بسم الله الرحمن الرحیم
در باره فرمولهای به سمت آخرت و گفتیم در این حرکت ما باید به ثروت خودمان دائماً اضافه بکنیم مثالی که زدم به شما این فرمول توجه کنید روز به روز به غنا و ثروتمان یک مسئله این بود که در رحم مادر یک جنین قرار دارد که سلول تخم هست تا زمانی که شکل می گیرد باید دارائیش در رحم مادر دائماً اضافه بشود و این دارائی باید تناسبی بارحم دنیا داشته باشد که این ثروت را با خودش ببرد یک تولد زمانی زیبایست شیرینی و شادی می آورد وقتی که زمان تولد رسید جنین یا کودک تمامی ابزار مورد نیاز به دنیا را آورده باشد لذا گفتیم که جنین رشدش زمانی طبیعی که هر لحظه و ثانیه که می گذرد به اندام سازی اضافه بکند یعنی بیشتر ****کار بیشتر جنین در رحم اندام سازی است یعنی هر ثانیه که می گذرد این پیشرفت می کند .
و دائماً بهثروت که جنین اضافه می شود یعنی دارای اندام متناسب تر با دنیا خواهد شد بنابراین کدام جنین از همه بهتر است آن که اصالت را در وقت گذاری و این 3 مرحله در انتخاب ارتباط و رفتار توی این 3 مرحله اصالت را به تولد خودش می دهد در قالب جنین هستیم در رحم دنیا کدام انسان موفق تر است کسی که به ثروت بیشتر فکر می کند به کدام ثروت ثروت آخرتی پس در 3 تا امر انتخاب ارتباط او و رفتار اصالت را به حیات ابدی و اخرتی بدید تا سالم متولد شود .
یک جمله قشنگی دارد پیامبر – هر وقت پیامبر می آمدبه قبرستان ائمه دیگر هم این را داشتند مستحب است ما هم این را بگوئیم وقتی می روید مخصوصا خوب افراد به سر قبر یه نفر می گفت انتم لنا فرت و انا انشا الله بکم لا حقون شما از ما پیشی گرفتید ما هم انشا الله می آئیم همه انشا الله را کی به کار می بریم ما ها انشا الله می آئیم وقتی کسی می رود زندان ما ها نمی رویم بهش بگوئیم شما رفتید زندان انشا الله ما هم می آئیم این جوری نمی گوئیم انشا الله را در جاهای خوب و قشنگ و بهتر بکار می بریم مثلاً کسی می رود کربلا و مکه می گوئیم انشا الله نصیب شما هم بشود و ما هم بشود حالا توی فرهنگ ما می گویند وقتی می خواهی با یک مرده حرف بزنی این جوری حرف بزن شما از ما پیشی گرفتید ما هم انشا الله می آئیم پیش ما ها یعنی جای خیلی قشنگی است خیلی زیبا ست خیلی کامل است یک پرسید از حضرت چرامی ترسیم از آن طرف حضرت فرمود آخر ما از آن طرف می ترسیم چون نمیشناسید آنطرف را اگر شما می شناختید آن طرف را که چه خبر است آن موقع ترس نداشتید اگر می دانستید آن جا چقدر قشنگ است یک حدیث قشنگی از خدا می فرماید ما ترد فی شی من هیچ وقت تردید نکردم توی کاری مثل تردید کردن در گرفتن جان بنده ام مومنم هو یقترع الموت او از مردن بدش می آید و من هم از بد آمدن او بدم می آید مثال بزنم شما می خواهید بچه اتان را جای قشنگی ببرید این هم می ترسد از جای قشنگ مثلاً می خواهی سوار تلی کابین بکنی و ببرش بالا بالا رفتی می بینی آن جا بستان و گلستان در یاچه قشنگ آن فضای قشنگ آن بچه که چشمش به تلی کابین می افتد ترس برش می دارد .
جای قشنگی داری می بریش جای خوبی داری می بریش و خیلی دوست داری بیاید آنجا را ببیند کلی هم زحمت کشیدی که بچه ات حاضر بشود بیاید آنجا ولی چون بچه می ترسد و نمی داند کجا قرار بیاید اضطراب برش می دارد از این ور تو ناراحتی آن بدش می اید که بیاید جای قشنگ و از این طرف تو بدت میآید که چرا او بدش می آید .
برای همین تردیدمی کنی که ببریش یا نبریش و می گوئی اگر می خواهد جیغ و داد بزند و اعصابم را خرد کند و مرا ناراحت کند و خودش هم نمی داند کجا می برم و او هم کوفتش می شود نمی داند کجا دارم می برم . خدا می گوید که می خواهم مومن را ببرم آنجا کوفتش می شود نمی داند کجا دارم می برم – خدا می گوید که می خواهم مومن را ببرم آنجا کوفتش می شود تردید می کند این یعنی که از آنجای قشنگ یک مقدار می ترسد این خیلی مهم است که آنجا می خواهیم برویم فوق العاده زیباست .
زیبائیهای این جا میوه های دوستی و محبت این جا عشق و محبت این جا آسایش این جا را هر چه که دوست دارید هر چه که خوشت بیاید توی قران هم همین طور گفته و هم فی مشتحت انفسهم آنها از هرچه که لذت می برند ازش جاویدان هستند حالا شما نگاه بکنید که چقدر جای قشنگی خالدون هست این قدر قشنگ است که این جا که این را آفریده ام بازیچه است . خدا نسبت این جا با این جا مثل نسبت این جا با این جا بود لذات و کمالات این جا رحم را در نظر بگیرید نسبت به کمالات لذت دنیا چقدر است قابل حساب هست واقعاً یکاشغال دونی است دنیا چون رحم دوم ماست واقعاً ضعیف است اینقدر هست که در قرآن گفته لهو و لعب بازیچه است قیمت آن این قدر است نسبت به آخرت و ان الدار الاخره حیوان آخرت است که حیات حقیقی درش است چون آن جا را نمی بینیم نمی توانیم اصالت را بدهیم آن جا هر چقدر می گویند آخرت ابدیت تولد متوجه نمی شویم و باز دلمان می آید این جا و این جا را آباد می کنم به ابوذر گفتند که شما چطور می شود که آدم بدش می اید از مرگ و بدمان می آید برای این که آنجا که قرار است بروید خراب کردید و این جا را آباد کرده اید و این جا آباد است و آنجا خراب ودلتان نمی خواهد که بروید ببینید .
شما هیچ از چیز نو بدتان نمی آید مثل یک خانه نو آدم وقتی که یک خانه نو که دارد ببینید شما هر چیز تازه و جدید را وقتی می خواهید تجربه کنید می بینید قشنگ است و لذت می برید خانه نو می خواهید بروید جذاب است کلاس می خواهید بروید جدیدی برایتان جذاب است انگشتر جدید می خواهید بیندازید برایتان جذاب است غذای جدید می خواهید بخورید برایتان جذاب است این برای دنیاست تصور کنید تعمتی که میلیارد ها برابر بزرگتر است جذاب است از نعمتهای دنیا می خواهید ازش لذت ببرید استفاده کنید چقدر جذابیت دارد .
ابوذر می گوید شما آنجا را خرابش کردید جذابیت ندارد تازگی ندارد بهش اصلاً نپرداختید و برای همین هم می ترسید کسی که خانه نو ساخته باشد بدش نمی آید برود آنجا خیلی قوی تر و ماندنی تر عمیق تر زیباتر لذیذتر چه کسی بدش می آید علت این که ما از تولد وفات می ترسیم این است که ما جدی نگرفته ایم ثروت اندوزی نکردیم اگر کسی ثروت اندوزی کرده باشد هیچ غم و غصه ای ندارد که هیچ کاملاً شاد هم هست مثل بچه ،بچه که دنیا می اید اول گریه می کند بعداً دیگر حاضر نیست از این جا برود بیرون اول فکر می کند که بهش خیلی ظلم شده که از رحم مادر کندهشده با گریه و ناله می آید بعد می فهمد جای خوبی آمده عقلش نمی رسید که این قدر گریه و ناله سر نمی داد یعنی فهم ما کم است .
بچه چقدر می تواند بفهمد از دنیا هیچ آنجا که می روی جای وسیع دیدنی های وسیع لذات متنوع هرچه بهش بگوئی درک نمی کند یعنی چی ولی اگر واقعاً درک می کرد یه لحظه پیش مادر دوام نمی آورد . یک بار می دید نمی توانست تحمل کند ما برای آخرتمان سرمایه گذاری کم می گذاریم برای این هست که خوب آنجا را نساخته و به فکر آنجا نیستیم به فکر ثروت آنجا نیستیم کار اصلی ما این است که اصالت را بدهیم به ثروت اندوزی این جا برای اصالت دادن چند مرحله را باید طی کنیم .
در کلیه این 3 مرحله هر وقت به یک ارتباط رسیدی یا به انتخاب رسیدی و به یک رفتار رسیدی آنجا را انتخاب کنی که به درد آخرت برسی اگر این طور کردی خدا تضمین کرده که دنیای ما را تأمین کند . خوب حالا آن حدیثی که خواندم چه بود لا یترک الانس لا ستسلاح دنیاه الا فتحلاح علیه ما هواضل منه می گوید مردم وقتی که در انتخاب یک امر دنیائی است و یک امر آخرتی باید دست به چه بزنیم انتخاب رفتار ارتباط و در سر دو راهی مانده ای می گوید مردم ترک نمی کنند چیزی از موت آخرت و دینی اشان را خاطر آبادانی دنیایشان مگر این که خداوند بابی از ضرر بر روی اینها باز می کند دین ما هر وقت بین دو راهی ماندیم یک شهیدی خدا رحمت کند آمد خوابم از دوستانگفت :
آقای شجاعی به بچه ها بگو که مجالس علمی و مذهبی را دست کم نگیرید من که الان شهید هستم جایم خوب است من یک کلاسی بود که 13 جلسه بود 12 جلسه را رفته بودم یک جلسه را تنبلی کردمالان حسرت آن جلسه را می خورم در دنیا می توانسته برود نرفته به جای این کلاس که رسید ***که انتخاب و رفتار ارتباط بوده به جای انتخاب و ارتباط و رفتار که متناسب با جلسه 13 باشد امر دنیائی را انتخاب کرده میگوید الان ضرر کردم این جا بنابراین این یک امر دنیائی می رسد ودر مقابلش یک امر آخرتی است امر آخرتی را انتخاب کنید که خداوند امر دنیائیشان راتأمین می کند ولی اگر رفتید به سمت امر دنیائی همین دنیا را هم کوفتتان می کند و ضرر می کنید چون دنیا هم با آخرت شاد و آباد است .
یعنی شما هر وقت خواستید در امر دنیا و طبیعت شاد و آرادم باشید کوفتتان نشود باید با اصالت آخرت بیائید سراغ دنیا دنیا این جوری هست ذاتاً این جوری هست هر وقت یک نفر می آید دنبالت تشنه بکش می دواند می دواند لبه چشمه هم نمی رسی و آخر تشنه میمیری اگر هم رسیدی ما کل احد یموت عطشان الا ذاکر الهه اگر کسی به تو بی محلی کرد تو برو نازش را بکش برای همین هم وقتی امام زمان (عج)می آید دنیا این قدر با نشاط و شادابی می آید که تمام گنجهای ثروتش را می دهد بیرون الان بخل می کند طبیعت نه بارون خوب می آید نه هوا خوب است نه طبیعت می تواندآن قشنگی های خودش را بدهد بیرون چرا چون در استخدام کفار است که از آخرت بی خبرند ولی امام زمان (عج)بیاید زمین به رقص می آید شما دقت کنید شما وقتی بین امر دنیایی و آخرتی . امر آخرتی را انتخاب می کنید توی دنیایتان هم شیرین تر هستید مثال بین نماز و ترک نماز وقتی می روی سراغ ترک نماز اضطراب و افسردگی اش می آید سراغت قاعده این جوریست حتماً این جوری است .
وقتی انتخابش را می اورد به سمت ترک نماز می گوید حتماً کوفتش می کند دنیا را حتماً نشاط را از تو می گیرد یک جا را خراب می کند ولی اگر بروی سراغ نماز انتخاب می کنی نماز را می خوانی میبینی به وجد آمدی خیلی شاد هستی آرام هستی مثل ماه رمضان شما می خواهید روزه را انتخاب کن بین گرفتن ونگرفتنش – می ایی روزه نمی گیری ترک میبینی توی ماه رمضان اعصابت خرد است بعد از ماه رمضان موقع عید فطر اعصابت بیشتر خرد است ولی می آیی روزه می گیری می بینی شاد هستی و بعد از ماه رمضان او جشن بیشتر است در عید فطر شادی و آرام در روی سلامت روح سلامت جشم خیلی اثر می گذارد بدو روی ارضای فطری خودش توان بیشتر و به رقص می آید وقتی ما بخش آخرتی را تقویت می کنیم بخش دنیائی خیلی جذاب کار می کند قاعده این جوری است مثلاً یک نفر چشمش را از دست داده هر دو پایش را از دست داده این چقدر پژمرده می شود در خانه ولی وقتی این را در راه معنویت خرج می کند روحش شاد شاد است .
در جنوب بچه هائی داشتیم که چشم نداشتند عصا زنان داشتند می آمدند عملیات می گفتند گوشمان کار می کند عوضش حیف این میکده را ازدست بدهیم و می نشست با بیسیم یک اطلاعاتی جذب می کرد بعضی ها به شهادت هم می رسیدند با این وضعیت این بدن از کجا این شادابی را دارد که بلند می شود می آید عملیات برای این که به کار امر پرداخته بدن با یک پا و با یک چشم هم می اید ولی این جا طرف کمی مریض شد می بینی مرده شد و نشست در خانه چون روح ندارد فقط بدن دارد ماده هست فقط به هیچ وجه روح ندارد – نشاط چون قدرت شما با انتخابهای آخرتی بپردازد روح کار شما با انتخابهای آخرتی صورت می گیرد هر وقت به آخرت بپردازید دنیایتان شاداب است ظهور شده و بین نماز ظهر و نماز عصر فاصله می اندازی بهانه می آوری خانمها بهانه می اورند غذا زودتر آماده بشود .
آقائی که می تواند نمازش را نخواند راه بیفتد می گوید دیر می شود به هوای دنیایش خدا دارد صدایش می زند حی حی بدو من با تو کار دارم وقتی خدا می گوید من با تو کار دارم یعنی کارهایت را بگذار کنار کسی که خدا صدایش می کند می رود وقتی بر می گردد خدا سرو رویش یک دستی می کشد و کارهای دنیایئش ردیف می شود و تکمیل می شود .
ولی وقتی خدا کسی را صدا می زند نمی رود کوفتش می شود یعنی می رود توی راه نماز عقب می اندازد می آید توی راه پنچر می کند یا ترافیک گیر می کند و همان مقدار که نماز نخوانده دو برابر توی ترافیک گیر می کند . می اید می رود در اداره فلان کس را ببیند نمازش را نمی خواند می بیند نیامده به اندازهای که می توانسته نماز جماعت را بخواند (ثواب جماعت را از دست داده )نرفته و آمده با ذلت بنشیند تا آقائی رئیس بیاید یا نه اگر راهش بدهند اگرندهند باید در پشت در بسته بنشیند یا می بینی رئیس آمده ولی با اوسازگار ی ندارد امضاء نمی کند نامه اش را گیر می دهد پرونده گم شده عقب افتاده پرونده ای که می توانسته یک هفته ای درست بشود می ینی 6 ماه طول کشیده چون انتخاب کنی ناز می کند برایت تا می خواهی انتخابش کنی می دواند تو را اگر می خواهی دنیایت به دست بیاید باید التماسش نکنی یادتان باشد ذلیلش نشوید اگر بداند مردهاش وذلیلش هستی به گردهات سوار می شود .
دائماً از تو امتیاز می گیرد این خصوصیات دنیاست اما اگر محلش نگذاری و بداند که قشنگتر از او سراغ داری مثل یک غلام و کنیز بدومی آید سراغت این خصوصیات دنیاست اگر می خواهی دنیای راحتی داته باشی تحویلش نگیر . قیمت خودت را به او نفروش به دنیا بفروشی ذلیل و خوار می شوی قیمت تو چون این نیست . وقتی تو می فروشی دنیا فکر می کند خود فروشی عقلت نمی رسد که قیمت چقدر است همه کس همین طورند من گاهی اوقات که می خواهم از قم بایم ماشین ها شنبه ها گاهی گرانتر است راننده ها گاهی نان به نرخ روز می خورند می گویند شنبه است شنبه دو هزار تومان یک موقع من سوار نمی شوم همان 1500 تومان پنج شنبه یک شنبه می گوید نه 2000هزار تومان وقتی که می شود 2-3-4 نفر همه می گویند ما پول نمی دهیم وقتی می بیند که ما ناز می کنیم و قیمت می آید پایین 1200-1200-که هیچامروز که داشتم می امدم الماس کردن می گفتند بیائید سوار بشوید گقتم چقدر گفتند 2000تومان من نمی خواستم سوار بشوم داشتم می فتم زیارت کنم سحر رفتم و آمدم بعد گفت بیائید سوار شوید گفتیم نهاینقدر ایستادیم ماشین آمد 1500 تومان بعد آن ماشین گفت 1200 هم می بریم شما را نفری 800 تومان در هر نفر تخفیف وقتی محلش نگذاری این جوری است .
توجه کردید خانمها چانه زدنشان خوب است من یادم رفته بودم سوریه رفتم لباس بخرم گفتم چند است 150 لیر – عقب تر آمدم اول گفت چقدر می خواهی گفتم 600 تا آن گفت 150 تا من هم خیلی بی انصافی کردم بهش 150 نگفتم 1200 تا چشمشان به ایرانیان که می خورد قیمتشان چند برابر می شود آنها که می روند مکه و می روند سوغاتی بخرند به قول خودشان 20 ریال هول می شوند می خرند 600 تا می اورند در بازار تهران 4 هزار تومان همان جنس – گفتم 600 لیر عصبانی شد گفتم نمی خواهم گفت بیا دیگر 1400 تا گفت جهنم شما ایرانی ها نمی خرید بیا 1200 تا ببر گفتم نمی خواهم آمد دوید وسط بازار گفت 600تا ببر یعنی این جوری است وقتی قیمت واقعی نیست بفهمد که قیمت واقعی نیست اصل قیمت دستت است قیمت را هم بالا نمی برد وسط بازار هم می اید التماست هم می کند که جنسش را بفروشد . حدیث داریم که دنیا با لذت و خواری می آید دنبالتان .
بنابراین مفت خودتان را نفروشید اگر بین این دو تا ماندید امر اخرتی را انتخاب کنید خداوند تضمین کرده که دنیایتان آباد شده شم بگو اول وقت نماز می خوانم میبینی رئیس نشسته معطلی نداری با خوش اخلاقی نشسته و کارت را انجام می دهد یک نفر مشکل خانه داشت می گفت هر چقدر می روم به همه دادند به من نداد گفتم ببین تو یک جائی کارت دارد می لنگد راجب خانه این چند وقت بود که الاف بود راجب خانه اش می گفتند خانه نداریم خانه ها پر شده به شما نمی رسد وقت شما نیست می روی آنجا می دوانند زن و بچه ات هم گرفتار خانه هم بتو نمی دهند برو این کارهایت را درست کن خدا شاهد 48 ساعت بعد گفتم برو کارهایت رادرست کن امروز که دیدم گفت آقا این طرف اصلاً درست شده آخر که می گفت خانه نداریم گفت20 خانه خالی داریم چه کسی بهتر از شماست دقت کنید هر وقت امر آخرتی را انتخاب کردید دنیای شادی به شما می رسد آرامتر و با نشاطتر می خواهی نماز بخوانی عجله می کنی می گوئی تعقیبات را ولش کن تعقیبات حضرت زهرا ئی که گفتند تا هزار رکعت ثواب دارد تعقیباتی که اگر نمازتان درست نباشد اگر تعقیبات را بخوانید جبران می کند اگر با حضور قلب باشد جبران نماز تان را هم می کند این قدر ارزش دارد .
بدو بدو می آئی سر کوچه که ماشینش بیاید میبینی نیامد اگر نمازت را خوانده بودی تعقیبات را خوانده بودی قرآن هم خوانده بودی وقتی می امدی ماشین می آورد با ناز ترمز می کرد و تو را سوار می کرد من یادم می خواستم از جبهه بیایم امتحان داشتم دانشگاه در جبهه که بودم گفتم آن موقع ماشین گیر نمی امد آنجا 2-3 هزار نفر رزمنده ایستاده بودند در خیابان هیچ ماشینی گیر نمی آمد اتوبوس ها هم پر من هم امتحان داشتم باید می امدم امتحان دوره ای در دانشگاه تهران آمدم بیایم بین یک امتحان واقع شدم با یک جانبازی روبرو شدم که پایش قطع شده بود .
بعد گفت آقای شجاعی من را هم با خودت می بری گفتم من الان ماشین گیرم نمی آید الان این جا 2-3 هزار نفر ادم بیرون ایستاده اند این را هم بردارم ببرم ماشین واقعاً گیر م نمی آید گفتم از کجا معلوم شادی گیر بیاید اصلاً برای چه دل این را بشکنم گفتم باشه من حاضرم تو را ببرم با خودم چند نفر حاضر شدند که این را با خودشان ببرند هر کس امد خودش را زودتر برساند گفتم با من بیا رفتم زیر بغلش را گرفتم عصا زنان آمدیم اصلاً ما گم بودیم و بعد دیدیم یک ماشین شخصی آمد و جلوی پای ما ایستاد و گفت کجا می روید گفتم تهران گفت تهران چه کار دارید گفتم من امتحان دارم ایشان جانباز و مریض است گفت بیائید بالا موقعی که داشتم می رفتم خدایا دلم من را یک جا آرام کن آنجا که تو می خواهی و آخرتی را در نظر بگیرید وقتی پدرتان به شما نیاز دارد مادرتان همسرتان دوستتان به شما یک نیازی دارد فرزندانتان یک نیازی دارند وقتی به اینها توجه کنید می بینید یک برکت بیشتر به شما می آید .
ظهر اذان می گویند می گویی الان مشتری می آید می مانی مشتری می اید یا بعداً چکت را می دزندیک آقائی بود گفتم نکن این کار را یک روز آمد و گفت آقای شجاعی فروش خوبی کردم غروب آمدم که میوه بخرم دو تا تراول 500 هزار تومانی افتاد بردن که بردن 100 میلیون 1000میلیون 20میلیون می زنند به آدم اصلاً شما وقتی امر دنیائی را به آخرت ترجیح می دهید بچه آدم به آدم می زند رفیق آدم به آدم می زند چک برگشتی پول گم می شود لنگ می مانی .
وقتی دویدی چک را از شهرستان گرفتی از طرف گرفتی دلت هم خوش که پول می شود آمدی دیدی که امضا نشده یادش رفه دوباره باید 48 ساعت وقت بگذاری برو ی به هوای مهمان کار خانه نماز اول وقت را کنار می گذاری می بنی غذایت می سوزد 4 تا ظرف می شکند و کارهایت تا 12 شب می ماند . گوشت نپز می شود هیچ گرفتار می شوی نه وقتی گفتی اول خدا هر وقت به دنیا گفتی برو کنار تو اصبل نیستی ثروت و ابدیت خودم اصل است به ابدیت و اصل خود می پردازی دنیا خیلی خوب خیلی ناز می اید پیش تو خیلی ذلیل جاهائی بوده که دنیا را ترجیح دادید و در دنیایتان ضرر کردید .
یک دختر خانمی بود که می خواست ازدواج بکند دختر آگاهی بود روزی بهش گفته بودم وقتی می خواهی ازدواج کنی با چه کسی و با چه شرایطی ازدواج کن دو تا تجربه مشاوره ای مثال بزنم که یک آقائی آمد در جلسات ما شرکت کرد در دوره میثاق مقدس توی آنجا گفتیم در چند تا خصوصیات سراغ دختر نروید یکی از آنها بخاطر ثروت خانواده این خطرناک است باید برسی به این جا که این دختر با موازین الهی م خدائی می تواند همسرت بشود یا نه حدیث داریم آقا این گول ثروت پدر زن را خورد رفت آنجا یک دختر مریض و روانی گیرش آمد بعد آمد گفتم :
خدا وکیلی تو چگونه رفتی آنجا اگر در معیارها متوجه می شدی این نمی توانست زن تو بشود گول ثروت پدرش را خوردم رفت طلاق گرفت تمام مهریه را گرفتند ازش هنوز هم بدهکار است هیچ چیز هم نصیبش نشد آن دختر خانم همبود که این را که داری می گوئی این ها مشروب دارند می خورند نماز هم نمی خوانند پسره قشنگ بود هر چقدر گفتم چقدر زحمت کشیده بودم توضیح داده بودم شروع شد به مسخره کردن عیب ندارد آقای شجاعی گفت این ساخته شده باشه آن که ما را می سازد 1 سال گذشت بعد از عروسی دیدم این پژمرده و افسرده گفت به خدا قسم غیر از شب عروسی من بعد آن هر شب کتک خوردم تمام جهیزیه را برده دود کرده قمار کرده آخر رفته بود طلاق گرفته بود پسر رفته در یک عملیات قاچاق گرفتار شد بعد حبس ابد با چهار تابچه برگشت بهش گفتم مگر نگفتم این ملاکها را در نظر بگیر خدا کوفت می کند مثل بدن که اگر اشغال بخوری بدن می گوید حق من این نیست .
میبینی که کبد درد می کند اعضاء بدن درد می کند دندان این جوری است اگر بهش نرسیدی بد رفتاری کردی حالا من تو را اذیت می کنم برسیم این جوری است سیم دنیا را طوری آفریده که اگرخودت را خود فروشی کنی ذلیل کردن ها خوار کردن ها یش شروع می شود از آن طرف هم آخرتت را ازدست می دهی له می کند دست از پا درازتر خسر الدنیا و الاخره هم دنیا و هم آخرت بدبخت می شوی همه چیز را از دست می دهی لذا باید توجه کنیم که حدیث را اصل قرار دهیم .
شما انتخابها را اشرافی قرار بدهیم مثلاً شما حقیقت اینست که خرما بخوری بروی اشغال بخوری چه کسی مسخره می کند همه کسانی که اطرافت هستند می گویند غذای تو این است لذا آدم ذلیل می شود و وقتی به محض این که می روی سراغ چیزیکه او باید خادم تو باشد نه تو خادم او تو باید سوار او باشی او سوار تو وقتی تو کولی دادی مسخره می شوی .
یک داستانی بود که بچگی می خواندیم که دختر پاداشاهی بود که مریض شده بود خنده اش نمی گرفت درباریها هر کاری کردند نتوانستند بخندانند و پادشاه یک پاداش بزرگ گذاشتهبود هر که دخترش را بخنداند به او بدهد دختر یک روز کنار پنجره ایستاده و دارد دختر می خندد یک صحنه ای را دیده بود و داشت می خندید بابا دوید آمد یک اقائی خری را سوار کردهبود دارد می آید چون لیاقت ندارد که الاغ سوار آدم بشود او را صدا کردند و جایزه به او دادند که کولی دارد به خر می دهد حالا شما نگاه کنید چیزی که باید سوارش بشوی بشوی خیلی زشت است حقیقت این است که ذلیل شوی وقتی شیفته اش می شوی خوارت می کند نباید اسیر و شیفته اش و ذلیلش بشوی نباید عبدش بشوی به محض این که انتخاب کنی ذلیل می شوی بازی حسادت رفتار دنیائی یا آخرتی است نباید عبدش شوی که نباید حسادت بکنی بخواسته ات که نمی رسی هیچ بیماری حرص و جوش و به هیچ چیز نمیرسی حضرت می گوید من تعجب می کنم از آدم حسود که نمی فهمد که دارد بابدن خودش چه کار می کند وقتی حسادت می آید سراغش که چرا فلانی این جوری ما این جوری به محض این که حسادت می اید سراغت اولین نفری که داری به او ظلم می کنی خودت هستی اما شما حسادت را بگذار کنار و برو او را ببوس کمکش بکن باز می شوی مشکلات تو هم حل می شود تو هم به چیز های بهار از آن می رسد .
دختری بود که نامه ای نوشته بود که می گفت من ازدواج نکردم برادرانم هم دوست دارند ازدواج کنند من هم دوست ندارم خانواده ام هم همین طور گفتند تا دختر ازدواج نکند برادران حق ازدواج ندارند من هم دختر بزرگ تر هستم و هنوز خواستگار مناسب نیامده ولی برای خواهرم آمده اما حسودیم می شود که او زودتر ازمن ازدواج بکند فکر می کنم له می شوم نوشتم برایشان در جواب وقتی ازدواج شما مانع ازدواج دیگران می شود بخت شما ها باز نمی شود و گره می خورد .
خواهر داشتیم که سالها بود که بختش بسته بود وقتی برای خواهر کوچکتر خواستگار آمده اینقدر با شیرینی می تونسته حسودی بکند ولی نکرده اینقدر با شیرینی استقبال کرده کمک کرده همین استقبال و کمک باعث شده که بخت خودش هم باز شود . حالا می توانسته سیم چه را انتخاب بکند می توانسته سیم دنیا و حسادت را انتخاب بکند اگر حسادت می کرد دنیای خودش هم گره می خورد .
اما حسادت نکرد و بخت خودش هم باز شد و با خواهرش راه آمد امام صادق فرمود : من وقتی دیدم وضع مالیم خراب است هرچه پول داشتم پولهای خودم را صدقه دادم یک هفته نگذشت که خداوند چند برابر آن پول را برایم برگرداند وقتی که بخل می کنی به کسی ندهی آسمان و زمین هم بخل می کنند برای تو این یک قاعده است وقتی دیگران را له می کنی له می شوی وقتی جائی از تو کمک می خواهند کمک نمی کنی می توانی بخندی عاطفه بکنی دیگر یک لبخند برای یک آدم گرفتار زدن کاری ندارد وقتی که یک نفر از شما توقع خنده دارد مشکل گرفتار مصیبت زده است دنیا به رویت دلگیر و عبوس است .
یک نفر یک گناهی و یگ اشتباهی کرده ولی دیگر موقع سرزنش نیست خودت سرزنش و له می شوی بنابراین وقتی شما از طبیعت خودتان مایه می گذاری دنیا بیشتر مایه می گذارد وسراغتان می آید مثال زدم در بخشش – از دنیا کم کند – مثل آب برداشتن از چشمه .
وقتی از چشمه آب بیشتر بر می داری جوشش بیشتر می شود مثل پستان مادر هرچقدر بچه شیر می خورد شیر بیشتری می آید هر وقت در کار دنیائی و آخرتی گیر کردی وقتی آخرت را انتخاب می کنی از دنیا شکوفائی بیشتری داری از دنیا از چشمه دنیا بیشتر بهسمت شما حرکت می کند وقتی ازدواج می خواهی بکنی اگر به کمالات یک نفر بخواهید توجه کنید و آخرت برایتان مهم باشد دنیا برایتان می اید و می دهد ولی اگر به خوشگلی توجه کردید و به ثروت خداوند هم قشنگی را می گیرد و هم ثروت .
اصلاً این قاعده است ولی وقتی دنیا را انتخاب کردی می گوید خداوند یک ضرر بالاتری به تو می زند با جناق من تعریف می کرد یکی از آشنایان می گفت خانمی بود که فوق العاده زیبا بود و شوهر داشت که وضع مالی خوبی نداشت می گفت یک ثروتمند خیلی خیلی پولدار با این خانم ارتباط برقرار می کند می گوید طلاق بگیر و بیا یک زندگی همه جوره فراهم می کنم این هم به طمع این آقا شروع می کند به بد اخلاقی کردن و کم کم شروع می کند طلاق بگیرد از این آقا طلاق گرفت و آمد این آقااین خانم را گرفت و در اوج لذت و ثروت بودند می گفت یک دو ماه نگذشته بود در خیابان تهران این خانم عقب نشسته بود در یک ماشین ندل بالا لم داده یود که به اوج ثروت رسیده می گفت یک ماشین آمد سبقت گرفت از ماشین اینها یک تکه آهن از زیر لا ستیک ماشین جلوئی در می اید .
یک نفر هم خانم جلوی ماشین نشسته بود از بغل این خانم رد می شود می رود صورت این خانم را می شکافد دنیا انتقام می گیرد الا فتح الله ما هو اضر منه انتقام می گیرد دنیا از تو دنیا خادم آخرت است اگر به آخرت برسید دنیا در خدمت شماست اگر به آخرت نرسید دنیا کوفتتان می شود خود دنیا دستور داده که انتقام بگیرد .چند برابر آن خیالی که برای آن خیال تو آخرت را رها کردی چند برابر آن به تو ضرر می زند این فرمول استثناء پذیر نیست هر جا که بخاطر دنیا به آخرت گفتی نه دنیا خودش دستور داده که تنبیه کند یا مریض می شوی یا صدمه می خوری یا لیز می خوری یا آسیب می خوری زمین گیر می خوری دستت لای در می ماند سرطان می گیری ماشین را در تصادف از دست می دهی اموالت را از دست می دهی .
این فرمول است از انسان باید انسان خیلی احتیاط بکند که در رابطه با انتخاب و ارتباط رفتار قرار میگیرد باید رفتاراتی را انتخاب بکند که اگر می خواهد روحیه اش شیرین باشد باید انتخاب و رفتار و ارتباطش با بهشت سازگاری داشته باشد وقتی شما فطرت و روانت به نشاط می آید و شکوفا می شود دنیا برایت می ارزد و کاملاً در خدمت توست نگاه کنید الان کسانی هستند در امر انتخابات میلیاردها خرج می کنند اما بجای این که مردم خوششان بیاید مردم تنفر پیدا می کنند افرادی می آیند چاپلوسی می کنند وعده های چربو شیرین می دهند به جای این که مردم خوششان بیاید بدشان می آید .
این قاعده است عزت دست خداست سعی نکن که به دست خودت درست کنی عزت را سعی نک با یک کار دنیائی برای خودت عزت دست کنی ذلیل می شوی یک کسی هست خیلی دوستش داری بخاطر او حاضر هستی از آخرت خودت کم کنی خدا می گوید جان شخص را می کند یک گرگ می اندازد در جانت می بینی آبرویت را برد .
بعد می گوئی اِ من بخاطر این همه از خدا قهر کردم و از آخرت خودم بریدم ****دشمنس همسن طور است همان شخص را می کند دشمن همان شخصی که براش می مردی بخاطر این که فلانی خوشش بیاید یک حرفی می زنی که خدا و امام زمان خوشش نمی آید ذلیل می کند بخاطر فلانی می روی عروسی که خدا و امام زمان خوشش نمی آید فاطمه زهرا خوشش نمی آید .
چون خون به دل امام زمان کردن بازتاب دارد بازتاب به سرعت بر می گرداند .برو مجلس حرام برو مجلس فعل حرام انجام بده بخاطر شهرت بخاطر این که فلانی خوشش بیاید محبوب فلانی بشوم این کار را می کنم بعد می بینم همان افراد دشمن شد . مثل بچه که این قدر زحمت کشیدی می شود بی ادب و دشمن بخاطر این تمام ارتباطت را با خدا را ضعیف کردی همین همسری که بخاطرش کشته و مرده اش بودی بخاطر این همه فساد و گناه کردی همان ولت می کند رهایت می کند این قاعده است زنی آمده به رسول خدا می گوید من می خواهم شوهرم دوستم داشته باشد . و این زن می آید یک شیوه هائی بکار می برد که خدا راضی نیست چون تمنای حرام است و آخرش هم به طلاق می انجامد آن زن می گوید آن زن می گوید که می خواهم شوهرم دوستم داشته باشد پیامبر می فرماید باید خلوتت با خدا (معشوق اصلی ات )بیشتر باشد با معشوق اصلیت فرمول را دقت کنید اگر می خواهید آن دوستت داشتهباشد با این معشوق خلوت بکن .
اگر این تو را دوست داشته باشد او هم تو را دوست خواهد داشت و این که مردم هم ما را دوست داشته باشند دست ما نیست دست خداست ان الذین امنو وعملالصالحات سیجعل الرحمن ودا کسانی که ایمان می آورند و عمل صالح انجام می دهند خداوند میان مردم عزت و محبوب می کند میان دلها میان مردم محبوب و عزت قرار می دهد این که کد خدا را ببین و ده را بچاپ این است . شما برو خدا رو ببین کافی است که در دنیا شاد باشی ولی اگر با خدا قهر باشی دنیا کوفتت می شود و هم آخرتت کوفتت می شود.
لا من اعرض ذکری و هم له معیشتاً ذنکا هر کس از یاد من دوری کند زندگیش تلخ می شود با این که در اوج ثروت باشد افسرده است دل مرده اضطراب دلشوره نگران و پژمرده داغون می کند آقائی بود که دیدم وضعیت مالی خوب بود چند تا کارخانه داشت مجبور شدم با این چند دقیقه در خیابان ایستادم که داشتم صحبت می کردم چشمش خورد به یک چیز دیدم دارد عمله های ساختمان را نگاه می کند دو تا آجر گذاشته ناز خوابیده گفت حسرت خواب این را دارم فشارم رسید به 20 اعصابم خرد شبها کابوس می بینم ببین چقدر قشنگ خوابیده عمله یک خواب شیرین و آرام دارد دنیا را می خواهم برای دو تا چیز شادی و آرامش از قضا سر کنجبین صفرا بشه یعنی بدتر می شه اگر می خواهید آرام و شاد باشید در وحدت می توانید پیدا بکنید نهدر کثرت وقتی تقسیم می کنی نیم روداری می خوری ماست پیاز چقدر برایت می چسبد در یک سفره 15 رقم غذا تویش است ولی به جای این که آرامش داشته باشی اضطراب داری آخر نفهمیدی چه خوردی .
در وحدت دنبال ارامش بگردید در ارتباط با خدا و خلوت کردن با خدا و پرداختن به آخرت دنیا شیرین می شود برای همین می گویند مومن واقعی در دنیا شاد و آرام است چرا چون مومن واقعی اینقدر قیمت دارد که هرگز حاضر نیست جای نفعش را در دنیا پیدا کند برای همین براحتی می تواند از دنیا بگذرد اضطراب نمی گیرد ش خدا رحمت کند الهی قمشه ای را همین که قرآن را ترجمه کرده آمدند گفتند خانه ات را دزد برده گفت حلالش الان من وقت ندارم این قدر مشغله های مهم دارم سعنی آرش می اید اینقدر شاد و آرام ولی یک نفر در اوج ثروت است .
ببین چقدر اضطراب بر می دارد لذا اگر واقعاً شادی و آرامش را می خواهید به خودتان خیانت نکنید فرمول مهم بگویم به شما ببینید یادتان باشد انسان دوبخش دارد طبیعت و فطرت طبیعت مرکز بخش خوراک بخورد اگر می خواهید همیشه شاد و آرائم باشید ولی اگر طبیعت را تقویت کنید به سطح اضطراب افسردگی زیادتر می شود طبیعت راباید به عنوان یک مرکز بهش برسی مرکزی که در خدمت فطرت است که اصل است که باید به اصل برسی غذایش خوب علوفه خوب که باید سوارش را ببرد مستقلاً ارزشی ندارد ما را به مقصد برساند بدن مرکب را باید بهش خیلی رسید طبیعت را باید بهداشت و غذا هرچه بهش ندهی به شرطی که تو راتا بهشت بتواند ببرد اگر قرار باشد تو را بهبتش نبرد بدرد نمی خورد همین جهنم است لذا می شود اضطراب و افسردگی