جلسه 044 - انسان‌شناسی (تهران)
شماره جلسه
44
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 044 - انسان‌شناسی (تهران)

بسم الله الر حمن ا لرحیم

خوب بحثمون در انسان شناسی رسید به یک فرمول اساسی که عبارت بود از سه کلمه از علی علیه السلام که (ا لظاهر عنوان باطن )ظاهر بیان کننده باطن است خوب بهمین سه کلمه که د ر واقع یکی از معجزات فرمایشات معصومین علیهم ا لسلام هست چون فرمودند که علی علیه ا لسلام فرمود (نحن امیر ا لکلام ) ما امیر کلام هستیم و نبی اکرم هم صل ا لله علیه و آ له وسلم فرمودند که اوتی ا لجوامع ا لکلام ما جامع کلمات به من داده شده ،جامع کلمات یعنی من می تونم بزرگترین معنای رو در کوچکترین و کمترین الفاظ بیان کنم .

این جمله هم از امیر ا لمومنین از مصادیق جوامع الکلم هست که (ا لظاهر عنوان باطن )ظاهر نمایان گر باطن هست گفتیم که این ظهور ، ظهورات مختلف رو در بر می گیره یه 10 ، 15مثال رو تا ا لان کار کردیم این جلسه هم باز مثال هایی که در خود شناسی به ما کمک می کند اون ها رو خدومتتون عرض می کنم تا بیشتر به خودمون برسیم .

غرض این هست که هم در شناخت خودمون و هم در شناخت دیگران بتونیم از این فرمول استفاده بکنیم و وجه باشیم که همانطور که اطباء ازین فرمول استفاده می کنند ما هم می تونیم از این فرمول استفاده کنیم در مسائل شخصی خودمون در روان شناسی و انسان شناسی چند تا فرمول هست می خونم که همه رو با هم یه فرمول اصلی معنا می کنیم .

فرمول اساسی مون این هست (ا لظاهر عنوان باطن )یکی از مطالب خیلی مهم که هر کدام اینها یک فرمول هستند یادتون باشه که من این احادیثی که انتخاب کردم صرف تشیع نیست بلکه فرمول هست که باید این فرمول ها رو خوب یاد بگیریم خوب ازشون استفاده بکنیم در این فرمایش امیر ا لمومنین علیه ا لسلام در مورد این که انسان ها از بعضی از چیز ها بدشون می یاد می فرماید که ( ا لناس اعداءما جهل )مردم نسبت به اون چه که جاهل هستند دشمن هستند ، یعنی قبول نمی کنند زیر بار نمی رن.

ترد می کنند اما اگر بشناسند این جور نیست که بخوان رد بکنند انکار بکنند خیلی وقتها آدمها از چیز هایی گریزانند که نمی شناسن شون براشون تشریح خوب نشده باطن موضوع رو اصل موضوع هیچ شناختی نسبت بهش ندارن لذا خوششون هم نمی اد حتی وقتی که بفهمی که بچه های ریاضیات بدشون می یاد از زبان بدشون می یاد از شیمی و فیزیک بدشون می یاد از ادبیات بدشون می یاد .

شما خودتون که نشستید این جا عزیزان که نشستند پیش میاد به کرات براتون که از چیزی بدتون می یاد اگر خوب دقت کرده باشید در موضوعات ومعارف و حقایق این تنفر ناشی از شناختن قضیه هست اگر ما بشناسیم انس پیدا می کنیم بدمون هم نمی یاد

اگر یه کسی بیاد ریاضیات رو شیرین به ما درس بده دیگه ازش خوشمون می یاد اگر کسی از ریاضیات بدش می یاد می گه از فلان رشته بدم می یاد از فلان درس خیلی بدم می یاد اگر دقت کرده باشید می بینید که خیلی با هاش سنخیتی نداره خیلی هم بلد نیست اون رشته رو آگاهی زیادی هم نداره در معارف و مسائل معنوی و مذهبی و عرفانی هم همین طور هستش .

اگر ما از خیلی از چیز ها بدمون می یاد نمی تونیم انس بگیریم برای است که برای ما شناخته شده نیست حوصله شو نداریم و اگر قیمت شو و قدرشو بدونیم بهش علاقه مند می شیم بهش علاقه مند می شیم در مسائل عرفانی در مسائل آخرتی هم همین جور هستش علت بی رغبتی ما نشناختن ماست چون ببینید افراد علاقه شون بر اساس نوع ارزیابی شون هستش یعنی یا کسی به یه چیزی علاقه مند می شیم زمانی که شناخت خوبی داریم و با قیمتش چیه آشنا هستیم وقتی که قیمت رو نمی شناسیم خیلی هم رغبت نمی کنیم یه شعری هست در مثنوی می فرماید

هان توانسان خار دیدستی مرا زان که بس ارزان خریدستی مرا

هرکه ارزان خرد ارزان دهد گوهری طفلی به قرصی نان دهد

بچه وقتی گوهر رو نمی شناسه خوشش هم نمی یاد ولی بیسگویت رو می شناسه قرص نان می شناسه شکلات رو می شناسه ، از اون خوشش می یاد اون رو بهش می ده این خاطره رو شاید عرض کردم خدمتتون که من یادم هست که یه زمانی در منطقه مسکونی ما در یکی از مناطق قدیمی است شاید تاریخ بیش 7هزار سال قدمت داره از نظر تاریخی یه کندو کاوی می کردند باستان شناس ها خیلی کنده بودن من هم توی همین کنده کاری ها ی اونا بچه کوچک بودم .

5تا سکه پیدا کردم مال دوران هخامنشی بود بعد ولی نمی دونستم چی هست . سکه های شکسته ، قیافه سکه هخامنشی رو همه تون دیگه تو کتاب درسی هاتون شکسته است خیلی منظم نبود ، به چه دردم می خورد کاری نمی تونستم باهاش بکنم یه زیرکی این رو دید به من گفت ش که اون موقع که پول جیبی ها یک ریال بود به قول خودمون یه قرون می گرفتیم گفت من 5تومان بهت می دم بده به من این 5تا سکه رو ما هم خیلی شاد شدیم که سر طرف کلاه گذاشتیم ..

هان وقتی نمی فهمه آدم این جوری است . راحت مفت می بازه خیلی چیزها رو عمرشو ، جوانی شو عرض کنم خدمتتون بایه عمر میش ه ابدیت خرید یه عمر می شه ابدیت خرید گاهی وقت با 2 رکعت نماز انسان می تونه تمام آخرت شو نجات بده با یه زیارت همین طور .

ولی وقتی ما نمی فهمیم باطن قضیه رو قیمت ها رو نداریم نمی شناسیم خیلی هم بهش انس نداریم ، توجه فرمودید ما الان رغبت مون این هست اش که بریم کامپیوتر یاد بگیریم زبان یاد بگیریم اگر لیسانس هستیم فوق لیسانس بشیم اگه فوق لیسانس هستیم دکترا بگیریم ، رانندگی یاد بگیریم نمی دونم خانم ها رشته های دیگه وقت می گذارن کار می کنند مثل یک امر واجب الهی اما وقتی که نوبت به مسائل ابدی ما می رسد مسائلی که ابدیت ما در گرو اون هاست می بینید که ما رغبتی یه این کارها نداریم اصلا علاقه ای به امور معنوی و آخرتی و ابدی در وجود مانیست .

همة اینها برای این است که ما اساساً خودمون رو نمی شناسیم یعنی اصلا نمی دونیم کی هستیم چون انسانها بر اساس قیمتی که می گیرن از خودشون یا از اشیا به اشیا و اموری که با خودشون هست قیمت می دن و به ارتباطات و انتخابها رفتارها بر اساس شناختی هست که از خودمون داریم ما وقتی که خودمون رو معنی می کنیم یعنی با اون بلند ی که خداوند فرموده یعنی حواسمون هست که یه دنیا داریم یه تولد هست این جا ، این جا وفات داریم و انتقال به اونجا .

این جا عالم برزخ داریم عالم قیامت داریم که 5هزار سال هست و بعد حیات ابدی بعد از قیامت حواسمون باشه که این چهار مرحله دقیقا به کیفیت گذران دنیا مربوط یعنی دنیا هر جوری بگذرونی چهار مرحله رو هم همون جوری هستش و اگر به این بلندا خودمون رو نگاه کنیم یعنی متوجه بشیم که این یعنی انسان از این جا تا بی نهایت اون موقع از خیلی از چیزها یی که مربوط به این جا هست علاقه مند می شیم بهش و خوشمون می یاد چون خودمون هستیم این جا اما اگه خودمون رو از تولد تا مرگ معنا کردیم هر چی راجع به این طرف بها *****در ما رغبتی ایجاد نمی شه چون ما اصلا خودمون رو این جوری نمی بینیم .

جهل داریم به خودمون جهل داریم به این که (ا لناس ا عداءما جهل )مردم نسبت به چیزی که جاهل هستند دشمن هستند اینها گاهی وقت خود ما می شیم .ما یعنی آنچه این می شه من من وقتی خود حقیقی مومی شناسم یعنی خود فطری مونومی شناسم بدم می یاد ازش بدم می اد انس با هاش ندارم ، وقتی در ماه مبارک نگاه بکنید در ماه مبارک ما وقتی روزه می گیریم ولی متنفریم اینقدر از خودمون بدمون می اد که وقتی می خواد خوراک بخوره مثل یه عرض کنم مثل یه شدمن می خوایم بهش خوراک بدیم یعنی مثل کسی که پدر مون رو کشته حق مون خورده

مادرمون کشته ، بعد وقتی می خواد نوبت غذا خوردن من حقیقی ام می شه این جوری با قطره چکون بهش غذا می دم می خوام نماز بخونیم حساب می کنیم باش می خوایم تعقیبات بخونیم کم می گذاریم ازش اگه بخوایم بریم تو یه عروسی ، توی مهمونی توی پای تلویزیون هی دوست داریم کش بیاد این قضیه ، لذت می بریم چرا چون داریم به کدوم من مون غذا می دیم من طبیعی مون ، اما وقتی می ریم توی حرم مثلاً قرار می گذاریم بریم با هم با زن و بچه بریم توی حرم با فامیلمون با کسی می ریم می گیم مثلا یه ربع بعد دم در وقتی می ریم توی حرم با دشمنی وجهالت چون نمی شناسیم خودمون رو با دشمنی با خودمون می ریم توی حرم لذا استفاده ای هم نمی کنیم .

اصلاً لذتی نمی بریم ما یعنی نمی گیم این هم منم ، کاملاً با دشمنی با خودمون برخورد می کنیم یعنی واقعاً مثل یه کسی که کینه خونی داره نسبت به یه نفر و حالا دستگیرش کرده و می خواد تو زندان بهش غذا بده ما وقتی نوبت غذا خوردن فطرت مون و من مون می شه خیلی سخت می گیریم به این من مون .

خیلی سخت می گیریم تو مسجد می ریم ، تو غذاهای دیگه من یه نمونه مثال بزنم مثلا ً قرائت قرآن شما نگاه کنید قرآن رو قرآن کتاب تخصصی حق تعالی است برای این که ما رو در تمام قوس نزول این نمودار خطی قوس صعود بود دیگه قوس صعود بود دیگه قرآن کتابی است که آمده ما بتونیم لذت ببریم ازش با صدای خدا بخونیم کیف کنیم .

حرکت بدیم تا بی نهایت ولی شما نگاه کنید ما از قرآن خواندن چقدر بدمون می آد یعنی امیر ا لمومنین علیه ا لسلام که می فرماید 50 آیه در روز شما حداقل واجب که بخونید مسلمان ببین ما ولی نمی تونیم بخونیم گفتم یه آقا یی من یه جایی درس می دادم به آقایی مهندسی بود اومده بود می گفت این 50تا آیه زیادنمی شه بکنیدش مثلاً 20 آیه .

توجه کردی شما کجا تو لذتهای مادی می رید چونه می زنید کمش می کنید تو پول لباس تو نمی دونم با همسر ، با فرزند پای تلویزیون ، عروسی ، مسافرت ، خوردن ،خوابیدن کجا کم می گذاریم ما همیشه زیاد می گذاریم ، اما نوبت غذ خودمون که می رسه ، اینقدر بدمون می یاد از خودمون چون نمی شناسیم هی کراهت یعنی اگر بتونیم این 50 آیه رو یه جوری نخونیم راحت هستیم فرار می کنیم ازش .

فرار می کنیم ازش اصلاً رغبتی نداریم اومده بود به من این جوری می کرد ما نماز می خونیم دیگه ، خوب آره دقت خوب ما نماز می خوانیم سوره حمد تو 10 رکعت می خونیم این می شه 7 سوره ، 7آیه داره 7تا 10 می شه 70آیه بس نیست این ، ما قرآن می خونیم می بینی داره چونه می زنه که از غذای آخرتی اش کم بکنه .

این قرآنی که روز قیامت به خدا می گه خدایا این بنده ات تو عمرش با من ارتباط نداشت ضایع کرد من رو تو هم ضایع اش بکن نفرین می کنه قرآن انسان رو دیگه کسی نتونه روز قیامت از چون 5 هزار سال دیگه این جا این مقطع دقت کنید 50 هزار سال 50 هزار تا تقسیم بر 5سئوال می شه چند سال هر سال 1000سال یکی از 50تا سئوال خدا قرآن .

سئوال می کنن که شما رابطه ات با قرآن چگونه بوده روز قیامت می پرسن یکی از سئوالهای مهم قرآن ، من میگم من لیسانس فلان داشتم فوق لیسانس چی چی داشتم دکترای فلان داشتم رانندگی بلد بودم سفره آرایی گلدوزی ، گل سازی ، خیاطی نمی دونم کامپیوتر ، بلد بودم این ها رو قران رو چی بلد بودی ؟ هیچی

معنی شو بلد بودی نه ، انسی داشتی باهاش ، نه ، پس من برای این گله 124 هزار پیغمبر اومدن کشته شدن تا این قرآن اومده این همه شهید این همه آدم ، کشته شدن این همه زحمت کشید ه شده برای این حفظ قرآن برام مهم نیست ما بدمون میاد واقعاً از قران ، چرا ؟

تنفر داریم عداوت هست یعنی نمی چسبه بهمون قرآنی که حضرت می فرماید شراب ، شراب خوب خیلی لذت داره ، شادی میاره ، مستی می اره اونم شراب فطری ، علت این که ما بدمون می اد این هست اش که چیه ،جاهل هستیم نمی شناسیم قرآن رو اصلا ًچی هست

حالا چرا از این بدمون می یاد یعنی جاهل هستیم نسبت به قرآن چون جاهل به کی هستیم ، به من خودم هستم من وقتی خودم رو از تولد تا بی نهایت نمی بینم خیلی از نماز بدم می یاد از مسجد بدم می یاد از نماز شب متنفرم اصلاً لذتی از نماز شب نمی برم اگه پاشم هم بخونم یا برای ثواب بلند می شوم می خونم زوری ، یا چشم هم چشمی و چیزهای دیگر .

ولی این که عشقم باشه پاشم بیدار شم بخونم لذت ببرم ، نه از سحر بدم می یاد از تعقیبات نماز بدم می یاد از مسجد بدم می یاد فرمود المومن فی ا لمسجد کسمک فی ا لماء مومن در مسجد مثل ماهی در آب اگه تومسجد می ری حالت خوش می شه اگه صور مقدس لذت بهت می ده به نشاطی می یاردت به رقص می یاردت مومنی

اما اگر مثل ماهی در آب نیستی چی نیستی ، مومن نیستی ، چون باید تو فرمول بگذاریم فرمول چی بود (ا لظاهر عنوان ا لباطن ) اگه ظهورت مستی وحال است حیات هست نسبت به مسجد پس باطنت هم چی ، باطنت مومن ، این باطن رو نشون می ده ، فرمول اصلی یادتون نره اگه تو مسجد می خوای فرار کنی زودتر عجله داری شوق و ذوق داری از توش در بیای بدون که هنوز به ایمان نرسیدی .

هان آدمایی رو دیدکه از یه چیزی لذت می برن مثلاً میهمانی زودتر از همه می رن میهمانی عروسی زودتر از همه می رن دیرتر از همه در می ان پای تلویزیون می خواد یه فیلم نگاه کن یه ساعت جلوتر از این که فیلم رو نگاه کند تلویزیون روشن ، همین جوری می شه آگهی نگاه می کنه چیزهایی که هیچ کدام به دردش نمی خورن ،انتظار می شکه تا این بیاد ، یه ساعت فیلم اش بیاد ، شوق و ذوق داره دیگه هان شوق و ذوق داره با یک کسی قرار داره ساعت 5

براش آدم عزیز و محترمی ، می بینی که ساعت 5/4میره سر قرار ش براش مهمه توجه کردید وقتی هم که می بین دوست ندارن تموم اش کنند می بینی تا دیر وقت وای می سن از وقتی هم که قراربستن بیشتر وای می سن ُحرف می زنن ، درست شد اگه وقتی می خوای با خدا روبرو بشی با خدا این جوری هستی از خدا خوشت می یاد شوق داری با خدا حرف بزنی ، با اهل بیت حرف بزنی مراوده داشته باشی و دوست هم نداری از کنارش بیای بیرون ، شما وداع حضرت رضا رو داری

یه وداع خیلی زیباست وقتی می ری زیارت حضرت رضا یه وداعی داره خیلی جانسوز ، عرض می کنیم خدمت امام رضا می گیم که بعد از این که کلمات خیلی زیبایی بین ما وامام رضا رد و بدل می شه داری از پیش امام رضا می یای بیرون خیلی سخت می گه (رزقنی ا لله عوذ نتم ثم ا لعود )خدا روزی ام کند دوباره بیام ، دوباره بیام از بس شوق هست .

این جوری است پس باید این رو دقت بکنی که ما خیلی راحت می تونیم با همین فرمول ، تجلیات خودمون را بشناسیم . ظهورات خودمون را بشناسیم . ببینیم کی هستیم ،آیا تا بحال به بلوغ فطری پیدا کردیم یا نه ، چون بچه است که رقبت نداره به کارهای بزرگانه وقتی آدم بزرگ می شه کار های بزرگانه رقبت داره .

به کارهایی که اشراف عالم بهش رقبت داشتن رقبت می یاره یعنی 50 آیه یه بهانه است برای یه کسی که بزرگ می شه آدمی که بزرگ می شه اهل شراب می شه طرف می گه سیگار تو روز چقدر سیگار می کشه ، چایی خورها چقدر چایی می خورن ، قهوه می خوره ،میوه می خوره ،غذا می خوره ، دسر می خوره دوست داره ، تکرار هی تکرار هی تکرار اونی که واقعاً ایمان آورده اصلاًنمی تونه از شرابی مثل قرآن بگذره ، یعنی دوست داره هی بخوره .

تا ولش می کنی قرآن رو باز کرد با این موسیقی قرآن می رقصه و می رقصه می رقصه می ره تا بهشت و به اون جا می رسه با موسیقی قرآن ولی کسی که باطن اش خراب بلوغ نداره ، اصلاً می بینی سال به سال نمی تونه قرآن بخونه ،اصلاًنمی تونه لدت ببره نماز نمی تونه بخونه لذت نمی تونه ببره از خیلی از چیزها بدش می اد به خاطر این که باطن اش این جوری هست . پس ما چیزی رو که نمی فهمیم باهاش دشمن هستیم . اگه از چیزی خوشمون نمیاد معلوم هست که نسبت بهش اطلاعات و آگاهی نداریم بچه ها وقتی بزرگ ها رو نگاه می کنند یه کاری بزرگ ها انجام می دن برای بچه ها خیلی تعجب آور است .

می گن اینا چرا این کار رو می کنن خوش بحال ماها ، می ریم بازی می کنیم ، تفریح می کنیم ، تلویزیون نگاه می کنیم صبح تا شب تو کوچه این بزرگ ها بیچاره ها همه اش پا می شن نماز می خونن ، قرآن می خونن ، روزه می گیرن هان سر کار می رن ، فعالیتهای این جوری دارن کار می کنن مادرمون مثلاً این جوری پدرمون این جوری ، چون نمی فهمند .

البته وقتی خودشون هم بزرگ شدن فهمیدن خودشون هم همین کارها و راحت انجام می دن اما وقتی بزرگان عالم رو ، زیرک های عالم رو اشراف عالم رو می بینیم ، مثل امیر ا لمومنین مثل اهل بیت مثل فاطمه زهرا سلام ا لله علیهم اجمعین مثل او لیا خدا ، می بینیم اینها تو نحوه عیش ونوش شون شرابهای که انتخاب می کردن و می خورن شادی های که داشتند یه جوری هستند که ما اون جوری نیستیم وقتی ما مثل اونا نیستیم یعنی مشکلمون چیه ؟ جهل نمی فهمیم ما ، ما اون آگاهی و بزرگی اونا رو نداریم ، نمی فهمیم برای همین خیلی راحت به جی و جی و جی دلمون رو خوش می کنیم کوچیک بودیم با عروسک بازی می کردیم بزرگ هم شدیم با ماشین بازی می کنیم .

با تلفن همراه بازی می کنیم با مبل بازی می کنیم با فرش بازی می کنیم با لوستر بازی می کنیم با تلویزیون بازی می کنیم سرویس مون عوض می کنیم با اینا بازی می کنیم یعنی عمر ما رو همین ها تلف می شه ، هیچ وقت به کسب معارف و لذتها و معنویات وقت جدی براش نمی گذاریم وقت جدی نمی گذاریم اصلاًخوراک نمی خوریم ما ، به هیچ وجه .

خوب حالا چند تا روایت بخونیم از امیر المومنین علی علیه السلام ، اون هفته چند تا نکته رو خوندم حالا دوباره این جا براتون می خونم (من خاف عقاب ان صرف السئیات )دوباره فرمول رو می نویسیم از علی علیه السلام جلد 5 صفحه 345 از قرقرالحکم ، هر کسی بترسه واقعا از عقاب و از جهنم بترسه از گناه منصرف می شه حالا اگر کسی راحت نگاه کرد معلوم جدی نگرفته واقعاً معلوم جدی نگرفته .

این مال نفهمیه آدم اگه کسی ترس بیفته تو جونش ترس هم چه جوری میاد تو جون آدم با شناخت می یاد بچه رو شما نگاه بکنید از ما نمی ترسه از عقرب نمی ترسه از آتیش نمی ترسه از آب جوش نمی ترسه چرا چون نمی شناسه، اگه دو مرتبه بره نزدیک چراغ دست اش بسوزه دیگه از چراغ می ترسه دیگه نمی ره هان .

اگه ببینه با چشم خودش ، یقین نکند ما یه الاغی داشتیم تو جبهه الاغی بود این تو گردان بود بار می برد چون منطقه ای که بودیم منطقه سختی بود احتیاج به گاهی وقتبرای بردن بار الاغ استفاده می کردیم این الاغ هر وقت سوت خمپاره و توپ می اومد جلوتر از ما می خوابید اونم این جوری یه دفعه چهار دست وپا دراز می شد زودتر از ما گوشش رو هم تیز می کرد قشنگ منتظر بود که سوت خمپاره کی می یاد یا سوت توپ مثلاچند تا الاغ رو دیده بود ترکش خوردن مردن

دیگه قشنگ فهمیده بود این هر وقت که صدای خمپاره می اومد جلوتر از ما خیز می رفت قشنگ فهمیده بود هان خر فهمیده ای بود حالا این جوریه ، آدم وقتی که مهتاب رو بینه ، قبول کند که یه عقابی هست این جوری دیگه خیلی وقت و راحت گناه نمی کند . این جوری نیست انس که خیلی یخ مثلا شما نگاه کنید که ینفر از عزیز ترین کس شما که خیلی دوستش داری به قول خودت فداش می شه می دیدی براش خیلی برات عزیز بیاد مثلا ًسر غذا جلوی شما آشغال بگذاره ، کثافت بگذاره چه حسی بهت دست می ده همان یا یه بدنی که بو ی گند می ده بیاد جلوی شما ناراحت میشه متنفر می شی که چرا به من تو هین کرده دیگه اصلاً هم نمی پذیریش حالا این عزیزت وقتی به تو جهنم می ده راحت نوش جون می کنی.

مثلاً غیبت می کنه راحت نوش جون می کنی . مثلاًمجلس فسق و فجور عروسی ناجور جشن تولد های ناجور می بردت دعوت می کنه اینقدر جرأت نداری که بهشبگی من تو این مجلس نمی یام حرام تو هم حق نداری بری نمی تونیم بگیم ، راحت ****می کنیم یعنی وقتی به این جا می رسه می گه شوهرم ، پدرم ،مادرم گفتن دیگه نمی شه حرف شون روز مین انداخت نمی گه خودم مریض ام شهوت این کار و دارم ، می گه شوهرم خواسته ، مادرم خواسته به احترام اونا رفتم اون جا می گه خواهر ، مادرم ، برادرم ،فامیلمون نمی شه نریم .برای این که تو جیح هم بکنه می گه صله ارحام دیگه .

نمی شه این حرام توی صله ارحام گناه که ندارید دیگه می رن تو مجلس فسق و فجور شرکت می کنند عروسی های آنچنانی مجالس آنچنانی شرکت می کنند حالا همین که ا گه شوهرم عزیزم اگه شوهرش بخواد مثلاً برای روز تولد یا روز زن کافی کمتر از یه سرویس براش بخره تا طلاق هم می کشونه کا ررو .

یعنی این جا نمی گه یک خانم با شوهرش سر خیلی چیزهای عادی دعوا می کنه ولی تو جهنم راحت جهنم رو قبول می کنه و به هوای همدیگر مردم می رن ، این نفهمیهیعنی نمی فهمه عقاب یعنی چی ، توجه کردید عقاب رو نمی فهمه ،کسی که از عقاب نمی فهمه از سئیات نمی ترسه (من خاف عقاب من صرف السئیات )کسی گناه راحت انجام می ده .

گناه راحت انجام می ده معلوم نمی ترسه از جهنم از عقاب نمی ترسه از تولد بد نمی ترسه که اینقدر راحت گناه می کنه فرمود یک ریال ، یک ریال رو من می گم امیر ا لمومنین فرمود :کوچکترین واحد اگر کسی نزول بگیره مثل 36گناه است که کوچیکترین اینها یعنی معادل 36 گناه است که کوچکترین این 36 گناه زنا با مادر خود در کنار خانه کعبه است .

حالا شما نگاه کنید کسایی که توی جبهه هم بودند جنگ هم بودند آدم های متدین ، مسجد ی اند رفتم پول نزول گرفتم مجبور شدم چی کار می خواستی بکنی ؟ می خواستم فرش بخرم ، خوب نخر مشکل خونه داشتم خوب بیخود کردی تو مشکل داشتی .ساختمون داشتم می خواستم فرشمون رو عوض کنم ، مبل مون رو عوض کنم یه 2 میلیون تومن نزول می گرفتم ، اگه این شعورش برسه که یه همچین کاری که نمی کنه ****خیلی فشار آورد بهم گفت باید بری فلان چیز رو می خوام دیگه نمی شه مجبور شدم به خاطر این که زنم خیلی فشار آورد ه پول نزولی بگیرم .

تو نفهمی داری چی کار می کنی تو بعداً که بیفتی به عقاب اش هزار تا لعنت به زن ات می کنی ، موسیقی حرام مجلس لهو و لعب ،نزول، روابط آزاد زن ومرد و خیلی چیزهای دیگه رو رعایت نمی کنی اگه تو بفهمی این یعنی چی ، بفهمی این یعنی چی ، عقاب رو انسان اگه بفهمه خوب نمی ره .

این که کمی نمی ترسه از گناه راحت بی حیایی می کنه راحت بی حیایی می کنه آقا اگه ما بفرض بفرمائید که من نمی گم یه زن پاک دامن ها ، یه زن مومن نمی گم یه خانمی که سالمه ، سالم توجه کردی اصلاً مسلمان هم نیست مال ادیان دیگه است با شوهرش یه روابط سالم داره تو همة ادیان هم این قبیح ، اگه یه دختری یه زنی بره زنا بده یا یه مردی بره زنا بکنه توی همه ادیان این بزرگ هم ناراحت می شن

از این کار خیلی بدشون می یاد حتی اگه یه کسی زوری بهش تجاوز بکنند نمی خواسته زنا بکنه آدم پاکی بوده ظالم بهش زنا کرده می گه این شاید این بیماری روانی بگیره از شدت این کار از شدت ناراحتی این کار همین کسای که از زنا فرار می کنه به این شدت زن های خود ماها پاک دامن ها ، زن ها ، می بینی این تو روز صد تا غیبت می کنه که معادل هفتاد تا زناست . هر یه دونه اش جزایش روز قیامت شما عذاب کسی که زنا می کنه روز قیامت بخونید خیلی تند این کتاب گناهان کبیره شهید دستغیب رحمةا لله علیه کتاب خوبیه .

عزیزان بخونند خیلی وقت بگذارید روی گناه شناسی ، یه کتاب خیلی خوب است کتاب گناهان کبیره بخونید گناهان و آثار گناه رو بخونید اگه ما ندونیم چی هست که ازش پرهیز نمی کنیم که درست شد ، خیلی خیلی راحت غیبت می کنه ، مثل آب خوردن شیرین این قدر کیف هم می کنیم که نگو ، که غیبت نکنیم انگار که اصلاً مجلس خراب شده .

واقعاً حال مجلس به این غیبت اش ،بعد غیبت خیلی راحت می کنیم خوب اون عقابی که نوشتن برای زنات روز قیامت شما ببینید که با هر یه غیبت طرف هفتاد تا زنا می کنه ولی اصلاً ناراحت نیست برای چی برای این که نمی فهمه ، نمی فهمه . اگه بفهمه (اشد من ا لزنا )این جوری که راحت نیست اش که یه آقایی رفته بود پیش یکی از علما با گریه و زاری خیلی خودش رو بالا و پائین کرد زد زمین ،گریه کرد بی قرار بود این عالم بهش می گفت خوب چت ، چی شده .

گفت آقا من خیلی خراب کارم ، خیلی مشکل برام پیش اومده یک خطایی از من سر زده ، گفت چی کار کردی گفت مرتکب زنا شدم گفت بابا تو با این حالت پشیمانی و زاری و نا راحتی همون موقع که واقعاً پشیمون شدی خدا بخشیدت من فکر کردم تو غیبت کردی داری این جوری می میری

خوب ما اصلاً نمی ترسیم ما راحت پشیمون غیبت می شه غیبت می کنیم اصلاً هم حیا نمی کنیم ناراحت هم نمی شیم راحت شب سر می گذاریم می خوابیم ، اگر زنا کرده بودیم این جوری می شدیم

نه به این راحتی شب می تونستیم بخوابیم ، ولی خوب غیبت می کنیم ، خیلی راحت یا گناهای دیگه هست که خیلی بدتر از زنا است مثلاً بیماری وسواس ، وسواس یه کسی وسواس باشه ، وسواس یعنی راه دادن یه نامحرم به روح

خوب نامحرم به بدن مون بخوره چقدر عقاب داره هان ما عمداً به یه نامحرم رابطه بدنی برقرار بکنیم ، خوب زنا می شه دیگه چقدر بد، حالا وقتی نامحرم رو به روحوارد بکنه این چقدر بد می گه خانم شما می دونی که باید 2 بار آب ریزی ، دلم نمی چسبه ، سه بار می ریزه این سه بار خیلی خطرناکه چون شیطان رو قبول می کنی تو روح خودت و هزار تا آ لودگی در روح اتایجاد می کنه

2 بار گفتن رساله می گه دو بار تمام ، بسه ، دلم نمی چسبه ، آب کشی ، آب ریزی رکعت اضافه به نماز اضافه یه خانمی را آورده بودن پیش من شوهرش می گفت این 2 ساعت غسل اش طول می کشه می گه از وقتی که می ره توی حمام تا می یاد 6ساعت یه غسل طول می کشه ، 6 ساعت ، حالا شما نگاه می کنید چه جنونی هست ، وسواس خیلی بدتر از هزار تا زنا با آدم کار می کنه و باطن رو خراب می کنه ، ما این به دلم نچسبید ، این جوری است می گه آقا موسیقی حرام شما گوش بکنید

روز قیامت یکی از عذابهای که برای موسیقی حرام است این هست که سرب ذوب شده داغ تو گوش آدم می ریزن سرب داغ می ریزن تو این گوش شما ، این یکی از شکنجه های موسیقی حرام است حالا مثلاً ککمون نمی گذه لذت هم می بریم ازش .

حالا برو لذت ببر ، از این بدتر گناهی است ****هم نمی بریم ازش مرد هست مثلاً می گی آقا طلا حرام خوب حالا یک حلقه جهنمی دور انگشت ات یا دور گردنت چه لذتی داره جز یه خودنمایی که داری می کنی ، بردار این رو از خودت می گه نه طلا استفاده می کنه پس اگر ترس نیست انصراف از گناه نیست و ما راحت گناه می کنیم

مال این هست که ما نمی ترسیم ما اگر یه بار ببینیم اون جایی که افراد اهل عذاب هستند قرآن می فرماید که یوم یعمل الولدان شی ) بچه کوچولو وقتی قیامت رو ببینه نه پیر می شه یه لحظه پیر می شه ، اینقدر کمر شکن هست خوب ما اگه ما واقعاً بفهمیم که چی هست بفهمیم چی هست . اولاً خیلی از عزیزان به من می گن که ما چرا مثلاً هر جا می شینی هی راجب امام زمان صحبت می کنی .

راجب تنهایی و مظلومیت امام زمان ، من جنگ تموم شده بود خواب دیدم که بردن ام قیامت بود بردنم برای محاسبه حالا فکر می کردم کجا من رو می برن گفتم خوب من قبل از انقلاب تو این مسیر ها بودم کمک می کردم من بابام اعلامیه داشت من وخواهر بزرگترم یه موقع هایی می شستیم کپی می گذاشتیم کمک بابامون اعلامیه می نوشتیم ، بعد 8 سالگی من رساله ام دستم بود می خوندم از اول انقلاب بودم تا آخرش مناطق محروم این ور اون ور ، 17 سا لم بوده رفتم جنگ تا 25 سالگی پایان جنگ ، 5 بار هم من روی مین رفتم ، حالا غیر از عملیاتها که من همیشه خط مقدم بودم و خط شکن بودم 5 بار روی مین رفتم خوب حالا ، می گن بادمجون بم بوده درجه بمی ما زیاد بوده منفجر نشد .

ولی ما رفتیم جونمون رو بدیم در این راه گفتم خوب الان من برم جلو 8تا در بهشت روی من باز می شه ، رفتم اونجا گفتن بفرمائید سینه مون رو هم دادیم جلو گفتم الان می گن بفرمائید تو گفتم جهنمی هستید شما چی جهنمی ، بله ، این ذهن من رو مثل خوره می خوره که من چه جنایتی کردم که تمام این سوابق نتونسته این جنایت من رو جبران بکنه .

هی فکر می کردم ، حالا حواسم نبود که من رو دارن می برن واقعاً سمت جهنم ،یه لحظه به خودم آمدم دیدم وای وای وای رسیدم به لب پرتگاه همه رو دارن می ریزن تو آتیش چه جایی هست اش من نگاه کردم خیلی ترسیدم مثل یه حیوانی که رم بکنه شروع کردم به فرار کردن ، این مأمور هاهم دنبال من که من رو بگیرن ، حالا زجه می زدم و گریه می کردم که خدایا من به کی پناه ببرم همین جوری که می گشتم تو ذهنم یه دفعه گفتم یا امام حسین افتادم که خداوند او را سلطان آخرت وابدیت قرار داده شروع کردم .

زیارت عاشورا را خواندن و توسل به امام حسین که بعدم مأمورها دیگه هیچ کاری نداشتن ولم کرد بعد گریه می کردم شدید ، اون وقت دیدم یکی زد پشت ام گفت پاشو برو سید ا لشهدا شفاعت ات کرد ه ولی بگذار بهت بگیم گناهت چیه .

یه لوحی را باز کردن یه گناه توش نوشته بود نوشته بود کوتاهی در حق امام زمان این ، این که به عزیزان گفتم قبل از این که سی دی ما وامام زمان را گوش بکنید مصیبت هایی که شیعیان برای امام زمان ایجاد کردند هنوز هم داریم ایجاد می کنیم من تو اونجا توضیح دادم تو کتاب آشتی با امام زمان مفصل نوشتم اون غم نامه رو حداقل وقت بگذارند بخونن ببینند ما چه جنایتهایی در حق امام زمان کردیم .

هم خواص مون و هم عوام مون هم حزب الهی ومتدینین و هم کردم عادی ، کوتاهی در حق امام زمان من رفتم تو جهنم و در آمدم شما نرفتی تو جهنم من اونجا رفتم دیدم ، الان نمی تونم قرار داشته باشم ، اون را نمی که من دارم ، بعضی ها می گفت شما چرا سر شب نمی خوای می گم خوب من اگه اون جایی که من دیدم شنا دیده باشی خوابت نمی بره خوابت نمی بره که شب وروز ما باید کار کنیم برای امام زمان برای آشتی کردن با امام زمان ، آشتی دادن با امام زمان .

اینکه کار کنیم اسم امام زمان رو جا بیاندازیم و مردم و اکثر مردم قهر هستند با امام زمان حالا بعضی ها می گن چرا اسم کتاب رو گذاشتی با امام زمان گله ما با امام زمان قهر هستیمبعد قهر هستیم دیگه قهریم علی علیه ا لسلام فرمود امام زمان در بین شیعیان چهار تا حالت داره

آواره ،طرد شده ، تنهای یگانه است این نیمه شیعیان که بیاد یعنی هفته بعد درست سه شنبه ، چون اون هفته نمی تونیم راجب امام زمان صحبت کنم گفتم یه چیزی هم راجب امام زمان بگم ، هزار و صد و هفتاد و یک سال از تنهایی و غربت و آواراگی و مظلومیت امام زمان در بین شیعیان می گذره که خود شیعیان بلا و سر امام زمان آوردن هزار سال پیش یه نامه نوشته برای ما فرمود

اگر شما به ما وفادار بودید ما را دوست داشتید و اتحاد داشتید و هم دل بودید ، اتحاد داشتید من تا به ا لان با شتاب ظهور کرده بودم کسی هزار سال پیش ، از هزار سال پیش که شیخ مفید نامة امام زمان در اختیار ش قرار گرفت شیعیان هنوز نه محبت پیدا کردن نه همدل شدن هنوز امام زمان تو تنهایی و مظلومیت خودش دارهگریه می کنه فرمود من هر 24 ساعت یکبار می گم (هل من ناصر ینصرنی )کسی هست کمکم کنه .

ما شیعیان که خودمون رو به کری زدیم راحت ، اگه امام زمان رو می خوایم انگلی می خوایم ، نمی خوایم ببینیم که او چی می خواد از ما هی هم می گیم (عجل او هزار سال پیش می گفت من عجله دارم ، هزار سال پیش می دونی یعنی چی

یعنی 171 سال منتظر غیرت شیعه بوده شیعه هم غیرت نکرده همت نکرده وفاداری نداشته هزار سال پیش نامه رو نوشته تا الان هنوز داستان همون جوری هست و امام زمان در زندان غیبت داره به سر می بره ، ماهم داریم زندگی مون رو عوض کنیم کاری با امام زمان نداریم ما ، ما کی داریم باهاش ، موقعی که نیاز داشته باشیم ، زن بخوایم ، شوهر بخو.ایم چک برگشتی به قول حضرت وقتی باهاش کار داریم می ریم وقتی باهامون کاری داره ما با هاش کاری نداریم .

ما اصلاً کدوم مون زندگی مون بر اساس امام زمان ، کدوم مون زندگی مون بر اساس این هست اش که بریم مشکلات ظهور امام زمان رو برطرف کنیم موانع ظهور رو برطرف کنیم چند نفر ما تابه حال این جوری هستیم من که خودم این خواب رو دیدم بردن ام .

من خودم یه خواب ا مام رضا رو دیدم عرض کردم خدمت شون بعد از اون خواب مثلاً اون خواب رو سال جنگ دیدم جنگ تمام شده بود سال 68 سال 80 این خواب رو از امام رضا علیه ا لسلام دیدم عرض کردم خدمت شون که چه کنیم که بد ، برای نفی خواطر کنترل افکارمون داستانی هست که برای کنترل افکار چه بکنیم فرمود قرآن زیادبخون و به مظلو میت ا مام زمان ات هم گریه کن .

خوب ما کی نشستیم برای امام زمان گریه کردیم برای تنهایی هاش ، غصه هاش ، آوارگی هاش ، ما اصلاً نمی شنیم برای امام زمان گریه کنیم ما الان برای امام حسین چرا می شینیم برای رقیه و علی اصغر و علی اکبر چرا ولی برای امام زمان هیچ کس نمی شینه گریه بکنه ما این جشن هایی هم که نیمه شعبان راه می اندازیم برای خودمون راه می اندازیمون برای این که جلوی عذاب وجدان خودمون رو بگیریم امام زمان نه به این شربت دادن ها و شیرینی دادن ها و خرج کردن این جوری احتیاج داره .

نه به چراغونی کردن ، ا مام زمان رفیق می خواد فرزندوفا دار وفداکار می گه من از شما 2 تا چیز می خوام یکی دوست ام داشته باشید که ما نداریم اگه دوست داشته باشیم خوب یه وقتی می گذاریم براش دیگه یه وقتی یه هزینه ای می کنیم براش از نوع هزینه کردنت معلوم وقت ، عمره ، استعداد ، هنر ، قلم ، کار ، شب و روز دویدن ، تلاش کردن ، ایجاد اتحاد نه ایجاد همدلی ، خوب این خوب می گه من از شما محبت می خواهم و همدلی که هیچ کدامش رو شما ندارید ، نه محبت دارید و نه همدلی دارید خوب (ا لظاهر عنوان باطن ) دیگه این رو هم بر گردیم این جا نگاه کنیم تو باطن ات نسبت به ا مام زمان چه جوری

از نوع فعالیتهای شبانه روزیت معلومه چه وضعی هست از مقدار یادی که می کنی معلوم ، از مقدار هوس هایی که می کنی نسبت به امام زمان از مقدار دلتنگی هات نسبت به امام زمان از غصه هات برای امام زمان از گریه هات برای تنهایی و مظلومیت و غربت ا مام زمان معلوم که تو باطن ات نسبت به ا مام زمان چه جوریه معرفت ات نسبت به امام زمان چه جوری هست اش معلوم می شه دیگه ما اصلاً کاری نداریم با ا مام زمان ، هیچی نه وقتی نه سرمایه گذاری ، نه عشقی نه هنری نه قلمی نه قدمی نه جلسه ای نه پول خرج کردن این قدر که ما برای زن و بچه مون خرج می کنیم .

کی برای پدر اصلی مون که امام زمان هست پول خرج کردیم تا به حال هان کی خرج کردیم ما این بچه ها می یان می گفت آقا پول بدید در خونه ها یکی یه سینی می گیرن خوب ما خیلی با بی حیایی رفتار می کنم می یان پول می گیرن می خوایم برای امام زمان خرج بکنیم آقا تو اصلاً چی کار داری اسم بابا تو داره می یاره ولو این بچه پول رو نمی خواد پرچم بخره می خواد بره بستنی بخوره بده برای ا مام زمان بده برای با بات .

اسم با با ت اسم با با ی تو رو داره می یاره بد بخت ، زورمون می یاد ، بعد هم بدیم هزار تومان ولی همون شب پول تمام مون می شه 50 هزار تومان ، ولی برای اما م زمان فکر می کنیم وقتی خرج کردیم ،هزار تومان هزینه کردی برای ا مام زمان بخل می ور زیم ما وضعیت مون اینم جوریه .

بد بختی ما این هست که نمی شناسیم ا مام زمان رو کیه اگر در نوع ارتباط ما با امام زمان علیه ا لسلام با پدر حقیقی مون که میلیاردها برابر بیشتر از پدر ومادر طبیعی ما رو دوست داره دل تنگ ماست نگران ماست ،دغدغه مارو داره اگه می شناختیم اش که این وضع زندگی ما نبود که این وضع زندگی ما نبود که شما نگاه کنید که اگر دوست ات بفهمد پدرش ا مام زمان مادرش فاطمه زهراست . این چقدر باید قوی و شاد باشد ما اصلاًاحساس شادی نمی کنیم ما اینقدر که به پول مون و مدرک مون و ریاست مون و نمی دونم موقعیت چیزهای اجتماعی دل خوش هستیم به داشتن پدر ومادر این جوری دل خوش نیستیم چرا (ا لظاهر عنوان باطن )من اگه به رقص بیام پدرم ا مام زمان شادباشم دیگه اصلاًکاری ندارم که فلان کس من رو تحویل گرفت رفتم خواستگاری فلان دختر به هم شوهر نکرده یا ولم کرده یا فلان کس بهم بی محلی کرده فلان کی دعوت ام نکرده اصلاًغصه ای نمی خورم که واقعاً از این که کسی من رو تحویل نگیره غصه نمی خورم

از مهرت ای خورشید جان چون ذره ام هر سو روان مجذوب حسن دیگران ای ماه خوبان نیستم

ولی ماها وقتی یه نفر یه فامیل یه با با بزرگی ، خواهری ، مادری با جنا قی جاری کسی تحویل مون نگیره ببین چه حالی بهمون دست می ده اگه ،عشق می کنم از این که با بام امام زمان ، و می تونم با او در دنیا و آخرت باشم با اهل بیت باشم واقعاً آدم شاد و آرومی هستم .

واقعاً آدم مستی هستم واقعاً آدم با شخصیتی هستم هیچ وقت احساس کوچیکی نمی کنم ، هیچ وقت احساس له شدگی نمی کنم .هیچ وقت کسی رو غیر ا مام زمان و فاطمه زهرا الگو خودم قرار نمی دهم من شأنم بزرگتر از اون هست که غیر از فاطمه زهرا الگوم باشه ا مام زمان می فرماید الگوی من فاطمه زهرا ست ، خیلی عجیب ها شما نگاه کنید می فرماید الگوی من فاطمه زهرا ست ا مام زمان می فرماید .

یه کسی اگه بفهمه که با باش یعنی کی ، امام زمان یعنی کی ا مام اش یعنی کی با بای حقیقی نه بابای مصنوعی به اصطلاح اعتباری چون از پدر ومادر حقیقی به ما نزدیک ترند این قدر نزدیک هستند که ما تو زیارت عاشورا می گیم چی به ابی انت و امی پدر ومادرم به فدای تو بشه هان یعنی از پدر ومادر بهم خیلی نزدیک تر هستی در جامعه کبیره می گه (به ابی انت و امی ونفسی ومالی و اسرتی )پدر ومادرم و جانم و خانواده و مال و همه کسم فدای تو اگه راست می گیم ،راست که نمی گیم .ما

راست بگیم باید بتونیم فداکاری تو زندگی نشون بدیم فداکاری مون رو ،ولی خوب ما فداکار نیستیم اصلاًبرای ا مام زمان اما اگه بفهمیم که این با بامون هست این عزیزمون ، اصلاً به کمتر از ا مام زمان راضی نمی شیم که الگو م باشه و باید هی از دیگران تقلید بکنم تو لباس پوشیدن ،در حجاب ، در غذا خوردن در منش در اخلاق در روابط دیگه اصلاً من این جوری نیستم.

می گم الگو کمتر از او استاد نمی خواهم دیگه من می رم یه ورزشکار و یه هنر مند و یه فحاشه رو نمی دونم یه آدم فاسد رو یه چیز خارجی رو تو خونش می بینی با با تو شیعه ای با بات ا مام زمان رفته تو خونه عکس نمی دونم یه مشت دختر و پسر فاسد خارجی که نمی دونم همه یکی یه ساز دست شون هست این رو زده تو خونه اش بزرگ الگوهات همین ها هستند حضرت الگوش هر کس باشه قیامت هم با همون ها محشور می شه حتی لباس پوشیدنت هم همین طور لباس هر گروهی رو بپوشی روز قیامت با همون ها هستی (ا لناس من تشبه به قوم فهو منهم )هر کس خودش شبیه هر گروهی در بیاره قیامت از اون ها محسوب می شه ، همون هم محشور می شه . با همون ها هم محشور می شه این رو دقت بکنید .

که این خداوند میلیونها من حالا هفت ، هشت تا شو تو این 2،3 جلسه براتون خوندم میلیون ها آینه داده هر کدام از این احادیث که براتون نوشتم آیینه است تو هر کدوم از این آینه ها می تونیم خودمون ببینیم ، تو هر کدوم اش بفهمیم کی هستیم هی الکی برای خودمون از خودمون ممنون و تشکر نباشیم .

اشتباهی در مورد خودمون و دیگران فکر نکنیم ببینیم کی هستیم ما واقعاً اگه بالغ شدیم بلوغ فطری پیدا کردیم تو زندگی مون ، نه از نوع انتخابها ، ارتباطات و رفتارها مون معلوم می شه ما کی هستیم می گم تو چرا این جوری لباس می پوشی می گه آخه نمی تونم من می رم یه جاییمسخره ام می کند می گن تو این قدر کوچیک هستی که دنیا مسخره ات بکنند روت تأثیر می گذاره .

تو مگر نادونی که تو رو مسخره کنند تو اگه بفهمی ناراحت نمی شی حالا چهار نفر مسخره ات کنند ** هم نمی خوری جلسه قبل هم گفتم ، گفتم از مردم به اندازه ای انتظار داشته باشید که خوراک خوردند(ا لظاهر عنوان باطن )****افراد اگر مسخره می کنند مال این است که باطن شون غذا خورده خوب حق دارند مسخره بکنند چون (ا لناس اعداء جهل )مردم چیزی که نمی فهمند دشمنی می کنند .

و اگر از حجاب تو مسخره ات می کنند نحوه لباس پوشیدن تو رو مسخره می کنند هئیت رفتن تو رو مسخره می کنند برای این هست که جاهل اگه اون هم بفهمه دیگه مسخره نمی کنه مسخره نمی کنه وقتی نمی فهمه گناهی نداره خوب نمی فهمه دیگه ، غذا نخورده ، خوب چرا ناراحت می شی

تو چرا این قدر بی شخصیتی کم هستی که خودتو با بقیه این کار و می کنی قیامت هم هیچ کدوم نمی یان جواب تو بدن نه شوهرت نه زنت ، نه بچه هات هیچ کدام هیچ کس نمی یاد شب اول قبر به داغدت برسه که خودتی و اعمال ات اون وقت فردا گفتن چرا این کار و کردی می گی زنم بدش می اومد ، شوهرم بدش می اومد فک وفامیل هام خوششون نمی اومد مسخره کردن جواب هست این ، جواب نیست این ، جواب نیست یکی دیگه هم بخونم بس دیگه وقت هم گذشته .

می ترسم بخونم و نتونیم تمومش بکنیم وقت شما رو بیش از حد بگیرم کتاب ثواب الاعمال و عقاب الاعمال اگر عزیزان نخوندن حتماً بگیرن بخونن این کتاب جدید هم در آمده

البته کتاب جدید نیست کتاب چاپ چهارمیش ولی خانم ها خیلی آوردن سراغ اش مانداشتیم چاپ قبلی رو آستان قدس کرده بود تمام شده بود کتاب در و صدف در مورد حجاب لباس ، حجاب ، لباس نگاه و مسائل تهاجم فرهنگی هست ، حتماً کتاب رو مطالعه کنند برای دختر هاتون و فک وفامیل تون که تو این بحث احتیاج به بحث جدی دارن و منطقی کتاب مفیدی خواهد بود

وا لحمد لله رب ا لعالمین