بسم الله الرحمن الرحیم
بحث جلسه گذشته این بود که ما در حرکت به سمت آخرت این باشد که خودمان را با شرایط عالم مرحله بعد تطبیق بدهیم مثل جنین که اصلی ترین کارش در رحم مادر این است که بیشتر نیرویش را و بیشتر که جذب می کند تبدیل می کند به چیزهایی که برای تولدش بهش احتیاج دارد یعنی در واقع اصالت با آخرت دارد .
و اصالت در تولد است اصل در حرکت است که تولد باشد اگر خوب دقت کرده باشیم هدف از تشکیل یک جنین اینست که ما دنبال تولد سالم می گردیم .
یعنی همه این زحمتهایی که کشیده می شود برای ازدواج و بار داری و مراقبتها هدف این ا ست که در نهایت یک بچه سالم بدنیا بیاید در آمدن به رحم 9ماه دنیا هم حیا ت دنیائی هدف نیست اگر از شما تاریخ تولد تان را بپرسند عرض کردم هیچ وقت جنینی خودتان را جزءعمرتان حساب نمی کنید .
چون اصلاًرقمی محسوب نمی شود قرآن هم سفارش زیادی می کند تاکید می کند در روایت داریم که اینجا جای زندگی نیست .
اگر کسی بخواهد این جا زندگی بکند و راحت باشد اشتباه می کند این جا فقط شرایط رحمی است برای این که تو برای حیات حقیقی و اصلی خودت آماده بشویی ای نجا که زندگی یعنی الان من در روی تخته نشان می دهم یک صلوات بفرستید .
ببینید ما موقعی که از روز اول خلقت شروع کردیم گفتیم که خداوند در اولین خلق خودش اصل وحقیقت ما را خلق کرد . که همان الروح یا القلم یا عقل این جا بودیم یا نور محمد صل الله علیه و سلم ببینید ما این وضعیت را داشتیم .
یعنی بعد از خدا حقیقت ما بوده هیچ فرقی هم با خدا نداشتیم جز این که او خالق است و ما مخلوق ما در اوج سعادت و شادی و بینهایت و این وضعیت بودیم آن وقت این حقیقت ما عوالم مختلفی را طی کرده آمده یعنی جبروت را طی کرده محدود شده آمده ملکوت و محدود شده آمده کجا ناسوت و محدود شده .
حالا این حقیقت که در ما دمیده شده از این قوس را که طی کرده باید برگردد . اگر می خواهد شاد باشد و واقعاً زندگی کند باید برگردد به .وضعیت اولیه خودش ماهمه امان همین را می خواهیم توضیح دادیم
که حتی رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست تو ضیح دادیم که چرا ؟معاویه وحضرت علی علیه السلام هم همه یک جور تحمل می کنند معاویه برای بینهایت کردن خودش و حضرت علی علیه السلام هم خودش باید ببینیم مسیحیا چه جوری هستش .
پس باید برگردیم آنجا چون دنیا ناسوت جای زندگی نیست چون این جا ما به میلیاردها خواسته مان نمی رسیم چون اینجا داریم زندگی می کنیم به کمی از خواسته ها می رسیم
و اینجا هم فایده ای ندارد خواسته اصلی ما چه هست این است که شبیه خدا بشویم وصل خدا بشویم پس چون این است پس اینجا واقعاًجای زندگی نیست توضیح دادم برایتان پس ما باید برگردیم به این وضعیت اصالت برزندگی اینجا گفتم دنیا چه حکمتی دارد رابطه این جا با آخرت مثل رحم مادر شد با دنیا خوب در یک حرکت جنینی اصل خود جنین نیست .
اگر رحمی تشکیل میشود در دنیا و چیزی از دنیا به رحم می آید و دوباره به رحم برمی گردد به صورت بچه به دنیا . هدف چیست هدف زندگی دنیا نیست اما ابزار رحم است رحم در واقع بخاطر دنیا به وجود آمده والا اگر قرار باشد که دنیائی نباشد و تولدی و انسانی و تکثیر نفس نباشد رحم به درد نمی خورد
اصلاًفلسفه وجودی ندارد بنابراین اصل این تولده است در حرکت به سمت از دنیا به آخرت هم قضیه این است که خود دنیا یک ابزار است یک وسیله است محل زندگی نیست این جوری نمی شود که به تمام خواسته هایش همه برسد .
امکان پذیر نیست اصل این است که ما سالم متولد بشویم خوب حالا برای این که سالم متولد بشویم چند تا مطلب بود که قوانینش را در این 10و 15جلسه عرض کردم .
ببینید ما الان که در رحم مادر قرار داریم به این صورت اگر جنینرا در نظر بگیریم حالا این جنین که هست هدفش تولد است که تولد سالم به دنیا داشته باشد اصل اینست این جا خود زندگی کردن این جا خودش یک وسیله است مهم نیست واقعاًاگر اهمیت دارد فقط به خاطر تولد سالمی به دنیاست و چون دنیا خودش یک رحم است رحم دوم ماهست بنابراین اصل برای آخرت است
یعنی ما برای توی رحم آمدیم برای اینکه برای آخرت تربیت بشویم خوب یعنی در واقع هدف از خلقت انسان اینست که اینها در آخرت به آن کمال برسند پس اگر در دنیا رحمی تشکیل می شود برای اینست که رحم پرورش دهنده انسانهائی هست که می توانند جنین را جذب کنند جنین چه بود در دنیا توی رحم دنیا جنین نفس ماهست .
اگر این رحم هم تشکیل بشود برای این که بدنی تشکیل بشود که این بدن خودش توان داشته باشد که این جنینی که از آخرت می آید یعنی روح خدا را دریافت بکند یعنی پرورشش بدهدباز دوباره برگرددبه آنجا .
بنابراین این دوتا وسیله هستند برای کجا برای آخرت انّما الحی والدنیا لهو و لعب . حیا ت ذنیا لعو ولعب لست بازیچه است و ان الدار الاخره لهیل الحیوان –آخرت و ابدیت حیات حقیقی است یعنی شما اگر شادی ثابت دائم را می خواهید .
کمال را می خواهید آرامش را می خواهید لذت قدرت علم هرچه که دوست داری اینجاست خداوند می گوید خیلی اینجا کوچکتر از این است که بخواهد نیاز شما را تأمین بکند
پس اصل در حرکت آخرت است و ما باید تمام توانمان را بگذاریم که دررحم دوم برای وفاتمان یعنی تولد مان آماده بشویم .
تا این که وفات رسید تمام ابزار مورد نیاز را برای آخرت وابدیت در دست داشته باشیم یعنی حداقل یک تولد سالم است اما تولد سالم وقوی است پس چون اصل آخرت هست ما باید نوع برنامه ریزیهایمان را توی اینجا طوری تنظیم بکنیم که به این اصل برسیم یعنی روابطمان را توی این طوری تنظیم بکنیم که به این جا برسیم
اگر به جنین نگاه کرده باشید جنین از موقعی که نطفه تشکیل می شود تا وقتی که جنین کامل بشود روابطش را با خود رحم واز طریق این بند نافی هم که هست چیزهای که میگیرد .جهتش را که نگاه می کنی بچه بیشتر وجه همتش را کجا قرار داده تولد در دنیا را وجه هستش قرار داده خیلی اهمیت به این جا نداده بیشتر جنین سالم و نوزاد سالم هستش این است .
بیشتر همتش این است که سریع به اینجا متولد بشود شما به محض این که خبر دار می شوید خانمی بار دار شده خوشحال می شوید برای چه خوشحال می شوید برای خود اینجا خوشحال می شوید یا نه چه فکر می کنید که خوشحال میشوید به دنیا فکر می کنید در واقع اصل این جاست .
یعنی بار دارشده کاری نداریم باید صبر بکنیم که چند وقت دیگر یک نوزاد سالم تحویل می گیریم بنابراین شادی دنیا برای این هست که به زودی تولد سالم به آخرت اتفاق می افتد .
این حض وبهره ماست حالا ما چون باید اصل را آخرت قرار بدهیم بشویم یک جنین موفق بعد روابطمان را با دنیا به گونه تنظیم بکنیم که موفق بشویم وقتی تولد مان می رسد وفاتمان که می رسد ما ها متناسب با بهشت تربیت شویم و بتوانیم تولد سالم داشته باشیم .
حالا چه کار باید بکنیم که در دنیا زندگی می کنیم این روابط تنظیم بشود چند امر را توضیح دادم یک انتخابها بود طوری تنظیم که با آخرت تطبیق کند هر انتخابی بدرد نمی رود انتخاب بود ارتباط رفتار اینها را باید طوری تنظیم بکنیم ارتباط و انتخاب و رفتار که مجموعاًمنجر به تولد سالم بشود .
از الان می خواهم وترد بحث های جدید بشویم جنین اگر هر ارتباطی با موادی از طریق ما دریافت می کند بخواهد برقرار کند هرچه مادر داد انتخاب کند و ارتباط نخواهد باهاش برقرار بکند سالم متولد نمی شود.
توجه داشته باشید کهحرکت از رحم به دنیا یک حرکت کاملاًریاضی است یعنی یک ریاضیات دارد خالق هر 3 عالم ریاضی کی هست خداست رب هر 3 عالم ریاضی هم خداست هر3 عالم قدر واندازه و فرمول دارد خداست تولد سالم معنا دار است ما هر جنینی را سالم ترجمه نمی کنیم فقط جنینی سالم ترجمه می شود که متناسب با شرایط دنیا باشد .
برای همین هم هست که هر نوع دوران بار داری واقعاًموفق نیست هر تولدی مبارک نیست فقط تولدها و بار داریهایی موفق هست که بچه سالم متولد بشود .
پس دریافتها انتخابها ارتباطات رفتارها باید دریافتهایی باشد مثلاًمادر مواد مخدر مصرف بکند دائماًاشعه دریافت بکند اشعه ایکس اشعه های دیگر داروهای مضر بخورد هرچه بشود ما دیگر نمی توانیم مطمئن باشیم کهدیگر این موقع تولد سالم بدنیا می آید .
باید مواد خاصی را جذب بکند که با حرکت دنیاییش تنظیم باشد یعنی یک چشمی بسازد که با طول موج دنیا درست باشد یک گوشی بسازد کهبا فرکانس دنیا تنظیم باشد یک دستگاه تنفسی درست کند که با هوای دنیا تنظیم باشد دست وپا وعضله ایرا تهیه بکند با دنیا تنظیم شده باشد همه اش باید با دنیا تنظیم بشود ضمن این که این ریاضیات توی رحم باید فقط باید بشود باید با دنیا تنظیم شده باشد .
در حرکت از دنیا به آخرت هم ما حق نداریم هر ارتباطی را برقرار کنیم حق نداریم هر چیزی را انتخاب بکنیم چون وقت ریاضی است الان شما نخواهید غذا بخورید آیا هر غذایی را میخوریم جای (نه)هر غذای بخوریم اثر خاص خودش را دارد چون این بدن من بدن یک حرکت ریاضی است .
به محض این که من موادی می خورم با آن واکنش و عکسالعمل نشانمی دهد و چون عکس العملش خاص است من باید فقط دقت به انتخابها وارتباطات و رفتارهائی بزنم که با سیم دنیا ضمن اینکه بتواند من را در دنیا شاد وآرام و سالم نگه دارد مرا بتواند در آخرت همموفق بکند.
و ما چون با یک سیم ریاضی روبروهستیم یادتان باشد تاکید دارم می کنم چون با یک سیم ریاضی روبرو هستم فرمول ریاضی دارد چیزی به اسم دلبخواه وجود ندارد قوانین ارتباط رفتار و انتخاب قوانین خاص است من از آن هفته شروع کردم گفتم ما بخواهیم ارتباط و رفتاری داشته باشیم که تولد سالمی به دنیا و آخرت داشته باشیم .
یک سلسله احکامی داریم احکامی هستند که تکلیفی هستند واجب ،حرام ،مستحب ،مکروه ،مباح یعنی روابط انتخاب و رفتارها توی یکی از این پنج تا تنظیم میشوند .
تا تولدی سالم انجام بشود یعنی بعضی از چیزهاست که برای جنین که واجب است که مادر تأمین بکند چون این قرار است مطابق دنیا بار بیاید ولی بعضی از چیزهای که هست واجب است بر مادر که آنها را بخورد یعنی باید جذب شود
دقت کنید این مفهومی که دارم می گویم تا بعد مفهومش را در سیستم های مختلف تعریف بکنیم ببینید مادر واجب است که چیزهائی را بخورد چیزهائی را جذب بکند تا مطابق دنیا باشد چیزهائی برای جنین حرام است حرام یعنی چی
ببینید این خیلی مهم است خوب این را درک بکنید بخصوص جوانان خوب این را درک بکنند و بخصوص مادران برای توجیه بچه هایشان خوب درک بکنند .
وقتی می گوئیم حرام است یعنی بایستم زندگی این جا خطرناک است ممکن است با سقط جنین روبرو شود و بعد حرکت که به سمت دنیا هم منافات دارد خطرناک است یعنی جلوی تولد سالم را می گیرد مثلاً قلان چیز حرام است
این حرام یعنی ضرر دارد به سیستم نه این که خدا نشسته آن بالا که دلش خواسته بعضی چیزها را حلال کند و بعضی چیزها را حرام بکند و بعضی چیزها را واجب بکند نه چون سیستم ریاضی است حرام هم تعریفش ریاضی است یعنی در واقع حرام یعنی مضر واجب یعنی مفیدولازم برای همینامام رضا علیه السلام فرمود :
هر چیزی که خدا واجب کرده حتما برای ما مفید است و هرچیزی که حرام کردهبرای سیستم ضرر دارد این را یادتان باشد و علی علیه السلام فرمود :
لو لم ینح الله سبحانه ان محارمه لو جب ان یجتنبع العاقل اگر که خداوندچیزی را حرام نمی کرد باز هم آدم عاقل واجب بود از چیزهای حرام از چیزهای مضر پرهیز کند .
مباح یعنی دلخواه هست پس با یک حریم دلبخواه هم داریم که به دل بخواه خودتان است خدا گفته این در اختیار خودتان با این چیزها کاری ندارم مباح است اگر خواستید اشکال ندارد .
بعضی چیزها بهتر است که باشد ولی اگر نباشد ضرری هم نمی رساند ولی بعضی از ضرر ها بهتر نباشد مثلاًدر حرکت جنین اگر تغذیه اش از سطح طبیعی یک مقدار بهتر باشد وضعیت جنین قوی تر می شود چون ما دو تا تولد سالم داشتیم یک سالم معمولی و یک سالم قوی داشتیم خوب این بهتر است برایمستحب آدم را تولد سالم وقوی می دهد .
مکروه آدم را ضعیف می کند وی هر سیستمی همین طور است مثال بزنم مثلاًدر سیستم اتومبیل شما وقتی می روید پیش استا دمکانیک می گوید آقا این موتوری که من ساختم بعضی چزها برایش واجب است رغن واجب است روغن ترمزواجب است اینها واجب است بعضی چیزها برای این سیستم حرام است .
توجه فرمودید این سیستم نباید بعضی چیزها را جذب بکند فرض بفرمائید که گرد وخاک برود سنگ بود آشغال برود موتور خراب می شود بعضی چیزها برای موتور اشغال ندارد .
مثلاًروغن موتور به جای بنزین معمولی بجایش سوپر بزنی . بعضی چیزها مکروه است بهتر نباشد برای موتور سالم است در برق همین طور داریم در سیستم بدن همین طور را داریم در سیستم بدن بعضی از چیزها برای بدن لازم است فسفر اینقدر کلسیم اینقدر سدیم اینقدر نمک اینقدر این می شود جزء واجبات .
می گوید بعضی از چیزها حرام است که در بدن باشد این سیستم را مختل می کند لذا پزشکی هم حرام دارد این اصلاً کلاً نباید باشد بعضی از چیز هااشکال ندارد و بعضی از چیزها برای بدن بهتر است بعضی بهتر است که نباشد
پس دقت کنید که احکام واجب،مباح، مکروه ،حرام ،مستحب فقط مخصوص دین نیست تو هر سیستمی همین طور است شما در هر سیستمی این 5تا حکم را دارید هر جا روابطی برقرار است این احکام هم برقرار است حالا پس باید مفهوم اینها را با یکدیگر کار کنیم .
تا بدانیم که چکار باید بکنیم اولین مسئله این است که اصل را در انتخاب و رفتار ارتباط –اصل را آخرت و تولد قوی قرار بدهیم .
بنابراین اصل این است کهباید رعایت کنیم واجب ،حرام ،مستحب ، مباح ،مکروه این را بیشتر باید توجه بکنیم نکتهای که هست شما در حرکت به سمت دنیا توی حرکتی که یک جنین دارد تا شکل نمی گیرد اصل تهیه بدن سالم است بعدمثلا ًچشمش چه رنگی باشد هرچه رنگی باشد اینها جزءفرعیات است .
اصل داشتن یک بدن سالم داشتن موی مناسب چشم سالم است این اصل است که باید این را رعایت کنیم اگر ما اصالت را به تولد بدیهم بقیه مسائلتنظیم می شود اگر خانمی رفت دکتر دکتر سونوگرافی کرد آزمایش کرد و گفت حال جنین الحمد الله خوب است یعنی چه یعنی حرکتش را به سمت تولد درست دارد انجام می دهد.
پس خوب وبودن معنا دارد اگر گفتیم خوب یا بد مثلاًسو نوگرافی کرده دیده بچه سر ندارد آلبوم را آوردیم دید یا نه باید بیاوریم ببید وقتی سر ندارد نمی توانید بگوئید خوب است وقتی دست ندارد نمی توانیم بگوئیم خوب است خوب یعنی چه؟
خوب تعریف ریاضی دارد یعنی متناسب با دنیا ست در حرکت به سمت آخرت به ما دستور داده قرآن روایات که شما اصل را در زندگی انتخابات ،ارتباطات رفتارتان را آخرت قرار بدهید در انتخاب همسر انتخاب دوست منزل انتخاب لباس اتخاب غذا ،انتخاب رنگ ،انتخاب وسائل خانه اول چه مهم است آخرت اگر دنیا را هدف قرار بدهی .
حتما حرکتت نسبتاًبه آخرت کند می شود یا خدای نکرده برمی گردد گفتیم چون در اصل حرکت به آخرت چند تا اصل داشتیم که عقب گرد ممنوع که سرعت وکه اگر سبقت همانطور قرآن می گوید که ما سرعت سبقت به آخرت داشته باشیم با ید بیائیم انتخاب و رفتار و ارتباط را براساس دنیا انجام ندهیم بر اساس آخرت .
لذا چون ریاضیات آخرت اصل است آخرت را هم ما نرفتیم ببینیم پس فرمول هایش را باید خدا تعیین کند هیچ کس حق ندارد و سوادش را ندارد تخصصش را ندارد که بگویید چه واجب است و چه حرام است چه بهتر است وچه بهتز نیست و چه مباح است .
این را هیچ کس نمی تواند درش بیاورد چون فرمول کاملاًریاضی است و فقط هم ریاضیاتش دست خداست .بنابراین اصل را ما باید شرایطزیستی آخرت و بهشت قرار بدهیم چون اصل و شرایط زیستی آخرت است پس مبنای ارزشیابی انتخابات ،ارتباطات و رفتارهادیگر دنیائی نیست سلیقهای نیست .
این یادتان باشد یعنی یک مادر نمی تواند بگوید من دوست دارم سیگار بکشم دوست دارم قرصبخورم دوست دارم در مقابل اشعه قرار بگیرم دوست دارم حرکت تند انجام بدهم دوست دارم داروهای مختلف بخورم ولی بچه ام هم سالم باشد .
این جوری نیست سلیقه ای نیست یعنی کاملاًبایدتسلیم بشوی چهبخوری متخصص بهتو می گوید چه بخور و چه نخور در حرکت به سمت دنیا نه انتخابات نه ارتباطات نه رفتارها هیچ نباید سلیقه ای باشد این که این جوری می خواهم رفتار کنم دلمان می خواهد این جوری لباس بپوشم دلمان می خواهد با این ازدواج بکنم
دلمان می خواهیم با این رفیق شویم دلمان می خواهد اینجا خانه بخریم دلمان می خواهد این غذاها را بخوریم دلمان می خواهد دلمان می خواهد این شغل را داشته باشیم نیست .
گاهی وقتها همه چیزشان خوب است کافی است که یک شغل بد انتخاب کنند حرکتشان به سمت آخرت مختل می شود ساقط می شود سقط می شود فقط یک انتخاب شغل بد فقط انتخاب یک همسر نامناسب یک انتخاب دوست نامناسب تمام می شود.
آیه قرآن هست که به جهنمیان می گویند شما چرا جهنمی شدید چند تا دلیل می آورند یکی این است که" یا لیتن تخصت فلان خلیلا" ای کاش من با فلانی رفیق نمی شدم یعنی انتخاب چه شده انتخاب متناسب با دنیا بوده .
می گوید اگر بخاطر پول کسی بخواهی ازدواج بکنی یا برای زیبائیش بخواهی با فلانی ازدواج کنی در واقع چیه برمبنای دنیاست یعنی حرکت تو یا متوقف می شود کاملاًیا سقط می شوی برای آنها
انتخاب دوست انتخاب محل زندگی انتخاب شغل یک انتخاب رشته تحصیلی ناجور می کند چون بابام گفته چون مادرم گفته این رشته یا دختر خاله ام یا پسر خاله ام این رشته را رفتند من هم می روم توی همین رشته توی همین رشته می بینی که فاسد شد .
چراانتخاب آن رشته باعث چیه انتخاب یک رشته پشت سر خودش چه می آورد انتخابهای بعدی ارتاطات بعدی و رفتارهای بعدی را در پیش خواهد داشت که هیچ کدام متناسب با آخرت نیست چون حق نداشتی این رشته را انتخاب بکنی
باید می روی سراغ رشته ای که اصل چیه باشه می خواهی بروی پزشکی باید انتخاباتت را در پزشکی درست انجام بدی ارتباطت را نیز درست انجام بده رفتارت را هم درست انجام بدهی اما رفتی این پزشکی را انتخاب کردی و بخاطر این مجبور شدی که انتخاب بعدی رفتار بعدی ارتباط بعدی خراب بشود .
این پزشکی مبارک نیست می خواهی بروی طلبه بشوی انتخابات ارتباطات رفتارها باید مواظب باشی خیلی ها می روند طلبه می شوند و حرکتشان به سمت آخرت کند می شود و جهنمی می شوند
در طلبگی و آخوندی و فلان خیلی ها می روند مهندس می شوند از آن طرف می روند جهنم خیلی ها می روند پزشکی از آنور می روند جهنم حواست باشد
اگر کسی می خواهد انتخاب بکند حتماًتولد سالم باید تضمین بشود عبادت می خواهی بکنی همیشه نماز خوب نیست باید ببینی حتماًلازم است یا نه دعا بخوانی چه بسا دعا بخوانی بجای این که حرکتش خوب بشود حرکت کند بشود .
عمره رفتن و قرآن خواندن کربلا رفتن دعا خواندن همیشه ممکن است خوب نباشد مثل این که من سرطان داشتم دکتر می گفت کباب نخور سیب نخور خیار نخور هلو نخور برای چه ؟همه اینها برای تو ضرر دارد که سرطان داری مگر چیز بدی است کباب چیز بدی است مگره ولی برای تو ضرر دارد برای تو خطرناک است .
تونباید بخوری برای همین کی من قرائت قرآن کنم کی نماز بخوانم کی روزه مستحبی بگیرم کی کلاس بروم پیش کی کلاس بروم یک موقع یک استاد بد انتخاب می کنی زیر دست همین استاد سر از جهنم در می آوری توجه فرمودید
کی می خواهد استاد شما بشود می خواهد کجا ببرد شما را کی دعوت می کند شما را این خیلی مهم است کتابی انتخاب می کند نباید هر کتابی را بهش دست بزند باید حتما این کتاب تناسب داشته باشد پس تمامی اینها همهفرمول دارد همین جوری کیلویی هر دعائی را بخوانی هر نماز ی را بخوانی هر سفری را بروی با هر کس ر فیق شوی به هرجا بروی این جوری فایده ندارد .
و ما بدنمان این کار را نمیکنیم می گوئیم بدنمان حساب وکتاب دارد ممکن است الان شیرینی برای شما خوب باشد ولی برای بنده ضرر داشته باشد قندم را بالا ببرد و مرا بکشد .
ممکن است چربی برای شما خوب باشد و برای من بد باشد لذا باید دقت کنیم در سیستم کدامشان بدردمی خورد آنها را انتخاب بکند چه چیزهائی خوب و چه چیزهائی بد باید حتماًطبق فرمول آخرت باشد .
چون اصل واصالت را به این قرار بدهیم باید متناسب با این باشد بنایر این فرمولهارا نمی توانیم ما تعیین بکنیم یعنی کینماز کی روزه می آیم روزه می گیرم میبینم پدرم راضی نیست مادرم راضی نیست فکر می کنم دارم عبادت می کنم فکر می کنم دارم خودسازی می کنم دیگه وقتی که پدر ومادرم راضی نیستند فکر می کنم دارم عبادت می کنم .
فکر می کنم دارم خودسازی می کنم دیگه وقتی که پدر ومادرم راضی نیستند شما روزه مستحبی بگیری حرام است بگیری شما داری نماز می خوانی می بینی مادر صدایت کرد پدر صدایت کرد اگر نماز را قطع کنی می شود حرام اگر مادر صدایت کرد نماز را قطع کنی می شود مستحب
پس انتخاب قطع کردن نماز بسته به فرمول است این فرمول آن فرمول را ما نمی توانیم در بیاوریم فقط می تواند این فرمول را سازنده ما گفتیم فقط دو نفر می توانند در باره ما اظهار نظر کنند در اصالت تخصص یا سازنده و متخصص سازنده ما خداست و متخصص ما معصوم است .
طرف دارد صبح انجام می دهد صبح خوب است بداست طرف دارد انجام می دهد و ظاهراً دارد عبادت می کند یک نفرآمد صدایش میکند کنار امام صادق ایستاده دارد طواف می کند می گوید حالا برو می آیم حالا دارم طواف می کنم حضرت فرمود:
کی دارد صدایت می کند گفت یکی از دوستانم حضرت فرمود از شیعیان بود گفت بله پس چرا جوابش را ندادی ؟
گفت داشتم طواف می کردم حضرت فرمود اینکه واجب تر است که طوافت را بعداًهم می توانی انجام بدهی 1 ساعت دیگر 2 ساعت دیگر برو آن واجب تر است المومن اعظم حرمةمن الکعبه مومن حرمتش از کعبه بالاتر است درست شد من دارم آن را انجام می دهم یا طواف را انجام بدهم دست من نیست .
باید متخصص معین بکند شما الان فرض بفرمائید که ظرف می شوئید تلویزیون تماشا می کنی جارو می کنی فرض کنید اذان گفتند می گوید اگر قطع کردی رفتی نمازت را بخوان چون خدا صدایت کرده خوب وظیفه واجبت است .
اگرقطع نکنی فعل حرام انجام دادی گناه نکردی ولی همانموقع اذان می گوید همان بچه ات گفت مامان آب بده جیش دارم یک کاری داشت بچهات کدام واجب ترا ست بچه واجب تر است نیاز این واجب تر است پس انتخابات ارتباطات و رفتار این خیلی مهم است این که چه موقع کدام را انجام بدهیم .
حالا این که خدا باید این مسئله را معین بکند پس واجب را خدا معین می کند حرام هم خدا معین می کند مباح ،مستحب ،ومکروه را هم خدا معین می کند حالا می خواهیم راجب این مفاهیم یک مقدار صحبت بکنیم .
این بماند که از نظر علمی چه خواهدشد ولی مسئله ای که هست که خداوند به ما دستور داده هرجا بین دنیا و آخرت یک کاری ماند که باید یکی از دو تا را انتخاب می کردی اصل را بگذارید آخرت اگر سراغ دنیا بیائید خطرناک است حالا مثال بزنم تا از هفته بعد انشاالله بحثمان کاربردی تر و تخصصی تر خواهد شد .
ببینید بحث مادرباره تنظیم روابطمان با رحم دنیاست تحت برنامه های انتخابها ارتباطات و رفتارها خوب گاهی وقتها می خواهم یک چیزی را انتخاب بکنیم دو وجهی است یک وجه دنیا و یک وجه آخرتی
باید ببینیم کدامش را انتخاب بکنیم یا می خواهیم ارتباطی برقرار کنیم ارتباط مثل دیدنی ها و شنیدنی و خوردنی ها و همه چیز ارتباط با دوست ارتباط با همسر ارتباط با همه چیز یک موقع میخواهم یک رفتار خاصی انجام بدهیم .
بخندم ،نخندم شوخی بکنم اخم بکنم دعوا بکنم دعوا نکنم آشتی بکنم قهر بکنم از مجلس بروم بیرون یا توی مجلس بمانم و هزار تا کار دیگر هر رفتاری که پیش گرفتم باید اصالت با آخرت باید باشد
حالا این را داشته باشید حال دونه به دونه مثال می زنم الان که این قضیه حل شود چون اصل باید آخرت باشد اصل در واقع آن کودک عزیز روان است ما گفتیم از خداوند یک کودک در ماهست از خدا .
خدا اصل کمال مطلق است یک جنین از خودش یک دانه از خودش یک نطفه از خودش در ما قرار داده که پرتو از خودش در ما قرار داده این پرتوی که از خودش در ما قرار داده این همان کودک عزیز روان است که باید شبیه خدا بشود.
پس اصل آن روان است حالا خوب دقت کنید ما گفتیم که ما کمالات جمادی داریم کمالات گیاهی داریم کمالات حیوانی و کمالات انسانی و باید همه مجموعه اینها به آن رشد کودک عزیز روان برسد .
مثل جنین اصل در رحم جنین است باید این نطفه و جنین تبدیل به بچه بشود شبیه خدا بشود و باید متناسب با شرایط زیستی آخرت تربیت بشود چون اصل این است تمام ارتباطات و انتخابات و رفتارها باید به تغذیه آن بینجامد .
آن باید ریشه بکند روز به روز آن باید بزرگ شود دائما هی شبیه تر بشود این بحث تخصصی دارد که خیلی مهم است که چند جلسه بعد بهش می رسیم علامتهار ا می خواهیم بگویم مثلاًالان من 40 سالم است می خواهم ببینم الان جنین من روح من الان چقدر شبیه آخرت است .
آیا علامتی دارد که بخواهیم بسنجیم که الان اگر من مردم وفات پیدا کردم می روم توی بهشت تولدم آیا سالم است یا ناقص است یا بیمار و یا ضعیف است یا سالم قوی است این مبنا دارد می توانیم اینها را درش بیاوریم .
توجه فرمودید می خواهم اینها را به شما یاد بدهم که شما هر لحظه بتوانید تشخیص بدهید یعنی سونوگرافی کنید خودتان را می خواهی تشخیص بدهی که الان می خواهم متولد آخرت بشوم با چه وضعیتی متولد می شوم .
تولدم شاد است زندگیم آنجا شاداست آرام هستم آنجا امام ببینید چقدر قشنگ خبر می دهد از خودش با روحی شاد من با ضمیری آرام دارم می روم خودش خبر دارد که کجا می رود .
یکی از علما گفت اگر هفته بعد بمیری چه کار می کنی هیچ کاری که این مدت می کردم یعنی این مدت آماده تولد بودم پس آن فرمولها خیلی مهم است که ما بتوانیم بالاخره بدانیم آخرین وضعیت ما چه می شود
اصل این هست که این جنبه از خدا یعنی جنبه انسانی ما رشد بکند آن جنبه آدمیت ما رشد کند یادتان هست که پیغمبر فرمود 10 گروه از امت من یعنی 10گروه از مسلمانان روز قیامت به صورت حیوان محشور میشوند چرا ؟
برای این که بخش انسانی خودشان را فعال نکردند نمازها روزه ها خمس شان را کربلا مکه اشان رابجای این که انسانیت را تقویت کنند حیوانیتشان را تقویت کردند یعنی یک حیوان حاج آقاست یا یک کربلائی حیوان یا یک مسجد برو حیوان هست آن آقائی را گفتم هفته پیش که می خواستند شهادتین را بگه آن هفته گفتم برایتان که نمی توانست بگوید
یعنی با این همیشه صف اول نماز جماعت بوده ولی آخرش انسان نمرد آخرش با حیوانیت مرد نتوانست اشهدش بگوید بنابراین باید دقت کنیم ما باید آن جنبه انسانی پیدا بکنیم اصل این است که باطن ما شبیه انسان بشود
چون این اصل است باید به این کودک عزیز روان دائماًبهش خوراک بدهیم و شکل انسانیش رابسازیم بالاخره تا قبل از این که فوت ما برسد چون به محض این که فوت برسد اگر ما شکل انسان نباشیم درد سر ساز است
بهشت غیر انسانی را راه نمی دهند با شاخ و دم قیافه های اجق وجق می توانی بهشت بروی بهشت دارالسلام است جای آدمها ی سالم یوم لا ینفع مال و بنون الا من عطا الله بقلب سلیم فقط روح سالم یعنی روحی انسانی است
شبیه انسان است جنین سالم یعنی چه بین اندام سالم یعنی آنچه سالم به دنیا آمده یعنی مشخص است که این شبیه آدم است در حرکت به سمت ابدیت سلامت قلب به این است که شبیه بهشت باشد یعنی بتواند
با شرایط زیستی بهشت سازگار داشته باشد برای همین باطنش هم می شود انسان خوب حالا چون اصل این هست ما باید یکسره اصالت را به این بدهیم اگر یک جا با انتخابهائی روبرو شدیم که بین دنیا و آخرت
یعنی اتخابی بود که این جوری بود ببینید کودک عزیز روان همان جنبۀالهی یمان با حیوانیت ما کودک حیوانی ما انتخابمان هم همینطور باز ارتباطات همین بود باید چه را ترجیح بدهیم باید خوراک چه را ترجیح بدهیم
کودک عزیز یعنی باید اول جنبۀانسانی را در نظر بگیر حیوانیت را ول کن این را اگر در نظر بگیری اینهم تأمین می شود دنیایت هم تأمین می شود حیوانیت منظور بخش دنیائی است حالا یک فرمول می دهم که این فرمول خیلی کمکتان می کند .
می نویسم چون فرمول خیلی مهم است که یاداشت کنم چون ما همیشه نمی رسیم که این را جزعی جزعی به شما ها بگوئیم یک فرمول را می دهم که این فرمول توی تمام انتخابها و ارتباطات و رفتار ها کمکتان می کند حدیث از امیر المومنین علی علیه السلام است حکمت 106یا 108نهج البلاغه است اگر اشتباه نکنم این جا ندارم .
نهج البلاغه که به شما بگویم ولی حکمت 106یا 108همین حدود هاست می توانید پیدا کنید در نهج البلاغه خیلی مهم است این فرمول می خوانم بعد چند تا هم خوانی بکنند عزیزان لا یترک الناس شئ ان امر دینهم لا قتضاع دنیاهم الا فتح الله علیهم ما هوااضر منه می فرماید مردم ترک نمی کنند چیزی ازامور دینشان را بخاطر درست کردن امر دنیایشان مگر این که خداوند باز می کند برآنها چیزی را که ضررش بیشتر است.
برای چه؟ برای دنیایشان ببینید شما می خواهید دنیایتان را اصلاح کنید دیگه یک دختر خانمی بود که آمد بود پیش من می گفت می خواهم بروم با فلانی ازدواج بکنم گفتم خوب این پسر که باهاش می خواهی ازدواج بکنی یک شرایطی را ندارد .
فراموش کردهبود که آدم است مشکل اساسی ما ،من یک چیز را بگویم قبل از این که این فرمول را توضیح بدهیم علت این که رعایت واجبات بر ما سخت است ترک محرمات برای ما سخت است انجام مستحبات برای ما سخت است .
پرهیز از مکروهات برای ماسختاست و ما نمی خواهیم به این کودک عزیزروانمان برسیم برای این است که ما غالباًخودمان را انسان معنا نمی کنیم یا فکر می کنیم که یک گیاه هستیم یا حیوانیم کمالات گیاهی که یادتان هست که چه بود دیگر رشد تغذیه تولید مثل اینها مال چه بود قدرت بدنی و زیبایی این پنجمال جنبه گیاهی بود یعنی پایه غذایمان می رسیم .
خوردنیهایمان یا به هیکل مان می خواهیم برسیم چاقی یا لاغری یا به زیبائی لباس و فرش واتومبیل و خانه دائماًوقتمان به اینها یا بچه دار شدن قدرت بدنی بچه بزرگ کردن اینها می شود کمالات گیاهی .
یا با مسائل جنسی سر وکار داریم یا ازدواج هست یا تشکیل خانوداه هست یا بچه بزرگ کردن است یا تفریح است یا مسکن گزینی یا این که در اجتماع در جاتمان بالا باشد سربازم بشوم استوار بشوم ستوان ستوانم هم بشوم سرهنگ سرهنگم بشوم هی بروم بالا کارمند م بشوم مدیر مدیرم بشوم مدیر کل مدیر کل هم بشوم وزیر وزیر م بشوم رئیس جمهور فقط مقام درجه جزءکمالات حیوانی بود
خودمان را غالباًبا حیوان اشتباه می گیریم و اساساًحقی برای جنبه انسانیمان قائل نیستیم یعنی اساساًحواسمان نیست که آدمیم .
ما این نیستیم اصلاًما متوجه نیستیم کهکودک عزیز در وجود ما هست و به این توجه نمی کنیم وقتی به این کودک عزیز روان توجه نکردیم دوستش هم نداریم باهاش هم انس نداریم .
40سال عمر کردی ولی مثل یک بچه ناخواسته ازش متنفر هستی آیه قرآن است برای کسی که خوب خودش را نمی شناسد وقتی اسم خدا و اسم معنویت می آید متنفر است بدش می آید اصلاًحوصله این حرفها را ندارد
این دینی است اصلاًخوشم نمی آید من رمان می خوانم این جوری هست اصلاًحوصله چیزی که او را یاد ابدیت آخرت خدا معنویت بیندازد حالش بهم می خورد چون اساساًاصلاًاین را باور نکرده که آدم است خودش را به صورت یک آدم نمی بیند خودش را یک حیوان معنا می کند .
بچه هایش را هم همین طور تربیت می کند و وقتی هم می گوئی مادر خوبی هستی می گوید بله مادر خوبی هستم بچهام دکتر ومهندس شده فکر می کند بچه اش آدم شده اگر بچه ات سالم متولد شد به آخرت .
بله تو مادر خوبی بودی یادتان باشد شما اگر بچه اتان سالم متولد شد به ابدیت تو پدر خوبی یعنی اگر دوست کی شدی کسی آخرتش را بخاطر دوستی شما لطمه نخورد شما دوست مبارکی هستید اگر همسر کسی شدید همسر شما به خاطر ارتباط با شما آخرتش لطمه نخورد .
تولد سالم و بخش انسانیش بهش خدشه وارد نشد توی تغذیه عزیز روانش خلل وارد نشد شما همسر مبارکی هستید
توجه کردید اگر شریک کسی شدید آخرت کسی را به خطر نینداختی شریک خوبی هستی هر ارتباطی که با هر کسی برقرار می کنی یا هر انتخابی یا هر چیز دیگر اگر آنجا به ابدیت خودت و دیگران لطمه نخورد آدمی اگر لطمه بخورد آدم نیستی
ببیند علت اصلی این که میگوئیم کودک عزیز روان خیلی باهاش مأنوس نیستیم یعنی چه می گوئیم بخش انسانی –نمی فهمد یعنی چه این هست که عادت کردیم که سالهای سالها خودمان را حیوان معنا کنیم یعنی مثلاًفلانی آدم موفقی است .
مثلاًخواستگار آمده چه جور پسری است می گوید خیلی پسر خوبی است می گویم یعنی چه می گوید لیسانس دارد فوق لیسانس دارد دکترا دارد بعد خوشگل است ماشین دارد آپارتمان برای خودش خریده آدم موفقی است این می شود یک حیوان خوب .
آدم خوب معلوم نیست که باشد ممکن است با هم ازدواج کنید همین آدم حرکت شما را متوقف کند و سقطت بکند دختر خوبیاست بله خیلی دختر خوبی است چگونه است یا تعریف های گیاهی می کنیم خوش هیکل است خوش برورو است .
بابایش وضعش خوب است دختر هزار تا هنر بلد است خیاطی بلد است آشپزی بلد هست گل سازی بلد هست کامپیوتر بلد است (اِ)بخش انسانیش کورشد انسانی کرده دختری که بتوان باهاش ازدواج کرد ما می خواهیم با آدم ازدواج کنیم دیگر میبینی (نه)شریک خوبی است (بله)
از کجا معلوم است شریک خوبی است معلم خوبی است بله از کجا می دانی معلم خوبی است اگر معلم خوبی است تو باید در کنار معلم روز به روز به سمت آخرت حرکت بکنی کودک عزیز روانت از این معلم –معلم یعنی مادر مادر خوب کسی است که بچه اش تغذیه بکند مادر یعنی شیر بدهد به بچه اش .
اگر معلم می تواند در تغذیه عزیز روانت بله معلم خوبی است ولی اگر بروی سر کلاس شرکت بکنی و از خدا دورت بکند و بکشد به راهی که اضطرابت زیاد شود افسر دگیهایت زیاد بشود تشنج هایت زیاد بشود غمت زیاد شود
این چه فایده ای دارد بخش انسانی تورا فعال نکرد فایده ندارد دوست خوبی است یا نه – یا روح الله من نجالس به حضرت مسیح گفتند با کی مجالست بکنیم گفت من یذکرکم الله رعیة-کسی که دیدنش شما را یاد خدا می اندازد و وقتی میبینی به یاد معشوقت می افتی به یاد ابدیت می افتی به یاد آدمیت خودت می افتی
این آینه است این دوست تو یک آینه قشنگ که تو را تو خودش نشان می دهد بعد عیب هایت را هم به تو می گوید برای همین امام صادق فرمود بهترین دوست من آن کسی که عیب های مرا به من هدیه می کند که زودتر می گوید این جا شاخ در آوری این جا دم دراوری پاک کن پاک کن که زودتر باید تولد سالم باشد .
ما بدمان می آید قرآن می فرماید در مورد آدمها ئی که جهنمی که بهشان می گوید شما از آدمهائی که خیر خواه شما بودند و شما را نصیحت می کردند خوششان نمی آمد
در قرآن دارین حدیث داریم روایت داریم می روند جهنم برای این که از موعظه خوششان نمی آید یعنی کسانی که اینها را می خواست یادآدمیت وآخرت نیندازد زود گوششان را می گرفتند در مجالس ختم دیدید افراد می روند در مجالس ختم شرکت می کنند بعدطرفشعر می خواند روضه می خواند اینها که ضرری ندارد شعر و روضه بی آزار است .
حالا این جوری هم بکنیم یک اشکی هم بریزیم این هم هیچ به محض این که سخنران می رود بالا شروع بکند حقیقت مرا به یادم بیاورد من خوشم نمی آید همه بلند می شوند فقط 1 ونصفی آدم نشسته آن هم درجه اول رویشان نمی آید بلند شوند بروند و گرنه حوصله هم ندارد .
از دور نشانش می دهند ساعت زودتر تمام بشود کار داریم بلند شویم برویم و این هم می خواست حرف بزند می گویند اصلاًاین معلم خوبی نبود آخوند خوبی نبود مجلسی و منبری خوبی نبود چرا؟ چون روضه نخواند چه بسا که می روند می خوانند اما ما را به آخرت و حقیقت خودمان روبرو نکند اگر حرفی می زند و در آینه حرف این توانستم بفهم عیبم کجاست ازش بدم می آید می گویم اینها چی که دارد می گوید متنفر می شوم
علت این است که ما دائماً در حقاین کودک عزیز روان خیانت کردیم یکسره غذایش را ازش دزد یم به بخش حیوانی خورده و به این ندادیم و هی از این کم گذاشتیم حالا وقتی که جائی می رویم که از آدمیت آخرت معنویت ابدیت وعشق محبت می شود
برای ما معنا ومفهوم ندارد وقتی می گویند عشق ،عشق زمینی وقتی می گویند هرچه محبت می کنند ترجمه از چی می کنیم یا گیاهی یا حیوانی آخر ما همه چیر را برمی گردانیم به این دوتا.
دختره می گوید می خواهم بروم حوزه درسم بخوانم می گوید چه می دهند در حو.زه چه می شوی در حوزه باز می گوید بروی دانشگاه زبان بخوانی معلوم است کامپیوتر بخوانی باز معلوم است ولی در حوزه چه می دهند
این توقع دارد ما چیزی بشویم آن هم با کمالات دنیا آن هم نمی شود مثال زدم که یکی رفته بود قصابی گفت آقا نوشابه دارید گفت این جا قصابی است گفت آقا کوکا دارید گفت این جا قصابی است گفت پپسی دارید گفت آقا این جا قصابی است گوشت می فروشیم قصابی گفت :
بیا این چاقو و ساتور و این لباس قصابی را بگیر قشنگ حس بگیر که متوجه بشی توبشو قصاب من هم مشتری
آقا یک راسته می خواهم طرف گفت شیشه خالی آوردید شما هرچقدر از آخرت بگوئی از دنیا بزنی این ترجمه دنیائی می کند شعورش نمی رسد مثلاًامام رضا هم می رود همه اش جزکمالات دنیائی است یک شوهر خوب یک زن خوب اینها هم خوب است نه این که خوب نباشد ولی باز ترجمه دنیائی است ازش نه این که آدم نخواهد .
آقائی آمد برای ما تعریف می کرد که شب خواب دیدم من را بردند در رودخانه ای اصلاًندیده بودم آب به این قشنگی اول غسل دادنم خوب که پاک شدم گفتند این آب مخصوص حضرت زهرا است تو الان پاک شدی هر چه بخواهی ما بتو می دهیم پسرم جبهه هست
گفتم یا حضرت زهرا پسرم را برگردان اگر پسر ت شهید میشد اگر نمی رفت پیش حضرت زهرا هم جلوی پسرت را گرفتی هم چیز خوبی می توانستی بخواهی که نخواستی ماخیلی می توانیم بخواهیم چیزهای ابدی بخواهیم جون خودمان را خوب نمی شناسیم خودمان را و برای این کودک عزیز روان
حق انتخاب و رفتار و ارتباط قائل نیستسم هرچه تنظیم می شود بر اساس آخرت است کسی که خودش را نشناسد تمام قوای خودش را حرام می کند تمام استعدادهای خودش را ضایع می کند تا کی نفهمد که از دنیاست تا بی نهایت هر چه خدا بهش می دهد خراب می کند .
مکه می رود خرابش می کند کربلا می رود خرابش می کند نماز می خواند خرابش می کند این یاد تان نرود یک فرمول دیگر بهتان بدهیم انسان کلیه کلیه انتخاب ها رفتارها ارتباطات براساس شناختی که از خودش دارد و قیمتی که برای خودش قائل است انجام می دهد یعنی وقتی شما یک چیزی را می خواهی انتخاب بکنی خواست به شأن وشئونت هست می گوئی نه این را انتخاب نمی کنم این در شأن و شئون ما نیست نه این چادر نه این مقتعه نه این طلا نه این مبل نه فرش نه این لوازم آشپزخانه نه این تومبیل نه این رفیق نه با اینها رفیق نمی شوم .
چند روز پیش یک پسری را فرستادم خواستگاری یک خانواده همه اهل علم ئانشمند تحصیلا ت عالی ضمناًمتدین هم بودندد یک پسر خیلی خوب را هم فرستادم گفتند که ما به غیر از سادات هم دختر نمی دهیم
گفتیم خوب یک پسر سادات ما فرستادیم خانه اینها رفت خواستگاری رفت یک پسر عالی یعنی هرکه با این ازدواج می کرد آخرتش تأمین بود این رفت آنجا مبنائی را ذکر کردند که مبنای انسانی نبود متاسفانه ایرادی گرفته بودند در واقع به مسائلی بود شأن ما نیست .
وقتی می گوئیم شأن قیمت من باید قیمتمان را فقط با خدا حساب کنیم هیچ کس کمتر از خدا قیمت ما نیست اگر به کمتر از او بفروشی بدبخت شدی خودفروشی کردی باختی خسران کردی من وقت در همه انتخابها رفتارها و ارتباطات قیمتم خداست نه زن قیمت من هست نه شوهر قیمت من هست نه بچه هایم قیمت من هستند نه رفیقهایم قیمت من هستند .
عرض کنم هیچ کس تو قیمت من نیست فقط خدا قیمت من هست اگر خودت را نشناسی تمام استعدادت را حرام می کنی براساس قیمت نمی فروشی توجه کنید مثلاً این انگشتر اگر یک میلیون تومان بیارزد
من ندانم یم میلیون تومن می ارزد من چه کار می کنم می آورم 2هزار تومان می دهم بهش می رود یادم هست که بچه که بودم آن منطقه که زندگی می کردیم تاریخش 7هزار ساله است قدمت 7هزار ساله دارد آن موقعها که می آمدند آنجا را می کنند برای گازی آبی خیلی چیزهای عتیقه زیاد پیدا نی شد در زمین چون منطقهمنطقه قدیمی بود یک بار که داشتند می کندند 5 تا سکه نقره من پیدا کردم 5تا سکه برای هخامنشی بود همان داریوش پیدا کردم .
آن موقع ما پول تو جیبی یک ریال می گرفتیم بعد این را رفتیم به یک زیرکی نشان دادیم گفتیم مثلاًاینها را دادیم گفتیم مثلاً اینها را من دادم گفت اینها را میدهی به من می خرم ازت چون بدرد من نمی خورد چون نمیتوانستم اینها را بدهم
یک بستی بخرم چون نمی فهمم چی گفت 5تومان ازت می خرم ازت 5تومان یعنی چند برابر پول تو جیبی ما 50 برابر ما گفتیم خیلی کلاه سر طرف گذاشتیم سر خودمان می گذاشتیم سکه ها را دادیم و 5تومان را گرفتیم گفتیم ما 5روز باهاش پادشاهی می کنیم 5تومان را بر داشتیم به رفیق هایمان مهمانی دادیم یکی خرج این آن کردیم
رفقا به قول معروف یک عشق و حالی کردیم با این 5تومان نمی فهمیم اگر می دانستیم یک دانهاش چقدر می ارزید زرنگ آن بود شما وقتی نمی شناسی خودت را توی تمام انتخاب ها دچار خسران می شوی یعنی هر انتخاب بکنی باخت با توست هر ارتباطی برقرار کنی ازدواج،شراکت ،تحصیل ،کار شغل درجه به هر عابری آخرش باختی .
چون قیمتت اصلاًغذا نیست تو بشوی سرهنگ بشوی رئیس جمهور بشوی نماینده مجلس حساب را جوری کردی که بروی جلوی دوربین که مشهور بشوی مثلاً بگویند هنرمند هنرپیشه محبوب بشوی دردلها بیایند از تو امضاءبگیرند نمی دانم عشقت این بوده
یک فوتبالیست خوب بشوی یک هنرمند مشهور بشوی یک شاعر بشوی فرو خته ای خودت را من هیچ کس خدا معادلم نیست چون از خدا هستم بنابراین اگر حواسم نباشد که خودم را به کسی بفروشم توی تمام ارتباطات و رفتارها ضررمی کنم.
یعنی هرکاری بکنم آخرش خسران است جلسه انشا الله در باره این بیشتر صحبت می کنم و توضیح این روایت و مفهوم خسران یعنی سود وضرر که می خواهیم صحبت بکنیم و راجب مباحث علمی آن 5تا اصل که واجب چی حرام چی مباح و مکروح و مستحب چیست کلاًریاضیات این حرکت را با هم کار بکنیم انشا الله
الحمدالله رب العالمین و صلی الله علیه و آله