جلسه 010 - نسیم حیات ۲
شماره جلسه
10
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
1
روز
9
متن کامل (خام) ‌ جلسه 010 - نسیم حیات ۲

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره ضرورت نگاه عمیق بود در معرفت و گفتیم خداوند تبارک و تعالی توبیخ کرده کسانی را که اهل تعقل خوب شنیدن و تفکر نیستند یکی از آیاتی که خیلی لحنش تند هست در مورد اینطور افراد که در بحث جبر و اختیار هم کاربرد دارد آیه 99 و 100 سوره مبارک یونس هست.@ میفرماید(وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَ‏آمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعاً أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ يَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ) اگر خدا میخواست میتوانست یک کاری بکند جبراً همه مردم مؤمن بشوند.@ (أَ فَأَنْتَ) آیا تو مردم را اکراه میکنی که مؤمن بشوند؟ انسان آزاد خلق شده با اختیار خلق شده نه من خدا و نه تو پیغمبر هیچ کس را برای مؤمن شدن زور نمیکنیم جبراً کسی را مؤمن نمیکنیم(وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ) هیچ کس نمیتواند مؤمن بشود مگر با اذن خدا.@ بالا که گفتی که کراهتی نیست الان میگویی به اذن خدا هیچ کس اجازه ندارد مؤمن بشود(وَ ما كانَ لِنَفْسٍ) نفسی نمیتواند مؤمن بشود(إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ يَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ) آنهایی که اذن خدا را ندارند خدا فقط اذن داده کسانی مؤمن بشوند که تعقل کنند کسی که عرضه تعقل و فکر ندارد حق ندارد مؤمن بشود اصلاً مؤمن نمیشود.@ رجس همان پلیدی(إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ) مطلق پلیدی، میفرماید(وَ يَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ) او که فکر نمیکند او که تعقل نمیکند با رجس همراه هست فکرش را به کار نمیاندازد عقلش را به کار نمیاندازد خدا فقط اذن داده کسانی مؤمن بشوند سنت خدا اینطوری است.@ چرا خدا این سنت را گذاشته؟ چون به انسان آزادی و اختیار داده گفته فقط در بین انسانها و موجودات آزاد و مختار کسانی مؤمن میشوند که خودشان تعقل کنند و فکر کنند بیایند به راه من، من جبراً کسی را مؤمن نخواهم کرد به زور کسی را به ایمان نخواهم کشاند تو هم همینطور(أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ) تو مردم را میتوانی مجبورشان بکنی که مؤمن بشوند؟ اذن ندارند.@ تو فقط میتوانی کسانی را مسلمان و مؤمن بکنی که تعقل بکنند فکر بکنند این آیه خیلی تند است خدا میگوید کسی که عرضه فکر کردن و تعقل ندارد این حقش هست که بیایمان بماند حقش هست که دچار هر نوع پلیدی و رجس باشد برای اینکه من خدا به میلیاردها بینهایت جلوه جلوی چشمش هستم و این فکر نمیکند و نمیبیند.@ چه کسی میتواند قیامت بگوید خدایا من تو را ندیدم من مطمئن نشدم تو هستی برویم در آیات، من را ندیدی دنبال چه دلیلی میگشتی(ما رَأَیتُ شَیئاً اِلاّ رَأَیتُ الله قَبلَهُ وَ مَعَهُ وَ بَعدَه) هیچ چیزی را ندیدم مگر اینکه قبل از آن همراه آن و بعد از آن خدا را دیدم.@ ما وقتی که به یک شیء نگاه میکنیم به عوامل ایجاد شیء جلوتر از خود شیء نگاه میکنیم ما اصلاً از نظر روانشناسی هیچ وقت به یک شیء نگاه نمیکنیم مگر همان زمانی که داریم به شیء نگاه میکنیم به صدها عامل ایجاد شیء قبل از آن همراه آن و بعد از آن نگاه میکنیم.@ این انگشتر من به آن نگاه میکنیم یک نگین دارد یک رکاب، شما تا به این نگاه میکنی در معدن میروی اول معدن را میبینی دو تا معدن، معدن سنگ و معدن نقره، کارگر، شرکت، مهندسان، قبل از آن دانشمندانی را میبینید که در دانشگاهی درس خواندند رشته معدن، دستگاهها، کارخانهها.@ آن کارخانه وقتی وسائلی هست که میخواهد برود کوه را بشکافد ما فلز میبینیم فلزاتی که میتوانند کوه را بشکافند وقتی فلز را میبینی دوباره معدن میبینی وقتی معدن را میبینی دوباره شرکت میبینی دوباره کارخانه میبینی دوباره دانشگاه میبینی دوباره دانشمند میبینی دوباره مدرسه میبینی.@ میلیونها چیز ما با این داریم میبینیم هیچ کدامش هم قابل انکار نیست قبل از اینکه شما نگاهت به انگشتر و عقیق بیفتد همه هم همینطور هستند هیچ کس نمیتواند بگوید من نمیبینم همه دارند رؤیت میکنند همه دارند میبینند دانشمندانی که این را ایجاد کردند تا این آمده در کارخانه برش خورده شمش شده این عقیق آمده تراشیده شده.@ آن آدمهایی که روی این نگین کار کردند آن آدمهایی که روی این عقیق کردند آنهایی که این دو تا را سوار کردند آن بازرگانی که این را خریده آن کسی که آمده فروخته همه را ما داریم میبینیم چطور میشود ما به شیء نگاه کنیم حالا این پیچیدهتر است این هر دو که مخلوق خداست با ساختمانهای پیچیده.@ شما در شیمی وقتی میخواهی این را بازش بکنی آدم سرسام میگیرد وقتی میخواهد سلولها و آرایش اتمها و الکترونهای این را ببیند هزاران ساعت وقت نخبگان بشر گرفته میشود تا این را تجزیه بکنند آن ساختمان درونش یعنی چی خدا را نمیبینم.@ احمقانهترین فکر تصادف است تصادفاً، از کجا وجود که تصادف نیست چینش که تصادف نیست نظم که تصادف نیست آرایش اتمها که تصادف نیست فیزیکدان شیمیدان از داخل اینها دارد قانون در میاورد یعنی یک کسی نشسته این قانون را نوشته حاکم بر این است مدیر بر این هست مسلط بر این دارد این را اداره میکند.@ (وَ يَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ) آنهایی که تعقل نمیکنند واقعاً دچار انواع رجس و پلیدی هستند خداوند رجس را بر آنها حاکم کرده کسی که نمیخواهد فکر بکند(يَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ) دستش را در گوشش میکند نمیخواهد تعقل بکند این باید جهنم برود.@ همین مثال معروفی که یکی دوبار هم زدم این دوست غیر مؤمن نیوتن که خدا را قبول ندارد و نیوتنی که موحد هست وقتی که ماکت منظومه شمسی را در خانه نیوتن میبیند میگوید این را چه کسی درست کرده؟ نیوتن میگوید هیچ کس این خودش درست شده ناراحت میشود میگوید تو فکر کردی من احمق هستم که قبول کنم این ماکت خودش درست شده.@ یعنی خداوند بینش را پیدا کردن علت غایی و علت فاعلی را در نهاد همه انسانها بدون استثناء گذاشته که اگر شما به یک کافر بگویی این فرش خودش درست شده این انگشتر خودش درست شده این لیوان آب خودش درست شده میگوید این فکر احمقانه است.@ نیوتن میگوید من این را از روی اصلش درست کردم این ماکت حرکت ندارد قاعده و شعور ندارد آن که قاعده و شعور دارد من از روی آن این را درست کردم آن را تو قبول نمیکنی سازنده دارد آنوقت به این میگویی احمقانه است اگر فکر کنیم کسی آن را نساخته واقعاً اگر کسی تعقل نکند بیعقلی بیتعقلی جهنم هست.@ برای همین هم خداوند یک سؤال اساسی کرده برای تمام تاریخ(أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ) آیا در خدا میشود شک کرد شکی وجود دارد فاطر آسمان و زمین، فاطر را خیلی جاها خالق معنا میکنند همینطور مسامحتاً پذیرفته است اما خالق نیست فاطر غیر از خالق است فطر غیر از خلق است.@ اسم فاطر را انسان باز میکند حیرت او را برمیدارد فاطر آسمانها و زمین(لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ) دو چیز برای بهشتی شدن و نجات از جهنم لازم است خوب شنیدن خوب فکر کردن یکی از چیزهایی که کمک میکند به خوب فکر کردن خوب دیدن بود تا این تعقل راه بیفتد.@ سوره انفال آیه 21 و 22 را میخوانیم(وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ قالُوا سَمِعْنا وَ هُمْ لا يَسْمَعُونَ) مثل کسانی نباشید که میگویند شنیدیم اما نشنیدند، بله میدانم شنیدم بودم خواندم، اینطوری نیست خیلیها توهم میکنند که شنیدند، خواندند، فهمیدند، بودند.@ امام سجاد میفرماید کسی که از ورای سالها فاصله با پیغمبر به پیغمبر ایمان آورده با پیغمبر بوده و آن که پیش پیغمبر حاضر بود و ایمان نیاورد هیچ وقت پیش پیغمبر نبود بودن و نبودن خیلی معنایش عجیب است.@ و چقدر هم امام قشنگ میگوید در صحیفه جمعه میگوید خدایا تو چقدر با من خوب رفتار کردی(ما اَحسَنَ ما صَنَعتَ بی یا رَبّ) تو چقدر با من خوب عمل کردی ای خدا میگوید آنهایی که پیش پیغمبر بودند شاهد بودند ایمان نیاوردند و من که غائب بودم به ایمان رسیدم این بودن است این شنیدن است.@ (وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ قالُوا سَمِعْنا وَ هُمْ لا يَسْمَعُونَ) اصلاً نمیشنوند(إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ) کران و لالانی هستند که هرگز تعقل نمیکنند بدترین جنبدگان در نزد خداوند، خیلی این تعبیر تند است نمیگوید بدترین آدمها، چون جنبدگان و انعامی هستند که از انسانها بهتر هستند.@ سنگهایی هستند به تعبیر قرآن سوره بقره آیه 74 سنگهایی هستند که از انسان شرافتشان بیشتر است(وَ إِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ) سنگهایی هستند که وقتی اسم خدا را میشنوند از خشیت خدا فرو میریزند شنیدن اسم خدا روی آنها تأثیر میگذارد.@ ولی یک کسی 50 سال هم نماز میخواند هیچ تأثیری روی قلبش نمیگذارد این چه قلبی است(الله اکبر بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ سبحان ربی العظیم الله اکبر سبحان ربی الاعلی) هیچ تکانی نمیخورد 40 ـ 50 سال که خوب نماز خواند تازه میاید سر پسر پیغمبر را در کربلا میبُرد.@ 50 تا حج ما داریم در لشکر عمر سعد بعد میاید سر پسر پیغمبر اسلام را میبُرد به خانواده پسر پیغمبر اسلام حمله میکند به خلیفه خدا به مظهر خدا حمله میکند و با او میجنگد این چه قلبی است این همه استاد این همه درس این همه مطالعه این همه کتاب این همه نماز این همه روزه این همه قرآن این همه زیارت ولی دل مرده است اصلاً از شنیدن اسم خدا به هیجان نمیاید اصلاً از خدا لذت نمیبرد.@ وقتی سر نماز میگویند(حی علی الصلاۀ حی علی الفلاح) این فلاح اصلاً نمیبیند نماز را مزاحم میداند فلاح یعنی خوشبختی بدو بیا خوشبخت بشو چه کسی وقتی صدای اذان میاید احساس خوشبختی به او دست میدهد که من الان میخواهم بروم خوشبخت بشوم خدا ما را به کجا دعوت کرده.@ (حی علی الفلاح) بیا خوشبخت بشو 50 سال خواندیم(حی علی الفلاح) اذان داریم میشنویم به این قشنگی که رستگاری، میگوییم وای دوباره اذان گفتند این چه قلبی هست ما درست کردیم برای خودمان.@ قرآن میگوید(إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ) کران و لالانی هستند که تعقل نمیکنند اینها بدترین موجودات هستند نمیفهمد خدا به او چه چیزی داده نمیفهمد نماز چیست عبادت چیست سجده چیست قرآن چیست حرم چیست معصوم چیست امام زمان چیست نمیفهمد خدا به او چه چیزی داده.@ با وجود همه اینها این آدم آدم بدبختی هست با وجود همه اینها احساس بدبختی دارد نمیفهمد وقتی خدا میگوید داود با من شاد بشو یعنی چی، یعنی چی با خدا شاد بشوم خدا چی هست من با او شاد بشوم از من لذت ببر خدا چی هست که من از او لذت ببرم بدترین جنبدگان اینها هستند که فکر و تعقل نمیکنند.@

هر چه هست در دل خودمان هست تمام کانون همه خوشبختیها و بدبختیها در قلب خودمان هست اگر بخواهیم به سمت خوشبختی حرکت کنیم فقط باید فکر کنیم فکر ما را نجات میدهد تفکر ما را نجات میدهد.@ روایتش را خواندیم(یُنیرُ اللُبّ، حَیاتُ قَلبِ البَصیر، مِرآۀٌ صافیَه) آینه صاف، چقدر فکر مبارک است علی وقتی میبینی مردم زیاد به دنبال عبادت هستند(اِذا رَأَیتَ النّاس) میبینی مردم(بِکَثَرَۀِ العِبادَۀ) مشغول کثرت عبادت هستند(عَلَیکَ بِکَثرَۀِ العَقل) تو برو فکر کن(تَسبِقهُم) از مردم سبقت بگیر.@ فکر سالها عقبافتادگی را جبران میکند تعقل دهها سال یک عمر عقبافتادگی را جبران میکند یک آدم 50 ساله یک آدم 70 ساله که 70 سال مسیر را اشتباه رفته اگر توفیق فکر پیدا بکند و تعقل بکند 70 سال را میتواند جبران بکند(تَفَکُرُ ساعَۀٍ خَیرٌ مِن عِبادَۀٍ سَبعینَ سَنَۀ) از عبادت 70 سال بهتر است خوب فکر کردن.@ این تا اینجا که ما اهمیت فکر کردن را بدانیم که باید فکر بکنیم چقدر مهم است بدون فکر ما سالها زحمت، درس خواندن، عبادتمان هدر میرود اگر خوب فکر نکنیم اگر خوب نبینیم اگر خوب نشنویم عادی بشنویم خدا نکند شنیدنهای ما برای ما عادت بشود.@ باور بفرمایید گاهی وقتها نیم ساعت یک ساعت خدا شاهد است من در اروپا بیست دقیقه از همین حرفها با آن مردم مسلمان میشوند چون خوب میشنوند عادت نکردند به این حرفها خوب میشنوند.@ خدا شاهد است گاهی وقتها یک روایت یک حدیث ما میخوانیم میگوییم(بسم الله الرحمن الرحیم قال علی(ع) فلان) در نهجالبلاغه، رئیس یک دانشگاه شیعه است گفت این امام شما گفته؟ گفتیم بله شیعه شد، چقدر خوب میشنوند چقدر خوب فکر میکنند چقدر خوب میتوانند ببینند.@ ما در این دریا مثل ماهی هستیم عادت کردیم آیات قرآن برای ما مستی نمیاورد این روایات تکانمان نمیدهد نماز خواندن هیچ جذابیتی ندارد اذان صدای فلاح و رستگاری برای ما نیست وقتی میشنویم خوشحال نمیشویم که دارد میگوید بیایید خوشبخت بشوید دارد میگوید بیایید نماز بخوانید دارد خدا صدایمان میکند میگوید بیایید با من حرف بزنید بیایید در آغوش من.@ ما قساوت قلبمان خیلی زیاد است خیلی حجاب این عادتهای ما قطور شده وقتی از این دنیا رفتیم پرده که کنار رفت وارد برزخ شدیم میفهمیم ای بابا با یک صلوات کجا میتوانستیم برویم با یک سبحان الله غیر عادی با یک الحمدلله غیر عادی با دو رکعت نماز غیر عادی آدم تا کجا میتوانست برود یا یک زیارت حضرت معصومه(س) یک زیارت غیر عادی آدم تا کجا میتوانست برود زیارتی که در آن فکر باشد.@ حالا باید برویم سراغ این که ما باید به چه چیزی فکر بکنیم حالا چند تا از مصادیق را به صورت کلی عرض کردم میگوید من همه نشانههای خودم و خودم را به شما نشان میدهم(سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْ‏آفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ).@ نشان میدهیم آیاتمان را به شما در آفاق در طبیعت در عالم و در خودتان تا اینکه روشن بشود که حق خداست ما برای آیات انفسی یک اردوی جداگانه داریم یعنی فقط روی نفس کار کنیم روی انسان.@ الان میخواهیم روی آفاقیها کار کنیم یعنی طبیعت، حالا ببینیم خود خداوند تبارک و تعالی ما را به چه چیزهایی دعوت کرده که فکر بکنیم اگر فکر کردی متوجه میشوی که تمام آیات الهی عجیب هستند هیچ چیز عادی نیست.@ ما ماهی در تنگ خانهمان را از بچگی دیدیم به آن عادت کردیم کور شدیم باید برویم یک فیلم مستندی ببینیم یا ما را ببرند در یک کشور دیگری در یک جای دیگری آکواریومی باشد ماهیهایی که تا به حال ندیدیم ببینیم بعد بگوییم چقدر اینها عجیب هستند.@ به همین ماهی کوچک سرخ در تُنگ خانهتان هم نگاه کن این هم تمام اسماء خدا در آن ظهور دارد حضور دارد و بعضیهایش هم ظهور دارد این هم در عجیب بودن با آن یکی هیچ فرقی ندارد ما عادت کردیم اینها را نگاه کنیم به گُل در گلدان و باغچه خانهتان نگاه کن ولی درست نگاه کن عادی نگاه نکن به برگش نگاه کن.@ همانطوری دلفریب، زیبا، عجیب، خارقالعاده، اگر خوب نگاه کنیم به خدا قسم یاد بگیریم که خوب نگاه بکنیم آن موقع نمیاییم در طبیعت، ما مجبور شدیم بیاییم در این طبیعت، گفتیم بیاییم یک چیز غیر عادی باشد محیط خانههایمان نباشد برای همین آمدیم فضای غیر عادی.@ و الا اگر انسان از خانه خودش شروع بکند با اینجا هیچ فرقی ندارد ان شاء الله در اردوی معرفت نفس میرسیم که اصلاً وقتی آدم خودش را نگاه میکند طبیعت دورش میکند از همین در که میخواهید بیرون بروید باران آمده گِل است یک کم از این گِلها بردارید یک تکه خاک، عجیب از عظیمترین آیات خدا خاک است.@ ما سراغ گُل میرویم که محصول خاک است این خاکی که میلیونها گیاه را تغذیه میکند چه چیزی در این خاک است این خاک چکار میکند شما دانه در آن میکارید یک خاک واحد صد نوع گیاه را صد نوع دانه را تغذیه میکند و تبدیل میشود به آن چیزها، ما هزاران سال عادی به این جریان نگاه کردیم آب، خاک.@ (هُوَ الَّذی) او یک اسم قبل از الله است هو، هو ذات است الله تجلی ذات است الله اسم جامع همه اسماء و صفات است هو قبل از تجلی است آن ذات آن کسی است که(أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً لَكُمْ) برای شما از آسمان آب نازل کرد یک کسی دارد به ما نگاه میکند به فکر ماست دارد ما را تدبیر میکند اداره میکند برای ما آب فرستاده.@ (أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً لَكُمْ) برای شما فرستاده آب را، این آب چیست؟ عجیبترین مخلوقات خداست آب مظهر اسم حی است(وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْ‏ءٍ حَيٍّ) حیات همه موجودات به آب است(کُلَّ شَیءٍ) حداقل در نظام طبیعی(کل شیء) را که شما میبینید از آب زنده است.@ این آب چیست؟ چقدر زیبا چقدر لطیف چقدر حیاتبخش، من گاهی وقتها در خیابان که میروم میبینم بعضی از مغازهدارها صبح اینها میریزند، قدیمیها چقدر خوب بود ما قدیمها در بازار میرفتیم اینها صبح به صبح آب میریختند خانمها در روستا جاهای دیگر من میرفتم در خانه آب میریختند.@ شما وقتی رد میشوی که جلویش آب ریختند اصلاً زنده میشوی در خیابان آب ریختند یک موقع میبینی ماشینهای شهرداری در خیابان آب میریزند شما از جایی که آب ریخته شده رد میشوی از روی این خیسی ببین چقدر حالت عوض میشود.@ وقتی میروی زیر باران میایستی ببین چقدر روحیهات عوض میشود این آب چیست ما گرفتار پرستیژهای کاذب شدیم و الا خیلی جاها آدم دوست دارد با لباس در آب بپرد آدم را زنده میکند این آب چیست؟ عجیب نیست؟ ما عادی به آن نگاه میکنیم میگوییم آب است حجاب عادت انسان را کور میکند.@ ما مثل ماهی در آب هستیم که نمیفهمیم آب چیست نمیفهمیم خدا چیست غرق خدا هستیم با همه ظهورات، مدام دنبالش میگردیم غرق میلیاردها فرشته هستیم دنبال فرشتهها میگردیم صدایشان را میشنویم حرکاتشان را میبینیم حرکاتی که به ما میدهند را احساس میکنیم اما آنها را نمیبینیم، این فرشته چیست؟.@ (مِنْهُ شَرابٌ) یک مقدار از این آب برای خوردن شماست ساده رد نشویم آب از آسمان آمده زمین برای خوراک شما، شرب یعنی چی؟ یعنی بین این چند میلیارد سلول و آن آب یک رابطه وجود دارد، چه کسی این را تنظیم کرده؟ شما بخورید هر دو کار خودم است.@ آسمانش مال من است نزولش مال من است خلق آبش مال من است شما را هم که خودم خلق کردم اینطوری فکر بکنیم و تمرین بکنیم رابطه بین این آب و تو را هم من قرار دادم تو بخور زنده باشی(وَ مِنْهُ شَجَرٌ فِيهِ تُسِيمُونَ) مقداریش هم جذب گیاهان و درختان و چیزهای دیگر میشود که در آن حیواناتتان را میچرانید.@ حیوانات هم باید بخورند از گیاهان از شجر، خود حیوانات، این داستان را در همین یک آیه اگر برویم روی تحقیق این یک آیه چقدر باید معطل بشویم یک چرخه مرتبط، آسمان، نزول آب، انسان، خوردن انسان، حیات انسان، جذب درختان و گیاهان، رویشش هم که در آیات بعدی میخوانیم استفاده حیوانات.@ قرآن الان وقتی که واردش میشویم میبینیم که تکتک این تابلو را چیده میناتورکاری کنار هم چیده ما بیادبی میکنیم میگوییم مینیاتور، از روی نفهمی هست از اینکه لغت گیر نمیاوریم واژه پیدا نمیکنیم.@ آیه 10 تا 15 سوره نحل را داریم میخوانیم(يُنْبِتُ لَكُمْ بِهِ الزَّرْعَ وَ الزَّيْتُونَ وَ النَّخِيلَ وَ الْأَعْنابَ وَ مِنْ كُلِّ الَّثمَراتِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَ‏آيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ) آدم میخواهد فریاد بکشد میرویاند خدا برای شما با این آب زرع را، کشتهای شما را با این میرویاند.@ این آب چیست که وقتی میرود میخورد به آن دانه این دانه از داخل این دانه با ترکیب خاک یک گیاه اینطوری بالا میاید فقط گُلها عجیب هستند برو علفهای هرز را نگاه کن دیوانه میکند این علفی که اسمش را علف هرز گذاشتیم(يُنْبِتُ لَكُمْ) باز برای شما، اینکه لکم میگوید من باید حواسم باشد تا گفت برای تو.@ من الان آمدم خدمت شما برای شما صحبت میکنم این کار را من برای شما کردم، یک حرف دیگر میخواهد بزند میگوید من خدا با تو خیلی کار دارم این همه را من برای تو انجام دادم این گلها به افتخار توست گیاهان به افتخار توست آب و آسمان به افتخار توست حیوانات به افتخار توست.@ (لکم) من خدا برای تو این کارها را کردم پس من در این خلقت چه کاره هستم اینها برای من هستند؟ این کوه این آسمان این ستارهها اینها برای من هستند؟ من باید خودم را بشناسم من چه کسی هستم که همه اینها مال من است وقتی خودت را جنسی معنا میکنی یا حیوان آنوقت تعجب میکنی میگویی یعنی چی؟ حق هم داری.@ (يُنْبِتُ لَكُمْ بِهِ الزَّرْعَ وَ الزَّيْتُونَ) این زیتون چیست خدا به آن قسم خورده این زیتون چیست حالا حالاها دانش پزشکی باید بیاید انواع مهندسیها انواع غذاشناسیها گیاهشناسیها تا بگوید این زیتون با بدن چکار میکند برای چند نوع کار در بدن طراحی شده برای چند نوع بیماری، یک داستانی داریم زیتون که این باید یک کتاب مستقل بشود.@ (وَ النَّخِيلَ) دهها نوع خرما با کارکردهای مختلف، ما باید کارگاه بزنیم این کارگاههای ما کارگاههای ابتدایی است ان شاء الله یک قرن بعد میایند میگویند یک آدمهای بودند حواسشان بوده که باید بروند تحقیق و مطالعه بکنند.@ ما حالا میاییم کارگاههای آنها را ادامه میدهیم اما جمع میکنیم یک ماه دو ماه بعد اینها را میفرستیم در کارگاههای تخصصی، این کار را من میخواستم در همین دوره هم بکنم اما دیدم شما کشش آن را ندارید که گروه تخصصی درست بکنیم و بفرستیم شما را تحقیق بکنیم یک کارگاه باید برود کار بکند یک مملکت باید پشت این اسماءالله باشد.@ من اگر کسی در این مملکت بودم یک دانشکده اسماءالله ایجاد میکردم تمام علوم روز را تحول میدادم بحث نهضت نرمافزاری، تولید علم، انفجار علم روی اسماء الله، فقط اگر من نبودم بعدها شما بگویید یک آقایی بود گفت اگر دنیا بخواهد پیشرفت علمی بکند انفجار علم اتفاق بیفتد فقط با اسماء الهی آدم میتواند کار بکند.@ اسماء الهی انفجار علم برای شما ایجاد میکند علوم طبیعی علوم تجربی فیزیک، شیمی، ریاضیات، یک کارگاه باید بگذاریم 40 ـ 50 تا دانشمند فقط خرما را کار کنند مگر شوخی است این خرما همینطوری(وَ الْأَعْنابَ) انگورها، این مو و تاکستانهای مو انگور چکار میکند.@ پیغمبر خداست میگوید خدایا من غم دلم را گرفت انگور سیاه بخور انگور رنگ به رنگش آثار خاص دارد ما فقط یاد گرفتیم بخوریم انگور را نگاهش بکنید نگاه کردنش خیلی زیباتر و لذیذتر از خوردنش هست بویش کن با آن بازی کن بگذار چشمت آن را بخورد قبل از اینکه معدهات آن را میخورد.@ یک پرتقال را اول به چشم بده نگاهش کن چشمت بخورد سیر بشود رنگش را نگاه کن داخلش را نگاه کن انار و انگور و خرما را همه چیز را اول بدهید چشمتان بخورد بده دلت بخورد بده مغزت بخورد آخر سر آدم کار حیوانی با آن میکند گازش میگیرد قورتش میدهد این بدترین کار بود که کردیم.@ اول با چشمت با مغزت با دلت با روحات آن را بخور نگاهش کن انگور را نگاه کن این برگ را نگاه کن ده رقم سبزی سر سفره جلویت گذاشتند اول نگاه کن این ریحان را نگاه کن مرزه را نگاه کن تره را نگاه کن شاهی را نگاه کن ترب را نگاه کن رنگش را خودش را ساختارش را بافتش را چینشش را.@ میگوید اتم به اتمش را خودم چیدم مولکول به مولکولش را خودم برایتان چیدم شکلهایش را خودم برایتان نقاشی کردم شکلهایش آدم را دیوانه میکند دهها نوع پرتقال لیمو انگور خرما زیتون خدا چکار میکند(وَ مِنْ كُلِّ الَّثمَراتِ) همه روییدنیها همه محصولات(إِنَّ فِي ذلِكَ لَ‏آيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ) اینها برای کسانی هست که فکر میکنند گروهی که اهل فکر هستند و همه هم اهل فکر نیستند.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@