جلسه 011 - نقش فرشتگان در اداره عالم
شماره جلسه
11
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1387
ماه
12
روز
3
متن کامل (خام) ‌ جلسه 011 - نقش فرشتگان در اداره عالم

فراز نهم هست از دعای سوم: «وَ السَّفَرَةِ الْكِرَامِ الْبَرَرَةِ وَ الْحَفَظَةِ الْكِرَامِ الْكَاتِبِينَ وَ مَلَكِ الْمَوْتِ وَ أَعْوَانِهِ وَ مُنْكَرٍ وَ نَكِيرٍ وَ رُومَانَ فَتَّانِ الْقُبُورِ وَ الطَّائِفِينَ بِالْبَيْتِ الْمَعْمُورِ وَ مَالِكٍ وَ الْخَزَنَةِ وَ رِضْوَانَ وَ سَدَنَةِ الْجِنَانِ».

در اینجا در فراز نهم حضرت از ملائکه مادی و عالم ماده خارج می شد و توجهش را به فرشتگان عوالم بالاتر معطوف می کند که دسته ای از این فرشته ها را امام سجاد (علیه السلام) از خدا می خواهد که درودش را بر آنها بفرستد « وَ السَّفَرَةِ الْكِرَامِ الْبَرَرَةِ».

« (خدایا به آن دسته از فرشتگان از ملائکه) که دارای کرامت و نیکویی بوده و نیز نویسندگان کرام که هرگز اشتباه نمی کنند و ملک الموت و دستیاران او و دو فرشته ی سوال کننده ی در قبر و فرشته ای به نام رومان که قبور را می شکافد و آنان که در بیت المعمور طواف می کنند و آنان که مالک دوزخ و خازن های جهنم و رضوان خدمتگزاران در بهشت هستند درود بفرست».

این دسته ملائکه، ملائکه ای هستند که برخلاف ملائکه دسته ی قبل که با درخت و گیاهان و باران و برف و سیل و رعد و برق و اینها سر و کار داشتند اینها جنبه های معنوی انسان و با جنبه های مجرد ما و عالم کار دارند.

شرح را می خوانم قسمتهایی که لازم باشد من توضیح بدهم «دسته ی دیگر ملائکه واسطه هایی هستند که نازل می گردند به همراه خود چیزهایی دارند که جملگی به صلاح و مصلحت مردم است. اینان در ماموریت های خود حامل هدایا، نعمتها و برکات بسیارند و هر رفت و آمد و آنان پیامد های نیک عافیت و سلامتی را بدنبال دارد».

کلا هر خیری که به ما نازل می شود توسط ملائکه نازل می شود. جلسه ی گذشته عرض کردیم که خداوند تبارک و تعالی این عالم را ریاضی خلق کرده، عالمی است که با قدر و قدر و اندازه سر و کار دارد، عالم بالاتر از عالم ماده که عالم ملکوت هست و اداره کننده ی این عالم هست آن هم یک عالم ریاضی هست و تقدیرات خودش را به اندازه های مختلفی به دنیا میدهد. فیض های خودش را به اندازه های مختلفی به دنیا می دهد اگر بخواهیم این مسئله را متوجه شویم مثل رابطه ی دنیا با رحم مادر هست. همان نسبت خودمان. ببینید جنین در رحم مادر باید تشکیل بشود، بزرگ بشود، رشد کند و به تناسب دنیا شکل بگیرد، خوب دقت کنید حالا این اگر قرار باشد تکثیر بشود و غذا بخورد و به تناسب دنیا شکل بگیرد این هر نوع دریافتی را از رحم نمی تواند بکند. باید دریافت خاصی را از مواد آن هم به شیوه ی خاصی دریافت بکند که هم ایجاد بشود هم تکثیر بشود و هم به شکل دنیا در بیاید به شکل موجودی که ما برای دنیا نیازش داریم در بیاید لذا در دنیا کمالات خیلی زیاد است اما آنچه را که به رحم می دهد با یک ریاضیات ویژه و با یک تقسیم بندی و سیستم ویژه می دهد به رحم که جنین همانها را فقط دریافت می کند چیزهای دیگر را دریافت نمی کند همانها را دریافت می کند آن نطفه تا یواش، یواش بشود علقه، بشود مضغه، و بعد یواش، یواش بیاید بالاتر کامل شود بعد روح دریافت بکند و قسمتهای دیگر بزرگ بشوند و تربیت پیدا کنند.

در رابطه ی رحم دنیا و برزخ هم همین طور هست. مثل رابطه ی رحم مادر با دنیاست. یعنی کمالات کل در دنیا هست. جزئی اش را، مقدارش را، به طور مشخص با اندازه های معین می دهد به نطفه. می دهد به نطفه به اندازه ای که آن نطفه ظرفیت دریافت دارد. برایش خوب است. برای همین هم وقتی شما ببینید یک کسی دو قلو یا سه قلو حالا پنج قلو و ده قلو هم داشتیم ما، اگر یک کسی باردار باشد می بینید که به هر کدام از آن جنین ها فیض جداگانه می رسد. به هر کدام از آن نطفه ها فیض جداگانه می رسد. اینطور نیست که آن فیض اگر که مثلا دومی و سومی و چهارمی در رحم نبودند به اولی می رسید، نه. به اولی همان اندازه ی خودش دریافت کرده، دومی هم اندازه ی خودش دریافت می کند.

عالم برزخ به اندازه نیازی که در عالم ماده وجود دارد، رحم ماده است فیضان می کند و فیض خودش را به دنیا می دهد. اما همه ی فیض نیست. چون دنیا مثل رحم که ظرفیت ندارد همه کمالات و بزرگی ها و اندازه ها و قدرتها دنیایی را دریافت بکند. کوچک است دیگر. رحم یک جای بسیار بسیار کوچک است. اصلا قابل مقایسه با بزرگی دنیا نیست. دنیا هم یک رحم بسیار بسیار کوچک است نسبت به برزخ. قابل این نیست که تمام قدرتها و تمام کمالات برزخ را دریافت کند، پس اصل و خزینه در کجاست؟ اصل و خزینه هر کمالی در کجاست؟ در برزخ. می فرماید: سوره آیه قرآن هست «ان من شیء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم». هیچ چیزی وقتی می گوید هیچ چیز یعنی شما دست رو هر چیزی که بگذاری؛ هر چیز اتم، الکترون، نوترون، پروتون، رنگ، زیبایی کمالات، علم، دانش، سرعت، قدرت، هر چی که شما بگویید، دست روی هر کمالی بگذارید می گوید "انّ من شیءالا عندنا خزائنه"، خزائن آن چیز دست ماست "و ما ننزّله الا بقدر معلوم".

ما نازلش نمی کنیم آن را مگر به اندازه های معین. همانطور که در دنیا به اندازه های معین و ریز شده داده می شود به رحم به جنین داده می شود تا جنین بتواند شکل بگیرد و تولد پیدا کند، عالم برزخ و عالم مثال هم به اندازه های ریاضی مشخصی به دنیا فیض می رسانند. یعنی آب، زیباییها، کمالات، قدرتها، نور هر چی که شما هست، بعضی از مصادیقش در دعاهای قبل خواندیم. در دعاها و فراز های قبلی خواندیم.

می گوید ما به قدر معلوم می فرستیم به دنیا. حالا هر چیزی که از کمالات در این دنیا هست که ما نمی توانیم حسابش بکنیم که چقدر است در همین دنیا، هر چی که می آید به اندازه و قدر معین خدا می گوید نازل می کنیم، اما هر چیزی هم که می آید به وسیله فرشته ها می آید. یعنی فرشته ها هستند که آن را چی کار می کنند، این نزول را انجام می دهند. یعنی محاسبات ریاضی که باید انجام بشود تا از برزخ مجردات بیایند در عالم ماده و ماده بشوند یا این که حضور مجردی داشته باشند و اداره کننده باشند یا هر کار دیگری "فالمدبرات امرا".

سوره ی قرآن، آیه قرآن است، "فالمدبّرات امرا" پس تدبیر کننده ی امور هستند اینها، همه چیز اندازه ها و رقمهایش توسط فرشته ها انجام می شود. لذا اینجا وقتی صحبت از نزول می کند، می گوید به همراه خود هر خیری را می آورند اینطوری هست که از عالم مثال هر خیری که قرار است بیاید هر کمالی که قرار است بیاید توسط فرشتگان می آید.

«از آنجا که این دسته از فرشتگان معصوم و بدون خطا و مطیع محض حضرت خداوندی هستند صفت برره به آنها اطلاق گردیده»، برره یعنی چی، جمع بر هست، یعنی نیکوکاران. نیکها، «یعنی اینان از کرامت و فضیلت و نیکی بسیاری برخوردارند.» خیلی مسئله مهم است که خداوند تبارک و تعالی اسم اینها را این طوری گذاشته وَ السَّفَرَةِ الْكِرَامِ الْبَرَرَةِ می بینید اینجا آیه قرآن هم هست. از آیه اخذ کرده این را آورده اینجا، «یعنی اینقدر نیک اند، سراسر وجود این فرشته ها خوبی و نیکی هست». اصلا ذات شان، سراسر وجودشان زیبایی هست، کمالات هست مهربانی هست، اینقدر خوبند که خدا از آنها اینگونه تعریف می کند. اینقدر خوبند که خدا اینها را این طوری معرفی می کند. «چنانچه در قرآن کریم نسبت به آنها صفت کرام برره نیز آمده سوره ی عبس آیات 16-13 فی صحف مکرمه، مرفوعه مطهره، بایدی سفره، کرام برره، دسته ی دیگر از این فرشتگان کاتبان اعمال آدمیان می باشند که تمامی افعال و رفتار آنان را محفوظ می دارند. آنان در قیامت متنی را به دست افراد می دهند تا قرائت کنند متنی که آنچنان با دقت نگاشته شده که خود انسان تعجب می کند و می گوید یا ویلتا ما لهذا الکتاب. این چه کتابی به من دادید؟ این چه نوشته ای است؟ لایقادر صغیره و لاکبیره الا احصاها. یعنی شما هیچ صغیر و کبیری نیست مگر در اینجا حساب شده یعنی شما کوچکترین حرکت تان آنکه در قرآن می گوید، يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ که -هفته ی قبل مثال زدم- آن را هم حساب می کنند. یعنی کوچکترین چیزی که به ذهن آدم خطور می کند، به ذهن آدم، همین جور می آید، یک لحظه می آید خطور می کند، حتی خوابهای آدمها را، ممکن است شما الان خوابتان یادتان نباشد، خوابی که دیدید یادتان نباشد اما تمام خوابها تصویرش در روح هست.

یعنی آثار خودشان را در روح می گذارند. با تمام جزئیات خوابها که آمده سراغ ما ثبت می شود، هیچ چیز نیست که ثبت نشود. خاطرات، سوء ظنها، ظنها، ظنهایی که به سوء تبدیل نشده، ظن می آید در ذهن آدم گمان است دیگر، گمان است، گمان می آید، حالا گاهی وقتها خوب است گاهی وقتها چی هست؟ بد است، گمانهای خوب، گمانهای بد، هر چی که شما فکر کنید در نفس ضبط، در نفس ثبت می شود و مطلقا نابود نمی شود، به هیچ وجه تا قیامت و بعد از قیامت نابود نمی شود مطلقا.

این چه کتابی است که همه چی را دارد؟ خیلی جزئی دارد! خیلی جزئی دارد. ریز، ریز، ریز برای دقیقه ها و ثانیه ها دارد، برای خواب دارد، ببینید شما لحظه ای که خوابیدید یک چیزی خطور کرده، یک چیزی دیدی همه را ثبت می کند در صحیفه ی نفس، اصلا ما الان از نظر شخصیتی مجموعه ی همان گذشته ی خودمان هستیم دیگر. همه ی آن چیزی که دریافت کردیم از طریق حواس پنج گانه اعم از خوبیها و بدیها، فکرهای خوب، فکرهای بد، هر چه که دریافت کردیم ما این هستیم الان. الان ما این هستیم که نشستیم اینجا. و وجدوا ما عملوا حاضرا. می گوید هر کاری که انجام دادند همانجا حاضر می بینند آن را. وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا. اگر فرصت بود اینها را باید خیلی تو بحث نسبت کار کنیم تا این مقدار این ها را بیشتر درک کنیم که می فرماید: گزارش عمل را نمی بینند بلکه چی را می بینند ما عملوا را می بینند یعنی خود عمل را می بینند خود عمل را می بینند نه گزارش عمل را که بگویند تو حالا ریز این کار را کردی. نه. خود اعمال انسان آنجا چی می شود؟ ظهور و تجسم پیدا می کند.

«در آیه کریمه ی دیگری می خوانیم: "وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ* كِراماً كاتِبِينَ" حتما، حتما وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ شما حافظ دارید، حافظ به معنای محافظ هم هست. چون در جای دیگری در قرآن می فرماید که شماها محافظ دارید. فرشته هایی له فعقبات همراه تان همیشه هستند جلو، عقب در محاصره ی فرشته ها شما هر وقت حرکت می کنید جایی به همراه فرشته ها و همراهان خودتان این طرف، آن طرف می روید که هم حفاظت می کنند، هم یادداشت می کنند، هم ثبت می کنند همه چیز را، كِراماً كاتِبِينَ، نویسندگان اهل کرامت.

«در سوره ی ق آیه 18 می فرماید: «إِذْ يَتَلَقَّي الْمُتَلَقِّيانِ عَنِ الْيَمينِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعيدٌ». دو مامور دقیق در طرف راست و در طرف چپ به مراقبت نشسته اند»، این هم هست، مراقبت «و در روایت از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود: استعبدهم الله بذلك و جعلهم مشهودا علي خلقه ليكون العباد لملازمتهم اياهم اشد علي طاعه الله مواظبه و عن معصيته اشدّ انقباظا. خداوند ایشان را بنده ی خود گرفت و ایشان را در خور ذکر برای خلق خویش قرار داد تا آنکه بندگان بواسطه همراهی ایشان بر اطاعت خدا محکمتر باشند و بر معصیت و نافرمانی خداوند بیشتر خود را بگیرند». یعنی اشدّ انقباظا یعنی چی؟ یعنی زود خودشان را جمع می کنند، وقتی می بیند آدم یک نفر پیشش هست، معمولا ما گناه را کی می کنیم؟ آن وقتی که خلوت باشد. اگر کسی باشد گناه نمی کنیم دیگر.در جمع که آدم گناه نمی کند. در خلوت گناه می کند. در جمع اگر قرار باشد گناهی کند در جمع انسان خودش را چی کار می کند؟ جمع می کند. می گوید بابا من فرشته ها را فرستادم که دیگر برای شما جمع و خلوت نداشته باشد همیشه بتوانید انقباض داشته باشید همه جا حواستان باشد که این هست خودت را جمع کن. می گویند دست و پایت را جمع کن اصلا اصطلاح این که دست و پایت را جمع کن یعنی منقبض کن خودت را. انقباض داشته باشد انسان.

می گوید خدا این ها را فرستاده که هم به اصطلاح محکمتر در عبادت خدا باشند، محکمتر در عبادت خدا باشند یعنی چی؟ انسان وقتی که دو تا فرشته همراهش باشند چند تا فرشته همراهش باشند، از یک نشاط و قدرت بیشتری برخوردار هست. از یک توان بالایی برخوردار هست،به همراه فرشتگان. اگر یادتان باشد در بحث مهرورزی و بحث اطاعت راجع به روح جمعی صحبت کردیم. انسان یک موقعی هست خودش کسل است ولی وقتی جمع هستند دارای چی می شود؟ دارای روح جمعی می شود، روح دیگران هم درش اثر می گذارد. قدرت پیدا می کند، به نشاط می آید، به هیجان می آید، ممکن است خودش حال نداشته باشد می رود یک جایی می بیند هم با حال هستند از آنها حال می گیرد. قدرت می گیرد در آن جمع. خودش باشد ممکن است خسته باشد کسل باشد، نتواند ولی در جمع، ریا کاری هم نیست، این قدرت روحی هست. روح جمعی هست که در انسان اثر می گذارد و انسان را قدرتمند می کند. شادی می آورد، نشاط می آورد، برای انسان خیلی مهم است. می گوید اگر انسان بداند به به!

چقدر قشنگ است می گوید اگر انسان بداند که هر وقت می خواهد نماز بخواند فرشته ها همراهش هستند، می گوید اصلا مومن وقتی می آید نماز بخواند فرشته ها به او اقتداء می کنند. جالب اینجاست می گوید اصلا همراهش هستند همراهش هستند و همراهش هستند، انسان اگر همیشه این را بداند یعنی تمرین کند این را خدا رحمت کند مرحوم میرزا را‍.

میرزا جواد آقا می گفت: صبحها که از خواب بلند می شوند به فرشته هایی که همراه تان هستند سلام بدهید، اذان صبح که اینها می آیند و مغرب، مغرب هم که این دو تایی که صبح آمدند می روند دو تای بعدی می آیند، به اینهایی که آمدند به اینها چی کار کنید، سلام کنید، با اینها ارتباط داشته باشید، انسان اگر این را هی محافظت کند، هی تمرین کند، خیلی جاها کمکش می کند و در تنهایی ها بخصوص خیلی برای انسان کمک هستند. خیلی در تنهایی ها می تواند به کار آدم بیاید، ماها چون معمولا ادراک مان ضعیف است خیلی وقتها می گوییم، شانسی این طوری شد، تصادفی این طوری شد، درواقع شانس و تصادف ما نداریم.

مثلا می گوید نگاه کن، اگر من اصلا حواسم نبود نزدیک بود مثلا من تصادف کنم، نزدیک بود فلان چیز برود توی پایم، نزدیک بود فلان چیز، مثلا چاقو برود به شکمم، نزدیک بود مثلا فلان میخ چشمم را درآورد، بعد دقت نمی کنم، که خیلی جاها این محافظ هستند یعنی فرشتگان هستند که در واقع بلا را از ما دفع می کنند از بچه ها دفع می کنند، شما بچه ها را نگاه کنید چقدر کارهای شیطنت آمیز خطرناکی می کنند،‌ یک دانه از آن سقوط هایی که بچه ها می کنند اگر یک دانه اش را ما کنیم دست و پای مان می شکند داغون می شویم ولی بچه ها را نگاه کنید همین طوری دائما در شیطنت های خودشان هستند هیچ طوری شان هم نمی شود.

«اما نکیر و منکر دو ملکند که از منکرات یعنی شناخته نشده ها سوال می کنند، اما برای مومنین بشیر و مبشر مامور می شوند. در دعای رجبیه آمده که "ارعینی مبشرا و بشیرا و اعوذبک منکر و نکیر"». در جاهای دیگر دارد که اینها را به من نشان بده و نکیر و منکر را از من چی کار کند؟ دور بکن، که راجع به گناهها و چیزهای دیگر سوال می کنند، و بشیر و مبشر نه، بشیر و مبشر وقتی می آیند، در مورد بشارت میدهند به انسان در واقع، دائما بشارت می دهند و یکسره مژده می دهند و انسان را آماده می کنند. واقعا چه نعمت عظیمی است که انسان موقع مردنش با بشارت همراه باشد، با بشارت، موقعی که دارد می میرد و از این دنیا می رود فرشته های الهی، چقدر خدا بنده هایش را دوست دارد، می گوید مومن اینقدر عزیز است که جبرئیل (ع) با تواضع، با مهربانی می آید، بعد وقتی منتقل می شود نگاه کنید، فرشته ها بیایند همراه انسان، بشیر و مبشر، دائما به انسان آرامش بدهند نسبت به محیط غریبی که دارد آرامش می دهند، بشارت می دهند، همین طوری همراهش هستند و مرحله به مرحله شادش می کنند.

تا اینکه نه این نکیر و منکر می آیند و چیزهای دیگر می آیند که مو را از ماست بخواهند که بیرون بکشند و سوالهای سخت بکنند و انسان گرفتار بشود آنجا. «به چشمان من مبشر و بشیر را نشان بدهد و پناه می برم به تو از نکیر و منکر». از اینکه آنها بیان بالا سر انسان، اینکه انسان بشیر و مبشر می آیند بالا سرش یا نکیر و منکر به خودش مربوط است، بسته به نوع رفتار و زندگی اش در دنیا دارد که کدام یک از اینها می آیند بالا سرش.

« و اما رُومَانَ فَتَّانِ»، این روممان که فتان قبور هست در معاد توضیح مفصل دادیم که بوکشنده است اینجا البته آورده فَتَّانِ الْقُبُورِ.

فَتَّانِ الْقُبُورِ که از ( این کلمه در نوار مفهوم نیست) مشتق شده و به معنی قصد و طلب است او میت را دنبال می کند و فَتَّانِ الْقُبُورِ به معنای فتان اصحاب القبور است یعنی نه این که او زمین را نبش می کند بلکه خود میت را طلب می کند یعنی دیدید مثلا یک حیوانی می آید یک گوشت می خواهد بخورد، گربه را دیدید می خواهد گوشت بخورد بو می کشد اگر خوب نباشد می گذاردش کنار.

این به درد نمی خورد، این فَتَّانِ الْقُبُورِ بو می کشد، روح را بو می کند یعنی ارزیابی می کند آدمها را، فتان از فتنه است، فتنه یعنی چی؟ آزمایش کردن ها، بو می کشد که ببیند اصلا این چه کاره هست؟ این بوی خدا می دهد؟ بوی بهشت می دهد؟ بوی جهنم میدهد؟ بوی گناه می دهد؟ بوی کفر می دهد؟ بوی شرک می دهد؟ چه بویی می دهد؟ بو می کشد از آدم، ولی خوب است انسان دائما خودش را بو کند، یکسره انسان خودش را بو بکشد و به ما ابزارهای زیادی در دنیا خداوند تبارک و عالی مرحمت فرمودند که دائما خودمان را بو کنیم، خودمان رُومَانَ خودمان باشیم، خودمان دائما خودمان را بو بکشیم، ببینیم که از ما چه بویی می آید، این خیلی مهم است.

حالا اینکه این رُومَانَ چی کار می کند و کارهایش چیست در همان مبحث معاد من توضیح دادم جلد دوم و نیز حضرت ملائکه خاصی را طواف کننده ی بیت المعمور گفته. بیت المعمور چی است؟ بیت المعمور خانه ای هست که به محاضات کعبه در آسمان بالا، آسمانهای بالا گذاشته شده که آنجا همانطور که حاجیان طواف می کنند آن بیت المعمور را هم در آن آسمان فرشته ها طواف می کنند.

همچنین مامور دوزخ را مالک نامیده. پس مامور دوزخ اسمش چی است؟ رئیس است. رئیس فرشته های جهنم اسمش مالک است و رضوان را دربان بهشت معرفی نموده و در نهایت به جملگی آنان درود و سلام نثار فرموده. به محضر همه ی ملائکه الله صلوات ختم بفرمایید.

«در انتها باید بگوییم که نامگذاری هر یک از این ملائکه به اسماء خاص، نکته ای دارد که مجالی بیش از این را می طلبد». البته نکته اش را هم من بگویم خدمت تان، نکته اش نوع ارتباط و کارکردی است که یک فرشته دارد، نوع ماموریت نوع کار کرد، نوع ارتباطی که برقرار می کند با غیر خودش، ماموریتی که دارد آن اسم را رویش می گذارند، همه ی این ملائکه الله اسم دارند و مشخص هستند.

فراز دهم «وَ الَّذِينَ ﴿لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ ، وَ يَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ﴾ وَ الَّذِينَ يَقُولُونَ ﴿سَلَامٌ عَلَيْكُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدّارِ﴾ وَ الزَّبَانِيَةِ الَّذِينَ إِذَا قِيلَ لَهُمْ ﴿خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ﴾ ابْتَدَرُوهُ سِرَاعاً وَ لَمْ يُنْظِرُوهُ.

می گوید درود بفرست بر آن دسته از فرشتگان که هرگز فرمان تو را معصیت نکرده و آنچه را که فرمان دهی بجای آورند و آن ملائکه این که بر واردین به بهشت سلام و تهنیت گویند که این خانه ای جالب و دلنشین است، ﴿سَلَامٌ عَلَيْكُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدّارِ﴾، یک عده از فرشته ها کارشان خوش آمدگویی هست. می ایستند دم در بهشت مومنین که وارد می شوند این ها چی کار می کنند؟ چقدر زیباست انسان از ملائکه الله بشنود این را. خدا قسمت همه مان کند بحق امام سجاد، خدایا به آبروی امام سجاد ما را از شنیدن و دیدن این فرشتگان محروم مفرما. اللهی آمین. که انسان وارد بهشت شود و فرشته ها برایش سلام بکنند آن هم چی، ﴿سَلَامٌ عَلَيْكُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ ﴾، اینکه می گوید بما صبرتم، یعنی شما با صبرتان به بهشت می رسید، انسانی که اهل صبر نیست، بی حوصله است، تنبل است، اینطور آدمها سر از جهنم در می آورند. اینکه پیغمبر می فرماید: بیشتر جهنمی ها، ما خیلی از جهنمی ها را داریم که آدمهای خوبی هستند، خیلی از جهنمی ها هستند که آدمهای خوبی اند. ولی اینها در دنیا خیلی تنبل و بی حوصله بودند. یعنی هر وقت دعوت شان می کردی به عبادت، به کار خیر، به آماده شدن برای برزخ، به واجبات الهی، حال نداشتن همیشه. بی حال، کسل، بی حوصله، آدم بدی هم نبوده که بخواهد شری برساند، مثل ظلمه و کفار، آدم بدی نبوده. نیت بدی داشته باشد، نه. آدم بی آزاری هم ممکن است باشد، ولی آدم از نظر همت، پست همت باشد، زرنگ نباشد، عاقل نشود، تنبلی، بی حوصلگی بیحالی غلبه کند بهش، هی امروز و فردا کند.

لذا رسول خداo فرمود: بیشتر ناله های جهنمی ها بخاطر امروز و فردا کردن های شان است یعنی هر وقت می خواستند یک کاری را درست کنند، یک وظیفه ای را انجام بدهند چی کار می کردند؟ فردا، هفته ی بعد، بگذار امتحاناتم تمام شود، بگذار بعد از سربازی، بعد از دیپلم، بعد از ازدواج، بعد از فلان کار، بعد از فلان کار همین طوری هی یکسره کار را عقب انداختن یک موقع هم مردن، یک موقع هم می میرند.

چقدر هم تلخ است که آدم، آدم بدی هم نباشد، قصد و غرضی هم نداشته باشد، دشمنی با خدا هم نکند، همین فقط بخاطر تنبلی، بخاطر بی‌حوصلگی وظایفش را عقب بیاندازد و انجام ندهد تا سر از جهنم در بیاورد. چقدر تلخ است این. چقدر تلخ است، واقعا خیلی آدمهای بدبختی هستند این آدمهایی که اینطوری هستند که فقط به دلیل بی حالی و بی حوصلگی و تنبلی گرفتار آتش و جهنم می شوند. اینها می گویند چی، اینها می گویند که:

﴿سَلَامٌ عَلَيْكُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ ﴾ سلام بر شما بخاطر صبرتان، یعنی حوصله داشتن، صبر داشتن، در اطاعت خدا صبر و حوصله داشتن، در برخورد با معصیت خدا صبر و حوصله داشتن، در برخورد با بلاها و مصیبتها هم صبر و حوصله داشتن. بی صبری و بی طاقتی نمی کردند، قدرتمند بودند، می گوید اگر همه ی بهشت مال شماست بخاطر این هست که چی است؟ که شما اهل چی بودید؟ اهل صبر بودید، اهل حوصله بودید، تنبل نبودید، بی حوصله نبودید این از این.

وَ الزَّبَانِيَةِ ، این هم اسمی است که در قرآن آمده سَنَدْعُ الزَّبانِيَةَ. آیه قرآن است دیگر، زبانیته را صدا می کنیم بیاید، دیدی یک پادشاهی وقتی می خواهد یک نفر را گردن بزند میگوید: جلاد این می گوید جلاد، وقتی می آید آدم جلاد را می بیند جا در جا ممکن است بمیرد، دیگر حالا شمشیرش را، قیافه اش را، هیبت اش را، اصلا آدم همانجا سنگ کوپ می کند می گوید ما سَنَدْعُ الزَّبانِيَةَ ، سَنَدْعُ الزَّبانِيَةَ ، یعنی این فرشته هایی که خود خدا می گوید اینها خیلی بددهن و بداخلاق اند. وحشتناک، بددهن، بداخلاق، بی حوصله، یعنی نمی توانی، جرات نداری همراه شان حرف بزنی حرف بزنی کتک را خوردی. حرف بزنی چماق آمده روسرت. عَلَيْهَا مَلَائِكَةٌ خود خدا میگوید: غِلَاظٌ شِدَادٌ خیلی شدید غلیظ اند. این مامورهای ساواک را دیدید شما تلویزیون یک موقع هایی نشان می دهند در این خاطرات، اینها که ناز و نوازش نمی کردند، بیمارستان نیست که مثل یک پرستار مثلا بیایند سلام علیک بکنند، حرف بزنند، ناز و نوازش کنند، آرامش بدهند به انسان.

از همان در که می آیی داخل، سیلی و چک و لگد و فحش و تحقیر و اینها تا بعد هم برویم سراغ شکنجه و کارهای دیگر، این ملائکه الله اینها این طوری هستند، سندع الزبانیته، حالا کاری نداریم باهاش الذِينَ إِذَا قِيلَ لَهُمْ ، این فرشته ها کسانی هستند که وقتی برایش بگویند ﴿خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ﴾ لا اله الا الله خدا کند یا هیچ وقت این کلمه را نشنویم خدایا با آبروی امام سجاد، به آبروی رسول الله و به آبروی آل الله قسم ات می دهیم ما هیچ وقت این کلمات را از تو نشنویم خذوه فعلوه بگیرد او را و زنجیرش کنید در غل کنید این را، ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ بکشیدش ببرید سمت جهنم.

خدا نصیب نکند کسی این را بشنود از فرشته ها، از خداوند تبارک و تعالی. می گوید خدایا به این فرشته ها هم سلام برسان کسانی که وقتی این را برایشان می گویند ابْتَدَرُوهُ سِرَاعاً ، وَ لَمْ يُنْظِرُوهُ به سرعت عمل می کنند و مهلت نمی دهند این وَ لَمْ يُنْظِرُوهُ می دانی یعنی چی؟ وَ لَمْ يُنْظِرُوهُ ببین گاهی وقتها خداوند به بعضی ها می گوید بروید جهنم به فرشته ها می گوید که اینها را ببرید جهنم ولی این فرشته ها اینقدر مهربان اند اینها می خواهند ببرند جهنم، دیدید ما به هر حال، مامور ها، مامورهایی هم که می خواهند ببرند جهنم مختلف هستند. این فرشته ها اینقدر مهربان اند که وقتی هلت می دهند می خواهند ببرنت جهنم نمی خواهی بروی با خشونت و کتک نمی گیرند بشکند و ببرند، وقتی می بینند تو نمی روی این فرشته ها دیگر هل نمیدهند. می ایستند ببینند تو می توانی دل خدا را به دست بیاوری یا نه؟ می توانی خدا را راضی کنی یا نه؟ قربان خدا بروم. به هر آدمی هم خداوند فرشته های متناسب شخصیت خودش می گذارد. آدمهایی که در دنیا اهل عفو و گذشت و بخشش و عذر پذیرفتن و چشم پوشی و ندید گرفتن هستند، فرشته هایی هم که می آیند سراغ اینها، این طوری اند. فرشته های مهربانی هستند، حتی اگر می خواهند ببرند شان جهنم، می بینند که اینها با خدا می خواهند حرف بزنند، شل می کنند، می گویند خدایا این کار دارد دیگر، می گذارند تا این حرفش را بزند. بهانه بتراشد یک طوری، یک طوری دل خدا را به دست بیاورد، فرشته ها اینطوری هستند. این فرشته ها، مال آدمهایی هست که در دنیا همین طوری بودند. این طوری بودند. عذر می پذیرفتن، سخت نمی گرفتن، گیر نمی دادند، اهل عفو بودند، نادیده می گرفتند. اشتباهات دیگران و گذشته ی دیگران را به رخ نمی کشیدند. شخصیت دیگران را خورد نمی کردند. همیشه در تنبیه دیگران تعجیل نمی کردند، در جزا دادن تعجیل نمی کردند، آدم‌های باکرامتی بودند.

اینها فرشته هایی نصیب شان می شوند که این فرشته ها راه می آیند با آدم. راه می آیند. یعنی آدم می تواند بگوید صبر کن یک لحظه، صبر کن من حرف دارم، می خواهم یک حرفی بزنم، آنها هم صبر می کنند. اما این دسته از فرشته هایی که الان درد می گوید خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ حضرت می فرماید: که ابْتَدَرُوهُ سِرَاعاً، با سرعت عمل می کنند وَ لَمْ يُنْظِرُوهُ اصلا مهلت نمی دهند کاری کند، یعنی اصلا اجازه نمی دهند طرف برگردد بخواهد حرف بزند دهن شان را بستند، اصلا نمی گذارند حرف بزند، نمی گذارند عذری بیاورد و کاری کند. چون آدم خیلی شقی و بدبخت و خشنی بوده در دنیا نسبت به بندگان خدا این طوری بوده. آدمهای بی تحمل، آدمهای بی صبر، آدمهای بی ظرفیت، آدمهای بی گنجایش، آدمهای که زودرنج بودند، زود جوش می آوردند، زود داد می زدند، زود عقاب می کردند، زود مسخره می کردند، زود تحقیر می کردند، زود جریمه می کردند، همه اش برخوردهای شان فوری فوتی بوده. می گوید اینها یک فرشته هایی خدا نصیب شان می کند که این فرشته ها وَ لَمْ يُنْظِرُوهُ ..

لم یعنی مطلقا فرصت نمی دهند اصلا فرصت نمی دهند اینها را. هیچ جوری نمی توانی از دست شان در بروی. با خشونت می گیرند، غل و زنجیر می زنند و دم دهنت را هم می بندند برمی دارند می برندت جهنم. خدا نصیب نکند، می فرماید که فرشتگان چنانچه مکرراً گفته شد، موجوداتی هستند که قابلیت تکلیف پذیری ندارند. زیرا وجود آنان ثابت است. آنان نورانی محض بوده و نسبت به تکلیف غیر قابل تخلف می باشند. یعنی وقتی کاری که می گویی بکن می کند تخلف هم ندارد «و آنچنان که خلق شده اند در همان خط ویژه ای که برای دستور خالق در آن گمارده شده اند ثابت می مانند. لذا امیرالمومنین (ع) در نهج البلاغه فرمود: بعضی از آنان ساجد هستند و رکوع ندارند». می فرماید اصلا ساجد خلق شدند «و بعضی در رکوع هستند و سجده نمی کنند». خوش به حال اینها. «آن موجودات نورانی اگر چه در ذات خود محض کمال و معرفت هستند ولی هیچ گونه رنجی در تحصیل در پیدایش آن کمال نداشتند بلکه خدای متعال آنان را بدانگونه که هستند آفریده است. لذا هیچ گاه همانند انسانی که مقامات خود را در اثر رنج و زحمت و ریاضت و عبادت بدست آورده اصل نخواهند بود. از این رو یک انسان صالح کامل مقامش از این فرشتگان عالی تر است. این فرشتگان به انسانهایی که از خود رسته وارد عالم مثال شده و در قیامت پس از طی مراحل حساب وارد بهشت شده اند تهنیت می گویند و به استقبال آنها رفته و عرض می کنند سلام ابدی بر شما و از آن شما. زیرا در دنیا صبر کردید و در اطاعت و دوری از معصیت از خود شکیبایی نشان دادید. پس خانه ای که برای خود و عاقبت کار آماده کرده اید بسیار پاک و پاکیزه است. فنعم عقبی الدار». چه قشنگ می گویند آنها، می گویند خوب جایی آمدید فنعم عقبی الدار. روان روان روانش این است خیلی خوب جایی آمدید فنعم عقبی الدار، جای خوبی آوردن تان.

«در قرآن کریم سوره رعد آیه 24 می فرماید: وَ الْمَلائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِمْ مِنْ كُلِّ بابٍ سلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار. به به به چقدر قشنگ است این صحنه می گوید اینها که می روند در کاخ، آنجا ها که می روند بعضی از کاخهای بهشتی دارد که هزار در دارد می گوید از تمام این درها فرشته ها می آیند داخل می آیند تبریک می گویند، می آیند به مومن تبریک می گویند سلام علیکم بما صبرتم، چقدر صبر مهم است که این کلام، کلام فرشته ها انتخاب شده صبر، صبر، صبر، صبر، سلام علیکم بما صبرتم، خیلی مهم است این صبر.

صبر اسم یک گیاهی که فوق العاده تلخ است، خیلی تلخ است برای همین اسمش را گذاشتن چی؟ صبر. یک میوه ای است من در یمن دیدم اسمش صبّار بود، این را هر کس می خواست بگیرد دستش، ترجیح می داد نخورد این میوه را، چون این فوق العاده زیبا ولی تمام این روی پوستش تیغ های بلند داشت یعنی نمی توانستی، مثل جوجه تیغی است، با تیغ های خیلی درشتر و وحشتناک. این را نمی شد بروی و بچینی چون همه دستت را داغان می کرد، چی جوری این را ببرّی؟

آن وقت آنجا بومی هایی داشتند که خیلی حرفه ای بودند این بومی ها، حرفه ای بودند. بعد در چند ثانیه، الان مثلا ما، من و شما برویم یک دانه نارگیل بخریم بخواهیم بخوریم چقدر طول می کشد این را بازش کنیم؟ چقدر طول می کشد، گاهی وقت ها شده آدم نارگیل می خرد هی می گوید من که الان وقت نمی کنم که این را باز کنم که چون یک ساعت کشتی دارد نمی شود بازش کرد. مثلا حالا فردا، پس فردا، اینقدر می ماند که نارگیل خراب می شود فرصت نمی کند بازش کند، حالا ما در هند که بودیم در خیابان یکی از میوه هایی که فراوان هست نارگیل است. بعد این را شما می روی سفاش می دهی می گویی این را می خواهم، مثلا آب نارگیل می خواهم، نارگیل قبل از اینکه آن پوست ها را در بیاورد بر می دارند یک شمشیری، داسی، چیزی دارد، چهار تا اینطوری می زند، بعد یک نی می کند در آن می دهد دستت، خیلی راحت شما آبش را میل می کنید بعد اگر بخواهی قسمت سفیدش را که هنوز سفت نشده خیلی هم خوشمزه است بخوری آن خامه ای که درش هست، قبل از اینکه سفت شود، می شکافد برایت، مثلا در می آید کلا 45 ثانیه یک دقیقه می دهد دستت می گوید. بخور. آنجا در یمن شما وقتی می رفتی سفارش می دادی این اسمش صبّار بود. این باید، خیلی ناجور بود دست زدن به آن. در چند ثانیه برایت شکمش را باز می کرد، اینطوری می گرفتش یک میوه ی خیلی خوشمزه و خوب، میوه اش را می گذاشت کف دستت که راحت بتوانی بخوری. دیگر آن تیغ ها را خودش برمی داشت، صبّار است صبّار که می گویند یعنی تلخی. هر کس تن می دهند به تلخی ها و شاکر خدا نسبت به تلخی ها، با خدا به خاطر تلخی های زندگی شان درگیر نمی شوند، خودشان را بخاطر تلخی های زندگی بدبخت نمی دانند با تلخی ها ناامید نمی شوند، با تلخی ها انبساط شان را از دست نمی دهند این جور آد‌مها که اهل صبرند مصیبت بیاید، مریضی بیاید، کسی بمیرد، بدهکاری بیاید، مشکلات دیگر بیاید، صبر دارند، طاعت خدا باشد، صبور هستند، انجام می دهند، معصیت خدا باشد صبر می کنند انجام نمی دهند، بالاخره این سلام علیکم بما صبرتم حکمت دارد.

آری

ای خوش آن روز کزین منزل ویران بروم راحت جان طلبم صحبت جانان طلبم

و مولوی می گوید:

آزمودم از هزاران بار بیش بی تو من شیرین نبینم عیش خویش

بر امید وصل تو مردن خوش است تلخی هجر تو فوق آتش است

برعکس عده ای دیگر در قیامت شعله های جهنم را استقبال می کنند و به صورت دست وپا بسته در کام آن فرو می روند و کمترین مهلتی به آنها داده نخواهد شد. در قرآن کریم آمده خذوه خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ. اول غل و زنجیرش بزنید هیچ کاری نمی تواند بکند بکشید ببریدش جهنم.

به راستی این دو گونه عاقبت را باید به خوبی دید و در مورد آن فکر کرد و زندگی را به سادگی و بی گناه گذراند و نسبت به این آینده ی بسیار خطرناک بی تفاوت نبود، آینده ای که هرگز امکان فرار از آن برای احدی از بشریت میسر نخواهد بود.

دو فراز دیگر مانده فراز یازدهم و دوازدهم که انشاءالله این را هم در جلسات آینده، جلسه آینده سعی می کنیم قبل از سال انشاءالله این جلسه را بگذاریم، دعای سوم را هم تمام کنیم.

والحمدلله رب العالمین.