جلسه 003 - نسیم حیات ۲
شماره جلسه
3
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
1
روز
7
متن کامل (خام) ‌ جلسه 003 - نسیم حیات ۲

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان در آثار معرفت خداوند تبارک و تعالی بود فرمایشاتی که از امیرالمؤمنین(ع) خواندیم از کتاب غررالحکم بود فرمایشی هست از امام باقر(ع) در کتاب کافی جلد 2 میفرماید که(أحَقُّ خَلقِ الله أن یُسَلِّمَ لِما قَضَی الله عَزَّوَجَلّ مَن عَرَفَ الله عَزَّوَجَلّ) شایستهترین بندگان خدا برای اینکه تسلیم قضای الهی باشد کسی است که خدای عزوجل را بشناسد یعنی هر چقدر شناخت شخص بیشتر میشود تسلیم بودن در برابر قضای الهی بیشتر هست.@ حالا چه میخواهد این قضا تکوینی باشد چه تشریعی باشد اگر در شرع حکم و قضایی بود میپذیرد با دستورات شرع درگیر نیست کسی که خدا را میشناسد، میداند که خدا به محبت او این دستورات را فرستاده خدا برای اینکه ما مثل خودش بشویم بزرگ بشویم اخلاق او را پیدا بکنیم اوصاف و صفات او را پیدا بکنیم این دستورات را داده.@ خدا برای اینکه ما به هدف خلقتمان به معشوق نهاییمان برسیم به جایی برسیم که هیچ چیز را نخواهیم مگر آن که بشود این فرمولها را در اختیار ما قرار داده قضا یعنی حکم، حکم را در اختیار ما قرار داده هر چه که میخواهد باشد.@ هر دستوری خدا داده انسان تسلیم او بشود مقاومت نکند با شیرینی بپذیرد بیادبی نکند در محضر خدا که نپذیرد و تکبر نکند لجبازی نکند بداخلاقی نکند با دستورات خدا، تصمیمات بد نگیرد این تسلیم بودن میشود خدایا اگر اینطوری هست باشد من راضی هستم به اینکه تو گفتی، با حکم خدا و دستور خدا مشکل ندارد.@ احترام به پدر و مادر است بیتکبر حرمت پدر و مادر را رعایت میکند(وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ) بالهای ذلت را از روی رحمت نه با تکبر و ناراحتی، بعضیها هستند احترام پدر و مادر را واقعاً دارند اما با عصبانیت احترام دارند میگویند پدر و مادر هستند خدا هم گفته اگر نکنیم جهنم میرویم به خاطر رعایت دستور خدا چکار کنیم تعبیرشان این هست:@

این بد است بعضیها را من دیدم در مورد خدا همچین شعری را میخوانند تعبیر میکنند این زشت است آن تسلیم از روی ترس است، نه تسلیم از روی عشق، تسلیم از روی اینکه خداوند حکیم است حکم بیجا نمیکند.@ وقتی میگوید با رحمت بالهای ذلت را در زیر پای پدر و مادر بگستران یعنی با شیرینی و محبت و عشقریزی و محبتریزی به پای پدر و مادر تواضع دارد ذلت دارد غلام و کنیزشان هست با خوشحالی، نه با غرغر کردن نه با نقنق کردن، وقتی میگوید نگذار پدر و مادرت از تو چیزی را بخواهد وقتی میدانی نیاز دارد نباید بگذاری به زبان بیاورد.@ پدر و مادر که حکمشان جداست دوستت، برادرت هم اگر میبینی احتیاج دارد نگذار اینطوری بشود که او از تو بخواهد، کاری نکن که او بخواهد، تو اگر میدانی واقعاً در دل او چیست میدانی واقعاً او چه نیازی به تو دارد تو خودت برو پیشنهاد بده و اجابت کن نگذار به خواهش و خواستن بیافتد این چقدر بزرگی است.@ پدر و مادر کاری دارند تو پیشنهاد بده، میدانی الان گرفتارند تو پیشنهاد بده، عروس یک خانه شدی فکر نکن صاحب مردت شدی مرد موظف است شرعاً به پدر و مادرش برسد و تو عروس هستی هیچ وظیفهای در مقابل پدر و مادرت نداری اگر شوهرت اجازه ندهد یا نخواهد فردای قیامت هم میگویی خدایا به من اجازه نداد.@ خودت میدانی و این، ولی تو به من گفتی که اطاعت این شوهر را بکنم، مرد اینطوری نیست مرد نمیتواند بگوید که زنم راضی نبود کمک پدر و مادرم بکنم، کمک اجتماعم بکنم، کمک فقرا بکنم، کمک خواهر و برادرم بکنم.@ نه مرد نمیتواند این را بگوید مرد موظف است زن فقط شوهرش را راضی کند برایش کافی است خدا از او راضی است ولی مرد نمیتواند بگوید زنم از من راضی باشد، مرد باید خیلیها را راضی کند تا خدا از او راضی بشود خیلی مسئولیت مرد سنگین است.@ زن باید کمک بکند این مرد اگر به پدر و مادرش و خواهر و برادرش کمک نکند پیش خدا خوار و ذلیل و عاق میشود روز قیامت مرد را میاورند میگویند پدر و مادرت راضی هستند یا نه، اگر راضی بود میگویند بهشت برو اما زن را میاورند.@ نمیگویند پدر و مادرت راضی هست یا نه، میگویند شوهرت راضی هست یا نه، اگر شوهرت راضی هست به بهشت میروی شفیع زن شوهرش است شفیع مرد پدر و مادرش است لذا یک زن باهوش و متدین و زنی که خدا را میشناسد به همسرش کمک میکند در کمک به پدر و مادر و دیگران، مانع نمیشود.@ راضی نیستم، مرد جرأت نکند از ترس زن مجبور شود کمک نکند که جهنمی میشود یا مخفیانه بخواهد کمک کند این خیلی بد است بعضی از مردها آنقدر لوس و بچهننه و بیظرفیت هستند حالا حکم خدا آمده که باید پدر و مادر را کمک کنی زن و بچههایش را له میکند روزی اینها را نمیدهد آن وظیفهای که در مقابل همسرش دارد را انجام نمیدهد.@ این هم بد است نه تعادل را رعایت بکند آنچه که خدا خواسته رعایت بشود هر حکمی که خدا داده در رابطه با همسر، پدر، خواهر، برادر، همسایه، ما راضی باشیم آن که خدا را میشناسد حکم خدا را نه از روی اجبار با شیرینی و لذت رعایت میکند.@ اگر خدا را بشناسد چه قضاهای تکوینی باشد حالا بنده مریض و معلول شدم یک عزیزی از من از دنیا رفت خدا از من کسی را گرفت همسر، فرزند، پدر و مادر، ما یک کاری نکنیم که فکر کنیم خدا را فقط برای این قبول داریم که آدمها را به ما بدهد.@ خدا بزرگترین دارایی ما باشد به داشتن خدا بیشتر لذت ببریم اعتماد کنیم افتخار کنیم تکیه کنیم تا داشتن یک همسر، فرزند، پدر و مادر یا دوست یا هر کس دیگر، به خاطر اینکه خداوند از چیزهایی که به ما داده بعضی از چیزها را بنا بر مصالحی از ما گرفته با خود خدا درگیر نشویم.@ این خیلی نمکنشناسی است خیلی بیادبی است که انسان با خدا درگیر شود، میگوید وجودت را خودم به تو دادم همه این نعمتها را خودم به تو دادم الان هم به خاطر تو این نعمت را از تو گرفتم برای تو لازم است.@ پیغمبرش است عزیزترین کسش است میگوید تو باید یتیم بزرگ شوی چون تو اگر یتیم بزرگ نشوی موحد بار نمیایی باید از بچگی یاد بگیری که فقط خدا را ببینی و به خدا تکیه کنی لذا اگر کسی یتیم شد خیلی آدم بزرگی میشود اگر بلد باشد در روال تربیتی خوب بیافتد از دست دادن پدر و مادر همیشه بد نیست.@ بعضیها از خدا مهربانتر میشوند میگویند خدایا الان این بچه پدر و مادرش را از دست داده چطوری دلت آمد این کار را بکنی، تو این دلت را از خدا گرفتی این یک قطره عاطفهات را خدا از اقیانوس بیکرانش به تو داده یعنی تو از خدا مهربانتری، ما وقتی خدا را نمیشناسیم یک موقعی از خدا مهربانتر و دلسوزتر میشویم.@ اِ خدا چرا جهنم دارد؟ خدا چرا اینها را جهنم میبرد؟ چرا این عذابها را در قرآن میگوید گذاشته؟ چرا شیطان باید اینطوری باشد؟ این خدا را نمیشناسد سؤال همیشه برای کسی ایجاد میشود که معرفت ندارد کسی که معرفت دارد سؤال هم ندارد.@ میگوید خدایا تو کارت درست است هر چه که تو بگویی درست است من نه مهربانتر از تو هستم نه حکیمتر از تو هستم نه عالمتر از تو هستم هر کاری که تو بکنی درست است آن کسی که خدا را زیر سؤال میبرد نمیشناسد آن کسی که خدا و اهل بیت و حکم شرع و حکم دین برایش زیر سؤال میرود دین و حکم خدا و شرع و خدا را نمیشناسد.@ چرا خدا اینطوری گفته؟ چرا خدا برای زنان، مردان، بچهها، پدر و مادرها اینطوری گفته؟ خودش خلق کرده(رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِكُمْ) نمیگوید خدای شما، میگوید پروردگار شما مالک و مدبر شما آن که تربیت شما به عهدهاش است آن خدایی که رب شماست او خود شما را بهتر از خود شما میشناسد.@ اتم به اتم شما را خودش ساخته این روح را خودش به شما داده این طبیعت را خودش خلق کرده همه عالم دست خودش است او بهتر از هر کس دیگر شما را میشناسد در جای دیگر میفرماید(رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِما فِي نُفُوسِكُمْ) مالک و مدبر شما به آن چیزی که در درون شماست بیشتر آگاه است از خودتان بهتر میداند.@ پس ما برای چه خدا برایمان زیر سؤال برود برای چه به خدا بگوییم چرا، چرا کسی میگوید که خدا را نمیشناسد، انتقاد، غرغر کردن، نق زدن، خدا را زیر سؤال بردن، اگر من جای خدا بودم، این حرفها حرفهای کسی که خدا را میشناسد نیست از روی ناآگاهی و بیمعرفتی هست.@ معرفت که بیاید اصلاً سؤال و چرا نیست اصلاً ابهام و شبهه وجود ندارد تزلزل نیست سرعت کم نیست سرعت کم نمیشود خدای نکرده عقبگرد ایجاد نمیشود کُندی نداریم همیشه نشاط و تصبیح، تصبیح یعنی شنا کردن، انسان دائماً در صباحت و شناست دائماً در حرکت و پرواز است.@ فقط کسی به واقعیت و به حقیقت میگوید سبحان الله که خدا را میشناسد سبحان الله یعنی تو منزهی از هر نقص و عیب، ولی طرف از خدا شاکی است سر نماز هم خم میشود میگوید سبحان الله، ای خدا دستم به تو برسد! اگر کسی نق میزند سبحان اللهاش همه دروغی است.@ اهل معرفت اگر به معرفت برسند آنهایی که معرفت دارند سبحان اللهشان حقیقی است آن یک سبحان الله که میگوید به شادی و رضا میرسد لذا وقتی بچه امام صادق(ع) از دنیا میرود با سبحان الله حضرت میگوید(سُبحانَ الذّی یَقتُلُ أولادَنا وَ لا نَزدادُ لَه إلاّ حُبّا) منزه است خدایی که بچه ما را میکشد یعنی عیب در کار خدا نیست که بچه من مرده جز محبت در دل من هیچی به خدا اضافه نمیشود.@ وقتی بچهام میمیرد وقتی همسرم میمیرد وقتی پدر و مادرم میمیرند وقتی مشکلی برایم پیش میاید هر چه که پیش میاید میدانم که او دارد هدیه میدهد خداوند مؤمن را به قدری مبارک خلق کرده میگوید مؤمن در دنیا هر چه سرش بیاید خیرش هست همه هم به نفعش است اصلاً ضرر ندارد این ایمان چکار میکند.@ لذا امام عسگری(ع) یک حکم کلی میدهد میفرماید که خداوند هیچ بلایی را برای مؤمن نمیفرستد مگر اینکه در هالهای از نعمت میفرستد حتماً نعمتش بالاتر است دیگر مؤمن مشکلی ندارد دیگر ترس نیست اضطراب ندارد که چهار روز دیگر چه میشود.@ دیگر حمله جلو شیطان نمیتواند بکند در حمله جلو دلشورههای آینده است آینده خودم، خانوادهام، دیگران، دیگر من دلشوره ندارم یک کسی بهتر و قویتر و مهربانتر از من که مرگی هم برایش ندارد لا یموت است او هوای من و خانوادهام را دارد من باشم یا نباشم.@ اضطراب سراغ من نمیاید دنیا صاحب دارد بیصاحب نیست جنگل نیست ما فکر کنیم حتی در جنگلش هم قانون هست ما میگوییم قانون جنگل چون نمیفهمیم، دیگر حمله جلو دلشوره سراغ من نمیاید وقتی حمله جلو مؤثر نباشد تعبیر قرآن(فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ) غصه نمیاید ترس نیست هر چه پیش میاید من که خدا را دارم.@ جلوهاش، چهرهاش، ظهورش اصلاً مهم نیست مهم این است که من تحت ربوبیت خدا هستم یک جایی خدا از بندههایش گله میکند میگوید بنده من من با تو یکطوری رفتار میکنم که انگار در این عالم همین یک بنده را دارم.@ ولی تو یکطوری رفتار میکنی که اصلاً من را نداری همه را قبول داری جز من، همه را به رسمیت میشناسی جز من، این بحثش را چون در بحث اسماء الله گفتیم اینجا معطل نمیشویم.@ حدیث بعدی از امام علی(ع) در غررالحکم هست میفرماید(أعلَمُ النّاس بِالله أکثَرُهُم لَهُ مَسألَۀً) داناترین مردم به خدا کسی است که بیشتر از بقیه از خدا سؤال میکند دعایش بیشتر است شما انبیاء را نگاه کنید ائمه را ببینید کتاب دعایشان را نگاه کنید چقدر دعا از اینها مانده.@ صحیفه پیغمبر، صحیفه علویه، دعاهای امام حسن و امام حسین، صحیفه سجادیه که هفت تا صحیفه سجادیه داریم که الان یکی از آن دست مردم هست به صورت عادی همین صحیفه کامله که 54 تا است صحیفه جامعه شش تا دیگر صحیفه هست که با همه صحیفه جامعه میشود.@ تازه این صحیفه جامعه هم که جدیداً چاپ شده یکی از آن هفت تا را ندارد 270 دعا، این فقط چند ساعت دعاهای حضرت بوده چون در عالم وجود کسی جز خدا نیست که بخواهد اجابت کند(لا مؤثر فی الوجود إلا الله لا حول و لا قوۀ إلا بالله) پس در خانه چه کسی برویم.@ لذا اینها عادیترین چیزهایشان را هم از خدا میخواستند ما اینطوری نیستیم ما میگوییم من جیبم پر از پول است فرمود به آن چیزی که در دست خداست بیشتر اعتماد داشته باش تا آنچه که در دست خودت است.@ ما اینطوری نیستیم ما نمیگوییم خدایا من الان میخواهم این آب را بخورم بسم الله الرحمن الرحیم خدایا تو کمک کن من این آب را بخورم وقتی خوردم بدانم خیلی فرشتهها آمدند تا کمک کنند من این آب را بخورم بگویم الحمد لله من أوله إلی آخره، ما اینطور نیستیم.@ میلیاردها عامل دخالت میکنند تا من و شما در اردوی معرفتی بنشینیم هزاران هزار مانع را خدا برطرف کرد از سر راه تک تک ما که آمدیم اینجا نشستیم دو رکعت نماز شکر خواندیم یا نه، از خدا تشکر کردیم، یا وقتی به خطر افتادیم ترسیدیم که بگوییم خدایا من دارم میافتم تو کمکم کن، نه.@ چون او را نمیبینیم اسباب و علل مادی را میبینیم در خیلی چیزهای دیگر هم همینطور، ائمه اینطور نیستند موسی(ع) را نگاه کنید آدم کشته دنبالش هستند فرار کرده آمده در یک شهر دیگر(رَبِّ إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ) خدایا من هر چه برای من برسانی نیاز دارم فقیرم، گرسنهاش است ولی خدا را میبیند خدایا گرسنهام است.@ ما وقتی گرسنهمان میشود نمیگوییم خدایا گرسنهمان هست فرمود نمک غذایت را هم از من بخواه علف گوسفندت را هم از من بخواه، ما اینطور نیستیم ما جیبمان پر پول است و حساب بانکی داریم.@ حالا میرسیم در بحث تفکر میگوید سرنوشت آدمها را نگاه کنید ببینید این آدم میلیاردر است ولی اجازه ندارد غذا بخورد غذایش باید فقط یک تکه نان باشد میبیند همه سر سفره نشستند دارند میخورند به او اجازه نمیدهیم بخورد.@ من قشنگ یادم هست یکی از این برجسازان، البته با ما نسبتی نداشت ما همینطوری از کنارش رد میشدیم گفتند این یکی از برجسازان معروف هست، میگفت به خدا آرزویم هست مثل این کارگران که آجر گذاشته زیر سرش خوابیده من بتوانم بخوابم نیم ساعت خواب راحت داشته باشم نیم ساعت راحت بتوانم بخوابم.@ 30 سال آرزویش هست یکی از خندههای فقرا را بتواند بکند بتواند مثل اینها بخندد و قهقهه بزند، نمیتواند، ما نمیفهمیم یعنی چی، لذا از ما میگیرد در بحث تضاد توضیح میدهم خدا تضاد ایجاد میکند تا تو بفهمی یعنی چی.@ گفتم من وقتی سرطان داشتم این آب را میخواستم بخورم یکی از شکنجههای من همین خوردن آب بود یعنی نرمترین چیز دنیا برای من مثل تیغ میخواست پایین برود با درد میرفت تا من چند قطره برای رفع تشنگی بتوانم بخورم میگوید ببین چقدر کار سختی است هزارتا فرشته میایند تا تو یکذره آب میخوری چقدر نعمتها باید جمع شود ما برای هیچ کدامش الحمدلله هم نمیگوییم.@ بزرگان اینطور نیستند بزرگان میدانند که یک نعمتی که دارد نصیبشان میشود فقط نمیگویند یک نعمت است این سیب و پرتقال را که توانست بخورد از آن رنگ قشنگ پرتقال، تا آن ترکیب و چینش و زیباییاش را حمد میکند.@ میگوید خدا با چه تشریفاتی یک پرتقال را اینقدر چینش کرده به من داده میلیون فرشته نشستند روی این نقاشی کردند تا این دست من رسیده اتم به اتمش را کار دست چیده مولکول به مولکول این پرتقال را چیدند به هم چسباندند دست من و شما دادند.@ او وقتی میگوید الحمدلله غیر از یک آدم عامی است که یک لقمه بالا میاندازد میگوید الحمدلله، همه اینها را میبیند بعد میگوید الحمدلله، هر چه معرفت بیشتر میشود حمد ما قویتر است و عبادت ما کاملتر و مؤثرتر است گرانترین کالا، مهمترین، حیاتیترین کالای دنیا این آب است که ما با آن خیلی مفت برخورد میکنیم.@ در حدیث داریم کسی که از آب لذت ببرد و لذت نبرد هر دو فرق دارد آن که لذت ببرد به یک ثوابی میرسد و آن که لذت نمیبرد عقاب دارد چقدر این آب زیباست چقدر دوست داشتنی است(وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْ‏ءٍ حَيٍّ) همه حیاتها به این بستگی دارد.@ از گُل قشنگتر است زیباتر صدایش، رنگش، کاری که میکند تا جمع شود یک لیوان دست ما، در دنیا الان میلیاردها آدم اینطوری آب تمیز دستشان نمیرسد ما الان از هفت میلیارد یک میلیارد دارند از گرسنگی در دنیا رنج میبرند ما اصلاً حواسمان نیست که خدا با ما چکار میکند.@ آن کسی که میداند خدا چکار کرده آن بیشتر از همه دستش پیش خدا بلند است چون میداند به هیچ کدام از این عوامل نمیتواند اعتماد کند فقط خدا را میبیند لذا میبینید آدمهایی که قدرتشان و معرفتشان و علمشان بیشتر هست اینها بیشتر به سجاده و سجده هستند بیشتر تسبیح دستشان هست بیشتر مسجد و حرمها میروند.@ آنهایی که نمیفهمند میگویند اینها چه آدمهای بیکاری هستند کار یعنی این، من ساعت 6 صبح بلند میشوم شرکت میروم تا 12 شب کار میکنم کارخانه کار میکنم مغازه سه شیفت کار میکنم، بله چون تو به خودت اعتماد کردی برای همین هم یک موقعی جلوی روزیات بسته میشود.@ اگر میفهمیدی روزیات از این کار به دست نمیاید از جای دیگر میاید میبستی اول وقت میرفتی نمازت را میخواندی سجدهات را میکردی نمازشبت را میخواندی عجله هم نمیکردی روزی از جای دیگر میامد سه شیفت دویدی.@ بله یک موقعی میدوی 40 سال جمع میشود بعد یکجا در 4 ثانیه هم از دستش میدهی آنهایی که دلخوش اسباب و علل نیستند بیشتر دلشوره دارند و دعا میکنند میدانند همه چیز دست خداست لذا اللهم بیشتری میگویند.@ سجده، نماز، نماز حاجت، ذکر، نذر، نیاز، دعا، توسل، بیشتر است چو معرفتشان بیشتر است آنهایی که خیلی احتیاج به ذکر و نماز و نذر و نیاز و دعا و توسل و سجده و نوافل ندارند اینها خیلی آدمهای بیمعرفتی هستند توجیهشان هم این هست که کار و عمل.@ بله خدا از ما عمل خواسته امام عسگری میفرماید آن که خدا تضمین کرده تضمین روزی خدا تو را از عمل واجب نباید باز بدارد تو باید بیایی مغازه را باز کنی کارت را باید بکنی اما حواست باشد که روزیدهنده کس دیگر است.@ نباید مستی نعمت ما را از صاحب نعمت باز بدارد وقتی به نعمت میرسیم مست بشویم همسر، اتومبیل، شغل، موفقیت شغلی، مدرک تحصیلی، محبوبیت، مقام، از خدا غافل بشویم بعد میبینی در همان مقام آدم ذلیل و خوار همه مردم میشود همان کمالاتش بدبخت و رسوایش میکند و او را به جهنم میکشاند لذا ببینید هر چقدر انبیاء بزرگتر گریه و ترسشان هم بیشتر است.@ عایشه میگوید شب دیدم رسول خدا بلند شد در رختخواب نیست اول به او شک کردم که شاید جای دیگر رفته باشد بعد رفتم یکجا دیدم حضرت سرش را به سجده گذاشته گریه میکند که خدایا من را به خودم وامگذار میگوید کسی مثل تو اینطوری میگوید.@ میگوید چرا من نگران نباشم برادرم یونس لحظهای به خودش واگذاشته شد چه بلایی سرش آمد پیغمبر خیلی میترسد ما خدایمان اینطوری نیست ما چون خدامان را نمیشناسیم اصلاً نمیترسیم چون همچین خدایی را نداریم ما مشکلات جیبی و خانوادگی و حوادث اینطوری میترسیم از آن که همه چیز دستش هست نه، سراغش نمیرویم و دعا هم نمیکنیم مسئلتی نداریم، خدایا نشود خدایا بشود نداریم.@ حالا باز بزرگان و علمای ما فرهنگهای خوبی در زبان مردم جاری کردند مردم الان تا یک حادثهای اتفاق میافتد تا یک نعمتی میاید تا یک خطری رفع میشود میگویند شکر خدا، الحمدلله، این یک فرهنگ است از علما به مردم رسیده خیلی قشنگ است باید رواج پیدا کند.@ وقتی معرفت بیشتر میشود آدم دست به دعا بیشتر میشود به سجده بیشتر میرود روی سجاده بیشتر مینشیند با سجاده رفیق میشود اما وقتی که معرفت نیست فقط به توانایی خودش به کس و کارش و اطرافیان زیاد نگاه میکند.@ در برنامه همه نوشتم صبح اول وقت بعد از نماز صبح دعای روز زیارت روز، ما به دعای روز بیشتر از کار خودمان احتیاج داریم بیشتر از توانایی خودمان احتیاج داریم دعای اول و صدقه، خدایا امروز شنبه است و در این شنبه این لطفها را در حق من کن.@ یا رسول الله امروز شنبه است(هذا یَومُ السَّبت وَ هُوَ یَومُک) امروز شنبه است روز توست یا رسول خدا(فأضِفنی) تو من را مهمان کن(وَ أجِرنی) تو به من پناه بده ای رسول خدا، وقتی کسی معرفت دارد میفهمد صبح اول وقت تا خودش را به پیغمبر نسپارد از خانه بیرون نمیاید.@ اگر هم مجبور شود در راه دعایش را میخواند در دعای روز شنبه هست(بِسمِ اللهِ کَلِمَۀُ المُعتَصِمین) چقدر معانی بزرگ است(وَ مَقالَۀُ المُتَحَرِّزین وَ أعُوذُ بِاللهِ تَعالی مِن جَورِ الجائِرین وَ کَیدِ الحاسِدین وَ بَغیِ الظّالِمین) خدایا پناه میبرم، پناهندگیاش زیاد میشود دعایش زیاد میشود وقتی که معرفت هست.@ آنهایی که معرفت ندارند صبح تا شب از هزارجا در سرشان بلا میاید میخورند آخر هم نمیفهمند از کجا خوردند باز هم میگردد که یک اسباب و علل مادی پیدا کند که مشکلم را چطوری برطرف کنم ما آن کسی که اهل معرفت هست، نه، دعاهای امام سجاد(ع) را نگاه کنید ببینید برای چه چیزهایی دعا کرده.@ همین صحیفه سجادیه محدودی که دست ماست و 54 دعا چطوری است چندتا پدر و مادر داریم دو رکعت نماز خوانده باشند دلشوره داشته باشند که خدایا به من بچه دادی یعنی یک نسل بینهایت آدم با مسئولیت قیامتیاش، خدایا این خیلی سنگین است و یک پاداش بزرگ است چون اگر این بچه صالح باشد بینهایت اثر برای آخرت من دارد خدایا من میترسم دلشوره دارم.@ امام سجاد(ع) میفرماید(أعِنّی عَلی تَربِیَتٍ) خدایا تو کمکم کن به تربیت بچههایم، ما تا حالا چند دفعه دلشوره تربیت را گرفتیم اگر ازدواج کردیم تا حالا چند بار به گریه افتادیم که خدایا به من همسر دادی امانت دادی یک کاری بکن من خجالت زده نشوم من فردای قیامت نمیتوانم جواب همسر را بدهم، ما اصلاً اینطوری نیستیم.@ امام سجاد(ع) چقدر دعا دارد که خدایا بچهام، مادر مریم وقتی مریم(س) متولد میشود میگوید من او را مریم نامیدم و پناه میدهم مریم را و نسلش را به تو از شر شیطان، چندتا پدر و مادر هستند بترسند بچهشان شیطان سراغش بیاید و منحرف بشوند پیش خدا گریه بکنند و توسل کنند بچه صالحشان، نه اینکه وقتی رفت خراب شد نذر و نیاز کنیم.@ نه الان دعا کنیم که خدایا نسل من خراب نشود خدایا من پناه میدهم این بچهام را به تو از شر شیطان، هر روز برای بچههایش صدقه بدهد، نه فقط برای بدنشان، برای روحشان، برای خودش هر روز صدقه بدهد ما اصلاً ترس نداریم.@ ما خیلی شجاع در زندگیمان عمل میکنیم خیلی بیخیال، چون اوضاع را نمیشناسیم آنهایی که معرفت دارند اوضاع را خوب میشناسند لذا خیلی با اضطراب و اضطرار دست به عصا حرکت میکنند توکلشان به خدا و اطمینانشان به خدا زیاد است و هر چه هم میخواهند از خود خدا میخواهند.@ کجای فرهنگ دنیاست که وقتی میخواهید جنگ کنید رزمندهها دعا کنند آن دعاهای عالی، ازدواج میخواهی بکنی دعا کن پارچه خریدی میخواهی خیاطی کنی و در آن قیچی بیاندازی میگوید اول دعا کن چون خیلی از آدمها از لباسشان جهنم میروند از بد برقرار کردن رابطه با لباس، پارچه است میخواهی قیچی بیاندازی دعا داری.@ میخواهی توالت بروی تخلی داری همانجا دعا کن، تخلی تمام شد حمد خدا را بجای بیاور ما اصلاً این حرفها چیست غذا هم میخواهیم بخوریم یادمان میرود بسم الله بگوییم بعد هم که میخوریم چندتا آروق میزنیم و میرویم معرفت که زیاد میشود خدایا خدایا چون فقط انسان همین را میبیند خدا و فرشتههایش دارند کار میکنند.@ از علائم معرفت از امیرالمؤمنین(ع) (کُلُّ عارِفٍ عائِف) هر عارفی یعنی کسی که خدا را میشناسد کسی که به خدا معرفت دارد هر کس خدا را میشناسد از دنیا بدش میاید یعنی دنیا را فقط برای این قشنگ میداند که تجلی خداست با خدا دنیا را میبیند با محبوبش به عنوان یک هدیه به دنیا نگاه میکند لذا از دنیا لذت میبرد.@ ولی دنیا را برای این عزیز میداند که یک فرصتی باشد به معشوقش برسد دنیا را فرصت تقرب به معشوق میداند و الا از چیزهای دیگرش و محتواهای دیگرش دل خوشی ندارد، ما نه ما میگوییم اگر دنیا مزه دارد برای این مزه دارد که ازدواج کنیم بچهدار شویم مادر و پدر شویم درس بخوانیم رئیس بشویم پولدار بشویم خالهبازی زندگی را بکنیم.@ اگر به کسی بگویند دنیا برای این قشنگ است که تو در آن نماز بخوانی چون طبیعت به ما غلبه دارد بخش فطریمان هم تغذیه نشده که باور کند باور نمیکند فقط تنها کسی میتواند یک همچین چیزی را باور کند که دنیا همه قشنگیاش به خداست.@ به نماز است به ذکر و رفاقت با خداست به عشق و عاشقی با خداست به فدا شدن برای خداست به کار برای خداست تلاش برای خداست مجاهده برای خداست خدمت به خداست همه قشنگی دنیا به این است این را فقط کسی میفهمد که خدا را میشناسد بقیه دنیا برای عارف جذابیتی ندارد.@ اگر دنیا را میخواهد طول عمر هم میخواهد(عَمِرنی ما کانَ عُمری بِذلَۀً فی طاعَتِک فَإذا کانَ عُمری مَرتَعاً لِلشَّیطان فَاقبِضنی إلَیک قَبلَ أن یَسبِقَ مَقتُکَ إلَیَّ أو یَستَحکِما غَضَبُکَ عَلَیّ).@ خدایا به من عمر بده تا زمانی که عمرم در طاعت توست در خدمت و رفاقت با توست اما اگر عمرم چراگاه شیطان میخواهد بشود شیطان میخواهد از من بهرهبرداری کند و دائماً عروسک او باشم و دستآموز او باشم من را زود بکُش من را زود پیش خودت ببر خدایا قبل از اینکه غضب و خشم تو من را فرا بگیرد زندگی به درد نمیخورد.@ این زندگی به درد میخورد که انسان در طاعت خدا باشد یک زن همه دلخوشیاش این هست که برای خدا شوهرداری کند از شوهرش هم هیچ توقعی ندارد، کم گذاشت کم محبتی کرد بیمحبتی کرد زن نباخته میگوید برای خدا کردم.@ اتفاقاً قشنگتر این شد که آن چیزی که من توقع داشتم تو نداری همه را خدا میدهد بیشتر جبران میکند یک مرد همه قشنگیاش این هست که دنیا لذت میبرد از اینکه برای زن و بچهاش کار کند میگوید جهاد فی سبیل الله است فی سبیل الله من دارم کار میکنم و جهاد میکنم مثل نماز از کار کردنش تقرب پیدا میکند.@ از سر سفره نشستن با خانواده غذا خوردن از شوخی کردن و خندیدن از تفریح رفتن و مسافرت رفتنش احساس تقرب میکند آن را ذکر میداند با خدا سراغ این خانواده آمده بنده خدا عزیزترین کسان خدا دست او هستند با او ارتباط دارند امانت خدا هستند.@ لذا میبینی همیشه شادی دارد کار کردنش شادی است کار خانهاش شادی است کار کارخانهاش شادی است هر جا هست شاد و قوی است چون با خداست و دنیا را برای همین میبیند نه اینکه فکر بکند که خدا یعنی مسجد و محراب و منبر، این کارهای خانواده هم یک کارهای زائدی هست که گردنمان افتاده اینطوری فکر نمیکند آن هم عبادتش کرده.@ عارف عرضه دارد از خندیدن از غذا خوردن کنار خانوادهاش، از مسافرت رفتن، از شوخی کردن، از آمیزش تقرب پیدا کند به خداوند، وقتی خدا را میشناسی همه چیزت را میتوانی تبدیل کنی اکسیر دستت میاید اسم اعظم داری به هر چه بزنی نور و عبادت و جهاد میشود.@ زن است عرضه دارد تمام نق و غرهای شوهر و غرهای بچه و اذیت بچه را برای خودش بهشت میکند امام امت وقتی نوهشان شکایت میکند که این بچهها من را اذیت میکنند امام میفرماید من حاضرم همه عبادت عمرم را بدهم تو ثواب اذیت بچهها را به من بدهی.@ یک زن هوشیاری که خدا را میشناسد بلد است از بیخوابیها از اذیت بچهها چطوری تشبه به خدا پیدا بکند چطوری بزرگ شود از یک شوهر بداخلاق، از زن بداخلاق، اذیت پدر و مادر، اذیت خواهر و برادر چطوری اوج بگیرد.@ نه اینکه بگوید عجب بدبختی است این دنیا، اصلاً اینطوری نیست او به بدترین چیزهایی که بقیه از آن فرار میکنند به صورت یک فرصت نگاه میکند همه برایش فرصت است از همه استفاده میکند برای اینکه اوج بگیرد.@ داشتن یا نداشتن از همه استفاده میکند از دارایی و فقرش، از سلامت و مریضیاش، از جیب خالی از جیب پر پولش، از زن خوش اخلاق از زن بداخلاق، از شوهر خوش اخلاق از شوهر بداخلاق، از بچه صالح از بچه ناصالح، از همه عرضه دارد استفاده بکند و اوج میگیرد وقتی کسی خدا را میشناسد بلد است چکار بکند.@ اصلاً این آدم در زندگیاش باخت ندارد قربان این خدا بروم که هر طوری با او بروی در آن بُرد هست اصلاً با او باخت نداری خدایی است که تو اگر معصیتش را هم بکنی نه از روی لجبازی و قصد، از روی ناآگاهی اگر معصیتش را بکنی میگوید من یک کاری میکنم آن معصیت را نور بدهم.@ (يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ) میگوید من گناه و تخلفت هم با تو هستم به حسنه تبدیلش میکنم اصلاً با این خدا باخت ندارد اصلاً شکستی در زندگی این آدمی که خدا را میشناسد وجود ندارد اصلاً سر این آدم هیچ وقت هیچ کس نمیتواند کلاه بگذارد.@ هر کس هم سر این آدم را کلاه بگذارد ظاهر در دنیا، سر خودش را کلاه گذاشته و این برد کرده باختی ندارد لذا کسی که معرفت حق تعالی را دارد اصلاً با دنیا رابطه شخصی برقرار نمیکند سراغ هر چه میرود با خدا سراغش میرود مستقلاً خدا را کنار بگذارد.@ مثل کسانی که برای رأی آوردن چقدر باید دزدی کنند از بیتالمال و اشرافیت با بیتالمال و برای نگه داشتن یک پست و مدیریت و ریاست و محبوبیت چقدر باید کلاه کلاه کنند چقدر حقهبازی کنند چقدر دروغ بگویند تا یک رأی بیاورند اصلاً آدمی که خدا را میشناسد اینطوری نیست اصلاً خودش را نمیاندازد در خطراتی که مجبور شود معصیت خدا را بکند.@ دزدی از بیتالمال، اشرافیت با بیتالمال، تبعیض، فساد، اصلاً اینطوری نیست سیاست را برای این نمیخواهد خیلی از سیاستمداران سیاست را برای سیاست میخواهند سیاست را برای دنیا میخواهند آن کسی که با خداست سیاست را اینطوری دوست ندارد.@ بروم رأی بیاورم که چه بشود، دروغ میگوید که من میخواهم به مردم خدمت کنم با دزدی از مردم میخواهی به آنها خدمت کنی این که نمیشود اصلاً نه به خانوادهاش مستقلاً نگاه میکند بدون خدا، نه به شغل، نه به تحصیلات، نه به مدرک تحصیلی، نه به ثروت، نه به محبوبیت، اگر سراغ هر کدام از اینها میرود به خاطر خدا برای خدا و با خدا.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@