و لا حول و لا قوۀ الا بالله العلی العظیم رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي.@ مبحث امروز ما پیرامون شرائط کلی انتخاب همسر هست اعم از مردان و زنان یا ویژه دختران و پسران. یک ویژگیهایی هست که به طور مشترک هست برای انتخاب همسر چه در مورد آقایان و چه در مورد خانمها، یک ویژگیهایی هم اخص خانمها است و ویژگیهایی هم اخص آقایان است.@ ما امروز پیرامون مشترکات این ویژگیها صحبت میکنیم ویژگیها در چند بُعد نام میبریم ویژگیهایی چون ایمان، اخلاق، اقتصاد، اجتماع، فرهنگی، خانوادگی و سیاسی و علمی، البته اگر بخواهیم روی هر بُعد اینها کار بکنیم وقت زیادی لازم دارد و واقعاً هم بحثهای لازم و مفید و مهم هست.@ اما آنچه را که وقت بسیار کم ما اقتضا میکند ما مجبور هستیم به صورت اشارهای و کلیدی روی اینها کار بکنیم اما این یک راهنمایی برای ما باشد که عمیقاً روی اینها کار بکنیم.@ یعنی اگر ما بخواهیم انتخاب صحیحی داشته باشیم انتخاب اصلحی داشته باشیم به طور نسبی یعنی مطالعات ما تحقیقات ما در کل این ابعاد بُعدهای مختلفی که بیان شد که مجموعهاش ابعادی را در نظر میگیرد و در برمیگیرد بخواهیم کار بکنیم و به یک حد شناخت نسبی برسیم که بگوییم 50% است با شرائط فعل با موقعیتهایی که دست ما هست باید یک مطالعات و یک تحقیقات عمیقی را روی آن داشته باشیم.@ حالا من نمیگویم به آن چیزی که مطلوب هست ایدهآل هست برسیم نه ما میگوییم آنچه را که فرهنگ امروز ما واقعیت جامعه ما امروز برای ما میتواند این را میسر بکند ما در آن حد بخواهیم گامبهگام حرکت بکنیم باید این قدر کار بکنیم پس برای مطلوب باید وقت بیشتری گذاشت برای ایدهآل باید وقت بیشتری گذاشت.@ لازمه اینکه انسان بخواهد این بُعدها بشناسد ما میگوییم که شرائط کلی ایمان و اخلاق و مذهب و اقتصاد و اجتماع و فرهنگ و علم هست شناخت این اینها را مشخص میکند یعنی اگر ما بخواهیم در این بُعدها کار بکنیم اول باید ببینیم که چه چیزی را باید به کار بگیریم تا اینها را بتوانیم تشخیص بدهیم آن شناخت است.@ ما چه کنیم که راه تشخیص را پیدا بکنیم چگونه ما میتوانیم اینها را بدست بیاوریم چون خیلیهایش در ظاهر امر دیدن نیست مثلاً اخلاق چیزی نیست که آن را ببینی شکل را میتوانی ببینی باید یک زن و شوهر با هم از نظر تناسب قد و شکل و قیافه یک چیزی هماهنگ هم باشند هر چقدر هماهنگ باشند بهتر است.@ اما از نظر اخلاق ما میتوانیم این را پیدا بکنیم؟ نه این را باید شناخت داشته باشیم از نظر ایمان با توجه روایات ائمه اطهار که مکرر از پیامبر اکرم (ص) و دیگر ائمه اطهار ما وقتی که بیان میفرمایند تمام اشاره میکنند به اینکه ایمان به این نیست که ما فقط احساس کنیم یا ببینیم که طرف دائم نماز میخواند یا دائماً روزه میگیرد یا شاید نماز شب را هم مرتب میخواند.@ خیلی از موقعها میشود در انتخاب همسر یک فردی که رابط هست میاید معرفی میکند دختر خانم یا آقا پسری را به یک خانوادهای میگوید این از آن بچه متدینها هست نماز شبش ترک نمیشود.@ من خودم در جایی این را مشاهده کردم وقتی این آقا پسر آمدند برای این خانواده یک از ویژگی خاصی که برای این آقا داماد به کار میبردند نماز شب خواندن این آقا بود همان آقا نماز شب خواندنش هست و همان خانمش اگر با مانتو و روسری هم باشد بلامانع است و هست و خیلی از کارهای دیگر، این چه نماز شبی است.@ واقعاً از نظر اینکه میخواند را من شک ندارم حتماً میخواند یا اعتقاد دارد یکسری تعقیبات بعد از نماز را یا نمازهایی که اول ماه هست نیمه شعبان هست و امثالهم را این آقا میخواند اما از نظر خیلی کارهای دیگر اصلاً این قیودها را ندارند قیودهای اخلاقی ندارند شاید پای خیلی از فیلها بنشینند شاید خیلی راحت در خیلی مسائل باشند.@ وقتی خواهرزن ایشان قربان و صدقهاش میرود ایشان خیلی راحت هستند مثلاً دیدم طلا هم استفاده میکنند طلا برای یک مرد جزء منعیات است یعنی حرام است شما بگویید این آقا پسر نماز شب میخواند درست است.@ پس لازمه شناخت در مورد ایمان چیزی نیست که آن را ببینید لازمه دیدن نیست باید شناخت پیدا بکنید شناخت باید داشته باشید که ایمان را بتوانید بشناسید در آن حدی که باز دست شما هست اختیار دست ما هست ما زیاد هم نمیتوانیم در عمق مطلب برویم.@ حالا این شناخت چیست؟ یکی ایمان است یکی اخلاق است یکی ویژگیهای اخص مردان است، بحثهای ما و اعتقادات ما در خیلی از مثالهای بارزی که میزنند خانواده ستون جامعه است.@ یعنی اگر یک جامعهای خوب تراوش بکند در بُعدهای مختلف در سه قوه خود یک کشوری بخواهد خوب عمل بکند اینها ستونش خانواده است خانواده را میگویند اعم است از یک رئیسجمهور نخستوزیر و وزرا.@ حالا این را وقتی که در این شکل در میآورند میگویند رئیسجمهور خانه مرد است نخستوزیرش زن است وزرای آن کابینه فرزندان هستند در یک کشوری رئیس جمهور نظارت بر کل کار نخستوزیر و وزرا دارد.@ وظیفه رئیسجمهور این است که آنچه را که امکانات لازم هست برای استفاده مادی و معنوی باید برای اینها مهیا بکند زمینه رشد را در تمام بُعدهای مختلف این وزرا باید برایشان ایجاد بکند و نظارت بر کل داشته باشد تسهیلات را باید برای اینها مهیا بکند.@ نخستوزیر وظیفهاش طرح برنامهریزی و اجرای آن مدیریت است که آن مادر است پس وزرا فرزندان است فرزندان تحت نظارت رئیسجمهور و مدیریت اجرایی و طرح و برنامه نخستوزیر خانه وزرا میتوانند خوب رشد کنند و به اعم کارهای خودشان برسند آنچه را که در مشترکات هست و آنچه را که در اخص خودشان هست.@ در چنین خانه و یا کشور کوچکی همه افراد خوب رشد میکنند حال ما باید ببینیم آن رئیسجمهور یک ویژگیهای کُل باید داشته باشد دارای اصالت خانواده خوب باشد تربیت خانوادگی خوب باشد اقتصادشان همینطور، اعتقاداتش، فرهنگش، تحصیلاتش، اجتماعی بودنش همه این برنامههایش باید باشد یکسری ویژگیها هم اخص خودش است.@ یک رئیسجمهور زمانی میتواند خوب نظارت بکند که دارای استقلال فکری باشد قدرت تصمیمگیری داشته باشد یعنی یک مرد اگر در زندگی قدرت تصمیمگیری و خوب فکر کردن و استقلال نظر و فکر را نداشته باشد نخستوزیر آن خانه دست و پایش بسته است هر آنچه را که دارای ویژگیهای خاص باشد نمیتواند کار بکند.@ برای شناخت اینکه بشناسیم آقای دامادی که آمده است دارای این ویژگی اخصی که نقش مهم در تمام ابعاد مختلف زندگی دارد بخواهیم بکار ببریم آن چیست یک دختر خانم مینشیند یک جلسه دو جلسه با داماد صحبت میکند چقدر باید تبحر فکری و حافظه و هوشی داشته باشد.@ از گفت و شنودهایی که با هم دارند پی به این ویژگی مهم که حکم حیاتی و ستونی را در خانواده دارد به آن پی ببرد ما چقدر از خانوادهها را میبینیم فرد جداً فرد خوبی است قصد اذیت ندارد ولیکن سست اراده است استقلال فکر ندارد.@ هر کس میاید یک چیزی به او میگوید قبول میکند اعتماد به نفسش کم است این را باید یک دختر خانم بشناسد آیا میشود شناخت؟ بله کاملاً میشود این را شناخت باید روی خودمان کار کنیم قدرت بازپروری برای ذهن خودمان را آماده بکنیم با مطالعه و با تحقیق و با تفکر، سعی کنید مطالعاتی که دارید روی آن ساعتها تفکر کنید.@ انسانها را که میبینید مطالعه کنید سعی نکنید فقط کتاب را بخوانید خود انسانها را میتوانید مطالعه کنید مطالعه خود انسانها به انسان شناخت جامعه شناسی میدهد ما هم عرض کردیم که برای شناخت این ابعاد بینش دقیق و شناخت کامل آن خانم هست.@ مثلاً اولین شناخت را باید کجا پیدا کنید؟ ببینید مادری که پرورشدهنده این وجود بوده چند کلام موقع خواستگاری با او صحبت کنید باید از آن چند تا کلام متوجه بشوید چون طرز تفکرش را القا کرده بالاخره اثر گذاشته شاید در بین فرزندان به این صورت بوده که بچه بعد از اینکه رشدیافته شده خیلی جلوتر از پدر و مادر است ولی این خیلی نادر است.@ اکثراً همان آداب، اصول، روش، مدل صحبت کردن، مدل زندگی کردن پدر مادر است بالاخص مادر، ما همیشه میگوییم در انتخاب همسر چه برای داماد که خانواده داماد میخواهند بپسندند چه خانواده عروس میخواهند بپسندند باید مادر را بپسندند هر چقدر که مادر را پسندیدند بدانند که دختر یا پسر هم در آن دامان پرمهر مادر پرورش یافته.@ پس لذا دختر خانمها باید دقت بکنند مادر و پدر و خانواده و خواهرها را خوب بشناسند ما چقدر ازدواجهای ناموفق داریم میگویند که وقتی آمدند خواهرانش اینطوری بودند پسر اینطوری بود مادر اینطوری بود اصلاً وقتی در همان ابتدا میخواهد مشاوره بکند ما میبینیم که تمام اینها با هم فرق دارند.@ مسلم است این عروس که میخواهد برود در آن خانواده اذیت میشود مسلم است که اینها با هم زندگی خوبی نمیتوانند داشته باشند چطور یک آقا پسری که اصلاً مسئله حجاب قوی برایش در خانواده زیاد مهم نبوده خواهرانش آزاد بودند خودشان آزاد بودند خودش راحت بود.@ با پسرخاله با دخترخاله با دختردایی با دخترعمه راحت حرف میزده امروز برود در یک خانواده متدین خیلی مقید میگوید نه من هم حجاب را قبول دارم دختر پسرها بحثهای کلی میکنند میگوید من هم حجاب را قبول دارم حجاب را تو چطوری قبول داری چگونه به اینها عمل میکنی.@ میایند ازدواج میکنند بعد تازه از او درخواست میکند چادرت را هم بردار مانتو و روسری بشو اینها مال بیدقتیهای انتخاب همسر است حالا این درست میشود آن درست میشود نه هیچ کدام درست نمیشود لذا لازم است برای انتخاب همسر همکُفّ بودن را در تمام بُعدها در نظر گرفت اصالت خانوادگی تربیت خانواده.@ اصالت شامل چه چیزی میشود؟ این اصل و نسب خانواده از چه خانوادهای هستند یک خانواده میبینید پدربزرگ معتاد است همه هروئینی هستند این اصالت ندارد ریشه خراب است یک خانواده میبینی همه بیادب هستند بیحیا هستند عفت کلام ندارند خیلی راحت در خیلی مسائل جزء و کل همه چیز وارد میشوند.@ این خانواده دارای تربیت خانواده نیست ادب کلام ندارد اینها شامل اصالت میشود نوع پوشش اینها دارای اصالت میشود حیا و عفت است خیلیها هستند میگویند داییام هست به من محرم است خواهر داماد را در مجلس میبینی میگوید برادرم به من محرم است اما لباس یقهباز آستین حلقهای لباس کوتاه بالای زانو هم میپوشد میگوید برادرم است.@ این حیا لازم است محرم تا کجا و همه هم خودشان را متدین نام گذاشتند اینها تدین نیست اصالت یعنی اینکه آنچه که دستور شرع و عرف و انسانیت هست تمام اینها را رعایت میکنند اینها خیلی مهم است اصالت خانوادگی اصل و نسبشان چیست کیست پدر کیست مادر کیست اجدادشان چه کسانی بودند به کجا برمیخورد.@ یک موقع برمیگردد به یکسری افراد بیسروپا و پدر بیقید بوده دارای هر مسئلهای بوده مادر بیخیال بوده فرزندش را ول میکرد حالا مثلاً من با نوه او میخواهم ازدواج بکنم اینها همه مؤثر است همه اینها ریشه دارد این اصالت خانواده است.@ بعد مسئله فرهنگ خانواده است فرهنگ با تحصیل فرق میکند گاهی اشتباه میشود حتی در بین سطح تحصیلکرده ما فرهنگ را با مسئله علمی اشتباه میگیرند مسئله فرهنگ چیزی است که در جامعهشناسی به اینگونه تعبیر یا تعریف میکنند که یک خانمی که دارد قالیبافی میکند این دارای فرهنگ است فرهنگ قالیبافی بلد است.@ کسی که کدبانوی خوبی است این دارای فرهنگ است طبخ خوبی است بافنده است خیاط است فرهنگ دارد لذا این لفظی که در کلامها به کار میبرند یکی از اصطلاحات غلط این هست که بیفرهنگ است اصلاً بیفرهنگ وجود ندارد.@ حتی در دل روستا میروی هیچی نمیداند اطلاعاتش بسیار پایین است تحصیل هم ندارد ولی دارای فرهنگ خاص خودش هست فرهنگ کشاورزی دارد فرهنگ گاوداری دارد فرهنگ قالیبافی دارد فرهنگ روستایی دارد پس انسان بدون فرهنگ نیست فرهنگ آن عملهایی هست که انسان یاد میگیرد و دارد روی آن کار میکند این فرهنگ است.@ شما یک موقع با یک خانواده روبرو میشوید میبینید که دارای یک فرهنگ بیحد و مرز هستند خیلی راحت هستند در خیلی چیزها یا افراط میکنند یا تفریط میکنند در اینجا شما مشکل دارید.@ مثلاً یک خانمی زنگ میزنند میگوید که ما بد میدانیم که در خانه همسایه را بزنیم و در ضرورت نان بگیریم ولی یکی میبینید نه خیلی راحت سیم ماهواره دیگری را هم میگیرد در خانهاش در طبقه خودش وصل میکند و از ماهواره کنار حیاطی هم استفاده میکند.@ این که انسان دست احتیاجش را دراز بکند برای هر چیزی روبه همسایه این خودش مهم است کسی که دارای یک فرهنگ خاص درست باشد هیچ وقت برای هر چیزی خودش را کوچک نمیکند برود در بزند اینها این چیزها برایشان مسئله نیست خیلی راحت هستند.@ ولی خیلیها هستند میگویند نه ما حتی شده نان نداشتیم بلند شدیم یک لیوان برنج گذاشتیم خوردیم اما در خانه همسایه را نزدیم نان بگیریم چون احساس کردیم ضعف ما را نشان میدهد شخصیت ما را پایین میاورد این خیلی فرق میکند ولی حالا آدم میرود در یک همچین خانوادهای میبیند مشکل دارد.@ پس فرهنگ خانواده هم شامل اینطور چیزها میشود بعد همکُفّ بودن در مسائل اقتصادی دختر خانمی از خانواده بسیار مرفه یا در حد متوسط خودش در هر حدی که هست همسری که برایش میاید باید دارای همکُفّی و هماهنگی در اقتصاد با او باشد وگرنه به مشکل برمیخورد.@ مثلاً یک آقایی میاید یک شرائطی را میتواند اداره بکند مثلاً میتواند یک آپارتمان کوچکی را در حد دو تا اتاق برای خودش تهیه بکند اجاره را بدهد خرج معمور را هم بپردازد توان این را دارد ولی دختر خانم در یک خانوادهای هست که شاید خرج این دختر خانم مجموعاً شامل آن اجاره خانه و خرج و مخارج در خانواده که بخواهد آن آقا خرج بکند مجموعش خرج او است پس اینجا با آن آقا به مشکل برمیخورد.@ لذا لازم است که از نظر اقتصادی هم با هم یک چیزی همسطح هم همعرض هم یا یک چیزی بالا و پایین هم باشد حال میگوییم اگر یک دختر خانمی دید که یک آقایی یک دامادی ویژگیهای اخص را دارد ولی از نظر اقتصادی یک مقدار مشکل دارد اینجا آیا میتواند از نظر حقوقی پذیرش داشته باشد یا خیر؟ بله به میل خودش است.@ باید با این دید قبول بکند که اگر فردا کم و کسری در زندگیش آمد خودش این ضرر را متقبل شده در اینجا مخیر است میتواند بپذیرد میتواند نپذیرد اما اگر پذیرفت باید با شناخت بپذیرد باید این کمبودها را در نظر بگیرد بعد کمبود را بداند در مقابل چه چیز تقبل کرده.@ یعنی آمده یک داماد را با داماد دیگر همتراز کرده سبک و سنگین کرده معیارهایش را در کنار هم گذاشته شرائطش را در کنار هم گذاشته دیده این از نظر اصالت خانواده نمره آورده از نظر فرهنگی نمره آورده از نظر تدین نمره آورده از نظر تحصیل و اخلاق نمره آورده هماهنگی در این سطوح با یک دختر خانم دارد.@ حالا از نظر اقتصاد مقداری کم دارد میاید ترجیح میدهد آقا دامادی که اقتصادش قوی شاید هم از اینها بالاتر اما در آن معیارها و ستونهایی که نقش مؤثر از نظر همفکری و توافق و تفاهم اخلاقی در زندگی دارد کم دارد میاید تناسب را در نظر میگیرد اصل را بر فرعش ترجیح میدهد.@ میگوید عیب ندارد یک ذره جمع و جور میکنم یک ذره خودم را سعی میکنم به طوری قرار بدهم که مانند قبل آزادتر حرکت نکنم یا آزادتر خرید نکنم یا یک ذره اطراف قضایا را جمع کنم اما چیز بهتری را کسب میکنم اینجا دیگر این دختر خانم مخیر است یعنی هم میتواند این ضرر را بپذیرد هم میتواند نپذیرد.@ اما گاه میشود در پذیرش این طرف شناختش خوب است یعنی ضرر را خوب به جان خودش خریده یعنی خوب تشخیص داده معیارهای خوب را طرف دارد گاه میبینیم نه اشتباه کرده یعنی هنوز شناخت واقعی به آن معیارهای ستونی و اصلی پیدا نکرده آمده ضرر را هم بر خودش تقبل کرده.@ دیدی از نظر اخلاق آقا کم دارد از نظر فکری با او نمیخواند از نظر اصالت خانواده نمیخواند از نظر فرهنگی با او نمیخواند لذا در مسئله اقتصاد هم با او نمیخواند همه جا متضرر شده پس باید دید اگر چیزی را انسان حذف میکند در اختیاراتش ببیند در مقابل چه چیزی دارد حذف میکند ارزش دارد یا خیر.@ نکته بعدی اینکه همکُفّ بودن در مسائل مذهبی یک آقایی هست شاید نمازش را میخواهند روزه میگیرد روضه امام حسین هم میرود شاید کمک امام حسین هم میکند هیئت هم میرود در خانهاش هم هیئت میگذارد اما اهل نوار و ویدئو خیلی راحت در خیلی مسائل دیگر هم هست.@ در یکسری مسائل مقید است در یکسری مسائل سست اعتقاد است اعتقاد دارد ولی سست عمل است عملش را درست انجام نمیدهد یک دختر خانمی هست خیلی مقید است به همه اصول، حالا اگر بخواهد با این ازدواج بکند حتماً مشکل پیدا میکند.@ لذا در مسائل مذهبی هم باید با هم همکُفّ باشند اگر او واقعاً مقید است که حجاب در چه حد رعایت بشود مرد و زن باید در خانه جدا باشند موقع غذا خوردن حرف زدنشان محدود باشد آن خانم اینطور هست آقا هم باید همینطور باشد وگرنه به مشکل میخورند.@ فرد معمولی از نظر مسائل مذهبی که خیلی اعتقاداتش قوی نیست یا خیلی عمل نمیکند باید برود با یک دختری که همینطور آزادتر است ازدواج بکند یک خانمی بود به من پیشنهاد میداد میگفت اگر دختر خانمی را سراغ داشتید برای پسر من معرفی کنید.@ گفت که پسر من نماز میخواند روزه هم میگیرد وضعیتش هم بد نیست ولی اهل نوار هست اهل حجاب هم هست راست میگوید این اگر برود یک دختر خانمی را که واقعاً متدین است را بگیرد آن دختر آنجا زجر میکشد یعنی مشکلش این هست که این میخواهد اینطوری خودش را بپوشاند واقعاً حرفشان درست است چون پسر قبول ندارد دختر قبول دارد اینجا به مشکل برمیخورند.@ پس در مسائل مذهبی هم باید آن قیودات را آن انجام عمل مسائل مذهبی و احکامی را هم که دارند باید با هم همکُفّ باشند همتراز باشند چرا؟ حالا چراهایش را میگویم تمام اینها برمیگردد به هدف ازدواج هدف تشکیل خانواده برای چه ما تشکیل خانواده میدهیم؟ برای اینکه حکم خدا را عمل بکنیم و بقای نسل بر اساس اصول و قواعد باشد.@ اگر قرار باشد یک دختر خانم و آقا پسری با هم ازدواج بکنند صرفاً به خاطر اینکه یک ازدواجی کرده باشند و جلوگیری از حرام شده باشد فساد شده باشد و ارضاء غریزه جنسی اما هر روز تا بسم الله میگویند با هم جنگ بکنند سر هر موضوع و بُعدی فایده ندارد اینها اصلاً نمیتوانند به پرورش خودشان بپردازند و بعداً بچه پرورش بدهند.@ همین میشود زندگیهایی که امروز همه داریم مبینیم چقدرش منتهی میشود به طلاق و درگیریهای چهارسال و پنج سال و ده سال راهی دادگاه ده سال زندگی بچهها معلق زن معلق شوهر معلق چقدر فساد چقدر عمرها تلف ده سال بچه فنا میشود چون یک زندگی بیاصول و بیاساس بنا شده.@ یک روز را میگوید در باب تربیت نباید از فرزندت غافل باشی یک لحظه را نباید از فرزندت غافل باشی همه اینها به این برمیگردد وقتی قرآن میفرماید که ما از جنس خود برای شما آفریدیم تا در کنار هم آرامش بگیرید یعنی چی؟.@ یعنی اینکه وقتی که انتخاب همسر میشود هم خانم برای آقا باعث و ایجاد آرامش برای او بکند و او هم برای او چه در مسائل مادی چه در مسائل معنوی چه در مسائل زندگی در همه بُعدها باید واقعاً دو تا یار شفیق هم باشند اینجاست که تراوش خوب میدهد اینجاست که گلها میتواند معطر بشود اینجاست که گلها در این گلستان میروید.@ اما در این گلستان اگر آن عنصرهای درست و لازم نباشد و ترکیبهای درست انجام نگیرد قطعاً بازدهی خوبی ندارد عاملهای خنثی میاید همه را خنثی میکند رنگهایی که باید به دست بیاید به دست نمیاید خنثی میشود.@ پس در مورد مسائل مذهبی هم باید با هم همکُفّ باشند در مسائل اخلاقی باید با هم همکُفّ باشند در مسائل اجتماعی یک خانوادهای میبینی اینقدر اینها محدود هستند اینقدر خانواده دختر را محدود کرده نگذاشته نه بیرون رفتند نه در اجتماع رفتند اصلاً این دختر بافت اجتماعیش غلط است شکل درست نگرفته شخصیت اجتماعی ندارد.@ حالا یک آقایی خیلی اجتماعی خوشبرخورد خوشکلام خوشبیان با یک همچین دختر خانمی میخواهد ازدواج بکند این هر کجا برود به مشکل برمیخورد شخصیت خود آقا زیر سؤال میرود خانم هم شکل نمیگیرد تمام انواع اینها را که دارم میگویم پروندههای عینی اینها را من دارم که خانم و آقا آمدند و تمام را دارند بیان میکنند.@ میبینم آقا خیلی خوب است ویژگیش خوب است دختر هم ویژگیهای خوبی است اما همین اشکال را با هم دارند دختر اصلاً بافت اجتماعی و شخصیتش 21 ساله 22 ساله اصلاً آن شخصیت اجتماعیش درست نیست چون محدود بوده مادر این را در اجتماع نبرده با او خوب کلام نداشته درست تربیتش نکرده در مسائل مختلف این را رشد نداده این بچه شکل نگرفته.@ حالا با یک آقایی که وقتی با او برخورد میکنی انگار با یک مدیرکل یک وزارتخانه از نظر نوع برخورد چون یک مدیرکل با انواع مدیریتها در تماس است اینها روی انسان اثر میگذارد شما وقتی با جمع دبیران دائماً ارتباط داری آثار شکل و بافتهای دبیری روی تو اثر میگذارد.@ همین را بالعکس شما بیا با یکسری کارمندهای کارخانه چیتسازی ارتباط داشته باش تقریباً نوع برخوردهایت مثل آنها میشود چون سطح کاری و سطح تحصیلی و سطح برخوردی در کارخانه با سطح فرهنگی در آموزش و پرورش از جهت تحصیلی و تدریسی و نوع کاری با هم خیلی فرق میکند این دو تا با هم ازدواج کردند فوقالعاده اینها با هم مشکل دارند فقط از این جهت هم مشکل دارند.@ خانم به زندگیش خوب میرسد به شوهرش خوب میرسد به فرزندش خوب میرسد از نظر غذا از نظر روحیه از همه نظر واقعاً دختر خوبی است اما از نظر اجتماعی کلی با هم مشکل دارند و همین موجب شده که اینقدر مشکلات اینها به مسائل حاد رسیده که چقدر صحبتها و چقدر برنامهها رفته در مسیر بهبود.@ حالا شما ببینید چقدر این مسائل باید زحمت کشیده بشود تا به یک جایی برسد آخر هم آن بافت اصلیش را نمیگیرد 21 سال دختر خانم عمرش ما وقتی که روانشناسان میفرمایند که تا سه سال اول یک فرزندی شخصیت انسانی او ساخته میشود 75% شخصیت یک انسان تا سه سال تکمیل است 25% در طول سه سال به بعد میگیرد.@ چطور یک دختر 21 ساله 22 ساله را میخواهی از نظر شخصیت تغییر کامل بدهی مگر در یک جا میشود آن هم خودش برسد به نکتهها، که میگوییم خواستن توانستن است انسان میتواند 25 سال یک موجود بد باشد یک دفعه در او تحولی ایجاد بشود و برسد به اینجا که انسان بدی است بشود انسان فوقالعاده عالی.@ این در مورد تحولات نفسانی خود بشر است وگرنه شخص مربی میتواند مؤثر باشد اما اثراتش کم است ریشهای و زیربنایی نیست اثرات دارد ما میخواهیم قطع بکنیم نه اثر دارد نصیحت موعظه خوب است اما اثر ریشهای نمیگذارد این خیلی مهم است.@ پس بینش اجتماعی یک دختر با یک پسر باید با هم همکُفّ باشد هماهنگ باشد همعرض باشد اگر هم نیست یک چیزی نزدیک به هم باشد اما دور از هم باشد کاملاً منفک از هم باشد به مشکل برمیخورند چه در مورد آقا چه در مورد خانم.@ مثلاً یک دختر خانم تحصیلکرده یا یک دختر خانم که دارای اصالت و فرهنگ خانواده بسیار خوب با یک آقا پسری که تیپ عامیانه مثلاً خیلی بیقید و بیدقت شاید مثلاً بخواهد حرف بزند میگوید داداش اینطوری نیست و حالیت هست این تیپ حرف زدن، با یک همچین آقایی میخواهد ازدواج بکند این چقدر برای این از نظر شخصیتی شکست میاورد اُفت میاورد.@ میخواهد فرزند را تربیت بکند میبیند پدرش یک همچین آدمی است میگوید بابا مسئلهای نیست چاقو را پرت میکند به همسرش میگوید تو میایی برو بابا یا مثلاً یک دفعه جلوی یک عدهای داد میزند خانم من اینجا معطل هستم اصلاً توجهی ندارد که یک عدهای ایستادند خانمش را دارد صدا میکند این چقدر فرق میکند تا اینکه مثلاً صبر کند خانمش بیاید جلو بگوید خانم برویم دیر شده این چقدر فرق میکند این زجر میکشد.@ لذا لازم است که از نظر بینش اجتماعی و برخوردهای اجتماعی یک دختر و پسر با هم هماهنگ و همکُفّ باشند. از نظر سیاسی: یک ما خطمشی اسلامی داریم و یک خطمشی انقلاب را داریم یعنی واقعاً میشود این را نادیده گرفت از نظر انقلاب؟ نه.@ یک خانوادهای واقعاً انقلاب را قبول دارد ولایت فقیه را قبول دارد تابع فرمان رهبرش هست تابع رئیسجمهورش هست مشکلات را هم میداند ولی کاملاً در جریان انقلاب و روند انقلاب هست حتی اگر هم که فعالیتهای خاص در جاهای مختلف چه اعم از نهادهای دولتی و غیر دولتی مشغول نباشد ولی قبول ندارد.@ مثلاً یک از برنامهها انتخابات این میرود شرکت میکند رأی هم میدهد برحسب شناخت خودش آن کسانی را که قبول دارد نسبت به آنها شناخت دارد رأی میدهد حالا با یک آقایی میخواهد ازدواج بکند که این اصلاً اهلش نیست قبول ندارد.@ اگر در این حد حاد باشد به مشکل برمیخورند قبل از ازدواج اینها را باید رعایت بکنند چون ما یک برخوردها و یک دستوراتی را در این مورد داریم که این دستورات مال زندگیهایی هست که تشکیل شده وارد این مسئله شدن وارد این مقوله شدن ولی دختر خانمی که امروز میخواهد برود ازدواج بکند ما میگوییم یکی از مسائلت هم باید این باشد.@ آیا لازم است خیلی مستقیم وارد مسائل سیاسی بشود؟ خیر اما در حد کلی باید این را هم در نظر بگیرند مثلاً یک خانوادهای هست ضد مسائل انقلاب و ضد مسائل نماز جمعه و ولایت و رهبر است یک خانوادهای هست که نه قبول دارد تابع هم هست تا آنجایی که از دستش بربیاید.@ ولایت امرش به او حکم میکند عمل میکند اینها به مشکل برمیخورند نباید این دختر خانم برود با او ازدواج بکند یا آن آقا پسر نباید با آن خانم ازدواج بکند. ما برای یک آقا پسری رفتیم خواستگاری یک دختر خانمی بعد بلافاصله پدر دختر درآمدند گفتند که ما با مسائل انقلاب هیچ کاری نداریم اصلاً مخالف بود.@ این پسر حزباللهی بود اینها را قبول داشت همانجا به مادرش گفت مامان بلند بشو برویم دختر فوقالعاده زیبا بسیار خوب از نظر برخوردش از نظر خانواده همه خوب فقط به این خاطر بلند شدند آمدند این به مشکل برمیخورد اینها همه مهم است.@ از نظر مسائل کلی باید در نظر گرفته بشود از نظر اخلاق ما البته در مسائل کلی دیگر میگوییم. پس باید روی بُعدهای مختلف کار بکنیم مطالعه بکنیم تا بتوانیم اینها را به دست بیاوریم.@ راه آن چیزی که لازمه شناخت این همکُفّ بودن هست چیست آن را چطوری کسب بکنیم؟ کسب آن شناخت 1 ـ مطالعه، مطالعه روی چه کتابهایی؟ شناخت خود، زن کیست، چه قدرتی دارد، چه اختیاراتی دارد، وظائفش چیست، تکلیفش چیست، احکامش چیست، احکام شخصی، احکام اجتماعی، احکام تربیتی.@ اگر یک دختر خانمی به این ابعاد مختلف وجودی خودش پی ببرد لذا اینها را راحت حذف نمیکند یک دختر خانم باید به ویژگیهای خوب خودش پی ببرد به آنها ارج بنهد و به منفیهای خودش شناخت پیدا بکند تا بتواند آنها را برطرف بکند چون او میخواهد نخستوزیر خانواده بشود.@ نخست وزیر یعنی باید دارای ویژگیهای اخص مدیریت باشد یک زن مدیر خانه است یک زن مدیر اجرایی است یک زن تدبیرش باید بالا باشد سیاستش باید بالا باشد عفت کلامش باید بالا باشد نوع برخوردش باید بالا باشد نوع عمل به احکامش باید بالا باشد.@ یکی از مسائل مهمی را که خانوادههای ما مشکل دارند عدم یا ضعف اطلاعات به احکام و اجرای آن است یک خانم هنوز نمیداند که دو حق واجب براساس انعقاد عقد نکاح بین او و همسرش برای او ایجاد شده به آن عمل بکند.@ یکی از آن حقها تمکین از شوهر در مقابل خصوصی او هست ما اکثر افراد و خانمها را میبینیم در این قضیه مشکل دارند در باب مسئله اقتصادی در خانواده اختلاف دارند خانم اول تکلیف شرعیش را کنار بگذارد در باب مسائل اجتماعی مشکل دارند خانم تکلیف عبادیش را کنار میگذارد.@ یک دختر خانم باید بداند وقتی ازدواج کرد بدون داشتن عذر شرعی و بدون اینکه موقعیتش اشکالی برایش پیش آورده باشد درخواست همسرش را در ارضاء غریزه جنسی باید عمل بکند به مانند نماز است.@ اگر یک دختر خانم متدین یا مذهبی به چه مقدار نمازش را اهمیت میدهد حتی اگر دارند به اتاق عمل او را میبرند میگوید نمازم را بخوانم بعد بروم از اتاق عمل آوردند میگوید مادر نمازهای من چه میشود خاک تیمم برایم بیاور نماز بخوانم در هر شرائطی دختر مذهبی نمازش را فهمیده باید اینطوری اجرا بکند.@ حالا برای اطاعت از شوهر در مسائل غریزه جنسی هم یک دختر خانم باید به همین منزله باشد هیچ گونه اشکالات در مسائل مختلف خانواده نباید مخل این مسئله شرعی و عبادی باشد چرا که مسئله عبادت است.@ حالا ما میخواهیم بگوییم که این چه اشکالاتی برای خانواده به وجود میاورد 1 ـ خانمی که ترک اوامر خدا را میکند در تمرّد خدا قرار میگیرد وقتی در تمرّد خدا قرار گرفت یعنی دارد فعل حرام انجام میدهد وقتی فعل حرامی در خانهای انجام گرفت دیگر ورود ملائکه به خانه ممنوع میشود.@ لذا خانهای که در آن ملائکه و فرشته نیاید چطور میتواند مزین به نور قرآن و خدا و روحانیت بشود نمیشود آن خانم کمکم اخلاقش هم فاسد میشود کمکم گوش به فرمان خانمها و افرادی میدهد که نه شوهرت اینطوری گفت ولش کن محلش نگذار پول از او بگیر امثال این حرفها.@ من احساس میکنم شاید از این چیزها اطلاع دارید بیان نمیکنم دلم میخواهد به پیشگیریها و آنچه را که نقطه مؤثر است برسیم اگر لازم دانستیم که گاهی مسائل را اشاره بکنم اشاره میکنم واقعیتهای جامعه را، ولی احساسم این هست که همه واقعیتهای جامعه را میدانید.@ چه مشکلاتی در خانوادهها وجود دارد خانمها چه ترفندهایی به کار میبرند یا در مسائل تجملها و خودآراییهای بیحد و مرز چگونه حرکت میکنند و چقدر از وظائف تکلیف عبادی و از تکلیفهای تربیتیشان دور ماندند چقدر مشکلات در اثر همین عدمها بوجود آمده.@ شما نمیتوانید یک زندگی را امروز به عنوان اسوه برای خودت قرار بدهی چون همه نقص دارد همه ناقص است همه مشکل دارد لذا جوانها در این سردرگمی ماندند به خاطر اینکه تکلیف عبادی درست عمل نمیشود.@ مادری که میگوید حجاب باید داشته باشی اما جلوی پسرش اصلاً مسائل را رعایت نمیکند شب میخواهد برود در اتاق خوابش بخوابد دقت نمیکند پسر جوان عزب و دختر عزب در خانه دارد اینها همه مشکلات دارد.@ مادر اصلاً توجه ندارد که دختر و پسر در خانه دارد خیلی راحت به کلامهای زشت و جوکهای خیلی بد در خانه دارد صحبت میکند خود همینها آثار بدی را روی اخلاق مرد میگذارد خود همینها وقتی یک خانمی دقت در مسائل اقتصادی، احکام، عبادت، فرهنگ، رشد فکری، تربیتی، اجتماعی ندارد آن خانواده را متزلزل میکند آن مدیر خانه وقتی که بیتوجه به تمام بُعدهای خانواده باشد قطعاً مرد را هم به خرابی میکشاند.@ لذا امروز خیلی از شغلهای مردها همه کاذب و حرام شد شغلهای غشدار شبههناک چرا؟ زنها اجبارها، به حد خودشان قانع نیستند به کم قانع نیستند از بس چشم و همچشمی، حال ما میخواهیم بگوییم دختر جوان انقلابی 15 سال 17 سال در این انقلاب رشد کرده او هم میخواهد یک همچین خانوادهای ترسیم بکند حد را نمیداند معاد را نمیداند.@ پس دختران اول باید خودشان بشناسند بعد بیایند احکامشان را بشناسند آن اصل اصول دین که پنج تا است یعنی چی توحید چیست، نبوت چیست، عدل چیست، امامت چیست، معاد چیست، این را نمیشناسد در انتخاب مشکل دارد چون روی خودش کار نکرده.@ یک دختری که خودش مسائل اعتقادی را رعایت نمیکند نماز اول وقت نمیخواند ذکرها را نمیگوید غسلش را درست انجام نمیدهد در حجابش بیتوجه است در نوع کلامش بیتوجه است به خواهر برادرانش توجه نمیکند به دوستانشان توجه نمیکند در کوچه و خیابان توجه به خیلی مسائل نمیکند چطور میتواند شناخت پیدا بکند پسری را از نظر پاکی بشناسد این اصلاً روی خودش کار نکرده.@ کسی که مواظبت نفس خودش را بکند و روبه تقوا برود از خدا کمک بگیرد خداوند دریچههای نور را به قلبش و به مغزش وارد میکند خداوند میفرماید اگر کسی راه تقوا را پیشه خود قرار داد ما تشخیص فرقان به او میدهیم یعنی اینکه خوب از بد را به او میشناسانیم که او بشناسد.@ وقتی آقایی میاید با او صحبت میکند متوجه میشود که این روی مسائل دینش چقدر تقید دارد چقدر حساسیت خاص دارد در مسائل فکریش چطوری است فکرش نسبت به زن چیست آیا میگوید هر چه من گفتم.@ فرهنگش این است که زن باید اینطوری باشد زن باید فقط در خانه ظرف بشوید زن فقط باید در خانه بشوید و بگذارد حامله بشود و بزاید و بچه را بزرگ بکند زن را چه اصلاً که بداند مرد وضع کاریش چیست زن به این چه که بداند مسائل اجتماعی یعنی چی اصلاً به زن ربطی ندارد که مسائل علمی را بشناسد رشد داشته باشد یک کسی که تِز فکریش این است اصلاً در آن خانواده رشد ندارد.@ یک مردی که میگوید من اعتقادم این هست که زن باید تابع شوهرش باشد هر چه شوهرش گفت بگوید چشم مگر خداوند نفرموده: (الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ) اگر شما شناخت نداشته باشید آیه قرآن دارد میگوید ولی آیه قرآن این نیست این تفسیر به رأی خود است نه تفسیر به رأی قرآن حالا اگر انشاالله یک روز اگر فرصتی شد راجع به (الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ) صحبت خواهم کرد بحث تفسیریش را این خیلی بحث مهمی است.@ یک دختر خانمی اگر که تفسیر سوره نور را نداند تفسیر سوره نساء را نداند چگونه میتواند در انتخاب همسر موفق شود نمیتواند، ضعف دارد باید بداند قبل از ازدواج، یک دختر خانم وقتی که در سوره نور هزاران اگر باز بکنی توصیههای کلام خداست.@ در باب احکام در باب حرام در باب واجب در باب تربیت خیلی قشنگ دارد جواب میدهد و توضیح میدهد در سوره نور که سه هنگام فرزندان قبل از بلوغ و بعد از بلوغ باید از پدر و مادر اجازه بگیرند و به اتاق خصوصی پدر و مادر میخواهند بروند قشنگ این عبارت تحتاللفظی خود آیات نور هست هنوز در تفسیر نرفته است.@ یک دختر خانم باید این را بداند برای تربیت راه شناخت تمام این بُعدها اطلاعات قوی از مبانی و معارف اسلام و اطلاعات اجتماعی و عمومی در جامعه، یک دختر خانم باید فرهنگها را بشناسد یک دختر خانم باید در اجتماع بداند معیارهای شخصیت را باید بشناسد روانشناسی زن را باید بداند.@ باید بداند ساختار وجودیش را که خدا خلق کرده برای چه چیز است چرا خداوند تربیت را به دست زن قرار داده چرا خداوند در باب حقوق به زن میگوید تو وظیفهات نیست ظرف بشویی تو وظیفهات نیست ولی در باب اخلاق میگوید چقدر خوب است که خانه توسط زن اینطور مهیا بشود.@ و مرد هم میرود بیرون آن حکم واجب این حکم محبتی و اخلاقی و رغبت را و یک محیط باصفایی را ایجاد بکنند برای پرورش انسان و چرا خداوند پرورش انسان و کودک را به دست مادر میدهد و او را همعرض قرار میدهد با شغل انبیاء و تربیت را با شغل انسانسازی قرآن که میگوید قرآن انسانساز است و زن را هم انسان را به او میدهد که پرورش دهد.@ لذا باید یک مربی اطلاعاتش قوی باشد قبل از آن که هادی شود باید مهدی شود هدایتنشده نمیتواند هدایت بکند مادر اول باید هدایت بشود تا هدایت بکند یک مادر وقتی میخواهد هدایت بشود و پس از هدایت شدن میخواهد هادی بشود لازمه هادی شدنش ازدواج است باید بداند که چه چیز را باید انتخاب کند تا زمینه محیط هادی شدن را ایجاد بکند.@ چه محیطی را باید انتخاب بکند چه 50% که او را قوی میکند خود او 50% شوهر هم 50% هر دو میشوند 100% محیط را آماده بکند برای پرورش انسان یک دختر خانم باید در انتخاب همسر این دقت را بکند من میخواهم بروم آدم بسازم برای آدمسازیم چه کسی را انتخاب کنم که یار من باشد.@ در تربیت در مسائل فکری در مسائل تصمیمگیری در مسائل برخوردها در نشست و برخوردها در انتخاب انسانها خانه کدام فامیل باید برویم خانه کدام فامیل نباید برویم چه کسانی مضر هستند چه کسانی مضر نیستند چه کسانی مفید هستند در چه اجتماعاتی من و شوهرم باید برویم که فردا فرزندمان همانطور باشد اینها لازم است.@ امروز زندگیها چیست؟ خوردن و خوابیدن و مهمانی رفتن و دور هم جمع بودن و به اضافه درس بچهها آن هم از بس بسیج عمومی بوده خارج از این نیست پس برای شناخت کل ویژگیها در انتخاب این هست که روی خودمان کار بکنیم.@ ابعاد مختلف خود را بشناسیم با کمک از قرآن احکام روایات ائمه و مطالعه روانشناسی جامعهشناسی تربیتی اجتماعی سیاسی و بینالمللی فرهنگهای مختلف مطالعه را باید بالا ببریم نوع انتخاب دوستتان با هر کسی دوست نشوید این در شخصیت شما اثر میگذارد با هر کسی ارتباط نداشته باشید این در شخصیت شما اثر میگذارد با هر کسی رفت و آمد نداشته باشید حالا میخواهد فامیل باشد میخواهد غیر فامیل باشد.@ در فامیل بهترینها را انتخاب کنید آنهایی که اگر هم نمیتواند روی شما اثر خوب بگذارد حداقل اثر بد نگذارد شما را به پایین نکشاند سعی کنید سیر صعودی داشته باشید هر چقدر سیر صعودی داشته باشید و توکل بر خدا وقتی که اینها ایجاد شد باب اصل توحید که بالا رفت(اِلهی رِضاً بِرِضائِک تَسلیماً لِاَمرِک) وقتی انسان مطیع لله بشود آنوقت خدا کمکش میکند.@ فرد را به او معرفی میکنند فکر میکند روی او فکر میکند از خدا کمک میگیرد تحقیق میکند از خدا کمک میگیرد یکی از موردهایی که اصلاً در ازدواج مؤثر نیست استخاره است استخارهها را کنار بگذارید استشاره را بالا ببرید تحقیق را بالا ببرید مطالعه را بالا ببرید ارتباطها را عمیق کنید تفکر و اندیشه را هم قوی بکنید.@ نه کار خیر اگر منظورشان خیر امر خیر است خیلیها مثلاً یکی از امرهای خیر را ازدواج به کار میبرند شاید هم این اصطلاح بیشتر برای ازدواج بکار برده میشود اگر برای ازدواج بکار برده میشود بله همین است.@ اگر یک دختر خانمی، خانوادهای تمام مسائل اصالت خانواده، تربیت خانواده، همکُفّ بودن را در آن بُعدهایی که اشاره کردیم در نظر گرفت و یک چیز نسبی به دست آمد دختر و پسر هم با هم صحبت کردند به این نتیجه رسیدند که با هم تقریباً همفکر و هماهنگ هستند.@ اگر که واقعاً اینها به این نظر رسیدند که هیچ مشکلی ندارند تردیدی ندارند پس اینجا احتیاج به استخاره هم نیست اما اگر نه همه این کارها را کرده مثلاً اعتقاد بر این دارد که ببیند حالا خداوند نظرش چیست خود این هم مهم است چه کسی این را میدهد خدا که مستقیماً نمیاید بگوید درست است یا نه.@ ما باید ببینیم فردی که میخواهد این کار را بکند تعبّد خدایی دارد یعنی واقعاً بنده خالص خداست نکته دیگر هم این هست که جواب استخاره را فردی که دارد میدهد تفسیر را چطوری به ما میدهد هر کسی نمیتواند استخاره را بگیرد حتی خود فقها میفرمایند که مسائل اخلاقی همسر را استخاره جواب نمیدهد.@ مگر در باب اینکه خدایا این معاملهای را که داریم میکنیم این عقدی را که داریم انجام میدهیم آیا عاقبت خوب دارد یا ندارد این را مثلاً میتوانند با توجه به اینکه شخص چه کسی باشد چه کسی استخاره بکند و چگونه تفسیر بکند این مهم است بعد آنهایی که واقعاً خودشان را عادت به این اعتقاد دادند لذا اینجا در بحث اینکه میگویند چکار کنند علما میگویند به آن عمل کن اگر به آن اعتقاد داری.@ ولی حضرت آیت الله خزعلی قبول ندارند ازدواج را در آن استخاره کردن را مگر اینکه طرف واقعاً همه راهها را رفته به یک تردیدی خاص برمیخورد خیلی بابش را ضعیف کردند حضرت آیت الله خامنهای حتی اگر فردی به ایشان بفرمایند استخاره برای ازدواج میخواهند معمولاً نمیگیرند مگر اینکه به این امر مُجاب بشوند.@ چون در امر ازدواج بیشتر استشاره است چقدر ما ازدواجهایی را سراغ داریم که پدر مادرها بر اصل استخاره قرار دادند و همه مشکل دارند مثل اینکه پارچه مشکی یک تکهاش کَنده شده یک سفید به آن چسبانده استخاره خوب آمده عالی ولی این درآمده خیلی داریم شاید خیلی از اوقات هم بالعکس این هم بوده بد آمده ولی خیلی خوب درآمده.@ به خاطر همین میگویند روی استخاره زیاد تأکید نکنید و اصلاً نروید یا وقتی خواستگار میاید میگوید استخاره کردم تو اصلاً نمیدانی این بابا کیست میرود استخاره میکند اصلاً باب استخاره در ازدواج نیست آن هم مال نوادر است که آن نوادر هم چه کسی استخاره کند مهم است.@ بیشتر سعی کنید روی اسلام و احکام بیشتر از عقل استدلال و برهان را قبول کنید سعی کنید استدلال کنید سعی کنید تفکر کنید سعی کنید بیشتر راه عقلانی را پیش بگیرید استخاره زیاد باب عقلانی نیست مگر حالا در باب فقه و در باب تقوا، آن اصلاً یک بحث دیگری است ما اینجا بحثمان ازدواج است.@ در بحث ازدواج باید بیشتر تحقیق کنید بدانید ارتباط برقرار کنید محلشان کجاست خانوادهشان کیست چه کسانی هستند چه کسانی دوستانشان هستند رابط خیلی مهم است از هر کسی که آدم پذیرش نمیکند که برایش خواستگار بفرستد خود رابطپذیرفتن خیلی مهم است.@ خیلیها از ناحیه رابط بیچاره شدند چون هر کسی آمد گفت خانم یک داماد سراغ دارم بفرستم، این کیست تو خود این را چقدر قبول داری صد نفر میایند میگویند فلانی را تأیید میکنی یک نفر همه میگویند.@ ولی همه حرف اینها را میخواهی بررسی کنید در برداشتهای خودشان میگویند خوب است وقتی خوبیهای آن طرف را میاوری روی اِشل اصولی میبینی همه غلط در آمد یا 60% غلط در آمد آنها فکرهای خودشان است شناخت خیلی مهم است سعی کنید جامعهشناسیتان قوی بشود.@ خود تشخیص اینکه میتوانند روی هم مؤثر باشند مهم است فرض بفرمایید مثل این میماند که ما میگوییم که زندگی یک از صحبتهای مهم ما این است که دو شریک هستند یکی میاید میگوید من پول میگذارم او هم میگوید من هم مغازه میدهم این دو تا را که روی هم میریزند کار پیش میرود سود میدهد مشکلاتی هم در کنارش دارد.@ ولی این پول و مایه میدهد او هم مغازه میدهد با هم کار شراکتشان را خوب پیش میروند سود هم دوتایی با هم برمیدارند به این برسد خوب است ولی اگر این بیاید بگوید من مایه را میریزم او هم قبول میکند میگوید من هم مغازه را میگذارم اما در کار آمد گفت تخلیه کن قبول نکرد سرمایه شما را.@ گفت اصلاً من مخالف این طرز تفکر تو هستم در اینجا در این امر تربیت اصلاً من این را قبول ندارم فرد باید به این حد تشخیص برسد که اینطوری میخواهد بشود بعد هم باز مخیر است بگوید باشد.@ مثلاً خانم میگوید از نظر اقتصادی و مکانی من قوی هستم تو هم از نظر ایمانی و فکری قوی هستی میاییم دو تایی با هم ازدواج میکنیم شما مشکل اقتصادی را تا حدی برای او حل میکنی او هم مشکل فکری شما را حل میکند دو تایی میایید با هم همگام هم حرکت میکنید خیلی عالی است.@ ولی مهم است به این تعصب رسیدن و واقعاً طرف را ارزیابی بکنی به این هست مؤمل حرفش هست این مهم است اگر به اینجا برسند بتوانند چون عقد ازدواج جزء عقود است در باب عقدها است مثلاً ما عقد معامله، عقد بیع داریم زمینی خریده میشود عقد میشود یک قراردادی نوشته میشود.@ پس در باب ازدواج هم زوج و زوجه یا پسر و دختر با هم عقدی را پیوندی را قراردادی را امضا میکنند بعد این عقد ضوابط خاص خودش را دارد عقد ملک و خانه هم ضوابط خودش را دارد در این یک تعهدات و مسئولیتهای خاص دارد در آن ندارد چیزهای مخصوص به خودش دارد در آن راحت میتوانند بدهند و بگیرند و بخرند و بفروشند یا منصرف بشوند در عقد ازدواج به این راحتی طبق شروطش نیست.@ ما در باب حقوقش داریم عرض میکنیم ذهن یک وقت نرود در باب اینکه انسان را مگر تجارت میکنیم نه باب ازدواج را از نظر تجاریش نمیگویم از باب عقد و حقوقی دارم میگویم اگر در باب حقوقی این دو فرد آمدند گفتند که تو مشکل اقتصادی داری من اینقدر دارم خانه هم دارم ارث به من رسیده یا پدرم دارد به من میدهد.@ شما میبینی پسر واقعاً متدین است واقعاً خوب است از نظر فکری خوب است فکر و اخلاقتان با شما میخواند میگوید اشکالی ندارد مال من و تو ندارد ویژگیها را روی هم میریزید.@ ویژگیها را که روی هم ریختید آن زندگی خوب را میآورد امکانات هست محیط راحت مشکل اقتصادی نداری فکرتان هم هر دو با هم میگذارید تربیت خوب دارید این خیلی خوب است ولی در صورتی که برسید به این شراکت، این شراکت واقعاً عمل بشود خوب است.@ کلاً در ازدواج توافق و تراضی است قبول که بکنند مشکل ندارند ما تمام بحثمان سر این است که قبول نکنند این بگوید یک او بگوید پنج اما اگر هر دو روی سه موافقت بکنند دیگر مشکل ندارند هر دو سه را دارند جلو میبرند.@ اگر این بیاید بگوید به این صورت او هم بگوید به این صورت دوتایی با هم توافق میکنند در هر چیزی که هر فردی با هم فرض بفرمایید من و شما الان در اینجا میخواهیم چهار روز بمانیم در هر مقدار آن چیزی که در شرائط اینجا بر اینجا احاطه کرده هر چقدر من و شما با هم قبول بکنیم مشکل نداریم.@ ممکن است همه ما در اینجا چهار روز زندگی بکنیم بعد برویم بگوییم چقدر به ما خوش گذشت ممکن است دو نفر را هم بیاورند بگذارند بگوید مُردیم یک روز هم نتوانند با هم باشند با هم سازگاری ندارند.@ مهم این هست که در ازدواج چه چیزهایی را در نظر بگیرند که این توافق حاصل بشود باید در باب مذهب، در باب اخلاق، در باب فرهنگ، در باب تحصیل، در باب اقتصاد، در همه بُعدها باید با هم توافق کنند تا بتوانند کنار بیایند اگر با هم توافق نکنند او یک چیزی بگوید او هم یک چیزی بگوید اینجا جنگ است.@ همه بحث ما این است که چه کنیم که این جنگ به وجود نیاید حالا این جنگ در هر بُعدی که باشد در یک شراکتی باید توافق و تراضی برقرار باشد اگر توافق و تراضی برقرار نباشد آن معامله یا آن عقد یا آن پیوند یا آن یکی شدن دیگر معنای یکی شدن را ندارد او میشود یکی، به اضافه یکی، معلوم نیست دو هم بشوند یا نه باز میشود یک و یک اصلاً دو نمیشوند ما میخواهیم یک کاری بکنیم یک به اضافه یک دو بشود.@ اگر خانوادهای شئون دینی و سیاسی را رعایت نکند ولی فرزندان ایشان مقید یا مفید باشند در این صورت مسئله انتخاب چطور میشود؟ اگر در چنین خانوادهای ما داشتیم دختر خانم پی برده واقعاً جوان جوانی هست که جداً عمل میکند دارای آن استقلال نظر است.@ یک مرد یا یک جوان یا یک پسر وقتی در زندگی دارای آن استقلال فکری و دارای تصمیمگیری و قدرت تصمیمگیری باشد آدم در اینجا میتواند انتخاب بکند میگوید این به خانوادهاش کاری ندارد و خودش تمام مرام و رفتارش با من همسان است.@ چون ما میگوییم دختر و پسر با هم میخواهند زندگی بکنند در اینجا خوب است اشکالی ندارد اما اگر بالعکس این بود پسر رعایت نمیکند پدر و مادر رعایت میکنند دختر هم رعایت میکند این ازدواج بگیرد یا نه؟ نه، چون این دختر میخواهد برود با آن پسر ازدواج بکند این با پسر مشکل دارد یا بالعکس این آقا پسر با دختر مشکل دارد.@ لذا خود شخصی که با طرف میخواهد قرارداد عقد نکاح را ببندد باید همسان و همکُفّ باشد یک همکُفّی کلی داریم با خود خانواده میخواند همکُفّی اصلی با خود دختر و پسر است فرعیش با خانواده است اصلیش با خود دختر و پسر است.@ ما ابتدا باید به خواستگارانی اجازه ورود بدهیم که اول یک کمی هماهنگیش با خانواده ما بخواند این را در نظر میگیریم وقتی اذن ورود پیدا کرد بعد میاید در جزئیات و اصلش، اگر دیدیم در آنجا روی اصل و فرعش هر چقدر اصلها دختر و پسر به هم نزدیکتر باشند آن ازدواج بهتر است هر چقدر فرعیات با هم هماهنگ است اصل زیاد با هم هماهنگی ندارد این ازدواج مخاطره دارد.@ پس اصل دختر و پسر است این دو تا باید بیشتر به هم نزدیک باشند چون اینها با هم میخواهند ازدواج بکنند و زندگی بکنند ما داشتیم دختر و پسری که با هم ازدواج کردند خانواده از نظر مذهبی و از نظر فکری یا خانواده بهتر بودند یا او فرق داشته اما اینها وقتی با هم ازدواج کردند در همه مسائل با هم یک طور حرکت میکردند تعبیر میکنند به یک روح در دو بدن این حالت شده.@ یعنی اینقدر قشنگ کار میکنند که خانواده هم مخالف بودند خود من شاهد زندگی بودم که خانواده دختر به خانواده پسر اصلاً نمیخورد کاملاً هم اینها با هم اختلاف داشتند اما دختر و پسر با هم جور بودند ازدواج کردند به طوری شد که این داماد اینها سمبل شد این دختر و پسر ازدواجشان طوری شد که همه آنها مثل این شدند.@ همه این را قبول کردند گُلشان این شد مادرزن و پدرزن که اصلاً این داماد را قبول نداشتند مشاور کل خانوادهشان این داماد شد چون دختر و پسر با هم جور بودند با هم ازدواج که کردند بسیار عالی هم پیش رفتند چون حرف آنها غلط بود آمدند تحت مسائل این هم قرار گرفتند.@ دامادهای دیگرشان هم روی معیارهای این داماد انتخاب شد این شناخت دختر خانم قوی بود شناخت دختر و پسر خیلی خوب بود الحمدلله الان دارای چهار فرزند هم هستند بسیار هم خوب دارند زندگی میکنند مسائلشان هم خیلی خوب است ولی اگر بالعکس این باشد نه.@
جلسه 007 - میثاق مقدس (خواهران)
متن کامل (خام) جلسه 007 - میثاق مقدس (خواهران)