بحثمان درباره نماز بود روایت نبوی را گفتیم که: «و هداً و ایمان و نور معرفت و برکت فی الرزق» نماز موجب برکت در رزق هست، برکت در رزق غیر از پولدارشدن است یک موقع است انسان پولدار می شود اما رزقش نیست با زد و بند و پارتی بازی و رانت و کارهای دیگر وضع مالی اش خوب می شود به این نمی گویند رزقش زیاد می شود زیرا حق خودش نبوده از این طرف و آن طرف پول گرفته اما اینکه نماز رزق را زیاد می کند خدا رحمت کند مرحوم بهلول را به او گفتند آقا ما وقتی دخل و خرج مان را می نویسیم تعجب می کنیم که با این درآمد ما چگونه زندگی ما ی گذرد گفت: کاری با این کارها نداشته باشید. حالا شما اگر امتحان بکنید اگر بنویسید این کار را من چندبار در زندگی خودم کردم در مقاطع مختلف گفتم از این ماه یک دانه یک ریالی هم که هر جا هزینه می نویسم می بینم چیست؟ وقتی هزینه های روزانه و معمولی، ما همان را نوشتیم با درآمدمان دیدیم اصلاً با هم سازگاری ندارد یعنی بهرحال خداوند تبارک و تعالی از راههای مختلف رزق می دهد نه فقط رزق مادی بلکه رزقهای معنوی و رزقهای خیلی بالاتر، رزقهای علمی، رزقهای محبتی، رزقهای عاطفی و رزقهای خوبی را برای انسان می رساند یعنی خیلی از چیزهایی که دیگران به سختی به دست می آورند می بینید که خداوند برای شخص نمازگزار این رزق را می رساند مشکلات علمی، مشکلات فقهی، مشکلات عقیدتی، مشکلات عاطفی و حتی مسائل دیگر را می بینید که خود بخود گره ها باز می شود. من در این سفر هند که چند روز پیش داشتم قبل از اینکه برویم سفر می دانستم سفر پردردسر و سختی را در پیش داریم و کار زیادی هم می برد و سال گذشته که رفته بودیم خوب تعداد ما کمتر بود کار هم خیلی زیاد بود امسال با اینکه تعداد بیشتر بود می دانستیم حجم کارمان چندبرابر است و فشار و مشکل و مانع هم داریم به دوستان هر کدام که دیدم گفتم شما دعا کنید و دو رکعت نماز بخوانید و دعا بکنید برای اینکه این سفر با موفقیت انجام شود وقتی ما رفتیم آنجا حجم زیاد کارها واقعاً وحشتناک بود گفتم ما شبها فقط زود زود می خوابیدیم چهار صبح بود، آنقدر کار بود آنجا و نیاز بود که دوندگی کنند بچه ها، بعد موانع سختی پیش می آمد آنجا، من می دیدم که یک بن بستی خوردیم ولی می دیدیم چند دقیقه بعد واقعاً یک دست غیبی می آمد مشکل را برطرف می کرد. به دوستان می گفتم این اثر دعاهایی است که بچه ها برای ما می کنند آنجا و نمازهایی که خواندند، اینطوری رزق آدم زیاد می شود مثلاً ما مراکز علمی که می رفتیم، مراکز دانشگاهی که می رفتیم آنها می گفتند که ما اصلاً باور نمی کنیم یک گروه بیاید بتواند در مدت 48 ساعت کار مثلاً یک سال را انجام بدهد، 48 ساعت مثلاً ما آنجا بودیم در یک شهر کار یکسال انجام می شد خوب این جز اینکه برکت باشد چیز دیگری نبود به برکت همین نمازهایی که دوستان خوانده بودند پشت سر ما اینطوری برکت رزق می آورد در کارهای شما هم همینطور است. یک موقع یک کسی را می بینید که کاری که قرار است شش ماه انجام بدهد یک آدم نماز خوان در یک هفته انجام می دهد، می خواهد ازدواج کند اصلاً خودش هم فکر نمی کند که اینطوری حل می شود بسم الله را که می گوید و شروع می کند می بیند که خیلی از موانع او پشت سر هم حل شد و کارش راه افتاد ولی کسی که اینطوری نیست هی کارش گره می خورد من آدم سراغ دارم ازدواجش هفت سال طول کشیده یعنی هی در چاله و چوله افتاده و بالا و پایین شده و گرفتار شده ولی می بیند خداوند برای نمازخوان و اهل عبادت خیلی از موانع را زود برطرف می کند و وسعت می دهد و رزق همه جانبه برایش می دهد تا کارها روی غلطک است و خیلی زود کارهایشان انجام می شود و ممکن است بعضی جاها هم کار گره بخورد که آنهم حتماً به خاطر این است که یا جایی معصیت کرده، یا تنبلی کرده، و یا کار خدا را عقب انداخته، فرمولش را هم گفتم: قاعده داریم که شما هر وقت کار خدا و امام زمان را عقب بیندازید خدا کارت را عقب می اندازد یک قاعده و فرمول دو، دوتا، چهارتاست، ظهر می خواهی نماز بخوانی بگو ساعت دو نماز می خوانم دو ساعت کا رخدا را عقب می اندازی خدا هم به فرشته ها می گوید کار او را دو روز عقب بیندازید، می روی بانک چک را بگیری می گویند، آقا چک پاس نشد یا کسی قرار بود پولی به حسابت بریزد می گوید آقا عذر می خواهم شرمنده ام ان شاءالله 48 ساعت بعد می ریزم به حسابت می بیند کار خدا را دو ساعت عقب انداختی دو روز تو را می دوانند. می خواهی تعقیبات نماز بخوانی بلند می شوی در می روی از مسجد و فکر می کنی اگر الان بروی زودتر در مغازه را باز کنی پول بیشتری گیرت می آید بعد دوماه کارت گره می خورد، یک موقعی یکسال کار آدم گره می خورد چون بی ادبی می کند و به امام زمان و به خدا می گوید وقت ندارم خوب خدا هم گره می زند، دنیا اینطوری است، دنیا اصلاً مأمور است و به او وحی شده و نمی تواند وحی خدا را انجام ندهد، گفته هر کس دنبال تو آمد او را بدوان. این یک قاعده و یک فرمول است مثل 2ضرب در 2 می شود 4 اینطوری است. وقتی شما کار حضرت را لنگ بگذارید، کار خدا را لنگ بگذارید کار کودک عزیزروان خودت را معطل بکنی، و به او نرسی کارهایت گره می خورد. یک آقایی آمده بود پیش من هی می گفت: من نمی دانم چرا معاملاتم نمی گیرد و کارهایم گره می خورد و عقب افتاده، اصلاً مشتری می آید قیمت عالی هم هست همین که به سر قرار می رویم به هم می خورد پول و سرمایه هم خیلی دارم گفتم حج رفتی؟ گفت نه، گفتم برای چه نرفتی حج؟ گفت:نشد دیگر وقت نشد گفتم خوب تو به خدا گفتی وقت ندارم، گفتم چند سالت است؟ گفت 47 سال، گفتم پول نداشتی؟ گفت: نه. من همیشه پولدار بودم گفتم: تو که حج خدا را عقب انداختی توقع داری کارت گره نخورد؟ تو هر وقت که گفتی من وقت ندارم دنیا هم می گوید من وقت ندارم، یک موقع خود ما یک اشتباهاتی می کنیم و الا آدم اشتباه نکند و کار را عقب نیندازد و جدی بگیرد، نماز اول وقت و به موقع بخواند رزق می رسد. آن دوست ما می گفت ما رفته بودیم حج، می گوید آنجا آقایی آمده بود مستطیع شده بود خودش هم از این ویلچریها بود آمده بود پدرش را بیاورد فرودگاه که او را برای اعمال حجب بفرستد. بعد این آمده بود همینطوری چرخ پدرش را هل می داد بابا را می خواستند سوار اتوبوس کنند کسی نبود او را بلند کند گفت: اجازه بدهید بابایم را سوار اتوبوس کنم برود خلاصه بابا را سوار اتوبوس کرده بود درب اتوبوس بسته شده بود گفته بود خوب می برم از درب هواپیما سوار می کنم بعد بر می گردم گفت آمده بود بابا را داخل هواپیما کرده بود از همین موقع درب هواپیما هم بسته شده بود و یک دفعه دیده بود هواپیما تکان می خورد گفته بودند آقا بنشین هواپیما می خواهد برود او هم دید صندلی خالی است نشسته بود خلاصه کمربند ها را ببندید همینطوری مستطیع هم نبوده خدا قسمتش کرده، خلاصه می رود آنجا حج را به جا می آورد مفتی، دیگر از این بهتر؟
روزی اینطوری می شود خلاصه می گوید روز هشتم، نهم می فهمند او قاچاقی آمده آنجا در عربستان او را یک فصل کتک می زنند. هر چند کتک خورده بود ولی حج را هم انجام داده بود و برگشت چون کتک خورده بود بیشتر هم قبول شده بود، یک موقعی اگر خدا بخواهد روزی بدهد یک طوری می دهد که اصلاً فکرش را نم کنی. «و یرزقه من حیث لا یحتسب» از جایی که آدم فکرش را نمی کند خدا روزی می رساند پس مجموعاً آدم اهل خدا و متدین خوش روزی هست یعنی وقتی به خدا می گوید بله خدا هم به او می گوید بله. و وقتی می گوید نه هزارجور گره می خورد. این برکت در رزق خیلی مهم است در همه جنبه ها برکت می دهد در کار علمی اگر درس بخواهد بخواند بهتر می فهمد، می خواهد ریاضی بخواند، زبان بخواند، می خواهد کنکور امتحان بدهد بهتر می فهمد مشکل ریاضی داشته باشد حل می کند، مشکل علمی داشته باشد حل می کند. ما یکی از دوستانمان که بچه متدینی هم بود گفت: در دانشگاه یک سوال فیزیک داشتم هر چه فکر کردم نتوانستم حل کنم آدم خانه خوابیده بودم شب در خواب جواب مسئله فیزیک را گفتم گفت: از خواب بلند شدم جواب مسئله را نوشتم بالای سرم. صبح هم برداشتم خلاصه از هر جایی بخواهی خداوند یک طوری روزی تو را می رساند. اگر شما برگردید به گذشته خودتان نگاه کنید می بینید موارد زیادی بوده که شما فکر نمی کردید بشود ولی شده. روزی تان چیزهای خوب شده، کتاب خوب، معلم خوب، جلسه خوب، مسجد، امام جماعت خوب، دوست خوب، همسر خوب، اینها همه روزی است «و راحت للبدن» راحت بدن است. چرا؟ چون بدن خودش شأن پایین نفس است، بدن و روح دو چیز نیستند که بگوییم این یک بدن و این یک روح است، روح خودش شأن، نازل نفس است برای همین شما اخلاقیات تان هر شکلی که می گیرد در قیافه هایتان هم تأثیر می گذارد، خلقها و نورانیتها روی قیافه تأثیر می گذارد، تاریکها، گناهان، معصیتها نیز روی قیافه اثر می گذارد می بینید یک نفر هست خیلی خوش پوش و خوش مو، ظاهر چهره تمیز اما نگاهش می کنید آدم می خواهد کفاره بدهد، دل آدم می گیرد، یک کسی می بینید نه قیافه ای هم ندارد ولی آدم نگاهش می کند لذت می برد، نورانیت دارد، سیاه پوست است، ولی نورانیت دارد. آدم لذت می برد به او نگاه کند نفس و جسم با هم هستند یعنی یک واحد هستند این یادتان باشد در بحث روانشناسی ما بیماریهایی داریم که خیلی هم شایع است که آنها می گویند بیماریهای روان تنی، عکسش را بگویم برایتان؟ شما یک وقعی حالتان خوب نیست (حال روحی) اضطراب و دلشوره و غم و غصه ای داری خودت می روی دکتر، دکتر معاینه می کند و می گوید نه چیزی نیست. این از کجا آمده؟ مشکل روحی. برای اینکه جسم و روح یکی هستند شما ویتامینهای کافی، پروتئین کافی، به بدن نرسانده روی روح اثر می گذارد، دلشوره، ضربان قلب و ا ضطراب داری، برو ورزش من می گویم ورزش مثل نماز واجب است در برنامه های شما حتماً روزی نیم ساعت ورزش را نوشتم ورزش کنید، غذا و میوه و سبزیجات و عطر به موقع و به اندازه استفاده شود می بینید مشکل روحی هم برطرف می شود، به جسم رسید مشکل روح برطرف شد. برعکس هم هست یک موقعی مثلاً من سردرد دارم می رویم دکتر عکس می گیرد و آزمایش، می بینید هیچ چیز نیست. قلب درد دارم، می بینید هیچ چیز نیست، می گویید استخوان درد دارم می بینید هیچ چیز نیست بعد طرف یک ذره می آید در راه خدا و با خدا انس بگیرد روحش را آرام می کند و لذت می برد می بیند مشکل جسمی اش هم برطرف می شود و خیلی با نشاط و شنگول در حالی که قبلاً یک عالم درد داشت پس جسم و روح واحد هستند. شما وقتی که نماز می خوانید نماز اول از این نماز از نظر آثار ماوراء طبیعی وقتی که فوق عقلشان چون، پنج مرحله داریم که بارها گفتم 1- حس 2- خیال 3- وهم 4- عقل 5- فوق عقل نامز ارتباط فوق عقل است، سلطان است در ارتباطها، بالاترین شأن انسان غذا می خورد وقتی این رئیس اصلی غذا می خورد چون بخش آرامش هم مال بخش پنجم است. بخش پنجم که غذا می خورد بقیه بخشها خود بخود آرام می شوند. یعنی در نظام درسی، در نظام عقلانی آرامش بیشتری دارد. در نظام وهمی و خیالی و حسی هم آرامش بیشتری دارد برای همین معنویت خودبخود روی سیستمهای بدن اثر دارد، الان ایمان درمانی داریم در کشورهای آمریکایی و اروپایی، یعنی این را صد درصد ثابت کرده اند که اگر کسی حتی خودش اهل دعا نباشد برایش دعا کنند گروها را تقسیم می کنند مثلاً گروه الف و ب به یک عده می گویند برای گروه الف دعا کنید و به یک عده می گویند دعا نکنید بعد از مدتی می بینید تمام مراحل درمانی گروه الف بهتر از گروه ب است، بعد می گویند گروه الف خودش دعا بخواند و به گروه ب نمی گویند بعد می بینند خیلی تأثیر گذاشته. جدای از این مسائل معنوی با مسائل حسی چون، هم فرشته های مادی داریم و هم فرشته ای مجرد. شما وقتی ذکر می گویید در عالم فیزیکی شما تأثیر می گذارد. من یک چیزی به شما بگویم، اصلاً ماده بدون معنویت نداریم یعنی شما دست روی هر ماده ای بگذارید با عالم غیب در ارتباط است. ماده بریده از غیب و جدای از مجردات ما نداریم. الان یک گل را نگاه کنید، یک گل طبیعی را اتم به اتمش را ملائکه چینش می کنند تا می شود یک گل، انسان که این کار را نمی کند، خودش هم که ماده است شعوری ندارد که بخواهد اینطوری چینش بکند، کی به آن حیات می دهد و آن را چینش می کند؟ شما به یک گل که در دست شماست نگاه می کنید و حیات دارد در عین حال با نظام ماوراء طبیعی خودش هم ارتباط دارد یعنی هر دو باهم هستند منفک نیست بنابراین امکان ندارد شما معنویت داشته باشید با عالم مجردات ارتباط داشته باشید و روی ماده تأثیر نگذارید، آن سی دی آب که معروف شد و آن دانشمند ژاپنی آمد این کار را کرد حالا دیگر پرده برداشته شده و الا خیلی از دوستان ما هم این کار را کرده اند من خودم دهها نمونه را با چشم خودم دیدم، مثلاً آقایی یک پرتقال یا نارنگی را نصف می کند در دو شیشه قرار می دهند روی یک شیشه می گویند بسم الله الرحمن الرحیم درش را می بندند و در یک شیشه چیزی نمی گویند بعد از مدتی می بینید که آنکه بسم الله نگفته اند زودتر خراب گردیده، اثر دارد پس ماده و مجردات با هم هستند بنابراین امکان ندارد شما ارتباطات با فوق طبیعی و معنوی و مجرد داشته باشید سلولهای بدنت، سلولهای مغزت لذت نبرند و به آرامش نرسند در تمام دنیا کم مریض ترین مردم متدینها هستند، پاکترین آنها بیماری های کمتری دارند شما الان بروید اروپا و آمریکا بیشتری تعداد مریض روانی، دزد، افسرده، معتاد را دارند ولی وقتی می روید در کشورهای اسلامی می بینید بیماریهای کمتری دارند چون مردم معنویت دارند و این معنویت به آنها آرامش می دهد، بیماریهای روانی و افسردگی در آنها کم است. پس از دو جهت معنویت روی ماده اثر دارد، روی بدن اثر دارد یکی خود نظام ماوراء طبیعی است و نظام مجردات است، شما اگر خوب باشید بدن هم خوبست و عالم ماده هم خوبست و یکی دیگر این است که اساساً بین ماده و مجردات انفکاکی وجود ندارد. شما همین الان که ذکر می گویید روی کلیه سلولهای شما اثر دارد چون همه اینها شعور دارند و ذکر می گویند. «و راحت للبدن» نماز خیلی از دزدها و بیماریها و گرفتاریها را واقعاً برطرف می کند و اجازه نمی دهد و اگر هم کسی مریض شود باز دردش کمتر از کسانی است که اعتقاد ندارند «و کراهت لشیطان» یعنی نماز باعث کراهت شیطان است. حال شیطان را می گیرد و روی شیطان را سیاه می کند بخصوص سجده نماز که در آن شیطان خیلی روسیاه می شود. قرآن می فرماید که «انّ الشیطان لکم عدواً فلیتّخذوه عدوا» در دشمن شناسی گفتیم شیطان از چهار سمت به ما حمله می کند روی صراط مستقیم همین که تصمیم می گیری آدم خوبی باشید حمله هایی که شیطان می کند بیشتر است تا زمانی که تصمیم گرفتی که آدم خوبی نباشی، هر وقت تصمیم می گیری متدین و حزب الهی شوی افکار بد بیشتر به سراغت می آید چرا؟ برای اینکه شیطان به شما حمله می کند. قبلاً جزء حزبش بودی کاری با شما نداشت ولی حالا که در حزبش نیستی حمله می کند: «ثمّ لاتیّهم من بین ایدیهم و من خلفهم عن ایمانهم و عن شمائلهم» پس از جلو و عقب و راست و چپ به شما حمله می کند و این حمله در افکار صورت می گیرد که اینها را در دشمن شناسی مفصل توضیح دادیم که جلو و عقب و راست و چپ چیست. بعد قرآن می گوید: «ان الشیاطن لکم عدواً فاتخذوه عدوّا» شیطان دشمن شماست و شما هم با او دشمنی کنید یعنی شما هم با او جنگ کنید. یکی از راههای مقابله با شیطان نماز خواندن است شما وقتی نماز می خوانید افکارتان پاکتر است، وقتی به مسجد که می روید آرامتر و شادتر هستید و فکرهای کثیف به سرتان نمی زند. حالا اگر بروید به یک پارک می بینید که قکرتان خراب می شود، برو جایی که یک مشت الوات نشسته اند فکر تو هم خراب می شود تو هم راحتتر گناه را می پذیری ولی در مسجد فکرت کنترل شده است، در حرم امام رضا می بینید خیلی پاکترید، اصلاً معصوم شدی در حرم امام رضا، یعنی در بیرون از حرم هر انحرافی داشتی در داخل حرم اصلاً فکرت هم خود به خود معصوم می شود. می روی کربلا، مکه می بینید که معصوم شدید اصلاً چطوری می شود ما آنجا معصوم می شویم؟ چون ارتباط با ماوراء قویتر و بیشتر می شود. در نماز هم اینطوری است، کسانی که اهل نماز هستند فکرهای پاکتری دارند برای همین خیلی ما نباید زور بزنیم که پاک شویم، نه نمازت را بخوان خود به خود پاکی برایت می آورد، خود نماز، مسجد و تعقیبات بخصوص. بخصوص زیارت سیدالشهدا، عزاداری و گریه برای سیدالشهدا. در حدیث داریم و در رساله هم این آمده چون آنقدر مهم است که مراجع در رساله آورده اند که سجده برتربت امام حسین علیه السلام حجابهای هفتگانه را از بین می برد. همین تربیت کربلا، اگر آدم همراهش باشد خیلی کار می کند می بینید که افکارش هم آرامتر است. یک انگشتر عقیق دستش هست راحت تر از کسی است که انگشتر عقیق دستش نیست، یا ذکری همراهش هست، هرزی همراهش هست، می بینید که این خیلی موفقتر هست. حالا نگویید چرا انگشتر دست خودت نیست؟ از دستم درآوردند. رفتیم مشهد یک جوانی آمد کنار ما نشست و گفت آقا من از شما خوشم آمده یک یادگاری به ما بده بعد نگاه کرد به انگشتر ما، ما را ساده گیر آوردند و از دستمان درآوردند « وصلاح علی الکافر» و صلاح بر کافر است، یعنی علی دشمن از نماز استفاده کنید. «استعین بالصبر و الصلاه» از صبر و نماز کمک بگیرید.
حالا شما ببینید در جنگها من هم از جنگ پیامبر صلی الله علیه و اله مثال بزنم و هم از جنگ خودمان، در جنگها بچه ها چون اهل نماز بودند در جنگهای پیغمبر می فرماید: خداوند شما را با پنج هزار فرشته یاری کرد چون اهل نماز بودند، دشمنانشان کور می شدند یک «وجعلنا» می خواند دشمن کور می شد، پیغمبر وقتی از خانه خودش می خواست خارج شود و از جلو کفار برود «وجعلنا» خواند و رفت هیچ کس او را ندید، خیلی ها مسلمانها را نمی دیدند، کمک می کند، صلاح حقیقی است، مثل تفنگ و توپ و خمپاره نماز اثر می گذارد، صلوات اثر می گذارد، نه اینکه حالا بگوییم یک حس معنوی است اینطوری، نه واقعاً مثل چاقو، مثل هر چیز دیگری دعا، صدقه، ذکر، و صلوات و نماز اینطوری است، یک اسلحه است در مقابل دشمن، آدم با آنها مسلح باشد خیلی کارها می تواند بکند. در جبهه خودمان هم همینطوری بود، این همه امدادهای غیبی برایشان ایجاد شد با نماز، با روزه! در هشت سال دفاع مقدس در مقابل همه دنیا بچه بسیجی بدون تجربه و بدون اسلحه مناسب ایستاد این اتفاقی است که در کشور ما افتاده، همه دنیا با میلیاردها دلار و اسلحه های مدرن روز آمدند همه شکست خوردند از بچه بسیجیهایی که فقط خدا و امام حسین را داشتند و چیزی دستشان نبود. نمونه اینها در حزب الله لبنان داریم و الان هم در غزه می بینید و اتفاق می افتد، اسلحه است ذکر «الدّعا سلاح المومن» دعا اسلحه ی مومن است. نماز هم اسلحه است و کار می کند یک اتفاقی که برای خود من افتاد، من در عملیات کربلای یک تخریب چی بودم و اطلاعات عملیات عذر می خواهم عملیات مسلم ابن عقیل بعد یک جایی زدیم و رسیدیم به یک تپه ای من به بچه ها گفتم که بگذارید من میدان را باز کنم، عراقیها تا نوک سنگر روی ارتفاع مین گذاشته بودند گفتم بچه ها بنشینید من بروم میدان را باز کنم بعد شما بیایید بروید ما وقتی می دیدیم می رفتیم سمت تپه دیدیم که خیلی راحت داریم می رویم و خوش می گذرد و خبری هم نیست گفتیم پس اینها چه کار دارند می کنند؟ من تک تنها شروع به پاکسازی میدان کردم حواسم نبود اسلحه ام را هم جا گذاشته بودم، اسلحه تاشو بود تا قنداقش اذیتم نکند، همین که مشغول باز کردن و خنثی کردن مین شدم اسلحه را زمین گذاشتم مین اول و دوم و سوم رفتم و رفتم رسیدم به نوک قله یک مین روی نوک قله بود می خواستم آن را باز کنم گفتم من بروم آن طرف عراقیها می زنند. گفتم بروم؟ نروم؟ می رویم علی الله، رفتیم من مین را باز کردم رفتم روی ارتفاع دیدم چقدر عراقی ریختند دور من یک دفعه نگاه کردم دیدم اسلحه ام هم نیست حالا دیدم اینها با گریه آمدند پیش من التماس می کنند و در سرشان می زنند آنها مسلح بودند و من هم تک و تنها ایستاده بودم آنجا، ما از اینها می ترسیدیم و اینها هم از ما بعد اشاره کردم به بچه ها بیایید بالا اینها آمدند بالا و همینطوری شوخی، شوخی یک ارتفاع گرفته شد حالا من هاج و واج ماندم که اینها چرا از ما می ترسند؟ من یک نفر بودم اگر می زدند افتاده بودم پایین، تیربار بر می داشتند همه را آن پایین له می کردند. چطوری شده که ما را کار نداشتند؟ خلاصه این داستان گذشت من هم اطلاعات و عملیاتی بودم برگشتم چندتا از این افسرهای اسیر را به ما دادند اینها را آوردم تحویل دادم غروب من برگشتم در قرارگاه و رفتیم در اتاق جنگ و نشسته بودیم دیدم یکی از این سرهنگها را آورده بودند که حرف نمی زد بعد هر کاری کردیم اعتراف بگیریم نشد همین که من از در وارد شدم با آنها سلام و علیک کردم بلد بودم عربی رفتم داخل و خلاصه رفتم برایش آب میوه ای ریختم و بعد هم تعجب کردند که این اسیر است چه شده به او آب میوه دادم؟ گفتم سیگار می کشی بدهم؟ سیگار برای آنها خیلی مهم است. گفت هر چه بخواهی می گویم خلاصه اطلاعات می داد بعد گفتم کجا بودی؟ گفت فلان تپه، همان تپه ای که من بودم، گفتم آن را من تنهایی گرفتم، خیلی عصبانی شد و چندتا فحش هم به ما داد گفت تو گرفتی؟ آخر آن همه سفیدپوش که من تیر می زدم به آنها و هیچ کدام شان نمی افتادند چی بود؟ آنها ما را بدبخت کردند یک عالم سفیدپوش چراغ به دست جلو بودند هر چه ما گلوله و تیر زدیم به اینها هیچ کس نیفتاد این خاطره بعداً چاپ هم شده، شما بروید در خاطرات اسرای عراقی که خودش نوشته و چاپ کرده که یک عالم سفیدپوش آمده بودند که ما هر چه تیر می زدیم یکی از اینها نمی افتاد. خوب شما نگاه کنید نماز کار می کند یا حسین کار می کند دعای توسل کار می کند اینها خیلی مهمند، اسلحه هستند یک جایی شما کاری دارید زنگ بزن به پدر و مادرت اگر زنده هستند و اگر به رحمت خدا رفته اند خدا رحمت شان کند پدر بزرگ، مادر بزرگ، عمه، خاله و آدمی که خوب هست زنگ بزنید و بگویید من که خیلی وقتها در مشکلاتم همین کار را می کنم با پدر و مادرم تماس می گیرم یا به خدمت شان می روم و می گویم دو رکعت هر کدام تان برایم نماز بخوانید ما گرفتاریم چون خودمان نمی خوانیم برای اینکه ممکن است خودمان گنهکار باشیم و نمازمان گره داشته باشد آنها برای ما می خوانند اگر گنهکار هم باشند نمازشان برای ما حل می کند مشکلات را، بگو آقا، عزیز من، دوست من هر کسی را که داری دو رکعت نماز بخوان، کار می کند خیلی از مشکلات را حل می کند. اینقدر نماز مهم است که ائمه هر وقت گرفتار می شدند نماز می خواندند، بوعلی سینا می گوید من هر وقت نمی توانستم یک مسئله علمی را حل کنم می روم مسجد جامع دو رکعت نماز می خوانم و دستی بلند می کنم به سمت خداوند و از خدا می خواهم مشکل را حل کند، ما اصلاً از این اسلحه استفاده نمی کنیم، ما می رویم پارتی پیدا کنیم بوریم دم فلانی را بینیم آشناست، این را ببینیم، آن را ببینیم، بابا گره خورده؟ بپر پایین دو رکعت نماز بخوان، صمیمی و شفاف بگو خدایا کارم گره خورده حل کن. اسلحه است دیگر و در هر کاری به درد می خورد ماها از این اسلحه استفاده نمی کنیم. چند نفر عادت دارند اگر کارشان گره خورد اول بروند سراغ خدا؟ ما اول می رویم پارتیها را می بینیم و این کار و آن کار را بکن و چاپلوسی بکن و رشوه بدهیم نه. مقام معظم رهبری حفظه الله تعالی، ما که کارمان مثل کار ایشان که نیست بی نهایت بالاتر و سنگینتر از کار ماست می فرماید من هر وقت در کار مملکت گره می خورد اعضای دفترم را بر می دارم می روم جمکران نماز امام زمان می خوانم و توسل به امام زمان می کنم یک گره از مملکت باز می شود خوب این برای ما هم هست دیگر، ما هم هر وقت گره به کارمان می خورد یک جمکران برویم، مراجع تقلید اگر گره به کارشان می افتد می روند سحر به جمکران و مشکل را حل می کردند. پس این سلاح هست ولی متأسفانه ما عرضه نداریم از این جلسه استفاده کنیم یعنی این طوری نیستیم ببینیم تا کاری دارد گره می خورد وضو بگیریم که الحمدلله اغلب دارند و دو رکعت نماز بخوانیم.
چقدر هم لذت دارد که آدم وقتی گره دارد اول برود در خانه خدا، امتحان کنید ببینید چقدر شیرین است بعد وقتی دو رکعت نماز ازدجار را آدم می خواند حضور قلبش هم قشنگ است، خیلی راحت می گوید خدایا این مشکل را دارم حل کن، این دردسر را برطرف کن، این شر را برطرف کن، این گرفتاری را برطرف کن، خیلی وقتها در زندگی شان حوادث کمرشکن برای انسان ایجاد می شود که اگر خدا به داد نرسد انسان هلاک می شود. در آن لحظه انسان باید برود دعا کند یا ذکر بگوید یا نماز بخواند بهر حال اذکار الهی است برو 577 بار بگو «یا رئوف و یا رحمان» حل می شود دو رکعت نماز بخوان حل می شود تعدادی صلوات بفرست حل می شود. هر نوع توسلی قشنگ است امیرالمومنین علیه السلام فرموند: دو رکعت نماز بخوانی، صد آیه بخوانید حل می شود صد آیه از هر جای قرآن، سلاح است. حال شما نگاه کنید یک جوان در مسیر زندگی خودش یک اسلحه قدرتمند دارد، خیلی جلو می افتد، ما رفتیم دانشمندان هسته ای را دیدیم همان سالهایی که این دانشمندان هسته ای کار نکرده بودند من با یکسری از دانشمندان که صحبت می کردم گفتم والله بالله به پیر به پیغمبر بچه حزب اللهی ها در علوم از بقیه جلو می زنند چون نماز می خوانند، چون توسل دارند، آنها مشروب می خورند معلوم نیست نطفه آنها چطوری است؟ هزارجور گرفتاری دارند، هزارتا آلودگی دارند با این وضع پیشرفت علمی هم دارند، بعد این بچه حزب الهی که توسل می کند و امام زمان را صدا می کند مشکلش حل نمی شود؟ شما دیدید در دفاع مقدس چه کارهایی عجیب و غریبی و اختراعات زیبایی داشتند، بچه ای که اهل توسل است کار فیزیک می خواهد بکند، کار شیمی می خواهد بکند با منشأ فیزیک و شیمی یعنی خدا ارتباط دارد با کسی که با همه فرمولها دست اوست ارتباط دارد، چگونه مشکلش حل نمی شود؟ بعد که رفتیم با این دانشمندان هسته ای صحبت کردیم همه حزب اللهی، شما فیلمش را نگاه کنید خیلی عجیب است، آقای آقازاده آمده در یک صحنه می گوید که چگونه این کار حل شد آن دانشمندان می گویند خانم فاطمه زهرا آمد حل کرد هر چه می پرسید می گویند خانم فاطمه زهرا آمد حل کرد. نامه اش را من خواندم، نامه ای را که این جوان نوشته بود گازf2 شوخی نبود تولید کردنش، اگر این را تولید نمی کردند هیئت مذاکره کننده که زمان دولت خاتمی بود می خواستند بروند بگویند، که دیگر تمام است و رها کردیم و تعطیل می کنیم گفت: روز شهادت حضرت رفتم در اصفهان در یکی از مجالس نشستم گفتم خانم من روز تولدت چند روز دیگر است گاز f2از شما می خواهم، توسل کردم گفت روز تولد خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها هی اما امتحان کردیم دیدیم گاز نیامد، امتحان کردیم دیدیم نیامد شد 10 شد 11 شد 12 که ما کاملاً ناامید شدیم ما می خواستیم اعلام کنیم که نشد گفت: من گفتم حالا بروم یک نگاه دیگری بیندازم. رفتم در آزمایشگاه دیدم گاز آمده در لوله خوب کار می کند خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها، پس اسلحه است در همه جا درس دانشگاه می خواهید بخوانید اسلحه است، تجارت می خواهید بکنید، کار فرهنگی می خواهید بکنید، طلبه می خواهید شوید اسلحه است، نماز، ذکر و یاد خدا اسلحه است دوتا دانشجو یا دو تا طلبه را بیاورید به یکی بگویید شما هشت ساعت درس بخوانید و دیگر بگویید شما دو رکعت نماز بخوانید و هفت ساعت درس آنکه دو رکعت نماز و توسل دارد قویتر از آن یکی است که فقط هشت ساعت درس خوانده، خدا بیشتر به ذهنش می اندازد، خیلی از مطالب را برایش حل می کند. اصلاً از یک جاهایی تعطیلش می کند که بدون استاد هزار تا مسئله را برایش حل می کند چون این سوراخ دعا را پیدا کرده، از قدیم و ندیم گفتند: کد خدا را ببین و ده با بچاپ. شما هم وقتی دم خدای این دنیا را ببینید همه دنیا را در اختیارت می گذارد، من این را بیش از هزاربار امتحان کردم و به دانشجوها و طلبه های خودم گفتم می خواهید درس بخوانید 67 مرتبه بگویید یا سلطان، (قبل از درس) خدایا تو که سلطان عالم هستی تسلط بده به من، سلطنت بده به من، موقع امتحان هم 18 بار بگو یا حیّ خدایا این درسهایی را که خواندم را در مغزم زنده کن این زنده، این را زنده کن از یادم نرود، هزاربار بیشتر سوال کردم از طلبه ها تا حالا که شما وقتی ذکر یا سلطان و یا حیّ را می گویید درس تان بهتر نشده؟ یک مورد نشده که بگوید برایم فرق نکرده، همه گفتند ما آثار معجزه آسای آن را دیدیم، اسلحه است کار می کند که شما قبل از درس با آرامش رو به قبله بنشینید 67 بار بگوید یا سلطان یا سلطان، همه چیز دست توست تو سلطان همه چیز هستی، سر جلسه امتحان بگوید یا حیّ، یا حیّ اگر آدمی که معتقد هم نباشد این کار را بکند باز اثر دارد یعنی معتقد هم نباشد همان معرفتها را دارم می گویم که آقا ما یاد گرفتیم هر وقت این ذکر را بگوییم برایمان حل می کند، ما آدم داریم اینطوری است حتی ما غیر مسلمانهایی داریم که ذکر های اسلامی می گویند و اعتقاد دارند که اینها کار می کند برایشان، یک آقایی می گفت: من دفترچه نداشتم با کامیون کار می کردم خدا رحمت کند شهید محمد مرادی را فرمانده اطلاعات و عملیات ما بود می گفت من بابایم دفترچه نداشت همیشه قاچاقی رانندگی می کرد و پلیس راهها دفترچه می خواستند و می گفت این چند سال «وجعلنا» می خواند و از جلو پلیس راه رد می شد هیچ وقت او را نمی دیدند گفت یکبار یادم رفته بود بخوانم تا متوجه شدم و خواستم بخوانم پلیس گرفت این طوری کار می کند، یعنی هم حافظه را باز می کند هم کارهای علمی ایجاد می کند برای من یادم است یکبار در دانشگاه درس می خواندم، در دانشگاه تهران فلسفه می خواندیم بعد یک مقدار کار و گرفتاری هایی که آن موقع در مجتمع کار می کردیم و نتوانسته بودم درس بخوانم یک مقدار درس خوانده بودم، یک دور یا دو دور درس را خوانده بودم و ذکرهایم را هم گفته بودم ولی آن طور که شایسته است نخوانده بودم بعد رفتم نشستم گفتم یا حیّ یا حیّ دیدم که اولین نفر هم رفتم در سالن نشستم نمی دانم چه شد این مسئول سالن آمد به من گفت آقا شما برو آن ردیف بنشین، گفتم هنوز هیچ کس نیامده من بروم آنجا بنشینم گفت: نه آقا همین را که می گویم شما باید گوش کنید. رفتیم روی آن صندلی نشستیم دستم را گذاشتم روی چانه ام تا همه بیایند یک ربع جلوتر رفته بودم دیدم قبلاً آقایی آمده آنجا همه درس را تقلب نوشته روی میز چقدر سوالهای درسی همان رشته ای که ما می خواستیم امتحان بدهیم گفتیم که خوب خوبست دیگر اینها را بخوانم، نشستیم اینها را از روی میز خواندیم چقدر هم خوش خط نوشته بود. آمدند برگه ها را پخش کردند به من آقاهه گفت آقا شما برو آن طرف بنشین گفتم خوب نشستیم جای خوبی است گفت نه برو آن طرف بنشین گفتم باشد رفتم آن طرف نشستم ورقه را برگرداندم دیدم سه تا از سوالهایی که اینجا خواندم در امتحان آمده اینطوری هم خدا حال می دهد به آدم اینطوری هم کمک می کند. تازه تقلب هم یکی به نفع ما می شود بدون اینکه تقلب کنیم پس کار می کند و اسلحه است آدم باید معتقد باشد مثل چی؟ مثل بد. نگوییم که دعا چیزی است ماوراء طبیعی که آثاری روی اینجا دارد، نه دقیقاً هم طراز کارهای مادی اثرگذار است لذا کسی که اهل نماز است، اهل خداست هشت ساعت هم کار می کند و خیلی شیرین زندگی اش می چرخد و راحت هم است اما کسی که اینطوری نیست 12 ساعت هم می دود یا سه شیفت کار می کند باز هم هشتش گرو نهش است جان می کند وام می گیرد پول جمع می کند ماشین می خرد و می رود یک تصادف می کند سه میلیون باید بدهد ولی او می رود ماشین هم می خرد یک آیت الکرسی آویزان می کند یک چهار قل می گذارد آنجا تمام است، کار می کند «سلام علی الکافر» علیه دشمن به کارت می آید هم علیه مشکلات و هم علیه شیطان، آنجا فرمود: «کراهت لشیطان» اینجا هم علیه کافر، علیه دشمن کار می کند «و اجابت لدّعا» در حدیث داریم بعد از هر نمازی انسان یک دعای مستجاب دارد هم خودش دعاوست، بعد از نماز هم دعا دارد و موجب اجابت دعا می شود لذا فرمود اگر شما مشکلی دارید می خواهید دعا کنید ائمه هیچ وقت نمی آیند وقتی مشکل داشته باشند بیایند بگویند اللهم نه اول دو رکعت نماز می خواندند چون نماز تضمین اجابت می آورد امام معصوم به ما یاد داده که اول دو رکعت نماز بخوان بعد دست به دعا بردار، هزاران مرتبه در سیره اهل بیت داریم که کار برایشان سنگین شد صلّی رکعتین دو رکعت نماز خواند. در میدان جنگ دو وسط جنگ می دید حضرت دو رکعت نماز خواندند، در گرفتاریها دو رکعت نماز می خواندند کار آسان می شد و راحت می شد.
والحمد لله رب العالمین و صلی الله علیه و اله الطاهرین.