جلسه 010 - نسیم حیات ۳
شماره جلسه
10
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1390
ماه
6
روز
14
متن کامل (خام) ‌ جلسه 010 - نسیم حیات ۳

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ فقره بیستم را میخوانیم (زادَ النُورَ بِظُلمَه وَ الجَلایَۀَ بِالبُهم وَ الجَسوَ بِالبَلَل وَ السَردَ بِالحَروُر مُؤَلِفٌ بَینَ مُتَعادیاتِها مُفَرقٌ بَینَ مُتَدانیاتِها) ما بعد از توضیح مختصری که در بحث ضدیت و تضاد کردیم میماند بحث نور، اما بحث نور را چون خیلی خیلی مفصل هست من میترسم چون بسیار هم شیرین و دلکش هست این ماجرای کشف مراتب نور، خوف این را دارم که ما وارد این مبحث نورانی بشویم و دیگر نتوانیم در بیاییم.@ و برای همین من این بحث را فعلاً انجام نمیدهم خطبه را میخوانیم اسمائی که در آن هست آن اسمها را هم یک مقدار کار میکنیم اگر فرصت شد انشاء الله بحث نور را هم آغاز میکنیم ببینیم چه خواهد شد حالا.@ خدا نور را با ظلمت آشکاری را با ابهام خشکی را با رطوبت سردی را با حرارت متضاد قرار داد و بین مخالفان آنها نزدیکی قرار داد و بین نزدیکان آنها جدایی افکند این یکی از درسهایی هست که خدا وکیلی اگر بخواهیم روی این بخش کار بکنیم ماهها وقت میطلبد همین دو خط را و تمرین دارد تمرینات زیادی هم دارد که دل ما قلب ما فکر ما را به سجده و ذکر وادار میکند.@ خداوند در تجلی خودش مراتب گوناگون نور و ظلمت را قرار داده هم ظلمت را هم نور را، این یکی از مظاهر شناخت حق تعالی هست که تضاد بین نور و ظلمت ما بحث نور و ظلمت را در دو حیطه داریم یکی حیطه مادی که آنهایی که علوم خواندند فیزیک خواندند اگر خوب کار کرده باشند وقتی به این بخشها میرسند واقعاً انسان تمام دلش میتپد برای خدا.@ خداوند در بخش مادی حالا عرض میکنم ببینید اگر ما نور نداشتیم الان در عالم از نور خورشید استفاده میکنیم نور ماه هم نور خوشید است در اصل، با مراتب مختلف نور درجهها و درصدهای مختلف نور زندگی در روی زمین امکانپذیر نبود یعنی ما به نور زنده هستیم در بُعد مادیمان حیات حیوانی و گیاهیمان به نور زنده هستیم و نور هم با آن درجات مختلف به آن احتیاج داریم.@ یعنی بشر در ساعتهای مختلف شب و روز درصدها و درجههای مختلف نور را نیاز دارد اول از این در فهم و دیدن درجات مختلف نور برای ما فهم خود نور هست اصلاً ما چیزی به اسم نور را با درجههای مختلف میتوانیم بشناسیم چون اگر نور بخواهد مطلق باشد گفتیم قابل شناسایی نیست.@ همین چیزی که اسمش نور هست باید با درجات مختلف ظاهر بشود تا ما نور و نورانی و کم نورتر را بتوانیم بشناسیم درجات مختلف نور که واقعاً در طول شبانهروز هزاران دانشمند را نظرشان را جلب کرده که تمام عمرشان را فقط صرف مطالعه روی نور و مسائل مربوط به نور بکنند نور خورشید و نورهای دیگر و نورهای مصنوعی اساساً حالا.@ تاریکی هم همینطور ما به درصدهای مختلف از ظلمت و تاریکی احتیاج داریم به شب احتیاج داریم به تاریکیش احتیاج داریم درصدهای مختلف تاریکی را احتیاج داریم شما وقتی شب است کاملاً تاریک است بروید کنار دریا این کار را من چندین بار کردم بروید کنار دریا بنشینید که تاریکی مطلق هست به دریا نگاه کنید.@ بعد لحظه به لحظه اگر فیلمبرداری بکند انسان خیلی جالب میشود و بتواند این فیلم را در یک زمان کوتاهی یک طوری ضبطش بکند که بشود نگاهش کرد میبینید که شما از تاریکی مطلق ثانیهای و کمتر از آن ذره ذره از تاریکی در میایید و یک چیزی دارد در تاریکی میدود دارد هی باز میشود مثل آن چراغهایی که دینر دارد چراغ خوابهایی که الان هستند دینر دارند.@ شما فرض بفرمایید کلیدی نیست اینطوری وقتی میچرخانیش مثل چراغ گِلسوزهای قدیم هست که شما با فتیله درصد نور را بالا و پایین میکنی این کمترین اندازهاش قابل محاسبه است دقیقاً همینطوری هست مثل یک کسی که فتیله شب را میگیرد ذره ذره ذره ثانیه به ثانیه کمتر از ثانیه آن به آن زیادش میکند.@ با این حرکت و شما لحظه به لحظه میبینید که این تاریکی دارد یک چیزی هی شفاف میشود تا یک دفعه میبینید در دل تاریکی یک عمودی یک ستونی از نور میزند بالا که آن را فجر کاذب میگویند بعد این ستون آهسته خیلی آهسته پخش میشود و باز میشود و یک افق روشن را در آن طرف دریا به تو نشان میدهد که فجر صادق میشود.@ یواش یواش این زیاد میشود رنگهای مختلف از سیاه میاید تا برسد به طلایی و نقرهای و چه میکند با دل انسان تا یواش یواش خورشید بالا میاید و بعد چه خبر است اوج روشنایی و نور خورشید در ظهر به زمین میخورد بعد دوباره از آن طرف لحظه به لحظه کم میشود.@ ما به همه این درصدها و درجهها برای حیاتمان نیاز داریم به همه این گرماها و حرارتها و نورانیتها نیاز داریم شبش هم همینطور احتیاج داریم برای این که بحث شب و روز و کارکردهای شب را و کارکردهای روز را دیگر الان نمیتوانیم بگوییم.@ در صحیفه گفتیم اینها را عزیزانی که مایل هستند تحقیق بکنند به بحث صحیفه سجادیه بحث شب و روز مراجعه بکنند آنجا مفصل گفتیم که چه کاربردهایی دارند و ما چه نیازی داریم به اینکه در شب یک سلسله کارها و در روز یک سلسله کارها را انجام بدهیم.@ در بخش معنوی هم همینطور هست در بخش معنوی هم خداوند نور مطلق هست(اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ) و هر موجودی به اندازه قرب به خدا یعنی به اندازه جذب اسمهای بیشتر نورانی میشود یعنی به حق که منشأ نور هست نزدیک میشود نور را اول تعریف بکنیم نور یعنی چی؟ به چه چیزی نور میگویند؟.@ نور را میگویند(اَلظاهِرُ بِنَفسِه وَ المُظهِرُ لِغَیرِه) چیزی که خودش ذاتاً روشن است نورانی است از جایی روشنایی نمیگیرد خودش نور دارد و ظاهرکننده غیر از خودش هست شما وقتی خورشید را بردارید یا این چراغها را الان اینجا خاموش کنید رنگها دیگر خاصیت خودشان را از دست میدهند.@ یعنی دیگر مهم نیست این صندلی چه رنگی است لباس ما چه رنگی است چون همه تاریک است دیدن نیست نور هست که ارزش رنگ را و ارزش دیدن را نمایان میکند.@ در نزدیکی به حق تعالی که نور مطلق هست شما هر درجهای از اسماء را بگیرید مثل همان چراغ گِلسوزی که مثال زدم یا دینری که در چراغ خوابهای جدید هست مثال زدم شما دائماً در یک اسم مثلاً جواد از بخل که در میایی نورانی میشوی خودت هم این احساس نورانیت را میکنی.@ گاهی وقتها این نور از باطن به ظاهر هم میزند لذا میگوییم این عالم را که ما میدیدیم این عالم چقدر نورانی است صورتش، این نور گاهی وقتها آنقدر شدت پیدا میکند در بدن یک نفر که وقتی میمیرد بدنش نمیپوسد.@ سالها حضرت امامزاده طاهر را شما نگاه کنید بعد از چند قرن که قبرش را شکافتند یک بدن سالم دیدند شیخ صدوق(ره) بسیاری از این امامزادهها که قبرهایشان در ایران نبش قبر شده بر اثر حالا تعمیرات و ساخت و ساز میبینی بدن سالم است سالم سالم است بدن، یا بعضی از شهدای ما الان همینطوری هستند.@ بعد از سالها رفتند سراغ این شهید قبر را جابهجا کنند رفتند جنازه را پیدا کنند دیدند جنازه هنوز معطر سالم مانده در هوا شدت نورانیت روی این ماده هم اثر گذاشته حالا شما نگاه کنید یعنی آن نور باطن با این نور ظاهر هم یک ارتباط مهمی دارد که ما در ظاهر این نورانیت را میفهمیم.@ با یک آدمی صحبت میکنیم که چهرهاش سیاهپوست باشد یا سبزه باشد ولی وقتی با او حرف میزنی به او نزدیک میشوی میگویی چه آدم نورانی است این، چه آدم نورانی بود چون این نور را قلبت درک میکند یکی هم هست نه به خودش خیلی رسیده براق هم هست مهتابی هم قورت داده ولی نه شما وقتی کنارش میروی میبینی دلت گرفت.@ پس به میزانی که شخص به حق تعالی نزدیک میشود از مدارج نورانی برخوردار میشود(اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ) ظلمات چیست؟ این مفهوم ظلمت و نور را انشاء الله در بحث اگر این اردو برسیم میگوییم ظلمات یعنی محدودیتها تاریکی است محدود هست انسان، چون میخواهد به حق تعالی برسد در وجودش عشق به بینهایت شدن وجود دارد الان در عالم ظلمات دنیا افتاده تاریکی و جهنم دنیاست.@ این باید با عبودیت با گوش کردن حرف خدا با اجرای دستورالعملهای خدا خودش را دائماً از محدودیت در بیاورد به نور برساند اگر خودت را به خدا سپردی گفتی تو ولی من هستی هر چه در زندگی پیش آمد تو هر چه تو راضی هستی هی از خودم فتوا ندهم از خودم اجتهاد نکنم بگذارم ببینم خدا چه میخواهد خدا چطوری راضی هست همان را عمل بکنم.@ در مسائل اقتصادی خانوادگی سیاسی اجتماعی مسائل تربیتی مسائل شراکت مدیریت مسائل کاری انسان ببیند حق واقعاً چیست این یواش یواش وقتی خودش را میسپارد به خدا، خدا او را خارج میکند(يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ) میآوردش به سمت روشنایی نور یعنی چی؟ یعنی به سمت خودش، که نور السماوات و الارض هست.@ یکی از اسمهای خدا نور هست میگوییم یا نور اسمش نور است چون خدا فقط به معنای حقیقی با این تعریفی که کردیم در مورد خدا فقط خدا نور حقیقی است چرا؟(اَلظاهِرُ بِنَفسِه وَ المُظهِرُ لِغَیرِه) به نفسه ظاهر فقط خداست چون بقیه هر چه نور دارد نورش را از خدا گرفته همه مدارج نورش را از خدا گرفته.@ اگر غیرش را هم روشن میکند باز هم به برکت دریافتی هست که از خداوند تبارک و تعالی دارد پس قیمت هر آدمی ببینید چقدر قیمت در این جلسات داریم میدهیم قیمت هر آدمی به این هست که چقدر کسب نورانیت از حق تعالی میکند چقدر از اسمهای حق تعالی را نشان میدهد.@ حالا این وقتی جواد میشود جوادتر میشود نور بیشتری میگیرد کریم میشود کریمتر میشود مهربان هست مهربانتر میشود همینطور این مدارج نورانیت را طی میکند سخی هست سخیتر میشود همینطوری میاید تا نورانی میشود به اوج نورانیت میرسد.@ نقطه مقابل شیطان هست شیطان هم مخلوق خداست در بحث تضاد هم شیطان یکی از عوامل بسیار مهم و با برکت هست برای اینکه تضاد را نشان بدهد اگر شیطان نباشد هیچ کس به لقاء خدا نمیرسد شیطان عاملی است آنهایی که نور را دریافت میکنند در رابطه شیطان کمک میکند که آنها به حق تعالی برسند و آنهایی که نار را دریافت میکنند شیطان کمک میکند که به حق خودشان که جهنم هست برسند.@ بنابراین هر کس به هر جایی میرسد به برکت وجود شیطان هست شیطان محیط تمرینی برای ما ایجاد میکند حمله جلو حمله عقب حمله راست و حمله چپ اگر شیطان وسوسه نکند در دل انسان و حمله نکند هیچ کس توفیق با غلبه بر وسوسههای شیطان توفیق ارتقاء پیدا نمیکند.@ کسی که ریاضیات میفهمد سواد دارد شیمی بلد است فیزیک بلد است هر چی هست در تضاد در مخالفتها ورزش مثلاً در برخورد با وزنههای مختلف با حریفهای مختلف قدرتمند میشود و قَدَر میشود تا به جام جهانی میرسد.@ ما درحرکت به سمت الله اگر کسی بخواهد به نور برسد یک حریف تمرینی که ضعیف شده است مثل واکسن میماند شیطان، شیطان مثل واکسن هست برای گلبولها اگر مریضی مستقیم وارد خون بشود ممکن است گلبولها غافلگیر بشوند بمیرد شخص مثلاً فلج یکدفعه بیاید کزاز یک دفعه بیاید.@ اما وقتی واکسن میزنند واکسن همان بیماری است ولی بیماری ضعیف شده است این میاید میرود در خون واکسن یک نوع مریضی است میزنند ولی چون ضعیف است نمیکشد گلبول مجبور است چون سیستم هوشمند است مجبور است برود فعالیت بکند گلبول که میرود فعالیت میکند قدرتمند میشود.@ بعداً که اصل مریضی میاید این سلسله گلبولهایی که با این حریف جنگیدند قوی شدند دیگر بدن به هیچ وجه آلوده نمیشود شیطان یک ویروس است یک واکسن هست برای ما چون کیدش ضعیف است یعنی قدرتی ندارد که بتواند یک نفر را وادار به گناه بکند این اول خدا به او میگوید(لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ) تو هیچ تسلطی به بندههای من نخواهی داشت.@ مگر کسی خودش دوست داشته باشد از تو تبعیت کند آن یک بخش دیگر است چون دل است دلش میخواهد از شیطان تبعیت بکند خود شیطان روز قیامت میگوید(فَلا تَلُومُونِي وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ) من را ملامت نکنید خودتان را ملامت بکنید خدا به شما وعده حق میداد من به شما دروغ میگفتم شما خوشتان میامد دروغهای من را باور بکنید مشکل از خودتان است.@ لذا داریم روز قیامت شیطان را با یک زنجیر میبندند بعضی از آدمها را با دو زنجیر میبندند چون اینها از شیطان خیلی شیطانتر بودند لذا شیطان هم مظهر اسم زال خداست یعنی خدا گمراه هم میکند افراد را(يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً) آیه قرآن است خدا با این قرآن عدهای را هدایت میکند عدهای را گمراه میکند گفتیم در هر برخوردی ما با نور و نار سر و کار داریم هر چیزی هم نار دارد هم نور دارد این بسته به عُرضه هر فردی هست که در برخورد با هر چیز نورش را بگیرد یا نارش را بگیرد.@ آسیه از فرعون نور گرفت چون در تضاد افتاد میدانست که این باطل است هر کاری که او میکرد این خلافش را رفتار میکرد اصلاً تحت تأثیر یک همچین همسری قرار نگرفت زن نوح زن لوط درست نقطه برعکس هر چه شوهرشان انجام میدادند لجبازی میکردند بدترش را انجام میدادند خوب این نار دارد دریافت میکند.@ پیغمبر هم همینطور بود اکثر آدمهایی که با پیغمبر و اهل بیت زندگی کردند نار دریافت کردند عده قلیلی نور دریافت میکنند پس شیطان مظهر اسم مذل خداست یعنی گمراه کننده خدا هم هادی است هم مذل است مذل مال آن موقعی هست که یک کسی تصمیم میگیرد گمراه بشود خدا به او گمراهی هم میدهد میگوید خدایا تو نباید دخالت کنی در کارم من را مختار آفریدی بگذار خودم انتخاب کنم.@ فرعون یک موقعی رفته بود شب گریه میکرد به خدا میگفت خدایا من میدانم که تو هستی و خدایی موسی هم حق است ولی من از تو دنیا را میخواهم تو این را فرستادی برای آخرت من، من آخرت را نمیخواهم میدانم هستی خود شیطان هم اعتقاداتش قوی است نسبت به خداوند، لج میکند میافتد به لجبازی، میگوید مگر من مختار نیستم تو چکار داری من میخواهم بروم جهنم.@ خیلی از آدمها با خدا همینطوری لجبازی میکنند با خودشان با خدا لجبازی میکنند لذا اگر یک کسی تصمیم گرفت که لجبازی بکند خدا کمکش میکند(كُلاًّ نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ) سوره اسراء میگوید ما هر دو گروه را هدایت میکنیم آنهایی که دنیا میخواهند دنیا به آنها میدهیم آنهایی که آخرت میخواهند آخرت به آنها میدهیم کلاً دیگر(كُلاًّ نُمِدُّ هؤُلاءِ) هر دو را ما کمکشان میکنیم.@ هر کس بیاید از من هر چیزی بخواهد میگوید میخواهم بروم جنهم میگویم برو جهنم بعضی به خدا هم میگویند که جهنم میخواهم خدایا اگر اینطوری بکنی من میروم این کار را میکنم ولی واقعاً آدمش نیستند نمیروند این کار را بکنند خدا هم میداند این آدمش نیست نمیفرستدش به جهنم هدایتش میکند دلش را برمیگرداند.@ ولی بعضیها نه واقعاً میافتند به لجبازی با خدا حقیقتاً دیگر میخواهند مقابله کنند یعنی همه اعتقاداتشان درست است میفهمند ولی خودش را به نفهمی میزند میخواهد معصیت بکند(يُرِيدُ الْإِنْسانُ لِيَفْجُرَ أَمامَهُ) تصمیم میگیرد که آینده را خراب بکند وقتی تصمیم گرفت(لِيَفْجُرَ) خراب بکند به فجور بگذراند (أمامَهُ) آزاد باشد.@ برای همین برای اینکه خودش را راحت بکند(يَسْئَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيامَةِ) کو قیامت کی رفته کی آمده میداند دارد ظنی حرف میزند ولی مخصوصاً میخواهد خودش را آرام بکند با شبهه دل خودش را میخواهد آرام بکند شیطان به هر حال مأمور خداست برای تمرین ماست مثل همه چیزهایی که مأمور خدا هستند.@ لذا خدا معرفیش میکند حملههایش را میگوید میگوید حملههایش را بشناسید جلو عقب و راست و چپ حمله میکند جلویش این است عقبش این است راست این است چپ این است هر وقت یک همچین فکری آمد بدانید مال شما نیست مال شیطان است این مال تو نیست.@ بنابراین اگر اطاعتش بکنی(أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ) من آیا از شما عهد نگرفتم که شیطان را عبادت نکنید همه ما به خدا عهد دادیم که خدایا ما شیطان را عبادت نمیکنیم عهد ما با خدا چی بوده فهمی که از(فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها) فهمی که ما از کار بد داریم.@ من الان میدانم این فکر فکر شیطانی هست میدانم این فکر خدا راضی نیست این تصمیم خدا دوست ندارد ولی انجامش میدهم تبعیت میکنم از آن، دروغ است میدانم اساس ندارد ولی تبعیت میکنم.@ مثلاً فرض بفرمایید آقا مرده با آدم کاری دارد؟ نه چرا میترسی دروغ است این فکر ولی نمیتوانم به آن غلبه کنم قرآن میگوید فکر را باید به آن مقابله کنی دشمن بگیری با آن اگر شیطان دارد فکر باطل میاندازد جلویش بایستی ما نمیایستیم نه مُرده میترسیم شب تاریک است از تاریکی میترسم همه دروغ است یک دروغ بیاساس است.@ یک خانمی من برایش دستورالعمل مبارزه با وسواس میدادم هر چی میگفتم اصلاً خیلی یخ نگاه میکرد به من پوزخند میزد به این دستورالعملهایی که من میدادم به او گفتم که انگار اینها برایت هیچ جذابیتی ندارد این حرفهای من گفت آخر خودم پایاننامهام راههای درمان وسواس بوده خودش دانشگاهش پایاننامهاش راههای درمان وسواس بوده شوهرش میگفت غسلش شش ساعت طول میکشد.@ چون مقابله نکرده خودش میداند الان وسواسی است میداند این هم شیطان است ولی مقابله نمیخواهد بکند یعنی حسی اینکه بخواهد با این شیطان مقابله بکند با این فکر میسپارد خودش را اینقدر مثل خوره میافتد به جانش تا روانیش میکند میفرستدش ته جهنم.@ شیطان به هیچ کس رحم ندارد لذا حضرت فرمود هر چقدر شما اطاعتش بکنی او به جای اینکه از اینکه تو اطاعت میکنی خشنودتر بشود خشنتر میشود نسبت به تو هر چه تو به حرفهایش گوش میکنی بیشتر بیرحمتر میشود و بغض تو را بیشتر به دل میگیرد.@ لذا به حرفش گوش نکن تبعیت نکن این فکر را بگذار کنار، ما اینطوری نیستیم ما عشقانه بغل میکنیم شیطان را و این افکار را در خودمان پرورش میدهیم یکسره توهم ترس بدبینی بددلی همه چیز همینطور برای ما تاریک و زیر سؤال است همه همینطور هست بنابراین در تضاد یادمان باشد در ظلمت هم همینطوری هست.@ پس حالا میخوانیم(وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ) شیطان نورانیتها را کم میکند ذره ذره شخص را میکشاند تا ته جهنم در آنجایی که از همه جا تاریکتر هست.@ کفر هم دو جور است یک کفرهایی هست که کافرها دارند به آن کفر عقیدتی و کفر نظری میگویند یک کفری هم هست که مسلمانها هم دارند مؤمنین هم ممکن است داشته باشند و آن کفر عملی هست یارو حزب اللهی هست معتقد است مؤمن است ولی یک جا یک دفعه میگوید من این دستور را قبول ندارم میداند دستور خداست میگوید من قبول ندارم این کفر عملی میشود خیلی خطرناک است اینطور لجبازی.@ طرف با من آمده جبهه وقتی کسی میاید جبهه یعنی من آمدم جانم را برای این دین و احکام این دین گذاشتم برای برپایی این دین، بعد از سالها بعد از جنگ با من هم آمده اروپا یک روز رفتیم رستوران یک دفعه گفت من این چیزها را اصلاً قبول ندارم گوشت میخورم گفتم آقا ذبح نشده حرام است یک گوشت حرامی هم سفارش داد خیلی راحت خورد آدم یک دفعه میافتد به اینجا، این را کفر عملی میگویند.@ همه چیزش را قبول دارم حجابش را قبول ندارم همه چیزش را قبول دارم قربان خدا بروم حرم هم میایم شما نگاه کنید ما الان چقدر کافر در حرم داریم الان شما میروید حرم خانمها میبینند دیگر خانم آرایش کرده بدحجاب حجابش اصلاً نامشروع تحریک کننده وسوسهانگیز میاید یک چیزی میاندازد روی سرش میرود حرم صد تا سیلی میزند در گوش امام رضا بعد هم میاید چادر را در میاورد میکند در ساکش و میرود.@ دلش هم خوش است که آمده زیارت حضرت فرمود هر یکبار موی شما را که نامحرم میبیند یک سیلی در گوش ماست. شکنجه میدهد امام رضا را بلند میشود میاید معصیت میکند همان جایی که حرکت میکند معصیت میکند تا میرود و برمیگردد فرمود به هر نگاهی که نامحرم به این خانم میکند.@ در روایت هست به هر نگاهی که نگاه میکند به این خانم یک گناه یک زنا برایش ثبت میکنند یک موقعی روز قیامت میاید میبیند که چه خبر است این نامه عمل روزی دو هزار تا سه هزارتا پنج هزارتا نگاه به او شده لج میکند میگوید نه من اسلام را قبول دارم هیئت میروم شام میدهم ناهار میدهم کمک میکنم به این طرف و آن طرف این را قبول ندارم.@ هفده تا آیه است ما کم داریم مطلبی که یک دفعه اینهمه آیه برایش آمده هفده تا آیه با همه جزئیاتش حجاب را تشریح کرده خدا رحمت کند مرحوم شهید پاکنژاد را میگفت خانم پایت را از روی آیات بردار بردار بردار این همه آیات را لِه نکن پایت را بردار این کفر عملی میشود لجبازی میگوید من همه چیز را قبول دارم خمس را قبول ندارم زکات را قبول ندارم.@ حج الان خیلیها هستند مستطیع هستند حج نمیروند میگوید برو بابا دلت خوش است کجا برویم پولمان را حرام بکنیم چه کسی حوصله دارد در این بیابانها همینطوری، من به دهها نفر کسانی که وضع مالیشان خوب بوده گفتم مستطیع شدی حج رفتی گفته نه ول کن بابا تو الان میتوانی بروی فیش آزاد بخری بروی حجت را انجام بدهی بیایی.@ نمیتواند این کار را بکند خودش خودش را ناتوان میکند میسپارد دست شیطان پس این هم مراتب نور معنوی است که حالا انشاء الله این مطلبی که به شما دادم خیلی مهم است یعنی شما اگر فقط میامدید در این جلسه همین یک برگه را از من میگرفتید این پولی که خرج کردید ده برابرش را هم خرج میکردید همین یک برگه دستتان برسد به خدا میارزید.@ چون این سالها رویش زحمت کشیده شده تا این چینش از وضعیت نور در بیاید یعنی شما هیچ کجا چینش نور را به این صورت از الله تا ماده نخواهید دید با همین ترکیبی که الان من خدمتتان دادم خیلی مهم است این چینش خیلی مهم است ولی مهمتر از آن این هست که بتوانید انشاء الله این را ما برایتان دانه به دانه ما در این اردو قصد داریم انشاء الله این کار را بکنیم.@ دانه به دانه نور بودن هر کدام را ثابت بکنیم و معنی بکنیم اصلاً نور یعنی چی نورانیت یعنی چی این فهمش خیلی مهم است حالا شما الحمد لله قالبش دستتان هست دستتان رسیده این خیلی خوب است آدم فقط قالب را همینطوری نگاهش بکند روشن میشود نورانی میشود همین نگاه کردن به اسامی هم دل آدم را روشن میکند ولی حالا دعا کنید بتوانیم در این اردو انشاء الله این بحث را اینجا برای شما انجام بدهیم.@ گفتم من چون میخواهم این اردو اردوی آخری باشد مجبوریم اول وفادار به متن باشیم من متن را اول درس بدهم انشاء الله اگر رسیدیم آن مباحث نور را هم خدمتتان تقدیم خواهیم کرد اما نسبت به متن همین مقدار توضیح کافی هست که خدمتتان دادم.@ نمونه دوم تضاد بین آشکار و پنهان بودن هست یا مبهم بودن و ناشناخته بودن اشیاء که اینها در زندگی ما فوقالعاده مهم هست و این هم در مراتب مادی هست هم در مراتب غیر مادی برای انسان یک سلسله جاها خوب است یک چیزهایی برایش ابهام داشته باشد یعنی روشن نباشد یک سری جاها خوب است روشن باشد.@ مثلاً شما نگاه کنید اگر فرکانس را یا صوت را میخواستید ببینید چقدر دردسر درست میشد برای آدم، صوت را میخواست ببیند الان اینجا که شما تلفن موبایل را روشن میکنید میبینید که میلیاردها امواج صوتی و تصویری در همدیگر در همین سالن دارند میروند و میایند اگر قرار بود ما اینها را ببینیم که نمیتوانستیم زندگی بکنیم.@ یا صداهای فرکانسهای خیلی بالا زمین را شما نگاه کنید با این عظمت دارد با چه سرعتی در فضا میچرخد صدای این زمین به قدری مهیب است که اگر انسان یکبار گوشش باز بشود این صدای چرخش را در فضا بشنود جا در جا میمیرد خدا لطف کرده این را برای ما مخفی نگه داشته.@ یا شما اگر میخواستید خیلی از صداهایی که نیازی نداریم ضرورت ندارد مزاحم زندگی ماست اگر قرار بود ما آنها را بشنویم گوش ما باز میشد آنها را میشنیدیم ما نمیتوانستیم زندگی بکنیم اینطوری که، لذا خدا آمده به لطفش بعضی از چیزها را برای ما شفاف و آشکار قرار داده بعضی از چیزها را مبهم قرار داده.@ اگر ما میخواستیم مولکولهای هوا را ببینیم دیگر هیچ چیزی را نمیتوانستیم ببینیم لطف کرده هوا را برای ما یک طوری قرار داده هوا هست وجودش هم ثابت است فقط میخواهد بداند هوا هست بله همین پر کن یک بادکنک را بگذار یک بادکنک خالی را بگذار وزن آن که با هوا در آن هست بیشتر است هوا هست نفسش داریم میکشیم استنشاق میکنیم یک جایی که هوا نیست میمیریم هوا هست اما یک کاری کرده که تو اصلاً مزاحمت نباشد.@ باید فکر کنیم به اینها نباید ساده از کنار اینها رد بشویم خدا میگوید من قدرتنمایی کردم اینها را برای شما اینطوری قرار دادم نور، ظلمت، مگر داستان شما هزار سال عمر بکنی فقط در نور و ظلمت فکر بکنی و مطالعه بکنی کم است.@ شما ببینید همین که الان من در آوردم برای شما مدارج نور اگر روی این بخواهی کار بکنی ده تا پایاننامه دکترا دارد همین یک تکهای که الان من دادم خدمت شما، خیلی کار میبرد همین مبهم بودن آشکار بودن چقدر به نفع ماست خیلی چیزها را ما نمیفهمیم الحمد لله نمفهمیم خدا را شکر، نیازی هم نیست بدانیم خیلی چیزها هم آشکار است برای ما آن هم خدا را شکر چیزهایی که آشکار است برای ما اگر مخفی بشود ناراحت میشویم.@ مثلاً فرض کنید ما الان میبینیم چشممان کمسو بشود نتوانیم ببینیم غصه میخوریم صداهایی که نیاز هست برای ما الان میگیریمش اگر نتوانیم بگیریمش اذیت میشویم یا میرویم سمعک میگذاریم یا میرویم عینک میزنیم پس این تضاد بین اَلجَلایَه جلایه یعنی چی؟ جلی بودن یعنی چی؟ آشکار جلوه داشتن وَ البَهم.@ ای کاش میرسیدم بحثهای معنویش را میکردم برایتان که در زیارت امام زمان(ع) زیارت رجبیه چی داریم میگوییم(وَ البُهمَ الصافین وَ البُهمَ الحافین).@ (وَ الجُسُوءَ بِالبَلَل) این نمونه سوم هست یعنی نمونه تضاد خشکی و رطوبت هزارتا دانشگاه باید جمع بشوند تا ابعاد حیاتی رطوبت در زندگی دنیا و خشکی را بخواهند به ما بگویند که خشکی کجا به نفع ما میشود و رطوبت کجا به داد ما میرسد خدا برای اینکه ما بتوانیم بفهمیم این را یک جاهایی که خشکی نیاز داریم یک دفعه رطوبت میدهد مریضی میاید گرفتاری میاید همیشه تلاشت این هست که این رطوبت را برداری.@ یک جایی که رطوبت احتیاج داریم یک دفعه خدا خشک خشکش میکند درختها همه از بین میروند گیاهان از بین میروند قحطی میشود سومالی میشود سه میلیون و چند صد میلیون نفر گرسنه میشوند آقا این رطوبت پوست شما یک هوای خشک نگاه کنید چه میکند با پوست بشر.@ ما یک منطقهای رفته بودیم به ما گفتند که یک مرکز مشاورهای بود هفتهای یکبار در یکی از این شهرها گفتند که شما هفتهای یکبار برای مشاوره من بعدازظهر میرفتم شهری بود که خیلی خشک بود بعد این همه زناهایشان و مردهایشان در اثر این خشکی پوستشان جمع شده بود.@ اینها مثلاً من میگفتند مادر بفرمایید بعد میگفتم سنتان چقدر است از من چند سال جوانتر بود من خودم یک دفعه خجالت میکشیدم من به این گفتم مادر بگو پدرجان بعد سنش را میدیدیم هم سن ماست خشکی چکار میکند رطوبت هم یک آثار خاص خودش را دارد درجات رطوبت و خشکی اینها هر کدام موضوع یک کارگاه هست موضوع تحقیق دانشگاهی است.@ نمیتوانیم بایستیم روی اینها غوغا کرده امام رضا(ع) در خداشناسی، راحت هم رد نشویم یک جا یک مریضی به تو میدهد زبانت آب تولید نمیکند زبان خشک بشود آدم به عذاب میافتد بیماری خشکی چشم داریم چشم اشک نمیتواند تولید بکند چه مصیبتی، بدن از درون خشک بشود استسقاء بگیری استسقاء بیماری است که آب میخوری و فایدهای هم ندارد هی میخوری هی خشک است هی میخوری هی تشنهات است.@ این تضادها به ما نعمت را میفهماند و الا چه کسی تا به حال به سجده افتاده بگوید خدایا شکر من چشمم اشک دارد خیس است خدا را شکر من زبانم آب دارد اگر زبان شما آب تولید نکند همین آب دهان، بعد حضرت میگوید یک ذره فکر کن خدا آب دهانت را یک طوری قرار داده که برایت شور نیست شیرین نیست که اذیتت بکند یک طوری قرار داده که برایت مطبوع است.@ میگوید فکر کن روی این، عادت کردیم متأسفانه به حقائق و تجلیات خدا عادی نگاه کنیم برای همین کوری میاورد عادت لذا خدا یک دفعه کسی که ناشکر است زبانش را خشک میکند چشمش را خشک میکند میلیاردی خرج میکند که این مشکل را حل بکند.@ یعنی شخص حاضر است همه ثروتش را بدهد که این زبانش برگردد میگوید نمیخواهم من همین یک کارگر ساده باشم فقط بتوانم غذا بخورم بتواند زبانم آب تولید بکند خشک نباشد بکشد من را، چشمم اینقدر بیچارهام نکند.@ بهلول به هارون گفت هارون اگر این یک قطره آب در گلویت گیر بکند چقدر حاضری بدهی در بیاید؟ دیدید که آب میرود در نای آدم میخواهد بکشد یک قطره، گفت من نصف اموالم را میدهم گفت در مجاری ادراریت اگر یک قطره گیر کند چی گفت من نصف مملکت را میدهم آقا مملکتی که به دو قطره بند است اینقدر تکبر ندارد که تو برایش اینقدر خودت را میگیری.@ خدا اینطوری میکند یک آدم لجباز لجبازی مثل نمرود را یک پشه میفرستد میرود در مغز این میرود در سر این سرش را میزده به دیوار تا این درد بیفتد اینقدر میزده تا میمیرد دارد با ذلت میکشدش یا ابراهیم را میاندازد در آتش با همه براهینی که ابراهیم آورده حاضر نیست ایمان بیاورد.@ آقا واقعاً ما چقدر ثروت میدهیم اگر چشممان خشک بشود دهانمان زبانمان خشک بشود گلویمان خشک بشود من الان ده سال است از هشتاد شیمی درمانی کردم اشعه درمانی کردم هنوز میخواهم چیزی بخورم نمیرود لقمه براحتی پایین یا باید آب بخورم خیلی وقتها باید یک چیزی همراهش بخورم تا این بتواند این را پایین ببرد طبیعی عمل نمیکند.@ این انگشتان من که شیمی درمانی کرده بودم حسهایش از دست رفته بود چیزی نمیفهمیدم مثلاً وقتی میخواستم کتاب بخوانم اینطوری دست میزدم کتاب را که چیز بکنم شما الان نمیدانید یعنی چی من چه میگویم یعنی شما الان کتاب را میگیرید ورق میزنید اینطوری میکنید ولی آنموقع چون این حس نداشت من نمیتوانستم بلند بکنم بعد این دست من را میبرید خون میامد.@ یعنی برگه یک ورق بارها دست من میبرید خون میامد چون ما الان نمیدانیم چطوری داریم این را ردش میکنیم تیزی را از اینجا رد میکنیم متوجه نمیشویم آمده اینها را کنار هم گذاشته که بفهمیم چه خبر است دکمهام را نمیتوانستم ببندم یک پیراهن میخواستم باز بکنم نمیشد میخواستم ببندم نمیشد چون عصب کار نمیکند انگشت اصلاً کار نمیکند.@ آقا چقدر حاضری بدهی عصب داشته باشی اگر عصبت را خدا از تو بگیرد چکار میکنی یعنی حس نداشته باشی اصلاً نمیتوانی بلندش بکنی هی باید زائده با خودت بکشانی ببریش هیچ کارهای ندارد برایت اگر بخواهی از یکجا رد بشوی نمیتوانی باید این را اینطوری بگیری بگذاریش اینجا.@ الان شما ببینید آنهایی که معلول هستند جانبازان عزیزمان را نگاه کنید آقا تری خشکی من چند تا مثال زدم شما انشاء الله تا پایان دوره چند تا مثال روی هر کدام از اینها بنویسید به من بدهید.@ این تری و خشکی را خدا از عالم بردارد امکان ندارد بشود زندگی کرد همه میمیرند لذا شما نگاه کنید این همه کارشناس مشغول مطالعات نیازهای تری و خشکی زندگی ما هستند میگوید موهایم خشک است داغونم میکند آقا مثلاً باید این نوع ماده را بزنی موهایم چرب است زیادی تر است باید این کار را بکنی آن که متوسط است راحت است.@ درجهها چقدر فرق میکند اینها با همدیگر درصدها و درجهها در همه جا همینطور هست در محیطی که انتخاب میکنیم برای خانه میگوید آقا درصد رطوبتش میگوید آقا ما گاز روشن میکنیم خب گاز خشک میکند حالا باید چکار کنیم حالا برو از این تولیدکنندههای بخار بخر بگذار در خانه آب بریز در آن این بخار بکند خانهات رطوبت پیدا بکند آن را میگیری ترکیب این گاز با آن بخار چشم درد و سردرد میشود.@ اینها همه سوژههای خیلی مهم موضوعات خیلی مهم برای تحقیق و مطالعه است نمونه چهارم تضاد بین سردی و گرمی 34 درجه میرود بالا میبنی طرف را کشت تب تمام سلولها را میکُشد مختل میکند طرف را میاندازد سردی از یک درجه که میرود بالا طرف میمیرد دیگر خون نمیتواند حرکت بکند و سردی اشیاء سردی هوا و سردی بدن و سردی هر چیز گرمایش هم همینطور.@ حالا آدم باید صد تا از این فیلمها بشیند که دانشمندان زحمت کشیدند برای ما تولید کردند دستشان درد نکند خدا انشاء الله به آن جزا بدهد از مسلمان و غیر مسلمان خدا بالاخره اجرشان را به آنها بدهد زحمت کشیدند برای بندگان خدا کار کردند کار مثبت کردند و خدا هم اجر کسی را ضایع نمیکند.@ چه مسلمان چه کافر چه غیر مسلمان هر کس یک کاری کرده برای شناخت بیشتر بشر برای خدمت به بشر خدا انشاءالله اجرشان را به آنها بدهد اجر خوب به آنها بدهد زحمت کشیدند نگاه کنید چقدر دانشمندان در همین موضوع سردی و گرمی دارند کار میکنند.@ تنظیم بین گرما و سرما میگوید آخ چند وقت دیگر اروپا زیر آب میرود چرا؟ یخهای قطب دارد آب میشود بشر گاز تولید کرده گازهای اضافه تولید کرده گلخانهای شده چنین شده چنان شده الان زده لایه ازن پاره شده از هر شصت نفر یک نفر سرطان پوست دارد قبلاً که سرطان پوست نبود این همه سرطانها الان در تکنولوژی بشر بوجود آمده.@ اینطوری که نبود همینطوری دو بیشتر یا سه، الان سکته سنش رسیده به زیر سی سال بشر دستکاری کرده طبیعت را حالا دانشمندان هی دارند میدوند که یک فکری بکنند این لایه پاره شده را ما چکار بکنیم این سرما را چکار بکنیم این گرمای اضافه را چکار بکنیم زمین الان بعد از چند ده سال یک درجه به گرمای زمین اضافه شده.@ اگر مثلاً یک درجه دو درجه دیگر اضافه بشود خیلی از موجودات چنین و چنان میشوند از بین میروند خیلی از کشورها نابود میشوند چقدر اهمیت دارد این گرما و سرما گرمای خورشید امام صادق میگوید فکر کن اگر زمین به خورشید نزدیکتر بود هیچ موجودی رویش نمیتوانست از شدت گرما همه میسوختند و نابود میشدند و اگر دورتر بود همه از سرما یخ میزدند.@ و خداوند این رابطه را طوری تنظیم کرده که همیشه این نور بتواند زمین را گرم و منشأ رویش گیاهان و بسیاری از کارهای دیگر در طبیعت قرار بدهد تا مردم بتوانند حیات داشته باشند نور خورشید را قطع بکند چه اتفاقی میافتد گرمای خورشید قطع بشود نور نه گرمایش قطع بشود چه اتفاقی میافتد زمین یخ میزند همه از بین میروند سرما هم همینطور روی اینها فکر بکنیم.@ بعد میفرماید(مُؤَلِفٌ) این هم یک حکمت دیگر است یک معجزه دیگر است که باید در موردش صحبت بکنیم(مُؤَلِفٌ بَینَ مُتَعادِیاتِها مُفَرِقٌ بَینَ مُتَدانیاتِها) خداوند در بین این موجودات آمده آنهایی که با هم سازش ندارند را تألیف کرده کنار هم آورده و آنهایی که با هم سازش دارند را از هم دور کرده.@ اسم مانع اسم فاصل اسم واصل در جوشن کبیر بخوان غوغا هست این اسمها متن را برایتان بخوانم متن خیلی مهم است.@ او خدایی است که بین امور و اشیائی که با هم تباین و تخالف و دوری دارند الفت و نزدیکی ایجاد میکند و همچنین امور و اشیائی که با هم قرابت و نزدیکی دارند را از هم جدا نموده و بین آنها فاصله ایجاد مینماید این الفت و جدایی از کوچکترین ذرات عالم از قبیل اتمها و ذرات کوچکتر از آن گرفته تا عظیمترین کرات و موجودات عالم را در بر میگیرد.@ شما نگاه کنید در عالم فیزیک من یک چیزی بگویم متأسفانه اینها کار نشده ما در فلسفه اینها را کار کردیم و در اسماء الله بدست آوردیم ولی به ضرس قاطع میتوانیم اعلام بکنیم به دنیای فیزیک که دنیای فیزیک این را بداند که هیچ چیز در عالم به هم چسبیده وجود ندارد هیچ چیز به هم چسبیدهای مطلقاً وجود ندارد شما یک اتم را قابل تفکیک است.@ همین فهم اینکه اتم قابل تفکیک شد باعث شد که بمب اتم و انرژی هستهای درست بشود خدا میلیاردها موجود را با هم قرار داده کنار هم جدا از هم کنار هم دقت کنید معجزه را میکروسکوپها را که یادتان هست اردوی اول موجودات میکروسکوپی که نگاه میکردیم همه کنار هم هستند اما جدای از هم هستند.@ اینقدر به هم نزدیک هستند به همدیگر که تو میگویی یک اتم داریم یک مولکول داریم یک سلول داریم اما هیچ کدام از این اتم و مولکول و سلول هیچ کدام روی همدیگر سوار نیستند هیچ موجودی این قاعده یادتان باشد در اخلاق و در بحث قیامت خدا میگوید(وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى) هیچ کس بار دیگری را روز قیامت نمیکشد.@ در نظام فیزیکی هم اینطوری هست در نظام فیزیکی هیچ موجودی سوار موجود دیگری نیست نیرو بینشان هست قوا هست حالا یکبار لازم هست که آن عالم خیلی خیلی کوچک تا خیلی خیلی بزرگ را نگاه بکنیم که جهان کهکشانی مثل جهان اتمی میماند یکی هستند کنار هم مینشینند سر سفره دور هم مینشینند اما هیچ وقت به هم نمیچسبند سوار هم نمیشوند.@ اگر شما ابزارش را داشته باشی میتوانی اینها را از هم جدا بکنی معرکهای است اسم فاصل، معرکهای است در این عالم، همه جداییهای همه نظام خلقت از همدیگر منظومه شمسی از منظومههای دیگر کهکشان راه شیری از کهکشانهای دیگر اتمها الکترونها نوترونها پروتونها از همدیگر و هر موجودی از همدیگر همه به برکت اسم فاصل هست جدا میکند خدا فاصله میاندازد و با این فاصله دارد اداره میکند عالم را وصل هم میکند اینها را به همدیگر یعنی به یک نحوی وصل میکند به یک نحوی جدا میکند.@ پس ببینید امام رضا چکار کرده بین هم جنسها جدایی انداخته و غیر هم جنسها را آورده چسبانده به همدیگر حالا معجزهاش کجاست؟ معجزه اینجاست که غیر همجنسها به همدیگر علاقهای ندارند هیچ وقت یعنی طبیعتشان ذاتشان اقتضاء میکند غیر همجنس با غیر همجنس الفت نداشته باشد و هم جنسها علاقه به الفت دارند ولی با هم جمع نمیشوند.@ لذا شما در نظام فیزیکی دو تا قطب هم نام را به هم نزدیک بکنی از هم چکار میکنند؟ چه کسی جدایشان کرده با اینکه اینها باید با هم الفت بگیرند این کار را نمیکند طبیعتاً دو مرد به هم علاقه پیدا نمیکنند عاشقانه زمانی عاشق هم میشوند که حتی به این انحرافاتی که الان عصر حاضر هست ازدواج میکنند که از فطرت خارج بشوند زن اصلاً با مرد فرق دارد اینها عاشق همدیگر میشوند.@ مثبت با منفی منفی با مثبت حالا کلیش را بگویم فرمول اسماء اللهیش را بگویم برایتان کلاً اسماء جلال با اسماء جلال ازدواج میکنند لذا یک قاعدهای داریم که جلسه بعد انشاء الله توضیح میدهم بعدازظهر به نام قاعده زوجیت، چه غوغایی کرده امام رضا اینجا چکار کرده.@ آقا مگر هم نامها نباید همدیگر را بیشتر بخواهند خدا یک کاری کرده غیر هم نامها و غیر هم جنسها عاشق همدیگر میشوند ولی هم نامها نه همدیگر را دفع میکنند اصل را قرار داده.@ این الفت و جدایی از کوچکترین ذرات عالم از قبیل اتمها و ذرات کوچکتر از آن گرفته تا عظیمترین کرات و موجودات عالم را در بر میگیرد همین الفت و جداییهای بین موجودات و مخلوقات است که موجب ظهور بینهایت جلوههای گوناگون در ساختار وجودی آنان و تجلیهای غیر قابل شمارشی از زیباییها و تفاوتهای حیاتبخش گردیده.@ این همه زیبایی که شما در طبیعت میبینید حکمت حیات جوشش تولدها همه مال این هست که خداوند دارد با این اسمها کار میکند دائماً عجب خدای کارگری هست(كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ) اصلاً یک لحظه خدا بیکار نیست چه موجودی هست این دائماً در کار است ولی اینجا قشنگ است(وَ لا يَؤُدُهُ حِفْظُهُما) نگه داشتن این همه آسمان و زمین اصلاً خدا را خسته نمیکند.@ به پیغمبر گفت دو تا شیشه را نگه دار کنار هم بایست ببینم این خوابش گرفت بنده خدا این بنده خوابش گرفت گفت میتوانی نگه بداری اینها نخورند به همدیگر؟ صدها میلیارد کیهان و کهکشان ستاره تا بیاید در اجزائش بشود اتمهایشان میدانید شمارشش یعنی چی اینها.@ میگوید شمارش همه را من دارم(لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ) نماز بخوانید نماز غفیله(لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ) هیچ تر و خشکی نیست(وَ لا حَبَّۀٍ) یک دانه نیست(وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ) هیچ برگی از درخت نمیافتد همه محاسبات شما در(إِلاَّ فِي كِتابٍ مُبِينٍ) یک جا هم فرمود اینجاست که آدم باید به سجده بیفتد اینجا وقتی آدم این آیه را میخواند باید بدود برود پیش امام رضا(كُلَّ شَيْ‏ءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ).@ تمام محاسبات تکتک این اتمها و الکترونها را بگیر تا همه میلیاردها کیهان و کهکشان و بالاتر از اینها آسمان اول دوم سوم برو بالاتر برو در برزخ برو در قیامت همه محاسبات آن عوالم در وجود این آقا ضبط میشود ایشان ماشین حساب خداست لذا وقتی داری جامعه کبیره میخوانی بفهم چه میگویی معادن حکمت الله علم خدا خزائن خدا هستند.@ لذا در زیارت امام رضا میگویی(وَ حُجَّتِکَ) بفهمیم چه میگوییم من الان دارم میگویم بدنم ارتعاش دارد(وَ حَجَّتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرض) آقا این فقط مال امام روی زمین نیست این حجت تو است مال همه آسمانها و همه عوالم برو تا به خود خدا برسی غیر خدا همه محاسبات دست این آقاست بفهمیم وقتی داریم میرویم زیارت میکنیم ملاقات چه کسی داریم میرویم با چه کسی داری حرف میزنی.@ وقتی داری میگویی(سَلامٌ عَلی آلِ یاسین) خدمت آقا سلام(اَلسَلامُ عَلَیکَ حینَ تَقوم اَلسَلامُ عَلَیکَ حینَ تَقعُد) قربان بلند شدنت قربان نشستنت قربان خواندنت قربان نمازت قربان رکوعت قربان سجودت این آدم را باید اینطوری فدایش بشود با او عاشقانه اینطوری حرف بزند(بِاَبی اَنتُم وَ اُمی وَ نَفسی وَ مالی وَ اَهلی وَ اُسرَتی) همه چیزم فدایت بشود کیست این آدم؟@ خدا کند آدم بفهمد میاید زیارت چه کسی ملاقات چه کسی و آمدن به زیارت یک همچین آدمی چکار باید بکند به دل آدم و چکار میکند با دنیا و قیامت آدم یک ملاقاتی که تو بلند بشوی بیایی ملاقاتش و دل بدهی به او، صفا بکنی با او، به زیارتش بروی ببوسیش و ببوسدت میگوییم آقا ما یک هفته رفتیم ما بوسیدیم آقا بوسید.@ لذا پیغمبر فرمود هر کس میخواهد خدا، خیلی قشنگ است، هر کس میخواهد خدا را با لب خندان و چهره گشاده ببیند رضا را دوست داشته باشد و ولایتش را بپذیرد خوش به حال شما که الحمد لله دوستش دارید و دوستتان دارد میکشدتان میآوردتان.@ من خواهش میکنم دقت کنید در این یک هفتهای که اینجا هستید خدا نکند نعوذ بالله کور و خسته و کسل و بیحوصله نباشید چون اینها بعداً خیلی با قلب انسان در تمام این یک هفته شما باید دائماً بدانید خدا دارد به شما لبخند میزند در یک جشن وارد شدید امام رضا دارد به شما لبخند میزند در تمام لحظات دارد نوازشتان میکند و میبوسد شما را، این یک هفته خیلی هفته مهمی هست.@ نه به خاطر اردو و درس نه به خاطر اینکه شما آمدید زیارت هر وقت میایی مشهد یک روز دو روز سه روز بدان در چه جشنی وارد شدیم پیش چه کسی آمدیم در چه جشنی وارد شدیم با چه کسی داریم میرویم.@ این نفهمیهای ما باعث میشود ما با غصه و بیحالی و کسالت و همینطوری بلند بشویم برویم در حرم و همینطوری هم در بیاییم و برویم خیلی بد است بفهمیم کجا آمدیم اگر فرمود زیارت با معرفت باشد(مَن زارَهُ) اگر زیارتش بکند با معرفت(وَجَبَت لَهُ الجَنَّۀ) انسان بهشت برایش واجب میشود. خدایا بحق محمد و آل محمد به همه ما معرفت عنایت بفرما.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@