جلسه 007 - نماز
شماره جلسه
7
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1385
ماه
3
روز
25
متن کامل (خام) ‌ جلسه 007 - نماز

بسم الله الرحمن الرحیم

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله اطاهرین٬ و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین منالآن الی قیام یوم الدین.

بحثمان را در مورد نماز ادامه می دهیم. روایت بعدی از امام صادق علیه السلام هست. " فی قوله تعالی: قوموا لله قانتین" خداوند امر کرده و دستور داده " قوموا الله قانتین" اگر انسان بخواهد در عمل موفق باشد باید به عظمت گوینده خیلی فکر بکند. ببینید چه کسی دارد این حرف را می زند٬ چه کسی دارد با ما سخن می گوید؟ چون خداوند تبارک و تعالی به همۀ ما محبت بی نهایتی دارد. یعنی ما این قدر که خودمان را دوست داریم٬ هیچ وقت به پای محبت خدا نمی رسد. ما آثار و بندگان او هستیم و او دوست دارد تک تک ما به او برسیم. او دوست دارد تک تک ما به او با شادی ملحق شویم و شبیه خودش شویم. خدا دوست دارد ما مثل خودش باشیم و این دوستی که دارد با این محبتی که نسبت به ما دارد احکام را برای ما وضع کرده. یعنی آن باطن تمام احکام دوستی خداست به بنده اش. پس با آن دوستی که نسبت به ما دارد و با آن عظمتی که حق تعالی دارد و با ما حرف می زند. اگر این را درک نکنید شما، وقتی قرآن می خوانید فهم زیادی نخواهید داشت. وقتی از معصومین روایتی می خوانید فهم زیادی نخواهید داشت و این خیلی مهم است. باید توجه بکنید که کسی آیات را به شما می گوید که بی نهایت شما را دوست دارد. وقتی آیات را می خوانید به این موضوع توجه کنید. شیطان خیلی سعی می کند این را از شما بپوشاند و شما را با خدا غریبه کند و خدا را هم با شما غریبه کند. یعنی تو حس کنی که نزد خدا غریبه ای٬ محبوب نیستی٬ اهمیتی پیش خدا نداری. و این خیلی بد است. در حمله های شیطان توضیح دادم مواظب باشید که این حس غلط٬ این احساس و نگاه غلط درما نفوذ نداشته باشد. یک وقتی که در مقابل خدا می ایستید٬ وقتی که قرآن می خوانید٬ به محضر معصومین می روید٬ توجه کنید که او فوق العاده و بی نهایت تو را دوست دارد و از روی دوستی با تو صحبت می کند و با آن دوستی تو را خطاب می کند و از این رو خیلی به او توجه کنید. خوب الآن خیلی وقت ها پدرها و مادرها می آیند و به ما برای مشاوره ها مراجعه می کنند٬ به ما می گویند که این بچه نمی فهمد که من چقدر دلشوره اش را دارم. بچه را به زور آورده برای مشاوره در صورتی که بچه اصلا دوست ندارد برای مشاوره بیاید و مسٲله را حل کند ولی مادر و پدر مهربان چقدر زحمت می کشد با رشوه٬ با جایزه و حتی با تهدید بچه را پیش پزشک می برد ولی بچه هیچ وقت از این احساس پدر و مادر درک درستی ندارد و این خیلی مهم است که ما بدانیم که وقتی آیات قرآن را می شنویم این از مصدر عظمت٬ از منبع عظمت و منبع محبت و مهربانی است. برای این که ما بفهمیم شروع همۀ آیات این نکته را به ما تذکر می دهد: " بسم الله الرحمن الرحیم" بیشتر از هر چیز دیگری این را به رخ ما می کشد که او کیست؟ رحمن و رحیم است. در نماز هم خیلی تٲکید دارد. به خاطر این که توجه به این موضوع خیلی اهمیت دارد. اگر توجه به این مسٲله نباشد انسان در سیر و سلوک شکست می خورد. حواستان به چیزهایی که باید به عنوان توشۀ اصلی تان در مسیر داشته باشید تا به خدا برسید جزء لوازم اصلی است. این که توجه داشته باشید او الرحمن و رحیم است. " بسم الله الرحمن الرحیم٬ الحمدلله رب العالمین" بعد دوباره چیست؟ " الرحمن الرحیم" این در سلوک لازم بوده. که از این رو برای ما گذاشتند. یعنی دوبار با توجه٬ دوباره سورۀ بعدی "بسم الله الرحمن الرحیم". این خیلی در مسیر حرکت به سمت حق تعالی برای ما لازم است. اگر کسی در مسائل معرفتی اش٬ در قلبش این مسئله غایب باشد و به این موضوع توجه نداشته باشد٬ هر چقدر هم که زور بزند به هیچ نتیجه ای نمی رسد٬ فایده ندارد. یعنی باید بداند بستر٬ بستر محبت است. آمدن پیامبران٬ دادن اهل بیت به ما٬ کتاب٬ دین٬ بستر این ها بستر محبت خداوند به خلق است. "ان الله الناس الرئوف رحیم" بسیار بسیار رئوف و مهربان است. اگر به این توجه نداشته باشید و شیطان شما را از این غافل کند٬ یعنی شما اگر گناه هم می کنید باید حواست باشد٬ حتما آن جایی که خشم خداست، خشم خدا هم از روی محبتش است. مثل خشمی است که والدین نسبت به فرزندان دارند. والدین خشن که نسبت به بچه ندارید. والدین مظهر چه هستند؟ مظهر رٲفت و رحمت نسبت به بچه ها هستند. اگر هم یک موقعی هم غضب بکنند از روی چیست؟ از روی رحمت است. و اگر از آن غفلت بکنی و شیطان بتواند این را از شما بگیرد٬ یک دفعه شما را گیج کند٬ این را از شما بقاپد و برباید٬ شما یک موقع می بینید که یک سال است که داری زحمت می کشی٬ یک قدم هم نزدیک نشدی ولی اگر حواست به این موضوع باشد٬ به این بستر و به این مسئلۀ خیلی مهم حواست باشد در حرکت به سمت حق تعالی قدرت و سرعت پیدا می کنی که او کیست؟ او الرحمن و الرحیم است و می خواهد که تو به این توجه داشته باشی. حالا وقتی ما می شنویم که " قوموا الله قانتین" چه کسی دارد این را برای ما می گوید؟ الرحم الراحمین دارد این را به ما می گوید. الرحم الراحمین به ما چه می گوید؟ "قومولله قانتین" یعنی برای خدا خاضعانه به پا خیزید٬ با خضوع برای خدا به پا خیزید. این چقدر اهمیت دارد؟ چقدر مهم بوده که این را برای ما گفته٬ کلید بوده٬ یک چیز خیلی اساسی بوده که به ما گفته. گفته که برای خدا خاضعانه به پا خیزید. "قوموالله قانتین" قنوت یعنی چه؟ بندگی همراه با خضوع و خشوع. فعل امر هم هست. همۀ شما "قوموا لله قانتین" خاضعانه چه کار کنید؟ قیام کنید. حالا این کلمه یعنی چه؟ امام صادق علیه السلام٬ یک صلوات به محضرشان هدیه کنید. ای کاش شما می دانستید که وقتی من می گویم صلوات به محضرشان بفرستید یعنی چه و پشت سر این قضیه چیست؟ اگر شما این احساس را پیدا می کردید خیلی خوب بود که شما همین الآن باطن هایتان در بهشت است٬ دور وجود امام صادق علیه السلام و شما با کسی که در جمع تان نشسته و در محضرش هستید دارید عشق ورزی می کنید و صلوات هدیه می کنید. دور نبینید که فکر کنید الآن شما روی کرۀ زمین هستید و امام صادق علیه السلام کجاست؟ چند میلیارد سال نوری دورتر از شما در بهشت است. این اشتباه بزرگی است. شما همین الآن در محضر ایشان هستید و ایشان در جمع شماست. اگر انسان روی این موضوع توجه داشته باشد٬ وقتی می خواهد صلوات بفرستد٬ خوب صلوات را می فرستد. وقتی می گویم تک تک شان را ما موظفیم برایشان صلوات بفرستیم. این صلوات ها را هم که آقای قریبی می گویند سعی کنید درست بفهمید که در کجا نشستید. یعنی شما در محضر ١٤ معصوم هستید دقیقا صلوات می فرستید. فکر نکنید دورند و با کسالت این کار را نکنید. این برای قلب بد است. با حضور و با نشاط این صلوات ها را بفرستید. الآن که اسم شان می آید یعنی در محضرشان هستید. حقیقتا هم همین جور است. حضرت الآن ناظر تک تک ماست. واقعا در محضرشان هستیم. ایشان هم در جمع ما حضور دارند. خوب حالا حضرت می خواهد این فرمایش قرآن را برای ما توضیح بدهد. به محضرشان یک صلوات ختم بفرمایید.

وقتی می فرماید که خدا از رگ گردن به شما نزدیک تر است٬ فقط خودش را نمی گوید٬ " نحن ٲقرب الیه من حبل الورید" ما از رگ گردن هم به شما نزدیک تریم. توجه کردید؟ یعنی ما نزدیک تریم. یعنی خدا و اهل بیت از رگ گردن به شما نزدیک ترند. این قدر به ما نزدیک هستند. برای همین همیشه صلوات ها و ذکرهایتان در حضور بفرستید، غایب هدیه نکنید. حوالۀ غایب نکنید که حالا من بفرستم مثلا مثل موشک از آسمان بگذرد و به دست حضرت برسد. شما نزد خود حضرت هستید، در محضرش هستید و در آغوش حضرت هستید. صلوات ها را اینطوری برایشان هدیه کنید. با حضور٬ با تمرکز و با نشاط. حواستان باشد " نحن اقرب الیه من حبل الورید" یعنی امام از رگ گردن هم به شما نزدیک تر است٬ یعنی پیش خود حضرت هستید. لذت این حضور انسان را غافل می کند. من می خواهم برایتان بگویم اما این لذت آنقدر زیاد است که از بحث عقب می مانیم. یعنی حضرت می خواهد توضیح دهد که "قوموا الله قانتین" این که برای خدا خاضعانه به پا خیزید یعنی چه؟ می فرماید: یعنی انسان به نماز توجه کند و از آن مواظبت کند تا چیزی او را از نماز به خود سرگرم و مشغول ندارد. " اقبالُ الرَّجل علی صَلوته و مُحافِظتهُ حتی لا یُلحیَهُ و لایشغلهُ عَنها شئٌ قوموالله قانتین" اینطوری بایست و نماز بخوان. با خصوع بایست نمازت را بخوان تا چیزی تو را از نماز غافل نکند٬ تا چیزی تو را از توجه به نماز غافل نکند. به نمازت٬ به این که پیش خدا ایستادی، در محضر حق تعالی هستی این جوری توجه داشته باش که کجا ایستادی و داری نماز می خوانی. معرفت هر چه زیادتر شود، حضور هم بیشتر می شود. یادتان باشد. تو اگر حواست باشد که نماز را داری پیش خود خدا می خوانی، در محضر خدا ایستادی چشم در چشم دارد به تو نگاه می کند. نه فقط خدا بلکه تمام انبیا هم کنار تو هستند، ١٤ معصوم هم پیش تو هستند٬ شما به آن ها سلام می دهید " السلام علی عباد الله الصالحین" شما در محضر تمام عبادالله الصالحین هستید. " السلام علیکم و رحمة الله و برکاته" آن ها پیش شما هستند که شما دارید به آن ها سلام می دهید. دور که نیستند همین جا در کنار تو ایستادند و تو داری به آن ها سلام می دهی. "السلام علیکم و رحمة الله و برکاته" این حس باید با ما باشد. اگر این حس با ما نباشد آن وقت ما هم جوابی نمی شنویم که آن ها هم به ما سلام بکنند. این خوب نیست . حواسمان را جمع کنیم.

"قوموا لله قانتین" یعنی چه؟ حضرت فرمود: "اقبال الرجل علی صلوته" شخص اقبال داشته باشد٬ یعنی بانشاط به نماز رو کند. ادبار نداشته باشد و با بی حالی و کسالت می خواهد که نماز زودتر تمام شود، زودتر راحت شود. در صورتی که نباید این جوری باشد. نسیبت به نمازش ادبار نداشته باشد. با نشاط برود این ملاقات را انجام دهد. ببینید عزیزان اگر شما کسی را دوست دارید یا او شما را دوست دارد، وقتی که در محضر او هستید یا در یک جلسه ای با هم هستید٬ می بینید که نسبت به حضور شما بی حوصله است٬ کسل است یا زودتر می خواهد برود٬ حوصله ندارد که صحبت کند، چه حالی به شما دست می دهد؟ این چه معنایی دارد؟ حالا فکر کنید ما پیش خدا و اهل بیت ایستاده ایم٬ می خواهیم نماز بخوانیم ولی قلبمان در حالت اقبال نیست. ادبار یعنی پشت کردن. اقبال یعنی چه؟ یعنی رو کردن. قشنگ دوست داریم این جلسه برپا بشود. از این ملاقات خوشمان می آید، از این محضر و از این جلسه لذت می بریم. از این که می خواهیم نماز بخوانیم شاکر هستیم و شوق داریم از این که الآن اذان گفتند و شوق داریم و هم تشکر می کنیم از این که ما را صدا کردند. کارهایمان را قطع کردیم و بردند کجا؟ در مجلس خودشان، با خودشان رو به رو کردند. آدم کیف می کند از این که خدا صدایش کرده. نماز را بار نمی داند٬ مزاحم نمی داند٬ کیف می کند از این که خدا او را صدا کرده. صدا کرده و گفته بیا٬ با اقبال هم می رود. نه این که بگوید وای٬ نماز٬ دوباره وقت نماز شد. زود هم می خواهیم تمامش کنیم که دوباره به دنیایمان بپردازیم. زود می خواهیم نماز را تمام کنیم. این اصلا انسانی نیست و با شرافت انسان سازگاری ندارد. چون مجلس٬ مجلس عشق و محبت و انس است. افرادی که همدیگر را دوست دارند٬ دوست دارند پیش هم باشند. برای همین خداوند وقتی که این خانم ها در ایام عادت ماهیانۀ شان هستند خانم ها را محروم نمی کند. می گوید اگر شما نمی توانید نماز بخوانید بیایید روی سجاده بنشینید و به مقدار نمازتان ذکر بگویید و گرنه خانم ها را محروم نمی کند. این یادتان باشد. بنشینید و ذکرتان را بگویید. قرآن تان را بخوانید این را هم فراموش نکنید. قرآن خواندن را که می گویند در حالتی که خانم ها عادت هستند یا در بعضی حالت ها به آقایان می گویند کراهت دارد یعنی در این حالت ها ثواب کم تری دارد و کراهت به این معنی نیست که نکنید. یادتان نرود. کراهت دارد یعنی مکروه است و بهتر است انجام نشود. مورد کراهت است. در عبادت معنایش این نیست. معنایش این است که ثوابش کمتری است. یعنی آمادگی انسان برای جذب کمتر است. روایت بعدی: " عبدالله بن مسعود سئلت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم" می گوید از پیغمبر سؤال کردم. " ای الاعمال احب الی الله عزوجل" کدام عمل نزد خدا از بقیۀ اعمال محبوب تر است؟ " قال الصلوة لوقتها" نماز اول وقت نزد خدا از همه بهتر است. کسی که به ستون اهمیت می دهد بقیۀ چیزها هم برایش درست می شود. به ستون اهمیت می دهد یعنی وقتی خدا صدایش می کند می دود برای نماز. خدا هم کارهایش را راه می اندازد و کمکش می کند چه کارهای دنیایی و چه کارهای آخرتی. ابن مسعود ادمه می دهد: " قلت یا نبی الله ای الٲعمال ٲقرب الی الجنة. قال الصلوة علی مواقیتها" ابن مسعود می گوید کدام کار ما را به بهشت نزدیک تر می کند؟ پیامبر فرمود: نماز اول وقت.

باز فرمایش بعدی از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم است که فرمودند: " لا یَنالُ شفاعَتی غداً من ٲخرَ الصَّلوة المَفروضۀ بعد وقتها" فردای قیامت شفاعت من به کسی که نماز واجب را به تٲخیر می اندازد و به موقع نمی خواند نمی رسد. این خیلی تند است. من قبلا هم معنا کرده ام. خیلی تند است. چون پیامبر رحمة للعالمین است. توجه کردید. دلش هم نمی آید که بدون فرزندانش وارد بهشت شود. نه فقط پیامبر بلکه فاطمۀ زهرا سلام الله و بقیۀ ائمه نیز همینطور هستند. خیلی برایشان سخت است که یک شیعه را جا بگذارند. ولی می گویند ما اصلا به یک همچنین آدمی درروز قیامت توجه نداریم و شفاعت مان به این ها نمی رسد. پیامبر فرمودند: من شفاعتم را برای افرادی گذاشتم که گناهان کبیره کردند. یعنی ممکن است گناهان کبیره را ببخشند و حل شود و آن را درست کنند. حق الهی باشد٬ حق الناس باشد بالٲخره یک جوری درستش می کنند. ولی اگر کسی مشکل نماز داشته باشد درست شدنی نیست یعنی شفاعت بهش نمی رسد. این قدر این کار کار کثیفی است٬ آن قدر این کار زشت است. چون بی ادبی به خداست. خدا تو را صدا کرده و تو می گویی نمی آیم. خیلی این کار تند است. یعنی ما فکر می کنیم این کار کمی است. ممکن است یک زناکار را شفاعت کنند٬ همین طور مشروب خور هم ممکن است مورد شفاعت قرار گیرد ولی کسی که نماز اول وقت را نمی خواند ٬ بی ادبی این کار آن قدر زیاد است که از بقیۀ گناهان کبیره بیشتر است. بی ادبی این کار خیلی بیشتر است. رسما اذان می گویند و به کار دیگری می پردازد. خودش را به کری و نشنیدن می زند، انگار نه انگار که خدا دارد او را صدا می کند. می رود و به کارهای دیگر می پردازد، ادامه می دهد٬ این کار خیلی زشت و کثیف است. این قدر زشت است که حضرت می فرماید من شفاعت نمی کنم. این خیلی حرف دارد. رحمة للعالمین می گوید من سایر گناهان را شفاعت می کنم اما آدمی را که نماز را اول وقت نمی خواند شفاعت نمی کنم و اصلا با او کاری ندارم. چون او هم اصلا با من کاری نداشته. شفاعت یعنی چه؟ یعنی جفت شدن. خدا صدایت می کند که تو با او جفت شوی٬ بروی بالا. تو می گویی نمی آیم٬ نمی خواهم با تو جفت شوم. پس درواقع داری خودت را از شفاعت محروم می کنی. پیغمبر صدایت می کند که به بهشت بیای و تو می گویی نمی آیم. این شفاعت یعنی این. چرا به شفاعت نمی رسد؟ برای این که وقتی در دنیا موقع نماز می خواهند شفاعتت کنند٬ گناهانت را ببخشند٬ پاکت کنند و تو نمی روی پس محرم می شوی. در همان لحظه ای که به خدا می گویی نه و مقاومت می کنی٬ لجبازی می کنی٬ تنبلی می کنی و نمی روی٬ خودت داری خودت را محروم می کنی. او ٦ بار در اذان می گوید حیَّ٬ بیا تا تو را شفاعت کنم٬ بیا پاکت کنم٬ بیا نوازشت کنم٬ بیا مورد رحمتت قرار بدهم، تو می گویی نمی خواهم. عکس این در آخرت می افتد، چی می شود؟ محرومیت از شفاعت هست. شفاعت یعنی جفت شدن، همراه شدن. نمی روی همراه شوی چون در دنیا همراه شان نرفتی. قبلا هم عرض کردم٬ شفاعت آخرت بدون شفاعت دنیا معنادار نیست. باید اینجا مورد شفاعت قرار بگیری. اگر این جا خودت را از شفاعت محروم کنی آن جا هم شفاعت معنا ندارد که بخواهی مورد شفاعت قرار بگیری. خیلی دقت کنید که می گوید "لا ینالوا شفاعتی". به شفاعتم نمی رسد. اگر البته "لا تنالوا" بگویند، در بعضی از روایت ها " لا تنالوا" است. شفاعت فاعل آن است. اما اگر بگوید "لا ینالو" یعنی شخص به شفاعت نمی رسد. " لا ینالوا شفاعتی غداً مَن ٲخّر الصَّلوة المَفروضة بَعد وقتها" نماز واجب را بعد از وقت به تٲخیر بیندازد٬ تهدید از این تندتر داریم؟ از این وحشتناک تر چیزی تصور دارد که پیامبر رحمت للعالمین شما در قیامت داد می زنید٬ فریاد می زنید که به دادم برسید٬ کمکم کنید٬ نمی رسد. این شفاعت که نمی رسد به این معنا نیست که تو بروی پیغمبر را پیدا کنی بعد بگویی یا رسول الله دست من را بگیر، من بدبختم، بیچاره ام، بیا جان زهرا من را نجات بده. اصلا به پیغمبر نمی رسی و او را در آن جا نمی بینی. در آن حول و ولای قیامت او را نمی بینی که بخواهی بروی. اصلا به او نمی رسی٬ بهش نمی رسی که بخواهی از او شفاعت بخواهی. این بی ادبی های تو مانع می شود از این که در صحرای قیامت نتوانی خودت را برسانی. زمانی جلو می رسی که همه رفتند و کسی نیست که به دادت برسد. رحمت و شفاعت برای چه زمانی است؟ اول وقت است. وقتی خدا شما را صدا می کند که بیایید همان اول وقت به سمت خدا بدوید. ولی تو به خدا می گویی وقت ندارم٬ حال و حوصله ندارم. این که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: " ان اکثر الصیاح اهل النار من التسویف" بیشترین ناله ها و صیحه های جهنمی ها برای امروز و فردا کردن آن هاست یعنی تنبلی. امام باقر علیه السلام فرمود کلید همۀ بدی ها و بدبختی ها در تنبلی و بی حوصلگی است. همین تنبلی آدم را بدبخت می کند. یعنی جهنم معلول تنبلی است٬ معلول بی حالی است. اذان که می گویند نمی روی نماز بخوانی و آن را سبک می شماری و نمازت را عقب می اندازی و دیدی از وقت گذشت. زیرکی یعنی این که هر کاری داری رها کن و برو و خودت را برسانی به نماز. اگر جماعت بود٬ نمازت را به جماعت بخوان که جماعت واجب تر است. یادتان باشد نماز اصل به جماعت وصل شده. اگر کسی می تواند شرکت کند باید در نماز جماعت شرکت کند. اگر نشد، همان اول وقت به فرادا بخوان. بنابراین ما با همین تنبلی هایمان جهنمی می شویم و از شفاعت پیامبر محروم می شویم. یعنی واقعا هم همینطور است که به خاطر همین تنبلی وقتی صدایت می کنند نمی روی و از خیلی چیزها محروم می شوی. الآن بعضی از عزیزان می توانستند بیایند احیا ولی تنبلی کردند و نیامدند. شما آمدید به شفاعت هم رسیدید. به شفاعتی چی؟ پیامبر و آلش. به شب جمعه٬ به رحمت خدا٬ به مغفرت خدا می رسید٬ به محبت خدا می رسید٬ به این فرمایشات نورانی معصومین می رسید و این می شود شفاعت. اگر شما تنبلی می کردید و نمی آمدید٬ محروم می شدید. می توانستید به کوچکترین بهانه ای نیایید. آن وقت محروم می شدید. نباید بگذارید نفس تنبلی را به انسان تحمیل کند. باید بزنید به سرش و تحمیل و تلقین بکنی که نگذارد تو تنبل و تن پرور بار بیاورد. حالا شما نگاه کنید. برای همین خود پیغمبر هم ناراحت است٬ خیلی دلخور است٬ خیلی می ترسد٬ خیلی دلشوره و اضطراب دارد که روز قیامت بیاید و هیچ کدام از فرزندانش دستشان به او نرسد. خودش هم خیلی از این موضوع ناراحت است. شما ببینید وجود رحمة للعالمین٬ رسول خدا٬ این وجود نازنین٬ مهربان و لطیف٬ دلشوره دارد. دیدید یک پدری که فرزندش بی ادبی می کند موظف است که بچه را تنبیه کند٬ موظف است به بچه اخم کند٬ به بچه غضب کند٬ بعد در دلش مدام خدا خدا می کند که بچه یک همچین کاری نکند. آن وقت بچۀ نفهم٬ لجباز٬ متکبر و مغرور٬ یک دفعه وارد حریم پدر و مادر می شود. خیلی خدا خدا می کند که این صحنه اتفاق نیفتد ولی بچه این کار را انجام می دهد. آن وقت پدر مجبور می شود چه کاری انجام دهد؟ گاهی وقت ها دیدی خودش هم از روی ناراحتی این رفتار را می کند؟ لو می دهد٬ می گوید وادار نکنم یک کارهایی انجام دهم. مدام هشدار می دهد و این یعنی دوست ندارم یک همچین صحنه ای اتفاق بیفتد و نگذارید بشود. ولی یک آدم لجباز و عنود این کار را می کند و کار را خراب می کند و به این خرابکاری اصرار می کند تا به قهر می رسد، به گرفتاری می رسد. خود آدم لجبازی می کند. شخص نمی خواهد اینطور شود ولی می بیند طرف مقابل دارد لجبازی می کند و این کار خیلی زشت است. در روابط زناشویی٬ پدر و فرزندی٬ مادر و فرزندی٬ دو برادر٬ انسان باید حواسش را جمع کند٬حریم ها را یک جوری نگه داریم که کار بیخ پیدا نکند و از این که بیخ پیدا کند فرار کنیم. پیامبر می داند که اگر شما نماز اول وقت نخوانید دستش به تو نمی رسد. هشدار داده است. موقعی هم که قرار است به رحمت خدا برود٬ امام صادق علیه السلام هم همینطور بود، حمیده سلام الله همسر بزرگوار حضرت می گوید ایشان همۀ ما را در یک حالتی جمع کردند. یک حالتی از امام را می گوید٬ می گوید ندیدید امام چه کار کرد. پرسیدند چه کرد؟ گفت داشتند جان می داد و بعد گفت همه را جمع کنید. وقتی همه جمع شدیم گفتیم چه می خواهد بگوید که فرمودند ما فردای قیامت کسی را که نماز را سبک بشمرد شفاعت نمی کنیم و از دنیا رفتند. این قدر حضرت دلشوره داشته، پیغام این جوری به ما داده. ببینید یعنی در آخرین لحظه مهمترین کلام انسان از دهانش خارج می شود. مهمترین کلام و سفارش انسان در لحظات آخر از دهان خارج می شوند. حالا شما فکر کنید دیگر مهمتر از این چه می تواند باشد که امام صادق علیه السلام در آن لحظات که داشتند جان می دادند همه را صدا کرده و این مطلب را به آن ها گوشزد می کنند و از دنیا می روند. چقدر حضرت٬ دلشوره داشته٬ چقدر اضطراب و ناراحتی داشته که مبادا یک شیعه ای از شفاعت ما محروم شود . مبادا فردا من به عنوان یک پدر ناراحت شوم٬ در بهشت غصه دار بروم٬ بدانم که فردا فرزندانم جا ماندند و دستشان به من نرسیده در حالی که خودشان این کار را کردند٬ خودشان٬ خودشان را محروم کردند و حق شان این است که این جوری شوند. فرزندی که نسبت به پدرش بی ادبی می کند آن پدر که نمی تواند به صورت فرزندش بخندد٬ باید او را تنبیه کند. پدر دوست ندارد فرزندش را تنبیه کند ولی وظیفه اش هم هست، باید هم تنبیه کند. ولی خوب پدر ناراحت است از این که اینجوری هست. یک کسی بگوید اگر ناراحت هست تنبیه نکند. نمی شود. تنبیه نکند سازندگی صورت نمیگیرد. شخص باید جهنم برود. به قول حضرت زهرا سلام الله علیها بعضی از شیعیان ما ٣۰۰۰۰۰ هزار سال در جهنم می مانند تا مورد شفاعت قرار گیرند. شوخی بردار نیست. حالا شما ببینید پیغمبر چه جور سخن گفته. انسان واقعا گریه اش می گیرد برای پیغمبر. یعنی یک وجود رحمة للعالمین به آن مهربانی این دلشوره را دارد و بعضی از ما اینقدر بی شعوری می کنیم٬ نادانی می کنیم، با این کارهایمان پیغمبر را می رنجانیم. می گوید اگر گناه کبیره کرده بودی مثل زنا یک کاری می کردم٬ مشروب خورده بودی می توانستم کاری برایت انجام دهم٬ یا اگر آدم کشته بودی می شد کاری کرد ولی این کار اصلا شدنی نیست. امکان ندارد که شفاعت تعلق بگیرد٬ اصلا شدنی نیست. دقت کنید که چقدر کلام تند است. حالا پیغمبر اینطور می گوید٬ آدم واقعا به گریه می افتد برای یک همچین وجودی. " ان اَخوَف ما اَخاف علی اُمَّتی" از بیشترین چیزی که برای امت خود می ترسم این است که نماز را از وقت خودش به تٲخیر بیندازند. " تٲخیرهم الصلوة عن وقتها" پیغمبر را نترسانید. یعنی فرزندان بی ادب و جسوری نباشیم که دل پیغمبر را بلرزانیم. پررویی نکنیم چون خیلی زشت است و آدم نباید گستاخی کند. می گوید من می ترسم این کار را نکن. ناراحت می شوم. چون وقتی نماز را به تأخیر بیندازند به محرویت از شفاعت می افتند. خیلی قساوت قلب می خواهد که خدا انسان را صدا کند و انسان در جواب بگوید من نمی آیم. خدا می گوید بیا می خواهم تمام گناهانی را که از صبح تا به حال انجام دادی ببخشم٬ وقت می رود ولی انسان نمی رود تا نمازش را بخواند. ٤ بعد از ظهر نماز خواندن خیلی قساوت می خواهد. یعنی واقعا آدم بی اعتقادی است٬ واقعا بی معرفتی است. خیلی قساوت قلب می خواهد که انسان چنین کاری انجام را با خودش انجام دهد و هم با رسول الله. اگر کسی این قدر به خودش اهمیت نمی دهد لااقل دلت برای پیغمبر بسوزد٬ لااقل حرمت دل پیغمبر را داشته باشد، او را نترسان و ناراحتش نکن. بعضی بچه ها اینطوری هستند که می گویند خیلی دوست داریم بیرون باشیم و عشق مان این است که با رفقا بیرون برویم و بگردیم ولی چه کار کنم مادرم ناراحت می شود، بد است ناراحتش کنم، بابام ناراحت می شود اینقدر معرفت دارد، پدر و مادرم ناراحت می شوند، این کار را انجام ندهم. پدرم وقتی ناراحت می شود دیگر لطفی ندارد. مامانم ناراحت شود چه لطفی دارد. مامانم که ناراحت شود واقعا نامردی است. نمک نشناسی است. مادری که ما را بزرگ کرده٬ برای ما زحمت کشیده حالا خیلی نامردی است که بخواهیم این کار را بکنیم. این کار را نمی کند. جلوی خودش را می گیرد و می گوید مادرم ناراحت می شود. وقتی بابام ناراحت می شود چرا این کار را بکنم. ممکن است کار خوبی هم باشد و خوشمان هم بیاید ولی آن کار را انجام ندهیم. بابام می گوید من از این لباس پوشیدنت خوشم نمی آید خوب نپوش. چه اصراری دارم که وقتی بابات از این لباس خوشت نمی آید تو او را بپوشی و ناراحتش کنی؟ نکن. می میری! پدر حرمت دارد. بگو پدر دوست دارم به خاطر حرمت تو، چشم، این کار را نمی کنم. با این که خوشم میاد این کار را بکنم ولی نه وقتی او خوشش نمی آید من هم نمی کنم. اصلا قاعدۀ محبت و ادب همین است. اگر من شعورم نمی رسد و نسبت به خودم رحم ندارم لااقل به پیغمبر توجه کنم که او از این کار بدش می آید و می ترسد از این که تو چنین کاری را بکنی. به تو می گوید نکن. یعنی چه؟ یعنی باید حتما پیغمبر الآن بیاید. همین الآن هست. همین الآن دارد می گوید. من از کلام پیغمبر دارم برایت می گویم. حالا شما امشب به خانه هایتان بروید٬ رسول خدا نشسته و این حرف را بزند و برود. بگوید عزیزم، پسرم، دخترم این کار را نکن. می ترسم. تو این کار را نکن. چه می گویی به پیغمبر؟ یک کلام بهت بگوید. باز این کار را ادامه می دهی؟ یعنی اینقدر نمک نشناس٬ بی وفا٬ نفهم٬ اینقدر آدم بی ادب. خوب نکن. به خاطر من نکن. این حرف معنایش این است. اگر خاطر من برایت عزیز است برای خاطر من این کار را نکن. اگر این کار را نکنی، دوستت دارم. اگر این کار را نکنی ازت خوشم می آید.

انسان چقدر باید بدبخت باشد که یک همچین چیزی را از دست بدهد. چقدر باید بیچاره باشد. چقدر گستاخ و بی ادب باشد که چنین کاری را بکند. حالا شما ببینید ما تا به حال چقدر پیغمبر را ترساندیم و اذیتش کردیم. "ان اخوف ما اخاف علی اُمَّتی تأخیرهم الصَّلوة عَن وقتها و تعجیلهم الصلوة عَن وقتها " این که چه کار کنند٬ پس و پیش کنند نماز را از وقت خودش، یعنی جلوتر از وقت و یا بعد از وقت خودش بخواهند بخوانند. نه درست سر وقت خودش بخوانید. مثلا مقام معظم رهبری و تقریبا اکثر مراجع می گویند بعد از اذان صبح نماز نخوانید. صبر کنید ٧- ٨ دقیقه بعد بخوانید. بعضی از عزیزان تا ٢٠ دقیقه هم گفته اند که نماز را ٢٠ دقیقه بعد از اذان بخوانید. اما می خواهم بخوابم حال ندارم. بگذار زودتر تمامش کنم. تا اذان را می گویند نمازش را می خواند. از نظر فقهی اشکال دارد شما نباید نماز صبح را اینطور نخوانید باید چند دقیقه ای صبر کنید. شما به جای آن کار می توانیددو رکعت نماز نافلۀ صبح را بخوانی و این خیلی ارزش دارد. آنهایی که عذر ندارند مشکل ندارند بخوانند. ثوابش خیلی زیاد است. خیلی خیلی ارزش دارد. دو رکعت قبل از نماز صبح اذان گفتند پاشو برو زود نماز بخوان. مراجع اجازه ندادند. بعضی از مراجع را در قم می شناسم که حتی ٢٠ دقیقه بعد نماز می خوانند. پس وقتی می گوید جلوتر نخوان، یعنی وقتش همین است. صبر کنید. می گوید از نظر فقهی حدود ٧- ٨ دقیقه بعد از اذانی که رسما اعلام می شود واقعا می توانیم یقین کنیم که وقت نماز داخل شده. اگر روزه باشد باید زودتر امساک کنی؛ اما اگر نماز باشد می گوید یک مقدار دیرتر بخوان. مرجع تقلید می گوید، فقیه و کارشناس دارد با تو صحبت می کند، آدم فاسق و فاجری که نیست٬ با خدا هم لج ندارد می گوید وظیفه این است. می گوید نه من خوابم می آید بگذار زودتر انجام دهم. این بد است. پیغمبر می گوید من از این هم می ترسم که شما یک موقع بی وقت زودتر شروع کنید و بخواهید بخوانید. بگذارید وقت داخل شود بعد. من دیدم به بعضی ها می گویم آقا نخوان می گوید ول کن بابا بگذار بخوانیم. من می خواهم بخوابم. ماه رمضان دارد روزه هم می گیرد ولی با اینطور نماز خواندن نمازش را خراب می کند٬ ستون دین را خراب می کند. آقا تحمل کن. دو رکعت نماز نافله بخوان٬مگر عجله داری بروی پیش خدا٬ مگر از خدا بدت می آید؟ چرا اینقدر عجله داری؟ صبر کن عزیزم. دو رکعت نماز نافله بخوان تا چند دقیقه ای بگذرد بعد هم بایست و با آرامش اذان بگو. بعد یک مقدار دعا بخوان بین اذان و اقامه (دعا بین اذان و اقامه مستجاب است) بعد اقامه را بگو. آن وقت دیگر یواش یواش وقت می رسد و نماز صبح را بخوان. پس هر دوش بد است٬ چه تٲخیر انداختن نماز و چه تعجیل در وقت نماز. این حس هم حس غلطی است و هم خطرناک.

روایت بعدی باز از نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم: "اذا انزل الله آفة من السماء عوفی منها حملة القرآن و رعاة الشمس ای الحافظون لاوقات الصلوة و عمار المساجد" هر وقت خداوند می خواهد آفتی را از آسمان بفرستد یا بلایی را نازل کند می گوید چند نفر در ایمنی هستند. یکی اهل قرآن ، کسانی که واقعا با قرآن انس دارند و حق قرآن را هم می شناسند. " حملة القرآن" اهل قرآن. یکی کسانی که مراقب خورشیدند "رعاة الشمس" نگهبان خورشیدند یعنی افرادی که مواظب وقت نماز هستند. کسانی که عادتاً ذاتا آدم هایی هستند که ظهر مغرب و عشا حواسشان به وقت اذان هست. ساعت ١١ به بعد دلشوره چی را دارند؟ و چندین بار به ساعت شان نگاه می کنند که یک موقع اذان نشده باشد و این ها غفلت بکنند. آدم هایی که مراقبند این گونه اند. می گوید این آدم ها چون به امر خدا این قدر اهمیت می دهند که مبادا اذان شده باشد و این ها از روی غفلت در کار دیگری باشند، چیه؟ این جور آدم ها و گروه سوم چه کسانی هستند؟ کسانی هستند که اهل آبادانی مساجد هستند " عُمّار المساجد" مسجد ساز هستند. دنبال ساخت و آبادانی مساجد و آباد کردن مساجد هستند. می گوید این سه گروه از بلایای آسمانی در امان هستند. اگر آفتی بیاید٬ اگر بلایی بیاید٬ اگر نقمتی بیاید٬ بخواهد بیماری خاصی بیاید خداوند این سه گروه را در امان نگه می دارد. چون این ها خیلی مراقب هستند. آدمهای جدی هستند و بلا به این ها نمی رسد.

روایتی هست که قبلا برایتان جلسۀ گذشته خوانده ام باز هم می خوانیم. این روایت از نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم است. " کنا مرةً رُعاة الابل فصِلن الیوم رعاة الشمس" می گوید ما یک زمانی مراقب شترها بودیم که یک شتر این طرف و آن طرف نشود، الان شکر خدا به جایی رسیدیم که مراقب خورشید هستیم. نگهبان خورشید شدیم. یعنی مواظب وقت نماز هستیم. این خیلی شرافت دارد. ببینید بین دو نفر آدم که یکی دغدغه اش این است که الآن خدا مرا صدا کند برسم جواب بدهم. شما فرهنگ را نگاه کنید. می گوید اگر خدا مرا صدا کرد یک موقعی نه نگویم٬ بی حوصلگی نکنم٬ تنبلی نکنم٬ آدمی که خدا را جدی گرفته٬ ابدیت و خودش را جدی گرفته است و این آدم شخصیت دارد٬ شخصیت انسانی دارد٬ آدم با کرامتی است. خیلی فرق است بین یک آدم این جوری که مراقبت های این طوری دارد تا یک آدمی که مراقبت های دنیایی دارد نسبت به مسایل دنیایی اش.که یک موقع مثلا غذایش دیر نشود و شکمش گرسنه بماند٬ شهوتش دیر نشود٬ دنیایش دیر نشود و به تٲخیر نیفتد. مراقب مراقب چه هستید. شخصیت از همان معلوم می شود. ببین به چه چیز بیشتر رقابت داری٬ نسبت به چه چیزی مراقبت داری٬ دلشوره داری، نگهبان چه چیزی هستی؟ قیمت آدم را می رساند. دلشوره های آدم ها٬ شخصیت شان از نوع دلشورهایشان مشخص می کند. یک کسی می گوید من این سفر را نمی روم٬ این حرکت را نمی کنم. برای این که من می دانم به نمازم لطمه می خورد. شخصیتش خیلی بزرگ است که می گوید من نمی خواهم رابطۀ بین من و خدا خراب شود. این کار اقتصادی را نمی کنم، سر این شغل نمی روم چون در این شغل دلشوره می آید، نمی گذارد من نماز اول وقت بخوانم، نماز جماعت بخوانم٬ از مسجد و از هیئت می افتم. این شغل را نمی خواهم٬ یک شغل بی دردسرتر. کمتر هم می خوریم ولی در عوض برای همیشه پیش خداییم. به نمازم می رسم، به مسجد می رسم، راحت. ولی یک کسی را می بینی که در انتخاب شغل٬ انتخاب رشتۀ تحصیلی٬ انتخاب همسر کند اصلا این ها برایش مبنا نیست. یک دفعه می بینی دست به یک انتخابی می زند٬ وارد یک خانواده ای می شود که بعد می داند اگر وارد این خانواده شود خیلی از چیزهایش را هم از دست می دهد. ولی برایش مهم نیست که از دست بدهد. مهم نیست. می داند اگر این رشته را انتخاب کند در این رشتۀ تحصیلی اضطراب به سراغش می آید٬ آلودگی شغلی پیدا می کند٬ آلودگی چشمی پیدا می کند٬ آلودگی های قلبی پیدا می کند٬ می رود سراغ آن کار٬ می گوید پولش مهم است. پول دارد٬ نان و آب دارد. می گوید آقا این شغل ممکن است پول زیادی داشته باشد اما می دانی تو همه چیزت را از دست می دهی.

یک بنده خدایی بعد از جنگ بچه خیلی خوبی بود. در دوران جنگ هم روحیات خوبی داشت. بعد از جنگ یواش یواش مادی شد. یک موقعی آمد به من گفت که من می خواهم درس های دانشگاهم را رها کنم و بروم سراغ یک شغل آزاد. گفتم شغل آزاد بد نیست. اتفاقا در حدیث داریم که برکت ده قسم است که نه قسم آن در تجارت است. ولی کی تجارت بکند. ظرفیت می خواهد. گفتم این کار را نکن. تو بری، می افتی به کارخانه بازی واین کارها، روحیه ات خراب می شود. گفت نه. همین شد و افتاد به کارخانه بازی و بعد جدا شد و بعد هم ورشکست شد٬ بعد از ورشکستگی هم افتاد به کارهای دیگر و در حرام افتاد و بعد دروغگویی و کلاهبرداری و همین چیزها.

این شغل چه فایده ای دارد؟ به چه درد می خورد. شغلی که قرار است تو را از نماز بیندازد مفت نمی ارزد. حتی اگر درآمد خوبی داشته باشد٬ پول هم باشد٬ رفاه هم باشد٬ این شغل به چه درد می خورد؟ ارزش ندارد. بقیه اش بماند برای بعد.

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.