جلسه 001 - مهندسی فکر
شماره جلسه
1
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1387
ماه
10
روز
28
متن کامل (خام) ‌ جلسه 001 - مهندسی فکر

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره وسوسه به پایان رسید و از این جلسه یک بحثی را که بی‌ارتباط هم با بحث قبلی نیست را شروع میکنیم که بحث فکر هست بحثی فوقالعاده مهم و اگر انشاالله به آن دل بدهیم خیلی ضروری و سازنده هست. در قرآن کریم مکرّر از ما دعوت کردند به فکر و تفکر خداوند تبارک و تعالی خیلی تأکید کرده که تفکر کنید. خداوند بسیار دوست دارد بندگانی را که اهل فکر هستند و یکی از عبادات بزرگ، ارزنده و ویژه افراد خاص و اولیاء خدا دوستان خدا تفکر هست در داستان سفر پیامبر در نوجوانیشان به خارج از مکه در جایی که در راهب نصرانی پیغمبر را در نوجوانی شناسایی میکند از او سؤال میکند که تو به چه چیزی بیشتر از همه علاقه داری.@ حضرت میفرماید که به تفکر علاقه دارم هر کس به هر جا رسیده با فکر رسیده یعنی وقتی که فرصتی پیدا کرده خلوتی پیدا کرده عقل خودش را فکر خودش را کار انداخته حالا یا خودش یا جایی خودش را قرار داده که توسط دوستان بزرگان اساتید فکر او به کار افتاده پرواز و جهش آغاز شده.@ این که در روایت داریم(تَفَکُرُ ساعَۀٍ خَیرٌ مِن عِبادَتِ سَبعینَ سَنَۀ) ساعتی تفکر از عبادت هفتاد سال بهتر هست ساعت به معنی شصت دقیقه نیست یعنی مقداری فکر کردن از عبادت هفتاد سال بالاتر است یعنی تأثیری که فکر دارد قدرتی که فکر دارد از هفتاد سال عبادت بالاتر هست.@ یعنی گاهی وقتها انسان با مقداری فکر معادل هفتاد سال عبادت جلو میرود نکته خیلی خیلی مهمی که باید عرض کنم این هست که فکر هم میتواند باعث جبران گذشته بشود اگر کسی مثلاً 40 سال 50 سال را هدر داد از عمرش را اگر بخواهد جبران بکند در بحث شرح حدیث عنوان بصری ما توضیح دادیم که ما چطوری میتوانیم گذشتهمان را جبران بکنیم.@ یکی از بهترین روشها برای جبران فکر است اینکه میفرماید فکر یک ساعتش یا مقداریش بالاتر از هفتاد سال است این وقتی که میرود در مقیاس ابدی در نظام آخرتی معادل میلیونها سال انسان را جلو میاندازد گاهی وقتها مقداری فکر کردن میلیونها سال انسان را در نظام برزخی جلو میاندازد گاهی وقتها فکر نکردن تنبلی کردن در فکر تن ندادن به فکر میلیونها سال ما را عقب میاندازد.@ خدا رحمت کند یکی از شهدا را از دوستان من بود به شهادت رسید گهگاهی میامد سر کلاسهایی که ما داشتیم همان دوران جنگ یک موقعی بعد از شهادتش خوابش را دیدم گفت که من از سیزده جلسه کلاس دوازده جلسه را آمده بودم.@ ولی الان که در نظام برزخی هستم آنجا هم من دیدم به صورت یک عالم یعنی در بهشت به صورت یک عالم لباس علما را هم پوشیده بود گفت از همان یک جلسهای که نرفتم هنوز دارم حسرتش را اینجا میخورم چرا؟@ چون ما در جلسات علمی جلساتی که مباحثه هست دور هم مینشینند افراد یک سخنرانی است یک کلاس است یک مطالعه است فکر را به کار میاندازیم فکر تمام حقیقت انسان راه میافتد اوج میگیرد به معرفت میرسد به هدف میرسد بصیرت پیدا میکند چون هدف خلقت معرفت است و انسان بدون فکر به معرفت نمیرسد هدف خلقت حتی عبادت هم نیست.@ چون در قرآن که آمده(وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ) جن و انس را ما خلق نکردیم مگر برای عبادت خود قرآن میفرماید(وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ) عبادت هم خودش یک هدف متوسط است وسیله است برای اینکه انسان به یقین برسد به همین جهت وقتی انسان فکر میکند.@ فکر دائماً پردههای غفلت و شک و تردید را از انسان برطرف میکند دل انسان را قدرتمند میکند همه چیز را شفاف میکند به یقین انسان اضافه میکند چون مقدمه معرفت هست انسان به وسیله فکر به معرفت میرسد و در اثر معرفت کمال انسانیش را پیدا میکند.@ لذا میبینید که پیغمبر وقتی که به امیرالمؤمنین نصیحت میکند میفرماید(اِذا رَأَیتَ النّاس) وقتی میبینی مردم زیاد دنبال عبادت هستند از این مجلس به آن مجلس از این عبادت به آن عبادت اینقدر ذکر اینقدر عبادت اینقدر نماز میفرماید(عَلَیکَ بِکَثرَۀِ العَقل) تو زیاد تعقل بکن.@ نمیخواهد خیلی عبادت بکنی زیاد فکر بکن این فکر هست که منشأ تصمیمات بزرگ و جدی در زندگی انسان منشأ تحولات منشأ رشد انسان میشود ما همانطور که داریم مقداری فکر از هفتاد سال عبادت بالاتر است میفرماید چه بسا شخص 60 سال نماز بخواند یک رکعتش هم قبول نشود چون در آن فکر نیست عبادت بدون فکر است.@ (لا خَیرَ فی عِبادَۀٍ لا تَدَّبُرَ فیها لا تَفَکُرَ فیها) (لا خُیرَ فی قَرائَۀٍ لا خَیرَ فی عِبادَۀٍ) در روایت داریم عبادتهایی که از روی تفکر نیست از روی آگاهی و معرفت نیست خیری هم ندارد کاری نمیکند اثری هم ندارد اگر هم دارد اثرش خیلی کم است.@ خوش به حال کسی که بتواند فکر بکند یعنی در طول روز ساعتهایی را زمانهایی را برای خودش ایجاد بکند که حالا یا جلسه علمی داشته باشد مباحثهای داشته باشد با دوستانش دور هم جمع بشود بعضی وقتها این خانمها من میبینم که جلسات خیلی خوبی دارند اگر زیارت عاشورا میخوانند یا دور هم جمع میشوند مقداری را میگذارند به مباحثه بحث میکنند.@ یک کسی میاید حدیثی میگوید جملهای میگوید مطلبی را خوانده بیان میکند دیگران در موردش فکر میکنند تعمق میکنند بحث میکنند اینها فوقالعاده ارزش دارد در شب قدر که بالاتر از هزار ماه است فرمودند بهترین عمل در شب قدر مباحثه علمی هست یعنی فکر کردن از این عبادت بالاتر انسان فکر بکند.@ حالا گاهی وقتها عزیزان از ما سؤال میکنند که شما میگویید عبادت فکر کردن عبادت این همه اصرار کردیم چه فکری بکنیم در مورد چه چیزی فکر بکنیم چطوری فکر بکنیم؟ یک مقدار میخواهیم آیات و روایات مربوط به تفکر را با هم بخوانیم بعد هم یک مقدار ببینیم که ما را دعوت کردند به اینکه درباره چه چیزهایی فکر بکنیم.@ یک مقدار زمینهها و مهارتهای فکری را هم در همین جلسات انشاالله با همدیگر تمرین بکنیم بعد انشاالله در خانه که رفتید این کارها را انجام بدهید یعنی از یک ربع بیست دقیقه شروع کنید در خلوت فکر بکنید تا انشاالله یواش یواش انسان بتواند به فکرهای عمیق برسد.@ من یک چیزی میگوییم ولی نمیدانم کسی هست که همه آن چیزی که من میگویم را کامل بگیرد یا نه ولی خیلی مهم است این چیزی که دارم میگویم یک گنج است آن این است که هر کس به هر درجهای که رسیده از فکر رسیده باید یاد بگیریم شجاعت داشته باشیم نترسیم تمرین بکنیم که فکر بکنیم.@ شما نگاه بکنید شجاعت میخواهد حوصله میخواهد قدرت میخواهد فکر کردن الان شما نگاه کنید در همین جلسه خودمان در این محل شاید خیلیها بدانند یک همچین جلساتی هست نه این جلسه شبیه به این جلسات خیلی جاهای دیگر هم هست اما اکثراً حاضر میشوند یا نمیشوند؟@ نمیشوند چون مجبور هستند بیایند بنشینند و فکر بکنند و این کار راحتی نیست هر کسی حوصله فکر کردن را ندارد هر کسی حوصله شنیدن را ندارد با فکر هست با شنیدن هست که انسان اوج میگیرد.@

خود گوش دادن یک نوع فکر کردن هست یعنی انسان گوش میدهد دلش را به گوینده میدهد و فکر میکند در واقع دارد به موازات او فکرش را به کار میاندازد. چند فرمایش از فرمایشات امیرالمؤمنین(ع) خدمتتان عرض کنم(اَلفِکرُ عِبادَۀٌ) فکر عبادت است.@ دو تا کلمه است که هر دو را در فارسی بکار میبرید حالا یک موقع کسی نگویید من رفتم یک جا مسجد قرآن دَم دستم نبود مفاتیح دَم دستم نبود نمیدانستم چکار کنم اتفاقاً خوش به حالتان اگر یک موقعهایی قرآن و مفاتیح دَم دستتان نباشد خیلی خوب است.@ یک موقعهایی اینها دَم دست آدم نباشد آدم مجبور بشود بهترین عبادتها را انجام بدهد فکر بکند حتی وقتی قرآن و مفاتیح هم میگویند روی آنها فکر بکنید حضرت علی(ع) میفرماید(لا تَجعَل هَمَّکَ آخِرُ السُورَه) همتت را این قرار نده که سوره را تمام کنی وقتی داری قرآن میخوانی بلکه فکر کن آدم یک آیه را بنشیند فکر بکند.@ شما در برنامههایتان که من نوشتم دقت کرده باشید قرآن و روخوانی نوشتیم حداقل 50 آیه ، 50 آیه حد واجب است که انسان باید در روز بخواند ولی دو آیه را نوشتیم شما حتماً تفسیر بخوانید یعنی این دو آیه را انسان در موردش فکر میکند مطالعه میکند که یواش یواش قرآن خواندنهای ما هم عمق پیدا بکند.@ در فرمایش دیگر دارد(اَفضَلُ العِبادَۀ اَلفِکر) بالاترین عبادت فکر کردن هست خداوند نگاه کنید میگوید این را خلق کردم زمین را خلق کردم آسمان را خلق کردم(لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ) تا اینکه شما فکر بکنید همه اینها برای این هست که فکر ما به کار بیفتد.@ انسان وقتی که فکرش کار میافتد به هدف خلقتش نزدیک میشود به شادی میرسد به آرامش میرسد وقتی فکر را به کار میاندازد برایش راههای خیلی زیبایی را باز میکند.@ در یکی از فرمایشاتشان یکی از روشهای فکر کردن را به ما یاد میدهد(اَلتَفَکُرُ فی آلاءِ الله نِعمَ العِبادَۀ) عبادت خوبی است فکر کردن در نعمتهای خداوند ما بینهایت غرق نعمتهای خداوند هستیم(وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها) اگر بخواهید نعمتهای خدا را بشمارید قابل محاسبه نیست.@ شما فکر کنید یک نفر غرق در اقیانوس ده کیلومتر زیر آب است حالا این اگر از اقیانوس یک کاسه دو کاسه یک تن ده تن هزار تن هم آب بردارند چیزی از فشار آن کم نمیشود غرق در آن اقیانوس است ما همیشه نسبت الطاف خداوند تبارک و تعالی این چنین هستیم.@ یعنی بنده در هر شرائط بدترین شرائط زندگی هم باشد که همه دلشان برای آن میسوزد در آن حالت هم ما غرق نعمت خدا هستیم فقط چون معرفت نداریم معرفتمان کم است از خدا شاکی میشویم از خدا ناراضی میشویم نق میزنیم غر میزنیم فقط به خاطر نفهمی به خاطر بیمعرفتی.@ لذا امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(رُبَّ مَرحُومٍ مِن بَلاءٍ هُوَ دَوائُه) چه بسیار آدمهایی که آدم دلشان برایشان خیلی کباب میشود خیلی میسوزد میگوید آخی بیچاره ولی حضرت میفرماید آن بلاء دوای آن شخص است.@ شما نگاه کنید در تاریخ رقتانگیزترین صحنه صحنه کربلا است دیگر بدتر از این ما نداریم یک خانمی مثل زینب کبری(س) مادر شهید بچههایش را جلویش بکشند ما یک چیزی میگوییم یک چیزی میشنویم جلوی مادر بچه را با شمشیر بزنند بکشند سرش را ببرند برادرزادههایش را بکشند برادرش را هم بکشند.@ قبلاً هم که پدر و مادرش را جلویش کشتند بعد هم که اسیرش بکنند آن هم توسط یک مشت آدمهای جنایتکار بیادب زباننفهم بعد هم کتکش بزنند در همین اسارت حالا شما فکر کنید این صحنه چقدر صحنه رقتانگیزی هست ولی وقتی میدهی دست حضرت زینب میفرماید(وَ ما رَأَیتُ اِلاّ جَمیلا) جز زیبایی چیزی نیست.@ آنوقت یک طوری میشود قیامت تمام اولین و آخرین حسرت حضرت زینب را میخورند بندگان مؤمن خدا هم همینطور هستند در روایت داریم به هر حال بعضی وقتها انسان دچار مشکلات اقتصادی میشود مشکلات مالی میشود میفرماید خداوند آخرت که میشود معذرتخواهی میکند از فقرا از کسانی که تنگنایی مالی داشتند.@ میگوید شما که در دنیا بودید به شما سخت گذشت میگوید ولی چون آنجا عمر کوتاه بوده 70 سال 20 سال 40 سال بگو 100 سال الان بینهایت سال پیش خودم هستی برایت جبران میکنم بینهایت سال شوخی نیست.@ یعنی تا من خدا خدایی میکنم تو پیش من خواهی بود بعد میگوید وقتی خدا جبران میکند اینطوری فقیر میگوید ای بابا ای کاش در دنیا با من بدتر میکرد بعد یک عده هم هستند فقر ندارند بیماری دارند مشکلات دیگر دارند گرفتاری دیگر دارند در دنیا خیلی به آنها سخت میگذرد.@ کسی از آنها میمیرد خودشان مریض میشوند خودشان درد دارند درد میکشند اذیت میشوند امروز یکی از این دوستان جانباز من آمده بود دیدن من پایش قطع است به او گفتم که حاج حسین چطوری است معالجهات به کجا میرسد چون به اینها حملههای شدید دردی میشود خیلی سخت است گفت که شکر خدا الحمد لله.@ من میدانم این چقدر درد میکشد سیستم عصبی بالاخره پا قطع شده باز گرفتاریهای دیگر دارد خیلی اذیت میشود گفتم دکتر چه گفت در مورد این درد گفت درد من که چیزی نیست یکی از دوستان هست این دستش را از خود کتف کامل درآوردند.@ رفته بودیم آلمان اینها گروهی هستند که اهل درد هستند در بیمارستان خاتم که شما بروید یک جا نوشته کلینیک درد یعنی مریضیهای عادی که افراد دارند سرطان دارند من خودم سرطان داشتم خیلی درد کشیدم اصلاً دردهای ما در مقابل دردهای آن هیچ است انگار یک نوازشی شدیم در مقابل آنها هیچ است.@ میگفت شما ببینید دندان را میخواهند روی عصبش کار کنند فکر کنید بخواهند بدون بیحسی میله را بزنند به عصب دندان میگفت اگر این را ضرب در بیست بکنید درد این آقا میشود چقدر درد چند سال درد چند سال از جنگ گذشته شب و روز کارشان درد است.@ مصیبتهای دیگر دردهای دیگر گرفتاریهای دیگر بدبختیهای دیگر میفرماید خداوند وقتی که قیامت میشود کرامتها را عطا میکند و جبران میکند امام صادق میگوید مؤمن میگوید ای کاش در دنیا من را با قیچی تکهتکه میکردند چه بیخود به سلامت و عافیت گذراندیم خیلیهایش را میگوید آرزو میکرد که با قیچی تکهتکهاش میکردند.@ تازه پرده که کنار میرود میفهمد که ای بابا تمام این گرفتاریها دردها و فقدانها و از دست دادنها همه نوازش خدا بودن این یک طور دیگر میدیده این بد میدیده دوباره میگوید در قیامت خداوند آنقدر اکرام میکند این بندهاش را که میگوید خدایا من لیاقت ندارم این همه تو در حق من محبت میکنی.@ خدا میگوید تو در دنیا یک موقعهایی دعا میکردی من دعایت را اجابت نمیکردم هر بار که دعا کردی من دعایت را اجابت نکردم اول از این دوستت داشتم نمیخواستم مصلحتت نبود ولی من خدایی نیستم که کسی از من چیزی بخواهد به او ندهم.@ همه را برایت اینجا ذخیره کردم اینجا ابدیش را به تو میدهم آنجا تو موقت و دنیاییش را از من میخواستی من آنجا ابدی به تو میدهم الان به تو جاودانهاش را میدهم امام صادق(ع) میفرماید مؤمن میگوید ای کاش یکی از دعاهایم در دنیا اجابت نمیشد حیف اجابت شد.@ بعضی از دعاهای ما از دستم رفت یعنی دعای اجابت نشده ما ثروت ماست برای آخرتمان چه کسی ثروتمندتر است؟ کسی که دعای بدون اجابت بیشتری داشته باشد کسی که درد بیشتر و مشکلات بیشتر و گرفتاریهای بیشتری داشته باشد.@ کسی که فحش بیشتری شنیده زخم زبان بیشتری شنیده تحقیر بیشتری شده بیمحلی بیشتری شده به او کمتر محبت شده کمتر نوازش شده اینها همه ثروت است آنوقت مؤمن با اینکه این چیزها سرش بیاید کوچک میشود عقدهای میشود هرگز مؤمن خیلی زیرک است.@ وقتی به نظام ابدی خودش را نگاه میکند تمام بیمحبتیهای دیگران بیعاطفگیهای دیگران زخم زبانها این به من زخم زبان زد همه را جزء ثروتهای خودش ذخیره میکند پس ما در هیچ حالتی از نوازش و رحمت خداوند تبارک و تعالی بیرون نیستیم.@ حتی آن موقعی هم که در فشار و سختی و بلا هستیم در همان حالت هم خداوند تبارک و تعالی دارد ما را نوازش میکند در همان حالت که ما خیلی دلمان برای خودمان میسوزد خیلی ناراحت هستیم یا دیگران خیلی دلشان برای ما میسوزد داریم ناله میکنیم روی تخت بیمارستان خوابیدیم داریم داد میزنیم جیغ میزنیم ناله میزنیم.@ انسان هیچ وقت از دریای بیکران الطاف الهی بیرون نمیرود سرش هم هیچ وقت بیرون نمیرود یعنی اینطور نیست که سرش بیرون بیاید بگوید تنم در دریای رحمت است اصلاً غرق دریای رحمت است بلاهایش بیماریهایش اجابت نشدن دعایش تمامش ثروت و ذخیره آخرت است.@ اشتباهی که ما میکنیم این هست که وقتی میخواهیم معنا بکنیم با مقیاس طبیعت و دنیا همه چیز را معنا میکنیم یعنی چون فقط مقطع دنیا را میبینیم مقطع ابدیت را نمیبینیم اشتباه ما در محاسبه این هست که عمر خودمان را همین 30 ـ 40 سال میبینیم.@ معلوم است که همه چیز را انسان وارونه میبیند اما اگر حواسم باشد من یک موجود جاودانه هستم عمر جاودانه دارم تا خدا خدایی میکند قرار است من زندگی بکنم مرگی برای من وجود ندارد مردنی نیست عدمی نیست معدوم شدنی نیست آن موقع آدم در مقیاس ابدی وقتی که امور را کارها را میخواهد تفسیر بکند مسائل یک معنای دیگری برایش پیدا میکند.@ حالا در نعمتهای خدا آدم باید فکر بکند دانه دانه فکر بکند اگر ما بخواهیم در مورد نعمتها فکر بکنیم یک حجاب بسیار قطوری داریم خیلی قطور است شاید از قطورترین حجابهای موجود انسان است که اگر یک کسی موفق بشود این حجاب را کنار بزند یک دریایی از نور معرفت قدرت و سرعت به سراغش میاید آن حجاب عادت است اینکه ما وقتی که به اشیاء نگاه میکنیم با حجاب عادت نگاه میکنیم.@ خداوند تبارک و تعالی برای اینکه عادت سراغ ما نیاید و ما همه چیز برای ما عادی نشود گاهی وقتها عادت را به هم میزند تعادل را به هم میزند تا تو یک دفعه بفهمی من الان چه نعمتی دارم خودم حواسم به آن نبود شما الان یک کسی نابینا است به او بگو چقدر حاضری پول بدهی که چشمهایت را بدست بیاوری میگوید همه چیزم را حاضرم بدهم.@ غرق ثروت باشد میلیاردها میلیارد سکه و طلا و اینها داشته باشد میگوید آقا من همه را میدهم چشمهایم را برگردانید هیچی نداشته باشم غذا نداشته باشیم فقط چشمم را داشته باشم این آدم الان چقدر ثروت دارد ما الان چقدر داریم.@ الان ببینید چقدر آدمها در صف در بیمارستانها خوابیدند در نوبت کلیه در نوبت اجزاء دیگر اصلاً شما همین الان که نشستید تعادل دارید فکر بکنید ما الان آدمی داریم که چشمش را نمیتواند کنترل کند این چشم اینطوری میزند ببینید چقدر اعصاب خورد میشود.@ آرزویش هست که بتواند یک دقیقه مثل شما چشمش را ساکت نگه دارد من آدم میشناسم ده سال است که اینطوری است ببین چقدر به آدم فشار میاید این همینطوری قرار است تندتند بزند نمیتواند نگاه کند نمیتواند ببیند شما نگاه کنید با چه آرامشی این پلک را باز میکنید الان طرف میرود میلیونی میدهد افتادگی پلکش را برطرف بکند.@ پلکش افتاده روی چشمش نمیتواند نگه دارد عصب پلک کار نمیکند زور میزند که این چشم را باز نگه دارد نمیتواند چشمش میبیند این عصبی که اینجا روی پلک کار میکند از کار افتاده باز نمیشود حالا چقدر باید برود پول بدهد چقدر باید برود جان بکند زحمت بکشد آیا عمل بگیرد نگیرد بشود نشود که بتواند پلکش را باز کند ببندد.@ ما چون عادت کردیم به این نعمتها فکر میکنیم همیشه باید داشته باشیم یک کسی چقدر هزینه میکند که مژهاش برگردد ابرویش برگردد من شیمیدرمانی که میکردم همه اینها را از دست داده بودم.@ شما الان این کاغذ را ببینید من ورق میزنم ببینید حرکت دست من را این کاغذ را میگیرم این شصت من روی کاغذ است اینجا را هم میگیرم اینطوری خیلی راحت آنهایی که آدم آهنی درست میکنند هزاران محاسبه باید بکنند که این رباطشان بتواند بیاید یک کاغذ را بگیرد ورق بزند.@ ببینید خدا چکار کرده الان نگاه کنید این به اندازهای که هست باز میشود به اندازهای که هست بسته میشود به اندازهای که هست به این فشار میاورد بلندش میکند زیاد فشار نمیاورد ظرف یکبار مصرف هم که باشد به همان اندازهای که ظرف یکبار مصرف نیاز دارد دست ما به صورت طبیعی کنترل میکند این را بالا میاورد.@ اگر فشاری که ما به این میدهیم به ظرف یکبار مصرف بدهیم چه اتفاقی میافتد؟ روی ما میریزد میسوزیم. من سرطان که داشتم شیمیدرمانی که کرده بودم عصبم را از دست داده بودم یعنی حسم را از دست داده بودم نمیتوانستم چیزی را بگیرم.@ بعد میخواستم کتاب بخوانم دست میاوردم که کاغذ را بگیرم چون عصب کار نمیکند اندازهاش دستم نیست هر وقت میخواستم دست به کاغذ بزنم این کاغذ دست من را میبرید شما فکر کنید همین که میخواهی بگیری تو حس نداری میخواستی یک دکمه را ببندی حالا شما فکر کن نمیتوانی دکمهات را ببندی.@ نمیتوانی یک قاشق را بگیری قلم را نمیتوانی بگیری چه اتفاقی میافتد ما اصلاً حواسمان نیست که الان هزاران نفر هستند روی همین کره زمین در بیمارستان خوابیدند ندارند نمیتواند حس بکند همین کار را نمیکند.@ یکی از این کارخانهدارهای خیلی بزرگ را من دیدم این همیشه دستکش دستش میکرد چون دستش هیچ وقت پوست نداشت میگفت تمام این کارخانه ثروتم را حاضرم بدهم دست من مثل این دست کارگرهای خودم پوست در بیاورد حاضرم کارگری بکنم فقط پوست داشته باشم از شر این دستکش همیشه راحت بشوم.@ خیلی کار راحتی است مثلاً این را میگیریم میاوریم بالا به اندازه کافی لب باز میشود آب را میگیرد میبرد پایین هزار تا اتفاق در اینجا میافتد یکیش را خدا گاهی وقتها خدا از تو میگیرد تا تو بفهمی عادت نباید بکنی به نعمت وقتی به نعمت عادی نگاه میکنی کورت میکند من آن موقع که این دستهایم کار نمیکرد همان روزی که این از کار افتاد بعد میخواستم خیلی طبیعی رفتم دکمهام را باز کنم دیدم نمیتوانم دکمه را بگیرم.@ آخر یک کسی را صدا کردم گفتم بیایید دکمهام را باز کنید چون نمیتوانی شما دکمه را بگیری به اندازه بگیری فشارش بدهی ببندیش بازش بکنی آب من میخواستم بخورم این آب به این زیبایی و نرمی این وقتی میخواست پایین برود میشکافد و پایین میرفت.@ یعنی شکنجهآورترین کارها همین خوردن آب بود دیگر غذا ببین چه میشد غذا میخواستی بخوری چقدر دردناک بود حالا بعضی از خواهران بودند الان اینجا هستند آنها هم شیمیدرمانی کردند نمیدانم آنها مثل من بودند یا نه آب را که میخواهی بخوری انگار که یک تیغ گذاشتی در دهانت میشکافد میرود پایین مگر راحت این آب پایین میرفتت.@ امام رضا(ع) فرمود اوائل سرطانم بود یک شب خواب دیدم حضرت فرمود ما این نعمت را به تو دادیم که شکرت را زیاد بکنی ما اصلاً در نعمتهای خدا فکر نمیکنیم ما آنقدر بدیم آنقدر بدجنس هستیم که فقط آن یک کاسه آبی که از دریایی که در آن غرق هستیم برداشته شده را میبینیم که خدایا یک کاسه آب برداشتی نمیگوییم ما الان غرق نعمت هستیم.@ ما اینطوری هستیم بدجنس هستیم ناسپاس هستیم(قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ) خدا میگوید بندههای شاکر من خیلی کم هستند این که میگویند بروید جلوی آینه نگاه بکنید(اَلحَمدُ للهِ الَّذی اَحسَنَ خَلقی) خدا را شکر که خلق من را زیبا کرد.@ ما فکر میکنیم زیبا یعنی اینکه خوشگل باشد یا خوشگل نباشد نه ما الان دختر خانم داریم در یکی از شاگردان ما دختر خانمی بود خیلی دختر خوب قیافهاش زیبا یک اتفاق برایش افتاد نصف صورتش فلج شد الان نصف صورتش کج است خدا اشاره کند یک عصب کار نمیکند تا بفهمی نعمت داشتن و نداشتن یعنی چی.@ اینقدر انسان ناسپاس در مقابل خدا نباشد من یک بار موج انفجار که من را گرفته بود فکم را نمیتوانستم نگه دارم این فک تعادلش را از دست داده بود میچرخید اینطوری کشیده میشد این صورتم ثابت بود فکم کج میشد اینقدر میامد من جیغ میکشیدم التماس میکردم که خدا این را سر جایش برگرداند.@ چون این وقتی میرفت کج میشد این دندانهای پایین میرفت در لثههای بالا خون میزد بیرون یک وضعی اصلاً شما نگاه کنید این یعنی چی ما میتوانیم فکمان را نگه داریم حرف بزنیم شما تا حالا شده زبانتان لای دندانتان گیر کند مال همه این اتفاق شده یک موقعی داری حرف میزنی یک لحظه زبانت گیر میکند ببیند چقدر درد دارد.@ از صبح تا غروب یک تکه گوشت را خدا انداخته لای این دندانها به این تیزی من پریروز این لپم را داخل گاز گرفتم خون زد بیرون چهارشنبه هم بود گفتم من پنجشنبه میخواهم بروم چطوری صحبت کنم اگر پنجشنبه این باد کردگی باشد لای دندانم دوباره گیر میکند.@ حالا اینهایی که مثلاً صبح تا شب کارشان حرف زدن است الان در خارج یک مسابقاتی هست به نام مسابقات سخنرانی رکورد میزنند که چه کسی چقدر بیشتر میتواند سخنرانی بکند.@ یک رکورد من چند سال پیش سراغ داشتم 36 ساعت سخنرانی یک نفس حالا فکر کن یک کسی 36 ساعت گوشت به این لطیفی را میبرد لای این نیزههای دندان در میاورد حرف میزند یک ذره هم گیر نمیکند یک جا خدا به دندان میگوید بگیر میگیرد ببین چه حالی به آدم دست میدهد.@ اینکه شما فکر کنی در نعمتهای خدا یکی دو تا ده تا صد تا هزار تا نیست تمرین فکر یعنی این این که میگویم شما مهارتها را زیاد بکنید تمرین کنید در روز لااقل یک ربع بیست دقیقه تمرین بکنید این فیلم غزه را شما شبها میبینید در روایت داریم دو نعمت هست که انسان هیچ وقت آنها را نمیشناسد مگر از دست بدهد یکی سلامتی یکی امنیت.@ در خانه نشستی الان همین بچه عزیزت که چقدر دوستش داری هر لحظه منتظری یک بمب بکشدش یا تو را بکشد یا هر دوی شما را بکشد همسرت بیرون میرود احتمال زیاد میدهی که این دیگر برنمیگردد بچهات بیرون میرود احتمال زیاد میدهی که برنمیگردد این که منتظر باشد هر لحظه الان یک بمبی بیاید یک گلولهای بیاید.@ الان این گلولههای فسفری که میزنند وقتی میخورد اصلاً بدن را قطع میکند اعضا را قطع میکند ما نشستیم اینجا در امنیت حالا چقدر باید شکر بکنیم دیشب به بچههای خودم میگفتم گفتم اگر این بچه بسیجیها نبودند این هشت سال با غیرت جنگ نمیکردند.@ اوضاع ما به مراتب بدتر از همه اینها بود کاری که سر غزه میکنند دارند با کینه به ایران این کار را میکنند این کاری که با لبنان میکنند با کینه به ایران این کار را میکنند دستشان به ما برسد مگر نرسیده عراقیها مگر نیامدند در سوسنگرد در چند جا ببینید چکار کردند به یک دختر کوچک 18 تا نامرد تجاوز کردند.@ حالا شما فکر کنید اگر اینها مثلاً میخواستند بیایند سراغ ما چکار میکردند دستشان به ما برسد چکار میکردند اگر غیرت این بچه بسیجیها نبود که جنگ را همانجا خفه کردند و همانجا نگه داشتند همه کارهایش را همه را خودشان تحمل کردند این اواخر چهار تا موشک هم در شهر میخورد چیزی نبود.@ چقدر ما باید خدا را شکر کنیم غذا تأمین من چند روز پیش که از هند آمدم حالا ما را مثلاً شخصیتهای مهمی هم دعوت کرده بودند شخصیتهای رسمی شخصیتهای مهم دعوت کرده بودند شما میخواستی حمام بروی سه دقیقه آب گرم داری.@ بعضی از دوستان ما نمیتوانستند پیش ما رفتند هتل گرفتند هتل شبی 80 ـ 90 هزار تومان میدادند یکیشان فردا دیدم حالش خراب است گفتم چی شده گفت سرما خوردم گفتم مگر بخاری گفت نه بابا سرد زمستان سرد در اتاق بخاری ندارد.@ بعد میگفت رفتیم حمام سه دقیقه آب گرم گفتم بابا ما هم اینجا که خانه آدم گردن کلفت بودیم دو سه روز همینطور است خانه سفیرش هم هیمنطور است سه دقیقه شما آب گرم داری و الا باید بایستی این آب گرم بشود تا بتوانی بروی.@ اینجا ما الان نمیفهمیم یعنی چی میلیونها نفر در خیابان میخوابند یعنی هیچی ندارند اینکه باید بایستند آیا امروز یک کسی به اینها یک تکه نانی غذایی چیزی بدهد یا ندهد یک محله من رد شدم دیدم که تعداد زیادی آدمهای فقیر آنجا هستند یک عده هم میایند به ما کارت میدهند میگویند شما این کارت را بخرید.@ گفتم این کارتها چیست گفت این کارت را که شما از ما میخری مثلاً بیست تا دانه کارت است ما به بیست تا فقیر میدهیم اینها میتوانند بروند در جایی که غذا میدهند یک کارت بدهند یک وعده غذا بتوانند شکمشان را سیر بکنند.@ میلیونها آدم یک استان در این استانها 70 میلیون نفر جمعیت یک استانش بود اندازه ایران ما شبها خیابانها را میبستند ملت در خیابان میخوابیدند در آمریکا هم الان همینطوری است بالای 50 میلیون نفر در خیابان میخوابند.@ الان زمستان آنجا ببین یعنی چی این ایرانی را دیدید تلویزیون مصاحبه میکرد میگفت من 14 سال است در آمریکا در خیابان میخوابم همینطوری آدم باید دائماً فکر بکند گوشت که سنگین شد شکر کن اگر از دستش دادی باز شکر کن بگوی خدایا قدرش را ندانستم داری هم شکر کن دستت عصبت پوستت مژهات قیافهات سلامتی ستون فقرات.@ شما نگاه کن الان آدمهایی داریم که ماهها و سالها در بیمارستان هستند چون نمیتوانند ادرار بکنند دفع ندارند باید آنجا باشند که حتماً با دستگاه خارج کنند همین ادرار کردن.@ بهلول به هارون گفت اگر یک قطره بول گیر کند در مخرج بولت چقدر حاضر هستی بدهی که این قطره بول خارج بشود گفت نصف مملکتم را میدهم گفت اگر یک قطره آب در گلویت گیر کند گفت نصف مملکتم را میدهم گفت پس چرا اینقدر غرور داری تو که کل مملکتت شد دو قطره آب به دو قطره آب بند است.@ این همه آدم برای چه غرور دارد برای چه تکبر میکنید در مقابل بندگان خدا به هیچی بند نیست این خیلی عبادت بزرگی است (اَلتَفَکُرُ فی آلاءِ الله نِعمَ العِبادَه) عبادت خوبی است که آدم فکر بکند در نعمتهای خدا. رفته بودم ملاقات یکی از این دوستانمان این میخواهد حرف بزند حرف بعدیش یادش میرود.@ یعنی شما فکر کن یعنی کنترل ندارد اینقدر که الان من میخواهم یک جملهای را شروع کنم جمله بعدیم چیست ما الان متوجه نمیشویم این یعنی چی این عادی نیست که میتوانیم حرف بزنیم فکر بکنیم این یک معجزه است یک کسی میتواند یک امر کاملاً مجرد غیر مادی را فکر بکند.@ همان سیر نزولی استاد در مرحلهاش خلل وارد بشود انسان دچار فراموشی میشود بگذار یک چند سال دیگر پا به سن بگذاریم میبینی که بچهات را نمیشناسی همسرت را نمیشناسی یک حرف را صد بار باید به تو بزنند یک عزیزی داری از خانه میرود بیرون میگویی کجا رفت میگویند رفته مثلاً سر کوچه چیز بخرد بیاید.@ دوباره میگویی راستی او کجا رفت میگویند رفته بیرون میاید دوباره یک دقیقه دیگر میگویی کجا رفت بعد آن کوچکترها اعصابشان خورد میشود چهار تا فحش هم به تو میدهند میگویند تو مگر نمیفهمی ما چه داریم میگوییم رفت میاید بس است دیگر ما را کشتی تو دوباره میگویی کجا رفت سراغ ما میاید.@ (إِلى‏ أَرْذَلِ الْعُمُرِ) خدا میگوید شما را به پستترین مرحله عمر میکشانیم(لِكَيْ لا يَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَيْئاً) همه این چیزهایی که میدانستید یادتان میرود میخواهی حرف بزنی حرف جدی هم داری شروع میکنی کلماتت را به طرف میگویی بعد یک دفعه در آن میمانی من میخواستم چه بگوییم.@ گاهی وقتها دیدید نمیدانم برای شما این اتفاق افتاده اسمت یادت برود اسم خودت میگوید اسم من چه بود طرف میگوید آقا ببخشید اسمتان چیست دارد فرم پر میکند ما الان 40 سالم هست طرف به من میگفت شماره شناسنامهات شماره شناسنامه من سه رقم است 40 سال است داریم میگوییم هر چه فکر کردم شماره شناسنامهام یادم نیامد.@ یک آقایی را دیدم گفت به خدا رفتم خانه هر چه خواستم بچهام را صدا کنم اسمش یادم نیامد بچه خودم است نمیدانم اسمش چیست. شده نماز بخوانید یک موقعی سوره حمد را یادتان برود هر چه فکر بکنید نمیاید.@ یک سر به زندانها یک سر به بیمارستانها یک سر به قبرستانها بزنیم تا فکرمان راه بیفتد کار بیفتد مبتلاها را ببینیم بعد فکر بکنیم این از هزاران رکعت نماز بالاتر است و فکر بکنیم که اگر خدا این را از ما بگیرد چه اتفاقی میافتد خدا میتواند این را از ما هم بگیرد از ما بهتر از ما زیباتر از ما جوانتر از ما سر حالتر از ما پولدارتر از ما باهوشتر از ما برخوردارتر بودند.@ ببینید الان در چه وضع فلاکتی افتادند خداوند تبارک و تعالی گاهی اوقات حرکتهای غیر عادی میکند تا تو عادتت پاره بشود حجاب عادت در بیاید شما هیچ وقت لذتی که الان من از آب خوردن میبرم شما نمیبرید.@ چون من یک زمانی که سرطان داشتم میخواستم این آب را بخورم این خوردن آب برای من شکنجه بود الان نه الان نگاهش میکنم از آن لذت میبرم هنوز هم من اینطوری هستم یک موقعی سر سفره لقمه گیر میکند در گلویم حالت خفگی به من دست میدهد اگر آب کنارم نباشد یک موقع میبینی کار دستم میدهد.@ همین لقمه که آدم میخورد یک موقع دیدید آدم خفه میشود من چند نفر سراغ دارم سر سفره مردند یک موقع دیدید لقمه اشتباهی به جای اینکه در سراغ غذا برود در نای میرود چه اتفاقی میافتد سرفهات میگیرد حالت خفگی حالا یک بار خدا دستور میدهد که این دریچه بسته بشود آن دریچه باز بشود ببین چه اتفاقی میافتد.@ هر یک لقمهای که پایین میرود هزار تا شکر دارد هر یک جرعه آبی که پایین میرود هزار تا شکر دارد الان آدمهای زیادی هستند در دنیا میلیاردها حاضر هستند خرج کنند یکی از چیزهایی که شما دارید را داشته باشند.@ پوست بدن چشم گوش اینکه بتوانند بنشینند اینکه بتوانند حرکت کنند عصب خیلی چیزهای دیگر تمرین کنیم در آلاء خدا آلاء همان نعمتهای خداست محبتهای خداست آدم در اینها فکر بکند تمرین بکنیم هر روز اگر خدا بگیرد چه میشود حالا که چی این تفکر چکار میکند؟@ این تفکر باعث میشود ما خدا را خیلی دوست داشته باشیم حتی اگر چیزهایی هم نداشته باشیم باز به واسطه چیزهایی که داریم خیلی دوستش داریم رابطهمان با او صمیمی میشود رابطهمان با او قشنگ میشود رابطهمان با او عاشقانه میشود با خداوند این گروهی که با ما آمده بودند هر دفعه اینطوری میکردند میگفتند خدا را شکر ما ایرانی هستیم.@ چقدر باید شکر بکنیم اینقدر ایرانی آمده بودند آنجا برای درس خواند همه پشیمان اکثر قریب به اتفاقشان پشیمان ناراحت میگفتند خوش به حال شما عجب غلطی کردیم ما آمدیم اینجا همه چیزمان را از دست دادیم حالا اینها نعمتهای حیوانی است که ما باید این همه برایش شکر بکنیم ما الان نعمتهای بالاتر داریم الان در برزخ حتی در بهشت کسانی هستند که به خدا میگویند خدایا ای کاش ما را پنج دقیقه به دنیا برگردانی.@ اگر آدم پایش به آنجا باز بشود میفهمد از پنج دقیقه باید استفاده بکند گفتم یک ساعتش معادل هزاران سال و میلیونها سال کار میکند آدم یک ذره برود آنجا برگردد میفهمد که چکار باید در دنیا میکرده چطوری باید از وقتش استفاده میکرده.@ الان بهشتیان حسرت پنج دقیقه وقت شما را دارند بیشتر هم نه آنوقت ما خدای نکرده نعوذبالله همین وقت را داریم داریم در جنگ با خدا و معصیت خدا خرابش میکنیم ببین این چقدر گرفتاری است آنها در بهشت حسرت پنج دقیقه وقت ما را میخورند ما از این وقت داریم برای جهنمسازی استفاده میکنیم.@ برای قهر با خدا و درگیری با خدا و خراب کردن رابطهمان نعمتهای دیگر نعمتهای خیالی نعمتهای وهمی نعمتهای عقلی نعمتهای فوق عقلی الا ماشاء الله تا چه موقع بشماریم چند سال بنشینیم نعمتها را بشماریم در قرآن است فرمود همه جن و انس هم بیایند دریا مرکب بشوند و درختان قلم بشوند همه بنویسند دو برابرش هم بکنند باز نمیتوانند نعمتهای خدا را بشمارند.@ این انگشتان من را نگاه کنید این را میبندی باز میکنی الان شما بروید بیمارستان ببینید چند هزار نفر آدم میایند فیزیوتراپی هزینههای آنچنانی میکنند که بتوانند یکبار باز کنند ببندند همین مقدار باز کنند و ببندند نباید شکر بکنید نباید فکر بکنیم در مورد این نعمتها فکر فکر فکر و شکر الهی.@ یک صحنهای بود خدا رحمت کند یک پیرمردی بود در محل ما من از بچگی یادم هست این را همیشه یک ساعت قبل از نماز ظهر و عصر یک ساعت هم قبل از نماز مغرب و عشا یک کسی دست این پیرمرد را میگرفت میاورد در مسجد عصازنان میامد همیشه هم کنار یک ستون خاصی میرفت مینشست ما آن موقع درس میخواندیم کار مطالعه و مباحثه داشتیم.@ آنجا مینشستیم این پیرمرد نابینا را میبردند سرش را روی سجده میگذاشت این یک ساعت میگفت الهی شکر خدایا شکرت همینطوری یک ساعت شکر میکرد شکر یک مقام است اگر کسی عرضه شکر کردن داشته باشد.@ خدا میگوید بندهای نیست که بفهمد من به او لطف کردم همین بفهمد من به او لطف کردم قبل از اینکه بخواهد به زبان بیاورد بگوید خدا را شکر همین که در دلش فهمید که من در حقش لطف کردم نعمتش را افزایش میدهم لذا حضرت میفرماید سپاس خدایی را که عجز از شکر را به عنوان شکر قبول میکند.@ همین که بگوییم خدایا ما اصلاً نمیتوانیم تو را حمد بکنیم نمیتوانیم شکر نعمتهایی که تو به ما دادی ادا بکنیم ما عاجزتر از آن هستیم که بتوانیم شکر یکی از نعمتهای تو را به جا بیاوریم چه برسد هم نعمتهای تو که آدم بفهمد این فکر خیلی مهم است لذا یک مقام است.@ بهشت قسمتهای مختلف دارد در نوار بهشت توضیح دادم بعضی از قسمتهایش هم که هنوز در اختیار شما قرار داده نشده ببینید قسمتهای مختلف با لذتهای مختلف دارد همه انواع و اقسام لذتهای حسی خیالی وهمی عقلی فوق عقلانی نعمتهای مختلف آنجا وجود دارد یک قسمتی در بهشت هست که خیلی این قسمت لذتبخش است خیلی خاص است.@ فقط کسانی که اهل حمد و شکر بودند در دنیا آنجا راهشان میدهند یعنی درک میکنند آن نعمت را اگر کسی اینجا بتواند شکر بکند و حمد بکند با فکر همین الان لذتش را همین جا هم میبرد یعنی همین جا میفهمد در بهشت است.@ نعمت شکر نعمت رضایت از خداوند گفت خدایا من میخواهم بدانم تو از من راضی هستی یا نه خدا گفت تو از من راضی هستی گفت بله خدایا از تو راضی هستم گفت من هم از تو راضی هستم اگر میخواهی ببینی خدا از تو راضی است ببین تو از خدا راضی هستی بگوییم خدایا خدای خوبی بودی.@ چه دعای قشنگی هست سر نماز اول نماز میخوانیم(بِئسَ العَبد وَ نِعمَ الرَبّ) بنده بدی هستم من ولی تو خدای خوبی هستی ما بنده خوبی برای تو نبودیم ما اصلاً بنده خوبی نبودیم اما تو خدای خوبی بودی و هستی.@ حالا نگاه کنید مژدهای که میدهد برای تفکر در نعمتهای خدایا چه مژدهای هست(مَن تَفَکَّرَ فی آلاءِ الله سُبحانَه وُفِقَ) چه مژده خوبی هر کس که در نعمتهای خدا فکر بکند خدا به او توفیق میدهد موفقیت دارد.@ توفیق دارد از جانب خداوند تبارک و تعالی چقدر دوست دارد خدا بندهای را که این بنده نعمتها را دانه دانه یاد بکند و شکر بکند چقدر هم خداوند به انسان توفیق میدهد همین که انسان یاد میکند شکر میکند خدا برکت میدهد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@