ازحدیث شریف بنوی درباره آثار نمازیک قسمتی ماند آن را عرض کنم بعد وارد یک حدیث فوق العاده زیبا درباره ی نماز می شویم که شنیدن آن خیلی غنیمت است و لطف دارد در مورد نماز رسیدیم به و ثمنن فی الغبه که نماز قیمت وپاداشش بهشت است.بالصلوه یبلغ العبده الدرجه الا ولیاء با نماز است که بنده به عالیترین درجات می رسد شما ببینید در هر رشته ای وقتی وارد می شوید به استاد آن رشته می گوید ما چگونه می توانیم مثل شما بشوئیم چگونه مثلا می توانیم قهرمان بشویم مثلا قهرمان شهری قهرمان استان قهرمان کشور ٰ قهرمان قاره ای ٰ قهرمان جهانی ٰ المپیک در هر رشته ای که وارد شوید در فیزیکٰ در شیمی مسابقات و المپیاد های مختلفٰ در رشته های مختلف جهان همه رشته ها مسابقاتی دارد و رقابت دارد در کسی که فهمیده آدم است ٰانسان است ٰ خودش را به چشم انسان میبیند و مسیر ابدیت را باور کرده است.یک حسی برایش اتفاق می افتد این یک اینه است که میگذارم جلویتان ببینید این حس برایتان اتفاق افتاده است یا نه. یک حسی در انسان شویم جاراهش را بسته است و بد میداند. در تمام رقابت ها خداوند مسابقه را بد میداند غیراز کجا؟غیر از حرکت به سمت ابدیت و آخرت می فرماید سارع الی مغفره من ربکم ٰ و جایی فرمود سابق.هم با سرعت بایید هم سبقت بگیرید.کسانی که واقعا خودشان را از حیث جنسی نگاه نمی کنند نمی گویند من یک مردم یا زنم یا بابا م یا یک رئیسم یا وزیرم .با اعتبارات دنیایی نگاه نمی کند. بلکه مهمتر از همه می گویند من انسان هستمٰ فرزند اهل بیت (ع) هستم باید خودم را به جایگاه خانواده ی خودم برسانمٰ خودم را به پدر و مادرم ملحق کنم . به مادرم فاطمه زهرا ملحق کنم /همین الان هم می خواهم ملحق شوم تحمل دوری ندارم می خواهم همین الان به پدرم امام زمان ملحق شوم این جور آدم ها در وجودشان یک حسی می افتد که مب خواهد حرکت کنند وواقعا می خواهند بزرگ شوند واقعا تصمیم میگیرند با کمال شوند ٰ واقعا تصمیم میگیرند اسماء الله را جذب کنند شبیه خداوند تبارک وتعا لی شوند جدی جدی است نگاه کنید کسی که می خواهد دکتر شود چه جوری دل می سوزاندٰ مهندس شود چجوری تلاش می کند صاحب خانه شود چه جوری تلاش می کندٰ وزیر شود؛نماینده شود؛شورای شهرداری بیاورد چه جوری تلاش می کند برایش. می خواهد کاراته کار شود؛ استاد شود؛خطاط شود؛ می خواهد موسیقی دان شود؛ هر رشته ای که می خواهد اینجوری بهش فکر می کند. آیا ما ان حس حال هایی که در نظام طبیعی داریم یا دیگران دارند آیاما در مباحث معنوی این حس و حاها برایمان وجود دارد یا نه یعنی شب که می آییم دغدغه شدنها می آید سراغمان. روز که هستم در دغدغه شدنها می آید سراغمان می خواهیم بشویم واقعا یا نه. ما می بینیم متاسفانه کسانی که سراغ معنویت هم می ایند سراغ قرآن می آیند ؛سراغ درس می آیند باز این قرآن ودرس را وسیله ای برای دنیایشان قرار می دهند میگویند ما مجتهد می شویم که از بقیه جلو بزنیم ؛ مرجع تقلید شویم جلو بزنیم؛مفسر و فیلسوف شویم پز استادیمان را بدهیم،در جلسات بتوانیم با بقیه بحث کنیم. باز هم اینها دنیاست .نه من می خواهم اگر کسی هم سر کلاسم نبود هیچ کس هم از من حرف شنید،هیچ کس اصلا مرا نشناخت آخر من شیفه اهل بیت بمانم. خدا رحمت کند مرحوم آ شیخ قدرت الله ببینید این مردی هست که در جوانیش یک رو حانی یک سخنرانی میکند میگویدمردم شما ها چیزی را که گم می کنید چقدر دنبالش می گردید،باباتون را گم کنید چقدر دنبالش میگردید،مادرتان را گم کنید،بچه ایتان گم کنید چقدر دنبالش میگردید،چه جوری دنبالش میگردید.امام زمان شماست،هزار سال است گم شده ،هزار سال است. چرا دنبالش نمی گردید پیدایش کنید،همین یک کلام، یک حرف اینجوری زد. چنان آتشی در وجود ایشان افتاد که حد ندارد.اینقدر شیفته امام زمان شد، اینقدر شیفته پدرش شد واین دلبستگی درش ایجاد شد که واقعا کمک پدرش بکند که آقا امام زمان علیه السلام می اید بعد از، در همین چند سال گذشته یک برگ سبز دورو به او می دهد و می گوید این نقشه توسعه جمکران است،خود امام زمان نقشه را کشیده است آن طرفش هم تعدادی از اسماء الله هست بگیر بعد می آییم کار عمرانی مسجد را می سپارد به این.که این مسجد فعلا جمعیت کمی می آید توش،ولی در آینده میلیونها نفر،مثلا الان که سه میلیون نفر فقط نیم شعبان می آیند آنجا ،میلیونها نفر می آیند آنجا مسجد باید توسعه پیدا کند اینقدر ایشان شیفته امام زمان است که حضرت خودشان کارشان را مستقیم می دهند به ایشان .این آقا خادم و سازنده وتوسعه دهنده مسجد جمکران است همین دو سال پیش هم هیچ کس نمیدانست که ایشان یک روحانی و مجتهد است .درس خوانده است اجازه شرعی اجتهاد دارد . اینقدر مخفی بود اصلا برایش مهم نبود کسی بداند که او آخوند است، کسی بداند این روحانی است، کسی بداند این مجتهد است. اصلا برایش مهم نبود عشقش امام زمان بود و خدمت امام زمان اشباهش می کرد . کسی بشناسد او را نشناسد ش اصلا براش مهم نیست. اگر آدم دنبال کمال می رود اینطور برود دنبال کمال. حالا شما وقتی می روید سر کلاس یک استاد ، در هر رشته ی که می روید فیزیک،شیمی، مثلثات ،ریاضیات،ورزشهای رزمی، هنر،فنی حرفه ای . می گوید آقا ما چگونه می توانیم خودمان را به آن قله برسانیم اونهم بهت راهکار می دهد وقتی انسانی می افتد در مسیر انسانیت .خداوند می فرماید اگر می خواهید بیایید بالا استعینو بالصبر و الصلاه .از صبرو نماز کمک بگیرید اینها شمارا می آورد پیش من و شبیه من می کند کسی که صبر ندارد آدم عجول ،عصبی آدمی که زود تصمیم میگیرد، آدمی که زود قهر می کند، آدمی که زود قیچی می زند، آدمی که تحت احساسات کار هایش است این بدرد کار نمی خورد آدم باید با طما نینه، آدم صبور ، بالصلاه از نماز کمک بگیرد. هیچ کس بدون نماز به به هیچ کجا نمی رسد. آقا ،این نماز را که معراج شما را بالا می برد، نمازهای ما چرا بالا نمی رود؟چون ما رانندگی با نماز و ارتباط با نماز را یاد نگرفتیم. تمرین نکردیم با نماز .با نماز است که بنده به عالیترین درجات می رسد. خداوند در قرآن می فرماید استعینو با الصبر و الصلاه ایننجا هم پیامبر می فرماید : بالصلاه یبلغ العبد الدرجه الاولیا .بنابراین هی نگردید اینطرف وآنطرف وفکر کنیم حالا مثلا ایندرس، آن درس، این استاد، آن استاد می خواهم یک کار بکنند یک اجی مجی بکنند، یک فوتی بکنند ،یک چیزی بگویند که ما می خواهیم به جایی برسیم.اصلا اینطوری نیست. آقا ابزارش این نماز است. استفاده کنید از نماز،نمازتان را درست کنید روی نمازتان کار کنید.بزرگان می گفتند شما ده سال تمرکز بگیرید،زحمت بکشید تا نماز تان درست شود واین می ارزد ده سال،پانزده سال ،بیست سال آدم زحمت بکشد نمازش را درست کند. این وسیله را راه بیندازد. موشک است،این موشک ما را می برد تا بالا ولی باید این موشک را درست کرد با او باید ارتباط برقرار کرد سوارش شوی ،سوختش آماده شود، میکانیکی آن را بلد باشی اگر روشن شود حرکت کند تو را همه جا میبرد. می ارزد آدم زحمت بکشد روی نمازش کار کند.سالها زحمت بکشد،کار کند ،تمرین کند تمرکز بگیرد تا یواش یواش این نماز تکانی بهش بدهد. لان الصلاه حالا چرا صلاه می تواند ما را به عالیترین درجات برساند.حضرت می فرماید محتوای آن مهم است لان الصلاه تسبیح نماز تسبیح دارد و تهلیل، لااله الاه الله دارد وتحمید الحمدالله دارد وتکبیر الله اکبر دارد وتمجیدو تقدیس وقول گفتگوی است با خدا،حرف زدن است با خدا .ما این را خیلی دست کم گرفتیم که یک حرف زدن بی پرده است با خدا.و دعوه ونمازدعاست پرازدعاست نماز.یک چیزی که همه اینها را با هم دارد. تسبیح، تهلیل، تحمید، تکبیر، تقدیس،تمجید، قول، دعوه، همه را با هم خیلی محتوایش قدرتمند است خداوند جوری این نماز طراحی کرده است که اگر کسی عرضه ارتباط بر قرار کردن را داشته باشد خیلی خوب است مثلا کسی که بگویید آقا می توانی از این تکه سنگ بمب بسازی،می گمیی شما مارا مسخره کردید تکه سنگ است فقط می شود بزنی توی سر یک نفر ،بمب چیست؟ ولی آنهایی علمش را دارند این سنگ را می برند داخل کارخانه،اورانیوم آن را در می آورند تبدیلش می کنند به یک بمب اتمی بعد یک مقدارش را می ریزند روی یک شهری وآن شهر را نابود می کنند. می گوید اگر توست دست وپایش را داشته باشی و بتوانی از نماز استفاده کنی؟ بلد باشی رویش کار کنی؟ یک دانشمند هسته ای چقدر زحمت می کشد تا بتواند هسته را بشکافد غنی کند اورانیوم را،به سوخت برساند، بسته بندی کند وبه ذخیره اش بکند. چند سال طول می کشد.شما زحمت بکشید نماز آن انرژی را دارد نه به انداره ی بمب هسته ای به اندازه ای که تورا بردارد بگذارد تو آغوش خدا، واقعا تمام برزخ و بالاتر از برزخ تو را ببرد.معراج است این شوخی نیست ما عادی گرفتیم این را ، قضیه را؟ گوش ما عادت کرده به اینکه بشنود معراج است؟ معراج است وعادی هم رد شده ایم. می گوید نه این همان است که همه کار ازش بر می آید این نماز است.ولی تو باید مکانیزم آن را تمرین کنیم زحمت بکشی سالهای، سال تمرین کنی،یاد بگیری که من چجوری سوار این شوم که مرا ببرد. تو جبه چجوری می شد 13 ساله، 14 ساله، 20 ساله با یک نماز شب،با چند رکعت نماز آن مدارج عالی را طی می کرد مکاشفه داشتن رو در ور با حضرت صحبت می کردن، حضرت را بغل می کردن،خیلی با رفاقت صمیمیت با حضرت صحبت می کردن. خبر ساعت شهادتشان را می دادن.در نماز چه گذشته به این که این همه کار می کند آنها از ما خیلی کو چکتر بودند نماز خواندن ودرست هم خواندند. پس ما هم باید از نماز استفاده کنیم.سال ها تمرکز کنیم باهاش بازی کنیم،یک مدت روی رکوعش،یک مدت روی وضوعش،یک مدت روی مقدماتش، یک مدت روی تکبیرش، یک مدت روی تمحیدش، یک مدت روی سجده اش، یک مدت روی قرائتش، بعد یواش یواش ارتباط و احساساتمان را با نماز قشنگ کنیم.وقتی قشنگ شد آدم را می برد خیلی پرت این طرف آن طرف نپریم. همین دستگاه و همین مکانیزم راباید رویش کار کنیم، همین را باید کشف کرد در جای دیگر نرویم. هر چه هست همین است همین الله اکبر و حمدو سوره وروکوع وسجده و تشهد. مجموعه اینها یک سیستمی است که اگر بتوانیم ارتباط با بر قرار کنی آن اتفاق جالب می افتد. شما غالب بزرگان را نگاه کنید وقتی مکاشفات برایشان اتفاق افتاده از طبیعت خارج شدند ورفتند به برزخ وبالاتر از آن سر نماز بوده است.در محراب بودن، در سجده بودن ،در قنوت بودن، درروکع بودن،در قرائت بودن همه اتفاقات همین جا افتاده است. پس این اسم اعظم است. و باید روش کار کنیم. هر جا دیگر که بپریم فایده ندارد. من باید با این چجوری رفتار کنم که روی خوشش را به من نشان دهد چجوری دلش را بدست آورم؟ چجوری می توانم این وسیله را تسلیم خودم کنم؟ لذا هر چه کتابهای عرفانی بخوانیم ولی روی نمازت تمرین نداری وکار نمی کنی چه فایده ای دارد؟!هی برو کار کار کن، هیچ کجا خبری نیست هر چه هست در نماز است و هر کس هر کجا رسیده با نماز رسیده. یک چیز دیگری، یک فرمول دیگری، یک راه دیگری، نه. همین نماز، با همین می شود همه کار کرد. باید روی این کار کنیم، روی این تمرکز بگیریم، خلوت هایمان را بین درست کنیم. باید یاد بگیریم با این درست بر خورد کنیم.اگر یاد بگیریم درست برخورد کنیم ، ودلش را بدست آوریم تسلیم ما می شود وروی خوش به ما نشان می دهد.نماز آن وقت می گوید بیا سوار شو هر کجا بخواهی تورا می برم ولی ما اصلا با نماز رفیق دوست نیستیم. دورش نمی گردیم سعی نمی کنیم دلش را بدست آوریم.رویش سرمایه گذاری نمی کنیم وحاضر نیستیم برایش هزینه کنیم . بنابر این ان هم به ما راه نمیدهد .ما الان 40 سال ،50 سالمان است. ولی به ما راه نمیدهد.برای اینکه اصلا نخواستیم با نماز رفیق شویم. نخواستیم دلش را به دست اوریم،نخواستیم هزینه اش بکنیم. شما وقتی حاضر نیستی برای نماز هزینه کنی آن را جدی نمیگیری او هم تورا جدی نمیگیرد.تو باید اورا خیلی جدی بگیری، خیلی جدی بگیری تا بخندد به تو راه را باز کند.ببینید یک موقع نمازتان چقدر با شما راه میاید.میگوید این نماز چه خوب بود.ای خدا میشود تمامه نمازهایمان مثل این 2 رکعتکه الان خواندم باشد.بعد فکر میکنی 2 رکعت بعد باهات راه میایند،نه.4 تا اتفاقه ناجور می افتد نماز بعدی اخم کرد بهت.تا آخر میبینی اصلا باهات راه نمی اید.میبینی از اول تا اخر حواست جای دیگر است.پرت،پرت.برای اینکه با نماز بدی کردی.با لطافت باهاش برخورد نکردی.یک موقه حواست نیست از دستت در میرود. آدم خوبی می شوی 4تا کار خوب انجام می دهی بعد می آیی سر نماز یک حس خاصی داری می بینی چقدر نماز باهات راه می آمد.همچین بهت می خندد که نگو.یک عزیزی امروز برای من تعریف میکرد می گفت: نماز که می خوانم گوش هایم کیپ می شود.گفتم پس هوایت را دارد که گوش هایت کیپ می شود. از اطرافم دیگر هیچ صدایی نمی شنوم تا می گویم الله اکبر گوش هایم کر می شوند. دیگر هیچ صدایی از اطرافم نمی آید.من هستم یک سکوت و یک خلوت مطلق. این قشنگ است باری کلا. توانسته گو شش را کر کند.حالا اگر انسان بتواند خیالش را کنترل کند،فلج کند خیالش را، چشم هایش را کور کند، سایر حواسش را از بین ببرد خیلی کار است. راه باز می شود اینطوری. ولی ما اصلا برای این کار تمرینی نداریم، حدیث بسیار شیرین و لذت بخش و با صفا انشاء الله با نشاط گوش کنید. نبی اکرم صلی الله علیه و آله :ان الله تبارک و تعالی یسمه سخایل: می فرماید خداوند تبارک و تعالی فرشته ای دارد که اسمش سخایل است. یخض البرواه للمصیلن عند کل الصلاه من رب العالمین جل جلاهله. این فرشته مهربان و دوست داشتنی است. این فرشته کارش این است که هر وقت،وقت نماز می شود.مسلمانان، مومن می روند نماز می خواند این می رود از خداوند براوه را می گیرد. برواه جمع براه است. این برات ها را می گیرد. می گوید خداوندا برات هایشان را بده به من. از خدا می گیرد. وراذا اصبح المومنون فقام وتوضوا و صلوا و صلاه فجر اخذ من الله عزوجل براه لهم المکتوب فیها. تا اذان صبح می شود مومنین وضو می گیرند و آماده می شوند و اقامه نماز می کنند و نماز می خوانند این می رود از خداوند برواه می گیرد که در آن برواه نوشته شده است (محتوایش جالب است) انا الله الباقی خیلی تکان دهنده است یک موقعی خدا رحمت کند اقای مجتهدی را استاد ما می فر مودن: من یک مو قعی در حیاط مسجد نشسته بودم با یکی از دوستانم صحبت می کردم یک پیره مردی خیلی ساده کج و کله آمد پیش ما، گفتم بفرمایید.گفت آقای فلانی را می خواهم گفتم تشریف ندارد. دیدم رفیقم گفت: آقای مجتهدی می دانی این آقا کی بود گفتم:نه. گفت: این یکی از اولیا خدابود.گفتم راست می کویی دویدم،دویدم دنبالش و سلام کردم و عذر خواهی کردم کفتم بفرمایید در حیاط باز عدر خواهی کردم آمد نشست روی تخت گفت آب خنک.تابستان بود آب خنکی آوردم،خیاری آوردم.ایشان هم نشست با بزرگواری تا بعد گفتم خوب است عنایتی به من بکند.بعد بهش گفتم آقا یک نصیحتی بفرمایید ما استفاده کنیم. گفت:اگر نمی دانستی من کی هستم تحویلم می گرفتی به جای می رسیدی. این هم گفتم تا یک چیزی یاد گرفته باشی.شما مثلا می روید داخل حرم کسی می آید جلویتان می ایستد و می گوید چی می خواهی؟ آقا شما می گوید من امام رضا هستم. وای آدم جا در جا بیهوش می شود. ان بقیه الله اگر یکبار امام زمان بیاید جلوی چشم ما و بگوید.چقدر از بزرگان بودن فهمیدن ولی نمی توانستن کاری بکنند اصلا دست و پایشان قفل شد اصلا می خواسته برود سمتش نتوانسته از جایش بلند شود آقا دارد نماز می خواند واقعا. آقا خدا یکدفعه می گوید من خدا هستم. حضرت موسی را نگاه کنید.این آیات را آدم می خواند تمام وجودش میلرزد. رفته به زن و بچه اش گفته باستید اینجا من بروم آتش بیاورم شما گرم شوید. رفته کنار آتش ایستاده یک دفعه می گوید: یا مومنی انی انا الله. من خدا هستم،خداوند دل پیامبران را اینطوری می برد. یکبار با آنها رو در رو می شد آیه قرآن هم هست که می فر ماید: ما هیچ پیامبری را نفرستادیم الا، مگر به آنها گفتیم انی انا الله. من این را به همه گفتم. به هر پیغمبری خدا می فرماید: من خدا هستم. وای خدا، آره،انی انا الله.چه تکانی آدم می خورد.حالا می فرماید: در این برات ها برای مومنین این جوری نوشته است. انا الله الباقی. من خدای جاویدان هستم. آدم چقدر همه چیز بد می شد. تمام آرامش های من وشما، آرامش نهان من وشما به این است که این چنین خدایی داریم. یعنی کسانیکه به جنگ خدا میروند معصیت کارهای حر فه ای ، ته دلشان خیلی به خدا خوش است می گویند ما میزنیم می کشیم، مارا میزنند می کشند هر چه شد،شد. دنیا بی حساب کتاب نیست بی صاحب نیست . یک خدای اینجوری داریم. به به چقدر به انسلن آرامش می دهد که این عالم یک خدای اینجوری دارد.اصلا این عالم تجلی یک خدای این جوری هست. یک خدای جاوید باقی.شما هم این جوری هستید آدم یک موقع هایی دلش برای خدا ضعف می رود. می خواهد دورش بگردد،باهتش حرف بزند،فقط امام سجاد قشنگ می گوید وقتی دل آدم ضعف می رود می تواند آدم را تخلیه کند،در یکی از مناجات ها می گوید:بندهات به فدایت شود. عبیدک بفداکسائلک. سائل می دانی یعنی چه؟ یعنی من خواستار تو هستم. من تورا می خواهم.بفنائک فقیرک بفنائک. من فقیر تو هستم خدا. خدایا در این سحر شب جمعه ای که داریم می گذاریم تو می دانی به دل ما مرا جعه کنی به قلب ما مراجعه کنی می دانی اگر ما بد کنیم، اگر گناه بکنیم، اگر قهر کنیم، اگر چموشی کنیم، اگر بی معرفتی کنیم ولی واقعا دلمان به تو خوش است. یعنی ته دلملن خیلی به تو روشن است. خیلی به تو خوش است. بچه بازی می کنیم. ما مثل بچه های هستیم که بی توجه به جایگاه پدر مادر می روند تو خیابان، تو بیابان ،توصحرا، میروند کوه و می روند شهر. ولی تمام دل خوشی شان این است که وقتی بر می گردند پیش پدر مادرشان. آنها همه چیز را مستحکم آماده کردند بچه ها تمام دل خوشی شان را از این جا می گیرند. ما در این مملکت خدا خیلی غلط ها می کنیم، خیلی جاها می رویم ولی خدا خودش می داند که ما چقدر دلشاد هستیم به خدا. ته دله همه ما این جوری است. ستون دل ماست، نور دل ماست،عبادی و امادی . چقدر قشنگ است بنده های من کنیز های من داره به همه می گوید.چقدر خوب است خداوند به ما اینجوری خطاب می کند.آدم با بنده وکنیزش چکار می کند،خدا رحمت کند امام را. حدیث قدسی را این جوری یک موقع هایی اینجوری می گفت: خدایا شنیده ام که گفتی چه کنم با یک مشک خاک جز اینکه آنها را ببخشم. چکار کنم بنده ام را؟ بنده های من کنیزان من. حرضی جعلتکم. من همه شما را در پناه خودم قرار می دادم. و فی حفظی وتحتک نفسی سیرتکم. من همه شما را در سایه حمایت و نگهبانی خود قرار داده ام. آی نماز خوان ها،آدم وقتی نماز می خواند این جوری است. خودش آدم میفهمد وقتی دارد نماز می خواند، وقتی دارد در مسجد نماز می خواند. وقتی برای ابا عبدالله دارد گریه میکند. خودش این چتر حمایت اینها را احساس می کند با تمام ابعاد وجودیش. عزتتی. قربان خدا به چی قسم خورده، برای این که دل مارا خوشحال شاد کند و محکم کند چجوری قسم می خورد می گوید به عزتم قسم. خدشه بردار نیست چقدر دل ما را محکم کرده. برای همین 4 رکعت نماز به درد نخور هم که می خوانیم میگوید وعزتی لا.به عزتم قسم من شما را رها نمی کنم. وانتم مغفور .همه شما را بخشیدم. شما که نماز خواندید من با این نمازتان شما را بخشیدم. همین دو رکعت نماز صبح. انتم مغفور لکم ذنوبکم الظهر. تا ظهر هکه شما را بخشیدم. و اذا کان وقت الظهر. وقتی ظهر می شود.فقام مومنون دوباره بلند می شوند.و توضوا،وضو میگیرندد. وصلوا،نماز می خوانند.دو باره این فرشته ی عزیز و مهربان می آید. همین مهر بانی فرشته هم خدا به او داده. اخذ لهم من الله عزوجل البرواه. دوباره این فزشته می آید و از خدا یک برات دیگر براشان می گیرد. البراه الثانیه مکتوب فیها در این برات نوشته که انا الله القادر. نوشته من خدای قادر هستم. عبادی وامائی. بنده های من ،کنیز های من.بدله السیاتکم الحسنات، من همه گنا ها نتان را تبدیل به ثواب کردم. وغفرت لکم السئیات،همه گناهان شما را بخشیدم.و اهللتکم برضای عنکم دار الجلال، به خاطر اینکه از شما راضی هستم، خدا از آدم اعلام رضایت کند چقدر خوب است. خدایا تو خودت می دانی بحق محمد آل محمد ما هیچ طاقت قهر تو را نداریم، طاقت نارضایتی تورا نداریم. خدایا هیچ وقت رویت را از ما بر نگردان، خدایا هیچ وقت قهرت را به ما نشان نده. واذا کان العصر، نوبت عصر که می شود. فقام و توضوا و صلوا اخذ لهم من الله عزو جل؛ البراه ثالثه ،دوباره این فرشته می آید اینه ئیکه نماز سوم شان را خواندن، براه سوم را می گیرد. مکتوب فیها انا الله الجلیل. چه تشریفاتی خداوند راه انداخته برای بنده گانش و ما چقدر ساده از کنارش رد می شویم.، طرف نماز می خواند. نه عزیزم هر باری که شما دعوت می شوید به نماز، هر نماز خیلی اتفاقات اطراف ما می افتد.جل ذکری، یاد من خیلی باشکوه است. اگر انسان بفهمد.واعظم السلطانی،سلطنت من عظیم است. عبدی وامائی، بنده ها و کنیزانم. حرلکم النار ،بدن هایتان را به جهنم حرام کردم. واسکنتکم مساکینالابرار، وشما را در جایگاه نیکان ساکن کردم. آنها جایتان دادم.و دفعت ان کم برحمتی شرالاشرار، وبه رحمت خودم شما را از شر اشرار را برطرف کردم.اگر کسی با تاریخ سیاست ،با وضعیت جهانی آشنا می شود می فهمد که الان مملکتی مثل ایران، باید هزا بار مورد تهاجم و بمباران آن هم بمباران اتمی و شیمیایی قرار می گرفت ولی می گوید شما نماز می خوانید و من هم شر اینها را از شما بر طرف می کنم. خود دشمنان مانده اند که این مردم واین مومنین این قدرتمند واینقدر با نشاط زندگی می کنندو سرا پا ایستاده اند ما نمی فهمیم که به برکت امام زمان، به برکت عبادتهای مردم چه بلا هایی دفع می شود. یک نماز جمعه،یک راهپیمایی چکار خواهد کرد.تا اینجا بس است چون نماز مغرب و عشاء جملات فوق العاده قشنگی دارد بعد هم سخن هایی است که فرشته با نام سخایی با ما می گوید.سلا الله تعالی علیه. بعد از نماز عشاء با ما یک حرف هایی دارد که خیلی قشنگ است این باشد برای بعد.
جلسه 028 - نماز
متن کامل (خام) جلسه 028 - نماز