جلسه 019 - نسیم حیات ۳
شماره جلسه
19
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1390
ماه
6
روز
16
متن کامل (خام) ‌ جلسه 019 - نسیم حیات ۳

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحث را در این جلسه آغاز میکنیم بحث نور و مراتب و انواع نور را که به مناسبت بحث تضاد نور و ظلمت در خطبه توحیدی آقا امام رضا(ع) قرار شد که خدمت عزیزان تقدیم بکنیم. در نمودار همانطور که میبینید نور را دو تقسیمبندی اصلی کردیم نور تکوینی یعنی نور وجودی نور آفرینش و نور تشریعی یعنی دین و قوانین و مقررات آن.@ سر منشأ همه نورها الله هست که(اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ) البته وقتی میگوییم (نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ) این نور سوم است یعنی سومین تابش نور خدا میشود آسمانها و زمین، نور آسمانها و زمین، در نمودار منحنی خلقت اگر نگاه کنند عزیزان الله که خودش نور مطلق است.@ نور مطلق ذات غیب الغیوبی الله و آن مقام ذات که مقام غیب الغیوبی هست قبل از تجلی اسماء و صفات خداوند نور هست و یک مرحله مرحله تجلی خداوند تبارک و تعالی هست به مرحله اسماء و صفاتش یعنی از ذات به اسماء و صفات که این هم نور دوم هست که حالا در مورد این انفکاک اسماء و صفات من تقسیمبندیاش و هم مطالبی را خدمتتان عرض خواهم کرد.@ و مرحله سوم از اسماء و صفات نور آسمانها و زمین هست ملکوت و جبروت و ناسوت این عوالمی که اینها هم همه مخلوق خدا و تابشهای متفاوت نور خداوند تبارک و تعالی هستند پس نور همه چیز از چه کسی تأمین میشود؟@ از خدا، حتی آن بالا هم که داریم قلم و روح و عقل و لوح و مثل اعلی و نور پیامبر همه این نورها که دومین تابش هست نوری است که از خداوند تبارک و تعالی گرفته شده فرقی که هست این هست که نوری که از خدا هست نوری ذاتی است.@ یعنی خداوند ذات دارد وابسته به خودش هست قائم به خودش هست و بقیه موجودات هیچ کدام ذات ندارند همه تجلیات هستند و وابسته به حق تعالی. در مرحله اول از، حالا قبل از اینکه نور آسمانها و زمین را شروع کنیم در موردش صحبت بکنیم یک نکته در مورد آن تجلی اسماء و تجلی نورانی اسماء عرض بکنم.@ آن ذات وقتی که جلوه میکند تجلی میکند در مرحله اسماء و صفات دومین جلوه که به وجود میاید مرحله اسماء و صفات به این صورت هست که آن نور مطلق وقتی که ما از لحاظ شدت نگاهش میکنیم چون هستی مطلق است نور مطلق.@ از نظر شدت به آن نگاه میکنیم از آن چندتا اسم در میاید از این نور حالا نه فقط از نظر شدت از لحاظهای مختلف در میاید وقتی که به لحاظ شدت و قوت نور را چون نور مطلق است وقتی که این نور مطلق را بخاطر اینکه شدت دارد و قدرت دارد قوت دارد لحاظ میکنیم اسم قادر خداوند تبارک و تعالی از آن بوجود میاید.@ پس اسم قادر در واقع اسمی هست که از اسم حق تعالی یا نور مطلق بخاطر شدت و قوتش دریافت میشود فهمیده میشود وقتی همان نور را چون هستی مطلق است بخاطر گستردگی، سعهاش، احاطهاش ما در نظر بگیریم علم میشود سیطرهاش، علم میشود (وَسِعَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ عِلْماً) خداوند وسعت دارد.@ علمش شامل همه چیز میشود چون خودش است تجلیات خودش است پس نور را اگر از جنبه شدت و قوت بگیریم میشود قدرت، اگر از جنبه آن احاطه و سیطره و فراگیریاش بگیریم به آن علم میگویند و اگر نور را ما بخاطر استمرار نور یعنی اینکه این نور خودش را میتواند نگه دارد یک نوری هست که استمرار دارد و نور اصیل هست.@ نور ذاتی هست همیشه هست خطری تهدیدش نمیکند عدمی تهدیدش نمیکند امکان از بین رفتن برایش وجود ندارد به آن حیات میگویند پس شد نور قدرت نور علم نور حیات. به وسیله علم قدرت و حیات البته اسماء دیگر هم دخالت دارند ولی اینها اصلیها هستند که چه بوجود میاید؟@ آسمانها و زمین، یعنی مرحلهای که شما میبینید مرحله جبروت و ملکوت و ناسوت نور آسمانها و زمین هست پس نور یک مفهوم عام هست مثل مفهوم وجود که عام هست شامل همه مراتب هستی میشود و انواع و اقسام دارد آن جبروتیها را دارد مجردات را دارد ملکوتیها را دارد که تجرد برزخی دارند.@ ناسوت و طبیعت را هم دارد همه را در برمیگیرد به همه اینها میتوانیم اطلاق نور بکنیم با مراتب خودش. پس تداوم صفات حیات علم و قدرت موجب تجلی آسمانها و زمین هست وقتی که آن آسمانها و زمین بوجود آمدند به آن اصطلاحاً رحمت منبسط میگویند.@ رحمتی که انبساط پیدا کرده رحمت الهی همینطور گسترده شده و تا پایینترین مراتب هستی که ماده هست آمده این را در زبان فلسفه به آن اصطلاحاً میگویند تجلی و بسط وجود، وجود هستی مطلق تجلی میکند و بسط پیدا میکند تا پایینترین مراتب.@ پس آن نور مبسوط که نور حق تعالی است و آن فیض اصلی همه این مراتب را به وجود میاورد به صورتهای مختلف اشکال مختلف به صورت جبروت و ملائکۀ الله به صورت ملکوت به صورت طبیعت با بینهایت موجوداتی که در طبیعت هستند به شکلهای مختلف وجود و حضرت وجود در میایند به این صورتها حضرت وجود جلوهگر میشود.@ در نور سوم یعنی مرتبه سوم تجلی که نور آسمانها و زمین هست یک تقسیمبندی وجود دارد که مربوط به امور ماده هست موجودات روحانی اصطلاحاً به آن میگویند علوی و سماوی، و موجودات مادی، موجودات مادی را میگویند موجودات سفلی، ارضی، طبیعی.@ حالا نور که گفتیم(الظاهِرُ بِنَفسِه المُظهِرُ لِغَیرِه) این خصوصیت نور هست در عالم مادی که حالا میرسیم تکوین را میخواهیم توضیح بدهیم وقتی میگوییم نور در عالم ماده در مقابل چه قرار میگیرد؟ تاریکی و ظلمت قرار میگیرد مثل نور آفتاب در مقابل شب.@ اما در مسائل معنوی وقتی نور را بکار میبریم میگوییم نور این نور در مقابل جهل در مقابل پوشیده بودن هست، که چه چیزهایی است؟ میشود علم، بصیرت، احاطه که اینها در مسائل معنوی هست در مجردات خود موجودات مجرد هم که ماوراء طبیعت هستند همان محدودیت وجودی و ذاتی آنهاست.@ احتجاب از مراتب بالاتر، محجوب بودن از مراتب بالاتر و محدودیت، که هر چقدر انبساط بیشتر بشود در عالم مجردات چون ما فرشتههایی که داریم در بحث فرشتهها در شرح دعای سوم صحیفه سجادیه توضیح دادیم که فرشتههای زمینی داریم مادی داریم و فرشتههای بالا داریم آسمانی داریم.@ اینها هر چه به آسمان نزدیک میشوند تا مثلاً مقام جبرئیل(ع) انبساطشان و قدرتشان بیشتر بشود یعنی نورشان بیشتر هست نورانیتشان بیشتر هست. پس وقتی نور آسمانها و زمین همه این مراتب را مراتب مجرد و مراتب مادی را در برمیگیرد در مقابلش ظلمت هست جهل هست احتجاب هست محدودیت هست انقباض هست.@ اینها همه علائم تاریکی است که با افاضه نور الهی برطرف میشود این یک مقدمه بود در رابطه با بحث نور. پس وقتی میگوییم (اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ) یعنی چی؟ یعنی خداوند اصل هستی آسمان و زمین است همه موجودات هستیشان را از چه کسی میگیرند؟@ از علمشان حیاتشان، قدرتشان، از همه مهمتر وجودشان را از حق تعالی میگیرند خداوند خودش (الظاهر بنفسه) است، یعنی چی (الظاهر بنفسه) است؟ یعنی نیازی به اثبات ندارد مثل نور است نور را نمیشود آفتاب آمد دلیل آفتاب، نور اثبات نمیخواهد، الان ما نور داریم در سالن یا نداریم؟@ داریم، برقها خاموش شود میگوییم تاریک شد نور را نمیخواهد اثباتش بکنید اثبات بقیه چیزها به نور است مکشوف شدن اثبات بقیه موجودات به نور است اما خود نور اثبات نمیخواهد چون روشن است هستی مطلق چه کسی میتواند انکارش بکند؟@ اینکه قرآن میگوید (أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ) آیا میشود در خدا که به وجود آورنده آسمانها و زمین است شک کرد هستی مطلق را همه دارند درکش میکنند بچه هستی مطلق نوزاد هستی مطلق را درک میکند همه میفهمند یک هستیای هست هستی یک چیزی نیست تمام کلمات نیاز به توضیح دارند.@ هستی جزء چیزهایی است که بدیهی است یک امر بدیهی است احتیاج به توضیح ندارد اگر کسی در مورد هستی بخواهد بگوید وجود، یا در مورد وجود بگوید وجود یعنی هستی، این شرح الاسم است یعنی خود اسم یکذره توضیح دارد و الا برایش معنی نمیشود.@ جنس ندارد در منطق هم میخوانیم جنس ندارد فصل هم ندارد پس هستی مطلق را دقت بکنیم هستی مطلق هستی بینهایت این چیزی نیست که احتیاج به اثبات داشته باشد یک کسی بگوید من هستی مطلق را نمیفهمم، هستی را میفهمید یا نمیفهمید؟ بله، الان ما در کجا هستیم؟ در هستی، غرق در چه هستیم؟@ در هستی هستیم من هستم تو هستی درخت هست آسمان هست زمین هست همه هستند هستی هست در همه اینها مشترکات ما چیه با هم؟ در همه ما موجودات مشترکمان فقط در یک چیز هست در چیست؟ در هستی بقیه چیزهایمان که صورتهای ما هست فرق دارد صورتهای ما هست که با هم فرق دارد.@ آن هم برای چه فرق میکند؟ برای اینکه آن هستی مطلق در مقابل آینههای گوناگون ایستاده این را خوب توجه بکنید در مقابل آینههای گوناگون، شما وقتی در یک اتاقی میروید تعداد زیادی آینه هست مقعر هست محدب هست کوچک است.@ انواع و اقسام آینهها با خواص مختلف، چون آن خاصیت ویژه خود چی هست؟ مقعر و محدب بودن مال تو نیست که میروی جلوی آینه میایستی مال چیست؟ خصوصیت آینه است خصوصیتی که در خود آینه قرار دارد وقتی شما میروید در مقابل یک آینه میایستی در یک اتاق میبینی در یک آینه خیلی بزرگت میکند.@ یکی صورتت را میکشد یکی کوچکت میکند خیلی خِپِل و کوچک نشانت میدهد انواع و اقسام، بعضی از آینهها تو را زیباتر از آن چیزی که هستی دیدی خیلی شفاف نشان میدهند تو را اینها آینه هستند آینههای گوناگون.@ این خاصیت مختلف که آینههای گوناگون دارند مربوط به خود آینهها هست یعنی ساخت آینهها هست ساخت آینه اینطوری است اینها را اینطوری ساختند که این تصویر را اینطوری نشان بدهد وقتی که هستی مطلق میاید در قالبهای مختلف به شکلهای مختلف ظهور میکند یک نور است.@ وقتی در مقابل آینههای بینهایت قرار میگیرد به شکلهای مختلف در میاید در یکجا میشود جبروت و فرشتهها و جبرائیل و میکائیل و در یکجا میشود نور پیامبر، در یکجا عقل است در یکجا لوح است در یکجا قلم است در یکجا مَثَل اعلی است در یکجا جبروت است در یکجا ملکوت است در یکجا فرشتهها هستند.@ در یکجا چه و چه و تا میاید هستی پایین تا پایینترین مراتب هستی پس ما آن جنبه اشتراک در همه آینهها هستی مطلق هستند در واقع تمام موجودات جلوههای نور خدا هستند شما هر موجودی را که میبینید جلوه نور خداست.@ لذا در قرآن در یک جمله به ما همه را یاد میدهد (أَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ) هر طرفی رو کنید صورت خداست وجه الله است خدا دارد خودش را در آینههای مختلف به ما نشان میدهد دائماً دارد خودش را در عوالم مختلف نشان میدهد.@ اصلاً علت اینکه، شما الان آن بالا میگویید عالم جبروت عالم ملکوت عالم ناسوت، اگر یکذره دقت کنید به کلمه عالم متوجه میشوید عالم یعنی چی؟ ریشهاش از کجاست؟ علم، چرا به آن عالم میگویند؟ برای اینکه (ما یعلم به) هست یعنی هر چیزی که بوسیله آن دانشی بدست میاید شناختی به دست میاید را عالم میگویند.@ عالم جبروت یک نوع شناخت از خدا به ما میدهد عالم ملکوت یک شناخت از خدا میدهد عالم ناسوت هم یک شناخت از خدا به ما میدهد در واقع خدا با خلق عوالم گوناگون دارد زمینههای شناخت انواع و اقسام صفات تجلیات ذات را دارد به ما نشان میدهد.@ پس در واقع دارد خودش را در تمام این چهرهها در تمام این موجودات به ما نشان میدهد و میشناساند در تمام جلوهها دارد خودش را به ما میشناساند وقتی میگوییم عالم ماده یعنی چی؟ یعنی ما از مطالعه ماده به چی پی میبریم؟@ به اسماء و صفات حق تعالی پی میبریم برای همین هم چون پی میبریم، دقت کنید این نکته خیلی حساس است بعداً در فهم جدول با مشکل روبهرو نشوید، چون از عالم پی میبریم به اسماء و صفات خدا، اسمش هم عالم است، علم تولید میکند، علم یعنی چی؟@ یعنی کشف، انکشاف است خصوصیت علم انکشاف است برای همین همه مراتب همه عوالم نور هستند دقت کردید پس چرا به اینها میگوییم نور هستند اینها(نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ) چرا ماده نور است؟ ماده که نور ندارد مثل اینها نمک، چوب؟@ چرا نور دارد نگاه کنی این ماده را، اتم را نگاه کنی بشکافی ماجراهایی، یک شیمیدان خوب میتواند اینها را تشریح بکند ما باید این فیلمهایش را کاملاً مطالعه بکنیم و ببینیم که معمولاً مردم میسازند عالم به این فرمولها و قواعد هست که وقتی نگاه میکند دانش به دست میاورد و از طریق این دانش به قدرت میرسد.@ میتواند هسته را بشکافد انرژی هستهای از آن در بیاورد با این انرژی هستهای هزاران کار میتواند انجام بدهد مثل الان هستهای پزشکی یا خدای نکرده در صنایع نظامی، همه کاری با این هستهای میشود کرد.@ پس ببینید منشأ این ماده تاریک که ظاهراً تاریک و ظلمانی است ماده تاریک منشأ علم و قدرت و روشنایی است تازه ما میتوانیم نورهای حسی و مادی را هم از آن بگیریم میاییم دانه را میشکافیم در کارخانهها این را به کار میگیریم این قدرت را بعد از آن برق هستهای درست میکنیم یعنی شهرها و کشورها همه روشن میشوند از برق دانه شکافته شده خدا.@ ببین در این دانه چقدر نور وجود دارد ظاهراً تاریک است ولی میگوید دانهاش را بشکاف از دل آن همه جا را روشن میکند علی(ع) فرمود اگر مردم با من همکاری میکردند و نافرمانی نمیکردند خانههایشان را از آب روشن میکردم با این آب منزلشان را روشن میکردم الان مگر خانههای ما با چه روشن است؟@ با سدها با آب دیگر انرژی آبی است حضرت فرمود اگر با من همکاری میکردند من همه خانههاشان را از آب روشن میکردم پس همه چیز پر از نور است آن قاعدهای که این را بیشتر میتواند به شما تفهیم بکند برای شما سهل بکند این بود که خداوند با ذاتش با همه اسمائش همه جا حضور دارد با همه قدرتهایش همه جا حضور دارد.@ چه کسی فکر میکرد یک هسته اتم بتواند یک شهر را تخریب بکند یک کیلو دو کیلو انرژی درون هسته یک اتم چند کیلو میاورند وقتی این انرژی داخل هسته را بازش میکنند یکدفعه صدها هزار نفر میمیرند صدها هزار منزل تخریب میشود.@ قدرتی که خدا در یک دانه هسته قرار داده حالا کو تا امام زمان بیاید قدرت به ما نشان بدهد بیاید هستهشکافی کند حضرت برای ما، از دل این هستهها برای ما چه چیزهایی در بیاورد لذا خداوند با همه قدرتش با اسماء و صفاتش در همه جا حضور دارد ولی چون آینهها اندازههایشان مختلف است ظهور کامل ندارد بلکه چی دارد کامل؟@ بلکه حضور کامل دارد اما ظهور کامل ندارد ولی دانش وقتی پیشرفت میکند میتواند چکار کند؟ ذرهذره وقتی این هسته را میشکافد اسمهای بیشتری را بدست بیاورد و در واقع چهرههای جدیدتری از خدا را ببیند.@ پس دانه معمولی به ما بگویند این اورانیوم است الان یک کیلو اورانیوم بریزند اینجا، سنگ اورانیوم خود اورانیوم بگذارند اینجا، ما چندتا اسم میتوانیم از آن در بیاوریم؟ اما وقتی که این هسته شکافته شد ظهور خدا بیشتر میشود.@ اسماء جلاله خدا از آن در میاید اسماء جلالی یک انفجار هسته اینقدر عظمت و جبروت دارد اینقدر قدرت دارد که میتواند میلیونها انسان را از بین ببرد پس این رمز اینکه به عوالم میگویند چون بعداً در تصویر چه داریم اینجا؟@ نور تکوینی داریم الله، نور معصومین، نور عوالم خلقت، عوالم خلقت بعد نوشتیم جبروت، ملکوت، ناسوت، پس ببین برای چه به این عوالم میگوییم نور، مراتب نور هستند چرا نور هستند؟ توضیحش را مفصل دادیم چون همهشان مجلای ظهور نور خدا هستند.@ حق تعالی اسماء و صفات حق تعالی علم خدا حیات خدا، قدرت خدا، و سایر اسماء، مضافاً اینکه برای انسان برای موجودی که فهم دارد(أولی الألباب) تفکر میکند هر کدام از اینها نشان دهنده خداست پس خودشان همهشان چه هستند؟@ نورند یک اتم نور است چون ما را میرساند به حق تعالی، این را مفهومش را بدانید که بعد میخواهیم کار بکنیم سرعت بیشتری داشته باشیم من الان جلسه اول دارم یک مقدار مثالهای متنوع و متعدد میزنم تا بعد که خواستیم برویم در جدول سرعتمان بیشتر بشود خیلی معطل نمانیم.@ پس وقتی میگوییم (اللهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ) یعنی همه چیز به ایجاد او موجود شده تمام مراتب هستی به ایجاد او موجود شده پس آن نور همه هست همه چیز با او ظهور پیدا میکند دقت کنید در این کلمات همه چیز با خدا ظهور پیدا میکند اگر خدا نباشد چیزی ظاهر نمیشود.@ یک ظاهر ما بیشتر نداریم و آن هم هستی مطلق هست و هستی مطلق هست که ظاهر است خودش خودش را بیان میکند احتیاج به اثبات ندارد خودش روشن است حالا از اینجا میرسیم به یک امر خیلی مهم اینجا را خیلی دقت بفرمایید آن این هست که شما وقتی هستی مطلق را نشان میدهید.@ یعنی به آن توجه میکنید میبینید وقتی که هستی مطلق خودش دارد خودش را نشان میدهد یعنی خودش دارد میگوید که هست بقیه موجودات هستیشان را باید ثابت کرد ولی هستی مطلق هستی بودنش احتیاج به اثبات ندارد الله یعنی کمال مطلق احتیاجی به اثبات ندارد چون هستی مطلق هست همه هم این را درک میکنند.@ لذا شما در جامعه کبیره چه میخوانید اینجایش خیلی قشنگ است کاربردش کجاست در جامعه کبیره، اگر این نکتهای را که گفتم خوب درک بکنید وقتی وارد جامعه کبیره میشوید به پرواز میایید میگوید(أشهَدُ أن لا الهَ الاّ الله کَما شَهِدَ الله لِنَفسِه).@ در قرآن فرمود(شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ) خود خدا دارد شهادت میدهد که غیر از او الهی وجود ندارد، اِ یک کسی میگوید خدا کو؟ شهادت کی داده؟ من که اصلاً نمیبینم خدا را که شهادت بدهد؟ این در هستی مطلق غرق است خودش مثل ماهی در آب بعد میگوید خدا چطوری دارد شهادت میدهد خدا در قرآن ببینید با چه زبانی دارد با ما صحبت میکند.@ این مقدماتی که این چند روزه گفتیم را دقت کنید تا این را ندانید شما متوجه نمیشوید(شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ) فقط همین سه تا، خدا، ملائکه، و أولوا العلم شهادت میدهند که الهی جز الله وجود ندارد همه دارند شهادت میدهند.@ حالا شما وقتی که به برکت خطبه امام رضا این مطالب را فهمیدید هر وقت میخواهید بروید زیارت جامعه بخوانید واقعاً میتوانید خالصانه صادقانه به خدا بگویی خدایا من هم همینطور هستم من هم الحمد لله به لطف آقا امام رضا(ع) به لطف فهم کلام امام رضا(ع) جزء أولوا الألباب شدم خدا را شکر، بزرگ شدم، بالغ شدم.@ خدایا من هم میتوانم قاطی آنهایی که تو حسابشان میکنی و فقط آنها را تمجید میکنی من هم میتوانم خدایا بگویم (لا اله الا الله) میتوانم بگویم دیگر تقلیدی نمیگویم چون از پدر و مادرم گرفتم نمیگویم من هم همانطوری که تو خودت شهادت میدهی من هم شهادت میدهم به این بزرگی.@ چه کیفی دارد آدم بایستد جلوی خدا بگوید به همان بزرگی که تو شهادت میدهی هستی من هم شهادت میدهم هستی(شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ) خود خدا شهادت میدهد که هیچی، چکار کرده خدا در این قرآن، چکار کرده.@ متأسفانه به این آیات وقتی که رسیدند بسیاری از تفاسیر بسیاری از کسانی که کار با قرآن کردند اینجا همه هیچی ترجمه کردند و رد شدند غلط درست، (شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ) یعنی چی؟ یعنی خودش شهادت میدهد یک کسی که نفهمد مفهوم وجود مطلق را، میگوید اِ خدا که خودش شهادت داده ما باید ثابتش کنیم.@ نه ما باید بفهمیم از کجا معلوم، شاید نباشد، این آدم کور است اما اگر کسی صاحب لوح شد خردش عقلش به کار افتاد میگوید نه میایستد جلوی دوازده معصوم میگویی من هم مثل شما شهادت میدهم.@ (أشَهِدَ) من شهادت میدهم(أَن لا إِلهَ إِلاَّ الله کَما شَهِدَ الله لِنَفسِهِ وَ شَهِدَت لَهُ مَلائِکَۀُ الله) این شرافت است این قدرت است این کمال است که انسان بتواند یک زمانی به خدا بگوید من همانطوری که تو خودت شهادت میدهی من هم شهادت میدهم همان بصیرت، من همانطوری میبینم.@

خدا فکر میکند خدا کجاست، داد میزند ای خدا، انگار خدا یک چند فرسخ آنطرفتر هست میخواهد بشنود(نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ) از رگ گردن من به تو نزدیکترم کجا داری داد میزنی تا این را نفهمی تا این بصیرت را پیدا نکنی تا دلت به این آرام نشود نمیتوانی استمداد بکنی.@ پس یک کسی میگوید(إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ) باید بداند که خدا کجاست با اسماء و صفاتش الان کجا حضور دارد من بتوانم از آن کمک بگیرم(تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً) نصوح چطوری توبه کرد؟ داشت آبرویش میرفت یک لحظه نزدیک بود چند لحظه مانده بود که نوبت این بشود و بازرسی بشود و معلوم بشود که این چه گناهی کرده.@ گفت خدایا آبرویم را نبر قول میدهم دیگر تکرار نکنم تمام شد قول هم دارد روی قولش هم ماند خدا اینقدر نزدیک است که شما با او میتوانید عهد ببندید از رفیقت بهتر میتوانی با او عهد ببندی میتوانی با او نذر بکنی چقدر هم قشنگ است.@ (سُبحانَکَ یا أنیس تَعالیتَ یا مُونس) انیس مونس(أجِرنا مِنَ النّار یا رَبّ سُبحانَکَ یا شَفیق تَعالَیتَ یا رَفیق) این است شفیق، رفیق، انیس، مونس، اُوه چه خدای ماهی، مگر ماه بد است میگوییم خدای ماهی، کوچکش میکنیم وقتی میگوییم چه بگوییم، چه خدای خدایی، باید اینطوری بگوییم چه رفیقی چه حبیبی چه طبیبی چه شفیقی، چه بگوییم.@ اینقدر به ما نزدیک، (شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ) آخ چه کیفی دارد آدم بایستد بعد از 30 سال 40 سال بگوید خدایا من تمام وجودم پر از توست من نه تردیدی دارم نه شکی دارم نه تزلزلی دارم این آدم برود در برزخ دیگر خیلی راحت است.@ دم اینطوری برود در برزخ وقتی میخواهند به او بگویند(مَن رَبُّک) من تمام ذرات وجودم پر از رب است چه را میخواهی سؤال کنی، سؤالی وجود ندارد آنجا، وقتی نگاهش میکنند میبینند این پر از الله است پر از عشق است پر از خداست.@ این هم برداشت عملیاش که خیلی مهم است برداشت عرفانیاش، پس وقتی میگوییم عوالم یعنی چی؟ در نقشه نگاه کنید وقتی میگوییم عوالم یعنی ظهور خداوند. باز دوره میکنیم من هی میروم و میاییم هی مزمزه میکنم.@ هی میروم هی میایم هی برمیگردم هی تکرار میکنم تا این قضیه اول خوب حلاجی بشود برای ما که بعد میخواهیم برویم انشاء الله پرواز بکنیم دیگر تزلزل ما را نگیرد و زمین نخوریم. دوباره میگویم نور بودن خدا به چی هست؟@ به این هست که کمال مطلق و بینهایتی است که حقیقت همه وجود است اصل وجود حقیقت وجود و عین وجود است لذا احتیاج به معرف هم ندارد چون عین هستی است، بدیهیترین چیز در عالم چیست؟@ هستی است انسان راجع به هر چیز شک بکند راجع به وجود شک نمیتواند بکند بدیهیترین چیزی که هست در عالم وجود هستی است. حالا الان به یک قدرت دیگر برسیم انشاء الله حالا وقتی میخواهیم دعا بخوانیم اینطوری میتوانیم دعا بخوانیم میفهمیم حالا این یعنی چی، این دعا را بگویم یادداشت کنید که بعد خواندید با این معرفت دعا را بخوانید.@ این دعایی که از سید الشهداء(ع) در عرفه خواندیم در دعای عرفه سید الشهداء(بِکَ عَرَفتُک) من تو را با خودت شناختم یعنی هستی را با هستی شناختم من تو را با خودت شناختم تو در همه عوالم هستی ظهور داری.@ در همهاش یکسره در همه چهرهها، من به هر چیزی که میگردم تو هستی تو خودت را داری به من نشان میدهی(بِکَ عَرَفتُک وَ أنتَ دَلَلتَنی عَلَیک) تو خودت من را راهنمایی کردی به سوی خودت(وَ لَو لا أنت) اگر تو نبودی(لَم أدرِ ما أنت) من نمیفهمیدم تو چی هستی پس تو دائماً داری خودت را به من نشان میدهی.@ این به این قشنگی، اینها را میخواند آدم کیف میکند وقتی عرفه میخواند و میفهمد خیلی لذت دارد و در دعا داریم(یا مَن دَلَّ عَلی ذاتِهِ بِذاتِه) ای کسی که ذاتش بر ذاتش دلالت میکند.@ پس(اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ) یعنی الله اصل وجود سماوات و الارض این را یادمان نرود یعنی احتیاج به معرف ندارد یعنی او ظاهر به خودش است و بقیه ظاهر به او هستند داریم جمع و جور میکنیم نتیجهها را میگوییم.@ او نور حقیقی است بقیه منور به نور او هستند این هم معنایش، آن اصل حقیقت است بقیه ظهور حقیقت هستند. پس ما یک اصل داریم یک حقیقت داریم و السلام تمام شد. این اشعاری که ما داریم در اشعار عرفانیمان این شعر را دقت کنید:@ که همه اوست و نیست جز او وحده لا شریک إلا هو@ یک دانه مثل عدد ما عدد چندتا داریم؟ ما یک عدد داریم، یک، خب بقیه دو چیه؟ دوتا یک، سه؟ سه تا یک، میلیون؟ یک میلیون و یکی، همین همه فقط از این یکی ساخته میشوند یک، همه از یک ساخته میشوند بقیه تکرار هستند جلوهها هستند این را باید توجه بکنیم.@ یک چند تا دعا با هم بخوانیم یک مقدار لذت ببریم از این بحث نور، حالا انشاء الله سال دیگر خواستید جوشن کبیر بخوانید بیشتر لذت میبرید ببینید یکی از فقراتش این هست(یا نور النور یا منور النور یا خالق النور یا مدبر النور) تدبیر کننده نور است اینها را میفهمد تدبیر کننده نور یعنی چی؟ یعنی از بالا تا پایین را چه کسی دارد تدبیر میکند؟@ خودش دارد تدبیر میکند(یا مدبر النور) تدبیر کننده نور(یا مقدر النور) نورها اندازهگیری دارد در مورچه در اتم در الکترون در نوترون در پروتون تقدیر شده اندازه است تا انواع نورهای بالاتر، نور خوشید برو تا از عالم ماده خارج بشو برو در ملکوت.@ هیچ نوری نیست که تقدیر نشود اینها دیگر خیلی زیباست آدم لذت میبرد واقعاً میفهمد، (یا مقدر النور مدبر النور) دیگر مفهوم است برای ما که مدبر نور یعنی چی، مقدر نور یعنی چی، تقدیر اندازهگیری نور یعنی چی، تازه در فیزیک اینها خیلی کاربرد دارد دانشمندانش که بیایند روی این کار بکنند خیلی میتوانند کار بکنند.@ (یا نور کل نور) ببینید چقدر زیباست تو نور همه نورهایی، یعنی همه نورها نورشان را از تابش تو گرفتند پس هر چیز نور دارد از الله است (اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ) خورشید هم نورش را از خدا میگیرد بالاتر از خورشید و چیزهای دیگر.@ (یا نور قبل کل نور) به نسبت به قوس نگاه کنید (یا نور قبل کل نور) ای نوری که قبل از همه نورها بودی الله (یا نور بعد کل نور) همه وقتی بازگشت کردند معاد کردند چه کسی میماند فقط؟ میماند الله، (یا نور فوق کل نور) ای نوری که فوق همه نورها هستی.@ (یا نور لیس کمثله نور) فقره را خوب بفهمد از آن لذت ببرد بعد بگوید (سبحانک لا اله الا انت الغوث الغوث خلصنا من النار یا رب) نوری که هیچ نوری مثل تو نیست، چرا (لیس کمثله نور) هیچ نوری مثل خدا نیست؟@ چون فقط خدا نور حقیقی و ذات هست دارای ذات هست بقیه همه وابسته به او هستند لذا (لیس کمثله نور)، ما باید تکتک این فقرات جوشن کبیر برایمان تفهیم بشود بدانیم چه داریم میگوییم. در دعا داریم که این هم فوقالعاده قشنگ است این دیگر خودش یک اردو میخواهد در مناجات شعبانیه (الهی حبلی کما) اینجا ما خجالت میکشیم خدا شاهد است بخوانیم.@ ما گاهی وقتها، من خودم وقتی به اینجا میرسم دیگر اصلاً واقعاً خیلی خجالت میکشم گاهی وقتها هم نمیخوانم میترسم بخوانم یک موقعهایی میگویم خدایا تو دستور دادی ما بخوانیم ائمه گفتند بخوانیم میخوانیم ولی خب ما به قصد خواندن میخوانیم از رویش داریم میخوانیم همین.@ امام خمینی(س) میفرمود من بعضی از جاهای دعای کمیل را همینطوری به قصد اینکه گفتند بخوانید میخوانیم و الا خب راست نمیتوانیم بگوییم آنجاها، اگر من را در آتش بیاندازی (صَبَرتُ عَلی حَرِّ نارِک) صبر بکنم حالا گیرم که صبر بتوانم بکنم به جهنم.@ چطوری صبر کنم به دوری تو، چه کسی میتواند اینطوری حرف بزند ما هم اینجا همین هستیم (الهی) ولی این چیه؟ این یک آینه است، این که دارم میگویم یادداشت کنید یک آینه است یعنی همیشه انسان باید با این آینه خودش را بسنجد ببیند چقدر موفق زندگی کرده چقدر نور جذب کرده.@ البته حالا ببینیم اگر بتوانیم امروز یک مقدار بحثهای کاربردی خودمان را هم برسیم خوب است فعلاً داریم جدول را توضیح میدهیم (هَب لی کَمالَ الإنقِطاع إلَیک) به من اوج انقطاع به سوی خودت را عنایت کن که من از همه چیز ببرم و فقط به سوی تو بیایم.@ (وَ اَنِر) اینجا را دقت کن کاربرد نور را میخواهد بگوید (وَ اَنِر) یعنی شما وقتی که میگویی ذکر شریف(یا نور) میگویی که گفتیم بگوییم این را برای چه میگوییم؟ برای اینکه این نور نصیب ما بشود یعنی خدایا من این نور را اینطوری میخواهم (وَ اَنِر) نورانی کن.@ (قلوبنا) سینههای ما را قبلهای ما را دلهای ما را نورانی کن (بضیاء نظرها إلیک) به نور نگاه تو به قلب ما، پس نگاه خدا هم نور است این مفهوم نور دارد یواش یواش وسعت پیدا میکند میگوید تو نگاه کنی با نورت نگاه کن که من روشن میشوم (بضیاء نظرها) به روشنایی نظر این قلب من به سوی تو.@ (حَتّی تَخرِقَ أبصارُ القُلوبِ حُجُبَ النُّور) چقدر من قوی شوم؟ دقت کنید خیلی غوغاست اینجا میخواهد اوج قدرت بشر را برساند؟ مرحوم سید حیدر آملی فرمود اگر عرش خدا را یک میلیون برابر کنند یک گوشهای از دل من است در دل من جا میشود. خدا فرمود (لا یَسَعُنی أرضی وَ لا سَمائی بَل یَسَعُنی قَلبُ عَبدی المُؤمِن) آسمان و زمین گنجایش من را ندارند من خلقشان کردم آنها کوچکتر از این هستند که من را بگنجانند.@ ولی دل بنده مؤمنم میتواند من در آن دل جای میگیرم یعنی دل میتواند من را احاطه بکند، چکار کرده خدا، چه خلق کرده، یعنی چی؟ یعنی آینه تمام نمای خداست یک دل یک بنده مؤمن خدا را در آغوش خودش میتواند بگیرد.@ آن ذکری که خدمتتان دوره قبل عرض کردم آن ذکرها برای بغل کردن خدا بود یعنی اینکه آدم بتواند خدا را کامل با آن اذکار بغلش بکند و از آن لذت ببرد (حَتّی تَخرِقَ أبصارُ القُلوبِ حُجُبَ النُّور) تا اینکه چشمهای قلب ما (أبصار القلوب) چشمهای دل ما حجابهای نور تو را هم پاره کند حجابهای نورانی را هم بتواند پاره کند.@ اگر یک دلی چشمش بتواند حجابهای نور خدا را پاره بکند به چه میرسد؟ میرسد به ذات، میرسد به خود خدا، (فَتَصِلَ إلی مَعدِنَ العَظِمَۀ) برسد به معدن، اینها را چه گفتند معصوم، برای چه کسانی گفتند اینها را؟@ در روایت داریم مناجات شعبانیه را همه میخواندند امام فرمود من ندیدم دعایی را غیر از مناجات شعبانیه که بگویند همه ائمه میخواندند، اینها برای چه کسانی گفته شده؟ لای این مفاتیحهای ما خاک میخورد، ما در چه آرزوهایی هستیم در چه خیالهایی هستیم.@ در مشکلات قالبی و جنسی و بدنیمان گیر هستیم زن بودن مرد بودن جنسی که میگویم یعنی این، همین زن بودن مرد بودن مادر بودن پدر بودن دایی بودن خاله بودن رئیس بودن نماینده مجلس بودن اینها همهاش جنسی هست وزیر بودن وکیل بودن استاد بودن از این بازیها مربوط به پوسته ما، این چه میگوید؟@ (وَ تَصیرَ اَرواحُنا مُعَلَّقَۀً بِعِزِّ قُدسِکَ) و دیگر روح من بیاید بیاید برسد آویزان بشود، معلق یعنی چی؟ آویزان بشود من فقط آویزان خودت بشوم ای خدا، از همه واسطهها رد کنم بیایم به عز قدس تو، عز قدس، بیایم به آنجا دیگر برسم.@ چه کسی واقعاً، درود به یک دلی که این خواهش در آن بیفتد اگر دلی این خواهش بیفتد در آن که بخواهد برود این مسیر را دل مبارکی است خیلی دل مبارکی است دلی که این را بخواهد از زندگیاش، از جنسیتش، از شوهرداریاش، از زنداریاش، از بچهداریاش، از پدر مادرداریاش، از شغلش، از دکتریاش، از مهندسیاش، از همه زندگیاش فقط دنبال این باشد طمع دیگری نداشته باشد.@ تمام طلاقها، درگیریها، بدبختیها، زندانها، دعواها، جنگها، قتلها، افسردگیها، پژمردگیها، زودرنجیها، حساسیتها، بداخلاقیها، احساس پوچی، احساس تنهایی، احساس بیارزشیها، همه مال این هست که ما به قیمت خودمان با خودمان رفتار نمیکنیم همه ما گرفتار قالب هستیم داریم با قالب زندگی میکنیم.@ عُقدههای قالبی نمیگذارد من به فکر عشق حقیقی خودم بیفتم نمیگذارد من لا اله الا الله را جدی بگیرم عقدههای قالب بدبخت میکند آدم را، اینکه میگوید چشم قلب حجابها را پاره کند خوش به حال یک کسی که دلش اینقدر روشن بشود که این روشنی دلش قالبهایش را پاره بکند و دیگر با قالب زندگی نکند.@ بر اساس قالب حرمت قالب را نگه دارد آنطور که خدا خواسته اما بر اساس قالب تصمیمات، ارتباطات، انتخابها و رفتارش را تنظیم نکند.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@