جلسه 001 - میثاق مقدس (خواهران)
شماره جلسه
1
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 001 - میثاق مقدس (خواهران)

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثی که به عهده بنده هست درباره ضرورت آموزش قبل از ازدواج هست قبل از اینکه به این بحث بپردازیم یک مقدمه‌ای را که درباره همین آموزش قبل از ازدواج هست عرض کنم تا به اصل بحث برسیم.@ این مقدمه شامل چهار قسمت هست: قسمت اول در مورد اصل عمومیت آموزش قبل از انجام هر حرکتی هست انسان تمام کارهایی را که انجام میدهد براساس یک نوع شناخت انجام میدهد ما سادهترین اطلاعاتی را که داریم تا پیچیدهترین اطلاعاتمان را از طریق آموزش به دست میاوریم.@ مثلاً اینکه ما اعداد را میشناسیم رنگها را میشناسیم اینها از طریق آموزش به دست ما رسیدند یعنی ما زمانی بوده که اینها را اطلاع نداشتیم و نمی‌دانستیم ولی کسی به ما یاد داده هیچ اطلاعاتی ما نداریم که از طریق غیر آموزش ما به دست آورده باشیم کسی به ما این را یاد داده از سادهترین اطلاعات تا پیچیدهترین اطلاعات از این قانون مستثنی نیستند.@ این قانون را به صورت یک اصل عرض میکنیم از کلام امیرالمؤمنین(ع) حضرت میفرماید(ما مِن حَرَکَۀٍ إلاّ وَ أنتَ مُحتاجٌ فیها إلی مَعرِفَتِه) هیچ حرکتی نیست مگر اینکه در انجام آن احتیاج به شناخت داریم همانطور که ملاحظه میفرمایید حضرت میفرماید که هیچ حرکتی نیست یعنی استثناءبردار نیست انجام هر حرکتی احتیاج به معرفت و شناخت دارد این اصل اول ما.@ اصل دوم این هست که ما ممکن است گاهی بعضی از اعمال را با آگاهی کم یا بدون شناخت انجام بدهیم یا شروع بکنیم و به جلو هم تا حدودی ببریم ولی قطعاً انجام عمل بدون آگاهی خسارات و لطمات زیادی را ایجاد میکند که غالباً هم جبرانناپذیر هستند و نمیشود آن لطمات و خسارات را که وارد شده جبران کرد این را هم به صورت یک اصل عرض میکنم.@ اصل دوم از نبی اکرم(ص) میفرماید(مَن عَمِلَ عَلی غَیرِ عِلمٍ کانَ ما یُفسِدُهُ أکثَرَ مِمّا یُصلِح) هر کس که بدون علم و آگاهی عمل بکند خراب کردنش بیشتر از اصلاحش هست افسادش بیشتر از اصلاحش هست.@ به عنوان مثال مثل خیاطی اگر کسی دوره خیاطی را ندیده باشد بخواهد یک پارچهای را به خصوص اگر پارچه گرانبها باشد این را برش بزند و به شکل یک لباس در بیاورد چون دوره و آموزش ندیده بدون آگاهی دارد این کار را میکند تقریباً میشود گفت بدون استثناء این پارچه خراب خواهد شد و به جای اینکه از این پارچه استفاده بشود این پارچه حرام میشود و از بین میرود.@ یا رانندگی همینطور هست کسی که بدون آگاهی اقدام به رانندگی بکند این هم خطر جانی برای خودش ایجاد میکند و هم خطر مالی و هم خطر جانی برای دیگران، پس همانطور که در اصل عرض کردیم انجام یک عمل بدون آگاهی افساد و خراب کردنش و ضررش بیشتر از منفعتش هست.@ اصل سوم این هست که انجام یک عمل اگر ما بخواهیم یک عملی را انجام بدهیم بدون آگاهی نه تنها ما را به مقصد نمیرساند بلکه از مقصد هم دور خواهد کرد و باعث میشود که در ما نه تنها علاقه و میلی به ادامه کار ایجاد نشود چه بسا تنفری هم نسبت به عمل در ما ایجاد بشود هم به عمل و هم به لوازم عمل.@ پس اصل سوم این هست که اگر انسان عملی را بدون آگاهی انجام بدهد از هدف و مسیر اصلی خودش دور میشود و همچنین باعث پشیمان شدن میشود و همچنین باعث بدبینی نسبت به خود عمل و یا لوازم آن.@ اگر بخواهم مثالی بزنم در قضیه ازدواج که موضوع بحث ما هست این کلمه را شاید شما زیاد شنیده باشید که خیلیها از ازدواج بدگویی میکنند هم آقایان هم خانمها بعضیها مشخصاً نه تنها از ازدواج بد میگویند بلکه از آن چیزهایی که در ازدواج با آن روبهرو میشوند از قبیل جنس مخالف هم بد میگویند.@ مثلاً این خانمی که در ازدواج شکست خورده یا یک جریان شکست خورده ازدواج را در خانوادهشان ناظر هست مثلاً میگوید مردها بد هستند من از مردها بدم میاید زیاد داریم که تنفر در افراد ایجاد میشود نسبت به جنس مخالف.@ یا یک آقایی که در ازدواج شکست خورده از زنها بدگویی میکند که همه زنها بد هستند بدگویی میکند و این تا این حد هم نمیماند بعضی از خانوادهها که ما در مشاورهها در این مدت طولانی برخورد داشتیم.@ مثلاً خواهر بزرگتر یا برادر بزرگتر در ازدواج شکست خورده میبینید که این مانع از ازدواج سایر خواهرها یا سایر برادرها میشود به خاطر شکست خودش و بدبینی که خودش دارد و این بدبینی را به نحو خیلی بدی هم انتقال میدهد به سایر اعضای خانواده خودش خواهرها یا برادرها و یا حتی دوستان و آشنایان.@ دیگر کسی نمیگوید مثلاً این خانمی که ازدواج کرد در قبل از ازدواج آمادگیها و آگاهیهای لازم را ندارد نه از ازدواج سر در میاورد نه از اهدافش سر در میاورد و نه از بایدها و نبایدها و نه از وظائفی که باید به عهده بگیرد و انجام بدهد.@ نه خانواده او این را در جریان گذاشتند یا اصلاً خود خانواده هم نمیدانستند یک پدر و مادر بیفکر، یک ازدواج براساس معیارهای غلط معیارهای خیالی و موهم، و خیلی چیزهای دیگر که باید قبل از ازدواج میدانستند و نمیدانستند و بعد این ازدواج صورت گرفت و به شکست منجر شد.@ منجر شدن ازدواج با شکست ما را از مسیر اصلیمان دور میکند ما ازدواج میکنیم یکی از اهداف مهم ازدواج که قرآن میفرماید آرامش است اینکه اصلاً افراد ازدواج میکنند که به آرامش روحی و روانی برسند(وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها).@ اینکه در کنار همسرتان آرامش پیدا کنید ولی ما میبینیم که نه اتفاقاً با شروع ازدواج دردسر و ناراحتی اعصاب و دعوا و درگیری و فشار روحی و مشکلات زیادی سراغ دختر و پسر میاید لزوما برخواست از وضعیت مادی نیست چه بسا انسان بگوید که ممکن است وضعیت اقتصادی بد باشد و فشاری بیاید.@ این نوع فشارها وقتی زن و شوهر همدیگر را دوست دارند و زندگیشان زندگی شیرینی هست کاملاً قابل تحمل هست ولی فشارهای روحی و افسردگیها و ناراحتیها و نزاعها و درگیریها اگر ناشی از عدم تفاهم دختر و پسر باشد.@ این تحملش بسیار مشکل است و خیلی از این مسائل مال این هست که قبل از اینکه ازدواج کنند آن آگاهیهای لازم را کسب نکردند و با یک شروع غلط که منجر به ازدواج شده این قضیه آغاز شده بعد این مفاسد را داشته پس به جای اینکه به آرامش برسد به نقطه مقابل آرامش یعنی نزاع و افسردگی و فشار روحی و روانی رسیده.@ این برای این هست که عمل را با آگاهی لازم انجام نداده اصل سوم را از زبان مبارک امام صادق(ع) عرض میکنم(العامِلُ عَلی غَیرِ بَصیرۀٍ کَالسّائر عَلی غَیرِ الطَّریق وَ لا تَزیدُهُ سُرعَۀُ السِّیر إلاّ بُعدا) عمل کننده بدون آگاهی مثل کسی هست که مسیری را در غیر مسیر اصلی طی میکند و اضافه نمیکند سرعت مسیر به این شخص مگر دوری.@ یعنی شما اگر قرار است در جاده اصلی حرکت کنید از جاده به محض اینکه منحرف شدید هر مقدار هم سرعت داشته باشید به میزانی که سرعت دارید از مسیر اصلی دورتر خواهید شد این نتیجه عمل بدون بصیرت و آگاهی هست.@ اصل چهارم در مورد زمان آموزش هست که ما چه زمانی باید اقدام به آموزش بکنیم چند وجه متصور هست که برای زمان آموزش در نظر بگیریم. یکی این هست که ما قبل از انجام یک عملی اقدام به آموزش بکنیم.@ این قبل از انجام یک عمل خودش دو نوع هست یا خیلی جلوتر و زودتر از اینکه ما بخواهیم عملی را انجام بدهیم اقدام میکنیم به آموزش، که این باعث میشود که ما یا مطالبی را که یاد گرفتیم یادمان برود و یا اینکه چون حالا فرصت زیادی تا آن موقع داریم این اطلاعات خوب جذب نشود.@ در مورد مثال خودمان مثلاً در مورد ازدواج همانطور که میدانید ما اعلام کردیم که خانمها و آقایانی که در آستانه ازدواج هستند جلو بیایند یعنی در خودشان این را ببینند که بتوانند ازدواج کنند.@ حالا اگر کسی 5 سال 6 سال جلوتر از زمان ازدواجش آمد خواست این اطلاعات را کسب بکند جدای از مضراتی که دارد ممکن است اینها خوب جذب نشود و این اطلاعات درست به موقع مورد استفاده قرار نگیرد یعنی زمان اصلی که 5 ـ 6 سال بعد هست بخواهد ازدواج بکند درست مورد استفاده قرار نگیرد و دچار فراموشی و یا بی‌توجهی به این مسأله بشود.@ نحوه دوم آموزش قبل از ازدواج آموزشی هست که قبل هست اما قبلی هست که متناسب هست یعنی زمانی انتخاب شده این آموزش که شخص واقعاً تصمیم جدی دارد که برای این کار اقدامی بکند این خوب هست البته خیلی نباید نزدیک باشد.@ چون دیدن آموزش و فراگیری اینها یک زمان حداقلی میخواهد که انسان خودش را آماده بکند یا به چیزهایی که در آن دوره یاد گرفته بتواند عمل بکند و آمادگیهای لازم را که در آن دوره دیده بتواند پیاده بکند. اصل دوم آموزشی هست که مقارن با ازدواج هست یا مقارن با انجام یک عمل هست یعنی همزمان با هم انجام میگیرد.@ ضمن اینکه دارد کار را انجام میدهد آموزش هم میبیند این یک خطر وجود دارد برای کسی که این کار را انجام میدهد و آن این هست که وقتی یک کسی همزمان با شروع بخواهد دوره ببیند و یا شروع کرده باشد بخواهد دوره را ببیند مثلاً با فاصله کمی.@ این احتمالاً در بعضی از حرکات و کارها چون با آگاهی دقیق صورت نگرفته خسارتها و لطماتی را وارد بکند و یا خودش خسارت و لطماتی را ببیند. قسم سوم یا چهارم این هست که آموزش بعد از انجام عمل باشد.@ یعنی شخص بدون آگاهی عمل را شروع کرده کاری را صورت داده و حالا میخواهد بیاید یاد بگیرد که چکار بکند ما در دو سال گذشته آموزشی را داشتیم تحت عنوان آموزش همسران جوان، که خانمها و آقایانی که تازه ازدواج کرده بودند یا چند سالی از ازدواجشان گذشته بود آمدند این دوره را دیدند.@ در آنجا اینها هر کدامشان انتخابشان را کرده بودند و بعضی از آنها حتی بچه هم داشتند برای اینها که ما صحبت میکردیم خیلی جاها باید ایست میکردیم و جلو نمیرفتیم و خیلی از مطالب را نمیتوانستیم بگوییم چون انتخاب صورت گرفته بود و کار ما در آموزش همسران یک کاری هست که ضمن اینکه کمک میکند به پیشگیری خیلی از مشکلات، جنبه درمانی هم بیشتر دارد.@ یعنی باید کارهایی که کردند اگر خرابکاری کردند چون بدون آگاهی صورت گرفته شکل بدهیم یعنی بگوییم این قسمت کار شما خراب شده این را به یک نحوه جدیدی شما اصلاحش کنید عمل اصلاحی باید انجام میدادید و جنبه مداوا داشتید ولی در انتخاب همسر اینطور نیست اگر دوره قبل باشد.@ یعنی اینها قبل از اینکه بخواهند ازدواج کنند اینجا بیایند با آفات دقیقاً آشنا میشوند با بایدها و نبایدهای ازدواج دقیقاً آشنا میشوند و میتوانند جلوی خیلی از آفتها را بگیرند مثلاً شخص در دوره آموزش میثاق مقدس میاید یاد میگیرد که ما چه کسی را به عنوان همسر انتخاب کنیم.@ این برای کسی که انتخاب خودش را کرده و بخواهد بیاید بشنود که ما با چه کسی باید ازدواج کنیم این آن شرائطی را که دارد میشنود و شرائط مطمئنی هم اگر باشد که انشاء الله هست ممکن است به انتخاب خودش مشکوک بشود یا از انتخاب خودش پشیمان بشود.@ یا مثلاً میاید آشنا میشود از اینکه یک مادر خوب چه مادری هست و یا یک پدر خوب چه پدری هست و یا میاید یاد بگیرد که سرنوشت فرزندی که از او متولد میشود به دست اوست با انتخاب مادر یا پدر برای او و باید جوابگو باشد انسان هم در دنیا و هم در آخرت نسبت به فرزندش.@ در مورد پدر و مادری که برای این فرزند انتخاب کرده اگر این را بداند یک خانم دقت دارد که من باید چه پدری را برای فرزند آینده انتخاب بکنم و یک آقا میداند که چه مادری را برای فرزند آینده باید انتخاب بکند.@ یعنی در انتخاب همسر توجه به اینکه این همسر من فردا میخواهد نقش مادری یا پدری را به عهده بگیرد هم وجود دارد که در جلسات آینده خواهند گفت و یا مثلاً در دوره قبل از ازدواج ما یاد میگیریم که چه آمادگیهایی را از نظر روحی و جسمی باید در خودمان ایجاد بکنیم که اگر آنها را ایجاد بکنیم زندگیمان توأم با شیرینی و راحتی خواهد بود.@ ولی چه بسا ما این اقدام را نکرده باشیم این آمادگی را از نظر روحی یا بدنی کسب نکرده باشیم بعد در زندگی دچار دردسر و مشکل و حتی خدای نکرده شکست بشویم. لذا زمان آموزش خیلی مهم هست در اسلام این اصل کلی وجود دارد که انسان قبل از ورود به هر مرحلهای مسائل مربوط به آن مرحله را باید یاد بگیرد اما همانطور که گفتم این قبل نباید خیلی فاصله داشته باشد با انجام عمل.@ این مقدمهای بود که در مورد ضرورت آموزش قبل از ازدواج عرض شد این چهار اصل را که داشتیم همانطور که از مثالهای بحث برمیامد ازدواج هم به عنوان یک حرکت بسیار مهم در زندگی ما دارای تأثیرات خیلی مهم و پیچیدهای دارد و تأثیراتش هم مثبت هست و هم منفی و از دنیا شروع میشود تا آخرت و بینهایت را این تأثیر دربرمیگیرد.@ یک حرکتی بسیار پیچیده و بسیار فراگیر هست سادهانگاری است. اگر ما فکر کنیم که با انتخاب همسر باز روابط ما در حد یک نفر یا دو نفر یا در حد یک خانواده محدود میشود واقعاً اینطور نیست تاریخ ثابت کرده اصلاً سرنوشت جامعه و تاریخ به دست افرادی هست که در یک خانواده متولد میشوند و تربیت پیدا میکنند.@ همانطور که عرض کردم هم اثرات مثبت زیادی دارد هم اثرات منفی و این اثرات از دنیا شروع میشود و تا بینهایت تا ابدیت ادامه پیدا خواهد کرد. لذا انجام یک همچین حرکتی با این اهمیت حتماً از قانون اول و اصل اولمان که این بود که در انجام هر حرکتی احتیاج به شناخت داریم مستثنی نیست و باید حتماً با آگاهی صورت بگیرد.@ اگر کسی در امر آموزش قبل از ازدواج سهلانگاری بکند و این را ساده بگیرد هم به خودش لطمه خواهد زد هم به همسرش خیانت خواهد کرد و لطمه خواهد زد و هم به فرزندی که در این خانواده متولد میشود لطمه خواهد زد و به خانوادههایی که با زوجین روبهرو هستند و ارتباط دارند لطمه وارد میکند و بعد هم به جامعهای که این خانواده در آن هستند.@ یعنی خانواده وقتی آشفته میشود اثراتی را خواهد داشت و وقتی درست با موازین عقلی و شرعی مراحل انتخاب و ازدواج صورت نمیگیرد تبعاتی را به دنبال خواهد داشت ما اگر خوب وضعیت جامعهمان را مطالعه کنید در هر جامعهای همینطور هست بزهکاریها، اختلافات زناشویی، نزاعها و درگیریهای فامیلی، طلاقها، بیماریهای روحی، افسردگیها، جنایات غالباً توسط افرادی صورت گرفته که از محصول یک خانواده آشفته هستند.@ یعنی خانوادههایی که کانونشان گرم بوده بزهکار، جنایتکار، افراد فاسد و مفسد یا اصلاً بیرون ندادند یا بسیار کم، ولی تمام این تبعات طلاقها، درگیریها و خیلی از مسائل دیگر محصول یک خانوادههایی هست که شروع خوبی نداشتند و با آگاهی صورت نگرفته.@ این شروع درست نبوده و همانطور که عرض کردم با معیارهای غلط این پیوند شروع شده و برعکس، دقت در انتخاب همسر و دقت در رعایت معیارهای آن هم برای افراد هم زن و شوهر رشد و بالندگی متعالی و شادی و پیشرفت میاورد و هم به تبع آن برای دیگران فرزندان آن خانواده و جامعه سعادت را به دنبال خواهد داشت.@ ما در مشاوره ها در مراجعات مکرری که میشود در دادگاهها این جملات را زیاد میشنویم که میگویند دختر و پسر میگویند من نمیدانستم، خانوادهشان میگویند ما نمیدانستیم، یا میگویند اگر میدانسیم چکار میکردیم، فکر نمیکردیم اینطوری بشود.@ خیال میکردم اینطوری میشود، ما از کجا میدانستیم اینطوری بشود، از این کلمات و جملات ما زیاد میشنویم همه اینها محصول این هست که قبل از اینکه اقدام به انجام یک عملی به این پیچیدگی و مهمی کنند فکر نکردند آگاهیهای لازم و تخصصهای لازم را کسب نکردند.@ حالا به عنوان نمونه عرض کنم یکی از جنبههای مسائل مادی و یکی از جنبه مسائل معنوی، از جنبه مسائل بدنی و مادی فرض بفرمایید مسأله مشاوره ژنتیک، بسیار اتفاق افتاده الان در کشور ما تقریباً این مسأله آموزشش اجباری شده.@ و این مشاورهها هست که دختر و پسر قبل از اینکه تصمیم به ازدواج بگیرند اگر گمان میرود که این ازدواج ممکن است از نظر ژنتیکی مشکلی ایجاد بکند قبلش مشاوره بکنند یک مشاوره میتواند جلوی بسیاری از مشکلات را برای آینده بگیرد.@ متولد شدن بچههای مریض و ناقص، بچههایی که هرگز رنگ خوشبختی و شادی را نمیبینند به هم خوردن کانون گرم خانواده، ایجاد ناراحتیهای روحی، افسردگیها برای والدین، به وجود آوردن نه یک بچه بلکه چند بچه، بعضی از خانوادهها را ما سراغ داریم که در ارتباط هستند چند عضو یک خانواده میبینید که به خاطر مشکل ژنتیکی که والدین با هم دارند ناقصالعضو متولد شدند.@ وقتی یک بچه متولد میشود دارای یک روح هست. او به زودی می‌فهمد که با سایر اعضای جامعه اختلاف دارد در او ناتوانی و نارسایی هست از این مسأله رنج میبرد و این رنج بسیار سخت هست و پدر و مادر به هر حال بچهشان را دوست دارند.@ مادر کانون عاطفه و محبت و همچنین پدر که علاقه زیادی به بچهاش دارد و میبینید که این همه حرص میخورد و ناراحت میشود و چه بسا این نوع تولدها در خود خانواده تأثیر بگذارد.@ روابط زن و شوهر را به هم بزند و پدر و مادر به درست یا به نادرستی به این نتیجه برسند که نمیتوانند با هم ادامه بدهند و یک طلاق که تبعات بدی هم خواهد داشت خواهناخواه ایجاد بشود این را در بردارد و همچنین به تبع آن فشاری را بر جامعه میاورد.@ چون به هر حال این شخص میخواهد در جامعه ارتباط برقرار کند با اعضایی ارتباط برقرار کند برای دولت تبعاتی دارد دولت باید برای اینها امکانات ویژهای را در نظر بگیرد مخارج و بودجه خاصی را در نظر بگیرد و سختیهای زیادی در آینده خواهند دید. یک پرسش و یک مشاوره قبل از ازدواج میتواند جلوی این همه مفاسد را بگیرد.@ در مورد مسائل اخلاقی کسب اطلاعات لازم در مورد کسی که ما میخواهیم به عنوان همسر انتخابش بکنیم فوقالعاده مهم است. حالا من در قسمت موانع و مشکلات عرض میکنم که متأسفانه اکثر قریب به اتفاق ازدواجها با معیار درستی انجام نمیگیرد و معیارها غالباً خیالی و وهمی هست.@ غالباً یکسری امور غیرمعقول هست و حتی غیرمشروع هست و امور بی‌ارزش، با اینها ازدواج صورت میگیرد من بارها در همین مجتمع با اینکه خیلی کم میپذیرم و مدت زیادی هم هست که مشاوره با خانمها را تعطیل کردم نمیرسم انجام بدهم.@ ولی بارها در همینجا شاهد این بودم که دختران و پسرانی اینجا آمدند و مراجعه کردند حالا چه در مرحله عقد چه در مرحله قبل از عقد، یا در مرحله آشنایی یا حتی بعد از عروسی که اینها از طریق یک تماس تلفنی با هم آشنا شدند و بعد در همین مکالمه تلفنی صحبتهایی رد و بدل شده و بعد منجر به یک دیدار شده.@ این دیدارها تکرار شده قبل از اینکه اینها بخواهند تفکر درستی در مورد هم بکنند مطالعه کنند در دلشان علاقه ایجاد شده و بر این علاقه نتوانستند درست غلبه کنند و به ازدواج منجر شده و بعد شور عشق بعد از ازدواج خوابیده حالا دانه به دانه اخلاقها و رفتارها و خلقها و عیبهایشان بروز میکند.@ و کسانی که خیلی نسبت به همدیگر دلبستگی داشتند میبینید که در یک فاصله زمانی خیلی اندکی شروع میکنند پرخاشگری و توهین کردن نسبت به همدیگر، و نزاعها و مشاجرهها و درگیریها شروع میشود.@ امروز هم قبل از اینکه سر کلاس بیایم یک مورد اینطوری داشتیم که تقریباً 40 دقیقهای وقت من گرفته شد برای این مسأله که یک خانم و آقا اینطوری با هم آشنا شده بودند و حالا درگیر بودند نمیدانستند چکار بکنند.@ یعنی قبل از اینکه انسان در دلش را باز بکند باید عقلش را به کار بیاندازد یعنی قبل از اینکه یک نفر را بپذیرد و به آن محبت پیدا بکند باید خوب در نظر گرفته شود اگر قبل از اینکه ما معیارها را در نظر بگیریم با علاقه و عشق شروع بکنیم به احتمال خیلی زیاد کار ما به شکست منجر میشود.@ ولی اگر با عقل جلو رفتیم و عشق هم به تعبیر قرآن مودت و رحمت هم بعدش خواهد آمد و باعث پیروزی و شیرینی زندگی خواهد بود. خیلیها هستند آقایان هستند میایند از اخلاق زنشان شکایت میکنند از اینکه مادر خوبی نیست بچهها را بیادب بار میاورد روحیه بچهها را فاسد کرده.@ یا خانمی میاید میگوید شوهر من اینطوری هست اصلاً در امر تربیت بچه موفق نیست بلکه اینها را به فساد کشانده یا مسائل دیگری را مطرح میکنند و خیلیها الان واقعاً به بنبست رسیدند و به خاطر مصالح دیگری دارند زندگی را کجدار و مریض ادامه میدهند و جلو می‌برند.@ و اگر واقعاً میتوانستند یا قبل از اینکه اقدام به ازدواج کنند این اطلاعات را داشتند هرگز اقدام به ازدواج با یک همچین شخصی نمیکردند. لذا ما معتقد هستیم که پسر و دختر قبل از اینکه ازدواج کنند باید مسائلی را بلد باشند یعنی باید بدانند ازدواج یعنی چی.@ ازدواج چه تأثیراتی را بر شخصیت انسان و دنیای انسان و آخرت انسان میگذارد چه مسئولیتهایی را از لحاظ فردی و اجتماعی برای ما ایجاد میکند. تشکیل خانواده چه بایدها و نبایدهایی را دارد و نقش و رسالت پدر چه هست و یک پدر لایق چه کسی هست نقش و رسالت مادر چه هست و یک مادر شایسته چه کسی هست.@ شرائط کلی ازدواج را بداند شرائط اختصاصی ازدواج را بداند یک پسر خوب چه پسری هست یک دختر خوب چه دختری هست. شرائط و ملاکها و معیارها چه هست. چه حقوقی زن و شوهر نسبت به همدیگر پیدا میکنند انسان وقتی ازدواج میکند منشأ این حقوق کجاست.@ مبانی این حقوق از کجا ناشی شده و ریشه گرفته مراحل مختلف ازدواج را ما باید چطوری انجام بدهیم خیلی وقتها دختر و پسر شایستهای هم بودند شروع کردند آشنا شدند از طریق معقول و مشروع، مثلاً میبینیم در مرحله خواستگاری یکدفعه به هم خورده با اینکه اینها کاملاً با هم تطبیق داشتند خوب بودند.@ ولی در مسأله خواستگاری بر سر مسائل جزئی می‌بینی به هم خورد اینها قابل پیشگیری هست یا در مرحله عقد به هم خورده در اثر یک مسأله موهم و بیخود نباید به هم میخورد کاملاً با هم تطبیق داشتند به خاطر یک مسأله‌ای که نباید ایجاد میشد و خیلی پیش پا افتاده است می‌بینید که دچار مشکل و آشفتگی و بحران میشوند.@ دانستن اینکه من میگویم اینها باید بدانند قبل از ازدواج این چیزها را به دو جهت لازم هست یکی برای انتخاب، ما میخواهیم با یک نفر ازدواج کنیم ازدواج واقعاً پیوند دو روح هست یعنی هیچ کس نیست که بگوید من ازدواج کردم و تأثیر نپذیرفتم.@ ازدواج یک نظام تأثیر و تأثر شدید متقابل هست که بعد محصول این تأثیر و تأثر و این اخلاق و این معجونی که ایجاد شده در بچهها ظهور خواهد کرد حالا که قرار است یک کسی را اینطور انتخاب بکنم که در دنیا و آخرت من تأثیر دارد.@ من باید قبلش اطلاعات لازم را داشته باشم و دقت لازم را بکنم و یک جهت هم این است که اگر من بدانم معنی زندگی و تشکیل خانواده و رسالتی که به عهده من هست و بایدها و نبایدهایی را که باید رعایت بکنم ملاکها و معیارهایی را که باید در نظر بگیرم آن موقع خودم را ارزیابی درستی میکنم.@ ببینم آیا من الان واقعاً توانایی ارزیابی همچین کاری را دارم یا من باید دو ماه سه ماه دیگر خودم را آماده کنم مطالعه کنم یکسال دیگر یک آمادگیهایی را در خودم ایجاد کنم مثلاً وقتی انسان میفهمد که خلق و خوی او در بچه او تأثیر دارد و خودش هم میداند که خلق و خوی مناسبی ندارد یک یا چند اخلاق بد دارد.@ این وقتی میداند که این نباید این باشد این که هست الان پسندیده و مطلوب نیست شروع میکند به درمان و معالجه خودش و این عیب را برطرف میکند که فردا بچه او هم یک همچین مشکلی دچار نشود یا یک مشکل جسمی که قابل برطرف کردن هست ولی اگر برطرف نشود تأثیر میگذارد در زندگی آینده ما و زندگی را تلخ خواهد کرد.@ من اگر این اطلاعات را داشته باشم قبل از اینکه بخواهم وارد ایجاد یک همچین سیستم و شبکه و تشکیلاتی بشوم آمادگیهای لازم را کسب میکنم و مانع میشوم از ایجاد آن آفات و عوارض منفی.@ بسیاری از مصیبتها و سختیها و عوارض منفی که ایجاد میشود در زندگی زناشویی در بعد از ازدواج معلول جهالت انسان هست و معلول این هست که انسان دقت لازم را در انجام آن کارها نمیکند آگاهیهای لازم را قبل از انجام آن کارها کسب نمیکند.@ در روایات ما خیلی با این مسأله برخورد جدی شده و شدیداً حالت نادانی و جهالت مورد مذمت قرار گرفته و از جهل و نادانی تعابیر مختلفی در آموزشهای دینی ما شده که چند نمونه را عرض میکنم.@ یک مورد جهل را معرفی کردند به عنوان دشمن انسان ذکر شده علی(ع) فرمود(الجَهلُ فی الإنسان أضَرُّ مِنَ الآکِلَۀِ فِی البَدن) جهل در وجود انسان مضرتر از بیماری خوره هست در بدن، بعضیها که خوره میگیرند از درون بدنشان آب و ذوب میشود و از بین میرود میفرماید جهل در وجود انسان اینطوری هست که از درون روح را فاسد و تباه خواهد کرد.@ و امام حسن عسکری(ع) میفرماید(الجَهلُ خَصمٌ) جهل دشمن انسان هست یک تعبیر خیلی رسا هست که نادانی بلکه بزرگترین دشمن انسان هست. قسمت بعد جهل را به عنوان یک نوع بیماری ذکر کردند برای روح و یک درد ذکر کرد علی(ع) فرمود(أسوَءُ السُّقم الجَهل) بدترین بیماری نادانی و جهالت است.@ (الجَهلُ أدوَءُ الدّاء) بدترین و دردمندترین دردها و بیماریها جهل است. در قسمت دیگر جهل را منشأ کفر و گمراهی ذکر کردند یعنی انسان یک کاری را میخواهد شروع بکند حالا این دو جهت دارد.@ یک جهت این است که وقتی میگوید منشأ کفر است این هست که انسان باید اطلاعاتی را در مورد دین و اصول و فروع دین بلد باشد که دین و عقائد در او خوب مستقر بشود باعث انحرافش نشود.@ نکته دیگر این هست که گاهی وقتها انسان با جهالتش عملی را انجام میدهد و از آن عمل خطرات و لطماتی را میبیند که باعث زدگی شخص کسالت و بیحالی شخص، و بریدگی از خدا و دین میشود.@ میفرماید (لَو أنَّ أهلُ العِباد حینَ جَهِلُوا وَقَفُوا لَم یَکفُرُوا وَ لَم یَضِلُّوا) علی(ع) فرمود اگر مردم هنگامی که چیزی را نمیدانستند یا نمیدانند اقدام نکنند به انجام کار نه کافر میشدند نه گمراه، یعنی وقتی نمیدانی آگاهی نداری اطلاعات لازم نداری جلو نرو کورکورانه اقدام نکن به صرف اینکه خوشت میاید.@ یک خانمی آمده بود با شوهرش اختلاف پیدا کرده بود خیلی شدید، خانم 17 سالش بود و اختلاف ناجوری هم داشتند و آخر هم منجر به جدایی شد، من به آنها گفتم شما چرا کارتان به اینجا کشید؟ شوهر اصلاً با ایشان سنخیتی نداشت. ایشان هم با او سنخیتی نداشت.@ گفت وقتی خواستگاری آمدند در خودم نبودم همچین ذوقزده شده بودم و توجه نداشتم به خیلی از مسائل دیگر و از روی ناآگاهی اقدام کردم و نتیجه بعد از یکسال به جدایی و طلاق منجر شد.@ ما باید دقت کنیم که موقعی که نمیدانیم و هنوز آگاهیهای لازم را نداریم اقدام به انجام کاری نکنیم هر کاری، حالا ازدواج یکی از کارها هست کارهای دیگر هم همینطور، روایات مطلق هست در مورد همه مسائل ما را راهنمایی میکنند.@ در چهارمین عنوانی که برای جهل شمردند جهل را به عنوان منشأ لغزش و پشیمانی ذکر کردند(الجَهلُ یُضِلُّ القَدَم وَ یُورِثُ النَّدَم) جهل موجب لغزش قدم و پشیمانی انسان میشود(مَن جَهِلَ کَثُرَ إثارُهُ) هر کس جاهل باشد لغزش او بسیار است یعنی خطا و لغزشش زیاد است اشتباهات پیدرپی را انجام میدهد که هر کدام از این اشتباهات میتواند اشتباهات دیگری را در پی داشته باشد.@ پنجمین تعبیری که در مورد جهل شده این هست که جهل نه تنها دنیای انسان را فاسد میکند آخرت و ابدیت انسان را هم فاسد میکند علی(ع) فرمود(الجَهلُ یُفسِدُ المَعاد) جهل معاد و آخرت را تباه میکند چون نجات در آخرت مشروط به دینداری است.@ اگر کسی بخواهد خوشبختی ابدی را تحصیل بکند باید آدم دینداری باشد غیر دیندار نمیتواند خوشبخت بشود بطور ابدی، و دینداری هم مشروط به این هست که ما دین را بشناسیم احکام دین و دستورات دین و حلال و حرام دین را بشناسیم و رعایت بکنیم برای همین اگر کسی که ناآگاه هست به خصوص در مسائل دینی زود گناه میکند و زود خودش را آلوده میکند.@ و ششمین تعبیر که در مورد جهل آمده این هست که جهل به طور کلی ریشه همه بدبختیها و بدیها و مصیبتهاست که سه روایت از علی(ع) انتخاب کردم(الجَهلُ مَعدَنُ الشَرّ) جهل معدن و ریشه همه بدیها هست(الجَهلُ أصلُ کُلِّ شَرّ) جهل ریشه هر شر و بدی هست(الجَهلُ فَسادُ کُلِّ أمرٍ) جهل مایه فساد و تباهی هر کاری هست.@ یک کاری که میشود انسان خوب انجام بدهد و نتیجه زیبا و خوبی بگیرد صرفاً به خاطر اینکه با نادانی توأم هست و با جهالت انسان جلو میرود میبینید که دچار فسادها و بدیها و خطرات زیادی میشود.@ آخرین قسمت بحث هم در مورد موانع و مشکلات آموزش قبل از ازدواج هست که دخترها و پسرهای ما قبل از ازدواج با یکسری موانع و مشکلاتی روبهرو هستند قطعاً با توجه به عرایضی که شد سهلانگاری در مورد آموزش قبل از ازدواج و بیتوجهی به این مسأله که چه از ناحیه دختر، یا پسر، یا خانوادهشان، یا دولت و مسئولین فرهنگی باشد.@ این لطمات و ضربات سنگینی هم به افراد جامعه و هم به خود جامعه خواهد زد یعنی تاوان او را همه پس میدهند تاوان ازدواجهای ناموفق و زندگیها و پیوندهای نادرست را همه افراد جامعه باید پس بدهند.@ مثلاً در یک خانوادهای فرد شروری متولد میشود که این فرد شرور فردا کاری را انجام میدهد که در حق همه مردم آن کشور ظلم و بدی میکند این محصول یک خانوادهای هست که به درستی شکل نگرفته.@ به هر حال باید این آموزشها گسترش پیدا بکند که هم آن لطمات و صدمات و عوارض منفی برطرف بشود و هم موجب برکات و نتائج خوبی برای خانواده و افراد و جامعه بشود. ما در راه این بسط و گسترش این آموزشها با دو مشکل اساسی روبهرو هستیم یکی اینکه کمبود مراکز آموزشی هست.@ ما مراکز آموزشی زیادی در سطح کشور نداریم که دخترها و پسرها با طیب خاطر و با اطمینان به آنجا مراجعه کنند و مسائلی را که قبل از ازدواج نیاز هست یاد بگیرند، یاد بگیرند.@ چون همه افراد معمولی قدرت فراگیری یکسانی ندارند و همه کسانی هم که ازدواج میکنند حوصله یا امکانات علمی یا توان مطالعه را ندارند که بنشینند مطالعه فراگیر کنند و چند کتاب بخوانند که بتواند جلوی آفتهایی که زندگی را تهدید میکند بگیرند یا حتی اصلاً به خود آن آموزشها به ضرورتش درست پی نبردند.@ لذا وجود مراکز آموزشی میتواند خیلی کمک زیادی بکند وقتی میگوییم مراکز آموزشی باشد اینکه آن مراکز فقط از طریق کتاب خدمات ندهند بلکه کتابهای حضوری داشته باشند نوار، فیلم، جزوه داشته باشند.@ از طرق مختلف بتواند دخترها و پسرها را حتی از طریق تلفن، نامهنگاری بتوانند به وظائفشان آشنا بکنند که اگر این آموزشها فراگیر بشود بسیاری از مشکلاتی که الان در مملکت ما هست به خصوص مشکلات اخلاقی و روانی و معنوی قابل حل هست این مشکل در شهرستانها و نقاط محروم متأسفانه خیلی بیشتر هست عدم وجود یک همچین مراکزی.@ دومین مانع که مانع بسیار بزرگ و مهمی هست موانع اخلاقی و آداب و رسوم غلطی هست که در جامعه ما وجود دارد که جامعه ما یک موانع اخلاقی غلط و نادرست و آداب و رسوم غلطی که در راه آموزش قبل از ازدواج دارد در جوامع غربی آنها خیلی فرا رفتند.@ یعنی دختر و پسر حتی در سنین کوچکی با کوچکترین و ریزترین مسائل آشنا میشوند و این فساد زیادی دارد ما میگوییم اگر قرار است آموزشی برای دختر و پسر گذاشته شود درست در زمان مقرر و مناسب خودش و با حفظ سلامت معنوی و اخلاقی این آموزشها داده بشود ولی آنها اینطوری نیستند.@ آنها بچههایشان را از همان کوچکی چه از طریق تلویزیون و فیلم و مدارس و کتابها و مجلات و جرائد و مطبوعات به بدترین وجهی آموزش میدهند به طوری که تقریباً این مسأله قبل از ازدواج یک امر مرسومی هست در کشورهای صنعتی به خصوص غرب و انواع فسادها و تباهیها خانوادهها را در برگرفته و خودشان هم نمیدانند که با این مشکل چطوری مقابله کنند.@ در کشورهای اسلامی یا جوامع دینی این مشکل به نحو دیگری هست و آن این هست که از آنطرف تفریط شده کوتاهی و تقصیر هست اینطرف سادهترین اطلاعاتی که دختر و پسر نیاز دارند به آنها نمیدهند.@ به خاطر حیا و یکی از موانع خیلی نادرست حیاهای کاذبی هست که وجود دارد یا آداب و رسوم غلط که در خانوادهها و جوامع وجود دارد نمیگذارند که این آموزشها را ببیند در آن جوامع هم که افراط خیلی زیادی هست.@ ما باید بدانیم که ازدواج و تشکیل خانواده یک امر مهم و مقدس هست و دارای یک حوزه گستردهای از تأثیرات هست که همانطور که عرض کردم این حوزه هم فرد، اجتماع، دنیا و آخرت را در برمیگیرد.@ و نکته بعد این هست که این امر مهم و مقدس و پیچیده اگر با آگاهی صورت نگیرد اثرات منفی و وسیع زیادی را خواهد داشت و اگر با آگاهی و دقت لازم صورت بگیرد دارای اثرات مثبت و مبارکی هست.@ نکته مهمی که باید بدانیم و متأسفانه مردم ما یا خودشان را به غفلت میزنند یا نمیدانند یا خودشان را به نادانی میزنند این هست که در تعالیم دین مقدس اسلام دستورات و آموزشهای مهم و زیادی درباره ازدواج و قبل از ازدواج داده شده که همه باید این آموزشها را یاد بگیرند ائمه ما پیامبر گرامی(ص) همه اینها را کاملاً به مردم زمان خودشان به بهترین وجه یاد دادند.@ با توجه به اینکه این مسائل را داریم میبینیم که در سر راه آموزش پیش از ازدواج و تعلیم و تعلم مسائل مربوط به ازدواج هنوز با موانع خیلی زیادی روبهرو هستیم یکی از آن موانع خارجی این هست که هنوز در اجتماع درست این قضیه جا نیافتاده.@ این دورهای که شما در آن شرکت کردید اولین دورهای هست که در کشور از نظر محتوای مطالب و گستردگی مطالب برقرار میشود قبلاً جلساتی بوده در جاهای دیگر، همینجا ما خودمان برقرار کردیم و سازمانهای دیگری این را برقرار کردند اما در حد محدود.@ ولی ما اینجا با حد وسیع و تقریباً مباحث کاملی را برای خانمها و آقایان آماده کردیم و همینطور اساتید ماهری را برای این کار انتخاب کردیم مانع اجتماعی خیلی زیاد هست همه کسی این را خیلی راحت قبول نمیکنند یا هضم درستی از این قضیه نمیتوانند بکنند.@ ما یک همچین تجربهای را هم در آن موقعی که اولین دوره آموزش همسران جوان را هم داشتیم خیلیها هنوز نمیفهمیدند که این یعنی چی، یا همین آموزش را هم ما هنوز از نظر درک اجتماعی با مشکل روبهرو هستیم و یکسری موانع هست که موانع درونی هست که در افراد جامعه وجود دارد که از جمله میشود به حیای کاذبانه و جاهلانه اشاره کرد.@ بعضیها این آموزشها را به غلط مغایر با حیا و عفت و پاکدامنی میدانند فکر میکنند که اگر یک همچین آموزشهایی برای دختران و پسران مسلمان گذاشته شود این دختر و پسر را فاسد میکند پررو میکند و با عفت و حیا سازگاری ندارد.@ به طوری هست که حتی اگر دختر و پسر ما یک همچین مراکزی را پیدا کنند خیلی به سختی میتوانند خانوادهها را راضی کنند که در این جلسات شرکت کنند و یا توجیه کنند و یا خانوادهها آنقدر درک عمیق و بالایی ندارند که خودشان دختر و پسرشان را برای این دورهها بفرستند و بدانند که این دورهها لازم هست و میتواند تضمین بکند و تأمین بکند سعادت و خوشبختی فرزندشان را.@ آیا واقعاً این آموزشها نیاز ندارد یعنی تشکیل خانواده با این پیچیدگی و با این نظام تأثیر و تأثر خیلی شدید و زیاد واقعاً احتیاج به آگاهی ندارد یک دختری که 18 سال 19 سالش هست ولو آدم باسوادی باشد اصلاً تحصیلات دانشگاهی کرده باشد در یک رشتهای از رشتههای دانشگاهی درس خوانده باشد یا در حوزه درس خوانده باشد.@ آیا صرفاً درس حوزوی یا درس دانشگاهی میتواند یک دختر و پسر را آماده بکند برای اینکه یک زندگی درستی را پایریزی بکند و یک پیوند مبارکی را شروع بکند؟@ اینطور نیست بنده به عنوان کسی که هم در دانشگاه درس خواندم و تدریس دارم و هم در حوزه تدریس دارم و درس خواندم به شما عرض میکنم که نه در محتوای درسهای دانشگاهی و نه در محتوای درسهای حوزوی این هست که یک همچین آموزشهایی را آنطور که مفید و مؤثر باشد به دانشجویان و طلاب و محصلین یاد بدهند.@ همچین چیزی نیست و اتفاقاً ما خیلی از مراجعاتی که داشتیم مشکلات خانوادگی و درگیری بوده برای مشاوره مراجعه کردند هم از قشر طلبه داشتیم و به خصوص از قشر دانشجو و تحصیلکرده.@ جالب هست که بدانید اتفاقاً بیشترین آمار طلاق و درگیریها مال طبقه تحصیلکرده است شما اگر آمار را مطالعه کنید بیشترین آمار طلاقی که ما داریم در جوامع دیگر هم همینطور هست مال زندگی شهری هست و در زندگی شهری در شهرها بیشترینشان مربوط به طبقات تحصیلکرده و درس خوانده هستند.@ اگر قرار بود تحصیلات و درسهای اینچنینی میتوانستند کمک کنند میکردند نمیخواهم بگویم درس بد است و یا بیسوادی چیز خوبی هست در تحکیم خانواده، به همان اندازه که درس مفید نبوده و نتوانسته جلوی موانع و آفات را بگیرد بیسوادی هم لطمات زیادی را زده کمسوادی و ناآگاهیها مشکلساز است.@ پس ما جدای از اینکه هر تحصیلاتی داریم هر چقدر سواد داریم و درس خواندیم و مطالعه داریم برای امر ازدواج به آموزش ویژه ازدواج نیاز داریم این را قبل از ازدواج ما باید اقدام بکنیم و این آموزشها را ببینیم.@ واقعاً این باعث تأسف هست که عده زیادی فکر میکنند که اگر دختر و پسر بیایند یک همچین آموزشهایی را ببیند و یاد بگیرند که زندگیشان را چگونه بر پایههای درست و استواری بنا کنند که فردا خانوادهشان متزلزل نشود و دچار آشفتگی نشود این با حیا و عفت ناسازگاری دارد این یکی از موارد بزرگ جهالتی هست که هنوز در حد بسیار زیادی در جامعه ما هست.@ حالا ما سؤال میکنیم از کسانی که اینطور فکر میکنند که آیا در اسلام همچین آموزشهایی نبوده پیغمبر و ائمه همچین آموزشهایی ندادند؟ وجود دارد، ما میگوییم پیغمبر به داماد خودش مفصل ازدواج و مسائل مربوط به ازدواج را یاد میدهد به دختر خودش یاد میدهد ائمه دیگر هم همینطور یاد دادند.@ در آموزشهای دینی اینها خیلی خوب و درست آموزش داده شده آیا واقعاً کسی میتواند بگوید که این آموزشهایش لازم نیست پس اگر لازم نبوده نعوذبالله ائمه ما نمیدانستند که این حرفها را زدند، معصومی که اشتباه نمیکند پیغمبری که(وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏ إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحى‏) از روی هوا و هوس صحبت نمیکند.@ آیا اینها آگاه نبودند که اینها نیاز هست؟ میدانستند و درس دادند آنهایی که این قسمت از آموزشها را دارند از زندگی ما حذف میکنند یا توجه نمیکنند دچار ناآگاهی هستند.@ در قسمت آخر دو روایت عرض کنم حدیث اول از علی(ع) در نهجالبلاغه هست میفرماید(لا یَستَحینَّ أحدٌ إذا لَم یَعلَمِ الشَّیءَ أن یَتَعَلَمَه) کسی که چیزی را نمیداند از اینکه یاد بگیرد نباید حیا بکند هیچ کدام از شما وقتی چیزی را نمیدانید از پرسش و سؤال کردن درباره آن حیا نکنید.@ با توجه به این فرمایش علی(ع) همیشه حیا کردن ناشی از رشد عقلی شخص و عفت شخص یا دین شخص نیست خیلی وقتها ممکن است حیا باشد ولی این حیا از عقل ناشی نباشد.@ حدیث بعدی از نبی اکرم(ص) هست که ایشان حیا به دو قسمت تقسیم کرد یک حیا را معلول حماقت و جهل میداند و یک حیا را معلول عقل میداند میفرماید که(الحَیاءُ حَیائان حَیاءُ عَقلٍ وَ حَیاءُ حُمق وَ حَیاءُ العَقل اَلعِلم وَ حَیاءُ الحُمق اَلجَهل) حیاء دو قسمت است یکی حیاء عقل هست و یکی حیاء حماقت، یعنی حیا هست ولی این حیا از حماقت ناشی شده.@ یعنی بیخود حیا میکند نباید حیا بکند در یادگیری چیزی که به او واجب هست بعد میفرماید حیاء عقل همان علم هست و حیاء حماقت جهل است این معرفی هست که حضرت از این دو نوع حیا میکند.@ یا در روایت دیگری داریم(لا حَیاءَ فِی الدّین) در مسائل دینی انسان نباید حیا بکند یعنی در آموزش دین و بیان مسائل دینی حیا نیست و نباید کسی به خاطر حیا از گفتن چیزی که لازم هست و حق هست و از به موقع گفتنش خودداری بکند.@ جلسه بعد انشاء الله درباره ارتباط انتخاب با شخصیت و جهانبینی صحبت خواهیم کرد که انتخابهایی که افراد میکنند بخصوص انتخاب همسرشان چه رابطهای با شخصیت آنها و با روان آنها و با روانشناسی آنها و چه رابطهای با جهانبینی آنها خواهد داشت این چند بحث نظری برعهده بنده هست ولی انشاء الله بحثهای کاربردی را اساتید دیگر خدمت شما خواهند گفت.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@