یکی در مورد اجازه خانواده هست در مورد رعایت معیارهای شرعی را رعایت بکنیم در انتخاب همسر، خانواده مخالفت میکنند؟ حالا این سؤال خیلی کلی هست اگر بخواهیم در موردش صحبت بکنیم شاید بحث مفصلی در حدود یک جلسه بشود در مورد همین یک سؤال صحبت کرد ما یک شرائط کلی را در مورد همسر ذکر کردیم که قابلیتهایی باید داشته باشد معمولاً این قابلیتها مورد پذیرش اکثر قریب به اتفاق خانوادهها هست.@ فقط در بعضی از خانوادههایی که آشفته هستند و ناهنجاریهای فکری و رفتاری بر آنها حاکم هست گاهی وقتها غفلت میشود نسبت به شرائطی که باید یک مرد بخصوص داشته باشد اگر خود دختر متوجه این شرائط باشد باید تا میتواند مقاومت به خرج بدهد در مورد شرائط کلیدی ازدواج.@ مثلاً کسی که میدانیم فاسد هست فساد اخلاقی دارد کسی که تدین ندارد اینها چیزهایی هست که قطعاً پذیرشش یک نوع خیانت هست به خود شخص، یعنی دختر اگر قبول کند هم به خودش خیانت کرده هم به طرف مقابل خیانت کرده.@ که دست او را باز گذاشته برای ظلمهای بعدیاش با قبول ازدواج و هم بچهای که هنوز خبری نیست و از تصمیم یک دختر و پسر بوجود میاید هم پایش وسط کشیده میشود و چه بسا آن هم آسیبهایی ببیند.@ این در مورد شرائط اصلی هست که در دین ما آمده مثلاً مشروبخوار نباشد بینماز نباشد این چیزهایی که گفتن مقاومت به خرج بدهید به هیچ وجه انسان به آن تن در ندهد اینها هست مثلاً معتاد نباشد فساد اخلاقی نداشته باشد در غیر این صورت اگر یک همچین چیزهایی هم وجود نداشته باشد.@ یعنی اخلاقاً خوب باشد فساد اخلاقی نداشته باشد متدین باشد تحمل بقیه شرائط ولو هم کاملاً آن چیزی که میخواهیم نباشد چیز سختی نیست این یک جواب خیلی سربسته و کلی هست به این سؤال، حالا من نخواستم خیلی مبسوط وارد این قضیه بشوم.@ گاهی وقتها مخالفتهایی که با دخترها میشود یا با پسرها میشود به بحث رابطه بین فرزند و والدین برمیگردد که دختر و پسر ولو دختر و پسر خوبی هم هستند متدین و تحصیلکرده هم هستند موفقیت زیادی در برقراری یک رابطه مثبت و خوب و حسنه با والدینشان نداشتند.@ نوعی بیاعتمادی در والدین ایجاد شده نسبت به فرزندانشان، یا بیتجربهگیها و خامیهایی که دختر یا پسر در روابطش با والدین داشته گاهی وقتها اینها موجب میشوند که والدین درست حرف فرزندانشان را نفهمند و گاهی وقتها والدین لج بکنند و مقاومت نشان بدهند در مقابل خواستههای فرزندان.@ گاهی وقتها تجارب تلخی که از رفتار فرزندشان داشتند یا تجارب تلخی که از رفتار دیگران داشتند موجب این میشود که در امر ازدواج یک هماهنگی بین فرزندان و خانواده برقرار نشود مثلاً دختر ملاکهای دینی را مطرح میکند رویش مقاومت نشان میدهد اما در نوع رفتاری که قبلاً داشته با والدینش موفق نبوده.@ مثلاً دختری هست که طلبه یا دانشجو یا محصل هست و خیلی اصرار دارد که با فرد متدین یا به قول امروزیها حزباللهی ازدواج بکند ولی این دختر در سایر صحنههای دینی هم رفتار خوبی نداشته مثلاً در عبادات در درس در اخلاق و معاشرتی که باید با والدین داشته باشد با اعضای خانواده داشته باشد رفتار متعادلی نداشته.@ مثلاً با خواهر کوچکش مشکل دارد یک دختر 20 ساله 18 ساله هنوز نتوانسته روابطش را با خواهر کوچکتر یا برادر کوچکتر با برادر بزرگتر با خواهرهای دیگر که ازدواج کردند تنظیم بکند این ناپختگیها و بدرفتاریها باعث شده که در سایر موارد هم یک سلب اعتماد نسبت به دختر در خانواده ایجاد بشود که بعد اگر خواست روی یک شرطی از شرائط خوب دینی و خداپسندانه صحه بگذارد و مقاومت بکند.@ میبینی که خانواده خیلی به نظر او توجه نمیکنند و خیلی اهمیت نمیدهند و چه بسا خانواده گاهی وقتها شده در اثر بدرفتاری خود همین اعضای دختر و پسر به یک لجبازی افتادند یعنی هر چه که فرزند به عنوان معیار معرفی کند میبینید که خانواده نسبت به آن حساسیت نشان میدهند و مقاومت میکنند نکته بعد تجربه تلخی هست که داشتند.@ مثلاً یک پدر و مادری یک بچه حزباللهی یک بسیجی یک آخوندی یک سپاهی یک کارمند متدین و حزباللهی یک کسی که معروف هست به متدین بودن ولو حزباللهی هم نباشد مشخص هست که مؤمن هستند.@ در همسایگی در فامیل یک تجربه تلخی از اینطور ازدواجها دارند خود این تجربه تلخ باعث میشود که خیلیها بترسند ترمز کنند و این قضیه را تعمیم دهند و فکر کنند که همه اینطور هستند و همه این مشکل را دارند.@ و این تجارب تلخ که در حیطه ازدواجهای فامیل یا همسایهها انجام میشود میتواند به پدر و مادر یک مقاومت نادرست و منفی بدهد. اما دختر و پسری که موفق هستند تجربه این را از هر دو گروه دختر و پسرها دارم.@ یعنی هم دختر و پسرهایی که متدین هستند هم دختر و پسرهایی که متدین نیستند اما رفتارشان رفتار زیبا و خوبی هست در خانواده، رفتار پخته و فهمیده و مؤدبانهای داشتند هر دختر و پسری که توانسته یک روابط خوب و شیرین با والدینش برقرار بکند او در پیشبرد نظریات خودش و اهداف خودش در خانواده خیلی موفق بوده.@ من میشناسم کسی را که اصلاً از نظر عقیدتی خانواده او با او کاملاً در تضاد هستند یعنی گاهی وقتها کارشان به دعوا و جبههگیری در بعضی از موارد شده در مورد مسائل دینی و اصولی، ولی از نظر اخلاقی به قدری این دخترخانم یا آقاپسر خوب عمل کردند که وقتی در مورد خودش خواسته تصمیم بگیرد تصمیمهایی که میداند خدا راضی هست و باید اینگونه باشد.@ میبینید که خانواده به خاطر حسن برخورد او و حسن رفتار و اخلاق او خیلی راحت انعطاف نشان دادند و مقاومتی نکردند چون دختر دختر هنرمندی بوده پسر پسر هنرمندی بوده و توانسته رفتار و اخلاقش را طوری تنظیم کند که جلب اعتماد والدین را بکند.@ این نکته را من باز تذکر بدهم که اگر فرزندان بتوانند آن وظیفهای که در روابط با والدین باید رعایت بکنند رعایت کنند خیلی وقتها میبینید که والدین مقاومتی از خودشان نشان نمیدهند و واقعاً به آن مصالحی که فرزندان تشخیص میدهند و درست هم تشخیص میدهند گردن میگذارند و با فرزندانشان موافقت میکنند.@ میخواهم بگویم همیشه مقاومت والدین مربوط به اخلاق والدین یا عقیده والدین نیست خیلی وقتها مخالفتها و درگیریهایی که پیش میاید بسیاری از موارد مربوط هست به نوع رفتاری که خود دختر و پسر با والدین و خانواده دارند و رفتار خوبی نیست یعنی روابطشان را نتوانستند خوب با اینها تنظیم کنند.@ برای همین خیلی از صحنههایی هم که حق هست یا در مواردی که حق با بچه هست میبینید که باز حق را به او نمیدهند کلاً صحنه ارتباط با والدین صحنه بسیار مهمی هست هم از جهت زندگی دنیوی هم از جهت زندگی اخروی که یکی از حساسترین و ضروریترین صحنهها و مواردی هست که ما باید نسبت به آن توجه جدی کنیم و با فکر جلو برویم در روابط با والدین.@ تقریباً شاید حدود 13 ـ 14 جلسه در همین مجتمع فقط در مورد رفتار با والدین، حقوق والدین جلسه داشتیم. سؤال دوم هم در راستای همین سؤال اول هست اما مربوط به روابط بین زن و مرد هست که اگر مرد زن را وادار کند به اینکه روی اعتقادات خود پا بگذارد و زندگی از هدف رسیدن به کمال باز ماند آیا این زندگی را باید ادامه داد و صبر داشت یا خیر؟@ نوع وظیفهای که زن دارد در زندگی با نوع وظیفهای که مرد دارد فرق میکند مرد برای اینکه به رستگاری اخروی برسد و به خوشبختی آخرتی برسد و بتواند رضایت خدا را جلب بکند غیر از صحنه خانواده چند صحنه دیگر را هم باید بتواند از آنها پیروزمندانه بیرون بیاید که آن صحنهها بر زن اصلاً واجب نیست.@ برای زن فقط یک صحنه را خدا گذاشته بیشتر از این از او نخواسته مگر جنبههای استثنائی، و آن صحنه خانواده است به زن گفتن که اگر شما خوب شوهرداری کنید و دو سه شرط دیگر، مثلاً نماز روزانهاش را بخواند متدین باشد و خوب شوهرداری بکند.@ همین مقدار برای زن خدا کافی دانسته ولی برای مرد اینطور نیست برای مرد جدای از اینکه باید در صحنه خانواده آنطور که خدا میخواهد رفتار بکند باید نسبت به والدینش یک وظیفه خاصی دارد که باید انجام بدهد این را دختر ندارد دختر فقط باید نسبت به والدینش نیکی بکند و مؤدب باشد.@ اما مثلاً وظائفی که باید انجام بدهد از آن جهت که وقتی ازدواج کرد دیگر ندارد نه وظیفه اقتصادی دارد نه حتی حضور دارد کمک کردن دارد، نه هیچ کدام از اینها تا وقتی که شوهرش اجازه نداده باشد یا راضی نباشد برای دختر نیست قبل از اینکه ازدواج بکند.@ چرا اگر باشد و بتواند باید انجام بدهد ولی بعد از اینکه ازدواج کرد میبینید که اینطور نیست ولی پسر اینطور نیست پسر بعد از اینکه ازدواج کرد وظیفهاش در مقابل پدر و مادرش بخصوص بعد از اینکه شاغل شد و دستش به جیبش رسید و توانست کمک اقتصادی بکند وظائفش نسبت به پدر و مادرش باقی هست تا آخر عمر.@ باید به پدر و مادرش نیکی بکند باید اگر کمک اقتصادی والدین میخواهند انجام بدهد این خیلی مهم است در حدیثی داریم که رضایت برای زن شرط رضایت شوهر هست(لا شَفیعَ أنجَحُ لِلمَرأۀِ مِن رِضی زَوجِها وَ لِلمَرءِ یا لِلرَّجُلِ رِضی أمِّها) که هیچ شفیعی برای زن بالاتر از رضایت شوهرش نیست ولی برای مرد گفتند رضایت مادرش.@ این خیلی مهم است که مرد یک وظیفه جدا دارد مرد در صحنههای اقتصادی یک وظیفه دیگری دارد یعنی باید درست عمل کند به حرام نیفتد لقمه حرام تحصیل نکند در صحنههای اجتماعی هم باز خدا مرد را رها نکرده یک وظائف دیگری از او میخواهد در صحنههای سیاسی و جنگ و جبهه باز میبینید که مرد یک وظائفی دارد.@ مرد باید از چند جبهه بیرون بیاید تا خدا از او راضی باشد ولی زن اینطور نیست و زن محدود شده به همان محدوده منزل که اگر بتواند وظائفش را در آن مورد انجام بدهد البته زن وظائف سیاسی دارد بخصوص در این زمان خاصی که الان ما داریم ولی وظائف سیاسی و اجتماعی که دارد در حد وجوب شرعی نیست.@ بعضی وقتها در مورد مسأله جهاد که پیش بیاید یک وظائفی هم گردن زنها میاید اما در غیر این موارد نه، لذا زن راحتتر میتواند به رضایت خدا برسد و اعتقاد و ایمان خودش را حفظ بکند تا یک مرد، لذا شما میبینید در قرآن دو نمونه ایمان را که مثال میزند یکی مریم(س) هست و یکی همسر فرعون آسیه هست.@ میدانید فرعون چه کسی بوده کسی بوده که ادعای خدایی میکرده و مؤمنین را میکشته با موسی درافتاده وقتی میدانید که همسرش چنان هنرمندانه رفتار کرده که خداوند از او به عنوان الگوی ایمان در قرآن یاد میکند و نمونههای کفر را هم زن لوط و زن نوح مثال میزند که این دو با اینکه همسرانشان دوتا پیغمبر بودند.@ قرآن میفرماید(كانَتا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبادِنا) دو بنده از بندگان صالح ما تحت نظر و ولایت دو بنده از بندگان صالح ما بودند ولی معذلک این دو زن نمونههای کفر هستند از مردها قرآن نمونه نمیزند برای ایمان و کفر، ولی از زنها مثال میزند.@ یعنی برای نمونه در قرآن برای کفر و ایمان مثالها را از زنها میزند الا بعضی از موارد هست مثل همین موردی که خانم سؤال کرده بود مثل مسأله حجاب، مثلاً مرد زن را از واجبات الهیاش باز بدارد مثلاً بگوید باید حتماً بدحجاب بیرون بیایی بدحجاب بیرون رفتن یعنی خشم و غضب خدا را خریدن.@ این نمیارزد انسان بخواهد ازدواجی بکند که به مناسبت آن ازدواج مجبور بشود حجاب را رعایت نکند اصلاً نمیارزد بعضی از خانمها من دیدم میایند سؤال میکنند که ما با یک آقاپسری میخواهیم ازدواج کنیم پسر خوبی هست ولی شرط کرده که ما با چادر بیرون نیاییم.@ من معمولاً اینطور موارد درست است که حجاب مختص به چادر نیست اما از ناحیه من این قضیه پسندیده نیست یعنی مرد بخواهد این پیشنهاد را بدهد معمولاً اکثر قریب به اتفاق مواردی که خانمها مانتویی بودند باز در مورد حجاب آنجایی که باید نشان بدهند ضعف به خرج دادند به هر حال اینطور بوده که حدود شرعی را نتوانستند با مانتو رعایت کنند.@ کم پیش میاید که خانمی بخواهد با مانتو بیرون برود و حدود شرعی را کامل بخواهد رعایت بکند مشکل هست بخصوص از مرد که از مرد غیرت و توجه به پاکیزگی محیط نسبت به همسرش، نگاهها، نظرها و مسائل دیگر باید باشد.@ اگر مرد شرط بکند اینطور نیست ممکن است انسان بگوید مثلاً خانمی که شرط کرده که من میخواهم با مانتو بیرون بیایم به یک پسری در مواردی اجازه بدهیم که شما میتوانید با این خانم ازدواج کنید ولی وقتی مرد بیاید شرط بکند این مرد خوبی نیست حالا از این موارد که بگذریم.@ اگر یک موقع بخواهد در مسائل کلیدی مثلاً بگوید نمیخواهم نماز بخوانی نماز نخوان من راضی نیستم نماز بخوانی در خانه من زندگی میکنی مسائل دینیات را نباید رعایت بکنی مسائل حلال و حرام را، یا از زن یک امری را بخواهد که فساد داشته باشد بخواهد زن با او مشارکت در کاری بکند که حرام هست.@ نه اینجا زن حق اطاعت ندارد فرمول اصلیاش این هست که(لا طاعَۀَ لِمَخلُوقٍ فی مَعصِیَۀِ الخالِق) در آنجایی که معصیت خالق هست حق اطاعت از هر مخلوقی از بین میرود هر مخلوقی حق اطاعتی اگر خدا گفته دارد مثل پدر و مادر، همسر، رئیس، فرمانده.@ اگر حق اطاعتی دارد آنجایی که صحبت از معصیت خداست حق اطاعتش لغو میشود و کسی نباید در اینطور موارد از همسرش یا از هر کس دیگر اطاعت بکند در مسأله حجاب مثال زدم در مسائل اقتصادی مثال زدم در مسائل اخلاقی هم همینطور نباید انسان تن بدهد به خواستههای همسرش، در این موارد باید مقاومت کند.@ یاد امام افتادم یک پسری برای حضرت امام نامه نوشته بود که امام عزیز من پدرم از من خواسته که نماز نخوانم گفته تو در خانه من نماز نخوان من راضی نیستم در خانه من نماز بخوانی امام نوشته بسمه تعالی غلط کرده است نمازت را بخوان این جواب امام بود.@ حالا شوهر اینطور موارد حقهای اینطوری ندارد که بخواهد نسبت به واجبات، مسأله واجبات یک چیزی هست که مربوط به خداست و هیچ کس هم حق دخالت در آن را ندارد.@ یک سؤال شده در مورد اینکه آیا بهتر نیست در نشریه یا جایی فرمهای مخصوصی باشد که دخترها و پسرها خودشان را به آنجاها معرفی کنند اگر کسی خواست مراجعه کند آنجا برای همسر مناسب؟@ الان ما در تهران مراکزی داریم که شما اگر مراجعه کنید بگویید من این سن را دارم و این همسر را میخواهم خصوصیات همسری را که میخواهید بدهید جاهای مطمئن و خوبی هست بنیادهای ازدواج بعضی جاها هست که شما فرم خودتان را پر میکنید آنجا میدهید.@ نظر هم دارید که در مورد همسرتان این ملاکها را میخواهید سن خودتان را میدهید عکس هم میدهید بعد از یک مدت به شما خبر میکنند که چهار مورد پنج مورد کاندیدا وجود دارد حالا شما بیا ببین بعد از اینکه شما رفتید نامه آن آقا را خواندید.@ اگر نسبت به فرمش و چیزهایی که نوشته پسندیدید به اطلاع اعضای آنجا میرسانید که از میان این چهار نفر این یک نفر فکر میکنم به من نزدیکتر هست بعد از اینکه این شد آنها از آن آقاپسر دعوت میکنند که یک جلسه در حضور کارشناس آنجا بین دختر و پسر برقرار بشود صحبتهای اساسی بشود.@ بعد از اینکه این مرحله تمام شد با توافق طرفین دیگر اینجا بنیاد خودش را تقریباً کنار میکشد و کار را با نظارت یکی از نمایندهها به خانوادهها محول میکند البته کمکهای دیگری هم از قبیل مسائل اقتصادی به طرفین هست اگر لازم بود آن مرکز را با شماره معرفی کنند میتوانند به آنجا مراجعه کنند آن مرکز تقریباً هزاران ازدواج را همینطوری تا الان به انجام رسانده.@ سؤال بعدی درباره شناخت درون خودمان و ارزیابی شخصیتمان و طرف مقابلمان باید به چه شیوههایی متوسل بشویم بخصوص در مورد خود شخصی که بخواهد ارزش و افکارش را بخواهد تا حد مطلوب و مقبول معیارهای الهی و اجتماعی قرار بدهد؟@ در مورد شناختن خودمان ما یک شناخت کلی از انسانی که محبوب خداوند هست و خداوند دوست دارد باشد باید داشته باشیم یعنی ملاک دستمان باشد همیشه ارزیابی با ملاک صورت میگیرد مثلاً من الان به شما بگویم شما این میزی که من رویش نشستم اندازهاش را به من بگویید.@ شما بلافاصله از من سؤال میکنید که ما اندازه این را بر حسب چه بدهیم بر حسب وجب بدهیم بر حسب اینچ بدهیم بر حسب سانتیمتر بدهیم یعنی ملاک میخواهید برای اندازهگیری و گزارش، ما باید ببینیم اول از این انسان خوب زن خوب دختر خوب پسر خوب همسر خوب مادر خوب چه کسی هست تا بتوانیم یک ارزیابی بکنیم نسبت به خودمان.@ در مورد همسرمان هم باز همینطور اگر مسأله قبل از ازدواج باشد ما باید با همین کلاسهایی که میاییم مطالعاتی که میکنیم صفات یک مرد و همسر خوب را به دست بیاوریم تا بتوانیم بعد در اثر مطالعه و تحقیق در مورد یک پسر و یک مرد ما تشخیص بدهیم که آیا این هست یا اینچنین نیست.@ بعضی از شناختها معمولاً تا بعد از ازدواج حاصل نمیشود یا تا بعد از محرمیت حاصل نمیشود معمولاً دوران عقد را که توصیه میشود یک فاصلهای بین عقد و عروسی باشد برای این میگویند یکی از خوبیهای فاصله عقد و عروسی این هست که دختر و پسر فرصت میکنند که همدیگر را بشناسند.@ نظرهای همدیگر را بهتر بشناسند و راههای تفاهم را هم بیشتر به دست بیاورند که بعد بتوانند انشاء الله برای عروسی و بعد از عروسی با یک هماهنگی بیشتری عمل کنند این سؤال در حد این کلاس بود اما اگر کسی بخواهد شناخت درون خودمان و ارزیابی شخصیت را به صورت فنی بگوید این کار زیادی دارد.@ ما الان تقریباً چهار سال است برای خانمها و آقایان درس داریم البته کلاس خانمها بعد از حدود 70 جلسه تعطیل شد ولی کلاس آقایان ادامه دارد خانمهایی هم که مایل هستند از طریق نوار آقایان پیش بروند یکسری دروس هست به نام دروس معرفت نفس و دروسی هست تحت عنوان روانشناسی اسلامی تحت عنوان معرفت نفس.@ اگر کسی بخواهد به صورت تخصصی با مسأله نفس و روانشناسی آشنا باشد باید آن دروس را نوارهایش را بگیرد و گوش بکند ما الان حدود چهار سال است که این درسها را برای تعدادی از عزیزان داریم فعلاً توانستیم دو جلد از کتاب را تمام کنیم.@ الان درس 99 هستیم تا درس 150 که تازه 150 درس که تمام بشود تازه یک دور دورس مقدماتی تمام شده چهار سال است که داریم کار میکنیم و فعلاً درس 99 هستیم تا انشاء الله برسیم به درس 150 فکر کنم دو سالی هم طول بکشد تا برسیم.@ سه جلد کتابی هست تحت عنوان معرفت نفس آن را کار کردیم و راههای دیگری هم دارد مطالعه کتابهای اخلاقی اسلامی معتبر میتواند کمک زیادی به شناخت خودمان به ما بکند چون گاهی وقتها واقعاً شناختن شخصیت خود انسان هم برای خود انسان مشکل میشود.@ چون انسان حجابهای مختلفی را به خودش میگیرد و خودش را تحت حجابهای مختلفی پنهان میکند طوری که خودش هم خودش را نمیتواند به راحتی بشناسد سخت میشود.@ باید حتماً یک متخصص یا کارشناس باشد که دست انسان را بگیرد و در صحنههای مختلف زندگی آنچه که خالص هست و باید باشد به ما بشناساند و خود ما را هم به ما بشناساند تا ما بتوانیم تصمیمگیری مناسبی در مورد خودمان انجام بدهیم.@ مواردی که لازم هست خانمها بدانند این صحبتی که خواهرمان کردند در مورد محک زدن، ما باید خودمان ملاک دستمان باشد خیلی وقتها دختر و پسر همدیگر را محک میزنند اما نه با ملاکهای خوبی که دستشان هست با ملاکهای خیالی و وهمی با ملاکهایی که از آداب و رسوم خرافی ناشی شده انتظاراتی که از همدیگر دارند.@ تعریفی که از یک همسر خوب باید داشته باشند چه پسر چه دختر تعریف دقیق و درستی نیست بعد همدیگر را محک میزنند مطالعه میکنند و میخواهند ببیند که چقدر با آن ملاکی که در ذهن خودشان هست نزدیک هست نه به عنوان یک همسر خوب و آنچه که خدا میپسندد.@ ما اولاً باید ملاک دستمان باشد تا اشتباه نکنیم وقتی ما ملاک اشتباه دستمان بود اشتباه هم ارزیابی میکنیم وقتی اشتباه ارزیابی کردیم چون با فطرتمان سازگاری ندارد بعداً در زندگی دچار مشکل میشویم.@ یک خانمی آمده بود یک آقایی خواستگاریاش آمده بود به من گفتن من آن آقا را دیدم نپسندیدم از نظر اینکه یک همسر مناسبی بتواند برای این خانم باشد، خانم به من گفت نظر شما چیست مناسب هست؟@ من گفتم نه به این دلیل مناسب نیست، بعد من دیدم که اصلاً آن خانم این دلیلهایی که من میاورم خودش ملاک قرار نداده آن چیزهایی که من به عنوان یک نظام ارزشی دارم به آن نگاه میکنم برای یک دختر، اینکه میگویم(من) نه شخص بنده، به عنوان یک کارشناسی که آن چیزی که الان اجتماع ما نیاز دارد و مسائل شرعی که هست و عرف پسندیده و میپسندد هنجارهای اجتماعی ما ملاک قرار نداده.@ بعضی از چیزهایی که خودش نشسته با دوستانش یا در فیلمها دیدند یا در کتابها و داستانها و رمانها خواندند به عنوان یک همسر ایدهآل، یک چیزهای خیالی و فکرهای کارتونی، مثلاً در مورد پسر داشته و وقتی من میگفتم تعجب میکرد.@ اصلاً برایش قابل قبول نبود که وقتی میگفتم این ملاکها مناسب نیست ایشان اینها را قبول نمیکرد بعد هم من یادم هست که ایشان ازدواج کردند و خیلی با سختیهای زیادی روبهرو شدند و چقدر بعد کارشان به دعوا و مرافعه و کتککاری و زندگی خیلی بد و فقر اقتصادی شدید و فساد اقتصادی در زندگی افتادند و به یک وضعیت خیلی بدی.@ برای اینکه دختر از اول ملاکش یک ملاکهایی بود که معقول و پسندیده نبود ما اول باید ملاکهایمان را تنظیم بکنیم و بعد وقتی میخواهیم ارزیابی کنیم یا صحبت بکنیم با این ملاکها برویم وارد مذاکره و صحبت و تحقیق و مطالعه بشویم.@ مثلاً اگر یک پسری که به خانوادهاش خیلی احترام بگذارد از نظر خیلی از دخترخانمها بچهننه تلقی میشود یعنی در ارزیابیاش بچهننه است و امتیاز منفی میخورد در حالی که در دین ما پیامبر و معصومین به عنوان یک مرد خوب به کسی رأی میدهند یعنی به زنها میگویند شما کسی را به عنوان همسر انتخاب کنید که بدانید حتماً احترام والا و بالایی برای والدینش قائل است.@ چون کسی که قدر والدین را نداند نمیتواند قدر همسرش را هم بداند پسری که بیادب نسبت به والدینش هست نمکنشناس هست و زحمات آنها را که قرآن آنها را زحمات مسلم میداند حتی پدر و مادر کافر یک حقوق بزرگی گردن فرزندشان دارند.@ این را نتواند ببیند قطعاً قدر شما را هم نخواهد دانست و شوهر وفادار خوبی نمیتواند باشد ولی به عنوان مثال خانمها متأسفانه ملاکشان بعضی وقتها یک موقع همچین شخصی را به عنوان فرد بچهننه و لوس ارزیابی میکنند.@ فرق هست بین بچهننه و لوس بودن تا اینکه انسان مؤدب نسبت به پدر و مادرش باشد و رعایت حقوق والدینش را بکند بین این دو فرق هست که حالا اگر فرصت باشد میشود راجع به همین شخصیت صحبت کرد که کجا پسر لوس و بچهننه هست و واقعاً مرد نیست و نمیشود به عنوان یک مرد در زندگی به او تکیه کرد.@ با جایی که یک نفر ضمن اینکه مرد هست قابلیت ازدواج را هم دارد شایسته هست به عنوان مرد که دختر با او ازدواج بکند و کسی که مطیع پدر و مادرش هست و حقوق پدر و مادرش را رعایت میکند تشخیص اینها از همدیگر چطور هست چه فرقهایی هست.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 023 - میثاق مقدس (خواهران)
متن کامل (خام) جلسه 023 - میثاق مقدس (خواهران)