اعوذبالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد ولله رب العالمین وصلی الله سیدنا محمد وآله طاهرین.ولعنه الله علی اعدائهم اجمعین من آل الی قیام یوم الدین.
بحث مان در حدیث معراج که سوغات- و رهاورد سفر نبی اکرم است، به این جمله رسید که «وجبت محبتی للمتحابین فی». محبت من واجب می شود، الزامی است بر کسانی که بخاطر من و در راه من نسبت به یکدیگر محبت دارند و یکدیگر را دوست دارند.
جلسه گذشته این مبنا را ذکر کردیم که آدمیت یک آدم به این است که چقدر محبت خدا برایش اصالت دارد. چون خداوند تبارک و تعالی در قرآن براساس نوع نگاهی که به ما دارد حرف می زند. اگر گفته است که مثلا این سلسله کارها را «ان الله یحب» و این سلسله کارها را «ان الله لایحب» باید ببینیم از چه نگاهی به ما نگاه کرده که برای باز داشتن ما از کارهای بد گفته است که دوست ندارم و برای تشویق ما به کارهای خوب گفته است دوست دارم. این زبان چه نوع آدمی است؟ یعنی این نوع حرف زدن برای چه نوع آدمهایی موثر است؟ حیوان که زبانش منع و تهدید است. بنابراین زبان حیوان نمی تواند باشد. زبان کفار که خدا آنها را بدتر از چهار پا می داند یا مرده می داند، زبان آنها زبان تهدید است. «اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون» برای متوسطین هم «جنات تجری من تحت الانهار» ولی برای کسانی که واقعا سنخیت با خداوند دارند، یعنی انسان به معنای حقیقی هستند، طمع کار نیستند، مزدور نیستند، به معانی حقیقی انسان هستند، زبان این است که من دوست دارم این کار را بکنید و دوست ندارم این کارا بکنید. این زبان روی چه آدمی موثر است یعنی چه کسی با این زبان می تواند کار بکند با خدا کنار بیاد با خدا که اگر دانست خدا یک کاری را دوست دارد رغبت پیدا کند عشق پیدا می کند به آن کار اگر هم دانست خدا دوست ندارد نمی رود دنبالش. لذا اینجا شما دقت کنید خداوند می گوید شماها به خاطر من همدیگر را دوست داشته باشید به خاطر من همدیگررا دوست داشته باشید محبت کنید اما ضمانت را چه قرار می دهد ضمانت را محبت خودش قرار می دهید وجبت محبتی للمتحابین فی. محبت من واجب میشود قول هم داده دیگر، دیگرقولهم داده شما نگاه بکنید سحره خیلی طمع داشتند که مقرب فرعون بشوند بعد وقتی می خواست جمعشان کند برای روز موعود علیه موسی تمام پاداششان این بود که اگر ما غلبه کنیم بر موسی چه اتفاقی می افتد فرمود شما ها از مقربین من خواهید بود. خیلی برایشان این مهم بود که از پاداش و پول و طلا و امکانات بگویند اینقدر پول بگیرید شما غلبه کنید به موسی می گوید نه مقرب خواهید شد. یعنی چه؟ یعنی در این درگاه یک جایگاه ویژه ای دارید که به قول معروف دم کدخدا را ببین و چه کار کن ده را بچاپ. خیلی حرف است. مقربین خد اینجا دارد تضمین می کند قول داده اگر آدمها به خاطر من همدیگر را دوست داشته باشند محبتشان به همدیگر به خاطر من باشد و حتماً حتماً من دوستشان دارم واجب میشود محبت من، من حالا امشب می خواهم بیشتر در مورد دوست داشتن همدیگر صحبت کنم. اما یک نکته هم وجود دارد وآن است که اگر غیر از این باشد خیلی معنای خطرناکی دارد یعنی ما یک کسی را دوستش داشته باشیم یک کسی را هر کس نه به خاطر خدا خیلی معناش بده ها یک کسی در دل ماست علاقه به او داریم اما انگیزه ی ما از علاقه مند بودن به این خدا نیست هر چه باشد شرک است هر چه باشد خطرناک است یعنی این یک ننگ است یک خود فروشی است که آدم در نظام محبتی خودش نتوانسته باشد مهندسی کند. به طوری که انگیزه اش از خوش آمدن یا خوش نیامدن خودش نباشد از تنفر و محبت از کینه و بغض و دشمنی از تولا و دوستی و پیوند خودش نباشد خیلی مهم است. یعنی شما نگاه کنید امیر المومنین(ع) فرمود اگر من بینی یک مومن را بزنم هرگز از من بدش نمی آید ولی اگر همه دنیا را بدهند به یک منافق از من خوشش نمی آید چرا مومن وقتی ببینیش را هم امیرالمومنین بزند باز از امیرالمومنین بدش نمی آید برای چه؟ برای اینکه نوع محبتی که به امیرالمومنین(ع) دارد محبتی است غیر شخصی مومن این طوریست. مومن چون تمام محبتش به خداست. فقط چیزهایی که رنگ خدارا دارند دوست دارد با آدم ها هم بر این اساس محبت می کنند. لذا اگر حب و بغض قهر و آشتی کینه و گرایش مبنایش نفس خودمان باشد این یک فحشای باطنی است. خیلی خطرناک است. ولی اگر نه خوش آمدن خوش نیامدن کینه، بغض، علاقه، عرض کنم خدمتتان که قطع علاقه قطع ارتباط برقراری ارتباط اگر چیزی غیر از این باشد ،حتی ازدواج، حتی در ازدواج هم این مسئله را داریم که انگیزهای قوی حیوانی هم سر راه است باز اگر غیر از این باشد خیلی خطرناک است حالا اگر کسی در شروع هم یکچنین انحرافی داشته باشد ولی در ادامه زندگی باید نیتش را اصلاح کند. من قبل از اینکه شروع کنم حدیث را بخوانم یک خواهش دارم از شما آن هم این است چون بحث فوق العاده، فوق العاده مهم است حتما عزیزان اینها را یادداشت کنند ببینند که قدم هایی که پیغمبر دارد الان میگوید قدم به قدم باید برویم تا ماه دیگر ما چقدر توانیستیم به این حقیقت نزدیک بشویم فقط بیاییم و موعظه بشنویم و برویم نه که بی فایده است اما فقط این نیست اگر شدنی صورت نگیرد یک جدیتی یک تحولی یک شدنی صورت نگیرد ما کم می آوریم. ما در طول زندگی کم می آوریم. موقع مردن هم خیلی کم می آوریم. پس آن چه که اینجا خدا دارد با ما سخن میگوید با آدم دارد حرف میزند نه با آدمهای مزدور نه آدم های طمع کار نه آدم های حریص نه حیوان ها که اصلا بویی از محبت خدا نبردند. اگر دنیا را میخواهند دنیا اگر آخرت را می خواهند عاشق آخرت اند. بدون خدا با آنها حرف ندارد الان حرف سر چه است؟ حرف با آدم حسابی هاست. آنهایی که شرمشان می آید غیر از زیه انسانی چیز دیگری داشته باشند. می فرماید که وجبت محبتی للمتحابین فی واجب است محبت من قطعی و مسلم است برحق کسانی به خاطر من دوستی می کنند با هم دوستی می کنند. اولین روایت از امام صادق (ع) است. «قال سمعته یقول ان المتحابین فی الله یوم القیامه علی منابر من النور قداضاءنور وجوههم و نور اجسادهم و نور منابر هم کل شی حتی یعرفو به فیقال هولاء المتحابون فی الله» می فرماید که من شنیدم که می فرمود معمولا وقتی که به این شکل می آید یعنی حضرت یکبار هم نگفته امام صادق (ع) که رئیس مذهب ماست یک چیز خیلی دلش را شکسته این گله و شکایت را حضرت سجاد هم از ما دارد که شیعیان ما در رفاقت با همدیگر بی عرضه اند. ناتوانند، ضعیفند، بلد نیستند شیاطین بین روابط بین خودشان را کنار بزنند، همیشه شکست می خورند. همیشه خیلی از این جهت ائمه از دست شیعیان گله دارند که چرا نمی توانند به همدیگر محبت خوب، خالص و پایدار داشته باشند. زود به کوچکترین آفتی مریض می شوند و روابط، روابط زن و شوهر پدر و فرزند، دوتا دوست خراب میشود .چرا اینطوری میشود؟ چرا اینقدر بی عرضه هستند؟ امام صادق (ع) هم همینطور بوده برای همین هم خیلی سرمایه گذاری کرده حضرت گفتم اینقدر ناراحت بود حضرت که پول می داد می گفت آقا این پول، وقت دیدی دوتا شعیه به جان هم افتادند پول بدهید روابطشان خراب نشود. می دانی معناش چه است؟ معنای این چه است که امام صادق (ع) پول می داده که دو تا شیعه با هم دعوا نکنند. مفهوم اینکار چه است؟ اینکه خودتان هم مواظب باشید در روابطتتان وقتی امامتان میگوید من پول خرج میکنم از جیبم برای اینکه شما به جان هم نیافتید مواظب باشید دنیا که یکی از مصادیقش پول است باعث اختلاف شما نشود اگر قرار است دنیا مظاهر دنیا بین شماها اختلاف بیاندازد آقا بکشید کنار و نگذارید خراب بشود روابطتتان نگذارید شیطان برایتان مسلط بشود. این معنای خیلی مهمی دارد هر چه شما نگاه کنید اگر بعد از امام جناح های ما در مملکت همین یک فرمایش امام صادق را عمل می کردند یعنی به خاطر حب و مقام و ریاست و به خاطر دنیا نمی پریدند به همدیگر به جان همدیگر ما الان به کجا می رسیدیم یعنی کشور الان کجا را گرفته بود و اگر این نباشد چه اتفاقی می افتد چه اتفاقی می افتد اگر نباشد خیلی ماها جلو رفته بودیم ولی مملکت ده ها سال عقب می افتد و افتاده برای اینکه ما حاضر نیستیم دست از دنیا برداریم یا پول یا مقام یا عرض کنم که شهوت های دیگر هر کدام مطرح بشود، چون شما خیلی شریف هستید از نظر بنده، حتی به خاطر خدا هم این کار را نکنید یعنی جایی که ظاهرا کار مقدسه مثل کار برای امام زمان اینکه اگر بین کار دعوایتان شد، کار برای هوای نفس نیست اگر اینطوری باشد خیلی بدبختیم اگر برای خداست برای امام زمان است اگر بین شماها سر کار اختلاف افتاد ما گفتیم چه را فدا بکنید؟ کار را فدا بکنید. بی خیال کار. رفاقت و صمیمیت ما نباید به هم بخورد. آنهایی که به خاطر کار و درگیری های کار، کار ما پیش برود. نه کار ما عقب بماند. خیلی امام صادق علیه السلام نسبت به این قضیه عنایت داشتند عنایت ویژه.
«ان المتحابین فی الله یوم القیامه» این حرفها مسئولیت ما را صد برابر می کند. خیلی سنگین می کند مسئولیت ماها را. خیلی سنگین می کند. «ان المتحابین فی الله یوم القیامه» کسانی که با همدیگر محبت می ورزند، مهرورزی می کنند به همدیگر، فی الله برای خدا به خاطر خدا و ارزشهای الهی عاشق هم هستند همدیگر را دوست دارند روز قیامت علی منابر من النور اقا ما نمی توانیم این را مجسم کنیم که یعنی چه که اینها بر منبرهای از نور هستند بر منبرهایی از نور یعنی خیلی علو منبر چه را می رساند بلندی را می رساند یک جایگاه فوق العاده بلند منبر دیگر نسبت به بقیه از همه بلندتر است ،یعنی وضعیتشان وضعیت عادی نیست این جور آدمها حالادر روایت بعدی می رسیم به آن اینقدر عادی نیست که انبیاء هم تعجب می کنند انبیاء و اهل بهشت تعجب می کنند که اینها چقدر رفتند بالا نور چه است؟ نور چه است؟ که اینها روی منبر نور می نشینند یعنی چه نور که نور حسی که نیست که چیزی ساختند منبر رفتیم بالایش قرار گرفته این چه را می رساند که کسانی که بخاطر خدا همدیگر را دوست دارند بخاطر خدا با محبت به همدیگر نگاه می کنند همدیگر را می بوسند به همدیگر می خندند همدیگر را درآغوش می کشند در قلب هایشان پر از محبت است نسبت به همدیگر اینها می فرماید که در منابری از نور هستند که قد اضاءالنور وجوههم نور چهره اینها را روشن می کند و نور اجسادهم، نور بدن های اینها و نور منابرهم و نور خود منبرشان یعنی آن مقامی که دارند چه را روشن می کند کل شی ها همه چیز را روشن می کند همه جا را روشن می کند. یعنی چه؟ اگر کسی توضیح داد این یعنی چه؟ یعنی چه اضاء نور وجوههم هان صورتشان و نور اجسادهم بدنهایشان و نور منابرهم کل شی گفتم معنا نمی خواهد بکیند مفهومش را بیان کنید چون بین معنا و مفهوم تفاوت است .من می گویم که آقا من جمعه در نماز جمعه شرکت کردم معنایش مشخص است دیگر مفهومش چیست؟ مفهومش این است که من مسلمانم، مومنم به نماز جمعه اعتقاد دارم صد تا دیگر مفهوم در می آورم. از آن فرمایش و عملکرد سیره پیغمبر یک مفهوم کاربردی در آوردند کاربردیش کردند برای شما. شما باید این را کاربردی کنید قد اضاء نور وجوههم و نور اجسادهم و نور منابر هم کل شی یعنی شما وقتی به همدیگر بخاطر خدا محبت می کنید همه محیط کاریتان همه محیط زناشویی تان محیط ارتباطتان روابطتتان نورانی است روشن است، شفاف است کسی نمی تواند بیاید شیطان است نمی تواند غلبه کند اگر شیطان بیاید یعنی محبت برای خدا نیست اگر تاریک بشود دوتا مومن روابطشان تاریک بشود یک جا نفسانیت در کار است یا هر دو جا نفسانیت در کار است که این بلا سرمان می آید. چون هیچ اتفاقی در قیامت نمی افتد مگر آن اتفاق در کجا می افتد،اینجا حالا چه فایده مثلا نور وجوههم اجسادهم نور منابر هم اضاء کل شی به چه درد می خورد باید اینجا کاربرد داشته باشد اینجا باید کاربرد داشته باشد. اینجا اضاء کل شی یعنی چه؟ اینها در مدیریت در بحثهای مدیریت، مدیریتهای پیشرفته امروزی که الان دوره الفبا را مدیریت می گذرانند دوران الفبا را می گذرانند یعنی دوران ابتدایی مدیریت است انشاء الله امام زمان بیاید اینها فرمولهای مدیریت است که شما باید دائماً یک مدیر مجموعه اش را دوست داشته باشد یک پدر خانواده مادر خانواده عاشق خانواده اش باشد خواهر و بردارهای همدیگر را دوست داشته باشند در مجموعه مدیر همه را دوست داشته باشد اعضا همدیگر را دوست داشته باشند شما هم مگر نمی خواهید موفق باشید وقتی سرعت نور بگیرید که سرعتتان خیلی زیاد است. اگر بخواهید یک موسسه یک مجموعه یک خانواده یک روابط اقتصادی یک کار اقتصادی یک دکانی دارید در خانه در بازار عذر یک روابط زن و شوهری سرعت پیدا کند کارش برکت پیدا کند از محاسبات دو دوتا چهارتاهای مادی در بیاید خوب بله بدهی به سیستم اقتصادی بده به سیستم مدیریت نوین به شما میدهد مدیریت بحران مدیریت زمان مدیریت چه، مدیریت چه ولی وقتی میدهی دست امام صادق(ع) می گوید حتی اگر کافر هم باشند کافر دقت کنید کافر هم باشند درشان محبت باشد خدا سرعت می دهد به کارشان به کارشان برکت می دهد حالا فکر کنیم مومن باشند برای خدا همدیگر را دوست داشته باشند چه اتفاقی می افتد میگوید کافر باشند برکت میدهد خدا به کارشان حالا بگوییم مومن باشند و بخاطر خدا همدیگر را دوست داشته باشند بعد اینها بروند یک کاری انجام بدهند. میشود هشت سال دفاع مقدس، شما هشت سال دفاع مقدس را بدهد به هر کامپیوتر می سوزد بدهد به ابرکامپیوترها می سوزد بدهد به هر کارشناس قاطی می کند یعنی چه یک کشوری که تا خرخره زیر قرض است هیچ امکاناتی ندارد هیچ امکاناتی ندارد بعد دنیا بیاید با تمام امکانات با همه قدرت نظامی با آن طرف بشود بعدهم شکست بخورد برود این یک معجزه است. یک لطیفه شاید می ماند. می گفت ما دو هزار نفر بودیم جنگ فلان ما دو هزار نفر بودیم خوب دشمن چند نفر بود می گفت پنجاه نفر می گفتیم نتیجه چه شد می گفت همه ما را کشتند. همه مان را کشتند. یک خانواده زن و مرد بچه ها همدیگررا دوست داشته باشند. محبت بکنند انگیزه های الهی باشد یک دفعه می بینید مرد درآمد ماهانه اش صد هزار تومان است هزینه ای که در خانه صورت می گیرد چقدر است؟ سیصد هزار تومان از کجا می آید چه طوری میشود دیگر مهندس عالم دارد حرف میزند ها آنها که ساختار ریاضی عالم در دستشان است دارند با شما حرف می زنند ولی شما این کار را نکن. شما اگر این کار را نکردی تاریک میشود خدشه می افتد سرعت کم میشود برکت کم می شود من به همه شما عزیزان هم توصیه کردم هم می گویم واجب است، واجب است ما این دستورالعمل را اجرا کنیم اگر کسی این دستورالعمل را نمی تواند اجرا کند ظلم کرده به خودش به مجموعه خیانت کرده به امام زمان علیه السلام چون کار حضرت را خراب می کند. با دلمان کار بکنیم یقه خودمان را بگیریم باید این طوری باشیم نگذاریم مریضی های ما آلودگی های ما سرایت کند به دیگران در جبهه این طوری بود دیگر خدا رحمت کند حاج همت را ما چند تا عملیات با ایشان بودیم و رفتیم بعضی هایش موفق بود بعضی هایش شکست می خورد فرمانده قبل از ایشان بعد از ایشان هم بودند ما هر وقت شکست می خوردیم می آمد آنجا می گفت که آقایان اخلاصشان کم بوده مستحبات را انجام ندادند نماز شب نخواندند نمی دانم توسل شان ضعیف بوده شکست خوردیم و واقعاً هم حق ما در صدر اسلام هم داریم که جنگ شکست خوردند حضرت میفرمود مستحبات را رعایت نکردند شکست خوردیم. ما هر کدام یک توانایی از کار انجام کار یک ضعفهایی داریم و همه گناهکار،مقصر، عیب دار هستیم هیچ کسی بی عیب نیست جز امام زمان همه عیب داریم، ضعف داریم ولی واقعاً روی نیتهایمان کار کنیم روی انگیزه هایمان روی دل هایمان روی نوع نگاه هایمان معصوم باید باشیم یعنی فردا در چهره امام زمان نگاه کردی بگو والله بالله جان تو امام زمان قسم من از روزی که پایم را گذاشتم در بسیج در هیئت، ببینید در هیئت ها چقدر اختلاف است در موسسه در جبهه در هر جا رفتم از وقتی درخانه خودم بودم نگذاشتم در روابط زناشویی نفسانیتم غلبه کند که من یک بار عصبی بشوم یک بار پرخاش بکنم یک بار آنجایی که نباید بهم بر بخورد، بهم بر بخورد یا امام زمان من به جان تو سوگند نگذاشتم بهم بر خوردآنجا که حق نداشتم بهم بر بخورد و حق بچه ام بود حق با زنم بود کوتاه آمدم معذرت خواهی هم کردم من رو سفیدم پیش تو امام زمان که من در محیط خانواده در محیط کار قلدری نکردم غرض ورزی نکردم دنبال حق بودم نگذاشتم نفسانیت من نگذاشتم شیطان من نگذاشتم تمایلات من گند بزند به کار، کار را خراب بکند این را ما باید به امام زمان بگوییم ما در این قضیه باید معصوم باشیم برویم به سمت عصمت هر کس اگر یقه خودش را بگیرد ما با دیگران کار نداریم ممکن است دیگران ضعف نشان بدهند خرابکاری بکنند مشکل درست بکنند ولی ماها نباید اگر یک کسی هم با ما این کار را بکند نباید از این صراط خارج بشویم خیلی دقیق ها نباید از این صراط خالی بشویم هر کسی موظف است واقعاً یقه خودش را بگیرد اگر یک آدم ضعیف که کار بلد نیست بیست درصد کار را بلد است سی در صد کار را بلد است هفتاد درصد در کارش خطا دارد اشتباه دارد با همین نیت بیاید کار بکند خدا به کارش ده ها برابر برکت میدهد نسبت به کاری که متخصص یک نفر، متخصص است صد درصد هم کار را بلد است خوب هم میتواند انجام بدهد ولی عرضه ندارد جلوی خودش را نگاه داره ما در هشت سال دفاع مقدس این را لحظه به لحظه امتحان کردیم و دیدیم در این نظام دیدیم این را یک کسی که فکر می کند که همه حرفها در یک مجموعه در یک نظام مدیریتی در یک سیستم تخصص می زند لاغیر. این یک کافر است. فقط ظاهر را می بیند یعلمون الظاهر من الحیاه الدنیا و هم ان آخره غافلون آخرت یعنی همان نظام مدیریتی دنیاست نه آخرت به معنای قیامت ها آقا این طوری نیست حضرت میگوید مستحبات را رعایت نکردی یعنی آخرت گند زد به کارتان همه شما هم خبره بودید رزمنده بودید هم چیز را هم بلد بودید خراب میشود کار فقط تخصص باشد نه عزیز خودت را درست کن مرده شور تخصصت را ببرند. شما بروید به این دانشمندان هسته ای ما بگویید شما چه طوری اف دو تولید کردید بروید باایشان صحبت کنید می گویند الا بالله حضرت زهرا آمد کمکتان کرد. من فیلمش را هم دیدیم. خودم هم باآنها صحبت کردم. کجا این حرفها بود. می گفت نشتی داشتیم گاز f2خیلی خطرناک بود تمام متخصصهای سازمان آمدند بی بی سی Fآمدند رفتند آن پایین ببندند لوله را نتوانستند می گفت تو این هیرو بیری فقط یک کارگر بی سواد ما داشتیم آنجا یدی می کردیم او مدام می گفت آقا می برم ببندم می گفت نه برو کنار مهندسها و اساتید اینجا هستند نتوانست آخر سر هم او رفت بست. نه اقا ما باید همه شرایط مادی و معنوی را با هم کنار هم بگذاریم اصل تخصص کنار تقوا و معنویت کنار صفا همدلی صمیمیت محبت، محبت در راه خدا به همدیگر یک متخصص بی نماز بردار بیار یک ریشتراش فاسق بردار بیاور خیلی هم متخصص غصب می کند خداوند فرشته ها هم کار را خراب می کنند فرشته که می دانی یعنی چه فرشته نه اینکه ما فکر می کنیم چهار تا بال دارد این طوری نه فرشته یعنی قوای عالم قهر می کنند با این سیستم راه نمی آید قوای عالم کار نمی کند نمی گذارند سیستم برود جلو کار نمی کند. لذا شما می بینید که آدم هایی که ماندگار شدند در تاریخ امیرالمومنین (ع) تعریف می کند که هفت نفر هستند که در نزد خدا خیلی محترم و عزیز هستند. چنین هستند و چنان هستند. اسم می آورد سلمان و مقداد و ابوذر و اسم می آورد. ببینید اینها چه بودند و چه طوری آدمهایی بودند که اینقدر موفق بودند. حتی یعرفوا به تا اینکه همه چیز به نور اینها شناخته می شود خیلی عجیب است ها یعنی شما صحنه تاریک قیامت را چراغ مگر نمی خواهد ما الان نشستیم اینجا مسائل جدی ما چه است؟ اینجا هستیم الان نشستیم اینجا اینکه بخواهیم یک کلاس برقرار کنیم درست است یک کلاس برقرار کنیم یک شام بخوریم کنار همدیگر به این مهتابی تا به حال ما توجه کردیم تحویلشان بگیریم اینها چقدر مهمند ما کارهایمان را زیر سایه اینها انجام می دهیم خدا می گوید کارهای قیامت زیر سایه آدم هایی انجام می شود خیلی حرف بلند است ای کاش می توانستم باطن قضیه را روشن کنم برای شما کارهای قیامت ،اگر کسی بگوید یک جایزه خوب دارد کارهای قیامت حتی یعرف خیلی حرف ها زیر سایه کسانی انجام می شود که به محبت در راه خدا به همدیگر داشتند همه چیز قیامت به وسیله این آدمها شناخته می شود. حالا در روایت بعدی یک ذره فرصت می دهم به شما کمی فکر کنید شاید جواب در بیاید باز امام باقر (ع) از چه کسی نقل می کند از رسول الله قال رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم): «المتحابون فی الله یوم القیامه علی الارض زبرجد خضراء فی ظل عرشه عن یمینه وکلتا یدیه یمینه وجوهم اشد بیاظن و اضمع من الشمس فالعه یغبطهم» این خیلی مهم است «بمنزلتهم کل ملک مقرب و کل نبی مرسل یقول الناس من هولا فیقال هولاءالمتحابون فی الله» شراب ها شراب مستی می آورد واقعا می فرماید که کسانی که در این دنیا فقط برای خشنودی پروردگارشان همدیگر را دوست داشتند اینها روز قیامت در سرزمینی از زبرجد ما هم که نمی فهمیم زبرجد سبز در سایه عرش الهی و در جانب راست سا کنند بعد حضرت می فرماید که هر دو جانب عرش راستند. از بس ملیح حرف می زنند اینها می گوید اگر گفتم سمت راست عرش خودم فکر نکنید سمت چپ دارد. هر دو طرفش راستند یکی حل کند این معما را فکر نکنید آنجا عده ای سمت راست عرشند عده ای سمت چپ خدا راست و چپ ندارد می گوید هر دو سمت خدا راست است اینها را در اسماءالله که آدم می فهمد خیلی مستی می آورد برای آدم فهم این ریاضیات و هندسه عالم این طوری می شود. عرش همه اطرافش راست باشد. چپ نداشته باشد عرش احاطه دارد بر هر چیز، هر دو جانب عرش یمین و پربرکت است. یمین را کجا برد؟ گفت یمین را به چیزی زد که پربرکت ازش درآمد؟ به یمن است یمن یعنی مبارکی. چهره هایشان نورانی تر و سفیدتر از خورشید است. همه فرشتگان مقرب و پیامبران مرسل به جایگاه و مقام شان غبطه می خورند. معلوم است یک کار خیلی ویژه است. چقدر هم مفت است در اختیار ما گذاشتند کار سختی است که آدمها بخاطر خدا همدیگر را دوست داشته باشند؟ انگیزه هایشان از توجه به هم رسیدگی به هم خدا باشد؟ می گوید من کاری ندارم این بلال سیاه است بدقیافه است زبانش هم می گیرد بلال خوردنی است دوست داشتنی است. من کاری ندارم یکی افغانی است یکی عرب است یکی آمریکایی و یکی اروپایی است دوست داشتنی اند. شیعه اند مؤمند، باید برایشان نفس کشید. باید به عشق شان نفس کشید باید برایشان نگران بود. کاری ندارم چه هستند من نه با ملیتش کار دارم نه با قیافه اش کار دارم با هیچ چی کار ندارم نه با فقیر و غنی بودنش کار دارم. دوست داشتنی اند. خیلی سخت است این کار که آدم برود انگیزه هایش را روی این کار متمرکز کند؟ نه با گذشته کسی کار داشته باشیم نه ور برویم با احوالات کسی. همه فرشتگان مقرب و پیامبران مرسل به جایگاه و مقام شان غبطه می خورند. حالا شما بیایید در این کتابهای عرفانی که نوشته شده غیردینی هایش که مزخرف است کتاب های عرفانی دینی که است امثال ما ها می نشینند وقت تلف می کنند پایش می بینی خبری از این فرمول ها نیست. معصوم است که تمام عشقش را می ریزد در کلامش می دهد به شیعه اش. می بینی با چه عشقی با شیعه حرف زده حالا تو را کجا دعوت می کند شماها را؟ می گوید روی منبرهای نور دعوت تان می کنند که انبیاء و فرشته ها حسرت شما را بخورند. با چه سخاوتی در اختیار ما گذاشتند این را. تمرین خوبی است. بگوییم از این به بعد تلاش می کنیم در خانه که می رویم سر کار که می رویم اداره می رویم در مغازه اینجوری باشیم. با مشتری مان همینطوری رفتار کنیم از در می آید تو، اعظم حرمه من الکعبه به او نگاه کنیم به عنوان یک شیعه اهل بیت به او نگاه کنیم مدام به قیافه و حجابش گیر ندهیم موهایش زده بیرون یقه اش باز است، لباسش تنگ است، ناخنش لاک زده ریشش را تراشیده ول کن بیا بیرون ما اینقدر انگیزه داریم که یک نفر را خیلی دوست داشته باشیم ولو با خیلی از گناهانی که حالا آن یک فحشای ظاهری دارد ما خودمان صدتا فحشای باطنی داریم ما یک غیبت می کنیم از هفتاد تا زنا بدتر است. پس وقت داری یک زنا کاررا دوست داشته باشی .چون خودت را هم دوست داری هنوز، هنوز جا دارد یک کسی این طوری را دوست داشته باشی مدام گیر ندهید به این جور مسائل خیلی خوب اینها را هم تمرین بکنید بگویید آقا ما تمرین می کنیم که دوست داشته باشیم آدمها را درست نگاهشان کنیم احترام به آنها بگذاریم گران به آنها نفروشیم نمی دانم هر چه ،هر محیطی که هستیم خانواده همینطور بچه هایمان همینطور تمام دعواهایی که بین زن و شوهر ها اتفاق می افتد نمی گویم تمامش درخانه پیغمبر هم دعوا بوده. در خانه پیامبرها هم دعوا بوده پیامبر هم ائمه هم ولی هر وقت اتفاق می افتد، برای این است که ما نتوانستیم نظام محبتی خودمان را فی الله بکنیم. آنها هم اگر فی الله پیغمبر را دوست داشتد این مشکلات ایجاد نمی شد. آنهابرای خودشان دوست داشتند. پیغمبررا دوست داشتند. عاشق پیغمبر بودند .بدترین زنهای پیغمبر بدجنس ترین شان هم دوستش داشتند. ولی برای خودشان می خواستند .پای خدا در میان نبود. در خانواده ها اگر درگیری وجود دارد شما فقط نگاهتان را عوض کنید ببینید خیلی وقتها دیگر با بچه هایتان دعوایتان نمیشود دیگر نیازی به خشونت ندارید نه نسبت به همسرت نه نسبت به بچه ات نه نسبت به شوهرت نه نسبت به مادر شوهر و پدر شوهر و نمی دانم پدر زن و اصلا نیازی نداریم از این توحش آدم در می آید واقعاً وقتی محبتهایش شخصی می شود دوتا عاشق می افتند به جان هم بعد سه ماه طلاق می گیرند وقتی عشق شخصی می شود سه هزار تا جوان بخاطر مهریه می افتند زندان وقتی عشقها شخصی می شود در یک سال تهران 60درصد رشد طلاق دارد همه عاشق همدیگر هستند هیچ شکی هم نیست می میرند برای همدیگر اما وقتی شخصی میشود طرف میگوید یا مال من باش یا آبروت را هم می برم یا به من امتیاز بده یا دیگر من نمیخواهمت پای خودم در بین این طوری نیست که ما آدمها را مال قیمت خودشان دوستشان داشته باشیم بخاطر خدا به آنها احترام بگذاریم آقا تمرین کنیم حالا یک مژده هم بدهم به شما ،یک مژده بدهم در فرمول ها که زیاد گفتیم که حضرت می فرماید که هر کس می خواهد ببیند که یک نفر چقدر مومن است به عاطفه اش نگاه کند ببیند چقدر عاطفه دارد کلما اذ داد للعبد ایماناً اذ داد للسناء حب هر چقدر ایمان میرود بالا انسان همسر خودش را بیشتر دوست دارد گفتیم همسر جزو چه است؟ مصادیق است والا بابایش را هم بیشتر دوست دارد. مادرش را هم بیشتر دوست دارد نمی دانم نساء نیست رجال هم است زنان هم عاشق مردان هستند بچه ها نسبت به همدیگر خواهر و برادر نسبت به همدیگر دوستان مومنان نسبت به همدیگر آقا وقتی ایمان می رود بالا این زیادتر میشود واقعاً شما نگاه کنید ما چند تا روابط زناشویی داریم که اوج عشق در نامزد بازی و عقد است بعد عروسی فروکش نکند و مدام بکشد بالا یعنی مدام تازه تر بشود یعنی زن یک کاری بکند که هر شب شوهرش داماد باشد مرد هم یک کاری بکند که زنش هر شب عروس باشد به همان شادی به همان انبساط هر وقت با هم هستند با هم غذا می خورند با هم می روند بیرون همین لذت را داشته باشد همان لذت را داشته باشد می خواهیم برویم قدم بزنیم بگردیم یک چایی با هم بخوریم هر روز تازه باشد راهش فقط همین است. همین فرمول که عرض کردم شما این فرمول را اجرا کن بعد ببین عشق چند برابر میشود دیدن رفقا چند برابر میشود. آدمهایی که این طوری نیستند وقتی یک نفر که نسبت به آنها ابراز محبت می کند بغلشان می کند می بوسدشان تعجب می کنند این کم دارد عقده ای یا مثلا این هر وقت مومنی را می بیند بغل می کند می بوسد نکند انحراف دارد نکند یا مثلا این طوری است مثلا نحوه حرف زدنش تراوشات کلامی عرض کنم خدمتتان نحوه بغل گرفتنش نحوه نگاه کردنش نحوه حرف زدنش تحویل گرفتنش چه است؟ چون خودش ندارد. چون خودش همیشه چرتکه می اندازد؛ یعنی قطره ای محبت می کند به دیگران فی الله نیست اگر الان من بخندم چه میشود اگر بلند شوم چه میشود اگر بغلش کنم ببوسم چه میشود اصلا لابشرط است. اونی که با خداست، لابشرط است. اصلا شرک ندارد که من می خواهم از این پاداشی بگیرم از این نتیجه بگیرم از این رابطه به من چه آقا سوءاستفاده کنید کار خودت را کن مگر پیغمبر از ایشان سوءاستفاده نکردند خانواده شان چرا اصحاب مگر سوءاستفاده نکردند چرا، به پیغمبر ربطی دارد سوء استفاده کن چه گیرشان می آید خیلی گیرشان میآید تو خدایی شو تو گیرت بیاید حالا آنها سوءاستفاده می کنند بکنند خراب می شوند بشوند جهنم می روند بروند حواست به خودت باشد. می گفت که دوپینگ کرده بود آخر می رساند به او می گویند چرا آخر رسیدی مگر میخواستم نفهمند دوپینگ کردم این زرنگی های ما تو زندگی این طوری است جلوی خدایی شدن خودمان را مثل خداشدن خودمان را می گیریم مبادا بقیه سوء استفاده کنند مبادا بقیه سوء استفاده کنند. خدا رحمت کند آیه الله بروجردی رحمه الله را آقای بروجردی نه یکبار را دوبار آیه الله اراکی تعریف می کرد می گفت بارها، بارها وقتی پولی دستش بود یک پولی دادند به او در نماز جماعت می گفت یکدفعه مثلاً در فیضیه باد می برد این پولها را پخش می شد طلبه ها می دویدند پولها را جمع کنند بیاورند بدهند دست حاج آقا، حاج آقا می گفت هر کسی هر چی برداشته برای خودش یک کسی هم می نشست به ریش آیه الله بروجردی میخندید عجب هالویی این نه آن هالو نیست برای همین پیغمبر می فرمود مومن کسی است که وقتی نگاهش می کنی خود پیغمبر هم همینطور بود می گفت خل است، دیونه است زیرک نیست عاقل نیست پخته نیست. چرا؟ چون ماها معتقد نیستیم لاحول ولاقوه الا بالله علی العظیم ما معتقد نیستیم. لاموثر فی الوجود الا الله می گوییم من منشا اثر می خواهم بشوم من می خواهم اثر بگذارم من می خواهم کار بکنم تا می آیی این کار را بکنی قضیه دوپینگ میشود یکدفعه می بینی برای خدمت به امام زمان کردی بعد بیست سال خودت را به لجن کشاندی رفته پی کارش در نجاست کار کرده برای امام زمان تمام شد «ان الله یوید هذا الدین برجل الفاسق» یک جمله علی (ع) دارد علی (ع) می فرماید من هیچ وقت به خاطر اینکه کار اسلام را پیش ببرم کار خدا را پیش ببرم خودم را آلوده نکردم یک جمله جالبی دارد می گوید من می دانم همه شما را اصلاح بکنم همه شما را می توانم اصلاح کنم. نامه هایی که حضرت به استاندارهایش نوشته ده تا نامه به استاندارهایش نوشته همه استاندارها تو زرد از آب در شدند مدیران منصوب امیرالمومنین بروید بخوانید نامه هایش را به استاندارش در بصره به استاندارش در مصر به استاندارش در کوفه به استاندارش در کجا، کجا شنیدم یک چنین غلط هایی کردی شنیدم شنیدیم استاندارها را نوشته حالا شما بگو این مدیریت این طوری است بعد هم نمی تواند جمع کند قضیه را از دستش درمی آورند یک ابوموسی اشعری و یک عمروعاص را می آورند حکومت را از دست علی می گیرند و دودستی می دهند دست معاویه چرا نمی تواند جمع کند حضرت علی بی عرضه است مدیریت بلد نیست عقل ندارد میگوید من می توانم همه شما را اصلاح کنم اما لا بفساد نفسی نه به قیمتی که خودم را خراب کنم من جلو رشد خودم را بگیرم جلو آدم شدن خودم را بگیرم که میخواهم شما را آدم کنم نه می خواهی بروی جهنم برو جهنم امام است. نماینده خداست روی زمین خدا هم به پیغمبر میگوید اینقدر حرص نخور لعلک باخع نفسک تو خودت را داری می کشی که به خاطر این که مردم ایمان نمی آورند که طاها ما انرلنا علیک القران لتشقی می خواهد حرف گوش کند، گوش نکند. بعضی از عزیزان یک موقع به من می گویند چرا شما عیب های ما را نمی گویید. چرا یقه ما را نمی گیرید؟ چرا گوش مارا نمی گیرید؟ به من چه. من چکاره ام. من خیلی عرضه کنم به خودم برسم. تازه همین حرفهای کلی هم که دارم میگویم زیادی است. این همه فرمول داریم می دهیم. دیگر همین ها بس است. دیگر اصلا نیازی نیست یقه کسی را بگیری، گوش کسی را بگیری، تو این کار را نکن تو این کار را بکن. حالا هر چند ما که گاهی به عزیزان تذکر هم میدهیم.
روایت بعدی از امام سجاد است که طولانی است بماند برای جلسه آینده.
با هم دعا کنیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس امام زمان (ع) رفع اضطرار از شیعیانشان رفع اضطرار از دلهایمان ما خیلی مضطریم اگر نتوانیم همدیگر را دوست داشته باشیم این خودش یک اضطرار وحشتناک است که کسی که نتواند نظام محبتی خودش را تنظیم کند این گرفتار است رفع اضطرار از خودمان انشاءالله با همدیگر پنج بار به عنوان یک مضطر آیه امن یجیب را بخوانیم هدیه محضر مقدسشان سه صلوات.