جلسه 010 - نقش فرشتگان در اداره عالم
شماره جلسه
10
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1387
ماه
11
روز
19
متن کامل (خام) ‌ جلسه 010 - نقش فرشتگان در اداره عالم

فراز هشتم هستیم وَ الَّذِينَ عَرَّفْتَهُمْ مَثَاقِيلَ الْمِيَاهِ وَ كَيْلَ مَا تَحْوِيهِ لَوَاعِجُ الْأَمْطَارِ وَ عَوَالِجُهَا وَ رُسُلِكَ مِنَ الْمَلَائِكَةِ إِلَى أَهْلِ الْأَرْضِ بِمَكْرُوهِ مَا يَنْزِلُ مِنَ الْبَلَاءِ وَ مَحْبُوبِ الرَّخَاءِ.

در فراز هشتم حضرت می فرماید که «خدایا بر آن دسته از ملائکه که به آنان وزن آبها و مقداری که موجب بلا و گرفتاری می شود و تعداد و قطرات درشت و متراکم بارانها را یاد دادی، درود بفرست و نیز به آن گروه از فرشتگان که به طرف زمین به جهت نزول بلا یا اهداء آرامش و رحمت فرستاده می شود».

این فرمایشات خیلی فرمایشات بلندی هست. یعنی ما چون عادت کردیم، متاسفانه این حجاب عادت نمی گذارد عظمت این کلمات را درک کنیم. امام دارد از ملکوت عالم خبر می دهد و به ما می گوید که چقدر فرشته و چه دسته از فرشته هایی را داریم و چه کارهایی را دارند انجام می دهند. ضمن این که دارد ملائکه را به ما یاد می دهد و این ماجراها را برای ما می گوید. در واقع دارد از خودش هم خبر می دهد. حضرت که تمام اطباق آسمان و زمین را حضرت می شناسد و از نحوه ی هدایت ملکوت نسبت به دنیا آگاهی دارد و این شرط امام است که بتواند از ماورای طبیعت و از باطن عالم به ما خبر بدهد.

"وَ الَّذِينَ عَرَّفْتَهُمْ مَثَاقِيلَ الْمِيَاهِ" خیلی تکان دهنده است این. خدایا فرشته هایی را که وزن آب های عالم را تعلیم شان کردی. (عرفتهم) همه وزن آبهای عالم را می دانند حالا این به چه درد می خورد که وزن آبهای عالم را بدانند؟ برای این که باید رابطه بین آب، آب جایگاهش خیلی بلند است « جَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ کلَّ شَیءٍ حَی ». خداوند حیات هر چیزی را از آب قرار داده. اگر آب نباشد حیاتی هم وجود ندارد. این آب یک باطن ماورای طبیعی دارد که بهش می گویند حقیقت مائیه، که الان جای بحث در آن مورد نیست. یک حقیقت مادی دارد که همین H2O است. آبی که در عالم داریم می بینیم. چون دارد بحث از فرشته های مادی می شود، ما فعلاً راجع به آب مادی صحبت می کنیم که در آب مادی شما می بینید الان دانشمندان در فضا به دنبال چی دارند می گردند؟ آب. میلیاردها دلار هزینه دارند می کنند سفینه های فضایی زیادی می فرستند که بتوانند در کرات دیگر آب را پیدا کنند. یک اثری از آب. چرا؟ چون اگر جایی آب باشد، معنایش چیست؟ این که حیاتی هم وجود دارد و امکان حیات هم هست.

بشر جدای از تحقیقات علمی برایش مهم است که آیا امکان ادامه ی حیات در سایر کرات وجود دارد یا نه؟ امکان حیات اساسا در کرات دیگر وجود دارد یانه؟ می شد اگر یک زمانی زمین به خطر افتاد خواص و پولدارها و مستکبرها و سلاطین و کسانی که دست شان به دهن شان می رسد، می توانند از این عالم فرار کنند؟ اگر یک جنگ اتمی در گرفت و زمین نابود شد، چون الان اینها دهها برابر یک انفجاری که می تواند کل زمین را منفجر کند اینها دهها برابرش مواد منفجره و مواد بمبهای هسته ای و اتمی آماده کردند. به دنبال این هم هستند که آیا جای دیگر آب هست که حیات بشود از آن در آورد؟ بشود زندگی کرد؟ بشود یک گروهی جای دیگر، در فضای دیگر، کرات دیگر زندگی کنند؟ اینها برایشان مهم است آبی که در فضای زمین هست یعنی در جو زمین هست در ابرها برای بارش، و آبی که روی زمین هست چون کره ی زمین می دانید که سه چهارمش آب است، سه چهارمش آب است یک تناسب برقرار هست.

بین این آب با خشکی ها و این آب می خواهد چه کار کند؟ در قرآن می فرماید: که ما آب را برای شما قرار دادیم که شما از دریا، از نعمتها و خوراکی های دریا استفاده کنید و از جواهرات و مرواریدها و زینت هایی که در دریا هست برای خودتان استفاده کنید، خواص و کارکرد دریاها را خداوند تبارک و تعالی در قرآن توضیح می دهد که من آب را برای چی برای شما قرار دادم، این دریا را برای چی برای شما قرار دادم.

دریا چه کاربردهایی دارد که شما از آن استفاده بکنید آب عامل حیات همه چیز هست، آب باید به گیاهان، حیوانات و انسانها برسد و این مدیریت آب بسیار مهم هست برای حیات بشر در روی زمین. ما الان یک وزارتخانه در تمام دنیا، همه ی کشورها یک وزارت خانه دارند بنام وزارت خانه چی؟ وزارت خانه نیرو، قبلا وزارت آب بود، آب، برق، الان می گویند وزارت نیرو که یک بخشی مربوط به آب است، به مدیریت آب، مدیریت آب برای یک کشور، هر کشور هم این مدیریت را دارد، که ما باید چی کار کنیم ابر بیشتری جذب کنیم، این ابرها را باردار کنیم، که بارش بیشتری داشته باشند، بعد آبها را را مهار بکنیم، مهار آبهای سطحی، مهار چیزهای دیگر، و همین طور بحث آب خیلی مهم است. برای این که دانشکده تاسیس کردند، تعدادی از نخبه های یک مملکت می روند در دانشگاه درس می خوانند در رابطه با چی؟ در رابطه با آب. همان طور که تعدادی از نخبه ها درس می خوانند برای خاک، مدیریت خاک، حالا شما نگاه کنید کره ی زمین با 7 میلیارد جمعیت مملکت خداست، حدیث داریم، مملکت است دیگر، «سبحان الذی من لا یعتدی علی اهل مملکته». این مملکتی که خدا آفریده و اینها همه هم بندگان خدا هستند آب می خواهند نان می خواهند رزق می خواهند وزارتخانه ی خدا کجاست، وزارت آب خدا کجاست؟ اینجا دارد حضرت چی می گوید، می گوید که ملائکه، ملائکه ای هستند که کارشان مدیریت آب است، در مرحله ی قبلی داشتیم چه؟

در مرحله ی قبلی داشتیم که فرشتگانی که مسئول رعد و برق هستند و همراه برف و تگرگ و قطرات باران نازل می شوند در فقره ی قبل از آن باز خزّان المطر و زواجرالسّحاب داشتیم که خزانه داران ابر و راننده، زواجر یعنی حرکت دهنده ی ابرها، را هدایت می کنند که باید کجا بروند و کجا بارش کند. پس ببینید یک داستان خیلی پیچیده ای پشت صحنه هست که صحنه اش صحنه ی خیلی زیبا هست. ما هم فقط یک ظاهرش را می بینیم. در این فقره می فرماید: که « ﴾ وَ الَّذِينَ عَرَّفْتَهُمْ مَثَاقِيلَ الْمِيَاهِ» کسانی که در وزن آنها را به آنها تعلیم کردی که این وزن آب را اگر اینها ندانند حالا توضیح می خوانیم که هدایت باران، رودخانه ها، سیلها، دریاها، آب کجا قرار است برود، چقدر باید برود و هر زمینی، هر جایی چقدر ظرفیت آب دارد؟ باید بیاورد؟ همه ی این مدیریتها، یک گیاه، چقدر وزن؟ چند گرم وزن آب باید بگیرد، چند کیلو آب باید بگیرد یک درخت؟ چقدر باید آب جذب کند. شما در بخش بارداری و لقاح گلها، ببینید شما چند گل را، چند تا میوه در یک خاک می کارید، یک خاک، یک خاک مثبت، وقتی که خدا دانه را می شکافد این دانه از یک طرف فرو می ریزد در زمین به صورت ریشه، فقط مواد غذایی متناسب با این میوه را جذب می کند. آن یکی مواد متناسب با آن را گل را جذب می کند. هر کدام غذایی مناسب خودشان را جذب می کنند. تعداد اتمها و مولکولهای آبی که جذب باید کنند مشخص است. نوع آب هایی که باید جذب کنند مشخص است.

پس مدیریت آب برای میلیاردها موجود، اینکه من می گویم میلیاردها موجود، فقط بعنوان کثرت هست والا خداوند تعداد موجوداتی که خلق کرده مثل خودش بی نهایت است. یعنی ما نمی توانیم بگوییم چقدر موجود خلق کرده. شما الان موجود دارید در موجودات ریز ما نمی فهمیم این یعنی چی که مدت کل عمرش چند دقیقه است. بعضی ها مدت عمرشان یک روز است، بعضی از پشه ها یک روز است مدت عمرشان که آن وقت یک روز به اندازه همین صد سال عمری که ما می کنیم برای آنها همین طوری می گذرد. بعضی از موجودات داریم که سه ثانیه است عمرشان، سه ثانیه، سه ثانیه به زمان ما سه ثانیه، اینها عمرشان سه ثانیه ای است. سه ثانیه به دنیا می آیند و تولیدمثل می کنند و می میرند. یک ذره فکر کنید به این مسئله، سه ثانیه، یعنی در این عالم این موجود به درد می خورد. یک موجوداتی هست که لازم است به دنیا بیایند عمرشان چقدر باشد؟ سه ثانیه، بعضی ها مثل لاک پشت بیش از صد سال با بعضی از حیوانات دیگر بالای یک قرن، بعضی مانند انسانها 60 سال، 70 سال بعضی ها پنج سال، بعضی ها 10 سال، بعضی ها یک ماه، بعضی ها یک روز، بعضی ها 3 ثانیه، همین 3 ثانیه متولد می شوند، تکثیر می کنند بعد هم می میرند. خیلی محیرالعقول است، اصلا آدم خیلی احمق باشد وقتی این را می فهمد. واقعا باید بیفتد به سجده که این چه نظامی است که خلق کردی؟ الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، ما همینطوری یک چیزی می شنویم. فرشته هایی که میزان آبها دست شان است، خوب آخر میزان آبها که دارند مدیریت آب می کنند. الان عمر زمین بیش از پانزده میلیارد سال است. بشر می گوید این زمین عمر دارد. ستاره ها، سیارات همه عمر دارند، خود قرآن هم می گوید، می گوید اینها یک اجلی دارند یک مدتی به دنیا می آیند بعد نابود می شوند، دسته ی دیگری خلق می شوند.

حالا الان زمین را می گویند پانزده میلیارد سال است که قبلا همه اش آب بوده. این مدیریت آب روی کره ی زمین، حرکت داده اند آن را. حیواناتی که در آن هست، «یا من فی البحر عجائبه». ای کسی که عجائب خودت را در زمین قرار دادی، میلیاردها موجود زنده در این دریا خلق کرده خداوند، همه را دارد و مدیریت می کند. در بیرون هم همه به آب وصل هستند، همه با آب زنده هستند، گیاهها با آب زنده هستند. مدیریت آب می خواهند، حیوانات به آب زنده هستند مدیریت آب می خواهند، انسانها به آب زنده هستند، دارد تامین می کند، ما نشستیم فقط زندگی مان را می کنیم، غصه ابر را، حرکت ابر را، آوردند را، ابرها را بارش باران دادند. دانه های برف را تنظیم کردند و دانه های باران را تنظیم کردند و هر کدام را به جای خاص خودش رساندند. بعد این را جذب زمین کردند و بعد این را رساندند به ریشه ی گیاهان، بعد این را رساندند به ساقه ی گیاهان و قسمتهای بالای گیاه، برگهای گیاه را و میوه و میوه ها را آبدار کردند، در هر یک دانه سیب چقدر باید آب باشد، در هر یک دانه انگور چقدر باید آب باشد، در یک دانه انار باید آب باشد؟ از محاسبات ما عمرا همه ی انسانها جمع شوند عاجز هستند از محاسبات یک همچنین محاسباتی.

این دارد در عالم صورت می گیرد. امام سجاد را نگاه کن که دارد خبر می دهد «و الَّذِينَ عَرَّفْتَهُمْ » فرشته هایی که تو شناساندی به آنها، شناساندی به آنها، مَثَاقِيلَ الْمِيَاهِ، وزنهای آبها را، به اینها سلام برسان، بعد می فرماید که و آنهایی که تعداد قطرات درشت و متراکم بارانها را به اینها یادآوری کردی، به اینها تعلیم کردی «وَ رُسُلِكَ مِنَ الْمَلَائِكَةِ إِلَى أَهْلِ الْأَرْضِ بِمَكْرُوهِ مَا يَنْزِلُ مِنَ الْبَلَاءِ وَ مَحْبُوبِ الرَّخَاءِ». جدای از فرشته هایی که تعداد و قطرات درشت و متراکم باران را یادشان دادی کاربرد دارد، باران درشت، باران ریز، فرشته هایی که به طرف زمین برای بلا می فرستی یا برای رحمت می فرستی، به همه ی اینها سلام ما را برسان، سلام بر تو همه ی این فرشته ها باد.

حالا شرح را بخوانم. شرح خیلی زیباست، «در آیه ی کریمه « وَ كُلُّ شَيْ‌ءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ»، هر چیز در نزد او به اندازه است». قبلا توضیح دادیم بارها که خداوند عالم خلقت را و ریاضی خلق کرده، خواهش می کنم دقت کنید هیچ چیز در عالم نیست که از یک اتم ریزتر الکترون، نوترون، پروتون تا بالاتر بروی ساختار ریاضی و هندسی نداشته باشد. اصلا خداوند تبارک و تعالی خدای ریاضی است. همه چیز را با حساب و اندازه و ریاضیات خلق کرده. میلیونها دانشمند نخبه در دانشگاههای مختلف دنیا وقتی دارند درس می خوانند چه چیز هایی را می خوانند در رشته های مختلف، در رشته های مختلف وقتی می آیند سراغ طبیعت با اندازه ها آشنا هستند یعنی هر چی که می روند کشف می کنند، میکروسکوپ می اندازند، تلسکوپ می اندازند، آزمایش می کنند چه چیزی در می آید از آن؟ عدد و اندازه در می آید. ریاضیات محاسبه در می آید.

حالا من در این بخش کتابی که دارم تکمیل می کنم بنام "ضرورت خودشناسی" آنجا توضیح دادم که حتی نفس انسان هم ریاضی است، ساختار نفس ما هم یک ساختار هندسی و ریاضی است که در آن اندازه ها و عدد ها تاثیر دارد، اینکه می گویند تو باید این تعداد ذکر را بگویی پس این عدد با نفس سازگاری دارد. این تعداد نماز بخوان، این همه اش عدد سر و کار دارد. روح و نفس ساختارش ریاضی است، اصلا خداوند مخلوق غیر ریاضی و مخلوق غیر مقدار ندارد. این یاد تان باشد.

الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى، وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى. خداوند هر مخلوقی را خلق کرده این چهار مرحله ی حیات را برایش دارد. خلق دادند اجزا وجودی اندازه دادند این اجزاء، بعد هم هدایت. شما هیچ موجودی از موجودات عالم را نمی توانی سراغ داشته باشی که ساختار نداشته باشد، اجزا نداشته باشد، اجزایش هم ریاضی تناسب به آنها نباشد. تمام موجودات عالم همین طوری هستند. یعنی شما نمی توانید استثناءا بگویید من استثناء دست می گذارم روی یک موجودی که این طوری نیست، همه ساختار دارد، همه عدد روی شان هست، همه حساب کتاب دارد، همه قاعده مند هستند. تمام موجودات عالم را خداوند این طوری خلق کرده. اگر این را ما بفهمیم آن موقع ما متوجه می شویم که چرا فرشته هایی هستند که مامور آب هستند در این عالم، یعنی مدیریت آب را برای حیات کل شی به عهده دارند. مدیریت آب.

حالا شما بعدا هم که انشاءالله انشاءالله تشریف ببرید بهشت، آنجا هم داستان مدیریت آب سر جای خودش هست. نهری از آب، نهری از شراب، نهری از شیر، نهری از عسل، این ها را شما ببینید انهاری که در قرآن آمده همه جا مدیریت آب هست، حضرت دارد این ها را برای ما می گوید که ما از این نگاه کور عادی در بیایم. بشر عادت کرده هزاران سال به صورتها نگاه بکند. ولی به صورت ساز نگاه نکند. به مخلوقات نگاه بکند به خالق نگاه نکند. به صنایع نگاه کند به صنعت گر نگاه نکند. دارد به ما یاد می دهد که ما وقتی داریم به صنعت به مخلوق نگاه می کنیم صنعتگر و خالق و مصور نگاه بکنیم. یعنی باید عوض شد این نظام، این نظام فکری باید عوض شد. شما وقتی که به یک قالی نگاه می کنی همزمان با نگاه به آن قالی کسی را هم که این را بافته داری نگاه می کنی، وقتی به یک تلفن همراه، به یک اتومبیل نگاه می کنی شرکت و مهندس ها و سازنده ها را هم داری نگاه می کنی، قابل انکار هم نیست، یعنی با خودش می آید اصلا.

مصنوع، صورت و صنعت خبر می دهد از صنعتگر و صانع و صورتگر، اصلا خودش با خودش می آید. ولی ما چون عادت کردیم نگاه کنیم به مخلوقات خدا، این کوری آمده به سراغمان، کوری بسیار خطرناکی هم هست. کوری بسیار وحشتناکی است که فقط با صورت سر و کار داریم. همه اش صورت را می بینم، مخلوق را می بینم، صنعت را می بینیم، امّا توجه نداریم که این ساختار ریاضی را چه کسی طراحی اش کرده، چه کسی دارد اداره اش می کند! چه کسی تغذیه اش می کند؟ مالک مدبرش، ربش کی است؟ لذا ببینید حضرت دارد به ما تعلیم می کند این قضیه را، یعنی با سلام به فرشته ها دارد به ما می گوید چه نظم حیرت انگیزی پشت صحنه ی این عالم است که ما داریم می بینیم هست.

حالا آیات را نگاه کنید. آدم لذت می برد این آیات را می خواند. وَكُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدَارٍ. هر چیزی نزد خدا اندازه دار هست، دیگر چی إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَسِيبًا. خدا همه چیز را حسابش را دارد. همه چیز را دارد حسابش را. دیگر چی؟ الشمس «وَكُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدَارٍ» را «إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَسِيبًا». 86 نساء هست. سوره ی الرحمن آیه 5: الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبانٍ، خورشید و ماه با حساب کتاب حرکت می کنند الان چقدر هزار سال بیشتر دانشمندان دارند مطالعه می کنند که این اندازه های ریاضی بین خورشید و ماه و بین خود خورشید و ماه و حرکتش را در آورند، مطالعه کردند، الان می گویند پانزده میلیون درجه، آب چند درجه جوش می آید؟ 100 درجه، می گوید هسته ی خورشید پانزده میلیون درجه حرارت دارد، سطحش شش میلیون درجه، بشر دارد حساب می کند، این ها را دارد در می آورد دانه دانه، الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبانٍ. دیگر چی؟ سوره ی انبیاء آیه 47 : إِنْ كَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنَا بِهَا وَكَفَى بِنَا حَاسِبِينَ. خیلی تکان دهنده است این. می گوید شما اگر کارهای تان، رفتارتان، به اندازه ی مثقال حبه به اندازه ی حبه باشد ما همه اش را حسابش را داریم، می آوریم آنها را اصلا وَكَفَى بِنَا حَاسِبِينَ؛ برای محاسبه ی شما ما بس هستیم. ما خودمان حسابگرهای قابلی هستیم «وَكَفَى بِنَا حَاسِبِينَ». می خواهد شما یادتان برود، می خواهد یادتان نرود، می خواهید قبول بکنید، می خواهید قبول نکنید ما حسابگر هستیم.

خداوند یک دانه مثلث و یک دایره و یک لوزی و یک بیضی و یک دانه متوازی الاضلاع و یک مربع خلق کرده. چند هزار ساله بشر سر کار است. قواعد این ها را دارد استخراج می کند. عدد گذاشته بشر دارد قواعد اینها را استخراج می کند. همین چهارتا شکل گذاشت. ببین بشر ته ندارد. هنوز شما الان که ریاضیات بخوانی بشوی پروفسور ریاضی پنج سال بعد اطلاعاتت چند برابر می شود. بشر دارد کار می کند. تمامی هم ندارد. یعنی هیچ وقت نمی تواند بگوید آقا ما تمام اطلاعات مربوط به مثلثات را در آوردیم، یک شکل در معرفت نفس یادتان هست خواندیم با همدیگر، یک شکل ریاضی بود. یادتان هست خواندیم که علمای خودمان حساب کردند یک میلیون و چند صد میلیون فرمول در این بود.

همین یک شکل، یک شکل ریاضی، عالم، عالم ریاضی است، عالم، عالم محاسبه است،‌ عالم مقدار است. عالم اندازه است. هیچ چیز خارج از اینها نیست، همه چیز، الان شما چشم درد می گیری می روی دکتر، به تو یک عینک می دهد همین طوری برمی دارد یک دانه عدسی می زند در قاب می گوید بزن به چشمت، نه، می گوید می گوید عدسی 1- 1.5-2-2.5 برو تا 10، عدسی به تو میدهد، وقتی می خواهد عمل کند حساب می کند، یک پرده را بردارند، یک پرده را بسوزانند با لیزر، دو تا پرده بسوزانند با لیزر، همه اش حساب کتاب، یک ذره این طرف آن طرف نابینا شده، یک میلی متر، کوچکتر از میلی متر نابینا شده، یک جهش کروموزومی یک قسمتی از کروموزوم برش می خورد این جوری می شود.

قرآن کریم خداوند متعال را حسیب، حسیب یعنی بسیار محاسبه گر، بسیارش چقدر است؟ حساب خدا چقدر خوبه؟ خدا چقدر حساب حالی اش است؟ چقدر حساب بلد هست؟ خدا خالق ریاضیات است. حسیب خیلی تکان دهنده است. چقدر؟

یک آقایی خودش را پیر می کند تا هفتاد سال، صد سال در ریاضیات کار می کند. ولی با ریاضیاتی که در فیزیک هست، و ریاضیاتی که در شیمی هست و ریاضیاتی که در زمین شناسی هست، اصلا آشنا نیست. فقط چه چیزی بلد است، ریاضیات محض خوانده. ریاضیات آنها، ریاضیاتی که در نجاری هست، در مکانیک هست، در ستاره شناسی هست، در کهکشان شناسی هست، در برق هست در الکترونیک هست، حسابها، چقدر حساب، چقدر حساب، چقدر اندازه چقدر محاسبه، تازه اینکه محاسبه های مادی است. می گوید رفتارهای تان نگاه هایتان، خائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ ما تُخْفِي الصُّدُورُ آن خائنه چشم های شما، به حضرت گفتند آقا خائِنَةَ الْأَعْيُنِ یعنی چی؟ که خدا خائِنَةَ الْأَعْيُنِ را می بیند، حضرت می گوید یک وقت داری به یک جایی نگاه می کنی در حالی که بغلت را هم داری می بینی حواست به بغلت هم هست ولی مستقیم به او نگاه نمی کنی. گفت: بله گفت این را می گویند خائِنَةَ الْأَعْيُنِ. تو ظاهرا الان داری به من نگاه می کنی ولی اطراف را هم همه را داری.

می گوید این حالا شما را حساب می کند و ما تُخْفِي الصُّدُورُ، آنچه که سینه ها و دلها مخفی می کند همه اش حساب شده اینجا هست، ریز حساب شده، عجب سیستمی است، عجب نظامی است اصلا نمی شود سرش را کلاه گذاشت. نمی شود به او دروغ گفت. نمی شود کلک زد بهش، همه را دارد دیگر چی؟ سریع الحساب، سریع الحساب یعنی حسابهای هفتاد هشتاد سال عمرت را در چند دقیقه درمی آورد. می دهد دستت. همه چیزش حساب شده است. دقیقه که من می گویم به دقیقه به فهم خودمان می گویم یعنی خدا حسابداری هست که همیشه حسابش به روز است، معطلی ندارد. هر وقت بخواهی آن مانده ی حسابت را به تو می دهد. در حسّت، در خیالت در وهمت، ‌در عقلت، در فوق عقلت، در همه جا مانده حساب خدا به تو می دهد. هر چی بخواهی حاضر است. هر چی بخواهی حاضر بهت می دهد. سریع الحساب، گفتند آقا بهشتی ها چطور حساب می شوند؟ فرمود: به اندازه ی که شما یک چهار رکعت نماز عصر بخوانید قیامت حساب بهشتی ها را می رسد خدا.‌ همین یک چند لحظه، حسابها را می رسد و تکلیف ها روشن است سریع الحساب «و اسرع الحاسبین»، یعنی سریعترین محاسبه گر، این اسمای خداست.

«نامیده است و آیات بسیاری هم روز قیامت را یوم الحساب نامیده اند». روز قیامت هم روز چی است دو باره؟ روز حساب است. جزا فرق دارد. دقت کنید، وقتی می گوییم روز حساب، آخر ما یک موقع می گوییم حسابت را می رسیم. به یکی می گوییم حسابت را می رسم، حسابت را می رسم یعنی چی؟ یعنی جزا به تو می دهم. ولی حساب با جزا فرق دارد. حساب جلوتر است یا جزا؟ حساب. می گوید روز قیامت، روز حساب است، حساب لحظه به لحظه ساعتهای عمر تو را حساب می کنند. افکارت، عقایدت، همه چیز حساب می شود. حساب.

«در آیه 96 سوره ی انعام نیز می خوانیم، « وَ جَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ حُسْباناً». خداوند شب را مایه آرامش و خورشید و ماه را به حساب خلق کرد یعنی شب و روز خورشید و ماه را برای نظام دقیق حسابگری ایام و ماه و سال قرار داده، شما الان می دانید که فلان حادثه با توجه به چرخش زمین و ماه و خورشید وضعیت شان کی خسوف است؟ کی کسوف است؟ مال چند وقت دیگر را هم می دانید.

کی عید می شود؟ کی اذان می شود؟ کی نیمه شب شرعی هست؟ همه برای اینکه حساب در کار هست. چه طوری حساب می کنند. سال دیگر کی سال تحویل میشود؟ چی طوری حساب می کنند. سال بعد در کدام ثانیه و صدم ثانیه اش زمین دور کاملش را دور خورشید زده، برای اینکه اندازه ها حساب میشود. الان غروب آفتاب را حساب می کنند به شما می دهند. مغرب هم به شما می دهند فجر را میدهند اذان صبح هم می دهند طلوع آفتاب هم می دهند.

همه اش حساب است، اصلا به تو می گویند کی قرار است یک ماه دیگر، فلان شهاب می خواهد بیاید بخورد بزمین، آسمان یا جو زمین شهاب باران بشود. چه طوری الان دانشمندان این حرفها را به ما می زنند، چه طوری می توانند پیش بینی کند؟ برای اینکه حساب در کارش هست اندازه ی دقیق در کارش هست خداوند همه چیز را به دقت خلق کرده و در اختیار بشر گذاشته. چون حساب هست. پیش بینی هم هست، پزشک الان به ما خبر می دهد. می گوید شما این شخص با این سیستم بدنی ده سال بعد سرطان می گیرد یازده سال بعد می میرد. الان پرونده ی ژنتیک می دهند به شما. می گویند آقا فلانی این سال سکته می کند می میرد. مغزی، قلبی، درمی آورند برای شما، حالا حساب داریم. حالا بشر دارد، یک زمانی اگر به ما می گفتند، آقا فشار خون شما را حساب می کنیم، هیچ کس باور نمی کرد. می گفتند حساب مال نخود و لوبیاست، نخود و لوبیا و کشمش و اینها را حساب می کنند. الان به تو می گوید درجه ی چشمت چند است؟ الان به تو می گوید فشار خونت چند است؟ الان به تو می گوید پلاکت هایت چند تا است؟ الان به تو می گوید اوره چه طوری است؟ چربی ات چه طور است؟ قندت چه طوری است؟ همه را حساب کرده بشر. یک میلی متر این طرف و آن طرف نمی شود. براساس این آن زنده است، می بینید یک نفر را درمان می کنند. پس خیلی حساب در کار هست، بشر چند وقت دیگر به تو می گویند آقا بیا یک آزمایش بده، ما به تو می گوییم کی می میری؟ حالا کسی می خواهد بداند بمیرد؟ می خواهد مثلا برنامه ی سفر های خارجی را بچیند، برنامه ازدواجش را بچیند، برنامه ی ازدواج برای دختر و پسرش بچیند، الان می گوید آقا فلانی می خواست ازدواج کند مرد.

شب عروسی اش مرد. سکته کرد مرد. آن موقع شما می میری برنامه می گیری. الان می گویند بروید یک چکاب بگیرید بیایید. شما الان می روی الان برای هفته بعدت وضعیت آب و هوا را می گیری. من می خواهم مسافرت کنم هفته ی دیگر، جاده چه طوری است. 30 – 20 سال پیش یک همچین چیزی امکان پذیر نبود. الان به تو می گویند: هفته ی بعد باران می آید. هفته ی بعد هوا خوب نیست، خیلی هم دقیق است. چند وقت دیگر به شما می گویند آقا شما، چند ساعت و چند ثانیه دیگر می میری.

اندازه می گیرند به تو می گویند 20 سال بعد کلیه هایت از کار می افتد. جفت کلیه ها. چند سال بعد کبدت از کار می افتد. چند سال بعد کور می شوی، چند وقت دیگر آب مروارید می آوری. کی کچل می شوی. دقیق می گویند. می گویند آقا شما این سال موهایت می ریزد اصلا. همه را حساب می کنند به تو می گویند دقیق، می گویند می خواهی زن بگیری بجنب 10 سال بیشتر زنده نیستی. می خواهی بچه دار شوی.

ما اساتیدمان آن موقع ها که به ما می گفتند ما به آنها ایمان داشتیم که این حرفها را به ما می زدند، اساتید ما به ما می گفتند الان دارد اتفاق می افتد الان رو گاو و گوسفند اتفاق افتاده در فیلم سینمایی همه راجع به آدم می سازند. ولی هنوز روی انسان نتوانستند این کار را بکنند شبیه سازی را اساتید ما در فلسفه به ما درس می دادند. می گفتند بشر به جایی می رسد که شبیه سازی می کند، الان شبیه سازی اتفاق افتاده یا نیفتاده؟ بله، حالا در ایران خودمان مگر نمی کنند شبیه ساز!، اساتید ما به ما می گفتند شما می روید کارخانه ی انسان می گویی آقا من 20 تا کارگر می خواهم با این قد، با این هیکل با این وزن با این قیافه. می سازد برایت و تحویل می دهد. الان که دیگر نیازی هم به زن و مرد و آمیزش و اینها هم ندارند.

الان دیگر بارداری خارج از رحم هست. کارخانه هایی درست می شود. یک ارتش می گوید آقا من ده لشکر آدم می خواهم همه قدهای شان اینقدر، وزن های شان اینقدر، قیافه های شان اینقدر، قدرت بدنی شان را هم تنظیم می کند. می گوید این ها را تنظیم کن بده به من. مثل موتور و ماشین که قدرتش را الان می گویند 200 – 2800 – 3000 – 3400 چند وقت دیگر یک کارخانه هایی می آید که شما می روی در آن آدم سفارش می دهی.

جوانهای ما هم چقدر راحت می شوند. می روند می گویند یک زن می خواهم این طوری، شوهر می خواهم این طوری، در بهشت داریم اینها را. امام صادق (ع) می فرماید: در بهشت یک همچنین سفارشهایی هست. اما روی زمین هم می شود؟ این بشر این کار را می کند. حالا ما الان داریم به شما می گوییم بعد ببینید می شود یا نمی شود. حالا هر وقت شد یک چند تا از این خوبهای شان را بگویید بسازند بیاورید سر قبر ما بگویید فاتحه بخوانند سر قبر ما، بگویید یک چند تا فاتحه خوان سفارش بدهید. اینهایی که خسته نشوند از فاتحه خواندن و قرآن بیایند یک ذره سر قبر ما بنشینید فاتحه بخوانند. ولی شما خواهید دید بعدا این اتفاق خواهد افتاد. بشر می رود آدم سفارش میدهد. چرا؟ چرا می تواند این کار را بکند؟ چون بشر مظهر خداست. چون " كُلُّ شَيْ‌ءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ" ، چون قاعده وجود دارد، چطور توانستند الان در همین ایران خودمان گوسفند شبیه سازی بکنند گوساله شبیه سازی بکنند چند وقت دیگر در همین کشور ما شاید جلوتر از کشور های دیگر این اتفاق بیفتد که آدم شبیه سازی می کنند ولی همه چیزشان هم دست خودشان است همه چیزشان هم دست خودشان است.

الان سلولهای بنیادی را مگر ایران نساخته، الان صدها جانباز رفته اند ثبت نام کردند می گوید آقا من قطع نخاعی دارم، فلان جایم ضایعه نخاعی، نوبت می گذارند برایش، برایش نخاع درست می کنند سلول عصبی درست می کنند، تزریق می کنند، می بینند نخاعش راه می افتد، از فلج بودن درمی آید حالا در طفولیت را (مفهوم نیست) فلج چرا باشد، می گوید آقا قطع نخاعی فلج است الان در همین اصفهان خودمان دارند این کار را می کنند می گویند آقا فلج است بیاورید او را.

آزمایش می گیرند، سلول بنیادی مخصوص خودش را می سازند برایش، به موقعش تزریق می کنند، نخاعش عصب دار می شود موادش تکمیل می شود راه می افتد می رود، چند وقت بعد گوش را همین کار را می کنند، چشم را همین کار می کنند، الان دارند می کنند. من خودم برای مشکلات نخاعی خودم که آسیب دیده ی نخاعی هستیم رفتم نوبت بگیرم گفتند شما چند سال دیگر نوبتت می رسد. ولی دارند این کار را می کنند. چرا می توانند این کار را کنند؟ چرا بعدا این کار که من می گویم حتما می شود؟ آدم سازی می کنند برای اینکه وَ كُلُّ شَيْ‌ءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ. برای این که همه چیز را خداوند ریاضی خلق کرده، فرمولش را در اختیار تو قرار می دهد می گوید تو این کار را بکن، 1400 سال پیش می گوید اگر تو می خواهی به فضا بروید می توانید بروید، آن موقع مردم قاطر و الاغ و اسب سوار می شدند. ولی در قرآن می گوید: اگر شما می خواهید به آسمان بروید می توانید بروید، خدا دارد خبر می دهد فنقضوا بیایید بالا بیایید در اقطار آسمان و زمین پرواز کنید ولی دو تا شرط می گذارد خداوند برایش در قرآن می گوید اگر می خواهید این کار را کنید بیایید در آسمان، اقطار آسمان و زمین وارد شوید باید دو تا چیز داشته باشید یکی قدرت، یکی علم، در واقع علم هست که چی چیزی می آورد خودش، قدرت می آورد. شرط می گذارد خدا. می گوید علمش را داشته باشید با قدرت بیایید بالا در آسمان هر جا در کرات من می خواهید پرواز کنید من خدا به شما اذن دادم، « وَسَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ » یعنی چی؟ آنچه که در آسمان ها و زمین هست برای شما قرار داده تسخیر کرده، شما می توانید بروید و بگیرید آن را می توانید تسخیر کنید، می تواندی بروید ماه را بگیرید و مریخ را بگیرید، مشتری را بگیرید راه هایش را به شما یاد می دهند فقط حماقتی که بشر کرد، متخصص معصوم را حذف کرد مجبور شد خودش دانشگاه تشکیل بدهد چند هزار سال پیشرفتهای علمی اش عقب افتاد. اگر همان موقعی که امیرالمومنین به عنوان متخصص معصوم بود رسول الله به عنوان متخصص معصوم بود مردم تسلیم شان می شدند خود حضرت علی به مردم گفت: اگر شما تسلیم من شوید من از همین آب خانه های شما را روشن می کنم. در نهج البلاغه ببینید از همین آب رودخانه، خانه ای شما را روشن می کنم. شما گوش کنید به حرفهای من ولی می بینید که مردم گوش نکردند به حرف امیرالمومنین مجبور شد چند صد سال برق و روشنایی از جامعه جهانی، جامعه جهانی از برق و روشنایی محروم بشود. چرا؟ چون زیر دست متخصص تربیت نشد، با سعی و خطا و آزمایش خواست کارهایش را بکند، دیر نتیجه می دهد با سعی و خطا، چند قرن عقب می افتد، همه چیز حساب دارد، همه چی.

«بر این اساس هر چه در جهان اتفاق می افتد دارای حساب دقیقی بوده و هیچ چیز از آن قانون عام و سنت غیرقابل تغییر الهی استثنا نمی پذیرد. یعنی چی؟ یعنی ما چیزی در عالم به نام تصادف، و اتفاق ، شانسی همین جوری، خودبخود هیچی وجود ندارد. اصلا ما چیزی به نام شانس و بخت نداریم.. الان در زندگی زناشویی شکست خوردی، در زندگی تربیتی ات شکست خوردی، در زندگی با پدر و مادرت شکست خوردی، در اداره با مدیریت شکست خوردی، برای اینکه یک سلسله قواعدی بوده عمل کرده و تو این طوری شدی. شانسی نیست، اگر یک کسی خوشبخت است، شانسی خوشبخت نیست. اگر یک کسی موفق است، شانسی نیست. تمام شکست ها و موفقیت ها "حسبان"، قاعده مند، قانونمند است تمامش.

«بر همین میزان اگر طوفان عالمگیری نیز اتفاق افتد عدد قطرات باران و مقدار امواج خروشان سیل و مقدار کل آن آبها بطور دقیق در سیطره ی محاسبه ی حضرت خداوندی خواهد بود و هیچ چیز از احاطه ی علمی او بیرون نیست، لذا قرآن کریم سقوط یک برگ از درخت را نیز تحت مراقبات علمی حضرت حق می داند. "و ما تسقط من ورقه الا یعلمها"» یک دانه برگ از درخت نمی افتد مگر اینکه خدا می داند چی اتفاقی می افتد می داند کی می افتد و کجا می افتد؟ سوره ی انعام آیه 59.

«پس عجیب نیست که ماموران حسابرس ریزبین و تیزبین خدای متعال وزن آبها، مقدار قطرات، تراکم سیل خروشان و بقی را می دانند». همه چیز را می دانند، همه چیز حساب، کتاب دارد.

«بلاهایی که دامنگیر مردم دنیا می شود نیز در اثر اعمال ناپاک و رفتارهای ناروای مردم روی می دهد. این بلاها بوسیله ی همین ماموران الهی نازل شده و یکباره نسلی را به انقراض می کشاند و لذا قرآن کریم در سوره ی هود آیه ی 69 و 70 می فرماید: " وَلَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَى قَالُوا سَلَامًا قَالَ سَلَامٌ فَمَا لَبِثَ أَنْ جَاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ..... الُوا لَا تَخَفْ إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَى قَوْمِ لُوطٍ».

ببینید خیلی داستان قشنگ است. این داستان را الان فرصت نیست همه اش را بگویم ، در می زنند منزل حضرت ابراهیم حضرت در را باز می کند سلام و علیک می کنند، آشنایی می دهند می آیند می نشینند حضرت برای شان غذا می برد می بیند اینها دست به غذا نمی زنند یک دفعه حضرت در درون خودش یک ترسی می افتد که اینها چه کسانی اند چرا حالت شان یک حالت عجیبی هست، چرا غذا میل نمی کنند، چرا دست به سمت غذا نمی برند. تا این در دلشان می آید می گویند لا تخف نترس. ما از طرف پروردگار، إِنَّا أُرْسِلْنَا ما از طرف پرودگار تو آمدیم می خواهیم به تو بشارت بدهم، به چی می خواهید بشارت بدهید چرا؟ به این نکته که تو بچه دار می شوی ابراهیم به اسماعیل به اسحاق و بعد می گوید چه می گویند إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَى قَوْمِ لُوطٍ ما ضمنا از پیش تو می خواهیم برویم قوم لوط را همه را نابود کنیم ببینید هم بشارت آوردند فرشته ها یعنی رحمت و آرامش آوردند هم دارند چه چیزی می برند با خودشان، عذاب می برند این معنای این قسمت از دعایی هست که امروز خواندیم وَ رُسُلِكَ مِنَ الْمَلَائِكَةِ إِلَى أَهْلِ الْأَرْضِ بِمَكْرُوهِ یا بلا می بری برایشان، فرشته ها بلا می آورند، بِمَكْرُوهِ مَا يَنْزِلُ مِنَ الْبَلَاءِ وَ مَحْبُوبِ الرَّخَاءِ. یا آسایش دوست داشتنی، یا آرامش دوست داشتنی، فرشته ها همه را می آورند، إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ. می گوید آنهایی گفتند خدا و روی خدا ایستادند گفتند خدا و پایداری کردند استقامت کردند در ارتباط با خدا، خدا به آنها آرامش می دهد. برای همین هر کس هر چقدر خدا در زندگی اش بیشتر نقش دارد، موفق تر شادتر، آرامتر هست. بشاش تر است. نشاطش بیشتر است.

وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ. یعنی هم خوف و حزن را بر می دارند تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا، اضطراب و غصه را بر می دارند از رویش وقتی خدا بیشتر می شود هر چقدر خدا بیشتر می شود دو چیز کم می شود در زندگی مان: اضطراب و غصه کم می شود.

اصلا این قاعده است. هر چی خدا بیاید از آن طرف غصه، اضطراب بیرون می رود از زندگی انسان. از طرف مقابل یک بشارت بهشتی هم یم دهند به او. «وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ». انسان بشارت را از الان برای بهشت می گیرد. از الان بشارت را به او می دهند. یعنی شادی بهشت، نسیم پرنشاط بهشت به قلب مومن می وزد. مؤمن همین الان هم بو و رنگ بهشت را استشمام می کند و می بیند. چقدر قشنگ این فرشته ها چه کار می کنند با دل یک انسان.

«در آیه 82-81 همان سوره نیز می فرماید: انّ موعد هم الصبح الیس الصبح بقریب». موعدشان کی است؟ کی قرار است برایشان عذاب نازل شود می گوید موعدشان صبح است. صبح نزدیک نیست. «فلما جاء امرنا» وای وای لحظه ای که امر ما رسید: « جَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهَا حِجَارَةً مِنْ سِجِّيلٍ مَنْضُودٍ من سجیل منظود». می گوید زیر و روی شان کردیم، هر چی روی زمین بود، زندگی آنها، اموال آنها، کاخهای آنها، حیوانات آنها، خانه های آنها هر چی ساخته بودند کشاندیم بردیم داخل زمین. جعلنا عالیها سافلها بردیم زیر، رو چه چیزی را گذاشتیم ، زیر را آوردیم رو، یک لحظه برش گرداندند فرشته ها یک دانه این طوری می زند فرشته، یک دانه این طوری می زند یک فوت می کند، تمام می شود آقا هم چیز می رود زیر، زیر می آید رو. ده قرن بعد می گویند باستان شناسان در حین جستجو در تپه های فلان یک شهر را گیر آوردند، آن شهر است آن زیر چه کار می کرده. من رفتم من خودم چند سال پیش رفتم بالای سر یک کار باستان شناسی، دیدم از زیر زمین یک شهر درآوردند. و ایستادم تماشا کردم بیرون آوردن آن قطعات شهر را دیوارهایش را.

این کجا بوده این شهر؟ ج"َعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا" و امطرنا یعنی چی؟ مطر یعنی چه باران، امطرنا علیهم می گوید مثلا باران سنگ فرستادیم رویش همین طور که باران می آید سنگ آمد رویش، وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهَا حِجَارَةً مِنْ سِجِّيلٍ، سجیل چه کسی می داند چیست؟ سوره ی ابابیل یادتان هست؟ از آن سنگ ها که می خورد سوراخ سوراخ می کند آدم را. همه چیز را سوراخ می کند با خودش می برد.

از یک طرف می خورد از یک طرف در می آید. از آنها می گوید از آنها ما بارانی فرستادیم، آنجا در قضیه لشکر ابرهه یک دانه پرنده یک دانه می گرفت دهنش می آمد می انداخت روی سر یکی می کشتش. اینجا می گوید اینها را ما این طوری که نکردیم که تمام را سر همه ی این شهر از آنها باران ریختیم روی سرشان. اگر خدا بخواهد این کار را بکند با قومی، اگر خدا بخواهد اینکار را بکند با جایی، چند ثانیه یک باران این طوری می فرستد، چند ثانیه هیچ کس زنده نمی ماند. جلال خداست وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهَا حِجَارَةً مِنْ سِجِّيلٍ مَنْضُودٍ.

«موعد گرفتاری آنان صبح است و چه زود می رسد و آنگاه که امر و عذاب ما نازل شد تمام آبادانی آنها را زیر و رو کرده و ریگهای بسیار بر آنها می آوریم. همین ملائکه برای حضرت ابراهیم حامل بشارت بودند و برای قوم لوط حامل بلا و نابودی. همین ماموران الهی هستند که مدیریت نظام افعالی صحیفه ی وجود را بر عهده دارند و جهان را با نهایت دقت نگه داشته اند و لذا باید این مسئله مهم را باور داشت که آنچه در ظاهر خاکی این عالم می نماید جملگی در باطن هستی به دست همین ماموران الهی انجام می گیرد. حالا انشاءالله در اسماء الله توضیح می دهیم این ها را بحث آسمان و زمین و کرات و اینها را مفصل توضیح می دهیم.

شما الان در یک جای سر بسته، در بازار رفتید، در همین بازار شهرری خودمان حضرت عبدالعظیم، در روز می بینید که سقف بازار آنجا که گنبد گنبد است سوراخ می کند این ستون نور می آید پایین. در ستون نور که نگاه می کنید میلیونها ذره را چی را می بینید؟ معلق می بیند روی آسمان و زمین. این معلق دیدن ما این طوری نگاه می کنیم الان می دانید اشتباهات کجاست؟ ما می آییم روی زمین وا می ایستیم بعد می گوییم این ماه را نگاه کن معلق در آسمان نگهش داشته خدا! خورشید را نگاه کن معلق است در آسمان یک کسی باید به ما بگوید خودت هم معلقی، تو با کره ی زمین با پنج حرکت، پنج نوع حرکت دارد کره ی زمین با پنج نوع حرکت شدید « أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا»، به به زمین با پنج حرکت را برای شما ساکنش کردیم. شما احساس می کنید دارید جایی زندگی می کنید که چی هست؟ ساکن است در حالی که پنج حرکت دارد که اگر این حرکت را ادراک کنید همه از ترس می میرند.

آقا تو را هم خدا روی زمین معلقت کرده این کره ی با این عظمت را در فضا معلق نگه داشته خدا داد. اداره اش می کند، دارد هدایتش می کند کم کم پانزده میلیارد سال است دارد خدا این کار را می کند. آدم اینجاهاست که لذت می برد تسبیح دستش بگیرد را به قبله بنشینید بگوید چی؟ بگوید الله اکبر، الله اکبر،‌الله اکبر سبحان الله، سبحان الله. بگوید الله اکبر. بگوید: " رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ ".

مهم در این جلسه، جلسه ی صحیفه این است و بحث اسماء الله که انشاءالله می کنیم این هست که شما تمرین کنید و یاد بگیرید که وقتی دارید به اشیا نگاه می کنید به نظام مدیریتی و نظام ربوبی آن هم توجه بکنید. هر چقدر این تمرینی که من عرض می کنم شما بیشتر انجام بدهید مطمئن باشید سیر انسانی تان سرعت بیشتری می گیرد سیر الهی تان قدرت و سرعت بیشتری می گیرد، تمرین کنید وقتی به یک چیز نگاه می کنید با نظام مدیریتی به آن نگاه بکنید وقتی دارد باران می آید، برف می آید ابر می آید وقتی رعد و برق می شود دقت کنید که این فرشته ها را هم همراهش ببینید.

وقتی یک گیاه در خانه ی تان دارید، دارد رشد می کند باهاش با آن فرشته هایش را هم ببینید. هی تمرین، تمرین، تمرین کنید تا انشاءالله به لطافت به ظرافت به یقین انشاء الله برسید.

و الحمدالله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.