أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان در خطبه توحیدی آقا امام رضا(ع) در فقره 15 اسم احد و ظاهر و متجلی و باطن را خواندیم رسیدیم به مباین و غریب و لطیف، سه اسم از اسماء حق تعالی که تقریباً مباین و غریب و لطیف با همدیگر یک تناسبهایی دارند که حضرت اینها را نزدیک هم ذکر کرده کما اینکه ظاهر و باطن و متجلی هم با همین اسمها رابطه دارند با غریب رابطه دارد.@ مباین یعنی جدا، رابطه خدا با اشیاء چیست؟ رابطه خدا با عالم خلقت چگونه است؟ عالم خلقت کجا قرار دارد؟ خدا کجا قرار دارد؟ اصلاً میشود گفت خدا یک جای دیگر است عالم خلقت جای دیگر است کما اینکه غالباً هم اینطور تصور میکنند که یک خدایی آن بالاست.@ در مورد بالا بودن خداوند که در آسمانهاست بالا گفتیم مفهومش نسبی است اساساً در فضا بالا و پایینی معنا ندارد شما کره زمین را که در نظر بگیرید یک کسی در قطب جنوب است یک کسی در قطب شمال، هر کدام به سمت آسمان بروند آن کسی که در قطب شمال قرار دارد به سمت بالا میرود آن کسی هم که در قطب جنوب قرار دارد باز هم بالا میرود.@ از نظر بیننده ممکن است بگوییم پایین میرود یا آسمان میرود کما اینکه خود ما هم همینطور هستیم هر کس روی این کره خاکی به هر سمتی از فضا برود به سمت بالا رفته و آسمان، پس اینطور نیست که بگوییم مثلاً خدا در آسمان است یا روی زمین نیست.@ نسبت خدا با اشیاء چگونه است؟ حضرت میفرماید(مُباینٌ) خدا از اشیاء جداست، جداست یعنی چی؟ یعنی احکام اشیاء شامل حال خداوند نمیشود اشیاء ممکنات شامل حال خداوند نمیشود ولی خداوند به همه اینها نزدیک است.@ جدا هست اما نه جدا به معنای ارتفاع، بگوییم خداوند تبارک و تعالی یک عالمی را خلق کرده بعد خودش از آن بالا دارد نظارت میکند یا سپرده دست ملائک خودش جداست خودش در عالم نیست دارد از آن بالا نگاه میکند همان تعبیری که کردیم خدا یک جایی همین نزدیکیهاست، این تعابیر درستی نیست.@ میفرماید خداوند جدا هست اما(لا بِمَسافَۀٍ) مسافت ندارد فاصله مکانی از اشیاء ندارد اگر بخواهیم خوب این مسأله را بفهمیم باید به نفس و بدن نگاه بکنیم، رابطه نفس و بدن چطوری است ایا احکام بدن شامل حال روح میشود؟ چاقی، لاغری، کوتاهی، بلندی، پیری، جوانی؟ نه.@ نفس مجرد است هیچ کدام از اینها دامن نفس را نمیگیرد سوختگی، خشکی، خیسی، هیچ کدام دامن نفس را نمیگیرد، حالا این نفس جدای از بدن هست؟ بله جدای از بدن است نفس غیر از بدن است هیچ کدام از احکامی که دامن جسم را میگیرد دامن نفس را نمیگیرد.@ اما این جدایی به این معنا هست که نفس مسافت دارد با بدن؟ ما الان از بدنمان جدا هستیم؟ یعنی با بدنمان فاصله داریم؟ نه، ولی در بدن هم نیستیم این خیلی مهم است اگر بخواهیم رابطه خداوند با طبیعت و عالم خلقت را ببینیم همان رابطه نفس با بدن بسیار گویا هست.@ یکی از معانی حدیث شریف(مَن عَرَفَ نَفسَه فَقَد عَرَفَ رَبَّه) همین هست که اگر هر کس نفس خودش را بشناسد رب خودش را شناخته رب من با بدن من با ماده با عالم دنیا با زمین با کرات با کهکشانها چه نسبتی دارد؟ همان نسبتی که نفس من با بدن من دارد یعنی شما هیچ سؤالی نیست که در مورد خداوند تبارک و تعالی بکنید.@ برایتان این سؤال پیش بیاید و نمونهاش را خدا در ما قرار نداده باشد در دنیا خداوند تبارک و تعالی برای همه مسائل ماوراء طبیعی نمونه قرار داده که ما ببینیم و عبرت بگیریم.@ اگر یک حدیثی در مورد جهنم، بهشت، عالم بالا دیدیم خداوند یک نمونههایی در مورد خود خداوند و در مورد فرشتهها حتماً قرار داده که ما با تفکر و تعمق میتوانیم آن را بفهمیم پس خداوند مباین هست اما این مباین بودنش مسافت ندارد(مُبایِنٌ لا بِمَسافَۀٍ قَریبٌ لا بِمُداناۀٍ) خدا نزدیک هست.@ اما نزدیکی به این معنای نزدیکی دوتا جسم نیست مداناۀ نیست که بگوییم الان دست من نزدیک به این لیوان است میتوانیم جلو ببریم و نزدیکتر بشویم مثلاً من الان بالای کوه بروم به خدا نزدیکتر میشوم به کره ماه بروم به خدا نزدیکتر میشود فضا بروم به خدا نزدیکتر میشوم نه.@ زمین ما هم خودش در آسمان است این تصور عامیانه است که ما فکر کنیم یک زمین داریم مثل کف سالن که کف سالن یک آسمان دارد یک ارتفاع دارد بنابراین به این شکل نیست که خداوند قریب باشد که ما بتوانیم با او مداناۀ داشته باشیم که حالا در این باره من یک روایتهایی را بخوانم و چند آیه در مورد قریب بودن خداوند تبارک و تعالی.@ امیرالمؤمنین(ع) در مورد وحدت خداوند تبارک و تعالی یک جملهای دارد میفرماید واحد دانستن حق عبارت است از جدا کردن و تمیز دادن او از خلایقش و معنی و حکم این جدایی و تمییز آن است که با صفت حاصل گردد نه موجب بینونت و جدایی به نحوه عزلت گردد یعنی صفت جدایی را دارد مباین هست.@ اما جدایی به معنی عزلت نیست عزلت یعنی فاصله گرفتن جدا شدن طبیعی، میگویی ما فاصله نداریم حضرت میفرماید(مباینٌ لا بمسافۀ) به عزلت نیست به مسافت نیست که خود او و ذات اقدس او از مخلوقاتش برکنار شوند.@ اینطور نیست که خداوند یک جایی آن دورها آن طرف آسمانهاست بعد به جبرئیل میگوید تو پر بزن زمین برو و از طرف من پیام را برسان بحث وحی و ارتباط غیر از این هست که ما فکر کنیم خداوند یک جایی آن دورها هست از آنجا فرشتهها را میفرستد بعد میگوید بروید روی زمین این کار را انجام بدهید یا از آن بالا دارد همه ما را نظاره میکند و ما را میبیند.@ نه خداوند حضورش همه جا یکسان هست در نهجالبلاغه همچنین در کتاب توحید صدوق، در توحید صدوق از امام صادق نقل کرده امام صادق فرمود امیرالمؤمنین اینطور فرمود، در نهجالبلاغه هم که خودش آمده، حضرت فرمود(هو فی الأشیاء) خدا در اشیاء و مخلوقات حضور دارد(عَلی غَیرِ مُمازَجَۀٍ) بدون اینکه با اشیاء مخلوط بشود.@ مثل نفس، نفس ما الان با بدن ما مخلوط نیست با بدن هست در همه جای بدن هم نفس حضور دارد اما هرگز با هیچ کدام از اجزاء بدن ممازجت پیدا نمیکند که بگوید نفس من الان خونی، چرب، خیس شد، نه. (وَ خارِجٍ مِنها عَلی غَیرِ مُبایِنَۀٍ) خارج از اشیاء هست اما به معنای مباینت به معنای مسافت و عزلت، خارج از اشیاء است اما نه اینکه مسافت و عزلت دارد مباین به این معنا، از آنها جدا باشد.@ باز امیرالمؤمنین(ع) در جایی میفرماید(هُوَ فِی الأشیاء بِلا کِیفِیَۀٍ) او در اشیاء هست بدون کیفیت یعنی بدون این کیفیتهایی که ما در مخلوط کردن اشیاء میدانیم کیفیت خدا را نمیگیرد مثل اینکه کیفیتهای بدنی ما خیس شدن و تَر شدن و سرخ شدن و رنگی شدن، سوختن، خنک شدن، گرم شدن هیچ کدام به نفس تعلق نمیگیرد.@ در دعا داریم که علی(ع) میفرماید(سُبحانَکَ مَلَئتَ کُلَّ شَیءٍ) منزهی تو هر چیزی را تو پُر کردی، همان که در دعای کمیل هم داریم(و بأسمائک التی ملأت أرکان کل شیء) قسم به اسمهای تو که پر کردند ارکان هر شیئی را، یعنی در تمام ارکان هر شیء حضور دارند.@ نفس چقدر در بدن حضور دارد در تمام ارکان بدن حضور دارد از موی سر شما بگیرید تا قلب تا پا تا تمام رگها و اعصاب نفس حضور دارد پر کرده اما هرگز آلوده به کیفیات بدن نمیشود خیلی هم راحت ما داریم این حرف را میزنیم این یک حقیقی است که درکش میکنیم اما آدم بفهمد چگونه یعنی چی؟ چگونه اینطوری هست؟ این حرف یعنی چی؟@ اینجاست که ما مجرد را داریم ماده را هم داریم میتوانیم بفهمیم مجرد، نفس، روح احکامش چگونه هست چقدر زیباست چقدر عجیب است چقدر محیرالعقول است نفس به گونهای هست که بدن به هر اندازه بشود نفس در آنجا حضور دارد.@ الان قد یک نفر دو متر بشود نفسش حضور دارد یا نه، از زمانی که بچه بوده الان دو متر شده نفسش با او هست به یک نفر هورمون رشد بزنند ده متر بشود نفس با او هست الان این موجودات دریایی قدش 15 متر است نفسش همه جا با او هست حالا 1000 متر بشود نفس با او میاید یا نه نفس کم میاورد؟@ بگویند این بدن خیلی بزرگ شده ما آنجا نمیرویم؟ نمیشود. اگر چیزی که نفس به آن تعلق میگیرد بشود یک میلیون متر بشود هزار کیلومتر بشود ده هزار کیلومتر، نفس با او هست یا نه؟ نفس در همه جا حضور دارد.@ پس معنای حضور خداوند تبارک و تعالی در اشیاء را دقت کنید وقتی میگوییم(لا یَخفی عَلَیهِ شَیئٌ فِی الأرضِ وَ لا فِی السَّماء) هیچ چیز از خدا مخفی نمیماند در آسمان و زمین، خدا که جسم نیست که کم بیاورد خداوند در همه کهکشانها و آسمان و زمین یکسان حضور دارد در بدن ما هم حضور دارد فرمود از رگ گردن هم به شما نزدیکتر هستم.@ حالا اگر یک نفر خودش را تربیت بکند این اتفاق خواهد افتاد یک نفر ممکن است خودش را تربیت بکند از بدن خودش به بدنهای دیگر هم برود به جاهای دیگر هم برود آنجا هم همینطوری مثل بدن خودش حضور داشته باشد.@ میشود که ما این بدن مادی را رها کنیم یا این بدن مادی را داشته باشیم یک جای دیگر برویم کربلا و مکه و مدینه برویم این طیالأرضی که میگویند این خلع بدنی که در عرفان هست تولید بدنی که میگویند یک نفر چند جا بدن دارد در آن واحد حضور دارد.@ شما میگویید چند ماه طول کشید تا این کاروان کربلا رفتند و مسیری را طی کردند درست هم هست از اینطرف میگوییم چند روز بعد امام سجاد(ع) آمد کربلا پدرش را دفن کرد آن کسی که نفس را نمیشناسد و انسانشناسی ندارد میگوید بالأخره یکی از این دوتا تاریخ غلط است.@ شما میگویید امام سجاد آمده امام حسین را دفن کرده از اینطرف میگویید امام را باید امام غسل بدهد و امام دفن بکند و به او نماز بخواند امام سجاد که امام بوده او را اسارت بردند چطوری همان چند روز اول آمده جنازه را دفن کرده؟@ شما میگویید امام کاظم کجا رفت چه کسی را شفا داد آقا که زندان بوده یا فلان کس در بیداری امام رضا و امیرالمؤمنین را دیده در جبهه بارها خاطرات رزمندگان هست ائمه را دیدند حضرت زهرا و حضرت زینب را دیدند چطوری اینها را دیدند آنها که تمام شده آنها در برزخ و بهشت هستند؟ اینها مال این هست که ما قوانین نفس و روح را نمیشناسیم معرفت نفس نداریم.@ نمونهاش را هم خودت داری؟ بله خودم هم دارم، چطوری؟ خواب، شما شب بدنت را کنترل میکنی تعلق به بدنت داری نفست با بدنت هست جنبه گیاهیاش را حفظ کرده تنفس، جذب، هضم غذا، کارهایش را دارد انجام میدهد زنده است نفس با او هست از آنطرف نفس با بدن برزخی خواب میبیند کربلا و مکه میرود با آن بدن دارد کار میکند.@ خداوند چقدر نمونهها را در ما قرار داده ما یک مقدار قدرت احتیاج داریم یک مقدار پاک کردن خودمان، تزکیه احتیاج داریم برای توسعه نفس راه زیاد است اما اگر ما یک چیزی را نمیفهمیم انکارش نکنیم زود احکام قرآن و شرع و مسائل تاریخی مسلم را زیر سؤال نبریم.@ اگر توان من کم است دلیل نمیشود یک نفر که قدرتمند است توانش را انکار کنم بگویم او نمیتواند این کار را بکند نمونه خدا گذاشته که تو دیگر صحبت نکنی میگوید تو آن موقع که در شکم مادرت بودی نفس داشتی متولد شدی نفس داشتی.@ الان دو متر هستی نفس داری سه متر هم بشوی نفس داری نفس کم نمیاورد برای بودن با طبیعت، حضور در ماده، نفس میتواند در همه اشیاء حضور پیدا بکند بدون اینکه احکام اشیاء شامل حالش بشود همه جا میتواند حضور داشته باشد(سُبحانَکَ مَلَئتَ کُلَّ شَیءٍ) منزهی تو هر چیزی را تو پر کردی دوباره از اسم مباین استفاده میکند.@ (وَ بایَنتَ کُلَّ شَیءٍ) تو از هر چیز جدایی(فَأنتَ لا یَفقَدُکَ شَیء) تو از همه چیز جدایی اما هیچ چیز فاقد و خالی از تو نیست. سوره بقره آیه 186 (وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَ لْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ) هر وقت بندههای من، بیشتر منی که خدا گفته در این آیه است آن هم از روی رحمتش.@ هر وقت بندگان من از من سؤال کردند پس یقیقناً و حقیقتاً من نزدیک هستم من اجابتشان میکنم اجابت میکنم دعوت هر دعوتکنندهای را که من را بخواند پس باید اجابت کنند من را و باید به من ایمان بیاورند شاید رشد پیدا کنند اگر به حرفهای من گوش کنند و من را اجابت کنند اگر به من ایمان بیاورند رشد میکنند من اینقدر نزدیک هستم.@ حالا ما باید خیلی داد بزنیم برویم بالای کوه بگوییم ای خدا! شما نجوا که بکنید در دل خودت، دارد میشنود از خودت به خودت نزدیکتر است میتوانی راحت با او حرف بزنی بدون زبان.@ سوره ق آیه 16 (وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ) ما انسان را خلق کردیم، گفتم فرق خلقتُ با خلقنا چیست؟ یکجا میگوید من خلق کردیم یکجا فرمود ما خلق کردیم ما منظور چیست؟ واسطه هست حتماً ملائکه هم نیست ممکن است غیر از ملائکه باشند مثل نور اهل بیت(ع).@ ما خیلی از جاهای قرآن که ما داریم قبل از اینکه فرشتهها باشند اهل بیت(ع) کنار خدا هستند آنها مقدم هستند(إِنَّ إِلَيْنا إِيابَهُمْ) بازگشت مردم به سوی ماست(ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا حِسابَهُمْ) و حساب مردم هم با ماست در حالی که بازگشت به سوی فرشتهها نیست حساب هم با فرشتهها نیست این(نا) پیامبر و اهل بیت(ع) هستند.@ (وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ) ما انسان را خلق کردیم و میدانیم چه چیزی وسوسهاش میکند ما وسوسههای انسان را میدانیم موقعی که انسان دچار وسوسه، دلشوره، ناامیدی، ترس، اضطراب یا شادی، امید، اطمینان، ایمان، قدرت، توکل، هست همه را ما میدانیم(وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ) ما از رگ گردن هم به انسان نزدیکتر هستیم.@ سوره انفال آیه 24 (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ) این هم از آیات فوقالعاده تعیینکننده و سرنوشتساز است، ای مؤمنین اجابت کنید خدا و رسول را هنگامی که شما را دعوت میکنند به چیزی که آن چیز شما را حیات میدهد شما حیات پیدا میکنید وقتی اجابت کنید.@ آنهایی که اجابت نمیکنند خدا و رسول را مگر زنده نیستند و حیات ندارند کار، زندگی، تفریح، درس، دانشگاه، شغل، مقام، ریاست مگر ندارند؟ میگوید این حیات فقط مخصوص مؤمنین است یک حیات دیگر است حیات انسانی و طیبه و ایمانی است همه این را ندارند حیات ایمانی و طیبه همه این را ندارند.@ این حیات حیاتی هست که اگر کسی نداشته باشد موقع تولد به آخرت موقع وفات به محض اینکه متولد میشود ابزار حیات بهشتی را با خودش ندارد بدبخت میشود دچار عظیمترین غصهها، تنهاییها، شکنجهها و عذابها میشود مثل جنین، جنین در رحم مادر چندتا حیات تهیه کرده؟ دوتا.@ یک حیات دارد برای داخل رحم، در رحم دارد نُه ماه زندگی میکند اما در این نُه ماه خودش را با یک حیات دنیایی هم آماده کرده خودش تمام وسائل حیات دنیایی را تحصیل کرده دارد آماده است شنگول و شاد و مطمئن خیالش هم راحت است تا به او میگویند خوش آمدی، این عالم و این خانه را ترک کن میاید این طرف راحت زندگی میکند.@ چون همه ابزار حیات را با خودش آورده آنجا استفاده نمیکرد محیط آبی بود این دستگاه تنفس داشت ولی از آن استفاده نمیکرد چون محیطش آبی بود دست و پا و مغز و گوش و چشم داشت همه را آماده کرده بود ولی استفاده هم نمیکرد.@ جنین زرنگ بود همه چیز را آماده کرد تا به او گفتند بفرمایید همه چیز را با خودش آورده بود برای طول موج اینجا چشم آورد برای فرکانس اینجا گوش آورد برای هوای اینجا دستگاه تنفس آورد همه چیز آورد خودش را برای حیات دنیا آماده کرد حالا در رحم دنیا قرار گرفته.@ در رحم دنیا انسان باید خودش را برای حیات مرحله بعد آماده کند این اصلاً شوخیبردار نیست خدا با جنین هم شوخی نمیکند یک جنین اگر تهیه نکرده باشد به دنیا بیاید کور است باید کوری تحمل کند کر است باید کری تحمل کند.@ دست و پا ندارد باید فلج زندگی کند اگر فلج مغزی است باید زندگی سخت فلج مغزی را داشته باشد اگر مرده باشد مرده به دنیا میاید مریض باشد دردش را میکشد، ممکن است ناقص نباشد مریض باشد باید دردش را تحمل کند.@ ضعیف است باید برود در دستگاه بیمارستان که تقویت بشود اصلاً خدا با کسی شوخی ندارد در دنیا رحم دنیا یا قوانین حیات طیبه را میشناسی و خودت را برای حیات طیبه آماده میکنی برای حیات بعد از دنیا بعد از تولدت به آخرت بعد از وفات آماده میکنی که خوش به حالت، تو به حیات طیبه و خوشبختی میرسی.@ برای بهشت شخصیت بهشتی میسازی خوش به حالت، اما اگر انسان خودش را برای حیات آنجا آماده نکرده باشد این حرفها را شوخی گرفته باشد و مشغول فقط زندگی گیاهی و حیوانی باشد اصلاً به فکر ساختن روحی که متناسب با بهشت هست نباشد تنبلی بکند سهلانگاری بکند کسالت به خرج بدهد بیحوصله باشد لجاجت به خرج بدهد قوانین آنجا اصلاً تغییر نمیکند.@ نمیشود یک جنینی به دنیا بگوید دنیا ما حالا چشم نیاوریم اما بینا باشیم گوش نیاوردیم اما بشنویم، دنیا میپذیرد؟ از یک جنین تا به حال در دنیا پذیرفته؟ از یک نوزاد پذیرفته؟ نمیپذیرد، ما باید خودمان را برای حیات طیبه آماده کنیم باید وسائلش را تهیه کنیم اصلاً شوخیبردار نیست هیچ کس هم آنجا به داد انسان نمیرسد.@ خودت متولد شدی باید تطبیق بکنی باید به فکر حیات طیبه باشیم تنبلی، بیحوصلگی، غفلت، کسالت، لجاجت، اینها را باید کنار بگذاریم اگر نمیدانیم برویم یاد بگیریم، اگر میدانیم پس مشغول بشویم.@ آنجا از ما حیات طیبه و قلب سلیم میخواهند(يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) ای مؤمنین اجابت کنید خدا و رسول را هنگامی که دعوت میکنند به چیزی که آن چیز به شما حیات آخرتی و انسانی میدهد(وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ وَ أَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ) نمیتوانی به خدا کلک بزنی قلب خراب ببری بگویی نه قلبم سالم است.@ مثل اینکه به یک بنده خدایی گفته بودند چقدر زشتی، گفته بود نه من خیلی هم خوشگل هستم در بیمارستان عوض شدم، نمیتوانی کلک بزنی، آیه قرآن است میگوید بعضیها که آنجا به آنها میگوییم همان قیامت دروغ میگویند اینقدر نادان هستند تقصیر من نبوده.@ بدانید خداوند فاصلهاش با شما از خودتان بیشتر است حائل بین انسان و خودش است همه چیز شما را میداند نمیشود کلک بزنی و توجیه بکنی و تقصیر دیگران بیاندازی فلانی این کار را کرد من از خدا دور شدم فلانی این کار را کرد من بدبخت شدم، نمیتوانی.@ (وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ) اینقدر به ما نزدیک است(وَ قَلْبِهِ وَ أَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ) همه شما به سوی او محشور خواهید شد اینقدر قریب هست. سفیان سوری با حضرت کاظم(ع) که حضرت آن موقع بچهای بوده همین امام کاظم یک موقع خانه نیست خانم فاطمه معصومه خانه است از کدام کشور در خانه آقا میایند که ما یکسری مسائل داشتیم.@ خانم میگوید چیه؟ میگویند ما یکسری مسائل شرعی داریم سؤال داریم با آقا کار داریم، فرمود آقا نیست جوابش را خودم میدهم، در راه با حضرت برخورد میکنند میگویند ما رفتیم یک دخترخانمی اینطوری گفت، فرمود(فداها أبوها) امام جواد نُه سالش هست امام شده بزرگ و کوچک نیست.@ میگویند بزرگشان با کوچکشان هیچ فرقی ندارد به امام کاظم کودک یا نوجوان این سفیان سوری میگوید(و هو غلامٌ) حضرت بچه بود(وَ النّاسُ یَمُرونَ بَینَ یَدَیه وَ هُوَ غُلامٌ یُصَلی) امام کاظم بچه بود نماز میخواند وقتی نماز میخواند مردم از جلوی حضرت رد میشدند میامدند.@ بعضی از کشورها اینطوری هست میگویند از جلوی نمازگزار نباید رد بشوید میایستند تا نماز تمام شود بعد رد میشوند سفیان سوری میگوید تو اینجا ایستادی نماز میخوانی مردم میایند از جلویت رد میشوند(فَقالَ لَهُ إنَّ النّاس یَمُرُونَ بِک وَ هُم فِی الطَّواف) دارند طواف میکنند از جلویت رد میشوند.@ (فَقالَ عَلَیهِ السَّلام الذّی أصَّلی لَهُ أقرَبُ إلَیَّ مِن هؤلاءِ) آن کسی که من دارم برایش نماز میخوانم او از مردم به من نزدیکتر است مردم فاصله نمیاندازند بین من و خدا که حالا از جلوی من رد شوند خراب بشود معصوم جواب میدهد.@ (الذّی أصَّلی لَهُ) آن کسی که من دارم نماز میخوانم(أقرَبُ إلَیَّ مِن هؤلاءِ) به من خیلی نزدیکتر از اینهاست کسی نمیتواند فاصله بیاندازد بین انسان و خدا، اینقدر قریب و به ما نزدیک هست پس قرب ما به خداوند تبارک و تعالی قرب جسمی نیست.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 022 - نسیم حیات ۲
متن کامل (خام) جلسه 022 - نسیم حیات ۲