جلسه 005 - مهندسی معشوق‌های دل
شماره جلسه
5
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1396
ماه
8
روز
25
متن کامل (خام) ‌ جلسه 005 - مهندسی معشوق‌های دل

من به مناسبت سالگرد رحلت نبی اکرم ترجیح دادم که چند جمله از فرمایشات ایشان را تقدیم کنم به شما عزیزان. چند روایت را انتخاب کردم که بسیار زیباست این فرمایشات. نکات اخلاقی و سازنده ی بسیار خوبی برای ما دارد. یکی از آنها درباره ی مصائب است. نگاهی که ما باید به مصیبت ها داشته باشیم ایشان می فرماید که «ما اصاب المؤمن من نصبٍ و لا وصب و لا حزن حتی الهم یهمه الکفر الله به عنهم من سیئاتهم» این یکی از شیرینی های زندگی مؤمن است. که می فرماید مؤمن هیچ وقت به رنجی یا سختی یا غمی دچار نمی شود، حتی یک دغدغه ای که یک ملال خاطر یک چیزی یک مقدار خاطرش را برنجاند مگر این که بابت هر کدام از این رنجها، سختی ها، و ملال خاطری که پیدا کرده الا کفر الله به عنهم من سیئاتهم خداوند بخشی از گناهان او را محو می کند. این مبارکی مؤمن است. در واقع این ساختار وجود مؤمن هست که چون در مقام صحت است در مقام حرکت سالم در رحم مادر هست، خود به خود روندش روند رو به سلامت است. خواهش می کنم خوب دقت کنید. یک جنینی که در رحم مادر مسیر انعقاد نطفه اش و حرکتش یک مسیر درستی است. الان شما می روید پزشکان این را می گویند که جنین خود به خود در طول مسیر اگر به آفاتی دچار شود خود این مکانیزم حرکت او ضعف ها و آفت ها را برطرف می کند اگر دچار آسیبی بشود آسیب ها را جبران می کند. چون شرایط انعقاد نطفه اش مسیر تربیتش مسیر رشدش در رحم مادر یک مسیر سالم است وقتی که انسان به سمت سلامت می رود بازسازی می کند مسیر آسیب ها را. الان در تلویزیون دیدید که میگویند اگر یک کسی سیگار را ترک کند ماه اول این اتفاق می افتد، ماه دوم این اتفاق می افتد، در شش ماه بعدی این اتفاق می افتد، و بعد میگویند برای سال آینده دیگر هیچ اثری از تخریب های سیگار در بدن این نیست چرا؟ چون شخص رفته به سمت اصلاح، به سمت صحت و سلامت. در رحم دنیا هم همینطور است، اگر مؤمن در یک روند صحیحی مؤمن چون روند صحیح دارد گفتیم انسانها به دو قسمت تقسیم می شوند کلاً مؤمن و فاسق. «افمن کان مؤمنا کمن کان فاسقاَ» که فاسق ها 5 دسته بودند و یک دسته هم مؤمن بودند که می شود شش دسته. فقط مؤمن هست که در حرکتش رو به سلامت دارد حرکت می کند. «والعصر ان الانسان لفی خسر» همه آدم ها در مریضی و خسران و آسیبند یعنی این هر کاری هم بکند بازسازی نمی شود. «الا الذین آمنوا» مؤمن هست که خسران ندارد، این اگر گناهی هم مرتکب بشود، دچار لغزش و فحشا و منکرات و حتی دچار گناه کبیره هم بشود، چون روندش رو به اصلاح است خود به خود این را بازسازی می کند و مشکل را حل میکند. لذا اساساً حرکت یک مؤمن در رحم دنیا، حرکت رو به سلامت است، و در روایت داریم مؤمن در نزد خداوند بسیار محبوبتر، گرامی تر هست، از این که چهل روز بر او بگذرد و خداوند بر او گناهی باقی بگذارد. چون روندش رو به سلامت است بازسازی ها خوب انجام می شود. انسان وقتی که تصمیم می گیرد در صراط مستقیم قرار بگیرد. آسیب های مختلفی ممکن است ببیند. خوب بالاخره شیطان است حمله جلو دارد حمله عقب دارد حمله راست دارد حمله چپ دارد. لغزش دارد، خود قرآن هم می گوید «الذین فعلوا فاحشه و او ظلموا فاحشه» ممکن است دچار فحشایی بشود یا ظلم به نفس بشود، فحشا از نظر لغوی زمانی است که انسان، گناهی را در ارتباط با مرتکب می شود. ظلموا انفسهم یعنی ظلم به خودشان. انسان بالاخره آسیب ها و گناهانش این طوری است یا دارد به خودش صدمه می زند یا دارد به دیگران صدمه می زند. آن مقداری که در مورد ارتباطش با دیگران است بهش می گویند فحشا. ممکن است مؤمن این طوری بشود. لغزش داشته باشد یک مدت، افت و خیز داشته باشد اما مؤمن چون مؤمن هست و مسیرش مسیر درستی است اصلاح می کند. پیامبر یک جا می فرماید که «ما اصاب المؤمنَ من نصبٍ و لا وصب و لا حزن حتی الهم یهمه» هم یهمه یعنی چیزی که دغدغه می آورد برای مؤمن. مشغولش می کند. ذهنش را مشغول می کند. شما مثلا نگاه کنید، یک لحظه کلید خانه تان را گم می کنید. الان می خواهید بروید منزل، می بینید کلید نیست در جیب تان. هی می گردید جیب تان را، تو کیف تان را می گردید، آخ کلید چی شد می خواهم در خانه بروم کلید ندارم، الان هم هوا سرد است پشت در می مانم، عجله دارم کار دارم، کلیدم کجاست، جیبت را می گردی نیست، تو کیفت را می گردی نیست، یک دفعه این طرف و آن طرف را نگاه می کنی می بینی کلیدت اشتباها افتاده کف اتومبیل. چند دقیقه طول می کشد این؟ یک دقیقه، دو دقیقه، 5 دقیقه یک چیزی ذهنت را مشغول می کند. «همّ یهمّه» این طوری است. همینطوری حتی به همین اندازه که یک نیازی دارید یک چیزی را مدتی معطلی دارید یک اتفاقی می افتد ماشین تان پنچر می شود دارید می روید یک جا عجله هم دارید ماشین تان پنچر می شود تا می آیید پنچری می گیرید هم دارید. هم یعنی مشغولت می کند به خودش. یک دفعه می بینید که ناخواسته، بدون آمادگی، مهمانی می آید منزل، حالا شما شروع کنید به پذیرایی، آماده نیست، خرید کنید،‌ غذا درست کنید، ممکن است پول هم نداشته باشید، از یک جایی پول تهیه بکنید، همین، همین که یک چیزی ذهن انسان را مشغول می کند و درگیری دارد،‌ یک کتاب می خواهد کتابش را گم می کند می خواهد برود امتحان بدهد جزوه اش را گم می کند دنبال یک مطلب می گردد الاف می شود،‌ همین هایی که در زندگی است، همین همّ هایی که در زندگی می آید برای آدم. مشغله های اینطوری. حضرت می فرماید حتی یک همچین مشغله ای هم برای مؤمن کفاره ی گناهانش است خداوند آن را کفاره گناهان قرار می دهد. می خواستم توضیح بدهم که مکانیزم ریاضی این کفاره چی هست. چرا این کفاره برای مؤمن این طوری است که همه چیز بازسازی می شود همه چیز اگر سی سال گناه هم داشته باشی یک کسی در فحشا و منکرات و کفر و شرک دیگر از اینها بدتر نمی شود وقتی توبه می کند می افتد در مسیر الهی، این سیستم به قدری قدرتمند است که می تواند تمام این 20 و 30 سال را جبران بکند. یعنی برایش چیزهایی پیش می آید که تمام این آسیب هایی که این سی سال چهل سال دیده، همه را جبران بکند. ما کسانی داریم که روز عاشورا تا ساعت آخر با امام حسین جنگیدند. یعنی در نقطه مقابل لشکر امام حسین علیه السلام بودند، ولی وقتی که حضرت «هل من ناصر ینصرنی» می گوید اینها یک تکانی می خورند یک تحولی درشان اتفاق می افتد، چون بالاخره امام حسین را می شناختند، اعتقاد داشتند دوستش داشتند، ارادتی به او داشتند، برمیگردند. ببین این یک ساعت جبران یک عمر را می کند برای اینها. یک تصمیمی هست که انجام می شود به موقع، و شخص برای جبرانش، جبران تمام این 30 – 40 سال جانش را می گذارد وسط. از حیاتش می گذرد و همه چیز سر جایش می آید. ببینید چطوری است. ما حتی زمان پیغمبر کسی را داشتیم که شهیدی داشتیم یک رکعت نماز هم نخواند یعنی ما از سوالهای مهم تاریخ می شود پرسید که کدام شهید است که یک رکعت نماز هم نخواند. این کافر هست برخورد می کند با پیامبر، به پیامبر می گوید کجا دارید می روید، پیغمبر میگوید‌ جهاد، می گوید ما هم با شما می آییم می رود بعد به شهادت می رسد. دقت کنید که مکانیزم عمل مؤمن و سیستم خلقتی خدا چگونه است همه بر می گردد به یک ماجرا. آن ماجرا چیست؟ قلب. قلب اگر اصلاح بشود و درست بشود، روند، روند درستی است. اما اگر این قلب اصلاح نشود شما هر چقدر عبادت بکنید، یعنی هی طرف برود کربلا، می رود مکه، می رود امام رضا، می رود هیئت عزاداری می کند خدمت می کند قلبش درست نیست، مثلا چرا این آیت الله چرا این آدمی که چند سال جبهه بوده، چرا آدمی که اینقدر عبادت کرده اینقدر زحمت کشیده، اینقدر مبارزه کرده اینقدر زندان بوده ته قضیه یک دفعه سر از ارتباط با آمریکا و اسرائیل و انگلیس و اینها درآورد. مسئله قلب است. مسئله تعلق قلب شما به جبهه ی خاصی است. به لشکر خاصی و حزب خاصی است، شیطان را شما نگاه کنید، شش هزار سال دارد عبادت می کند، در این عبادت دارد رشد می کند، به کجا دارد می رسد دارد می رسد به مقام فرشته ها، اما کفر باطنی دارد. ولی این کفرش را ظهور نکرده خدا هم با او کار ندارد فعلاً. خدا گذاشته برای موقع خاص از او امتحان بگیرد. بعد چی می شود؟ وقتی می رسد به آن مقام خدا به فرشته ها می گوید سجده کنید به آدم، آنجا کفر شیطان ظهور پیدا می کند یعنی «اسجدوا لآدم فسجد الملائکه کلهم اجمعون» همه شان سجده می کنند، «الا ابلیس ابا» ابا می کند این ابا را قبلا هم داشته ولی ظهور نداشته، «واستکبر» استکبار دارد، «و کان من الکافرین» یعنی این از اولش هم کافر بود. این جوری نبود که الان کافر شد، یعنی انسان با خودش یک زمینه هایی از فسق، دارد یک زمینه هایی از کفر دارد، و نگهشان می دارد، در یک موضوع دو موضوع با خدا درگیر است ولی نهایتاً راه می آید، می گوید حالا من خدا را در این قضیه با او درگیرم. با پیغمبر درگیر است با امام درگیر است، ولی بالاخره در نهایت خودش را ظاهراً سر پا نگه می دارد. این فکر می کند که اگر الان در این موضوع با خدا یا پیغمبر یا امام درگیر است، کی می داند بیشتر درگیری ها هم در این سه نفر با کی پیدا می شود خدا، پیغمبر، امام. بیشترین درگیری مقاومت، پوست کلفتی بین این سه تا انسان با کی ها پیدا می کند؟ خدا، پیغمبر، امام؟ با امام. یعنی کلاً بیشترین جایی که افراد امتحان می شوند در امامت هست. مردم الان نگاه کنید ما بیش از یک میلیارد مسلمان داریم در خدا و پیغمبر مشکل ندارند. کجا مشکل پیدا می شود؟ در امامت مشکل پیدا می شود. یعنی انسان با امام درگیر می شود. توجه بکنید الان ما خودِ شیعیان در قضیه خدا و امام مشکل نداریم، درست است؟ ضعف ما در کجاست؟ ضعف اصلی ما در رفتن زیر چادر امام زمان است. شیعیان همه در بخش هایی که مربوط به خدا است مثلا قرآن بخوانند نماز بخوانند، روزه بگیرند خمس بدهند، مکه بروند، مشکل ندارند، با امام های دیگر هم مشکل پیدا نمی کنند. چون امام های دیگر مسئولیت آور نیست خیلی.‌ کجا انسان مشکل پیدا می کند همیشه؟ با امام زنده. یعنی همیشه در تاریخ انسان اینطوری بوده. با امام زنده مشکل پیدا می کند. نمی تواند خودش را پا به پای امام زنده برساند. ضعف هایمان را بگوییم دیگر. ضعف های ما اینطوری است. ما بخش های دیگر مشکل نداریم. الان با امام حسین کسی مشکل دارد؟ نه. ببینید اربعین را نگاه کنید، اگر امام حسین زنده بود این جمعیت جمع نمی شد دور امام. امام مرده، امام رضا از دنیا رفته، تمام خوب حالا دیگر مشکل نداریم با او. امام زنده است که همیشه نفس انسان و شیطان با او درگیر است. و انسان زیر بار امام زنده نمی رود حالا من می خواهم این را بگویم که کفران چطوری در می آید. انحرافات چطوری در می آید برای انسان. شیطان کفر خودش را دارد، کفر خودش را دارد ولی زمانی ظهورش نرسیده، می رسد به یک زمانی که قرارش می دهد خدا در مقابل آن امتحان خاص، نشان می دهد که کافر بوده از اول. از اول کافر بوده. ما الان نگاه کنید آدم هایی داریم که در جامعه ی اسلامی ظواهر شرعی را رعایت می کنند، یعنی شما همینطوری در فضای معمولی ببینید می بینید که این متدین است. حجاب را رعایت می کند نماز می خواند حج می رود. اما این ذاتاً متعلق به این ساختار فکری نیست. یعنی این اگر از همین جا از تهران برش دارید بگذارید در دبی جا در جا تغییر می کند از همین جا برش داری بگذاری اش در آمریکا و اروپا و کیش و برود شمال تغییر می کند این نشان می دهد که این ذاتاً به آن چیزی که دارد نیست تعلقش به آن فضایی است که الان درش قرار گرفته. اگر از اینجا یک دفعه برت داشتند و برندت در اروپا و هیچ چیز تغییر نکرد برایت، به این می گویند، مؤمن، این مسلمان است و مؤمن است. ولی اگر نه از اینجا رفت در عروسی، بعضی ها هستند خیلی راحت همه چیز را رعایت می کنند بعد می روند در یک عروسی، این خانم به همه مردها محرم می شود آنجا. و برعکس. در مهمانی در عروسی، همه چی می رود همه چی پرت می شود نشان می دهد که این شخص ذاتاً روندش روند رو به اصلاح نیست روند گناه پذیر و آسیب پذیر است این دارد مثل یک مریضی است که ادای سالم ها را دارد در می آورد. در حرکت کلان یک مؤمن چون مؤمن است اساساً دقت کنید با آن شرایطی که گفتیم «الا الذین آمنوا عملوالصالحات، تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر» چون مؤمن است اساساً یعنی واقعاً ایمان آورده از آخرت می ترسد، از قیامت می ترسد، از واقعاً حساب می برد.‌ واقعاً برایش مهم است که مریض نشود، آلوده نشود، ‌تقوا دارد حالا اگر یک جا هم پایش لغزید بلند می شود اصلاحش می کند جبران می شود ولی یک کسی که اساسا تعلقی به این راه ندارد، عضو این مجموعه نیست، ادا در می آورد، در جمعی است در یک فضایی است ادا در می آورد، این به محضی که در شرایط آلوده قرار بگیرد اولین کسی که آسیب می بیند کیست؟ همین شخص است. من در همین سفری که چند ماه پیش داشتم چند کشور اروپایی رفتم، صد نفر آدمی که از اینجا رفتند آنجا. ده نفر هم به زور سر پا هستند. اینها همه بیش از 90 نفر رها کردند همه چیز را. چون اصلا اینها از قبل از این که حرکت کنند از اینجا، قلباً تعلق به آنچه که داشتند یعنی جبهه ایمان نداشتند. قلباً به همان جا تعلق داشتند. رفتند آنجا آسیب شان را هم دیدند. یعنی در آن شرایط قرار می گیرند. لذا امیرالمومنین می فرماید: «فی تقلب الاحوال عُلِمَ جواهر الرجال» جوهره ی یک آدم را زمانی می شود سنجید که این شخص در شرایط خاصی قرار بگیرد شرایط مختلف قرار بگیرد محیط های مختلف خودش را نشان می دهد که این واقعاً چه کاره است. حالا این شخص می گوید من تقوا دارم مومنم، چنینم و چنانم. یک تلفن هوشمند می آید دستش، می بینید که نه، نمی تواند تقوا را با این تلفن رعایت بکند. کاملاً اگر این تلفن وصل شود به یک شبکه اینترنتی که این آزاد باشد هرچه را دلش می خواهد ببیند آنجا معلوم می شود که این شخص تعلق دارد یا ندارد. و الا وقتی که تلفن ندارد هنوز امتحانی نشده، هنوز فکر می کند که خوب است سالم است. فکر میکند سالم است می رود یک تلفن می خرد بعد یک دفعه در این تلفن وصل می شود اینترنت و الان هم در تلویزیون تبلیغ می کنند اینترنت نامحدود، اینترنت نامحدود، می زند و می آید و بعد دستش هم باز است یک دفعه می بیند که ای بابا این شخص نمی تواند اصلاً یعنی با داشتن این تلفن نمی تواند شخصیتی که قبلاً داشته را داشته باشد یک شخصیت دیگر می شود. یعنی هی آسیب رو آسیب اضافه می کند به خودش. ولی یک کسی که نه، ایمان دارد، تقوا دارد، این در هر صورت تلفنش را دست هر کسی می دهد هر کس می تواند تلفن این را ببیند این مشکلی ندارد هر وقت تلفنش باز شود این هیچ مشکلی ندارد اصلاً. چیزی که بخواهد پنهان بکند از کسی، ندارد. پس این که مؤمن هر بلایی سرش بیاید بازسازی می کند. یعنی بخشی از گناهانش پاک می شود برای این است که مؤمن اساساً از نظر قلب تعلق به الله آخرت و ابدیت دارد. تعلق به جاودانگی و خانواده آسمانی اش دارد. و چون این تعلق به آنها است قلباً، عشق به آنها تعلق می گیرد روح به اینها تعلق می گیرد حالا اگر در ظواهر در مسائل دیگری یک جایی آسیب ببیند، این تعلق به اصل سلامت روح، سالمش می کند. اصلاحش می کند. کاملاً می سازدش. و جبران می کند برایش. در بهداشت، دو جا وقتی سالم باشد، بقیه جاها اگر آسیب ببیند پزشکان خیلی نگران نیستند. یکی مغز، یکی قلب. قلب یک کسی سالم باشد مغزش سالم باشد این دوتا خوب کار بکند آسیب های دیگر قابل اغماض است اما اگر مغز و قلب بریزد به هم، همه چی می ریزد به هم. انسان در حرکتش به سمت ابدیت و جاودانگی باید حواسش باشد ارتباطش با قلب و مغز باطن عالم ارتباطش درست باشد. وقتی شخص با باطن عالم، ارتباطش حفظ باشد، یعنی با آن کسی که همه ی سلامت ها دست اوست، این آسیب هم که ببیند، چون اساساً روحش تعلق دارد به مرکز سلامتی، و قلبش سالم است، بازسازی می شود. و خودش را می سازد، اینجاست که شیطان می آید یک موقعی آدم لغزشی دارد انحرافی دارد سرماخوردگی دارد افت و خیزی دارد شیطان می آید روی شخص سرمایه گذاری می کند که تو دیگر خوب نمی شوی، تو دیگر درست نمی شوی تو دیگر اصلاح نمی شود و هی دائما وز وز می کند در گوش آدم. مومن چون هوشیار است می داند که ارتباطش با مرکز وصل است، می داند ارتباطش با مرکز ارتباط سالمی است گول نمی خورد. خیلی زود خودش را بازسازی می کند. یعنی اسیر این گذشته و گناهان و لغزش ها و خاطرات و اینها نمی افتد توبه می کند جبران می کند بازسازی می کند. پس این مبارکی ایمان این است که قلب سالم باشد. «یوم لا ینفع مال و لا بنون الا من اتی الله بقلب سلیم» قلب که سالم باشد حالا اعضا و جوارح دیگر که آسیب ببینند، قابل جبران است می شود جبران کرد.

خوب وقت تمام است یک روایت زیبای دیگر هم از پیغمبر می خواستم توضیح بدهم خدمت تان. فقط می خوانم عبارتش را خیلی شیرین و دوست داشتنی است. این متن البته تکان دهنده هم است. که خیلی کمک می کند و راهگشاست. این را هم من خدمت تان عرض کنم: می فرماید:« من اکل ما یشتهی و لبس ما یشتهی و رکب ما یشتهی لم ینظر الله الیه حتی ینزع او یترک» هر کس خوب دقت کنید این خیلی مهم است، همه حواس ها هست؟ همه حواس هایتان هست؟ خیلی خوب. می فرماید هر کس هر چه دلش بخواهد بخورد، یعنی تقوا و عفت شکم ندارد، و لبس ما یشتهی و هر چه دلش بخواهد لباس بپوشد. هر چه دلش می پوشد، و رکب ما یشتهی هر مرکبی دلش بخواهد سوار می شود هوس می کند امروز این مرکب را سوار شود. مثلا امروز دنگم گرفته این ماشین را بخرم. می رود می خرد. فردا عوض می کند دو ماه دیگر می گوید خوشم نیامد این عادی شده بروم یک ماشین دیگر بخرم. هدفش از مرکب سوار شدن گذران روند سالم زندگی نیست. از مرکب سوار شدن تفاخر و کلاس و دیده شدن را می خواهد که این می شود همان جهنم که حضرت می فرماید شما اگر با بند کفش تان هم فخر بفروشید، امکان ندارد بهشت راه پیدا کنید. این تقوا ندارد در مرکب سوار شدن، این نمیگوید که من می خواهم ماشین سوار شوم چی مصلحت است، می گوید نه چی مد است الان تو چشم چی هست این کلاسش چقدر است. شئون ما چطوری است ما می خواهیم ماشین سوار شویم جلوی باجناق، جلوی جاری، جلوی خاله، جلوی دخترخاله، جلوی پسر خاله، جلوی کسان دیگر ماشین ما باید با بقیه یک ذره فرق بکند یک چیزی داشته باشد. حضرت فرمود هر کس که هرچه خوشش می آید سوار می شود براساس شهوتش مرکبش را انتخاب می کند خیلی خطرناک است ببینید هر چه دلش می خواهد می خورد، هر چه می خواهد می پوشد، هر چه می خواهد سوار می شود «لم ینظر الله الیه» خدا اصلا به این آدم نگاه نمی کند از چشم خدا می افتد. تا کی؟ «حتی ینزع» تا زمانی که بمیرد. یعنی تا مرگش هم خدا نگاه نمی کند «او یترک» یا این که دست از این کارش بردارد. این هم یکی از فرمایشات مهم است که در سیر و سلوک بسیار به کار انسان می آید. والحمدلله رب العالمین.