جلسه 011 - نماز
شماره جلسه
11
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1385
ماه
9
روز
2
متن کامل (خام) ‌ جلسه 011 - نماز

بسم الله الرحمن الرحیم

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.

روایت داریم از امام باقر علیه السلام در ادامۀ بحث مان می فرمود پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم که در مسجد نشسته بود که مردی داخل شد و به نماز ایستاد ولی رکوع و سجده اش را تمام به جا نیاورد. بعضی ها را دیدید که وقتی رکوع انجام می دهند خیلی با عجله این کار را انجام می دهند و وقتی می خواهند بایستند چون کامل بایستید داریم که از حالت رکوع کامل بایستید و انسان مکث داشته باشد و حتی این دعای " سمع الله لمن حمده" را اگر به نیت ورود بخواهد بخواند بدون مکث نمازش باطل است. یک موقع است اینجوری می خواند که یک ذکری گفته باشد، عیبی ندارد که وقتی که رکوع است و می خواهد بایستد، بگوید "سمع الله لمن حمده" و یک موقع هست می گوید نه چون مستحب است و وارد شده می گوید "سمع الله لمن حمده" یعنی انسان می ایستد و می گوید " سمع الله لمن حمده" و بعد به سجده می رود. بعضی ها را می بینی کمردرد دارد و یا مشکل دارند٬ آن ها بحث شان فرق می کند مریض است و نمی تواند کامل بایستد، اذیت می شود، برای همین یک مقدار نیم خیز می ایستد ولی کسی که سالم است باید کامل بایستد و بدنش کااملا صاف بشود، بعد برود. بعضی ها هم خیلی تند هنوز کامل نایستاده یک مقدار ازحالت رکوع می ایستند و بعد می روند، کامل نیست یا سجده هایشان همینطور است. در سجدۀ مستحبی عیبی ندارد که شما کامل نشینید٬ برای سجدۀ مستحبی یا نماز مستحبی عیبی ندارد شما یک نیم خیز ی بروید و بعد بروید به سجدۀ هیچ مانعی ندارد ولی در سجدۀ واجب در نماز واجب باید انسان کامل بنشیند بعد به سجده برود. بعضی ها انقدر عجله می کنند که کامل نمی نشینند. درست و کامل بنشیند بعد بروند. ناقص، ذکرها را هم ناقص می گویند. مثلا 3 تا سبحان الله را ناقص می گویند، یکی را در راه می گویند، یکی را در حالت رکوع می گویند یکی را هم آن موقع که بلند می شوند می گویند. از نماز فاکتور می گیرند، این خیلی بد است که انسان نماز را تند تند بخواند. پیامبر در سجده نشسته بود که مردی داخل شد و به نماز ایستاد ولی رکوع و سجودش را تمام به جا نیاورد. پس حضرت فرمود همچون نوک زدن کلاغ نوک زد. پیامبر گفت مثل کلاغ تند تند نوک زد و رفت. بعد حضرت چه فرمود؟ فرمود اگر این مرد بمیرد و نمازش اینگونه باشد بر غیر آیین من مرده است و مسلمان نمرده است. اگر بخواهد اینجوری نماز بخواند این خیلی بد است. یکی از دوستان٬ شاید این داستان را برایتان قبلا تعریف کرده باشم ولی داستان داستان شیرینی است. یک آقا سیدی خواب های جالبی می بیند. یکی از خواب هایشان این بود . دو سه تا خواب های جالب دیده بود و برای من تعریف می کرد. یکی از آن ها را که تعریف می کرد این بود که می گفت یک روز 22 بهمن که راهپیمایی بود من به جای این که به راهپیمایی بروم رفتم سرکار. بعد عمه ام که مادر شهید بود آمد به خوابم و خلاصه گفت برای چه رفتی سر کار آن هم در روز راهپیمایی. این جا برای کسانی که در دنیا در واجب شرعی کوتاهی می کنند حساب خیلی سخت است. چون واجب است. تبری از دشمن جزء واجبات است. باید انسان در راهپیمایی شرکت کند. گفت که من را خیلی توبیخ کرد و مجبور شدم آن پولی را که آن روز برای اضافه کاری گرفته بودم بدهم و انفاق کنم و یا پس بدهم که توبه کردم. بعد می گفت یک شب خواب دیدم که قیامت شد و ما را به بهشت بردند. در بهشت افراد را دسته بندی می کردند. ما را هم دسته بندی کردند در گروه کسانی که نمازشان را تند تند می خواندند و گفتن شما جزء کسانی هستید که که نمازشان را سریع می خواندید. شما به بهشت می روید ولی باید زیر نظر این فرماندهی که ما برایتان گذاشتیم از لذت های بهشتی استفاده کنید. او هم گفت از هر جایی که خواستید می توانید استفاده کنید ولی وقتی که من سوت زدم باید برگردید. ما هم گفتیم باشه. گفت ما اولین جایی که رفتیم دیدیم میوه هست٬ درخت های میوه هست و درخت هایش مثل ستون صاف. بعد گفت خودمان را کشیدیم بالا تا به میوه ها برسیم. اما همین که رسیدیم و خواستیم چیزی بخوریم شاید هم یک ذره خوردیم ولی سوت زدند. از آن بالا لیز خوردیم و آمدیم پایین و دویدیم به سمت فرمانده. دفعۀ بعد ما را بردند یک جایی که پر از شراب و نوشییدنی های زیادی بود. خلاصه آن جا هم که رفتیم یک ذره مشغول بشویم و بخوریم تا مزمزه کردیم سوت زدند و ما با عجله می دویدیم. خلاصه او سوت می زد و ما برمی گشتیم. غمگین ترین قسمت٬ آن قسمت بود که حوریه های بهشتی بودند. می گفت یک ذره رفتیم با این حوری های بهشتی انس گرفتیم٬ سلام و علیک کردیم و خوش و بش کردیم بعد هنوز مٲنوس نشده بودیم که دوباره سوت زدند و ما ناکام برگشتیم. حالا این خواب خیلی قشنگ است. این خواب خیلی باطن دارد و نشان می دهد که انسان در لذت بهشت ٬ بهشت یعنی چه؟ یعنی خدا. بهشت یعنی نماز و خدا. کسی که در معنویت طمٲنینه ندارد و عجله می کند٬ حوصلۀ خدا را ندارد٬ حوصلۀ بهشت را ندارد در واقع، حوصلۀ نماز و کسی را ندارد٬ حوصلۀ قرائت قرآن را ندارد٬ حوصله تعقیبات را ندارد؛ در واقع حوصلۀ خدا را ندارد. بنابراین باطنش آن جا این می شود که شما حوصلۀ بهشت را نداری. آن جا حوصله دار می شوی و بعد این بهشت است که حوصلۀ تو را ندارد. یعنی نمی توانی خوب استفاده کنی. هرجا که سوت می زنند تو نمی توانی استفاده کنی و برگردی. امام صادق علیه السلام می فرماید: علی بن ابیطالب مردی را دید که در نمازش نوک می زد یعنی خیلی سریع سجده هایش را به جا می آورد که مثل نوک زدن کلاغ است. پس گفت چند مدت است که این جوری نماز می خوانی. گفت از فلان زمان. حضرت فرمود مثل تو نزد خداوند مثال نوک زدن کلاغ است. اگر تو مرده بودی بر غیر از دین ابوالقاسم محمد می مردی. سپس امام علی علیه السلام فرمود: دزدترین مردم کسی است که از نمازش می دزدد.

روایت بعدی از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم است. " مَن لم یُتمَّ وضوئهُ و رُکوعَهُ و سُجودَهُ و خشوعه و صَلاته خداج (2)" می فرماید هر کس وضویش و رکوع و سجود، خشوعش کامل و تمام در نماز نباشد این نماز ناقص و نیمه تمام است. باید کامل باشد. وضوی کامل یعنی این که باز هم تند تند گرفته نشود. انسان تمرکز داشته باشد. دعاهایش را بخواند و فوق العاده هم در تطهیر قلب و ذهن مؤثر است. یکی از دستورالعمل هایی که بزرگان می دهند برای تطهیر ذهن و قلب از وسوسه های شیطانی و از حمله های شیطان و برای این که از خواطر شیطان نجات پیدا کنند، فرمودند که دعاهای وضو را با حضور قلب بخوانید که در باطن انسانی خیلی مؤثر است. راه های خیلی مهمی است. برای همین در دعا داریم "اللهم انی اسئلک تمام الوضوء" خدایا از تو می خواهم گرفتن وضوی کامل را نصیبم کنی که من تمام وضو را کامل بگیرم. خیلی توفیق است که انسان بتواند یک وضو را کامل بگیرد. یک مدت زبان هایتان را عادت بدهید که هرگاه حتی اگر حواستان هم نباشد وقتی که می روید وضو بگیرید خود عملیات وضو وادارتان می کند دعای با حضور قلب بخوانید. انشاءالله. خود دعاها هم به زبانتان می آید.

در روایتی از نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم داریم هر گاه یکی از شما نمازش را بخواند رکوع و سجود و تکبیر و دعای آن را به جا نیاورد همچون بازرگانی است که سود نمی برد تا اینکه تنها سرمایه اش باقی می ماند. یعنی خرید و فروش کرده و آمده جنس بفروشد ولی هیچی فروش نکرده، اصلا سود نکرده. اینجوری می شود. حضرت تعبیر دیگری دارد که خیلی تعبیر عجیب و تندی و تکان دهنده ای است.

می فرماید: «مثل الذی لایتم صلاة کمثل الهبلاء» هبلاء زن باردار را می گویند "حَمِلت حَتی اذا دَنا نفاسِها ٲسْقطت فلا حَملَ وَ لا هیَ یزادُ ولدٍ» مثل زن بارداری می ماند که 9 ماه صبر می کند٬ نزدیک وضع حمل که می شود بچه سقط می شود. هم بچه سقط می شود و هم دیگر او مادر نمی شود. یعنی زحمات 9 ماه محصولی ندارد. یک بار دیگر هم بخوانیم. «مثل الذی لا یتم صلاته» نمازش را خوب و کامل به جا نمی آورد. رکوع و سجود درست و حسابی به جا نمی آورد. حالا برای این که خوب به جا آورید من توصیه می کنم وقتی که به رکوع می رید همراه ذکر رکوع صلوات هم بفرستید که خیلی مؤثر است. رکوع و سجده را تکمیل می کند. صلوات بیشتر با حضور قلب است. این ها ضعفهای نماز را جبران می کند. در رکوع ها و سجودها اگر مسیر هست. حالا یک موقع هست آدم عجله دارد٬ عیبی ندارد. ولی عموم وقت ها انسان می تواند این کار را همراه ذکر رکوع و سجودش انجام بدهد با ذکر شریف صلوات.

دعاهای دیگر هم وارد شده که بسته به انتخاب خودتان می توانید بگویید. این روایت یک مقدار خنده دار هم هست. می فرماید: " الصلاة وکّل بها لکم" یک فرشته مخصوص نماز است. "لیسَ لهُوَ عَملٌ غیرُها" هیچ عملی ندارد جز این که مواظب نماز ماست. "فٳذا فرق منها قبَض ثمَ صَعِد بها" نماز که تمام می شود بالا می برد. "فإن کانت مما تقبل فقبلت" اگر نماز قبول باشد که نماز را از فرشته تحویل می گیرند. "و ٳن کانت مِمّا لاتقبَل قیل لهُ رُدَّ عَلی عَبدی" اگر نماز قبول نشود می گویند که نماز را بخودش برگردان. بعد فرشته با عصبانیت مجبور است این مسیر را برگردد. "فینزل بها حتی یضرب وجه" می آید و نماز را می زند توی صورت نمازگزار. "ثمَ یَقولُ افٍ لک" سپس می گوید وای بر تو. "ما یَزالُ لکَ عَمَلٌ یعنینی" تو مدام مرا به دردسر می اندازی، تو با این عملت من را یکسره اذیت می کنی و مجبور می شوم برگردم و بهت پس بدهم.

بحث تکمیلی دارد که من این بحث تکمیلش را بگویم که این بحث نمازمان به این شکل تکمیل شود. من قسمتی را که قرار بود پیدا کنم پیدا نکردم. در حین همین گشتن یک سری مطالب مهم به یادم آمد که من جلسۀ آخر را قسمتی دربارۀ نماز چهارده معصوم بحث کردیم و یک مقدار در مورد اهمیت نماز و من یادم افتاد که ما آن قسمت چهارده معصوم را نخواندیم و گویا اینجوری ادب شدیم که آن بحث چهارده معصوم را تکمیل کنیم. نماز پیغمبر را برایتان خواندیم. یک مقدار در مورد نماز امیرالمؤمنین بخوانیم که امیرالمؤمنین چه جوری نماز می خواندند. ایشان روزی در جنگ صفین٬ جنگ صفین جنگی بود که با معاویه و اصحابش بود و این جنگ و سرگرم پیکار و جنگ بود و با این همه میان دو صف مراقب خورشید بود. پس ابن عباس برایشان عرض کرد. این خیلی حرف است که بجنگد و مراقب نماز باشد. فقط در جبهه یادم است که بچه ها این جوری بودند. در طول عملیات٬ زیر آتش ساعت نگاه می کردند. یعنی درحالی که تیراندازی می کردند و آتش سرشان می ریخت و جنگ می کردند به ساعت هایشان نگاه می کردند که اذان نشده باشد. ما آن موقع یادم هست که بچه های واقعی امیرالمؤمنین بودند. با این همه میان دوصف مراقب خورشید بود. پس ابن عباس به ایشان عرض کرد: ای امیرالمؤمنین این چه کاری است: فرمود به زوال خورشید می نگرم تا نماز بگذاریم. پس ابن عباس عرض کرد آیا اکنون هنگام نماز است؟ الآن موقع جنگ است. مگر الآن موقع نماز است؟ جنگ ما را از نماز به خود مشغول داشته است. یعنی نمی گذارد ما نماز بخوانیم. حضرت فرمود: پس ما برای چه با اینان می جنگیم؟ ما فقط برای نماز با اینان می جنگیم. یعنی انسان باید یک موقع باور کند که حقیقت دین چیست؟ استوانه ها و ستون های دین را از دست ندهد. "الصلاة عمود دینکم" نماز عمود دین شماست. نباید خدای نکرده به مستحبات نماز و کارهای عبادی و مقدس دیگر مشغول بشویم که نماز از دست برود. مثل عزاداری ها و کارهای دیگر و آن وقت اذان بگوید٬ نماز اول وقت نرسد و نتواند نماز بخواند. یک جایی برای نماز و اهمیت نماز سمینار گرفته بودند. ظهر شده بود و سخنران ها هنوز داشتند سخنرانی می کردند. نمازشان هم دیر شد.باور خیلی مهم است. یک شخصیتی مثل ابن عیاس به امیرالمؤمنین می فرماید که موقع جنگ است. من کسانی را دیدم که می روند برای مردم دربارۀ نماز اول وقت و اهمیت نماز اول وقت صحبت می کنند ولی خودشان واقعا از این که نمازشان عقب بیفتد ترسی ندارند. این خوب نیست. انسان باید باور کند که چنین مسئله ای هست. در حدیث از امام علی علیه السلام داریم هرگاه وقت نماز می شد ناآرام و لرزان می گشت و رنگش تغییر می کرد. به ایشان گفته می شد اگر کسی می خواهد بداند چرا حضرت علی علیه السلام اینطور می شود باید معرفتش را بالا ببرد چون اینها از شدت معرفت است. از امام علی پرسیدند که شما را چه شده؟ حضرت امیرمؤمنان فرمود وقت نماز رسیده است. وقت امانتی است که خداوند آن را بر آسمان و زمین عرضه کرد و آن ها را بر دوش کشیدن خودداری کرد و از آن ترسیدند. خیلی صحنۀ حساسی است. شما می خواهید رو در روی خدا بایستید و با او صحبت کنید. یک موقع انسان متوجه است که خدا او را می بیند و در محضر خداست. یک موقع در محضر بودن سخن بگوید با خدا حرف بزند آن هم حرف هایی که می خواهد حرف بزند چشم در چشم خداست. وقتی می خواهد این حرف ها را بزند راست بگوید. "ایاک نعبد و ایاک نستعین٬ اهدنا الصراط المستقیم" حتی مسیرها را هم مشخص می کند. " صراط الذین انعمت علیهم ..." این ها را می خواهد بگوید٬ " سبحان الله" می خواهد بگوید. خودش را آماده کند که در نماز راست بایستد. یواش یواش به خدا راست بگوید. صحنه خیلی حساس است. از همه مسخره تر این که انسان نمازش را آخر وقت بخواند و جلوی خداوند بایستد و بگوید "ایاک نعبد و ایاک نستعین" دروغ است. امام صادق علیه السلام فرمودند که هرگاه حضرت علی علیه السلام به نماز می ایستاد و می گفت رو به سوی کسی آوردم که آسمان ها و زمین را آفریده است. این مستحب است که همه بگوییم. " و جَهت وجهیَ لِلذی فطرَ السَّموات و الٲرض" مستحب است که قبل از تکبیرةالٳحرام این را بگوییم. وقتی حضرت این را می گفت "تغیر لَونه حَتی یُعرَفَ ذلکَ وَجهی" تا می گفت در مقابل کسی ایستادم که آسمان ها و زمین را آفریده رنگش تغییر می کرد به گونه ای که در چهره اش هویدا می شد. ببینید این معرفت خیلی مهمی است٬ خیلی حساس است که وقتی انسان بخواهد یک کار عبادی انجام بدهد یعنی نماز را به فرمان خدا بخواند٬ قرآن را به فرمان خدا بخواند متوجه باشد که همان خدایی که آسمان ها و زمین را با مولکول ها و اتم ها خلق کرده همان خدا به نماز هم دستور داده است. همان خدایی که دهها میلیون دانشمند در سراسر دنیا مشغول مطالعات تجلیات او در رشته های مختلف هستند٬ همان خدا هم این را فرستاده. همان رب العالمین می گوید نماز بخوانید.برای همین وقتی انسان با مسئلۀ عظمت خلقت آسمان و زمین را بفهمد یعنی چه این تفکر می خواهد؟ بعضی از عزیزان می آیند و می گویند ما راجع به چه چیزی تفکر کنیم. یکی از مهمترین موضوعاتی که شما اگر بخواهید با اسم عظیم مٲنوس شوید این است که به عظمت خلقت آسمان ها و زمین زیاد فکر بکنید هم موجودات زمینی و هم خدا و هم آسمان و موجودات آسمانی. بعد یک دفعه تو می گویی "و جهت وجهی للذی فطر السموات و الٲرض" من در مقابل کسی ایستادم که آسمان و زمین را خلق کرده است. چقدر این مستحبات نماز خوب است. همین مستحبات نماز یواش یواش برای انسان حضور می آورد، تمرکز و قدرت می آورد.

روایت بعدی می فرماید: همانا علی علیه السلام در هر شبانه روز هزار رکعت نماز می گذارد. علمای اهل سنت ایراد گرفتند گفتند مگر می شود آدم در شبانه روز هزار رکعت نماز بخواند. علامه با غیرت، علامه به حق، مرحوم علامه امینی در کتاب الغدیر رو نوشته در دفاع از ولایت گفت جمع شوید من برایتان هزار رکعت نماز بخوانم بعد ببینید می توانم بخوانم یا نمی توانم و هزار رکعت خواند. می شود هزار رکعت را خواند. ابن عباس می فرماید که دو شتر مادۀ بزرگ و چاق و فربه را برای پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم هدیه آوردند. پس به اصحاب فرمود آیا کسی در میان شما دو رکعت نماز با قیام و رکوع و سجود و وضو و خشوع آن بگذارد بی آن که به هیچ دنیایی بیاندیشد و در دل به فکر دنیا باشد؟ تا یکی از این دوشتر را به او بدهم و این را یک بار و دو بار و سه بار گفت ولی هیچ یک از اصحاب پاسخ ندادند. یعنی هیچ کس مطمئن نبود که می تواند دو رکعت نماز را کامل بخواند. سپس امیرالمؤمنان برخاست و گفت: ای پیامبر خدا من دو رکعت نماز می خوانم و از تکبیر نخستین تا سلام پایان آن در دل به هیچ کار دنیایی نمی اندیشم. پس فرمود: ای علی بخوان خدا بر تو درود فرستد. پس امیرالمومنین تکبیر گفت و به نماز مشغول شد و هنگامی که دو رکعت نماز را به جا آورد و سلام داد. جبرئیل بر پیامبر فرود آمد و گفت: ای محمد! خدا به تو سلام می رساند و می فرماید یکی از شترها را به او ببخش. یعنی گواهی دادند. پیامبر خدا گفت من با او شرط کرده بودم که اگر دو رکعت نمازی را که می خواندبه هیچ کار دنیایی نیندیشد یکی از دو شتر را به او بدهم در حالی که هنگام نشستن در تشهد با خود اندیشید که کدام را بگیرد. پس جبرئیل گفت خدا به تو سلام رساند و گفت او با خود اندیشید که کدام فربه تر است که آن را بگیرد و در راه خدا قربانی کند و صدقه بدهد. یعنی به فکر خدا بود. این مانع نیست که انسان در نماز٬ البته اولیای خدا می گویند بهتر است انسان این کار را نکند. ولی باز هم خوب است. از دنیا بهتر است. بعضی از وقت ها انسان سر نماز به فکر کارهای آخرتی باشد٬ انجام وظایف واجبی که دارد٬ مسئولیت های واجبی که دارد٬ کارهای خیری که دارد انجام می دهد. این هم بد نیست. ولی بهتر است یواش یواش این را هم کنار بگذارد. ولی یک جایی لازم است و یک جاهایی واجب است. مثل این که زنگ می زنند و می تواند درب را باز کند ولی نمی کند. طلبکار آمده می تواند دست در جیب کند و پولش را بدهد سر نماز هم بدهد، صبر هم نکند که نماز تمام شود. این در رساله آمده. بعضی از وظایف واجب است. مثل این که یک فقیری خدمت حضرت امیر آمده بود نمی خواست آنقدر مطل شود که خجالت بکشد، همان جور که در رکوع بود و ذکر خدا را می گفت دستهایش را بلند کرد طرف انگشتر مبارک تا انگشتر را بیرون بیاورد. پس اندیشه اش برای خدا بوده نه دنیا. پس پیامبر خدا گریست و هر دو را به او بخشید.

این یکی را هم بخوانیم برای امشب بس است. در مورد نماز مادرمان حضرت فاطمه سلام الله علیها. ابن فتح حلی از بزرگان است. فرمود: " کانت فاطمه تنهج فی صلاة من خیفة الله" حضرت زهرا سلام الله علیها از ترس خدا در نماز نفس نفس می زد. چقدر این معرفت زیاد است. خدایا به حق فاطمۀ زهرا از این معرفت ها نصیب ما بفرما. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: " ٲما ابن بنتی فإنها سیدة النساء العالمین" دخترم فاطمه سرور و سیدۀ زنان عالمین است. "امّا بن بنتی فاطمۀ فٳنها سَیدة النساء العالمین من الٲولین و الآخرین" یعنی از روز اول خلقت تا روز آخر خلقت سرور زنان عالم فاطمه (سلام الله علیها) است. "و هیَ بَضعَة مِنی" فاطمه پارۀ تن من است. "و هیَ نورٌ عَینی" نور چشم من است. "و هی ثمرة فوادی" میوۀ دلم است. انسان اینها را که می خواند آتش می گیرد که این خبیث ها با میوۀ دل پیغمبر چه کردند؟ با ثمره و نور چشم پیامبر با پارۀ وجود پیغمبر چه کردند؟ بعد فرمود: "و هی روحی" فاطمه روح من است. " روحیَ التی بَین جَنبَین" روح من است " و و هی الحوراء الانسیة منی" فاطمه یک حوری به صورت انسان است. " قامت فی مِحرابها بین یدی ربَّ جَلَّ جَلالهُ ظهر نورها و لِلملائِکة سماءک یظهر نورٌ کواکِب اهلَ الٲرض" اصلا یکی از دلایلی که به زهرا زهرا می گویند همین است که حضرت می فرماید ایشان وقتی که در محراب در پیشگاه پروردگار بزرگ و شکوهمند می ایستد نورش برای فرشتگان آسمان جلوه می کند. برای همین به او زهرا می گویند. چگونه؟ همانگونه که نور ستارگان برای ساکنان زمین جلوه می کند و خداوند عزوجل به فرشتگان می گوید ای فرشتگان من به کنیز من، فاطمه سرور کنیزان من بنگرید که در پیشگاه من ایستاده و از ترس من تنش می لرزد و با دلش به عبادت من روی آورده است و شما را گواه می گیرم که پیروانش را از آتش دوزخ ایمن ساختم. پیروان فاطمۀ زهرا.

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.