أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ به حول و قوه الهی ادامه خطبه را از فقره یازده آغاز میکنیم بحث خطبه احتیاج به تمرکز بیش از جلسات تمرینی ما دارد من برای اینکه یک آمادگی بیشتری نسبت به این مباحث ایجاد بشود مقدمهای را ذکر میکنم و یک فشرده کلی را هم از درسهای قبلی را عرض کنم تا راحتتر بتوانیم خطبه را با سرعت جلو برویم.@ همانطور که در فقره 28 عرض کردم دیانت ما ارتباط صحیح ما با خداوند که ضامن سعادت ماست معلول شناخت صحیح از خداست اگر یک کسی بخواهد یک رشد حقیقی انسانی داشته باشد عمرش تلف نشده باشد دچار خسران نشود این باید یک رابطه صحیح و مؤثر با خداوند تبارک و تعالی داشته باشد.@ و اگر بخواهد یک رابطه صحیح و مؤثر داشته باشد در درجه اول باید بداند کسی که میخواهد با او ارتباط داشته باشد کیست صحت و قدرت در ارتباط معلول شناخت است من چطور میتوانم یک رابطه صحیح و مؤثر با خدا پیدا بکنم در حالی که اول او را بشناسم.@ یعنی بدانم او کیست، چگونه باید این رابطه تنظیم بشود چگونه باید به او نگاه کنم چگونه باید به او فکر کنم چگونه باید با او رفتار کنم و چگونه باید به او محبت کنم؟ روی نادانی من بگویم:@
خدا به بزرگواری میپذیرد اما اگر کسی خودش را جاهل نگه دارد میتواند آگاهی خوب پیدا کند اما خودش را جاهل نگه دارد بعد روی جهلش بگوید که تو کجایی تا شوم من چاکرت، این خوب نیست ممدوح نیست این یک خداشناسی ضعیف است حتی حیوانات هم اینطوری شناخت ندارند نسبت به خدا، شناختی که حیوانات دارند خیلی قویتر از این شناختها هست.@ بنابراین ما باید به یک شناخت صحیح برسیم اگر بخواهیم رابطهمان قدرتمند بشود هر چقدر معرفت، شناخت ما از حق تعالی صحیحتر و دقیقتر باشد ارتباط ما سریعتر، آسانتر و قدرتمندتر خواهد بود برای همین هم معصومین(ع) تأکید زیادی روی معرفت صحیح دارند خداوند تبارک و تعالی تأکید زیادی روی معرفت صحیح دارد.@ امام رضا(ع) خطبه به این جذابی و مفصلی و خوبی دارد امیرالمؤمنین(ع) در خطبه اول نهجالبلاغه چه خطبه زیبایی دارند حضرت زهرا(س) در مسجد مدینه اول چه توصیفات زیبایی از حق تعالی دارند و معصومین(ع) همه اینگونه هستند، چرا اینگونه فرمودند؟@ که ما بتوانیم یک رابطه خوب پیدا بکنیم خدایی که من او را بد و ضعیف میبینم نمیتوانم با او رابطه خوب پیدا بکنم لذا حضرت میفرماید(لا دِیانَۀَ إلاّ بَعدَ مَعرِفَۀٍ) دیانتی نیست مگر بعد از شناخت، اول انسان باید شناخت پیدا بکند بعد دیانت دقیق و صحیحی داشته باشد ارتباط صحیحی داشته باشد.@ وقتی نگاه غلط است رفتار و رابطه هم غلط از کار در میاید باید نگاه درست باشد در مورد مسائل دیگر هم همینطور هست ما وقتی در مورد همدیگر اشتباه فکر میکنیم اشتباه رفتار میکنیم و اشتباه ارتباط برقرار میکنیم هر چقدر شناخت دقیقتر باشد رفتار دقیقتر، مؤثرتر و قویتر خواهد بود و آسانتر و شیرینتر هم خواهد بود پس ما باید به سمت یک شناخت صحیح برویم.@ اگر بخواهیم معرفتمان کامل و صحیح و دقیق باشد باید بدانیم که نسبت به خدا باید چگونه فکر بکنیم به چه چیزهایی فکر بکنیم که این را در تمرینات صحبمان هست که اینها را میگوییم از کلام خود خداوند تبارک و تعالی و معصومین(ع)، و باید بدانیم که چه چیزهایی را نباید فکر بکنیم چه حریمهایی را نباید نزدیکش بشویم.@ کجاها نباید برویم چگونه نباید فکر بکنیم پس ما این دو وظیفه را داریم در مورد حق تعالی، معشوقمان، محبوب ما، غایتمان چگونه فکر کنیم که خوب و مؤثر و سازنده است و چگونه فکر نکنیم چه فکرهایی را نباید کرد که اگر آن فکرها بیاید رابطه خراب و مختل میشود کُندی و توقف ایجاد میشود خدای نکرده عقبگرد است.@ شما اگر تاریخ را در مورد مکتبهایی که در مورد خداوند تبارک و تعالی هست چه در تاریخ اسلامی چه در مسیحیت چه در یهودیت چه مکاتبی که اصلاً خدا را انکار کردند میگفتند خدا نیست و به دشمنی با خدا پرداختند میبینید که منشأ بسیاری از اینها اطلاعات غلط هست.@ ما الان در گروههای اسلامی کسانی را داریم که خدا را جسم میدانند از این 73 فرقهای که در اسلام، فرمود امت من بعد از من به 73 فرقه تقسیم میشوند در بعضی از فرقهها هست که اینها برای خدا جسمیت قائل هستند چیزهایی را قائل هستند که قرآن اصلاً قبول ندارد معصوم قبول ندارد ولی اینها چون مبنای صحیحی نداشتند ذهنشان به این سمت رفته.@ حالا چرا ذهن به این سمت میرود توضیح میدهم در مسیحیت همینطور شما میبینید که این مشکل هست فکر صحیح در مورد خداوند تبارک و تعالی و در مکاتب دیگر هم همینطور آن مذاهبی هم که ضد خدا عمل کردند.@ شما اگر ریشهیابی کنید میبینید که طرفداران خدا تصاویر غلط و بدی از خدا ارائه کردند و خواستند دفاع بکنند یک خدای خیلی بدی را معرفی کردند که آنها وقتی تعقل میکردند میدیدند که این خدا پذیرفتنی نیست بنابراین به جنگش برخواستند نهضت علیه خدا درست شده.@ ما در خطبه که میخواهیم جلو برویم از فقره یازدهم به بعد برخلاف درسهای صبحمان که جنبه ایجابی دارد که ما در مورد خدا چه چیزهایی را باید فکر بکنیم چگونه باید فکر بکنیم چگونه باید نگاه بکنیم.@ در این چند فقرهای که میخواهیم جلو برویم تا برسیم به اسماء حق تعالی احد و ظاهر و متجلی و چیزهایی از این قبیل، اسمهایی هست که باید درست نگاه بشود چیزهایی در خطبه مطرح میشود که نباید ما اینگونه خدا را ببینیم.@ ما اینجا به مبنا و معیار احتیاج داریم که هیچ معیار و مبنایی بهتر از خود وجود خداوند تبارک و تعالی و تجلیات او برای ما نیست آن ظهوراتی که کرده و در عقل ما هم برای ما تجلی کرده به این ظهورات درست، اما انسان یک قوه واهمه دارد که این قوه واهمه میاید نگاههای غلطی را در مورد خداوند تبارک و تعالی ایجاد میکند.@ شیطان هم که هست و فکرهای غلط در مورد خداوند مخصوصاً ایجاد میکند چون خود شیطان روی وهم میتواند کار کند روی عقل ما نمیتواند کار کند حیطه نفوذ شیطان وهم است میاید در واهمه ما فکرها و اطلاعات غلطی را ایجاد میکند انسان با این فکرها و اطلاعات غلط نمیتواند یک خدای محبوب داشته باشد.@ یک معشوق نمیتواند داشته باشد برایش زیر سؤال هست خود شیطان در قرآن کریم وقتی که نافرمانی کرد نگاهش را به خداوند نگاه کنید(فَبِما أَغْوَيْتَنِي) تو من را گمراه کردی ای خدا، تو من را فریب دادی، تهمتی که شیطان به خدا میزند تو من را اغوا کردی.@ قوه واهمه ما اگر ما مصلح نباشیم به عقلانیت به شناختهای دقیق ریاضی و عقلانی قوه واهمه ما خیلی وقتها از این تجاوزات به خداوند میکند تعدی و تجاوز به خداوند میکند و فکرهای غلط میاندازد اشتباه میکنیم در زندگی و کار اقتصادی شکست میخوریم اشتباه میکنیم در نظام درونی با غصهها و گرفتاریها روبهرو میشویم بعد میگوییم این چه خدایی است.@ خدایا این چه سیستم و نظامی هست که تو خلق کردی نگاههای محدود و غلط داریم نسبت به خلقت، خودمان را نمیشناسیم بعد با خدا درگیر میشویم. نمیدانم من زن نیستم مرد نیستم وقتی میخواهم دینداری هم بکنم یک زن و یک مرد میخواهد دینداری بکند دینداری یک زن و مرد یعنی با لحاظ حیوانیت و جنبه جنسی دینداری درستی از کار در نمیاید.@ بعداً که در مسائل حیوانی و دنیایی من آسیب و حادثه اتفاق میافتد با خدا درگیر میشوم، نمیدانم که این من نیستم که با خدا باید درگیر بشوم و آن که دارد درگیر میشود و سؤال میکند حیوانیت من است خود من نیستم ولی این خود آنقدر ضعیف است چون تغذیه نشده کاری از دستش برنمیاید و همان نگاه موهوم را میپذیرد.@ یک مثال بزنم: من تقریباً یکی دو سال مانده بود که مکلف بشوم ماه رمضانی بود روزه گرفته بودم در مسجد رفته بودم انصافاً هم تابستان مرداد ماه بود خیلی گرم، دیدم یک آقایی حدوداً 50 ـ 60 سالش بود خوابیده بود زیر کولر، امکانات کم بود چون در مسجد پنکه و کولر بود که خنک بود مردم میامدند در مسجد میخوابیدند که یکذره فشار گرما کمتر باشد.@ میگفت ای خدا من آب نخورم نان نخورم سیگار نکشم آخه این چه چیزیاش به تو میرسد چرا ما را اینقدر اذیت میکنی، روزه برای این حل نشده بالأخره ما دین را مجموعاً پذیرفتیم به آن تن میدهیم ولی در درون این اصلاً نمیتواند با خدا کنار بیاید.@ چون نگاهش نگاه جنسی است چون خودش را یک حیوان مسلمان نگاه میکند به خدا گیر میدهد این نمیداند که اصلاً روزه برای بخش انسانی آمده یعنی بخش حیوانی باید کنترل بشود مورد اعتنای خدا نیست.@ بخش انسانی است که مورد اعتنای خداست و مخاطب خداست و خلقت برای آن انجام شده آن فطرت و نفخه هست این آن را نمیداند درگیر میشود در حجاب هم خیلیها اینطور هستند در حجاب بانوان ممکن است رعایت هم بکنند اما در دلشان از خدا گله داشته باشند.@ در احکام ازدواج، در احکام زن و مرد در ارث در دیه در خیلی جاهای دیگر هست که افراد میگوید این حکم خداست! به هم میریزد، من که نمیفهمم، این که میگوید من نمیفهمم این ناخود است دارد با عقل ظاهری خودش عقل جزئیبین خودش دارد ارزیابی میکند و واقعاً هم نمیفهمد.@ برای همین معصومین(ع) آمدند که به ما یک نگاه بزرگ و روح بزرگ و معرفت متعالی بدهند که ما درست نگاه کنیم چون درست نگاه نکردن همه احکام را به هم میریزد همه نگاهها را به هم میریزد حتی وقتی میخواهی برایش سجده بکنی نمیدانی چیست میخواهی رکوع بگیری نمیفهمی این چیست؟ چرا من باید خم شوم؟@ مگر این نیاز دارد که من خم شوم و به سجده بیافتم و گریه کنم؟ این خدا چقدر لذت میبرد از اینکه من این کار را کنم؟ برای چه از این کار لذت میبرد؟ چون همه نگاههایت غلط است یعنی واقعاً یک نگاه نادرست ارتباط غلط، یک تدین سطحی و ظاهری، شیطان در ما فکر ایجاد میکند.@ دائماً خدا را زیر سؤال میبرد و میچیند یعنی برایت منطق میگذارد و تو گیج میشوی آدمهایی که مبنا دستشان نبوده آدمهای بزرگی را گیج کرده شما راسل را نگاه کنید فیلسوف است میگوید من متدین بودم مسیحیت را قبول داشتم اصلاً یک کتاب نوشت که چرا مسیحی نیستم بعد میگوید من به خدا اعتقاد داشتم.@ ولی وقتی این سؤال برایم مطرح شد که اگر هر چیزی را خدا آفریده پس خدا را چه کسی آفریده برایش جواب پیدا نکردم و ماندم این سؤال سؤال مهمی است اگر کسی برایش جواب نداشته باشد میتواند خیلیها را زمین بزند و متوقف کند و برگرداند.@ اما وقتی نگاه درست است آنوقت میفهمیم که اصل سؤال غلط است و شیطان سؤالاتی را ایجاد میکند که چینشش غلط است و مغالطه است اما تو فکر میکنی درست است صورت را که نگاه میکنی میبینی درست است اگر هر چیزی را خدا آفریده پس خدا را چه کسی آفریده مشکل این هست که خدایی که قرار است کسی او را بیافریند اصلاً خدا نیست.@ خدای حقیقی قابل آفرینش نیست وقتی نگاه غلط است به خدا، سؤالات غلط هم ایجاد میشود آنوقت این خدا یک خدای به درد نخور و ضعیف است که هزارتا ایراد هم به او وارد است شیطان از این مغالطهها زیاد در ذهن ما ایجاد میکند.@ بخصوص آنجاهایی که به حیوانیت ما قرار است فشار بیاید لطمه وارد بشود یک موضوع طلاق است یک موضوع مردن یک نفر هست یک موضوع ورشکستگی اقتصادی هست یک موضوع مریضی هست یک موضوع اجتماعی سیاسی هست.@ بیماری هست گرسنگی و تشنگی و تنهایی هست یکجایی اضطراب و ترس وجود دارد آنجاها به ما حمله میکند و آن اصول ما را به هم میریزد با مطرح کردن مغالطات مختلف در آن لحظات، پس خدا کجاست؟ چرا دعای من اجابت نشد؟ من که چیز بدی نخواستم؟@ همه جزئیبین و ریزبین و انسان به هم میریزد لذا شناختهای عقلانی ریاضی صرف فوقالعاده به درد ما میخورد شناختهایی که منطقی و ریاضی است چینشش دقیق است اگر شیطان حمله کند نمیتواند به هم بزند شیطان هیچ وقت نمیاید شما را وسوسه کند که دودوتا پنج تا میشود، چرا؟@ چون ریاضی و منطقی است قابل تجاوز نیست هیچ وقت نمیاید شما را وسوسه کند که جزء از کل بزرگتر میشود اصلاً نمیتواند وسوسه کند به هیچ وجه آنجا حمله نمیکند جاهایی حمله میکند که ما خلأ داریم اطلاعاتمان دقیق نیست اطلاعات درستی نداریم.@ آنجایی که اطلاعات ما غلط است و دقیق نیست میتواند ورود کند و ما را با خدا درگیر کند سست و شُل کند بنابراین بسیاری از ضعفهای ما، اگر نگوییم همه ضعفهای ما معلول شناخت غلط از خداست معرفت نادرست که دیگر اصلاً اسمش معرفت نیست.@ اما اگر نگاه دقیق شد اعتقاد راسخ، باور محکم ایجاد شد میبینی که انسان خیلی شیرین و قدرتمند و آسان با خدا ارتباط برقرار میکند باید مواظب وسوسههای نفسمان باشیم باید مواظب تصرفات و تجاوزات وهمی به قوه عاقلهمان باشیم که دچار بچگی و سادگی نشویم شیطنتها روی ما تأثیر نگذارد جهل روی ما تأثیر نگذارد.@ گاهی وقتها جهل هست که ما را زمین میزند و در ما کُندی حرکت، توقف یا خدای نکرده عقبگرد ایجاد میکند گاهی وقتها شیطنت است تصرف واهمه و شیطان هست حمله هست حملههایی که میکند همانطور که در مورد خودش هم همینطور بود(فَبِما أَغْوَيْتَنِي) تو من را فریب دادی و اغوا کردی بنابراین فرافکنی میکند.@ ما بسیاری از موارد در زندگیمان وقتی دچار شکست و مشکلات میشویم به جای اینکه قبول کنیم که خودمان حماقت و اشتباه کردیم با خدا دعوا میکنیم با ناراحتی هم میرویم مسجد وضو میگیریم.@ نماز میخوانیم سبحان الله هم میگوییم که او منزه است بعد هم او را فحش میدهیم میگوییم تو سبحان منزه، ولی همهکاره خودت هستی، میخواست خدا را توصیف کند گفته بود به نام خدایی که هر چه میکشیم از دست اوست.@ پس باید خیلی دقت بکنیم که این ذهن فضولی و شیطنت نکند و هرزه نشود و اینطرف و آنطرف نرود و روی اصول پایبند باشد اصول ریاضی باید در وجود ما تثبیت بشود ما الان طبق یک اصل تجربی و عقلی همه بدون استثناء میگوییم که مرده با ما کاری ندارد، چرا نمیتوانیم به مرده دست بزنیم؟ چرا نمیتوانیم مرده را بشوییم؟@ چرا نمیتوانیم کنار مرده بخوابیم؟ چرا میترسیم؟ چرا فکر میکنیم که هر لحظه ممکن است یقه ما را بگیرد؟ واهمه کار میکند حقیقت ندارد ولی واهمه آن را به تو حقیقی جلوه میدهد ترسهای زیادی که ما در زندگیمان داریم ترس از تاریکی، ترس از تنهایی، خیلی وقتها ترس از ارتفاع، ترسهای بیهوده، برای همین شیطان میتواند حمله از آینده بکند یکسره میگوید اگر اینطوری بشود چی؟ هیچ وقت نمیگوید نمیشود.@ یک خانمی میگفت من الان چند وقت است فکر میکنم میخواهم بمیرم هر شب فکر میکنم که من فردا میمیرم، نزدیک است بمیرم، یک هفته دیگر میمیرم، گفتم چند وقت است دچار این فکر هستی؟ گفت چند سال است، گفتم حالا مُردی؟ این همه مدت در هر هفته فکر میکردی میخواهی بمیری آیا واقعاً مُردی؟ فکرت درست بود؟@ هیچ وقت نمینشیند فکر کند که شیطان سراغ من میاید و افکار پوچ به من تزریق و تلقین میکند که الان چند سال است دارد به من وعده میدهد تو این هفته میمیری، پس کجاست! واهمه را اگر کنترلش نکنی اگر انسان مسلح به عقل نشود.@ عقلانیت خودش را فعال نکند و تغذیه نکند دائماً از این افکار پوچ و بیهوده و عمر تلف کن و وقت تلف کن خیالهای باطل، میبینی طرف پنج ساعت در خیال است فکرهای کارتونی، دائماً در ذهن انسان است اصلاً زندگی کارتونی، عشق کارتونی، انتخاب کارتونی، طلاق کارتونی، همه زندگیها اینطوری شده در اجتماع ما خیلی داریم توهم زده است.@ طرف خیال زده است اصولی و معقول و منطقی زندگی نمیکند با متن حقیقت ارتباط ندارد بیشتر این آدم آدم توهم زدهای است این همه عقبماندگی و شکست و آلودگی و ضعف برای ما برای همین هست که ما اطاعت شیطان را میکنیم(أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ) مگر من از شما عهد نگرفتم که شما شیطان را عبادت نکنید.@ عهد خدا عهد فطری و درونی است عقل میگوید وهم کارش اشتباه است الان شما عقلتان به شما میگوید مرده کاری ندارد این تعهد درونی و حجت خداست عقل حجت و نماینده خداست پیامبر درونی است همانطور که پیامبر عقل بیرونی است.@ عقل به تو میگوید مرده با تو کاری ندارد این حجت خداست دارد به تو میگوید کاری ندارد وقتی اطاعت شیطان را میکنی خودت داری میترسی خودت از یک امری که ترسناک نیست میترسی سالهای سال با یک ترس موهوم زندگی میکنی و عابد شیطان هستی عبادت شیطان را میکنی پذیرش توهم، پذیرش ترسهای بیمورد، سوءظنها یکی از قبیل حملههای شیطان هست.@ سوءظنها، بدبینیها، بدخیالیها، حسادت یک نوع توهمزدگی است حسادت امر حقیقی نیست یک واقعیت خارجی ندارد اما ببینید چقدر انسانها با این حسادت به جهنم میروند و زندگی خودشان و دیگران را خراب و تلخ میکنند.@ اگر ما بخواهیم این بحث را شروع کنیم باز این خودش یک میدانی است یک دوره خاصی دارد که الان فضای اردوی ما این نیست بحث اخلاقی نیست مباحث معرفتی و عقیدتی است ولی این خودش یک بحث مفصلی است.@ یک دوره، دو دوره، سه دوره، پنج دوره اردو فقط در مورد تصرفات قوه واهمه است انواع خیالزدگیها را آدم مطالعه کند خیالزدگیها هم زیاد است و آدم اگر خودش را از دست این خیالات نجات ندهد تا آخر عمر ضعیف زندگی میکند و هیچ وقت به آرامش و شادی حقیقی نمیرسد.@ این حضرت زینب(س) هست که بعد از آن همه حادثه میتواند بگوید(و ما رأیت إلا جمیلا) چون اصلاً عقل است عقیله بنیهاشم به او میگویند این خانم یکپارچه عقل است لذا میبینید در بدترین شرایط آرامش دارد زیبا میبیند قدرتمند است و ما باید روی کارهای عقلانی واقعاً حساب باز کنیم جا باز کنیم.@ فعالیتهای عقلانیمان را زیاد کنیم و مدام جنبههای عقلانی خودمان را تقویت کنیم و الا میرسیم به یک سؤالات بیخود در مورد خداوند تبارک و تعالی، و این سؤالات حالا ایجاد شدنش یک چیز، غلط بودن یک چیز، ما به ارتباط صحیح با خدا نیاز داریم.@ معشوقمان را باید درست بشناسیم اگر با او درست ارتباط برقرار نکنیم به هدف خلقتمان نائل نمیشویم سقط میشویم رابطه خوبی هم نمیتوانیم برقرار کنیم وقتی سؤالاتمان غلط است.@ شادی با خدا زمانی امکانپذیر هست که شما تصور صحیحی از خدا داشته باشید، چه کسی میتواند با خدا شاد شود؟ او را بشناسد بداند این کنارش بودن یعنی شادی مطلق، شادی با خدا، فرمود داود با من شاد باش و از من لذت ببر، لذت بردن از خدا تابع معرفت صحیح است وقتی او را نمیشناسی نمیتوانی از این خدا لذت ببری بیشتر از او فراری هستی و او را مزاحم میدانی حوصلهاش را نداری رعایت دین و احکام خدا و دستورات خداوند برایت سخت است.@ برای اینکه یک خدایی در ذهن توست که مخلوق و مصنوع خودت است آن خدایی که مخلوق و مصنوع تو هست بله این دستوراتش را آدم نمیتواند خوب اجرا کند ضعیف است برایش سنگین است شیرین و آسان نیست.@ رعایت تقوای الهی، فقط آدم خدایی را که خوب میشناسد میتواند تقوای او را داشته باشد یعنی مراقب باشد که در حریمش نرود. ترجیح خدا بر غیر، خدایی که حقیقی است و آدم او را میشناسد میتواند بر غیر ترجیح بدهد خدای موهوم را نمیتواند ترجیح بدهد.@ همه کمالات همه قشنگیهایی که از معرفت ایجاد میشود ما باید بدانیم که باطن، اصل و ریشهاش آن شناخت صحیح هست تمام لذاتی که انسان میبرد تمام بهجت و سروری که در ارتباط با حق تعالی است مبتنی بر یک معرفت صحیح هست.@ کمک گرفتن از خدا، استمداد از خدا، پناه بردن به خدا(قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ مَلِكِ النَّاسِ إِلهِ النَّاسِ) رب، ملک، اله، اگر انسان این معانی را خوب بلد نباشد پناهندگیاش هم خوب نیست باید اول رب و ملک و اله را بشناسد و با این شناخت به حق تعالی نگاه کند تا بتواند پناهنده بشود.@ و الا ما سوره ناس را داریم سوره فلق را هم داریم بعد میگوییم بخت من را بستن، بخت فلانی را بستن، من را نظر کردند، فلان کس فلان کار را علیه من کرده، این حرفها چیست، آیۀالکرسی را داریم ولی آدمهای ضعیفی هستیم قدرتمند نیستیم اسمهای اعظم خدا در این سورههاست اگر این را یک کسی داشته باشد بخواند صبح از خانه بیرون برود.@ چرا ما نمیتوانیم پناهنده بشویم؟ چرا ما با یک(قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ) با یک(قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ) با یک آیۀالکرسی به آرامش و شادی نمیرسیم؟ در یکی از این مجلههای هواپیمایی نوشته بود خاطرات یکی از کسانی هست که در این سفر بود که چرخ هواپیما باز نشد همه به اضطراب افتادند گفتند که باید کف بریزیم که هواپیما سُر بخورد گفت دیدم همه اضطراب دارند جز یک روحانی خیلی آرام نشسته.@ به او گفتم که حاج آقا شما چطوری اینقدر راحت هستی؟ گفت من آیۀالکرسیام را خواندم باور دارد باور خیلی مهم است من خواندم باور دارم. کسی از این پیرزنهای محل، کسی به او گفته بود که من خانهام خیلی پشه و موریانه میاید گفته بود دعای حشرات را بخوان، دعایی در مفاتیح داریم به نام عشرات، این اسمش را هم بلد نیست ولی اعتقاد دارد گفت دعای حشرات را بخوان درست میشود.@ آمدن به کدخدایی که دعا مینوشت این واقعیت دارد من این کدخدا را میشناسم گفتند که خیلی ساس در خانه ما میاید همه ما را اذیت کرده گفت بنویس(بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ برو ای ساس برو ای ساس) همین هم شد همین رب الناس کار میکند رب من است صاحب من است کار میکند.@ ولی ما نه از این چیزها شنیدیم و بلد هستیم مطالعه هم کردیم اما نمیتوانیم یک آیۀالکرسی و (قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ) بخوانیم چون رب را نمیشناسیم به او اعتماد نکردیم بنابراین ضعیف هستیم بهترین اسلحهها را نمیتوانیم از آن استفاده کنیم.@ مثل جنگ تحمیلی شد بچههای ما اسلحه کم داشتند آنها بهترین و مدرنترین اسلحهها را داشتند بسیجی ما طرف آنها آفتابه میگرفت آنها اسلحهشان را زمین میانداختند تسلیم میشدند او با ربّ آفتابه را میگیرد با ربی که میشناسد با معرفتی که دارد آفتابه را میگیرد طرف دشمن، دشمن خلع سلاح میشود.@ در والفجر مقدماتی چندتا تیر خورده بود به دست و پایش، یک شهید عزیزی که بعدها مفقود شد بعدها جنازهاش آمد گفت من یک اسلحهای چیزی میخواهم اسلحهام داغون شده گفت اسلحه میخواهی، رفت در خط دوتا عراقی را با اسلحههایشان، لباسشان را گرفت آنها اسلحه دستشان بود این روی زمین کشید آورد گفت این اسلحه.@ در عملیات آزادسازی مهران من خودم این را با چشم خودم دیدم من خیلی از این کرامات دیدم از رزمندهها، یک آقایی شاید 35 سالش بود یک تکبیر بلند گفت، ما در سیره امیرالمؤمنین(ع) خواندیم که به حضرت گفتن چرا این سربازان دشمن زخم نخورده اما مرده؟ حضرت فرمود تا من تکبیر گفتم مُرد.@ اینجا ما با چشم خودمان دیدیم این آقا یک تکبیر بلند گفت همه خلع سلاح شدند اسلحهشان را انداختند یک جایی بود که تعدادی عراقی بودند یک تکبیر گفت همه اسلحهها را ریختند دستشان را بالا بردند با یک تکبیر خلع سلاح میکند اعتقاد دارد و کار هم میکند درست هم هست.@ حالا با توجه به این مقدمه شروع میکنیم فقره یازدهم را، (فَقَد جَهِلَ الله مَنِ استَوصَفَه وَ قَد تَعَداهُ مَنِ اشتَمَلَه وَ قَد أخطَئَهُ مَنِ اکتَنَحَ) (فَقَد) یعنی حتماً، دقیقاً اینطوری است که او جاهل است کسی که میخواهد خدا را توصیف کند خدا را نمیشناسد.@ جهل دارد به خدا که میخواهد خدا را توصیف کند و تجاوز کرده به خداوند به حقوق خدا به وظائف بندگیاش کسی که میخواهد خدا را احاطه کند احاطه به خدا پیدا کند به خطا رفته کسی که میخواهد به ذات حق تعالی احاطه پیدا کند و بشناسد آن ذات بینهایت را، شش تا گزینه هم در فقره دوازدهم داریم اول توصیف را بگوییم.@ در مورد خداوند گفتیم که خداوند وجود مطلق است به محض اینکه گفتیم او وجود مطلق است بینهایت است یعنی حد ندارد کرانه ندارد تاکجا ندارد وقتی بینهایت شد وجود مطلق بینهایت شد خارج از او موجودی متصور نیست(لم یلد) وقتی موجودی مطلق شد بینهایت شد رابطه تولیدی برقرار نمیکند.@ زایمان ندارد چون زایمان زمانی صورت میگیرد که یک موجود محدود داشته باشیم بخواهد از خودش چیزی را خارج بکند وقتی همه جا و همه چیز خودش است جایی را برای غیر ندارد احد است وقتی احد هست هر چه که از خدا صادر بشود در واقع تجلیات و ظهورات خودش است همه چیز با خداست اصلاً خارج از خدا معنا ندارد.@ این واهمه ماست که میگوییم خدا یک گوشهای در این عالم هست آن بالای هفت آسمان یکجایی خدا هست بقیه هم مخلوقات خدا هستند نه به معنای ظهورات خدا و تجلیات خدا، اینها دقیقاً غیریت ایجاد میکنیم این خدا و این هم غیر خدا، این تصور غلط است که متأسفانه خیلیها این را میخواهند در سر ما بکنند که ما یک خدا داریم یک غیر خدا داریم.@ هر چه هست یکی هست یک نفر است یک خداست با همه ظهورات و تجلیاتش، شما مشکلت از اینکه بگویی یک خدا داریم که همه چیز خودش است این هست که میگویی پس سنگ و چوب و حیوانات و ستارهها خدا هستند؟@ این را جواب دادیم در دوره اول مفصل توضیح دادیم که خصوصیات مرتبه ربطی به ذات و وجود ندارد اینها خصوصیات مرتبه است مثل اقیانوس، اقیانوس وقتی موج ایجاد میکند یک سونامی میاید با ارتفاع 30 متر خصوصیات داریم وقتی این ارتفاع 15 متر است یک خاصیت دارد وقتی 30 متر است یک خاصیت دارد.@ آثار خاص خودش را دارد صدا و غرشش و قدرت تخریبیاش هیچ کدام به اقیانوس ربطی ندارد اینها خصوصیات مرتبه است صوت یک امر واحد است اما مخرج ج، الف، ب، خصوصیات الف با ب با ج فرق میکند اینها هیچ کدام به صوت ربطی ندارد بلکه به این ربط دارد که این صوت میخورد به مخارج دهان، زبان، لب، انواع صوتها را ایجاد میکند.@ بله وقتی ظهور پیدا میکند ظهور محدود ویژگیهای خاص خودش را دارد مربوط به مرتبه است مرتبه تجلی و ظهور است مربوط به اصل حقیقت نیست صوت خصوصیات ج را دارد؟ نه، صوت خصوصیات الف و ب را دارد؟ نه.@ انرژی همینطور است انرژی که هنوز هیچ کس نمیداند چیست، نیرو یعنی چی؟ نیرو، قوه، انرژی یعنی چی؟ بشر الان در عالم فیزیک فقط با ظهوراتش سروکار دارد میگوید ما میدانیم که یک قوهای در این عالم هست که گاهی وقتها به صورت گرما ظهور میکند وقتی گرما هست خصوصیات گرمایی دارد.@ گاهی وقتها حرکتی هست انرژی جنبشی است انواع و اقسام انرژیها، اینها هیچ کدام خصوصیات مربوط به انرژی نیست انرژی ظهوراتی دارد که وقتی این ظهورات پیدا میشود قالب که میگیرد قالب اینطوری میشود قالب گرمایی، کشش، جنبشی، مکانیکی دارد این قوه واهمه است.@ اعتراضاتی که خیلی از علما میکنند همین است که قوه واهمهشان به آنها غلبه کرده پس شما میگویید سنگ، چوب، آجر، درخت خداست، حرف شما را قبول میکنیم، خدا نیست، این چوب، سنگ، درخت خدا نیست، خدا کجاست؟ آسمان هم که خدا نیست آسمان دوم، سوم، هفتم چی؟ خدا کجاست؟ یک گوشهای هست؟@ یعنی یک خدای محدود و ضعیف، وقتی محدود شد هزارتا آسیب این خدا میبیند خدای محدود تجزیه میشود ضعیف است که حالا میرسیم دانه دانه امام رضا(ع) برای ما باز میکند پس اینکه قرآن میگوید(فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ) هر جا میروید چهره خود خداست ظهور خداست جلوه خداست.@ (أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ) هر جا باشید موت شما را میگیرد هر ج باشید ما به شما احاطه داریم(نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ) ما از رگ گردن به شما نزدیکتریم(أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ) اینها همه آیات قرآن است خدا از شخص به خود شخص نزدیکتر است.@ این خدا خدایی هست که همه جا حضور دارد اشیاء همه ظهورات خدا هستند اینها فرمایشات معصوم است هیچ کدام از چیزهایی که گفتم از خودم نگفتم فرمایش معصوم است یا در آیات داریم یا در روایات، اشیاء تجلیات خدا هستند ظهورات خدا هستند.@ خصوصیات خودشان را هم دارند خصوصیات ظهوری یک شیء به خود شیء انتساب داده نمیشود الان من دارم با شما حرف میزنم یک ذاتی هستم تجلی کردم به کلام، دارم برای شما حرف میزنم، من کلام هستم یا نیستم؟ خصوصیات کلام هستم؟ نه.@ صدایم بم است صدایم خوب است صدایم بد است صدایم ضعیف است، من این هستم؟ نه این تجلی من است جلوه من است یک ظهور از من هست شما نمیتوانید بگویید آقای شجاعی بم است یا زیر است این یکی از تجلیات من صوت من است صوت هم خصوصیات خاص خودش را دارد.@ این خدا قابل وصف نیست چون بینهایت است وقتی بینهایت شد گفتیم توصیف برای موجودی امکانپذیر هست که بشود به آن احاطه پیدا کرد که بگوییم حالا این خصوصیاتش اینطوری هست وقتی شما موجود نامحدودی دارید ظهور نامحدود دارد اصلاً موجود نامحدود است شما چطوری میتوانید به آن احاطه پیدا کنید که بخواهید آن را توصیف کنید.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@