سلام علیکم و رحمۀ الله.@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ فقره هفتم از خطبه شریف حضرت رضا(ع) را میخوانیم (بِصُنعِ الله یُستَدَلُ عَلَیه وَ بِالعُقُولِ تُعتَقَدُ مَعرِفَتُه وَ بِالفِطرَۀِ تَثبُتُ حُجَتُه) در اینجا حضرت سه تا از مقدمات شناخت را ذکر میکنند.@ تا اینجا غیر از فقره اول و دوم تا الان حضرت داشت بحث آفتشناسی معرفت را ذکر میکردند و روشهای غلط در معرفت و ابزارهای غلط در معرفت را معرفی کردند.@ در این فقره چند مقدمه و وسیله محکم را که در معرفت الهی به کار میایند معرفی میکنند من اول واژهها را توضیح بدهم بعد برویم سراغ شرح این فقره.@ اولین واژه صنع است صنع یعنی کار و عملی که در آن علم دقت و ظرافت و مهارت باشد این را میگویند صنع، صنعت هم که شما میشنوید میگویند صنعت در صنعت چه چیزهایی به کار میرود در کار، علم به کار میرود دقت به کار میرود ظرافت به کار میرود مهارت هست.@ دیگر چی؟ استدلال، (یستدل علیه) استدلال که مصدر باب استفعال هست یعنی طلب راهنمایی و هدایت کردن. واژه بعدی عقل است (و بالعقول) در جلسه قبل از نظر نظری و معرفت نفس توضیح دادیم.@ عقل عبارت است از قوهای که مُدرک کلیات است قوهای که فرمولسازی میکند کلیات را کشف میکند ما در تمام علوم قاعده داریم فرمول داریم فرمولها و قواعد را عقل در میاورد در نفس انسان.@ حس میبیند خیال تصویرسازی میکند و عقل هم قاعده در میاورد تبدیلش میکند به یک فرمول. اما عقل در عمل یک تعریف دیگری دارد عقل عملی که در روایات هم داریم (العَقلُ ما عُبِدَ بِهِ الرَّحمن وَ اکتُسِبَ بِهِ الجَنان) آن است که خدا به وسیله او عبادت میشود و بهشت بدست میاید.@ در جنبه عملی عقل یعنی نیرویی که تشخیص خیر و شر را میدهد نیرویی که تشخیص خیر و شر صلاح و فساد را میدهد و نفس را بر خیر استوار میکند. (وَ بِالعُقُولِ تُعتَقَدُ مَعرِفَتُه) اعتقاد یعنی چی؟@ اعتقاد یعنی چند تا چیز را محکم ببندیم وقتی چند تا چیز را در یک جای معینی محکم ببندیم میگویند اعتقاد، میگویند خانم و آقا را عقد کردند عقد کردند مراسم عقد یعنی پیوند دادن این دو به همدیگر گره زدن این دو به همدیگر.@ عقد قرارداد مثلاً میگویند، یعنی دوباره قرارداد بستند قرارداد میبندند، پس بستن هست. و فطرت، فطرت چی هست؟@ زیاد ما داریم از اینها (فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها) آن خلقت اولیه هر شیء خصوصیاتی که در خلقت اولیه یک شیء ذاتیات یک شیء هست را میگویند فطرت.@ حجت یعنی دلیل و آنچیزی را که در مقام اثبات ادعا میاوریم به آن میگویند حجت، یعنی دوباره همان دلیل. این واژهها برویم به سراغ خود خطبه. همانطور که از قبل عرض کردم ما هر چقدر جلو میرویم در خطبه بحث شیرینتر یعنی آسانتر میشود و جنبه عملیاش و کاربردیاش برای ما بیشتر هست.@ (بِصُنعِ الله یُستَدَلُ عَلَیه) پس اینجا اینطوری میشود در ترجمه با صنع خدا، صنع یعنی چی؟ یعنی ساختن خدا، با ساختههای خدا با مخلوقات خدا، چون همه مخلوقات صنع الهی هستند (بِصُنعِ الله) با صنع خدا (یُستَدَلُ عَلَیه) استدلال میشود بر خداوند.@ یعنی ما کار را میبینیم و بعد استدلال میکنیم که کسی این را به وجود آورده حالا یک سیر را انشاء الله میخواهیم با هم طی بکنیم در این جلسه خواهش میکنم خوب دقت کنید.@ ببینید فقره دوم میگوید (بِالعُقُولِ تُعتَقَدُ مَعرِفَتُه) یعنی عقل روی صنعت کار میکند در برخورد با صنعت برای ما شناخت محکم میاورد (تُعتَقَدُ مَعرِفَتُه) یک معرفت محکم برای ما ایجاد میکند.@ (وَ بِالفِطرَۀِ تَثبُتُ حُجَتُه) و فطرت ما ذات ما تواناییهایی که ما داریم حجت بر خدا را حجت خدا را و حجت بر خدا و خصوصیات و اسمائش را برای ما تثبیت میکند اثبات میکند.@ آن فطرت پاک اولیه انسان حجت خدا را برای انسان ثابت میکند حالا در این رابطه باز توضیح خواهیم داد. پس برخورد اول ما با صنع چیست؟@ برخوردی هست که ما حواس با خیال با وهممان و با عقلمان به سراغ صنع میرویم درباره شناخت خدا به خدا که قبلاً توضیح دادیم که حالا مفصل در این باره انشاء الله بحث خواهیم کرد.@ انسان فطرتاً و عقلاً وقتی که برخورد با صنع میکند در درجه اول صانع را میبیند ظاهراً از اول اینطوری هست ما مصنوع را میبینیم به صانع پی میبریم یعنی در نهاد ما در عقل ما در فطرت ما این، همه انسانها اینطوری هستند.@ این قرار داده شده که شما وقتی که به صنع میرسی بلافاصله در برخورد با صنع، صانع و خصوصیات صانع را از صنع ادراک میکنید در میاوری از برخورد با صنع.@ ما در برخورد با نفسمان یک مسیر را طی کردیم توضیح دادیم که وقتی ما در نفس خودمان که صنع الهی است خلقت خداست وقتی که با نفس خودمان برخورد میکنیم چه چیزهایی از نفس در میاید.@ گفتیم احدیت حق و ذات حق و الله و سوره توحید خیلی از آیات دیگر و خیلی از اسماء البته همهشان همینطور هستند از نفس درمیایند که این تمرین را با هم کردیم.@ یک سیر انفسی کردیم که الان نمیخواهیم آن سیر را دیگر انجام دهیم جلسات قبل انجام شد در آفاق هم که ما با مصنوعات خداوند سروکار داریم همینطور هست یک سیر آفاقی هم میکنیم.@ اما قبل از آن یک مثال من میزنم این مثال را خواهش میکنم خوب توجه کنید تا بعد (بِصُنعِ الله یُستَدَلُ عَلَیه) کاملاً شفاف بشود. ببینید فرقی نمیکند چه چیزی اطراف ما باشد ما ذاتمان این نهاده است.@ گاهی وقتها به واسطه گناه حجابدار میشویم بخاطر حب و بغضها لجبازیها روی فطرت خودمان و عقل خودمان را میپوشانیم یکی از موانع ادراک عقل و فطرت معصیت حب و بغض تعصب لجبازی هست.@ حالا ما که آن را انشاء الله اینجا نداریم اگر کسی حب و بغضها و تعصب و معصیت را کنار بگذارد در نگاه شفاف نخواهد لجبازی بکند وقتی به هر مصنوعی میرسد با نگاه به مصنوع در واقع دارد به صانع نگاه میکند.@ حالا من یک نمونه خیلی ساده برای شما مثال میزنم الان دوتا مصنوع جلویم هست یک مصنوع طبیعی که این گُل است که انشاء الله رویش کار میکنیم الان.@ یک مصنوع بشری، که البته این هم باز مصنوع خداست در درجه اول، هر چند در قرآن میفرماید خداوند خالق شما و مصنوعات شماست یعنی شما هر صنعت و تکنولوژی که داشته باشید و تولید کنید در واقع خالق اصلیاش خداوند است.@ این که در دست من است چیست؟ یک کاغذ است تا شما به این کاغذ نگاه میکنید به شناختهایی میرسید که امکان ندارد بتوانید منکرش بشوید یعنی هیچ انسانی در دنیا وجود ندارد حتی یک نفر بتواند منکر این شناختها بشود.@ تا شما کاغذ را دیدید جنس کاغذ مشخص است از چوب است شما بلافاصله با آن جنگل را میبینید باغ، جنگل، فضایی که در آن درخت کاشته شده این را هیچ کس نمیتواند انکارش بکند این جنسش چوب است.@ وقتی که آن را دیدید دیگر چه میبینید؟ بیا قبلش، ببین همین سیر را با هم انجام بدهیم این درخت را که ما دیدیدم بذر را میبینیم.@ یک کسی این بذر را کاشته حالا تصادفی هم ممکن است اینطوری بشود در طبیعت بذری برود حیوانی این کار را بکند بالأخره این بذر آمده در زمین، هزاران شرائط رویش وجود داشته تا آن آفت نزده و رویش پیدا کرده.@ در طول سالها اتفاقات زیادی افتاده به این غذاهای مختلف رسیده آب رسیده نور رسیده به هر حال آنچه که نیاز دارد چوب، درخت تا این آمده بالا، من کاری با بخشهای غیبیاش ندارم.@ الان بخش غیبیاش را کاری نداریم که فرشتهها روی یک دانه چکار میکنند بحث اسم شریف مصور چکار میکند چطوری صورتگری انجام میشود چیدمان این اتمها و مولکولها چطوری هست که یک درخت میاید بالا.@ اینها را در بحث عملی انشاء الله ظرف امروز و فردا باید شروع کنیم بحثها را وقت زیادی نداریم توضیح میدهیم. من بخش انسانیاش را دارم میگویم.@ ما این چوب را میبینیم رویش پیدا کرده آمده بالا، بعد کسی را میبینیم که این درخت را قطع کرده بعد این درخت حمل شده رفته به کارخانه، شما وقتی کارخانه را میبینید با کارخانه چه میبینید؟@ با کارخانه چندتا دانشگاه میبینید چندتا دانشگاه وجود داشته یک کسانی رفتند دانشگاههایی را تأسیس کردند مدارسی بوده دانشگاههایی بوده این دانشگاهها ساخته شدند ساختمان و بنا و مهندس و معمار و سرمایهگذار و چه سرمایهگذار خصوصی چه سرمایهگذار دولتی، دانشگاههایی ساختند در این دانشگاهها دانشمندانی تربیت شدند.@ این دانشمندان کارخانههایی ساختند، بعد دیگر چه میبینیم که انکار نمیتوانیم بکنیم آن چیزهایی که آن درخت را با آن بریدند وسایلی که با آن بریدند معدن را میبینیم.@ معدن آهن را میبینیم در معدن آهن ما دوباره چندتا دانشگاه میبینیم در آن چندتا دانشگاه دانشمندانی تربیت شدند بعد اینها آهن را استخراج کردند فلزات را استخراج کردند.@ آوردند همین سیری که برای درخت هست برای آن هم هست همزمان داریم آنها را با هم میبینیم بعد در کارخانهها رفته وسیله برش درختان اره، متههای مختلف، ارههای برقی درست شده.@ شرکتهای تجاری را شما همراهش میبینید که این شرکتهای تجاری این آهنها را آوردند برش دادند بعد دستگاههای برش و کارخانه ذوب فلزات میبینید همراهش، دوباره با کارخانه دانشگاه میبینید همینطور این داستان ادامه دارد.@ این دستگاههای برش آمدند یکی از دستگاههایی که درست کردند دستگاهی بوده که دست این آقایان بوده آمدند اینجا درختان را بریدند درختان را بردند در کارخانه.@ آن کارخانهای که هزاران چیز دیگر هم با آن دیدیدم بعد این چوبها برش خورده رفته در دستگاههایی بعد برشهای مخصوص خورده بعد پرس شده موادی به آن اضافه شده تا در این کارخانه کاغذ تولید شده.@ ما چند تا چیز را مطمئناً دیدیم در اینجا میتوانیم حسابش کنیم الان؟ هیچ کس نمیتواند اینها را انکار بکند حالا این کاغذ درست شد.@ دوباره ما یک شرکت ساخت کاغذ میبینیم حالا یا داخلی یا خارجی، شرکت ساخت کاغذ را که دیدیم دوباره باز با آن دانشگاه و مراحل مختلف و دانشمندانی که در این کار کار میکنند دیدیم.@ بعد میاییم در این کارخانه کاغذها برش میخورد بعد اندازههای مختلف، شرکتهای تجاری میبینیم که یا داخلی هستند یا خارجی میایند این کاغذها را میفروشند بعد این کاغذها میاید در چاپخانهها، پس وقتی چاپخانه میرویم دستگاه چاپ میبینیم با آن.@ دوباره ماجرا شروع میشود دستگاه چاپ و دانشگاه و ساخت دستگاه چاپ و خود دستگاه چاپ جنسش چیست همه اینها را ما داریم با آن میبینیم بعد این دستگاه چاپ میاید این کاغذها را برش میدهد بعد در کارخانه چاپ باید اینها نوشته بشود.@ مثلاً رویش فیش نوشته موضوع اصلی موضوع فرعی مأخذ، بعد آرم خورد رنگ خورده وقتی کلمه رنگ به کار میاید، رنگ از کجا میاید؟@ دوباره تو باید بروی تَه دریا برو ته دریا چند میلیون سال پلانگتونها و چه و چه و چه آنجا بودند بعد تبدیل به نفت شدند مدارجی را طی کردند این نفت را یک کسانی رفتند استخراج کردند.@ دانشمندان و کارخانه و دانشگاههایی پشت صحنه بوده تا این نفت استخراج شده این نفت آمده رفته در پتروشیمی، ماجرای پتروشیمی هم خودش هزارتا مطلب دیگر دارد بعد در این پتروشیمی از نفت دهها مشتقات گرفته شده یکی از آن مشتقات رنگ است.@ بعد رنگها آمدند رفتند در کارخانهها دوباره در کارخانه رنگرزی هم ماجراهای دیگر هست که انواع و اقسام رنگها تولید شدند.@ یکی از آن رنگها رنگهای مخصوص چاپ است بعد آمده در کارخانه در آن کارگاه چاپ آن چاپها خورده حال این حروفچینی شده وقتی حروفچینی شده ما دستگاه حروفچینی و تایپ اینها داشتیم که آن هم خودش یک ماجرای دیگر است.@ و این حروفها آمده روی اینها خورده بعد چاپ شده بعد اینها یک شرکتهای تجاری بودند اینها را آوردند در بازار فروختند به مردم.@ این فیشها خطکشی شده چاپ شده کار شده بعد آمدند اینها را فروختند اینها رسیده به دست ما، ما هم نشستیم تحقیق کردیم نوشتیم و میایم اینجا سر شما را به درد میاوریم، کدام اینها قابل انکار است؟@ هیچ کدام، یعنی شما تا نگاه کردی به این (ما رَأیتُ شَیئاً إلاّ رَأیتُ) خیلی چیزهای دیگر (قَبلَهُ وَ مَعَهُ وَ بَعدَه) همینطوری مفت آدم نباید نگاه کند آنچه که نمیگذارد ما نگاه کنیم حجاب عادت است.@ این صنع را نگاه کن خیلی خب، حالا یک چینش مصنوعی را با هم مرور میکنیم بعد میرویم سراغ چینشهای طبیعی. شما دعوت شدید به این اردو بعد مسیری را طی کردید آمدید در این فضا قرار گرفتید.@ در این فضا شما با چند نوع چینش روبهرو هستید یکی ساختمان، میتوانیم انکار کنیم که اینجا قبلاً کوه بوده بعد سطحش را صاف کردند معماری یک کسی یک آدمی آمده اینجا حالا کل شخصیتها را میتوانیم اسم بیاریم از نظر صنفی.@ تصمیم گرفتند که اینجا را بسازند دوباره داستان شروع شد آمدند بسازند دیگر ما در این مسیر در این چینشی که الان داریم میبینیم یک کاغذ را نمیبینیم.@ هزاران مصنوع را داریم اینجا میبینیم در همین ساختمان، از مصالح بگیر از آهنش بگیر از مهندسش بگیر از معمارش بگیر اینجا دیوارها رنگ خورده رنگ دوباره ما را میبرد در کارخانه پتروشیمی.@ بعد طراح دارد نقاش داشته که اینها را به این قشنگی نقاشی کردند بعد میایی در خود دیوار چه را میبینیم تمام خطبه حضرت رضا به این زیبایی عزیزان برای شما از اول تا آخر روی این کاغذها زدند.@ کاغذها تذهیب شده آن تذهیبها را چه کسی کار کرده؟ هنرمندهایی اینها را کار کردند تذهیبها را، به این زیبایی تذهیب کار کردند.@ حالا شما بخواهی روی آن دانشمند کار کنی روی آن هنرمند خودش به چند جای دیگر هم میرسد بعد کسی که آمده این خطبهها را طراحی کرده ترجمه کرده تایپ شده بزرگ شده بعد اینطوری برای شما به این زیبایی به احترام شما زده شده.@ اینجا که بخوانید و لذت ببرید بعد فرشها، میاییم سراغ فرشها این هم یک داستان دیگری دارد صندلیها داستان دیگری دارد برق و ماجرای برق و ماجرای مهتابیها و شرکت برق و شرکتهایی که اینها را ساختند.@ کولر و مهندسهای کولرساز و بیا تا هر چه مصنوعات دارید میبینید اینجا، شما وقتی میایید اینجا این چینش را میبینید میتوانید چینندهها و مغزهای متفکر و عوامل متخصص را انکارش بکنید؟@ نمیتوانیم انکار بکنیم، چرا با چه روبهرو هستیم؟ با علم با مهارت با ظرافت و دقت روبهرو هستیم اینها قابل انکار نیست به هیچ وجه قابل انکار نیست. میرویم سراغ یک مصنوع طبیعی.@ این را نگاه میکنیم چی از آن در میاوریم وقتی داریم نگاه میکنیم به این گُل، من خیلی مختصر عرض میکنم، که یک دانه داریم دانه در علم گیاهشناسی شخصیت دارد یک شخصیت حقیقی دارد هر دانهای خصوصیتهای ژنتیکی خودش را دارد.@ بافتها و چینشهای خودش را دارد در شیمی هم هر دانه تعریفهای خاص خودش را دارد از نظر پیوند اجزاء با همدیگر، جنسشان، پیوندشان مثلاً در اینها چه چیزی به کار رفته.@ چه موادی از این عناصری که الان 110 ـ 115 تایش را شناسایی کردند در این دانه چینش شده آن اتم آن مولکول اینها چطوری چینش شده و خیلی ماجراهای زیادی دارد که اینها کاملاً چینش شده تعریف ریاضی دارد.@ هر دانه در هر علمی در ژنتیک تعریف دارد در شیمی تعریف دارد در گیاهشناسی تعریف دارد خیلی ماجرا دارد یک دانه.@ حالا آن دانه کاشته شده بعد تغذیه آن دانه تا رویش پیدا کرده رسیدیم به این گُل، چه چیزی را میبینیم الان اینجا؟ ما در اینجا تصویر میبینیم صورتگری مشخص و هندسی میبینیم اینجا.@ یعنی یک کسی این را صورتگری کرده دانهدانه این برگها که هیچ کدامشان هم مثل هم نیستند فقط شکلشان شبیه هم هست و جنسشان اینها طراحی شدند دانهدانه همینطوری نشستند طراحی کردند بعد به همین زیبایی.@ پشت برگ را شما نگاه کنید از قسمت ضخیم به قسمت نازک میرود و برای آن عاملی که برگ را نگه میدارد از تمام قسمتهای برگ رگههایی به آن متصل است و بافت مشخص دارد.@ چند تا دانشکده میخواهد که یک دانه برگ را رویش کار بکند از نظر پزشکی که این چه تأثیری دارد چه خواص و آثاری دارد در گیاهشناسی بحثهای دیگری دارد در شیمی ترکیبش بحث دارد.@ تا میاییم بالا میرسیم به خود گُل میبینیم که این هم طراحی شده یعنی نشسته این صورتگری شده یک کسی نشسته اینها را صورتگری کرده طراحی کرده به این زیبایی، بعد دیگر چه میبینیم؟@ رنگ میبینیم بو میبینیم چینشهای بسیار زیبا میبینیم در گلبرگ، با خواص و آثار خیلی زیاد، من خیلی از اسمها را حذف کردم که انشاء الله در بحثهای تمرین عملیمان آن اسمها را انشاء الله با هم کار میکنیم.@ خیلی اسم دارد گُل خیلی اسم دارد که ما حتی فکر نمیکنم بتوانیم اگر از اول دوره تا آخر دوره تمام اسمهای این را بخواهیم بشماریم نمیتوانیم یک دانهاش را هم تمام بکنیم.@ وقتی ما عقل ما شعور ما با چینش علم ظرافت حذاقت روبهرو میشود با هر چینش تخصصی چه را میبیند؟ این چندتا دانشکده میخواهد تا شناساییاش کنند همه ابعادش را بتوانند باز کنند و فرمولهایش را در بیاورند استخراج کنند.@ قواعد حاکم بر این موجود را، یعنی فرمولدار قاعدهمند ساخت این و ساخت میلیونها مثل این، ما هفتاد نوع از این گلها داریم حداقل هفتاد نوع ما رز داریم.@ رنگهای مختلف شکلهای مختلف، کدام شعور میتواند انکار کند این را که یک شخصی و حتی اشخاصی این را طراحی کردند ساخت کردند به وجود آوردند از دانهاش بگیر تا خود این گل، قابل انکار است این؟.@ سؤال: چینش ساختمان پیچیدهتر است یا چینشهای طبیعی؟ چینشهای طبیعی خیلی پیچیدهتر است یعنی یک بدنی که هشت هزار سال هنوز بشر مشغول مطالعه است ریچارد هاندرسون میگوید که من، از نوابغ عالم هست.@ میگوید من بیست سال مشغول در آوردن آرایش چهار هزار اتم در یک مولکول بودم بیست سال، این که چینش اتمی این یک مولکول چطور است چهار هزار اتم در یک مولکول.@ شما الان در شیمی دیگر این یکذره چینش اتمها تغییر بکند محصولی که بیرون میاید یک چیز دیگر است شما کربن دارید هیدروژن دارید اکسیژن دارید.@ این ترکیبش بکنید یکذره چینشها عوض بشود میشود سرکه، صابون، الکل، همه جنسشان یکی است شما وقتی میگذارید زیر میکروسکوپ مواد یکی است ولی چطوری میشود یکی صابون میشود یکی الکل میشود.@ یک سرکه میشود یکی یک چیز دیگر میشود تغییر شکل جابجایی در اینها هزاران محصولات مختلف میدهد بیرون، خب آخه کدام شعور میتواند این را انکار بکند که یک کسی دارد این کار را انجام میدهد.@ یک دستی در کار هست دارد انجام میدهد شما مصنوعیاش را باور نمیکنید اگر کسی گل مصنوعی بسازد میتوانیم باور کنیم خودش درست شده.@ هیچ شعور و احساس و هنری در آن بکار نرفته طبیعیاش را چی؟ طبیعیاش پیچیدهتر است یا مصنوعیاش؟ چطوری میشود آدم انکار بکند؟ نیوتن یک دوست لجبازی داشت آن خیلی انکار میکرد.@ یک روز نیوتن یک ماکتی از منظومه شمسی درست کرده بود گذاشته در خانه، این دوستش آمد خانه به نیوتن گفت عجب چیز جالبی است این را چه کسی درست کرده؟@ گفت هیچ کس درست نکرده این ماکت خودش درست شد، این خیلی ناراحت شد فکر کرد این دارد به او توهین میکند گفت من را مسخره کردی فکر میکنی من احمقم اینطوری با من حرف میزنی.@ نیوتن میگوید تو هم فکر کردی من احمقم تو مصنوعیاش را قبول نمیکنی کسی نساخته خودش ساخته شده من این را از روی طبیعیاش ساختم از روی اصلش درست کردم.@ اصلش با میلیاردها پیچیدگی و مهندسی دقیقتر را تو قبول نمیکنی کسی درستش کرده انکار میکنی بعد مصنوعیاش که پیچیدگی زیادی ندارد را قبول نمیکنی کسی درست نکرده.@ ببین آدم با خودش چکار میکند که اینقدر احمق میشود اینقدر مسخره میشود افکارش، چه به روز خودش میاورد که شعورش اینقدر تنزل پیدا میکند، ما الان در گل چه میبینیم؟@ زیبایی میبینیم لطافت میبینیم صورت و مهندسی شکل داریم میبینیم تصویرگری میبینیم خار دارد در خارهایش غیر از زیبایی خشونت هست جلالت هست تندی هست عظمت هست پاره میکند دست را.@ یک گل به آن لطیفی که نوازش میکند پوست را و ما یک بدن را یک پوست را یک چیز لطیف را به گل تشبیه میکنیم کنارش خاری دارد که خیلی خشن و تیز است بعد خود این خار تمام بدنش لطافت دارد.@ یعنی خدا با لطافت و زیبایی خشونت درست کرده تیزی درست کرده میبُرد درد دارد خشونت دارد میبینی که جلال جمال، عظمت تندی تیزی قهاریت و لطافت زیبایی، همه با هم، خب حرف نمیزند این متکلم نیست؟@ چقدر تکلم کرد با ما این برگه، چقدر حرف زد با ما، هیچ کدامش را توانستیم انکار بکنیم؟ نمیتوانیم انکار بکنیم آنوقت این حرف ندارد با ما بزند گزارش نمیدهد.@ تو به این نگاه میکنی قبل و همراه و بعدش طراحها را نمیبینی مهندسها را نمیبینی ترکیب یک کاغذ بیشتر است یا یک گل؟ پیچیدگی کدامشان بیشتر است؟@ کاغذ از جنس ساقه این است یک نوع چوب است برو بالا این حیات در آن هست رویش در آن هست خیلی چیزها در این هست یک مرحله جلوتر است ما یک مصنوعی را از یک درخت که مثل گل هست گرفتیم داریم رویش کار میکنیم.@ و هزاران عامل از آن درآوردیم که هیچ کدام قابل انکار نیست این چی که پیچیدهتر است واقعاً این برگها را این گلبرگها را این پرچمها را این چوب را این رنگ را همینطوری است آن هم از داخل خاک، دانه چی؟@ آن دانه چطوری است؟ آیا شده کسی دانه گل رز بکارد درخت گردو از آن در بیاید این تعریفهای هر دانه را چه کسی به آنها داده چه کسی تعریف کرده اینها را؟@ آیا بشر با تمام نبوغی که دارد توانسته ادعا بکند من توانستم همه ابعاد یک گل را بشناسم همه ابعادش را، مجهول ندارند در مورد گل، در مورد گیاهان مجهول ندارند توانسته؟@ هر چه میرود جلو قاعده، فرمول، ریاضیات در آن بکار رفته ظرافت، دقت، چینش، حکمت، به گُتره و تصادف نرسیده بشر از اولی که آمده روی زمین هر کاری کرده یکسره به حکمت رسیده به علم به فرمول رسیده.@ برای همین میتواند تکنولوژی درست بکند صنعت درست بکند میتواند از طبیعت قواعد را استخراج بکند میتواند برق درست بکند میتواند سد درست بکند.@ میتواند نیروگاه بادی درست بکند از باد، از آب نیروگاه برق درست بکند نیروهای آبی درست بکند میتواند انرژی هستهای درست بکند انرژی هستهای مگر شوخی است اگر قواعد در هسته نباشد بشر میتواند انرژی هستهای درست بکند.@ فرمول دارد چینش دارد در این اورانیوم اتمش، چرا از آهن نمیتوانند انرژی هستهای درست کنند آن چیه چرا باید بروند حتما اورانیوم استخراج کنند؟@ ولی بشر یک موقعهایی با خودش یک کارهایی میکند که از هر حیوانی نفهمتر میشود (أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ) خود خدا میگوید (لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها) قلب دارند اما تفقه ندارند.@ (أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها) چشم دارند میبیند اما درک ندارد مثل دور از جون گاو گاو این را میبیند گل را میبیند چکارش میکند گاز میزند میخورد دیگر این اصلاً به حکمت میرسد از این، اُذُن دارند.@ (لا يَسْمَعُونَ بِها) نمیشنوند بحث حجاب بحث مهمی است که به روز آدم چه میاورد که آدم واضحترین و شفافترین چیزها را انکار میکند. یک آدم لجباز را من دیدم به آن یک اتومبیل نشان دادم گفتم تو قبول داری این صنعت است.@ کارخانه ساخته شده مهندس است گفت نه، گفتم یعنی چی یعنی این اتومبیل تصادفی از طبیعت سر درآورده گفت با من بحث نکن.@ من میدانم تو الان میخواهی من را بکشانی به صانع قبول نمیکند خیلی راحت قشنگ دارد خودش میگوید. آدم چکار میکند با خودش، تعصب چکار میکند معصیت چکار میکند.@ (بِصُنعِ الله یُستَدَلُ عَلَیه) شما صنع خدا را ببین خدا شفاف است از در و دیوار شفاف است خواندیم شعرش را. اینقدر لجبازی میکند انسان، خیلی انسان باید مواظب باشد گرفتار یک همچین موانعی نشود.@ ما الان داریم به این آدم میخندیم ولی خیلیها بودند به این آدمها خندیدند مدتها بعد خودشان یک تصمیمهایی گرفتند یک انتخابهایی داشتند یک ارتباطاتی داشتند که به اندازه همانها و بیشتر از اینها حماقت به خرج دادند.@ خیلی آدم نمیشود دیگران را سرزنش کند باید پناه ببرد به خدا، (ثَبِّت قَلبی عَلی دینِک) (لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا).@ میاییم در طبیعت میبینیم که ماجرا ختم به این گل نمیشود همه اجزاء طبیعت را که نگاه میکنیم میبینیم زمین و گیاهان با آسمان و دریا و باران با جو زمین و کره زمین با نور خورشید و خورشید و ماه همه با هم مرتبطند.@ بعد میبینیم که داستان خورشید نیست خورشید که جزئی از منظومه است ماجرا فراتر از این است، ماجرا چیه؟ این خودش در کهکشان است ما یک کهکشان منظمی داریم به نام کهکشان راه شیری با صدها میلیون، این را آدم فقط میشنود.@ خیلی پوست کلفتیم ما، صدها میلیون ستاره هزاران میلیون ستاره صدها میلیارد اجزاء، من یک سؤال بکنم: همین منظومه شمسی ما کهکشان راه شیری ما چند تا اتم دارد؟@ در هر اتمی چند نا الکترون و نوترون و پروتون دارند؟ اینها را چه کسی چیده؟ ما ریزتر از اینها هم داریم؟ مهندسی اینها چطوری انجام شده؟@ اینها همه مهندسی است میکروسکوپها را که دادیم به شما برای اینکه نگاه کنید دانهدانه، نمونه هم که الحمد لله زیاد داریم بنشینیم نگاه کنیم، تعداد اینها دست کیست؟ آدم اینها را میخواند میشنود حالش خیلی خراب میشود.@ (اَلَّذی أَحْصى كُلَّ شَيْءٍ عَدَداً) من شماره همهشان را خودم دارم (لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ) یک ذره از اشیاء در آسمان و زمین از من غایب نیست من همه جا خودم در آن حضور دارم.@ تعدادش هم دارم آدم فقط میخواهد به سجده بیفتد هی بگوید الله اکبر سبحان الله الحمد لله. آدم ترس برش میدارد هیبت میگیرد آدم را، این یعنی چی؟@ این منظومه در کهکشان راه شیری است گم است در کهکشان راه شیری این منظومه، بعد چند تا از این کهکشانها داریم بروید به دانشمندان نجوم بگویید میگویند میلیونها از اینها داریم همه هم با هم مرتبطند این خورشید در کهکشان مسیر علمی دارد.@ بشر این را کشف کرده قرآن 1400 سال پیش گفت (وَ الشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَها) خورشید را داریم حرکتش میدهیم به محل استقرار خودش که قرار است برود.@ اگر خورشید در منظومه دارد حرکت میکند در کهکشان راه شیری محل استقرار دارد دارد حرکت میکند این هم جزء کهکشان است کهکشان هم مستقر دارد، کهکشان کجا دارد میرود؟@ خب کهکشان در یک کیهان مشخص دارد حرکت میکند آن کیهان داستانش چیست و میلیونها کیهانی که الان بشر شناسایی کرده اینها تکلیفشان چیه، ما الان داریم با ستارههایی که میلیونها سال نوری با ما فاصله دارند رصد میکنیم.@ داریم روابط خودمان را تنظیم میکنیم ما الان داریم میگوییم چه موقع خسوف است چه موقع کسوف است چه موقع جزر است چه موقع مد است.@ چه موقع شهابسنگها میایند میخورند به زمین، فلان ثانیه میاید میخورد به زمین، چطوری حساب است در اینها، اگر نظم ندارد پس بشر چطوری حسابش میکند که فلان سال است.@ چند سال بعد یک شهابسنگی قرار است بیاید بخورد به کجا، داستان چیه؟ ما چکارهایم اینجا، خدا رحمت کند امام را گفت این منظومه ما اینقدر کوچک است که اگر گم بشود این سیاره ما اگر گم بشود فقط جبرئیل میتواند پیدایش بکند.@ منظومه شمسی اگر گم بشود در این فضا جبرئیل باید برود پیدایش کند حالا عکسهایش را انشاء الله امروز میبینید هم عکس داریم هم کتاب داریم.@ انشاء الله با مقیاسهایی که از فضا گرفته شده یکذره نگاه کنیم یکذره تفکر کنیم بالأخره خداوند ما را دعوت کرده به تفکر در اینها، تازه میدانید خدا یک چیزی گفته خیلی آبروی ما را برده.@ ما الان حرف از تفکر در اینها میزنیم خدا میگوید، تازه آن هم آبروریزیاش خیلی شدید است واقعاً رسوایی میاورد برای آدم، من وقتی این را میخوانم خیلی حالم خراب میشود میزنم در سر خودم.@ به کفار میگوید به پیغمبر میگوید که به آنها بگو اینها چرا در ملکوت آسمانها نگاه نمیکنند ملکوت، باطن را چرا نمیبینند الان شما این را که دیدید کاغذ را، پشتش و در ملکوتش باطنش چه چیزهایی ما درآوردیم؟@ این را نگاه کنیم چه چیزی در میاوریم؟ چه کسی دارد این شکلها را طراحی میکند؟ چه کسی دارد این دانه را میشکافد؟@ میگوید (إِنَّ اللَّهَ فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوى) خدا دانهبهدانه این هستهها و دانهها را میشکافد، خدا کجاست؟ ملکوت را دیدن کار سختی نیست شما نگاه بکن همین که دارد تکانش میدهد تکانها را که نگاه بکنید فرشتهها را میبینید.@ در بحث فرشتهها مفصل در شرح دعای سوم صحیفه توضیح دادیم شما میگویید باد، رعد، برق، حضرت میگوید اینها قوای عالم را فرشتهها هستند یک باد خوب میخورد در صورتت چقدر کیف میکنی، چه کسی دارد فوتش میکند؟@ چه کسی دارد هوا را تکان میدهد؟ در فیزیک مگر نخواندیم هیچ حرکتی بدون محرک نیست همینطوری تصادفی طبیعت ماده ساکن یکدفعه تکان میخورد چرخش میکند.@ زمین پنج نوع حرکت دارد درختها و غیره، آدم ساده گیر آوردی، بگوییم چی خودش، میگوید همه آسمانها را برافراشتم.@ (بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها) با ستونهایی که شما نمیبینید فاصله زمین، خورشید، میلیاردها میلیارد ستاره و سیاره را میگوید بینشان ستون گذاشتم ستونهایش را شما نمیبینید، اصلاً چه کسی دارد این مجموعه را میگرداند؟@ من ادامه بدهم حالم خیلی خراب میشود هی میخواهم با سنگدلی و قساوت و همینطوری خیلی اتوکشیده علمی از کنار مطلب رد بشوم اما نمیشود اینقدر این ملکوت فشار میاورد به قلب و ذهن آدم.@ آدم نمیتواند خودش را به ندیدن و نفهمی بزند هی وسوسه میشوم بروم در بحث فرشتهها و چینشهای آنها و اینکه آنها دارند چکار میکنند در این طبیعت، این همه در قرآن از فرشتهها دارد صحبت میکند.@ از جنود ما لشکریان ما عوامل ما، فکر کنم جلوی خودم را بگیرم بهتر است همینجا قطعش کنم. (بِصُنعِ الله یُستَدَلُ عَلَیه) تمام عوالم یک مجموعه واحد مرتبط هستند.@ مثل بدن ما که صدها میلیارد سلول و مولکول و اتم همه مرتبط با هم دارند یک کار را انجام میدهند همین راحت یک دانه سلسله عصب یک آدم را در میاورند متراژش را میگویند پنج دور دور کره زمین میپیچد.@ چه سیمپیچی دارد این، بدن را دارم عرض میکنم، یک آدم، چه کسی پیچیده این را، یکذره چوب میخوری این چوبها را در میاورید میکوبید میخورید میکنید نان.@ بعد یکدفعه میشود چشم و گوش و خیال و وهم و عقل و عشق و معرفت و همه چیز از آن در میاید، چطوری جمادات تبدیل میشوند به مجردات؟ و چطوری دارد این عالم از بالا ساخته میشود و مجرد تولید ماده دارد میکند.@ این سیر مجرد به ماده، ماده به مجرد این داستان این مدیریت با چه کسی است این مدیریت این عالم؟ ما یک کلمه فقط میشنویم اگر آدم اینها را بفهمد وقتی میخواهد نماز بخواند ما نمازمان را هم با پوست کلفتی میخوانیم.@ (الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ) مدیر همه، چه مدیریتی، خدا میگوید که ببین تو خیلی ریزتر از آن هستی که بخواهی بیایی سر از این کارها در بیاوری یک نفس به تو دادم سیستمش را دو مدیریتی کردم یک بخشش تکوینی و غیر اختیاری است.@ تمام اتمها و سلولهای بدن تو را در طول هشتاد نود صد سال مدیریت میکند خودش، نفست، یک قسمتش هم اختیار به آن دادم که بتواند مختار باشد و تصمیم بگیرد، این نفس چیه ماجرایش؟@ این نفس چیه که هر وقت قهر کند با بدن بدن میشود یک لاشه بدبو گندیده و جذب طبیعت میشود و وقتی با آن هست هزار سال هم با آن باشد کار میکند. چه بگوییم؟ هیچی.@
یک دوره شش روزه آمدیم اینجا خدا کند خدا به ما نخندد البته نمیخندد به این حرکتها حتماً احترام میگذارد اجر میگذارد برای اینها، انشاء الله نطفههای معرفتی خوبی به ما بدهد 25 ـ 26 جلسه آمدیم.@ هشت هزار سال است میخواهند یک سلول را بشناسند سر کار است بشر، 25 جلسه میخواهیم بیاییم اینجا بعد هم میگوییم اُه اُه چکار کردیم ما 25 جلسه رفتیم توحید.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@