جلسه 048 - انسان‌شناسی (تهران)
شماره جلسه
48
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 048 - انسان‌شناسی (تهران)

اعوذ بالله من ا لشیطان ا لرجیم .بسم الله ا لرحمن ا لرحیم و لعنۀا لله علی اعدائهم ا جمعین من الان ا لی قیام یوم ا لدین ا للهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

خداوند تبارک وتعالی برای روح یک تعادل قرار داده و برای ما از نظر روحی یک زندگی خواسته و به تعبیر نبی اکبر و میر ا لمومنین هر دوشان این دو بزرگوار این را فرمودند در باره ی یک مومن این عبارت را دارند که دائم ا لنشاط . یک نشاط دائمی داشته باشید . یک آرامش و نشاط دائمی همان طور که در قرآن کریم فرموده اند که انسان مو من هم شادی دارد و هم آرامش دارد این وضعیت خوب و ایده ال ماست . این وضعیت مطلوب ماست و بی دغدغه و شادداشته باشیم مضطرب نباشیم افسرده نباشیم در فشار روحی قرار نگیریم دچار غصه نشویم زندگی خوبی داشته باشیم اگر قرار باشه روح این چنین باشه ، روح هم مثل جسم بلکه خیلی بالاتر از جسم ، ساختارش ، ساختار ریاضی هست . یعنی باید فرمول ها و مقررات شادی و نشاط روح شناخته شود و رعایت شود .

باید شناخته شود همانطور که بدن سلامت و شادابی اش تعریف ریاضی دارد سلامت و نشاط روح هم تعریف ریاضی دارد .من باید دقت کنم که اگر نمی توانم شاد باشم و نمی توانم نشاط دائمی باشم و اگر نمی توانم از درد تکبر و حسادت و خود بینی پیدا کنم و اگر فشار حرص و جوش نمی توانم راحت بشوم ، این به چی برمی گردد ؟ به باطن من برمی گردد ، چون این ها ظهورات نفس اند فرمول مان چی بود ؟ بگوئید ؟ ا لظاهر عنوان باطن یعنی ظاهر عنوان باطل است نشان دهنده باطن است . بنابر این وقتی که شما نمی توانید شاد و آرام باشید ، قوی باشید ، نمی توانید همیشه خندان باشید این به علت بیماری و ضعف تغذیه ای هست که روح اتفاق افتاده وابسته ما باید حتماً به اون باطن توجه بکنیم که باطن ما یک مشکل روبرو شده تا این مسائل را ایجاد کرده است .

خب . عامل اصلی غصه و اضطراب تعلقاتی هست که انسان به امور موقت و گذران دنیا پیدا می کند یعنی اگر انسان دلش از امورات و شئونات دنیایی آزاد بشود دیگه اضطراب نخواهد داشت اگر دانش مسلط و حاکم بر دنیا باشه نه وابسته و دلبسته به دینا این با پایین و بالا شدن شرایط دنیایی اضطراب به سراغش نمی آید . کاملاً قوی و با نشاط هست . برای این که بتواند دست از این جیفه بر دارد ، باید بتواند یک عشق و یک تعلقات بالاتر را در نفس خودش ایجاد بکند.

واقعاً باید برای او مهم نباشد که اضطراب نداشته باشد ما زمانی غصه نمی خوریم که آنچه از دست می رود برایمان حقیقتی نداشته باشه و اگر هم از دست می رود و ارزش دارد ، ارزش بالاتری را برای ما ایجاد بکند تو زندگی یکی از بزرگان آمد که وقتی که فرزندش از دنیا رفته بود ، فرزند خوبی داشت، از دنیا رفت ، فامیل خیلی بی تابی و گریه می کردند ، ایشون موقعی که خارج شد برای کفن و دفن و تشیع جنازه ،دیدند که یک لباس خیلی زیبا پوشیده و خودش را مرتب کرده است و حالتش حالت خوبی هست بهش گفتند چرا این طوری هستی ؟ یعنی چه که حالت این طوری داری ؟ فرمود چرا من نباشم در حالیکه خداوند تبارک وتعالی به واسطه این مصیبت چند چیز به من داده ، الذین سوره بقره : الذین اذا اصابتهم مصیبةقالو انا لله و انا ا لیه راجعون و بشر ا لصابرین ، بشارت بده به صابرین ، مژده بده صابر کیه ؟ مژده بده ، صابرین کسانی هستند که بهشون مصیبت می رسد می گویند انالله و انا الیه راجعون . این آرامشون می کند شادشان می کند .

حالا وقت کنید روی تخته توضیح بدهم این مسأله بیشتر روشن می شود .صلوات ختم بفرمائید ببینید که ما در مقطع دنیا هستیم اینجا بعد از وفات مان به یک مقطع برزخ ، عالم برزخ یا عالم قبر را بر سراه داریم و یک قیامت را برسه راه داریم که پنجاه هزار سال فقط قیامت است و بعد از قیامت یک حیات ابدی داریم ، اگر این را بهش دقت کنیم مجموعه این یعنی انسان یعنی ازدنیا تا بی نهایت . اگر این را توجه کنیم می گوئیم آدم صابری که بهش بشارت می دهند ، اینو خوب دقت کنید که دارم رمزش رو بهتون می گویم

که توی دنیا قدرتمند شاد باشید . می گوید وقتی این بهش مصیبتی می رسد ، سختی می رسد این با نگاه ابدی که به خودش دارد و وفات و ابدیت را در سر راه خود می بیند ، به جای این که غصه بخورد و افسر ده بشود و دیگران را افسرده و غصه دار کند می گوید چیه ؟ می گوید انا لله و انا الیه راجعون ما مال خدائیم و به سوی خدا باز می گردیم ؟ یعنی چی را نگاه می کند ؟ سفر به ابدیت رو . این یعنی چه مال خدا باز می گردیم ؟ یکی این که متوجه می شود که یعنی توجه می دهد خودش را که هیچ غم وغصه ای ابدی نیست .

استاد ، هر وقت این تکه کلامش بود این نیز بگذرد ..... این نیز بگذرد .... ما ابدی هستیم بر می گردیم پیش خدا . این رو دقت کنید وقتی بر می گردیم پیش خدا ، اگر خدا هم مفهوم شده باشد . ما شاید از این بترسیم . خدا که می گوئیم یعنی چی ؟

یعنی کانون شاد یو آرامش کانون نعمت ، لذت شادی و آرامش ما آنجا که بودیم پیش خدا در اوج شادی و لذت و آرامش بودیم . دیگه غصه ندارد که مثل یک مسافری که در مسافرت حادثه ای برایش پیش اومده می گوید عیبی ندارد بر میگردیم به خانه درست می شود این جا موقتاً هستیم می رویم و برمی گردیم به همان وضعیت اولیه . این خیلی مژده می دهد اگر انسان بداند خدا کیه و وقتی می خواد برگردد پیش خدا کجا بر می گردد شما ، فوق العاده برایش مسرت بخش است .

و علت این که ما از خدا لذت نمی بریم و ملاقات خدا را بدمان می آید ازش و کراهت داریم از ملاقات خدا یا از اسم خدا که می آید قند تو دلمان نمی شود و نمی توانیم لذت ببریم ، برای این هست که نمی شناسیم خدا را . موقت حقیقی به خدا نداریم که بر می گردیم به خدا یعنی چی چه احساسی داریم . مضافاً این که توضیح تو بهشت و بلا دادم ، دوباره توضیح می دهم که هر مصیبتی انسان در این جا بلا به سر ش می آید ، میلیارد ها برابر پاداش بهش می دهن در آخرت و ابدیت هست آنقدر هست که می گوید مومن وقتی در بهشت در مقابل بلا ها پاداش می دهند می گوید ای کاش در دنیا من را با قیچی تکه تکه می کردند یعنی متوجه می شود که هر بلایی که سرش آمده ، چقدر پاداش داده پیش خدا ی ابدی و ابدیت چقدر پاداش دارد بنا براین هیچ وقت از این که مشکلی دارد ، غصه نمی خورد این شخص وقتی فرزندش را از دست داد .

می گوید که الذین اذا اصابتهم مصیبةقالو انا لله وانا الیه راجعون برای همین هم مستحب است که به انسان وقتی مصیبتی واردمی شود ، هر خبری بهش می آید بگوید انا لله وانا الیه راجعون . رد می شویم و می رویم بعدش خیلی قشنگ است ، واقعاً زیبائیش بعدش است اولئک علیهم صلوات من ربهم ورحمة. ها! از طرف خدا بهانسان صلوات می رسه صلوات یعنی درود و رحمت خداوندواولئک هم المهتدون . هدایت از طرف خدا می آید بنابر این به چند تا چیز که برامون پیش می اید می رسیم به صلوات خدا ، درود خدا اثر می گذارد در نفس انسان رحمت خدا ورحمت الهی .

این کم نیست ها ! وقتی این را گفت ، همه دیگر آرام شدند که واقعاً انسان در برابر مصیبت و مشکلات زندگی این جوری نگاه می کند . گاهی وقتها انسان هست که خودش یک حماقتی می کند ، اون حماقت ها باعث درد سر های می شود که خب راه برطرف شدن اون عاقبت و درد سر و دست برداشتن اون حماقت است .

ولی خیلی وقتها ماها در به وجود آمدن بسیاری مصائب نقش نداریم و انتخاب نکردیم ، می فرماید که موضع گیری انسان ، موضع گیری درستی باشد ، غصه دار نمی شود زمین گیر نمی شود اعصابش خورد نمی شود خیلی راحت می تواند تلخی ها را تحمل کند در روایت داریم تلخی دنیا چی هست ؟شیرینی آخرت هست تلخی ****الدنیا الحلاوه الاخره

از امیر المومنی (ع) که از پیامبر هم نقل شده است جلد ششم صفحه 130بعداگر انسان باز بی تابی نکند و درومقابل سختی هابد اخلاقی نکند همین هم خودش صبر است گاهی هم انسان خودش اشتباه می کند ، منکر نیستیم که انسان اشتباه می کند بی تابی نکنیم اعصاب دیگران را خورد نکنیم این سازندگی دارد و ثواب برایمان دارد .

خوب بنابراین ما وقتی که به فضل آخرت ، خیلی بحث مهمی است دقت کنید اینها مقدمه است ما وقتی فضیلت وثواب آخرت فکر می کنیم ، تحمل سختی های دنیا ، این یادتان نرود که نفس انسان بدون معشوق و محبوب نمی تواند باشد ممکن نیست نفس بدون معشوق و محبوب باشد ، نفس می دانی مثل چی می ماند ؟ مثل این ظرف می ماند یک ظرفی رادر نظر بگیرید این را پر از مایع بکنیم ، پر از مایع بشود خوب اگر بخواهیم هوا خالی بشود . باید پراز چی بکنیم این را ؟

پر از مایع بکنیم اگر پر از مایع بکنیم هوای آن خارج می شود اما اگر به میزانی که از اینجایش سوراخ بکنیم ، از این جایش که خالی می شود به چی اضافه می شود ؟ پر از هوا به هوا اضافه می شود . با لا خره ظرف است نمی تواند خالی بماند هیچ ظرفی تویش خالی نیست فضای داخلی آن همیشه پر است .

یک استکان ، یک پارچ ، لیوان هیچ وقت خالی نیست . بالاخره یا پر از مظروفهای مادی است . و محسوس پراز هواست بالاخره اون هم یک مظروف است دیگه هیچ وقت خالی نمی توان باشد دل ما همین جوری است هیچ وقت خالی نمی تواندباشد یا پر از حقیقت است یار از هواست یا پر از دنیاست یا پر از خداست یا پر از آخرت است بالاخره انسان یا با دنیا یا باآخرت دلش یا با یکی از این سه تا چیز است . یا با خدا یا با آخرت یا با دنیا .

بنابراین شما زمانی می توانید آرامش اعصاب داشته باشید ، شاد باشید در زدگی که دلت با آنچه اضطراب آور و رفتنمی است وابستگی و پیوند نداشته باشداگر دلت (عامل اضطراب دنیاست چون آخرت ماندنی است و اضطراب ندارد از انسان گرفته نمی شود خدا هم همین طور حی و قیوم است از انسان گرفته نمی شود بنابراین آنچه موقت و رفتنی است با آن پیوند برفرار کنی باید خودت را وقتی که با یک ا مر متزلزل و رفتنی پیوند می دهی ، باید خودت را آماده بکنی برای غصه . باید خودت را آماده بکنی دست رو هرچیز دنیایی شما بگذارید با تو نمی ماتند ، ولت می کند رهایت می کند .

هیچ چیز آن ماندنی نیست لذا وقتی دلت پیوند با این ها برقرارمی کند ، شروع اضطراب است .درست شد ! ما برای این که بتوانیم آرامش داشته باشیم باید دلمان از یک امر موقت و رفتنی جدا بشود و به یک امر ماندنی وپایدار پیوند بخور د تا همیشه آرام باشیم.همیشه آرام باشیم برای همین هم هست که وقتی که خیلی گوید به صابرین مژده بده و بشارت بده که آنهایی که آرام و شادند می فرمایند تودنیا بشارت دارند ،هم در آخرت اینها وقتی که بهشان غصه برسد به جای این که دلشان را غصه بدهند عصه بخورند .

دلشان را به خداوندمی دهند . الذین اذا ا صابتهم مصیبة قالو انا لله و انا الیه راجعون خب ! حالا تو میان شخصیت من کدام بخش منمی تواند با الله پیوند بخورد ؟ اینو خوب دقت کنید ها خیلی حساس است مسأله کدام بخش من می تواند با الله پیوند بخورد اصلاً خوشش می آید کهبا آن پیوند بخورد ؟ با آن ماندنی و جذاب یوند بخورد ؟ ما دو بخش در وجود مان داشتیم دیگه درسته .

دو بخش داشتیم یکی فطرت بود یکی طبیعت . کدام بخش می تواند پیوند بخورد فطرت . یعنی بخش ابدی و پایدار شما وقتی با الله پیوند می خورد ، بخش متزلزل شما ، اضطراب آور نیست دیگه . اما وقتی این فطرت ضعیف باشد و غذا نخورده باشه ، همه حقیقت تو را بخش طبیعی شکل بدهد طبیعت با خدا کنار نمی آید ،هیچ وقت یعنی جنبه حیوانی و دنیا طلبی هیچ وقت با خدا ، اصلاً از خدا خوشش نمی آید چون مال دنیاست مالا اینجاست موقت نمی تواند یک امر دائمی پیوند دو ستی بر قرار کند .

وقتی حیوانیت اکثر ما را تشکیل میدهد این نمی تواند با خدا پیوند بخورد وقتی پیوند نمی خورد با چی پیوند می خورد با عامل اضطراب . عامل اضطراب دنیاست برای همین دائماً یک شخص که شخصیتاً ضعیف است یعنی با خدا نیست ، با طنش ضعیف است ، این دائماً غصه میخورد توجه کنید این هر موفقیتی هم بهش بدهند هر موقعیتی هم که داره ، اضطرابش هی زیادتر می شود . لذا قبول تو کنکور نشده بود یک ناراحتی داشت بعداً تو کنکور قبول می شود چند تا ناراحتی دارد صد تا ناراحتی می آید سراغش قبلاً یک ناراحتی داشت که ماشین ندارد بعداً صد تا ناراحتی می آید سراغش که ماشین دارد .

خیلی اضطراب دارد یکی را زده کشته یکی بهش زده ماشین یک نفر را خراب کرده ماشینش را دزدیدند یکی زده داغونش کرده و اضطراب های دیگه .

بچه اش برداشته رفته زیر ماشین له شده، مقام ندار د یک مشکل دارد وقتی که مقام دارد خطر آبرو ریزیش بیشتر است اضطراب هایش بیشتر است یعنی اینو شما مطمئن باشید هر چقدر شما در طبیعت پیشرفت بکنید و نعمت بیشتری را هی برای خودتان تهیه کنید حجم اضطراب و دلبستگی بیشتر می شود خب حجم دلبستگی بیشتر می شود شما الان نمونه عرض کنم افطار اینو تجربه کنید ، افطار بروید خانه ،برای افطار یک نانو پنیر و سبزی بخورید یک سوپ بخورید ببینید به شما آرامش بیشتر ی می دهد و می چسبد . حالا بروید ده تا غذا باشه سر سفره قشنگ خوب دقت کنید ها! خوب خودتان را معاینه کنید ببینید که سطح آرامشتان بیشتر می شود یا کمتر می شود با این که سطح غذا بیشتر است مقدار غذا بیشتر است اما آرامش شما کمتر می شود چرا ؟ چون دل شما به تعداد غذا ها تقسیم می شود . این دلشوره می آورد .

ها ! اضطراب می آورد طرف مثلاً برنج خورده ، سالاد خورده ، گوشت خورده ، سبزی خورده ، بعد آخر سر شاکی از کنار سفره می رود کنار چرا ؟ چون ت دیگ گیرش نیامده . می بینی آخر سر این جوری می شود یعنی شما هر چقدر سطح طبیعت را بالا ببرید بالاتر ، سطح اضطرابتان می رود بالاتر .

بنابراین اول باید روی قسمت اصلی شخصیت تان ، با امر ماندنی ،پایدار یعنی خداوند یا حتی حداقل اگر خدا مرا هم نمی خواهی چی رو بخواهی ، آخرت را بخواهی با یک امر ماندی پیوند بدهی ، که شخصیت تو استحکام پیدا بکند استحکام پیدا کرد به محض این که در دنیا مشکل پیدا کرد ی ،مصیبتی گرفتار می شوی دیگه داغون نمی شوی اعصابت خورد نمی شود چون دیگه دلت وصل نیست به این جا .

به هیچ چیز آن پیوند نخورده با هیچ چیز آن پیوند نداری یعنی بنا نیست که پیوند بخوری . مثلاً شما در ماه مبارک نگاه کنید یک بچه ای داره ظهر غذا می خورد . داره غذا می خورد شما وقتی که روزه هستی بناست که بهره برداری نکنی ، بنابر این اعصابت راحت تر هست اما اگر روزه نباشی ولی بهت بگن که نخور روزه نباشی و بهت بگن نخور می بینی که سخت تر می شود این می شود مصیبت . پس خوب توجه کنید ما با اون فرمول ا لظاهر عنوان ا لباطل می توانیم به یک خود شناسی خوب برسیم . ما کی می تونیم آرام باشیم و شاد ؟ زمانی که باطن خوبی داشته باشیم یعنی باطن شاد و آرامی داشته باشیم . باطن خوراک خورده باشه حالا برگردیم به فرمول و بحث هایی که آن هفته کردیم . می فرماید که من اکثر من ذکر الموت قلّت فی ا لدنیا رغبةهرکس یاد وفات زیاد بکند ، این جا خوب دقت کنید یا وفات ! به این جا هر چقدر بیشتر تو جه بشود یاد وفات وفات چی بود تولد به ابدیت یاد وفات که برود بالا می فرماید متقابلاً چی می آید پایین ، رغبت به دنیا رغبت به دنیا چی می شود ؟ کم می شود وقتی زیاد یاد بکنیم هر وقت غصه دار شدید خیلی . یک چیزی غصه دارتان کرد بروید گورستان . می بینید که هنوز وقت دارید .

نمونه نزدیک به این از امیر المومنین علیه السلام خدمتتان عرض کنم ، چون عربی این یادم نیست ، باز هم صلوات ختم بفرمائید می فرماید . خذ من نفسک لذنبک و تزدد من یومک لقد ک هو اغنمتم عفو زمان از خودت برای خودت بگیر بهره مند شو ،از خودت برای خودت حالا بعد توضیح می دهیم و توشه جمع کن از امروزت برای آخرتت . این توضیح بدهم از خودت برای خودت هر دو چی هستند برای خود اند ولی باید برای طبیعت به نفع چی استفاده کنی ؟

به نفع یک بخش ماندنی وجودت ، بخش ابدی وجودت ، بخش فطری وجودت از خودت برای خودت بگیر دقت کنید و تزدد بعدمی فرماید چی ؟ و تزدد من یومک لقدک بعد می فرماید و غتنم عفو الزمان دقت کنید ! و غتنم عفوالزمان . بخشش زمان را مغتنم بشمار بخشش زمان یعنی چی ؟ یعنی عمر . که فعلاً نکشدت هنوز نمردی فعلاً فرصت داده اند چون خداوند میفرماید که هر کدام از شما که می خواهید ، می میرید دو باره عمر و جانتان را بهتان بر می گرداند موقع بیداری الله یتوفّل انفسی موتها .

قرآن می فرماید والتی لم تقد فی منامها درست شد ؟! یعنی بر می گرداند نفس را به شما برای همین هم بیدار می شوی موقعی که بیدار می شوی مستحب است خدا را شکر کنید برای این که دوباره جانتان را بهتون برگرداند زنده شدید دوباره چون می توانست برنگرداند . برای این که بخشیده اند بهتون و برگرداند به شما به هر باری که از خواب برتون می گردانند ، بخشیدنتان .

این را عفو زمان پخش می گویند یعنی جانتان را نگرفتند فعلاً عفوتان کرده اند نکشدنتان . میفرماید که ومغتنم عفو زمان عفو زمان مغتنم بشمار . والنتهذ فرقت الزمان . ازفرصتی که برای تو ایجاد شده نهایت استفاده را بکن لذا وقتی که انسان یاد وفات و رفتن می کند که آنجا دستش کاملاً بندمی شود داره گرفتار می شود دیگه کاری نمی تواند انجام بدهد هیچ کاریاز دستش بر نمی آید ،رغبتش به دنیا چی می شود ؟کم میشود ، خب وقتی رغبت به دنیا کم می شود ، دلبستگی کم می شود چه چیزی بالا می رود ؟ دو باره خودش افزایش داره یاد وفات وقتی افزایش پیدا می کند ، چی کم می شود؟ رغبت .

رغبت به دنیا کم بشود چی می رود بالا ؟ شادی می رود بالا آرامش اضافه می شود چون گفتیم عامل اضطراب چیه ؟ امورات موقت هستند که شما ها باهاش پیوند دارید . یعنی امورات حیوانی ، گیاهی ، نباتی هستند یا شئون نباتی ، یا شئون جمادی ، یا شئون حیوانی تو یکی از این تعریف ها امورات که جمادی هستند ، یا حیوانی هستند یا نباتی وقتی که دلبهش می بندید اضطراب را از شما گرفته نمی شود . بنابراین شما باید بات شأن انسانی تان پیوند بخورید نه شأن جمادی و نباتی و حیوانی تان اگر با اینها خودتان را امضا کنید و فکر کنید که یکی از این سه تا هستید ، دقیقاً اضطراب دارید .

سپس وقتی که یاد وفات در ما ایجاد می شود ، رغبت به دنیا کم می شود ، رغبت به دنیا که کم شود چی می رود بالا ؟ یعنی چی اضافه می شود ؟(طرف دوم نوار )....

در دنیا کم نیست چی اضافه می شود به اضطراب . درست شد اگر من رغبتم در دنیا کم نیست پس باطن من چه مشکلی وجود دارد ؟ یاد وفات وجود ندارد . اصلاً من فکرش را نمی کنم ازش فرار می کنم به جای این که فکرش را بکنم یادش نمی کنم درست شد؟ چرا یادش نمی کنم ؟ این مهم است چرا ما باید یادوفات ، شادی مان را اضافه نمی کنیماگر کسی باطن خوبی داشته باشد وقتی یاد وفات می کند ، چی اضافه می شود ؟ شادی و آرامشش اضافه می شود . اما اگر فقط باطن اون دنیا باشه یعنی ابدیت را نساخته باشه ، یاد مرگ برای او چی می آورد غم انگیز است . اضطراب می آورد .

غصه می اورد برایش این خیلی بد می شود خب بالاخره ما با این وجود می توانیم بفهمیم که ما از نظر وجودی چقدر ثروتمند هستیم و چه قدر فقیر هستیم . چهقدر شخصیت حقیقی داریم و چه قدر شخصیت کاذب داریم چه قدر واقعاً جان دار هستیم . جه قدر جون دار هستیم . چه قدر ثروت حقیقی جمع کردیم . این واقعاً معلوم می شود می خواهید بدانید چقدر ؟

الان هر کدام تان می خواهید بدانید کی هستید ها ! چه قدر ثروت دارید . یاد وفات کنید بروید گورستان ، بهشت زهرا یا یک قبر ستان دیگر یک دقیقه در قبر بخوابید آن وقت معلوم می شود که چه کار هستید و مسیر را درست آمدید یا اشتباه خیلی خوب به ما می فهماند خیلی خوب که ما چکاره بودیم تاالان و چه کار کردیم . خب حالا مرحله بعدی حضرت راهنمایی بیشتری می کند . می فرماید :

کیف یزهد دنیا من لا بعرف من لا بعرف ففقدر الاخره آها ! یادتان هست چی گفتیم ؟ دل بدون معشوق نیست . بالاخره یا معشوقش دنیاست یا آخرت و یا خداست . یکی از این سه تا معشوقش است و درست شد؟ . می فرماید چگونه می تواند بیرغبت در دنیا باشد چگئنه کسی می تواند بی رغبت باشه در دنیا کسی که قدر آخرت رو نمی داند؟ نمی شناسد ابدیت را . ما بالاخره معشوق مان باید یکی از این سه تا باشد .

یا باید دنیا دلخوش باشیم که دلخوشی دنیا اضطراب آور است دائماً . دیگه نمی توانیم نشاط دائمی داشته باشیم یا باید به آخرت پیوند بخوریم که نشاط مان دائم باشد یا به خدا وند تبارک و تعالی . که این دیگه نشاط دائمی نیست سر مستی است . دیگه همیشه خب یادتان نرود فرمول الظاهر عنوان الباطن . می گوید چگونه می تواند بی رغبت باشه در دنیا کسی که من لایعرف کسی که نمی شناسد قدر و ارزش آخرت را بنابراین وقتی شما نمی دانید آخرت چیه ابدیت چیه ، برایش قیمت قائل نباشید بهش دلبستگی نداشته باشید اصلاً نمی توانید از دنیا دست بردارید .

یعنی می گوید برای فلان کار غصه نخور ، ثواب دارد فلان کار را بکن ثواب دارد در تو هیچ رغبتی ایجاد نمی شود چون اولاً با این طرف انس ندارید باورش ندارید انس ناشی از چیه ؟ فرمول یادتان نرود انس از چی می آید از عرفان می آید یعنی معرفت و شناخت شناخت چی می دهد ؟ انس می دهد شما زمانی می توانید انس بگیرید به ابدیت و آخرت و خدا که او را بشناسید . پس مشکل باطن ما که ما نمی توانیم زهد بورزیم و غصه دار یم توی دنیا و آدم های عصبی و مضطربی هستیم این هستیم چی مان ضعیف است ؟ معرفت مان ضعیف است باورمان ضعیف است یقین مان ضعیف است وقتی آخرت و معرفت و یقین مان ضعیف است وقتی آخرت و معرفت و یقین مان ضعیف است خود به خود نمی توانیم پیوند برقرار کنیم .

که آرامش بگیریم ، نه با آخرت و نه با خداوند بنابر این اگر کسی می خواهد شخصیتاً قوی بشود باید به معرفت خودش باید اضافه بکند دائماً معرفتش را زیادتر بکند شناختش را از این طرف زیادتر بکند ، خوب انس بگیرد با این جا که اگر یک چیزی از این طرف ازش گرفته شد ، غصه دار نشود . بعد ؟ غصه دار نشود . اون آقا که بچه اش فوت کرده بود ، بعد اون قدر قدرتمند عمل می کند که لباس نومی پوشد ، عطر می زند ، بعد می گوید خداوند سه تا مژده به خاطر لاین مصیبت به من داد صلوات و رحمت و هدایت در قران . اون چی را باور کرده ؟ آخرت را باور کرده ، خدارا باور کرده ، برای همین وقتی بچه اش می میرد بدون این که غصه یخورد و خودش را بکشد و قرص بخورد و اعصاب دیگر اعضای خانوادهرا خرد بکند .

یک آقایی را چند روز پیش آورده بودند پیش من افسرده بود ، یک بچه خیلی ناز ، دختر بچه ای سه ساله داشت خانمش تصادف کرده بود ، فوت کرده بود این دختر رو با خودش آورده بود این دختر هم داشت یواش یواش مثل خودش پژمرده می شد ، مرد هم پژمرده بود و اعصاب همه رو خرد کرده بود بهش گفتم تو برای چی نا راحتی ؟ یا برای خودت ناراحتی یا برای خانمت نا راحتی که بدان این عاطفه ای که تو نسبت به خانمت داری را کسی به تو داده ؟

خدا بهت داده . میلیارد ها برابر بیشتر از آن عاطفه ای که تو نسبت به خانمت داری ، آن طرف خدا ، اهل بیت فاطمه زهرا نسبت به این زن دارند . بنا براین جایش جای بدی نیست هر چند گناهکار هم باشه جای او ، جای بدی نیست . برای این که آن طرف کانون عاطفه است نسبت به این طرف . مادرش هست ، فاطمه زهرا مادر من یک میلیون سال دیگه نمی تواند به اندازه ی خانم فاطمه زهرا مرا دوست داشته باشه پدر من نمی تواند یک میلیون سال دیگه به اندازه امام زمان من را دوست داشته باشه ببین وقتی که من می روم آن طرف پیش کس و کارم می روم کلی کس وکار دارم آن طرف خیلی کس وکار دارم . خیلی بیشتر از دنیا ست کس و کار های ما 124هزار پبغمبر هستند که هر کدام شان بیشتر از پدر و مادر های طبیعی مان ما را دوست دارند . ما فکر می کنیم که انبیا آنجا با ما غریبه هستند ؟

انبیا دانه دانه اشان ما را بیشتر از پدر و مادر هایمان دوست دارند . امام زاده ها ائمه ، خود خداوند از همه بالاتر خود خدا . من برای چی باید غصه بخورم ؟ اصلا این بچه رفته اونجا ، کجا رفته ؟ پیش کی رفته ؟اونقدر کس و کار دارد که ما ها دیگه کس وکار حساب نمی شویم در مقابل آنها این یک ذره علاقه ای هم که ما به بچه مان داریم به همسر مان به پدر و مادر مان داریم این یک ذره را هم باز خدا داده ببین دیگه خودش چقدر عالطفه است اون طرف من دیگه چه غصه ای بخورم ؟ اگر برای اون داری غصه می خوری که هیچ .اگر برای خودت داری غصه می خوری که این اضطراب خود خواهی هست . گفتم برای این که این بچه امانت این زن هست دست توست اضطراب و نا راحتی های باز مانده روح میت را ناراحت می کند .

روح میت را نارحت می کند تو واقعاً اگر می خواهیروح میت شادباشه ، چون میت احاطه دارد به خانوده خودش ، اگر واقعاً می خواهی روح میت شاد باشه دست از این اضطراب و افسردگی و پژمردگی بردار چون با این وضعیت روح او را داری اذیت می کنی . این بچه مادر ندارد . پدرش هم ازش گرفتی با این افسر دگی هات و مسخره بازی هایت که داری می کنی . این بچه الان با نبودن مادر احتیاج به یک عاطفه دو برابر دارد .

احتیاج به یک شادی و آرامش بیشتر دارد که این خلاء را بتواند پر کند تو با این غصه خوردن هایت که به مشکل برمی خوری . نمی گویم آدم بی عاطفه باشه و گریه نکند و دلتنگ نباشد ها ! چرا ولی این دلتنگی ها و عاطفه ها برای خود انسان است خود آدم یک موقع توی تنهایی دلتنگ می شود گریه هم می کند این هیچ اشکالی ندارد .

ولی این نباید این دلتنگی نباید به آرامش و تعادل یک شخصیت لطمه بزند . چون این خطرناک است خیلی خطرناک است . برای همین فرمود کسی که واقعاً خدا را می شناسد ، از هر کس دیگر ی ، بیش از هر کس دیگری راضی به قضای الهی هست . راضی به قضای الهی هست . خب پس می فرماید چگونه بی رغبت می شود در دنیا کسی که قدر آخرت رانمی شناسد پس اگر ما بی رغبت به دنیا الان نیستیم حریص هستیم و اعصابمان دائماً دنبال دنیا و به دست آوردن دنیا هستیم و به جی جی وی جی دنیا دلمان خوش است و با از دست رفتنش اعصابمان خورد است .

معلوم است که شناخت نداریم طبق کدام فرمول ؟ ا لظاهر عنوان ا لباطن . ا لاظاهر عنوان ا لباطن . ظاهر نشان دهنده باطن است باطن وقتی معرفت درش نباشه ، باطن وقتی ضعیف باشه از نظر معرفتی ، زهد هم دردنیا به وجود نمی آید بر عکس رغبت است رغبت چی می اورد ؟ اضطراب می آورد غصه آور است برای ما خب یک صلوات ختم بفرمایید . من چون شب تولد امام مجتبی علیه ا لسلام هست ، یک روایت هم از حضرت بخوانیم که یادی از حضرت کرده باشیم و چیزی از محضر شان یاد گرفته باشیم . یک صلوات ختم بفرمایید .

اتفاقاً این موضوع که می خواهم از امام مجتبی بگویم در رابطه با یحث خودمان است . حضرت می فرماید که من ****علی حسن الاختیار من ا لله لم یقمنی علی انّه فی غیره حال التی اخطارةا لله له . چقدر زیباست . می گوید کسی که دلخوش باشه ، تکیه بکند ، اعتماد داشته باشه به حسن انتخاب خدا برایش . یعنی نسشبت به چیزی که خدا برایش انتخاب کرده باشد .

هرگز آرزو نمی کند در غیر اون حالتی که خدا برایش انتخاب کرده باشه کسی آمد خدمت امام باقر علیه ا لسلام ، جابر هست عرض کرد . حضرت فرمود : حالت چطور؟چطور هستی عرض کرد که الان به جایی رسیدم که مرگ را بیشتر از زندگی دوست دارم . مرگ را بیشتر از زندگی بیمکاری را بیشتر از سلامت دوست دارم . حضرت فرمود ما اهل بیت این گونه نیستیم . ما اهل بیت این گونه نیستیم اگر خداوند تبارک وتعالی ؛ ما اهل بیت این گونه نیستیم اگر خداوند برای ما سلامتی بخواهد سلامتی رابیشتر دوست داریم و اگر ثروت را بخواهد ثروت را بیشتر دوست داریم .

اگر سلامتی بخواهد سلامتی راب یشتر دوست داریم حیات را را بخواهد حیات را بیشتر دوست داریم . هرچه که خدا برای ما دوست داشته باشه . همان را بیشتر دوست داریم از خودمان هیچ اراده ای نمی کنیم چون خدا بخواهد ببین اصلاً این احمقی است که من بخواهم حافظ منافع خودم در برابر خدا باشم و با خدا جر وبحث بکنم که خدایا چرا زندگی من این جوری است .

خیلی بدها . چرا برای من این جوری قم زدی چرا این جوری شد اگر من توجه داشته باشم که خدا یعنی چی؟ خدا یعنی کسی که من را از خودم ، میلیار دهابیشتر اونهم به بلندای ابدیت دوست دارد اون وقت وای می ایستم با هاش جرو بحث بکنم سر قضا وقدر ی که به سر من آورده بخاطر مریضی ، بخاطر فوت کسی ، بخاطر شکست بخاطر ورشکستگی بخاطر هرچی وای بایستم با خدا کلکل بکنم .

دعوا بکنم ، غصه بخورم ، درگیر شوم با خدا . خیلی خنده دار است ها! ببین احمقانه است می گه من تو را بیشتر از خودت دوست ندارم ، پس بذار اونچه که من دوست دارم برات ، من خدا شاهد است که سرطان گرفته بودم اصلاً ناراحت نبودم . فقط شکر می کردم که سرطان دارم ، خداوند را شکر می کردم ولی یکی از اساتید آمده بود باز دید ما ملاقاتی ما حالا فکر می کرد که من شادی احتیاج به دلداری دارم از باب وظیفه عقلانی اش یک حرف خیلی قشنگ زد به من گفتش که آدم باید به قبایی که خدا برایش می دوزد راضی باشی به خداسفارش قبا ندهید شما هی اندازه دلت خدا ندهید ، خدا نمی خواهم این مشکلی باشه این مشکلی باشه این خوب نیست همان قبایی خدا می پوشاند چیه ؟خیلی برازنده است و قشنگ تر است زیباست . این قبا، قبای قشنگی هست بگذارید ببینیم خدامی خواهد با ما چه کار کند بنابراین زندگی سختی داره مشکلات دارد ، تلخی دارو ، این تلخی ها و شیرین ی ها و هزینه شیرینی های آخرت است . بخوانم براتون ببینید چقدر زیباست . می فرماید چی ؟ طلاق الدنیا مهر ا لجنه مهریه بهشت چیه ؟ دنیا را طلاق بده مهریه ی بهشت چیه دنیا را طلاق بدهی . این خیلی خوب است .

یک سئوال خیلی خوب . گفتند در دنیا از خدا چی بخواهیم ؟ عافیت ، سلامتی ، طول عمر ، مال پر برکت ها؟ یک دعایی داریم که هر روز هم توصیه می کنم که بخوانید . هر روز بخوانید یادتان نرود برای شادی و آرامش زندگی تان مفاتیح هست برای روزهای ماه مبارک رمضان است خیلی خوب است . اگر عربی هم بلد نیستید فارسی بخوانید ، وقتی عربی بلد نیستید بدرد نمی خورد ، دعا زمانی اجابت می شود که بفهم که چی دارم از خدا می خواهم از خدا دارم چی می خواهم ، واقعاً بخواهی . عربی خواستن نیست چون تو نمی دانی ، چی می خواهی این فایده ندارد فارسی بخوان خیلی زیباست .

خیلی زیباست این دعا . برای همین پیغمبر فرمود از خدا بلا و مصیبت نخواهید . اگر یک موقع صبر کنید غر غر نکنید ولی یک موقع دعا از خداوند چی می خواهید عافیت ، سلامتیطول عمر ، شادی ، برکت مال ، اونهم تنها برای خودتان نه ، فقط برای خودتان نه ، برای همه اعضای فامیل و خانواده تان این را بخواهید . یک دعایی که من دستور العمل زیارتی تان نوشته ام برای آنهایی که زیارت می روند ، زیارت که می روید یکی از دعا هاییکه خواندن آن را من به عزیزان توصیه می کنم حتماً برای کسانی که می خواهند از زیارت لذت ببرند یکی از چیز هایی که کمکت می کند به لدت بردن از دعا لذت بدون ازش دعا ی آخر مفاتیح است .

همیشه بخوانید و بدون خواندن این از حرم بیرون نیایید ، هیچ وقت بیرون نیایید واقعاً همه چیز را از این دعا می توانید بگیرید (عالیة المضا مین )خیلی زیباست . شبیه به این دعا در مفاتیح هست : در اعمال ماه مبارک رمضان . توی اون دعای عالیةالمضامین می گوید خدایا من همه اینها را از تو می خواهم برای خودم برای همسرانم ، برای فرزندانم ، برای پدر ومادرم برای خاله هایم ، برای عمه هایم ، عمو هایم ، دایی هایم دختر خاله ها و پسر خاله ها ، پسر دایی هایم ، دختر دایی هایم ، دختر عمو هایم ، ... همه را می گوید .

خیلی جالب است شاگر دهایم ، اساتیدم ، معلمم ، همسایه هایم ، کسانی که گردن من حق دارند ،کسانی که سر کلاس من بودند ، کسانی که استاد من بودند همه رو می گوید . یعنی شما هیچ کسی نیست که از عزیزانی که مورد علاقه باشه ، مگر این که مورد دعای شما قرار بگیرد . این جا در این دعا اگر پیدا کنم می فرماید که شما برای خودتان همه خیر و عافیت بخواهید و بلا نخواهید بلا بد هست . اگر یک موقع انسان بخواهد نباید یک موقع بیاد سرش ، باید صبور باشه صلوات به محضر امام مجتبی بفرستید . دعای خوبی هست در مفاتیح نوشته قسم چهارم در اعمال روز های ماه مبارک رمضان . این را هر روز بخوانید می گوید : خدایا برکت را برای من عظیم کن ، عافیت را به من عافیت نیکو بده ، بدنم را سالم کن ، رزقم را زیاد کن ، هرچی که برای من مهم است خودش کفایت کن ؛ دعاهای مرا اجابت کن مرا به امیدها و آرزوها یم برسان . همین اول دعا ها بعد از اعمال سحر بعد از دعای سحر ، قسم چهارم اعمال ماه روزهای ماه مبارک رمضان .

هر روز این دعا را دارد . خیلی دعای خوبی است دو سه صفحه است . ومن توصیه می کنم حتماً عزیزان این را بخوانند . هم خیرات دنیا درش زیاد است و هم خیرات آخرت . ا للهم هذا شهر رمضان الذی انزلت فیه القران هدیً للناس و بینات من اتلهدی و الفرقان و هذا شهر الصیام و هذا شهر ***و هذا شهر العناب و هذا الشهر توبهو هذا شهر المغفره و رحمه و هذا شهر العتق من النار و الفوز بالجنه بعد این اعمال روزهای ماه رمضان که بعدش هم چند تا تسبیحات خیلی زیبا دارد می خواهم بگویم ما باید امر خدا برای خودمان ، خانوادهمان همه کسمان از خدا خیرات بخواهیم . می فرماید برای دعا یک جای دیگه این هست که خدایا هر چی که من ازش می ترسم و نمی ترسم از خانواده من ، کل من برادر های من و خانواده من برطرف بکن .

نگذار به هیچ کدام از ما ها آسیبی برسد با بسط ***و علی والدی و مراتی و اهل هزانتی و من کان منی باسبل من المومنین و المومنات فی الدنیا و الاخره خیلی ، همه زن و مردهای دنیا و آخرت را از این دعای م بهره مند بفرما . خیلی زیباست این دعا . حتماً انشا الله استفاده بفرمائید ذخیره خوبی است برای تان . چونماه مبارک ، ماه اجابت دعاست ، یعنی شماهر دعایی بکنید انشا الله اجابت خواهد شد من یک خواهشی داشتم یک پنج دقیقه ای اگر اجازه بدهید برای این که دلهایمان پاک شود و عرض ادبی بکنیم به محضر مقدس مجتبی علیه ا لسلام و خداوند تبارک وتعالی ما را با ایشون در محشر ، محشور بفرما به برکت ایشان غم های دنیا و آخرت ما را برطرف بفرما .

تمرکز بگیریم و پنج دقیقه یک صد صلوات و یک صلوات بلند به محضرشان می فرستیم.

ا للهم صل علی محمد و آل محمد عدد ما احاط به علمک پروردگار را به حق محمد و آل محمود افضل تحیات و درود خدا را نثار روح امام مجتبی عائد واصل بفرما الهی آمین . مادر دنیا و اخرت با ایشان محشور بفرما . الهی آمین والحمد الله رب ا لعالمین