جلسه 022 - میثاق مقدس (برادران)
شماره جلسه
22
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 022 - میثاق مقدس (برادران)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحث امشب ما که انشاء الله اگر برسیم آخرین بحث در مورد مسئله عقد و فاصله بین عقد و عروسی و دوران عقد هست به محاسن و معایب فاصله دوران عقد و عروسی برمیگردد اینکه بین عقد و عروسی فاصلهای بیفتد فاصله که میگوییم گاهی وقتها یک فاصله آمادگی فقط برای مراسم هست که این در واقع فاصله محسوب نمیشود مثلاً یک هفته دو هفته خودشان را آماده بکند.@ وقتی صحبت از فاصله میکنیم منظور این هست که حداقل یک ماه و حداکثر چند ماه تا یکسال این را فاصله میگویند گاهی وقتها همانطور که جلسه قبل هم عرض کردم از یکسال هم بیشتر هست این دارای محاسن و معایبی هست.@ ما اول از فوائدش شروع میکنیم اولین فایده این هست که وقتی قرار است فاصلهای بین عقد و عروسی باشد روابط دختر و پسر افزایش پیدا میکند و از یک حالت نیمه زندگی و زندگی کوچکی هست که یک محدودیت بیشتری دارد نسبت به زندگی زناشویی بعد از عروسی و با یک دامنه کمتری.@ در واقع در دوران عقد دختر و پسر با هم یک نحو زندگی دارند اما این زندگی مثل زندگی بعد از عروسی نیست در همین مقدار نیمچه زندگی که با همدیگر دارند فرصتهای زیادی برای کارهای مختلف به دست میدهد اولین فرصت این هست که طرفین میتوانند همدیگر را بشناسند یعنی فرصت شناخت نسبت به همدیگر برایشان ایجاد میشود.@ این شناخت را دختر و پسر لازم دارند برای اینکه وقتی نسبت به هم شناخت پیدا کردند خودشان را براساس آن شناختی که پیدا کردند میسازند و تربیت میکنند و سعی میکنند براساس شناختی که از هم پیدا کردند ایجاد تفاهم بکنند در همدیگر تا بعد از اینکه زندگی مشترکشان به طور رسمی آغاز شد با مشکلی روبرو نشوند.@ مثلاً هنجارها و ناهنجارهای خانوادگی طرف مقابل را میشناسند مثلاً پسر یاد میگیرد که در خانواده دختر چه چیزهایی رسم هست و چگونه باید عمل کرد و مثلاً فلان رفتار شخصی که پسر دارد یا فلان عادتی که پسر دارد این در خانواده دختر جایگاهی ندارد خوب نیست و میتواند منشأ دردسر بشود لذا کنار میگذارد یک عادت شخصی یک رفتار شخصی یک اخلاق شخصی را کنار میگذارد.@ مثلاً در خانواده خودش یک طور دیگر بار آمده در خانواده همسرش میبینی که آن نوع تربیت اینجا جایگاهی ندارد کنار میگذارد اینها بیشتر در مورد مسائل شخصی هست دارم عرض میکنم آداب، رسوم، سننی که در خانواده همسر ممکن است باشد احتمالاً یک تفاوتهای جزئی گاهی هم یک تفاوتهای خیلی زیادی دارد با آنچه که در خانواده طرف مقابل هست.@ لذا در دوران عقد این چیزها دست میاید خُلق دختر دست میاید رفتار دختر گرایشاتش بینششهایش به دست میاید انسان میتواند در آن موقعیت سازندگی بیشتری ایجاد بکند. این شناختها از راههای مختلفی حاصل میشود.@ گاهی وقتها دختر و پسر خودشان به طور مستقیم اقدام به آموزش همدیگر میکنند یعنی مصالح خودشان را منویات خودشان را ایدههای خودشان را به طور کاملتر از آن زمانی که در دوران خواستگاری برای همدیگر بیان کردند تبیین میکنند تا به طرف مقابل شکل بدهند و یک سازندگی در طرف مقابل ایجاد بکنند.@ بخصوص پسرها و مردها باید به این نکته توجه داشته باشند که دوران عقد دوران بسیار مهمی هست برای اینکه یک سازندگی در همسرتان ایجاد بکنید انتظار اینکه دختر از همه جهت ساخته شده باشد از همه جهت پختگی داشته باشد یک انتظار بیجا و بیهوده هست این که همه مسائل را فهمیده باشد همه پختگیهای لازم را تحصیل کرده باشد این انتظار انتظار درستی نیست.@ لذا فرصت خوبی هست که در دوران عقد در فرصتهای مختلفی که پیش میاید اقدام به گفتگوی مستقیم، صریح البته با بیان خوب نه با بیان بد که باعث زدگی و خستگی بشود با یک بیان خوب آن سازندگیهایی که نیاز داریم در همسرمان میخواهیم باشد به طور مستقیم به او بگوییم و این را تفهیم بکنیم هر چه که میخواهیم همسرمان باشد آنطور که لازم هست میتوانیم در دوران عقد این را به طور مستقیم بیان بکنیم.@ البته گفتم طریقه بیان خیلی مهم است که موجب رنجش نشود بلکه موجب سازندگی بشود پس این یک طریق تحصیل شناخت هست یعنی اینکه دختر میشناسد با بیان و حرف همسرش میشناسد که همسرش کیست چیست و چه چیزی میخواهد.@ پسر هم همینطور از صحبتهای مستقیمی که از دختر میشنود میتواند این اطلاعات را کسب بکند که همسرش چه شخصیتی هست گاهی وقتها این شناخت به طور مستقیم حاصل نمیشود یعنی اینطور نیست که دختر و پسر برای همدیگر حرفی بزنند بلکه از طریق عمل کردن به طور غیر مستقیم از رفتارها این شناختها حاصل میشود.@ در رفت و آمدها در معاشرتها در مسافرتهایی که با همدیگر دارند در مهمانیها در اینجا به دست میاید یا اینکه دختر و پسر اقدام میکنند به رد و بدل کردن کتب، کتب مختلف علمی، آموزشی در زمینه مسائل زناشویی و این به طرق خودش حرفی ندارد کتاب میدهد نوار میدهد یا اینکه همسرش را دعوت میکند به یک جلسه علمی جلسه آموزشی.@ مثلاً مثل جلسه آموزش همسران ما که در سال 72 داشتیم برای دختران و پسرانی که عقد کرده بودند تا عروسی و سه سالی هم بعد از ازدواج اینها بودند دختران و پسرانی که عقد کرده بودند با هم میامدند مینشستند و مطالب مربوط به دوران زناشویی را آنچه که لازم هست در 22 جلسه یاد گرفتند که نوارهایش هم موجود هست.@ و توصیه میکنم که کسانی که دوران عقد را گذراندند یا وارد دوران عقد شدند شروع کنند به استفاده از آن نوارها که بتوانند در دوران عقد پختگیهای لازم را در خودشان و همسرشان ایجاد بکنند که انشاءالله بعد از عروسی شیرینی زندگی را بیشتر درک بکنند.@ پس وقتی میگوییم دوران عقد فرصت شناخت همدیگر را ایجاد میکند این شناخت از دو طریق حاصل میشود یکی به صورت مستقیم نظراتشان را برای همدیگر میگویند یکی هم به صورت غیر مستقیم با رفتار و عمل هست.@ فایده دوم فاصله بین عقد و عروسی این هست که شخص فرصت میکند خودش را هم بشناسد یعنی نقاط قوت و ضعف خودش را هم شناسایی بکند در مورد امر همسرداری، اینها بیشتر در دستش میاید و میتواند با استفاده از فرصتی که دارد تا زمان عروسی آن نقاط ضعف خودش را برطرف بکند و اگر نقاط قوتی هم در خودش میبیند آن نقاط قوت را تقویت بکند و حفظشان بکند و از آنها مراقبت بکند.@ سومین فایده این هست که دختر و پسر فرصت میکنند که یک برنامهریزی خوبی برای زندگی آیندهشان بکنند و مقدمات یک استقلال یک زندگی مستقل را فراهم بکنند چه از جهت عاطفی چه از جهت اخلاقی چه از جهت اقتصادی چه از جهت وظائف زناشویی بتوانند خودشان را آماده بکنند که یک زندگی کاملاً مستقل و خوبی را داشته باشند.@ فایده چهارم این هست که فرصت آموزش فنون و شیوههای شوهرداری و زنداری در تدبیر منزل و همسرداری را پیدا میکنند با مطالعه کتابها همان دورههایی که مثال زدم گاهی وقتها هم جنبه عملی دارد یعنی در میدان عمل هست صرفاً کتاب نیست.@ بعضی از پسرها یا دخترها قبل از اینکه ازدواج بکنند شروع میکنند کتابها را میخوانند که این آمادگیها را کسب بکنند اما دوران عقد شما عملاً هم میتوانید بعضی از مسائل را امتحان بکنید و به نقاط ضعف و قوت خود پی ببرید در اینطور مسائل.@ در مورد تنظیم بودجه در مورد اخلاق در مورد تحمل همسر در مورد مسافرت در مورد تنظیم برنامههای علمیتان با وجود همسرتان در مورد مسائل جنسی ارتباطات جنسی و آمیزش یک موقعی ممکن است انسان شناختهایی حاصل بکند از شخصیت همسرش، به هر حال آمادگیهای مختلفی را میتواند ایجاد بکند و تجارب زیادی را میتواند تحصیل بکند.@ نکته پنجم ایجاد آمادگی برای ورود به یک زندگی جدید هست اگر دختر و پسر بلافاصله بعد از اینکه با هم آشنا شدند و خواستگاری رفتند و عقد کردند و سریع هم عروسی کردند چون هیچ فرصتی برای آماده کردن خودشان نداشتند گاهی وقتها نیازها این چیزها را ایجاب میکند.@ گاهی وقتها نوع زندگیها ایجاب میکند که دختر و پسر بلافاصله بعد از عقد عروسی بکنند و فاصله بین عقد و عروسی و یا آشنایی و عروسی نباشد مثلاً یک پسری در خارج هست احتیاج به همسر دارد سریع اقدام میکند به گرفتن همسر و همسرش را برمیدارد با خودش میبرد.@ یا یک کسی اینجا برای استقلال خودش نیاز به همسر دارد و نمیتواند این فاصله را تحمل بکند چه از جهت نیاز جنسی یا نیاز زندگی مستقل یا نیاز عاطفی نمیتواند این فاصله را رعایت بکند و تحمل بکند اقدام میکند.@ اینها بسته به شخصیت افراد نیازهایشان و موقعیتهایشان فرق میکند اما بحث ما آن موقع هست که بناست که فاصلهای باشد آنجایی که این فاصله هست اگر این فاصله نباشد و بتواند باشد یعنی شخص برایش فرق نکند بعضیها میایند به ما میگویند که آقا به نظر شما ما فاصله عقد و عروسیمان را چقدر قرار بدهیم.@ یعنی این اگر به او بگویی یک ماه، یک ماه اگر بگویی پنج ماه، پنج ماه، بعضی از دختر پسرها برایشان فرقی نمیکند در این صورت اگر زود اقدام به عروسی بکنند این فرصتهایی که عرض کردم برایشان به دست نمیاید و خیلی از تجربهها را عملاً میخواهند بعد از عروسی کسب بکنند.@ یعنی این روند سعی و خطایی که دارند انسان سعی میکند تلاش میکند چیزی را امتحان میکند گاهی وقتها خطا میکند بعد جبرانش میکند این را میگذارند برای بعد از عروسی، این در روند زندگیشان تأثیر دارد یعنی چند سال اول یا چند ماه اول را اینها باید بگذارند برای امتحان کردن همدیگر شناختن همدیگر برای اینکه با همدیگر روابطشان هماهنگ بشود تا بخواهند هماهنگ بشوند یک مدتی میگذرد.@ چه بسا در این هماهنگیها تنشهایی ایجاد بشود سوءتفاهمهایی ایجاد بشود اختلافاتی ایجاد بشود که نطفه یک جنگ روانی را و چه بسا خدای نکرده نطفه یک اختلاف سرنوشتسازی را در زندگی دختر و پسر ایجاد بکند لذا این فاصله عقد و عروسی خیلی مناسب هست که این آمادگیها ایجاد بشود.@ و نکته مهمی که در دوران عقد باید توجه بکنیم این هست که آموزش در دوران عقد غیر از آموزش و تجربه بعد از عروسی هست یعنی توان یادگیری و حتی توان شکلدهی که در طرفین وجود دارد غیر از زمانی هست که بعد از عروسی هست.@ بعد از عروسی زن و شوهر مال هم هستند پیش هم هستند میدانند که بناست با هم زندگی کنند و همیشه هم هستند اما در دوران عقد دخترها از کششهای مختلف و از نیازهای پسرها استفاده میکنند و سعی میکنند آن ارزشهایی که نزد خودشان هست به پسر بدهند و تحمیل بکنند امتیاز بگیرند.@ و پسر هم به خاطر آن شرائط خاص دوران عقد و کشش زیادی که دارد ممکن است این امتیازات را بدهد متقابلاً پسرها هم ممکن است همین کار را بکنند این جنبه منفی قضیه است امتیازگیری، اما جنبه مثبت قضیه این هست که دوران عقد دوران شور و شوق اولیه است دوران عشق هست و آن حالت غلیان و اوج علاقه هست.@ آنطور جاها گذشت از خصوصیات بد اخلاقی به خاطر طرف مقابل آسانتر هست تا بعد از اینکه عروسی کردند و بچهدار شدند آن موقع خیلی راحت دختر و پسر یا زن و شوهر نمیگذرند از خصوصیات خودشان اما در دوران عقد این آمادگی بیشتر هست.@ البته این آمادگی که میگویم در همه جهات نیست ولی در اکثر موارد اینطور هست در اکثر موارد پذیرایی خیلی بیشتر هست در دوران عقد ولی در دوران عروسی بعضی از موارد هست که پذیرایی بیشتر هست اکثر موارد در همان دوران عقد این آمادگی وجود دارد.@ یعنی اگر این دوران فاصله عقد و عروسی نباشد دختر و پسر هیچ تجربهای ندارند ناگهان وارد یک زندگی جدید میشوند با شرائط جدید و وظائف جدید اما وقتی فاصله هست یواش یواش انس پیدا میکنند به وظائف خودشان و شیوههای زندگی که باید داشته باشند.@ از نظر عاطفی هم همینطور مثلاً دختر و پسر بخصوص دختر انس به خانواده دارد و یک جا کَنده بشود بیاید برود خانه یک نفر دیگر در یک شرائط دیگر باز برایش شاید سخت باشد ولی در دوران عقد یواش یواش انس میگیرد که باید با کس دیگری زندگی کند در یک شرائط دیگری زندگی بکند خودش را فرصت پیدا میکند از نظر عاطفی هم آماده بکند.@ هم از جهت عاطفی نسبت به پدر مادر خودش و هم از جهت عاطفی نسبت به پدر مادر همسرش و خانواده همسرش خودش را آماده میکند که وارد یک خانواده با یک روحیات جدیدی بشود یا با یک روحیات مختلفی بشود این آمادگی را حاصل میکند پسر هم به نوبه خودش این آمادگیها را میتواند به دست بیاورد.@ از جهت انس به همدیگر هم همینطور یعنی دوران عقد دوران خیلی خوب هست برای اینکه دختر و پسر به همدیگر انس و محبت کافی و لازم را که لازمه یک زندگی هست پیدا بکنند یعنی دوران عقد در واقع دوران لذت و محبت و مودت و عشق هست.@ در زندگی بعد از عروسی به واسطه مشغلههای زیادی که هست دختر و پسر کمتر فرصت میکنند به همدیگر برسند الان هم اگر در اطراف شما کسانی را ببینید که ازدواج کردند یا چند سالی از ازدواجشان گذشته باشد میبینید که همینطور هستند در دوران عقد فرصت برای خلوت با همدیگر بیشتر هست.@ برای توجه به صرف شخصیت طرف مقابل بیشتر هست مردها بیشتر وقت میگذارند برای زنها زنها بیشتر وقت میگذارند برای مردها، در همدیگر ذوب میشوند در همدیگر حل میشوند به همدیگر توجه عمیق میکنند و از این جهت میتوانند شخصیتشان را تکمیل بکنند ارضا بکنند از جهت محبتی و عاطفی.@ مسافرت بروند با همدیگر خلوت داشته باشند اینها شیرینیهایش معمولاً میماند خاطرات خوشی را در زندگی میگذارد بعد از سالها که از زندگی بگذرد یادش بیفتند از آن لذت میبرند اما اگر این فرصت نباشد یک دفعه وارد صحنه زندگی بشویم با مسئولیتهای زیاد.@ پسر باید صبح برود سر کار و غروب خسته بیاید دیگر فرصت نمیکند یک مسافرت درست و حسابی با همسرش برود یک مسافرت لازمی که بتوانند به همدیگر برسند بدون دغدغه چه بسا بلافاصله بعد از عروسی زن باردار بشود دوباره یک مسئولیت جدید و یک وقتگذاری جدید و یک مشغله جدید.@ ولی در دوران عقد این آمادگیها هست و خوب هم هست که از آن بهرهبرداری بشود مرد بخصوص مردانی که مشغله کاری زیادی دارند و کمتر میتوانند به خاطر نوع شغلشان همسرشان را از جهات مختلف ارضا بکنند دوران عقد دوران خیلی خوبی هست که در آن دوران یک ارضاء خوب و یک آمادگی خوبی در زن ایجاد بکند.@ فایده ششم مسئله افزایش محبت و دوستی نسبت به همدیگر هست و بها دادن به عواطف و احساسات دیگر فداکاریها و ایجاد احترام متقابل، اینها خیلی اهمیت دارد چون یکی از ستونهای بسیار مهم زندگی زناشویی عاطفه و محبت قوی هست حس فداکاری هست که در بحث فوائد ازدواج عرض کردم اینها را در دوران عقد میشود تکمیل و تقویت کرد این یک مختصری بود در مورد فوائد فاصله بین عقد و عروسی.@ قسمت بعد کارهایی هست که خوب هست در دوران عقد صورت بگیرد در روابطی که با طرف مقابل داریم چه کارهایی لازم و خوب هست که بکنیم با بیانی که شد متوجه میشویم که دوران عقد یک دوران خیلی مهم هست یعنی برخلاف تصور خیلیها صرفاً یک دوران برای خوشگذرانی یا برای لذت بردن نیست.@ بلکه یک دورانی هست که دختر و پسر خودشان را آماده میکنند با توجه به رسالتی که بعداً میخواهند به عهده بگیرند آماده میکنند خودشان را از جهات مختلف از جهات اقتصادی، از جهات عاطفی، از جهات علوم و فنونی که نیاز دارند برای زندگی مشترک از جهات مختلف خودشان را آماده میکنند یک دوران حساس و مهم هست.@ وقتی دوران عقد را ما به این دید به آن نگاه میکنیم معمولاً میفهمیم که چه کارهایی هم باید با توجه به اینکه این دوران باید این بازدهیها را داشته باشد انجام بدهیم یکی از آنها مسئله ملاقاتهایی هست که بین دختر و پسر هست.@ باید توجه داشته باشیم که در دوران عقد ملاقاتهایی بین دختر و پسر باشد ملاقاتهای صمیمانهای باشد فرصتهای صحبت کردن خلوت کردن، شرکت در مهمانیهای فامیلی، آشنا شدن با فامیلهای همدیگر، ارزیابی فامیلها اینها مهم هست.@ در دوران عقد در همین رفت و آمدهایی که به مناسبت مثلاً عروسی دو نفر و ازدواج دو نفر داده میشود معمولاً بار ارزشی ندارد یعنی شما فرض بفرمایید دایی و خاله و عمو و پسرعمو پسردایی و خواهر خانم شما را دعوت میکنند شما به مناسبت اینکه با این دختر از این خانواده وصلت کردید آنجا میروید.@ وقتی میروید میتوانید شناساییهای زیادی را به دست بیاورید که آیا من بعد از عروسی با این فامیل رفت و آمد داشته باشم نداشته باشم این از نظر تربیتی از نظر عقیدتی مناسب هست برای ارتباط برای صلهارحام یا نه البته صله ارحام قطع نمیشود صله ارحام کاری با دین و غیر دین ندارد.@ ما وقتی میگوییم صله ارحام حتی فامیل شما کافر هم باشند شما موظف هستید شرعاً صلهارحام بکنید این زمانی هست که اثرپذیری و ضرری برای دین نیست و آفتی زندگی ما را تهدید نمیکند اما شما در همین دوران عقد متوجه بشوید که فلان کس از خانواده همسرتان فساد اخلاقی دارد رفت و آمد با اینها موجب فساد خانواده میشود.@ تأثیرگذاری منفی روی خانم شما یا روی شما دارد یا بعداً اگر بخواهد ارتباطات گستردهای برقرار بشود روی فرزندان شما تأثیر منفی دارند یا خود شخصیت آن فامیل روی شما تأثیر منفی دارد شما را میخواهد به کاری بکشاند که اهلش نیستید.@ لذا این شناساییها خوب هست ملاقاتهایی که دختر و پسر با هم داشته باشند خیلی تأثیرگذار هست برنامهریزی باید بشود یعنی باید به آن توجه بشود به اینکه ملاقات بینشان انجام بشود و یک وقتگذاری جدی و مناسب.@ مسئله هدیه دادن هست که خیلی خوب هست این هدیه دادن دو جور هست گاهی وقتها خود پسر یک هدیهای به دختر میدهد حالا به مناسبتهای مختلف یعنی یک هدیهای هست که بین دختر و پسر رد و بدل میشود شاید کسی هم از آن اطلاع نداشته باشد.@ گاهی وقتها هدیه جنبه رسمی دارد یعنی رسم هست به مناسبتهای شیرین و مختلفی که بین فاصله عقد و عروسی هست داماد یک چیزی میخرد خانه عروس میبرد معمولاً داماد وقتی خانه عروس میرود دست پر میرود ولو به یک جعبه شیرینی ولو به خریدن چند متر پارچه برای دختر یا اگر وضع مالیش خوب باشد یک زینتآلاتی بگیرد برای دختر یا مثلاً برای مادرخانمش یا پدرخانمش اینها هست.@ معمولاً خانوادههای دختر به این مسئله توجه دارند که اگر کسی وسعش میرسد این رعایت بشود چیز خوبی هست از آنطرف هم خانوادهها باید دقت بکنند که انتظار بیجایی نداشته باشند ضمناً آقایانی که سر این کلاس هستند دقت بکنند وقتی ما داریم از وظائف خانواده دختر صحبت میکنیم خود شما هم به نوبه خودتان میتوانید خانواده دختر باشید.@ یعنی الان فعلاً آمدید به عنوان پسری که میخواهد برای انتخاب همسر چیزهایی را یاد بگیرد ولی میتوانید شما برادر خانم باشید یعنی شما هم به هر حال در خانوادتان خواستگار میاید برای خواهرتان باید همکاری کنید با خواستگاری که میاید.@ پسری که میاید به خواستگاری خواهر شما یا یکی از دخترهای منزل شما بعد هم پدر خواهید شد باز باید به این مطلب توجه بکنید که انتظارها کنترل بشود اگر میبینید در خانوادتان مثلاً مادرتان یک انتظار بیجایی دارد نسبت به دامادتان کنترلش بکنید تذکر بدهید با مهربانی و با رعایت ادب که این بیچاره را اینقدر در فشار نگذارید که هر دفعه باید هدیه بخرد هر دفعه هم باید هدیه سنگین بخرد به مناسبت مراسم مختلف.@ یک روز مثلاً جشن تولد دختر هست یک روز عید فطر هست یک روز عید قربان هست یک روز عید غدیر هست یکبار عید نوروز هست خلاصه رعایت بشود یا اگر پسر میخواهد این را رعایت بکند یا اهل این هست ما انتظارمان را تنظیم بکنیم از او که مثلاً با یک جعبه شیرینی که او میاورد با یک دسته گلی که او میاورد ما راضی باشیم.@ مهم این هست که آن بزرگداشت صورت بگیرد و احترام صورت بگیرد به کمیت خیلی توجه نداشته باشیم این را باید در خانواده خودمان جا بیندازیم یعنی همکاری کنیم چون آن کسی هم که به هر حال به خواستگاری خواهر ما یا یکی از دختران منزل ما میاید مثل خود ما هست که داریم میرویم خواستگاری.@ و در روایت داریم(اِرضَ لِلنّاس ما تَرضا لِنَفسِک) آنچه برای خودت دوست داری میپسندی برای دیگران هم آن را بپسند و آنچه را برای خودت نمیپسندی برای دیگران هم آن چیز را مپسند این از شرائط واجب اخوت اسلامی یکیش این هست که گفتند مسلمان نیست کسی که اینطور نباشد.@ بپسند آنچه که برای خودت میپسندی برای دیگران بپسند و آنچه که برای خودت نمیپسندی برای دیگران هم مپسند مسئله مسافرتهای کوتاهمدت هست خوب هست که یک مسافرتهای کوتاهمدت انجام بشود اگر یک همچین اجازهای داده بشود به کسی که عقد کرده.@ گاهی وقتها اجازه نمیدهند اگر فرصت بشود خوب هست که این مسافرتهای کوتاهمدت یک روزه دو روزه انجام بشود اینها هم تأثیرات سازنده و خوبی دارد شرکت در محافل مذهبی و علمی هست در جلسات مختلف در عبادتگاهها وقتی گذاشته بشود مثلاً افراط و تفریط زیاد هست.@ بعضیها وقتی دوران عقد هست یا مثلاً میخواهند سینما بروند با تأثیرات منفی زیادی که میتواند داشته باشد یا مثلاً تفریحگاههایی که باز شاید همه آنها مناسب نباشد به این سمت میکشانند گاهی وقتها نه بعضیها افراط میکنند دختر را هر هفته برمیدارند بهشت زهرا میبرند این هم مناسب نیست بلکه باید تعادلی باشد.@ هم جنبه معنوی رعایت بشود مثلاً زیارتگاه میخواهند بروند خوب هست شما چند هفته یکبار یا مثلاً اگر ارتباط هر روزه دارد انسان با همسرش در دوران عقد هفتهای یکبار دو هفته یکبار برای پاکسازی روحیه به زیارت بروند اگر بتوانند در کنار هم بنشینند در این محیط زیارتی.@ بعضی از محیطهای زیارتی فرصت هست که دختر و پسر در کنار هم بنشینند این زیارت را بخوانند بدون اینکه جلب توجه بکنند و فساد ایجاد بکنند بعضی جاها نه رعایت نمیکنند مثلاً من رفتم وارد یک زیارتگاهی شده بودم دیدم دختر نشسته پسر هم سرش را گذاشته روی پای دختر حالا در زیارتگاه پایش را هم زده به دیوار، این مناسب نیست.@ یا نه فکر میکنند که به جای اینکه آنجا به پاکسازی بپردازند میروند آنجا مینشینند با همدیگر گپ میزنند دست میاندازند گردن همدیگر دست همدیگر را میگیرند در زیارتگاه که جای این چیزها نیست آن خانه و خلوت و جای دیگری هست رعایت نمیکنند.@ نه آنجا بروند واقعاً دوتایی توجه بکنند به مبدأ متعال به خداوند، یاد ابدیت بیفتند یاد اینکه هر دو باید این مسیر را تا ابدیت بروند و زندگی اینها در ابدیت یکدیگر تأثیر دارد از خدا کمک بخواهند برای اینکه این زندگی را مبارک بکند برای جنبههای دیگر دعا بکنند و دعا کنند برای تطهیر روحشان برای توجه به مبدأ متعال آنجا بروند و این خیلی شیرین و خوب هست.@ اگر هم یک همچین امکانی نیست که با این پاکی کنار همدیگر بنشینید حالا مثلاً جدا قرار میگذارید که شما بروید زیارت بکنید من هم میروم زیارت میکنیم یک ساعت دیگر نیم ساعت دیگر بیرون باشید این خوب هست.@ مراکز تفریحی هم باید درست انتخاب بشود باید دقت بکنیم مراکز تفریحی جای ابراز احساسات شخصی به همدیگر نیست برخلاف تصوری که خیلیها میکنند مراکز تفریحی برای همان تفریح هست تفریح یعنی وارد کردن فرح و شادی به روح، یک تنوعی هست.@ وقتی اسم تفریح را کسی یاد بگیرد که یعنی چی و بداند که واقعاً هم برای روح یک همچین چیزی لازم هست آن موقع هم در نوع رفتاری که میخواهد بکند توجه دارد در آنجا هم در انتخاب محیط، محیطی که ما میرویم اگر آلودگی معنوی داشته باشد این تفریح نیست ممکن است ما بنشینیم صفایی بکنیم.@ اما وقتی انواع و اقسام قیافههای مختلف رفتارهای ناجور رفتارهای خلاف شرع چیزهایی که خدا نمیپسندد به هر حال گناه در این محیطها هست این نمیشود اسمش را تفریح گذاشت ممکن است من یک روز بلند بشوم سیزده بدر بروم بیرون با همسرم.@ ولی وقتی بروم ببینم صد تا دختر ناجور با قیافههای ناجور با رفتارهای زننده چیزهایی که خلاف شرع هست جلویم هستند این برداشتی که من از این تفریح میکنم مگر اینکه آدم شیطانی باشم که بخواهم از اینها لذت ببرم برای این کار آنجا بروم شخصیتم اینطوری باشد یک شخصیتی که شکار حیوانیت میاورد میروم به شکار حیوانیت.@ و الا این را اسمش را نمیشود تفریح گذاشت میروی آنجا یک باری از گناه و یک سنگینی روحی را با خودت میاوری انتخاب محل تفریح خیلی مهم است دریا آدم میخواهد برود جای خیلی خوبی هست کوه میخواهد برود دشت میخواهد برود بخصوص که توجه بکند با آیات الهی سروکار دارد.@ وقتی به دریا میرود به کوه میرود به جنگل میرود به پارک میرود اینقدر تذکرات هست در اینها برای انسان که انسان با توجه به همین آیات الهی متوجه عظمت خدا متوجه مبدأ متعال متوجه وظیفه خودش به عنوان یک انسان بشود این نعمات الهی را ببیند و شکرگذار باشد خیلی خوب هست ولی درست استفاده بکند از محل تفریحی که میخواهد برود درست انتخاب بکند.@ مثلاً روز مناسبی را انتخاب بکند ساعت مناسبی را انتخاب بکند که بتواند نهایت لذت را ببرد و آلودگی هم نداشته باشد محیطی برود بعضیها برمیدارند دختر را شهربازی میبرند من که نرفتم ولی آنهایی که میگویند مثلاً میتوانیم حدس بزنیم چطور هست که آنجا هیچ رعایتی نیست.@ اگر هم باشد خیلی کم دختر و پسر قیافه دختر را اندامش را خندهاش را قهقههاش را آرایشش را رفتارهای سبک بدنیش را همه مردها دارند نگاه میکنند کنار هم در صف شلوغ، تماس بدنی زیاد، ارتباطات آنچنانی این اسمش را نمیشود تفریح گذاشت.@ بعد هم باید دقت کنیم که ما میخواهیم وارد یک زندگی جدی بشویم زندگی پختگی لازم دارد ما بچه بازی که نمیخواهیم بکنیم برویم بنشینیم در این ماشین برقیها یک ذره تکان بخوریم این چه چیزی برای انسان دارد مگر روحیه بچگی باشد.@ بعضیها هستند که این روحیه بر آنها حاکم هست مثلاً من دیدم مرد که میرود خرید مثلاً سبزی و میوه میخرد مثلاً پفک نمکی میخرد تمبر هندی میخرد میاورد یا مثلاً خانمش به او سفارش میدهد بعضی از دخترها را میشناسم الان چهار سال پنج سال ده سال از زندگیشان میگذرد هنوز وقتی شوهرشان بیرون میرود سفارش پفک نمکی میروند که پفک بخورند آدامس بخورند لواشک بخورند از این چیزها هست.@ باید دقت کنیم در زندگی چیز دیگری هست ما باید برای کار دیگری خودمان را آماده بکنیم بعضی از دختر پسرها من میبینم با فرزند خودشان سر پفک دعوایشان میشود پدر با پسرش دعوایش شده سر ذرت بو داده بچه را میزند که تو سهم من را بیشتر خوردی این خصوصیات هنوز هست.@ یعنی بچگی در پدر مانده پدر اصلاً بزرگ نشده فقط بلوغ جنسی و اقتصادی پیدا کرده اما از جهت عقلی و از جهت عاطفی رشد کافی نداشته اقدام کرده به ازدواج ولی هنوز در مرحله بچگی هست شما بروید در این مراکز تفریحی میبینید چقدر افرادی که 30 سال 40 سالشان هست حتی بالاتر هنوز رفتارهای بچگانه دارند هنوز کودک هستند در همان محدوده ماندند.@ این روحیه باعث میشود در خیلی از مسائل زندگی شکست بخورند مثلاً در تنظیم مسائل اقتصادی موفق نباشند پسر آنقدر هوسباز هست که با داشتن یک درآمد کم نمیتواند از فلان مُد لباس بگذرد یعنی اگر شده وام بگیرد قرض بکند خانواده از جهت مسائل مهم یا حتی کالاهای مهم و ضروری در مضیقه هست.@ اما پسر میبینید حتماً باید کیف سامسونت آنطوری دستش بگیرد یا کتش اینطوری باشد شالگردنش آنطوری داشته باشد ساعت آنطوری باشد حتی ماشین، من در این سفر اخیرم که لبنان رفته بودم آنجا تغییر فرهنگی بیشتر بود مثلاً خانوادههایی را میدیدی که تحت پوشش کمیته امداد بودند.@ مثلاً برای نان برنج برای مسائل استراتژی منزل کمیته امداد کمک میکرد بعد میدیدی که مرد خانه یک بنز 400 زیر پایش هست یک ماشین بیاموی آنطوری دارد آنجا البته وضع ماشین بهتر هست تاکسیهایشان بنز هست از این بنزهای 200 که اینجا یک نفر سوار میشود با آن چقدر پز میدهد آنجا تاکسی است.@ ولی مثلاً آنها اگر یک کمک اقتصادی میکردی که مثلاً یک فرشی موکتی چیزی بیندازند حالا بعضیها این چیزها را رعایت میکردند یا مثلاً غذا بگیرند بچه الان سوء تغذیه دارد میبینی میرفت یک چراغ خواب میخرید پز را به آن توجه میکردند تجملات را اصلیترین نیازشان میدانند.@ بعد آن راهنمای ما میگفت همین جوانانی که شما میبینید با این ماشینهای خیلی شیک میایند از جلوی شما رد میشوند اینها شب بیرون میخوابند جایی ندارند بخوابند ولی این را حتماً باید داشته باشند که یک ماشین زیر پایشان باشد در خیلی از آقایان یا خانمها این مسئله اینجا همینطور هست یعنی در دوران بچگی ماندند.@ اسباببازی مثلاً حالا یک زمانی مثلاً با ماشین کوکی و عروسک و اینها الان که بزرگتر شدند با مبل و با لوستر و با لباس و با لوازم آرایش و با ماشین، مرد بزرگ شده اما ماشینبازی هنوز همانطور هست همان روحیه ماشینبازی بچگیش را دارد.@ ولی چون بزرگ شده این را آورده یک خط جدی به آن داده چون خودشان به آن دچار هستند کمتر کسی بو میبرد که این هنوز همان رفتارهای دوران بچگیش را دارد بروز میدهد با اینکه 20 سال از زندگی مشترکشان هم گذشته ولی عادت شده.@ اگر به خیلی از رفتارهای افراد در جامعه نگاه کنید میبینید که خیلی از اینها همان رفتارهای دوران کودکی هست که مدلش عوض شده و الا اینها در همان سن کودکی و رفتار کودکی باقی ماندند نکاتی که باید رعایت بشود این چهار مورد یکی مسئله ملاقاتها بود، مسئله هدیه دادن بود، مسئله مسافرتها بود و مسئله شرکت در محافل مذهبی و علمی بود.@ باید توجه بشود به اینها و برایشان برنامهریزی بشود جلسات علمی، گفتم مرد غیر از زن هست موظف هست مرد این سه نیاز را تأمین بکند زن هم باید تأمین بکند ولی مرد تأمینکننده اصلی هست یکی نیاز اقتصادی و مادی، نیازهای عاطفی و نیازهای معنوی، مرد موظف هست تأمین بکند و دوران عقد بهترین دوران هست برای تأمین اینطور مسائل.@ یعنی فقط این نیست که من او را بردارم ببرم بیرون، بلکه باید ببینم همسر من چه چیزی احتیاج دارد از جهت خوراکهای معنوی، نوار خوب، کتاب خوب، استاد خوب، مرکز آموزشی خوبی که بتوانم به او معرفی کنم که بتواند آنجا خودش را ارضا بکند تغذیه بکند.@ بخصوص که خیلی هم صلاح نیست مرد مستقیم خیلی از حرفها را بزند به هر حال اتصال زن به یک منبع معنوی و علمی خوب خیلی مهم هست و خوب هست که مرد خودش شناسایی بکند و هم خودش استفاده بکند و هم همسرش.@ چند تا نکته هست در روابط دختر و پسر در دوران عقد یک مسئله این هست که مردها باید در اظهار عشق و محبت و سایر ارتباطات پیشقدم باشند یعنی نباید انتظار داشته باشیم دختر این کارها را بکند مثلاً در مسئله محبتورزی عشقورزی در خیلی از کارهای دیگر سایر ارتباطات زن حیا زیاد دارد.@ در روایت داریم نُه برابر مرد حیای زن هست مرد هست که باید اقدام بکند به این کارها، بتواند روابط خوبی را برقرار بکند چه از جهت تکلم، حرف زدن، روابط کلامی، چه از جهت ارتباط بدنی، بوسیدن، ارتباطات دیگر که هست مرد هست که باید پیشقدم باشد در اینطور مسائل.@ خیلی وقتها این بیتوجهی که توسط مردها صورت میگیرد اثر بدی در زندگی میگذارد من دیدم بعضی از دخترها و پسرها من زیاد مراجعه داشتم در این مورد که مثلاً دختر و پسر بعد از پنج ماه شش ماه هفت ماه یکسال اختلاف شدید پیدا کردند در حد طلاق بعضیهایش هم منجر به طلاق شده.@ بعد که بررسی کردیم دیدیم که اینها اصلاً بلد نبودند چطوری با همدیگر رفتار بکنند گاهی وقتها زجر میبردند از دوران عقدشان مثلاً پسر آمده میگویم چند ماه عقد هستید؟ میگوید من 11 ماه است که عقد کردیم، میگویم روابطتان چطوری است؟.@ میگوید هیچی خیلی معمولی من بعضی وقتها که میروم خانهشان مینشینم اینجا او هم آنجا یک چایی و چند دقیقه هم صحبت میکنیم بعد هم خداحافظ، میگویم اصلاً با هم بیرون نمیروید؟ میگوید نه، میگویم ارتباط بدنی نداشتید؟ میگوید نه اگر هم بوده خیلی جزئی در حد یک دست دادن که دو تا مرد با هم دست میدهند در همین حد بوده.@ پسر اصلاً عرضه برقراری ارتباط را نداشته یعنی نه برنامهریزی کرده برای بیرون رفتن نه تلاشی کرده نه تقاضایی کرده نه زمینهاش را مهیا کرده نه اقدام کرده این خیلی مهم است مسائل عاطفی تماسهای مختلف در دوران عقد که لازم هست این ارضاء عاطفی و محبتی در دوران عقد خیلی سازنده است برای بعد از دوران عقد.@ یا مثلاً یک مورد دیگر داشتیم خیلی دختر و پسر خوبی هم بودند هر دو زندگی خیلی مرفهی هم داشتند ولی پسر خیلی خجالتی در این زمینه خجالت میکشید ارتباط برقرار بکند اگر پسر قرار باشد اینقدر خجالت بکشد دیگر وای به حال دختر، بعد دختر یک نیازی دارد.@ اصلاً زن اینطوری هست زن اقدام مرد را میطلبد که مرد شروعکننده و هجومبرنده باشد و زن پذیرنده باشد زن حالت پذیرش دارد مرد حالت تهاجم و عرضه را دارد این حالت طبیعی هست که باید باشد ولی این خجالتی هست بعد هم دختر دیده که مرد اینطوری نیست در او اثرات بدی ایجاد شده.@ گاهی وقتها اینجا که مراجعه میشود مثلاً دختر و پسر آمدند مسائلشان را در میان گذاشتند بعد من دیدم پسر خجالتی هست بیعرضه هست نمیتواند از خودش آن رفتارهای مردانهای که باید نشان بدهد و بروز بدهد، بروز بدهد بعد که مرد را توجیه کردیم حالا فهمیده که باید این کارها را بکند بعد دختر باز قبول نمیکند میگوید اینها رفتارهای مصنوعی هست.@ آموزش دیده که باید این کارها را بکند از خودش تراوش نمیکند باید از خود مرد این تراوش بکند یک مدتی هم باید بگذرد که مرد ثابت بکند که نه ما این از خودمان تراوش میکند فیلم بازی نمیکنیم. به کار بردن کلمات محبتآمیز، بعضیها مکان را اشتباه میگیرند.@ مثلاً کلمه محبتآمیز را مرد باید به کار ببرد بعضیها خلاف مردانگی میدانند این چیزها را همچین خیلی غُد رفتار میکنند میخواهند صدا بکنند دختر یا زن را خیلی خوب هست که این رفتار محبتآمیز استخدام کلمات محبتآمیز از طرف مرد شروع بشود ولی در جای مناسب.@ بیرون نباشد جلوی نامحرم نباشد جایی که دل کسی را بشکند تحریکی ایجاد بکند ممکن است جلوی دختری باشد که او از نظر ازدواج شکست خورده یا مثلاً جلوی پسر نامحرمی باشد که تحریک ایجاد بکند ولی در خانواده خود دختر یا جاهای که خصوصی هست خلوت هست به کار ببرد کلمات محبتآمیز را.@ نحوه صدا زدن اسم دختر خیلی مهم هست که چطوری صدا بزنید خیلی رسمی و اتو کشیده نباشد با محبت این استخدام کلمات خارج بشود ولی افراط هم نباید بشود یعنی در محبت در عشقورزی یکی از آفات دوران عقد و بعد از عقد این هست که افراط در ابراز محبت بشود.@ باز دارم تأکید میکنم ابراز علاقه متقابل به همدیگر جزء وظائف ضروری دوران عقد و بعد از عقد هم همینطور باید خیلی مراقب باشد بعد از عقد مخصوصاً که زندگی روال عادی به خودش میگیرد زن و مرد همدیگر را در پیچ و خم مسائل زندگی فراموش میکنند.@ کمتر متوجه هستند که باید چطوری همدیگر را خطاب بکنند به همدیگر عادت میکنند و قدر همدیگر را کمتر میدانند نمیتوانند کلمات خوبی به کار ببرند یا ضعیف به کار میبرند این باید توجه بشود به خصوص بعد از عروسی.@ دوران عقد دوران حساسیتها است باید از بکار بردن کلمات بد کلماتی که سوءتفاهم ایجاد میکند بیادبیها شوخیهای زننده و رکیک اینها پرهیز بشود که نطفه بدیها و سوءتفاهمها و اختلافات و دلچرکینی این نکته اول.@ در مورد نکته دوم این هست که همانطور که عرض کردیم مرد باید در ابراز محبت و صمیمیت پیش قدم باشد در ابراز احترام و بروز ارزشهای دیگر در آن هم مرد باید پیش قدم باشد نسبت به دختر، بخصوص در حضور دیگران.@ یعنی اینکه مردی که مدام در خلوت بگوید من دوستت دارم کافی نیست باید بخصوص شخصیت همسر را در مقابل دیگران به آن احترام گذاشت و از این جهت ارضا کرد در خانواده دختر مرد باید بفهماند این را که به همسرش علاقه دارد دوستش دارد و برایش احترام زیادی قائل است توهین نکند تحقیر نکند بیادبانه رفتار نکند چه در خانواده خودش و چه در خانواده همسرش.@ این خیلی اهمیت دارد برای بعد از عروسی، مردی که احترام همسرش را رعایت نکند بعد زمینه خیلی حریمشکنیها دخالتهای دیگران را بعداً فراهم میکند یعنی اگر دیگران بفهمند که مرد برای همسرش احترام قائل نیست خیلی پست و حقیر هست دختر در نزد مرد، بعد هم میتوانند دخالتهای زیادی بکنند فضولیها دخالت سخنچینیها دروغگوییها و دخالت بکنند در زندگی.@ اما اگر مرد به همه بفهماند که همسرش را دوست دارد و به هر کسی اجازه دخالت در امور زندگیش را نمیدهد اجازه غیبت نسبت به همسرش را نمیدهد این باعث میشود نطفه خیلی از پلیدیها و بدیها و اختلافات خشکیده بشود و از بین برود.@ این خیلی مهم است همه جا باید رعایت بشود در خانواده همسر باید رعایت بشود در خانواده خودمان هم باید رعایت بکنیم این مسئله که احترام را نگه داریم این مسئله احترام باید همیشه حفظ بشود در مقابل بچه بخصوص بعداً که بچهدار میشوید باز باید همین مسئله حفظ بماند.@ نکته سوم این هست که ما هر چیزی را که میخواهیم به همسرمان یاد بدهیم باید این را در عمل خودمان به آن سبقت بگیریم یعنی ما انتظار داریم که دختر به پدر مادر ما احترام بگذارد باید به پدر مادرش احترام خوبی بگذاریم و ادب را رعایت بکنیم.@ و همچنین به پدر مادر خودمان هم بخصوص در مقابل دختر احترام زیادی بگذاریم که دختر بداند شوهر او یک کسی هست که این شخصیت را دارد دختر را شخصیتش را ارضا میکنی از این جهت که به پدر مادرش نیکی میکنی به اعضای خانوادهاش احترام میگذاری مودت داری کمکی بخواهند کمکشان میکنی.@ به پدر مادر خودتان هم مخصوصاً باید خیلی توجه بکنید یک آفت بزرگی که هست این هست که بعد از عقد این زمینه بیادبی زیاد فراهم میشود باید خیلی دقت بکنیم ما آنچه را که میخواهیم رعایت بکنند همسرمان در مورد خودمان باید خودمان عملاً این را به همسرمان بفهمانیم.@ اگر همسر شما ببیند که شما نسبت به پدر مادرت کم توجه هستی بیادب هستی احترام لازم را رعایت نمیکنی به نیازهای آنها توجه نمیکنی حاضر به سرمایهگذاری نیستی حاضر به خدمت به آنها نیستی میدانید که انسان با گزینش همسر مسئولیت والدین از عهدهاش ساقط نمیشود.@ حتی اگر یک موقع نیازهای مالی هم داشته باشند پسر موظف است شرعاً که این کمکها را در نظر بگیرد بعد هم میبینی که میخواهی کمک بکنی به اعضای خانوادهات برادرت احتیاج دارد خواهرت احتیاج دارد پدرت احتیاج دارد مادرت احتیاج دارد میبینی که با همسرت مشکل داری.@ یا باید مخفیانه این کار را بکنی یا باید دعوا و درگیری راه بیندازی از اول بفهمان که من به پدر مادرم توجه دارم و احترام اینها رعایت حال اینها برای من مهم هست واجب و لازم هست اینطور دختر میداند با یک کسی روبرو هست که حاضر نیست به خاطر دختر پدر مادرش را زیرپا بگذارد احترام به آنها رعایت حال آنها.@ بعضی از دخترها واقعاً انتظارات بیجایی دارند یعنی نمیتوانند بین علاقه شوهرشان به آنها به عنوان همسر و علاقه شوهرشان به پدر مادرش به عنوان فرزند فرق بگذارند حسود هستند. من مراجعه در این زمینه زیاد داشتم تازه ازدواج کرده یکسال دو سال خانم خوبی هم هست میشناسمش بعضیها شاگرد خود من هستند.@ میاید میگوید آقای شجاعی اعصابم خورد است پژمرده هستم اضطراب دارم روابطم با شوهرم خراب است، بعد میگویم آدم بدی هست؟ میگوید نه خیلی هم آدم خوبی هست بعد بررسی که میکنی میبینی این پسر به خواهرش یک احترام خاصی میگذارد به برادرش یک احترام خاصی میگذارد به مادرش یک احترام خاصی میگذارد.@ به خصوص مادر خیلی باید توجه بشود به پدرش احترام خاصی میگذارد نتوانسته این دختر بین احترامی که مرد باید به اعضای خانوادهاش بگذارد و احترام و علاقهای که مرد به همسرش دارد فرق بگذارد ندانسته این را، بعد دچار حسادت و مشکل شده.@ حتی بعد از عروسی هم ما داریم دختر طلبه هست اما این را متوجه نشده دانشجو هست تحصیلکرده هست این را متوجه نشده میگوید من پنج دقیقه میروم به پدر مادرم سر میزنم بالا میایم میبینم که دختر یک گوشهای کز کرده ناراحت، به او برمیخورد قهر میکند بعضی وقتها دعوا راه میاندازند.@ اینها پدر مادر من هستند باید به آنها سر بزنم باید مراعات حالشان را بکنم میبینی که نمیتواند تحمل ندارد یک مشکل خیلی بزرگی هست که همسران جوان دارند تا بعدها هم این مسئله ادامه پیدا میکند از اول باید این مسئله را حل بکنیم درست هم حل بکنیم به صورت منطقی.@ یکی اینکه با عمل ثابت بکنیم که ما احترام خاصی برای والدینمان قائل هستیم خیلی پسرها هستند واقعاً بیادب میشوند بیادب هستند بعد از اینکه ازدواج میکنند بیادبتر میشوند نسبت به والدینشان فراموش میکنند مشکلات اینها را نیازهای اینها را انتظارات اینها را، هر چند بعضی از انتظارات واقعاً بیجا است از طرف پدر مادرها هر چند اینطور هست ولی خیلی از نیازها اینطور نیست نیاز طبیعی است.@ مادر هم یک زن است یک روحیه حساسی دارد نمیخواهد ببیند که پسرش بعد از زن گرفتن مادر را فراموش کرده اتفاقاً باید درجه ادب، خدمت، تواضع بعد از ازدواج و بعد از آشنا شدن با یک دختر را ما در خانواده یک مقدار بالا ببریم که تعادل ایجاد بشود هم برای همسرمان این مسئله جا بیفتد و هم در روحیه پدر مادرمان، پدر مادر ارضا بشوند ببینند که ما آنها را به هیچ چیز حاضر نیستیم بفروشیم.@ بخصوص که در روایت داریم که شفیع مرد در روز قیامت رضایت مادرش هست و شفیع زن رضایت شوهرش هست این را باید جا بیندازیم به عمل، اینکه مثلاً انتظار داشته باشیم همسرمان حیا داشته باشد با نامحرم درست برخورد داشته باشد در لباس در پوشیدن در جورابش در عطر زدنش در چادرش در آرایش مویش در آرایش صورتش از اول باید به اینها توجه بکنیم.@ پسر چون خودش نیاز زیادی دارد هنوز مستی ارتباطات اولیه هست خیلی وقتها توجه نمیکند مثلاً با دختر میخواهند بیرون بروند میبینی دختر یک جوراب نازک پوشیده پسر خوشش میاید یا اصلاً متوجه نیست فکر بهرهبرداری شخصی خودش هست فکر لذت شخصی خودش هست متوجه نیست.@ اینجا این امتیاز دختر میگیرد که اینطوری بیرون بیاید بعداً نمیتوانی دیگر به او بگویی اینطوری بیرون نیا چون از اول عادتش دادی از اول باید در مسئله لباس دقت بکنی عطر نزند بیرون بیاید چون حرام هست.@ در روایت داریم زنی که عطر میزند بوی عطرش را نامحرم استشمام میکند تا وقتی که برگردد به خانه مورد لعن خداوند و ملائکه هست حتی مستحب است غسل بکند یعنی اینقدر این بد و زشت هست که وقتی برمیگردد خانه برای یک مقدار برطرف شدن آلودگی روحی که حاصل شده مستحب است غسل بکند یعنی نامحرم بوی عطرش را شنیده.@ در حجابش در آرایش مویش در صورتش دقت بشود که حالا دارد بیرون میاید برای چه کسی میخواهد آرایش بکند میخواهد بیرون بیاید اگر برای همسر است که خصوصی هست بیرون میخواهد بیاید چه کسی میخواهد او را ببیند که اینطوری به خودش برسد.@ بعضیها غفلت میکنند در دوران عقد بعد هم دیگر نمیتوانند درستش بکنند بعد میبینی دعوا دارد بعد از عروسی سر حجاب زنش، شما باید همان موقع این را تفهیم میکردی دوران عقد دوران شکلدهی بوده استفاده نکردی فکر حظ خودت بودی حواست به این مسائل نبوده غفلت کردی.@ میخواستی با مرد حرف نزند شوخی نکند روابط ناجور نداشته باشد همان دوران عقد باید شکل میدادی بعد از عروسی سخت هست میخواستی نماز بخواند باید همان موقع، یکی از آقایان میگوید من تا عقد کردیم دیدیم دختر همان اول که اوج نیاز من بود با من شرط کرد که خیلی راجع به نماز با من وَر نروی من زیاد از این چیزها خوشم نمیاید.@ یا عقد کرده میگوید من مانتویی بیرون میایم اول چادری بوده من موسیقی گوش میکنم نوار گوش میکنم مدام امتیاز گرفتن باید مرد حواسش باشد اینطور جاها، یک دفعه با آشنایی با یک دختر و دوران عقد و مسئله محرمیت و این چیزها هول نکند عقل از سرش بپرد خیلی از چیزها که بعداً بعد از عروسی مورد نیازش هست به آن توجه دارد برایش مهم است اینجا همه فراموش بکند.@ هر چیزی که میدانید بعداً برایتان مهم است به زندگیهای معمولی مردم نگاه کنید بعد از ازدواج، همه را باید دوران عقد از اول به آن شکل بدهید و ایجاد بکنید مست نشوید غفلت سراغتان نیاید که اینها فراموش بشود.@ مسئله درس هست برایت خیلی مهم است دانشجو هستی طلبه هستی محقق هستی آدم فنیکاری هستی باید پای دستگاه کار بکنی آزمایشگاه در خانه داری یا میخواهی یک دستگاهی را یکسره به آن ور بروی از اول جا بینداز که من اینطوری هستم.@ من وقت مطالعه دارم وقت عبادت دارم جدا برای خودم، مسئولیتهای دیگری در اجتماع دارم مثلاً بسیج، بعضیها دوران عقد یادشان میرود که بسیجی بودند بسیجی هست تا زن میگیرد فراموش میکند یک مدت تمام، تمام وقتش را میگذارد در اختیار دختر هر وقت دختر بخواهد به او دسترسی دارد.@ بعد که عادی میشود دیگر آن شور و حال میخوابد و بعد از عروسی حالا مثلاً میخواهد یک روز باشگاه برود میبینی زن نمیگذارد کجا میخواهم بروم باشگاه بیخود در خانه ورزش کن بعد میخواهد یک روز با رفقایش بیرون برود پایگاه بسیج، میدان تیر، اردو، برای انتخابات میخواهد یک جا کمک بکند جبهه یا هر کار دیگری میبینی که نمیتواند.@ باید از همان اول این مسئله را جا بیندازید اگر کارهایتان برای خودتان ارزش دارد ارزشش را باید عملاً ثابت بکنید اگر ببینند شما در دوران عقد با کوچکترین بهانه کارهایتان را کنار میگذارید سر کار نمیروید کلاستان را تعطیل میکنید جلساتتان را تعطیل میکنید فردا این انتظار هست که برای خیلی از خواستههای دیگر هم شما کارتان را تعطیل بکنید این نمیشود.@ اگر واقعاً انتظار دارید که زن شما یک چیزهایی را بفهمد یک چیزهایی را محترم بشمارد یک چیزهایی را مهم بشمارد خودتان باید این نوع اهمیت را به ایشان عملاً ثابت بکنید نه اینکه به حرف بگویی که این خیلی مهم است بعد عملاً خودت زیر پا بگذاری.@ یک خانمی گله میکرد میگفت شوهر من خیلی اصرار دارد که مثلاً من نماز بخوانم خودش نماز نمیخواند تا وقتی نماز میخواند به ما میگفت نمازهایتان را خواندید خودش یک موقعی یادش برود نخواند بخواند خیلی مهم نیست اینطوری نمیشود.@ اگر شما میخواهید خانمتان معنوی بار بیاید باادب بار بیاید اخلاقی بار بیاید اول خودتان باید(کُونوا دُعاۀَ النّاس بِغَیرِ اَلسِنَتِکُم) مردم را با غیر زبانتان دعوت و راهنمایی بکنید اگر خودت نماز اول وقت خواندی توجه داشتی اذان گفتند نشستی داری فیلم نگاه میکنی اذان گفتند نشستی داری گپ میزنی بلند شدی اول وقت رفتی مسجد آنها هم میدانند که باید چکار کنند.@ فرزندت میفهمد همسرت میفهمد بقیه هم میفهمند بلند شدی نمازت را در خانه اول وقت خواندی دیدند که تو یک وقتی هم با اینکه با آنها هستی ولی یک وقتی هم اختصاص دادی به قرائت قرآن، به مطالعه علمی، به خواندن درسهای دانشگاه، درسهای مدرسه، درسهای علمی، تحقیق یا هر کار دیگر متوجه میشوند که این برای شما اهمیت دارد برای آنها احترام قائل میشوند به شما حق میدهند که یک وقتی را برای این کارها بگذارید.@ اخلاقهایی که میخواهید از همسرتان اینها هم همینطور باید این اخلاقها در خودتان باشد صداقت میخواهید دروغ هرگز نباید بگویید ولو به ضررتان هم باشد دروغ نگویید واقعاً صادقانه رفتار کنید ولو علیه شما باشد.@ اما اینکه پنج مورد ده مورد دوران عقد بول دادید دست دختر که به او دروغ گفتید صداقت را رعایت نکردید این نطفه دروغ در زندگی شما کاشته میشود اگر میخواهید همسرتان همیشه نسبت به شما صادق باشد صداقت را کامل رعایت بکنید دروغ نگویید امتحان میکنند ارزیابی میکنند دقیق میگویند اینجا علیهاش بود ولی حقیقتش را گفت.@ اصلاً زن دیگر نمیتواند دروغ بگوید اگر شخصیتاً آدم دروغگویی باشد یا دروغ را راحت بپذیرد وقتی مردش را میبیند اینقدر برای صداقت ارزش قائل هست برای امانت ارزش قائل هست ارزش قائل میشود.@ اگر میخواهید همسرتان با نامحرم درست رفتار بکند با نوامیس مردم درست رفتار بکند اینکه خودتان مثلاً با ناموس مردم با دختر نامحرم خوش و بش بکنید و بگویید و بخندید بعد به همسرت بگویی عفت داشته باش تقوا داشته باش این نمیشود.@ در مورد مسائل مالی خیلی اهمیت دارد لقمه حرام به خانه نبرید فردا قیامت و ابدیت خودتان را به خطر نیندازید مسئله رعایت تقوای مالی را در خانواده جا بیندازید که فردا همسر شما از شما انتظار نداشته باشد که شما به خاطر یک ویدئو یا یک فریزر یا یک ماشین یا یک فرش دست به یک کار حرام بزنید یا سوءاستفاده مالی بکنید یا هر چیز دیگر یا بروید قرض بگیرید.@ مثلاً خودتان را تا خرخره در قرض بیندازید که میخواهید یک گردنبند برای زن بخرید من میشناسم خانمهایی که میدانند شوهرشان ندارند اما میگوید من میخواهم. من نامه یک خانمی را میخواندم به شوهرشان نوشته بود که برای عید حداقل دو تا انگشتر یک دستبند برای شش ماه دیگر این یعنی این دستور کار تو هست حالا تو میخواهی بدزدی میخواهی قرض بگیری من حالیم نیست.@ این تعداد لباس این را میخواهم خودت باید اینها را تربیت بکنی که حاضر نیستی به خاطر تجملات و به خاطر اینکه حالا حتماً مشکل زندگیت حل بشود دزدی بکنی دروغ بگویی حقخوری بکنی سندی را جابهجا بکنی به هر حال نشود این را خودتان باید ایجاد بکنید. ماند بحث آفت، آفتها را من پنج مورد نوشتم این بحث به اضافه بحث شب عروسی بماند برای جلسه بعد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ بهتر است صحبت در مورد چگونگی نوع پوشش زن تقوای مالی و چگونگی برخورد و والدین و چیزهای دیگر را در همان روز خواستگاری بیان کرد یا در هنگام عقد؟ در روز خواستگاری شما یک نمای کلی از خودتان میدهید فرصت بیان اینها و جا انداختن اینها را ندارید.@ تجربه ثابت شده دخترها همه آن چیزی که شما میگویید با اهمیتی که برایش قائل هستید با همان اهمیت اینها نمیشنوند و بحثی هم که من عرض کردم این هست که دختر و پسر زیاد به هم قول میدهند بعد عمل نمیکنند.@ مثلاً شما میروی خواستگاری یک دختر میگویی من میخواهم اینطوری باشم او هم میگوید باشد بعد که عقد شد و گرفتار شدی زیرش میزند و رعایت نمیکند لذا این مسئله عمل کردن و تذکر دادن یکسره باید از طرف مرد باشد اما نه تذکری که ذهن را خسته بکند.@ عمل بهترین تذکری هست که خسته نمیکند تقید مرد به باورهای خودش و به ارزشها هیچ وقت طرف مقابلش را خسته نمیکند بر عکس حرف زدن مداوم که خسته میکند بخصوص زن، زنها یک خصوصیتی دارند که به قول پیغمبر(ص) که دائماً باید از طرف مرد به سمت زن کشش به سمت خیرات باشد.@ میفرماید اگر زنها را به سمت خیرات نکشانید فشار از طرف شما به سمت خیرات نباشد در مورد زنها آنها شما را به سمت شر میکشانند یعنی زن باید دائماً تحتالشعاع شخصیت شوهرش باشد که شوهرش یک شخصیت خیر مثبت خوب خوشاخلاق مقید منظم باتقوا هست.@ یعنی یکسره این خیرات و هنجارهای خوب و ارزشهای الهی و انسانی از طرف مرد مدام نمایش داده بشود و عملاً هم باید نمایش داده بشود چون حرف خیلی اثر ندارد آنها هم حرف را زیاد جدی نمیگیرند لذا غیر از اینکه اتمام حجت جدی باید موقع خواستگاری بشود در عمل هم بخصوص در دوران عقد و عمل هم باید بگویید آن حرفهایی که ما زدیم پایش ایستادیم و هستیم نه اینکه شعار بوده.@ یک بحثی در مورد تعداد رفت و آمد دختر و پسر یا پسر به خانه دختر در دوران عقد شده که این را به عنوان یکی از آفتهای دوران عقد ذکر کردند که این را جلسه بعد توضیح خواهم داد.@