جلسه 013 - نسیم حیات ۲
شماره جلسه
13
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
1
روز
9
متن کامل (خام) ‌ جلسه 013 - نسیم حیات ۲

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ کمال انسان در این هست که بتواند خدا را در همه چیز ببیند رؤیت حق لقاء حق در همه چیز کمال انسان است انسان آفریده شده که به لقاء حق برسد اله انسان خداوند تبارک و تعالی است(لا اله الا الله) این اله این معشوق کمال مطلق هست و عاشق و واله او انسان هست که طالب یکی شدن با او و فانی شدن در اوست.@ اگر بخواهد با این کمال مطلق ارتباط برقرار بکند متخلق به اخلاق او بشود باید اسمهای مختلف او را که در روایت خواندیم از نبی اکرم اسمهای مختلف خدا اخلاقهای مختلف خداست خُلقهای مختلف خداست بتواند اسمهای مختلف و گوناگون را ببیند جمیل را ببیند کریم را ببیند غفور را ببیند جواد را ببیند اسمهای مختلف را ببیند.@ و بنابراین رؤیت حق در چهرههای مختلف در جلوههای مختلف کار انسان است کمال انسان است ما باید بتوانیم حق تعالی را در جلوههای مختلف در چهرههای مختلف با اسمهای گوناگون ببینیم و بعد تخلق به این اسمها تشبه به این صفات پیدا بکنیم.@ بنابراین دیدن خیلی مهم است رؤیت خیلی مهم است در قرآن این همه سفارش به رؤیت شده این همه سفارش به دیدن شده این همه سفارش به نگاه کردن شده برای اینکه تو بتوانی الظاهر را در مظاهر ببینی او الظاهر است یعنی ظهور کرده در مظاهر گوناگون و تو باید الظاهر را در هر مظهری پیدا بکنی مظهر تو را فریب ندهد.@ در دعای عرفه سیدالشهدا میخوانیم که من وقتی میخواهم در مظاهر دنبال تو بگردم دیدنم به تأخیر میافتد(بُعدُ المَزار) دوری ملاقات ایجاد میشود ما فعلاً قدم اول هستیم فعلاً شروع کردیم در آیات آفاقی، ان شاء الله در دورههای بعد برویم به سراغ آیات انفسی آنجا بسیاری از فرمایشات سیدالشهدا(ع) در دعای عرفه را بیشتر ادراک میکنیم کار ما دیدن است ما باید ببینیم.@ (ما عَبَدتُ رَبّاً لَم اَرَه) امیرالمؤمنین(ع) میفرماید من هرگز ربی را که ندیدم عبادتش نکردم غایت ما کمال ما دیدن هست ما باید ببینیم تا ما با اسم الظاهر محشور نشویم شکارچی نمیشویم یعنی انسان وقتی که الظاهر برایش جا میافتد و میتواند بگوید یا ظاهر یعنی تو را میبینم اصلاً برایم مخفی نیستی اسم ظاهر خواص و آثار زیادی دارد گفتنش، عدد مشخص، یا ظاهر یا ظاهر یا ظاهر.@ انسان باید محشور بشود با الظاهر، الظاهر برایش جا بیفتد تا شکار بکند تا آن را نبینی نمیتوانی عاشقش بشوی تا نبینیش نمیتوانی با آن انس بگیری چطوری ما معشوقی را که نمیبینیمش با آن رفیق بشویم با او انس بگیریم.@ این همه در قرآن درباره لقاءالله صحبت شده ملاقات است پس ما باید کار بکنیم با این اسم الظاهر با این اسم انس بگیریم راهش فکر است تمرکز است بدون پاکسازی بدون دوری از گناه بدون ذکر خود حق، بنشین کنار هر پدیده، بنشین کنار هر مظهر و ظاهر را در آن ببین و بگو یا ظاهر.@ (داخِلٌ فِی الاَشیاء لا بِالمُمازَجَه) علی(ع) فرمود خداوند داخل همه اشیاء هست اما ممازجت ندارد مثل شکر در آب نیست مثل نفس است نفس داخل در ماست اما در ما نیست اینطور نیست که اگر من انگشتم را ببرم نفس بریده بشود(وَ خارِجٌ عَنها لا بِالمُزایَلَه) خارج از همه اشیاء است اما خارج بودنش به معنای بیرون بودن نیست فاصله ندارد مثل نفس.@ نفس ما داخل بدن است؟ نه، بیرون بدن است که از بدن فاصله داشته باشد؟ نه، در تکتک ذرات ما حضور دارد؟ بله، اما داخل نیست بیرونش هم هست اما فاصلهای با آن ندارد این خاصیت مجرد است مجرد اینطوری است داخل اشیاء است قاطی با شیء نمیشود با مولکول و اتم قاطی نمیشود ترکیب بشود.@ که شما اگر اتم را فشار دادی الکترون را برش دادی بگویی یک قسمتی از خدا را هم بریدم کمااینکه نمیتوانی وقتی دست را بریدی بگویی یک قسمت از نفس را بریدم نفس در بدن هست(داخِلٌ فِی الاَشیاء) هست اما این داخل بودن با آن داخل بودن مثل آب در لیوان نیست.@ بیرونش هم هست اما به این معنا که از آن فاصله بگیرد نیست ما الان از دور خودمان را نمیبینیم بگوییم این هیکل است این من هستم این خاصیت مجرد است امر مجرد چیزی که مجرد از ماده و خصوصیات مادی است این قدرت را دارد که(داخِلٌ فِی الاَشیاء وَ خارِجٌ عَنها).@ بنشین کنار یک مظهر بگو(یا ظاهر یا ظاهر یا ظاهر) نزدیکترین کس به تو است و از خود تو به خود تو نزدیکتر است(نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ) از رگ گردنت هم به خودت نزدیکتر است پر از خدایی پر از حق هستی پر از وجودی، از خودت به خودت هم نزدیکتر.@ (أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ) خداوند بین خود انسان با خودش فاصله میاندازد بین انسان و قلبش فاصله میاندازد حائل میشود یک خدا به این عظمت تمام تجلیش را در کتاب قرآن ریخته با این کلمات دارد با ما حرف میزند خیلی بد است ما نفهمیم این کتاب را و بمیریم حرف زده همه خدا تجلی کرده در این کتاب.@ امیرالمؤمنین(ع) در نهجالبلاغه میفرماید(تَجلی فی کِتابِه) تجلی کرده در کتابش، کلمه خداست اصلاً اسمش کلام الله یعنی او دارد با تو حرف میزند حروفش را هم خودش انتخاب کرده فعل و اسم و حرفش را هم خودش انتخاب کرده به تو میگوید که چکار کن اینها آیات خداست.@ (نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ) (أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ) (أََيْنَ ما تَکُونُ، أََيْنَ ما کُنتُم، هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ) او با شماست هر جا باشید ما تا رؤیت نکنیم اصلاً تا شکار نکنیم دلمان به آرامش نمیرسد شکها، تردیدها، حملههای شیطان، وسوسهها، غفلتها ما را نابود میکند.@ لذا این مدتی که در اردو هستید یکسره با این اسم شریف ظاهر کار بکنید(یا ظاهر یا باطن) وقتی که از اینجا میرویم تزلزل ما را اذیت نکند تردید سراغ ما نیاید ان شاء الله غفلت سراغ ما نیاید به غفلت نیفتیم.@

چطوری ما دور میشویم از خداوند؟ به این نزدیکی با ما ما چطوری از او دور میشویم؟ چطوری غافل میشویم؟ گفتیم او به هر مظهری که ظاهر میشود با همان مظهر هم باطن است ما مشغول مظاهر میشویم از ظاهر غافل میشویم با چشمی که پر از خداست معصیت خودش را میکنیم.@ با قلبی که پر از خداست و خدا به ما از قلبمان هم نزدیکتر است با همان قلب ممکن است انکارش بکنیم معصیتش بکنیم با او به جنگ بپردازیم با بدنی که پر از خداست تجلی و جلوه خداست به معصیت خدا میپردازیم در محضر خودش بیادبی میکنیم به احکامش به قوانینش به مقرراتش.@ وقتی میگویی این تصمیم این انتخاب این ارتباط این فکر این رفتار خدایی نیست باد میاندازیم به دماغمان تکبر میکنیم نیست که نیست اسم الظاهر را هر چقدر ما کار بکنیم از گناه دورتر میشویم هر چه بیشتر اسم الظاهر را انسان کار بکند رؤیتش بیشتر میشود.@ وقتی رؤیتش بیشتر شد آلودگیش کمتر است غفلتش کمتر است دیگر فریب شیطان را راحت نمیخورد دیگر حملههای شیطان روی او اثر نمیگذارد حمله راست چپ جلو عقب همه را میشناسد وسوسه را خوب میشناسد چون حق را میبیند وقتی شما حق را دیدی تشخیص باطل برایت راحت میشود.@ ما چه موقع گرفتار باطل میشویم چه موقع گرفتار خیال میشویم چه موقع گرفتار اوهام میشویم چه موقع ترسهای بیهوده سراغمان میاید؟ چه موقع توهمات بیجا زندگیمان را خراب میکند چه موقع حمله از جلو از عقب پر از اضطراب و نگرانی در ما ایجاد میکند؟.@ چه موقع دچار توهم کمال میشویم که کمال را از خودمان ببینیم و با آن فخرفروشی بکنیم و تکبر بکنیم و ناز بکنیم و آدمها را کوچک ببینیم چه موقع با کمالات خودمان به جنگ با خدا میرویم مثل شیطان که توهم کمال کرد جلوی خدا ایستاد و نافرمانی کرد؟.@ چه موقع وقتی خدا دستور سجده میدهد سجده نمیکنیم چه موقع وقتی خدا دستور اطاعت میدهد و ما از خدا اطاعت نمیکنیم؟ آن موقع که الظاهر برای ما گم میشود اسم الظاهر خیلی مهم است یعنی اسم الظاهر بحث بحث فقط توحیدی نیست که ما فقط یک دانش توحیدی یک معرفت فقط پیدا بکنیم.@ بلکه یک وصول است یک لقاء است یک ملاقات است و تو در محضر خدا چکار میتوانی بکنی وقتی با اسم الظاهر رسیدی به محضر در محضر چکار میتوانی بکنی چقدر مبارک است انسان به محضر برسد اگر روی این اسم الظاهر انسان کار بکند و قلبش باور بکند به باور برسد دانستن اسم الظاهر با یک درس بله ممکن است انسان بفهمد بله الظاهر.@ اما اگر قلب باورش کرد مثل باوری که مردهشوی دارد نسبت به اینکه مرده کاری ندارد آن موقع انسان به آرامش میرسد و الا اگر متخصصانه بگوید مرده کار ندارد اما بترسد برود پیش مرده، این فقط میداند باور نکرده.@ شما میدانی اگر اسم الظاهر در انسان جلوه بکند انسان تمام ترسهایش میریزد همه اضطرابهای زندگیش میریزد دیگر به هیچ وجه(لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ) با این خدا دیگر ترس معنا ندارد با این خدا غم معنا ندارد ما بدبخت هستیم ما بیمعرفت هستیم ما غافل هستیم از این اسماء.@ ما چون درگیر مظاهر شدیم گرفتار مظاهر هستیم با مظاهر داریم بازی میکنیم و زندگی میکنیم دلمان را به مظاهر خوش کردیم در طلب مظاهر هستیم که فلان چیز و فلان کس را به دست بیاوریم از ظاهر غافل شدیم و دیگر آن محبوب و اله ما نیست.@ میگوید من با این همه جلوه ظاهر شدم برای تو که تو دنبال ظاهر بگردی دنبال من باشی با من پیوند برقرار کنی(خَلَقتُ الاَشیاءَ لِاَجلِک وَ خَلَقتُکَ لِاَجلی) من همه این اشیاء را برای تو خلق کردم اما تو را برای خودم خلق کردم کمال تو من هستم اله تو من هستم غایت تو من هستم رؤیت غایت انسان است لقاء الله غایت انسان است.@ انسان اگر به رؤیت نرسد ابتر است به نتیجه نرسیده سقط شده در رحم دنیا، گفتیم رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر هست با دنیا، کمال ما به قلب سلیم رسیدن است(يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ).@ به امام صادق(ع) عرض کردند قلب سلیم چیست؟ فرمود(اَلَّذی یَلقی رَبَّهُ وَ لَیسَ فیهِ اَحَدٌ سِواه) به ملاقات پروردگارش برود و هیچ کس در این قلب جز خدا نباشد این قلب سالم است کسی که به رؤیت نرسیده به ملاقات نرسیده این در رحم دنیا سقط شده ما آمدیم در این رحم دنیا که به قلب سلیم برسیم قلبی که الظاهر در آن ظهور دارد.@ ظهور یعنی غلبه، ظاهر بشود بر همه وجود ما، غالب بر همه وجود ما بشود ما آمدیم به این دنیا که او سلطان دل ما باشد او حاکم قلب ما باشد ولی مظاهرش سلطنت میکنند به قلب ما، مظاهرش حاکم بر ما شدند ما عبد او نیستیم عبد مظاهریم طالب او نیستیم طالب مظاهریم عاشق او نیستیم عاشق مظاهر شدیم به دنبال او نرفتیم درگیر مظاهر هستیم غایتمان به جای الظاهر شده مظاهر.@ خطر اینجاست که اگر ما اینجا موفق نشویم الظاهر را ببینیم یعنی کور هستیم اگر کور بشویم(وَ مَن کانَ فی هذِهِ اَعمی فَهُوَ فِی الآخِرَۀِ اَعمی) کسی که اینجا کور باشد آنجا هم کور محشور میشود(قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمى‏ وَ قَدْ كُنْتُ بَصِيراً) پروردگارا برای چی من اینجا کور محشور شدم در حالی که در دنیا میدیدم؟ ولی در دنیا تو مظاهر را میدیدی.@ (قالَ كَذلِكَ) درست است تو آنجا میدیدی اما من را ندیدی تو مظاهر را دیدی(أَتَتْكَ آياتُنا) آیات ما آمد برای تو نشانهها را به تو نشان دادیم نشانهها را دیدی(فَنَسِيتَها) فراموش کردی غفلت کردی(وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى) امروز تو هم فراموش میشوی تو من را ندیدی من هم دیگر تو را نمیبینم.@ لذا شما میبینید آنهایی که کور محشور میشوند چقدر خطرناک است(لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ) خدا با آنها اصلاً حرف نمیزند بدترین عذاب این هست که خدا یک کلمه با انسان حرف نزند(لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ) برای اینکه تو در تمام زندگیت خدا را ندیدی قوانین خدا را ندیدی احکام خدا را ندیدی دستورات خدا را ندیدی رضای خدا را ندیدی معیارهای خدا را ندیدی.@ با معیارهای نفسانی با معیارهای وهمی با معیارهای خیالی با معیارهای شیطانی، انتخاباتت، ارتباطاتت، افکارت پر از معیارهای شیطانی بود اصلاً حاضر نبودی با معیارهای خدا زندگی کنی دوست نداشتی معیارهای خدا به تو عرضه میشد ناراحت میشدی من هم با تو قهر هستم.@ تو با من قهر کردی من را ندیدی فرصت آشتی فقط دنیاست آخرت جای آشتی نیست اینجا 90 سال گناه بکنی آشتی بکنی با تو آشتی میکنند اما اگر رسید به حنجرهات(قالَ إِنِّي تُبْتُ الْ‏آنَ) قبول نیست آن لحظه آخر مثل فرعون در حالت غرق شدن، نه دیگر، تا آخرت جلوه کرد تا برزخ ظهور کرد حالا بگویی الان توبه کردم، نه دیگر.@ الان وقت داری آشتی کنی وقت داری توبه کنی اما اگر مُردی اگر آمدی آنطرف، من با تو یک کلام هم حرف نمیزنم چون تو اصلاً در دنیا برای من هیچ ارزشی قائل نبودی هر وقت میگفتند خدا، دستور خدا، معیار خدا، ملاک خدا، رضای خدا، حالت از این کلمات به هم میخورد.@ از این انتخاب خدا راضی نیست از این ارتباط خدا راضی نیست از این رفتار خدا راضی نیست از این اخلاق خدا راضی نیست، راضی نیست که نباشد، تو به ملاقات این خدا نمیروی تو به ملاقات حق نمیروی(لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ) خدا با آنها یک کلمه حرف نمیزند(وَ لا يُزَكِّيهِمْ) خدا آنها را پاک نمیکند اصلاً تزکیه نمیکند.@ آنها از آن رجس شرک از آن آلودگی شرک آلودگی کفر آلودگی لجاجت و یکدندگی پاک نمیشوند(وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ) عذابشان دردناک است چون اینها در دنیا عذاب میکشیدند انسان وقتی که تسلیم حق نیست در دنیا خیلی عذاب میکشد وقتی کور است خیلی عذاب میکشد.@ تو وقتی خدا را نمیبینی دائماً دچار توهم هستی توهمات آزاردهنده است لهکننده است اضطرابها، ترسها، توهمات، خیال باطل، چون حق که نیست حق شادیبخش حق امید برای ما میگذارد امید میآفریند تولید شادی تولید سلامت تولید آرامش، اما تو در دنیا وقتی از حق فاصله میگیری دلت مثل قبر کافر میماند.@ دلت جهنم است دائماً در عذاب هستی دائماً در اضطراب هستی دائماً در دلشوره هستی اصلاً آرام نیستی اصلاً از هر چیز لذت نمیبری بزرگترین نعمتها را هم که به تو بدهند خود خدا را هم که به تو میدهند عرضه نداری از آن لذت ببری چون کور هستی.@

دیگر ملاقات ندارد لذت دیداری نیست اینجا میتوانی به لقائش بروی با او رفیق بشوی به لذت رؤیت برسی اینجا میتوانی با الظاهر کار بکنی بنابراین اگر ما بخواهیم به هدف خلقت برسیم باید اسم الظاهر را که در خود ما تجلی کرده، در بیرون که تجلی کرده در آیات آفاقی، در آیات انفسی که تجلی کرده در خود من هم تجلی کرده اسم الظاهر را ببینم، چطوری؟.@ مثالش را زدم(داخِلٌ فِی الاَشیاء لا بِالمُمازَجَه وَ خارِجٌ عَنها لا بِالمُزایَلَه) من هم مثل خدا هستم او در من ظهور کرده مثل خودش من هم(داخِلٌ فِی البَدَن وَ خارجٌ عَنها) من میتوانم خدا را ببینم میتوانم بفهمم الظاهر یعنی چی.@ (داخِلٌ فِی الاَشیاء) یعنی چی چون نفس خودت را هم مثل خودش آفریده ما اگر بخواهیم به هدف خلقت برسیم باید با اسم الظاهر خیلی کار بکنیم باید این اسم الظاهر برای ما واقعاً جلوه پیدا بکند در همه جا ببینیم.@

چه غوغایی کرده مولوی در این قسمت، میگوید از همه آدمهایی که کمالات مختلف داشتند هنرهای مختلف داشتند وقتی گرفتار شاه شدند و قرار شد کشته بشوند آن به درد خورد که میتوانست شاه را در هر لباسی بشناسد او شفیع آنها میشود این توان است.@ و الا خوردهکاریهای علم هندسه علم طب و علم فلسفه به کار نمیاید علم یعنی رؤیت حق، این علم است، چه کسی عالم است؟ کسی که حق را ببیند کسی که الظاهر را ببیند به این عالم میگویند اتفاقاً علم مثل خود خداست چون علم مظهر خداست مثال دریا زدم نور را زدم وجود را زدم مثال علم را هم برایتان بزنم.@ تمام رشتههای علم علم هستند یا نیستند؟ خود علم کجاست؟ باطن است، ظهورش در فیزیک و شیمی و ریاضیات و صدها رشته است، علم کجاست؟ شما فقط با ظهورات علم سروکار دارید با مظاهر علم سروکار دارید یک از اسمهای خدا اسم عالم هست علیم، عالم، علم مطلق، ولی مطلق است مطلق دست یافتنی نیست.@ این علم مطلق باید برای ما ظهور پیدا بکند یکی از آثار وجود شریفشان همین هست که دانشمندان جهان دارند خدا را در علم به ما نشان میدهند در رشتههای مختلف دارند نشان میدهند دانشمندان فیزیک، شیمی، زیستشناسی، ریاضی و جبر و مثلثات، فضایی، دریایی، پزشکی، اقسام و انواع مهندسان دارند زحمت میکشند علم آنها نشان دادن خداست در مظاهر مختلف.@ برای همین اسلام روی علم تعصب نداشت و ندارد و نخواهد داشت برخلاف ادیان دیگر که میترسیدند مردم بروند دانشمند بشوند میگفتند اگر اینها دانشمند بشوند ما را زیر سؤال خواهند برد.@ این همه اسلام سفارش میکند بروید بگردید ببینید نگاه کنید همه چیز را مطالعه بکنید چون جز خدا چیزی را پیدا نمیکنید هیچ علمی اسلام را به خطر نمیاندازند هیچ علمی پیشرفتش قرآن را نمیتواند زیر سؤال ببرد هر علمی پیشرفت بکند هر علمی رشد بکند فقط قرآن را بیشتر نشان میدهد خدا را بیشتر نشان میدهد قرآن یک کتابی هست که تمام رشتههای علوم هر چقدر پیشرفت بکنند نه تنها تهدیدش نمیکنند بلکه تأییدش میکنند.@ در دعای عرفه این را میخوانیم(اَلِغَیرِکَ مِنَ الظُهُور) آیا غیر تو ظهوری دارد(ما لَیسَ لَک) آن ظهور را تو نداری؟ میشود تجلیات تو ظهوری داشته باشند که خودت آن ظهور را نداشته باشی آنها که ظهورات تو هستند.@ بگویم گُل نمایانتر از خداست چقدر حرف بچگانهای هست این غیر تو ظهوری دارد که تو خودت نداشته باشی! (حَتّی یَکُونَ هُوَ المُظهِرُ لَک) تا آن بخواهد تو را نشان بدهد اشیاء خدا را نشان بدهند ما از بیدقتی هست ماهی ماهیهای دیگر را میبیند مرجانها را میبیند آب را نمیبیند در آب است با آب زنده است در آب متولد شده به خاطر شدت ظهور آب اصلاً نمیتواند آب را درک بکند.@ پس وقتی میگوییم(اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ) یعنی همه چیز سماوات و الارض ظهور خدا هستند خدا دارد اینها را به ما نشان میدهد ظهورات وجود هستند مظاهر وجود هستند نور را بردارید نه آسمانی هست و نه زمین، آسمان و زمینی دیگر هویدا نیست آسمان و زمینی دیگر پیدا نیست.@

شمع را گرفته دستش در بیابان دنبال خورشید گشتن کار آدمهایی که اسم الظاهر را کار ندارند و آن را نمیبینند همین است، بگردیم ببینیم در اتمها در سلولها زیر تیغ جراحی خدا را پیدا میکنیم بگردیم در ستارهها در آسمان اینطرف آنطرف لابهلای گلها درختان بوتهها در کوه ببینیم خدا را میشود پیدا کرد.@ (اَلِغَیرَکَ مِنَ الظُهورِ ما لَیسَ لَکَ حَتّی یَکُونَ هُوَ المُظهِرُ لَک) او میتواند تو را نشان بدهد(عَمِیَت عَینٌ لا تَراک) کور باشد چشمی که تو را نبیند اشیاء بدون هستی ادراک نمیشوند اول هستی هست تا اشیاء ادراک میشوند ولی ما وقتی که اشیاء را با هستی ادراک میکنیم خودمان متوجه این ادراکمان نمیشویم.@ فقط اشیاء را میبینیم در حالی که اول هستیشان را ما درک میکنیم با هستی ما ادراک میکنیم اگر هستی نباشد نه مدرِکی هست و نه مدرَکی هست اول باید هستی باشد تا ادراک، مدرِک، مدرَک معنا پیدا بکند.@ (یا ظاهر یا ظاهر یا ظاهر) از خواص این اسم این هست که انسان وقتی با این اسم محشور میشود این اسم را زیاد میگوید خیلی چیزها برایش ظهور پیدا میکند با این اسم محشور باشیم(وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها) خدا اسمهای زیبا دارد او را با اسمهای زیبایش بخوانید.@ فقط بسنده نکنیم به یا الله و یا کریم و یا رحیم این همه اسم با این اسمهای قشنگ صدایش بکنیم و جالب اینجاست که اگر شما هدفهای جزئی، دقیق، هدفهای مشخص و ریز داشته باشی باید با اسمهای ریز صدایش بکنی با اسمهای کوچک صدایش بکنی با اسمهای نه خیلی کلی، الله نه رحمن نه، رحمن یک جا کاربرد دارد.@ اما اگر میخواهی به جلوه برسی به تجلی برسی به ظهور برسی به رؤیت برسی به دیدن بیفتی باید اسم الظاهر را به کار ببری باطنش هم همینطور کاربردهای خیلی عجیبی دارد رؤیت وظیفه ماست خلق شدیم برای رؤیت با اسم شریف یا ظاهر ان شاء الله به رؤیت برسیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@