در این بحث می خواهیم راجع به نقش گوش در تحریک قوای جنسی یا حتی تعادل آن، یعنی در واقع درباره ی نقش گوش و شنیدنی ها در شخصیت انسان صحبت بکنیم. که نقشی است فوق العاده مهم، آنقدر مهم است بحث گوش، که در قرآن کریم، اولین عضوی که به عنوان عضو مسئول، از آن یاد شده، گوش است. ان السمع و البصر والفواد کل اولئک عنه مسئولا قرآن می فرماید که گوش و چشم و دلها حتما از آنها سوال خواهد شد یعنی انسان مسئول است در واقع. انسان مسئول شنیدنی هایش است مسئول دیدنی هایش است و مسئول چیزهایی است که به قلبش می آید یعنی نه آنچه که ناخودآگاه می آید بلکه آنچه که در قلب خودش می پروراند و به آن فکر میکند. در فکر خودش و قلب خودش، آنها را نگه می دارد و به آنها فکر می کند. مولانا شعری دارد که قبلاً هم این را خواندم، (جانور فربه شود از راه نوش/ آدمی فربه شود از راه گوش) اینقدر مهم است. که شنیدنی های انسان در شخصیت سازی انسان چه شخصیت سازی مثبت و چه شخصیت منفی نقش اساسی دارد. اگر کسی بخواهد، خودسازی بکند باید از شنیدنی ها زیاد استفاده کند باید خوب بشنود. و اگر کسی بد شنید این در انحراف شخصیتی اش نقش اساسی دارد. یک جمله ای دارد که اهمیت گوش را علی علیه السلام می رساند که می فرماید: سامعوا هجرٍ قول شریک القائل یک کسی که حرف های زشت را می شنود شریک گوینده است خوب گوینده که دارد حرف زشت می زند فاعل اوست و اوست که دارد تولید حرف زشت می کند آن موقع کسی که می نشیند و می شنود حرف های زشت را شریک گوینده است اینقدر مهم است در گناه و در شنیدن که نباید انسان اجازه بدهد افراد اطرافش حرفهای زشت بزنند یا بنشیند عمداً چیزهایی که زشت هست را بشنود. انسان مسئول است نسبت به گوش خودش.
خوب پس چون این سازندگی را دارد چه سازندگی مثبت و چه سازندگی منفی، باید در مورد مسائلی که چون می گوید هجرالقول یعنی حرفهای زشت، یکی از حرفهای زشت می تواند صحبت درباره مسائل جنسی باشد. انسان با شنیدن در مورد مسائل جنسی به شدت تحریک می شود. و فکر و هوس در او ایجاد می شود. برای همین این احتیاط ها در مورد گوش لازم است آیه ی خیلی تکان دهنده ی در قرآن است که خیلی مهم است و نقش گوش را خیلی زیبا بیان می کند می فرماید قد نزل علیکم الکتاب عن اذا سمعت آیات الله یکفر بها و یستهزء بها فلا تقعدوا معهم حتی یأخذوا حدیث غیر انکم اذاً مثلهم ان الله جامع المنافقین والکافرین فی جهنم جمیعا. خیلی این آیه تکان دهنده است می گوید خداوند در قرآن برای شما نازل کرده که اگر یک جایی شنیدید که به آیات خدا کفر ورزیده می شود دارید می شنوید یک نفر دارد حرف های کفرآمیز می زند یا مسخره می شود آیات الهی، واجبات الهی، دستورات الهی، شئون الهی و شعائر الهی دارد مسخره می شود حق ندارد آنجا بنشینید و اینها را بشنوید. یک موقع است انسان می شنود و در مقام دفاع و پاسخ گویی است آن بحث دیگری است یک متخصص است یک کارشناس است دفاع می کند اما در غیر این صورت انسان حق ندارد در جایی بنشیند که ببیند مقدسات توهین می شود به آنها یا کفر به آنها ورزیده می شود یا مسخره می شوند حق ندارد بنشیند. قرآن می فرماید چون اگر شما این کار را بکنید، در باطل دیگران شما فرو می روید در همان باطلی که آنها رفتند. بعد می فرماید انکم اذا مثلهم شما در این صورت مثل همانهایی هستید که این حرفها را می زنند. اگر بنشینید بشنوید، و سکوت بکنید دفاعی نمی توانید بکنید حق ندارید آنجا بشنوید. اساساً در اسلام یک قاعده است که اگر انسان در یک جایی معصیت خدا می شود و نمی تواند تغییر بدهد حق ندارد آنجا بنشیند. در این مجلس فسق و فجور در یک جای آلوده هر جا هست حق ندارد باشد باید از آنجا خارج شود چون تأثیر می گذارد در روحیه خودش. همانطور که اگر به ما می گویند هوا آلوده است بیرون نیایید مثلاً اعلام می کنند هوا آلوده است بیرون نیایید. اگر کسی بخواهد بیرون برود خوب انسان استنشاق می کند آن هوا را و مسائل دیدنی ها و شنیدنی ها مثل خوردنی هاست. هیچ فرقی نمی کند روح تغذیه می کند از حواس پنجگانه. بنابراین وقتی که انسان بشنود یک چیزی را، و دفاع نکند آنجا باشد و این چیزها همینطوری به گوشش بخورد یواش یواش آلودگی روحی در او ایجاد می شود. لذا قرآن می فرماید شما مثل آنها خواهید بود انکم اذا مثلهم بعد نکته آخرش خیلی مهم است که این است که ان الله جامع المنافقین و الکافرین فی جهنم جمیعا خدا کافرین و منافقین را با هم در جهنم جمع می کند این چه ربطی داشت به شنیدن این جور چیزها. در واقع می خواهد به یک نحوی بگوید که انسانی که یک جایی می نشیند که آیات الهی مسخره می شود یا کفر به آن ورزیده می شود هیچ چیز نمی گوید و کفریات را می شنود بدون عکس العمل در واقع یک شعبه ای از نفاق در وجود انسان است نسبت به آیات الهی. یک درجه ای از کفر است که انسان عقایدش یعنی اصلی ترین بخش وجودش حیاتی ترین دارایی اش، مهمترین دارایی یک انسان عقاید یک انسان است که با خودش در حیات ابدی می برد. این عقاید ماست که خوشبختی ما را در حیات جاودانه و دنیا و حیات جاودانه دارد در دنیا هم همینطور است تضمین می کند اگر یک کسی که اصلی ترین دارایی اش مورد تمسخر قرار بگیرد و به آن اهانت شود و عکس العمل از خودش نشان ندهد قطعاً درجه ای از کفر و نفاق را دارد لذا اینجا تهدید روی این کلمه آمده که ان الله جامع الکافرین و المنافقین فی جهنم جمیعا. اینقدر این مسئله مهم است. باز علی علیه السلام، دارد ففرض علی السمع ان لا تسقیه به الی المعاصی با استناد به همین آیه ای که عرض کردم خدمت تان آیه را خواندم، علی علیه السلام می فرماید که واجب شده بر گوش که به معصیت ها توجه نداشته باشد. یعنی نباید گوش بدهد یعنی استماعی نسبت به معصیت نداشته باشد. شنیدن معصیت انسان را به معصیت آلوده می کند شنیدن معصیت خودش معصیت است. خودش گناه است. لذا فرمود واجب شده بر گوش که این کار را نکند. درباره ی تأثیر شنیدنی ها و صداها قرآن کریم، آیه ای دارد که خیلی، این نقش را خوب بیان می کند، آیه خطاب به زنان پیغمبر است. خوب دقت کنید. یعنی دو جنبه دارد یکی زن شوهردار است. که کمتر به او طمع ممکن است شود و یکی هم زن پیغمبر است. قطعاً یک کسی که با زن پیغمبر سر و کار دارد در خیالش فکر بدی ممکن است نیاید ولی قرآن می فرماید چرا، هم نسبت به زن شوهردار حتی اگر زن پیغمبر هم باشد آدمی که مریض است دلش، می تواند طمع بیفتد. لذا ببینید آیه چقدر زیبا می گوید فلا تخسَون بالقول فیتطمع الذی فی قلبه مرض خانم های پیغمبر را توصیه می کند وقتی به زنان پیغمبر می گوید یعنی سایر زن ها به طریق اولی همینطور باید رعایت بکنند خانم های دیگر این که در کلام شان به گونه ای باشد که نامحرم را تحریک نکند عشوه ای در کلام نباشد، نازک کاری در کلام نباشد، نازک گویی در کلام نباشد، شوخی در کلام نباشد، تواضع تحریک کننده در کلام نباشد. به هر حال نحوه ی سخن گفتن، زیاده گویی نباشد در کلام، به گونه ای باشد که دیگر یک کسی که مریض است طمع نکند. یعنی در واقع سخن بین مرد و زن نامحرم و حرف زدن را منع نمی کند، ولی می گوید وقتی که دارید صحبت می کنید زن باید مراقبت های لازم را انجام دهد که نامحرم تحریک نشود. گاهی وقتها ما در مشاوره ها دیدیم که دو نفر به شدت به هم وابسته هستند عاشق هم شدند، بعد من از آنها سوال می کنم که شما چطوری با هم دوست شدید می گویند از طریق تلفن. بعد که مثلاً با هم روبرو می شوند اصلاً هم همدیگر را نمی پسندند ولی این ارتباط صوتی این ها را عاشق همدیگر کرده یعنی با همین صدا و با همین لحن، این ارتباط برقرار شده این علاقه ایجاد شده این ارتباط ایجاد شده و مفاسد فوق العاده وحشتناکی را ایجاد کرده. از جمله چیزهایی که در شنیدن می تواند تحریک کننده باشد موسیقی است، موسیقی های حرام به خصوص اگر متن های تحریک کننده داشته باشد، یا متن های شهوت انگیز داشته باشد، یا عاطفی داشته باشد انسان را گرایش می دهد به ارتباط با ارتباط حرام. در روایت داریم اگر کسی چهل روز موسیقی حرام گوش بکند غیرت از او می رود. و حساسیت هایش را در مورد مسائل ناموسی از دست می دهد چه خانم چه آقا. این شنیدن است دیگر. شنیدن این نقش را دارد که چطوری می تواند حیا، عفت، غیرت، اهمیت دادن به حلال و حرام، به نوامیس خودش به نوامیس الهی، به چیزهایی که برای انسان اهمیت دارد همه ی این اهمیت دادن ها را از بین ببرد. و انسان را بی خیال بکند. اینقدر شنیدن مهم است. که حالا می خواهد موسیقی باشد یا سخن باطل باشد. که این نقش بسیار سازنده ای در سقوط نفس و از طرف مقابل می تواند در ارتقا نفس قدرت نفس، ایجاد بشود. گاهی وقتها نواهای بسیار خوبی ما داریم، که این نواها روح را ارتقا می دهد روح را قوی می کند قرب می آورد برای انسان به قول علمای بزرگ. برای رشد انسان مهم است نواها. نواهای خوب مثل نوای قرآن، مداحی هایی که هست، یا بعضی از موسیقی هایی که از محتوای خیلی خوبی برخوردار است از آهنگ خوبی برخوردار است اینها می تواند برای انسان مفید و سازنده باشد اما بد و حرامش، جلفش، سبکش، انسان را به هر حال وقتی انسان می شنود سقوط می کند. یک نکته ای هم که خیلی مهم است به عنوان نکته آخر در مورد شنیدنی ها بگوییم بعضی ها می گویند در ما تأثیری ندارد مثلاً می گویند موسیقی حرام گوش می کنند و می گویند در ما تأثیری ندارد این اشتباه بزرگی و اساساً اگر تأثیری ندارد چرا شما گوش می کنید چرا گوش می کنید و به آن عادت داری و اعتیاد داری بعد هم می گویی در من تأثیری ندارد پس گوش نکن. اگر تأثیری ندارد می توانی گوش نکن. مگر ممکن است انسان غذایی را بخورد و به بدنش تأثیری نداشته باشد مثل کسی که بگوید من آب می خورم و رویم تأثیر ندارد. شیرینی ترشی، شوری، تلخی، چربی می خورم و در من تأثیر ندارد مگر امکان دارد همچین چیزی. این حرف غیر معقول و غیر منطقی است یک حرف محالی است که انسان بگوید من یک چیزی را می شنوم و در من هیچ تأثیری نمی گذارد نه شنیدن چون جذب نفس می شود در انسان تأثیر خودش را می گذارد. شنیدن خیال سازی می کند. انسان با شنیده هایش فکر می سازد خیال می سازد، و این خیلی اهمیت دارد این طور نیست که یک کسی بگوید من این را می شنوم و این در من هیچ تأثیری ندارد این یک توجیه کاملا بی منطق است.
والحمدلله رب العالمین.