أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحث فوائد ازدواج و نتیجهگیرهایی که از این بحث میشد تقریباً به پایان بردیم یک نتیجه دیگری در مورد بحث فوائد هست عرض کنم و از این جلسه انشاء الله بحث آفات ازدواج را شروع خواهیم کرد.@ اگر خانمها به خاطر داشته باشند ما فوائد زیادی را برای ازدواج چه در جنبه فردی و چه در جنبه اجتماعی و چه از لحاظ مادی و چه از لحاظ معنوی ذکر کردیم با توضیحی که داده شد این نکته به دست آمد که ازدواج تشکیل یک کانون پر ارزش و پراثر هست و اینطور نیست که خیلی به راحتی بشود از این همه فوائد و این همه سازندگی به خاطر اهداف دیگری چشم پوشید.@ ما شاید بتوانیم بگوییم که هیچ کاری که انسان به آن اقدام بکند به اندازه ازدواج پرفایده و پرثمر در جهات دنیایی و اخروی نیست لذا اینکه انسان بخواهد به یک همچین امری صدمهای و لطمهای بزند یا از کیفیت تشکیل آن کم بکند به خاطر اینکه به اهداف دیگری که ممکن است داشته باشد برسد این کار را کار صحیحی نمیدانیم.@ و به ندرت پیش میاید که انسان کارهایی داشته باشد که واقعاً بیارزد به خاطر آنها ازدواج را چند سالی به تأخیر بیاندازد اما تأخیر ازدواج از موعد خودش هم بیضرر نیست یعنی اینطور نیست که انسان بتواند بدون ضرر ازدواج را به تأخیر بیاندازد.@ قطعاً اگر هم به خاطر اهدافی ازدواج را به عقب بیاندازد به نحوی صدمات و لطماتی را خواهد دید که بعضاً قابل جبران نیستند و مقداری از آن آفتها هم با در نظر گرفتن اصول صحیحی در ازدواج البته قابل جبران هست.@ آخرین بحث در مورد فوائد ازدواج این هست که انتخاب یک فایده یا فوائد مختلف در ازدواج بسته به جایگاه انسان و آن موطن نفس انسان دارد یعنی شخصیت انسان از اینجا معلوم میشود که به دنبال کدام هدف از اهداف ازدواج اقدام به تشکیل خانواده بکند و به چه خاطری به ازدواج اقدام میکند.@ البته دو بحث هست وقتی میگوییم این باید خوب جا بیفتد که سوءتفاهم ایجاد نشود گاهی وقتها انسان به همه فوائد ازدواج آگاهی دارد یعنی میداند که ازدواج چه فوائد و اثراتی دارد و به چه دیدگاهی باید به آن نگاه کرد.@ اما از میان همه فوائدش به خاطر شخصیت ویژه خود انسان یک عامل به انسان فشار میاورد و انسان را به سمت ازدواج سوق میدهد این عیبی ندارد یعنی من ازدواج را خوب میشناسم هدفش را میشناسم به هدفش واقع هستم.@ ما در مورد ازدواج اهداف نمیگوییم ازدواج را همانطور که عرض کردیم یک هدف بیشتر ندارد مثل سایر کارهای انسان، فوائد را عرض میکنم، فوائد را هم میشناسم حالا در مسیری که دارم کارهایم را انجام میدهم و سن من به جایی میرسد که آمادگی ازدواج را پیدا میکنم به یک دلیل ممکن است ازدواج کنم.@ اما وقتی خواستم به یک دلیل ازدواج کنم حواسم هست که سایر فوائد و جنبههای ازدواج و بایدها و نبایدها را هم در نظر میگیرم وقتی ما میگوییم ازدواج باید با توجه به فوائد پست یا صرفاً به فوائد محدود صورت نگیرد.@ به این معنا هست که انسان در انجام ازدواج آن فوائد را در نظر نگیرد و توجه به آن نداشته باشد فرض بفرمایید که همانطور که جلسه گذشته من آمار را خواندم هم خانمها هم آقایان به مسأله ازدواج یکی از فوائد مهم ازدواج را مسأله تأمین غریزه جنسی و ارضاء غریزه جنسی ذکر کرده بودند.@ یادتان هست که وقتی آمار را خواندیم بیشترین درصد را چه در خانمها چه در آقایان برای ازدواج دوری از گناه ذکر کرده بودند، یعنی اگر انسان ازدواج نکند ممکن است که به گناه آلوده بشود این بزرگترین فایدهای بود که ذکر شد.@ پس معلوم هست که در بین جوانان ما این یک جایگاه مهمی دارد یعنی دختر یا پسر به مسأله ازدواج از آن جهت که میتواند غریزه جنسی را به صورت صحیحی ارضاء بکند نگاه میکنند.@ ما چه موقع میگوییم انسان به سمت این هدف نرود یعنی با این دید به ازدواج نگاه نکند؟ زمانی که انسان ازدواج را یا طرف مقابل را فقط از این جهت که میتواند غریزه جنسی را ارضاء بکند و انسان را به آرامش از این جهت برساند نگاه بکند این بد هست یعنی این یک فایده نباید فقط مدنظر باشد.@ یعنی وقتی میبینیم که به هر حال ما الان مجبور هستیم به خاطر ارضاء سریع غریزه جنسی ازدواج بکنیم یعنی این هدف این فایده و این ضرورت ما را سوق میدهد که با سرعت برویم به سمت ازدواج، حالا که قرار است به سمت ازدواج برویم باید آن جنبههای دیگر را هم در نظر داشته باشیم.@ نباید بگذاریم که این ضرورت ما را از توجه به بایدها و نبایدهای ازدواج غافل بکند. به هر حال اگر انسان در ازدواج به سمت گرایشش در اهداف کمالات گیاهی بود معلوم هست که جایگاه خودش هم همانجا هست، در واقع به طریق دیگری اینطور عرض کنم.@ اگر کسی جایگاه نفس و روحش در حد کمالات گیاهی بود بیشتر از کمالات گیاهی رشد نکرده بود به جنبههای گیاهی توجه داشت مثل زیبایی، جمال، طراوت، قدرت بدنی، این کمالاتی که در مورد گیاه عرض کردیم اگر به این جنبهها توجه کرد او انتخاب همسرش هم در همین جنبههاست.@ یعنی اهدافی بیشتر از اهداف کمالات گیاهی در ازدواج را در نظر نمیگیرد به فکر مسائل دیگر اصلاً نیست به فکر باروریهای دیگر، شکوفایی سایر استعدادها نیست بعضیها هستند نه موطن روحشان در محدوده کمالات حیوانی هست یعنی در آن حد، بیشتر از این رشد نکردند وارد کمالات انسانی نشدند.@ وقتی این چنین هست آنها هم در ازدواج هم به همسرشان به همین دیدگاه نگاه میکنند و هم به ازدواج به همین دیدگاه نگاه میکنند و هم ازدواجشان فراتر از این اهداف صورت نمیگیرد در همین حدود ازدواج را میبینند و برای یکی از همین نیازها ازدواج میکنند.@ ولی آنهایی که روحشان از حد کمالات حیوانی فراتر رفته آنها در ازدواج اهداف عالیتری را در نظر میگیرند و کمالات انسانی مدنظرشان هست به عبارتی دیگر هر مقدار روح انسان بزرگتر و شخصیت انسان کاملتر و رشدیافتهتر باشد اهداف عالیتری را در ازدواج در نظر میگیرد و هر مقدار که روح از ارزشهای انسانی دورتر باشد اهداف پستی را در ازدواج مدنظر دارد.@ باز این نکته را تذکر میدهم اینکه انسان به خاطر اهداف پایین تن به ازدواج بدهد دلیل نمیشود که واقعاً روحش در حد پایینی هست اگر که خودش اهداف عالی را هم در نظر داشته باشد مثلاً یک خانمی تن به ازدواج میدهد برای اینکه جو خانهاش جو مناسبی نیست میخواهد از خانه فرار کند.@ از دیدگاه پدر و مادر که مثلاً با دختر یک تعارضی دارند آنها میخواهند زودتر دختر را رد کنند و نمیتوانند شخصیت دختر را در منزل تحمل کنند و به دلایل مختلفی ممکن است بین فرزند و اعضای خانواده اختلاف ایجاد شود.@ اختلاف فرهنگ و اختلاف سطح فکر ایجاد بشود بعضی از خانوادهها از دیدگاه خانواده که نگاه میکنی او میخواهد دختر در خانه نباشد پدر و مادر میخواهد اعصابش راحت باشد به نحوی به فکر هستند که زودتر این را ازدواج دهند همانطور که در مورد آقایان هم همینطور صادق هست آنها بیشتر به این فکر هستند که خودشان راحت بشوند.@ لذا در بحث ازدواج دخترشان کمتر دقت میکنند هر وقت خواستگاری از در آمد یک مختصر شرائطی داشته باشد یعنی نگاه میکنند که خیلی شرائط منفی نداشته باشد مثلاً اگر شهرت به اعتیاد داشته باشد سابقه زندان داشته باشد سوء سابقه داشته باشد ممکن است اینجاها توقف کنند.@ هر چند بعضی جاها هم دیده شده که همچین ازدواجهایی باز هم صورت گرفته یعنی بوده مادر و پدری را نصیحت کردم که این کسی که خواستگاری دختر شما آمده سابقه اعتیاد دارد و هنوز هم با افراد اهل اعتیاد رفت و آمد دارد خطرناک است.@ ولی توجه نمیکنند شش ماه بعد هفت ماه بعد با چشم گریان آمدند و دختر میگوید شوهر من قاچاقچی هست این کار را میکند، من را هم وادار میکند یا اگر هم سرپوش رویش بگذارند خیلی وقتها به این معنا بوده که خود دختر هم آلوده شده تحت فشار همسرش.@ از دیدگاه خانواده اینطور هست ممکن است اصلاً یک دختری با یک همچین خانوادهای روبهرو بشود یعنی پدر یا مادری که میخواهند او اینطوری رد شود یا اینکه خیر اصلاً خودش نمیتواند تحمل کند آنها ممکن است خیلی ابراز علاقه کنند و خیلی هم عجلهای برای شوهر دادن دختر نداشته باشند.@ اما خود دختر نمیتواند این محیط را تحمل کند به خاطر همان مسأله که عرض کردم یکی از دلائلش این هست که میخواهد به رشد فکری برسد میخواهد استقلال پیدا کند میخواهد برای زندگی آیندهاش برنامهریزی مستقلی بکند و به اهداف عالیهای که دارد برسد.@ با اینکه اینچنین هست ما باید با یک ضربالعجل چند ماهه یک دختر تصمیم بگیرد که ازدواج بکند اما این دلیل نمیشود که دقیقاً آن اهداف مختلف را در نظر نگیرد وقتی انسان توجه به اهداف دارد همسرش را هم در قالب همان اهداف نگاه میکند.@ یعنی میبیند که آیا این کسی که من میخواهم با او ازدواج بکنم تأمین کننده این اهداف هست یا نیست هیچ کدام از هدفهایی را هم که عرض کردیم در مورد ازدواج اهدافی نبودند که انسان بشود از آنها چشم بپوشد و بگوییم حالا اینها تأمین هم نشد نشد.@ لذا به خاطر یک همچین مسألهای هم که پیش آمده اگر کسی مجبور هم هست که با سرعت ازدواج کند اما نباید چشمش را به روی حقیقت ببندد و آن بایدها و نبایدها را در نظر نگیرد.@ پس نتیجه میگیریم که انتخاب هر فائده بسته به شخصیت انسان دارد یعنی این شخصیت هر فرد هست که او را در مسأله ازدواج توسط یک فائده یا فوائد مختلفی به حرکت در میاورد و سوق میدهد به سمت ازدواج، در واقع از نوع انتخاب همسر شخصیت افراد هم شناخته شده است این یک اصل مسلم قرآنی هست این بحث را تمام کردیم انشاء الله از این جلسه بحث آفات را شروع خواهیم کرد.@ آفتهایی که ذکر میکنیم برای ازدواج به چند نوع تقسیم میشوند اولاً وقتی میگوییم یک ازدواج ممکن است دچار آسیب بشود یا آفت داشته باشد میگوییم که باید آسیبشناسی یا آفتشناسی کرد به چه معناست این یعنی چه؟@ وقتی میگوییم یک زندگی آفت دارد یا بعضی از موارد را در آسیبشناسی ازدواج مطرح میکنیم این به این معنا هست که آن چیزی که به عنوان آفت ذکر میشود مانع از تحقق هدف یا اهدافی که در مسأله ازدواج گفته شد میشود یعنی مانع میشود از این جهت که خانواده کارکرد طبیعی خودش را داشته باشد.@ عرض کردیم که خانواده این فوائد یعنی این کارکردها را دارد و باید داشته باشد آفت یعنی چیزی که نمیگذارد این فوائد تحقق پیدا بکند که با توجه به تقسیمبندی فوائد آفتها هم همان تقسیمبندی را دارد یعنی بعضی از آفتها هستند که هیچ اثری در زندگی دنیایی ندارند یعنی اصلاً ظهور ندارد.@ وقتی این زندگی تشکیل میشود زن و مرد تا آخر عمر احساس خوشحالی و خوشبختی دارند اما واقعاً زندگیشان باطناً آفت زده بوده ظهورش بعد از مرگ در برزخ و در قیامت معلوم میشود قرآن اینها را خوب به ترسیم کشیده و در روایات هم همینطور.@ یعنی زن و مرد ظاهراً زندگیشان با هیچ مشکلی روبهرو نیست خانواده خودش را یک خانواده خوشبخت میدانند اعضای خانواده هم همینطور روابطشان صمیمی و خوب هست ظاهراً هیچ مشکلی ندارند ولی باطن قضیه اینطور نیست و از نظر خدا ازدواج ازدواج مبارکی نیست خانواده هم خانواده مبارکی نیست.@ اینها را تقسیم میکنیم یعنی در بحث آفات معنوی اینها را عرض میکنیم آفتهایی که با وجود اینکه ظاهر ساختار خانواده خوب و سالم هست اما باطناً اینها آفت محسوب میشوند و در نهایت منجر به باختن و خسران اعضای خانواده اعم از زن و مرد و فرزندان میشوند یعنی ابدیت آنها را به خطر میاندازد عاقبت آنها را به خطر میاندازد آنها را از سعادت ابدی محروم میکند این یک گروه آفتها هست.@ دسته دیگر آفتها آفتهایی هست که اثراتش فقط در دنیا ظاهر میشود یا اثرات آخرتی ندارد یا اگر دارد کمتر هست آن عبارت است از سختیهایی که یک انسان در یک ازدواج یا در تشکیل یک خانواده به طرز خاصی میکشد که حالا آن زیاد محل بحث ما نیست به طور گذرا در آخر بحث انشاء الله اگر فرصتی شد به آن اشاره میکنیم.@ دسته سوم دستهای از آفتها هستند که اثرشان علاوه بر اینکه در آخرت ظاهر میشود در دنیا هم ظاهر میشود یعنی هم در دنیا انسان دچار عذاب و ناراحتی هست هم در آخرت، هم خوشبختی و سعادت و خوشی دنیایی را از انسان سلب میکند و هم خوشبختی و سعادت اخروی را سلب خواهد کرد.@ اما بعضی از آفتهای دسته اول را عرض کنم البته بحث آفتها تقسیمبندی دیگری هم دارد گروهی از آفتها ناشی از در نظر گرفتن اهداف نادرست در ازدواج هست یا اهداف پست، یعنی مربوط به هدفی هست که شخص برای تشکیل خانواده و ازدواج در نظر گرفته.@ دسته دیگری از آفتها آنهایی هستند که با اینکه شخص هدف خوبی را در ازدواج مدنظر دارد اما از نظر فکری و روانی با آمادگی خاصی برخورد نمیکند آفتهایی هستند که در فکر و روان طرفین هستند که باز مانع میشود از اینکه فوائد ازدواج تحقق پیدا کنند و باز اثراتش هم در دنیا و هم در آخرت ظاهر خواهد شد.@ ما اولین آفت را عرض کنم که در جنبه آفتهای معنوی هست قبل از آن این تذکر را بدهم در مورد آفتهای دسته اول که گفتیم اثری در زندگی دنیا ندارد این فقط یک امکان هست یعنی ممکن هم هست حتی آن اثری که فقط در آخرت ظهور دارد در دنیا هم ظهور داشته باشد.@ اما میتواند به نحوی ساختار زندگی طوری قرار بگیرد که خود طرفین و اعضای خانواده احساس نکنند که خانوادهشان آفتزده است و از نظر خدا این نوع پیوند پیوند مبارکی نیست میتواند اینطور باشد.@ اولین آفت جنبه اقتصادی دارد یعنی زندگی وقتی تشکیل میشود گذران زندگی گذران اقتصادی زندگی، آن خرجی که انسان برای زندگی خودش باید تحصیل بکند باید از راه حلال و درستی بدست بیاید که آقایان وقتی ما برایشان عرض میکنیم به نحو دیگری دچار این آفت میشوند خانمها به نحو دیگری دچار این آفت میشوند.@ حالا ما این را اجمالاً میدانیم که خانواده باید وضع اقتصادیاش از راه صحیح و شرعی و مشروع تأمین بشود یعنی هم درست باشد هم حلال باشد اینجا دوتا مانع هست که در افراد وجود دارد که این دو مانع باعث میشوند که لقمه حرام و روزی غیرمشروع به خانواده راه پیدا بکند این هم در خود زن و بچه تأثیر دارد هم در خود مرد تأثیر دارد هم در اخلاقشان تأثیر خواهد گذاشت.@ در شکلگیری شخصیتشان هم در آخرتشان اثرات خیلی نامطلوبی را خواهد گذاشت حالا من الان نمیخواهم روایاتی را که ما درباره خوردن یک لقمه حرام و نادرست وارد شده آنها را عرض کنیم اما اجمالاً میگوییم که اثرات مخربی را لقمه حرام و روزی حرام خواهد گذاشت.@ آن دو مطلبی که این ذهنیت را ایجاد میکند که انسان برود به سمت روزی حرام و بدست آوردن پول از راه غیرصحیح یکی غلبه امیال زیاد، زیادهطلبی و روحیه تجملگرایی هست یعنی اینکه افراد هم تشکیل زندگی بدهند و هم اینکه خیلی عجله داشته باشند و تحت تأثیر این توهم باشند که باید حتماً زندگیشان مجلل باشد تجملات زیادی داشته باشد.@ رفاهطلبی بیش از حد داشته باشند نتوانند به میلهایشان غلبه کنند بخصوص در آقایان هم اینطور هست این باعث میشود که شخص را سوق بدهد به سمت لقمه ناصحیح و حرام، در خانمها هم که باشند به نحوی دیگری ظهور خواهد کرد.@ اگر خود خانمها شاغل باشند خانمها هم ممکن است دچار این آفت بشوند که بروند به سمت درآمد ناصحیح و در نظر نگرفتن و بیتوجهی به مسائل شرعی درآمد خانواده.@ فرض بفرمایید که به یک خانوادهای خمس تعلق میگیرد خمس پولی هست که اگر انسان در خانه باشد حق تصرف در آن را ندارد به هیچ وجه، مثلاً از مازاد درآمد سالیانه انسان یک قسمتی از درآمد انسان به آن خمس تعلق میگیرد یا چیزهایی هست که به نحوی به خانه میاید از راههای مختلف وارد خانه میشود به اینها خمس تعلق میگیرد.@ میبینید که زن و مرد اهل این نیستند که حق خدا را از زندگیشان جدا کنند همینطور سالها زندگی کردند الان میلیونها تومان در اموالشان خمس هست و اینها ندادند یعنی یک زندگی حرام داشتند لقمههایی را درست کردند و با آن لقمهها نطفههایی را ساختند و با آن نطفهها فرزندانی را درست کردند که همه ناصحیح بوده.@ یعنی نطفهای بسته شده که از پول خمس نداده و حرام در زندگیشان بوده حق کسی را هم نخوردند نه دزدی کردند فقط همین یک مسأله شرعی را رعایت نکردند که از اول بنایشان را بر یک زندگی پاکیزه نگذاشتند توجه نداشتند که ما حالا که میخواهیم زندگی را شروع کنیم یک سال خمسی داشته باشیم سال خمسی شروع اولین درآمد هست.@ انسان اولین درآمد را که دارد سال بعد ممکن هست با زندگی کارمندی که ما داریم معمولاً تعلق نمیگیرد ولی خوب هست که انسان از اول توجه به این مسأله داشته باشد ببینید که این اثر نامطلوبی دارد و بچههایی از ما به وجود میایند که اینها با پول خمس نداده و پول حرام متولد شدند.@ اینها بعدها که بزرگ شدند مشکلات زیادی در جنبههای اعتقادی و روحی پیدا خواهند کرد از نظر تربیتی انسان با اینها مشکل دارد بچههایی که از این طریق متولد میشوند تبعات منفی زیادی دارد ما باید این را کنترل کنیم.@ نگذاریم جامعه ما را به سمت زندگی تجملاتی سوق بدهد هر چیز را دیدن خواستن، ممکن است ما خانه این و آن برویم ببینیم که اینها وضعشان خوب هست و ما اینها را نداریم ما نباید متأسف بشویم از اینکه نداریم تحت تأثیر داراییهای دیگران قرار بگیرم.@ من مخصوصاً به خانمها این را میگویم که میتوانند عامل قوی باشند در بوجود آمدن این آفت من دارم عرض میکنم که شما وقتی میخواهید ازدواج بکنید قبلش به این مسأله خوب فکر بکنید یعنی باور بکنید همسرتان را از نظر شغلی.@ اول که میخواهید ازدواج بکنید خیلی قوی وارد میدان بشوید و بگویید نه اصلاً مسأله اقتصاد و مالی برای ما مطرح نیست ما حاضریم با هر زندگی بسازیم ولی بعد وقتی وارد زندگی میشوند بعد میبینید که اینطور نیست امیال و گرایششان به زیور و زینت، به تجملات مانع میشود آن موقع این قضیه سخت میشود آن آفت دوم ظاهر میشود.@ خصوصیت دوم این هست که در خانمها این مسأله وجود دارد که به همسرشان فشار میاورند اگر خودشان هم درآمد اقتصادی نداشته باشند به همسرشان فشار میاورند که زودتر ما را به سطح خانواده خواهرم برسان ما خانه آنها رفتیم اینها را داشتند پردهشان اینطور بود ماشینشان اینطور هست ما چرا باید عقب بمانیم.@ الان یک اصطلاح شده در میان افراد بزهکار میگویند که ما به سمت زندگی جهشی میرویم باید به طور جهشی رشد کرد یعنی یک درآمد حرام، یعنی یک شبه میلیونر شدن، یک موقع میبینی یک کارمند شریف مثلاً 20 سال دارد کار میکند و هنوز صاحب منزل و اتومبیل نشده باشد.@ ولی میبینی که یک نفر این فشار را به او میاورد و میخواهد با سرعت خودش را برساند به یک همچین زندگی، آنها خانه دارند ماشین دارند لباسشان اینطوری هست چرا ما نداشته باشیم میبینی که شوهر را یکسره تشویق و ترغیب میکنند به او سرکوفت میزنند عقدههای مختلف در او ایجاد میکنند.@ مرد را تحقیر میکنند که تو عُرضه نداری تو نمیتوانی این کار را بکنی چرا ما باید وضعمان اینطور باشد، یکسره گله و شکایت و مرد هم تحمل این را ندارد که یک همچین وضعی را ببیند و سرکوفت بشنود میبینید که یکدفعه میرود به سمت درآمد نامشروع و کلک زدن و حق مردم را خوردن و آوردن آتش در خانه، این غذایی که دارد میاید واقعاً آتش است.@ باطنش قرآن میفرماید آتش هست که قیامت این آتش را به خورد انسان میدهند و ظهور پیدا میکند خانمها خیلی باید مواظب این خصوصیت باشند خیلی دقت بکنند به اینکه هم با مردشان از اول شرط بکنند که روزی حلال به خانه بیاورد اهل محاسبات باشد اهل وجوهات باشد.@ یک موقع ممکن است مردی که از اول اهل این چیزها نباشد 20 سال دیگر ممکن است چقدر خانوادهها رشد و ترقی کردند شما الان غالب خانواده خودتان را نگاه کنید خانواده دیگران را هم نگاه کنید اگر از رفاهی برخوردار هستند همیشه اینطور نبوده که از اول برخوردار بودند.@ بسیاری از خانوادههایی که الان وضعشان مرفه هست و خمس و وجوهات هم به آنها تعلق میگیرد اینطور نبوده که از روز اول اینطور بودند بعداً زندگی رشد کرده و اینطور شده کسی که از اول بنایش نیست که مسائل شرعی را رعایت بکند از اول بنایش نیست که لقمه حلال به خانه بیاورد ممکن است هیچی هم نداشته باشد.@ واقعاً 15 سال به او هیچی هم تعلق نگیرد ولی سال 16 که وضعش خوب شد میبینی که از سال 16 آفت شروع میشود و آوردن لقمه حرام و آتش به منزل شروع خواهد شد و این وضع زندگی و وضع کار باطن زندگی را خراب خواهد کرد.@ لذا از اول باید ببینند که شخص اینها را رعایت میکند اهل این مسائل هست یا نه لا قید هست و یکی اینکه جلوی این خصوصیت خودشان را بگیرند مواظب باشند که به خاطر نوع توقعشان در مرد این حس ایجاد نشود که به سمت درآمد نامشروع سوق داده بشود البته اینکه وضع زندگی و خرج گران هست.@ وضعیت یکطوری هست که افراد بعضی وقتها نیاز پیدا میکنند که کار دوم پیدا کنند بحث دیگری است بعضی وقتها با مختصر قناعتی انسان میتواند که مجبور نشود کار دوم بکند آن ساعت دیگر را به کارهای علمی و مسائلی که مربوط به سازندگی روح و روان و تربیت بچهها و عبادت و معنویت هست وقتش را آنطور بگذراند.@ ولی بعضی از خانمها هستند که فشار عجیبی به آقایان میاورند که حتماً بعدازظهر هم برو کار کن صبح رفتی با هر خستگی که هستی برو شغل دوم بگیر یا شب برو کار کن فشار خیلی زیادی میاورند اینطور زندگی ممکن است وضع درآمد زیاد بشود.@ ولی بعد از چند سال اثرش ظاهر میشود بیماریهای مختلف روحی، چون بدن یک کششی دارد الان ممکن است بخاطر اینکه ما جوان هستیم بتوانیم این کار را انجام بدهیم ولی اگر بیتوجه به این مسأله برخورد بکنیم و فشارهای زیادی بیاوریم تمام چند سال دیگر تمام آن درآمدهایی که کسب کردی باید پول دوا و دکتر بدهی.@ اعصاب خورد، زندگی افسرده و چه خطرهایی که انسان را تهدید میکند این از جنبه اقتصادی، از جنبه معنوی هم که میبینید نه مرد به مسأله عاطفی همسرش میرسد زن و شوهر هر دو این سه نیاز را دارند یکی نیازهای مادی، عاطفی و نیاز معنوی.@ این سه نیاز باید در خانواده تأمین بشود وقتی مردی تمام توجه و وقتش را گذاشت برای تأمین نیازهای مادی، نه نیازهای عاطفی درستی میتواند تأمین بکند و نه خودش خوب تأمین میشود و نه نیازهای معنوی که بسیار مهم هست.@ آن موقع آفتش این میشود که در اثر همین عدم تأمین صحیح نیازهای عاطفی و معنوی انواع و اقسام انحرافات و خلقهای بد و روحیههای زشت در افراد ایجاد میشود دیگر بچه تربیت نمیشود ممکن است رفاه خوبی داشته باشد اما تربیت نمیشود.@ یک خانمی چند وقت پسرش را اینجا آورده بود خانم وکیل بودند یعنی از اول به کار بیرون اهمیت داده یک کار وکالت ایشان کرده بود برای یک آقایی حدود شش میلیون تومان این خانم محاسبه کرده بود که من از آقا بگیرم شش میلیون تومان درآمد بود.@ مثلاً یک کاری سه ماه طول میکشد این خانم وکیل سه ماهه شش میلیون تومان پول به جیب میزند شوهرش هم وضعش خوب بود او هم متخصصی بود درآمد زیادی داشت ولی از دست پسرش در عذاب بود که این اینجا درمان بشود.@ من دیدم که از این بچه فقط یک جنازه مانده بود هیچ روحیه درستی ندارد بچه اتاق و تلویزیون و ویدئو جدا داشت یک خط تلفن جدا برایش گرفته بودند یک پسر بسیار لوس و منحرف، مثلاً تقریباً با ده تا دختر در ارتباط بود.@ یعنی راحت در خانهشان تردد میکردند میرفتند و میاوردند یک همچین کسی را آورده بودند یعنی هیچی از این نمانده بود روحیه بسیار ضعیف و لوس و بیکشش، این هست یعنی وقتی توجه نشود صرفاً همیشه ما به کمیت نگاه کنیم بعد از چند سال ظهور خواهد کرد.@ حالا آن در سطح بالا بود مثلاً یک خانواده آنچنانی در پایین شهر هم زیاد هست از این موارد که وقتی توجه یکسره میرود سراغ مادیات از کیفیت انسان میافتد بعد میبیند که بچهاش از نظر درسی، تربیت، معنوی ضعیف شده اول هم که این را در نظر نمیگیرند.@ بعد که بچه پا به سن میگذارد 7 سال 8 سال میشود دختر یا پسر انواع و اقسام انحرافات دارد از دست در میرود دیگر نمیتوانند درست تربیتش کنند راه و روشش را بلد نیستند مادر هست درس هم خوانده دیپلم یا لیسانس دارد ولی ذرهای از مسائل تربیتی بچه نمیداند.@ نه از جنس دختر میداند نه از جنس پسر میداند که مثلاً دختر در سنین مختلف چه نیازی دارد و مادر باید چگونه در سنین مختلف با او ارتباط برقرار کند هیچ توجه ندارد مثلاً بچه در یک سنینی تا ده سالگی تا زمان بلوغش یک سنینی هست که در آن سنین گرایش به جنس مخالف دارد.@ بعد دوباره گرایش به جنس موافق پیدا میکند بعد دوباره گرایش به جنس مخالف دارد این سنین را خیلی مادرها نمیدانند بعد در این مهمانیها و رفت و آمدها توجه نمیکنند یکدفعه متوجه میشود مثلاً در یک سنی که دخترشان یا پسرشان گرایش به جنس مخالف داشته انواع انحراف روحی در او ایجاد میشود.@ خیلی از دخترها و پسرها را پیش من آوردند میدیدم که این بیتوجهیها بوده که به بچهها توجه ندارند که باید چطور تربیت بشود چون اصلاً مادر و پدر به این فکر نیست اینها همیشه فقط به تأمین جنبههای مادی بیشتر فکر نکردند نه جنبههای عاطفی را نه جنبههای معنوی را.@ پدر که از صبح تا شب دنبال در آوردن بوده شب هم که آمده خسته هیچ توجه به این مسائل نداشته نه درس نه معنویت نه روحیه بچهها دختر و پسر اینها برای خودشان خودرو بزرگ شدند فقط این فکر کرده باید غذا بدهد لباس بدهد بهداشتشان را رعایت بکند این یعنی تربیت بچه.@ این آفت بزرگی هست که باید به آن توجه بشود مسأله اقتصادی اینکه آقایان یک وظائفی دارند خانمها یک وظائفی، خانمها وظیفه دارند که جلوی غلبه حس تجملگرایی و روحیه زیادهطلبی و رفاهطلبی را در خودشان بگیرند و به زندگی معقول و منطقی فکر کنند.@ و بدانند کسانی که دارند همیشه اینطور نبوده که از اول داشتند و خیلی کسانی هم که دارند از راه صحیح به دست نیاوردند و اینکه شوهرشان را خدای نکرده تحت فشار قرار ندهند و زندگی را به جهنم نکشانند ممکن است درآمد خیلی خوب باشد وضع زندگی خوب باشد.@ اما اگر این آفتهایی که در مورد تربیت بچهها و مسائل عاطفی و معنوی هم که عرض کردم این هم حتی ایجاد نشود ولی در باطن چون از طریق صحیحی روزی به دست نیامده به هر حال این زندگی زندگی مبارکی نیست.@ نتیجهای که از این بحث میگیریم این هست که هم انسان باید خودش را خوب بسازد قبل از ازدواج که بتواند به این امیال غلبه پیدا بکند حسود بار نیاید بعداً که دید تحت تأثیر قرار نگیرد ناراحت نشود یک موقع مورد طلاق داشتیم که در یک مهمانی ریشه طلاق کاشته شده.@ آقا دوستی داشته منزل آنها رفتند زن که منزل آنها رفته دیده که وضع دوست شوهرش چقدر خوب هست خانم دوستش چقدر در رفاه هست بعد که بیرون آمده ناراحت، مرد میگوید ما از آن شب که مهمانی رفتیم و برگشتیم زندگی ما به هم خورد شروع یک درگیری و طلاق از آنجا شروع میشود.@ انسان باید به این غلبه بکند که اگر رفت دید در جامعه به او دیکته شد صدا و سیما یکسره تبلیغ کرد زندگی چنین و چنان را تبلیغ کرد کسی زندگی خودش را به هم نزند به خاطر این مسائل، یعنی عاقل باشد درست فکر بکند به مصالح زندگی به ساختار زندگی و اینکه زندگی تبعاتش فقط آثارش در دنیا نیست آثارش در آخرت هم ظهور خواهد کرد.@ اینها را خیلیها در نظر نمیگیرند یعنی زندگی را از ابدیت میبُرند به صورت یک مکانیزم و نظام محدود نگاهش میکنند و این آفتهای زیادی را دارد پس این نتیجه را میگیریم که حتماً باید قبلش خودسازی باشد انسان بتواند به این روحیهها غلبه بکند.@ مطلب بعد این هست که اگر کسی میبیند به هر حال نمیتواند در مقابل یک همچین کششهایی مقاومت بکند فردا نگوید که من میخواهم با این آقا ازدواج کنم با شرائط کم، بعضی از خانمها نمیتوانند خداوند میفرماید که ظرفیت بندگانم مختلف است میگوید بعضی از بندگانم ظرفیتشان کم است.@ در یک حدیث داریم خداوند میفرماید اگر وضع مالیشان خراب شود بیدین میشوند و من همیشه اینها را در یک رفاه نگه داشتم که بیدین نشوند بعضیها تا بخواهند از یک سطح زندگی پایینتر بیایند دینشان را از دست میدهند نمیتوانند تحمل ندارند روحیهشان از اول اینطوری شکل گرفته مثل خانمهایی که از اول در یک رفاه نسبی به سر بردند.@ حالا این اگر بخواهد ازدواج بکند باید آمادگی زیادی داشته باشد یا باید اصلاً توجه به این مسائل نداشته باشد یا اگر نمیتواند توجه نداشته باشد و به یک همچین زندگی عادت کرده فردا پسری خواستگاری آمد زود نگوید که مسائل مادی برای من مهم نیست.@ مثلاً پسر هنوز سرباز است میگوید نه من او را میخواهم پایش را در یک کفش کرده که من حتماً او را میخواهم یا وضع شغل و درآمدش اصلاً مناسب نیست هیچ تکلیف درستی از نظر درآمد ندارد اصرار میکند که من میخواهم با او ازدواج کنم ازدواج هم میکند.@ بعد این روحیه کار خودش را خواهد کرد به عنوان یک آفت، اگر کمظرفیت باشند او را میکشانند به درگیری و دعوا و اضطراب و طلاق، اگر هم بتواند مقاومت بکند باید با سختی یکسره همیشه این فشار را تحمل کند که این هم مناسب نیست یا به هر حال شوهر را وادار میکند به اینکه برود سراغ کسب حرام.@ مطلب بعد که در مورد این آفت لازم هست این هست که دختر و پسر باید قبل از ازدواج مسائل مختصری را لااقل آن مقداری که مربوط به خودشان هست در مورد حلال و حرام بخصوص آقایان که مسائل اقتصادی بدست آنهاست بدانند.@ یعنی سر در بیاورد حلال و حرام درآمد چه هست یک موقع نرود یک معاملهای بکند که مثلاً از نظر ظاهر خیلی سودآور هست اما از نظر باطن حجم زیادی از آفتهای روحی و عاطفی و معنوی را وارد خانه میکند این به هر حال خطرناک هست.@ باید بداند مرد بخصوص حالیش باشد اینکه میگویم بعداً در انتخاب همسر وقتی داریم صحبت میکنیم اینها را توضیح خواهیم داد که مرد یا پسر اینها را حالیش بشود یا اگر هم الان نمیداند قوه دانستن اینها را داشته باشد و توجه به این مسائل داشته باشد که روزی حرام وارد منزل نکند.@ آفت دوم: آفت دوم مسأله نیازهای عاطفی و معنوی خانواده هست در مورد نیازهای مادی که یکی از نیازهای مادی که مربوط به خانمها هست مسأله تمکین همسرشان هست از لحاظ جنسی که این در بحث حقوق گفته میشود.@ به عنوان یک آفت معنوی در روایات احادیث زیادی در مذمت خانمهایی که از تمکین همسرشان سر باز میزنند و طفره میروند آمده که چه عذابهایی خداوند برای یک همچین خانمهایی در نظر گرفته اینقدر این مسأله اهمیت دارد که مجوز طلاق داده شده نسبت به خانمهایی که از یک همچین وظیفهای کوتاهی میکنند.@ حالا روی این بحث خیلی توقف نمیکنیم ولی این مسأله مهم هست در بحث پزشکی هم خانم دکتر که آمدند توضیح خواهند داد که این مسأله عدم تمکین یک جنبه روحی دارد که نوع خاصی انسان باید به این مسأله نگاه بکند و یک جنبه جسمی و بدنی دارد که یک آمادگی بدنی خاصی را میخواهد.@ اگر آن آمادگی از نظر جسمی نباشد این تمکین به صورت کامل انجام نمیگیرد و شروع به هم خوردن زندگی و بیشترین آسیب هم خود زنها خواهند دید این باید مطالعه شود.@ مسأله دیگر این آفت دوم مسأله توجه به نیازهای عاطفی و معنوی خانواده هست البته مسأله نیازهای معنوی خانواده و مسائل توجه به دین و آموزشهای دینی بیشتر وظیفه مرد هست اما زنها هم به نوبه خودشان وظیفهای در این مسأله دارند.@ بخصوص در مورد بچهها، بچهها خیلی زیاد چون از اول هم با فطرت پاک متولد میشوند نیاز به تأمین معنوی دارند در روایت داریم(لا یَلقَی الله سُبحانَهُ أحَدٌ بِذَنبٍ أعظَمُ مِن جِهالَۀِ أهلِهِ وَ أولادِه) هیچ کس خداوند را به گناهی بزرگتر از جهالت خانواده و فرزندانش ملاقات نمیکند یعنی از نظر اسلام خانواده باید در یک وضع مناسب آگاهی دینی قرار بگیرد.@ جدای از آگاهیهای اقتصادی، مادی و دنیایی، باید آگاهیهای دینی در این خانواده باشد جزء لا ینفک یک زندگی رشدیافته و یک زندگی پیشرفته و خوب و یک زندگی دینی و زندگی مبارک وجود آموزشهای دینی در خانواده هست مرد باید به یک نحوی این نیازها را تأمین کند.@ یک قسمت از نیازهای معنوی مسأله آموزشهای دینی هست مرد باید به نحوی تأمین کند زن هم باید به نحوی تأمین کند یعنی هم زن باید خودش بلد باشد از این مسائل دینی خوب بداند هم به عنوان یک مادر فردا باید تغذیهکننده باشد نسبت به فرزندش، حتی در دوران حمل هم این مسأله مهم هست.@ یعنی مادری که از نظر آگاهیهای دینی ضعیف هست و تغذیه دینی نشده یا خودش خودش را تغذیه دینی نکرده این دوران بارداری خوبی نمیتواند داشته باشد یعنی محصول یک بارداری اگر مادر آگاهی دینی داشته باشد و در دوران بارداری اصولی را رعایت کند بسیار متفاوت هست با آن موقعی که مادر آگاهی دینی ندارد و همینطور صرفاً جنبههای پزشکی را در بارداری رعایت میکند نه جنبههای دیگر را.@ نتیجهای خیلی فرق میکند خیلی در تاریخ نشان داده که انسانهای بزرگی را که ما الان از آنها به عظمت یاد میکنیم و همیشه تاریخ از آنها به عظمت یاد کرده انسانهای معنوی، اولیاء خدا، این را تاریخ ثابت کرده و نشان داده که بیشتر از ناحیه مادر بودند.@ اینها شخصیتشان شکل گرفته و مادر بوده که یک همچین فرزندانی را تحویل جامعه داده یک همچین انسانهایی که به قول حضرت امام(س) هر کدامشان یک امت یا یک لشکر بودند در مورد مرحوم بهشتی(ره) همه میدانند که چقدر مادر ایشان برای ایشان زحمت کشیده و توجه داشته به تربیت خاص فرزندشان.@ امام فرمود شهید بهشتی یک امت بود یک ملت بود زندگیشان را که میخوانیم یا خودشان اعتراف کردند یا اساتیدشان اعتراف کردند یا کسانی دیگر همه گفتند این محصول زحماتی بوده که مادر کشیده و یک همچین انسانهایی را تحویل دادند آنوقت این انسانها ما بعدها در بحث فوائد تکثیر نسل یکی را عرض کردیم که فرزند انسان جزء باقیات الصالحات هست.@ یعنی فرزند جزء شأن پدر و مادر هست ادامه روح پدر و مادر هست و پدر و مادر اگر از دنیا دستشان کوتاه بشود شخصیتشان وجود دارد در قالب فرزندشان و ادامه پیدا میکند چه در کارهای خیر و چه در کارهای شر ادامه پیدا میکند.@ یعنی آنچه که کار خوب و خیر هست فرزندشان انجام میدهد خداوند غیر از اینکه آن ثواب را به خود فرزند میدهد به خود پدر و مادر هم خواهد داد اینطور هست که شخصیت پدر و مادر دائماً استمرار دارد اینطور نیست که با مردن تمام شده باشد این آگاهی معنوی هست.@ عمل معنوی و داشتن معنویت هم به جای خودش ضرورتی است غیر قابل انکار، در مورد آقایان هم وظائف دیگری است که به آنها وظائف خاص خودشان را تذکر دادیم و توضیح دادیم به هر حال خانواده یکی از نیازهای مهمش نیازهای معنوی هست که باید تأمین بشود و مادر در مورد فرزندان در اولویت قرار داد که درست این را انتقال بدهد.@ چه در دوران بارداری و چه در بعد از آن، چون یکسره تا سالهای زیادی فرزند فقط با مادر انس دارد و اگر دختر باشد بیشتر، باز انسش بعد از اینکه استقلالی پیدا کرد قطع نمیشود و یکسره ارتباط خواهد داشت.@ مطلب دیگر نیازهای عاطفی هست زن و شوهر همانطور که در فوائد ازدواج عرض کردم مسأله مودت و رحمت که قرآن بیان میکند و مسأله آرامش را که مطرح میکند یک مسأله کلیدی و حساس هست زن و شوهر باید برای همدیگر مایه آرامش باشند.@ و بتوانند هم تظاهرات مودتی و محبتی همسران، تظاهرات عاطفی همسرشان را خوب جواب دهند و هم بتوانند خودشان این را خوب بروز بدهند نسبت به همسرشان، و همسرشان را از این جهت اغنا و ارضاء کنند اینها وظائفی هست که باید باشد.@ دختر و پسری که آمادگی ندارند برای این وضعیت وقتی میروند به سمت ازدواج چون خودش را از اول برای تأمین عاطفی خوب آماده نکرده آنقدر خودش مشغله دارد آنقدر برنامهریزی دارد که اصلاً به این مسأله به عنوان یک مسأله حیاتی و کلیدی در زندگی نگاه نمیکند تأمین عاطفی و معنوی.@ اصلاً به این مسأله توجه ندارد از این جهت تبعات زیادی به بار خواهد آمد حالا بگذریم که عرض کردیم لزوماً اینطور نیست که در دنیا ظاهر نشود ممکن است در دنیا هم بعضاً ظاهر شود.@ بخصوص تأمین عاطفی را عرض میکنم که اگر خوب انجام نگیرد خیلی تبعات منفی به بار خواهد آورد این آمادگی را دختر باید تحصیل بکند داشته باشد قبل از اینکه ازدواج کند که زندگی اینطور نیست که ظاهراً ما داریم در زندگیهای معمولی میبینیم.@ و زندگیهایی که با آنها ارتباط داریم وظائفی که هر کدام دارند باید انجام بدهند نیازهایی را هر کدام باید تأمین کنند مسئولیتهایی هر کدام دارند که باید انجام بدهند و این را خداوند تبارک و تعالی از آنها خواسته و هیچ چیز دیگری جایگزین این نیست.@ یعنی اگر اینکه یک زن طفره رفت از تأمین نوع خاصی از نیاز چه نیازهای مادی، عاطفی، معنوی اینطور نیست که نوع دیگری از امتیازات آن زن بتواند این را جبران بکند مثلاً بگوید حالا که نمیتوانم بچههایم را تأمین عاطفی کنم عوضش رفتم لیسانس گرفتم، عوضش شغل خوبی دارم، عوضش درآمد خوبی دارم.@ خیلیها حاضرند به خاطر این چیزها از تأمین یک همچین نیازهایی نیازهای عاطفی و معنوی بخصوص طفره بروند و صرفنظر کنند کافی است به آنها بگویند که شما بیایید در تلویزیون نقش بازی کنید این شهرت را به همه چیز.@ من آقایان خیلی خوب و خوش اخلاقی را میشناسم خودشان هم بعداً اعتراف کردند خانمها هم همینطور که ما صرفاً به خاطر اینکه نوع کارمان در تئاتر، تلویزیون، سینما ایجاب میکرد نمیتوانستیم به وظائف همسرداریمان برسیم لذا طلاق گرفتیم.@ باید دید واقعاً میارزد یک همچین کاری کرد از نظر خدا پسندیده هست یا نیست، واقعاً از نظر روحی، از نظر نیاز خود شخص چی که انسان بخواهد طفره برود از انجام این وظائف و جایش را با یک چیز دیگر پر بکند.@ ممکن است یک مدتی بتواند پر کند اما همه آن کسانی که طفره رفتند و جایش را با یک همچین چیزهایی مثل هنر مثلاً پر کردند بعدها تجربه نشان داد که همه آنها آلوده شدند به انواع آلودگیهای روحی، حتی آلودگیهای بدنی دچار شدند.@ چرا که از اول با مسأله ازدواج درست برخورد نکردند تئاتر، سینما، درس، تحصیلات، کار، شغل داشتن، مطرح بودن در اجتماع، جای همه اینها را میخواست برایشان بگیرد این خطرناک هست اگر نمیخواهی یا نمیتوانی باید با مسأله ازدواج درست برخورد بکنی اینطور نباشد که ما قبول ازدواج بکنیم ولی بعد از این طفره برویم این خیلی بد هست.@ جنبه دیگری از این آفت همین آفت نوع دوم که تأمین عاطفی و اخلاقی و معنوی هست این هست که تشکیل زندگی اینطوری هست که انسان یک مرد هست یک زن هست بعد هم فرزند ایجاد میشود فکر اینکه همسر ما از همه جهت با ما تطابق داشته باشد فکر اشتباهی هست انتظار بیجایی هست.@ به هر حال تضادها و تعارضهایی در زندگی ایجاد خواهد شد یک تقابلهایی ایجاد خواهد شد بخصوص که ما وقتی همسر اختیار میکنیم چه پسر دختر را، چه دختر پسر را آن را به صورت منفرد نمیگیرد یعنی با ازدواج ما یک ارتباط فامیلی دیگری را هم پیدا میکنیم.@ از جانب فامیل همسرمان، در اینطور ارتباطات تنشهای مختلفی ممکن است ایجاد بشود با همسرمان با خانواده همسرمان ایجاد بشود اینها رعایت اخلاق بسیار ضروری هست یعنی هر کدام وظائف خاصی دارد.@ دختر باید بداند که چه دیدگاهی به مادرشوهر، پدرشوهر، به اعضای خانواده همسرش داشته باشد از چه دیدگاهی باید به اینها نگاه بکند مسئولیت دارد یا ندارد، چه مسئولیتی دارد؟ آیا واقعاً هیچ مسئولیتی ندارد کاملاً یله و رها هست به عهده او هیچ وظیفه اخلاقی و عاطفی نیست که انجام بدهد؟@ یکی از آفتهای خیلی مهم در همین نوع آفتهای دوم همین هست که عدم درک روابط صحیح بین والدین و فرزندان باعث میشود که بعضی از خانمها همسرانشان را بین خودشان و پدر و مادرشان قرار میدهند و مجبورش کنند که بین او و پدر و مادر یکی را انتخاب کند این درست نیست.@ یک دیدگاه صحیح میتواند یک همچین توهمی را از بین ببرد و یک همچین خلق جهنمی را از بین ببرد که مثلاً دختر برود به این سمت که شوهرش را بین انتخاب او و یا والدینش یکی را انتخاب کند دخترها و خانمها باید بدانند که مرد به عنوان اینکه مرد هست به چه کسانی بیشترین بدهکاریها را دارد.@ و از نظر خدا چه وظائفی دارد که دختر او را مجبور نکنیم که به خاطر او جهنم برود و اصلاً شوهری که به خاطر زن حاضر بشود جهنم برود شوهر خوبی نیست شوهر مبارکی نیست ما باید به این مسأله خیلی دقت بکنیم.@ حالا در بحث خصوصیات این نکته را مفصل عرض خواهیم کرد تعارضهایی که پیش میاید بعضی وقتها انسان نمیتواند تحمل بکند با شوهر یک اختلاف سلیقهای پیدا میکند باید وظیفه خاص خودش را انجام بدهد در آن حالت، نه اینکه هر چه دلش خواست هر طوری میلش کشید هر طوری طبعش کشید انجام بدهد.@ در مورد بچه همینطور، بچهدار شدن یک مسأله شوخی نیست بچه یعنی تشکیل یک روحی که به اندازه بینهایت هست و تا ابدیت هم ادامه خواهد داشت اینقدر ظرافتها دارد بچهدار شدن، بارداری، وظائف دوران بارداری، بعد از تولد تا اینکه در سنین مختلف این رشد بکند.@ خیلی از خانمها هستند شرائطی را ایجاد میکنند ازدواج هم میکنند بعد میبینی که هنوز خودش بچه است یعنی اصلاً صلاحیت و لیاقت مادری را ندارد نمیتواند با بچه درست برخورد بکند نمیتواند بچه را درک بکند هیچ درک صحیحی از بچه و خواستههایش ندارد.@ از گریه و اصرار و پافشاری و لجبازی و خنده و بازیهای او هیچ درک درستی ندارد یا روشهایی را که در خانوادههای دیگر دیده یا مادر خودش یا کسان دیگر یا خواهرهای خودش با بچهها اِعمال کردند اِعمال میکند یک روش تقلیدی صرفاً در مورد فرزندش، تقلید کرد.@ در فیلم یا جاهای دیگر دیده نه یک برخورد شایسته و بایسته و لازم، یا اینکه نه بر طبق میل خودش با بچه عمل میکند بر طبق حوصله خودش میخواهد با بچه عمل بکند چقدر ناسازگاریها، چقدر بیماریهای مختلف در بچه ایجاد میکند که بعداً وقتی بزرگ شود واقعاً فرزند برای پدر و مادر آینه است.@ بعد همان کارهایی که خودش کرده در بچه میبیند از آنطرف هم از بچه بدش میاید ناراحت و دلخور میشود نمیداند که خودش این کارها را کرده خودش اینها در فرزندش ایجاد کرده به این مسأله توجه ندارد خیلی جاها میبینید که در مقابل فرزند کم میاورد.@ نمیتواند آن وظیفهای که شایسته و بایسته است انجام بدهد یا تقلید یا عنان نفسش را رها میکند هر کاری کرد تنبیه، داد زدن، فریاد زدن، روحیه بچه را به هم ریختن، الی ماشاء الله خانمهای جوانی که اصلاً از مادری و وظائف مادری چیزی نمیدانند و خودشان را برای این قضیه آماده نکردند بیحوصله، غیرمنطقی، آنوقت آن تبعات منفی را هم دربردارد و باید تحمل بکند.@ لذا اسلام تکیه دارد که حتماً افراد که میخواهند ازدواج کنند این آمادگیها را در خودشان ایجاد کنند در مورد این ضایع کردن خانواده هم از ناحیه مرد احتمال ضایع کردن هست هم از ناحیه زن، این حدیث در مهجۀ البیضاء جلد 3 هست نبی اکرم(ص) میفرماید(کَفی بِالمَرءِ إثمَاً أن یُضَیِعَ مَن یَعُول) برای گناهکاری انسان همین بس که افراد تحت تکفل خودش را ضایع و خراب کند.@ مثلاً مرد خانواده و زنش و فرزندانش تحت تکفل او هستند نباید چه از نظر اقتصادی و چه از جهت عاطفی و چه از جهت معنوی ضایع بکند این را باید دقت بکند زن هم همینطور به نحوی مرد وابسته به او هست به نحوی فرزند وابسته به اوست.@ میبینید که خیلی از خانوادهها دخترخانمهایی هستند که چنان مدیریت عاطفی و معنوی و اقتصادی دارند که خانواده را واقعاً به سمت رشد و بهشت سوق میدهند هم فرزندشان هم همسرشان را اصلاً یک خانمی بهشت میسازد.@ بعضی از خانوادهها هستند که خانمها همچین حوصله و آمادگی ندارند ضایع میکنند خانوادهای را که به امانت خدا به او داده همسری که دست او امانت است و به هر حال از طرف خداوند تبارک و تعالی داده شده و هم فرزندی که داده شده، میبینی که نمیتواند این فرزند را ضایعش میکند میفرماید همین برای گناهکاری انسان بس است.@ در روایات باز از خود نبی اکرم(ص) داریم کسی که فرار میکند از انجام وظائفش در خانواده هیچ کدام از عبادتهایش قبول نیست(فَلا یَقبَلُ لَهُ صَلاۀٌ وَ لا صِیام) خداوند نه از او روزهای را میپذیرد و نه نمازی را قبول میکند هیچ کدام از اعمالش پذیرفته نیست.@ وقتی کسی فرار میکند یعنی از خانواده گریزان باشد بیشتر در مورد آقایان صادق هست ولی در مورد خانمها هم بعضاً پیش میاید از همسرش گریزان باشد از خانه در برود به خاطر اینکه نمیتواند این وظائف را انجام بدهد یا نمیخواهد انجام بدهد.@ پیغمبر میفرماید حتی اگر زن و مردی در خانواده حضور داشته باشند ولی با حضورشان در بروند از زیر وظائفی که به عهده دارند باز فراری محسوب میشوند، حکم فراری عدم قبول هیچ یک از عبادات است هیچ یک از عباداتش را خداوند از او نمیپذیرد.@ یعنی از اسلام و زندگی مسلمانی در واقع یک همچین شخصی خارج میشود. پس من آفت دوم را تحت یک عنوان اسمگذاری میکنم که شما تمام این جنبههای مختلفی را که عرض کردم بتوانید محاسبه بکنید و بعضی چیزهایی را هم که عرض نکردم.@ عدم تحمل اخلاق و عدم رعایت حقوق این آفت دوم هست اینکه انسان نتواند اخلاق دیگران را تحمل بکند و حقوق دیگران را رعایت بکند ازدواج یعنی روبهرو شدن با اخلاقهای مختلف، اخلاق همسر، اخلاق فرزندی که ایجاد میشود.@ اخلاق خانواده همسر، اگر ما قرار باشد خودمان را سفت نگه داریم و اصلاً انعطاف نداشته باشیم در تحمل اخلاق دیگران، همینطوری خودمان را سفت نگه داریم و بگوییم إلا و بالله تمام افراد باید بر طبق من عمل کنند همه چیز باید بر وفق میل و سلیقه من باشد.@ این زندگی واقعاً به شکست چه در دنیا و چه در آخرت منجر خواهد شد این بحثها هر کدامش بحث مفصلی است شاید بحث اولی و یا همین آفت دوم که عرض کردم هر کدامش چند جلسه واقعاً بکشد نیاز باشد که توضیح داده بشود.@ ما به خاطر اینکه برنامههایمان محدود هست این را واگذار میکنیم به تفکر خود خانمها و مطالعهای که بعدها در این زمینه انشاء الله انجام خواهند داد مجبوریم خیلی مختصر رد بشویم.@ فقط خواهش من این هست که به این مباحث آفتها خیلی توجه بفرمایید آفت اول آفت مهمی است آفت دوم بخصوص آفت مهمی است اینها مسائل کلیدی هستند در بحث ازدواج، حالا به عنوان مثال یک مثال هم عرض کنم این قسمت را خاتمه بدهم.@ به عنوان مثال یک دخترخانمی وارد یک خانوادهای میشود روحیات عمومی آن خانواده با روحیات عمومی خانواده خودش سازگاری ندارد مثلاً خانواده خودشان ساکت و خیلی از نظر ارتباطات و رفت و آمد محدود.@ بعد میبینید که خانواده همسرشان شلوغ و جمعیتی و شوخ و بگو و بخند و پررفت و آمد و پر ارتباط، میبینی که اینجا کم میاورد نمیتواند و اینجا شروع تعارض هست که من 17 سال 20 سال اینطوری بار آمدم نمیتوانم وارد این ارتباطات بشوم اینجاست که شروع میشود به اختلاف و درگیری و خیلی از مسائل دیگر.@ اینها نمونه است عرض میکنم که شما بدانید وقتی که میگوییم انسان باید قبلش آمادگی داشته باشد که بتواند نیازهای اخلاقی و عاطفی و معنوی و مادی را تأمین بکند یعنی چی.@ ادامه بحث در مورد چهرههای مختلف خانواده هست که در واقع یک توضیحی هست از آفت اول و دوم هر چند من در قالب یک آفت مستقل آن را نگاه کردم و طبقهبندی کردم که توضیح خواهم داد با این حساب بحث آفتها یکی دو جلسه دیگر میماند که انشاء الله خدمتتان عرض خواهیم کرد.@ ما انتظار داریم چون حالا شاید الان دوره خانمها تقریباً به نصف رسیده برای ادامه مباحثمان انتظار داریم که خواهران حتماً انتقاداتشان را از مباحث، پیشنهاداتشان را در مورد بهتر شدن مباحث به ما بگویند که ما لااقل بتوانیم تقصیرها و قصورها را تا حد توانمان در مورد مباحث آینده جبران کنیم.@ جدای از اینکه به سؤالات پاسخ میدهیم سؤال میکنند و سؤال مینویسند این نکات را هم عرض کنند و انتظاراتشان را بگویند و در مورد خود مباحث نظراتشان را بدهند بحث آفتها را ما میتوانستیم خیلی مختصرتر از این نکتهای که عرض کردم خدمت شما عرض کنم خیلی راحت از آن رد شویم.@ شاید میشد همین جلسه کل مباحث آفتها را گفت و خیلی با سرعت رد شد مثل خیلی از کلاسهایی که الان در سطح تهران هست حالا کلاسها خیلی هم نیست ولی این تعدادی که من دیدم در سطح دانشگاه در سطح مراکز مشاوره و مراکز تربیتی دیدم همینطور بوده.@ صرفاً بحث آفات در یک جلسه گفته شده و رفته صرفاً مباحث کلی، ما نمیخواهیم که صرفاً کلیگویی بکنیم میخواهیم که مثالهای جزئی بزنیم و شما را با نمونههای مختلف آفات آشنا بکنیم و مسائل دیگر نه فقط آفات، که بعدها در مسیر زندگی بتوانید به طور کاربردی از اینها استفاده کنید.@ و من فکر میکنم که کلیگویی بخصوص در یک مسألهای به این اهمیت کافی و صلاح نباشد به هر حال باز هم به نظرات شما توجه داریم نظراتتان را بفرمایید بحثها را کم و زیادش را و اینکه مثلاً چه خصوصیتهای دیگری باید داشته باشد حتماً به ما تذکر بدهید.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ یک سؤال در مورد گرایش بچه در سنین مختلف به جنس مخالف شده که این به بحث ما ربطی ندارد من فقط میتوانم راهنمایی کنم که به کتاب مراجعه کنید. بعد در مورد خانوادههایی که فقط پسردوست هستند مثلاً همسر پسردوست هست و با دختر زیاد میانه خوبی ندارد این را هم به بحث امروز ما ربطی ندارد.@ نسبت به بحثمان در مورد این یک سؤال فقط میتوانم بگویم که در مورد انتخاب همسر باید خیلی دقت بشود که این فرهنگهای غلط در آنها نفوذ و رشد نداشته باشد.@ یک سؤال در مورد هنرپیشه شدن زنها بود، آن که ما میگوییم کل بحثی که ما کردیم این بود دیگر بقیه جنبههایش را ما مورد بررسی قرار ندادیم این بحثی هست که باید به جای خودش مبسوط مطرح بشود، سؤال کردند که شما که میگویید خانمها میروند هنرپیشه میشوند جامعه ما هنرپیشه نیاز دارد.@ اول از این جایگاه هنر یک جایگاه خوب و لازمی هست ما در مورد هنر دید منفی نداریم به قول مقام معظم رهبری مکتبی که بخواهد پایدار بماند باید با هنر ترکیب بشود.@ حالا یکی از آنها هم فیلم و نمایش هست جای خودش، کسی این را منع نمیکند بحث ما این هست که اگر کسی خواست وارد وادی هنر بشود باید بداند که وادی هنر ارزش این را ندارد که انسان با عاقبت خودش و خانوادهاش بازی بکند ولو به نیاز جامعه.@ یعنی این یک حماقت است که کسی بگوید من میخواهم با هنر به جامعهام خدمت کنم در حالی که به بچهاش و همسرش دارد خیانت میکند قطعاً به خودش هم خیانت میکند یعنی شما گمان نکنید یک خانم پیدا میشود که وارد صحنه هنر شده باشد و کوتاهی کرده باشد در این وظائفش و به خودش خیانت نکرده باشد و پیروز و موفق بیرون آمده باشد.@ گمان نکنید که یک همچین کسی وجود داشته باشد لذا اولین شرط برای اینکه انسان به دیگران خدمت بکند این هست که به خودش و دیگران خیانت نکند، نمیشود من در حق خودم خیانت بکنم بعد بگویم به قیمت اینکه میخواهم به جامعه خدمت بکنم ثانیاً اصلاً نباید این سؤال صورت میگرفت از طرف خواهرمان، به خاطر اینکه ما انسان را تعریف کرده بودیم.@ وقتی انسان را تعریف کردیم اهدافش را مشخص کردیم اهداف زندگی، و کمالات انسانی را مشخص کردیم و گفتیم که کمالات چه هستند خدمت به مردم و خدمت به خلق را ما جزء کمالات حیوانی ارزیابی کردیم یعنی در جامعه حیوانات هم هستند خدمت به خلق خدمت به همنوع، درست نیست که ما بگوییم میخواهیم به خلق خدمت بکنیم.@ بعد از اینطرف همسرمان را لگدمال کنیم فرزندمان زیر دست و پای ما لگدمال بشود بیتوجهی کنیم و خانواده ضایع بشود که مملکت هنرمند میخواهد، نه مملکت هنرمند متعهد میخواهد به قول حضرت امام تنها هنری مورد قبول قرآن است که جلادهنده اسلام ناب محمدی(ص) باشد.@ هنرمندی که اصلاً خودش با اسلام ناب محمدی آمیخته نیست اصلاً هنرمند موفقی نیست از نظر ما ولو نقشش را هم بتواند خوب بازی کند ممکن است یک خانمی که نقشش را خوب میتواند بازی کند در صحنه هنر، بتواند یک فیلم مذهبی را هم بازی کند و یک خدمتی به جامعه مذهبی کند اما در نزد خدا او بهرهای نخواهد برد.@ برای اینکه انسان ثواب و بهرهاش را از نوع اندیشهاش میگیرد نه از نوع کارش، یعنی ما علاوه بر اینکه در اسلام قائل به حسن فعلی هستیم به حسن فاعلی هم اهمیت میدهیم یعنی فقط عمل عمل خوبی باشد قبول نیست عملکننده هم باید عملکننده خوبی باشد.@ یعنی فرد صالحی باشد و الا ممکن است خیلی از خانمها حاضر باشند نقش مذهبی را بازی کنند شما آن آنتنیکوین را دیدید که آمد نقش حمزه را بازی کرد خیلی هم قشنگ و خوب بازی کرد کسانی که این همه هنرپیشههای آمریکایی آمدند نقش بازی کردند در فیلم محمد رسولالله، اما ارزش معنوی که ندارد برای آنها.@ آنها پولشان را میدهند دنبال کارشان میرود به آنها نقش فاسد هم بدهی قبول میکنند کما اینکه در هنرپیشه خانم ما هم الان داریم در تلویزیون میبینیم نقش مذهبی و چادری و خوب بازی میکند در فیلم دیگر بازی میکند که چقدر از موهایش معلوم هست آستینش بالا هست با مرد تماس نزدیک دارد.@ این را اصلاً اسلام نمیپسندد ولو بخواهیم تأمین هنر بکنیم ما ترجیح میدهیم همچین هنری نداشته باشیم و انسانهای اینطوری هم تربیت نشوند این در مورد هنر.@ در مورد مثالی که من جلسه گذشته یا جلسه قبلش در مورد یکی از مشاورین که از آمریکا فرستاده بودند عرض کردم در مورد دخترخانمی ایشان فرمودند که مشاورههای در هر جامعه تابع فرهنگشان است ما قبول داریم که مشاوره در هر جامعه مطابق فرهنگشان است بحث این هست که ما این فرهنگ را قبول نداریم.@ ما میگوییم اگر ارزشهایی که برایش آفریده شدیم به آن توجه نکنیم کشیده میشویم به آن فرهنگ، به فرهنگی که من جلسه گذشته یکی از مشاورههایش را خواندم و از نظر تعریفی که ما از انسان کردیم و چهرهای که از انسان معرفی کردیم.@ و چهرهای که خداوند تبارک و تعالی از انسان معرفی میکند ما همچین فرهنگی را دوست نداریم و نمیپسندیم این فرهنگ مبغوض خداوند تبارک و تعالی هست.@ گاهی اوقات در خانوادههای خوب فرزندان بدی تربیت میشوند این چه وجهی پیدا میکند؟ این به خاطر این هست که پدر و مادر به همه جهات وظائف خودشان عمل نکردند که باید عمل کنند البته ممکن است پدر و مادری به همه وظائفشان خوب عمل کنند معذلک بچهشان بد از کار در بیاید این یک قسمتی مربوط به جامعه است.@ علی(ع) میفرماید تأثیر جامعه بیش از تأثیر نطفه هست یعنی ما داشتیم فرد زنازادهای که از طریق نطفه حرام متولد شده ولی تحت تربیت صحیح خانواده قرار گرفته تا مقام شهادت هم رفته خانوادهای داشتیم که فرزند امام معصوم بودند و منحرف بار آمدند.@ خانوادهای داشتیم که فرزند پیغمبر بودند و منحرف بار آمدند نقش محیط خیلی مهم است یعنی محیط غلبهاش از وراثت بیشتر هست البته پدر و مادر تا آنجایی که در مورد محیط میتوانند کار کنند باید کار کنند یعنی دقت کنند که بچهشان با چه کسی میرود با چه میاید در کلاس کنار چه کسی مینشیند با چه کسانی رفیق هست.@ خانه چه کسی میرود چه کسی خانه میایند روحیات آنها چه هست مادری که اینطوری مراقبت دارد میتواند از آفتهای محیطی هم فرزندش را نجات بدهد اما اگر این مقدار دقت نشود محیط میتواند جدای از تربیت اثرات خاص خودش را بگذارد ولو خوب هم در خانواده عمل شده باشد ممکن است بشود.@ اما این نکته را عرض کنم که خداوند پدر و مادر را و مصالحی و مسائلی که در اختیار پدر و مادر قرار داده اینقدر زیاد هست که به ندرت ما میتوانیم بگوییم که یک خانوادهای که خوب عمل کرده در مورد تأثیرات منفی محیط شکست خورده اینطور نیست.@ خیلی به ندرت پیش میاید که پدر و مادری که خوب به وظیفهشان عمل کرده باشند نتوانند در مقابل تأثیرات منفی محیط مقاومت کنند و الا اگر خوب عمل بشود حتی آن تبعات منفی را هم از محیط میتواند بگیرد.@ آیا این کمالات هستند که هدف را میسازند یا هدف هست که کمالات را میسازند؟ اگر هدف همانهایی هست که ما عرض کردیم از هدف زندگی در نموداری که روی تخته کشیدم هر دو هست ما گفتیم که انسان رابطه برقرار میکند بعد از رابطه تأثیرگذاری و تأثیرپذیری.@ بعد گفتیم در تأثیرگذاری و تأثیرپذیری شکلدهی و شکلگیری وجود دارد شاکلهسازی و شاکلهگیری وجود دارد بعد گفتیم که شاکله منجر به عمل میشود و عمل مجدد منجر به تشکیل شاکله قویتر خواهد شد لذا هر دو درست هست یعنی هم کمالات هستند که هدف را میسازند و هم هدف هست که کمالات را بارور و شکوفا میکند.@ سنینی که نوجوانان یا فرزندان گرایش به جنس مخالف یا موافق دارند آیا در افراد متفاوت است یا یک قاعده کلی است؟ در مورد سن مثل سن ازدواج دختر و پسر، هر وقت مسأله سن مطرح میشود هیچ وقت قانون کلی نیست.@ بلکه یعنی در آن سنین این آمادگی وجود دارد اگر با تربیت صحیح اِعمال شده باشد میتواند جلوی آن مسأله منفی را بگیرد ولی ما یک حدی را هم برایش داریم یعنی به عنوان یک امر میانگین ذکر میکنیم که بله به طور متوسط در این سنین دختر آمادگی دارد گرایش به جنس مخالف دارد دوست دارد با پسرها بازی کند پسر در این سن دوست دارد با دخترها بازی کند.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 012 - میثاق مقدس (خواهران)
متن کامل (خام) جلسه 012 - میثاق مقدس (خواهران)