جلسه 015 - میثاق مقدس (خواهران)
شماره جلسه
15
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 015 - میثاق مقدس (خواهران)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ در مورد خواستگاری یک وظائفی هست که مخصوص آقایان هست و یک وظائفی هم هست که مخصوص خانمها هست و وظائف مشترکی هم هست اینکه میگوییم وظائف مخصوص خانمها یا آقایان منظور وظائف ویژه خانوادههای آنها هم محسوب میشود یعنی بعضی چیزها را خانواده پسر باید رعایت بکنند و بعضی چیزها را خانواده دختر، البته بعضی چیزها هم هست که خود دختر و پسر باید رعایت بکنند.@ در مورد خواستگاری اولین مرحله این هست که بعد از اینکه پسر به خواستگاری آمد با همکاری متقابل خانوادهها مرحله دیدن دختر و پسر هست که همدیگر را ببینند البته وقتی میگوییم دیدن همدیگر مربوط به مواردی هست که دختر و پسر قبلاً آشنایی قبلی با هم ندارند شناخت قبلی ندارند.@ گاهی وقتها شناختهای قبلی هست و منظور از خلوت دختر و پسر با همدیگر این هست که با هم صحبتی بکنند اگر تا به حال همدیگر را ندیدند صحبتی هم نکردند مرحله اول این هست که خانوادهها مقدمات این کار را فراهم بکنند که طرفین همدیگر را ببینند و با هم صحبت بکنند.@ خانواده دختر در این زمینه باید بیشتر همکاری بکند که بتوانند دختر و پسر به راحتی صحبت بکنند البته این مسئله را باید اعتراف کرد که شاید صحبت یک جلسه در بعضی از موارد کافی برای تفاهم نباشد ایجاد تفاهم متقابل که دختر و پسر همدیگر را بفهمند و ولی حداقلش همین یک دفعه هست باید حتماً باشد بتوانند نظرات خودشان را به همدیگر منتقل کنند انتظارات خودشان را بیان بکنند این از مسئله دیدن.@ حالا در مورد دیدن دو مسئله است که وقتی میگوییم دیدن خوب به همدیگر نگاه بکنند ظاهر همدیگر را نگاه بکنند و ارزیابی بکنند این یک بحث هست که در موردش صحبت میکنیم وقتی گفته میشود دیدن منظور دیگری هم هست و آن این هست که با هم صحبتهایی را در خلوت انجام بدهند و کسی مزاحمشان نباشد و بتوانند راحت نظرات همدیگر را بشنوند.@ در مورد صحبتها باید صحبتها بیپرده باشد و صادقانه بیان بشود و خطمشی کلی زندگی آینده را هر کدامشان بیان بکنند که چکار میخواهند بکنند و اهدافشان چیست. نکته بعد این هست که در مورد صفات و اخلاق و خصوصیات خودشان صادقانه حرف بزنند و خواستهها و انتظاراتشان را از طرف مقابل هم صادقانه بیان بکنند و اطلاعاتی که طرفین در مورد خانوادهها میخواهند بدهند.@ مثلاً خانواده ما در چه وضعی هست مادرم چطور هست برادرم چطور هست مسکن ما چطور هست شغل پدرم چطور هست شرائط فرهنگی خانواده ما چطوری هست شرائط تحصیلی خانواده ما چطور هست شرائط اقتصادی خانواده ما چطور هست خلقیاتشان چطور هست به هر حال چیزهایی که کلیدی هست و میتواند در زندگی آینده مؤثر باشد برای همدیگر گزارش بکنند.@ نکته بعد این هست که دختر و پسر باید به طور صادقانه عیبها و نقائصی که دارند و بیماریهایی که دارند به همدیگر بیان بکنند چیزی را نباید از همدیگر مکتوم بکنند بارها با این مشکل ما روبرو بودیم در مشاورهها که مثلاً خانم مشکلی داشتند بیان نکردند بعد از ازدواج باعث درگیری و گرفتاری و طلاق خدای نکرده و مشکلات زیادی شده.@ مثلاً ناراحتی قلبی داشته بیان نکرده یا مثلاً یکی از گوشهایشان ناشنوایی داشته بیان نکرده یا قسمتی از بدنشان سوختگی داشته بیان نکرده نوع خاصی از بیماری را داشته که مخفی بوده باید جراحی میکردند بیان نکرده یا آقایان همینطور آقایان یک عیبهایی در بدن داشتند که بیان نکردند که اینها میتواند برای آینده مشکلساز بشود.@ مثلاً یک موردی که داشتیم یک خانمی با سه تا بچه بود آمده بود میگفت شوهر من از اول ناراحتی روانی داشته خانوادهاش این را مخفی کردند به ما هم نگفتند بعد از اینکه ما ازدواج کردیم چند وقت بعد از ازدواج من فهمیدم که ایشان اصلاً سلامت روانی ندارد و بعد هم مدتی تیمارستان خوابیده حالا بعد هم زندگی کردند سه تا بچه هم از اینها تولید شده.@ این را خانواده پسر خیانت کردند نگفتند و دلسوزیها بیجا که مثلاً ما دلمان برای دخترمان یا پسرمان میسوزد که به سروسامان برسد دلش میخواهد ازدواج بکند این درست هست اما نباید وقتی عیبی دارند که میتواند طرف مقابل را اذیت بکند مخفی نگه دارند باید صادقانه اینطور مسائل را بیان بکنند چه در جنبه مسائل روانی و چه در جنبه مسائل جسمی.@ این باید بیان بشود که بعداً موجب پشیمانی و حسرت نشود و بخصوص که فرزندانی تولید میشود از این خانواده بعداً اگر بیماری خاصی باشد که بتواند از طریق وراثت منتقل بشود این هم به همسرش و هم به خودش و هم به فرزندانش خیانت کرده و هم به اجتماع خیانت کرده که اجتماع را دچار این ناراحتی خانوادگی کرده.@ به هر حال مشکلات خانوادگی در اجتماع تأثیر دارد اینها باید خوب بیان بشود و چیزی که خیلی لازم هست دختر و پسر به آن توجه بکنند این هست که هیچ یک از خصوصیات افراد مخفی نمیماند بالاخره با گذشت چند روز و برخوردهای آزاد و نزدیکی که با همدیگر دارند تمام خصوصیات فرد رو میشود و بهتر هست از همان اول با صداقت افراد خصوصیات خودشان را به همدیگر بیان بکنند.@ مضافاً حالا اینکه ما در بحث تکمیلی عرض میکنیم در عقد بعضی از بیماریها هست که اگر مخفی بکنند بعد معلوم بشود عقد باطل هست چه از طرف دختر و چه از طرف پسر. نکته بعد این هست که دختر و پسر باید سعی کنند که از ایجاد جاذبههای دروغین و کاذب نسبت به طرف مقابل بپرهیزند یعنی چیزی را که نیستند بیان نکنند یا چیزی را که اهلش نیستند بیان نکنند.@ فرض بفرمایید خیلی متدین نیست بعد میبینید که حرفهای خیلی قلمبهای از مسائل دینی میزند خیلی خودش را موجه و متدین و مذهبی جلوه میدهد شاید اعتقادی به این مسائل نداشته باشد بارها شده ما این مشکل را داشتیم بیشتر از ناحیه خانمها که خانمی میدانسته که همسرش خصوصیات ویژه مذهبی دارد یا خصوصیات خاصی دارد که از چیزی خوشش نمیاید آنجا بیان نکرده.@ بعد که رفتند کار عقد را تمام کردند یا عروسی را تمام کردند یا در دوره عقد مثلاً من موسیقی گوش میکنم میخواهی بخواه نمیخواهی نخواه یا مثلاً من نماز نمیخوانم من میخواهم با مانتو بیرون بروم چادر نمیپوشم دردسر زیاد درست کردند.@ بعضی از آقایان هم همینطور متقابلاً بوده چیزهایی را پنهان کردند و خودشان را خیلی معصوم و خیلی خوب جلوه دادند بعد معلوم شده که مثلاً سابقه جرم داشته سوء سابقه داشته چند بار دستگیری داشته باشد روابط نامشروع داشته و چیزهای دیگر که بعداً بیان کرده.@ اگر یک دختر بداند این کسی که به خواستگاریش آمده قبلاً سوء سابقه داشته قبلاً مشروبخوار بوده قبلاً روابط نامشروع داشته با زنها و دختران دیگر تجدیدنظر میکند در انتخابش یا لااقل با فکر بازتری جلو میرود به هر حال نباید هیچ نوع جاذبهای را ایجاد کرد و واقعاً آن که هستیم بیان بکنیم چون صفات و خصوصیات افراد مخفی نمیماند و این حمل بر بیصداقتی و روراست نبودن میشود.@ نکته بعد این هست که ما دقیقاً طوری خودمان را معرفی بکنیم که هستیم و طرف ما را برای خودمان بخواهد نه برای امور اعتباری این خیلی مهم است که طرفین همدیگر را طوری ارزیابی بکنند که متوجه بشوند که این کسی که آمده به خواستگاری یا این دختری که قبول کرده با این آقا ازدواج بکند به چه دلیل قبول کرده.@ که آیا دختر را به خاطر خودش میخواهد از آن جهت که خودش هست شخصیت خودش خصوصیات خودش یا اینکه نه امور اعتباری هست مثلاً ثروت پدر دختر هست موقعیت اجتماعی پدر دختر هست مقامش هست یا موقعیت اجتماعی برادران دختر هستند یا صرفاً زیبایی دختر باعث شده که این جلو بیاید و کور شده چیزهای دیگر را در نظر نمیگیرد یا تحصیلات.@ اینها خیلی مهم هست یک طوری باشد که شما را برای خودتان بخواهند نه برای هیچ چیزی خارج از وجود شما، خالص شما برای خودتان دوست داشته باشند و برای همین جلو آمده باشند این خیلی مهم هست و تا حدود زیادی میشود این مسئله را در صحبتهایی که طرفین با هم میکنند پیاده کرد و اجرا کرد.@ نکته دیگر در مورد خواستگاری مسئله دیدن همدیگر هست معمولاً آقایان راحت در معرض دید هستند خانمها میتوانند راحت به آنها نگاه کنند و آنها را ارزیابی کنند اما خانمها اینطور نیستند در این مسئله استثنائاً در مسئله خواستگاری و دیدن اجازه داده شده که دختر به طور کامل کشف حجاب بکند که مرد بتواند او را ببیند.@ دیدن حتی موهای دختر هم در این مورد اشکالی ندارد در موردی که خواستگار صادقی هست که واقعاً برای خواستگاری آمده و بعضی از فقها حتی دیدن بدن را هم با یک شرائطی اجازه دادند که انجام بشود و حدیثهایی هم در این زمینه داریم که ائمه فرمودند روی این قضیه دقت بشود.@ از این مشکلات زیاد داشتیم که آقایان درست دقت نکردند یا خانم حیای کاذب داشته نباید در این قضیه حیا باشد هم به نفع دختر هست و هم به نفع پسر، به نفع دختر هست از آن جهت که شخص اگر دید و نپسندید همانجا معلوم میشود که نپسندیده.@ ولی چه بسا برود جلو و درست نبیند و ظاهراً اعلام موافقت بکند بعداً در برخوردهای بعدی بگوید من درست ندیدم من بارها خودم در این چند سال با این مشکل روبرو بودم که مثلاً آقایان آمدند گفتند در دوران عقد یا بعد از این میخواهیم به هم بزنیم چرا؟ میگوید من دختر را درست ندیده بودم.@ درست ندیده بودم یک مقدار کوتاهی خود آقایان هست که باید میخواستند که خانم یک مقدار راحتتر برخورد بکند و یک مقدار هم مربوط به خود دختر خانمها هست یعنی دختر خانمها ضرر میکنند چون اگر آقایان درست نبینند ممکن است بعداً نپسندند و بعد این مشکل میشود.@ یعنی مرد اگر از اول زندگی قرار باشد همسرش را نپسندد در طول زندگی اگر زندگی ادامه پیدا بکند این مشکلساز هست و اگر هم قبلش بشود میبینید که یک مرحله جلو رفته بعد پسر جا زده میگوید من خوشم نمیاید مشکل میشود لذا از اول طرفین همدیگر را ببینند.@ یا مثلاً یک موردی داشتیم یکی از این آقایان بچه فاضل و خوبی هم بود آمده بود با خانمش در دوران عقد مشکل داشتند بعد من با دختر صحبت میکردم گفتم شما چرا به هم زدید؟ میگفت من از قیافه این آقا خوشم نمیاید و از طرز لباس پوشیدنش خوشم نمیاید خیلی نامرتب هست، گفتم اینها را خیلی زودتر میشد بفهمی و توجه بکنی؟.@ میگفت من آنجا درست نگاه نکردم رویام نشد درست نگاه بکنم ایشان آمده خواستگاریم، باز این برای بعد مسألهساز میشود عقد کردند و بعد حالا در رودربایستی بودند کشیده شده ساکت بودند چیزی نگفتند دوران عقد شده بعد برخورد بوده با همدیگر بیرون رفتند یواش یواش حسابی دلشان زده شده.@ یعنی دیدند نمیشود با این با تعارف جلو آمد دیگر گفتند هر چه بادا باد مثلاً به خانواده گفتند من فلانی را دوست ندارم این هم برای پسر شکننده است خوب نیست و هم برای خود دختر مشکلساز هست اگر پسر نخواهد طلاق بدهد عقد کرده این مشکل هست.@ پسر میگوید من نمیخواهم طلاق بدهم همسرم را دوست دارم به او علاقه دارم نمیخواهم طلاق بدهم دختر هم میگوید من اصلاً از قیافه این خوشم نمیاید از ظاهر این میخواهم طلاق بگیرم حالا طلاق هم به دست مرد هست دختر هم هیچ بهانه قانون و شرعپسندی ندارد در محکمه ارائه بدهد که به این دلیل من میخواهم طلاق بگیرم.@ آن موقع میبینی دختر چقدر خودش اذیت میشود مجبور است مهر را ببخشد اسم یک نفر در شناسنامهاش آمده برای ازدواجهای بعدیش ممکن است این مسئله بشود چون از اول این بیدقتی را داشته این به ضرر خانمها میشود که خود خانمها دقت بکنند.@ آنکه میخواهند خوب ببینند در این جهت اصلاً حیا نکنند یک عمر زندگی هست بعد هم مواظب باشند یک مقدار شعار ندهند احساساتی برخورد نکنند مثلاً میگویند قیافه اصلاً برای ما اهمیت ندارد اخلاق و دینش مهم هست.@ الان که سرشان داغ هست میگویند بعد که یواش یواش میروند در زندگی یا چند ماهی که از دوران عقد میگذرد بالاخره میخواهد یک ارضاهایی بشود یک نیازهایی دارد میبیند که نمیتواند بیاید دیگر باد سر خالی شده و آن داغی هم گرایش به سردی پیدا کرده حالا اینجا مسئله برایش مهم میشود لذا خوب و معقول باید با این قضیه برخورد بشود این را بارها تذکر دادم.@ پس خانمها هم به نفع خودشان هست که خوب آقایان را نگاه بکنند هم اجازه بدهند که آقایان خوب آنها را کامل ببینند که بعد مشکلی پیش نیاید. بعد از اینکه حرفهایشان را زدند همدیگر را دیدند حالا جواب میدهند که چطور هست.@ برای خانمها آنهایی که دفعه اولشان هست با پسری برخورد دارند یعنی پسر بدون اینکه تا به حال دیده دفعه اول وارد خانه دختر شده و به اسم خواستگاری آمده این احتمال وجود دارد که پسر بعد از اینکه آمد دید نپسندد یا خانواده نپسندند این را ما معمولاً به آقایان یا به خانواده پسران توصیه میکنیم اگر بشود قبل از اینکه رسماً به خواستگاری بروند دیدنشان را انجام بدهند و بپسندند بهتر هست تا بعد این مشکل پیش نیاید.@ ولی به هر حال الان با این مسئله روبرو هستیم خیلی جاها هست که امکان دیدن قبلی وجود ندارد بعد پسر به خواستگاری میاید ممکن است نپسندند این را خانوادهها باید خودشان را از این جهت آماده بکنند ممکن است پسند نشود.@ بعد میایند قرار میگذارند در مورد بقیه مسائل بعد از اینکه خانوادهها به توافق در این قضیه رسیدند میروند سر وقت بقیه مسائل صحبت از شیربها و مهریه و مراسم عقد و عروسی و زمانش پیش میاید در مورد شیربها میدانید که شیربها مطلقاً حرام هست و در بعضی از خانوادهها که رسم هست این مسئله یک مبلغی را از داماد به عنوان شیربها میگیرند غیر از مهریه این حرام هست و شرعاً جائز نیست گرفته بشود.@ البته ممکن است بعضی از خانوادهها توافق بکنند نه به عنوان شیربها بلکه توافق کنند با خانواده پسر یا با خود پسر شرط کنند که ما اینقدر از جهیزیه را برای دختر تهیه کردیم اینقدرش را میتوانیم تهیه بکنیم اینقدرش را نمیتوانیم تهیه بکنیم میخواستیم شما بگذارید حالا یا آنها میپذیرند یا نمیپذیرند.@ بعضی از خانوادههای پسرها میگوید ما چیزی نداریم یا نمیدهیم یا اصلاً نمیخواهیم بدهیم اگر چیزی زندگی ما کم و کسر داشته باشد خودمان جبران میکنیم ما همین که هست قبول داریم بعضیها قبول نمیکنند که اصلاً جبران بکنند و قبول هم نمیکنند چیزی بخرند بعضیها قبول میکنند میخرند و به خانواده دختر میدهند که به عنوان جهیزیه بیاید یا میخرند این را تأمین میکنند ولی اصل بحث روی خود مهریه هست.@ در مورد مهریه یک بحثی داریم که من مطرحش نمیکنم به این گمان بودم که این بحث مهریه اینجا بیان شده بگذاریم که با مطالعه دقیقتر اینها را بگویم بهتر هست بحث مهریه بماند برای جلسه بعد که کاملتر این بحث را بکنم.@ تا آنجایی که به خود دختر و پسر مربوط هست در بیان شروط عقد و عروسی باید این نکته رعایت بشود که تا میتوانند خودشان طوری کنار بیایند با هم توافق بکنند بعضی از خانوادهها هستند که نظر دختر مهم هست کارساز هم هست نظر پسر مهم هست کارساز هست نظر هر جفتشان با هم کارساز هست.@ دختر و پسر باید از نفوذ خودشان آن مقداری که نفوذ دارند استفاده بکنند و اینطور مسائل را ببرند به سمت سادگی و حذف شرائط تا مشکلات زودتر برداشته بشود و پیوند زودتر انجام بشود سخت نگیرند خیلی ما شاهد این قضیه هستیم که از همه طرف مناسبت دارند دختر پسر را شناخته میخواهد پسر هم دختر را شناخته میخواهد بعضی وقتها حتی علاقه هم ایجاد شده.@ یعنی فقط صرفاً خواستن نیست که همدیگر را بخواهند و قبول کنند بلکه یک علاقه متقابل یا حتی یک علاقه شدیدی ایجاد شده بعد میبینی سر مهریه اختلاف زیادی با هم دارند یا حتی بعضی وقتها لج میکنند.@ یعنی گاهی وقتها شده طرفین غرورشان اجازه نمیدهد که از موضع خودشان یک مقدار عقبنشینی بکنند یا خانواده دختر عقبنشینی بکنند یا خانواده پسر عقبنشینی بکنند غرورشان اجازه نمیدهد و مسئله به هم میخورد.@ سر یک لجبازی فقط، حالا یا لجبازی خود دختر هست یا لجبازی خود پسر هست خانوادههایشان به هر حال این قضیه به هم میخورد ادامه بحث را در این زمینه من میگذارم برای جلسه بعد که به طور مفصل این قسمت را بیان بکنیم.@ حداقل و حداکثر دوران عقد چه میزان باشد و دوران نامزدی چه میزان؟ در مورد دوران نامزدی گفتیم که ما نامزدی در اسلام به معنای اینکه دختر و پسر یک مدتی روابط داشته باشند به صورت نامحرم مثلاً یک شیرینی خورده باشند یک حلقهای به دست شده باشد یک نشان مقبول نیست.@ مگر اینکه فاصلهای که دختر و پسر و خانواددهها نیاز دارند تا مقدمات عقد را فراهم بکنند و الا بهتر هست اگر قرار است اینطور باشد زمانی میطلبد تا زمان دوران عقد رسمی دختر و پسر به صورت موقت با هم محرم بشوند و به صورت نامحرم رابطهشان ادامه پیدا نکند از نظر روحی و معنوی این مضر هست.@ این هم بسته به این هست که دختر و پسر نمیشود یک فرمول کلی داد و یک زمان کلی را مشخص کرد به اینکه چقدر مناسب هست مقداری که دختر و پسر آماده بشوند برای عقد رسمی.@ دوران عقد دورانی هست که اگر کارهایی دارند که مثلاً پسر چند ماهی از سربازیش مانده یا دختر چند ماهی از تحصیلاتش مانده یا کاری دارند یا خانهای دارند میسازند تا آماده بشود انجام بدهند بهتر است این در زمان دوران عقد دائم این دوران گذرانده بشود نه در زمان نامزدی.@ نامزدی بیشتر به معنای ارتباط بدون محرمیت بخواهیم بگیریم صحیح نیست و بهتر است با یک محرمیت موقت متبرک بشود این فقط همین مقداری طول بکشد که دختر و پسر نیاز دارند خودشان را آماده بکنند از جهت اقتصادی یا از جهت روحی برای عقد دائم.@ اما در مورد عقد دائم هم فوائدش و مضراتش را عرض کردیم بیشتر فایده داشت و بهتر است یک دورانی را به عنوان دوران عقد دختر و پسر بگذرانند حالا این هم باز بسته به توان خانوادهها دارد بعضی از خانوادهها یک مدتی را قبول میکنند بعضی وقتها قبول نمیکنند بعضی از پسرها آمادگی دارند بعضیها آمادگی ندارند.@ ولی یک دورانی حدود مثلاً سه تا شش ماه خوب هست توصیه میشود که این دوران عقد باشد به شرط اینکه بتوانند دختر و پسر و خانوادهها با آفاتش مبارزه کنند و پیش نرود ولی اگر قرار است به سمت آن آفتها برود هر چه زودتر عروسی بکنند بهتر هست.@ وقتی هم میگوییم سه تا شش ماه نه اینکه دختر و پسر سه تا شش ماه مثلاً دوران عقد داشته باشند بدون اینکه آن مطالبی که عرض کردیم در مورد عقد انجام بدهند بلکه وقتی میگوییم سه تا شش ماه فاصله باشد باید این سه تا شش ماه را با برنامههای مفید و سازنده پر بکنند نه اینکه سه تا شش ماه همینطوری صرفاً محرم باشند و کاری نداشته باشند.@ بلکه این یک آمادگی میخواهد مطالعات میخواهد آمادگی معنوی میخواهد آمادگیهای علمی میخواهد آمادگیهای بهداشتی میخواهد اینها را خودشان آماده بکنند برای شروع یک زندگی از این جهت خوب هست.@ دختر و پسری که قصد ازدواج دارند حداکثر چند جلسه جائز است با هم صحبت کنند؟ مقداری که نیاز دارند ممکن است خودشان صلاح بدانند دو جلسه سه جلسه، مقداری که نیاز دارند البته حرافی و خیالبافی و چیزهای دیگر نباشد واقعاً بیان اصول زندگی باشد و آن چیزهایی که نیاز هست.@ فکر کنم در یک جلسه طولانی بشود این را تمام کرد یا مثلاً در دو جلسه سه جلسه بشود آن مقداری که نیاز هست با اجازه خانوادهها بهتر است این مسئله بشود. برخورد و رفت و آمدهای طرفین مثل خرید عقد و غیره در صورتی که صیغهای جاری نشده باشد چه حکمی دارد آیا جائز است؟ اگر مستلزم حرام نباشد اشکالی ندارد.@ مستلزم حرام نباشد ارتباط بدنی نباشد برای دلشان مضر نباشد میگویند حالا قرار هفته دیگر عقد دائم بخوانند حالا این یک هفته هم نمیارزد یک صیغه خوانده بشود بعضی خانوادهها هنوز با این مسئله زیاد انس ندارند نمیپذیرند در این یک هفته باید عفت را از هر دو طرف رعایت بکنند.@ بین پسر و دختری که قصد ازدواج ندارند آیا میشود صیغه خواهر و برادری بین آنها جاری شود؟ در مورد صیغه محرمیت یا صیغه خواهر و برادری در اسلام، ما اصلاً چیزی به اسم صیغه خواهر و برادری در اسلام نداریم هیچ نامحرمی نمیتوانند به عنوان اینکه خواهر و برادر بشوند با هم محرم بشوند اصلاً همچین چیزی وجود ندارد اگر هم بشود حرام است.@ بلکه صیغه دو تا خواهر را داریم که دو تا دختر با هم خواهر میشوند که یک عقدی بین همدیگر میخوانند یا دو تا آقا با همدیگر صیغه اخوت میخوانند که آن هم صیغه خاصی دارد که دستشان را در دست همدیگر بگذارند دعا را بخوانند(آخَیتُکَ فِی الله صافَیتُکَ فِی الله) .@ آن دعای مخصوص که بیشتر جنبه معنوی دارد که من جمیع حقوق برادری را از تو ساقط میکنم یا جمیع حقوق خواهری را به جز زیارت یعنی همدیگر را ملاقات بکنیم بین ما زیاد فاصله نباشد به دیدن همدیگر برویم دعا که واجب میشود همدیگر را دعا بکنند و شفاعت که در قیامت هست که انشاالله هر کدامشان بهشت رفتند آن دیگری را شفاعت بکند.@ این محتوای عقد هست که بسته میشود دو نفر خواهر میشوند یا دو نفر برادر میشوند اما خواهر برادری همچین چیزی اصلاً ما به عنوان اینکه صیغهای خوانده بشود دو نفر به هم محرم بشوند همچین چیزی نداریم.@ اما اینکه محرم بخواهند بشوند دوست داشته باشند به هم محرم بشوند دوست داشته باشند با همدیگر حرف بزنند با همدیگر آشنا بشوند روی همدیگر شناخت پیدا بکنند یک ارتباط کاری دارند در این ارتباط کاری بهتر هست با همدیگر محرم باشند تا نامحرم.@ دوست دارند که ما این ارتباط کاری را داریم بهتر است به جای نامحرم بودن محرم باشیم این را میشود اگر خودشان صلاح بدانند دختر و پسری که با هم محرم بشوند ولی به یک شرط به شرطی که دختر باکره نباشد اگر باکره باشد یعنی ازدواج تا به حال نکرده باشد اجازهاش موقوف به اجازه پدر هست.@ یعنی پدر باید اجازه بدهد که دختر با یک آقایی که صلاح میداند محرم بشوند یک مدتی برای هر هدفی محرم بشوند مثلاً میخواهند با هم دوست باشند میخواهند با هم راحت در محیط کاری باشند یا میخواهند یک مدتی به هم محرم بشوند از همدیگر لذت ببرند آرامش روح پیدا بکنند این باید حتماً اجازه پدر در مورد باکره شرط هست.@ در مورد بیوهها یا کسانی که پدر ندارند یا پدربزرگ یعنی پدر پدر ندارند اشکالی ندارد اگر کسی پدر ندارد یا پدر پدر ندارد یا اینکه یک مرتبه ازدواج کرده باشد، منظور این هست که دیگر باکره نباشد نه اینکه عقد کرده باشد چون اگر عقد کرده باشد بدون اینکه آمیزشی صورت گرفته باشد باز دختر در صورت طلاق دختر محسوب میشود این باید حتماً اجازه باشد.@ هیچ کدام از مراجع جز یکی از مراجع که من فتوایش را دیدم فکر میکنم آیت الله گلپایگانی(ره) بود بقیه مراجع اجازه ندادند در این زمینه، امام هم یک زمانی احتیاط کرده بود بعد فتوا داد احتیاط کرده بود که احتیاط این هست که نشود بعد فتوا داد که اصلاً نمیشود یعنی باید حتماً پدر در مورد دختر باکره اذن بدهد.@ این به خاطر خطراتی هست که خود دختر را تهدید میکند و به نفعشان هست که این نشود یعنی اگر قرار باشد اجازه پدر را ساقط بکنیم بیشترین کسی که این وسط آسیب میبیند خود دختر خانمها هستند.@ دختر عقد کردهای که در خانه پدر به سر میبرد میتواند بدون اجازه همسرش با پدر و مادر به جایی برود؟ این هم یک معضلی هست که پسر میگوید تو از نظر شرعی همسر من هستی بدون اجازه من جایی نمیتوانی بروی دختر از این طرف میگوید من خانه پدرم هستم خانه تو نیستم که بخواهم از تو اجازه بگیرم.@ قبلاً توضیح دادم که دختر و پسر معمولاً یک توافقاتی با هم میکنند که در این جهات راحت باشند یعنی پسر باید این شعور و درک را داشته باشد که دختر فعلاً با اینکه عقد کرده و قانوناً و شرعاً همسر او هست اما فعلاً منزل پدرش هست و ولایت پدر تا حدودی کارگر هست بر سر او، او هم نمیتواند بیاید به خاطر این آقا رابطه 18 ساله 20 ساله با پدر مادرش را کادر بگذارد ببرد که حالا ازدواج کردم.@ چرا بعد از اینکه رفت خانه شوهرش آن بحث دیگری است که ولایت شوهر تام هست کس دیگری جز شوهر روی دختر ولایت ندارد ولی باید این قضیه حل بشود بحث من این هست که دختر و پسر نباید با کسی ازدواج بکنند که از درک یک همچین چیزی عاجز هست.@ این یک مسئلهای هست که به شعور و درک احتیاج دارد بله دختر الان خانه پدرش زندگی میکند اگر قرار باشد با پدرش جایی برود بگوید من باید بروم از همسرم اجازه بگیرم بروم میبینید که مشکلات درست میشود.@ برای همین ما از اول این همه اصرار داریم روی این که به ملاکهای انتخاب همسر توجه بشود و به خود شخص نگاه بشود و در موردش فکر بشود مطالعه و تحقیق بشود که این مشکلات پیش نیاید ولی دختر بهتر هست که در همان دوران عقد هم اگر بیرون میخواهد برود مسافرتی برود جایی برود از همسرش اجازه بگیرد.@ آیا بدون اطلاع پدر و مادر میتوان با پسری که قصد ازدواج دارد در جلساتی صحبت کرد؟ این سؤال خیلی مهمی هست و نمیشود یک فرمول کلی و جواب کلی داد اگر بگوییم میشود خب بدون اجازه پدر و مادر هست و برای هر دختری جائز نیست.@ دختران زیادی بودند که در همین صحبتها با مشکلات زیادی روبرو شدند یکی این هست که صحبت کردند بعد علاقه بینشان ایجاد شده بعد یکبار دو بار سه بار چهار بار بعد یواش یواش قبح ندانستن پدر و مادر هر باری که علاقه زیاد میشود یک درجه از قبح جهالت والدین و قبح اجتماعی این قضیه میریزد.@ چون علاقه توجیه میکند میگوید من الان دلم تنگ شده یکبار زنگ بزنم یک صحبتی بکنیم یک قراری بگذاریم برویم همدیگر را ببینیم یک صحبتی بکنیم اینطوری مشکل میشود و دخترها در این قضیه زیاد آسیب میبینند.@ چون پدر و مادر و برادر و کس دیگری نیست که از نظر عقلی او را در شناخت پسر کمک بکنند و خودش هست خودش هم که عاطفی و زود گرفتار حرفها و شعارها ممکن است بشود بعدش گرفتار بشود.@ اگر هم بگوییم نمیشود بعضی وقتها هست که واقعاً قصد صادقانه هست دو طرف کاملاً باتقوا و پاک هستند اگر یک صحبتی با هم بکنند یک مقدماتی که شاید نشود بعداً در جلسه خواستگاری بیان کرد یا جو خانوادگی طرفین اجازه ندهد و این دو نفر هم با هم مناسب باشند اگر بگوییم نمیشود جلوی ازدواج موفق اینها را ما بستیم.@ یک فرمول کلی نمیشود در این مورد ارائه داد بهتر هست که اگر هم قرار است بدون اجازه پدر مادر این قضیه صورت بگیرد یک از کسانی که پدر مادر آنها را قبول دارند انسان تحت نظارت آنها این کار را بکند و یک جلسه صحبتی با همدیگر بکنند محیط پاک باشد و امنیت بخصوص برای دختر باشد.@ مثلاً خلوتی که ورود و خروج به آن ممنوع است یا ممکن نیست اصلاً صورت نگیرد مثلاً بروند خانه پسر صحبت بکنند جایی که مشکل هست یا یک جایی که در بسته هست باز این مشکل هست با نظارت خالهای عمویی عمهای دایی که بعداً میتوانند با والدین صحبت بکنند والدین هم به آنها اعتماد دارند بگویند تحت نظارت آنها این صحبت را بکنند.@ خانه یکی از این اقوام نزدیک اقوام خودشان بروند که این مشکل پیش نیاید برای پسر مسئلهای نیست که بدون اجازه پدر مادرش با یک دختری صحبت بکند ولی برای دختر این قضیه مشکلساز هست اگر ناراضی باشند مسئلهساز هست.@ ما نمیتوانیم حرمت شرعی بگذاریم که بگوییم حرام هست که دختر بدون اطلاع پدر مادرش در مورد یک ازدواج سالم با یک پسر سالم صحبت بکند نمیتوانیم بگوییم حرام هست اما قبولش مشکل هست باید سعی بشود که این مسئله به احتیاط نزدیکتر باشد.@ آیا اینکه شما گفتید میتوانند بدون محرمیت در مراسم خواستگاری دختر و پسر همدیگر را ببینند همان بار اول میشود این کار را کرد یا نه اول باید اطمینان حاصل کنند که همدیگر را میخواهند و قصد ازدواج دارند بعد این کار را بکنند؟.@ قصد ازدواج یکی با دیدن حاصل میشود یعنی افراد از روی قیافه همدیگر تصمیم میگیرند لذا نمیشود بدون اینکه این مرحله انجام بشود بگوییم حالا صددرصد میخواهد اگر صددرصد بخواهد نیازی هم به دیدن نیست چون شما میگویید صددرصد میخواهد.@ این مرحله باید اول انجام بشود یعنی در مجلس اول یکی از شرائطش این هست که همدیگر را راحت ببینند هیچ مشکلی هم نیست البته این بسته به خواست پسر هست ممکن هست پسر با دیدن همان چهره دختر در همان قالب روسری برایش کافی باشد بعضی وقتها میبینید که کافی نیست این را باید حتماً آن مقداری که برای شناسایی نیاز دارد با آنها همکاری بشود.@ با توجه به آماری که فرمودید برای دختران و پسران در چه سنی بهتر است دیگر برای ازدواج اقدام نکنند؟ بحث این نیست که اگر از یک سنی گذشت دیگر نمیتوانند ازدواج بکنند ازدواج همیشه هست امیرالمؤمنین(ع) بعد از حضرت زهرا(س) در فاصله خیلی کمی ازدواج کرد حضرت زهرا به عنوان یک زن معصوم که علمش از ناحیه خدا هست اینطور میفرماید که من میدانم مرد احتیاج به همسر دارد.@ بعضیها خرافاتی هستند احساساتی هستند خودخواه هستند مثلاً میگوید من حلالت نمیکنم اگر بعد من با کسی ازدواج کنی یعنی اگر من مُردم تو نباید ازدواج بکنی عهد میگیرند عهدهای غلط شرطهای غلط مثلاً مرد میگوید من اگر مُردم تو حق نداری ازدواج بکنی یا بعضی از زنها میگویند ما حرمت نگه میداریم ازدواج نمیکنیم اینها همه بیخود هست فکرهای باطلی هست.@ ازدواج یک امر درونی هست یک امر نفسانی هست که انسان با توجه به بحثهایی که در مورد فوائد ازدواج و آثار ازدواج گفتم یک چیزی هست که در درون انسان نیازی هست که در جهت مسائل روحی و چه در غیر این جهات ایجاد میشود و انسان هر وقت احساس کرد که احتیاج به همسر دارد باید ازدواج بکند و این سن در مورد مسئله مطلوب هست.@ یعنی حد مطلوبش این هست نه اینکه اگر از این مرحله گذشت کسی نتواند ازدواج بکند یا بهتر است اقدام نکند اصلاً اینطوری نیست در هر شرائطی انسان ازدواج بکند خوب هست چه مرد چه زن شرائط سنی خاصی هم ندارد متأسفانه در جامعه ما باز دارند برخورد بد میکنند با این قضیه مثلاً اگر یک نفر سنش زیاد باشد بخواهد ازدواج بکند بد میدانند.@ یا یک خانمی ازدواج کرده حالا شده 45 سالش 50 سالش میخواهد ازدواج بکند میگویند خجالت بکش تو دیگر موهایت سفید شده تو بچههایت بزرگ شدند از این حرفها، این حرفها نیست ازدواج به قدری فایده دارد یعنی آرامش حاصل از ازدواج به قدری برای معنویت انسان سلامت انسان مفید هست که معصومین(ع) فرمودند حتی اگر شده یک شب.@ یک کسی مثلاً بگوید من میدانم سرطان دارم میخواهم بمیرم میدانم تا شش ماه دیگر میمیرم اگر کسی باشد واقعاً انسان با او ازدواج بکند در همین شش ماه هم آرامش پیدا بکند به طرف هم بگوید من تا شش ماه دیگر مُردم یک همسر شش ماهه میخواهم، فرقی نمیکند حالا مرد به زن یا زن به مرد همین هم میارزد.@ یعنی آرامشی که از این حاصل میشود برای روح انسان آنقدر ارزش دارد که میارزد یک همچین کاری کرد این بحثهایی که راجع به سن کردیم بحث حد مطلوبش هست اما نه اینکه واقعاً بعد از این گذشت کسی ازدواج نکند تا پیری هم هر وقت شد انسان احتیاج به همسر پیدا کرد باید ازدواج بکند.@ و این سیره معصومین ما خود پیغمبر و سایر معصومین که در سنین بالا گاهی وقتها ازدواج میکردند نه فقط مردانشان، شما شاید زنهایشان را مطالعه نکرده باشید زنهای صدر اسلام و دختران یا زنهایی که از ائمه ما ماندند یا فامیلهای اینها نزدیکان اینها در خانمهایشان یک موقع میبینی گاهی وقتها تا سه تا چهار تا شوهر میکردند در سنین بالا هم ازدواج میکردند و این رشد و آگاهی آنها را میرساند.@ یک سؤال کردند در مورد دختر و پسرهایی که نامزد کردند یا قسمتی از مراسم را انجام دادند بعد به هم خورده که برای دفعه بعد بهتر هست چکار کنند؟ آفتشناسی خیلی مهم است خوب آفتشناسی کنند ببینند چرا به هم خورد دفعه بعد هوشیارانه عمل کنند بعد هم اگر کارشناسی که مورد اعتماد باشد در دسترسشان هست با آنها هم در این زمینه مشورت کنند که برای دفعه بعد چگونه عمل بکنند.@ در مورد دختر یا پسری که ازدواج نکرده میخواهند با مرد یا زنی که بچه دارند یا ندارند ازدواج بکنند؟ در واقع با این سؤالی که ایشان طرح کردند منظور شاید ازدواج با بیوه باشد یعنی یک پسری که میخواهد ازدواج بکند با خانمی که قبلاً ازدواج کرده و بچه دارد یا بچه هم ندارد به هر حال یکبار ازدواج کرده.@ در مورد خانمها میخواهم این نکته را عرض کنم که اگر بخواهند با مردی که بچه دارد ازدواج بکنند که همسر نداشته باشد اگر بخواهند اینطوری ازدواج بکنند اولاً توصیه نمیشود یک موقع هست که انسان مجبور هست با یک همچین مردی ازدواج بکند یا مثلاً احتمال اینکه خواستگاری بهتر از این باشد برایش پیدا نیست.@ یعنی خودش هم احتمال نمیدهد که خواستگاری بهتر از این باشد این باید ارزیابی بکند که اگر بخواهد با این بچه زندگی بکند به هر حال این بچه میخواهد در زندگیش باشد مثلاً آیا میتواند رابطه عاطفی سالم با او برقرار بکند مثلاً بچه او را به عنوان یک دشمن یک غریبه یک غاصب نگاه نکند با خود مردی که این چنین هست همینطور.@ هر دو همینطور هستند چه زنی که ازدواج کرده یا مردی که ازدواج کرده به هر حال یک مرتبه این مراحل را گذرانده نوع خاصی از پختگی را دارد یک مقدار هم سرشان از بادهای دوران نامزدی و عقدی که معمولاً دختر و پسری که مجرد هستند خالی هست.@ شاید دختر یک انتظارات خاصی داشته باشد او آن دوران را گذرانده باشد حال و حوصله این چیزها را نداشته باشد از همین جا مسئله اختلاف و درگیری و مسائل دیگری پیش بیاید یا اینکه مسئله سن مطرح هست به همدیگر بخورند به همدیگر نخورند.@ اما آنچه که مهم هست اگر دختر احتمال میدهد که خواستگاری بهتر از این ندارد بعد از احراز شرائط خصوصی خود مرد میتواند ازدواج بکند با همچین کسی شرائط خصوصی هم یعنی آدم سالمی باشد از نظر اخلاقی از نظر ایمانی سالم باشد فاسق نباشد.@ این سؤال کلی هست که اگر بخواهیم جوابش را بدهیم شاید چند جلسه جواب همین یک سؤال را بخواهیم بدهیم که اگر این آقا زن ندارد برای چی زن ندارد ممکن است زنش طبیعی مُرده باشد اشکال ندارد ممکن است طلاق باشد اگر طلاق هست برای چی کارشان به طلاق کشیده شده تقصیر مرد بوده تقصیر زن بوده چرا اینطوری شده به هر حال خیلی راحت نمیشود به این سؤال یک جواب صریح و پوستکنده داد.@ بحث قسمت و بحث سرنوشت البته این سؤال معمولاً میشود که این قسمت بود سرنوشت بود جبر بود خواست خدا بود اصلاً این بحث خواست خدا یعنی چه بحثی که ما کردیم برای یک تعدادی از جوانانی که مایل بودند حدود سه جلسه در این مورد بحث شده در بحث آموزش دین ما هست در واحد سمعی بصری به نام جبر و اختیار سه جلسه بحث شده میتوانید نوارهایش را گوش کنید.@ اما واقعاً چیزی به اسم اینکه حالا قسمت باشد به این عنوان که سلب اختیار از شخص بشود همچین چیزی وجود ندارد یعنی اگر کسی بخواهد این را مطلقاً بیندازد گردن قسمت اینکه قسمت ما اینطوری بود خدا در و تخته را خوب به هم جور کرده یا اینطوری رقم خورده بود یا در لوح ازل نوشته بودند از این شعارها، نوشته شده بوده آنجا که ما باید با این ازدواج بکنیم نه همچین چیزی نیست.@ یعنی انسانها مختار هستند همسرشان را خودشان انتخاب بکنند و این مسئله قسمت و خواست الهی و این چیزها سلب اختیار از افراد نمیکند افراد مسئول هستند در انتخاب همسر خودشان، کُودنی بکنیم در تحقیقات کودنی بکنیم کوتاهی بکنیم در ارزیابی شخصیتهای افراد، در مطالعههایی که لازم هست قبل از ازدواج داشته باشیم بعد هم هر چه شد بگوییم که این قسمت بود نه ما خودمان میدانیم که میتوانیم تصمیم بگیریم و اراده دست ما هست.@ متأسفانه در مسئله ازدواج یک پستپسندی وجود دارد یعنی خیلی دقت نمیشود که این طرف که دارد میاید کیست چطوری هست علتش این هست که غالباً نمیدانند یعنی دختر نمیداند که با ازدواج چه رسالتی به گردنش میاید چه مسئولیتی را تا قیامت باید جواب بدهد و قبول بکند و صرفاً یک تقلیدی از اجتماع است.@ فلان کس دوست من عروسی کرده ما هم عروسی بکنیم بعضی چشم و همچشمیها غالباً باعث ندیدن اصل مسئله ازدواج میشود عجلههایی که میاید اینکه فلان کس ازدواج کرده یک دختری یک دفعه میبینی دو تا سه تا پنج تا از دوستانش ازدواج کردند او هنوز ازدواج نکرده.@ در اینکه دختر خوب هست زود ازدواج بکند بحثی نیست وقتی میگوییم زود یعنی به موقع، اما این خوب بودن پسندیده بودن به اینکه انسان در مورد ازدواج ضمن اینکه به موقع اقدام بکند زود هم اقدام بکند دلیل نمیشود که ما تفکر نکنیم شرائط را در نظر نگیریم و کورکورانه جلو برویم.@ درست است که باید ازدواج کرد و زود هم ازدواج کرد اما زود به معنای عجله نیست به این معنا هست که شرائط را خوب بسنجیم تحقیق و مطالعهمان را بکنیم فرصتی که پیش میاید بهانهگیری نکنیم به عقب نیاندازیم این خوب هست.@ خیلی از خانمها من از نزدیک دیدم همینطوری هستند اصلاً راجع به این فکر نکردند باید در اجتماع این فرهنگ بالا برود و سطح فرهنگ آقایان و خانمها نسبت به ازدواج سطح دیدشان فرق بکند تغییر بکند عالیتر بشود تا با یک دیدگاه درستی به سمت ازدواج بروند.@ من گفتم در مورد ازدواج در مورد خانمها مسائل بدنی نقش مهمی را بازی میکند فرض بفرمایید ما یک سن حداقلی برای زایمان داریم که از آن سن پایینتر خطرناک هست مثل 18 سال، مگر در موارد استثنائی، یک ماکسیمم یک حداکثر هم داریم که 35 هست باز بیشتر از آن اگر بخواهد بارداری صورت بگیرد مضر هست.@ بهتر است بعد از 35 سال یا دیگر نهایتاً 40 سال بالاتر از آن بارداری بهتر هست از نظر بهداشتی صورت نگیرد و خود سلامتی بدنی دختر هم نقش زیادی در موفقیتهایش بعداً در زندگی خواهد داشت.@ لذا باید دقت بکنیم که مسئله سن از آن جهت که ارتباط به مسئله بارداری ممکن است داشته باشد و مسئله قدرت بدنی زن طراوت زن داشته باشد تا یک حدودی حق هست که نسبت به خانمهایی که این آمادگیها را ندارند یک جور قضاوت نشود.@ تعریفی که از ازدواج و اهداف آن کردیم خیلی فراتر از کار بدنی زن یا بارداری زن هست وقتی انسان به ازدواج با آن دید الهیاش نگاه میکند و به کارکردهای ازدواج نگاه میکند همه کارکردها مخصوص این جنبهها نیست لذا واقعاً نمیشود گفت اگر مثلاً کسی این کارکرد را ندارد یا در خودش احتمال ضعف یا احتمال خطر میدهد ازدواج نکند همیشه ازدواج برای این چیزها صورت نمیگیرد.@ آقایان هم همیشه به این چیزها فکر نمیکنند یعنی آقایان همیشه فکر نمیکنند که حالا یک خانمی مهیای باردار شدن هست یا نه یا مثلاً سلامتی بدنش آنقدر هست که یک زندگی را بچرخاند یا نه اینطور نیست.@ بله از جهت عرف قبول دارم عرف هم حق دارند این کار را بکنند چون معمولاً عرف توده مردم یکی از مهمترین کارکردهای ازدواج را هر چند خدا هم همینطور میداند در قرآن هم خیلی مسئله مورد تأکید قرار گرفته نمیخواهم بگویم این قضیه بیاهمیت است واقعاً بیاهمیت نیست اما همه اهمیت هم این نیست مسئله باردار شدن زن است و مسئله سلامتی جسمیش هست.@ تدین خانواده پسر خیلی نقش زیادی میتواند در آینده بازی بکند هم در برخوردهای اخلاقی و عاطفی با عروس و هم در کنترل صحیح خود پسر میتوانند نقش داشته باشند اینها کارکردهای مهم هست که خانواده پسر اگر متدین نباشند احتمال خطراتی برای خود دختر وجود دارد.@ اینکه به خود دختر سفارش شده که(عَلیکُم یا عَلیکَ یا عَلَیکُنَّ) گفته شده چه زنها چه مردها به دنبال صاحبان دین باشند برای همین هست مثلاً داریم یکی از معصومین میفرماید اگر فردی باتقوا بود از دختر شما خوشش آمد که دختر شما خوشبخت است ولی اگر بدش آمد حداقل این هست که تقوا مانع ظلم میشود ظلم نمیکند.@ دستش را بلند نمیکند کتک نمیزند نفرین نمیکند فحاشی نمیکند نسبت ناروا نمیدهد نامردی نمیکند برای اینکه خودش را توجیه بکند کارهای غلط انجام نمیدهد یا اگر هم بخواهند به شیرینی از همدیگر جدا بشوند مرد از حد خودش تعدی نمیکند.@ الان مثلاً یک آقایی میخواهد خانمش را طلاق بدهد گفته اگر بخواهی از من طلاق بگیری باید اینقدر پول به من بدهی تمام جهیزیهات را هم بدهی همه را به من بدهی تا من بیایم تو را طلاق بدهم این یعنی مرد بیتقوا، مردی که از خدا نمیترسد لذا تدین مرد و خانوادهاش خیلی در خوشبختی خود دختر مؤثر هستند.@ در مورد این سؤال در عقدنامه هست در عقدنامه آمده اگر مردی بیدلیل بخواهد زنش را طلاق بدهد بدون دلیل محکمهپسند مسئله مهریه جداست نصف اموالش را باید به زن بدهد تا بتواند این کار را انجام بدهد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@