانّی شیءً اشدُ من هذا» قسم به خدا بر شخص پنجاه سال می گذرد در حالیکه خداوند یک نماز را از او نمی پذیرد وقتی این حدیث را آدم می خواند دیگر حرفی برای گفتن ندارد آدم دیگر می تواند به کسی فخر بفروشد؟ مگر کسی می تواند به کسی شکایتی بکند؟ می تواند کسی را سرزنش بکند بخاطر گناهش! می تواند دیگران را کوچک بداند و خودش را بزرگ بداند؟ وقتی این روایت را انسان می شنود پنجاه سال! بعد خود حضرت می فرماید: چی از این سخت تر؟ انسان پنجاه سال زحمتش هدر برود، چی از این سخت تر؟ً «فانّی شیء اشد من هذا» بعد حضرت یک جمله ای می گوید که آن هم خیلی کوبنده است«والله انّکم لتعرفون من جیرانکم و اصحابکم من لو کان یصلی لبعضکم ما قبل هامون لاستخفانه بها انّ الله لا یقبل الی الحسن فکیف یقبلُ وما یستخف به» می فرماید: اگر همسایه تان، اصحابتان، یک نماز اینجوری برایتان بخوانند همینجوری که خودتان برای خدا می خواند به هیج وجه قبول نمی کنید چنین نمازی را شما چه جوری توقع دارید خدا بپذیرد؟ بعد حضرت می فرماید:« انّ الله» یعنی حقیقتاً اینجوری است که خداوند جز نیکو را نمی پذیرد چگونه چیزی را که تو تحقیرش کردی، خوارش کردی، 12 کردی را از تو بپذیرد؟ نمی دانم چه جوری رویت می شود یازده شب نماز مغرب بخواند؟ پنج بعدظهر می خواهد نماز ظهر بخواند خودت اصلاً می پذیری چنین چیزی را؟ یک روایت دیگر هم هست این را تمام کنیم ابو بصیر می گوید: «دخلتُ علی امّ حمیده اعزبها بابی عبدالله(علیه السلام)» امام صادق (علیه السلام) ابوبصیر از اصحاب امام صادق(علیه السلام) هست می گوید خدمت همسر امام صادق(علیه السلام) ام حبیبه(سلام الله تعالی) رسیدم که تسلیت بگویم به خاطر شهادت امام صادق« فَبَکت قبکت لبُکائها» او گریه می کرد من هم حال او را دیدم گریه ام گرفت.«ثمَّ قالت یا ابا محمد لو رأیت یا ایا عبدالله عند موت الموت لرأیت عجبا» ام حمیده (سلام الله علیها) می گوید ابا محمد تو اگر می دید حال ابا عبدالله را (امام صادق علیه السلام) در موقع فوت یک چیز عجیبی می دیدی، خیلی عجیب! «فقَهَ عثینیه» فرمود امام صادق در آن لحظه خب سم در وجود مبارک حضرت اثرکرده ولحظات آخر عمرش هست می گوید: حضرت چشمان مبارکش را باز کرد«ثم قالوا اجمعوا لی کلَّ من بینی بینهوا قرابه» هرکس که بین من و او یک قرایتی هست همه را جمع کنید بیاورید «قالت فلم تترک احداً الا جمعنا» هیچ کس نبود که ما آوردیم هرکس از اقربا بود آوردیم، ببینید حضرت چقدر حساس است و دلسوز که هرکس هست را بیاورید، همه را آوردند صحنه ی عجیبی است دارد از دنیا می ورد به زور چشمش را باز کرده گفته همه را جمع کنید بیاورید یک حرفی می خواهم بزنم، «قالت نظر الیه » امام صادق به همه نگاهی کرد گفت: ثمَّ ثال فرمود : «انَّ شفاعتنا لاتنال سخفتم بصلاة» نه تنها پیغمبر شفاعت نمی کند هیچ کدام از ما اهل بیت شفاعت نمی کنیم کسی را که « 13 بصلاة» سبک شمردن نماز باشد این را فرمودند و از دنیا رفتند چه صحنه ای بوده!؟ حالا من نمی دانم بعضی ها چقدر پوست گلفتند که این حرف ها را می شنوند هیچ تأثیری ندارد خب این بحث به یک نحو دیگر ان شاء الله ادامه پیدا خواهدکرد جلسات آینده در مورد تباه کردن خود نماز، نماز از نظر باطن خراب بجا بیاورد این بحث دیگری است که ان شاء الله می گذاریم برای جلسه ی آینده.

سؤال کردند که در مغازه اگر کسی ببود در موقع اذان؟ ببینید یک موقع هست کسی شغلش اینجوری هست که کراجعه اش در مغازه مثلاً ابزار فروش است، الکتریکی است اینجور نیست که در مغازه صف ببندند، خواربارفروشی نیست، سوپری نیست که همیشه ده تا پنج تا مشتری دارد. تک تک می آید حالا سر ظهر کسی آمده یک لامپ می خواهد بله کارش را راه بینداز برو مسجد خودت هم می دانی سر خودت را کلاه نگذاشتی. کار یک مسلمان را راه انداختی و رفتی ولی یک موقع هست شما می بینید در مغازه ات ده نفر هستند آقا نزدیک اذان یک ربع مانده به لذان مغازه را ببند. آنهایی که تو هستند باشند خریدشان را بکنند بعد شما به نماز برسید. اما سر خودت و سر خدا را بخواهی کلاه بگذاری نمی شود در مغازه باز است سوپری هم هست، همه مردم هم نیاز دارند تند تند می آیند این را راه بیندازیم این را راه بیندازیم این سر خود کلاه گذاشتن است. نه انسان باید کاری بکند که به همه هم بفهماند من خیلی از مغازه دارها را دیدم که می نویسند هنگام نماز تعطیل است من هم تعطیل می کنم. سؤال کردند اسلام طرفدار ثروت و تولید هست؟ بخوصص تجارت را خیلی سفارش کرده کار بازرگانی، اصحابی از پیغمبر از امام صادق آمده بود تجارت را تعطیل کرده بود حضرت به او گفت " شنیدم دیگر تجارت نمی کنی؟ فرمود: آقا من به اندازه کافی دارم برای تا آخر عمرم برای چی باید کار کنم؟ حضرت فرمود نه کار را نباید تعطیل کنی، خودت مصرف نمی کنی، این همه فقیر هستند کار تولیدی کن تولید ثروت، رسیدن به جامعه وفقرا کار بزرگی است. یک کسی به برنامه خودسازی و معنویتش لطمه نخورد کار تولیدی هم انجام بدهد می تواند یک ساعتی بگذارد تولید ثروت بکند. این همه محتاج تو عالم هستند که به آنها کمک بکنند. اسلام طرفدار این هست اینکه گفتیم آسایش با آرامش سازگاری ندارد، اگر از حد بگذرد در مصرف شخصی است اما کسی که دارد تولید می کند مثل امیرالمؤمنین که تا آخرین لحظه تولید می کردند. هیچ کس در زمان امیرالمؤمنین ثروتمند از امیرالمؤمنین نبود اما حضرت مثل فقرا هم زندگی کرد. چقدر نخلستان و باغستان و چاه و قنات را حضرت آباد کرد. همه را برای آخرت خود فرستاد، مگر ما احتیاج برای آخرت نداریم ؟ یک کسی بگوید آقا من دارم تلاش می کنم پول درمی آورم، پانصد هزار تومان، یک میلیون تومان برای من بس است، دو میلیون تومان بسم هست، ولی من 5میلیون تومان درمی آورم سه میلیون تومان برای آخرتم می فرستم، کار کمی نیست. کار بارزشی است یک حسینه ای، مسجدی، کتابخانه ای، فعالیت فرهنگی کار با ارزشی با ثروت انجام بدهند مثلاً من کار خانه را نگه داشتم، شرکت است کار تجاری انجام می دهم فقط برای آخرتم مثل امیرالمؤمنین که فقط برای آخرت بفرستم، این کار مهمی است اگر کسی اینکار را بکند، کار تجاری را انجام بدهد، تولید کند، شغل تولید کند. نون بدهد به مردم اینها همه ثواب است و عبادت، اشتغال ایجاد کرده روند تولید و توسعه را در کشورش بخصوص کشور اسلامی رونق بخشیده و جدای از آن از ثروتش برای آخرت استفاده می کند، ثروت درمی آورم که برای آخرتم استفاده بکنم، خیلی ارزش دارد. در یک فرمایشی داریم که از چهار ستون دین در یک جامعه یکی ثروتمندان سلمان یک اجتماع هستند که خیلی نقش بزرگی دربقاء دین داشتند و دارند تا الآن، خیرین خیلی نقش بزرگی داشتند و دارند پس، این را نباید اشتباه بگیریم. فرمودند 16 است یا سبک شمارنده نماز یا کافر؟ ملعون از اسمش معلوم است یعنی دور خب معلوم است کافر دور است، کسی که نماز را سبک می شمارد دور است، مسلمانی که اصلاً نماز نمی خواند دورتر است و کافر دورتر است. کسی که در گذشته نماز شمرده چطور می تواند آن را جبران کند؟ توبه کند و نمازش را از این به بعد درست بخواند و خوب بخواند این می شود جبران. استغفار حقیقی کند این خودش می شود جبران، نمازهای مستحبی هم، تعقیبات خوب و باکیفیت هم جبران خواهد کرد. خب با هم دیگر پنج مرتبه آیه ام یجیب را بخوانیم برای همان نیت همیشگی خودمان رفع اضطراب از وجود مقدس آقا امام زمان، رفع اضطراب از شیعیانشان مسلمین و مستضعفین جهان آیه شریفه را می خوانیم. هدیه به محضر مقدسشان، سلامتیشان، تعجیل در فرجشان، ان شاء الله همه ما مشمول ادعیه ذاکیه حضرت قرار بگیریم، حضرت از همه ما راضی باشد. صلوات بلند ختم بفرمائید.