بحث ما در مورد آثار نماز بود، یکی دیگر از آثار نماز بعد از قدرت بخشیدن مسئله نزول رحمت هست که احادیث بسیار شیرین و زیبایی در این زمینه وارد شده، در مورد حال نمازگذار اون موقع ای که در مقابل خداوند تبارک و تعالی می ایستد. فرمایش از نبی اکرم (ص) است:میفرماید یا اباذر ما من مومِنُ یَقومُ الی صَلاة اِلّا تَناسر علیهم بِزُهد ما بِینهُ و بینهم عَرش وَ وُکِلَ مِلکُ یُنادی یَابن آدمی لوو تَعلمُ مالَکَ فی صَلاتِکَ و مِن تُناجی ما صَعِنتَ و لتن تَفَت.
وقعااین روایتی است که آدم باید روی کاغذ بنویسید و روی سجاده اش بگذارد و هر بار که میخواهد نماز بخواند این رانگاه بکند و لذتش را ببرد یاحتی اگرشده روی این سجاده یا جانماز اگر سفید هست آدم همین راهم با خودکار بنویسد که جلوی چشمش باشد هروقت که میخواهد نماز بخواند این به چشمش بخوره هم بسیار خوب هست. حالااون هایی هم که کارهای تجاری انجام میدهند از این جانمازها درست می کنند و توی آن آیة الکرسی هستش و نماز غفیله واینها خوبه که یک سجاده این جوری هم واقعا چاپ بشه که این نوع تذکرات در آن باشد که وقتی انسان نماز می خواند متذکر باشد چون ماها نوعاً دچار فراموشی وغفلت می شویم آن چیزی که می خواهیم استفاده کنیم یادمان می رود اگر ما یادمان باشد خوب استفاده میکنیم مثل همین جمله فرمایش نبوی که صَل صلاتنا وَداع نماز بخوان نماز کسی که دارد وداع می کند اگر انسان این را یادش باشد خیلی تاثیر دارد قبل از نماز اگر یک دوربه چندتا ازاین احادیث نگاه بکند قلبش یک جوردیگری میشود یک حال دیگری پیدا می کند و برای همین هم خدا رحمت کند حضرت امام (ره) را می فرمود که انسان بدون تلقین به جایی نمی رسد یعنی باید هی به خودش تلقین کند. یکی از راه های تلقین در سر نماز چون ما عرض کردیم مأمور هستید که اینکه کیفیت نماز را بالا ببریم و تضییعش نکنیم، این هست که همین چیزها را بنویسیم و یا قبل ازهر نماز یکباربهش نگاه کنیم، این تلقین هاتلقین های بسیار مبارکی هست.
این روایت از آن روایت هایی است که واقعاً اگر کسی به خودش تلقین بکند این آثار را دارد. می فرمایدکه : که ای اباذر هیچ مومنی نیست که به نماز بایستد تَناثَرَبینه علیهم بزهد ما بینَه و بینهُم عرش مگر این که نیکی سروپای اورا می گیرد. تَناثرَ یعنی نثار، می گویند نثارش بکنندیعنی چه؟یعنی به پایش میریزند. میگویند صلوات نثارش کنید. چکار بکنید،چکاربکنید. یعنی پا ریختن یعنی فراگرفتن برایش تَناثَرَ از این شخص علیه البرمابینه وبین العرش از خود این شخص تا بین عرش خداوند نیکی می ریزنند برای این شخص، نیکی ریخته می شود برایش وَ وُکِلَ مَلَکٌ ینادی یک ملکی را و فرشته ای را خداوندتبارک وتعالی می گماردتاچکار بکند؟ تا ندا بدهد یا بن آدم ای فرزند آدم لو تَعلَمُ اگر تو می دانستی ،این لو که می آید یعنی نمی دانی. هر چی آدم تلقین بکند به خودش معرفتش هم زیاد بشود باز اونچه که باطن قضیه دارد اتفاق می افتد چیز عظیم تری هست. مگر بسیار افراد خاصی مثل خود ائمه یا بعضی از خواص بفهمند این را ماها فقط باید به یک قسمتی از این برسیم اگربرسیم و توجه کنیم لَو تَعلَمُ یعنی اگر، اگر از این اگرهایی هستش که ما نمی فهمیم ، اگر بفهمید اگر بفهمید که مالِکَ فی صَلاتِک چی توی نماز گیرت میآید ،اگر بفهمی که نمازت چی دارد برایت وَ مَن تُنانجی اینش خیلی عالیه از چیزهایی است که گیر ماها می آید ولی چه جوری گیر ماها می آید؟ به صورت نسبی گیرمان می آید با کی داری مناجات می کنی. این خیلی آتیش می زنه آدم را و انرژی می دهد به آدم سرنماز که انسان توجه کند من الان جلوی کی ایستادم با کی دارم حرف می زنم. همین. هر باری که آدم نماز می خونه یادش بیادمن باکی دارم حرف می زنم ، کی الان داره من و نگاه می کنه، من پیش کی هستم ، می فرماید خداوند که هست تمام انبیاء و ائمه دارند نگاهت می کنند فرشته ها هستند اُه اُه این حالت نمازگذار خیلی عجیب هست میگوید در این حالتی که تو هستی بعد بهشت در مقابلش و جهنم زیر پاش. چه شود. اگر خدانصیب کند یکبار آدم ببینه یکبار ببیند وقتی داره نماز می خونه حالتی هست. اگر این راآدم درک بکنه وَ مَن یناجی باکی داری مناجات می کنی؟ اینش خیلی مهمه. با کی داری مناجات می کنی؟ با کی داری حرف می زنی؟ ما صَعِنتَ ، ما صَعِنتَ یعنی خسته نمی شوی. ملول نمی شوی دیگر، آن حالتی خودت را اگرببینی دیگه خسته نمی شوی. حوصله ات سر نمی رود. ملول نمی شوی از نماز. خواندن ما صَعِنتَ و مَالتَفَتَ یعنی چه؟یعنی حواست دیگر پرت نمی شود، رو بر نمی گردانی جای دیگری توجه نمی کنی. دوست هم نداری دیگراز اون حالت در بیایی، اگر انسان این راهر بار متوجه باشد این از اون چیزهایی است که واقعا می ارزد آدم روی سجاده اش و یا روی یک کاغذ یاروی خود سجاده همین حدیث. وقتی نشسته ای و داری سجاده را باز می کنی یک مرتبه با حوصله نگاهش بکنی این را این را بعد این حدیث نبوی را بنویس که مثل آخرین نماز، نماز بخوان که انگار بعد از این نمازی نمی خوانی .همین چند تا روایت اگر به ما تلقین شود اول نمازخیلی خوب هست. بعد یک نماز دیگری آدم میخواند. یک نماز بهتری می خواند ،باکیفیت بیشتر و تلقین است دیگه اینها. اثر فوق العاده زیادی هم دارد.
روایت بعدی یک مقدار پرده را برداشته ازخود پیغمبر هست. خودش یک مقدارتوضیح بیشتری داده که موقع خواندن نماز این حالت خیلی جذاب تر می شود. صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: (اِذا قام عَبدُ فی صلاةِ ذُرة ، ذُره برّ علی رأسه) ذره یعنی پاشیده میشود ،همچین نیکی پاشیده می شود به وجودش «علی رأسه حتی یَرکعُ» یعنی فرشته ها دائماً نیکی روی سر این نمازگزارمی ریزند تاانسان به رکوع برود. شما حتی اگر نماز هم بخوانید همین نمازهای که ما باید روز قیامت جوابش را بدهیم از این گناه هایی که انجام می دهیم با این نماز خواندن هایمان که اصلاً توجهمان به خدا نیست همین ها را هم آدم وقتی در مقابلش قرار می گیرد این سبکی را احساس می کند. همون هم که میخواند بعدش هم سلامی که میدهد یک سبکی احساس میکند. یعنی این احساس میکند که یک شمعی را روشن شده توی لَمعانی قرار دارد یک نورانیتی دارد اورا فرا می گیرد توی اون لحظه، خودش می فهمد این را خودش میفهمد ، حتی آن موقع ای که دست روی صورتتان می کشید موقعی که خم می شوید و پیشانی را روی مُهرتان می گذارید صورتتان را روی مهر می گذارید این حالتها همیشه برای کمترین آدم هاهم یک احساس سبکی یک احساس آرامش یک تسکین دارد. درهمیشان هست درصدی دارد. حالا هر چقدر که معرفت بیشتر می شود، این حس بیشتر می شود. می فرماید: ذره علی رأسهِ حتی یَرکَعَ تا این که چیه؟ رکوع بکند. (فاذا رَکَعَ أنتَ رَحمة اله حتی یَسجُدَ و ساجِدُ یَسجُدُ علی قَدمی الله تعالی فَلیسـَعل و یَرغَب) میفرماید که تا آن موقعی که به رکوع برود. پس هنگامی که رکوع رفت رحمت الهی او را بالا می برد تا سجده کند و سجده کننده کجاست؟ می گوید: (و ساجده یَسجُدُ علی قَدمی الله تعالی)، قدمیِ الله یعنی ساجد انگار روی دو تا پای خدا افتاده، حالت را نگاه کنید چقدر قشنگه. میگوید وقتی سجده می کنید انگار که افتادید رو پای خدا. چه حالت زیبایی هم هستش این حالت که انسان می ایستد ومیرود روی پای خدا می افتد، یک بغل کردن خیلی زیبایی هست. آدم وقتی که می افتد روی پای خدا، هر لحظه که آدم نماز می خواند اگر احساس کند روی پای خدا افتاده خدا توی آغوشش هست چقدر جذاب است این حالت. چقدر زیباست این حالت. وقتیکه می افتد، این دو تا حالت را خواهش میکنم یک ذره دقت کنید. موقع ای که رکوع می کنید این تعظیم خیلی مهمه. بدانید جلوی کسی ایستادی داری تعظیمش می کنی وقتی می افتی روی زمین روی سجده بفهمی که روی پای خدا افتادی و چه حس قشنگی دارداین، انسان روی پای خدا بیافتد. حالا اگر یک کسی یک دفعه چشمش را باز کند ببیند پای خداست، واقعاً پا ببیند دیگه ول می کند یا ول نمی کند؟ حالا پای خدا نه پای امام زمان (ع) ول می کند این پا را دیگر؟ عمراً ول کند این پا را – برای همین آدم هی لذت می برد که سجده کند و رکوع کند. این که مثلاً شما می بیند مرحوم نخودکی یکدفعه می آمد یک شب تا صبح را توی رکوع بود برای این که فوق العاده این تعظیم و این حالت لذت بخش بود. یعنی شما خدا را در مقابلت داری شهود هم داره یک تعظیم جانانه ی زیبا در مقابل حق تعالی یک سجده جانانه – یک قنوت جانانه او چه کیفی داشت خستگی ندارد، من یک موقع هایی خودم شب ها مثلا نصف شب، شب، وقت و بی وقت یک موقع های مثلا بیرون می آمدم از چادر توی کوه ها توی کردستان توی هوای برفی و سخت تو کوه، یا مثلاً در دو کوهه خودمان که هوا هم گرم بود. بعد یک موقع هایی که میزدیم بیرون، می دیدی که این بچه ها هر کدام یک پتو برداشتند کشیدند روی سرشان. آقا در دل برف در کوه هزار تا خطر داره. غیر از حیوانات و سرما و مسائل دیگه انواع و اقسام دشمنان هم بودند. عراقی ها بودند. منافقین بودند – کُموله ها بودند دموکرات ها بودند، چقدر این ها کیف می کردند که این ها را از چادر می کشاند بیرون و ساعت ها همان حالت را داشتند. گریه می کردند. صفا می کردند. مناجات می کردند. چند سالش هست این بچه؟ مثلاً هجده سال، نوزده سال، بیست سال چقدر عالی – چه حالی در این دو کوهه شما می دید هر نیم متر ،یک متر یک جا همینجوری یک کسی ایستاده مشغول مناجات هست تا اذان بعد هم که آن حسینیه حاج همت ساخته شد. می دیدید که مملو از جمعیت بود. به قول حضرت آدم وقتی این مناجات ها را از دور می شنیدی فکر می کردند زنبور هست و زنبور دارند وزوز می کنند. همین طور که صدای ناله ها و مناجات های این ها چه دلی می برد از آدم. الان هم که شما بروید دوکوهه یا بروید مثلا مناطق این طوری انسان یک مقداری هم که تمرکز بگیرد همین صداها را دوباره می شنود. یعنی انگار همان زنده هستند ودارند همان ذکرها را میگویند. همان مناجات ها را می کنند. همان دعاها را می گویند. همان حالت ها زنده می شود. چون مکان است دیگر و به هرحال مکانی است که قراره قیامت شهادت بدهد و همه را با خودش ببرد. همه را با خودش دارد. پس یک بار دیگر ترجمه را بخوانم. خوب دقت بکنید. ببینید چقدر زیباست. می فرماید که هنگامی که عبد به نماز می ایستد بِرو نیکی پاشیده می شود روی سر این تا زمانی که به رکوع برود فاذا رکَعَ الی رحمة الله و رحمت خدا او را بالا می برد. علت علو و برتر ی می آورد ومی بردش بالا این شخص را حَتی یَسجُدَ تا اینکه سجده می کند و ساجدُ یَسجُدُ علی قَدمی الله تعالی. ساجد چکار میکند؟سجده می کند بر قدم های خداوند. چقدر این تعبیر زیبا هست. حالا همه ی این را ننویسد. همین مقدار را شما حفظ کنید یا در ذهنتان باشد که ساجد چه کار می کند؟ (یَسجُدُ علی قدمی الله) دو تا قدم های خدا - عجب تعبیر زیبایی هم دارد، دو قدم الهی ساجد سجده می کند، بعد می فرماید اگر این حالت باشد چه اتفاقی می افتد؟ میفرماید که فلیسعَل وَ الیَرغَب دیگه اینجایی که آدم چسبیده به پای خدا و پای خدا را گرفته باید چه کار کند؟ وقتی چسبیده پای خدا را گرفتی؟ میگوید اینجا بخواه اینجا هم باید رغبت داشته باشد انسان که افتاده روی پای خدا. دیگر ول نکن. دیگر دعایت را بکن و برای همین هم خیلی از دعاهایی که افراد دارند می گذارند برای سجده. به خصوص سجده چی؟ سجده آخر. دیگر بببینید شما دعاهایی که در سجده آخر وارد شده است چقدر جذابه یا ولی العافیه أسئلکَ عافیه، عافیة الدنیا و الاخره به آل محمد و آل طاهره یا این که مثلا چی؟ یا من لَهُ دنیا و الاخره چقدر قشنگه این ها، ای کسی که دنیاوآخرت مال توست اِرحم مَن لیسُ له الدنیا و الاخره رحم کن به کسی که نه دنیا داردو نه آخرت داره چقدر شیرینه این حرف زدن با خدا. انسان یک دفعه فارغ می شود از همه ی چیزهایی که بین خودش و خداست، یعنی اون حیثیت حیوانی و دنیایی اش را تمناهایش را رها می کند یک لحظه سر نماز به خدا بعد از نماز این حرف ها را می زند یا چیزهای دیگر، دعاهای دیگر افراد می توانند بنا به وضعیت حالی خودشان انتخاب کنند. این دعاها را بگویند تو سجده آخر، حالا بیایید در سجده های نمازهای مستحبی که دیگر چقدر جذابه این خیلی جذابترمیشود این نماز خواندن ها. خیلی شیرین میشود برای انسان، ببینید آن هایی که اهل نماز هستند هیچوقت از نماز سیر نمیشوند.
خوشا آنان که دائم در نمازند، خوشا آنان که الله یارشان بید،
حمد و قل هو الله کارشان بید خوشا آنان که دائم در نمازند
این خیلی قشنگ است. در نمازند که حالا تعبیر دیگری است آنکه حالا معنی دیگری دارد که دائم در نمازند. ولی این که آدم غذایش واقعاً نماز هست. مثل یک نفر هست مثلا دوست دارد با رفیقش باشد یکی دوست داره با نامزدش باشه، یکی دوست داره با همسرش باشه، یکی دوست داره با کس دیگری باشه خسته هم نمیشود از لذت بردن ازهمدیگر ، هی هم دوست داره این ارتباط تکرار بشه، این هایی که انسان هستند. یعنی حقیقت انسانیشان بلوغ پیدا کرده، بلوغ، این کلمه بلوغ را یادتان نرود. حقیقت انسانی اول باید فعال بشه. از بچگی در بیاید فعال بشه. بعد که فعال شد باید چی بشود؟ بالغ شود بالغ شود یعنی خودش را حریف خدا بداند. میدانی چی می گویم ، یک موقعی یک بچه کوچولو رانگاه کن. مثلا پسر بچه چهار و پنج ساله این هیچ وقت عاشق یک دختر نمی شه. دختر چهار و پنج ساله هیچ وقت عاشق یک پسر نمی شه که خودش را حریف بدونه، که بخواهد مثلاً با هم خلوتی داشته باشند. بروند بگردند سفری، خلوتی، حرف های عاشقانه ای، بچه است بالغ نشده، این ولی وقتی یواش یواش غذا می خوره بلوغ پیدا می کنه به بلوغ جنسی میرسد، یواش یواش بالغ می شود. اون وقت مفهوم عشق، گرایش به جنس مخالف و همسری و این ها داره، کودک عزیز روان هم همین طوره ، کودک عزیز روان یعنی آن کودکی که از خدا در درون ما هست وقتی ذره ذره شروع می کنه غذا خوردن غذاهای الهی و انسانی می خورد چند سالی طول می کشد تا بزرگ شود. وقتی بزرگ شد تو یک سال یک بالغ می شود. بسیجی های ما توی جبهه همون محیط جبهه بلوغ زودرس می آورد. مثل محیط غربی است آنها که دائماً فیلم های مبتذل و ماهواره و اینترنت و دیگر محیط های غربی بچه هاشون نه ده ساله بلوغ زودرس پیدا می کنند. جبهه بلوغ زودرس می آورد. یعنی این قدر فضا عیاشی و کیافی بود و عاشقانه بود یک آدم زُمختی که حالا مثلاً قراره پنج سال دیگر بالغ بشود، به طور طبیعی، عاشق خدا بشه، این وقتی پایش را می گذاشت توی جبهه یک دفعه بلوغ زودرس پیدا می کرد. سیزده سالش بود ده دفعه امام زمان را می دید. حضرت زینب و حضرت زهرا را می دید. چقدر مراوده داشت با این ها- ده، دوازده ساله بچه فسقلی این قدری، برای همین اصلا علمای ما می گفتند چی؟ میگفتند که ما حسرت اینها را می خوریم. این ها از ما سبقت گرفتند رفتند جلو- مرحوم قاضی می آمد می گفت که من جلوی این بسیجی ها می ایستم که رژه می روند گردشان بنشیند روی من شاید خداوند به برکت گرد پای این ها من را ببخشد. امام می فرمود: خدا من را با این ها محشور کند و بزرگان دیگه، اولیاء الهی حسرت حال این ها را می خورند. من مرحوم آشیخ جواد آقای تهرانی رحمة الله علیه او صاحب مکاشفات صاحب طی الارض صاحب چقدر مقامات بود مرحوم تهرانی – یک روحانی پیر با قد خمیده زاویه نود درجه بود. یعنی دقیقا نود درجه خم بود. اون جوری پا می شد می اومد جبهه. زحمت می کشید. خمپاره می زد چی کار می کرد – چی کار می کرد می گفت این بچه ها،یک چیزهایی دیده بود تو اینجاتو این فضا دیگر که پا می شود یک ولی خدا، یک آیت الله، یک مجتهد پا می شد می اومد تو این فضاها چی می دیدند اینها اینجا- یک موقعی من خدمتشان رسیده بودم عرض کردم نمی آیید دیگه جبهه. گفت والا چشمهایم دیگر نمی بیند دیگه خیلی پیر شده بود می گفت ضعف دارم میایم آنجا دیگر بسیجی ها نمی گذارند کار کنم. اگر شما میتوانید یک کاری کنید که این ها بگذارند من کفش هایشان را واکس بزنم ظرف هاشون را بشورم- یک کار این طوری اگر به من بدهند من حاضرم بیایم. حالا یک علامه ای که خودش الان صاحب طی الارض است، مقامات عالیه معنوی دارد، اون همه خلع بدن داره، تو یک لحظه مثلا یک جلسه دعوتش می کردند مشهد یک جلسه هندوستان یک جلسه یک کشور دیگر، تو یک لحظه سه جا احیا می گرفت، یک آدم این جوری. این مثلا در جبهه چی دیده بود که مثلا یک دفعه پا می شد می اومد تو جبهه. واقعاً بلوغ زودرس می آورد برای هر کسی می رفت، الان هم بلوغ زودرس می آورد. یعنی همین الان یک کسی بخواهد چند سال جلو بیفته یک زمستونی عید پاشه بره – اون هایی که نرفتند بروند ما سالی دو میلیون دانشجو پا میشوند می رونداین منطقه را میبینند، ما که از بیرون داریم این ها را نگاه می کنیم می بینیم اینهایی که مثلاً الان دختره بی حجابه،نمی دانم هزار یک جور قروفر دارد همین یک دل پاکی هم دارد پا می شود میگوید با اینها برویم تفریح ،می رود آنجا می گیردش – پسره مثلاً یک جور دیگه است می رود آنجامیبیند که منطقه هنوز کاملاً هنوزخیلی قدرت تویش هست یک کسی پایش را بگذارد توی دوکوهه، پایش را بگذارد توی منطقه غرب برود شلمچه اصلاً زیرورو می کند آدم را – فرقی نمی کند ماها که خودمان همه اون منطقه ها بودیم، جنگیدیم و خط شکستیم و سالهای سال الان هم می رویم اونجا اصلاً کاملاً زیرورو می کند آدم را من پارسال یک سخنرانی داشتم رفتم اونجا اروند. اصلاً در حال خودم نبودم. مدت ها اصلا من را زیرورو کرد من را. از بس قدرت دارد اون فضا، فضا، فضایی هست که پر از عشق بوده. به قول علی (ع) وقتی که درجنگ صفین وقتی رسید کربلا امیرالمومنین (ع)کربلا رادید خب می داند قراراست در کربلا چه اتفاقی بیفتد می فرمایدکه اینجا هُنا مسار العشاق اینجا جایی هستش که قراره عشاق به زمین بیفتند و کشته بشوند. حالا شما نگاه کنید کربلا چه کار می کند با آدمهاهنوز هزاروخورده ای سال است کربلا داره نور تولید می کند – داره شهید و مجاهد تربیت می کنه. داره حسین تربیت می کنه. داره علی اکبر میده بیرون. علی اصغر و ابوالفضل می دهد بیرون. اووووووه چه خبر است این کربلا . شلمچه ما از اون کربلا زاییده می شود. من خودم بارها دیدم در عملیات بچه ها مثلا تیر می خورند – دستشان کنده می شد. ترکش می خورد به پهلویشان، اصلا ناخودآگاه می گفت یا ابالفضل یا فاطمه زهرا- ببینید دقیقاً تناسب داشت تمام این حالت ها. می ریخت آدم را به هم. برای همین انسان باید حتما فضاهایی را باید برای خودش انتخاب کنه که بلوغ زودرس عاشقی برایش بیاورد و ارتباطات بد و انتخابات غلط بلوغ انسان را عقب می اندازد، شما برید پای اینترنت، پای ماهواره بلوغت عقب می افتد. یعنی مثلاً قرار است هجده سالگی عاشق خدا بشوی، می بینی چهل سال عقب می افتی تا چهل سال حال خدا را دیگه نداری. اصلاً نمی توانی نماز بخوانی. نماز هم بخوانی عاشقانه نیست، یک سفر خارج بی موقع آدم می رود، می بینی گند می خوره توی روحیه اش. ده سال آدم را عقب می اندازد. یک عکس می بینه یک فیلم نگاه می بیند، نگاه میکند میبیند که اووه. جوان هایی بودند سیزده و چهارده سالشون بیست سالشون بوده است. آقا اینها تمام عشقشان بوده است تیر میخوردند سرشان را بگذارند سجده روی پای خدا شهید شوند. خیلی حرف بوده آقا. بینش را شما نگاه کنید. یعنی رو پای خدا شهید شوند. به خدا قسم در آغوش سیدالشهداء شهید می شدند. روپای خانم فاطمه زهرا شهید شدند. آقا تو خودت بلوغ خودت را عقب می اندازی. الان چهل چهل وپنج سالته پنجاه سالته، می بینی که نه هنوز دو رکعت نماز هم نمیتوانی باصفا هم بخوانی. آن چه جوری بود که آن ها میتوانستند یک همچین نمازهایی بخوانند. چه حالت هایی برای انسان پیش می آید. انسان اگر بالغ بشه، یعنی این بلوغ را در خودش ایجاد بکند که آقابگوید من حریف خدا هستم. من میخواهم با خدا بروم بگردم. باخداحرف بزنم. باخدا خلوت بکنم. شبها که من میخواهم قم بروم میایستم سرجاده، میگویم چقدر میگیری؟ میگوید حالا بیا بالا میخواهم تنها نباشم. ببین میخواهد یک کسی پیشش باشد تنها نباشد ولی یک کسی که بالغه اصلا نیاز ندارد کسی تو ماشین پیشش باشد رادیو قرآنی معارفی میگذاردخودش شروع می کنه به ذکر، خدا نشسته بغلت بابا،همین صندلی جلو هم می شینه خدا ، عقب هم نمی نشینه، امام زمان هم می نشیند همین صندلی جلو ، کلی می تونه آدم حرف بزنه. کلی می تونه صفا کنه. ما دیگه از این نمازها واقعا بی بهره ایم این ها برای همین است هی به ما باید تلقین کنیم تلقین کنیم تا بالغ شویم یواش یواش واقعاً آدم تو عمرش یک حال این طوری پیدا بکنه . یک حال معنوی، یک حال خوش یک نفحه یک لحظه در حدیث داریم خدایا لحظه ای از لحظاتت را به ما بده – هر روز بعد از نماز ما این را خواندیم ولی خب نصیبمان هم نشد متأسفانه سی روز خواندیم . روزه یمان روزه نبود که اللهم غیر سوءِ حالنا به حسن حالک. خدایا این بدحالی ما را عوض کن و یک حال خوبی به ما بده. آخر هم نشد. حالا بلکه انشاء الله خداوند ما گداهای درمانده، عقب افتاده را رحم کنه به ما. بیچاره هایی که غرق در گناه هستیم و آلوده هستیم. این شب عیدی به برکت عید فطر به برکت این شب آخری به ما ته مانده هاهم یک نگاهی بکنه . واقعاً قبل از این که عید تمام بشود، یک حالی یک لحظه ای یک چیزی نصیب ما بشود. یک لحظه به ما بده، یک لحظه خیلی خوبه اگر خدا به ما بده. یک چند دقیقه ای اگر خداوند تبارک وتعالی به ما رحم بکند و صدقه ای به ما بده واقعاً. ما که به هرحال این لیاقت ها را نداریم. همین ته مانده صدقاتی یک چیزی از این ها به ما یک کسی بدهد خوب است. یک دقیقه ای یک لحظه ای از این لحظات نصیب ما بشود خیلی خوب هست. باید برویم درگاه خداوند، گریه بکنیم و بخواهیم از خداوند تبارک وتعالی بگوییم رَب انی مغلوب. فانتظر خدایا من بدبخت و شکست خورده هستم تو کمکم کن تو دستم را بگیر. تو می دانی من لیاقت نداشتم تمام ماه یک روزه خوبی نگرفتم، یک حال خوبی نداشتم،یک وضعیت مناسبی نداشتم. تو به رحم کن و من معلوم هم نیست سال آینده زنده باشم. چیزی نصیبم بشود، وای به حال من اگر من ماه رمضان بگذرد و آمرزیده نشده باشم ، ما الان آمرزیده نشویم کی آمرزیده می شویم. این خودش خیلی خسران است. فرمود: خیلی بدبخت است کسی ماه رمضان بهش گذشته باشد و آمرزیده نشده باشد. هر شب هم داریم این را می خوانیم: اَعوذُ بِجلال وَجهک الکریم خدایا ما پناه میبریم به وجه کریمت به اون وَجه کریمت به آن کرم وجهت به کرمت داریم پناه می بریم از این که اَن یَنقضی عنی شهر رمضان او لیلتی. خدایا پناه می برم به تواز این که ماه رمضان بگذرد یا امشب بگذرد و من هنوز گناهکار باشم در نزد تو و هنوز من را نبخشیده باشی. نیامرزیده باشی. باید واقعا برویم دعا کنیم و خدا را قسم بدهیم به هر کسی که آبرو دارد در درگاهش – به هر کسی که آبرو دارد، حتی اگر به آبرودارها هم نمی بخشی، ما را به گناهکارها ببخش. بخاطرگنارها. چون به هرحال او بندگان عاصی هم دارد به آنها ببخشد و رحم بکنه به ما و یک حالی به ما بده و ما را از این وضعیت در بیاوردانشاءالله.
در فرمایش بعدی باز هم از نبی اکرم (ص) میفرماید که: «لا تَزالُ، لا تَزالُ یعنی پیوسته لا تزالُ ملائکة تُصلی علی العَبد ما دامَ فی مُصلاهُ الذی یُصلی فیه ما لم یقوم او یُحدث تَقول اللهم الغفر لُه اللهم الرحم» چقدر زیباست حالا خدا چقدر مهربونه این کارها را با ما می کنه چقدر لطف داره درحق ما این کارها را میکند میگوید پیوسته ملائکه درود می فرستند بر نماز خوان ما دام فی مصلی تا زمانی که در مصلی خودش نشسته. مصلی یعنی محلی که نماز می خوند در خونه معمولا افرادی جایی مشخص هم هست خوب هم هست گفتند در منزل یک جایی را مشخص کنید و همیشه همان جا نماز بخوانید در مصلای خودتان – ما لم یَقوم- تا وقتی که این نایستاده از محل برود بیرون یا وضویش باطل بشه تا اون لحظه ای که نشسته در اونجا حالا چی می گن فرشته ها؟ میگوید فرشته ها میگویند که اللهم الغفر له خدایا ببخشش. فرشته ها دعا می کنند اللهم الرحَم خدایا بهش رحم کن خدایا این را بهش رحم کن. فرشته های مهربون می نشینند اینجوری برای ما دعا می کنند. حالا کی این ها را گذاشته کی این رحم را در دل اونها قرار داده که برای ما دعا کنند. این هم خود خداوند تبارک و تعالی کرده که این بنده من داره نماز می خواند و در مصلای خودش هست. تو این را دعا کنید اینها را دعایشان بکنید شما بنشینید این ملائکه را دعا کنید ملائکه ای که دعایشان مستجاب است و رد نمی شود. چقدر قشنگه این چقدر ارزش داره. قربون خدا بروم با این مهربونی اش. روایت بعدی از امیرالمومنین (ع) هست: الصلاة تَسنزِلُ رحمه؛ نماز رحمت را نازل می کند بر بنده مستزلزل یعنی فرود می آورد می کشاند رحمت الهی را به سمت عبد. یعنی حالت غیر نماز این جوری نیست. انسان ممکن است در همه حالت ها مورد رحمت خدا هست اما اگر بخواهد حالت، حالت ویژه باشه، مثل این حالت هست، شما دیدید یک موقع یک کسی می خواهد برود از پدرش گدایی کند از مادرش گدایی کند. ممکن هست بین او و پدرومادرش شکرآب شده باشد یا این که بخواهد خیلی بدحالی خودش را به پدرومادرش نشان بدهد و به این ها بفهماند که بابا من الان خیلی بدبخت و گرفتارم. خیلی دعای شما به لطف شما، به عنایت و به کمک شما احتیاج دارم. این که برود مثلا با فاصله ده متری و پانزده متری بنشینه و دعا بکند اون یک بحثه و این که برود خودش را بیاندازد در دامن مادرش اینکه برود خودش را بیاندازد در دامن مادرش برود سرش را رو پای باباش برود باباش را بغل کند و گریه کند زار زار و بگویدکه بابا من وضعم خیلی خرابه به من کمکم کنید این خیلی فرق دارد. نماز این هست که انسان خودش را در آغوش خدا بیاندازد. وقتی انسان وضو می گیرد و می ایستد به نماز در واقع کاملا در آغوش خداوند تبارک و تعالی خودش را قرار میدهد. این خیلی مهمه که الصلوة چرا اینجوری هست؟ استنزِلُ رَحمة یعنی همه ی رحمت را فرو می آورد، اون لحظه ای که خدا به انسان در نماز توجه میکند غیر از لحظه ای هست که انسان در حالت های دیگری به سر می برد. روایت بعدی از امیرالمومنین (ع) هست میفرماید که (اِذا قامَ رَجُل اِلی الصَلاةِ اَقبَلَ اِبلیسُ یَنظُرُ الی الحَسُدِ لما یری مِن رحمة الله التی تَخشاهُ) شیطان بینشش دیدش از ما قوی تر هستش، یک چیزهایی را می بیند که ما نمی بینیم اون با برزخ ارتباط داره با ملائکه ارتباط دارد، می بینه این ها را ماها نمی بینیم این ها را. امیرالمومنین می فرماید که شخص می ایستد به نماز ابلیس (اقبل)می آید جلو میبیند نگاه میکند (ینظر علیه حسدا) از روی حسادت به شخص نگاه می کنه. چرا حسادت می کنه؟ (لما یری فی رحمة الله التی تخشاهُ) از رحمتی که خدا نثار این عبدش می کند تخشاهُ همه ی وجود این عبد رانماز رحمت بهشان میدهد. شیطان وقتی می بیند حسادت می کند به انسان و از شدت حسادت می ایستد اینجوری با غبطه نگاه میکند و با حسادت نگاه می کند به این وضعیت.
روایت بعدی باز از حضرت هست آخرین روایت هست: (لو یَعلمُ مُصلی ما یَخشاهُ مِن جَلال الله ما اَثَرَهُ اَن یَرفَع رأسه من سجود، چقدر این کلمات زیبا و قشنگ انتخاب شده. می فرماید که اگر نمازخوان بداند که چگونه جلال و شکوه الهی او را فرا گرفته. الله اکبر. الله اکبر اگر نمازخوان بداند که چه شکوهی داره موقعی که ایستاده به نماز، شما گاهی وقت ها نماز بعضی از نمازخوان ها را می بینید. میبینید این اصلاً تمام وجودش عظمته، اصلاً از بیرون که نگاه می کند به این حالت نمازخوان شما نگاه کنید. بعضی از بزرگان مثلا فرض بفرمایید حضرات مراجع ، حضرت آیت الله بهجت مقام معظم رهبری – دیگران خود حضرت امام (س) بروید نگاه کنید حالتهای نماز خواندنشان را بعضی از این افراد را که آدم نمازشان را نگاه می کند میبیند یک عالم شکوه و جلال و عظمت در این حالت رکوع او هست. در سجود او هست. در تشهد و قنوت او هست. در قرائت اوست. اصلاً همه حالتش شکوه و جلاله. شما خودتان این را احساس می کننددیگر. همه این شکوه را احساس میکنند. مگر کسانی که بی ادبند. سر نماز مثل بنده خیلی حواس پرتند و بازیگوش هستند. اون ها هیچی. ولی بقیه وقت آدم نگاهشان می کند می بیند که اینها چقدر عظمت دارند وقتی دارند نماز میخوانند، حالا میگه اگر مصلی خودش این را درک بکند لَو یَعلم مُصلی ما یخشاهُ من جلال الله چقدر قشنگه قربون خدا وجلالش بروم مِن جلالِ الله ما اَثرهُ اَن یَرفع رأسَهُ مِن سجود اصلاً خوشش نمی آید سرش را از سجده بردارد، دوست نداره سرش را بردارد خوب آدم وقتی بیفتد روی پای خدا – خدا در آغوشش باشد- می خواهد جدا شود؟ در آن لحظه میخواهد جدا بشود. من چند وقت پیش داشتم با پدرم صحبت می کردم این صحنه ها را که نشون می دهند هر دوی ما به بغض آمده بودیم بعد برای ملاحظه حال همدیگر گریه نمی کردیم ولی من داشتم می ترکیدم و پدرم هم داشت همینجوری نگاه میکرد همین حالت را داشت خیلی سختش بود گذشت دیگر هی معاشقه شروع شد هی من می گفتم، او می گفت یک دفعه پدرم شروع کرد به گریه کردن ترکید خیلی هم گریه کرد. گفتم خوب چیه گفت والله من توی فتح المبین که رفته بودیم برای جبهه. یک لحظه که بمباران بود و ظهر بود می خواستیم نماز بخوانیم. لحظه ی خیلی عجیبی بود که هم بمب می ریختند و ما هم اصرار داشتیم نماز جماعت بخوانیم. تو اون لحظه که آتیش واینجوری بود و همه هم یک حالت شوری داشتند، میگفتش که من وقتی ایستادم به نماز یک حالی به من دست داد، یک لذتی به من دست داد. میگفتش از اون فتح المبین تا الان دارم گریه میکنم غصه می خورم که یک بار دیگر اون حال به ما دست بده – دیگه نیامد اون حال . چی بوده ما چه میدانیم چی بوده اینها - هر کدام از شما شاید یک تجربه این طوری داشته باشید که آدم یک لحظه این وضعیت بهش دست می دهد و نمی خواهد هم بگذارد از دستش برود ولی هم فرار می کند. برقه دیگه. اصطلاح عرفا بهش می گویند برق می زند و می رود. یک لحظه است. می آید این حالت و می رود. حالا انسان اگر یک موقعی در این سجده شما بسیاری از بزرگان علما نگاه بکنید، وقتی که مکاشفات خودشان را تعریف می کنند می گویند ما در سجده این اتفاق برایمان افتاد . سجده ُآخر بودیم یا در سجده نماز بودیم یک لحظه یک دفعه دیدیم که یک جای دیگر هستیم وضعیت یک وضعیت دیگری هست. خب انسان این را درک بکند موقعی که بخواهد نماز بخواند ببنید چقدر زیباست چقدر جذابیت دارد میگه اگر مصلی بدونه که لو یَعلَمُ مصلی ما یخشاهُ مِن جلال الله ما اثَرَهُ اَن یَرفع رأسَهُ مِن سجودِ. خوشحال نمیشه خوشش نمیاد دوست ندارد دیگر از اون حالت سجده بلند شود.
والحمداالله الرب العالمین