در مورد مسئله کُفیّت یک مطلب هست آن این هست که زن و مرد هر چقدر بتواند شرائطشان به هم نزدیک باشد بهتر هست اینکه میگوییم شرائطشان به هم نزدیکتر باشد البته در بعضی از موارد بهتر هست که مرد بالاتر باشد کُفیّت که میگوییم تساوی نه، کُفیّت یعنی اینکه اینها به هم بخورند.@ در بعضی از کتابها علمای ما گفتند که مثلاً گفتند مرد بهتر است قدش بلندتر از زن باشد سنش بیشتر باشد علمش هم بیشتر باشد زنها هم خودشان میپسندند یعنی زن هم دوست دارد که مردش سواددارتر باشد قدش رشیدتر از خودش باشد و هم سنش بیشتر باشد این هم جزء کُفیّت هست.@ یعنی ما نگوییم این استثناء از کُفیّت هست کُفیّت یعنی با هم تناسب داشته باشند با هم بخوانند البته وقتی داریم میگوییم قد بلندتر باشد نه اینکه بیقواره باشد مثلاً یکی میبینی قدش 180 سانت است زنش 140 سانت است 40 سانت زن اختلاف قد داشته باشد مشکل است.@ یا زن خیلی قدبلند و ثمین باشد و مرد لاغر و مردنی و کوتوله باشد وقتی میگوییم این تناسب اینها هم مدنظر هست از نظر هیکل و اینها مناسب هست بخصوص در مورد مسائل جنسی و ارتباطات دیگر لازم هست یک تناسب بدنی هم زن و مرد با هم داشته باشند.@ اما این تناسب به معنی مساوی بودن نیست اگر مرد مقداری قویتر رشیدتر باشد پسندیدهتر هست خوب است مانعی هم ندارد خود زنها هم این را بیشتر میپسندند که مردشان از آنها از نظر هیکل قویتر و از نظر قد یک مقدار بزرگتر باشد.@ ولی در سایر موارد خوب هست مثلاً شما هماهنگی بین یک دختر و پسری که از یک شهر هستند معمولش این هست بهتر هست از یک دختر و پسری که مال دو شهر هستند پسر مال یک شهر هست دختر مال یک شهر دیگر هست حتی اختلاف شهر هم یک تأثیری خواهد گذاشت.@ مثلاً اختلاف مالی اگر بخواهد خیلی زیاد باشد باز میتواند مشکلساز باشد اگر آن شرائط اصلی که میگویم دختر و پسر باید داشته باشند نداشته باشند اگر دختر و پسر آن شراطی که اسلام میگوید داشته باشند تقوای واقعی ایمان واقعی داشته باشند آگاهی دینی حقیقی داشته باشند مشکلساز نیست.@ یعنی اینکه ما میگوییم زن و شوهر بهتر است در جامعه ما وقتی بحث میشود میگوییم کُفیّت بینشان برقرار باشد این مال مواردی هست که ما یک امر مهمی را مثل آگاهی دینی رشد دینی بالا را در نظر نمیگیریم و الا شما نگاه کنید پیغمر(ص) 25 سالشان هست حضرت خدیجه(س) 40 سالشان هست پیغمبر وضع مالی بد خدیجه(س) ثروتمند.@ در موارد دیگری هم ما داشتیم ائمه همسرشان را کنیز انتخاب میکردند بعضیها هم ایراد میگرفتند که آقا در شأن شما نیست شما امام هستید فرزند رسول الله هستید خلیفه خدا هستید حجت الهی هستید کنیز را برداشتید به عنوان همسر خودتان انتخاب کردید بعد میبینید که حضرت این کار را میکردند.@ باز در صدر اسلام به توصیه پیغمبر ازدواجهایی بین خانواده فقرا و ثروتمند صورت میگرفت بین زشت و زیبا صورت میگرفت اینها اصلاً رعایت نمیشد چون یک چیزی بود یک اصلی وجود داشت که آن اصل این مشکلات را حل میکرد آن ازدواج ایمانی و الهی بود.@ که آن وقتی هست زن و شوهر وظائف همدیگر را خوب میدانند برای خدا دارند زندگی میکنند عشقشان به هم زیاد هست قبلاً توضیح دادیم که هر مقدار عشق و علاقه انسان به خداوند زیاد باشد ایمان شخص زیاد باشد روابط عاطفیش هم قویتر هست.@ هوای نفس شخص کمتر هست خودخواهیها کمتر هست منیتها کمتر هست از هم رنجیدن کمتر هست تکبر کمتر هست وقتی زندگی درست صورت میگیرد آن اصلی که هست مثلاً اگر یکی زشت بود یکی زیبا یک ثروتمند بود یکی فقیر یا یکی از یک شهری دیگر بود یکی از یک شهر دیگر یا تناسبهای زیادی با هم نداشتند خیلی مشکلساز نیست یکی سالم بود یکی معلول بود مشکلساز نیست.@ وقتی این را کنار بگذاریم اگر بخواهیم یک زن و مرد را همینطوری جدای از آن رشد ایمانی بالا و آن آگاهی دینی عالی کنار بگذاریم چون این در همه دختر پسرها نیست به حق هم هست که کارشناسان ما و مشاورین ما حتماً توصیه کنند تا میتوانند دختر و پسر کُفّ هم باشند این کُفیّت رعایت بشود شرائط رعایت بشود که اختلاف ایجاد نشود.@ مثلاً وقتی میگویند دختر و پسر از نظر مالی به هم نزدیک باشند خیلی اختلاف نداشته باشند که بعد مشکلساز هست در خانوادهای که تقوا هست در دختر و پسری که فهم دینی هست ولو یکیشان هر چقدر هم ثروتمند باشد با دیگری اختلاف پیدا نمیکند چون اصلاً به اینها نگاه نمیکنند به عنوان معیار و ملاک.@ معیار و ملاک این هست که ما روابط زن و شوهری با همدیگر داریم همسر هستیم خدا هم یک وظائفی بین ما گذاشته اخلاق ویژهای همسری در اسلام دارد آن اخلاق ویژه اگر رعایت بشود هرگز از این اختلافات ایجاد نمیشود ولی وقتی آن نیست چرا مشکلساز میتواند باشد.@ چون مشکلساز میتواند باشد میگویند برای اینکه مدام مشکل را دامنهاش را کم بکنیم میزانش را پایین بیاوریم کُفیّت را در همه جهات سعی کنیم رعایت بشود این مربوط به قضیه کُفیّت هست.@ در مورد خواستگاری منظورتان این هست که ما اگر خواستگاری افرادی که آشنا هستند برویم چه بسا در رودربایستی گیر کنیم مجبور بشویم بله را بگوییم علیرغم اینکه ممکن هست نخواهیم، آن مسئله تحقیق که گفتیم خیلی مسئلهساز هست یعنی مشکل را حل میکند خیلی مهم هست.@ یعنی چرا ما باید قبل از اینکه یک دختر را خوب ارزیابی کرده باشیم خواستگاری او برویم این بعضی جاها هم بد است برای دختر جواب منفی شنیدن خیلی بد است شما اگر خودتان میخواهید این را خوب درک کنید فرض کنید یکی آمده خواستگاری خواهرتان یا بعد پدر بشوید یکی بیاید خواستگاری دختر شما.@ بعد بیاید شما احترام بگذارید تحویل بگیرید و پذیرایی بکنید اتفاقاً دخترتان خوشش بیاید بعد پسر بگوید نه من خوشم نیامد خداحافظ شما ببینید این چقدر بد است اصلاً آدم نباید در رودربایستی گیر بکند عرض کردیم یکی از آفتهای ازدواج، ازدواج به خاطر ترحم هست یا در رودربایستی گیر کردن هست.@ پیش میاید بعضی از دخترها و پسرها در رودربایستی گیر کرده بعد نمیتواند یک دخترخانمی چند روز پیش آمده بود یک آقا پسری را قبول کرده بود آقا پسر از نظر قیافه قیافه زیبایی نداشت بعد قبول کرده بود در رودربایستی یک چند وقتی هم با هم نامزد بودند بعد میبیند که نمیتواند تحمل بکند.@ یواش یواش تحملش کم میشود میگوید آقا نمیتوانم ببخشید چرا آدم اینطوری بکند دیگر وقتی گذاشتید با هم نامزد شدید ارتباط برقرار شده محبت ایجاد شده بعد دختر یا پسر بیاید بگوید نمیخواهم.@ یکی آمده بود میگفت دوران عقد میگفت دختر دلم را زده چکار کنم از قیافهاش خوشم نمیاید گفتم چرا آن موقع دقت نکردی؟ به همین خانم هم همین را گفتم گفت نتوانستم خجالت کشیدم موقع خواستگاری که آمده بود درست او را نگاه کنم.@ همین خجالت کشیدم و حیاهای بیجا که قبلاً در موردش صحبت کردیم چه در مورد این آقا پسر و چه در مورد آن دختر خانم که اینطوری شد باعث میشود که دل همدیگر را بزنند و دوران عقد به طلاق و جدایی کشیده بشود و مشکلات درست میشود.@ مثلاً پسر میگوید من دوستش دارم به او علاقه دارم حالا این از قیافه من خوشش نمیاید چکار کنم چون عشق یک چیزی هست دل است دل با قیافه که نیست دل همه انسانها دل است فطرت زیباطلبی زیباجویی کمالخواهی در همه هست.@ لذا کسی که زشت است فکر نمیکند که خودش زشت است چه گناهی کردم من زشتم عاشق دختر خوشگل نشوم چرا همه خوشگلها را میخواهند زیبا از آن جهت که زیباست خداوند در فطرت انسان گذاشته که انسان زیبا را بطلبد.@ بعد میبینی که دختر بیدقتی میکند میگوید پسر دلم را زده و مشکل میشود لذا بد است دختر جواب منفی بشنود حالا برای پسر هم جواب منفی شنیدن بد هست اما بهتر هست که تحقیق خوب صورت بگیرد مثلاً شما وقتی میگویید آشناست ما خواستگاری آشنا میرویم اگر آشنا باشد پس معلوم است تحقیقات خوب میتواند انجام بگیرد.@ با چهار تا تردد قشنگ دختر را آدم ببیند خانواده بروند ببینند بعضی از آقایان هستند که مادر و خواهرش را وکیل میکند میگوید شما بروید از نظر زیبایی ببینید اگر تأیید کردید من هم قبول میکنم واقعش هم اینطور هست هر چند راه مطمئن نیست ولی خیلیها از این کارها میکنند بیشتر هم به نتیجه میرسند.@ میگویند اگر اینها بگویند خوشگل است پس معلوم است خوشگل است اینها بگویند خوب است پس معلوم است خوب است اگر غریبه هست در مورد غریبه که مشکلی ندارید میروید خواستگاری بعد، حتی آن هم انسان باید تحقیق درست و حسابی بکند بعد جلو برود.@ همینطوری نگویند یک دختری هست اینطوری هست حالا بلند بشویم برویم خواستگاری، مگر اینکه فرهنگ خانوادهها بالا باشد یا رفتن طوری باشد که آمدیم دفعه اول یک آشنایی پیدا بکنیم جلسه آشنایی هست همین مثلاً همدیگر را ببینند ممکن است دختر یا پسر نخواهد.@ موقعی که فرهنگ خانوادهها بالا هست یا مثلاً مقدمه از اول طوری فراهم میشود که دلخوری ایجاد نشود بهتر هست در غیر این صورت بهتر هست قبل از اینکه انسان به خواستگاری میرود تا میتواند تحقیق بکند در همه جهات تحقیق بکند تا وقتی میرود محکم باشد.@ ولی باز هم حالا اگر رفت به یک مورد ناجوری هم برخورد دلیل نمیشود که بگوید در رودربایستی گیر میکنیم و دیگر نمیشود نه بگوییم این بیدقتیها خیلی صورت میگیرد هم از جانب خانمها هم از جانب آقایان.@ مثلاً پسر اصرار میکند که من حتماً بروم خواستگار این دختر بعد فکر نمیکند بعد زحمت میکشد تلاش میکند پدر و مادر خودش را راضی میکند بعد میروند خواستگاری دختر آنها نمیدهند بعد کلی میرود التماس میکند شرائطش را بالا و پایین میکند تا آنها موافقت بکنند که این بیاید خواستگاری، میرود خواستگاری، بعد دو روز بعد میگوید نمیخواهم.@ یعنی جلو رفته این همه زحمت کشیده برای اینکه درست از اول دقت نکرده یک چیزی کورش کرده یک حبی در دلش افتاده فقط همین را میبیند تحقیقی پیرامون قضیه نکرده و با مشکل روبرو میشود.@ فعلاً در کشور ما معمولاً اینطوری هست که روی ازدواج فامیلی علامت سؤال هست بهتر هست که نشود. تحقیق در مورد خانواده دختر مهم هست اصلاً کلاً وضعیت ایمانی و وضعیت فرهنگی حاکم بر خانواده دختر لازم هست دانسته بشود.@ برای اینکه ما میخواهیم ارزیابی بکنیم و ببینیم که با ما یک هماهنگی دارد یا ندارد بخصوص که اگر ما در مورد مسائل شرعیش حساسیت داشته باشیم که مثلاً اهل خمس هست اهل خمس نیست راه حلال هست راه حلال نیست از چه راهی این درآمد دارد اینها تأثیر دارد.@ از چند جهت یکی اینکه ساختار شخصیت دختر از راه همین درآمد و وضعیت درآمد پدر ساخته شده اگر لقمه حرام باشد و آدم نزولخوار باشد آدمی باشد که وضع اقتصادی نامناسب و غیر مشروعی داشته باشد شخصیت دختر قطعاً شکل گرفته و مشکل هست با یک همچین دختری زندگی کردن.@ و از جهت دیگر بعد از عروسی ما مشکل داریم ممکن است بگوییم ما دختر را از آن خانه درآوردیم بعد میاوریم اینجا روی او کار میکنیم از نظر معنوی ولی ارتباط با یک همچین کسی داشتن بعداً مشکلات دارد.@ اگر کسی نخواهد شئونات را رعایت بکند حلال و حرام همینطوری قاطی باشد یا اهل حرام باشد توجهی به رعایت مسائل الهی نداشته باشد بخصوص در کسب و کارش مشکل هست لازم هست حتماً در این زمینه تحقیق بشود.@ در مورد روحیه خانمها چند تا اصل را باید بدانید یکی اینکه شخصیت زن را خداوند ما داریم که زن و مرد انسان هستند از یک روح هستند درست است اما چیزی که در خانمها هست غلبه جنبه عاطفی روحیه زن هست حالا اینها را در همان بحث دوران آموزش همسران جوان در نوارها بیشتر پی خواهید برد.@ مرد جنبه عقلانیش بیشتر هست زن لطیف و ظریف هست و مرد یک مقدار خشنتر هست و روحیه اینطوری دارد البته استثناءپذیر هم هست که بعضی از مردها روحیه زنانه دارند و بعضی از زنها هم روحیه مردانه دارند باز تعریف زنانه و مردانه فرق میکند یعنی چی میگوییم که خصوصیات زنانه و مردانه دارند.@ ولی زن را خداوند به عنوان مایه آرامش مرد خلق کرده مرد را هم به عنوان مایه آرامش زن خلق کرده(هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ) لباس همدیگر هستید لباس خیلی کلمه زیبایی هست که در قرآن به کار رفته از جهات مختلف.@ اگر یک جوان همین نیم آیه را خوب بفهمد خیلی از مشکلاتش در انتخاب همسر حل است خیلی از سؤالاتی هم که برایش پیش میاید در انتخاب همسر آیا بالاخره با این ازدواج بکنم یا نکنم حل هست چه دختر چه پسر فرقی نمیکند.@ آقایان خیلی وقتها دوست دارند که خانمها مثل آنها فکر بکنند وقتی میگوییم مثل آنها فکر بکنند یعنی با همان دید با همان قدرت فکری با همان روحیه این ممکن نیست اول از این به خاطر اینکه دو تا انسان با هم برابر نیستند روحیاتشان تربیتشان مثل هم نیستند دو مرد هم اینطوری نیستند چه برسد یکیش زن باشد که روحیه خاص زنانگی خودش را دارد مرد هم روحیه مردانگی خودش را دارد.@ بعضی از جاها هم در روایت صریحاً اشاره شده که زن نمیتواند مثل مرد باشد و درست هم نیست باید برعکس فکر کند مثلاً زن ترسو هست ترس زن برای مردش خوب هست، از چه جهت این ترس خوب هست؟ از جهت ارتباط با نامحرم بیرون رفتن.@ مثلاً بخلش زن نباید مثل مرد باشد چون زن از خودش ممکن است مالی نداشته باشد غالب زنها هم همینطور هستند در زندگی زناشویی، زن باید بخل داشته باشد که مال شوهرش را حفظ بکند معمولاً هم میگویند واقعش هم مطلب درستی هست که مرد تا ازدواج نکند خانهدار نمیشود.@ واقعاً شخصیت زن خیلی تأثیر دارد در پولدار شدن مرد، خیلی از جوانها هستند وضع مالیشان خوب است اما بریز و بپاششان هم زیاد است اما به محض اینکه ازدواج میکنند میبینید که یک نظم اقتصادی درستی پیدا میکنند.@ زن هم به عنوان یک نیروی قوی و یک شریک قوی و یک محاسبهکننده قوی هست و به مرد جهت میدهد تا مرد بتواند خانه بخرد مرد بتواند وسیله نقلیه بخرد مرد بتواند وسائل خانه را تنظیم بکند یک زندگی مرفه درست بکند بالاخره رفاه نسبی این مهم است.@ مردها بدشان میاید خیلی وقتها میگوید این روحیه زن مزاحم بعضی از ولخرجیهایشان هست یا بعضی از خرجهای بیجایشان هست بدشان میاید ناراحت میشوند ولی زن اینطوری هست این خیلی کمک هست روحیه عاطفی زن خیلی مهم هست.@ مثلاً ما انتظار داریم زن گریه نکند زودرنج نباشد حساس نباشد نه هست زن یک مقدار این را دارد اگر این را نداشته باشد که نمیتواند بچه را بزرگ بکند واقعاً سخت است بزرگ کردن بچه ما هر چقدر هم پدر باشیم و عاطفه پدری داشته باشیم نمیتوانیم آن توان را روی بزرگ کردن بچه نداریم.@ بعدها متوجه خواهید شد شاید از خانواده خودتان بدانید میبینید مادرتان دو روز که نیست میبینید اوضاع همه چیز به هم میریزد پدر انگار یتیم است لنگ هست از جهات اداره زندگی دو روز بچه را دست پدر بسپاری بچه میمیرد نمیتواند این قدرت را ندارد.@ آن عاطفه و آن ظرافت و آن لطافت و آن رحمتی که در مادر شدیدتر هست آن لازم هست باید باشد که بتواند انسانها بزرگ بشوند یعنی اینها قالب همدیگر هستند این جنبه عاطفی، زنها به تجملات اهمیت میدهند مردها کمتر اهمیت میدهند زنها تجملاتی هستند زینت هستند.@ برای همین هم در روانشناسی اسلامی در آنجا که در مورد زن صحبت شده و مطالبی داریم میبینیم که به مسئله زینت زن اهمیت داده شده که مرد بتواند برای زنش زینتآلات تهیه بکند زن اهل زینت هست باید هم اینطوری باشد.@ بعضی از مردها همسرشان را از زینت جدا نگه میدارند مثلاً آرایش نکنند سخت میگیرند بعد از یک مدت میبینند که خود زن لطافتش را از دست داده عاملش خود مرد بوده حتی اینقدر مسئله مهم است که در روایت امر شده به مرد که حتماً خودش را برای زن خودش زینت بکند آرایشی بکند.@ در روایت داریم به زنها سفارش شده که برای مردها زینت بکنند بعد در مورد قوم لوط میگویند که اینها که رفتند سراغ مردها چون زنهایشان اهل آرایش نبودند به خودشان نمیرسیدند زیاد جلوهای نداشتند از آن طرف هم میگوید شما هم اگر میخواهید زنهایتان عفیف و پاکدامن باشند باید خودتان را برای همسرانتان زینت بکنید.@ ببینید زن چطوری دوست دارد شما باشید دوست دارد اتو بزنید نگو نه من اتو نمیزنم دوست دارد لباس اینطوری بپوشی نگو نه من نمیپوشم ممکن است یک موقع در شأنت نباشد بنده استاد هستم روحانی هستم طلبه هستم رئیس یک جا هستم معلم هستم یا در یک طبقه خاصی دارم زندگی میکنم مطابق شئون آن طبقه و شئون اجتماعی خودم باید لباس بپوشم.@ اما حالا ضمن اینکه آن شئون را رعایت میکنم اما حالا ضمن اینکه آن شئون را رعایت میکنم اگر در بعضی از جهات رنگ لباس، مدل لباس که با شئون من منافاتی نداشته باشد همسر من انتخاب بکند خیلی خوب است زن دوست دارد مردش را آنطوری ببیند چه اشکالی دارد.@ مثلاً یک موقعی زن بیاید بگوید که من میخواهم شما ریش نگذاری با تیغ بزنی این مطلق حرام است هر کسی حق ندارد این کار را بکند یعنی هیچ جا همچین اجازهای به ما ندادند یک موقع ممکن است مصلحت بهداشتی پزشک قطعی نظر بدهد که شما یک هفته دو هفته یک ماه دو بار یک تیغی به صورتت بزن اما اصلاً اجازه ندادند.@ یا زن بیاید بگوید من خوشم نمیاید ریش بگذاری خوشت نمیاید نیاید حرام است عمل حرام را که انسان نمیتواند به خاطر همسرش انجام بدهد ولی یک موقع هست میگوید من این ریشی که دوست دارم تو بگذاری یک مقدار راجع به مدلش راجع به قدش نظر میدهد انسان اگر بتواند با شئوناتش رعایت بشود یا مدل مویش.@ مثلاً یک موقع میگوید برو مدل مویت را رپی بزن خودت را پانکی بکن قیافهات را مثل این خروسها بکن این نمیشود این اصلاً با فرهنگ ما جور در نمیاید مرد هم نباید اطاعت بکند اما یک موقع هست نه در مدلهای معمولی که تحریکی هم نیست و فرهنگ خاصی هم بر آن غلبه ندارد حالا جور خاصی میخواهد.@ مثلاً زن اصرار دارد مرد خیلی مویش را خیلی کوتاه نکند حالا برود تیغ بزند کچل بکند یا همیشه کوتاه نگه بدارد بعضی از حاج آقایان من دیدم واقعاً اصرار دارند که همیشه مویشان را کوتاه کوتاه نگه دارند مثلاً با ماشین میزنند زن بدش میاید یعنی دیگر اینطوری رغبتی ندارد عطر خاصی میخواهد شما آن عطر خاص را بزن اگر عطر جلفی نیست بزن.@ مثلاً جوراب خاصی رنگ خاصی میخواهد بپوشید مخصوصاً در خانه که آزاد هست آدم باید سعی کند ضمن اینکه شئونات الهی را رعایت میکند آن چیزهایی را که همسرش میخواهد رعایت بکند این از نظر تجملاتی بودن زن هست.@ اینها را باید مرد بفهمد مرد باید تحمل بکند بداند که زن یک همچین ظرافتهایی دارد باید با او راه بیایی یک کتابی هست نوشته شده از انتشارات شفق به نام روانشناسی زن میتوانید آن را مطالعه کنید کتاب خوبی هست.@ کتاب بسیار خوبی دارند مرحوم پاکنژاد سه جلد هست کتاب ازدواج مکتب انسانسازی چون خیلی بیپرده نوشته بود بخصوص مسائل جنسی زن و شوهر روابطشان را خیلی بیپرده نوشته بود این کتاب اوائل قدغن شد و هنوز هم تجدید چاپ نشد ولی کمابیش گیر میاید.@ کتابخانهها دارند میتوانید بگیرد و مطالعه کنید یک کتاب خوبی هم دارد روش شوهرداری برای زنها که خیلی خوب هست اگر بخواهید باز نسبت به روحیه خانمها آشنایی بیشتری پیدا بکنید این بحث را باید بعد از مرحله عقد دنبالش بروید یا در دوران عروسی یا نزدیک عقدتان هست این شناسایی را پیدا بکنید.@ کتابهایی هست الان زیاد شده در مراکز تربیت و اسلامی ما مثل انجمن اولیاء و مربیان مراجعه بکنید در مورد روابط زن و شوهر و روحیاتشان در موضوعات مختلف بحث شده میتوانید آن چند تا کتاب را مطالعه بکنید تا اطلاع دستتان بیاید.@ شناخت خیلی اثر دارد یعنی آدم بداند که زنها اینطوری هستند خیلی وقتها دیگر حرص و جوش زیادی نمیخورد میداند که این اقتضای زنانگی هست و مرد باید تفاهم و سازگاری ایجاد بکند.@ مثلاً در مورد رفتن بیرون مرد یک شلوار میپوشد کت تنش میکند نهایتاً کفشش و یک شانهای به موهایش میزند اما زن به این راحتی آماده نمیشود بخصوص اگر بچه هم داشته باشد اینجاست که بعضی وقتها میبینی دعوا درگیری حتی فحاشی بعضی از مراجعات تا حتی به مسئله طلاق هم کشیده شده از همین جا شروع شده.@ البته داریم زنهایی که واقعاً بیفکر هستند ملاحظه وقت و دیر شدن و زود شدن را نمیکنند مثلاً مهمانی میروی میبینی آخر مهمانی رسیدن از بس دیر کردن یا مثلاً میخواهند افطار بروند میبینی که همه سفرهها جمع شده تازه اینها میرسند از بس زن معطل میکند بیفکری هست.@ ولی باید بدانید که زن مثل مرد نیست در اینطور جاها باید خودش را مهیا بکند آماده بکند برای بیرون رفتن برایش اهمیت دارد مثلاً آنجا که مجلس زنانه است برایش مهم است که چه لباسی تنش باشد زنهای دیگر چطوری به او نگاه بکنند محجوب هم هستند باشند هیچ نامحرمی هیچی از آنها نمبیند باشد.@ ولی در مجلس زنانه آنها اینطوری نیستند در مجلس زنانه آنها آرایش خاص خودشان را دارند لباس خاص خودشان را دارند و میخواهند این را هم نمایان بکند این آدم باید این مطلب را درک بکند حرص و جوش نخورد.@ مهمانی میخواهند بروند خودش بداند که به طور طبیعی زن دیرتر از مرد آماده میشود بلند نشود کت و شلوارش را بپوشد برود جلوی در بایستد مدام زنگ بزند بیایید پایین پس چه شد، نه قرار بگذارند الان بداند یا زن را طوری برخورد بکند که زودتر بلند بشود حاضر بشود که کار به اختلاف و عصبانیت درگیری کشیده نشود.@ این هم در فرهنگ ما باید یک طور به آن نگاه کرد در مورد خانواده شهدا فرق میکنید در مورد خانواده شهدا دخترانی بودند که دوران نامزدی بودند عقد بودند شوهرشان شهید شده خیلی هم ارزشمند هست که انسان با همسر شهدا ازدواج بکند.@ یا یکی دو تا بچه دارند آن بحث آرمانی هست مثل بحث ازدواج با جانبازان که صحبت شد بعضی از خانمها با جانبازان ازدواج میکنند بعضی از آقایان هم با خانواده شهدا پیوند میکنند کار خوبی هم هست الان هم هنوز هم این مسئله داغ هست هنوز حساسیت خودش را از دست نداده.@ خوب هست که اگر انسان بشناسد البته الان چند سال از جنگ گذشته برای جوانانی مثل شما پیدا کردن همسر شهیدی که متناسب شما باشد شاید ممکن نباشد یا خیلی سخت باشد ولی آن موقع بود و خیلیها این کار را میکردند اقدام میکردند به ازدواج با خانواده شهدا ولی جدای از این مسئله آرمانی باید توجه بکنیم ما وقتی دیدگاهمان را به ازدواج درست بکنیم که ما به ازدواج چه دیدگاهی داریم.@ برای چی میخواهیم ازدواج بکنیم بعد همسر متناسب با ما و آن که مصلحت هست و به عنوان یک همسر شایسته همسری را دارد با همان معیارهایی که گفته شد چه کسی هست یک موقع هست انسان به این نتیجه میرسد که یک زنی که یکبار شوهر کرده خیلی متناسبتر از یک دختر باکره هست.@ اگر به این نتیجه برسد مانعی ندارد ولی مشروط به اینکه به این نتیجه برسد در مورد ازدواج با زنی که یکبار شوهر کرده این دقت را باید بکنید بخصوص پسران مجرد، زنها اصولاً اینطوری هستند گفتم در مورد اینکه زن مظهر جمال الهی است مرد مظهر جلال الهی است.@ زن به عنوان مظهر جمال احتیاج به مظهر جلال دارد همینطور مرد، زن دوست دارد مردش قوی باشد مردش مردانگی داشته باشد یک تکیهگاه داشته باشد زنانی که یکبار شوهر کردند پختگی بیشتری دارند یعنی مراحل عروسی و ازدواج را یک دور طی کردند با هر پسر مجردی نمیتوانند بسازند.@ یعنی معمولاً پسران مجرد مگر خیلی پخته عمل بکنند و واقعاً هم پخته باشند که بتوانند با یک زنی که یکبار شوهر را دیده بتوانند خوب او را کنترل بکنند جلوی آنها بچه به نظر نیایند بخصوص مسئله سن اینجا مطرح میشود حالا ببینیم این زنی که یکبار ازدواج کرده سنش بیشتر هست بیشتر نیست.@ یا اینکه نه مثلاً من الان 33 سالم هست مجرد هستم حالا یک دخترخانمی هم الان 22 ـ 23 سالش هست ازدواج کرده طلاق گرفته از من کوچکتر است با اینکه ازدواج کرده و من مجرد هستم اما من این قدرت را دارم که با ایشان که یکبار شوهر دیده راحت روابط را برقرار کنم مشکلی پیش نیاید.@ اما بعضی زنها هستند نه شوهر کردند تجربه دارند پخته هستند در روابط، مرد با آنها مشکلدار میشود یعنی نمیتوانند با هم خوب کنار بیایند زن خیلی پذیرش از مرد ندارد خیلی تن به اطاعت این مرد یک پسر مجرد نمیدهد این را باید دقت بکنید.@ اگر آن شرائطی که گفته میشود دارد از جهت اینکه باید یک زن داشته باشد فرهنگ خوبی داشته باشد مانعی نیست که مثلاً انسان با یک کسی ازدواج بکند که یکبار شوهر کرده هیچ مانعی نیست طلاق گرفته اگر خوب تحقیق بکند که شرائط مناسب باشد مانعی نیست.@ ولی به این نکتهای که گفتم باید دقت بکنید که بعداً با مشکل روبرو نشوید مثلاً اگر طلاق گرفته چرا طلاق گرفته این خیلی مهم است بعد اگر از شوهرش جدا شده شما میتوانید نسبت به آن شوهر بهتر باشد یا اگر شوهرش مرده شما میتوانید جای او را برایش پر بکنید.@ اینطور نباشد که شما بروید ضعیفتر عمل بکنید آن عشق و علاقهای که به آن شوهرش داشته شما نتوانید پر بکنید به خودتان متوجه بکنید بعد احساسات یک همچین زنی را باید درک بکنید که او با یک عزیزی بوده که شوهرش مرده یا شهید شده و احساساتی نسبتی به او داشته اجازه بدهید که بتواند آن احساسات را بروز بدهد.@ مثلاً میخواهد سر قبرش برود سر قبرش برود این احساسات اینطوری داشته باشد و این تحمل را داشته باشد و الا نه تو دیگر زن ما هستی حق نداری سر قبرش بروی اسمش را بیاوری یا خانه مادر او حق نداری بروی از این حرفها زیاد پیش میاید.@ الان یک جوانی که میخواهد ازدواج بکند اینها را نبیند ولی وقتی در زندگی میروید اینها بروز میکند توجه باید به این مطالب و مسائل داشته باشید که با مشکل روبرو نشوید مهم معیارها و اندیشه هست که درست باشد آن شخص ببینیم با وجود اینکه طلاق گرفته یا شوهرش مرده یا مرد دیده میشود با او ازدواج کرد یا نه این قابلیت را دارد نه.@ بخصوص یکی از تناسبهایی که لازم هست دانسته بشود تناسب جنسی هست به هر حال این زنی هست که قبلاً تماس جنسی داشته با یک مرد، ما باید بدانیم که با زنی روبرو هستیم که این را تجربه کرده ما بتوانیم به درستی از پس آن بربیاییم.@
جلسه 031 - میثاق مقدس (برادران)
متن کامل (خام) جلسه 031 - میثاق مقدس (برادران)