اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ جلسه گذشته درباره فکر صحبت کردیم یک مقدمهای درباره فکر خدمت عزیزان عرض شد یک مقدار امروز بیشتر درباره فکر و آثار آن صحبت خواهیم کرد درباره انسان مفصل عرض شده که ما یک موجود متحرک به سمت آخرت و بینهایت هستیم و سه مرحله حیات داریم مرحله قبل از دنیا مرحله دنیا و مرحله بعد از دنیا.@ درباره مرحله قبل از دنیا در جلسات گذشته مفصل صحبت شد و مرحله دنیا که الان در آن قرار داریم و به سمت مرحله بعد از دنیا در حرکت هستیم در مرحله بعد از دنیا گفتیم که ما چهار مرحله حیات آخرتی و حیات ابدی را داریم.@ سر راهمان بعد از دنیا یکی مرحله وفات هست و یکی مرحله زندگی برزخی ما هست که با آن فاصله چندانی نداریم و یکی مرحله قیامت هست که عرض کردیم پنجاه هزار سال هست و هر هزار سال یک ایستگاه دارد.@ و پنجاه سؤال از کیفیت زندگی دنیای ما آنجا از ما خواهد شد و این سؤالها همانطور که خدمتتان عرض کردم سؤالهای کتبی نیست سؤالهای شفاهی هم نیست یعنی نه سؤال زبانی هست و نه سؤال کتبی گفتیم سؤالهای وجودی هست و سؤالهای تکوینی هست.@ یعنی جواب سؤالها باید در نهاد ما به آنها داده شده باشد و گفتیم اگر بخواهیم خوب بفهمیم رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر هست با دنیا همانطور که جنین در رحم مادر خودش را برای سؤالات دنیا آماده میکند وقتی به دنیا میاید دنیا از او سؤال میکند اما سؤالهای دنیا و جزایش همه تکوینی است.@ مثلاً میپرسد چشم آوردی یا نه گوش آوردی یا نه دست آوردی یا نه پا آوردی یا نه این سؤالها دارد انجام میشود اما این سؤالها نه کتبی هست و نه شفاهی بلکه هیچ کدام از اینها نیست بلکه سؤالهایی که دنیا از جنین میکند سؤالات تکوینی هست سؤالات وجودی هست.@ در حرکت ما به سمت آخرت هم وقتی ما متولد میشویم به عالم آخرت سؤال از ما میشود اما سؤالها درخواستها آنچه که دنیا از یک جنین میطلبد اینکه با خودش دست پا قلب چشم زبان گوش دستگاه تنفس آورده باشد سؤال یا همان درخواست آخرت هم از ما قلب سلیم هست یعنی این که ما در آخرت با خودمان باید روح سالم و قلب سلیم ببریم(يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ).@ ما باید با خودمان سلامت قلب را برای حیات ابدی خودمان ببریم بعد از مرحله قیامت هم مرحله چهارم حیات ما هست که مرحله حیات ابدی ماست دوران حیات ابدی هست و گفتیم که انسان اساساً مرگی برایش وجودی ندارد نابود شدنی نیست و هر کدام از ما تا خدا خدایی میکند زنده خواهیم بود و زندگی خواهیم کرد.@ مراحل حیات ما آنقدر جذاب آنقدر جالب آنقدر مهیج آنقدر شگفتانگیز هست و بزرگ که من و شما الان داریم دوران جنینی خودمان را در رحم دنیا طی میکنیم یعنی در واقع هنوز زندگی ما شروع نشده زندگی ما با وفات شروع میشود و دوران حیات ابدی ما دوران بسیار بسیار با عظمتی هست.@ همانطور که ما الان دوران رحمی خودمان را فراموش کردیم اصلاً یادمان نیست موقعی که زنده بودیم در رحم مادرمان چطور جایی بود چه دورانی را طی کردیم از اینجا هم که برویم کاملاً یادمان میرود و ما میمانیم و عالم ابدیت پس الان فعلاً همین بازی بازیهای دوران رحمی هست که داریم اینجا میگذرانیم.@ در رحم دنیا که رحم دوم ماست داریم این را میگذرانیم هنوز حیات اصلی ما آغاز نشده(وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ) حالا اگر ما بخواهیم آمادگی پیدا بکنیم برای این چهار مرحله حیات یعنی وفاتمان و حیات برزخیمان حیات قیامتمان و آن پنجاه تا سؤال را آماده بکنیم در نهاد خودمان این پنجاه تا سؤال و جوابهایش را بسازیم.@ پس جواب حفظ کردنی و یاد گرفتنی نیست جوابها ساختنی است یادتان باشد جوابهای آخرت ساختنی هستند باید این جوابها را برای خودمان بسازیم در وجود خودمان باید ایجادش بکنیم همانطور که جنین در رحم مادر جوابها را میسازد تحصیل میکند با خودش یعنی همه را دارد.@ چشم را تحصیل میکند گوش را تحصیل میکند دستگاه تنفس را تحصیل میکند همه را برای خودش میسازد ما باید برای خودمان موجبات و عوامل خوشبختی حیات آخرتی را بسازیم در وجود خودمان با خودمان ببریم.@ بدن ما که اینجا میماند اما نفس ما که حقیقت ماست و اصل ما هست با خودمان میبریم حالا این نفس اگر متناسب با بهشت و ساختار بهشت باشد آنجا لذت میبرد مثل بدنی هست که جنین با خودش میاورد.@ اگر تناسب نداشته باشد انواع دردسرها و بیماریها و گرفتاریها هست که توضیحات مفصلش را قبلاً خدمتتان در طول این چند سال دادیم که اگر ما سالم متولد بشویم چطور هست سالم قوی چطوری هست بیمار چطوری هست ناقص چطوری هست ضعیف چطوری هست.@ انواع تولدها را احکامش را توضیح دادیم بحث امروز ما این هست که آنچه که باعث میشود ما بتوانیم قلب سلیم تحصیل بکنیم بتوانیم خودمان را برای حیات ابدیمان آماده بکنیم و بتوانیم در دنیا خوب زندگی بکنیم چون هدف فقط آخرت نیست.@ آموزش دین فرستادن انبیاء فرستادن دین برای ما برای این نیست که ما فقط برای آخرت آماده بشویم بلکه برای این هست که ما دنیای شاد و خوبی هم داشته باشیم بنابراین اگر کسی به پیام دین توجه بکند هم دنیای شاد و آرام و خوشبختی خواهد داشت هم آخرت شاد و خوشبختی خواهد داشت هدف تحصیل هر دو هست و این دو با هم رابطه مستقیم دارند.@ چه کسانی در آخرت خوشبختتر و شادتر و آرامتر هستند؟ کسانی که در دنیا خوشبختتر و شادتر و آرامتر باشند و هر دو با هم یک مرحله هست یعنی باید توجه داشته باشیم که مراتب یک مرحله هست.@ پس ما اگر بخواهیم هم خوشبختی دنیا را تحصیل بکنیم هم خوشبختی آخرت را هم آرامش دنیا را هم آرامش آخرت را حیات ابدیمان را تحصیل بکنیم باید یک قلب سالم داشته باشیم قلب سالم یعنی قلبی که در دنیا برای ما تولید نشاط آرامش و شادی میکند.@ تولید امید میکند از بیماریها اضطرابها زودرنجیها عصبانیتها حساسیتها غضب کینه حسادت سوءظن چشم و همچشمی و فشارهای روانی دیگر که اکثر انسانها دچارش هستند این قلب انسان را در پناه خودش نگه میدارد و مصون نگه میدارد که این دچار آن اضطرابها نشود پس هم دنیای شاد و آرامی برای ما خواهد ساخت هم آخرت شاد و آرامی را برای ما خواهد ساخت.@ برای اینکه این قلب سالم بشود خوراکش در مرحله اول فکر است یعنی اگر کسی نتواند فکر بکند و نخواهد فکر بکند این نمیتواند قلب سالم بسازد پس این فکر فوقالعاده اهمیت دارد هر کس به موفقیت میخواهد برسد چه موفقیتهای دنیای شادی دنیا و آرامش دنیا و چه موفقیتهای آخرتی میخواهد برسد باید از فکر کمک بگیرد.@ باید فکر بکند این فکر خیلی مهم است فکر کردن موجب ساخته شدن قلب سلیم آماده شدن انسان برای حیات دنیا و آخرت است لذا تمام کسانی که در دنیا شکست میخورند آدمهای بیفکر هستند آنهایی که سر از طلاق در میاورند یک جای کارشان بیفکری بوده.@ آنجایی که سر از شکستهای اقتصادی در میاورند یک جای کارشان بیفکری بوده آنجای که از خودکشی و غصه و حرص و حسادت و دعوا و درگیری سر در میاورند همه مال این بوده که فکرشان را به کار نیانداختهاند آنهایی هم که سر از جهنم در میاورند مال بیفکریشان بوده.@ لذا میفرماید در قرآن جهنمیان میگویند(لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فِي أَصْحابِ السَّعِيرِ) ما اگر اهل گوش دادن و فکر بودیم هیچ وقت جهنمی نمیشدیم گوش دادن آدم را به فکر وادار میکند.@
یعنی شما با گوش دادن میتوانی فکرت را یواش یواش به کار بیندازی موتور فکر با شنیدن به حرکت وادار میکند و یواش یواش انسان را بالا میبرد پس لذا شنیدن و فکر کردن و تعقل یکی هست(لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فِي أَصْحابِ السَّعِيرِ) اگر ما شنیده بودیم یا خودمان فکر میکردیم دیگر جهنمی نمیشدیم.@ برای اینکه انسان در تفکر راه بیفتد باید مدتی بشنود بخواند مطالعه بکند بشنود تا یواش یواش فکرش راه بیفتد بعد که خودش بالغ شد قدرت پیدا کرد خودش میتواند مستقیماً بدون خواندن و شنیدن میتواند فکر بکند و این فکر او را کاملاً جلو میبرد و تمام مسیر را مثل یک چراغ در تاریکی به او نشان میدهد که چکار باید بکند.@ پس قیمت آدمها به این هست که چقدر فکر میکنند چطوری فکر میکنند به چه چیزی فکر میکنند اینها خیلی مهم است به چه چیزی فکر کردن خیلی مهم است چقدر فکر کردن مهم است آدمهایی که در زندگی فرصت بیشتری میگذارند برای شنیدن یا برای فکر کردن هم دنیای بهتری خواهند داشت و هم آخرت بهتری خواهند داشت.@ آنهایی که حوصله شنیدن را ندارند و حوصله فکر کردن را ندارند سر از جهنم در میاورند چه جهنم دنیایی چه جهنم آخرتی یعنی هم دنیایشان خراب میشود و هم آخرتشان پس در واقع بیحوصلگی و تنبلی همان دو عاملی که امام باقر فرمود کلید همه بدبختیها در دو چیز هست یکی تنبلی و دیگری بیحوصلگی.@ بیحوصلگی و تنبلی در شنیدن یا در فکر کردن عواقب بسیار خطرناکی خواهد داشت اینکه انسان حوصله فکر کردن نداشته باشد حوصله شنیدن نداشته باشد و بیحوصلگی بکند نسبت به فهمیدن و شنیدن بیحوصلگی کند نسبت به فکر کردن آسیبهای زیادی در زندگی برای او به وجود میاید.@ چند تا روایت من بخوانم برای شما درباره فکر از امیرالمؤمنین(ع) هست اولین روایت میفرماید(مَن اَسهَرَ عَینَ فِکرَتِهِ بَلَغَ کُنهَه هِمَّتِه) میفرماید چشم فکر خودش را بیدار نگه میدارد نمیگذارد بخوابد دچار غفلت نمیگذارد بشود.@ کسی که چشم فکر خودش را بیدار نگه میدارد(اسهر) یعنی شبزندهداری شب بیدار بودن چه چیزی از ما شب بیدار باشد چشم فکرمان حتی اینکه ما در روایت نماز شب داریم اینکه گفتند شما شب قرآن بخوانید شما شب نماز بخوانید اینها همه به خاطر فکر است و الا نمازی که بیفکر باشد ارزشی ندارد.@ قرآن خواندنی که ما نفهمیم چیست اثر زیادی ندارد سازندگی زیادی ندارد ممکن است یک ثوابی به ما بدهند اما سازندگی ندارد میفرماید کسی که چشم فکر خودش را بیدار نگه دارد این به اوج خواستههای خودش میرسد به شرط اینکه فکرش دیده بیداری داشته باشد هر کس به هر آرزویی میخواهد برسد باید فکرش را به کار بیندازد اندیشه بکند تا به مراد خودش برسد.@ روایت بعدی(اَلفِکرُ جَلاءُ العُقُول) فکر جلاء عقلهاست یعنی اگر عقل یک نفر زنگزدگی دارد خوب نمیتواند فکر بکند قدرت ندارد که خیلی چیزها را تشخیص بدهد قدرت تصمیمگیری ندارد دائماً دو دل و مردد هست راه را از چاه نمیشناسد این باید یک مدتی فکر بکند تا آن زنگارهای عقلش تمیز بشود جلا پیدا بکند عقلش تیز بشود تا بتواند یواش یواش کار بکند.@ شما یک دستگاهی را که میخواهید راه بیندازید میبینید که صدا میدهد خوب کار نمیکند به آن روغن میزنید که خوب راه بیفتد و خوب کار بکند بنابراین اگر ما بخواهیم قوه عقلمان چون آنها در جهنم گفتند که اگر ما تعقل کرده بودیم سر از جهنم در نمیاوردیم اگر بخواهیم تعقل ما قوی بشود ما باید تمرین فکر کردن بکنیم.@ مهارتهای فکر کردن را زیاد بکنیم بالا ببریم و تمرین بکنیم تا یواش یواش عقل ما بتواند ما را تا بینهایت سالم به جلو ببرد در بخش عملی هست که فکر مقدمه تقوا هست یعنی وقتی که انسان فکر میکند میفهمد که باید مثل اینکه شما وقتی بدن را نمیشناسید پرهیز نمیکنی.@ اما وقتی که فکر میکنی این فکر به شناخت بدن و غذاها و مواد شما را وادار میکند آنوقت متوجه میشوی یک سلسله از مواد برای بدن خوب نیست خودداری میکنی این را تقوا میگویند پس تقوا هم اگر بخواهد حاصل بشود با فکر حاصل میشود.@ یعنی هیچ آدم غیر متفکری نه غیر دانشمند ما خیلی دانشمند داریم ممکن است اهل تقوا نباشند سواد داشته باشد ولی اهل تقوا نباشد نه هیچ آدم غیر متفکری به تقوا راه پیدا نمیکند باید حتماً فکر داشته باشد که به تقوا برسد.@ برای همین در فرمایش بعدی دارد(اَلفِکرُ رُشدٌ اَلغَفلَۀُ فَقدٌ) میفرماید که اندیشه فکر عامل رشد هست مثلاً اگر انسان فکر بکند با فکر رشد پیدا میکند ولی غفلت اینکه انسان فکرش را بکار نیندازد فکر کمتر بکند و فقط عمل بکند دیدید بعضیها شب تا صبح عمل میکنند اصلاً حال و حوصله کار ذهنی و کار فکری ندارند.@ صبحانه درست کردن شام درست کردن اگر فکرش را هم به کار میاندازد برای این هست که مثلاً یاد بگیرد صبح یک املت را چطوری درست بکند یک فسنجان را چطوری درست بکند مثلاً فکر کردن در مورد کارهای دنیاییش هست در مورد زیورآلات دنیاست زینت دنیاست فکر زیاد کار نمیافتد بیشتر همیشه صبح تا شب در حال عمل است.@ مردها زنها یکسره دارند کار میکنند وقتی به آنها میگویی ترمز بکنید چند دقیقهای فکر بکنید فکر برایشان کار راحتی نیست حتی مسلمانها هم همینطور هستند اینهایی که فعالیتهای عبادی میکنند اگر مثلاً به آنها بگویی که جمع بشوید اینجا مثلاً ختم انعام بگیریم ختم یس بگیریم یک سوره را بخوانیم مثلاً کربلا برویم عمل است.@ راه میافتیم میرویم آنجا میخواهیم برویم طواف بکنیم خوب است برویم دعا بخوانیم حاضر هستند این کار را بکنند یعنی در این مایه حاضر است سرمایهگذاری بکند اما اگر به او بگویی که مثلاً بیا کتاب بخوان بنشین فکر بکن درس گوش بکن دورهای کلاسی جلسهای استادی برای اکثر افراد این کار کار راحتی نیست کار سختی هست.@ اینکه بتوانند خودشان را پایبند کنند به فهمیدن به شنیدن به فکر کردن انسان تا فکر هم نکند رشد نمیکند اینکه میفرماید پنجاه سال یا شصت سال یک نفر نماز میخواند یک رکعتش قبول نمیشود برای این است که فکر نمیکند نماز بیفکر است روزه بیفکر است قرائت قرآن بیفکر است دعا و توسل بیفکر است فکر در آن نیست برایش رشدی هم نمیاورد.@ فکر هست که باعث میشود عبادت برای ما مستی بیاورد عبادت برای ما شیرینی و شادی و نشاط بیاورد این فکر میتواند تبدیل بکند عبادت را به عامل نشاط این که ما از نماز لذت نمیبریم از قرآن لذت نمیبریم قرآن شراب ما نیست.@ و وقتی میخوریم باز هزار و یک جور افسردگی و غصه و غم داریم مال این هست که این قرآن را بدون فکر میخوریم لذا برای ما هم شادی و نشاط هم نمیاورد.@ در بحث وسواس یادتان هست گفتیم که ما باید فکرمان را از چیزهایی که منفی هست بازبداریم فکر کارهای منفی و بد نکنیم چون شما به محض اینکه راجع به یک چیز بد فکر میکنید حتماً یک اثری روی قلب شما میگذارد خودش را هم در دنیا نشان میدهد هم از شب اول قبر به بعد نشان میدهد.@ یعنی کلاً هر چیزی که منفی است انسان لحظهای هم به آن فکر بکند متوجه آن بشود به آن فکر بکند این یک نقشی در دل ما خواهد بست بعد میفرماید در مورد گناه در مورد چیزهای بد زیاد فکر نکنید اگر زیاد فکر کنید به سمت آن گناه کشیده میشوید در مورد چیزهای خوب نقطه مقابلش چیزهای خوب هست.@ لذا حضرت میفرماید(اَلفِکرُ فِی الخَیر یَدعُوا اِلَی العَمَلِ بِه) (اَلفِکرُ رُشدٌ اَلغَفلَۀُ فَقدٌ) غفلت فقد است از دست دادن است آدم آب میشود مثل بدن که به مرور زمان پیر میشود نشاطش را جوانیش را تواناییهایش را از دست میدهد آدمها دو جور هستند بعضیها سنشان پیر میشود اما چون فکرشان جوان است روحشان جوانتر میشود.@ یعنی هر چه سن بالا میرود روح شفافتر جوانتر قویتر خیلی قدرتمندتر میشود ولی بعضیها نه بعضیها چون فکر نمیکنند همزمان با اینکه بدنشان پیر میشود فکر و ذهنشان هم پیر میشود میرود به سمت کودنی میرود به سمت فراموشی میرود به سمت از دست دادن تواناییها.@ پس هر چه انسان فکر بکند جوانتر میشود غفلت اینطوری است غفلت از دست دادن است آدم وقتی که مایه فکر ندارد و فکر نمیکند غافل از خودش از آن چهار مرحله حیاتی که گفتم هست از مرحله وفاتش از برزخش از پنجاه تا سؤال قیامتش از مراحل بعدی قیامت غافل است.@ این به مرور زمان پیری روحی و جسمی پیدا میکند نه فقط پیری جسمی روحاً هم پیر میشود خیلی چیزها و تواناییها را. (اَلفِکرُ فِی الخَیر یَدعُوا اِلَی العَمَلِ بِه) فکر کردن در کارهای خوب در خیر انسان را دعوت میکند به انجام کار خیر.@ لذا میفرماید فکرهایتان را متمرکز بکنید به کارهای خوب و خیر یکی از زمینههایی که آدم خوب است در موردش فکر بکند کار خیر است این کار خیر انسان را وادار میکند که آن کار را انجام بدهد همانطور که فکر کردن در مورد گناه هم همینطور انسان وقتی که در مورد یک معصیت فکر میکند یواش یواش در آن معصیت قرار میگیرد.@ سوءظن وقتی که پیدا میکند این سوءظن را پرورش میدهد یواش یواش به بهم خوردن رابطهاش با خدا و معصومین و انسانهای دیگر میانجامد بعضیها در مورد خدا سوءظن دارند و با خدا درگیر میشوند و این سوءظن در مورد خدا را نمیروند حلش بکنند همینطوری میماند تا آخر یک دفعه به یک قهر عمیق با خدا منجر میشود و ساقط میشود در جهنم میافتد.@ مثلاً شما فرض بفرمایید یک بلایی یک مصیبتی سر انسان میاید خداوند میگوید من در همه حال خیر شما را میخواهم چه موقعی که به شما نعمت میدهم چه موقعی که نعمتی را از شما میگیرم هر دو من خدا دارم این کار را میکنم خوبیتان را هم میخواهم که این کار را میکنم چه دادنش و چه گرفتنش.@ یک موقعی هست انسان مثلاً میرود دعا میکند خدایا من را شفا بده مریضم را شفا بده شفا هم نمیدهد میمیرد بدبین میشود انسان به خدا میگوید پس چرا من دعا کردم اجابت نشد چرا خدا حرفهای من را نشنید چرا خدا برای من مصیبت فرستاد.@ به خدا بدبین میشود و یواش یواش این بدبینی را نسبت به خدا یکسره تقویت میکند تا یواش یواش منجر میشود به ساقط شدن وناامیدی و حیثیت انسانیش را انسان از دست میدهد یا نسبت به ائمه(ع) یا نسبت به دیگران مثلاً انسان نسبت به همسرش، به دوستش، به پدرش، مادرش به یک کسی بدبین میشود.@ شیطان فکری منفی را میاندازد حتی در خواب هم ممکن است بیندازد مثلاً میبیند شما رابطهات با یک نفر خیلی خوب است خیلی گرم است در خواب یک صحنهای ایجاد میکند که تو نسبت به او بدبین بشوی مثلاً او را در یک حالت خیلی بدی به شما نشان میدهد با یک قصد خیلی بدی در خواب به شما نشان میدهد.@ صبح از خواب بلند میشوی میبینی نسبت به یک عزیزی که برایت خیلی خوب است رابطهات خیلی با او خوب است نسبت به او بدبین میشوی این نطفه بدبینی را شیطان میکارد در دشمنشناسی توضیح دادم حمله راست حمله چپ حمله جلو و حمله عقب در چهار تا حملهها اینطوری هست فکرهای منفی زیاد میاندازد.@ وقتی فکر منفی انداخت باید روی این فکر کار نکنی اصلاً نگذاری ادامه پیدا بکند وقتی به آن کارها فکر میکنی این یواش یواش همینطوری کار میکند تا آخر منجر به یک انفجار میشود در حمله از عقب یادتان هست گفتیم در حمله از عقب سه تا حمله دارد.@ یکی کدورتها بود یک مشکلی بین شما و یک کسی پیش آمده مثلاً پنج سال پیش ده سال پیش اول ازدواجتان میبینی مثلاً این آقا یا خانم بعد از بیست سال هنوز یادشان نرفته هر دفعه هم یادشان میاید غصه میخورند چند بار هم میگویند و دعوایشان هم میشود آخر شیطان این کار را میکند روی چیز بد و منفی انسان نباید فکر بکند.@ نه خاطره منفی نه کدورت حتی به گناهان خودش هم نباید فکر بکند هیچی یعنی باید فکر را پاک نگه بداری. بله یعنی این تلقین خیلی مهم است که امام فرمود انسان بدون تلقین به جایی نمیرسد تلقین مایه فکر است فکر کردن روی چیزی خیلی مهم است.@ نکته خیلی مهم حالا این عزیزمان در مورد جذب فرمودند ببینید شما وقتی راجع به یک کار خیر فکر میکنید تصمیم میگیری از این کار خیر خوشت میاید ولو انجامش هم ندهی در نامه اعمالت ثبت شده ولو انجام ندهی اصلاً انسان بمیرد فکر کند بگوید خدایا من واقعاً اگر پول داشتم این کار خیر را میکردم واقعاً راست بگوید هوس بکند.@ بگوید ای کاش من داشتم همیچین کاری میکردم تمام شد در نامه عمل ثبت شد نامه عمل چیست؟ گفتم ما نامهای نداریم قلم و کاغذی باشد فرشتهها روی آن بنویسند روی نفس ما نوشته میشود ما با قلم فکر روی نامه عملمان که دلمان هست خودمان مینویسیم.@ نامه عمل ما روز قیامت که میگویند(اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً) کتاب خودت را بخوان خودت برای خواندن خودت کافی هستی یعنی خودت را نگاه کن بچهای که از رحم مادر متولد باشد دیگر نمیتواند اگر زشت باشد بگوید من زیبا هستم چون نشان میدهد.@ اگر دست نداشته باشد نمیتواند بگوید من دست دارم معلوم است روی هیکلت نوشته شده که دست داری یا دست نداری هر چه داشته باشی نوشتی نوشتن همان جذب کردن هست پس نامه عمل همان نفس ماست همانطور که توضیح دادیم گفتیم قبر ما هم همان نفس ماست کسی که میخواهد بداند فشار قبر دارد یا نه الان نگاه کند در زندگی به او فشار میاید یا نه اگر فشار میاید آن طرف هم فشار قبر دارد.@ اگر به او فشار نمیاید یعنی جهنم نمیتواند به او فشار بدهد آنطرف هم فشار ندارد الان یک کسی میاید تحریک حسادت بکند شما تحریک نمیشوی پس به شما فشار نمیاید وقتی نتوانست تحریک حسادت بکند حسود نشدی پس فشار قبر هم نداری.@ یک کسی میخواهد تو را عصبانی بکند تو را برنجاند عصبی نمیشوی نمیرنجی پس فشار به تو نمیاید پس فشار قبر هم نداری اما اگر عصبی شدی پرخاشگر شدی فحش دادی حسادت سراغت آمد از وجود یک نفر از حضور یک نفر رنج کشیدی که چرا این در زندگی من هست اصلاً من چرا باید یک همچین آدمی را تحمل بکند.@ حسود میشوی نسبت به او یک خواهر نسبت به خواهر جدیدترش یک خانم نسبت به جاریش که جدید آمده یک باجناق نسبت به باجناقش هر چیزی که ما شرعاً حق حسادت نداریم وقتی حسادت ما را داغون میکند فشار میاورد این ذخیره فشار قبر ماست.@ در واقع ما وقتی میمیریم به همین مقداری که اینجا در دنیا فشار حسادت فشار عصبانیت فشار زودرنجی فشار بداخلاقی را تحمل کردیم اعصابمان خورد شده آن طرف هم فشار قبر خواهیم داشت پس دقت کنید همه چیز نفس ماست اینها را قبلاً مفصل توضیح دادیم.@ من گهگاهی تذکر میدهم که اینها یادتان نرود پس فشار قبر صحیفه نفس نامه عمل نوشتن همه در اینجا انجام میشود بنابراین همانطور که شما به یک فکر خوب فکر میکنید به یک عمل قشنگ فکر میکنید داری در نامه عملت نوشته میشود حالا مهم نیست بعداً انجام بدهی یا ندهی البته بعداً اگر آدم بتواند باید حتماً انجام بدهد.@ چون انجام دادن یک عمل مثل کَندن روی سنگ است که دیگر از بین نمیرود میماند تثبیت میشود قشنگ است ما هر چه بیشتر عمل بکنیم این نوشتن تثبیتش بیشتر هست و ماندگارتر میشود بنابراین شما وقتی که فکر میکنید به کار قشنگ فکر میکنید به کار خوب فکر میکنید نیت میکنی انسان روز قیامت با نیتهایش محشور میشود نه با میزان عملش.@ به میزان نیتهایش نیتهای صادقانه نیت صادقانه غیر از نیت کاذب است نیت صادق یعنی چی؟ یعنی اگر میتوانست انجام بدهد حتماً انجام میداد یقیناً انجام میداد این را نیت صادق میگویند مثلاً امام باقر(ع) میفرماید(مَن طَلَبَ الشَهادَۀَ بِالصِدقِ النِیَّۀ ماتَ شَهیداً وَ لَو کانَ عَلی فِراشِه) هر کس شهادت را با نیت صادقانه بخواهد شهید میمیرد حتی اگر در رختخواب بمیرد.@ یک خانم نمیتواند بگوید خوش به حال رزمندهها رفتند جبهه آنها به شهادت رسیدند ما ثواب شهادت و جهاد نداریم نه اصلاً اینطوری نیست یک خانم میتواند در خانه خودش بنشیند آرزوی جهاد بکند آرزوی شهادت بکند یعنی واقعاً خودش را برای جانفشانی آماده کرده باشد خداوند ثواب شهادت را هم به او خواهد داد.@ روز قیامت با شهدا واقعاً محشور میشود چرا چون اگر واقعاً صحنه جنگ بود صحنه مبارزه بود وارد میدان میشد پس نیتها خیلی مهم است آن که نیتساز است فکر است پس این فکر به کارهای خوب فکر به کارهای مثبت فکر به بهشت انسان را بهشتی میکند.@
پس دقت کنید ما این که الان چطور آدمی هستیم یک آدم شادیم یک آدم موفقیم یک آدم با نشاط هستیم مربوط به گذشته ما بوده و نوع فکرهایی که قبلاً کردیم گفتیم انسان همیشه سر سفره گذشته خودش نان میخورد و گفتیم که حال ما را گذشته ما میسازد.@ افکار منفی هر چه بیشتر بوده فکرهای منفی هر چه بوده جمع میشود الان ما میشود الان ما به بعد هم هر چه جمع بشود میشود آخرت و شب اول قبر و قیامت ما.@ پس ما باید فکر بکنیم فکر روی کارهای مثبت هر چقدر در کارهای مثبت فکر بکنیم بهتر هست هر چقدر در کارهای خوب در اعمال خیر فکر بکنیم نیت بکنیم به نفع ما هست در دشمنشناسی توضیح دادیم گفتیم که شیطان دائماً حمله میکند که برای ما فکر منفی ایجاد بکند تولید فکر میکند او هم تولید فکر میکند فرشتهها و خدا هم تولید فکر میکنند.@ ما باید فکرهای منفی که در ذهنمان تولید میشود به آن توجه نکنیم بلکه تولید فکر شیطانی را تبدیل به تولید فکر الهی بکنیم یکی از کمکهای خوبی که شیطان به ما میکند این هست که ما دائماً بالا برویم ما اگر فکرهای قشنگ و خوب داشته باشیم خدا و فرشتهها فکرهای خوب در ما بیندازند ما با پرورش فکرهای خوب بالا میرویم.@ شیطان کار خوبی که میکند این هست که در ما فکر بد هم تولید میکند این تولید فکر بد چه فایدهای دارد؟ شما وقتی که فکر بد را تولید میکند به محض اینکه برمیگردانی مثبت میکنی یعنی خلافش عمل میکنی بیشتر اوج میگیری سرعتت خیلی زیاد میشود قدرتت زیاد میشود.@ لذا شیطان اگر نباشد هیچ کس به بهشت راه پیدا نمیکند همه کسانی که به بهشت میروند به بالاتر از بهشت راه پیدا میکند به برکت شیطان هست به کمک شیطان هست که جلو میروند شیطان میاید یک فکر زشت را ایجاد میکند بعد تو خلافش عمل میکنی قدرت میگیری بالاتر میروی.@ پس به تعداد این فکرهای منفی که او ایجاد میکند شما فکر مثبت تولید میکنی خلافش مثلاً یک بدبینی ایجاد میکند تو به جای اینکه بدبینی را بپرورانی میروی آن طرفی را که این بدبینی را ایجاد کرده بغلش میکنی میبوسیش به خانتان دعوتش میکنی با او رابطهات را بیشتر میکنی بر خلاف آن فکری که شیطان ایجاد کرد.@ بعد میبینی که انسان خیلی اوج میگیرد یا اینکه حسادت ایجاد میکند نسبت به یک نفر خیلی کم ظرفیتی نمیتوانی تحملش بکنی بعد دوست داری نباشد دوست داری بمیرد دوست داری یک اتفاقی برایش بیفتد دوست داری یک چیز از او سلب بشود.@ تا این حس ایجاد شد میروی دو رکعت نماز میخوانی دستت را میبری بالا از صمیم قلب دعایش میکنی میگویی خدایا بیشتر به او بده خدایا موفقترش کن بعد خودت هم به او کمک میکنی تا این کار را میکنی چند تا اتفاق میافتد یکی اینکه آن رشد اتفاق میافتد.@ یکی اینکه خداوند هر چیزی برای طرفی که نسبت به او حسود هستی بخواهی به خودت بیشتر میدهد حتماً اگر هم در دنیا ندهد چند برابرش را در آخرت به تو میدهد یک فردی که حسادت ما را تحریک وقتی سر راه ما میاید در واقع این یک لطف است از طرف خداست میاید چرا؟@ چون به واسطه آمدن یک آدم جدیدی که حسادت ما را تحریک میکند به واسطه این آدم ما میتوانیم خیلی اوج بگیریم حتی از خود آن شخص میتوانیم خیلی جلو بزنیم خیلی بالا برویم ولی متأسفانه ما خیلی بیسلیقه اگر یک کسی سر راه ما قرار میگیرد که ما مثلاً نسبت به او بدبین باشیم آن بدبینی را میگیریم جلو میرویم.@ یعنی آن چیز منفی را تولیدش را زیاد میکنیم به جای اینکه عکسش عمل بکنیم یا وقتی یک کسی سر راه ما قرار میگیرد که میتواند حسادت ما را تحریک بکند به جای اینکه از او استقبال بکنیم و خوشحال باشیم و شروع بکنیم با این فردی که نسبت به او حسادت داریم.@ روابطمان را گرم و صمیمیتر بکنیم و اوج بگیریم میاییم رابطهمان را دائماً خراب میکنیم مادرت اذیت میکند یک حرفهای بدی میزند میتوانی با مادرت جلو بروی مادری که منفی است شوهری که منفی است پدری که منفی است بچهای که اعصاب آدم را خورد میکند.@ وقتی شما نقطه مقابل را عمل میکنی همه اینها نعمت میشود لذا میبینید که شما انبیاء وقتی میخواستند رشد بکنند در درجههایی از رشد خدا میگفته باید بروی با یک زن بدجنس غرغررو اذیتکن ازدواج بکنی با او اوج میگیری میایی پیش من اگر میخواهی بیایی پیش من لذا ما نباید فکر بکنیم زندگی ما زندگی بدی است.@ اگر ما آدمهای بدی در زندگی ما هستند به نفع ما است چرا؟ چون باعث کفاره گناهان ما میشوند آمرزش گناهان ما میشود درجات آخرتی ما را بالاتر میبرند قدرت روحی نشاط انرژی زیادی میتوانند در ما آدمهای بد تولید بکنند.@ اگر آدمهای خوبی هستند باز هم الحمد لله از آن آدمهای خوب برای آرامشمان برای صلح و صفایمان برای تقویت فضای فکریمان برای تقویت فضای معنویمان استفاده میکنیم پس هم شیطان خوب است هم قرآن خوب است(اَلخیرُ فی ما وَقَع) همه خوب است خدا اصلاً چیز شر نیافریده هر چه آفریده برای رشد ما آفریده.@ اینها را هم که ما قبلاً توضیح دادیم ولی ما منتظریم یک کسی یک چیزی بگوید بدمان بیاید قهر بکنیم منتظریم مثلاً حسادتمان تحریک بشود منتظریم مثلاً دعوا بکنیم منتظریم حرفهای بد بزنیم فکرهای بد بکنیم منتظریم یک اتفاقی بیفتد برنجیم غصه بخوریم.@ با خدا رابطهمان خراب بشود با دنیا خراب بشود امیدمان را از دست بدهیم نشاطمان را از دست بدهیم این بیسلیقگی هست هر اتفاقی میافتد یک زمینهای هست برای نشاط بیشتر این که پیغمبر میفرماید(اَلمُؤمِنُ دائِمٌ نَشاطُه) مؤمن نشاطش دائمی است.@ برای همین است چون مؤمن هر چه منفی ایجاد میکند از آنها انرژی میگیرد نشاط میگیرد مثبتها هم میاید از آن نشاط میگیرد بلد است چکار بکند وجود مؤمن مثل خدا میماند که هر چیزی را میتواند تغییر بدهد درست بکند اینکه خداوند میفرماید ما بعضی از آدمهای گناهکار را گناهانشان را به آنها ثواب میدهیم.@ (يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ) خداوند گناهانشان را تبدیل به حسنه میکند بیشتر هم به آنها میدهد برای همین رمزهایی هست که من میگویم بعضی از افراد این نکات ریز را نفهمیدند.@ بعد اینها در کتابهایشان مثل خدا رحمت کند مرحوم شریعتی یا دیگران وقتی فهم درستی نسبت به این قضایا نداشتند به این آیات که رسیدند اینجا دیگر قاطی کردند یعنی چی گناه تبدیل به حسنه میشود ما هستیم که خودمان تبدیل میکنیم گناه را به حسنه یعنی اگر یک چیز منفی در ما اتفاق افتاده گناه بوده اتفاق افتاده روی آن توبه میکنیم.@ این توبه سازندگی و آشتی ایجاد میکند بعد اگر منفی است فکر منفی است افکار منفی است روی آن کار مثبت انجام میدهیم به ما اوج میدهد تبدیل میکند یک چیز منفی را به چیز مثبت پس ما در همه حال میتوانیم از شرائط بهترین استفاده را بکنیم.@ این فرمول معجزه است که فرمودند(اَلفِکرُ فِی الخَیر یَدعُوا اِلَی العَمَلِ بِه) در مورد آفتها هم میفرماید که(اَلفِکرُ فِی العَواقِب یُنجی مِنَ المَعاتِب) از عتب میاید(اَلفِکرُ فِی العَواقِب) فکر کردن در عاقبت کارها(یُنجی مِنَ المَعاتِب) انسان را از مهلکهها نجات میدهد هر کاری که میخواهی بکنی فکر بکن اگر این کار انجام بشود بعدش چه اتفاقی میافتد روی آن چه اتفاقی میافتد را فکر بکن روی اینکه این کار را بکنم یا نکنم.@ میگوییم الان کردم یک ساعت بعد دو ساعت بعد امشب فردا شب پس فردا حالا من میکنم حالا فرض بکن کردی حالا کردی ببین عواقبش چه اتفاقی میافتد پس اول باید فکر بکنیم ما آن کار بد را انجام دادیم الان انجام دادیم تمام شد بعد چه میشود.@ مثلاً میگویم میخواهم با این شخص دعوا بکنم میخواهم فحشش بدهم میخواهم عصبانی بشوم میخواهم بزنم در سرش میخواهم با او کتککاری بکنم میخواهم این عمل زشت را انجام بدهم این چیز را بخورم این کار را بکنم وقتی فکر میکنی بگو حالا اتفاق افتاد بعدش چی یعنی در عاقبتش فکر کن.@ یعنی یک مرحله بعد از آن فکر بکن در یک مرحله بعد از آن اگر انسان فکر بکند میگوید خیلی وقتها این جلوی انسان را میگیرد(یُنجی مِنَ المَعاتِب) از مهلکهها و امور سخت انسان را نجات میدهد پس ببینید ما چقدر میتوانیم فکر بکنیم فکرها چقدر میتواند به ما کمک بکند چقدر فکر کردن قشنگ است و آثارش.@ (ما ذَلَّ مَن اَحسَنَ الفِکر) میفرماید کسی که خوب فکر میکند خوار نمیشود خواریهایی که در دنیا و آخرت به سراغ ما میاید مال این هست که ما خوب فکر نکردیم کار بیفکر انجام دادیم اگر کسی میخواهد همیشه محترم باشد همیشه محبوب باشد کار بیفکر انجام ندهد.@ حالا جالب اینجاست که ما خیلی وقتها خودمان میدانیم این کارمان بیفکری است ولی انجام میدهیم میگوییم شیطان میگوید این کار را بکن بعد هم میکنیم یا میگوییم شیطان گفت این کار را بکن اصلاً شیطان من را وسوسه کرد این کار را بکن خودش هم میداند دارد میکند.@ فکر اگر درست انجام بشود با اطلاعات انجام بشود این اتفاق نمیافتد یعنی همیشه در فکر کردن به خودش فکر حق نمیدهد خیلی وقتها انسان فکر میکند میفهمد نه بیانصافی هست یک توضیح بدهم میگوید شما وقتی میخواهید فکر بکنید به خودتان حق میدهید.@ در اینجاهایی که انسان به خودش حق میدهد که این کارها را انجام بدهد میگوید سریع خودت را بگذار جای طرف مقابل الان ما خیلی وقتها میخواهیم با یک کسی حرف بزنیم میگوییم اینطوری من باید با این حرف بزنم اینطوری باید با او برخورد بکنم.@ اما به محض اینکه خودت را بگذاری جای طرف مقابل میبینی که نه تا این جابجایی را انجام دادی میگویی نه اگر من جای طرف مقابل بودم اینطوری برخورد نمیکردم دوست داشتم یک طور دیگر با من برخورد بکند.@ بنابراین وقتی میخواهید با همسرتان با فرزندتان با دوستتان صحبت بکنید اول فکر بکنید اگر من جای او بودم دوست داشتم که او با من چطوری برخورد میکرد درست جایمان عوض میشد چطوری باید این کار را انجام بدهیم.@ لذا آنجایی که شما عصبانی میشوید فحاشی میکنید بداخلاقی میکنید غرغر میکنید دعوا میکنی کینه به دل میگیرد خدا یک کلام میگوید میگوید جایتان را عوض کنید اول میگوید(وَ لْيَعْفُوا وَ لْيَصْفَحُوا) ببخشید و ندیده بگیرید.@ بعد میگوید(أَلا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ) آیا شما دوست ندارید خدا شما را ببخشد یک عده آدمها هستند در حق ما بدی میکنند بدیهای آنها هم همانطور که عرض کردم در واقع خوبی است چرا خوبی است؟ باعث رشد ما میشود و این تمرین شبیه خدا شدن است.@ ما باید شبیه خدا بشویم ما اصلاً آفریده شدیم که اسمهای خدا را در خودمان تجلی بدهیم هر کس از این هزار تا و هزار و چند تا اسم خدا بیشتر در خودش داشته باشد به خدا نزدیکتر است بعد خدا میگوید شما در حق من خدا ظلم میکنید گناه میکنید نافرمانی میکنید رو در روی من معصیت میکنید.@ شما توقعتان این هست که وقتی این کارها را کردید من با شما چکار کنم ما میگوییم خدایا ببخش جابجا کردیم خدایا ما کردیم درست است ما ظلم کردیم بد کردیم تو ببخش خدا میگوید دیگران هم که به تو این کار را میکنند تو هم باید متقابلاً بتوانی تمرین بکنی پس ما همیشه حق را به خودمان نمیدهیم.@ اگر به محض اینکه جابجایی بکنیم خودمان را جای طرف مقابل بگذاریم بعد میبینیم که فکرمان یواش یواش کار میکند فکرمان راه میافتد و برخورد درست را در پیش خواهیم گرفت.@ در فرمایش بعدی امیرالمؤمنین(ع) مفرماید(اَصلُ العَقلِ اَلفِکرُ) اصل عقل فکر است فرمود(اَلعَقلُ ما عُبِدَ بِهِ الرَحمان وَ اکتُسبَ بِهِ الجَنان) عقل آن است که به وسیله آن انسان خدا را عبادت میکند یعنی در واقع محصول عقل همیشه عبادت و اطاعت است.@ آدمهایی که معصیت خدا را میکنند بیعقل هستند بیفکر هستند آدمهایی که گناه میکنند نافرمانی خدا را در هر زمینهای میکنند بیعقلی و بیفکری است عقل غیر از هوش است هوش یک نفر ممکن است دانشمند بشود پرفسور بشود دکتر مهندس هوش داشته باشد هوش فرق میکند یا دستگاه اختراع بکند.@ هوش ضریب کارآیی مغزش هست خوب میتواند از مغزش استفاده بکند عقل اینطوری نیست عقل کار کردن روی مصالح و مفاسد است جهنمیان گفتند اگر ما عقل داشتیم سر از جهنم در نمیاوردیم تعقل نکردیم پس عقل مساوی هست با بهشت(اَلعَقلُ ما عُبِدَ بِهِ الرَحمان) آن چیزی است که خداوند به وسیله آن پرستش میشود.@ (وَ اکتُسِبَ بِهِ الجَنان) بوسیله آن عقل بهشت به دست میاید حالا این عقلی که اینقدر فایده دارد اینقدر قشنگ است اینقدر قدرت دارد اینقدر خیر و فایده دارد که عبادت خدا بوسیله عقل است بدست آوردن بهشت به وسیله عقل است.@ میفرماید(اَصلُ العَقلِ اَلفِکر) علی(ع) فرمود اصل عقل فکر هست اگر میخواهد واقعاً به آن بزند اصل و ریشه عقل فکر کردن هست(وَ ثَمَرَتُهُ السَلامَۀُ) ثمره فکر سلامت است همان قلب سلیم اگر کسی میخواهد قلب سلیم ایجاد بکند باید فکر بکند فکر خوب و فکر مثبت در جهت تحصیل تجهیزات و قوایی که برای حرکت به سمت ابدیت به آن نیازمند هست.@ برای شب اول قبر به بعد به آن احتیاج دارد برای شادی دنیایش به آن احتیاج دارد پس این یادتان نرود هر چقدر روی سلامت قلب کار بکنیم نشاط ما و شادی ما بیشتر میشود آنهایی که آدمهای عصبی هستند پرخاشگر هستند زیاد غصه میخورند اضطراب زیاد دارند دلشوره دارند دعوایی هستند بددهان هستند سوءظن دارند حسود هستند.@ این مال این هست که اینها قلبشان سالم نیست حالا اگر قلب جسمی ما خراب بشود هزار تا اتفاق در بدن ما میافتد هر جا بروی دکتر میگوید این مال قلبت هست قلب معنوی ما قلب انسانی ما وقتی خراب میشود هزاران اتفاق بد برای ما میافتد و زندگی ما را تلخ میکند زندگی ما را خراب میکند.@ اطلاعات و اینکه در چه جهتی فکر را کنترل کنیم برای همین اول بحث گفتم ما در چه جهتی فکر کنیم مهم است باید ما ساختارسازی بکنیم در آن ساختار فکر بکنیم.@ جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع)، رفع اضطرار شیعیانشان، از مسلمین و مستضعفین جهان، برای اجابت دعاهایتان، برای شفای مریضان، حل مشکلات، انشاالله پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم(اعوذبالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان(ع) صلوات بلند ختم بفرمایید.@ سؤال کردند در مورد فکر که از هفته قبل من گفتم تمرین بکنید یک مقدار فکر بکنید عزیزمان نوشتند که من میخواهم فکر بکنم اما وسط فکرم خیالم میاید فکر را به هم میزند؟ فکر کردن مثل خیاطی است مثل تایپ است مثل آشپزی است مثل بافندگی است مثل رانندگی میماند یعنی اگر یک کسی بخواهد مسلط انجام بدهد باید یک مدت انجام بدهد حداقل 40 روز باید تمرین بکند مثل هر کار دیگری که آدم میخواهد انجام بدهد.@ شما تایپ هم که میخواهید انجام بدهید 6 ماه باید تایپ تمرین بکنید قلاببافی و سرمهدوزی و قالیبافی اینها چند ماه تمرین دارد در فکر کردن اگر کسی بخواهد قوی بشود مثل حضور قلب در نماز مثلاً اگر بخواهد باید 40 روز تمرکز بگیرد تمرین بکند.@ حضرت علی مفرماید وقتی یک کاری را شروع میکنید حداقل یکسال روی آن مداومت داشته باشید رهایش نکنید برای همین حالا الان مثلاً ما شروع کردیم فکر بکنیم من آن هفته گفتم اینقدر زود یک هفته آدم ناامید نمیشود که بگوید من شروع کردم و موفق نبودم نه باید ما هفتههای زیادی تمرکز بگیریم سعی و خطا هم داریم مثل مشق نوشتن بچهها میماند که مینویسند بعد پاک میکنند.@ ولی به مرور زمان بعد از یک مدت که مینویسند دیگر پاک کردنی در کار نیست راحت همه را میتوانند بنویسند ما هم یک کار را باید آنقدر تکرار بکنیم فشار بیاوریم تمرکز بگیریم و تلقین بکنیم تا بتوانیم بدون غلط انجام بدهیم.@ نه گاهی وقتها شما روی یک امر حالا میرسیم نوع تفکرها با هم فرق میکند بعضی از نوع تفکرها اینطوری نیست راجع به یک کار و انجام کار و یک کار نیست بلکه یک مطلب مهم مثلاً شما راجع به ابدیت میخواهی فکر بکنی ابدی بودن خودت در مورد قیامت میخواهی فکر بکنی در مورد رابطهات با خدا میخواهی فکر بکنی.@ جهاتی که نفس دارد جلو عقب راست و چپی که گفته در قرآن آمده جهات چهارگانهای که به انسان حمله میکند وقتی که فرصت فکر کردن نداریم البته استثناء پیش میاید یک نفر فرصت فکر کردن نداشته باشد بعد فکر هم یک چیزی نیست که همیشه ذهن ما خالی خالی باشد.@ وقتی راجع به یک چیزی قرار است فکر بکنیم معمولاً از سابقه زندگیمان یک سلسله اطلاعاتها بایدها و نبایدها همیشه با ما هست اینطور نیست که فکر ما کاملاً خالی باشد بیماریهای فکری و روانی هم میتواند یک مقداریش ارثی باشد و هم خود انسان اینها را بسازد ولی اگر وراثتی هم باشد قابل حل است.@ سؤال کردند اگر ما مثلاً به یک نفر همیشه خوبی بکنیم و این خوبیها باعث بشود که ذلت بیاورد یک طرفه بشود وظیفه ما در رابطه با این افراد چیست؟ ما به مقداری که باید جواب شیطان را بدهیم شیطان خودمان را سر جایش بنشانیم.@ باید خوبی و محبت بکنیم و بعد از یک مدت اگر از طرف مقابل مثلاً سوء استفاده از این رفتار پیش میاید آن اتفاقی که باید در دل ما بیفتد من قهرم قطع ارتباطم با طرف مقابل به خاطر بیظرفیتی خودم غضب خودم دلخوش بودن خودم خنک شدن دلم نیست.@ ولی یک جا که میبینی طرف دارد سوء استفاده میکند ممکن است لازم باشد انسان رابطه را با او ضعیف بکند قطع بکند آنجا به خاطر خدا آدم باید این کار را بکند نه به خاطر نفس خودش به خاطر اینکه طرف مقابل متنبه بشود البته ما در ارحام قطع رحم که اصلاً نداریم ولی کم میکنیم رابطه را ضعیفش میکنیم قطع نمیشود خود شما راضی نباشید آنها اگر قطع کردند عیبی ندارد.@ این در رابطه با بهرهمندی هر چه در دنیا بهرهمند شوید از آخرت شما کم میشود در درسهای قبلی توضیح دادیم در مباحث رشد و قدرت در سایه سختیها مفصل هست به این بحث مراجعه کنند.@ نافلهخوانها مراتب دارند یک کسی ممکن است فقط نافله صبح بخواند یکی ممکن است نافله ظهر و عصر بخواند یکی ممکن است فقط نافله مغرب و عشا بخواند یا نافله شب بخواند به هر حال در هر میزان که در آن باشیم به هر حال ما نسبت به آن چیزی که داریم میخوانیم در مراتب نافله خواندن حساب میشود.@ در بحث همسران توضیح دادم به بحث همسران مراجعه کنید در مورد حق پدرشوهر و مادرشوهر پدرزن و مادرزن گفتیم که پدرشوهر و مادرشوهر پدرزن و مادرزن حکم پدر مادر ما را دارند یعنی ما وظیفه داریم همانطور که با پدر مادرمان رفتار میکنیم با پدر مادر همسرمان هم همان رفتارها را داشته باشیم.@