اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین. هدیه به محضر مقدس امیر المؤمنین(ع) آقا امام زمان(ع) و قبولی طاعات صلوات ختم بفرمایید. یک مژده را من بدهم قبل از اینکه بحثمان را آغاز بکنیم اینکه ما خداوند تبارک و تعالی 19 روز را فرصت داده به ما که ما برای تنظیم تقدیرات بهترین تقدیرات، تمرین بکنیم که بتوانیم تقدیرات انسانی داشته باشیم. یعنی آن پنج گروه دیگر که سنگ هستند و کمتر از سنگ، حیوان هستند و کمتر از حیوان، و شیاطین، از آن پنج گروه نباشیم از گروه انسانها باشیم واقعاً، آنها که باطن انسانی دارند و زمان شبهای قدر را هم خدا طولانی قرار داده که ما فرصت انتخاب سبک زندگی انسانی را داشته باشیم. فاصله گرفتن از سبک زندگی حیوانی، توبه کردن، قطع ارتباطمان با سبک زندگی حیوانی، و برنامهریزی کردن برای یک سبک انسانی. حداقل چیزی که ما باید به دست بیاوریم در شبهای قدر این هست که ما بتوانیم تقدیرات یک سال زندگی انسانی را بدست بیاوریم. گفتیم بعضی از انسانها هستند که علاوه بر اینکه تقدیرات یک سال زندگی انسانی خودشان را بدست میاورند آنقدر از خودشان ظرفیت و قابلیت نشان میدهند. خداوند تقدیرات زندگی میلیونها انسان را به اینها میدهد و اینها خودشان توزیع کننده تقدیرات الهی میشوند یعنی آدمهایی هستند که به اندازه میلیونها انسان ظرفیت در وجودشان ایجاد میکنند و میتوانند هم در زمان حیاتشان و هم بعد از حیاتشان خوراک دهنده به میلیونها انسان باشند. فکر کنید یک انسان چقدر باید ثروتمند باشد وقتی که در دنیا زندگی میکند میتواند دهها میلیون انسان را خوراک بدهد انسانی آنها را رشد بدهد و تأثیرگذار در نظام انسانی آنها باشد و بعد از مردنش هم بتواند آنقدر آدم موفقی باشد. لذا اینها را دارم میگویم برای اینکه شما انشاء الله یاد بگیرید و فکر بکنید که باید چه نقشههایی را برای زندگیمان بریزم چطوری سبک زندگیمان را تنظیم بکنیم که اینطوری بشویم یعنی زیاد بشویم. کثرت نفس پیدا بکنیم، بزرگی روح پیدا کنیم، نکند خدای نکرده ما شب قدر هم بگذرد و هنوز تقدیرات یک آدم را هم نتوانسته باشیم پیدا کنیم. میبینی بعد از ده سال بیست سال سی سال هنوز به اندازه یک سنگ نیستیم که از شنیدن اسم خدا لذت ببرد و متأثر بشود هنوز مثل یک حیوان نشدیم که عبادتش بجاست، به موقع است و تمرد ندارد نسبت به پروردگارش، این خوب نیست. بنابراین چکار باید بکنیم که ما بتوانیم تبدیل به میلیونها انسان بشویم؟ قرآن خیلی زیبا میگوید، من این کدها را که دارم میدهم به شما، این کدها را دقت کنید و تصمیمتان را بگیرید. میفرماید که (نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتى وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ) ما هر چه که انسان بفرستد مینویسیم، یعنی ذخیره میشود برای برزخش، ولی آثار وجودی یک شخص هم همینطور. یک شخص در زمان حیاتش میلیونها اثر وجودی دارد و به دیگران میرسد این آثار وجودیاش خیرش به دیگران میرسد برای همین در خصوصیات انسان حقیقی که باطن انسانی دارد یعنی مؤمن، همه آدمها را گفت که وِل معطل هستند. (إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ) همه جزء یکی از آن پنج گروه هستند (إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا) که اینها اهل عمل صالح هستند عمل صالحشان کثرت نفس میاورد برای آنها. بخصوص که (وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ) مؤمن، بعضی از آدمها هست من خیلی تأسف میخورم با آنها روبهرو میشوم اینها قابلیت اینکه جای میلیونها آدم زندگی بکنند را دارند اما جای خودشان هم زندگی نمیتوانند بکنند. یعنی باطن گند و حیوانی برای خودشان درست میکنند در حالی که خداوند به این یک عالم استعداد داده بتواند جای میلیونها آدم زندگی بکند. یعنی خیلی امکانات خدا در دست این آدم ریخته خیلی امکانات به این داده که این بتواند بجای میلیونها آدم زندگی بکند ولی این هنوز خودش را هم نمیتواند جمع بکند یعنی به عنوان یک آدم هم نمیتواند زندگی بکند چه بخواهد بجای میلیونها انسان زندگی بکند. و تقدیر جمع بکند ثروت جمع بکند. خیلی بد است آدم ریز و کوچک زندگی بکند. بعضیها خدا به آنها استعداد میدهد. استاد خوب میدهد نعمت میدهد، سلامتی میدهد، ذهن میدهد، همه چیز میدهد ولی چون وابستگی زیادی به بخشهای پایینی دارند به بخشهای نفسانی دارند استعدادشان را میاورند در بخشهای پایینی مصرف میکنند. ثروتش میشود جای پانصد نفر، بله جای 500 نفر ثروت دارد یعنی در بخش حیوانی بجای 500 نفر را واقعاً میتواند لذت ببرد زندگی بکند و خرج بکند ولی به جای حیوان هم حتی این آدم نرسیده. خیلی بد است ما امشب باید یاد بگیریم که تقدیراتمان را تقدیرات انسانی بکنیم و بتوانیم انشاء الله آدم زندگی بکنیم با باطن انسانی و نه یک نفر، تبدیل به پنج نفر، ده نفر، صد نفر، هزار نفر، صدها هزار نفر بشویم. پس آثار وجودیتان را باید بیشتر بکنید، حالا این را که در دعاها توضیح دادم متوجه میشوید یعنی چی بخصوص شب قدر شب بیست و سوم خیلی بحث داریم. آن مژدهای که میخواستم به شما بدهم این هست که ما تا شب بیست و هفتم هنوز فرصت داریم شب عید هم همینطور هست شب عید هم از لیالی قدر است برای ما، شما ببینید ادعیه شب عید و روز عید فوقالعاده سازنده است و تعیین کننده است در تقدیرات یک نفر. برای همین هم شما اگر دقت کرده باشید دعای کسب فضیلت شب قدر را بیست و چهارم به ما ندادند یعنی اگر شما بروید دعای روز بیست و چهارم را بخوانید در مفاتیح هیچ حرفی از شب قدر نیست با اینکه شما شب بیست و سوم را هم گذراندید، چه موقع دعا دارد؟ روز بیست و هشتم، روز بیست و هشتم تازه صبح که بلند میشوید میگویید (اَللّهُمَّ ارزُقنی فَضلَ لَیلَۀِ القَدر) خدایا امروز که بیست و هشتم ماه مبارک هست فضیلت شب قدر را نصیب من کن. این خیلی فرصت خوبی است مژده خوبی است ما انشاء الله احیا میگیریم ولی بعضیها بیحال هستند بیست و هفتم فکر میکنند که همه درها بسته شده و میروند دنبال کارهای خودشان. ولی شب بیست و هفتم شب بسیار بزرگی است شب عید شب بسیار بزرگی است و ما باید اینها را خیلی محترم بشماریم. این یک نکته که ما باید از آن خیلی استفاده بکنیم برویم سراغ ادامه بحثمان. پس بهترین کار در شب قدر، در این شبها این هست که من تصمیم بگیرم برای بخش فوق عقلانیام یعنی برای بخش انسانی صاحب برنامه باشم یعنی برای آدم شدن و باطن انسان پیدا کردن و تبدیل شدن به چندین انسان برنامهریزی کنم. اگر برنامهریزی زندگتان اینطوری باشد دیگر میدانید چه رشتهای را باید انتخاب کنی، با چه کسی ازدواج بکنی، با چه کسی ازدواج نکنی. چه معاملاتی انجام بدهی، چه معاملاتی انجام ندهی، کار اقتصادیات چطوری است، کار اجتماعی، کار اخلاقیات چطوری است، هزینههای زندگی را باید چکار کنی، روابط عاطفیات با بقیه تنظیم میشود. روابط اخلاقیات تنظیم میشود، مهمانیهایت تنظیم میشود، دیدن و بازدیدها، دیدنیهایت، شنیدیهایت، خوردنیهایت، پوشیدنیهایت همه تنظیم میشود چون تو صاحب سبکی، صاحب زندگی هستی میدانی قرار است چی بشوی و میخواهی چی بشوی. ولی وقتی که انسان خودش را به صورت یک حیوان میبیند یعنی یک جنس، یا مرد یا زن، این دیگر غایت و آمالش این هست که یک شوهر خوب، یک زن خوب، چند تا بچه داشته باشیم. صاحبخانه شده باشیم، اتومبیل داشته باشیم، ویلا داشته باشیم، سفر خارجی برویم، مسافرت داشته باشیم، کنارش بله، اشکال ندارد در درجات همردیف یا پایینتر الله هم داریم. چهارده معصوم هم داریم روضه هم داریم ماه رمضان هم روزه میگیریم، این فسق است، این اصلاً زندگی انسانی نیست. اگر الله، چهارده معصوم و جهاد در راه خدا، حالا امروز آیهاش را توضیح میدهم. برسد به ردیف بقیه نیازمندیهای ما ما میشویم فاسق، یعنی زندگی انسانی اصلاً ما نمیتوانیم تشکیل بدهیم. زندگی انسانی مال کسی است که اوج لذتهایش، عزتهایش، آبروهایش، آرمانهایش، برنامهریزیهایش، کِیفهایش، شهوتهایش، الله، ارتباط و لذت بردن از ارتباط با چهارده معصوم. وقف کردن خودش با خانواده آسمانیاش و تلاش در راه آنهاست، این میشود یک انسان حقیقی. لذا ما اگر درست برنامهریزی نکنیم سالم متولد نمیشویم، لذا چرا میگوید شب قدر از هزار ماه بهتر است؟ برای اینکه دارد به شما میگوید شبی که در آن تو برنامهریزی میکنی برنامهریزی انسانی بکنی از هزار ماه بیبرنامه زندگی کردن بهتر است. خوب نتیجه یک برنامهریزی خوب چیست؟ (تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ) نتیجهاش چیست؟ سلام، نتیجهاش میشود سلام. برای همیشه تو دیگر سالمی، امنیت داری، آسوده هستی، آسیب دیگر نمیبینی، یک زندگی سالم داری. ولی اگر تقدیراتت را درست انجام نداده باشی به سلام نمیرسی لذا میگوید (اَللّهُمَّ اَخرِجنی مِن الدُّنیا سالِما) خوب گفتیم رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیاست. یعنی شما وقتی که جنین میاید در رحم مادر فقط دو تا از تولدها به دردش میخورد باید صاحب سبک باشد در رحم، تولد سالم و تولد قوی، شش تاست آن چهار تا تولد دیگر به درد نمیخورد جنین باید یا سالم به دنیا بیاید یا سالم قوی. و ما که در رحم دوّممان قرار داریم و دنیا فقط دو تا تولد هست از شش تولد که به درد ما میخورد برای آخرتمان، و الا بدبختیم اگر بمیریم اول بدبختیها و غصهها و پشیمانیهاست که دیگر فایدهای هم ندارد. خدا نکند کسی از این دنیا برود بیفتد به حسرت، بگوید جوانی و عمرم را مفت تلف کردم. خیلی سخت است خیلی غصهاش زیاد است. اینطوری نیست که الان مثلاً شما دارید میروید خانه، دور از جان شما، نعوذ بالله، یک تصادف بکنید یکی را بکشید بعد بیاندازنت زندان، پول هم نداشته باشی بیایی، ده سال بماند آدم آنجا، این حسرتها اصلاً حسرت نیست. در مقابل اینکه آدم برود در قبر، و بعد بفهمد که دیگر کار از کار گذشته مفت عمری را که میتوانسته با آن یک جاودانگی بسازد را همه را از دست داده هیچ چیزی مثل این نیست بد زندگی کردن، خیلی بد است. لذا میگوید اصل تولد سالم است خدایا من را از دنیا سالم خارج کن این بهترین تقدیرات است که شما امشب بخواهید از خدا، و برای این تقدیر باید برنامهریزی بکنید جنین تحت هر دوران بارداری سالم به دنیا نمیاید. جنین فقط در یک سیستمهای خاصی سالم سیستمش طی میشود بعد هم سالم به دنیا میاید هر نوع بارداری، هر نوع انعقاد نطفه، با هر نوع پیشینه قبلی بچه سالم بیرون نمیاید. ما هم در رحم دنیا باید سیستم زندگی و سبکمان، جنین چطوری سالم به دنیا میاید؟ جنین از لحظهای که نطفهاش تشکیل شده از قبل پدر و مادر مراقبت کردند. ما هی میگوییم مراقبت مراقبت در برنامهها دادیم اکثرتان گرفتید آنهایی که نگرفتند حتما جدولهای برنامهریزی را پر کنند به آنها مراقبتهای تقویت ژن را میدهیم چه مجرد باشند چه متأهل فرق نمیکند. این از اول فکرش بودند یک طوری این ژنها را تقویت کردند آن پنج تا ژن را، که اینها از اول درست بسته شده این نطفه، اسپرم قوی، تخمک قوی، سلول تخم قدرتمند، دوران بارداری از اول تا نهم هر ماه هی این تقویت شده. حالا متولد شده خوب آمده بیرون، یا قوی یا حداقل سالم، و جنین از اولی که دارد تشکیل میشود برای دنیا دارد زندگی میکند اصلاً با رحم خیلی جدی نمیگیرد رحم را. یک کسی که دنیا را خیلی جدیتر از آخرت میگیرد این محال است درست متولد بشود به آنجا، محال است سالم متولد بشود. برای آدمی که میخواهد سالم زندگی بکند در دنیا به شادی و آرامش برسد و در آخرت سالم متولد بشود. باید آخرت همیشه در ذهنش بزرگتر از دنیا باشد عظمت آخرت، عظمت تولد، عظمت برزخ، عظمت قیامت، پنجاه تا سؤال قیامت و مسائلی از این قبیل برای او باید خیلی بزرگتر از مسائل دنیایی باشد که حالا اصلاً علامت یک همچین آدمی را توضیح میدهیم سالم، تولد سالم. سلامت ملاکش چه بود؟ از رحم مادر به دنیا تولد ملاکش مشخص بود تطبیق با شرایط زیستی دنیا. از رحم دنیا به آخرت چیست؟ چند دقیقه پیش توضیح دادم. اینکه یک شخص در سبک برنامهریزیاش باید سه تا هدف از همه اهداف پایینی و حتی اهداف علمیاش بالاتر باشد الله، این بزرگه، وسطی چهارده معصوم، خانواده آسمانیاش، پدرش امام زمان که بیشترین مسئولیت را نسبت به آن دارد. من دارم جواب شبهای بعد را هم همین الان به شما میگویم که شما باید چه تقدیراتی را انتخاب بکنید چرا دعای شبها قدرتمندتر از دعای سحرها یا دعای روزهاست. این خیلی مهم است یواش یواش دارم کدها را میدهم هی فکر بکنید تا در بیاید برایتان، و جهاد در راه خدا، یک کسی که این سه تا در زندگی برایش عزیزتر و لذیذتر از شوهرش، زنش، بچهاش، خانوادهاش، پدر و مادرش، دنیا. آن هشت تا معشوق (آباؤُكُمْ) پدر و مادرها، (أَبْناؤُكُمْ)پسرها و دخترها، (إِخْوانُكُمْ) برادران و خواهران، (أَزْواجُكُمْ) همسرتان، (عَشِيرَتُكُمْ) عشیرهتان. همان قوم و قبیله و لر بودن و ترک بودن و افغانی بودن و ایرانی بودن و این ناسیونالیستبازیهایی که الان متأسفانه در بعضی از افراد هست قومگراییهای جاهلانه، و اموالی که جمع کردید (وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها) شغل و تجارتتان. (وَ مَساكِنُ) خانههاتان که شیفتهاش هستید، اگر این هشت تا به اضافه ضمائمش یعنی مادرها و خواهرها و دخترها و اینها همه را حساب بکنید محبوبتر از سه چیز در نزد شما باشد شما دیگر از زندگی انسانی محرومید، نص قرآن است. خدا دارد صریح میگوید من تو را دیگر آدم نمیدانم، چرا؟ میگوید چون من به تو یک فوق عقل دادم که بینهایت طلب هست تو باید بینهایت را به محدود ترجیح بدهی تو باید خانواده آسمانی را به خانواده زمینی بیشتر ترجیح بدهی. تو عشقت، هزینههای زندگیات، دغدغههایت و آرمانهایی که برای خانواده آسمانیات داری باید هزاران برابر بیشتر از خانواده زمینیات باشد و باید اهل جهاد باشی. لذا شما دعاها را نگاه کنید در شبها که میاید همه تیر میخورد به خال، (اَسئَلُکَ اَن تَقتُلَ بی اَعدائِکَ وَ اَعداءِ رَسولِک) خدایا من از تو میخواهم دشمنانت را به وسیله من نابود کنی دشمنان پیغمبرت را به وسیله من نابود کنی، دارد هدف به شما میدهد. (وَ قَتلاً فی سَبیلِک فَوَفِق لَنا) خدایا کشته شدن در راه خودت را نصیب من کن، من خونم حیف است این جانم حیف است در راه غیر از تو ریخته بشود، غیر از تو هم ریخته بشود من تلف شدم. غیر از تو اگر کسی من را بردارد، غیر از تو اگر کسی من را بخرد، غیر از تو اگر کسی دل من را ببرد من باختم، اگر همه آرمانها و معشوقهای زندگی من کمالات پایینی و حیوانی یا کارهای صرفا علمی باشد من باختم. من اگر قرار است بمیرم جانم باید در راه یک هدف مقدس، اگر لحظهای که دارم، نفسم، قلبم، ضربانم باید بزند برای الله، چهارده معصوم و خانواده آسمانیام. پس ملاک تولد سالم را خیلی دقت کنید اینها را من هی دارم تکرار میکنم که یواش یواش باور دلمان بشود نه اینکه بشنویم با قساوت قلب از کنار اینها خدای نکرده رد بشویم هر کس باید بنشیند فکر بکند که من اینطوری هستم یا نیستم. و اگر نیستم پس باید به باطن انسانی و تقدیر انسانی خودم را برسانم باید تلاش بکنم خودم را برسانم به تقدیرهای انسانی. حتماً اگر یک کسی اینطوری نیست بخشهای پایینیاش بیش از حد غذا خوردند که زورشان به بخشهای فوق عقلانی میرسد و آن را میتوانند خفهاش بکنند میتوانند به آن بگویند تو هیچ چیز نخواه. تو سهمی نداری تو همین یک شب و سه شب احیا میرویم یک چیزی به تو میدهیم و گولش میزنند و شیطان هم میاید همینطور سه شب احیا یکطوری با آن معامله میکند که این هیچ وقت تصمیم به انتخاب درست نشود میلیونها آدم شبهای احیا میروند. میلیونها انسان ماه رمضان را طی میکنند محرم را طی میکنند اما اصلاً تصمیمی برای تغییر سبک زندگیشان نخواهند گرفت یعنی سبک زندگی همچنان به این شکل هست. یعنی بخشهای اصلی حاکمیت دارد بر بخش فوق عقلانی، حالا نمازی هم میخوانند، حجی هم میروند، عمرهای هم میروند، یک ماهی هم میگذرانند ماه محرم را، ماه صفر را، ماه رمضان را، اما هیچ وقت به تصمیمهای انسانسازی نمیرسند. هیچ وقت سبک زندگی درستی پیدا نخواهند کرد فقط میگویند این سه شب بگذرد زودتر تمام شود راحت بشویم برود پی کارش. برای همین هم وقتی ماه رمضان میخواهد برود اینها فوقالعاده خوشحالند، اصلا دلتنگی ندارند برای ماه رمضان، وقتی میاید خیلی ناراحتند، ولی بالأخره یکطوری ردش میکنند و یک شب قدر دو شب قدر، سه شب قدر، چهل شب، پنجاه سال و پنجاه شب قدر میگذرد و این هیچ وقت تقدیر یک انسان را پیدا نمیکند. این همیشه یاد گرفته به بخش فوق عقلانیاش بگوید خفه شو حرف نزن، من الان بعد از عید میخواهم بروم شمال، میخواهم بروم کیش، میخواهم بروم دبی، اگر قرار باشد حال و هوای ماه رمضان با من بیاید کیش که دیگر کوفتم میشود آنجا. من میخواهم بروم خارج از کشور، عروسی داریم نمیشود که ما عروسی داشته باشیم و معصیت نکنیم و کثافتکاری نشود و دل خانواده آسمانیمان را خون نکنیم و خدا را به غضب نیاوریم. برای همین خفهاش میکنند این بخش را کلاً از کار میاندازند، بیغیرتی، بیحیایی، حساسیتهای این بخش را میاندازند کاملاً ولی خوب. خوب است حالا همینطوری یک اشک تمساحی شبهای قدر ریخته میشود ولی اصلاً بنا نیست تغییری در سبک زندگی داده بشود و این اصلاً به درد نمیخورد این فقط فریفتن خودمان هست و از دست دادن تقدیر 83 سال و چهار ماه. اگر درست دقت نکنیم ما چهار ماهش را هم ممکن است زندگی نکنیم چه برسد سال، همهاش تلف میشود. در شب تقدیر، شب منزلت است تا تو نخواهی منزلت انسانی پیدا بکنی تا تو تصمیم نگیری به عنوان یک انسان زندگی بکنی این گریهها کار زیادی نمیکند آدم باید تصمیم بگیرد تقدیرش را عوض بکند. (إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ) تا خودت تصمیم نگیری تغییر بکنی این تغییرات دست رویش نمیخورد برای همین هم، پارسال هم مثل امسال، پیارسال هم مثل امسال، آنها شاید بهتر بوده و هر سال دریغ از پارسال. پس مهم در شب قدر این هست که من سبک زندگیام را بخواهم عوض بکنم زنداری، شوهرداری، ازدواج، تشکیل خانواده، تربیت فرزند، دیدنیهایم، شنیدنیهایم، خوردنیهایم، اگر من بخواهم سبک زندگیام همینطوری باشد الان تمام میشود بروم پای ماهواره بنشینم اگر کسی ماهواره در خانهاش میگذارد یعنی خیال ندارد اصلاً رشد بکند یک کسی که راحت پشت اینترنت مینشیند هر کاری دلش خواست میکند. این معلوم است اصلاً نمیخواهد تغییر بکند این فقط میگوید بله، خدایا آزادم بگذار یک ماه روزه خواستی گرفتیم دیگر، دیگر چکار داری ولمان کن دیگر، یک نماز هم میخواهی میخوانیم دیگر. یک چهار تا ده دقیقه است این هفده رکعت، پولدار هم شدیم یک حج هم میرویم باشد، امام رضا هم میرویم قربانش بروم میبوسیم سر میزنیم ولی هیچ، هیچ تغییری برای تغییر سبک زندگی و رسیدن از مراحل جمادی، گیاهی، حیوانی، به مرحله انسانی تغییر هیچ اتفاق نمیافتد. و این خودفریفتهگیها ادامه دارد و آمدن در مساجد، مشکی پوشیدن و گریه کردن خودش یک وسیلهای است برای فریفتن خودمان، که حالا نگاه کن ما برای شما گریه کردیم البته اینها ارزش دارد نه اینکه ارزش ندارد اینها خیلی هم ارزش دارد. ولی به زندگی انسانی و پیوند با الله و خانواده آسمانی و داشتن روح جهاد یک چیز دیگر است این هدف است که من برایش خلق شدم، این هدف اصلی است پس باید به این خیلی توجه بکنیم. برای همین من خیلی تأکید میکنم چند تا روایت جمع کردم برایتان راجع به شناخت قیمتها، تا شما قیمت خودتان را نشناسید تغییر به سبک زندگی نیستید. هر کس که زندگیاش را میخواهد تغییر بدهد اول میگوید اِ ما که چرا بقیه آنچنانی باشند و از ما بهتران، من چرا نروم بالا، من چرا ماشین نداشته باشم، همه ماشین دارند، وام و کلاه کلاه و اینطرف و آنطرف بالأخره یک چهار چرخی میخرد میاندازد زیر پایش. بعد دوباره یکذره زندگیاش را تغییر میدهد میگوید حالا چرا ما همهاش مثلاً پراید سوار بشویم، ما فرقمان با بقیه چیه، ما برویم یک چیز بالاتر. همینطوری میکشد میرود بالا، خانهاش، ما چرا اینجا باشیم. گفتم یک بنده خدایی که خودش را نمیشناخت میگفت استاد در حق من دعا کنید، گفتم برای چی؟ گفت من چهل تا جمکران نذر کردم که بتوانیم خانهمان را ببریم بالای شهر. گفتم یعنی میخواهی از منطقهای که خوراکهای فطری در آن بیشتر هست میخواهی بروی یک جایی که غذا گیر نمیاید، از امام زمان داری کمک میگیری که پر از میکده است. در جنوب شهر پر از میکده است پر از فضای تنفس هست برای حرکتهای فطری و بالا، بالا شهر این خبرها نیست اینطوری به این راحتی، هست اما نه به این شدت، اینقدر فضای اکسیژن فطری ما نداریم اکسیژن طبیعیاش زیاد است. راحت هر چه کار طبیعی بخواهی بکنی آنجا بیشتر حال میدهد و جان میدهد گفتم تو میخواهی از یک فضای انسانی خودت را، فضای فطری بالا با اکسیژن زیاد بکشانی یک جایی که اکسیژن فطریاش کم است. نذر کردی امام زمان کمکت بکند بروی آنجا. میگویم امام زمان شما هر چه به آن بدهی میگوید باشه، وقتی میگویی من نمیخواهم پیش شما باشم. میگوید باشه، امام زمان اصلاً هیچ کس را نگه نمیدارد پیش خودش اینطوری، ائمه هیچ کس را پیش خودشان نگه نمیدارند تا گفتی آقا اجازه مرخصی میدهی، میگوید خواهش میکنم بفرمایید. تا به امام گفتی اجازه مرخصی میدهی ما کار داریم میخواهیم برویم دانشگاه، میخواهیم برویم دبی، میخواهیم برویم کیش، میخواهیم برویم خارج، دیگر وقت نمیکنیم بیاییم حسینیه، وقت نمیکنیم برویم مسجد، وقت نمیکنیم عبادت کنیم. خدا اجازه میدهد، خدا وقت اذان و اقامه ندارم وقت تعقیبات نماز ندارم وقت قرآن خواندن ندارم، اشکال ندارد بفرمایید، خواهش میکنم شما بفرمایید، خلایق هر چه لایق. این هم رفت خودش را اینقدر زد در سر خودش و جیغ و ناله کرد که امام زمان بگوید برو، امام زمان گفت برو، رفت و چند سال بعد آمد گفت بچهام خراب شد. زندگیام پاشید، شوهرم رفت دنبال یک کار دیگر، بچههایم همه رفتند دنبال یک کار دیگر. ما همیشه به خدا همین را میگوییم خدایا ما این بخشها را ما خفهاش میکنیم میگوییم بابا دیگر در دبی با من کار نداشته باش. آنجا شاه عبد العظیم بود حجاب و نماز و از این حرفها، اینجا که دیگر از این حرفها نیست خارج که دیگر این حرفها نیست، شمال که دیگر الان لب دریا، که دیگر بابا دین کجا بود. ما اینطوری زندگی میکنیم پای ماهواره همه ظرفیتهای دینی یک نفر ذبح میشود سوخت معنویت دیگر ندارد برای همین گفتم بعضیها شب اول قبرشان شاید فقط یک شب بتوانند دوام بیاورند شب دوم دیگر میافتند به بدبختی و روغنسوزی. چون اصلاً نبرده با خودش بنده خدا چیزی، هیچ چیزی نداشته با خودش ببرد، بعضیها یکسال در برزخ میکشند بعضیها دو سال میکشند دیگر ظرفیت تمام است سوخت تمام، حالا میافتند به بدبختی و گرفتاری، مصرف میشود. این را باید دقت بکنیم که ما قیمت تا دست خودمان نباشد حاضر نیستیم ارتقاء بدهیم یعنی اگر من هزار شب دیگر بیایم از این حرفها بزنم تا شما باور نکنید خود حقیقیات را این حرفها از یک گوش میرود و از یک گوش دیگر در میرود. دوباره همان آش و همان کاسه است من که نه، امیر المؤمنین(ع) هم همین جا مینشست مگر در نهج البلاغه این حرفها را نمیزند خیلی بهتر از ما میگوید، پیغمبر مگر نبود زمان خودش، اهل بیت مگر نبودند. چرا کسی به حرفشان گوش نکرد؟ برای اینکه مردم خود حقیقیشان را نشناختند و باور نکردند، لذا تا آدم خودش را نشناسد و قبول نکند که من حیفم حیوان زندگی بکنم. حیفم فقط به عنوان یک زن یا یک مرد زنده باشم فقط با یک شوهر و یک زن دلخوشی کنم با چند تا بچه و نوه دورم ریخته باشد حیفم با یک شغل و با یک درجه و با یک موقعیت اجتماعی، با یک شهرت و با یکذره پول و قیافه، با یکذره پارچه و پشم و آهن دل خوش بکنم. تا انسان باورش نشود حاضر به تغییر سبک زندگیاش نیست زندگی اشرافی روح اشرافی میخواهد آدمهای گدا آدمهایی که خودشان را کم میبینند آدمهایی که اهل حقارت نفس هستند این حاضر نیست بزرگ زندگی بکند. این روزبهروز دارد فاصله میگیرد از حقیقت انسانی خودش. (نالَ الفَوضَ الأکبَر مَن ظَفِرَ بِمَعرِفَۀِ النَفس) همهاش از امیر المؤمنین هست، به رستگاری اکبر، بالاترین رستگاری رسیده بزرگترین خوشبختی این هست که یک نفر موفق. ظفر یعنی پیروز بشود کار هر کسی هم نیست، بتواند پیروز بشود اینکه خودش را بشناسد بفهمد قیمت وجودیاش چقدر است خودش را به بلندای ابدیت نگاه کند و تا خدا ببیند عمر هر کدام از ما به اندازه عمر خداست. اگر یک کسی اینطوری خودش را دید و عاشق خودش شد آنموقع است که سبک زندگیاش را خیلی راحت اشرافی میکند دیگر حاضر نیست ضعیف زندگی بکند. دیگر حاضر نیست کوچک باشد دیگر حاضر نیست حیوان و کمتر از حیوان یا سنگ و کمتر از سنگ باشد قدرتمند میشود این آدم، واقعا شرافت پیدا میکند. (لا تَجهَل نَفسَک فَإنَّ الجاهِلَ مَعرِفَۀَ نَفسِهِ جاهِلٌ بِکُلِّ شَیء) نسبت به خودت جاهل نباش چون کسی که خودش را نمیشناسد هیچ چیز را نمیشناسد، حضرت فرمود کسی که قدر خودش را نمیداند قدر هیچ چیز دیگر را نمیداند. شما تا نفهمی قیمتت چقدر است چقدر عزیزی، اینقدر عزیزی که امشب امیر المؤمنین بخاطر شما شمشیر خورد شما امشب اینقدر عزیزی که حضرت میارزید برای اینکه دین به دست شما برسد ضربه بخورد. آنقدر عزیز هستی که مادرمان فاطمه زهرا بخاطر ما حاضر شد جانش و بچهاش را بدهد اگر نه نمیرفت پشت در، اگر نه نمیرفت در کوچه، اگر نه نمیرفت درگیر بشود با بقیه بخاطر ما. اینقدر عزیزی که امام حسین دید میارزد بخاطر شما بچههایش هستید برود کربلا و خانوادهاش را برود به اسارت بدهد و خودش را آنطوری به شهادت بدهد. عزیزم عزاداری گریه کردن نیست ائمه به گریه ما احتیاج ندارند ائمه آن چیزی که برایشان مهم است و ما را به آن دعوت میکنند این است که پسرم، دخترم، عزیزم آن چیزی که من بخاطرش کشته شدم. آن ارزشهایی که من بخاطرش کشته شدم که آن هم بخاطر خودت بود آنها را احترام بگذار. حجابت و دیدنیهایت، شنیدنیهایت، خوردنیهایت، ازدواجت، مهمانیهایت، معاملاتت، و کارهایت را بخاطر خودت، آن ارزشهایی که من برایش کشته شدم بخاطر آن رعایت کن. ما اگر بفهمیم که امشب نشستیم همه مشکی پوشیدیم عزایی است برای انسانیت، و امیر المؤمنین شمشیر خورد بخاطر ما، آنوقت میفهمیم که اگر من نخواهم سبک زندگیام را به سمت امیر المؤمنین هدایت بکنم این گریه کردنهایم همهاش مسخره کردن امیر المؤمنین است. یعنی آقا من فقط حاضرم برایت گریه کنم اما اینکه بخواهم سمتت بیایم و احترام بگذارم به خونی که از تو ریخته، نه، مادر فاطمه جان، مادر عزیز ما، ما فقط حاضریم برایت گریه بکنیم و سینه بزنیم. اما حاضر نیستیم یک کاری بکنیم که تو بخندی به ما، حاضر نیستیم سبک زندگیمان را آنطوری که تو دوست داری انجام بدهیم. چقدر بد است آدم با مادرش اینطوری رفتار بکند فقط احترام الکی، این خوب نیست. پروردگارا به حق محمد و آل محمد در این شبهای عزیز به همه ما باطن انسانی عطا بفرما. خدایا تقدیرات میلیونها انسان را در نامه عمل ما بنویس. این در دعای عید است اینقدر قشنگ است در دعای عید، خدایا هر چه که به پیامبر دادی هر چیزی که چهارده معصوم دادی هر چیزی که به بهترین بندگانت دادی به ما هم عطا بفرما. با همدیگر پنج مرتبه آیه امن یجیب را بخوانیم و آماده بشویم برای مراسم، اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان(ع) تعجیل در فرجشان، خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم. اجابت همه دعاها، برطرف شدن همه حوائج، آزادی اسرا، بخصوص نوامیس ما که در دست دشمن هستند شفای مریضان، عزیزانی که حتی در مجلس ما هستند عزیزانی که امشب آمدند سرطان دارند گرفتاری دارند، خودشان، عزیزانشان، به نفس پاک شما احتیاج دارند برای اجابت همه اینها صلوات بلند ختم بفرمایید.
جلسه 004 - نقش انسان در تقدیرات شب قدر
متن کامل (خام) جلسه 004 - نقش انسان در تقدیرات شب قدر