أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ (أحدٌ لا بِتَأویلِ عَدَدٍ ظاهِرٌ لا بِتَأویلِ المُباشَرَۀ مُتَجَلٍ لا بِاستِهلالِ رُؤیَۀٍ باطِنٌ لا بِمُزایَلَۀٍ) در فقره پانزدهم از خطبه توحیدی امام رضا خواندیم که خداوند احد و یکتاست اما به مفهوم عدد نه، و ظاهر است نه به این معنا که جلوه ظاهری دارد و متجلی است نه به این معنا که بشود دنبالش بود در پی دیدنش باشیم.@ جلوه بکند نه اینکه بگوییم خدا را میبینیم یعنی به ظاهر به چهره ظاهری در قالب جسمانی بگوییم این خداست تجلی میکند اما نه باستهلال رؤیۀ، استهلال یعنی چی؟ میگوییم استهلال ماه میکنیم مثلاً شوال، استهلال بکنیم یعنی دنبالش میگردیم که او را ببینیم.@ میگوید خدا تجلی میکند اما نه به این معنا که شما بخواهید دنبالش بگردید بگویید این خداست دنبال گشتن ندارد پس یکی از اسمهای حق تعالی متجلی است در جلوه که عبارت است از ظهور و انکشاف حقیقت وجود در مظاهر خلقی، در مظاهر مظهرهای خلقی وقتی که حقیقت وجود ظهور پیدا میکند انکشاف پیدا میکند به این کار جلوه میگویند.@ تقریباً بحثمان نزدیک به اسم شریف ظاهر هست جلوه باید توجه داشته باشیم وقتی میگوییم او جلوه کرده به این معنا نیست که خودش آمده و تجافی کرده تجافی یعنی ذات همراه با جلوه منتقل میشود.@ الان شما نگاه کنید بنده که اینجا نشستم برای شما سخن میگویم اما چیزی از ذات من کم میشود یا نه؟ ذات من به سمت شما میاید یا نه؟ نه ذات من سر جای خودش است معلم که سخن میگوید به هیچ وجه از مقام ذات تنزل پیدا نمیکند تجافی ندارد سر جای خودش هست چیزی از او کم نمیشود ذات دست نایافتنی است سر جای خودش هست.@ الان بنده دارم تجلی میکنم صوت است یک کسی مثل شما اینجا نشسته صدای ما با بلندگو در محیط پخش میشود یک نفر یک کیلومتر آنطرفتر هم دارد صدای من را میشنود این صدا دارد پخش میشود حالا این صدا الان از طریق بلندگو دارد به گوش شما میرسد سیمکشی بکنند پشت کوه ده کیلومتر آنطرفتر هم با بلندگو پخش بشود من سر جای خودم هستم.@ هیچ کس نمیتواند بگوید این صدایی که من میشنوم معلم است، نه صدا معلم نیست صدا جلوه معلم است تجلی کرده بدون اینکه تجافی بکند تجلی کرده بدون اینکه از جای خودش تکان بخورد نمیگوییم این صدا معلم است این صداست من میتوانم برای شما بنویسم الان شما اینجا باشید روی تخته برای شما بنویسم.@ حالا من نوشتم جلوه کردم نوشتم، بعد میگویید این خط آقای شجاعی است؟ نه جلوه من هست اما من نیستم، نمیتوانیم بگوییم این که ظاهر شده آن است نه این جلوه است یک صورت است میتوانم اینجا بنشینم مثل بعضی از اساتید دانشگاه که معلول هستند.@ اینها با انگشت دکمهها را فشار میدهند تایپ میکنند شاگرد روی تصویر روی تابلو آن چیزی که او تایپ میکند را میبینند، آن جلوه استاد هست یا نیست؟ بله، اما آن استاد است؟ نه این یک جلوه است فقط یک ظهور است.@ پس هیچ وقت متجلی از مقام خودش تکان نمیخورد از مقام خودش پایین نمیاید سر جای خودش هست در علو خودش قرار دارد برای همین این تعبیر را در مورد خدا به کار میبرند که خداوند در عین حالی که عالی است پایین هم هست دنو هم دارد.@ (دانی فی عُلُوِه وَ عالی فی دُنُوِه) علو دارد به هیچ وجه دست کسی به او نمیرسد در عین حالی که پایین است و پایین است در عین حالی که علو دارد و بالاست. الان من با چه چیزی در دسترس شما هستم؟ شما با چه چیزی با من ارتباط پیدا میکنید و راه پیدا میکنید؟ فقط با یک صوت، ماده، تجلی مادی، اما من ماده هستم؟ نه.@ کسی که این بحث را متوجه نشود وقتی میگوییم این ظاهر است خداوند باطن اشیاء هست ظهور کرده به صورت اشیاء، جلوه کرده به صورت مخلوقات، اگر کسی این را نداند میگوید پس منظور شما این هست که میگویید خدا به صورت این درخت جلوه کرده پس این خداست اگر این زرد است خدا زرد است، شُل است، خدا آبکی است اگر میسوزانیم خدا را سوزاندیم؟ نه.@ ما الان برای چه اینجا جمع شدیم؟ برای معرفت، معرفت از مقوله چیست ماده است یا مجرد است؟ مجرد است، ولی شما الان این معرفت که مجرد هست را با چه چیزی دارید دریافت میکنید با کدام جلوه؟ با جلوه مادی دارید دریافت میکنید صوت ماده است، ولی من صوت هستم؟ نه، من ماده هستم؟ نه.@ اگر قیمت انسان به معرفت هست معرفت اصل است الان موقع مردن معرفت و اصول عقائد ما تعیینکننده است ساختار نفس ما تعیینکننده است در تولد ما به آخرت و ابدیت، از من مادهای منتقل میشود به آخرت؟ به برزخ از من مادهای منتقل میشود؟ نه.@ اما من همیشه هر وقت خواستم ظاهر بشوم برای کسی، چیزی از آن باطن به کسی بدهم بدون اینکه از آن باطن چیزی کم بشود میلیونها تجلی کردیم میلیونها نفر را تربیت کردیم بدون اینکه از خودم چیزی کم شود.@ معلم اینطوری است هیچی کم نمیشود بلکه شاید اضافه هم بشود ولی آنچه که تجلی کرده آن همه انسان را که شکل داده ساخته و معرفت تولید کرده آمادهشان کرده برای برزخ برای مسائل علمی فقط با تجلیاتی که از جنس خودش نیست آن تجلیات ماده است.@ تولید صوت است صوت ماده است من که ماده نیستم که اگر گفتیم خدا تجلی کرده در حیوانات، پس بگوییم نعوذ بالله خدا حیوان، سنگ، کوه، چوب، ستاره است در اسم متجلی در متکلم هم باید برسیم که خدا متکلم است.@ چون انسان اولین چیزی که دریافت میکند و تبدیلش میکند به معرفت باید از طریق ماده است لذا جلوه باید ظهور مادی باشد ولی متجلی خودش ماده نیست ولی این ماده هست که تبدیل میشود در ما به معرفت، لذا نه شاگرد ماده است نه استاد ماده است اما نقل و انتقال هر دو مادی است.@ استاد از مقام خودش تجلی میکند از مقام ذاتش به مقام جبروتش و عقلش همان مراتب خلقت هست از مراتب ذاتش تجلی میکند به مرتبه عقلش یعنی مرتبه جبروتش، از مرتبه جبروتش یعنی فکر میکند که چه میخواهد بگوید باید با قاعده حرف بزند.@ میخواهد قانون و علم بگوید پس باید قانونمند باشد به مرتبه جبروتش تجلی میکند بعد از مرتبه جبروتش به مرتبه ملکوتش برزخش تجلی میکند تصور میکند که میخواهد چه بگوید و بعد آن چیزی که تصور شد صورت گرفت ولی بدون ماده است آن چیز توهمی را که توهمش کرد و پایینتر آورد تبدیلش میکند به صوت، این از معجزات خلقت پروردگار است.@ خود خدا اینگونه است انسان را هم که مظهر خودش هست اینگونه آفریده ما روز تا شب، شب تا روز تا صبح داریم همین کار خدایی را انجام میدهیم، با چه فاصلهای با چه زمانی؟ هیچی، من الان چقدر طول میکشد اطلاعات و معرفت خودم را تبدیل کنم به صوت به گوش شما برسانم؟@ شما چقدر طول میکشد که این اطلاعات را که از صوت، صوت من ماده است میخورد به ماده شما، شما اگر گوشتان ناشنوا باشد انتقال امکانپذیر نیست باید با ماده دریافت کنید باید به پرده گوش شما بخورد این صدا را دریافت میکنید.@ این صدا را تصور میکنید که این چه میگوید اگر من الان انگلیسی صحبت کنم شما دریافت نمیکنید باید دقیقاً تطابق وجود داشته باشد این چه میگوید، تصورش میکنید این صوت را، بعد میبرید به ملکوت خودتان.@ اول صوت را دریافت میکنید تصورش میکنید یعنی به ملکوت میبرید بعد تعقلش میکنید با همان قاعده و قانونی که من میگویم شما هم دریافت میکنید بعد هم ان شاء الله اگر طهارتی در وجود انسان باشد آنچه را که به عنوان قانون و قاعده دریافت کرد، میشود مرحله ذهن و عقل به جبروت رسید، اگر طهارت در وجود شخص باشد تبدیل به ذات هم میشود یعنی به باور و یقین میرسد.@ یک کسی که میگوید من میدانم مرده داری ندارد او در کدام مرحله این را دریافت کرده؟ تا مرحله ذهن و عقل، تا جبروتش این را برده اما تبدیل به خودش نمیکند چون طهارت ندارد واهمه میاید کار را خراب میکند.@ برای همین نمیتواند با داشتن یک همچین اطلاعاتی دست به مرده بزند به خودش تبدیل نشده من هه چیز را میدانم کلاس رفتم اردوی اول و دوم رفتم ده سال پای درس فلان استاد بودم اینقدر کتاب خواندم ولی چرا اینقدر بیحال و بیرمق و کسل و بینشاط و پوچگرا و توهمزده هستی چرا اینقدر غصه داری و زودرنج هستی؟@ اصلاً تبدیل نشده چون طهارت نداشته آلودگی گناه داشته به فکر خودش نبوده به خودش نرسیده با خودش درگیر نشده با حجابهای خودش مبارزه نکرده تا ذهن آمده اطلاعات را دریافت کرده علم دارد اما معرفت ندارد.@ لذا با وجودی که علم دارد مثل کسی است که علم ندارد مثل یک جاهل است 40 سال درس خوانده ولی مثل یک جاهل رفتار میکند انگار که این درسها را اصلاً نخوانده هیچ تبدیل نشده اما واقعاً محیرالعقول است.@ ما داریم چکار میکنیم ما عادت کردیم به این جلوهها و این دریافتها برایمان عادی شده آقا معلمی آمد سر کلاس صحبت کرد ما هم ریاضی، علوم، ادبیات فهمیدیم، این یعنی چی؟ آقا معلم کیست؟ آقا معلم بدن است؟@ بدنی در کار نیست آقا معلم نفس و مجرد و فوق تجرد است ولی ما چون عادت کردیم به نظام تعلیم و تعلم از بچگی مدام اینها را دیدیم با حجاب عادت، و الا انسان به سجده میافتد جریان انتقال اطلاعات، یعنی چی یک معلم که عبارت است از یک حقیقت مجرد و عقلانی و فوق عقلانی بیاید و کپیسازی از خودش بکند.@ چطوری کپیسازی میکند این تجلی است اینکه خداوند در اولین تجلی مخلوق مثل خودش را خلق کرد نور محمد(ص) یعنی چی یعنی هر چه داشت به او داد یعنی خود خدا در کار نبود؟ نه موجود مجرد فوق تجرد میلیونها نمونهسازی مشابهسازی از خودش میتواند بکند بدون اینکه خودش از جایش تکان بخورد.@ ما عادت کردیم مدام این را دیدیم برایمان هیچ عجیب نیست حجاب عادت فوقالعاده خطرناک است انسان را خیلی عقب نگه میدارد ما به تلفن همراه عادت کردیم به هواپیما، دوربین، بلندگو، اتومبیل عادت کردیم.@ برگرد برو صد سال پیش آنهایی که با اسب و قاطر و الاغ حرکت میکردند نگاه کن یکدفعه احساس کن که 180 کیلومتر در جاده میروی حیرتانگیز است ولی ما چون بچه تا خانهشان متولد شده مادرش دوران بارداری همیشه پای کامپیوتر بوده.@ متولد شده در خانهای که کامپیوتر و تکنولوژی و تلفن همراه بوده مثل اسباببازی دستش گرفته با آن بازی کرده به بچه بگو تعجب میکند از این تلفن همراه، میگوید چه تعجبی تلفن است به او بگویی هزار سال پیش وقتی مردم میخواستند با هم ارتباط داشته باشند چاپار میفرستادند نامه مینوشتند به پای کبوتر میبستند میبردند میرساندند.@ الان صدا، تصویر، و فیلم منتقل میشود در یک لحظه، اینجا نشستی یک برنامه زنده را از آنطرف دنیا تماشا میکنی ما تعجب نمیکنیم چون عادت کردیم میلیاردها جلوه حیرتانگیز ولی چون ما به آن عادت داریم نمیبینیم کور هستیم.@ پس در جلوه متجلی از جایگاه و علو خودش به هیچ وجه حرکت نمیکند فقط میتواند جلوه بکند این جلوه منشأ اثر است(فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا) جبرئیل تمثل میکند برای حضرت مریم، فکر میکنید جبرئیل خودش از مقام علو خودش آمده روی کره زمین خدمت حضرت مریم بعد گفته من میخواهم به تو بچه بدهم(لِأَهَبَ).@ نه جبرئیل همان پیش خدا سر جای خودش هست(فَتَمَثَّلَ لَها) برایش تمثل میکند یک تجلی میکند روی زمین با تجلیاش مریم باردار میشود ببینید قدرت خیال چقدر قوی است تمثل است و یک تمثل آنقدر قدرتمند است که میتواند مریم را به پیغمبر اولوالعزم به روح الله به کلمۀ الله باردار بکند، باردار بکند یعنی چی؟ یکذره فکر بکنیم.@ مریم باردار شد هیچ رابطهای، مردی در کار نبود آمیزشی در کار نبود انتقال اسپرمی در کار نبود پس این چه در رحم مریم گذاشته که چند ماه بعد بچه متولد میشود؟ همین خیلی ساده از کنارش رد میشویم.@ عادت کردیم از این حرفها بزنیم استاد از مقام ذات خودش تجلی میکند به مقام عقل و جبروت خودش، از مقام جبروت به مقام ملکوت، از مقام ملکوت صوت تبدیل میکند این تنظیم صوت چقدر طول میکشد، زمان بین ذات تا تبدیل به صورت چقدر طول میکشد؟ اصلاً زمان ندارد همینطور کلمات و حروف پشت سر هم تنظیم میشود.@ شما فکر کردید تا حالا که مکالمه چقدر حیرتانگیز است شما چطوری میتوانید این زبانی را که در محاصره این همه دندانهای تیز قرار گرفته در بیاوری و صوت تولید کنی و کلمه بشود و کلمه مطلب بشود و علم تولید بشود و طرف هم عالم بشود.@ طرف یک دنیا غصه دارد میخواهد برود خودش را بکُشد شما با صوت شفایش میدهید، همین صوت به او خورد شفا پیدا کرد دیگر نمیخواهد برود خودش را بکُشد دیگر شاد شد و آشتی کرد و قوی شد؟ این صوت چه شد به کجا تبدیل شد کجا رفت، چه ماجراها دارد این جلوه و این تجلیات.@ اگر ان شاء الله بتوانیم این آیه را که من میخوانم شما با صدای خدا بشنوید(سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ) از مصدر جلالت و عظمت این آیه صادر شده کلام الله است سخن خداست دقت کنیم کلام خدا الله جل جلاله(سَنُرِيهِمْ) به زودی به شما نشان خواهیم داد.@ (آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ) آیا کافی نیست همین که خداوند شاهد کل شیء هست؟ یقین نداری نمیبینی که خدا شاهد است ببین خدا شاهد است ببین خدا محیط است ببین من شاهد تو هستم ببین من به همه چیز محیط هستم.@ یک بزرگی فرموده(سَاُکَهِلُ عَینَ بَصیرَتِهِم بِنُورِ تَوفیقی وَ هِدایَتی لِیُشاهِدُونی فی مَظاهری الآفاقِیَۀ وَ الأنفُسِیَّۀ مُشاهَدَۀَ عَیان حَتّی یَتَبَیَّنَ لَهُم أنَّهُ لَیسَ فی الآفاق وَ فِی الأنفُس إلاّ أنَ وَ صِفاتی وَ أسمائی وَ أنَ الأوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظّاهِرُ وَ الباطِن ثُمَّ أکَّدَهُ بِقَولِهِ أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ) سرمه میکشم من به چشمان بندگانم، سرمه برای تقویت دید و روشنایی است.@ چشم بصیرت آنها را به زودی به نور توفیق و هدایتم سرمه میکشم یعنی سرمهای میکشم که چشم بصیرتشان باز شود تا مرا در مظاهر آفاقی و انفسیام با مشاهده عیانی مشاهده کند آشکار من را ببینند متجلی و ظاهر، برایشان اینطوری جلوه میکنم تا اینکه برایشان روشن بشود.@ نه در آفاق و نه در انفس هیچی وجود ندارد جز خود من و اسماء و صفات من، هر چه هست خداست و اسماء و صفات خداوند تبارک و تعالی است ظهورات و جلوههای خداوند تبارک و تعالی است ما هم همینطور ما هم جلوه و تجلیات خود او هستیم.@ بعد هم خدا اینطوری تأکید میکند آیا کفایت نمیکند که خدا بر هر چیزی شاهد است میبینید خدا شاهد است شهید است از شاهد هم یک چیزی بالاتر، (أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ) شاهد کل شیء هست.@ یک نکته خیلی مهمی را اگر بخواهیم راجع به تجلی صحبت کنیم خداوند جلوههای گوناگونی از خودش را در قرآن به ما معرفی کرده یکی از آن جلوهها قرآن هست که از آن تعبیر به کلام الله شده همین حرفی که ما در مورد استاد زدیم که استاد با صوت و کلمه میتواند جلوه کند باید حرف بزند تکلم بکند سخن بگوید.@ این سخن گفتن به گونههای مختلف است من میتوانم حرف بزنم میتوانم نقاشی کنم میتوانم برای شما تایپ بکنم به گونههای مختلف، ولی همه اینها حرف زدن و کلام است ما وقتی میگوییم لفظ یادمان باشد لفظ برای انتقال معنا وضع شده اینکه بزرگان میگویند الفاظ برای ارباب معانی وضع شده همین است، ما لفظ را برای چه ساختیم؟@ حروف را که مینویسیم برای چه ساختیم؟ که یک امر مجرد، معنی یعنی مقصود آنچه که قصد ماست، لفظ را کلام را وضع کردیم تا مقصود را منتقل بکنیم الان در سیستمهای مخابراتی و کامپیوتر و قدیم مورس بود که تلگراف میزدند که مثلاً میگفتند اگر سه تا بخورد کدام حرف است سه تا بخورد کشیده شود چندتاست.@ دوتا بخورد چطوری است یکی بخورد چطوری است این صدا که میزدند از آنطرف ترجمه میشد هر صدایی یک معنا داشت این یک امر قراردادی است لفظ، کلام، زبان امر قراردادی است برای انتقال معنی، معنی را منتقل میکند.@ پس ما در واقع لفظ یک جلوهای از یک معنی است و یک معنی میتواند جلوههای مختلف داشته باشد به گونههای مختلف میشود معنی را انتقال داد وقتی میگوییم کلمه یا کلام اینطور نیست که کلمه یا کلام لزوماً همه صوت و لفظ باشد میتواند تصویر باشد بکشیم یا بنویسیم آن هم کلمه است.@ خداوند با بندگانش باید صحبت بکند چون رب است میخواهد بندهاش را تربیت بکند تربیت انسان تربیت حیوان تربیت جماد، جماد هم تربیت میشود سیر دارند حرکت دارند رشد دارند یک زغال الماس میشود ماده است باد حرکت میکند.@ خواندیم(هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّياحَ) باد را میفرستد باید به باد دستور بدهد که بفرستد خدا با باد میخواهد حرف بزند با سنگ باید حرف بزند با حیوانات باید سخن بگوید(أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ) وحی کرد به زنبور، باید با او حرف بزند که زنبور برو آن کار را بکن(فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلاً) انسان را هم میخواهد هدایت بکند.@ باید با او حرف بزند باید به او بگوید تو برای چه آفریده شدی تو باید چکار بکنی چطوری زندگی بکنی تا به هدف خلقتت برسی همه اینها کلمه هستند لذا شما نگاه کنید قرآن میگوید موجودات عالم کلمات خدا هستند(کَلِماتُ الله) چه تعبیر تکاندهندهای در قرآن هست کلمات خداست خدا دارد با نحوههای خلقت با شما حرف میزند.@ دارد خودش را نشان میدهد، دارد تمام اسماء و صفات خودش را با جلوههای مختلف نشان میدهد یکی از مراتب تجلی همین کلمات است حرف زدن با خود ظهور با خود آفرینش با شما حرف میزند لذا خداوند تبارک و تعالی قرآن را کلام الله معرفی میکند.@ تعبیری که خیلی تعبیر زیبایی هست امیرالمؤمنین(ع) برای ما دارد که خداوند تبارک و تعالی تجلی کرده در کلام خودش(وَ تَجَلی لِعِبادِهِ وَ تَجَلّی لَهُم فی کَلامِهِ مِن غَیرِ أن رَأو) بدون اینکه خودش را ببینند تجلی کرده در کلامش برای بندگانش، لذا علی(ع) میفرماید قرآن تجلی خداست حروفش را هم خود خدا انتخاب کرده.@ کتاب با حروف خدا تنظیم شده برای ما فرستاده بعد راجع به مسیح میگوید(کَلِمَتُهُ مِنه) مسیح کلمه است پیامبران کلمه هستند نظام آفرینش کلمه است قرآن کلمه هستند مخلوقات همه کلمه هستند، نه آقا کلمه نیستند این آدم است پیغمبر کجا کلمه است.@ این سنگ است این چوب است کجا کلمه است، کلمه یعنی چی، چه کسی گفته کلمه یعنی صوت، نه لفظ کلمه مکالمه است تکلم است تکلم یعنی انتقال معنا، یکبار میتواند صوت باشد یکبار میتواند نوشتن باشد یکبار میتواند تصویر باشد و خیلی چیزهای دیگر، همه کلمه هستند.@ پس خداوند به جلوههای گوناگون تجلی میکند برای بندگانش، قرآن تجلی خداست کلمۀ الله هست پیامبر تجلی کامل خداست کلمۀ الله هست نظام خلقت تجلی خداست و کلمات خداوند هستند همه هم دارند با ما سخن میگویند و حرف میزنند شما وقتی کوه را میبینید دارد با شما حرف میزند تمام قدرت و حکمت و هزاران اسمش را به شما نشان میدهد.@ ان شاء الله از فردا که استخراج اسم میخواهیم بکنیم اسماء عام را میخواهیم در بیاوریم در مورد اسماء عام در تمام موجودات سخن بگوییم بیشتر این مسأله را متوجه میشوید. شما به گُل که نگاه میکنید با شما سخن میگوید میگوید من فقیر مطلق هستم من خودم خودم را به وجود نیاوردم من زیبا هستم.@ من دارو هستم برای تو، من غذا هستم برای تو، روغن من کنجد، ذرت، آفتابگردان به شما میگوید هزاران گیاه میگویند روغن من برای خوردن، برای بهداشت، برای مصارف دارویی مناسب است من به درد غذا میخورم برای تو، من به درد زینت میخورم برای تو، من زیبا هستم به درد زینت میخورم.@ من برای دارو خوبم من برای خوردن خوبم من برای سایه خوبم، من برای سوختن به عنوان سوخت استفاده کنید همه دارد با شما حرف میزند، ابر، درخت به شما چه میگوید؟ دارد با شما حرف میزند و نشان میدهد، کوه چه میگوید؟@ عالم پر از صدای خداست خدا دائماً دارد با ما سخن میگوید با بینهایت کلمه، یک کسی حجاب عادتش را کنار بگذارد چقدر این عالم هیاهو دارد الان من و شما سکوت کردیم در دل کوه نشستیم میگوییم در اینجا چه سکوتی است پر از فریاد است(يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ) پر از سخن است دارد با ما حرف میزند.@ مگر باید تکلم حتماً صوت باشد با ما حرف میزنند و سخن میگویند یک اتم چقدر حرف دارد که یک دانشمند میگوید من 20 سال عمر خودم را گذاشتم که آرایش چهار هزار اتم را در یک مولکول کشف کنم 20 سال با این حرف زده 20 سال سخن گفته و این را ترجمه کرده یک کتاب کرده دهها جلد کتاب نوشته.@ بدن ما دارد هشت هزار سال با دانشمندان پزشکی حرف میزند و تبدیل شده به دانش، کتاب، عکس، این تمام تجلیات خدا، مخلوقات خدا هزاران سال است دارند با نخبگان حرف میزنند و نخبگان دارند قاعده و قانون در میاورند و مینویسند تمامش تکلم خداست چه عالم پر هیاهویی، چقدر حرف دارد همه دارند سخن میگویند و حرف میزنند.@ ما باید گوشمان را باز کنیم که میگوید(لِقَوْمٍ يَسْمَعُونَ) آیاتی را که میگفت، چرا خدا گفته که اینها آیات هستند برای(لِقَوْمٍ يَسْمَعُونَ)؟ مگر آنها حرف میزدند؟ چرا کلمه یسمعون را خدا به کار برد؟ مگر زنبور با ما حرف میزند؟ میگوید با تو حرف میزند بشنو، عجب دقیق کلمات انتخاب شده.@ چند تا آیه خواندیم از آیات که خداوند فرمود(لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَسْمَعُونَ) (لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فِي أَصْحابِ السَّعِيرِ) اگر میشنیدید جهنمی نبودید ما باید گوشمان را باز کنیم دارند با ما حرف میزنند اگر حرف نمیزدند پس این همه کتابات علمی و مقالات و تصویرها از کجا آمده این همه دانشگاهها، مگر سخنان خدا نیست.@ تمام این دانشگاهها و مراکز علمی تمام این کتابها سخنان خداست چقدر خداوند تبارک و تعالی برای ما حرف میزند دائماً دارد با ما حرف میزند دائماً دارد با ما سخن میگوید تا ما را به هدف خلقتمان نزدیک بکند و ما متأسفانه(صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ) نه میشنویم نه خوب میبینیم لال هم هستیم ان شاء الله که اینطور نباشیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 018 - نسیم حیات ۲
متن کامل (خام) جلسه 018 - نسیم حیات ۲