جلسه 017 - نسیم حیات ۳
شماره جلسه
17
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1390
ماه
6
روز
15
متن کامل (خام) ‌ جلسه 017 - نسیم حیات ۳

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ اگر برای او پشتی یعنی گذشتهای تعریف شود برایش جلو یعنی آینده هم، نوشتیم و پیش در پرانتز نوشتم برای مفهوم شدن بیشتر بنویسید آینده، آینده هم تعریف خواهد شد و اگر برای او تمامیت خواسته شود لازم میاید که او ناقص باشد.@ اینکه میگوییم تمامیت دقت کنید تمامیت یک موقع هست میگوییم شخص کمال دارد کمال دارد اما تمام نیست با وجود کمالاتی که دارد مسیر روبه تمام شدن دارد(يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى‏ رَبِّكِ) یعنی هنوز رجوع داری بازگشت داری تا وصول(راضِيَةً مَرْضِيَّةً) پس باید مسیر طی بشود تا بیاید و برسیم.@ خدایی که تو میتوانی برایش غرض ببینی یعنی در دل تو به عنوان یک خدای بیغرض نه غیر حکیم بیغرض، خودش غرضی ندارد خدا خودش هدفی ندارد فعلش هدفدار هست ولی خودش هدفی ندارد از خلق قرار نیست به جایی برسد.@ خدا چون کمال مطلق است اللهی که تو وقتی که در مورد آن فکر میکنی قرار است به چیزی برسد یا اللهی که کارش از نظر تو درست نیست معقول نیست منطقی نیست حکیمانه نیست این الله حقیقی نیست آن الله توهمی تو هست اللهی که به قول امام صادق مصنوع توست پس اگر تمام بخواهد این خدا بخواهد تمام بشود یعنی به تمامیت برسد.@ برسد به انتها و اگر برای او تمامیت خواسته شود لازم میاید که او ناقص باشد کسی که از حادث شدن امتناع ندارد چگونه شایسته ازلی بودن هست این صفتهایی مثل حرکت و سکون و صفتهای مخلوقات را اگر بخواهیم به خدا بار بکنیم خب محدود و حادث است.@ اگر حادث بشود یعنی یک کسی آن را به وجودش آورده یک خدایی که یک کسی هم به وجودش بیاورد به درد بخور نیست چگونه شایسته ازلی بودن است دیگر ازلی نیست خدا زمانی خداست یک خدای حقیقی هست که اول نداشته باشد.@ یعنی خدای اولدار به درد نمیخورد نگوییم خودش در قرآن گفته(هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْ‏آخِرُ) اول است آخر است نه اول هست آخر هست یعنی اول ماجرای خلقت است خلقت هم به او برمیگردد نه اینکه خودش اولدار است اول نسبت به ما. و کسی که از ایجاد شدن امتناع ندارد خدایی که از ایجاد شدن امتناع ندارد چگونه اشیاء را ایجاد میکند.@ یک فیلسوف مسیحی که مسیحیت را هم کنار گذاشت و بیدین شد گفت من برای این مسیحیت را کنار گذاشتم چون سؤال پیش آمد برایم که اگر هر چیز را خدا آفریده خدا را چه کسی آفریده این فلسفهاش در سرش بخورد.@ وقتی خدایی که قرار است کسی بیافریدنش باشد یعنی خدایی را بتوانی تصور بکنی که کسی آفریدش دیگر او اصلاً خدا نیست این اصلاً خدا را به عنوان کمال هستی مطلق نامحدود نشناخته رمز در همه این الله شناسی چیه؟ شما باید حتماً اگر بخواهید تمام شبهات مربوط به الله در ذهنتان هیچ کدامش نیاید هیچ وقت، هیچ وقت شیطان نتواند شما را وسوسه بکند.@ هیچ وقت به تردید نیفتید سؤال شیطانی و توهمی به سراغتان نیاید خدای وهمیتان را کنار بگذارید و خدای حقیقی را بپذیرید باید این اصل را بپذیرید الله را معنایش را بدانید به محض اینکه الله را تصور بکنید تمام آن توهمات و معانی غلط دیگر از قلب شما میرود تمامش از قلب شما میرود.@ اینکه سؤال میکنید لیلی مرد بود یا زن یعنی از اول، از اول داستان که راجع به لیلی صحبت میکردند این تعریفی از لیلی نداشته یک کسی که بعد از 30 سال 40 سال 15 سال با خدا درگیر میشود خدا برایش میرود در محاق، بیمعنا میشود گرد مینشیند روی این خدا، تردید برش میدارد تزلزل برش میدارد.@ این اصلاً آن خدایی را هم که این 10 ـ 15 سال داشته الله نبوده الله اگر یک بچه 10 ساله بفهمدش، من خدا شاهد است بچه 10 ساله 15 ساله آمدند راجع به الله از من سؤال کردند همین سؤالاتی که این فیلسوف کرده وقتی برایش جا انداختم دیگر کاملاً فهمیده این دیگر تردید نمیکند.@ وقتی که الله را میشناسد آن چیزی که در الله همیشه باید توجه داشته باشید در مفهوم الله وقتی میگویید یا خدا، الهی، یا الله، لا اله الا الله، اللهم، اگر این نیاید در دلت یعنی توجه به آن نداشته باشی خیلی آسیب میخوری این وسط، اما وقتی خواستی گریه کنی وقتی خواستی دعا کنی وقتی خواستی عشقبازی کنی وقتی خواستی بروی در رختخواب.@ اگر میخواهی بیاید پیشت همیشه با تو باشد تنهایت نگذارد اگر میخواهی در تمام تنهاییها در همه غصهها، در همه فشارها، در همه مشکلات کنارت باشد باید توجه داشته باشی وقتی میگویی الله یعنی وجود مطلق بینهایت که مستجمع همه صفات کمال به صورت بیپایان و یکجا هست و صفات عین ذات هستند ازلی و ابدی، این الله میشود.@ اگر این را خوب بدهی به قلبت، که ما شاید ده بار بیست بار در این دوره همین را هی مرور کردیم روی این الله بیشتر از بیست بار مرور کردیم اگر این کاملاً مشهود بشود برای ما، چون نمیتوانی ردش هم بکنی.@ یعنی شما الله را، من لجبازترین آدمها، معاندترین آدمها آمدند وقتی صحبت کردیم راجع به وجود مطلق هیچ وقت نمیتوانیم یعنی امکان ندارد کسی بتواند ردش بکند برای همین هم خدا با استحکام میگوید(أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ) مگر میشود در خدا شک کرد.@ امکان ندارد در الله کسی بتواند شک بکند آن اللهی قابل شک است که الله نیست آن یک چیزی هست که توهمی است واقعاً هم همینطوری هست شما اگر در طول تاریخ انسان میبینید خدا یک جاهایی انکار شده مثلاً هفتاد سال کمونیست آمده یا در قبلهای تاریخ خیلیها با خدا مخالفت کردند یا خدا را زیر سؤال بردند اصلاً خدا را قبول نداشتند حق داشتند واقعاً، چرا؟@ چون آن خدایی را انکار میکردند که خدای توهمی بوده خدایی بوده که کلیسا به آنها معرفی کرده خدایی که کلیسا معرفی میکند واقعاً آدم هر چه نپذیرد ثواب دارد یک خدای اینطوری اصلاً قابل قبول نیست به آنها معرفی کردند یک خدایی که حقیقی نبوده الله اگر برای کسی جا بیفتد اصلاً قابل انکار نیست.@ الله وجودی هست که هر کسی در وجود خودش مییابدش در وجود خودش هست و فطری هست فهمش، عقلانی و فطری است قابل شک قابل تردید و زیر سؤال بردن نیست اصلاً نمیشود در آن شک کرد شما الان من گفتم دوره هم دیدید حالا البته از شما توقع نمیرود بروید به هر کس بگویید بگویید اگر توانست در این شک بکند بیاید جایزه بگیرد.@ بگوید من هستی مطلق را انکار میکنم اگر توانست این کار را بکند. و کسی که از ایجاد شدن امتناع ندارد چگونه اشیاء را ایجاد میکند خودش موجود شده یعنی کسی به وجودش آورده و این میتواند خالق هستی، اشیاء و همه خلقت باشد که در این صورت نشانه مصنوع بودن در او بوجود میاید و خود دلالت کننده به خالق و صانع میشود.@ پس از آنکه دیگر موجودات بر او دلیل بودند، آدم جانش را میخواهد فدای همچین امامی بکند هزار و چندصد سال پیش غافلگیرانه در مجلسی نشسته میخواهند ببرندش زیر سؤال میخواهند حالش را بگیرند.@ جالب اینجاست میگویند اگر میخواهی بفهمی این هیچی حالیش نیست، اینطوری میگویند، همین الان بگو برود منبر یک سخنرانی بکند ببینم چه میگوید، برود راجع به خدا حرف بزند ببینم، حضرت نشست رفت یک چند لحظهای نشست تمرکز کرد یک تکانی خورد بلند شد ایستاد این خطبه را همینطوری یکدفعه گفت.@ میلیون دانشمند جمع شوند بخواهند تمام اطلاعاتشان را بریزند روی هم ده برابر صد برابر این اطلاعات لفظ به کار ببرند نمیتوانند اینطوری حرف بزنند راجع به خدا، ببین معجزه را نگاه کن(وَ لَو حُدَّ لَهُ وَراءٌ اِذاً حُدَّ لَهُ اَمامٌ) چه کسی میتواند در این وجیزی صحبت بکند.@ (وَ لَوُ اِلتُمِسَ لَهُ التَّمام اِذاً لَزِمَهُ النُّقصان) خدایی که لازم دارد یک کاری انجام بدهد تا یک مشکلی در خودش حل بشود خودش به چیزی برسد کمبودی دارد این خدا اولش هم مشکل دارد ناقص هم هست.@ اگر خدا را ازلی ندانستیم و برایش آغاز قائل شدیم پس حادث و مخلوق و محدود است و بنابراین از طرف آینده نیز محدود خواهد بود یعنی ابدی نخواهد بود در این صورت حرکت او برای رسیدن به کمال و تمامیت است یعنی کامل و تمام نیست و دارای نقصان میباشد موجود ناقص و محدود و محتاج حادث و مخلوق است.@ پس نمیتواند ازلی باشد چنین موجودی که حادث و ایجادشده است نمیتواند خود ایجادکننده و خالق اشیاء باشد بنابراین او نشانهها و علائم مصنوع را دارد در این صورت او نیز مانند سایر مخلوقات و موجودات دلیلی بر وجود صانع و خالق خود است و دیگر مخلوقات و موجودات بر وجود او دلالت نمیکند.@ قسمت آخر خطبه، (لَیسَ فی مُحالِ القَولِ حُجَّۀ وَ لا فی المَسئَلَۀِ عَنهُ جَواب وَ لا فی مَعناهُ لَهُ تَعظیم) خیلی این قواعد سنگین و عالی است یعنی واقعاً معجزه است اینها از طرف امام رضا(ع)، اینها به ما اصول زندگی، اصول حرف زدن، اصول صحبت، اصول کار علمی، در خیلی چیزها به ما کمک میکند تمام تکتک اینها قاعده هستند.@ 1 ـ (لَیسَ فی مُحالِ القَولِ حُجَّۀ) 2 ـ (وَ لا فی المَسئَلَۀِ عَنهُ جَواب) (وَ لا فی مَعناهُ لَهُ تَعظیم وَ لا فی إبائَتِهِ عَنِ الخَلقِ زَیمٌ إلاّ بِإمتِناعِ الأزَلِیِ أن یُثَنی وَ ما لا بَدَءَ لَهُ أن یُبدَء). خب قاعده اول، ترجمه چیه، مُحال ما چه موقع به کار میبریم؟@ گاهی وقتها میگوییم مَحال گاهی وقتها میگوییم مُحال، مَحال غلط است مَحال یعنی محلها، خطاب به معصوم میگوییم (و مَحال معرفۀ الله برکۀ الله) مَحال یعنی محلها، مُحال یعنی نشدنی، یک امر نشدنی و غلط، امر نشدنی و غلط را مُحال میگویند با ضم میم است.@ (لَیسَ فی مُحالِ القَولِ حُجَّۀ) در گفتار و عقیدهای که مُحال است و تناقض دارد دیگر حجتی هم وجود ندارد، حجت وجود ندارد یعنی چه؟ یعنی برای ما دلیلآور نیست و دلیل نمیتواند باشد قولی که مُحال دارد دلیل ندارد.@ مثلاً خدا میتواند دنیا را بکند در تخممرغ بدون اینکه تخممرغ بزرگ بشود دنیا کوچک بشود؟ سؤال است دیگر، شما مگر نمیگویید قدیر است (إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ) این سؤال کرده(وَ لا فی المَسئَلَۀِ عَنهُ جَواب) اگر یک کسی هم با یک قول مُحال سؤال کرد اصلاً سؤالش جواب ندارد.@ لذا خیلی وقتها از حضرت سؤال میکردند میگفتند به امام رضا، آقا برای چه فلان چیز اینطوری است؟ اگر در مسائل احکام بود حضرت میدانید چه جواب میداد؟ میگفتند آقا مثلاً میگویم حالا سؤالهایش را بگذریم که چه سؤالهایی کرده، مثلاً برای چه مرد باید نماز را بلند بخواند زن باید بدون صدا بخواند؟@ میدانید حضرت چه جواب میداد؟ میگفت برای اینکه، تو الان فکر میکنی حضرت میخواهد چه جوابی بدهد، حضرت میگفت برای اینکه مرد باید بلند بخواند زن باید آهسته، این حرف خیلی تکاندهنده است یعنی اینقدر مسخره سؤال نکن.@ الله خالق تو(أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ) آنی که خلق کرده نمیفهمیده چه به تو گفته که تو حجش را مسخره بکنی حجابش را مسخره بکنی نمازش را مسخره بکنی روزهاش را مسخره بکنی قوانین ارثش را مسخره بکنی روابط زن و مردش را مسخره بکنی ارثش را مسخره بکنی بیایی در تلویزیون هی دلقک بازی دربیاوری.@ آدمی که اینطوری هست منفورترین آدمهاست نزد خدا، یعنی یکی از منفورترین آدمهاست نزد خدا، آدم اینقدر احمق که بایست جلوی خالق آسمانها و زمین تو چه کسی هستی عددی نیستی نه تو نه این کرهای که رویش زندگی میکنی نه این منظومهای که داری رویش زندگی میکنی به قول ما اگر گم بشود در فضای منظومه شمسی فقط جبرئیل میتواند بگردد و پیدایش بکند.@ آنوقت تو نشستی خدا الله تبارک و تعالی، چرا خدا اینطوری برایم جا نمیافتد این منطقی نیست برایم، حرف احمقانه نزن تو یک دکتر هم به تو حکم میدهد نمیتوانی دلیل یک کدام از فتواهایش را نمیتوانی بفهمی که این دکتر چرا این فتوا را داده.@ چرا این حکم را کرده چرا این پنیسیلین، چرا آمپول، چرا میلیگرمش اینقدر است نمیتوانی حرف بزنی به یک مهندس به هیچ وجه نمیتوانی بگویی چرا باید اینطوری بکنی هشت سال ده سال درس خواندم بشین سر جایت، آنوقت ما یکدفعه با خدا روبهرو میشویم خدا را میبریم زیر سؤال، احکام اصلاً این حرفها را ندارد.@ اما شما راجع به خود خدا سؤال کن خدا اصلاً ناراحت نمیشود چرا خدا هست؟ امام قشنگ جوابت را میدهد، چرا خدا عادل است؟ چرا ظالم نیست؟ پس این همه بلا چیست در جامعه، این همه مصیبت چیه، قشنگ میتواند جوابت را بدهد، چرا من دردسر میکشم، چرا دعایم به اجابت نمیرسد، چرا یکی است.@ چرا میگویی کریم است، از کجا معلوم جواد است از کجا معلوم ازلی است از کجا معلوم ابدی است از کجا معلوم دوتا نیست اصلاً راجع به خودش هر چه بگویی ناراحت نمیشود میگوید حقت است باید بدانی اما اگر قبول هم کردی به عنوان کمال مطلق نامحدود الله، علیم، حکیم، اسمم را در آوردی دیگر حرف نزن اگر حرف بزنی دیگر خیلی احمق هستی.@ اگر نمیدانی دکتر است همینطوری حرف میزند میگویی شما چرا اینطوری میکنی، میگوید این کارت من است من پزشک متخصص هستم خب حالا تمام شد حالا شما بگو من گوش میکنم من مهندسم میگویم این خانه باید اینطوری درست بشود.@ این مصالح، این درجه از مصالح، این ترکیب از مصالح، اگر فهمیدی الله است دیگر حرف نزن (وَ لا فی المَسئَلَۀِ عَنهُ جَواب) سؤال پرت و پلا نپرس سؤالی که مُحال است مثلا دودوتا پنجتا، نمیتوانی، خدا این قاعده، دودوتا چهارتا، نه سهتا نه پنجتا، مُحال قول نگو حرف بیربط نزن حرف غیر منطقی نزن چیزی بگو که قدرت به آن تعلق بگیرد.@ حالا بگویم خدا واقعاً میتواند دنیا را بکند در یک تخممرغ بدون اینکه تخممرغ بزرگ بشود دنیا کوچک بشود، میشود؟ چون تناقض دارد چیزی که تناقض دارد قابل قبول نیست خدا قاعده تناقض را برای ما فطرتاً خودش گذاشته مسلحمان کرده گفته هیچ وقت هر کس، من خدا هم گفتم یک امری که تناقض دارد پذیرفتنی نیست امر متناقض را نپذیرید، تناقض یعنی چی؟@ تناقض یعنی وجود و عدم، یک چیزی همین الان هست همین الان نیست، عدم است اصلاً شدنی نیست در عین واحد که هست نیست، پرت و پلاست. انسان و لا انسان آب و لا آب، نمیشود، اجتماعش محال است ارتفاعش هم محال است.@ یک چیزی نه انسان است نه غیر انسان چه کسی میپذیرد این را، تناقض دارد انسان نیست غیر انسان هم نیست میشود پذیرفت به آن میگویند محال القول، اقوال متناقض محالند اجتماع نقیضین محال است ارتفاعشان هم گفتیم محال است ضدین جمع میشوند یک چیزی که همین الان که سیاه است سفید است همین الان که خوب است بد است.@ همین الان که کاغذ است آب هم هست نه هیچ مغزی این را قبول نمیکند حضرت میفرماید وقتی میخواهید راجع به خدا حرف بزنید قول محال به کار نبرید یک چیز شدنی را بگویید وقتی میگویی این خدا الله حرکت دارد سکون دارد یک کسی آفریدتش صفات مخلوق و ممتنع را به آن نسبت میدهی محال القول است این حجت دیگر ندارد دلیل ندارد ما این حرف را بپذیریم.@ اعتبار ندارد حرف بدون دلیل، هیچ اعتباری ندارد. (وَ لا فی المَسئَلَۀِ عَنهُ جَواب) اگر کسی هم سؤال کرد جواب ندارد اشتباه وهمی انسان این هست که فکر میکند باید در هر سؤالی را جواب بدهد این قاعده را یادداشت بفرمایید از علی(ع) (رُبَّ کَلامٍ جَوابُهُ السُّکوت) بسیاری از کلامها جوابشان سکوت است.@ جواب ندارد بزرگترین اشتباه انسان که شیطان اینجا خیلی یقه انسان را میگیرد اینکه حرفی را بیجواب نگذار جواب بده حتماً، بیجواب نگذار. یک برنامه تلویزیون نشان میداد خبرنگار میرفت یک سؤال پرت و پلا میپرسید از مردم، سر و تَه نداشت سؤالش، ببخشید در مورد مسائلی که ما در زندگی به هر صورت کلاً ما باید چکار کنیم؟@ سؤالش این بود به این شکل، همین میکروفن را میگرفت میگفت عذر میخواهم یک سؤال داشتم در مورد مسائل زندگی به هر صورت کلاً نظر شما چیه؟ بعد مثلاً 15 نفر مصاحبه میکردند جواب میدادند بعد یکی دو نفر گفتند ببخشید نفهمیدم سؤالتان چه شد.@ بعد این میگفت سؤالم این بود که در مورد مسائل زندگی به هر صورت کلاً نظرتان چیه بفرمایید؟ این گفت، گیج میزد میگفت ببخشید عذر میخواهم میرفت، بعد میگفت نفهمیدم بالأخره واقعاً نمیفهمیم در مورد مسائل زندگی به هر صورت کلاً نظرتان را بگویید.@ سؤال اینطوری، اکثر مردم به همین سؤال جواب دادند سؤال پرت و پلا، سؤالی که منطق در آن نیست جواب ندارد نه حجت است و نه جواب دارد حالا هر کدام از ما باید یک فهرستی از عقائدی که اینگونه هستند در بیاوریم بنشینیم بنویسیم که آقا یک سلسله عقائد هست که مردم دارند در دنیا هست در ضربالمثلها در شعرها زیاد داریم.@ مردم به عنوان اصل مسلم پذیرفتنش اما هیچ حجتی نداره اصلاً حجت ندارد (وَ لا فی المَسئَلَۀِ عَنهُ جَواب) و نه در پرسش از آن جوابی وجود دارد (وَ لا فی مَعناهُ لَهُ تَعظیم) اگر حرفهای محال و بیمنطق در مورد خدا زدیم در این صورت خدا را تعظیم نکردید لطفی نیست ما برویم یک سری مسائل محال بگوییم که نشدنی است.@ آقایم امیر المؤمنین(ع) شمشیر را بلند کرد اینطوری بلند کرد از بالا یک ضربه زد طرف را نصف کرد بعد طرف به حضرت علی گفت خب تو چکار کردی؟ حضرت گفت نفهمیدی؟ گفت نه، یک تکان بخور الان میفهمی، یک تکان خورد یکدفعه دو نصف شد چرت و پرت چرا مینشینی میگویی، اینها چیه.@ ما اینقدر راجع به اهل بیت از این حرفها داریم در تاریخها که نگو، نوشتند یک حرفهای بیسر و تَه، در تاریخ پر است از این حرفهاست، حرفهایی که هیچ منطقی هیچ عقلی هیچ شعوری پر از تناقض است در آنها، قبول نمیکند.@ در مورد حضرت علی شما ببیند پر اینقدر گفتند تا به خدایی رساندنش علی که میگوید(أنا عَبدٌ مِن عَبیدِ مُحَمَّد) بندهای از بنده پیغمبر هستم علیای که این همه گریه و زاری و دعا، مناجات، نماز، یک شب هزار رکعت نماز، خودش دارد میگوید اینها را، علی که در مسجد کشته شده، نه خداست.@ حالا چه بگوییم به این، تعظیم نیست واقعاً اینها، اینها برای خدا هیچ احترامی، ما بخواهیم خدا را یک خدایی، اینقدر شما در این خانم جلسهایها در جلساتشان از این تعظیمهای بدون دلیل از این احترامهای بدون دلیل در مورد خدا و اهل بیت دارند که نگو.@ آدمهای متعصبی که میخواهند دین را خیلی بزرگ بکنند میخواهند خیلی عزیزش بکنند یک عالم دروغ میبافند میگویند در روضهخوانیها ما چقدر از این حرفها داریم حرفهای بیسر و تَه، همین حرفهایی که مردم یکذره فقط اشک بریزند از اینها هست.@ (وَ لا فی مَعناهُ لَهُ تَعظیم) و نه در معنای آن تعظیم مناسبی برای خدا وجود دارد (وَ لا فی إبائَتِهِ عَنِ الخَلقِ زَیمٌ) و نه در کنار زدن او از صفات خدا تجاوزی بر او میشود اگر گفتیم خدا این چیزها را ندارد به خدا تجاوز نکردیم ظلم به خدا نکردیم بعضیها میترسند که اگر مثلاً این را برداریم از آن، این تعریف را از حضرت علی برداریم.@ حضرت علی واقعاً اینطور نبوده امام حسین واقعاً اینطور نبوده فکر میکند خیلی از امام حسین کم میشود خواستند خیلی بزرگش کنند اگر بگوییم این نبوده این نبوده اینطوری نبوده ناراحت میشوند نه تو داری توهین میکنی به اباالفضل تو داری توهین میکنی به حضرت زهرا تو داری توهین میکنی به علی(ع)، بابا توهین نیست اینها اینطوری نبودند.@ بزرگیشان هم در این چیزها نیست حضرت علی آن انگشتری که سر نماز بخشید با آن خراج یک مملکت را میشد بدهی از کجا آورد این انگشتر را حضرت علی، اصلاً بزرگی حضرت علی به این نیست که مثلاً خراجش باید اینطوری باشد عروسی حضرت زهرا باید اینطوری باشد بزرگی حضرت به این چیزها نیست.@ ما یک چیزهایی را علامت بزرگی دانستیم در دین به اینها اضافه کردیم که به هیچ وجه جزء کمالات انسانی محسوب نمیشود بزرگ نیست خیلی اصول اصول مهمی است ما باید چیزهایی که تعریفهای الکی، هندوانه زیر بغل گذاشتن و اصلاً چیزهایی که ملاک و مبنای حقیقی فضیلت و کمال نیست را از معصوم و از خدا دور بکنیم همه را جدا بکنیم.@ ما اگر بخواهیم فهرست خرافهها را بگوییم خودش یک دوره میطلبد یک دوره باید جمع شویم فقط فهرست خرافههایی که در دین هست احکام مندرآوردی، خرافههای مندرآوردی، عزاداریهای مندرآوردی، ابراز علاقه مندرآوردی، اشعار، چقدر ما اشعار مزخرف داریم بیپایه و اساس، ولی فکر میکنند چون شعر است باید قبولش کرد.@ مگر اینکه قائل باشیم وجود ازلی او از ازلیت منصرف شده یعنی میگوید اگر بخواهیم این چیزها را بپذیریم باید قبول کنیم که خدا دیگر ازلی نیست آن حرفهایی که بخواهیم، حرکت دارد سکون دارد احساسات دارد چنین دارد چنان دارد.@ همین حرفهایی که در مورد مخلوقات میزنیم وقتی محدودش میکنیم مگر اینکه قائل باشی که او اصلاً یک خدای محدود است خودش هم یکی دیگر آفریده اینطوری باید بگوییم اگر بخواهی بگویی ابدی نیست ازلی نیست یک خدای ضعیف برای خودت بتراشی، و آنکه هیچ آغازی را ندارد آغازی داشته باشد.@ تمام شد حالا بعدش یک خطبه تمام کرده آن قضیه را یک مقدار راجع به آن هم باید صحبت بکنیم. در این فقره حضرت با توجه به نتایجی که در چند فقره قبل با فرض حرکت درباره خداوند گرفتیم و با توجه به محال بودن حرکت و نتائج پس از آن درباره حق تعالی میفرماید در گفتار مُحال یعنی گفتار ناصحیح دلیلی برای اثبات وجود ندارد.@ همانطور که ما دلیلی برای وجود حرکت و نتایج و آثار آن در خداوند نداریم وقتی سخنی و فرضی محال و نادرست باشد پاسخی هم نخواهد داشت و در چنین سخنانی هیچ گونه تعظیم و احترامی که مناسب شأن پروردگار باشد وجود ندارد پس اگر ما او را از خصوصیات و صفات مخلوقات از قبیل محدودیت و حرکت و نیاز و حدوث دور کردیم به ذات او ظلم و تجاوزی صورت نگرفته است.@ پس ما راهی نداریم جز اینکه او را به سبب امتناع ذاتش از انعطاف و انصراف از ازلیت تسبیح و تقدیس کنیم یعنی من عاشق یک خدایی هستم که ذاتش امتناع دارد از انصراف از ازلیت، منصرف نمیشود از ازلیت، انصراف از ابدیت ندارد این خدا را باید تقدیس کرد عاشق این خدا باید شد.@ یک خدای محدود که یک کس دیگر به وجودش آورده یک خدای محدودی که عصبانی میشود یکدفعه خشم میگیردش همینطور کورکورانه یکدفعه میگوید برو گم شو جهنم فلان فلان شده تمام(أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ).@ (أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيها خالِدُونَ) تمام طبقات هفت طبقه جهنم که در بحث ماه مبارک داشتیم تمام طبقاتش حاوی حمیم، جهنم، سقر، همه اینها را که گفتیم تمام هشت در بهشت هفت در جهنم، طبقات بهشت، نوزدهتا مأمور داشتن جهنم، خصوصیاتش، کیفیاتش، تمام نوشتههایی که در روی درهای بهشت دارد چقدر قشنگ است این نوشتهها.@ روی در اول این را نوشته روی در دوم این را نوشته، روی در هفتم این را نوشته روی در هشتم این را نوشته اصلاً کسی که میخواهد از دو در وارد شود چطوری برود کسی که میخواهد از هشتتا در بتواند برود در بهشت هر کدام از درها را خواست برود باید چه خصوصیاتی داشته باشد.@ در کاخهای بهشت در قصرهایش، در جزیرههای بهشت، در کلاسهای بهشت در موسیقیهایش، در همسرش، در قیافههای همسران بهشتی، در شرابهایش، در عسلش، در آبش، در کرهاش، هر چه که شما میگویید در موسیقیاش، تمام قَدَر، اندازه، دقت، منطق، و دلیل وجود دارد، چرا جهنم هفتتا در دارد؟@ چون ورودیهای انسان هفتتاست، چرا بهشت هشتتا در دارد؟ چون ورودیهای بهشتی انسان هشتتاست، سازگار دارد همه چیزش با انسان تنظیم شده، چرا نکیر و منکر دارند بعضیها، چرا بعضیها بشیر و مبشر دارند؟ قیافه عزرائیل چه شکلی است؟@ میگوید به شکل خودت میاید دقیقاً تنظیم شده است، سؤالها چطوری است؟ بسته به این هست که چطوری درس خواندی آنهایی که در دنیا جواب دادی جواب نداری راحتی قشنگ کامل، هیچ چیز نداریم ما که پشتش دلیل منطق حجت نباشد یک خدای اینطوری را آدم عاشقش میشود.@ یک خدای اینطوری هست که آدم میارزد خودش را فدایش بکند یک خدای اینطوری هست که میارزد شما آن هشتتا معشوق اصلیتان را فدای او بکنید یک پیغمبر اینطوری قیمت دارد این خدا هست که دوست نداشتنش فسق است عاشقش نبودن فسق است خروج از حد طبیعی است انحراف است این خدا قابل تصدیق و ستایش است.@ و نیز او را از حدوث و ابتدا شدن دور نماییم که او را آغازی نیست، بعد میفرماید این اتمام خطبه است(لا إلهَ إلاّ الله العَلیُّ العَظیم کَذَبَ العادِلُونَ بِالله) دروغ گفتند کسانی که در مورد خداوند تبارک و تعالی(عادِلُون) عدول کردند انحراف رفتند برگشتند(وَ ضَلُّوا ضَلالاً بَعیدا وَ خَسِرُوا خُسرانَاً مُبینا) این(خَسِرُوا خُسرانَاً مُبینا) بدترین بدترین بدترین حادثهای هست که ممکن است برای یک انسان بیفتد یعنی هیچ کارش دیگر نمیشود کرد.@ دقیقاً مثل جنینی که آمده به دنیا ابزار لازم را نیاورده دیگر چه کاری میشود کرد اصل نُُه ماه را وقتش را جوانیاش را عمرش را سرمایهای را که داشته در رحم که باید بدن تهیه میکرده نکرده الان آمده سر ندارد سر آورده دوتا چشم و دهان نیاورده.@ حالا عکسش را من خودم دلم نمیاید نشان بدهم به شما، عکسهایش خیلی دلخراش است تولدهای ناقصی که هست یک دانه بینی فقط دارد یک صورت دارد فقط یک چشم در آن است نه بینی دارد نه دهان دارد نه گوش دارد میخواهی این را چکارش بکنی دوتا سر روی هم، پنجتا سر بغل هم، دوتا صورت یکی اینطرف سر یکی آنطرف سر، چکار میشود کرد.@ دوتا پیشانی و چشم روی هم دارد یعنی روی پیشانیاش هم دوتا ابرو دارد با دوتا چشم، اینجا که باز هم دارد یک ابرو هم پایین این چشم دارد دوباره دوتا چشم دوباره صورت، دُم آورده بدن سالم، سر سالم، نه دست دارد نه پا، خسران یعنی این، یعنی آدم اصل سرمایه را از دست داده اگر عزیزم وقت نگذاری روی معرفت الله.@ به شما گفتم دلتان را به این سه جلسه دوره خوش نکنید شما اگر بخواهید قدرتمند بشوید در توحید که دین خیالی دین کارتونی معرفتهای الکی نداشته باشید دینهای مسخرهای که خیلی راحت بتوانی تفش بکنی همین راحت بتوانید قورتش بدهید عمرتان تلف نشود.@ ما تا خدا شدن خیلی کار داریم تا مَثَل ظهوری خدا شدن تا خلیفۀ الله شدن خیلی مسیر داریم گولت نزند دکتر مهندس شدن بگویی خب حالا اگر عوضش مثل خدا نشدیم دکتر شدیم مهندس شدیم رئیس جمهور شدیم وزیر شدیم اینها که همهاش عمر تلف کردن است.@ واقعاً آدم موفقی بود این بنده خدا چون وزیر شد چون نماینده مجلس شد چون مدیرکل شد اینها هیچ کدام قیمت ندارد اصلاً به درد نمیخورد مگر اینکه آدم توانسته باشد از اینها به یک اسمی از اسمهای خدا رسیده باشد یعنی از ریاستش به حلم رسیده باشد بگوید من رئیس شدم زیردستهایم اینقدر اذیتم کردند تا توانستم اسم حلیم خدا را بگیرم.@ بارک الله خوب عرضه داشته از ریاست استفاده کرده به این رسیده به شفقت رسیده به چیزهای دیگر رسیده از مقامش از موقعیتش از دکتریاش، از مهندسیاش، از جنسیتش حتی، بعضیها از جنسیتشان یکطوری استفاده میکنند تا آغوش خود خدا میروند.@ از مردانگیشان از زنانگیشان، از پولشان بعضیها بلد هستند استفاده بکنند میداند این پول را باید چطور خرج بکند تا برسد به آغوش خدا، بعضیها نه این پول را خرج میکند تا میرود از خدا دور میکند یکسره او را، (المالُ مادَۀُ الشَهَوات) میبردش تا جهنم، پول دارد هیچ چیزش به امام زمان نمیرسد.@ الان همین فقره را نگاه کنید فقره 28 با هم داشتیم میخواندیم گفتم حفظش کنید(لا دِیانَۀَ إلاّ بَعدَ مَعرِفَه) هیچ دیانتی نیست مگر بعد از معرفت، الان موضوع اصلی مشکل اصلی نظام جهانی چیه؟ نداشتن امام زمان، مصیبت امام زمان چیه؟@ اینکه هیچ کس نمیشناسدش، پس برای اینکه ما بتوانیم مشکل جهان، من عاطفه دارم دیگر، میخواهم در آمریکا مردم هیچ مشکل نداشته باشند در اروپا مشکل نداشته باشند آنها هم خواهر و برادرهای ما هستند در آفریقا، در آسیا، هیچ جای دنیا همه خوش باشند همه واقعا به اللهشان برسند.@ همه بتوانند مدارج کمالات معنویشان را طی بکنند میخواهیم این بشود، حالا بزرگترین مشکل جامعه جهانی چیست؟ نداشتن امام زمان، بزرگترین خدمت به بشر چیه الان؟ معرفی امام زمان، ما الان چهلتا خَیِر معرفی میکنند به ما میگوییم بیایید برای معرفی امام زمان به دنیا سرمایهگذاری کنیم، اینطوری میکند.@ من کجا میخواهی سرمایهگذاری بکنی، میگوییم آقا فرقی نمیکند، الان خدا شاهد است در همین مؤسسه ما اسپانیاییها دارند فریاد میزنند اینقدر برای ما پیغام میفرستند که نگو، کل آمریکای لاتین از اینطرف کشورهای مشترک المنافع چین، هند، همه جا، میگوید من باشه میام سرمایهگذاری میکنم، چکار میخواهی بکنی آنجا؟@ مثل همین سرمایهگذاری که در داخل کشور میشود من میخواهم آنجا مسجد میایم میسازم کلاس قرآن میگذارم، بابا دیانت بعد از معرفت، این بنده خدا خودش هم معرفت ندارد فکر میکند دینداری یعنی اینکه من کلاس قرآن راه بیندازم فقط، قرآن میایند بخوانند در آن، این ساختمان قرآن میایند بخوانند.@ نه بابا اصلاً در این ساختمان قرآن نمیخوانند یک قرآن مثل همین قرآن جلسه ما هست پنج دقیقه ولی خب در آن معرفت توزیع میشود امام زمان شناسانده میشود به زبانهای مختلف دنیا، نه باید گنبد داشته باشد تابلو باید داشته باشد.@ این پولت را برای چه اینطوری داری هدر میدهی، نه مسجد بسازم، قرائت قرآن بکنند در آن، حسینیه راه بیاندازیم، تو معرفت راه بیانداز به خدا هر کس معرفت پیدا بکند چون همه جای دنیا، این همه کشور ما رفتیم دیدیم هر کس خدا را شناخت مسجدش را هم ساخته.@ یکی از مبلغین محقق که رفته بود آمریکا یک جزوهای برای من آورد نوشته بود آمریکا سرزمین منارهها، میگفت هزاران مسجد داشته در آمریکا، قبل از آنموقع که آمدند اینجا اینها نابود کردند تمام آثار دین را در آمریکا از بین برده بودند و گفتند اصلاً اینها هیچی اینها قبیلههای سرخپوستهای بدوی بودند.@ الان هنوز الان باستانشناسان آثار بسیاری از مسجدهای تخریب شده چند صد سال پیش در آمریکا هست تمام را کشتند و تمام را دفن کردند مردم خودشان میروند برای خودشان مسجد میسازند با پول خودشان، مناره میسازند هیئت میسازند حسینیه میسازند، اول باید چه درست کرد؟@ اول متدینش را درست بکن با معرفت باشد خدای حقیقی را بپرستد امام حسین حقیقی، امام رضای حقیقی، خودش میرود از جیب خودش برای معشوقش خرج میکند چه کسی هست نداند امام رضا پدرش هست نرود خرج کند برای پدرش، مگر کسی برای پدرش خرج نمیکند از پدرش هم انتظاری ندارد.@ هر کس دوستش دارد میرود خرج میکند میرود برایش هزینه میکند اما تو مشکلت این هست که نمیفهمی این را، ما باید فهم دین را درست بکنیم خسران یعنی اصل سرمایه را از دست دادن ندانی باید با این سرمایه چکار کنی مال داری نمیتوانی از آن استفاده بکنی.@ مقام داری نمیتوانی از آن استفاده بکنی شهرت داری نمیتوانی استفاده بکنی بیان داری نمیتوانی استفاده بکنی قدرت تبلیغی داری تلفش میکنی ما خیلی افراد الان داریم واقعاً میتوانند یک لشکر برای امام زمان باشند اصلاً نیمخواهند اقدامی بکنند میتواند هزاران غم را از امام زمان برطرف بکند.@ اصلاً قدر خودش را نمیداند وقت نمیگذارد روی استعدادهای خودش، میتواند جریان ظهور امام زمان را واقعاً سرعت بدهد(إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ) خداوند سرنوشت هیچ کس را تغییر نمیدهد مگر اینکه خودشان تغییر بدهند باید خیلیها هستند قدرت دارند قدرت بیان دارند قدرت استدلال دارند، قدرت قلم دارند، احساسهای خوبی دارند، هنرهای خوبی دارند.@ پول دارند آبرو دارند امکانات دارند میتوانند جریانهای بزرگ را هدایت بکنند به سمت برطرف شدن موانع ظهور امام زمان در سطح جهان، میبینی اکتفا کرده به اینکه صبح بیاید برود نماز صبح مسجد بخواند بعد بیاید برود ظهر ناهار بخورد نماز جماعت مسجد بخواند.@ شب هم دوباره نماز جماعت مسجد بخواند اینها لازم است نه اینکه بد است این خوب نیست اینقدر آدم ضعیف باشد هر کدام ما باید دلمان برای امام زمان بسوزد باید رغبت داشته باشیم(نَرغَبُ إلَیکَ فی دُولَۀٍ کَریمَه) رغبت ما همهاش عشق ما دولت کریمه است.@ همیشه ما(نَشکُو إلَیکَ فَقدَ نَبِیِّنا غَیبَۀَ وَلِیِّنا) اگر شاکی هستی هر شب ماه رمضان میگوییم ما شاکی هستیم از کثرت دشمن و کمبود شیعه، اگر شاکی هستی بجنب برو ببینم شیعه را میتوانی زیاد بکنی 150 میلیون تومان ماشین سوار میشود خانه چند میلیاردی مینشیند هیچ چیزش هم به امام زمان نمیرسد یک ویلا در شمال دارم قصر دارم در اروپا آنطوری هستم.@ یک خانه یک آپارتمان در دبی دارم اینطوری است پس خودت چی؟ خودت حقیقیات برای کجایی، اینها که همهاش برای قالب داری مصرف میکنی برای محتوا چه مصرف کردی همه اینها مال این بدنی هست که بعداً میرود در قبر میپوسد میپوسد.@ طوری که عزیزترین کسات دو ساعت بعد از مردنت هم دیگر نمیتواند تحملت بکند از بوی گندت، همین قالب، نه بوی گند تو، بوی گند قالبت، اصلاً میترسد از آن، برش دارید بروید من اصلاً نمیتوانم بروم در اتاق بویش من را میکشد تمام شد؟ تمام شد.@ قلم، میگوید من کتاب نوشتم هنر، نقاشی، چکار کردم یک کسی نقاشی مینویسد هزارتا سخنرانی در این هست، نقاشیهایش چیه؟ عکس زن لُخت کشیده گربه کشیده سگ کشیده جام کشیده انگور کشیده مبلمان کشیده، نقاشی هنر است خدا به تو امانت داده بیا این قلم را مقدسش کن جاودانهاش کن، هنر شعر به تو داده جاودانهاش کن بیار در معرفت حقیقی.@ حالا سؤال دقیقه آخر، چه کسی میتواند اینطوری باشد؟ یعنی چه کسی میتواند داراییاش را از هر جهتی که خدا به آن نعمت داده بریزد در این راه، معرفت داشته باشد یعنی فقط هنرمندهایی عاشق هستند شما بروید در حرم امام رضا ببینید چقدر هنرمندهای عاشق ما داشتیم.@ این گوهرشاد روحش شاد باشد خداوند تبارک و تعالی خیرات و برکاتش را بر این زن نازل بکند چقدر اندیشه بزرگ بوده مسجد اینطوری ساخته زن شوهردار زن امیر، پسر عاشقش میشود مادرش میگوید پسرم عاشق تو شده نمیداند تو زن فلانی هستی زن امیر هستی.@ میگویم پسرم دست بردار این زن فلانی است بفهمد گردنت را میزند پسر میگوید من میخواهمش، میگوید خانم چرا اذیتش کردی میگفتی بیاید با خودم صحبت بکند، چیه آقا جان؟ گفت خانم من تو را میخواهم عاشقت شدم، تو چه موقع من را دیدی؟@ گفت من فضولی کردم داشتند مسجد را درست میکردند شما آمدی بازدید کردی آن پشت آن قسمت نقابت را زدی کنار دیدمت عاشقت شدم، خب مهریهام سنگین است میدهی؟@ بله میدهم، خب اول برو مهریهام را بیاور، مهریهات چیه؟ باید بیایی در محراب همین مسجد 40 شب با حضور قلب نماز بخوانی 40 شبانهروز، اگر خواندی 40 شبانهروز بیا من حاضرم، باشه، آدم هم که عاشق میشود باید شرایط را فراهم بکند خاک بر سر من، 40 روز میخواند بعدش گوهرشاد میگوید خب چیه خواندی نماز را؟@ میگوید بله، میگوید من به وعدهام هستم میگوید نمیخوامت دیگر یک چیزی اینجا پیدا کردم که دیگر اصلاً تو را نمیخواهم تو را میخواهم چکار، اصلاً:@

میگفت من اصلاً اشتباه رفته بودم مسیر را، خدا خیر دهد به تو که به من یاد دادی که من باید چکار بکنم. ما هم 40 سال است داریم نماز میخوانیم هنوز در گیر و دار طبیعت و دنیا و چه کسی دوستم دارد چه کسی دوستم ندارد چه کسی سلام کرد چه کسی سلام نکرد.@ چه کسی دعوت کرد چه کسی دعوت نکرد همین گرفتاریها و بدبختیهای اینطوری هستیم حسادت، چشموهمچشمی، رقابت، زودرنجی، عصبانیت، همین همه زندگیها را شما نگاه کنید ما نماز نخواندیم ما عاشق نیستیم.@ چون معرفت نداریم باید برویم دنبال معرفت، فایده ندارد ما 40 سال بیاییم برویم حرم، بیاییم برویم کنار حرم بگوییم خدا ما واقعاً باید خیلی از امام رضا تشکر بکنیم که بالأخره در عمر ما یک هفتهای ما را آورد کنار خودش.@ من خودم و الله فکر نمیکردم اینطوری باشد در خوابش هم نمیدیدیم که ما بتوانیم بیاییم یک اردوی معرفت آن هم تکمیل اردوی خود امام رضا، یعنی کلام خود امام رضا بیاییم اینجا انجام دهیم اصلاً در خوابش هم نمیدیدم برویم امام خمینی را بگردیم اردوی امام خمینی را بگردیم لواسان بگردیم کجای تهران باغی یک جایی گیر بیاوریم برویم.@ چه لطفی کرد به دلهای ما، چقدر خوب کرد با ما، چه خوش صید دلم کردی، آوردمان اینجا دلمان را نرم کرد چقدر میلیون مانع از سر راه ما برداشت تا ما برسانیم خودمان را به اینجا، میلیون مانع برداشته از سر راه ما، یعنی شما بگویید برای تهیه بلیط اینقدر اذیت شدیم پولش را تهیه کردیم اذیت شدیم.@ برو برو امام رضا اینقدر برای آمدن برای تکتک من و شما حرص و جوش خورده که نگو، خیلی حرص و جوش خورده امام رضا تا من و شما برسیم اینجا، بیاییم یک هفتهای بنشینیم این فرمایشاتش را یاد بگیریم حرفمم را یاد بگیر معرفتی که دارم میزنم را یاد بگیر این خدایی را که من عاشقش هستم تو بیا یاد بگیر و بشناس.@ هر چقدر تشکر کنیم چطوری میتوانیم جبران کنیم این نعمت تعظیم را، یک هفته مغز خلقت را ما بخوریم یعنی با نعمت ظاهری سروکار نداشته باشیم.@ ولی من یک چیزی را به شما بگویم اگر ما شما را با هواپیما آورده بودیم اینجا بهترین هتل هم جا میدادیم که شما بهترین غذا، اصلاً سرویسش هر غذایی که دلتان میخواست میخورید پارک و تفریح و سرزمین موجهای آبی و قرمز و سیاه و از این داستانها و اینها خیلیها از ما تشکر میکردند آقا دستتان درد نکند خیلی خوش گذشت.@ ولی ما خیلی نق شنیدیم بیانصاف همه را بگذار کنار هم بگو ما اشتباهات خودمان را اصلاً انکار نمیکنیم ولی همه را بگذار کنار همدیگر یکذره فکر بکن بعد چون اینطوری اگر ناسپاس و ناشکر باشید فردا خدا خیلی چیزها را از آدم میگیرد برویم انشاء الله خدمت امام رضا از امام رضا تشکر هم بکنیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@