جلسه 002 - نسیم حیات ۳
شماره جلسه
2
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1390
ماه
6
روز
13
متن کامل (خام) ‌ جلسه 002 - نسیم حیات ۳

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ همانطور که در جلسه گذشته عرض کردم کلیه خروجیهای انسان مبتنی بر ورودیهای او و محتوای او است. (اَلظاهِرُ عِنوانُ الباطِن) وقتی چیزی از کسی ظهور میکند این ظهور هماهنگی با باطن او دارد باطن طیب ظهورات طیب دارد باطن خبیث ظهورات خبیث دارد اگر من حسودم یعنی یک باطن خبیث دارم که ظهورش حسادت میشود سایر رذائل اخلاقی هم همینطور هستند.@ یعنی خروجیها تناسب با باطن دارند از طرفی ما نسبت به خروجیهای خودمان مسئولیم یعنی در حرکت به سمت آخرت و ابدیت از ما باید خروجیهای خاصی صادر بشود که ما به شکل خاصی در بیاییم چون خروجیهای هر کس به باطن او شکل میدهد دقت کنید این رابطه را باطن خروجی را میسازد خروجی دوباره برمیگردد باطن را میسازد.@ مثلاً شما وقتی میخواهید تمرین خط بکنید با محتوایی که دارید خط را مینویسید و یواش یواش که این خط زیبا شد خروجی این چنینی روی تواناییهای شما تأثیر دارد در آموزش زبان در آموزش هنرهای گوناگون اینطوری است شما با یک محتوا شروع میکنید خروجیهایی را دارید و این خروجیهای مختلف باطنساز است.@ پس این که میگویند علم و عمل باطنساز هستند به همین شکل هست علم و عمل باطنساز هستند یعنی علم روح ما برای حیات برزخی و قیامتی را میسازد و عمل بدن ما را برای آنجا میسازد اینکه من روز قیامت به چه شکلی هستم به چه شکلی ظاهر میشوم اینها کاملاً تناسب با دادههای الان من، موجودیهای الان من دارد.@ پس چون من هر چه از من صادر بشود من را میسازد و من در گروی آن چیزی هستم که انجام میدهم پس باید اولاً محتوا و باطن را شکل خاصی به آن بدهم و با این محتوا خروجیهایم را تنظیم بکنم لذا چون همه اینها آخر برمیگردد به معرفت انسان دارایی انسان، میخواهم این را عرض بکنم که میزان کمال و پیشرفت هر کسی به میزان معرفت اوست.@ معرفت صحیح و عمیق به آن بستگی دارد پس در واقع اینکه الان من در دنیا چقدر قیمت دارم چقدر میارزم چقدر ارزش دارم چقدر به عنوان یک انسان زندگی انسانی داشتم چقدر موفق هستم بستگی به این دارد که من چقدر تحصیل معرفت صحیح کردم رفتارهای من هم بر اساس معرفت صحیح خودبهخود تنظیم میشود یعنی این در آن تعادل ایجاد میکند من معرفت صحیح رفتار صحیح معرفت عمیق رفتار عمیق پس این را ما باید به آن توجه بکنیم.@ برای اینکه این مسأله خوب روشن بشود خواهش میکنم دقت بکنید چون مطلبی که میخواهم بگویم فوقالعاده مهم است ببینید ما دو سلسله نعمت داریم یک سلسله نعمتهایی که خدا به ما داده نعمتهای مقدمهای هستند یعنی ابزار هستند و دسته دیگر نعمتهایی هستند که حقیقی هستند اصل هستند.@ مثال بزنم اینکه انسان کسی را داشته باشد که مثلاً پدر مادر هزینههایش را تأمین بکنند مدرسه بفرستند او را، مدرسه وجود داشته باشد معلمی باشد که به انسان آموزش بدهد اینها همه نعمتهای مقدمهای هستند نعمت اصلی چیست آن کمال اصلی که گیر انسان میاید؟ علم است.@ حالا الان شما نگاه کنید مادر میگوید من زحمت کشیدم هزینه کردم پدر میگوید من زحمت کشیدم هزینه کردم وقت گذاشتیم بیخوابی کشیدیم برای تو ابزار مدرسه تهیه کردیم مدرسه خوب برای تو تهیه کردیم اساتید خوب انتخاب کردیم همه اینها را تو رفتی مدرسه درس خواندی اما این وضع نمراتت هست.@ آن چیزی که پدر مادر و دانشآموز را راضی میکند این هست که آیا نعمت مقدماتی و زحماتی که کشیدند به نعمت حقیقی منجر میشود یا نمیشود، نعمت حقیقی چی بود؟ علم بود تمام این مقدماتی که انجام شد برای این بود که این علم پیدا بکند.@ در دانشگاه هم همینطور همه این هزاران نفر و صدها هزاران نفر کنکور بگیر و دانشگاه بساز و چه و چه برای اینکه این شخص برود دانشجو بشود و وقتی دانشجو شد یک متخصص بیرون بیاید که نیاز کشور را بتواند تأمین بکند این اصل است.@ در آمدن انسان به زمین که خیلی تشریفات دارد که حالا نمودارهایش را هم خدمتتان تقدیم میکنند میلیاردها میلیارد ملائکۀ الله دخالت داشتند چه خلقی خدا کرده قوس نزول عالم طی شده جبروت و ملکوت تا آمده به دنیا رسیده دنیا آماده شده زایمانی صورت گرفته بچه به دنیا آمده بعد نعمتهای فراوانی که هیچ کس هم جز خدا تعدادشان را نمیداند.@ خود خدا هم میگوید شما هیچ کدام نمیتوانید حساب بکنید نعمتی را که من به یک نفر دادم (وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها) هیچ کس نمیتواند نعمتهایی را که خدا برای یک نفر هزینه کرده ریخته پای یک نفر حساب بکند ولی همه اینها برای چیست برای این هست که این شخص شبیه خدا بشود یعنی به قدرت برسد به کمال اصلی برسد.@ شما هی بیا باغ بخر باغبان بیاور کود تهیه کن چه چه آخر سر درخت میوه ندهد میگویی اصلاً فایده نداشت چه باغداری بود میوه نداد همه زحمات هدر رفت پس نعمتها مقدماتی هستند و نعمت اصلی بسیاری از انسانها در حد نعمتهای مقدماتی بازی میکنند اصلاً توجه به اینکه باید میوه بشوند ندارند یعنی همین.@ مثلاً فکر میکنند که این ارزشش به این هست که بیاید به این دنیا بزرگ بشود لباسهای خوب داشته باشد جای خوب خانه داشته باشد خوب بخورد خوب بگردد خوب بپوشد ازدواج بکند بچهدار بشود بچههایش مثل خودش بشوند همین یک شغل داشته باشند یک درآمد داشته باشند بعد هم بمیرند همین.@ یعنی به هیچ وجه از سطح نعمتهای مقدماتی از سطح کمالات جمادی و حیوانی خارج نشده اصلاً، به سطح مرحله حیات انسانی اصلاً نرسیده و به نعمت حقیقی که انسانیت هست و داشتن یک روحی که شبیه خداست و مَثَل خدا شدن هست این شخص نرسیده جذب اسم نکرده از اسماء الهی هیچ چیزش روی این صادق نیست یعنی یکی از اسمهایی که ما در جوشن کبیر میخوانیم نمیتوانیم به این خطاب بکنیم.@ بگوییم بالاخره تو اگر پنجاه سال عمر کردی شدی کریم یکی از اسمها شدی جواد شدی مثلاً عفوو شدی غفور یک اسم بالاخره گرفتی الان مثلاً خانواده میگویند که آقا ما این همه زحمت کشیدیم این یک اسم گرفت میگوییم اسمش چیست میگوید مهندس شده مهندس بتالوژی شده یک اسم گرفت، اسم گفتیم یعنی چی؟ اسم گفتیم ذات+صفت جمع ذات و صفت اسم میشود اسم یک کمال است.@ گفتیم کلمه مهندس یا کلمه رحمن یا کلمه رحیم اسم الاسم است حکایت از یک اسم حقیقی میکند اسم حقیقی یعنی ذات+صفت یعنی یک ذات دارا ذاتی که چیزی دارد کمالی از او خروج میشود این دارد واقعاً در خودش این دارایی را دارد.@ پس مهمترین نعمتی که ما در دنیا میتوانیم تحصیل بکنیم و با خودمان هم ببریم معرفت است یعنی از این بالاتر ما دیگر نداریم نماز مقدمه است روزه مقدمه است حج مقدمه است جهاد مقدمه است ذکر مقدمه است عبادتهای دیگر مقدمه است کارهای خیر هر چیزی انسان انجام میدهد مقدمه است عمل است اینها، برای اینکه در شخص یک حقیقیتی اتفاق بیفتد یعنی شخص به یک کمالی برسد.@ حالا بعد انشاء الله این را توضیح میدهیم اساساً آمدن انسان روی زمین و زندگی را شروع کرده همه بهانه است برای اینکه شخص در گیر و دار این زندگی در پیچ و خمهای مسائل زندگی در گرفتاریها و سختیها بتواند از دل اینها اسم ایجاد بکند شما هیچ کس را سراغ ندارید الان در جامعه شما اسم داشته باشد بدون سختی بدست آورده باشد.@ کار نکرده باشد تلاش، اگر مهندس است اگر نجار است اگر هنرمند است در رشتههای مختلف اگر دکتر هست اگر کفاش است هر کاری تعمیرکار است با زحمت به دست آورده یعنی اسم گرفته پس زندگی اساساً یک بهانه برای شدن هست زندگی یک زمینه برای کسب اسماء الهی هست یک مقدمه و یک زمینه هست.@ آن که ما میتوانیم به آن برسیم آن کمالی که ما میتوانیم به آن برسیم و با ما میماند معرفت الله هست و معرفت اساساً، معرفت چی؟ نه فقط معرفت الله بلکه معرفت همه حقائق هستی من بتوانم حقائق هستی را آنطوری که هست ببینم معصوم در مناجات شعبانیه میگوید حضرت(اَللّهُمَّ اَرِنِ الاَشیاءَ کَما هی) خدایا همه چیز را آنطوری که هست به من نشان بده من ببینم آنطوری که هست آن چیست چون من تا نبینم نمیتوانم تصمیم بگیرم.@ انسانها بر اساس بینشها و بصیرتها براساس تعریفی که از خودشان دارند بر اساس جهانبینی خودشان و معنایی که از زندگی و دنیا میشناسند اقدام به انتخابها ارتباطات رفتار و تنظیم فکر، وقتی من نگاهم کامل نباشد تمام انتخابهایم غلط یا ناقص از کار در میاید ضعیف از کار در میاید آن اتفاقی که باید بیفتد نمیافتد تا من نگاهم را درست نکنم مشکل حل نخواهد شد.@ حالا که من احتیاج دارم به اینکه من نگاهم را درست بکنم یعنی چی؟ یعنی من نیاز دارم به اینکه معرفت صحیح داشته باشم نه معرفت قلابی معرفتی که بعد از مدتی بفهمم آنچه که داشتم همه غلط بوده من توهم داشتم میکردم.@ شما اگر اطلاعات و معارف بشری را نگاه بکنید در همه زمینهها مثلاً در جامعهشناسی در روانشناسی در اقتصاد در مدیریت در سیاست در تعلیم و تعلم در خانواده در هر رشتهای که نگاه کنید الان بشر هزاران سال است در رشتههای مختلف دارد کار میکند حتی در رشتههای تجربی دارد کار میکند در فیزیک نگاه کنید خودش میگوید ما بسیاری از اطلاعاتی که الان بدست آوردیم بیخود بوده.@ یعنی زحمت کشیدیم با سعی و خطا فرضیه بوده یک مدتی فکر میکردیم درست است بعد از یک مدت فهمیدیم نه غلط بوده همه اینها فکر میکردیم و چون غلط هم بوده جامعه جهانی الان اینطوری هست چرا الان جامعه علمی جامعه جهانی امروز موفق به خوشبخت کردن بشر نیست بشر الان در بدترین وضعیت تاریخی خودش قرار دارد از نظر گرسنگی فقر فساد فحشا بیماری جسمی بیماریهای روحی روانی خودکشی زندان جنگ برای اینکه علومی را که دارد علوم صحیح نبوده.@ زحمت کشیدند دانشگاهها درس خواندن کار کردند بالاخره ولی سعی و خطایی هست معرفت صحیح غیر قابل تردید معرفت صحیحی که عصمت پشت آن باشد ندارند و چون نیست یک فرمول اقتصادی میدهند برای یک جامعه بعد از یک مدت میفهمند چقدر مفاسد ایجاد کرده یک فرمول مدیریتی میدهند بعد میبینند جواب نداد یک فرمول در روانشناسی میگویند بعد میبینند که مشکلساز شده در جامعهشناسی همینطور در همه رشتهها همینطور.@ نیاز امروز بشر به معرفت صحیح هست یعنی معرفتی که دیگر پشتش اشتباه نباشد غلط نباشد این نیاز بشر هست. طبق اصل اصالت تخصص باید معرفت صحیح را از کجا تهیه بکنیم؟ یا از سازنده سیستم یا از نمایندهای که مجاز هست از طرف سازنده سیستم معرفی میشود.@ این اصل اصالت تخصص یادتان هست گفتیم در چهار مرحله مرحله تعریف مرحله راهاندازی مرحله بهرهبرداری و مرحله اصلاح و تعمیر بعد از خرابی ما در درجه اول نیازمند به سازنده سیستم هستیم راهنمایی سازنده سیستم و بعد راهنمایی نمایندهای که از طرف راهنمای سیستم معرفی و تأیید شده باشد.@ در مورد انسان توضیح دادیم که ما هفت دسته اطلاعات تخصصی نیاز داریم و آن این هست که انسان قبل از اینکه بیاید به دنیا کجا بوده چطوری زندگی میکرده چه حقیقتی داشته اصل و ریشه او چیست الان به دنیا آمده دارای چه نفسی هست نفس او چه وضعیتی دارد بدن او چطوری است.@ رابطه نفس و بدن چگونه است عالم طبیعتی که او در آن زندگی میکند چطور عالمی هست رابطه بین این جسم و روح با عالم طبیعت چگونه هست این شش تا و اینکه بعداً کجا میخواهد برود این هم شد هفت دسته. در روایت علی(ع) بخواهیم جایش بدهیم چه میشود (رَحِمَ الله اُمرَأً عَلِمَ مِن عَین وَ فی عَین وَ إِلی عَین) این سه دسته اطلاعات تخصصی.@ گفتیم که هیچ کدام از این سه دسته اطلاعات تخصصی در اختیار هیچ انسانی روی زمین نیست یعنی از این هفت دسته بشر با کاری که الان هزاران سال کرده حتی یکی از این تخصصها را ندارد بشر یعنی نتوانسته بگوید من جسم را کامل شناختم روح را کامل شناختم طبیعت نه.@ چند روز پیش یک مقالهای میخواندم در رابطه با حشرات یک دانشمندی میگفت ما تمام اطلاعاتی که تا الان کسب کردیم در مورد زندگی حشرات حتی تعدادشان یک پنجم اطلاعات حقیقی هست که باید داشته باشیم یعنی هنوز بسیاری از اطلاعات ما ناقص هست در این زمینه، حالا یک حشره هست این، آدمها چی؟ بسیار پیچیدهتر هست.@ لذا ما در حرکت به سمت سعادت حقیقی نیازی به اطلاعات حقیقی و معرفت حقیقی در مورد خودمان و عالم داریم ما باید حقایق عالم را واقعاً آنطوری که هستند بشناسیم اصلاً الله کیست من کیستم عالم چیست من چکار باید بکنم برای خوشبختیم.@ چطور عملهایی میتواند از من سر بزند چه عملهایی نباید سر بزند چه خلقهایی باید داشته باشم چه خلقهایی نباید داشته باشم چه چیزهایی باید دوست داشته باشم چه چیزهایی نباید دوست داشته باشم نظام حبی من چیست چطوری باید باشد نظام حبی من همه اینها مبتنی بر فهم هست بر تفکر هست و تعقل رسیدن به معرفت.@ الان اردوی ما چطور اردویی هست؟ از بین همه این مراحلی که به شما گفتم الان ما فقط قدم اول را داریم طی میکنیم یعنی میخواهیم با تفکر با رساندن خودمان به معصوم اطلاعات تخصصی حقیقی منطبق با حقیقت و واقعیت را ما کشفش بکنیم الان فعلاً مرحله اولیم تفکر تعقل بعد کشف حقایق رسیدن به معرفت.@ وقتی به معرفت رسیدی از آنجا هست که انسان وقتی یک معرفت صحیح پیدا کرد تازه خروجیهایش درست میشود یعنی رفتارها را درست میتواند بکند گرایشهایش را میتواند درست بکند نظام حبیش را میتواند درست بکند و سایر چیزهای دیگر.@ ولی ما الان بدون معرفت یک اطلاعات دست و پا شکستهای داریم هر کداممان بیست سال سی سال چهل سال داریم خروجی میدهیم و آن خروجیها آن اثری که باید داشته باشد ندارد هنوز بعد از مثلاً بیست سال قرآن خواندن شراب نشده ربیع نیست بهار دل نیست بعد از پنجاه سال نماز خواندن من معراجی نداشتم بعد از چهل سال روزه گرفتن هیچ اتفاقی برای من نیفتاده چرا؟@ چون من مبتنی نیست این کارهایم این خروجیهایم بر آن معرفت صحیح لذا امام رضا(ع) در اول خطبه فقره اول چی داشتیم یادتان هست (اَوَّلُ عِبادَۀِ الله مَعرِفَتُه) عبودیت بندگی خدا، بندگی برای چی؟ دقت کنید باز این خیلی مهم است.@ وقتی میگوییم عبودیت و بندگی این خدا نیست که به عبودیت و بندگی من احتیاج دارد این استاد نیست که به فرمانبری شاگرد احتیاج دارد این شاگرد است که به عبودیت استاد احتیاج دارد شاگرد تا عبد نشود مثل استاد نمیتواند باشد کمالات استاد را نمیتواند بگیرد در تمام رشتههای عالم همینطور هست اول باید عبودیت داشته باشی یعنی بله خوب گوش بکنید حضرت فرمود اول سکوت بعد خوب گوش کردن بعد عمل کردن یاد گرفتن و عمل کردن.@ این ما هستیم که به عبودیت الله احتیاج داریم قیمتش به استادش هست مثلاً بگویند الان شما کدام رشته کار میکنی بگویی من این رشته کار میکنم این رشته قیمتش در جامعه مشخص هست بگویی من الان پزشکی عمومی کار میکنم قیمت استاد من هم این هست که به من پزشکی عمومی یاد بدهد اما میگوید نه من الان تخصص مغز و اعصاب کار میکنم آن استادی که تخصص مغز و اعصاب یاد میدهد خیلی قیمتش بالاتر است.@ قاعدهای که لازم است توجه بکنید به آن این هست که شرافت هر علمی این را مرقوم بفرمایید داشته باشید همیشه شرافت هر علمی به موضوع آن علم است یعنی شما بسته به این است که موضوع علمت چیست ماده است خیال است وهم است عقل است یا فوق عقل است هر کدام از موضوعات تعیینکننده قیمت علم هستند.@ بنابراین وقتی میگوییم انسان قیمتش را از رب خودش میگیرد از مربی خودش میگیرد همین است من الان میخواهم پزشک بشوم استادم هم یک پزشک باشد حالا آدم خوبی باشد یا بد اصلاً مهم نیست او تخصص پزشکی داشته باشد به من یاد بدهد من میخواهم پزشکی را از او یاد بگیریم.@ میخواهم گلسازی یاد بگیریم میخواهم موسیقی یاد بگیرم میخواهم یک رشته مهندسی یاد بگیریم اصلاً کار ندارم شخصیت استادم چطور شخصیتی هست او فقط تخصص داشته باشد به من یاد بدهد اما وقتی من ربی را انتخاب میکنم که بالاترین ربهاست یعنی کمال مطلق است الله میشود رب من، خب من قیمتم هم با این استاد تغییر میکند من میخواهم شبیه به این استاد بشوم میخواهم کمالات این مربی را بگیرم او رب من باشد.@ لذا شما در دو جا لذت میبری نماز همه جایش لذت است اما در دو جا قیمتها خیلی مشخص است یک جا وقتی که به رکوع میروی میگویی (سبحان ربی العظیم) بهبه رب عظیم من یعنی از او بزرگتر دیگر رب وجود ندارد یکی هم سجده (سبحان ربی الاعلی و بحمده) و چون اعلی است من به پایش میافتم سجده به پای الله افتادن است اعلی است.@ من برای این آفریده شدم قیمتم این هست که مثل او بشوم روح من اینطوری آفریده شده یعنی به کمتر از او شدن راضی نیست اگر به کمتر از او شدن راضی بشود مریضی برایش پیش آمده حتماً فسق اتفاق افتاده یعنی انحراف ایجاد شده قرآن این را میگوید اینطوری نیست که من الان شبیه به او نشوم اسم جذب نکنم فردا بروم در برزخ با یک بهشت راضی بشوم میخواهم مسیرم را طی بکنم چون این نفس بینهایتطلب میخواهد بالا برود.@ لذا سیر دارد مهمترین رحم برای اینکه من به همه آن کمالات برسم رحم دنیایی هست مثل رحم مادر، رحم مادر مهمترین کمالی هست که یک جنین میتواند همه امکانات یک انسان را در نُه ماه تهیه بکند اما اگر یکی را تهیه نکرد خواست بیاید به مرحله بعدی که دنیا میشود خیلی طول میکشد شاید بشود شاید نشود ممکن است نشود.@ اینکه ما یک ابدیت سر راهمان هست برای این هست که ما ربمان ابدی است مسیرمان هم ابدی و جاودانه است من اینقدر باید بروم میلیونها سال میلیونها سال باید بروم تا آن اتفاقی که باید برای من بیفتد من نمیتوانم متوقف باشم باید میلیونها سال بروم تا شبیه اصلم بشوم و غیر از آن هم روح من آرام نمیشوم.@ حالا اگر من در مسیر کمال باشم مسیری را که در برزخ طی میکنم یک مسیر کاملاً کمالی هست یعنی من در برزخ در دانشگاههای برزخ میروم در حوزههای علمیه برزخ و یواش یواش تحت نظر اساتید و ربها و مربیهای گوناگون این مسیر کمال را طی میکنم تا به آن اوج برسم.@ اما اگر عیب با خودم برده باشم رب من آنجا آتش هست مادر من جهنم میشود مادر رب است (رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّيانِي صَغِيراً) پدر مادر رب هستند قرآن میفرماید (فَأُمُّهُ هاوِيَةٌ) بعضیها مادرشان جهنم است چرا؟ چون جهنم باید این را تربیت بکند یعنی من مسیر کمالی ندارم ضعف بردم نقص بردم تولدی که از رحم داشتم تولد مریض بوده حالا باید این مریضی برطرف بشود اولاً بعد من سالم بشوم بتوانم مسیر سلامت را طی بکنم.@ مثلاً یک بیماری بداخلاقی بردم بیماری تکبر بردم بیماری لجبازی با خودم بردم اینها همه آنقدر طول میکشد یک اسرافش را علی(ع) فرمود برای حل یک مشکل اسراف سیصد هزار سال شما در جهنم باید بمانید تا ما دستمان به شما برسد شما را نجات بدهیم یک نفر که روح اسراف دارد آدم مسرفی هست ولخرج است این با حقیقت من تناسب ندارد سیصد هزار سال خیلی است اما نسبت به ابدیت رقمی نیست نسبت به جاودانگی هیچ است ولی بالاخره اینقدر درمان دارد.@ الان بچهها میایند دنیا میگوید آقا این بچه الان مثلاً هشت سال است که داریم درمانش میکنیم بچهای هست الان ده سال هر روز میرود فیزیوتراپی ده سال هر روز میگویند چون این وضعیت عضلاتش یک طوری هست که یک روز هم اگر دو ساعت فیزیوتراپی نشود سه ساعت فیزیوتراپی نشود عضله جا در جا خشک میشود.@ باید حتماً روزی سه ساعت کار اینطوری رویش انجام بشود تا بتواند زندگیش را انجام بدهد دیالیز باید بشود تا آخر عمر شخص باید دیالیز بشود دیگر گرفتار شده این کلیه، به سلامتیش نرسیده دیالیزی شده.@ پس مسیر ما یک مسیر کاملاً ابدی هست ما باید اطلاعات تخصصی را حتماً طبق اصل اصالت تخصص از چه کسی به دست بیاوریم؟ از خود الله که این مجموعه را خلق کرده و معصومی که خلیفۀ الله هست مظهر خداست خلیفه خدا بر روی زمین است یعنی آن خدا با همه اطلاعات تخصصیش یک جانشین دارد روی زمین یک مظهر دارد یک خلیفه روی زمین دارد من باید ارتباطم را با این برقرار بکنم.@ هماهنگی اطلاعاتی و عملی من مربی من ایشان هست از اینجا ما یک گریز میزنیم به بحث مهدویت که ما نیازی به مهدی داریم در هر زمان اینکه حضرت میفرماید (مَن ماتَ وَ لَم یَعرِف اِمامَ زَمانِهِ ماتَ میتَۀً جاهِلیَه) همین است اگر کسی بمیرد ولی متخصص را نشناخته باشد مربی اصلی را نشناخته باشد کانون تخصصی علم را نشناخته باشد این چطوری میتواند خودش را بسازد.@ لذا فرمودند یا رسول الله مرگ جاهلی یعنی چی؟ فرمود مرگ جاهلی یعنی کفر، نفاق، یعنی بدبخت از دنیا میرود چون هیچ کدام از انتخابات این ارتباطات این رفتارهای این تخصصی نیست هیچ کدام منطبق بر حقیقت نیست خیالی است آداب و سنن شمالی جنوبی مرکزی عربی عجمی.@ از پدر مادرش درس یاد گرفته از فلان هنرپیشه گرفته از فلان بازیگر گرفته یک کتاب رمان خوانده از آن یک چیزی یاد گرفته همین یعنی اصلاً مربی تخصصی ندارد در حقیقت انسانی، برای همین وقتی میرود در برزخ میبیند که اینجا اصلاً یک شرائط زیستی دیگر است من هیچ چیزی را منطبق بر اینجا اصلاً تربیت نکردم هیچ چیزم درست نیست.@ مثل یک جنینی که در رحم مادر بزرگ شده ولی نه دست دارد نه پا دارد نه قلب دارد نه سر دارد هیچی از او تنظیم نشده فقط سه کیلو گوشت است هیچ چیز دیگری نیست یک کمی این حجاب عادت را بگذاریم کنار، به خودمان جلوی آیینه نگاه بکنیم ببینیم خدا چکار کرده در این دنیا یک چشم با چه پیچیدگی میخواهد یک گوش با چه پیچیدگی میخواهد یک قلب با چه پیچیدگی میخواهد که هشت هزار سال تاریخ پزشکی بشر هنوز نتوانسته این را کامل بشناسد.@ چقدر سیستم باید پیچیده باشد ما خیلی ساده از کنار این سیستمها داریم رد میشویم برای همین دنیایش یعنی پایینترین مرحله حیاتش یک بدنی میخواهد که بشر هنوز کامل نشناخته او را کامل، ولی ما چون عادت کردیم نگاه کنیم به این پدیدهها مثلاً بچه به دنیا میاید آقا نگاه کن بچه مسیر سلسله اعصابش پنج دور دور کره زمین میچرخد سیمپیچیش اینطوری است.@ چه کسی این را اینطوری سیمپیچی کرده مغزش قلبش گوشش چشمش بینیش فکر بکن یک ذره حالا فکر کن این موجود بخواهد بیاید در برزخ چقدر پیچیدگی باید داشته باشد چون برای استفاده از فضای دنیا یک بدن با این پیچیدگی نیاز بوده و میلیاردها مقدمات دیگر.@ این وقتی میخواهد در نظام برزخی برود چون میخواهد به الله نزدیک بکند خودش یعنی به کمال مطلق و بینهایت میخواهد نزدیک بشود این وقتی از یک فضای محدود میخواهد برود در یک فضایی که نسبت به دنیا مثل دنیا نسبت به رحم هست باید این شخصیت چقدر قدرتمند شده باشد از نظر داراییهای روحی از نظر بدنی که متناسب با برزخ هست چقدر.@ این که مثلاً میگویند طرف فشار قبر دارد اینطور نیست که فقط مشکل اطلاعاتی و معرفتی دارد چون برزخ دو چیز لازم دارد یک بدن متناسب با برزخ میخواهد یک روح متناسب با برزخ میخواهد بدنش را با عمل انجام میدهیم عمل صالح بدنساز است روحش هم با معرفت شما بدست میاورید.@ لذا شما اصلاً نمیتوانید حق ندارید خودتان را از تخصص محروم بکنید باید انسان برود سراغ تخصص باید شما رساله یاد بگیرید سه تا علم را پیغمبر واجب کرده برای حرکت آخرتی ما 1 ـ فقه احکام باید رساله بخواند رسالهای عمل بکند کیلویی نمیتواند همینطوری زندگی بکند 2 ـ اخلاق 3 ـ معارف عقائد حقایق عالم را باید خوب بشناسد.@ ما احتیاج به این دانشها داریم با این دانشها ما انسانیم اینکه پیغمبر فرمود خدا بغض دارد دشمن میدارد (اِنَّ الله تَبارَکَ وَ تَعالی یُبغِضُ کُلِّ عالِمٍ بِدُنیا جاهِلٍ بِالآخِرَۀ) خداوند مبغوض میدارد هر عالم به دنیایی را که جاهل به ابدیت هست جاهل به آخرت هست برای همین است که اگر کسی نشناسد آن مسیر را مسیر آخرت را نشناسد.@ سؤالهای شب اول قبر را نداند سؤالهای برزخ را نشناسد سؤالهای قیامت را نداند این چطوری میتواند برای آنجا آماده باشد و زندگی کند سؤالها نه کتبی هست و نه شفاهی سؤالات وجودی است جنین سؤالات را در حم مادر جواب داده همه را یعنی گفتند آنجا از تو سؤال میکنند چشم داری تو هم باید بگویی بله دارم گوش آوردی بله آوردم قلب آوردی بله آوردم.@ سؤال یعنی درخواست دنیا درخواستش از یک جنین چیست؟ یک چشم متناسب با طول موجش سؤال یعنی همین درخواستش چیست از یک جنین؟ یک گوش متناسب با فرکانس عالم، گوشت را آوردی یا نه بله گوش دارم تأیید است برو چشم تأیید قلب تأیید مغز تأیید سالم برو زندگیت را بکن.@ اما اگر یک موقعی دستش کج باشد چی؟ یا استخوان پایش کج شده باشد لگنش کج شده باشد مهر تأیید نمیخورد اینجا، فرشتهها مهر تأیید نمیزنند درد میشود آنجا جهنم میشود اینجا درد میشود حالا این بچه باید چکار کند؟ حالا باید این برود سیر مسیر درمانیش را طی بکند باید برود درمان بشود تا بتواند سالم زندگی بکند پس ما نیاز به معرفت داریم معرفت منطبق با حقیقت.@ اطلاعات تخصصی هم در دو جا به ما عَرضه شده 1 ـ کتاب کتاب الله یعنی کاتالوگ انسان کتاب راهنمای انسان و جهان آن سه علمی که پیغمبر فرمود اصولشان همه در این کتاب هست اصول فقه اصول اخلاقیات و اصول معارف همه در این کتاب هست 2 ـ به چه احتیاج داریم؟ به راهنمای متخصص معصوم که سنت میشود عترت.@ لذا پیامبر فرمود (اِنّی تارِکُم فیکُمُ الثِقلَین) شما به دو چیز بیشتر احتیاج ندارید من دارم میروم دو چیز را برای شما گذاشتم (کتاب الله وَ عترَتی) ما به این دو تا احتیاج داریم ما به علم به کتاب احتیاج داریم به قرآن خواندنش تدبرش فهم عمیقش احتیاج داریم به فهم سنت و فرمایش معصوم هم احتیاج داریم این را نیاز داریم نیاز حقیقی ما این است.@ پس نعمت حقیقی یعنی چی؟ یعنی اینکه من بعد از سی سال چهل سال رسیدم به فهم قرآن و فهم کلام معصوم به معرفت میرسم یا نه نعمتهای دیگر همه خوب بودند ولی مقدمه بودند من به نعمت اصلی که فهم این هست رسیدم یا نرسیدم؟ اینکه من عرض کردم دیروز یک هفته اردوی شما یک هفته قدری هست برای این است که شما در این یک هفته اطلاعات دهها سال به صورت فشرده امام رضا(ع) در اختیار ما قرار داده.@ آن چیزی که تو نیاز داری در اختیار تو قرار داده. آن هم در بخش مهمترین قسمت کار یعنی الله که اگر آن جور در نیاید در نبوت مشکل پیدا میکنی در ولایت مشکل پیدا میکنی در سایر اطلاعات تخصصیت هم مشکل پیدا خواهید کرد.@ ما لااقل خوشبختیمان این هست که مینشینیم پای درس امام رضا(ع) یک معرفت حقیقی منطبق با حقائق عالم را شناسایی میکنیم دیگر اشتباه در آن نیست بعد از بیست سال سی سال بفهمیم که مسیر را اشتباه رفتیم.@ بحث را به یک گونه دیگر دوره بکنیم کمال انسان در این هست که در دو چیز شبیه خدا بشود کمال انسان این هست که در دو چیز مَثَل خدا بشود حالا بعضیها نمیفهمند این کلمات را چون قبلاً توضیح دادیم شبیه خدا قرآن فرمود (لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ‏ءٌ) مثل خدا که چیزی نیست شبیه خدا که چیزی نیست.@ نه شبیه ظهوری ظهوراً شبیه خدا بشود یعنی بتواند ظهور بدهد آن کمالات را، کمال انسان این هست که بتواند کمالات الهی را در دو چیز ظهور بدهد پس باید باطن داشته باشد اگر بخواهد ظهور بدهد باید باطن داشته باشد چرا؟ چون (اَلظاهِرُ عِنوانُ الباطِن) آن دو چیز چیست؟ 1 ـ علم باید علم ما با علم خدا یکی بشود یعنی آن چیزی که خدا میداند من هم بدانم.@ یعنی واقعاً اگر من یک چیزی را گفتم این هست خدا بگوید بله درست است همین است تأیید بشود علم من اطلاعات من درست باشد اگر اطلاعات شاگرد با مربی یکی نشود شاگر یک توهماتی از کلام استاد داشته باشد استاد یک چیز دیگر میگوید او یک توهمی داشته باشد و این توهمان همینطوری ادامه داشته باشد هیچ وقت شاگرد شبیه مربی خودش نمیشود چون بد میفهمد مسائل را، همیشه سوء فهم دارد.@ هیچ وقت اصلاً کمالی رخ نخواهد داد لذا ما باید حتماً در علم آنطوری که خدا گفته اطلاعاتمان شبیه او بشود لذا شما وقتی که قرآن میخوانید یکی از مستیهای قرآن که اینجا خوب است بگویم خیلی کمکتان میکند یکی از مستیهای قرآن و بهار دل بودنش این هست شما این کتاب را وقتی باز میکنی میخواهی قرآن را بخوانی خیالت راحت است داری علم حقیقی بدست میاوری.@ یعنی میدانی اگر دو ساعت نیم ساعت داری وقت میگذاری یک چیزی میخوانی داری اصول تمام نظام خلقت را یاد میگیری شما بعد از اینکه بروی در برزخ دوباره قرآن نیاز داری چون خدا میگوید من هر چه که در برزخت بوده در قرآن برایت گفتم آنجا که برایت کشف میشود حقایق به توانایی و قدرتمندی میرسی.@ مثلاً تو میتوانی تولید بکنی مثل خدا یک لحظه مثل خدا نیت بکنی که من الان در برزخ اینطوری میشود حضرت میفرماید شخص مثل خدا میشود برای اینکه یک چیزی را میخواهد هیچ وقت به زبان نمیاورد مثلاً من این را میخواهم نه میگوید فقط اراده میکند تا اراده کرد جلویش حاضر است هر چه که میخواهد (فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ) آنجا هر چه که اشتها داشته باشی میل داشته باشی هر چیزی اصلاً محدودیت ندارد.@ هر چه از آن لذت ببری هست اما خودت اراده بکنی هست سر جایش هست آماده است میتوانی خودت ایجاد بکنی لذا قرآن میگوید چشمههای بهشتی اینطوری هستند که مؤمن اینطور نیست که ببرند در بهشت بگویند این بهشت توست یک پیشنهاد اولیه خدا به شما داده میروید آنجا میبینید که نهرش جاری شده این کاخش است این چیه این چیه.@ ولی میگوید (عَيْناً يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَها تَفْجِيراً) میگوید چشمه را خود این شخص ایجاد میکند آنجا، هر چه که میخواهی چشمه در بیاید خودم این چشمه را ایجاد میکنم البته یک معانی باطنی بالاتری هم دارد که برمیگرد به نوع شدن انسان در دنیا یعنی در دنیا دوست دارید چطوری بشوید (عَيْناً يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَها تَفْجِيراً) سوره انسان.@ 2 ـ در عمل پس 1 ـ ما باید در علم مثل خدا بشویم یکی در عمل باید مثل خدا بشویم یعنی خروجیهایمان آنطوری هست حالا خدا چه خروجیهایی دارد؟ خروجیها را باید بشناسیم لذا شما این که میگویند جوشن کبیر ثواب دارد یک کسی بیاید به من بگوید این خواندنش چه ثوابی دارد یک مشت جملات عربی که اصلاً من نمیدانم معنایش چیست؟@ مثلاً میگوییم یا مرتاح یا واصل یا فاصل یا مانع این یعنی چی همین خواندیم که نشد پنجاه سال است مردم دارند میخوانند یکی از این اسمها اصلاً معنیش چیست حالا شدنش پیشکش معنیش چیست مرتاح گفتیم مرتاح یعنی چی میگوید مرتاح یعنی شاد.@ یعنی یک آدمی که عُرضه ندارد خودش را با نشاط نگه بدارد همیشه وابسته است به اینکه از بیرون یک چیزی بگیرد تا شاد بشود مرتاح نیست پس اسم ندارد باید فیلم نگاه بکند باید دوستانش را ببیند باید دوستانش با او باشند باید تماس با او گرفته بشود باید مسافرت برود باید از خارج یک چیزی به او برسد خودش نمیتواند خودش را شاد نگه بدارد میبینی که از بیست و چهار ساعت این هشت ساعتش را غمگین است.و@ در طول سال سه ماه شاد ندارد پس این اصلاً مرتاح نیست عصبی است حرف که میخواهد بزند نمیتواند همیشه حرفهایش پرخاش و داد و این بنده خدا اصلاً اسم ندارد میگوید واصل میبینی نه واصل نیست تفرقهافکن است واصل یکی از معنایش همین است خیلی معنا دارد اینها را در تمرینها باید میگفتیم پارسال پیارسال تمرین کردیم باز انشاء الله تمرین هم خواهیم کرد.@ فاصل واصل میبینی این اصلاً از او بر نمیاید یک آدمی هست که هر جا میرود بین همه اختلاف میاندازد خودش هم نمیتواند با هیچ کس با پنج تا رفیقش میبینی با چهار تا از آنها مشکل پیدا میکند با زنش مشکل پیدا میکند با شوهرش مشکل پیدا میکند با صد نفر مشکل پیدا میکند با فامیلها میبینی اصلاً رابطه خوبی ندارد.@ یک آدمی هست منزوی با برادرش مشکل دارد با پدر مادرش مشکل دارد اصلاً صله ارحام ندارد فاصل نیست یعنی چی؟ یعنی عُرضه ندارد خودش را از فاصله پیدا بکند مقام انسانی اینطوری میشود عُرضه ندارد فاصله ایجاد کند بین خودش و جهنم یعنی همیشه نزدیک آتش میرود.@ مثل بچه بیعُرضهای که مادر صد دفعه میگوید نرو کنار هی میرود هر دفعه هم یک چیزیش میسوزد یک جایش میخورد زمین یک آسیبی میبیند یک بچه زیرک به او میگوید از آن طرف نرو دیگر نمیرود.@ یک الاغ را شما میخواهید ببرید یک جایی یک بار ببیند خطر هست دیگر نمیرود ولی آدم صد بار میرود. ما یک الاغی داشتیم منطقه چند تا الاغ مرده بودند آنجا یعنی خمپاره میامد هم بچه را میزد به الاغها هم میخورد آنها هم کشته میشدند این الاغ از ما یاد گرفته بود خیلی تیز بود صدا خمپاره میامد دراز میکشید یعنی قشنگ یاد گرفته بود چطوری بخوابد همین دست و پایش را دراز میکرد میخوابید ترکش هم به او نمیخورد خیلی هم عمر کرد خوب یاد گرفته بود.@ نمیتواند خودش را با جهنم با دشمنان تبری ندارد اصلاً تبری ندارد نمیتواند اصلاً بین آدمهایی که میتوانند روی او تأثیرات منفی بگذارند با خودش تنظیم رابطه بکند زحمت میکشد کار میکند یک هفته بعد میبینی با یک کسی رفیق میشود در یک مهمانی میرود به مسافرت میرود هر چه به دست آورده از دست میرود بدتر هم میشود چون داراییها را وقتی میزنی به گندابی مثل غذایی هست که فاسد میشود تمام عفونت میشود مسمومیت میشود.@ اسم خیلی است اگر بخواهی یک اسم ما باید برای هر یک اسمی چند تا کارگاه بگذاریم تا این مهارت بدست بیاید چطوری برای یک گلسازی شما سه ما باید زحمت بکشید تا یک گلساز بشوی برای یک تایپ باید چند ماه زحمت بکشی تا یک تایپیست بشوی برای هر اسمی هم آدم باید خیلی زحمت بکشد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@