اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صل الله عَلی محمدٍ واله الطاهرین و لعنت الله عَلی اعدائهم اجمعین مِن الان الی قیام یوم الدین.
جلسه گذشته بحث ما به اینجا رسید که ما اگر امر به نماز شده برای ما و یاد خدا رمز این که این ها برای ما قدرت می دهند و یکی از آثار نماز قدرت است که امر فرمودند استعینوا بالصبر و الصلوة کمک بگیرید از نماز رمز قدرت بخشی نماز این است که نماز و یاد خدا اساساً در ما توجه به دارالخلودرا اینجاد می کند و دارالغرور را کمک می کند که فریب های آن را بشناسیم و برایمان در چشممان کوچک بشود و تجافی پیدا کنیم حالت تجافی که توضیح دادیم تجافی یعنی چی.یعنی نچسبیدن .معرفت در کیفیت نماز خیلی مؤثر است یعنی اگر کسی نمازش را با معرفت بخواند این قدرت دهی نماز را بیشتر میتواند درک کند. یعنی در واقع هر چقدر سطح معرفت بالا می رود انسان قدرت بیشتری از نماز جذب می کند خوب در باره ی عظمت آخرت صحبت می کردیم و باز توجه شما را به فرمول بحث مان که سال های سال است داریم همه روی آن کار می کنیم و هنوز هم به انتهای احکام این فرمول نرسیده ایم بعد از شاید نزدیک به بیست سال که ما داریم کار می کنیم هنوز تمام نشده آثار این فرمول که رابطه دنیا به آخرت مثل رابطه رحم مادر است با دنیا یعنی از نظر اندازه دنیا چقدر بزرگتر از رحم مادر است ؟دنیا را که می گوییم نه کره زمین . عالم ماده را داریم میگوییم چقدر بزرگتر ازرحم است؟ برزخ همین مقدار نسبت به دنیا بزرگ است یعنی همه ی عالم ماده راکه شمادرنظر بگیرید به اندازه ی یک رحم است برای انسان وبرزخ به اندازه ی دنیا هستش نسبت به رحم. قرار است ما وارد یک همچین عالمی بشویم لذا فرمایش دارد امیرالمؤمنین که می فرمایند «من المغرور الذی ظفر من الدنیا به علی هِمَته کلاخرة الذی ظَفِرَ من الدنیا به اَدنا صحمَتِه» می گوید هرگز آدم فریب خورده ای که در دنیا به عالی ترین آرزوهایش رسیده، عالی ترین آروزوهایش یعنی دیگر ازآن آرزوهایی نیست که انسان بزرگتر ازآن بکند در دنیا از آرزو های دنیایی چی است؟ انسان چی بشود که از همه بزرگتر بشود چه کار بکند؟ دیگرما بزرگتر از حضرت سلیمان که نداریم خود قرآن هم می فرماید سلیمان به حکومتی رسید که نه قبل از او برای کسی امکان داشت و نه بعد از او تا قیامت برای کسی حاصل نخواهد شد یک همچنین سلطنتی که تمام قوای عالم در اختیار او بود. باد و طوفان و دریا حیوانات و تکلم با حیوانات جن ها حتی در استخدام ایشان بودند و اراده می کرد یک قصر بی نظیر برایش درست کنند که مثل آن را بشر ندیده مگر همانهایی که همان زمان بودند می ساختند. دیگر بیشتر از این که نیست. می فرماید که من المغرور الذی ظفر من الدنیا به علی هِمَتِه کلاخرة الذی ظَفِرَ آن مغرور و فریب خورده ای که به عالی ترین همت خودش و عالی ترین آرزوی خودش در دنیا رسید هرگز مثل کسی نیست که در آخرت به کمترین آرزوی خودش و کمترین قسمت خودش رسیده. فرمود کمترین آدم در روز قیامت از نظر درجه در بهشت، بهشتش آن قدر بزرگ است که می تواند تمام بهشتی ها را ضیافت بدهد میلیاردها آدم را در این بهشت ضیافت بدهد وبه عالی ترین وجه ازش پذیرایی کند این کسی که خانه اش ازهمه کوچکتر است در بهشت در می گوید شما هیچ وقت مقایسه نکنید این ها را با هم دیگر این اگر این رمز را اگر ما در قلبمان باورش کنیم این رمز بزرگی برای آرامش قلبهست وشادی برای این که انسان از طلب های پُرزحمت و دردسر بیفتد و اگر می خواهد طلبی هم داشته باشد اِن کُنت راغبینَ فی المَحالب فرقٌ فی الجنة الّتی اَرضُ السموات والارض امام صادق (ع) می فرماید: اگر شما می خواهید واقعاً نفس چرانی هم بکنید و اهل رغبت باشید اهل میل باشید لااقل در یک بهشتی میل پیدا کنید که اندازه آن اندازه همه آسمان ها و زمین باشد این را بخواهید در دنیا چرا میلتان را این جوری و خودتان را اسیر کرده اید ونیرو و انرژی و استعداد خودتان را دارید تلف می کنید آرزوهایتان چرا این قدر کوچک است اگر قرار است اهل آرزوهاباشید آرزوهای مادی میخواهید آرزوهای پایین می خواهید حداقل بهشت است چون میدانید که از امام کاظم(ع) فرمود که بهشت پاداش بدن های شماست انسان از آن جهت که انسان است پاداش بالاتر ازبهشت دارد. بنابراین اگر قرار است انسان اهل هوس و آرزوها باشد میگوید لااقل بهشت را بخواهید. چرا در این دنیا خودتان را این قدر اسیر و گرفتار کردید. اگر انسان بفهمد که کم سهم ترین آدم در قیامت حکومتش اصلاً قابل مقایسه نیست با پربهره ترین آدم در دنیا ،یک دل آرام پیدا خواهد کرد. خیلی دوندگی ندارد که راحت می شود آدم، اصلاً با کسی مسابقه نمی زارد و اصلاً هم افسوس کسی را نمی خورد. هیچ وقت چشمش دنبال داشته های کسی نیست. چقدر قرآن تاکید دارد که لا تعد عیناک پیامبر چشمت به هیچ چی از این کفار نباشد حتی نگاه نکن. استادمان می فرمودند که یک طلبه ای در خیابان راه می رفت. بعد یک جایی یک ساختمان خیلی بزرگ و شیک و زیبایی ساخته بودند. گفت یک لحظه همین جوری چشمش افتاد و آمد نگاهش بکند به خودش گفت تو حیف هستی نگاه کنی. اصلاً نگاه نکن توحیفی، یعنی این که انسان توجه کند خیلی وقت ها برای نگاه کردن به جذابیت های این چنینی خودش حیف است. کوچک می شود وقتی نگاه بکند. یعنی شما تا می گویی آخیش ای کاش کوچک می شوی یکی از اولیاء الهی بود من هفته ای یک بار خدمتشان می رسیدم. ایشان می فرمودند ما هر وقت در درس علامه شرکت می کردیم از درس علامه که می آمدیم بیرون این ثروتمندها را که می دیدیم ماشین های آخرین سیستم و آن چنانی خیلی دلمان برای شان می سوخت که این بیچاره ها چقدر گرفتار این قفس ها هستند. دلمان میسوخت برایشان. این کجا که انسان دلش بسوزد برای اهل دنیا برای آن هایی که دارند. چون وقتی دارند حتماً از سهم آخرتی شان کم می شود. حتما این کجا که انسان دلش بسوزد برای آن ها و این که انسان هوس کند و آرزو کند که مثل اینها باشد. زمین تا آسمان بین این ها تفاوت است. عقل این جوری می گوید که تو دلت بسوزد برای این ها. نه این که تو هم آرزو کنی مثل آن ها. چون آرزو کنی کوچک می شوی. لذا ببین معجزه است این کلام از امیرالمؤمنین (ع) که می گوید آن فریب خورده ای که به عالی ترین همت خودش در دنیا رسیده، هرگز مثل کسی نیست که در آخرت به کوچکترین سهم خودش رسیده است. نمی گوید همت می گوید کوچکترین چی؟ مال دنیا را حضرت می فرماید همت یعنی خیلی جان کنده تا به آن رسیده. ولی وقتی به آخرت می رسد می فرماید که به کوچکترین سهمش به «ادنی سُهمته» یعنی این اصلاً قابل مقایسه نیستند این دو تا با همدیگر به هیچ وجه قابل مقایسه نیستند. این دوتا خیلی تفاوت دارد. لذا قدرت دهی نماز این است که انسان را باز هی هربار تاکید می کنم که ما را توجه به دارالخُلود می دهد و آثار دارالخلود. این فوق العاده فوق العاده مهم است. لذا یکی از خصوصیات انبیاء و اولیاء الهی خدا این است که این ها دائماً، دائماً آخرت جلوی چشمشان است و این خیلی هنر است که آدم طوری یاد بگیرد، طوری بخواند طوری بشنود و طوری کار کند و طوری ارتباط برقرار کند، مجموعه انتخابها و رفتار و افکار و ارتباطش او را از یاد معاد غافل نکند. هر انتخابی می خواهی بکنی انتخاب همسر، اتومبیل، لباس، دوست، معلم، رشته تحصیلی، هرارتباطی میخواهی برقرار کنی یا هر رفتاری که می خواهی در پیش بگیری و یا افکارت را هر جوری می خواهی بچینی، یک طوری باشد که فقط از یاد معاد نیفتی. چون همین فراموشی یاد معاد یعنی سقوط. مثل جنین است که در رحم مادر چند لحظه ارتباطش با دنیا قطع می شود. چه اتفاقی می افتد؟ یکدفعه به دنیا می آید یک مُنگول شده. چند لحظه در حرکتش نسبت به دنیا خلل یا توقف وارد بشود خیلی اتفاق ها می افتد در حرکت به سمت آخرت خوش به حال کسی که دائماً آخرت جلوی چشمش است و این خیلی شادی می آورد برا ی انسان آخرت چون عظمتش که هست بزرگی و لذتش هست از آن طرف این بزرگی دیگر نمی گذارد در دنیا غصه بخوری خدا رحمت کندحضرت آیت مجتهدی استادمان را می فرمودند که هروقت سخنرانی میکردند آخرش میفرمودند که این نیز بگذرد یک پادشاهی بود می خواست روی نگین انگشترش یک چیزی بنویسدحرفی که هر وقت نگاه می کند بهش آرامش بدهد آقا تمام اهل مملکتش را جمع کرد نخبه ها را جمع کرد هر کسی آمد یک جمله گفت ، نپسندید گفتند یک دهقانی کشاورزی هست آن هم می خواهد بیاید گفت بابااین همه نخبه ها هیچکدام نتوانستند کاری بکنند برای ما گفتند آقا اصرار دارد بیاید تو آمدتو گفت چه جمله ای می خواهی بگویی ؟این نیز بگذرد گفت آهان این است این را بنویسید روی انگشتر من واقعاً بنویسیم و بزنیم در خانه هایمان اگر در قلب مان نمیتوانیم بگذاریم در ذهنمان در برخورد با هر حادثه این یادمان باشد که این نیز بگذرد خیلی شاد می کند آدم را وقتی میگویی این نیز بگذرد نمی ارزد جوش بخوری ،نمی ارزد اعصابت را خرد کنی و نمی ارزد غصه بخوری ،نمی ارزد بدبینی باهاش ،نمی شود حسادت نمی ارزد غیبت بکنی برایش، نمی ارزد این نیز بگذرد.
این چقدر زیباست لِکل شی من الاخرة خُلودٌ و بقاء به به چه مژده ای در فرمایشات بزرگان داریم همین فرمایش که الان برایتان خوندم از امیرالمؤمنین (ع) این یکی از لذات بهشت است که از خود بهشت بالاتر است یکی از لذات آخرتی است که از اصل بهشت بالاتر است آن چیه؟ این که لِکل شی من الاخرة خُلودٌ و بقاء یعنی هر چه در آخرت به شما عَرضه می شود جاودانه است و هیچ وقت از تو گرفته نمی شود نه تو پیر می شوی نه مریض می شوی نه دلسرد می شوی و نه خسته می شوی نه حوصله ات سر می رود و نه آن را ازت می گیرند تازه بهترش را هم بهت می دهند ،همه چیز جاودانه است خودت جاودانه هستی بهشتت جاودانه است ،مقاماتت جاودانه است ارتباطاتت جاودانه است هر چه می خواهی نعمت هایت دائماً در حال ترقی است و جاودانه ما فقط یک حرفی می شنویم تا آدم ریاضت نکشیده باشد زحمت نکشیده باشد و درگیر با خودش نشده باشد با نفسش با شیطان با طبیعتش و یقه خودش را نگرفته باشد و گاهی اوقات زمین نخورده باشد گاهی وقت ها از شیطان کتک نخورده باشد گاهی وقتها شیطان رانزده باشد یعنی تو جنگ نباشد نمی فهمد قدر این کلام را یعنی فقط از این گوش می گیرد و از آن گوش در می کند بله یک زمان ما رفتیم احیاءِ بیست و هفت آن سخنرانی می گفت که لِکل شی من الاخرة خُلودٌ و بقاء اما در دل نمی رود آدم باید زحمت بکشد که این برود در دل بنشیند و انسان به جای دانایی این برایش چه بشود؟ دارایی اش بشود تا وقتی این اطلاعاتی که ما سر کلاس داریم میدهیم دارایی آدم نشود دانایی هیچ کاری نمی کند باید دارایی یک نفر باشد که به دادش برسد و شادی برایش بیاورد می گوید آقا شما که می گویید قرآن شراب است ما این همه قرآن می خوانیم پس چرا شراب نیست میگویم دارایی ات نمی شود اگر دارایی تو بشود حتماً مستی می آورد برایت حتماً شادی می آورد برای تو این فرمایش امیرالمؤمنین(ع) اگر دارایی یک نفر بشود میشود برای دنیا عصبانی بشود؟ در خانه با شوهرش یکی به دوبکند سر یک چیز مسخره دنیایی ، مرد با زنش سر یک چیز دنیایی چرا چایی اینجور شد ،چرا قوری اینجوری شد ،چرااستکان چنین شد چرا چنگال را آن جا گذاشتی چرا لیوان را اینجا گذاشتی ، چرا این شسته شد وچرا آن شسته نشده چرا دیوار این جوری است و چرا شیشه آن جوری است ، چرا بچه جایش را خراب کرده است اصلاً آدم زورش می آید از این حرف ها بزند یعنی حیفش می آید کوچک شود این قدر که بخواهد هیجان بگیردش به خاطر یک همچین وضعیت دنیایی .آقا خیلی تو بزرگ هستی ساکت و آرام باش حیفی اصلاً رویت می شود به دهنت بیاید یک چیزی که مزه اعتراض دارد و رنگ دنیایی دارد به همسرت ،به عزیزترین کَسِت که قیامت در مقابلش مسئول هستی پدرت ،مادرت، فرزندت و دوستت اصلاً می توانی یک چنین کاری بکنی اصلاً آدم خودش شرمش می آید خیلی می فهمد که بی شرمی است که یک آدم به آن بزرگی که بهشتش به اندازه همه آسمان ها و زمین است این یکدفعه بیاید تواین جیفه دنیا برای یک چیزش داد بزند قاطی بکند برنجد یا برنجاند خیلی آدم اینجوری کوچک و له می شود اصلاً من عرضم این است که ما قدرت این که برای دنیا نرنجیم را از کجا بیاوریم ؟از اینکه ما حیفیم واقعاً، ما حیفیم. یک زن و شوهر را من دیدم درود بر این ها می گفت ما سی سال با هم زندگی کردیم یک بار در این سی سال باهم بگو مگو نداشتیم حتی یک بار کسی سر کسی داد نزده یکبار کسی سرکسی غُر نزده یکبار کسی به کسی اعتراض نکرده بارک الله.
لِکل شی من الاخرة خُلودٌ و بقاء: همه چیز آن ها اینجوری است جاودانه است خوب این را برای چی به ما گفته اند؟ آخرت به ما چه؟ می گوید آقا همین جا باید با هاش پیوند بخوری همین جا باید استعداد لِلموت قبل الحلول فوت همین جا باید باهاش پیوند بخوری اگر توبا جاودانگی اینجا پیوند بخوری آن جا جاودانگی خوشش نصیبت میشود والا نصیبت می شود نه با خوشش با عذاب با آن جاودانگی پیوند برقرار کن از الان دلت خوش باشد به آخرت آقا چقدر دلخوشی به آخرت شادی می آورد آرامش می آورد برای انسان چقدر دلخوشی به آخرت آدم را آرام می کند رسول الله گاهی وقت ها در خانه شان خانه خودش خانه حضرت زهرا و امیرالمؤمنین حسنین سلام الله علیهم اجمعین غذا نبود مشکلات بود گرفتاری بود کارها سنگین بود در خانه به سختی انجام می شد مدت ها گرسنگی و گرفتاری های زیاد فقر اذیت می کرد حضرت می فرمود که خدا برای ما دنیا نخواسته ،آخرت .خیلی آدم را آرام می کند مگر ما چقدر دیگر ماندیم در اینجا ومیخواهیم بمانیم .اگر نگویم صددرصد نودوپنج درصد من و شما در پنجاه سالگی اینجا نیستیم همه ی ما آن طرف هستیم پنجاه سال دیگه شما ازاین مسنهای جلسه بپرس پنجاه سال دیگر یعنی چه؟ ما که چهل و پنج سالش را گذراندیم یک خواب و یک رویا است همین هیچی نماز این جوری قدرت می دهد به آدم یعنی نماز می برد آدم را یک جایی که آدم با چیزهای جدی روبه رو می شود با چیزهای حقیقی روبه رو می شود و می فهمد که این دارالغرور دارد فریبش می دهد برای همین آرامش دارد درآن ، غصه ندارد ،هرجوری میخواهد بگذرد بگذرد این که می گویم هر جوری می خواهد بگذرد بگذرد حرف بلندی است ولی بزرگ های ما از این بلندتر گفته اند ما فهممان این قدر است. بزرگان می گویند نه هر جوری میخواهد بگذرد بگذرد نه بلکه هر چی بدتر بهتر هر چی تلخ تر بهتر. رسول الله فرمود هر چی تلخ تر آن طرف من شیرینی بیشتری دارم. لذا آقا با شادی از تلخی استقبال می کردند با رضایت از تلخی ها استقبال می کردند. امام صادق (ع) بچه اش مرده است نگران بچه اش بود بعد گفتند آقا تمام کردفوت کرد گفتند سبحان الله الذی یُقتل اولادِنا و لا نَزدادُ لَهُ اِلّا حُبّا منزه است خدایی که بچه های ما را می کشد و ما جز محبت او در دلمان چیزی اضافه نمیشود مگر بچه مرا می کشد کجا می برد میبرد پیش خودش حالا پیش من بهتر است برای بچه من یا پیش خدا؟ خدا بیشتر بچه مرا دوست دارد یا من بچم را بیشتر دوست دارم؟ آن یک ذره عاطفه از بی نهایت عاطفه خدا را خدا به من داده است دیگر خدا یک ذره از عاطفه اش را به من داده من بچه ام رااین قدر دوست دارم حالا خدا واقعاً ما را بیشتر از خودمان دوست ندارد؟ بی نهایت بیشتر از خودمان ما را دوست دارد. آنی را هم که از ما گرفته خیلی بیشتر از ما تحویلش می گیرد و پذیرایی از ش می کند. کجا مگر می رود؟ چقدر این ها شاد زندگی کرده اند. چقدر باحال زندگی کرده اند. اگر قرار باشد آخرت و ابدیت نباشد، یک دانه از این مصائب دنیا آدم را می کشد. امیرالمؤمنین (ع) بالاسر حضرت زهرا (ص) فرمود: این مصیبت از دست دادن تو خیلی عظیم است. خیلی عظمت دارد. فرمود: این مصیبت وقتی که برای خداست آسان می شود خدایا چقدر قشنگ است این پیوند حالا دقت بفرمایید شخصی به نام یزید بن سلام سوال می کند از پیامبر لمن صُمَیت الدنیا. دنیا آقا چرا به دنیا می گویند دنیا؟ فرمود لِعنت الدنیا دنیٌ .دنیا پَست است خُلِقت من دون الاخره. پایین تر پایین تر پایین تر امیرالمؤمنین فرمود ما صُمیت الدنیا دنیا لعَنَّما اَدنا من کل شی از هر چیزی پایین ترو پست تر است خُلِقت من دون الاخره پایین تر پایین تر پایین تر از آخرت غیر از آخرت خلق شد و لَو خُلِقت مع الاخره اگر با آخرت خلق شده بود دنیا این را دقت کنید در آن بحث های نسبت توضیح دادم اول آخرت خلق می شود یا اول دنیا خلق می شود؟ اول آخرت اول دنیا هست بعد رحم در آن خلق می شود. اول برزخ هست بعد چی خلق میشود؟ دنیا . اول جبروت هست بعدچی خلق میشود؟ بعد ملکوت. امام صادق (ع) فرمود اِن الله عزوجل خلق مُلکُ علی مثال ملکوت و اَسس ملکوت علی مثال جبروت خداوند عزوجل دنیا را خلق کرد بر اساس عالم ملکوت یعنی آن الگو است کوچکش کردند میلیاردها برابر شد عالم دنیا و آن عالم ملکوت را براساس چی ایجادش کرده است؟براساس جبروتش یعنی اول از بالا شروع می شود و می آید پایین می گوید اگر دنیا با آخرت خلق شده بود و لَو خُلقت مع الاخره لم یَفنَعَ اهله کما لا یَفنا علی اهله الاخره مردمش که دیگر نمی مردند مثل همان آخرتی ها که نمی میرند مردم دنیا هم نمی مردند چرا مردم دنیا می میرند؟ چون دنیا مقدمه آخرت است به خاطر آخرت خلق شده است. بعد سوال می کند بگو چرا آخرت را آخرت نامیده شده است؟ فَخبرتی لِمَ صُمیت الاخرة آخرة؟ چرا آخرت، آخرت نامیده شد؟ حضرت فرمود لَعَنّا مُتاَخرةٌ فجیعٌ بعد الدنیا. چون متأخّر است آخر می گوییم دیگر آخرت چون متأخر است و بعد از دنیا می آید چون تو بعد از دنیا وارد آنجا می شوی پس خلقت آخرت جلوتر از دنیاست اما ورود تو به آخرت بعد از چی هست ؟بعد از دنیا است مثل خلقت دنیا که جلوتر از رحم است اما ورود به دنیا بعد از رحم است تجیعٌ من بعد دنیا بعد فرمود لا توصَفُ سِنینُها ولا تُحصا ایامها و لا یَموت سُکانها عجب قشنگ است. می فرماید لا توصَف سال های او وصف شدنی نیست که چی است. سال های آخرت و لا تُحصا ایامها روزهایش هم قابل شمارش نیست آخرت و لا یَمُوت سُکانها اهل آخرت هیچوقت نمی میرند مرگی وجود ندارد آنجا. ما این کلمات را چون بهش عادت کردیم جدی نیستیم. باید یک مدتی خلوت کنیم، تمرکز بگیریم ببینیم آخرت یعنی چه؟ جاودانگی یعنی چه؟ ابدیت یعنی چه؟این یعنی چی؟
روایت بعدی از خود پیامبر است. نبی اکرم صل الله علیه و آله و سَلَّم الدنیا ملعونة و ملعونٌ ما فیها اِلا مب تُغیه بی وجه الله دنیا ملعون است هر چی هم که در دنیا است ملعون است مگر اینکه انسان به وسیله دنیا دنبال خدا باشد همین اش ملعون نیست بقیه اش ملعون است گفتیم ملعون یعنی چی؟ دور دور دورمیشود ملعون دنیا ملعون است وهر چی هم که در آن است ملعون است یعنی دور است از رحمت خدا از نگاه خدا دور است فرمود وقتی دنیا را خلقش کردم نگاهش نکردم. آیه قرآن هم است اگر مؤمنین تحمل می کردند من خانه های کفار را از طلا می ساختیم برایشان. در حدیث قدسی داریم مؤمنین اگر حسودی نمی کردند من ناودان خانه کفار را هم طلا می کردم. این قدر پَست است برای خدا. این دنیا فقط قیمتش همین است که تو بتوانی درآن آخرت بدست بیاوری و ابدیت. چرا می گوید مابطقی به وجه الله حتی نگفت آخرت. ما حدیث را پَستش کردیم و گفتیم آخرت برای این که گفتیم آخرت با همه بزرگیش پاداش جسم انسان است. امام کاظم (ع) در اصول کافی فرمودند: انسان فقط پاداشش خود خداست و رفاقت با خدا و زندگی با خدا است. چقدر این حرف ها به دهان ماها بزرگ است. امیدوارم به گوش شماها بزرگ نباشد. ولی درک کند انسان رفاقت با خدا یعنی چه؟ امیرالمؤمنین (ع) فرمودند الدنیا دار المُنافقین؛ دنیا خانه منافقین است ولیس بدار المُتقین خانه ی افراد با تقوا نیست جای ماندن این ها نیست جای زندگی کردن اینها هم نیستش فَلیُکن حَضُک من الدنیا قوامٌ سُلبِک و اِمساکُ نفسک و تَزَود المعاد می فرماید خانه تو نیست پس بهره تو از دنیاباید چی باشد؟میگوید این قدری که زنده بمانی بتوانی خودت را نگه داری و نیرو داشته باشی و زنده بمانی برای آخرتت کار کنی. اینقدر. بقیه اش به درد نمی خورد دیگر. همین قدری که بتوانی خودت را نگه داری یکذره نیروداشته باشی ابدیت را بسازی بس است و حَظِ تو همین است. دیگر با کسی مسابقه نگذار و با حسرت هم به دارایی هیچ کس نگاه نکن خودت را هم با هیچ کس مقایسه نکن به محض این که خودت را مقایسه می کنی خودت را پست کرده ای و کوچک کرده ای خودت را اصلاً مقایسه نکن نه با پدرت نه با مادرت نه با برادرت نه با دوستانت نه با باجناقت نه با جاری نه با هیچ کس باهیچ کس مطلقاً خودت را مقایسه نکن. آقا حَظِ مان چی است؟ آقا این قدر ی که الان سالم باشیم، قدرت داشته باشیم و بتوانیم یک ابدیت بسازیم قرار نیست که این جا بمانیم. بیشتر از آن حضرت فرمود معطلی در آخرت می آورد. بیشتر از آنش در آخرت معطلی دارد دردسر و گرفتاری دارد غصه دارد خب برای چی این کار را بکنیم؟ همین مقداری که بتوانیم سرپا باشی یک ابدیت بسازی فرشته مرگ سلام الله تعالی علیه آمد و گفت برویم با شوق و ذوق بگویی برویم بیشتر از آن هر چقدر جذب بشود وقتی که فرشته مرگ می آید انس گرفته ای و می گویی نه خدا رحمت کند امام را فرمود بالای سر یک اهل علم رفتم بعد از سال ها کار علمی و معنوی به او گفتم بگو اشهد ان لا اله الا الله موقع مردنش ،نگفت گفت خدا با من خیلی دشمن است و ظلم کرده به من ، برای چه؟ گفت می خواهد من را از زن و بچه ام جدا کند. از این خانه ای که تازه ساخته ام اینهمه جان کنده ام تازه خانه ساختم میخواهد الان مرا بمیراند. امام می فرمود هر کاری کردم آخر هم با بُغض خدا مُرد. گفتم که یکی از همین امام جماعت های این جا تعریف می کرد که به یکی از کسانی که سال های سال پشت سرما نماز می خواند در این مسجد به ما گفتند آقا این دارد می میرد و در حال احتضار است و هر چه به او می گوییم که بگو لا اله الا الله نمی گوید دو سه روزی است در آن حالت است و دهانش هم بسته است. لال. هیچی نمی گوید این که می گویند موقع مردن لال از دنیا نمیری این جوری است. می گفت هر چه گفتیم نگفت. گفتن آقا حالا شما روحانی هستید بالاخره سال ها پشت سر شما نماز خوانده اُنس دارد با شما شاید شما راببیند دهانش باز شود به احترام شما و چیزی بگوید گفتم باشد برویم گفت رفتیم خانه اشان دیدم و سلام علیک کردیم وآن هم جواب نداد فقط نگاه می کرد هر چی گفتم شما بگو این ذکر را بگو آن ذکر را بگو اصلاً دهانش را باز نکرد گفت من دیگر خیلی غصه خوردم و ناامید بلند شدم بروم بیرون از خانه یک دفعه یادم افتاد که این یک مقداری پول از ما می خواهد گفتم حاجی توراستی یک سه میلیون تومانی از ما می خواهی. این سه میلیون تومان را بگذارم برای آخرتت و ذخیره آخرتت بشه گفت نه نه مُرد. همین دو بار نه را گفت و مرد و تمام شد. چسبندگی چقدر خطرناک است می آیند سراغ آدم و آدم آماده نباشد و تازه میگوید نه. بنده خدا شاید حدود هفتاد سالش بود یا آره هفتاد هفتادوپنج سال قطعا بود مرا صدا کرد و گفت بیا برای من یک وصیت نامه بنویس گفتم باشد. بعد رسیدیم به این ثلثش. گفتش که چکار کنیم گفتم برایت می نویسم پنجاه هزار تومان رَدّ مظالم همه ما مظالم عباد بدهکار هستیم آقا. کی می تواند بگوید من مظالم عباد ندارم ؟ شما از بچگی از در خانه یک نفر رد شدی و زنگ زدی در خانه مردم تیغ کشیدی در خانه مردم دادی تکیه دادی به خانه مردم خاکش ریخته، رفتی روی شیشه ماشین مردم، توپ زدی خط انداختی به ماشین مردم ،در مغازه میوه فروشی رد میشدی عشقت کشیده یک چیزی برداشتی و خوردی،نمیدانم رفتی یک تخمه بر داشتی خوردی، خانه مردم سنگ زدی شکستی ،سروصدا کردی مردم را ناراحت هستن، از اداره و بیت المال اووووه کی میتواند بگوید حق الناس گردن من نیست ،کی جرأت دارد بگویدحق الناس گردن من نیست. آن سال مثلا شاید پانزده سال پیش نه پانزده سال پیش هم کمتر عذر میخواهم حدودا پنج شش سال پیش من به ایشان گفتم که پنجاه هزار تومان برایت ردّ مظالم می نویسم. گفت پنجاه هزار تومان رد مظالم گفتم ببین برای خودت و آخرت خودت است. میترسید؟ گفتم مثلا این قدر برایت روضه برایت بنویسم، می ترسید همش گفتم به کی می خواهی برسد؟ میخواست برسد به ورثه. این بچه هایت که همه دخترهایت شوهر کرده وهمه هم صاحب خانه هستند پسرهایت هم که زن گرفته اند برای چه می ترسی؟ ثلثش رامال خودت و برای ابدیت خودتت .این قدر ترس داشت هی میخواد انگار از جانش بکَنی. آقا وصیت بنویس برای آخرت خودت، ما رد مظالم بدهکاریم بنویسید مظالم ، بنویس برای چی و چی می ترسد برای کی می گذاری؟ این قدر می ترسید که بعداً وصیّ ها آمدند و خوردند و همان یک سوم هم عمل نکردند هی می آمد در خواب من و می گفت بدبخت هستم بیچاره ام دارم می سوزم گرسنه ام تشنه ام هی میامد در خواب ، گفتم بابا خدا خیرت بدهد بهت گفتم که فلانی را وصیّ خودت نکن کردی وصی خودت بیا وصی که کشیده بالا حالا آدم بی تقواست و نمی دهد چه کارش کنم. حالا همان جا بمان فعلا. کاری که نمی توانیم بکنیم برایت .خودمان می توانیم برایت دعا کنیم خودمان میتوانیم برایت نذر کنیم نماز بخوانیم صلواتی بفرستیم قرآنی بخوانیم میکنیم این کار را. ولی تو بد زندگی کردی اضافه خطرناک است. این را یادمان باشد که معطلمان می کند و گرفتارمان می کند. امام صادق (ع) فرمود: ما منزلة الدنیا مِن نفس اِلا بمنزلة لیفت اِذا اِذ تُرِرتو علیها اَکَلتُ منها. می فرماید دنیا برای من مثل یک میت است. میتِ چه جوری است؟ ا میتِ خوری حلال است یا حرام؟میگوید اگر غذا داشته باشی حرام است مُردار نمی توانی بخوری. اگر غذا نداشتی حلال است. چقدر بخوریم؟ می گوید اندازه ای که فقط نمیری. از این میتِ می توانی بخوری. امام صادق (ع) فرمود دنیا برای من مثل میت است که اگر مجبور شوم از آن استفاده می کنم. اگر مجبور شوم همین برای ما اینجوری گفتند. نماز این کارها را با ماها می کند. یعنی نماز این آثار را دارد و آن وقت کسی که نماز می خواند و استقامت می آورد از این جهت است که این دعای امشب را که گفتم تا سحر بخوانید و امام سجاد تا سحر می خواند هی هم تکرار می کرد و این را برای ما بزرگ می کند و جا می اندازد اللهم الرزقنی تجافی ان دار الغُرور و لاِنابةَ الا دار الخلود و الاستعداد موت قبل حلول فوت امام هادی (ع) به محضر مقدسشان صلوات بفرستید چقدر زیباست .غیر معصوم نمی تواند اینجوری حرف بزند (الدنیا سوقٌ) دنیا بازار است و ربهة فیها قومٌ و خسر الاخره. بازار است و ریسک دارد دیگر. حدیث داریم کسی که شجاعت ندارد نرود در تجارت. آدم هایی که شجاع نیستند به درد کار آزاد نمی خورند. آن ها باید کارمند بشوند که سر برج یک آب باریکه به آن ها بدهند تا خیالشان راحت باشد خیلی نترسند آدم هایی که خیلی جگر دارند یکدفعه مثلاً می رود صد میلیون می بازد کَکَش هم نمی گَزد همه ورشکست می شود بعد شنگول و منگول هم است این ها به درد تجارت می خورند نه آدم هایی که تا چک برگشت می خورد سکته می کند ومی افتد به درد کار آزاد نمی خورد. کار آزاد به این جور در نمی آید. فرمود دنیا سوق است بازار است عده ای در آن سود می برند و خَسِر فیها آخره یک عده هم خُسران خُسران غیر از ضرر است گفتم خُسران یعنی چی؟از دست رفتن اصل سرمایه من خدمت همه خواهران و برادران عزیز خواهش می کنم یک بار دیگر دقت کنند دنیا بازار است یک عده در آن سود می برند و یک عده ضرر من یک سوال امشب از شما بکنم به نظر شما، شما جزء کسانی هستید که سود برده اید یا کسایی که خُسران کرده اید؟ هر کس این سوال را از خودش بکند بگوید که من جزء برنده ها هستم یا بازنده ها؟ 1- دوست دارم بازنده باشم یا برنده؟ همه دوست دارند برنده باشند.2- هستم بازنده یا برنده؟ کدامش هستم؟ ما الان بیست و پنج هزار نفر شما بگو بیست و پنج هزار تا کاسب و مغازه دار کار آزاد ببین توی شهر چه فضایی را ازشهر تهران را می گیرند. بیست و پنج هزار نفر در زندان هستند برای باخت در بازار . ما در این بازار ابدیت چه کاره هستیم؟ هر کس باید این سوال را از خودش بکند؟ این سوال را بکنیم که چی بشود؟ که وقتی خودت را ارزیابی می کنی آدمی که دنبال سرمایه گذاری است این قدر شعور دارد که می گوید آقا من این صد میلیون تومانم را نمی گذارم یک جا که بعد از شش ماه دویدن بشود ده میلیون تومان. این صد میلیون تومانم را یکجا سرمایه گذاری می کنم بعد از شش ماه بشودچقدر؟ پانصد میلیون تومان. آن وقت این جاست که یک آدم عاقل می گردد در بازارهای آخرتی چیزی را یک چزی را انتخاب بکند که بیشتر سود ببرد. ببینید همه مردم دارند کارهای ثواب و خیر انجام می دهند. همه می گویند آقا ثواب دارد این کار. خیر است این کار. امام صادق (ع) می فرماید همه با عقلانیت و شعور خرج نمی کنند هزینه هایشان. یک کسی می رود سرمایه گذاری می کند یک جا یک صدم درمی آورد و یک کسی می رود سرمایه گذاری می کند صدبرابر درمی آورد. این خیلی مهم است که آدم قیمت های ابدی را بشناسد. اصلا قیمت های آخرتی را بشناسد.
چند وقت پیش یکی از این پولدارهای مُتدیّن آمده بود پیش ما می گفتش که من می خواهم یک میلیاردتومان دارم نمیدانم این کار کنم، این کار راکنم ، این کار راکنم. ثواب دارد چقدر اینها ،گفتم چقدر می خواهی وقت بگذاری برای این همه کارها؟ گفت خوب روزی پانزده ساعت وقت است . گفتم نه من یک راه به تو می دهم روزی یک ساعت وقت بگذار برایش هزار برابر سود بیشتر ببر این خیلی شعور می خواهد که اگ من یک سرمایه دارم چه جوری مصرفش کنم عمر و جوانی معادل بی نهایت است. ازما سوال می کنند دیگر قیامت. ساعت به ساعت دقیقه به دقیقه اش. اگر بخواهم صرفش کنم، اگربخواهم یک کار با ثواب بکنم یک کاری بکنم که خیر باشد ،یک کاری که پُر کند ابدیت من را من چه کار کنم؟
هیچ کار خیری را کوچک نشمارید. هر کار خیری از دستت برمی آید بکن. ولی این که انسان روند کلی مصرف عمرش و مصرف جوانی اش چه طوری باشد آن یک بحث دیگر است. به امیرالمومنین ع عرض میکردند آقا شما چقدر حریص هستید. یک سره عبادت یک سره کار خیر. گفت : مطمئن نیستم کدام شان قبول است/ همه کاری می کنم یکیشو بگیرد. خیلی مهم است هر کار خیری از دستت بر می آید بکن. یک کاری که اصلا به ذهنت هم نمی آید یعنی فکر نمی کنی که حالا مثلا این هم یک کاری است ولی انجام بده.داری در حرم امام رضا(ع) راه می روی یک دفعه می بینی یک چیزی رفت زیر پایت خم می شوی می بینی که یک پوست کاکائویی است یک بچه خورده پوستش را انداخته آنجا. خم شو همان یک پوست را بردار و بیانداز سطل آشغال. این هیچ چی نیست نه وزنی دارد و نه چیزی ولی خدا می گوید آن را حساب می کنم پایت. یک خر سنگ های وحشتناکی در آخرت با همین خم شدن تو برداشتن پوست کاکائو اینکه در سطل آشغال بیندازی ، بگذار در جیب مبارکت بعدا که رفتی بیرون بینداز سطل آشغال نه اینکه ببری در خیابان بیاندازی. این هم خودش یک گناه است نه، سطل آشغال بینداز در حرم امام رضا(ع) یک هسته خرما یک نفر خورده و گذاشته آنجا بردار. در مسجد در همین حسینیه داری می روی کثیف که نکنید هیچی داری می روی خم شو ویک چیزی هم بردار ببر بیرون. آقا کار می کند. به خصوص اگر این بیاید در دستگاه امام حسین (ع) و ضریب امام حسین بهش بخورد، ضریب امام حسین که بهش بخورد میشود اوووه چه کاری؟ یک دانه چایی چی امام حسین آنجاسلطان است در روز قیامت، یک قهوه چی امام حسین. یک کسی کفش جفت میکند درمجلس امام حسین چه برو و بیایی دارد این آنجا. برای همین بزرگان وعرفا من خدمت خیلی هایشان رسیدم. خدارحمت کند شهید مطهری. ببینید چقدر مقام دارد شهید مطهری. آخرکار فرمود آقا تمام افتخار من در دنیا این است که یک روضه خوان هستم. برایش تجلیل کردند بهش دکترا دادند دانشگاه شیراز ازش یک تجلیلی کردند خیلی زیاد گفت نه نه غلط است من همه ی افتخارم این است که یک روضه خوان هستم برای امام حسین. حالا اینجا مداح ما از هیئت شروع میکند صدایش خوش می شود میرود پاپ میخواند. گیتار می دهند دستش میزند. چه مُفت می فروشد خودش را. یک فیلسوف، یک عالم درجه یک، یک مجتهد می گویدآقا من تمام افتخارم این که روضه خوان امام حسین هستم دست کم نگیریم اینها را و هیچ کار خیری را ولی این که آدم خودش را کجا بفروشد خیلی مهم است به کی بفروشدالان ؟ همین الان می خواهد حساب کند آقا من ده ساعت وقت آزاد در هفته دارم. کجا صرفش بکنم این را؟ کجا بگذارم ده ساعت وقت آزاد را چه کار کنم بی ارزد بعداً سود بیشتری ببرم. تجارت است دیگر. «الدنیا سوقٌ رَبِه فیها قومٌ و خَسر الاخره» من چه کار کنم ؟ بروم کجا وقت بگذارم هزار تا پیشنهاد کار خیر به آدم می شود. من کجا وقت بگذارم سرمایه گذاری کنم که بیشترین سود را ببرم .این خودش یک تخصص می خواهد. یک عقلانیت می خواهد. من چه کار کنم؟ شما هر کار بکنید خیر است. ثواب هم می دهند. آخرت هم میروی بهشت. هم می روی انشاءالله تردید نداشته باش اما کجا؟ با چه کیفیتی؟ کجای بهشت؟
ربنا اِخوانُنا کُنّا معهم فی الدنیا فبه فظنا علیها می گوید خدایا این برادرهای ماباهم در یک مسجد و حسینیه بودیم و یک جا نماز می خواندیم نمیدانم داداش من است باهم روی یک بالش سرمان را می گذاشتیم این ها چطور آنجا رفتند در آخرت و ما اینجا هستیم؟ خداوند می فرماید هَیهات نه نوع کارهای آن ها خیلی فرق می کند. لذا دو تا داداش در یک خانه با هم خیلی فاصله دارند. خیلی فاصله میگیرند .خداوند می فرماید آن موقع که شما می خوردید تا خِرخِره این ها گرسنگی می کشیدند آن موقع که شما سیراب بودید این ها تشنه بودند. آن موقع که شما خودتان را در جاهای امن قایم کرده بودید این ها خودشان را به خاطر من در خطر می انداختند،آن موقع که شما جایتان گرم بود این ها به خاطر من سرما می کشیدند ،آن موقع که شما در خنک ها بودید این ها به خاطر من گرما کشیدند، یکی است؟ اصلاً یکی نیست. من خواهش می کنم انشاءالله شما از این جلسه که بیرون رفتید یک مقدار در این ایامی که دو سه روزی که هم باقی است راجع همین موضوع فکر بکنید که من چه طوری خودم را مصرف کنم. یک سرمایه به نام عمر دادند به من و یک ابدیت هم از من می خواهند یک ابدیت تا خدا خدایی می کند من میخواهم پیشش زندگی کنم با چه کیفیتی این باقیمانده را مصرف کنم که آنجا پشیمان نشوم. این خودش یک شعور بالاست. آدم فکر بکند هی فکربکند که من چه کار بکنم. چه طوری مصرف کنم. صدها ساعت راجع این جمله امام صحبت بکنیم و قواعد تجاری بحث آخرت، تجارت است دیگه. باور کنید تک تک فرمولهای تجاری دارد قرآن. یک تجارت کلی معرفی می کند. می گوید پیغمبر به مردم بگو «هل اَدُلکم علی تجارتِ تُنجیکم من عذاب الالیم» می خواهید یک تجارت به شما معرفی کنم که شما را از عذاب دردناک نجات بدهد تؤمنون بالله ایمان بیاورید به خدا و مبارزه و مجاهده کنید با اموالتان و جان هایتان در راه خدا اهل جهاد باشید برای خدا اهل به زحمت انداختن خودتان باشید برای خدا اهل مبارزه و قیام برای خدا باشید چقدر کیف دارد خدا ببیند آدم را که دارد خودش را برای خدا خسته می کند. برای خدا خودش را به زحمت می اندازد. چقدر لذت بخش است جلوی چشم معشوق. چقدر لذت بخش است. تجارت معرفی می کند «اِنَّ الله اشترا من المومنین به اموالهم و انفسهم باَنَّ له الجنه» خدا می خرد از مومنین اموالشان و جان هایشان را در ازای بهشت. جهاد مالی و جهاد جانی در ازای بهشت. امیرالمومنین شب جای پیامبر می خوابد در تمام مدت عمرش از بچگی جانش در خطر است تا لحظه ای که آخر میکشنش. جهاد. با جان کندن و عرق ریختن و کار بدنی خودش ده ها قنات می سازد. چقدر نخلستان آباد می کند. هزار تا بنده آزاد می کند. چقدر تولید داشته. ماشاءالله. چقدر تولید داشته. سلام الله تعالی علیها. هزار تا بنده آزاد می کند. جهاد جانی اش آن جوری و جهاد مالی اش هم این جور (صلوات)
روایت بعدی از پیامبر است در تعریف دنیا این هم خیلی قشنگ است از دنیا تعریف کرده است حضرت لا تَصُب الدنیا به دنیا فحش ندهید. نگویید لعنت بر دنیا لاتصُب الدنیا در حدیث دیگری داریم حالا همینجا ادامه اش را حضرت دارد دوتا حدیث رایکی آوردند فَنِعمَت متیه المومن مرکب خوبی است دنیا برای مومن چه قدر مرکب خوبی است. چکار میکند دنیا؟ پول ثروت زیبایی ، صدای خوش، استعداد، هوش ، مدرک تحصیلی آبرو، عزت، شهرت ،هنر می گوید که شما با همه آن ها می توانید ابدیت بسازید آیا این طوری دنیا بد می شود؟ هر چی بهتان دادند بگذارید برای آخرت صدای خوش دادند بگو حیف است در معصیت خدا حرامش کنم این برای آخرتم، پول دادند بهتان زیبایی بهتان دادند، هیکل دادند، زور بازو دادند، تحصیلات دادند، مدرک تحصیلی دادند، خانه دادند، هر چی بهت دادند شهرت دادند، عزت دادند، آبرو دادند، مقام دادند بگو آقا حیف است فقط برای امام زمان فقط برای آخرت. کمتر از آن هرگز، پایین تر نمی آیم قیمت من امام زمان است پایین تر نمیفروشم. بفروشی باختی و به هر کس بفروشی باختی. به خود خدا و امام زمان کمتر نمی فروشم اصلا نمیفروشم. هرچی میدهند وقف امام زمان ع است فرمول هایش را هم که گفتم در کتاب هم که مفصل نوشته ام آنجا مطالعه کنید. «و علیها یبلُقل الخیر و بها یَرجَ الشرَّ » حضرت می فرماید در همین دنیاآدم به خیر می رسد و در همین دنیا از شرّ نجات پیدا می کند بعد حضرت چقدر قشنگ می گوید پیغمبر می فرماید که اِنه اِذا قال عبد موقعی که ی بنده ای می گوید که لعن الله الدنیا خدا دنیا را لعنت کند قال الدنیا دنیا می گوید که چقدر هم مؤدب است دنیا نمی گوید خدا تو را لعنت کند. تو چرا به من لعنت می فرستی. میگوید که دنیا چقدرمؤدبانه جواب می دهد و می گوید لعن الله اعثانه لِرِبه خدا لعنت از بین من و شما آنی که بیشتر معصیت کرده دنیا می گوید. دنیا میگوید من که معصوم هستم. معصیت خدا را نکردم. ولی شما در من خیلی خدا را معصیت کردید. می گوید خدا از من و شما آنی را لعنت کند که بیشتر معصیت کرده. تازه نمیگوید من، من میگویم معصوم هستم. ولی او نمی گوید من معصوم هستم. باز خیلی مودب. میگوید. می گوید معصیت کارترین ما دو تا را خدا لعنت کند. دنیا را لعنت نکنید. دنیا خیلی قیمت دارد. به یک آدم زیرک بگویید الان می خواهی بمیری؟ جدای از بحث دلبستگی ها. دلبستگی ندارد. ولی میگوید نه من نمی خواهم بمیرم.. در تمام شب های ماه می گوییم خدایا عمرم را طولانی کن این مال یک آدم باهوش و زیرک است. این حرف های مُفت آره دیگه من از دنیا سیر شدم، می خواهم بروم آن طرف فلان.ببرند آنجا یک چیزی بهت نشان بدهند آنجا همین قیافه حضرت عزرائیل ع را ببینید صد مرتبه پشیمان می شوید. به خاطر جرم هایت. چون گفتم قیافه حضرت عزرائیل براساس نفس انسان تنظیم می شود. باطنت را آنجا بهت نشان می دهند و تو عمراً بروی آنجا ُآقا، زیرک می گوید خدایا عمرم را طولانی کن. بعد از دعای افتتاح داریم دیگر ان تطیل عمری فی طاعتک چقدر داریم ما خدایا عمرم را طولانی کن. من بیشتر ابدیت بسازم. نمیرم خدا. دنیا چقدر کیف دارد وقتی قرار است انسان با آن ابدیت درست کند دنیا چقدر لذت بخش است وقتی قرار است انسان باهاش طرح رفاقت با امام زمان را بریزد. دنیا چقدر شیرین است وقتی انسان در آن نوکری امام زمان را بکند. خیلی شیرین است دنیاولی به خدا به غیر از آن نمی ارزد به کمتر از امام زمان هر جا خودت را بفروشی باختی خودفروشی کردی هرزگی کردی اگر انسان به غیر ازامام زمان خودش رابفروشد واقعا هرزگی وخود فروشی کرده است .هیچ کس هم بهت آخرش بهایت را نمی پردازد.آخرش با ذلت انسان بایداز دنیا برود.واقعا باید با ذلت ازدنیا برود.آقا نه،من قیمتم خیلی بزرگ است کمتر از امام زمان نه من این قدر بزرگ هستم که خدا می گوید وقتی با امام حسین (ع) حرف می زنید نگوید سگت هستم و پارس بکنی و عوعو بکنی مثل این مداح های نادان و مشتری هاو مریدان نادان تر از آن ها. نمیدانم قلاده می بندند و پارس می کنند ماسگتیم ونمیدونم زنجیر می بندنداین حرف های مزخرف را نزنی بایست جلوی امام حسین(ع) بگو اسئله الله ان یُبلغنی المقام المحمود لکم عند الله آقا من می خواهم به آن مقامی که شما پیش خدا دارید برسم چه زیارتی است این زیارت عاشورا اسئل الله ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الاخره آقاما کمتر از مقام شما نمی خواهیم من را با شما در دنیا و آخرت قرار بدهد چقدر هوس ها بزرگ است چقدر ما را تحویل گرفته اند چقدرمابزرگ هستیم ، چقدر ما مهم هستیم، چقدر حیف هستیم . کجای عمرمان را بفروشیم؟ جوانیمان راپای کی بگذاریم؟ در عشق های کاذب در عشقهای رنگی و ننگین.
از مهرت ای خورشید جان چون ذره ام هر سو روان
مجذوب حُسن دیگران بی ماه خوبان نیستم
آقا من به کی بفروشم خودم را. اصلاً ما به هر کسی هم که بفروشیم هزار جور سوء استفاده از ما می کنند آخر هم پرتمان می کنند بیرون. فقط امام زمان است که وقتی خودت را می فروشی به او می خرددت. فقط خدا است که وقتی بهش می گویی که خدایا من می خواهم مال تو باشم عبد تو باشم می خرد.
زمان ابوسعید یک تارزنی بود که تار می زد جوانی هایش رفت در این مجالس های مطربی تار می زدو مجلس عیش و نوش این طرف وآن طرف. آقا سنش رفت بالا و دستایش می لرزید. تار خوب نمی توانست بزند این جوانها بیرونش کردند گفتند برو دیگر. بیچاره مانده بود.دچون پولی نداشت اصلا کسی تحویلش نمی گرفت اصل این را بهش پول برای کار کردن میدادند دیگر. این اصلا نمیتوانست یک مجلس را بگرداند خیلی دلش شکست که جوانی اش را پای این جور کارها گذاشته هیچ کاری هم بلد نبود. رفت در یک قبرستانی و گفت خدایا امشب می خواهم برای تو تار بزنم. یک تار هم برای خدا زد. ابو.سعید آمد پولی را داد بهش گفت خدا گفته این هم جایزه تو عجب عالمی است آدمی هر کاری بکند برای خدا بکند بفروشد به خدا بفروشد به امام زمان. هی دارم می گویم برای این که بعداًازمن سوال نکنید سوق سوق سوق ما کجا خودمان را هزینه کنیم. آقا در خانه امام زمان هزینه کنیم خودمان را چه جوری؟ این چه جوری اش هم مهم هست. آن را هم که قبلاً توضیح دادیم چه جوری خودمان را هزینه بکنیم. نصف بحثهای ما ماند.
والحمدالله الرب العالمین