بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ (قال رسول الله(ص) مَن تَزَوَّجَ فَقَد اَحرَزَ نِصفَ دینِه فَالیَتَقِ الله فِی النِصفِ الآخَر) فرمودند کسی که ازدواج میکند نیمی از دین خودش را به دست آورده حفاظت کرده برای دستیابی به نیمه دیگر تقوای الهی پیشه کند طبیعی است موقعی که کسی ازدواج میکند از بسیاری از انحرافات و کژرویها مصون میماند.@ از آن استعدادها و نیروهای نهفته شده در وجود خودش به خوبی در مسیر مستقیم و در آن مسیری که خدا میخواهد استفاده میشود و اگر این فرد بخواهد ایمانش را کامل بکند و تماماً در مسیر حق قرار بگیرد راهش این هست که تقوای الهی پیشه بکند تقوا هم میدانیم یعنی چی گفته شد پرهیزکاری.@ پرهیز از رذائل و زشتیها که نتیجهاش تخلق به فضائل و نیکیها و خوبیهاست در یک کلمه میشود گفت تقوا یعنی تخلیه، تخلیه خود از بدیها و نتیجهاش هم تحلیه هست یعنی آراستن خود به خوبیها.@ بحث امشب ما بحث مهریه و شیربها است که مهریه چیست و ضرورتش چگونه ضرورتی است میزان مهریه چیست و شیربها چیست مهریه را چه کسی باید بدهد و چه کسی باید بگیرد و شیربها هم همینطور، آیا اینها ریشه دینی و مذهبی دارند یا یک چیز خدای ناخواسته من درآوردی یا ما درآوردی است؟.@ پیرامون این دو مبحث بناست نکاتی را مطرح کنم با این آیه کریمه قرآن آغاز میکنیم سور مبارکه نساء آیه 4 خداوند میفرماید(وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْءٍ مِنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَرِيئاً) میفرماید مهر زنان را در کمال رضایت و طیب خاطر به آنها بپردازید پس اگر چیزی از مهر خود را از روی رضا و خشنودی بر شما بخشیدند برخوردار شوید که برایتان حلال و گوارا خواهد بود.@ پس مسئله صداق یا مهر و به تعبیر ما مهریه ریشه دینی و مذهبی دارد در این آیه کریمه قرآن آمده است باید با طیب خاطر داد از روی رضایت و از صمیم دل و قلب این را تقدیم به همسر کرد و مسئله نحله هم به او اطلاق شده نحله یعنی هدیه، پیشکش، چیزی که انسان از روی رضایت کامل خاطر به کسی میدهد.@ ما موقعی که به کسی هدیه میدهیم از صمیم دل میدهیم و طرف را دارای استحقاق گرفتن این هدیه و پیشکش و عطیه میدانیم پس قرآن کریم در آیه 4 از سوره مبارکه نساء از مهریه با قید نحله یاد میکند یعنی مهر هیچ عنوانی جز عنوان تقدیمی و پیشکش و عطیه و هدیه ندارد.@ پس مرد باید توجه بکند موقعی که دارد مهریه میدهد این نیست که دارد قیمت زن را میپردازد، نه قیمت زن مهریه نیست خیلی بالاتر از این حرفهاست همچنان که قیمت مرد را هم نمیشود با پول مقایسه کرد و قیمت پولی و مادی روی آن گذاشت.@ پس مهر هدیهای است که مرد به احترام زن جهت گرمی دل او به زندگی و ازدواج پرداخت میکند مهر و مهریه و صداق در واقع پشتوانه صفا و مهر و محبت و مودت ما بین مرد و زن و برعکس در کانون خانه و خانواده هست.@ امام باقر(ع) در سخنی فرمودند صداق که همان مهر است مهر زن چیزی است که زن و مرد بر آن توافق نمایند حالا کم باشد یا زیاد فرق نمیکند باید با رضایت طرفین باشد موقعی که توافق کردند روی میزانی از مهریه که حالا میگوییم چه چیزهایی میتواند به عنوان مهر و صداق قرار بگیرد.@ به هر میزان و مقداری که مرد و زنی که میخواهند با هم زندگی بکنند توافق کردند آن میتواند مهریه قرار بگیرد پس تعیین صداق و مهریه در هر ازدواجی لازم و مفید است و آن نوعی بیان ارزشمندی وجود زن در کانون خانواده میباشد که مرد تصور نکند زن نعمتی است که ارزان به چنگ میاید.@ حالا ممکن است یک سؤال اینجا مطرح بشود که چرا مرد به زن مهریه میدهد چرا قضیه برعکس نیست؟ از آنجا که ضعف نسبی جسمی زن بهرهگیری او را از اقتصاد جامعه کمتر از مرد میکند این ضعف بهرهبرداری باید از جاهای دیگر جبران بشود.@ مهر یک عطیه و هدیه الهی است که به عنوان پشتوانه اقتصادی زن قرار داده شده تا بهرهبرداری زن را از اقتصاد جامعه همتراز و جبران بکند زن نسبت به مرد کلاً زودتر شکسته شده و از پای میافتد شاید یکی از دیگر از فلسفههای تعیین مهریه همین باشد.@ به خاطر اینکه دوران بارداری به دوش زن نهاده شده آن درد و رنج و زحمت پر شکنج زایمان برای زن است شیر دادن کودک با زن است یعنی عصاره جان خودش را به کودک میخوراند این مسئولیت با مرد نیست با زن است و عهدهداری مسئولیت پرورش فرزند باز با زن است.@ چهار تا مسئولیت خیلی بزرگ دوران بارداری، زایمان، شیردادن، پرورش فرزند یک نکته دیگر هم هست آن عادت ماهیانه زنانه هست که خود آن هم از زن نیرو میگیرد تمام اینها دست به دست هم میدهند و زن زودتر از مرد شکسته میشود.@ مردان به خاطر وضع جسمانیشان عدم محدودیت دوران حمل و بچهداری به خوبی میتوانند آینده خود را بیمه کنند ولی برای نوع زنها چنین زمینهای فراهم نمیشود بنابراین مهریه جنبه جبران خسارت و پشتوانه اقتصادی برای احترام به حقوق زن دارد نه اینکه زن را به صورت کالا فرض کنیم و مهریه را به عنوان قیمت او قرار دهیم نه، این برای جبران زحمات خاصی است که در کانون خانواده زن نسبت به مرد متحمل میشود.@ چون خواستگاری همیشه از جانب مرد انجام میگیرد صداق و مهر نیز از جانب او به زن تقدیم میشود من اصرار دارم که این جمله تکرار بشود زن کالای خریدنی نیست که به وسیله مهر معامله بشود بلکه زن محبوبه مرد است که باید برای اثبات صدق خویش و به دست آوردن دل او مقداری از آنچه را دارد نثارش سازد.@ در واقع دارد برای اثبات عشق و مهر و علاقه خودش به محبوبه خودش هدیهای به او پرداخت میکند و آن نامش مهر و صداق است، مهر به چه صورت میتواند باشد؟ اگر مهر به صورت نسیه و بر ذمه شوهر قرار گیرد مرد باید آن را به عنوان یک بدهی واقعی محسوب کند.@ بعضیها میگویند ای بابا چه کسی مهریه را داده چه کسی گرفته این حرفها نیست موقعی که من چک مینویسم به کسی میدهم میگویم ای بابا چه کسی چک را پرداخت کرده چه کسی گرفته این حرفها نیست بدهی است مهریه همینطور است.@ یک اشتباهی در ذهن بسیاری از مردم جامعه ماست فکر میکنند مهریه مال موقعی هست که میخواهند زن را طلاق بدهند اصلاً این حرفها نیست از آن لحظهای که خطبه خوانده میشود مرد به زن بدهکار میشود یعنی عند المطالبه است زن هر لحظهای میتواند طلبش را درخواست بکند نمیشود گفت مگر میخواهی طلاق بگیری نه طلبم را میخواهم.@ یعنی این حق اوست که باید بگیرد من گفتم تو بیا با من ازدواج کن من به تو هدیهای میدهم با این شرائط، او میتواند هدیهاش را دریافت بکند درخواست بکند که از من بگیرد پس این را در ذهنمان اصلاح بکنیم مهریه زمان پرداختش هنگام طلاق نیست هر لحظهای او میتواند درخواست بکند.@ البته در جمع خانمها که هستیم به خانمها میگوییم شما هم نباید سخت بگیرید هر موقع تو خواستی او داشته باشد باید بدهد اما تو هم میخواهی زندگی بکنی تو نباید در فکر این باشی که الان مهریهات را بگیری.@ حالا اگر مهر به صورت نسیه و بر ذمه شوهر قرار بگیرد مرد باید آن را به عنوان یک بدهی واقعی محسوب دارد تعیین مهر جهت مسئله طلاق نیست بلکه از موقعی که خطبه عقد خوانده میشود جزء دیون مرد به حساب میاید یعنی جزء بدهیهایش باید این را بنویسد به تقی نقی حسین جوان بدهکار هستم به این خانم هم اینقدر بدهکار هستم.@ زن نباید در گرفتن مهر نسبت به شوهر سختگیری کند و اسباب مزاحمت او را فراهم سازد حق اوست که در صورت رفاه صداق خود را از همسرش درخواست کند ولی اگر میبیند شوهرش از جهت مالی در مضیقه است صفا و صداقت و توجه به کانون گرم خانه باید مانع از درخواست دریافت مهریه باشد.@ نه اینکه بگذرد البته میتواند بگذرد مالش هست میتواند بگوید من مهرم را بخشیدم میتواند نوشته بدهد یا زبانی بگوید او میتواند بگوید ببخشد حقش هست اما موقعی که میبیند الان شوهر در مرحلهای نیست که بتواند مهریه او را پرداخت بکند بله او نباید سخت بگیرد درست است طلب دارد باید راه بیاید.@ حالا نوع مهریه میتواند مِلک باشد، طلا باشد، نقره باشد، پول نقد باشد یا هر شیء ارزشمند دیگری باشد میشود گفت این خانه را دو دانگش را من مهر تو میکنم سه دانگش را مهر تو میکنم این زمین با این مشخصات دارای این سند و بنچاق مهر تو این اتومبیل مهر تو.@ حالا ارز خارجی، پول داخلی، طلا، نقره هر چیزی به هر میزانی که توافق کنند میتواند مهر بکند و بخصوص مِلک را اگر الان مهر زن قرار داد خیلی اتوماتیکوار از این ملکیت مالک اولی خارج میشود و به حساب این فرد میاید که این نکته را گفتم.@ مهر اگر مِلک باشد بعد از اجرای صیغه عقد از ملکیت صاحب اولش خارج و مملوک زن میگردد و این مالکیت یک امر واقعیست و نه تشریفاتی. اگر مرد قرار میگذارد که من اینقدر به تو مهریه خواهم داد اینقدر مهر تو میکنم آیا مرد با این کار کوچک میشود یعنی دارد باج میدهد؟@ نه، به وسیله خواستگاری و اعطای مهر شخصیت مرد تحقیر نمیشود بلکه لازمه مردانگی همین است اعطای مهر دلیل بر صدق گفتار مردانه مرد است میگوید من حرف زدم پایش هم میایستم این هم دلیلش من تو را میخواهم من میخواهم با تو زندگی بکنم میخواهم در کنار تو سکون و آرامش داشته باشم.@ میخواهم یک همدم برای خودم انتخاب بکنم بها هم حاضر هستم بدهم برای این همدم، یک مادر برای فرزندانم میخواهم بها میدهم این هم بهایش بهایی که تو قبول بکنی این خیلی مهم است نه هر چیزی که خودم میخواهم چیزی که تو بپذیری چیزی که تو راضی بشوی او را من بها میدهم.@ البته این نکته خیلی مهم است باید توجه بکنید که پیامبر گرامی فرمودند(خَیرُ الصِداقِ اَیسَرُ) بهترین مهرها آن است که سبکتر باشد این مهریههایی که سیر صعودی عجیب دارد هر روز بالا میرود خیلی این مهریهها این ازدواجها مورد نظر اسلام و اولیاء دین خیلی نیست نمیخواهیم بگوییم باطل است اینها با همدیگر توافق میکنند.@ اما فرمودند بهترین مهرها آن است که سبکتر باشد اصلاً خود ازدواج را گفتند فرمودند(خَیرُ النِکاحِ اَیسَرُه) بهترین ازدواج آن است که آسانتر و سهلتر صورت پذیرد پیچ و خم فراوان، برنامه اینطوری جشن فلان و تالار چی سالن چی، اینها خوب نیست که متأسفانه در جامعه ما روزبهروز هم دارد اوج میگیرد.@ یک موقعی چند نفر مینشستند ریش سفیدها بلهبرانی بود و یک عقدی و میرفتند خانه هم با هم زندگی میکردند حالا بلهبران، جشن بلهبران، جشن نامزدی، جشن عقد، جشن عروسی، ماه عسل، بیا و برو بعد هم آن موقعها در خانه خیلی باصفا برنامه اجرا میشد حالا باید تالار باشد و شام فلان باشد.@ این داماد تا ده سال بعد از ازدواجش باید قسط تالار را بدهد و شامی که دیگران خوردند و هزار تا عیب هم روی آن گذاشتند آنوقت تمام کسانی هم که در جشنها شرکت میکنند آنها هم به مصیبت میافتند.@ حالا خدا نکند کارت دعوت برای خانه من یا خانه شما بیاید دیگر زنها عزا میگیرند دیگر آن لباسهایی که همیشه پوشیدند که نمیتوانند بپوشند آنها را مردم دیدند باید یک لباسی باشد که ندیده باشند آنوقت یک مراسم هم که نیست برای هر مراسمش که میروند باید یک لباس دیگر باشد.@ بلهبران دیدند در جشن بلهبران که نمیشود آن را بپوشند دوباره دیدند در جشن نامزدی یکی دیگر آنجا یکی دیگر، یک روز یک آقایی به من گفت که شما در جلسه خانمها شرکت میکنی گفت به اینها بگو بابا اینها پدر ما را درآوردند، گفتم چکار میکنند؟ گفت خانمی من سراغ دارم برای یک مجلس عروسی پنج دست لباس خواسته.@ گفتم یعنی این خانم در جلسه عروسی هر ده دقیقه یک ربع لباس عوض میکند؟ گفت نه برای هر بخش عروسی یک لباس میخواهد یکی برای بلهبران یکی برای عقد یکی برای جشن عقد یکی برای عروسی، گفتم این شد چهار تا تو گفتی پنج تا.@ در جلسهای که خانمها بودند من آنجا گفتم خانمها ما چهار دست از لباسهای شما را پیدا کردیم یکیش را هم شما کمک کنید آن یکیش کجاست یک خانمی بلند شد گفت آن مال جشن پاتختی است این واقعاً چه زندگی است و واقعاً چقدر سخت چقدر مشکل چقدر پر مشغله.@ من همین امروز با یک جوانی چقدر کلنجار رفتم چرا ازدواج نمیکنی ازدواج بکن خدا کمکت میکند گفت با این وضع چطور گام اولش کلی خرج دارد گام دومش چی گام سومش چی اصلاً کمر آدم میشکند.@ و لذا اگر ما به سیره معصومین (ع) توجه کرده بودیم به فرمایشات آنها توجه کرده بودیم به همین سخن توجه کرده بودیم که(خَیرُ النِکاحِ اَیسَرُه) آن نکاح و ازدواجی خوب نیست که خیلی زرق و برق داشته باشد آن نکاح و ازدواجی خوب است که خیلی آسان انجام بشود.@ یعنی همان شب اول داماد عزا نگیرد که بدهی فردا چکار کند یک بار بدهی عظیم روی دوش ماست دیگر تبسم روی لب این نمیاید زندگی تلخ میشود آنوقت ماه عسل میشود ماه سرکه و شیره شیرینیش میرود.@ پیامبر گرامی فرمودند: (اَفضَلُ نِساءِ اُمَّتی) بهترین زنان امت من میدانی چه کسانی هستند؟ (اَصبَحُهُنَّ وَجهاً وَ اَقَلُّهُنَّ مَهرا) زیباترند و مهرشان کمتر است حالا زیباترند فقط چهره نیست کلام زیباتر دارند خُلق زیباتر دارند ادب نیکوتر دارند با تمام این حرفها توقعشان هم کمتر است بهترین زنان اینها هستند.@ ما یک مهری داریم به نام مهرالسنه که این معمولاً به مهریه حضرت زهرا (س) اطلاق میشود یک زندگی که صفا و مهر و محبت و دوستی و دگرخواهی و دگردوستی و عشق و همه چیز از در و دیوار خانه زهرا و علی میریزد اما روی حصیر هم زندگی میکنند.@ جهیزیه حضرت زهرا بررسی کنید آنقدر اندک و خلاصه است حالا من اینجا گفتم یک دختر خانمی گفت آن موقع امکانات امروزی نبوده یعنی اگر حضرت زهرا هم میخواستند چیزی گیرشان نمی آمد گفتم نه اتفاقاً بوده حالا وسایل امروزی نبوده اما شما همان وسایل آن روز را بیایید ببینید در تاریخ آمده مطالعه کنید چه امکاناتی در آن روز بود.@ از همان امکانات محدود آن روزی هم ما میبینیم در زندگی حضرت زهرا و علی(ع) خیلی چیزها خبری نیست زندگی خیلی خلاصه اما از نظر روحی و معنوی خیلی بالا، مهریه حضرت زهرا یک زره بوده که 500 درهم ارزش داشته این زره پشت قباله ازدواج حضرت زهرا بوده.@ تداوم زندگیها در گذشته که مهریهها سبک بود و تشریفات کم بود تداوم زندگیها آن موقع بیشتر بود یا حالا؟ اصلاً نام طلاق برده میشد پشت مردم میلرزید چون یاد گرفته بودند پیغمبر فرمود موقعی که یک زن و مردی از طلاق سخن میگویند عرش خدا به لرزه در میاید.@ با این خُلق و خو میامدند با هم زندگی میکردند میگفت من با لباس سفید آمدم به خانه با لباس سفید هم میروم میگوید مگر جنازه من را از خانه تو بیرون ببرند من از خانه تو بیرون نمیروم حالا مدام مهر را بالا میبرند میگوند نه اینقدر سکه کم است زیاد کنیم که طرف پابند بشود.@ چقدر مهریههای بالا را سراغ داریم که مرد اینقدر جلبی کرده کاری کرده که این گفته حاضرم یک چیزی هم بدهم من را ول کنی من بروم مهریه بالا ضمانت اخلاقی و رفتاری نمیاورد این حرفها نیست.@ من به دختر خانمها و خانمها میگویم که دخترت را میخواهی بدهی یا خودت میخواهی ازدواج بکنی یک جوان دلداده به خدا پیدا کن کار تمام است یک جوان پولش از پارو بالا برود اما اخلاق نداشته باشد تمام این پولها را خارج از خانه تباه میکند چیزی گیر تو نمیاید در رفیقبازی و تفریح و گردش خرج میکند.@ اما یک جوان با ایمان اگر 5 تومان در جیبش باشد دلش نمیاید یک چیزی بیرون بخورد بدون همسرش، میگوید من هر چه دارم با او من به او قول وفاداری و صفا دادم چرا خارج از منزل به شما هم عرض میکنم دختر میخواهید پیدا کنید ایمانش را بگیرید کار تمام است.@ دختر باایمان خیانت نمیکند، دروغ نمیگوید، رازدار شما میشود، مادر خوب برای فرزندان شما میشود، دختر باایمان حرمت مادر شما را همان روز اول زیر پا نمیگذارد، دختر باایمان به مادر شما مثل مادر خودش نگاه میکند فقط ایمان این اگر بود دیگر مشکل در کار نمیماند.@ مسئله مهریه، مهریه سنگین مشکلی را حل نمیکند مهریه سنگین سه تا گیر در آن هست اول نوعی سختگیری به حساب میاید و موجب پا نگرفتن پیوند و چه بسا به هم خوردن آن میشود حتی پا میگیرد به هم میخورد نکته دوم نشان عدم اعتماد به مرد است میگویند خودت را قبول نداریم پولت را قبول داریم نکته سوم نشان چشم و همچشمی و گذاردن قیمت روی دختر میگویند فلانی اینطور شده ما چه چیزیمان از او کمتر است.@ علی(ع) فرمودند مهر زنان را زیاد قرار ندهید چرا که موجب عداوت میشود میگوید تو از همان روز اول پدرت میخواست ما را سرکیسه بکند از همان روز اول شما کیسه دوختید برای پول من زندگی من میخواستید من را بدوشید.@ تو همان هستی که آن شب یادت هست چه بازی سر ما درآوردی شما من را نمیخواستید پول من را میخواستید خیلی زندگیها هست که به اینجاها رسیده متأسفانه روزبهروز هم هست یک موقع میگفتند که پنج تا سکه به نام پنج تن، بعد دیدند که دوازده امام هم داریم بعد گفتند چهاردهمعصوم چه میشوند.@ بعد گفتند آقا 72 شهید کربلا، بعد آمدند گفتند چرا سورههای قرآن یادمان رفت 114 سوره داریم 124 پیغمبر داریم مدام برو بالا، اخیراً یک کسی گفته بود که یاران امام زمان چند تا هستند 313 تا.@ من یک چیزی شنیدم باور نکردم هنوز هم که برای شما میگویم سخت است که باور کنم اما دوست ما گفت بیا برویم در محضر آن دفتر محضر را من برایت باز کنم ببین که گفته بودند برای ارج نهادن به آیات نورانی قرآن کریم 6666 سکه بهار آزادی، این یک آیه را هم نفهمیده چیست.@ اگر تو به یک آیه قرآن عمل میکردی اینطور نمیشدی از این 124 هزار پیغمبر بگو پدر عروس خانم چهار تا از آنها را نام ببر هر پیغمبری که نام ببری من یک سکه میدهم در ششمی گیر میکند هر چند تا آیه قرآن بخوانی مهر دخترت میکنم.@ نکند خدای ناخواسته بعضیها نام چهاردهمعصوم را هم نتوانند پشت سر هم بگویند به امام علی النقی و به امام محمد تقی که میرسند قاطی میکنند ولی موقع سکه گرفتن اینها خیلی عزیز میشوند حالا ما میخواهیم بگوییم یکی همه آیات قرآن را هم بلد بود حق دارد بیاید بگوید که مهر دختر من این؟!. متأسفانه یک مقدار اینطور شده و دارد اوج میگیرد نباید اینطور باشد.@ میرسیم کمکم به اینکه مهریه حق کیست، امام رضا(ع) فرمودند اگر مردی با زنی ازدواج بکند 20 هزار مهر زن و 10 هزار برای پدر زن قرار دهد مهریه جایز است آن خطبهای که خوانده میشود درست است و اینها زن و شوهر میشوند.@ ولی آن را که برای پدرزن قرار داده فاسد و غیرقانونی است مهریه حق زن است و لذا آنجا آمد که(صَدُقاتِهِنَّ) به زنان برمیگردد نه پدرش میتواند از این مهریه چیزی تصرف بکند نه مادرش میتواند تصرف بکند حتی از این مهریهای که دختر میگیرد پدر و مادر حق ندارند این را از او بگیرند برای او جهیزیه تهیه بکنند.@ مگر اینکه دختر با میل خودش بدهد بگوید بله شما گرفتار هستید من مهرم را میدهم شما برای من جهیزیه درست کنید این یک حساب جدا دارد حالا اگر کسی گفت که من تو را عقد میکنم با 10 سکه بهار آزادی که پنج تا مال تو پنج تا مال پدرت باشد این خطبه اشکال پیدا میکند چون مهر همه مال دختر است مال پدر نیست.@ مگر جدا بگوید من تو را با این مهریه به عقد خودم در میآورم و این مبلغ را هم به پدر تو هدیه میدهم میبخشم کمک میکنم برای اینکه تو را به خانه بخت بفرستد اما اگر جزء مهریه بیاید اشکال پیدا میکند.@ حالا مسئله شیربها، اصلش ظاهراً این است مادر میگوید من این را شیر دادم بزرگش کردم پول شیر را بده بیاد این به یک صورتش خوب است به یک صورتش بد است صورت ناجورش بخشی از مهریه به عنوان شیربها باشد که تصرف آن برای پدر و مادر دختر جایز نیست مگر به اذن دختر.@ دوم جزء مهر نباشد بلکه مقدار اضافه بر آن جهت کمک به والدین دختر و به عنوان حقالزحمه آن ایرادی ندارد میگوید شما این دختر را بزرگ کردید بارک الله خوب دختری تربیت کردید من دوست دارم علاوه بر اینکه مهر میکنم یک چیزی هم خدمت شما بدهم.@ حالا شما میگویید شیربها باشد نامش هم شیربها باشد جدای از مهریه من میدهم باز آن ایرادی ندارد اما اگر جزء مهریه بیاید آن اشکال پیدا میکند از باب اینکه مهریه همه مال دختر است چیزی به دیگری تعلق نمیگیرد پس باید جدا باشد اگر هم داده میشود.@ بعضی از این نکات را در جمع آقایان نباید گفت ولی ما گفتیم که مهر زن نباید زیاد باشد(خَیرُ النِکاحِ اَیسرُه) این را به دخترها و پدرزنها باید گفت به دامادها باید گفت شما دارید دختر میگیرید زن میگیرید او دارد تمام هستیاش را در اختیار شما میگذارد میخواهد دل به شما بدهد محبوبه شماست شما باید بها بپردازید.@ اما از این بابت ما همه سیر تا پیاز قضیه را میگوییم از اینکه خود شما هم فردا پدر میشوید دختردار میشوید دختر را میخواهید شوهر بدهید در واقع شما الان پدرزن بالقوه هستید که بعداً بالفعل میشوید از حالا انصاف داشته باشید از حالا راه دوستی و دگرخواهی را پیشه کنید.@ چطور دوست دارید الان آسان به شما دختر بدهند خود شما انشاءالله در آینده که پدر میشوید و دختر میخواهید به خانه بخت بفرستید اینگونه باشید. در بعضی از نقاط دنیا قضیه عکس است اینجا مرد به زن مهریه میپردازد در بعضی جاها از جمله هندوستان من رفته بودم آنجا قضیه برعکس است زن به مرد میدهد.@ به خصوص در بین هندوها من رفتم تحقیق و بررسی کردم دیدم دقیقاً اینطور است آنوقت خواستگاری هم دوباره برعکس است آنجا دختر از پسر خواستگاری میکند یعنی خانواده دختر از پسر میخواهند که تو بیا داماد ما بشو آنوقت پدر داماد میگوید حالا که تو پسر من را میخواهی باید خرجش را بدهی.@ خرجش هم اینطور است میگوید پسر من مهندس است اینقدر من خرج دانشگاهش کردم اینقدر خرج کیف و کفش و لباسش کردم اینقدر خرجش کردم که بزرگ شده که شما او را پسندید مثلاً شما 5 میلیون روپیه باید بدهید آنوقت خیلی بد است.@ ببینید چه میشود موقعی که زندگیها تشریفاتی میشود و معیارها پول میشود و زرق و برق دنیایی میشود آنوقت دیگر عواطف میرود همانطور که گفتم مثلاً یک خانمی را گذشته با 20 تا یک تومانی مهر میکردند شش تا بچه دارد دست گل باصفا باوفا خوب اینها زندگی کردند چه خوب دارند زندگی میکنند.@ بعد حالا میبینی 6666 سکه، خیلی من زندگی سراغ دارم به عروسی نمیرسد مابین عقد و عروسی به هم میخورد چون جنبههای ایمانی عاطفی روحی خیلی ضعیف است او گفته این کسی که 6000 تا سکه برای من مهر میکند لابد پنج تا ویلا هم دارد خانه فلان دارد ماشین فلان دارد درآمد فلان دارد میرود میبیند نه اینطور نیست زود دلش میزند.@ او هم فکر میکند این دختری که در فلان مجلس در دانشگاه دیده این دیگر بهترین دختر عالم است میاید میبیند نه براساس یک عقیده، یک ایمان، یک تعهد الهی که نیامدند بعد هم طرف آمده ارضاء غریزه جنس بکند یک کم که ارضا شد میگوید حالا که چی این همه بار سنگین سخت زندگی را برای یک جنبه اصل حیوانی زود دلش را میزند.@ اما یک انسان با ایمان با این نیات نمیاید او میگوید من میخواهم بیایم براساس ناموس خلقت من واسطه فیض خدا هستم بناست از صلب من خلیفه خدا روی زمین به وجود بیاید من میخواهم آینه تمامنمای صفات کمال حق تربیت بکنم این هیچ موقع از زندگی خسته نمیشود با این روحیه میاید نه تنها عشق او مهر او به زنش کم نمیشود روزبهروز اضافه میشود.@ آنوقت در همان هندوستان یک شهری است به نام حیدرآباد من رفته بودم در آن شهر میگشتم رسیدم به یک میدانی به نام میدان چهار منار نامش هست چهار تا منار دارد بلند، خیلی منارها بلند است که از بالای آن منار کل شهر حیدرآباد پیداست.@ من به آن دوستمان گفتم بیا برویم بالای یکی از این منارها از آن بالا شهر را ببینیم خواستیم برویم دیدیم سیمخاردار پیچیدند و جلوی آن راه ورودیش را بستند، گفتیم که چرا راه را بستند؟ گفتند به این خاطر که دو سه هفته پیش سه تا دختر آمدند بالای این منار سه تایی با هم خودشان را به پایین پرتاب کردند هر سه کشته شدند.@ بعد که آمدند اینها را شناسایی کردند دیدند هر سه خواهر هستند یک یادداشت در جیب یکی از آنها درآورده بودند نوشته بود که ما چهار تا خواهر هستیم با هر کس خواستیم ازدواج بکنیم پدر ما مخارج مربوطه به آن داماد را نتوانسته بود بدهد.@ و ما دیدیم که ما روی دست پدرمان ماندیم شانس ازدواج کردن و رفتن به خانه بخت را نداریم ما سه نفر با هم قرار گذاشتیم که خودمان را بکشیم تا پدر ما قدرت پیدا بکند آن یک خواهرمان را شوهر بدهد اینطوری هست.@ حالا شما بیایید در جامعه خود ما بگردید چند تا پسر سراغ دارید که نمیتواند ازدواج بکند چون نمیتواند واقعاً تنگی مخارجش را بکند من میدانم واقعاً دلتان خون است چطور میشود این مخارج سنگین را از عهدهاش برآمد خیلی سخت است این است که همه ما باید کوشش کنیم تا آنجایی که میتوانیم هر کس در محدوده خودش.@ همه ما باید واقعاً دست به دست هم بدهیم و جامعه را متحول بکنیم یعنی از این لوکسگرایی از این تجملگرایی از این چشم و همچشمی از این رقابت شیطانی در بیاوریم خیلی بد است مسئولین ما هم باید تلاش بکنند جامعه ما نباید کلکسیون و نمایشگاه اتومبیلهای خارجی بشود این بسیار غلط است.@ ملتی که در مرحله بازسازی کشور است نباید ماشین 20 میلیونی کسی سوار بشود هر کس میخواهد باشد حق ندارد سوار بشود که بچه من دیگر پیکان من به چشمش نیاید هر روز میگوید بابا خسته شدیم از این پیکان، مردم را روی این دنده میاندازد.@ مهمانیهای ما نباید میدان مسابقه خودنمایی بشود متأسفانه تمام عالم را هم دارد میگیرد من رفته بودم لبنان در شهر بعلبک یک شهر جنگزده رفتیم آنجا منزل یک کسی سفره پهن کرد من شمردم 14 نوع غذا آورده بود غیر از سالاد و غیره که واقعاً بعضی سالادهایش خودش غذا بود.@ بعد میگفت آقایان ببخشید ما شرمنده شدیم ما در دوران جنگ هستیم نشد پذیرایی بکنیم گفتیم ول کن جمع کن اگر جنگ نبود میخواستی چکار بکنی اصلاً ما مانده بودیم چه بخوریم چرا اینطوری است شما میایی خانه من دو نوع غذا من میایم خانه شما میخواهی شما روی دست من بلند بشوی دیگری روی دست شما، همین باعث از بین رفتن صفا میشود.@ من دوست ندارم بیایم خانه شما به خاطر اینکه اگر آمدم باید جوابش را بدهم مجلس عروسی ما همینطور شده آن خانم با 20 سانت النگو آنجا میاید خانم من رویش نمیشود آنجا برود میبیند یکی دارد باید کز بکند برود یک گوشه پنهان بشود چرا اینطوری هست این خیلی بد است.@ مجالس حتی مذهبی ما هم دارد این میشود طرف میرود مکه و میاید حجکم مقبول سعیکم مشکور تالار برای چی این پیرزن و پیرمرد انگار دوباره عروس و داماد شدند تاجهای گلی هست که میاورند کادوهای بزرگی است که میاورند اخیراً هم باب شده مقدم منور سکینه خانم را از مکه معظمه تبریک میگوییم این چه بازیهایی است که ما در میاوریم اصلاً اینها کجای دین بود.@ اینقدر این کارها زشت است من که الان واجب الحج هستم میخواهم بروم پول مکه را میبینی دارم پول تالارش را ندارم نمیروم مخارج بعدش را نمیتوانم تأمین بکنم همینطوری بگیر برو بالا ازدواجش هم همینطور شده واقعاً باید تلاش کنیم یک جهاد میخواهد از آن بالا از مسئولین گرفته باید شروع کنند تا عالیترین فرد یعنی باید به جامعه الگو بدهیم اینطور باشد.@ من خودم ازدواج کردم گفتم بخواهی برایت جشن میگیرم مفصل، نخواهی بیا یک طوری زندگی کنیم راه را برای دیگران باز کنیم که میشود خلاصه زندگی کرد او هم گفت حاضر هستم من اتومبیل هم نداشتم اتومبیل برادرم را گرفتم تلفنی قبلاً قرار گذاشته بودیم آمد در ماشین نشست رفتیم یک جا چلوکبابی هر چه هم آن شب ما توانستیم ولخرجی کردیم.@
مفصل من یادم هست شاید غذای ما دو نفری 500 تومان نشد خدا شاهد است هر موقع که در خیابان ماشین عروس میبینیم که گل زده و بوق بوق میکند به خانمم میگویم ناراحت نمیشوی اینها را میبینی احساس کمبود در زندگیت نمیکینی میگوید به خدا نه، سالش هم خیلی دور نیست.@ من همین چند روز پیش به خانمم میگفتم خانم تو خیلی ارزان برای من تمام شدی مفت برو ببین این دامادها چه رنجی میکشند یک زن میخواهند بگیرند در تمام جهات باید اینطور بشود. ما یک شب بعضی از دوستان را منزلمان دعوت کرده بودیم بعضی از مدیران بعضی از ادارهجات بودند از جمله ما از جناب آقای قرائتی هم با خانوادهشان دعوت کرده بودیم تشریف آورده بودند.@ ما سفره پهن کردیم و یک غذای خیلی مختصر ما تهیه کرده بودیم یکی یک پیاله گذاشتیم جلوی آنها، آقای قرائتی گفتند چرا شام را نمیاورید؟ گفتیم آقا شما منتظر چی هستید بفرمایید همین است گفت این بازیها چیست در میاورید گفتند خودتان نخورید نه اینکه به مهمان هم ندهید گفتم خداوکیلی ما هم نبودیم شما همین را میخوردید خلاصه آنها هم میخندیدند.@ بعد که غذا تمام شد آقای قرائتی گفتند واقعاً خوشم آمد اگر اینطور است هفته بعد جلسه را خانه ما بیندازید شب جمعه من دیدم در تلویزیون ایشان گفتند، گفتند که پریشب ما را یک جایی شام دعوت کرده بودند خیلی خوشم آمد از دم به همه یکی یک پیاله دادند زندگیها را اینطوری کنید راحت بشود رفت راحت بشود آمد.@ البته نمیخواهم بگویم افراط و تفریط هم نباشد چون به بچه گفتند جلو نیا میافتی اینقدر رفت عقب از آنطرف افتاد، نه افراط نه تفریط(خَیرُ الاُمُور اَوسَطُها) مال دین ماست ما منادیش هستیم من اینها را به بهانه مهریه دارم میگویم واقعاً اگر توجه بکنیم ما از افراط از تفریط در تمام زمینهها اینطور است حتی در عبادت دچار افراط بشویم خوب نیست دچار تفریط هم بشویم خوب نیست.@ در عبادت هم حد وسط در انفاق هم حد وسط بعضیها اینقدر گشاده دست هستند خودشان دستشان به جانب یکی دیگر دراز میشود این هم خوب نیست. خدا رحمت کند شهید بزرگوار آقای باهنر را ما خدمت ایشان یک دوره جهانبینی اسلام میخواندیم.@ ایشان میفرمودند که در کرمان ما یک کسی بود به او شیخ علی میگفتند این خیلی آدم دست و دل بازی بود امکان نداشت یک کسی از او چیزی بخواهد و او بتواند بدهد و ندهد یک شب در زمستان هوا سرد بود در کرمان منطقه کویری شبها خیلی سرد.@ یکی آمد گفت شیخ میدانی هوا چقدر سرد است گفته بله گفت ما چیزی نداریم روی خودمان بیندازیم تا صبح میلرزیم گفت بیا برویم در خانه ما به تو بدهم رفت در خانه دید زن و بچهاش گرفتند خوابیدند تنها لحافی که در خانهشان هست روی خودشان انداختند این رفت یواشکی قیچی برداشت سهم خودش را برید گفت ما یک لحاف داریم این سهم خودم هست مال تو، او هم گرفت و رفت.@ اهالی محل جمع شدند گفتند یک همچین آدمی که اینقدر باصفا است لحافش را با دیگران تقسیم میکند بیایید پول روی هم بگذاریم این را مکه بفرستیم لااقل برود خانه خدا را این زیارت بکند همین کار را هم کردند این را راهی کردند یک نفر از آدمهای دست و پادار محل را همراه این فرستادند.@ گفتند ما میخواهیم بروی تو خستگی یک عمر زندگی را از تن این بیرون بکنی گفت باشد رفت و همین کار را هم کرد یک روز این شیخ علی را برد بازار و دو چمدان بزرگ برایش سوغاتیهای عالی خرید گفت شیخ علی این دو چمدان را درش را بازی نمیکنی تا در کرمان میدهی به زنت گفت چیه؟ گفت سوغاتی است گفت باشد.@ سفرشان تمام شد و آمدند در فرودگاه جده که بارشان را تحویل بدهند و سوار هواپیما شدند و آمدند در فرودگاه ایران پیاده شدند آن فرد گفت شیخ علی بیا برویم چمدانهایمان را بگیریم گفت کدام چمدانها؟ گفت همان دو تا چمدان سوغاتی رفتیم جده مگر تحویل ندادی؟ گفت نه گفت: پس چکار کردی؟ گفت هیچی یکی آمد آنجا گفت یا اخ المسلم کمک من چمدانها را به او دادم.@ بدون اینکه باز بکند ببیند چیست این هم خوب نیست خود قرآن میگوید، میگوید نه آنقدر دست گشاده باشید که خودتان بمانید نه آنقدر دست بسته باشید که به تعبیر ما نم پس ندهید (خُیرُ الاُمُور اَوسَطُها) انشاءالله شما موفق باشید در زندگی و در تمام جهات حد وسط را رعایت بکنید.@ و بخصوص من در پایان میخواهم بگویم این جنبههای روحی و ایمانی را در خودتان خیلی تقویت بکنید خدا شاهد است جز این مسئله به ما آرامش نمیدهد آنهایی که رفتند و خیلی گشتند و به خیال خودشان پشت پا به همه چیز زدند رسیدند به اینجا که تنها داروی شفابخش آلام انسان یاد خداست.@ و لذا خدا میگوید: (أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ) (وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً) من چند تا آمار برای شما آوردم ببینید که پشت پا زدن به معارف دینی یعنی پشت کردن به وعدههای الهی چه مصیبتی را سر انسان میاورد.@ یک زندگی زندگی علی و فاطمه است، یک خبری من میخواندم کیهان هوایی شماره 978 مورخ 9/2/71 نوشته یک زن آمریکایی 71 ساله همسرش را به دلیل خوردن یک شکلات که مورد علاقه او بود به وسیله الکل آتش زد و کشت شما ببینید اینطوری میشود.@ خبر دیگر در یک کشور اروپایی سالیانه به طور متوسط 300 هزار دختر به مراجعه قضایی و پلیس به خاطر تجاوز جنسی به آنها شکایت میکنند ممکن است بگویید 300 هزار تا در 260 میلیون رقمی نیست اهمیت این خبر این هست که 300 هزار دختر از پدرانشان گله بودند فاجعهای است.@ بعد خود آن کسی که خبر را داده میگوید 300 هزار تا هم به این اضافه کنید دخترانی که پدرانشان گفتند اگر بفهمم چه کردی چه میکنیم 300 هزار تا هم اضافه کنید دخترانی که میگویند حالا مگر چه شده.@ یک خبر دیگر، یک زن آمریکایی نوزادی شبیه سگ به دنیا آورد وی چند روز قبل در یکی از شهرهای آمریکا نوزادی با صورت و صدایی شبیه تول سگ و رفتاری کاملاً مغایر با رفتار انسان به دنیا آورد پزشکان متخصص معالج این زن ابراز داشتند تولد این نوازد از آمیزش سگ با انسان یا لقاح مصنوعی صورت گرفته است.@ ببینید بیبندوباری انسان را به کجا میکشاند میگوید این نوزاد به هنگام تولد حدود 5/6 کیلو وزن داشت لازم به یادآوری است که در کشورهای غربی آمیزش با حیوانات به ویژه سگ امری رایج است کیهان هوایی مورخ 30/11/70.@ آدم اصلاً در این اخبار شک میکند یعنی اینقدر انسان سقوط میکند من با یکی از پزشکان متخصص چند روز پیش در یک جایی که با هم بودیم پرسیدم چنین چیزی امکان دارد میشود؟ گفت بله.@ باز نوزاد عجیبی که از آمیزش انسان و خوک به دنیا آمد که به نام دسته گل لنین و استالین، 5 اسفند 70 مطابق با 24 فوریه 1992 یعنی حدوداً 3 سال یا 4 سال پیش نوزاد عجیبالخلقهای از آمیزش یک مرد و خوک ماده در روستای کوچکی در نزدیکی مسکو به دنیا آمد.@ و نام الکساندر را به انتخاب پدرش به خود اختصاص داد الکساندر از نظر بیولوژی و ژنتیکی یک نیمه انسان و در عین حال یک نیمچه خوک محسوب میشود کهیان هوایی 972 4/12/70.@ تمام مصیبتهایی که بار انسان شده در قرن ما همین است بیماری ایدز میدانید منشأش از کجاست از آمیزش یک میمون با یک انسان رایج شد. ما روایت داریم که معصوم از قول خداوند تبارک و تعالی میفرماید آن زمان که بندگان من گناهان جدیدی بکنند من بلاهای جدیدی را بر آنها ایجاد میکنم هر چه لجامگسیختگی بیشتر مصیبت بیشتر میشود.@ یک ویژگیهای مناسبی باشد آیا به صرف گذاردن شرط مهریه سنگین باید آن ازدواج را به هم زد و یا باید زیر بار رفت؟ اینها را که ما گفتیم نمیخواستیم بگوییم که مهریه زیاد ضد ارزش که نیست مخواهیم بگوییم که مهریه کم خیلی بهتر است.@ و لذا پیغمبر فرمودند که(خَیرُ النِکاحِ اَیسَرُه) بهترین ازدواجها آن است ولی نفرمودند آن ازدواجهایی که مهریه بالا دارد بد است بهترش آن است ما یک خوب داریم یک خوبتر، یک به داریم یک بهتر.@ واقعاً اگر احساس میکنید که این دختر دختر با فضیلتی است خیلی دختر باکمالی است از خانواده بسیار نجیب متینی است مهریه سنگین خیلی مشکل ایجاد نمیکند چه بسا در پرتو دوستی و صفا اصلاً آن دختر هیچ وقت این مهر را مطرح نکند روی اخلاق خیلی سرمایهگذاری کنید خیلی نظرتان را معطوف بکنید اگر آن را پیدا کردید جلسه قبل هم گفتم اگر صد را پیدا کردید دیگر مشکل نخواهید داشت.@ ولی میشود همین دختر خانم را که اینقدر دارای کمال است در یک جلسهای واقعاً با او سخن گفت که من و تو مطرح نیستیم بیا با هم کمک کنیم من میخواهم با تو زندگی کنم تو را هم زن زندگی میدانم.@ بیا یک کاری بکنیم که ما هم جزء کسانی باشیم که الگو و اسوه و نمونه باشیم خود ما دامن به این مسابقه زشت شیطانی نزنیم حتی این احادیث و روایات که مطرح شد باز هم هست میشود پیدا کرد سخن گفت مطرح کرد.@ آیا والدین وظیفه دخالت در کاهش یا افزایش مهریه را دارند؟ عیب ندارد بالاخره پدر و مادر میایند مینشینند تا آن موقع که جنبه خرید و فروش پیدا نکند که زشت بشود این بگوید جان من ده تا بیا پایین، این خیلی بد میشود.@ اما موقعی که بیایند خیلی متین و خوب با هم سخن بگویند آنها مطالبشان را بگویند اینها مطالبشان را بگویند به یک جایی برسند که در شئونات طرفین باشد خوب است بالاخره پسر رویش نمیشود خیلی اینطور جاها مطرح بکند بالاخره باید چند نفر واسطه باشند چه کسی از دایی و عمو بهتر البته باید یک کلامهای متین خوب پیدا کرد که اینها ضمن اینکه مطلب را میاورند به یک منزل و جایگاه خوبی میرسانند حرمت دو طرف هم حفظ بشود.@ مثلاً من دیدم یک جا میگفت شما از جان بچه من چه میخواهید بچه من جانی ندارد این فرزندش را دارد خورد میکند برای اینکه ده تا سکه نه این شیوه شیوه خوبی نیست. اصولاً مهریه توسط چه کسانی باید تعیین بشود؟ مسلم است که معمولاً توسط خانواده دختر معمول است که توسط آنها تعیین میشود.@ آیا تعیین سفرهای زیارتی مثل مکه سوریه به عنوان بخشی از مهریه جایز است؟ این خوب است اما چون معلوم نیست خرج مکه چقدر میشود معمولاً این را جزء مهریه حساب نمیکنند میگوید مهریه اینقدر من متعهد میشوم در اولین فرصتی که امکانات برایمان شد با همسرم سفر حج هم برویم یا از نظر اخلاق برویم.@ معلوم است کدام مرد است که امکان مالی داشته باشد و خودش و زنش دوست نداشته باشند که مکه بروند طبعاً این کار را هم میکنند ولی اخیراً یکی از آقایان فقها که در همین زمینه با ایشان صحبت بود ایشان میگفتند که اگر مکه جزء مهر میاید باید مبلغش هم بیاید.@ ولی چون مبلغ ثابت ندارد و هر روز تغییر میکند و لذا در یک جایی که من ناظر بودم که میخواستند جزء مهریه بگذارند آن آقا گفتند نه درست نیست این کار را نکنید اما همین از نظر اخلاقی بگوید من علاوه بر اینکه قرار دادم دوست دارم خانمم را مکه ببرم و میبرم این انجام میشود و مشکلی ندارد.@ در گذشته مثلاً مهریهای قرار میدادند آن موقع مثلاً با 5000 تومان که مهر یک زنی میکردند موقعی که آن را میگرفت میتوانست با آن یک زمین وسیعی بخرد خانهای بخرد الان مثلاً ما بخواهیم بگوییم پدران ما آنطور حالا ما آنطور الان با 500 تومان 5000 تومان چه چیزی میدهند.@ طبعاً این سؤال پیش میاید که الان حداقل و حداکثر مهریه چقدر است؟ این اصلاً مشخص نشده در روایات هم تا آنجایی که من دیدم مشخص نشده که از این کمتر مهر نکنید از این بیشتر هم مهر نکنید این بستگی به این دارد که با توجه به شرائط زمانی و مکانی و این دو تنی که میخواهند با هم ازدواج بکنند شئوناتشان چطور میخواند.@ و آن که خیلی روی آن تأکید شده این هست که مهر حتماً باشد و در حداکثرش اینقدر بالا نرود که همان نکاتی که در مورد مهریه عرض کردیم جنبه چشم و همچشمی و رقابت و مسابقه نباشد اما آن که مسلم است توافق طرفین است حدی نمیشود برایش گفت که اینقدر یا آنقدر.@ البته بعضی از بزرگان مثل مقام معظم رهبری که دخترها و پسرانی که میخواهند بروند خطبه عقد را ایشان بخوانند ایشان قید میکنند که اگر از 14 تا سکه بیشتر مهریه باشد ایشان خطبه را نمیخوانند این را فرض کنید شما یک ملاک از دیدگاه مقام معظم رهبری بگیرید.@ ایشان میگویند اگر بیشتر باشد من نمیخوانم قید اینکه یک دختر پسری بخواهند خدمت ایشان برسند و ایشان خطبه را بخوانند 14 سکه است. الان مثلاً میگویند که اینقدر سکه است میگویند که این بچه ما تازه مشغول کار شده میگوید ای بابا چه کسی داده چه کسی گرفته این را معمولاً توجه نمیکنیم که این دِین داماد میشود واقعاً این یا باید داشته باشد یا قدرت تهیهاش را داشته باشد.@ حالا ممکن است هیچ کس الان شش میلیون در حسابش نیست دو میلیون در حسابش ممکن است نباشد ولی قدرت تهیهاش را یعنی در خودش ببیند که میتواند در موقع مقتضی این را در اختیار همسرش قرار بدهد حالا اگر بالفعل نمیتواند بالقوه چنین استطاعتی را در خودش ببیند.@ باز این را نمیشود گفت که آنوقت کمتر از این نشود اگر بشود اشکال پیدا میکند الان عرف میگیرند اما عرف منطقی عقلی منصفانه آخر عرف هم جاهای مختلف فرق میکند در خانوادهها فرق میکند میگوید دخترداییش را تازگی 600 سکه کردند شما کمتر میخواهید بکنید آبروی ما میرود اینطوری دارد میشود.@ اگر همه بیایند در یک حدی که این مشکل است نمیشود همه را آورد در یک حدی و لذا باید افراد آن جنبههای روحی و اخلاقی را در خودشان تقویت بکنند تا بتوانند بیاورند در یک حدی که نه زیاد بشود و نه کم بشود این بسته به خود افراد دارد توافق طرفینی است مثلاً روزنامه میتواند این را اعلام بکند نه، کسی دیگری میتواند بگوید نه، اما مقام معظم رهبری این را اعلام میکنند نمیکنند.@ ولی میگویند من بخواهم بخوانم من دختر و پسری که بیش از این مهرشان باشد من نمیخوانم. مهمترین و مقدمترین مسئلهای که باید بین پسر و دختر تازه ازدواج کرده باشد که خوب بتوانند زندگی بکنند چیست؟ دختر و پسر باید همتایی داشته باشند با هم، اینکه میگویند کُفّ هم باشند.@ یعنی با هم همتایی داشته باشند از نظر خُلقیات از نظر افکار از نظر آداب حتی از نظر جنبههای مادی ظاهری از نظر چهره و قیافه همه اینها هست اما آن که خیلی خیلی مهم است همان ابعاد روحی و خُلقی است یک دختر خیلی زیبا خُلق خوب ندارد زندگی را جهنم میکند مسائل خُلقی تعهدات انسانی و الهی اینها اگر باشد میشود زندگی شیرینی داشت اصلش این است.@ آیا جشنهای ازدواج و جمع شدن اقوام منافات با اسلام دارد؟ ابدا، تا زمانی که اعمال مخالف با موازین دینی در آن جشنها نباشد مثلاً زن و مرد بدون پوشش در زیر یک سقف نه اسلام این را اجازه نمیدهد رقصیدن مرد در حضور زنها حرام است رقصیدن زن در حضور مردها حرام است رقصیدن مرد برای مردها حرام است.@ فقط رقصیدن زن برای شوهرش حلال است که این باب نیست که خیلی هم تأکید شده که زن از مردش دلربایی بکند زن هفت قلم خودش را آرایش میکند عروسی میرود همچین که میرود یک لباس در خانه میاید میپوشد که مرد نمیتواند او را نگاه بکند.@ شهید مطهری همین را در کتاب حجابشان آورده یک داستانی هم نقل میکند که خواندنی است، بله زن برای زن هم بعضی از فقها اشکال میکنند آنوقت یک رمزی در آن هست، بله ظاهراً مقام رهبری اشکال میکنند حالا البته ایشان فلسفهاش را نگفتند اما شاید یکیش این است.@ زن موقعی که آمد بین زنها بعد خدای ناخواسته یک زن دهان لقی هم میاید به شوهرش میگوید نمیدانی فلانی چه میکرد اینطور بود لباسش اینطور لاغر و آنوقت میبینید همینطوری اصلاً حریم خانوادهها دریده میشود شاید یکیش این است البته شادی کردن عیب ندارد دست زدن چیزی خواندن اما کار در حدی در بیاید که وارد مرحله اینها بشود.@ آیا میتوان از همان ابتدا میزان مهریه را با دختر در میان گذاشت و به توافق رسید یا اینکه حتماً اطلاع خانواده دختر لازم است؟ این حق دختر است اما دختر اگر باکره است ازدواج میخواهد بکند این حتماً اذن پدر و ولیش لازم است برای ازدواج و با دختر میزان مهریه را به توافق میرسند و او هم با پدرش به توافق میرسد و مسئله حل میشود اما اذن پدر برای ایراد خطبه لازم است.@ کتاب حجاب مسئله حجاب آنوقت آنجا ایشان میگویند یعنی فلسفه حجاب را دارند میگویند که بیحجابی چه مشکلاتی دارد آنوقت یکی را میاورند روی همین قضیه که من گفتم و داستانی نقل میکنند که داستان جالب و خواندنی است.@ الان که رسم است دختر و پسر قبل از ازدواج یکی دو جلسه در خانه عروس با هم سخن میگویند حالا که دیگر خیلی معمول شده ایرادی هم ندارد کسی هم مانع نشده چنین چیزی را، ضمن آن حرفهایی که میزنند این میگوید تو خُلقت چیست برنامهات چیست انتظارت از همسر ایدهآلت چیست بعد شما از او سؤال میکنید.@ راجع به مهر هم میشود صحبت کرد نظر او را گرفت ببینید که نظرشان چطوری است خانوادهشان چه میخواهند اینها حل میشود یک آدم فهمیده خوب میان کار بیفتد کار را درست میکند اگر شما مشکل عمده روی خُلق دختر ندارید مهر یک چیز جانبی هست حل میشود.@ من در پایان عرض میکنم شما توجهتان را بیشتر روی همان جهات اصلی معطوف بکنید به آن توجه بکنید اگر آن نکته را دریافت کردید آنوقت اینها دیگر قابل حل میشود حالا شما میبینید یک دختری را تمام جهات خوب پدر خوب مادر خوب خانواده خوب خواهر و برادر عالی خُلقیات نیکو، متدین باصفا متخلق به اخلاق فقط اینها یک مشکل در خانوادهشان دارند.@ حالا دیگر نمیتوانند آنها هم بیچارهها مثل ما گیر کردند در این جنبه تشریفات میگوید ما کمتر از 500 تا نمیتوانیم این عیب ندارد نباید سخت گرفت این کسی هست که میشود با او زندگی کرد مشکلی ندارد ولی اگر نه پدر و مادر و همه پولپرست و تجملخواه و من میدانم امروز که 500 تا سکه کردم معادل آن هم باید برایش جشن بگیرم معادل آن هم باید برایش خانه بگیریم معادل آن هم مبلمان برای خانه تهیه بکنم این نمیشود.@ میگوید بد است کسی که 500 تا سکه تالار فلان جا باشد این واقعاً مشکل است اما کسی میگوید نه فقط این باشد ما آبرویمان بین دیگران حفظ بشود ما از تو توقعی نداریم این خوب است میشود با او زندگی کرد ولی بهتر این است در همین مرحله هم آنها آدمهای خودساختهای باشند.@ باید نمیتواند بگوید، بالاخره باید عروس قبول بکند ولی این حرف خوبی است که ما را پیش عروسهای دیگرمان سرافکنده نکنید اما آنها میگویند عروس خانم شما یکیشان چهار سال پیش ازدواج کرده مهریه آن موقع آنطور بوده الان تورم رفته بالا به 35% رسیده الان حرف آنها هم میبینید یک کم منطقی است دو طرف باید کوتاه بیایند که انشاءالله به هم برسند و با هم توافق کنند.@ او باید خودش را مدیون بداند اما زن اگر از او مطالبه نمیکند یک بحثی است خیلی از دخترها الان خانم خود من میگوید من مهرم از تو نمیخواهم حالا نمیخواهد ولی من باید بدانم که من به او مدیون هستم ولی او اگر گذشت گفت من به تو بخشیدم یا الان نمیخواهم اصلاً به این چشم ندوختم حالا به زور که لازم نیست آدم در دستش بگذارد حالا اگر کسی داشته باشد بدهد خیلی خوب است.@ من به شما توصیه میکنم رساله عملیه باب ازدواج که یک بخشش مهریه است آنوقت شقوق مختلفش را مطرح میکند دیگر در آنجا قشنگ حالا مقلد هر مرجعی هم هستید چون جنبه تقلیدی دارد که براساس همان عمل میکند.@ غالباً اینطوری که بعضی خانوادهها که گرفتاری مالی دارند بیشتر آنها درخواست میکنند که این خوب است آدم بتواند داشته باشد کمک بکند چه عیبی دارد نه او میگوید بدهد که میخواهد بگیرد خرج دختر بکند که او را آماده بکند که خانه شوهر برود.@ معمولاً قبل میگیرند همانطور که برادرمان فرمودند مثلاً این میگوید باشد من به عنوان شیربها تعهد میکنم یا این مبلغ یا یک شیئی که شما بخواهید من تهیه بکنم آنوقت او یک قلم از جهیزیه را تهیه میکنند.@ معمول و مرسوم اینطور شده که دختر را با جهیزیه میفرستند اما مرد نباید برای جهیزیه کیسه بدوزد او مسئول اداره خانه است این هم یک هدیهای است که پدر و مادر عروس به داماد میدهند. طلا باشد حسناش این است که طلا همیشه مطابق ارزشهای دیگر جامعه حالا یا بالا میرود یا پایین میاید همیشه برای آن دختر ارزش دارد.@ اما 200 هزار تومان سه سال پیش الان کم است یا 500 هزار تومان حالا برای پنج سال دیگر ممکن است خیلی کم باشد اما طلا ارزش خودش را حفظ میکند همیشه میشود گفت که موقعیت حالا را برای عروس دارد.@