جلسه 023 - نسیم حیات ۳
شماره جلسه
23
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1390
ماه
6
روز
16
متن کامل (خام) ‌ جلسه 023 - نسیم حیات ۳

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره مدارج کسب نورانیت بود دعای بعد از زیارت آل یس را با هم میخواندیم آخرین قطعه این بود(وَ عَزمی نُورَ العِلم) خدایا من از تو میخواهم که عزم من را با نور علم همراه بکنی در قسمتهای آغازین این دوره در مورد معرفت و جایگاه معرفت سخن گفتیم.@ گفتیم بدون معرفت صحیح هیچ وقت ما انتخابها، ارتباطات، رفتار و افکارمان درست نخواهد بود بنابراین اولین قدم معرفت هست. سخن امام رضا(ع) چه بود؟ (أوَلُ عِبادَۀِ الله مَعرِفَتُه) و در نهایت خطبه هم فرمود(لا دِیانَۀَ إلاّ بِمَعرِفَه) هیچ دیانتی نیست مگر با معرفت.@ بنابراین اگر کسی شُل هست اگر کسی سست هست حتماً در نظام معرفتیاش اختلال وجود دارد یعنی یقینش، باورهای قلبیاش ضعیف است حتماً.@ و الا اگر کسی حقیقتاً معرفت داشته باشد به جایگاه آسمانی خودش، به رسالت آسمانی خودش، به نوع پیوندش با امام زمان، رابطه عاطفیاش با امام زمان را باور کرده باشد باور کرده باشد که حقیقتاً فرزند آقا امام زمان هست و نسبت به امام زمان یک سلسله وظائفی دارد اینها را باور کرده باشد اینکه خانهاش بالاتر از بهشت است.@ اینکه اصلش آسمان هست اگر کسی اینها را باور کرده باشد واقعاً در دنیا اهل نشاط، قدرت، سرعت و سبقت هست آن علائمی که در قرآن آمده.@ هیچ وقت دچار خمودی نمیشود خمودی، دلسردی، بیانگیزگی، پوچگرایی، بیحرکتی، یک گوشه نشستن، توقف، عقبگرد، علامت آدمهایی هست یا معرفت ندارند یا نظام معرفتیشان غلط بوده یعنی به آن چیزی که فهمیدند در حد داناییهایی بوده که به قلب نریخته به باور نرسیده اگر باور آمد حرکت میاید قدرت میاید نشاط میاید.@ اگر باور آمد انسان به هیچ وجه اسیر قالبها و صورتها دیگر نمیشود یعنی سرعت هیچ وقت کم نخواهد شد هر اتفاقی بیفتد به پیروی از بانوی بزرگ اسلام(وَ ما رَأیتُ إلاّ جَمیلا) یعنی نه کشته شدن کسی، مردن کسی، نه اسارت، نه تنهایی، نه بیهمسری، نه مردن اطرافیان، نه جدا شدن از آنها، نه اتفاقات اقتصادی، نه شکستهای اقتصادی، و هیچ اتفاق دیگری اصلاً در عزم و اراده یک سالک الی الله تأثیری نخواهد گذاشت.@ اصلاً عزمش را از دست نخواهد داد هیچ وقت سرد نمیشود دیگر من بیانگیزه شدم، دیگر نمیتوانم کار کنم، حوصلهاش را ندارم، حالم خوب نیست، دستم به کار نمیرود، این حتماً مال این هست که نورانیت عزم از او گرفته شده یعنی عزم او نور ندارد، بله، مثل این هست کسی در جاده دارد حرکت میکند اتومبیلش نور نداشته باشد مسلماً میایستد.@ در جاده خطرناک و تاریک در دل شب کسی که چراغ جلوی ماشینش روشن نشود نمیتواند رانندگی بکند نور باید داشته باشد. شما وقتی که عزمت نورانی نیست یعنی معرفت نداشته باشی علم نداشته باشی چطوری میتوانی حرکت بکنی؟@ بنابراین اینکه ما بخواهیم کسی عزم داشته باشد باید در درجه اول به آن معرفت بدهیم تا انگیزه پیدا بکند وقتی معرفت صحیح به آن دادی آن هم درست عمل میکند اگر به باور قلبش رفت درست عمل میکند این کاری هست که ما باید بکنیم در رابطه با خودمان و در رابطه با دیگران.@ (وَ عَزمی نُورَ العِلم) ببین چقدر دقیق، در هیچ کدام روانشناسی در هیچ مکتب روانشناسی شما از این قواعد متعالی خبری نمیبینید هیچ جای دنیا در هیچ مکتبی شما نمیبینید که انسان را اینطوری شکافته باشند اعضاء و عناصر وجودیاش را، و بگوید اینها باید هر کدام با نور خاصی حرکت کنند قلبش نور خاصی میخواهد صدرش نور خاصی میخواهد فکرش نور نیت میخواهد عزمش نور علم میخواهد.@ کجای دنیا ما سراغ داریم یک همچین مبانی انسانشناسی و قدرتمندی؟ همین دعا را بخوان ساده رد شویم از کنار این دعاها، تمام اینها عالیترین و پیشرفتهترین دروس انسانشناسی است که انسان محور خلقت را دارد به ما میشناساند دقیقترین اطلاعات در مورد چه باید کرد چه هستیم و چه باید کرد در این دعاها هست.@ (وَ قُوَتی نُورَ العَمَل) من قدرتم را از عمل میگیرم کار نیکو کردن از پر کردن است، آدمهای تنبل، آدمهای بیحوصله آدمهایی قویای نیستند یک خطاط قوی از کجا آمده؟ هی عمل کرده کار کرده که الان قدرتمند شده یک بافنده یک هنرمند یک قالیباف یک صنعتگر، یک ریاضیدان، هی کار کرده عمل کرده در میدان عمل قوی شده.@ الان شما میخواهید اسم جواد در شما قوی بشود اسم جواد اسم کریم اسم غفور اسم رحیم میخواهید قوی بشد، اسم حلیم این کار میخواهد یعنی شما احتیاج به میدان دارید. شما نگاه کنید خانواده ما وقتی آگاه نباشند اصلاً هدف خلقتشان چیست، چقدر خانمها به من مراجعه میکنند.@ میگویند ما ناراحتی اعصاب گرفتیم از دست این بچههایمان، بچههایمان خیلی اذیت میکنند، عزیز من بچههای شما را خدا گذاشته برای اینکه تو نور حلم در تو قوی بشود اسم حلیم را بتوانی بگیری بچه اذیت بکند و تو بتوانی با اذیت این بچه اوج بگیری.@ وقتی به داد و فریاد میافتی، وقتی به کتک زدن میافتی، وقتی به فحاشی میافتی، وقتی به تهدید میافتی، یعنی از میدان عمل فرار کردی مگر میشود یک نفر ما را اذیت نکند؟ خدا اصلاً گذاشته سیستم خانواده، محیط خانواده، محیط کار، محیط بیرون، محیط اجتماع همه جا این هست که کسانی ما را اذیت بکنند.@ اصلاً زندگی زمینی برای همین خدا ما را آورده در جهنم دنیا، جهنم دنیا تمرین بهشتی شدن است در جهنم به شما آتش عرضه میشود و شما آتش را کنار میزنید و به بهشت میروید مگر قرار نیست روز قیامت ما وارد جهنم بشویم در صراطی که سه هزار سال راه است در جهنم، یعنی شما باید از آتش بروید به سمت بهشت.@ ما را دنیا آوردند در جهنم در این تاریکی و ظلمات اینجا باید نور بگیری و بروی نور بگیری و بروی و هی با نور حرکت بکنی. مادرت تاریکی به تو تزریق میکند یک حرفهای بد میزند باید با مادر با حلم با پدر با حلم، با اطاعت با ادب، اطرافیان هم همینطور هستند دائماً انسان را اذیت میکنند.@ ممکن است بچهها اذیت کنند همسر اذیت کنند. یک موقعی البته ما در اسلام یک جاهایی را هم داریم که انسان نباید تحمل بکند چون میبیند اگر بخواهد بیشتر تحمل بکند جهنمی میشود جهنمی میکند و جهنمی میشود آن فرق میکند آن موارد استثناء است بریدنها.@ پیغمبر هم طلاق داده در ائمه هم همچین چیزی بوده اینطور نبوده که حلم را تا آخرین درجه ادامه بدهند. ولی انسان اینطوری نیست که اینقدر خودخواهی بکند خودخواه باشد ذلیل باشد بگوید نه من هر کس هر چیزی که خلاف میلم باشد.@ هر چیزی که خلاف سلیقهام باشد هر چیزی که خلاف قالبم باشد خلاف خواستهام باشد میبرم کنار میگذارم. با پدرش قهر میکند با مادرش قهر میکند خانهاش را جدا میکند با خواهر و برادرانش قهر میکند صلهارحام اصلاً ندارد.@ یک آدم ضعیف بدبخت، این از میدان عمل دارد فرار میکند میدان عمل یعنی اینکه تو یک بچه داشته باشی الان به خانمها میگویند بچه، خدا نکند من بچه دوم داشته باشم خب نسل مسلمانها نسل شیعه دارد به شدت در این کشور میاید پایین، غیر شیعهها در این کشور به شدت دارند وهابیها سنیها به شدت دارند زیاد میکنند برای چی؟@ برای اینکه شیعیان حوصله ندارند در میدان، نه یک بچه کافی است دوتا بچه کافی است، کی حوصله دارد؟ خب حوصله، همین تو را ولی الله میکند همین بچهداری همین در خانه، همین کار کردن در خانه، همین اینکه انسان باید دائماً ذهنش مشغول کارهای متعدد باشد ولی بفهمد که نور باید داشته باشد.@ بعضیها کار خانه میکنند به مرور زمان پیر و فرسوده و اعصاب خرد و داغون هستند میگوید محصول دوتا سهتا بچهداری جز اینکه الان رسیدم به خُل شدن چیز دیگری نیست اما یک کسی نه با بصیرت با بچه عمل میکند میفهمد که گریه بچه دارد او را بالا میبرد.@ لذا معقول عمل میکند با شیطانی بچه با گریه بچه، خفهاش کن این را حوصلهام سر رفت، زود باش این را خفه کنید، این که نشد کار، این که فرار از میدان است این در واقع گرفتن نار از نور است ما بچه وقتی میاید اذیتهای دیگران میاید زحمات زندگی میاید بار خانواده میاید همهاش نور است.@ ولی وقتی یک کسی حاضر نیست زیر بارش برود نارش را در میاورد ما چقدر زنهای خانهدار داریم شب تا صبح در خانه کار میکنند آخر هم جهنمی هستند چون بلد نیستند نار را رد کنند نارش را میگیرند نورش را کنار میگذارند شب تا صبح میبینی دارد جان میکند زحمت میکشد کار میکند آخرش هم جهنمی است بچهداری میکند آخرش هم جهنمی است.@ شوهرداری میکند زحمتش هم میکشد آخرش هم جهنمی است نمیتواند نگه دارد نمیتواند نور را بگیرد نور به آن عرضه میشود رد میکند نارش را میگیرد. (وَ قُوَتی نُورَ العَمل) یعنی انسان فضا میخواهد میخواهی جواد بشوی برو در میدان بذل و بخشش برای خدا، میخواهی کریم بشوی برو میدان عمل میخواهد ولی خدا عاجز نیست.@ امام زمان(ع) به کسی فرمود تو فکر کردی ما عاجزیم که پیروان خودمان را اداره بکنیم ما میخواهیم شما به جایی برسید اصلاً خدا یک عده را فقیر قرار داده یک عده را مریض قرار داده یک عده را اینطوری آنطوری، با مشکلات، بلا خودش میفرستد.@ این همه در قرآن دارد میگوید خودمان میفرستیم برای اینکه برای ما محیط کار، پرواز آماده بشود. آمدیم به طبیعت به جهنم دنیا برای اینکه اسم جذب بکنیم لذا هی باید عمل بکنیم خوش به حال کسی که میدانهای عمل بیشتری دارد بعضیها فرار میکنند از میدانهای عمل، بعضیها نه اینقدر نشاط دارند اینقدر قدرت دارند که به میدانهای عمل زیادی میروند.@ یک شوهرداری با توجه به نورانیت انسان را تا ولی اللهی میبرد آسیه چطوری عمل کرد؟ بچهداری برای مرد برای زن بالاترین محیطهای بهشتی را فراهم میکند.@ ولی وقتی انسان از آن فرار میکند نه بچه نه، بچه را بگذاریم کنار، بروم بیرون کار کنم میرود در آن محیط اصلاً بلد نیست در آن محیط هم یک عالَم نار جمع میکند همان نار هم میاورد خانه سر خانوادهاش میریزد.@ (وَ قُوَتی نُورَ العَمَل) بدون عمل (شُعارُ المُؤمِنِ العَمَل) در روایت دارم شعار مؤمن عمل است الان میگویند بعضیها اهل شعارند بعضیها اهل عمل، ببین چکار کرده حضرت، معجزه را نگاه کنید میگوید شعارش عمل هست یعنی همه حرفش را با عمل میزند.@ اگر میخواهد چیزی را ثابت کند اگر میخواهد چیزی را فریاد بزند اگر میخواهد یک چیزی را جا بیاندازد با عمل جا میاندازد فریاد زدن حرف زدن بدون اینکه انسان برود در گود، بار بردارد اصلاً امکانپذیر نیست. خداوند زمینه شدن هر کس را در زندگیاش متناسب با شخصیتش فراهم میکند بعضیها عُرضه دارند نور میگیرند.@ بعضیها جهنمش را میگیرند نارش را میگیرند، یعنی خداوند نور را عرضه میکند مثل پیغمبر که عرضه شد اکثر اطرافیان حتی همسرهای پیغمبر چندتا از آنها نار گرفتند همسران بعضی از ائمه ما همینطوری بودند با بهترین انسانها زندگی بکنی.@ فقط هی روزبهروز مریضتر، تاریکتر، بیحوصلهتر، بیرمقتر، پوچتر اصلاً نمیتوانی بالا بیایی چون تو فقط و فقط کوکت با جهنم تنظیم شده با شیطان تنظیم شده اینطوری آدم بدبخت میشود یک پدر و مادر خوب و ناز دارد قدرشان را نمیداند خب با این پدر و مادر این شخص باید به ولی اللهی برسد میرسد به ته جهنم.@ یک همسر خوب دارد یک زن خوب دارد قدرش را نمیداند دائماً این را اذیتش میکند دائماً تحقیرش میکند بیمحلیاش میکند اذیت میکند حقوقش را نمیدهد جهنم برای انسان درست میشود این خدا یک بچه را امانت میسپارد.@ یک زن را امانت میسپارد میبینی اصلاً عُرضه ندارد با دو نفر، چطوری تو میتوانی بزرگ بشوی؟ یک زن و بچه را به تو امانت سپردم ببین چقدر شما اینها را همه را ضایع کردی امانت من بوده دست تو، با آنها چکار کردی؟ این شوهر امانت بوده دست تو با این شوهر چکار کردی؟ این پدر و مادر دست تو امانت بوده قوت با نور عمل ایجاد میشود پس عمل چیه؟@ عمل نور است. میگویند این آقا بیست سال سابقه دارد یعنی چی؟ یعنی بیست سال نورانیت، توانش خیلی بالاست کارش موفقیتآمیزتر هست تمرین بیشتری کرده میگویند این حرفهای را انتخاب کنید کهنهکارها را انتخاب بکنید باسابقهها، چون نور بیشتری دارند.@ پس مفهوم نور یعنی چی؟ اینجا مفهوم نور یعنی دارایی، مرقوم بفرمایید این را یادتان نرود هیچ وقت، نور مساوی است با دارایی، اگر دارایی نداری نور نداری هر چقدر هم اطلاعات داشته باشی دیگر به درد نمیخورد اطلاعات، علم هر چه داشته باشی به درد نمیخورد چون به دارایی تبدیل نشده.@ ما به مقداری که اسم میگیریم از خدا دارا هستیم و نورانی هستیم به کانون نور نزدیک شدیم. پس باید شدنی در کار باشد باید به نشاط به شادی به آرامش برسیم اگر شاد نیستی آرامش نداری عصبی و زودرنج و حساس هستی اگر حسود و متکبر هستی تو اصلاً به دارایی نرسیدی به نور نرسیدی.@ نور باشد آدم اینقدر بدبخت زندگی بکند؟ نور باشد و با همه ثروتهایی که خدا به آن داده انقدر بیچاره زندگی بکند؟ در اوج دارایی گدا زندگی کردن در اوج امکانات بدبخت و محتاج زندگی کردن، در اوج امکانات شادی ضعیف و ذلیل و مریض و مضطرب و پوچ با دلشوره زندگی کردن، خب اینها بیسلیقگی میاورد.@ (وَ لِسانی نُورَ الصِّدق) زبانم نور صداقت (وَ دینی نُورَ البَصائِرِ مِن عِندِک) اینجا را نگاه کنید چکار کرده حضرت، دینم با نور بصیرتهایی که از ناحیه تو میگیرم نورانی بشود بصیرت.@ در روایت داریم بعضیها خیلی علم دارند اما آدمهای احمق و سادهلوحی هستند بصیرت ندارند درس خوب خواندند قرآن خوب خواندند اما بصیرت ندارند نمونهاش را در این سی سال انقلاب خودمان ببینید نمونهاش را در حکومت امیر المؤمنین ببینید ابو موسی اشعری.@ یک کسی هست در این مشهد مردم بلند میشوند متأسفانه فکر میکنند خیلی آدم بزرگی است میروند سر قبرش زیارت میکنند نمیدانند چه کسی بود، زمان امیر المؤمنین، امیر المؤمنین جنگ میکرد به امیر المؤمنین میگفت، از این عباد و زهادی بود که یکسره ذکر میگفت فقط همین همهاش در ذکر بود.@ به امیر المؤمنین گفت من این جنگ شما را شک دارم که حق است یا باطل، به خلیفۀ الله به مظهر خدا میگوید این جنگ جنگ خونریزی است شما چرا باید جنگ بکنید جنگ کشت و کشتار است کار خشنی است مثل کسانی که میگفتند مرگ بر آمریکا نگویید مرگ بر اسرائیل نگویید خشن است زیارت عاشورا نخوانید بروید جایش دعای کمیل بخوانید.@ یادتان هست در سالهای دوم خردادیها چه چیزهایی میگفتند مرگ بر آمریکا نگویید مرگ بر اسرائیل نگویید بگذارید هر جنایتی کردند کردند، اگر یکی از آن کارهایی که اسرائیلیها با ناموس آنها، فلسطینیها با ناموس خودت میکردند با بچه خودت میکردند باز هم همین حرف را میزدی میگفتی نه بگذار سبز باشید آبی باشید هیچی نگویید.@ یک دانه از آن بمبها را در خانه شما میریختند یک دانه از آن بُلدزرها بیاید نصف شب خانه شما را در حالی که زن و بچهات هستند خراب بکند سرتان تو هم از این حرفها میزدی؟ چرا مرگ بر اسرائیل بگوییم ما با کسی دشمن نیستیم. این آقا به حضرت علی گفت من شک دارم.@ آقا من را بفرستید یکجا که من بدون شک زندگی کنم یک گوشه بروم عبادت خدا را بکنم عالم است ولی احمق است در دینش بصیرت ندارد. اینکه مقام معظم رهبری در این قضیه فطری میگفت فقط بصیرت، چقدر ما مراجع بیبصیرت داشتیم در این مدت، مجتهدین بیبصیرت، روحانیون بیبصیرت و جبهه رفتههای بیبصیرت.@ شناخت اینکه در هر زمان انسان باید چطوری تصمیمگیری بکند خیلی مهم است خدایا از ناحیه خودت بصیرت به من بده که من اشتباه نکنم در فتنهها در جاهای دیگر. وقتی امام حسین را کشتند اینطوری کرد گوش کن امام حسین را کشتند پسر پیغمبر.@ امام حسین، عجب کار بدی کردند آن تا آخر عمر استغفار میکرد چرا من گفتم عجب کار بدی کردند، بجای آن یک کلمه عجب کار بدی کردند میتوانستم ذکر بگویم آدم بیتولی، پس آیه قرآن چیه که علامت ایمان سه چیز است حب خدا، حب اهل بیت و جهاد، این اصلاً انگار قرآن نمیخوانده این آقا.@ روحانی بلند شده رفته منبر، از این روحانینماها که الان خارجند تشریف بردند با سازمان سیاه فعالیت میکنند روی منبر ما اصلاً در قرآن چیزی راجع به حجاب نداریم در اسلام راجع به حجاب نداریم برای پول، برای دو تومان پول که آنجا به شما پول بدهند بتوانی آنجا زندگی بکنی.@ شریح قاضی، شیخ زنجانی، این شیخ زنجانی شما زندگیاش را که میخوانید میگوید من از حرم امیر المؤمنین رفتم خانه، نمیدانم چکار کردم زیارت عاشورا خواندم چقدر عبادت داشته این آقا، مجتهد است یک مجتهد در نجف پرورده اساتید حسابی او را میبرند در دستگاه حکم قتل شیخ فضل الله نوری را مینویسد.@ مجتهد هم هست کم نداشتیم تاریخ معاصر خودمان را نگاه کنید عالمان بیبصیرت. هشت سال در این مملکت بهترینها رفتند شهید شدند مجروح شدند شیمیایی شدند اینها زیارت عاشورا خانههاشان میرفتند میگفتند به روحانی میگفتند حرفهای سیاسی نزنید فقط زیارت عاشورا بخوانید مردم گریه کنند.@ برای حسین 1400 سال پیش برای آن حسین، اصلاً از آمریکا از اسرائیل از شوروی از انگلیس هیچی نگویید راجع به این نظام هیچی نگویید اینطوری روضه بخوانید الان هم اینقدر در این بالای شهر اینطرف و آنطرف شهر همه جا اطراف داریم.@ این مجالس برقرار میشود همه ماشاء الله خیلی در سلم و سلامتی سبز و آبی هستند. ولی نباید حرفهای آنطوری بزنیم یا اینکه از آن کسانی که ادعای عرفان داشت این همه بچههای مردم جوانهای ماه مردم میرفتند شهید میشدند اصلاً به روی مبارکش نمیاورد چقدر هم نقل و قُر داشت برای نظام.@ یک بار بمب زدند این آقا ترسو در زیرزمین پایش خورده بود به پله درد گرفته بود آخ یابن الحسن وقتش هست که بیایی، پایش را گرفته چون آقا پایشان درد گرفته دیگر امام زمان باید بیاید حتماً، خیلی بد شد پای آقا درد گرفت دیگر وقتش است آقا.@ این همه جوان، چند صد هزارتا جوان تکهتکه شدند نیامدی یکبار بگویی وقتش است بیایی، ککت نگزید بیرحم، پای مبارک پای نازنین یک زخم برداشته امام زمان دیگر نباید تحمل کند به حرمت پای شما دیگر باید بیاید عجب داستانهایی ما از این دیندارهای احمق داریم بیشترین ضربه به دین را همین دیندارهای بدون بصیرت زدند.@ دو گروه کمر من را شکستند، پیغمبر فرمود، (جاهِلٌ مُتَنَسِک) آدمهای جاهلی که اهل عبادتند، ماشاء الله یکسره تسبیح دستشان در این مراکز اما بصیرت ندارند(وَ عالِمٌ مُتَهَتِک) مثل همین روحانینماهایی که الان ما داریم کسانی که ادعای مرجعیت و اجتهاد و روحانی بودن میکنند.@ در مملکت ما هم کم نیستند از اینها، اگر شناسایی نشوند به صرف اینکه لباس روحانی تنشان هست خیلیها گرفتار این مارهای خوش خت و خال به تعبیر امام میشوند امام فرمود خون دلی که پدر پیرتان از این طایفه خورده از هیچ طایفهای نخورده خطرناکترین آدمها در لباس دین بیبصیرت.@ ما باید به خدا بگوییم خدایا بصیرت نصیبمان کن. (وَ بَصَری نُورَ الضِّیاء) چشمم نور داشته باشد چشمم روشن باشد(وَ سَمعی نُورَ الحِکمَۀ) گوشم هر چیزی را نشنوند گوشم فقط حرفهای حکیمانه و درست بشوند گوش اگر بخواهد نورانی بشود:@

باید انسان این گوشش را مفت به هر چیزی ندهد هر کس هر چیزی دلش خواست بریزد در آن، (إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً) روز قیامت اولین جا که سؤال میکنند گوش را سؤال میکنند، چه چیزی شنیدی؟ گوشت را به چه کسی دادی؟@ هیچی ما نشستیم ماهواره گوش کردیم ماهواره دیدیم رادیو بیگانه را گوش کردیم حرفهای مزخرف گوش کردیم. ما بیکار نیستیم بعضیها چقدر بیکارند گوششان را میدهند به یک ماجراهایی، حکمت.@ سریالهای قصهها، افسانهها، گوششان رومانهای عشقی و جنایی و پلیسی پر، اصلاً مطالعات هیچی به درد نمیخورد، آخر مطالعه میگوییم حالا چی شد؟ خیلی خوشکل بود خیلی جذاب بود، بالأخره چی شد؟@ یک ماجرای عشقی، یعنی یک ماجرای وهمی یک ماجرای جلدی، قالبی، سالها میکشاند میاورد آیا بالأخره این به آن رسید یا نرسید، آخرش میگویند خب این افسانه ما هم تمام شد قصه ما به سر رسید کلاغه به خانهاش، تمام شد حالا چی شد برای تو؟ هیچی سرمان گرم بود.@ آقا گوشت را بده به حکمت، حکمت وقت بگذار حکمت جذب کن گوشت را نورانی کن فرمود موسیقی حرام کسی گوش میکند در گوشش سرب داغ میریزند.@ امام مجتبی فرمود من تعجب میکنم آدمها چطوری از غذای آلوده به خاطر مرض پرهیز میکنند اما شنیدن و علمی که دارند جذب میکنند را کنترل نمیکنند غذای روحشان را کنترل نمیکنند قرآن چه فرمود(فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى‏ طَعامِهِ) انسان باید ببیند از چه دارد میگیرد از چه کسی دارد میگیرد غذایش چیست.@ چه میخورد چه میشنود چه میبیند چه در قلبش میریزند ولی ما اصلاً همچین دقتهایی نداریم متأسفانه، راحت پای هر حرفی مینشینیم هر حرفی را میزنیم حضرت فرمود اگر همه میدانستند حرفهایشان هم جزء عملشان حساب میشود دیگر راحت حرف نمیزدند.@ همین حرفت جزء عملت حساب میشود تا از دهان در بیاید پایت مینویسند. گفت مرده بود طرف، آمده بود بخواب آشنا گفتند آقا چه خبر؟ گفت ما هر چه شوخی کرده بودیم در دنیا همه را در اینجا جدی گرفتند همه را جدی گرفتند شوخیهایمان را هم جدی گرفتند.@ اینجا را دقت کنید (وَ مَوَدَتی نُورَ المُوالاتِ لِمُحَمَّدٍ وَ آلهِ عَلَیهِمُ السَّلام) اصل در حرکت انسان که جلوتر حرکت میکند و آدم دنبالش میرود دل آدم است دل، جایگاه مودت در کجاست؟ در دل است الان ما چقدر خانمهای باحجاب داریم که واقعاً شما نگاه کنید چادری هم هستند.@ در این حرم نگاه کنید چقدر ما چادریهای بیحجاب داریم چقدر خون به دل امام زمان میکنند اصلاً معلوم است با درد این چادر را سرش کرده با تنفر این چادر را سرش کرده مقنعهاش این روسری همهاش با تنفر است اصلاً دلش با این نیست یک خانمی هم داریم.@ در این خارج از کشور خانمها چادر سرشان خیلیها نمیکنند ولی حجاب واقعاً لباس، پوشش اسلامی است در کشور خودمان هم هستند خانمهای محجوبی هستند چادر ندارند اما واقعاً حجابها اسلامی، درست، البته خیلی کم هستند خیلی انگشتشمار، چون واقعاً خیلی سخت است اینطور حجاب داری اما واقعاً حجابشان اسلامی است.@ حالا چادر هم ندارند چقدر چادری داریم بیحجابند مانتویی هم داریم باحجابند واقعاً، این دلش با این حجاب نیست اصلاً، دل آدم را میبرد نماز میخواند اما دلش با نماز نیست از نماز بدش میاید ولی میخواند مرتب، اول وقت هم میخواند اما واقعاً از نماز خوشش نمیاید.@ 50 آیهاش را مرتب میخواند، میدانی دارم چه میگویم؟ میخواهم بگویم نیا بعد از شش ماه بگو چرا من تغییر نکردم چون تو در نظام مودتیات اشکال دارد برنامههای من را روی اکراه و اجبار داری انجام میدهی کلاسها را یکطور دیگر داری میایی هیچ اتفاقی نمیافتد.@ تا مودت تغییر نکند نظام مودتی و قلبی تغییر نکند هیچ اتفاقی نمیافتد باید دل برود جلو، اول دل. آمد پیش پیغمبر گفت آقا من نمیرسم، به رسول خدا گفت گفت من نماز نمیرسم بخوانم مسجد هم نمیتوانم بیایم کارم یکطوری است نماز جماعت نمیتوانم بیایم مسجد نمیتوانم بیایم روزه هم نمیتوانم بگیرم دارم به شما میگویم پیغمبر.@ فقط واجبات، نمازهای واجب، روزههای واجب ولی بقیه کارها را نمیرسم بیایم ولی یک چیز خیلی دارم پیغمبر گفت چیه؟ گفت خیلی دوست دارم، پیامبر میدانی چی فرمود؟ فرمود (المَرءُ مَعَ مَن أحَب) انسان با محبوبش محشور میشود.@ اینقدر ما کارگرها زنهای خانهدار، بخصوص زنهای خانهدار میگوید من اعصابم خرد شده در هتل ماندم بچهداری کردم نتوانستم بیایم حرم، نیا حرم، حرم که خیلی چیز نیست بچهات را داشتی امام رضا پیشت بوده مطمئناً، من خانهداری کردم نتوانستم بیایم خیلی عبادت، نماز جمعه نتوانستم بروم.@ نماز جماعت نتوانستم بروم کربلا نتوانستم بروم همهاش در خانه کار کار، دلت، خانم علامه خدا رحمتشان کند هردوشان را، علامه و خانمش، علامه طباطبائی، خانمش میگفت من یک موقعی در خانه گفتم که یادش بخیر من چقدر دلم برای کربلا تنگ شده چون قبلاً در نجف کربلا زندگی کردند.@ گفت یک لحظه در خانه یک قدم برداشتم دیدم اِ در حرم امام حسینم، یک طی الارض اینطوری در خانه برایش اتفاق افتاده یکدفعه دیدم در کربلایم، دلت هر جا باشد همان کاره هستی.@ اینقدر خانمهای خانهداری که نمیرسند نماز جماعت بروند و نماز جمعه بروند و مثل مردها آزاد باشند بروند اینطرف و آنطرف روز قیامت مردها باید بدوند دنبال آنها که بیا شفاعتم کن.@ در آشپزخانهاش معراج میرود چون دل، قرآن میگوید دلت هر جا هست آن کار است اینقدر ما آدم داریم در این حرمها هستند دلشان در کیش و دبی است من دیدم خدا شاهد است من کسانی را دیدم در این هیئتها نفر اول سینه میزنند جلوتر صف اول نزدیکترین کس مینشیند آنجا سه ساعت سینه میزند فردایش برو ببین کیش چکاره است آقا.@ من خدا شاهد است از نزدیک دیدم آدمهای اینطوری، ببین دبی چکاره است. دلت کجاست؟ شخصیتاً کجایی هست آن خیلی خوب است میگوید خدایا من مودتم نور موالات پیامبر و آل را داشته باشد بعضیها مودتشان عشق به شیطان را دارد به شیطان صفتها، مودتشان آمریکایی است مودتشان انگلیسی است مودتشان فرانسوی است.@ مودتشان غربی است اصلاً دلشان آنجاست، وطنشان آنجاست، یعنی اگر اینجا هم هستند عشقشان و وطنشان آنطرف است. آمدند خدمت امام صادق(ع) حضرت فرمود بچه کجایید شما؟ حالا من با زبان خودم میگویم حضرت فارسی صحبت میکرد بعد فارسی هم حدیث داریم برایشان فرمودند، اهل کجایید؟@ از شهر ری رفته بودند، گفتند ما از شهر ری آمدیم، حضرت فرمود مرحبا به برادران قمی ما، گفتند نه آقا ما از شهر ری آمدیم، حضرت گفت مرحبا به برادران قمی ما، دفعه سوم گفتند آقا نه اشتباه نشود عرض کردیم از شهر ری آمدیم، فرمود مرحبا به برادران قمی ما، چرا حضرت اینطوری میگفت؟@ توضیحاتش هم جالب است، که مهم نیست اصلاً تو شهر ری باشی روحت قمی باشد، قم کجا بود؟ (عُشِّ آل مُحَمَّد(ع)) آشیانه آل پیامبر است حضرت فرمود خداوند چند حرم دارد مکه حرم خودش، مدینه حرم پیغمبر ما اهل بیت حرممان قم است.@ همه چهارده نفر حرممان قم است یا دوازده امام، حتی حضرت زهرا قم است خداوند حضرت معصومه را بجای حضرت زهرا داد به مردم که اگر آن قبر گمشده را نمیتوانند زیارت کنند قم را زیارت کنند. مرجع بزرگوار فرمود من به امیر المؤمنین عرض کردم من بچه فاطمه زهرا هستم ندانم قبر مادرم کجاست؟@ گفت شما قم را زیارت کنید خانم فاطمه زهرا قم است همینجا زیارتش کنید (قُبُورُکُم فِی القُبُور) بخدا قسم وقتی دلت تنگ میشود برای امام رضا بروید سر قبر یکی از این شهیدان به نیت قبر امام رضا امام رضا همانجاست سر قبر شهید، سر قبر پدر و مادر خودت است.@ برو سر قبر پدر و مادر خودت زیارت امام رضا بخوان درست در میاید (قبورکم فی القبور) برو، یادی کنیم از حضرت عبد العظیم روز وفاتش (مَن زارَ عَبدَ العَظیم بِالری کَمَن زارَ الحُسَین بِکَربلا) حسین را در کربلا کجا زیارت کن؟ شهر ری.@ ما الان اینقدر آمریکایی اروپایی قمی داریم در آمریکا هستند قمی هستند در اروپا هستند قمی هستند در مسکو هستند در فرانسه هستند قمی قمی هستند چقدر قمی آمریکایی داریم، در قم هستند آمریکایی هستند، مشهد هستند آمریکایی هستند.@ مشهدی من دیدم در اقیانوس هند یک موقعی داشتم میرفتم در کشتی، کشتی بود دیگر همه طور آدمی بود یک خانوادهای آمدند نزدیک ما فارسی صحبت میکردند دخترشان اینقدر وضع حجابش افتضاح بود که اصلاً قلب من گرفت دیدم فارسی صحبت میکنند ایرانی هستند شرمم میاید بگویم وضع حجاب این چطوری بود.@ بعد باد میزد سرد بود آنجا، من کتم را دادم گفتم بیاندازید روی دخترتان مریض نشوند سر صحبت باز شد دیگر حالا من نرفتم جلو، متخصص روابط عمومیمان آقای غریبی بود رفتند جلو خلاصه به آقای غریبی گفت چکارهای؟@ آقای غریبی گفت من در کار زمین و ساختمان هستم زمین میفروشم، گفت کجا؟ گفت در برزخ، من زمین برزخ میفروشم یکذره سر صحبت باز شد و بعد گفت حالا چی شده شما کجایی هستی؟ گفت من مشهدی هستم بعد شروع کرد ابزار تنفر از مظاهر دینی، گفت من چهل سال است حرم نرفتم، عزیزم تو مشهدی نیستی، دلت کجاست؟@ همانجایی، همان کاره هستی ببین اسم چی میاید دلت میلرزد، اسم چه کسی میاید دلت میلرزد، برای چه گریه میکنی، تو همانی. شیطان اگر یک موقع آمد کوچکتان کند بگوید تو فلان گناه را کردی دیگر آدم نمیشوی تو این کار را کردی آن کار را کردی به شیطان بگو من لغزیدم معصوم که نیستم ولی دلم یک جاهایی محکم بسته شده.@ (وَ مَوَدَتی نُورَ المُوالات) برندهترین آدمها اینها هستند که سلطان دلشان محمد و آل محمد هستند الگوهایشان، الگویت هر کس هست این را یادت باشد موالات که میگویند یعنی الگو، یادتان نرود، الگویت هر کس هست با او محشور میشوی حتماً روز قیامت، ابراز زبانیات خیلی مهم است ببین عاشق تقلید از چه کسانی هستی.@ عاشق پیروی از چه کسانی هستی ببین دلت کجا میکشاندت، این عقربه دلت کجا میبرد تو را، در خلوت، در تنهایی، در خواب، در رختخواب، دلتنگ چه کسی و چه چیزی میشوی همانجایی هستی.@ الان خانم داریم در خانهشان روضه میافتد اینقدر عصبانی از دست شوهرش ولی انجام هم میدهد بفرمایید خواهش میکنم بفرمایید چاییاش هم درست میکند ولی با کوفت و قر و زهرمار، مهمان هر کس میاید در خانه شب جمعه دو روز هم مهمان باشند عیاشی و الواتی دارند ککش هم نمیگزد.@ نمیتواند تحمل کند هفتهای یک روز در خانهاش هیئت باشد الان چقدر مردها در دلشان هست چقدر زنها، بیشتر زنها در دلشان هست در خانه هفتهای یک شب یک روضهای بیاندازند یک زیارت عاشورایی یک دعای ندبهای یک جلسه زنانهای بیاندازند خانمها بیایند مرد نمیگذارد.@ بیشتر مردها مخالفند من راضی نیستم آن زن میرسد به آنجا که باید برسد مهم صورت خارجی نیست مهم دل است این مرد بدخت. اینقدر زنها داریم که شوهرهایشان را نمیتوانند خوب بفهمند و بشناسند اگر شوهرت مؤمن است.@ فرمود (المُؤمِنُ أعظَمُ حُرمۀ مِنَ الکَعبَۀ) حرمتش از کعبه بالاتر است اگر مؤمن نیست فاسق است خب بگو فاسق است اگر مؤمن است حرمتش از کعبه بالاتر است بیادبی، بیاحترامی، فحاشی، قر، نق، نیش، اگر مرد ده روز بیاوردش مشهد این قبول نیست میگوید شمال نرفتیم این مسافرت مشهد که کار تو بوده.@ تو خودت عشقت بوده بروی مشهد من را آوردی مشهد من که دوست نداشتم اصلاً، من دنبال تو آمدم قم هم شد تفریح، مشهد هم شد تفریح، جمکران هم شد تفریح، نه تفریح ما را ببرید، اصلاً تفریحش با تفریح مرد فرق میکند لذتش با لذت مردش فرق میکند بهجت و سرورش با مرد فرق میکند.@ بعضیها هم هستند خیلی همراه همراه، کمک کمک، از خود مرد هم جلوتر هستند مرد شل بشود زن سفتش میکند. ما یک جایی کلاس میرفتیم خانه یکی از بزرگان درس میخواندیم آنجا میرفتیم درس میخواندیم جا نبود هی شاگردان زیادتر شدند این خانه دیگر خیلی تنگ بود.@ استاد تصمیم گرفت کلاس را از خانه ببرد جای دیگر، خانمش، بچههایش گفتند اصلاً اگر این کلاس از اینجا ما برود بیرون نور از خانه ما رفته بیرون، حالا چکار کنیم خانه جا نداشت خورد به یک تابستان خانهشان را خراب کردند همان طبقه دیوارها را برداشتند یکذره خانه بزرگ شد تغییرات دادند.@ یک اتاق خانهشان را کم کردند دیوارهای راهرو را برداشتند یک تغییراتی دادند خانه باز شد، که چی؟ که این نور از خانه ما بیرون نرود چه زن و بچهای همراه، این نور از خانه ما بیرون نرود درس اهل بیت از خانه ما بیرون نرود خانهمان را تغییر میدهیم.@ سبک زندگی یعنی همین، خانه را تغییر میدهیم خانهاش را عوض کرده میگوید میخواهم بروم یک خانه بگیرم بزرگتر باشد که بتوانم لااقل هفتهای یکبار یک جلسه اهل بیت در آن بیاندازم دو هفته یکبار، ماهی یکبار، لااقل این محرم یک دهه در آن بیاندازم با چه نیتی خانه میخرد بارک الله.@ بعضیها وقتی خانهشان را میدهند به اهل بیت صد بار به غلط کردن میافتند پشیمان میشوند ما اصلاً نمیخواهیم خانهمان را بدهی به اهل بیت، نق و قر و ناسپاس. دلت کجاست همان آدم هستی ببین مودتت کجاست ببین از این که پولت را خرج میکنی، کجا پولت را خرج میکنی بیشتر خوشحال میشوی؟@ برای چه کسی خرج میکنی بیشتر خوشحال میشوی؟ برای خانواده آسمانیات یا خانواده زمینیات؟ ملاک است جوانیات، علمت، کارت، تخصصت، قلمت، کجا هزینه بشود خوشحال میشوی؟ برای آسمان یا زمین؟ قیمتت در میاید رفیقهایت چه کسانی هستند؟ قیمتت در میاید.@ طرف میلیون میلیون خرج تزئینات خانه میکند دهها میلیون هزینه خانه صد میلیون هزینه خانه مسافرت خارجی مسافرت شهر اینطرف و آنطرف بخور بخور بعد وقتی میخواهد برای اهل بیت خرج بکند اصلاً دستش نمیاید خرج هم میکند ولی میل با آن نیست دل با آن نیست.@ میترسد این همه برای خانواده زمینیات هزینه کردی نترسیدی تا ورشکستگی هم رفتی نترسیدی اصلاً نمیترسی هزینه کنی برای خانواده زمینیات، چطور برای خانواده آسمانیات وقتی میخواهی هزینه بکنی دست و بالت میلرزد چطوری است وقتی میخواهی هزینه بکنی برای خانواده آسمانیات به چرتکه انداختن میرسی.@ یک کسی وقتی میاید میرود در حرم امام رضا خانهاش است میرود در حرم عبد العظیم خانهاش است همچین دست و دل باز پول میدهد در این حرم میریزند که نگو خانه خودم است این خانهای که تهران دارم خانهای که شمال دارم اینها که خانه ما نیست اینها به ورثه میرسد.@ ولی این خانهام هست خانه پدرم هست خانه خانواده آسمانیام است این باید آباد باشد میریزد اینجا تا قیامت هر کس میاید مشهد سهام خریده آقا، خانم سهام خریده، تا قیامت هر کس در این مشهد پرورش پیدا میکند معنویت میگیرد استغفار میکند.@ اوج میگیرد درصد سهام نور آقا میرود در حسابش در برزخ، بارک الله، عجب، برای خانوادهام سرمایهگذاری کردم میرود دور ضریح میبوسد میبینید پول هم در ضریح است اصلاً به روی خودش نمیاورد که من هم یک چیزی بریزم در اینجا یک سرمایهگذاری کنم بعد هم که میخواهد سرمایهگذاری بکند.@ شب که میخواهد برود خانه غذا ببرد برای زن و بچهاش ده هزار تومان پانزده هزار تومان غذا گرفته دارد میبرد خانه، وقتی میخواهد پول در این حرم بریزد میگردد کمترین اسکناسش را پیدا میکند میاندازد در ضریح، تو دل نداری عاشق نیستی قمار نمیتوانی با این خانواده بکنی مودت اینطوری نیست مودت فدای رفیق است.@ برای امام رضا خرج میکنند فکر میکنی امام رضا گداست نیاز دارد به تو، تو خرج کن میگوید برای من ریختی خرج کردی صد برابرش هفتصد برابرش را برمیگردانم در جیبت، ما فقط آمدیم این ضریح را زدیم این امکانات ایجاد شد تا شما بتوانید عشق بکنید با ما.@ و الا نه امام رضا به این طلاها احتیاج دارد نه امام رضا به موقوفات احتیاج دارد نه امام رضا به زائر احتیاج دارد یک بهانهای هست برای اینکه تو بتوانی عشقبازی بکنی امام زمان الان اینطوری است در غربت است یک بهانهای داریم برای اینکه ما بتوانیم به امام زمان کمک بکنیم.@ خودش فرمود من به شما احتیاجی ندارم شما به من احتیاج دارید ولی ما از اینکه قماربازی بکنیم با امام زمان میترسم از اینکه یک چیزمان را بدهیم به امام زمان مهم سرمایهگذاری کنیم وقت، عمر، جوانی، خودمان را وقف کنیم میترسیم نه آدم باید حسابگر باشد.@ همان از دور کارهای دنیاییتان را بکنید یک نمکی هم روی آش امام زمان بریزد هر وقت خدا خواست میاید به شما چه. (وَ مَوَدَتی نُورُ المُوالاتِ لمحمد و آله علیهم السلام حَتّی ألقاک) اینجا را دقت کنید تمام شد داستان نور، نتیجه چه میشود؟ تا اینکه تو را زیارت کنم ای خدا.@ (وَ قَد وَفَیتُ بِعَهدِکَ وَ میثاقِک) که من دیگر به عهد و میثاق خودم وفا کرده باشم عهد تو و میثاق تو من وفا کرده باشم عهد و میثاق خودم یعنی عهد و میثاقی که تو از من خواستی و من با تو بستم. میثاق چه بود؟@ قبل از دعا خواندیم(السَّلامُ عَلَیک یا میثاقَ الله الذی أخَذَهُ وَ وَکَدَه) میثاق امام زمان است چون آخریش هم موالات بود خدایا من این میثاقی که تو گرفتی و تأکید کردی رویش را عمل کرده باشم نشود چشم در چشم امام زمان بشوم قیامت یکدفعه ببینم اَه من تمام عمرم کوتاهی کردم.@ غفلت از این، بیتوجهی به این، کمک به آوارگی این، کمک به طردشدگی این، بجای اینکه موانع ظهورش را بردارم موانع اضافه کردم به ظهورش، میگوید نه من یکطوری ملاقاتت کنم تو از من راضی باشی.@ حالا که اینطوری شد (حَتّی ألقاکَ وَ قَد وَفَیتُ بِعَهدِکَ وَ میثاقِک فَتُغَشِیَنی رَحمَتُک) تمام رحمت تو من را بگیرد غرق رحمتت بشوم یا ولی (اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا) اسم را چقدر قشنگ انتخاب کرده تو ولی من هستی ای ولی من که باید من را از ظلمت به نور ببری این نورها را باید به من بدهی که من به آن نور برسم.@ ببین چقدر تناسب هست نور با ولایت، (یا ولی یا حمید) پس ببینید ما برای اینکه به اصل خودمان، نقشه را یکبار دیگر نگاه کنید، برای اینکه به اصل خودمان برسیم به این همه نور احتیاج داریم یادتان نرود این سازماندهی خودمان هست.@ پس باید سبک زندگیات را یک کاری بکنی که قلبت نور جذب بکند صدرت نور جذب بکند فکرت نور جذب بکند قوتت نور جذب بکند گوشت نور جذب بکند چشمت نور جذب بکند همه اینها نور میخواهد برای نورانی شدن. الان میگویند بدن باید کلسیم، فسفر، پتاسیم داشته باشد.@ خیلی خب بدن، روح سالم که روز قیامت که ملاک تولد است نور میخواهد پس عزیزم سبک زندگیات را یکطوری تنظیم کن که در آن نور بیاید وقتی افتادی به خاله خالهبازیهای زندگی اصلاً فکر این تنظیم سبک زندگی نیستی فکر نورش هم نیستی فقط نار نار نار جذب میکنی ما نور باید جذب بکنیم.@ احمقترین آدمها کسانی هستند که خدا بهترین نورها را نصیبشان میکند و آنها نورها را تبدیل به نار میکنند ما باید این همه نور جمع بکنیم تنهایی هم میروی در قبر، پس زیرکی کن.@ شوهرت خوب است قدر بدان نور جمع کن بد است از بدیاش نور جمع کن مثل آسیه، نور جذب کنید هر چه میخواهد باشد باشد از سلامت و خوبی بچههایتان نور بگیرید از اذیت و انحرافشان هم نور بگیرید باید نور جمع بکنیم از مریضیتان نور بگیرد از سلامتیتان نور بگیرد.@ از فقرتان نور بگیرید از ثروتتان نور بگیرد از دوستی و رفاقت و خنده و شوخی و مهمانی و تفریحتان نور بگیرید تفریحاتتان را طوری تنظیم بکنید شاد خندان نورانی، مسافرتتان را با نور تنظیم بکنید اگر مرگی، فوتی، غمی، غصهای، تلخیای هم شد نورش سراغ شما بیاید.@ ببینید گاهی وقتها بین دو نفر کدورت ایجاد میشود چه کسی میتواند نور بگیرد در این کدورت؟ چه کسی نار میگیرد؟ کسی که مودت بیشتری دارد آن که سنگ زیرین است و تحمل میکند همیشه نور میگیرد آن که سنگ رویین است و باید تحمل باشد جهنمی است.@ یک قاعده به شما بگویم همیشه آن که تحملش بیشتر است صبرش بیشتر است حلمش بیشتر است سنگ زیرین قرار میگیرد بهشتی است فرقی نمیکند مرد یا زن و بیشتر زنها هستند اینطوری، چون فرمود بیشتر اهل بهشت زنها هستند الان از کلاس که معلوم است همینطوری است الان تعداد نمازخوانهای زن بیشتر از مرد است.@ زنها را خداوند یکطوری تنظیم کرده سیستمشان را که با مبدأ نورانیت نزدیکتر هستند چون به عشق نزدیکترند به عاطفه، ولی خب متأسفانه به قدرت مردها نیستند سرعتشان زیاد است ولی زود از دست میدهند سرعتشان خیلی خوب است ولی مفت از دست میدهند.@ حالا نگاه بکنید بیشتر، الان شما نگاه کنید در این درخواستهای طلاق 90% مال خانمهاست نشان میدهد سنگ زیرین هستند خیلی به آنها فشار میاید.@ مردها ظلم میکنند بیشتر از زنها ظلم میکنند زنهای ظالم هم داریم زیاد داریم هست ولی داستان اینطوری است آن که سنگ زیرین است آن بهشتی است فرمود بترسید از خدا از اینکه به کسی ظلم بکنید که هیچ کس را جز خدا ندارد گاهی وقتها زن ظلم میکند گاهی وقتها مرد ظلم میکند همدیگر در فشار میگذارند همهاش جهنمیاند.@ عذاب دارد بدبختی دارد آتش میگیرد پس برای اینکه ما به عهد خدا عمل بکنیم به وظیفه خودمان عمل بکنیم این تعداد نور را باید جذب بکنیم برای این تعداد نور که اسم آوردم جدول تهیه بکنید حتماً.@ یک جدول بکشید از روی دعای زیارت بعد از آل یس جدول بکشید و سبک زندگی برای خودتان تعریف کنید سبک زندگی تعریف بکنید من باید سبک زندگیام به این شکل و انتخابهای مختلفم باید به یک شکلی باشد که این نورها جذب بشود اگر جذب نشود فایده نخواهد داشت.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@