اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ امروز قرار شد یک مقدار راجع به زیارت با هم صحبت بکنیم در زیارت چند نکته را خب لازم هست حتماً به آن توجه بشود مسأله اول مسأله معرفتی هست یعنی بدانیم که به نزد چه کسی میرویم.@ اگر بخواهیم کاملتر بکنیم این جمله را شاید بهتر باشد به جای اینکه به نزد چه کسی برویم یا به زیارت چه کسی میرویم بهتر است اینطوری بگوییم اگر بخواهیم قویتر باشیم و زیارتمان دقیقتر انجام بشود سؤال بکنیم که چه کسی ما را دعوت کرده چه کسی میزبان ماست.@ چون در دوتا حالت اول که به دیدن چه کسی میرویم به زیارت چه کسی میرویم این توهم پیش میاید که من دارم میروم ولی اینکه چه کسی من را دعوت کرده بسیاری از وسوسههای شیطانی را از بین میبرد اینکه یک کسی من را دعوت کرده که دارم میروم هیچ تغییر و تحولی بدون علت تصادفی اتفاقی یکدفعه در دل انسان به وجود نمیاید.@ کما اینکه هیچ تغییر و تحولی در نظام جسمی انسان ناگهانی اتفاق نمیافتد اصلاً ما هیچ امری ناگهانی و تصادفی نداریم یک کسی بگوید من سرم درد گرفته این ناگهانی نیست بالأخره یک علتی موجب شده که این سردرد ایجاد بشود.@ شخص ناگهان سکته کرد و مُرد در وضعیتی که حالش هم خوب بود جوان بود مشکلی هم نداشت سکته کرد این را ما میگوییم اما هیچ تحولی نه در نظام مادی و نه در نظام معنوی تصادفی بدون علت بدون ریشه بدون قَدَر انجام نمیشود امکان ندارد.@ یعنی همانطور که در نظام فیزیکی همیشه قانون علت و معلول برقرار هست در نظام متافیزیک هم قانون علت و معلوم برقرار هست اصل کلی قضا و قدر هم در نظام فیزیک هست هم در نظام متافیزیک.@ بنابراین چیزی که میگوییم یکدفعه اتفاق افتاد ناگهانی اتفاق افتاد یک نفر یکدفعه توبه کرد یکدفعه حالش خوب شد یکدفعه حالش بد شد یکدفعه گریهاش گرفت یکدفعه دلش خوش شد یکدفعه اشک چشمش راه افتاد یکدفعه اشک چشمش خشک شد اصلاً ما یک همچین چیزی نداریم (كُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ) هر چیزی نزد خدا اندازه ریاضیات و قاعده دارد.@ بنابراین وقتی میگویید که من در مورد زیارت صحبت بکنیم باید ببینیم که چه شد که من دعوت شدم یکدفعه دلم خواست بروم مشهد، یکدفعه فضایی فراهم شد که به مشهد رفتم، ناگهان، یکدفعهای نیست ناگهانی نیست.@ یک سلسله اسباب و علل جمع میشوند و ما را دعوت میکنند ولی ما آنها را درک نمیکنیم الان هم میگویند فلانی سکته کرد حالش هم خوب بود سکته کرد بله از نظر دانش ما این بله این حالش هم خیلی خوب بود سن 25 سالگی سکته کرده مُرده.@ ولی وقتی کالبدشکافی میشود میگویند بله این غذای نامناسب خورده یا ریشه و عواملی آنهایی که میتوانند بفهمند یک سلسله عوامل جمع شده تا این سکته انجام شده پس همیشه سؤال اینطوری باید طرح بشود من میهمان چه کسی هستم؟@ چه کسی میزبان من هست؟ چه کسی من را دعوت کرده این اصل را خیلی توجه کنید. پس ما دعوت شده هستیم قاعدهاش هم که امام صادق(ع) فرمود برایتان چندین بار عرض کردم (لَیسَ الذِّکر مِن مَراسِمِ اللِّسان وَ مَناسِمِ الفِکر وَ لکِنَهُ أول مِنَ المَذکُور وَ الثانی مِنَ الذاکِر) ذکر یک مقوله فکری یا زبانی نیست لکن اول از مذکور شروع میشود بعد نوبت ذاکر میرسد یعنی ذاکر دوم قرار دارد.@ پس اول او یاد من میکند و بعد من یاد او میکنم همیشه یادتان باشد در ذکر ذکر ما پیچیده شده به دو ذکر، اول ذکر محبوب و معشوق بعد ذکر ما بعد مجدداً (اذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ) ذکر دوم آنهاست این را یادتان نرود.@ پس ما دو ذکر را داریم از طرف محبوب خودمان هم یک ذکر داریم اول او یاد دل ما میکند ما را دعوت میکند بعد ما یاد او میکنیم دوباره او به نحو کاملتری یاد ما را میکند حالا که اینطور هست پس ما دعوت شدهایم فراخوانده شده هستیم حالا که فراخونده شده هستیم چه کسی ما را دعوت کرده؟@ خلیفۀ الله مظهر کامل خدا که ضمناً پدر ما هم هست یعنی چی؟ یعنی با ما رابطه عاطفی بینهایت شدیدتر از رابطهای که ما با پدر و مادرمان داریم خب حالا ما خانه پدر و مادرمان دعوت میشویم هیچ کدام از این وسوسههایی که در حرم سراغ ما میاید آنجا میاید یا نمیاید؟@ نمیاید، هیچ کدام از این بیحالیها و وسوسهها و افکار منفی و حتی افکار توهینآمیز در ذهن ما در خانه پدرمان نمیاید در خانه مادرمان نمیاید، در حرم چرا ما مورد هجوم قرار میگیریم یا در خواب مثلاً آمدیم امام رضا در خواب خیلی مورد هجوم قرار میگیرم.@ آمدیم جمکران آمدیم قم رفتیم جای دیگر یا در مکه، در مکه خیلی بیشتر هست آنهایی که مکه میروند چون مکه پایگاه شیطان است چون مرکز توحید هست شیطان هم بیشتر آنجا حضور دارد لذا کسانی که میخواهند بروند مکه اگر قبلش تجهیزات لازم را با خودشان نبرده باشند در مرکز توحید بیشتر مورد حمله قرار میگیرند.@ چون فرمود (لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ) روی صراط مستقیم مینشینند لذا وقتی شما به سمت مکه نزدیکتر میشوید که کانون توحید هست نوع وسوسهها و افکار منفی معمولاً آنجا بیشتر هست.@ افکاری که میتواند انسان را کسل کند خسته کند زده کند و نگذارد که با شفافیت با خداوند تبارک و تعالی رابطه برقرار کند در مورد ولایت هم همینطور است شما وقتی که میایید حرم امام رضا چون حرم ولی الله است و خلیفۀ الله هست خیلی انسان ممکن است مورد تهاجم قرار بگیرد، چه چیزی میتواند مانع این تهاجمها بشود؟@ اینکه ما این معرفت را داشته باشیم که میهمان چه کسی هستیم او خلیفۀ الله است که من را دعوت کرده دو پدرم من هم هست پدر آسمانی من است که بینهایت بهتر از پدر و مادر بیشتر از پدر و مادر زمینی من من را دوست دارد.@ بنابراین امام رضا(ع) فرمود امام مثل مادر مهربان هست رئوف هست پس ما به رئفت و رحمت به رحمانیت و رحیمیت دعوت شدیم اینجا دعوت شدیم برای نوازش دعوت شدیم برای الفت برای دوستی برای تحکیم رابطه تا قیامت و بعد از قیامت، خب همین که من بفهمم که برای همچین چیزی دعوت شدم و توسط یک همچین شخصی دعوت شدم.@ بسیاری از افکار منفی دیگر روی من اثرگذار نیست شما وقتی که به کیفیت رابطهات با یک نفر اعتماد داری وسوسههای دیگران هیچ نوع تأثیری در کیفیت رابطهات نخواهد گذاشت شک، تردید وسوسه زمانی ایجاد میشود که تو طرفی را که با آن دوست هستی را کاملاً نمیشناسی.@ میگویند ببین این فلانی که تو داری میروی خانهاش، این فلانی که میخواهی با او ازدواج بکنی، این فلانی که با آن تازه دوست شدی این فلانی که شریکت میخواهد بشود یک همچین مسائلی پشت پرده هم دارد یکدفعه آدم شُل میشود.@ ولی یک کسی که تو 30 سال 40 سال با آن رفاقت داری پدرت است مادرت است خواهرت است برادرت است انسی با هم دارید همریشه هستید وسوسه به راحتی تأثیر نخواهد گذاشت بنابراین کسانی که مورد تهاجم قرار میگیرند مورد وسوسههای سردکننده قرار میگیرند دارای خلأهای معرفتی هستند.@ این خلأ معرفتی اجازه میدهد شیطان از همان نقطه فشار بیاورد و روی کیفیت رابطه و سطح رابطه تأثیرگذار باشد ما باید این را تقویت بکنیم که روی ما اثر نگذارد. پس ما به یک آغوش گرم به یک آغوش مهربانتر از آغوش پدر و مادر دعوت میشویم لذا هر فکری که انس و الفت و مهربانی را از بین ببرد منفی هست.@ افکار منفی دوجور هست افکار منفی که به سراغ ما میایند دوجور هستند یک سلسله افکارش راستی است یک سلسله افکارش چپی است یعنی حملههای راست داریم و حملههای چپ داریم حملههای چپ شخصی که تو به زیارتش رفتی یا تو را دعوت کرده را برای تو به انحاء مختلف زیر سؤال میبرد.@ یعنی یا شک ایجاد میکند در تو نسبت به او که اصلاً این آقا وجود داشته نداشته هست نیست صدای من را میشنود نمیشنود میتواند حاجت بدهد نمیتواند حاجت بدهد انواع و اقسام وسوسهها، اصلاً از کجا معلوم معصوم است از کجا معلوم که اینها بودند سؤالهای اینطوری.@ اینها سؤالهای عقیدتی است همهاش، یعنی شخص باید قبلاً خودش کارهای فکری و معرفتیاش را انجام داده باشد قبل از اینکه بیاید به زیارت، آنهایی که انجام نمیدهند ممکن است 60 سال هم بیایند زیارت ولی فایده نداشته باشد.@ من یک موقعی یادم هست در حرم امام رضا(ع) بمب گذاشتند یک آقایی آمده بود با هیئت هم آمده بود 60 سالش بود تقریباً میگفت والا چه بگم نمیدانم والا هی میگویند امام رضا مثلاً کارهای هستند و باب الحوائجند حالا سؤالم این هست این بمب گذاشتن چرا جلوی بمب گذاری در حرم خودش را نگرفت.@ یک وسوسه اینطوری، اینها که قدرت دارند چرا، خب اینها آن موقع هم که زنده بودند جلوی ظلم کردن به خودشان را هرگز نگرفتند امام حسین ائمه(ع) حالا که دیگر از دنیا رفتند بنا نیست اینطور باشد بنا نیست جلوی ظلم کسی گرفته بشود به این شکل.@ این نمیفهمد اینطوری سؤال میکند 60 سالش هم هست شاید 40 بار آمده حرم، ولی خب این را نمیفهمد و تردید میکند. اگر شما به سؤالهای دسته اول جواب بدهید ببینید نه اصلاً تردید نکنید چه بسا میاید در ذهن شما فحاشی میکند اصلاً به خدا به دین به قرآن به پیغمبر به ائمه فکرهای بسیار زشتی را میاورد.@ کسی که نداند که این افکار مال خودش نیست میتواند به شدت غمزده بشود اصلاً، خجالتزده بشود پژمرده بشود گفتم فکر منفی هیچ کدام مال ما نیست چون ما هرگز آنها را دوست نداریم فقط فکرهایی مال ماست که ما میپذیرم و به آن معتقدیم.@ اما وقتی یک فکری منفی آمد من نپذیرفتم بدم آمد از این فکری که الان به ذهنم رسید پس آن مال تو نیست گفتم هیچ فکری هم بدون علت سراغ انسان نمیاید و چون مال تو نیست مال شیطان هست شیطان میخواهد غمگینت بکند (إِنَّمَا النَّجْوى مِنَ الشَّيْطانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا) میخواهد مؤمن را غمگین بکند اعصابش را خرد بکند میاید این افکار را در ذهن او میاندازد.@ پس اگر کسی افکار منفی یا توهینآمیز نسبت به مقدسات در آن ایجاد شد باید بداند که مال خودش نیست مال شیطان هست حالا روشهایش را مفصل هم در دشمنشناسی و هم در وسوسه و وسواس دیگر مسائلش را توضیح دادیم.@ حمله راست چیه؟ اینها چپ بود، پس چپ چه بود؟ تردید بود و فحاشی، راستش چی هست؟ راستش میاید از آنطرف به شما حمله میکند میگوید که ببین تو خوابت گرفت چرتت گرفت حال نداری فکر منفی آمد سراغت، دیدی پس تو اصلاً آدم خیلی بدی هستی نپذیرفته تو را آقا، ببین گریهات نگرفت ببین اینطوری نشد، در همچین جای مقدسی، یک همچین جای خوبی، بعد از مدتها آمدی رفتی در حرم خوابیدی، چرتت گرفته حال نکردی سرد بودی.@ این را ما باید خیلی توجه بکنیم که همه این سهتا فکر چه آن دو فکر سمت چپی چه فکر سمت راست با یک چیز حل میشود با یک پادزهر این زهرها از جان ما برطرف میشود، و آن چیست؟ اینکه من خودش دعوتم کرده حجت خداست امامم هست و پدرم هست پس با من اصلاً روترش نیست با من ضدیتی ندارد.@ وقتی دعوتم کرده پذیرفته این افکار افکار شیطانی هست بله ممکن است کسی خسته باشد مریض باشد ضعف جسمانی داشته باشد شب خوب نخوابیده باشد بدغذایی کرده باشد علتهای مختلفی دارد که انسان بتواند در حرم مدتها بیحال باشد.@ خدا رحمت کند میرزا را فرمود وقتی خوابتان گرفت بخوابید خانه خودتان همانجاست خودش میاید حضرت شما را میخواباند اصلاً، خودش مخصوصاً میخواباند که خستگیتان در برود لذا ناراحت نشوید که خوابتان برد تخت بگیرید بخوابید حالا الان نمیگذارند مأمورها نمیگذارند ما بخوابیم و الا اگر اجازه بدهند خوب هم میخوابیدیم.@ اینجا چقدر هم کیف دارد آدم خانه پدرش بگیرد بخوابد کجا از اینجا بهتر برای خوابیدن مملکتمان هست خانهمان هست اصلمان هست ریشهمان هست خیلی هم صفا دارد قدیمها میگذاشتند الان هم مثل اینکه میگذارند.@ من به یکی از این مأمورها گفتم بابا بیانصافها مردم از سفر میرسند اینجا خسته میشوند بالأخره هتل نگرفته اصلاً میخواهد همهاش یک شب بماند حالا دو ساعت باید بتواند بخوابد اینجا، شما هی مردم را بلند میکنید میگویید اینجا جای خوابیدن نیست اتفاقاً اینجا جای خوابیدن است باید بخوابند.@ در حیاط به این خوبی پیش امام بخوابند کجا بهتر از اینجا، که توهینی به تقدس آقا نمیشود بیایند کنار آقا بخوابند مردم دور خانه خدا میگیرند میخوابند فاصله بیست متری را چرت میزنند میخوابند راحت، گفت نه یک جایی را برایشان در نظر گرفتیم فقط اینجاها نمیخوابند ولی یک جای مخصوص هست.@ بپرسند یک جایی هست بروند بگیرند بخوابند حالا این را به من گفتند نمیدانم حالا شاید انشاء الله درست باشد پس دیگر نگرانی هم ندارد.@ اگر ما یک موقع حالی هم نداشتیم اشکالی ندارد همین که با دل با عشق آمدیم در حرم حالا الان حس ندارم آن حال و هوایی که باید داشته باشم گریه و زاری و اشک و آه و آنطوری نیستم هیچ مانعی ندارد.@ این نکته را فراموش نکنیم نکته دیگر این هست که حالا یک مقداری از این بیحالیها قابل برطرف کردن هست، چگونه؟ اینکه ما آداب زیارت را بجا بیاوریم زیارت آداب دارد این ادبش را در مفاتیحها نوشته مثلاً شما زیارت امام حسین میروید میگوید غسل نکن خاکآلود وارد حرم شو با همان گرد و غبار راه.@ ولی وقتی امام رضا میایی نه غسل کن با نشاط باشید مرتب باشید اصلاً بدون آمادگی نیایید یکجا از سفر رسیدید نیایید حرم، بروید استراحت بکنید کاملاً خستگیتان در برود حس بگیرید یواش یواش، غسلی بکنید با یک آمادگی یواش یواش وارد بشوید موقع غسل این دعا را بخوانید (اللّهُمَّ طَهِرنی وَ طَهِر) دعا بخوانید (الحمد لله) بعد بیا حرم.@ چیزهایی که خیلی میتواند کمک بکند قبل از زیارت همین آمادگیهایی هست که در آداب آمده از جمله چیزهایی که خیلی میتواند کمک بکند استغفار هست فوقالعاده مهم است استغفار بسیاری از حجابها را از سر راه انسان برمیدارد.@ و وقتی که نبی اکرم(ص) میفرماید (إنَّهُ لَیُغانُ عَلی قَلبی فَأستَغفِرُ الله سَبعینَ مَرَۀً) میگوید گهگاهی روی قلب من یک پردهای مینشیند و استغفار میکنم خدا را 70 مرتبه تا این پرده از قلب من بلند شود وقتی معصوم اینطوری میگوید آن هم رسول خدا یعنی سرآمد همه معصومین هست.@ بالأخره رسول خدا با بقیه معصومین خیلی فرق دارد او اوج لطافت حضرت لطافت است اصلاً، یعنی تجلی کامل اسم لطیف خداست او اینطوری میگوید حالا شما فکر کنید قلبهای ما دیگر چطوری میشود ما خیلی خب پوست کلفتیم یعنی او در آن اوج لطافت میگوید این گرد و غبار را من با 70 استغفار از بین میبرم.@ ما یک موقع هفته به هفته هم میاید یک بار هم استغفار نمیکنیم یک کسی که برنامه استغفار روزانه نداشته باشد چرکها، آلودگیها، تشکیکها، وسوسهها انبار میشود در وجودش، مثل کسی هست دندانش را مسواک نزند.@ واقعاً اگر امروز ما مسواک نزنیم هیچ اتفاقی نمیافتد فردا هم نزنیم میبینیم نه هنوز هم اتفاقی نیافتاد پس فردا هم نزنیم ولی بعد از یک مدت یکدفعه میبینی که دندانت کرم خورد ذره ذره جمع میشود روی قلب هم اینطوری است.@ وقتی او میفهمد باید 70 مرتبه ما حتماً در موقع خوابیدن یا ظهر بخصوص بعد از نماز عصر وارد شده 70 مرتبه اساتید ما به ما میفرمودند 100 مرتبه بگویید 100 مرتبه بعد از نماز عصر استغفار دارد انسان استغفار بکند استغفار فوقالعاده مهم است.@ در نماز شب هم که استغفار داریم استغفار بسیاری از موانع راه انسان را برطرف میکند مشکلات اقتصادی، مشکلات معنوی، مشکلات فکری، مشکلات علمی، مشکلات روحی، روانی همه را استغفار برطرف میکند یکی از ذکرهای واجب هست یعنی در واقع مثل استحمام میماند برای روح.@ اگر کسی بدنش را استحمام نکند یک چند روزی خب یواش یواش آزرده میشود روح هم اینطوری است روح دائماً به پاکسازی احتیاج دارد و چقدر در قرآن استغفار تأکید شده در روایات هم همینطور، لذا انسان باید یک سهمیهای برای این پاکسازی در روز برای خودش بگذارد آدم غذا هم که میخورد لای دندانش را تمیز میکند.@ روزی چند بار صورتش را میشوید روزی چند بار دستش را میشوید روح به استغفار زیاد نیاز دارد فرمود رفتید در مجلس نشستید در جلسهای نشستید به محض اینکه آمدید بیرون استغفار کنید حتماً سایهها، آلودگیهایی که در آن مجلس، در آن مهمانی ممکن است روی روح شما نشسته باشد برطرف بشود.@ یک مهمانی یک شام خوردن یک ناهار خوردن اینطوری هست یک جلسه یک دیدار یک موقع انسان با یک نفر میکند اصلاً تاریک میشود با یک نفر ملاقات کردید بعد میبینی که حست خراب شد اصلاً، وقتی دیدیش حست به هم ریخت استغفار میکند انسان زود، این بهداشت است.@ یک کار بهداشتی است میگویند هر وقت رفتید دستشویی آمدید هر وقت غذا خوردید، حضرت زهرا(س) فرمود قبل از غذا بعد از غذا حتماً دستهایتان را بشویید تأکید کرده ایشان، بله همینطوری هم هست.@ ملاقات با هر کس داشتید ممکن است از آن ملاقات از آن دیدار از آن صحبتی که با هم کردید 5 دقیقه 10 دقیقه نیم ساعت یک مهمانی رفتید تاریکی میاورد انسان باید استغفار بکند پس این استغفار یک امر ضروری ضروری هست برای همه کار.@ حالا وقتی که میخواهی بروی خدمت خلیفۀ الله خیلی لازم است که دل انسان قبلش استغفار بکند توبه داشته باشد افکار پلید، افکار منفی، افکار گناهآلود نداشته باشد روح متجاوز نداشته باشد وقتی انسان روح متجاوز داشته باشد خب سنگین میشود.@ انسان بیاید در حرم روح متجاوز داشته باشد چشم متجاوز داشته باشد گوش متجاوز داشته باشد میریزد به هم زیارت و ملاقات را همه را خراب میکند. مرحوم فخر از اولیاء خدا بود یک بنده خدایی خیلی اصرار داشت امام زمان(ع) را ببیند قرار گذاشتند که ببیند.@ چادر حضرت را نشان دادند به ایشان میخواستند بروند بعد از دور چادر را دید و خیلی هم اشتیاق پیدا کرد و همینطوری داشت نگاه میکرد خب میخواهد برود خدمت امام در چادر نشسته الان، دوتا خانم خیلی خوش قد و بالا از چادر آمدند بیرون یکدفعه همینطوری خیره شد به این خانمها، مرحوم فخر دستش را گرفت گفت سوختی، تمام شد.@ گفت آمدی امام زمان را ببینی با این خانمها چکار داری حواست چرا پرت است تو آمدی امام را ببینی کجایی هی سرت را برمیگردانی اینطرف و آنطرف.@ خدا رحمت کند مرحوم علامه میگفت شما وقتی میایید زیارت یا میخواهید در کوچه و خیابان بروید استاد ما میفرمود یکی از اولیاء الهی بود خدا رحمتشان کند میگفت علامه به ما میگفت هی در و دیوار را نگاه نکنید اینطرف و آنطرف را هر یکبار نگاه کردنش برای انسان تاریکی میاورد.@ پس ما باید یکسره استغفار بکنیم صدقه، استغفار اینها خیلی مهم است تا قبل از آمادگیهای لازم هست ذکر خیلی مهم است صلوات، (لا حول و لا قوۀ الا بالله) خود صلواتهای دیگر کردن به خود حضرت، یا عبادتهای قبل از زیارت هدیه کردن اینها خیلی مهم است.@ اما در حرم گاهی وقتها انسان ممکن است دچار انقباض بشود انقباض هم که داستان مفصلی دارد الان نمیرسیم راجع به همه جنبههای انقباض صحبت بکنیم ولی یک سلسله چیزها هست انقباض را برطرف میکند که حالا اختصاص هم به حرم حضرت ندارد همه جا میتواند اینطوری باشد.@ یکی اینکه در مسیر ملاقات قبل از ملاقات حالا من باید سعی بکنم که کسی از من رنجیده نشود شما وقتی که در هتل در خانه یک بداخمی و بداخلاقی داشتی یک کسی را رنجاندی بچه را اذیت کردی یه داد سر بچه زدی بچه کتک خورده سر همسرت یک نق و قر زدی میایی میبینی اصلاً انقباض داری.@ یکی از بزرگان به من میفرمود ایشان خیلی بزرگ بود شاعری هستند از شعرای بنام کشور میگفت من یک موقع میخواستم که شعر بگویم بعد آمدیم مشهد و مستقر شدیم خانمم هم خیلی علاقه به حرم داشت بعد من آن شب به آن گفتم اگر میشود شما بروید حرم خانه نایستید.@ بعد گفت ایشان هم آنموقع خیلی آمادگی نداشت ولی به هوای ما رفت من تا صبح هر چه تمرکز گرفتم یک بیت شعر هم نتوانستم بگویم بعداً فهمیدم چون به خانمم گفتم شما برو مرحوم آقا شیخ جعفر آقا مجتهدی به من گفت چرا به خانمت گفتی برو همانجا میماند اینطوری شاید شعر بیشتر میامد.@ یک موقع آدم یک غلطی در هتل میکند در اتاق میکند یک ظلمی میکند سر غذا سر چیزی میبینی که قلب کلاً بسته میشود چون قلب اینقدر لطیف است که گاهی وقتها قرآن خواندن هم به لطافتش لطمه میزند چه برسد به کارهای دیگر، لطیفتر از قلب، اصلاً برای چه اسمش را گذاشتند قلب؟@ چون دائماً در حال انقلاب است لحظهبهلحظه تغییر میکند اصلاً نمیتوانی ثابت نگهش داری. پس این مراقبتها خیلی خوب هست انسان داشته باشد ولی در حرم کارهایی هست که آدم میتواند انجام بدهد که انشاء الله این انقباضش برطرف بشود. یکی اینکه حواسش باشد وقتی که دچار انقباض شد با انقباض وحشتزده برخورد نکند یعنی آرامشش را حفظ بکند انقباض مثل مار یا عقرب میماند که اگر با آن تند برخورد بکنی وحشتزده بشوی خیلی غصهدار بشوی بدتر میشود.@ اول بپذیرش که هست مثل یک مار است حالا آمده شما بترسی میزندت تکان بخوری میزندت آنهایی که با کوسهها سروکار دارند میگویند در دریا اگر یک موقع یک کوسه آمد سمتت آنها درجه حرارت شما را میفهمند اگر درجه حرارتت تغییر کرده باشد میزننت.@ اما اگر درجه حرارت بدن تغییر نکرده باشد ثابت و ساکن بایستی خونسرد باشی از کنارت رد میشود. بعضی از افکار منفی که میاید بعضی از عزیزان میایند میگویند ما میخواهیم این افکار منفی را از سرمان بیرون کنیم میگوییم اولین قدم برای اینکه افکار منفی را از سرتان بیرون کنید این هست که نخواهید بیرونش کنید.@ چون مثل باتلاق میماند شما هر چه تکان میخورید که زودتر بیایی بیرون بیشتر میروی داخل، اول بپذیرش بله این هست الان اینهایی که سرطان میگیرند اینطوری هستند بعضیها به آنها میگویند سرطان گرفتی میگوید بله گرفتم که گرفتم سرطان گرفتم اصلاً به آن سرطان محل نمیگذارند.@ خب بله این هست خیلی با نشاط با آرامش به کارهایشان ادامه میدهند درمانشان هم انجام میدهند زودتر هم خوب میشود بعضیها آنقدر وحشتزده میشوند غصه میخورند که آن غصه سرطان را تشدید میکند مریضی را تشدید میکند زودتر اینها را از پای در میاورد.@ پس انقباض باید دقت کنید گرفتگی دل را باید با آن معقول الان هست خیلی خب، در حرم که نشستید چندتا کار میتوانید انجام دهید یکی خدمت و مهربانی کردن با زوار هست زائران و اطرافیان، بچهها، بخصوص خیلی اهمیت دارد پیرمردها پیرزنها، پیرها کلاً، اینها خیلی مهم است به آنها مهربانی بکنید نوازش بکنید.@ بوسه خیلی خوب است بچه را انسان بغل بکند بچه را ببوسد دلش راه میافتد یواش یواش، دلش نرم میشود از آن حالت گرفتگی در میاید یک چند دقیقهای آدم خودش را به یک خدمتی با زوار مشغول بکند.@ ببیند کف سنگها روی زمین آشغال زیاد میافتد حالا تا بیایند جارو بکنند پنج تا دانه پوست شکلاتی، تخمهای، خرمایی چیزی افتاده آشغال جمع کن شروع کن آشغال جمع کردن همینطوری خادم شو آنجا، کاری بکن یک خدمتی به حرم کن دلت را آرام نگه دارد اصلاً انگار نمیخواهی بروی زیارت بکنی فقط مشغول خدمت باش یک کار اینطوری انجام بده.@ به مردمی که آنجا هستند کمک بکند انسان، خدمت بکند یک موقع هست یک کسی به تو گیر میدهد در آن حالتی که اصلاً حوصله نداری از تو یک کارهایی میخواهند که اصلاً حسش را نداری تلفنت را به من بده.@ تلفن داری خیلی باید حواست باشد تا گفتند بله بفرمایید خدمت شما، آنتن نمیدهد، برویم بیرون زنگ بزن، بلند شو برو بیرون با آن، آمدم جا گرفتم برو بیرون یک کسی مضطر است نیاز دارد که تو با آن باشی بیفت دنبال کارش، یک کسی گم شده دنبالش باش ببر برسانش به آنجایی که باید برسد.@ یک کسی آب میخواهد یک کسی یک نیازی دارد دنبال نیاز زائر باشید خدمت کردن به زائر، لازمهاش این هست که خجالت میکشد از تلفن شما زنگ بزند یک بار خجالت کشیده گفته با چه سختیای زنگ زده حالا نمیشود نگیر تلفنت را بذار در جیبت، بگو آقا دستت باشد برو ببین میتوانی زنگ بزنی یا نه.@ میخواهی من بیایم بیرون اصلاً برویم ببینیم چکار باید بکنیم نگذارید یک نفر شرمنده بشود اگر نیازی دارد یکدفعه در آن بدحالی یک کسی میاید گیر میدهد حواست باشد یک موقع حالت هم حال خوشی است وسط حال خوشت که داری میکنی یکدفعه یک پیرزن یا پیرمرد زد به آن عزیزم یک زیارتنامه برای من میخوانی.@ تو الان در اوج یک زیارتنامه خیلی باصفا هستی داری مثلاً عالیۀ المضامین میخوانی داری جامعه کبیره میخوانی رفتی در اوج اوج یکدفعه همچین یک آب سرد میریزد رویت یک سطل، تازه آن چیزی هم متنی هم که میخواهد به تو بدهد تو اصلاً با آن متن نمیتوانی رابطه برقرار بکنی.@ حواست باشد اگر یکدفعه حالت خراب شد خراب میشود دیگر، اصلاً نباید حالت خراب بشود، چشم، زیارتت را ول میکنی انگار نه انگار که در اوج بودی مینشینی با مهربانی برایش میخوانی تازه وقتی هم تمام شد میگوید حالا یک سوره یس هم خیر امواتم میخواهم بخوانم بنشین برایم بخوان.@ چشم، با مهربانی، این یک سوره یس هم برایش میخوانی امری، کاری، دیگر نداری الان دیگر مأموریت تو عوض شد امام دیگر الان از تو حال نمیخواهد کار میخواهد فرستاده زائرش را پیش تو باید دنبال کار حضرت باشی نه اینکه من حالا مثلاً آمدم زیارت کنم و حال کنم این اشتباهی است که ما در هیئتها در عزاداریها در همه جا انجام میدهیم.@ اگر فرستادند سراغ ما، فرستادند سراغ ما، در طواف واجب آمده سراغ یکی از اصحاب امام صادق(ع) آن اینطوری میکند خب حالا برو میایم باشه بعداً، خدمت امام دارم قدم، میگوییم خدمت امامیم دیگر داریم میرویم با امام صادق با امام زمانمان داریم طواف میکنیم، حضرت گفت چه کسی بود؟@ گفت هیچی یکی از دوستان بود کار داشت، گفت از شیعیان بود کار داشت؟ گفت بله، پس چرا نرفتی دنبال کارش؟ گفت آقا داریم طواف انجام میدهیم، گفت طواف را ول کن طواف را بعداً میتوانی انجام دهی کار دارد بدو، ما یک موقع کسی نیازمان دارد.@ مثلاً در هتل یک کسی نیاز دارد بالای سرش باشیم مریض است بچهات مریض است خواب است به خانم میگوید تو بایست من بروم زیارت کنم، همین که گفتی خراب میشود میروی زیارت میبینی هیچی به تو نمیدهند آنجا، خانمت که مانده در هتل خیلی چیزها میگیرد.@ آقا که مانده هتل خیلی چیزها میگیرد آن کسی که زیرکی کرده همیشه آن کسی که زیرکی میکند کلاه سرش میرود این را یادتان باشد. طرف مسابقهای گذاشته بود دوپینگ هم کرده بود آخر همه میرسد بعد به آن میگویند تو چرا آخر رسیدی تو که دوپینگ کردی تو باید اول میامدی؟ گفت میخواستم نفهمند که من دوپینگ کردم.@ حالا بعضیها اینطوری زرنگی میکنند زرنگیهایشان همه از این قسم است زیرک این است که یک کسی بگوید باید یک کسی بایستد اتاق را جارو بکند بقیه بروند زیارت، آن که امام رضا میاید پیشش آن است که میایستد اتاق را جارو میکند آنهایی که میروند آنطرف هیچی گیرشان نمیاید آن که مریضداری میکند آن که بچهداری میکند همیشه برد با آن است.@ حال با آن است ملاقات با آن است خواب با آن است خوابهای قشنگ، عطا به آن میشود (سَیِّدُ القُوم خادِمُهُم) آقای هر گروهی آن است که خدمتکار است، حالا یک زن و مرد بچه کوچک دارند کدامشان از زیارت بیشتر بهرهمند میشوند؟ آن که بیشتر بچهداری کرده.@ کمتر زیارت رفته کمتر حرم رفته کمتر به نماز جماعتها رسیده آن همیشه بیشتر برنده است از اینطرف هم شیطان ممکن است برای تنبلها بگوید عجب حرفهای خوبی آقای شجاعی زده خیلی خوب است خانم شما بفرمایید بروید من بچه را نگه میدارم این هم خوب نیست نه آدم باید ببیند دلش کدام طرف است با دلش مبارزه بکند.@ یک مقیاس دارد یک شاغول دارد باید حواست باشد تنبلها، بیحالها، بیحسها، بینورها، شما بفرمایید ما هستیم این خوب نیست پس ببینید دقت میخواهد یک لطافت یک ظرافتی دارد که باید همیشه حواست به آن باشد.@ یک شکلات هدیه حتی پول یک بچه خوبی را میبینید آمده زیارت دست کن جیبت یک دو هزار تومان بگذار کف دستش بگو بارک الله این جایزهات آمدی حرم زیارت کردی، همین پولت را از جیبت در بیاوری بدهی دست این بچه، یک جایزهای به این بچه داده باشی برای حرم آمدنش.@ یک شکلاتی یک کیکی یک چیزی دادی به آن میبینی که قلبت خیلی خوب باز میشود اصلاً در اوج کمخوابی، مریضی، بیحالی میبینی اَه چقدر حال آمد برایت، چقدر نشاط آمد برایت، یک موقع هم نه قشنگ سیر گرفتی خوابیدی خیلی هم شنگولی میایی میبینی هیچ خبری نیست دوباره چرتت میگیرد آنجا، فداکاری خیلی مهم است.@ هُل ندادن نوبت را به دیگران دادن جا را به دیگران دادن دیگران را بر خود در حرم مقدم دانستن، نشستی میبینی یک پیرمردی بنده خدا سرپاست پیرزنی سرپاست شما نشستی جای خوب هم گیرت آمده خب اذیت میشود تعارف کن.@ بیایید جای من بنشینید شما همین که به او تعارف کنید جایت را به او بدهی بلند شوی بیایی میبینی که یک عالَم پرده برداشته شده یک کسی میخواهد بنشیند آدم بیفرهنگی است همچین وقتی نشست یکدفعه پایش را میگذارد روی شصت پایت که زخم هم هست اصلاً نباید بفهمد که هیچ اتفاقی افتاده پایت را یواش بکش درد هم هست دردش را در خودت سعی کن.@ میاید مینشیند روی پایت هل میدهد اینطوری با خشونت یک چهارتایی هم در پهلویت میزند اصلاً صدایت در نیاید جا به آن بده تنگتر بنشین جا به آن بده بعد میبینی خب خیلی چیزها یواش یواش عوض میشود قشنگ میشود اما نه هی برو چهارزانو بنشین که جای قشنگی بگیر تکیهات هم بده.@ هر کس هم خواست بنشیند نتواند بنشیند کفشهایت را هم بگذار پالتویت را هم بگذار یک حالی بکنم یک جایی بگیرم یک کیفی بکنم اینجا، هیچ اتفاقی نمیافتد آنجا اینطوری، نه داری میروی یک کسی میزند به تو اصلاً به رویش نیاور که اصلاً دستت خورد در سر من دردم آمد این خیلی مهم است.@ فداکاری کردن در حرم خیلی مهم است برای دیگران بودن، دیگران را با نگاه امام نگاه کردن نه با نگاه خودت، اگر با نگاه امام به همهشان نگاه بکنی آن موقع است که امام هم یکطور دیگر به تو نگاه میکند اما اگر تو هم به بقیه اینها را دیدی که اینها هم یک زائرند مثل خودت حق تو حتی بیشتر از آنهاست.@ خدا نکند یک موقعی اصلاً انشاء الله که در ما نمیاید که انسان احساس بکند که از یک زائر بهتر است از یک زائر در این میلیونها زائری که میاید بهتر است نزدیکتر است مقربتر است حالش بهتر است بیشتر امام تحویلش میگیرد بیشتر امام دوستش دارد این خیلی بد است اگر اینطوری باشد.@ باید انسان خودش را بیآبروترین پایینترین ضعیفترین وضعیت ببیند که وقتی وارد حرم میشود از خودش بدتر سراغ نداشته باشد این خیلی مهم است که وارد حرم میشود.@ پس اول ورودی به حرم این مسأله خیلی مهم است که همه زائرها را با چشم امام رضا نگاه کنی با چشم امام حسین نگاه کنی چه در هتل، نه فقط در حرمها، چه در هتل، در محل خواب، در حسینیهای که با هم خوابیدید با این حس به آنها احترام بگذارید عزیز بدانید به حوائجشان اهمیت بدهید.@ یک کسی میبینی اصلاً نمیرسد بنده خدا میبیند این زائر چه میخواهد مریض است میرود برایش دارویش را میگیرد میرود برایش آمپولش را میگیرد برایش میزند، کاری دارد غذایی میخواهد یک چیز فوقالعادهای میخواهد این خیلی پیش امام رضا عزیز است یا پیش هر معصوم دیگری عزیزتر است (سید القوم خادمهم).@ پس خدمت و فداکاری بیرون از حرم، در مسافرت، در مسیر سفر، رفت، و برگشت، در خود حرم فوقالعاده مهم است روح خدمت و روح فداکاری. یک موقع هست شما کار خاصی نکردی ماست نرسیده ماستت را دادی به یک زائر.@ غذا نرسیده غذایت را دادی به یک زائر، نانت را دادی به یک زائر، نوشابهات را دادی به زائر، میبینی خیلی اتفاقات قشنگی برایت میافتد یک موقع هست میبینی نه خودخواهی کردی تو خوردی آن نخورده میبینی مثلاً 12 ساعت 20 ساعت 24 ساعت 48 ساعت دلت قفل میشود.@ پس این را خیلی دقت بکنیم که روح خدمت و فداکاری اگر نداشته باشیم چه نسبت به خانواده خودمان چه نسبت به همه زائرهای دیگر این روی ما سنگینی میکند برای ما انقباض میاورد. خیالپردازی خیلی مهم است یکی از آن مسائل بسیار مهم خیالپردازی هست.@ اگر کسی قادر به خیالپردازی در رابطه نباشد این خیلی موفقیت ندارد خیالهای قشنگ، خیالهای عالی، انسان انجام بدهد آن خیالها دلش را راه میاندازد. دل ما گاهی وقتها مثل ماشین خوب میماند که شما وقتی که استارت را میزنی روشن میشود میرود گاهی وقتها احتیاج به هل دادن دارد باید به دلت تلقین بکنی هلش بدهی.@ آن خدمت آن فداکاری آن مقدم داشتن دیگران بر خود هر کدام یک نوع تلقین است یک نوع هل دادن دل است دل راه میافتد. گاهی وقتها پول انداختن در ضریح، یک پولی انسان از جیبش بردارد به حرم هدیه بکند به حضرت هدیه بکند میبینی که قلب راه میافتد.@ مهم این است که شما افکار منفی را به هیچ وجه نپذیرید بدانید که شما پیش یک امام رئوفی دارید میروید که خلیفۀ الله است و همه کار هم دست اوست پدرتان هم هست پدر مهربان هست به شما بنابراین هر نوع شائبه اینکه آقا تحویل نمیگیرد آقا با من الان اینطوری هست با من آنطوری هست را از دلتان بیرون کنید از محیط جمعی حتماً استفاده بکنید یک موقع میبینی دلت راه نمیافتد.@ ولی یک گوشه بچهها دارند سینه میزنند یک گوشهای یک عده دارند گریه میکنند یک آدم خوشحال را پیدا کن در حرم، آدمهای خوشحال بخصوص در عوام آنهایی که عوام خیلی خوب هستند روستاییهایی که میایند حرف میزنند چطوری حرف میزنند.@ روستاییها انسان کنار آنها بایستد اینها حرف میزنند دل آدم راه میافتد نحوه حرف زدنشان، نحوه گریه کردنشان، نحوه مناجاتشان، نحوه اصرارشان، نحوه درخواستشان دل آدم را راه میاندازد برو برسان خودت را به یک خوشحال خوشحال بشوی برو برسان خودت را به یک نورانی نورانی بشوی.@ یک عالمی انسان میبیند یک بزرگواری انسان میبیند برود از او یک تجلیلی کند او را ببوسد با او یک مصافحهای داشته باشد اینها همه از عواملی هست که میتواند در حرم قلب ما را راه بیاندازد گاهی وقتها هل دادن قلب گفتم با خیالهای قشنگ است.@ برو در جمعیت وسط جمعیت دارند هلت میدهند یاد قیامت بیفت که در آن وضعیت انسان در صحنه قیامت در آن شلوغی قیامت وقتی داری به در نزدیک میشوی ببین راهت میدهند راهت نمیدهند در آن شلوغی.@ فکر کن الان مثلاً دارند در آن شلوغی میروند شلوغی قیامت دستها را دیدی چقدر قشنگ حمله میکنند به سمت ضریح، حس کن که آیا دست من میرسد یا نمیرسد البته حالا ما که در آن شلوغی نباید انسان برود در آن شلوغی آنجا بخواهد دیگران را آزار بدهد.@ ولی اگر بتواند بدون آزار با تحمل یک مقدار فشار هم برود ببوسد خوب است اشکالی ندارد این شلوغیها قشنگ است ولی آزار دیگران خوب نیست اذیت دیگران خوب نیست.@ خیالهای قشنگ، آن بالای در زدند (ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِينَ) این (ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِينَ) آیهای هست که روی در بهشت است همین که داری نگاه میکنی میبینی بالای در زدند (ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِينَ) الان وسط چهارصد نفر داری له میشوی دارند هل میدهند میروند.@ تصور اینکه من به این در میرسم نبندند این در را، اگر در را رد کردی بگو چقدر خوب شد همین خیال قشنگ، انشاء الله قیامت هم همینطوری در آن صحنه در آن بلبشوی قیامت و شلوغی ما از این در قاتی این جمعیت رد شویم برویم داخل ما هم، به ما هم بگویند (ادخلوها) ما را نگه ندارند انتخاب کنند بگویند تو یکی بیا عقب این فیض برود جلو.@ هر چه خیالپردازیهای مثبت دارید با حضرت بکنید پدرتان هست با پدر آدم باید چطوری حرف بزند وقتی تو نمیفهمی که چه کسی است نمیتوانی با آن خوب حرف بزنی اما وقتی که پدرت هست برو بگو بابا سلام آمدم الان هم میخواهم حرف بزنم دلمم هم گرفته.@ بالأخره حتماً یک غلطی بیرون کردم یک گناهی اینجا کردم بالأخره الان میخواهم حرف بزنم میخواهم گریه کنم گریهام نمیگیرد آمدم پیشت دلم تنگ شده دوستت دارم این فکرها را میکردم از آنجا که داشتم میامدم اینطوری فکر میکردم.@ الان که آمدم اینجا اینطوری فکر میکنم الان که میخواهم با شما حرف بزنم اینطوریام، اصلاً حرف بزن، مگر الان دلت نگرفته مشکلت مگر این نیست، همین را با خود حضرت هم میتوانی در میان بگذاری آقا یالله دل من را راه بیانداز، اصلاً گریهات هم برای همین باشد که دل من را راه بیانداز.@ برای همین که گریه کنی چیزهای دیگر هم برایت میاید. زیارتنامهها، متنهای دعاها فوقالعاده در راهاندازی دل مؤثر است فقراتی که در عالیۀ المضامین هست واقعاً بینظیر است برای راه انداختن دل، مقام دوم خیلی مهم است برای راه انداختن دل.@ جامعه کبیره که خب غوغایی هست جامعه کبیره از همه مهمتر است نکته دیگر این هست که بدانید خداوند تبارک و تعالی امکان ندارد شما را بدون معصوم بپذیرد یعنی به هیچ وجه راهی به سوی خدا با دور زدن معصوم وجود ندارد شما باید حتماً از در خانه معصوم رد شوید خود معصومین هم اینطوری بودند.@ لذا شما در صحیفه سجادیه میبینید حضرت وقتی یک دعا دارد دوتا صلوات با آن همراهی میکند برای یک دعا، یک صلوات قبلش یک صلوات بعدش، پس همان که قرآن فرمود (وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ) باید حتماً با وسیله معصوم بروی پیش خدا، اگر یک کسی معصوم را جا بگذارد قال بگذارد فکر کند توحید یعنی اینکه من میتوانم بروم سمت خدا بدون معصوم، اصلاً خدا راهش نمیدهد اینها جزء نصوص ماست.@ خدا اصلاً به این شخص نگاه نمیکند نه عبادت نه دینداری هیچ چیز را از این شخص نمیپذیرد، لذا شما چه میگویید وقتی داری با خدا هم حرف میزنی میگویی خدایا من آمدم میخواهم با شما حرف بزنم (شَفِّع صاحِبِ هذَا القَبر فِیَ) خدایا دست خالی الان آمدم میخواهم با تو حرف بزنم تو این آقا را شفیع کن که شفیع من بشود برای تو.@ این اوج توحید است یعنی خدایا من این آقا را مهربانتر از تو نمیبینم الان آمدم به خودت دارم میگویم ولی چون گفتی این آقا باید واسطه باشد پس حتماً راهش بیانداز دلش را به دست بیاور به من هم یک نگاه بکند این آقا، دلش را بدست بیاور بیاید شفاعت من را هم بکند.@ بدون معصوم اصلاً شما نمیتوانید بروید وقتی میدانید آنجا نمیتوانی بروی این خیلی کمکت میکند به اینکه آن انقباضها دلبستگیها یعنی بسته شدن دلها همه از بین برود حاجت همه دست این است همهکاره این است همهکاره عالم دست این است همهکاره عالم این است (بَکُم یُنَزَّلُ الغَیث) باران با اینها میاید رحمت با اینها میاید دعا با اینها مستجاب میشود شفاها با اینها انجام میشود.@ خدا رحمت کند امام فرمود وقتی شفا بخواهید یا هر چیزی را از معصوم میخواهید نگو که به خدا بگو این کار را بکند به خود معصوم مستقیم بگو این کار را بکن چون خودش اجازه دارد مستقیم میکند این کار را، نگو از خدا بخواه من را شفا بدهد بگو شفایم بده اذن دارد همهکاره است خودش این کار را میکند.@ پس پیش یک مقام قدرتمند رفتی که همه چیز خدا دست این است همهکاره است لذا در زیارت خیلی دقیق آمده در مقام دوم میگوید (اللّهُمَّ إنَّ هذا مَشهَدٌ) خدایا اینجا مشهدی هست که اگر کسی از اینجا دست خالی و ناامید برگردد امیدی نیست که جای دیگر به موفقیت برسد.@ پس به حضرت بگو آقا من هیچ کس را جز تو ندارم جز تو چه کسی را دارم اینجا، دعوتم کردی مهمان تو هستم کسی هم جز تو ندارم خدا هم همه کار را سپرده دست تو، این اضطرار خیلی مهم است که انسان در دلش باشد تا بتواند یک ارتباط قشنگ و زیبا برقرار بکند.@ توجه به فقرات معانی دعاها، زیارتها، زیارتهای غیر از زیارت جامعه کبیره که معمولاً دست مردم هست در این زیارتنامه کوچکها فراضهایی فوقالعاده زیبا، بلند دارد برای همین اگر کسی زیارت جامعه خواند مثلاً امروز صبح رفته زیارت جامعه خوانده حالا 11 ـ 12 ـ 2 ـ 3 ـ 4 غروب میخواهد برود زیارت کند.@ از همان زیارتنامهها فقرات فوقالعاده قشنگی دارد خیلی خیلی بلند دارد از همان زیارتنامههای مردم حتماً جداگانه انشاء الله استفاده کنید توجه به معانیاش دل انسان را، من وقتی گفتم دعای عالیۀ المضامین را بخوانید یعنی پر از حاجتهای دنیایی است ما دنیا و آخرتمان را باید از اینها بخواهیم.@ لذا یک موقعی کسی نگوید از معصوم نباید حاجت دنیایی خواست نه، آن که بد است این هست که انحصاراً انسان به دنیا بچسبد و دنیا را بخواهد یا دنیا اولین خواستههایش باشد نه مهمترین خواستههایتان خواستههای جاودانه و ابدی و انسانیتان باشد و خواستههای دنیاییتان را هم بخواهید.@ برای همین دعای عالیۀ المضامین وارد شده برای همه چیز (اللّهُمَّ ارزُقنی مالً کَثیرا) خدایا مال کثیر بده مال رشددهنده به من بده مال پاک و حلال بده خدایا من را از هر مریضی آفت دور کن و هر حاجتهای دیگری که دارید در آن پر از حاجتهای دنیایی است.@ ما دنیامان را باید همین جا بگیریم آخرتمان را هم باید همینجا بگیریم کس دیگری وجود ندارد که شما از آن درخواستی بکنید. ما بحثمان تمام نشد ولی وقتمان تمام شد انشاء الله یک فرصت دیگر.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 024 - نسیم حیات ۳
متن کامل (خام) جلسه 024 - نسیم حیات ۳