جلسه 012 - میثاق مقدس (برادران)
شماره جلسه
12
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 012 - میثاق مقدس (برادران)

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ جلسه گذشته بحث آفات را شروع کردیم و عرض کردیم که آفات به چند قسمت تقسیم میشوند بعضی از آفات آنهایی هستند که اثراتشان حتماً در زندگی دنیایی ظاهر میشود علاوه بر اینکه در آخرت هم تبعاتی را برای شخص به بار میاورد.@ بعضی از آفات ممکن است در دنیا ظاهر نشوند و با اینکه افراد خودشان را خوشبخت و زندگیشان را موفق میدانند اما از لحاظ باطن و واقع اینطور نباشد و تبعات معنوی و اخروی زیادی را به بار داشته باشد بخصوص در جنبههای حقوق معنوی.@ آفات را تقسیمبندی دیگری در موردش داشتیم آفتهایی که مربوط به انتخاب اهداف پست یا غیر صحیح بود و همچنین آفتهایی که به دیدگاههای افراد در مورد ازدواج و جنس مخالف برمیگشت.@ این جلسه را من یکی از آفتها را عرض میکنم یعنی یکی از آفتهایی که چند نوع دارد بعد میرویم سراغ آفتهایی که مربوط به هدف ازدواج هست. در بحث شرائط کلی همسر شاید استاد توضیح داده باشد که یکی از شرائط کلی همسر این هست که باید بین دو زوج کُفّیت و همتایی برقرار باشد.@ عدم کُفّیت یکی از آفتهای مهم ازدواج هست یعنی دختر و پسر به هم نخورند میگویند به هم نمیایند به هم نمیخورند جور نیستند، چون در خلقت اینگونه خداوند قرار داده که:@

یعنی: کند همجنس با همجنس پرواز، هر مقدار بین دختر و پسر همتایی وجود داشته باشد شانس دوام زندگی شیرینی زندگی و تحصیل خوشبختی و کسب همه فوائد بیشتر هست یک خطر بزرگی هست عدم کفّیت در زندگی زناشویی که میتواند منشأ خیلی از مشکلات و فسادها و جداییها و اضطرابها و نزاعها باشد که خود این عدم کفیت شامل کفیت در موارد مختلفی هست.@ اولین مورد کفیت در جنبههای دینی و عقیدتی هست اگر دختر و پسر در جنبههای دینی با هم کف نباشند و کفیت بینشان برقرار نباشد این خیلی میتواند اختلافات و مشکلات روحی زیادی را ایجاد بکند.@ چون مسأله دینی و مسائل اعتقادی یک چیزی هست که ریشه در تمام وجود انسان دارد انسان به راحتی نمیتواند اینها را زیر پا بگذارد حتی اگر مجبور شود به خاطر عشق یک دختر اینها را زیر پا بگذارد.@ ولی چون مسأله اعتقادی با مسائل ابدی انسان، باورهای دائمی انسان با گوشت و پوست انسان سروکار دارد انسان حتی اگر این را زیر پا بگذارد به خاطر علاقه به یک دختر یا یک دختر به خاطر علاقه به یک پسر این را زیر پا بگذارد از درون دچار تعارض میشود و این تعارض دائماً مثل یک خوره وجود او را اذیت میکند و چه بسا بعد نتواند این زندگی ادامه پیدا کند.@ در یک نقطه خاصی درگیری و اختلاف و فشار به حدی برسد که به انفجار منجر بشود باید بین دختر و پسر همتایی عقیدتی وجود داشته باشد همتایی عقیدتی هم یک امر نسبی هست وقتی میگوییم همتایی عقیدتی وجود داشته باشد دو معنا هست.@ یکی اینکه هر دو از یک دین باشند بعضیها ممکن است علاقه به دختر مسیحی یا کلیمی پیدا کنند یا یک دختر کلیمی و مسیحی به آنها علاقه پیدا کند شرط در اسلام این هست که باید حتماً آن کسی که میخواهیم ما با او ازدواج کنیم همدین خودمان باشد و الا غیر همدین ازدواج حرام است.@ تازه اگر بخواهیم او را مسلمان کنیم مشکلات زیاد دیگری ما داریم با خانواده طرف مقابل، فرهنگی که این در آن بزرگ شده و به راحتی نمیشود تجویز کرد ازدواج با یک غیر همدین را، یک موارد بسیار نادری و استثنائی هست و به سختی میشود مجوز صادر کرد برای یک همچین ازدواجی که ما بخواهیم با یک دختر مسیحی، زرتشتی، ارمنی، یهودی، یا دختری از هر دین دیگری ازدواج کنیم.@ حتی یک دختر سنیمذهب که شیعه نباشد ازدواج کنیم و او را به دین خودمان در بیاوریم مشکلات زیادی دارد که معمولاً این قضیه تجویز نمیشود و اگر بخواهید این مسأله انجام بگیرد این احتیاج به یک مشاوره تخصصی خیلی بالایی دارد و رعایت جنبههای زیادی.@ که حالا چون زیاد هم موضوع بحث ما نیست و خیلی هم مبتلابِه نیست در بین جوانها از آن صرفنظر میکنیم این یک معنا دارد. اما وقتی میگوییم کفیت دینی داشته باشد معنای دیگری هم باید داشته باشد یعنی برداشت دختر و پسر از مسائل عقیدتی و دینی نزدیک هم باشد.@ و الا ممکن است وقتی میگوییم دختری دینی باشد ما برویم دختری را انتخاب بکنیم که ظاهراً ظاهر خوبی داشته باشد حجاب را رعایت کند و نماز بخواند مسجد برود اما واقعاً دختر متدینی نباشد یا پسری را دختری انتخاب کند که اهل مسجد و نماز باشد و ظاهر خوبی داشته باشد اما واقعاً متدین نباشد.@ اینها را معمولاً باید در برخوردهای اوائل خواستگاری یا در تحقیقات به دست بیاید که دینداری اینها چه معنایی دارد به چه معنا هست وقتی میگوییم دیندار باشند.@ مثلاً شما به مادرت میگویی من یک دختر مسلمان و متدین میخواهم بعد معرفی میکند میگوید دختر همسایه هست مادر وقتی میخواهد تعریف دینی بکند تعریف دینی مادر با تعریف دینی پسر فرق دارد ممکن است پسر از دین یک برداشت دیگری داشته باشد مادر از دین یک برداشت دیگری داشته باشد.@ اگر ما دین را به معنای صورتهای مقدس معنا کنیم بگوییم نماز خواندن، ریش گذاشتن، چادر داشتن، این چیزها را در نظر بگیریم ممکن است همه به یک نتیجه نزدیکی برسند و دیدگاهشان شبیه به هم باشد.@ اما اگر ما واقعاً اعتقاد و تدین را به عنوان یک محتوای واقعی و ضروری برای همسرمان در نظر میگیریم روی این باید تحقیق جدی بشود به صرف اینکه گزارش بدهند که دختر متدینی هست کافی نیست دخترها یا پسرها فرقی نمیکند.@ متدین اقسام مختلفی دارد ما در روایت داریم از علی(ع) که میفرماید(رُبَّ مُتَنَسِکٍ وَ لا دینَ لَه) چه بسیار عبادتکنندهای که دین ندارد عبادتکننده هستند اما دین ندارند بیدین هستند از نظر علی(ع)، یعنی مسجد ممکن است برود حج ممکن است برود چادرش را خوب بگیرد نماز بخواند در دعای کمیل و توسل او را ببینی ولی واقعاً متدین نباشد.@ یعنی دین را به عنوان یک شیوه زندگی به عنوان یک مبنای واقعی و بهترین مبنا برای زندگی نپذیرفته باشد لفظاً قبول کند و بگوید ما میخواهیم زندگیمان براساس دین باشد ولی وقتی در زندگی میایی میبینی که نه همیشه مرد را دعوت میکند به کارهایی که خلاف دین است یا مدام فشار اقتصادی به او میاورد یا مرد میخواهد خمس بدهد نمیتواند.@ مرد میخواهد با پدر و مادرش ارتباط خوبی برقرار کند نمیگذارد، ممکن است مرد بخواهد جبهه برود مانع میشود، از مرد تقاضاهای نامشروع داشته باشد، فردا انتظار داشته باشد مرد به او اجازههای نامشروع بدهد.@ این به درد نمیخورد یعنی این ظاهراً وقتی نگاه میکنی این دیندار است ولی باید دقت کنیم که دینداری یک امر نسبی هست و وقتی میگوییم کفیت در مسائل اعتقادی و دینی باید ببینیم که این دختر چقدر متدین هست.@ دین را به چه معنا و مفهومی گرفته و واقعاً وقتی میگوییم ما میخواهیم بر اساس دین ازدواج و زندگی کنیم آیا این جداً دین را باور کرده یا به عنوان یک امر سوری و شعار قبول کرده ما هم دوست داریم شوهرمان متدین باشد بعد عملاً شوهر هر کاری کرد دختر کاری ندارد یا انتظار دارد شوهرش با او کاری نداشته باشد.@ یا بعضیها هستند خیلی حجابشان را میگیرند زیبا هستند خیلی متین برخورد میکنند وقتی در زندگی زناشویی میروند میبینی که ایمان به حقوق شوهر، ایمان به حقوق زناشویی و وظائف زناشویی ندارد این را قبول نکرده کلیات دین را قبول کرده.@ اما وقتی به او میگویی خانم یک وظائفی در مقابل شوهرت داری این حق را باید رعایت بکنی خیلی بدش میاید و به او برمیخورد و ناراحت میشود این یعنی دین و ارزشهای دینی به عنوان یک اصل مسلم و به عنوان یک نظام پیشرفته و به عنوان یک قانون کامل برای زندگی جز باورهای او محسوب نشده و قرار نگرفته.@ و اینجا مثلاً میبینی بارها شده رفته میگوید من دختر فلان آخوند را گرفتم رفتیم دیدیم نه خبری نیست یکطور دیگر هستند ما چه فکر میکردیم چه شد یکطور دیگر از کار درآمد یا رفته خانواده شهید گرفتند دوتا خانواده شهید هستند اما خانواده شهید بودن که تمامکننده همه کمالات نیست که صرفاً خانواده شهید باشند این مهم هست.@ ما میگوییم دختر از خانواده شهداست معلوم نیست که آن ارزش دینی را داشته باشد یا اعتقادات دینی واقعاً جزء باورهایش قرار گرفته باشد هیچ معلوم نیست این باید در بیاید من نمیتوانم خیلی روی این مسأله مانور بدهیم میتوانیم راجع به همین مسأله کفیت اعتقادی ساعتها صحبت کنیم ولی فکر میکنیم همین مقدار گذرا کافی هست.@ پس یکی مسأله از آفتها عدم کفیت اعتقادی هست پسر و دختر باید دیدگاه اعتقادیشان به همدیگر نزدیک باشد تا بتوانند مسأله را حل کنند مثلاً میبینی در یک زندگی مرد با رعایت اصول اعتقادی یک مشکل را خیلی ساده میگیرد ولی زن نمیتواند ساده بگیرد.@ چون مرد معتقد هست که این مشکل در زندگی ما پیش آمده قابل جبران هست خداوند میتواند جبران کند ولی میبینی که زن نمیتواند یک همچین چیزی را تحمل کند هر چه هم شما میگویید میگوید این حرفها کدام است نمیتواند مسأله را حل کند.@ یکی از تنهاییهای کشنده این هست که آدم خودش متدین باشد ولی زنش متدین نباشد یعنی عدم کفیت دینی یکی از تنهاییهای وحشتناک است یک زجر دائم است من میبینم این دخترهایی که حزباللهی هستند میایند با شوهرهای فاسق و ضعیفالایمانی ازدواج کردند چقدر مثل یک پرنده در قفس میمانند.@ بعضی از آقایان هم میبینم که اعصابشان خورد شد اول جوانیاش پژمرده شده چقدر استعداد دارد چقدر انرژی در این هست از جهت علمی و معنوی، ولی با یک دختر که با او مناسب نبوده از نظر دینی ازدواج کرده و حالا با هم اختلاف فرهنگ خیلی زیادی دارند.@ دختر نمیخواهد حجاب را رعایت کند دو روز دیگر شوهر را در فشار گذاشته من میخواهم با مانتو بیرون بروم مرد برایش خیلی اُفت دارد که زن اینطوری بیرون بیاید حالا خانوادتاً همه چادری هستند این میخواهد با مانتو بیرون بیاید مشکل است.@ نمیخواهم بگویم که مانتو حجاب اسلامی نیست ولی نمیپذیرند خیلی از خانوادهها این را قبول نمیکنند چادر را میپسندند مانتو را دوست ندارند مانتو حجاب موفقی هم نبوده ثابت کرده که اکثر مانتوییها که خواستند حجاب را رعایت کنند شکست خوردند.@ یعنی بالأخره مویشان را نامحرم دیده آستینشان بالا رفته برجستگی اندامشان را نامحرم دیده حجم بدنشان مشخص شده و خیلی آفتهای دیگر، واقعاً به سختی میشود مانتو حجاب را کامل رعایت کرد چه بسا حتی مانتویی خوبی هم نمیخواهد باشد میخواهد فکل بگذارد بیرون برود برای مرد سخت هست.@ میخواهد نوار ترانه گوش کند مرد اهل این کارها نیست میخواهد مرد را به جاهای دیگر بکشد مهمانیهای آنچنانی، اصلاً اهلش نیست مسافرتهای آنچنانی مرد مشکل دارد این خیلی برای زندگی مشکل است.@ بعضی از آقایان اینطور هستند خانمهایی هستند که خانمهای خوبی هستند شوهرشان از آنها تقاضاهای عجیب و غریبی دارد یک خانمی آمده بود میگفت که من آرزویم این هست که مثل این خانمها چادر و روسری سرم باشد.@ میگوید دوستانش را خانه آورده من داشتم جارو میکردم روسری را از سرم کشیده میگوید دهاتی اُمل آبروی من را جلوی رفیقهایم میخواهی ببری این چیست روی سرت انداختی آبرویمان میرود.@ آبرو و شخصیت را به این میداند که زنش مثل کسانی دیگر همینطوری بیاید پای لخت بیرون بیاید، این را بیآبرویی میداند برای همین هم ما این کلاسها را گذاشتیم که دقت بشود عشق و علاقه و ارزشهای خیالی و فکرهای کارتونی تأثیر نگذارد که آدم برود یک همچین ازدواجی بکند بعد مشکلات داشته باشد.@ داشتیم ما که همه اعضای خانواده ازدواج موفق و خوبی داشتند پسر کوچک خانواده رفته بند کرده به دختری که اصلاً با او همسنخ نیست با فرهنگ خانواده متناسب نیست آمده بین تمام اعضای خانواده دعوا و درگیری و دردسر ایجاد کرده همین دختری که جور در نمیاید.@ یعنی یک نفر که نخواهد با فرهنگ مناسب و عمومی خانواده سازگاری داشته باشد مسائل و مشکلات زیادی را میتواند بار بیاورد بعد مثلاً پسر از پدر و مادرش جدا شده به خاطر دختر، نه میتواند او را طلاق بدهد هزار و یکجور مشکلات زیاد برایش درست کرده.@ پایش را در یک کفش کرده که تو باید حتماً بروی برای من ویدئو بخری فیلمهای آنچنانی بیاوری ببینیم، مرد بنده خدا چکار کند، اگر بخواهد مقاومت کند نزاع و درگیری و تبعاتش خیلی زیاد است بخواهد مقاومت نکند باید از خیلی از ارزشهایش بگذرد و پا روی آخرتش بگذارد گرفتاری هست این باید حتماً دقت بشود.@ اختلاف و جدایی در درک مفهوم زندگی، این هم یک مسأله است من در جلسه گذشته عرض کردم از زمان ازدواج و از شرائط مهم دختر و پسر این هست که درک درستی از مفهوم زندگی، مسئولیتها و هدف و کارکردهای ازدواج و خانواده داشته باشند.@ اگر یک همچین درکی نداشته باشند مشکل است یعنی مرد با یک دختری ازدواج میکند و انتظار دارد که این مادر خوبی هم باشد اصلاً روی آن فکر نشده یعنی میبینی که نیست چون از اول وقتی خواستگاری رفته دقت نکرده که این میتواند بعداً یک مادر خوب باشد یا نه، در نظر نگرفته.@ این عشق و عاشقیها و کششها بعد از عقد و دوران چند ماه عقد و عروسی تمام میشود و از بین میرود بعد میبینی که پسر انتظار دارد که دختر درک درستی از مفهوم زندگی داشته باشد از جایگاه شوهر، از زندگی زناشویی، از بچهداری از تربیت، از رفتار اجتماعی، میبینی که نه، مشکل دارند.@ درک درستی از مفهوم زندگی ندارند یک انتظاری این دارد یک انتظاری آن دارد با همدیگر جور در نمیایند زن فقط زندگی را همین دیده که مرد برود کار بکند و غذا درست کنند و شب شام و صبح صبحانه و ظهر ناهار، و تولیدمثل و بچه را بزرگ کند و پرده خانه را عوض کند و مبلش را عوض کنی و لوستر را عوض کنی زندگی این شده.@ مرد دیدگاه دیگری دارد میخواهد زنش معنا پیدا کند زن از این حالت مادی و عروسکی و فقط ارزشها و کمالات گیاهی و حیوانی در بیاید، میبینی که نمیاید فقط در همانجا ساکن شده و در نمیاید مشکلات دارد متقابل هم هست.@ آقایانی هستند که خانمها را اینطوری گرفتار و اسیر میکنند و درک درستی از مفهوم زندگی ندارند بعد میبینی که ازدواج کرده ولی لاقید است در شب خانه آمدن در رفت و آمدها در مسافرتها، در تربیت بچه، در خیلی ارتباطات دیگر، جان میکَند میگوید من چقدر زحمت میکشم بچه را درست بار میاورم.@ میبینی پدر شب که میاید فحش و حرف رکیک و کتک، همه کارهایی که ما کردیم همه را باطل میکند یا پدر زحمت میکشد کار دینی بکند روی بچهها، باتربیت بارشان بیاورد بامسئولیت بار بیاورد مادر میبینی ساعتهایی که در خانه هست همه را خنثی میکند بچه را جاهایی میبرد که صلاح نیست بچه برود بدآموزیهای زیادی یاد میگیرد.@ جدایی در داشتن هدف روشن و متحد خیلی مهم است که اهداف چه هست وقتی هدف زن و شوهر به زندگی نزدیک باشد و هر دو بدانند که برای چه میخواهند زندگی بکنند آن موقع خیلی راحت میتوانند با هم کنار بیایند.@ چون همیشه هر دو آنها یک هدف مشترک دارند کنار میایند این از جهت مذهبی هم نیست حتی خانواده کافر وقتی هدف مشترک داشته باشند و با آن کنار بیایند خداوند به آنها هم برکت میدهد.@ اصلاً یکی از رمزهای موفقیت این هست که همسر انسان همان هدفی را که ما داریم برای ازدواج و برای زندگی داشته باشد همان درک را داشته باشد با ما مشترک باشد و راه بیاید حالا این هدف نمودهای مختلفی دارد.@ مثلاً وقتی مرد میخواهد جبهه برود زن هم وقتی درک خوبی دارد میبینی که خیلی راحت هست زن هم شوهرش را تشویق میکند به جبهه رفتن و مرد هم با شوق جبهه میرود حالا از اینطرف میخواهی بروی زن شروع میکند به گریه کردن و فحش دادن و نفرین کردن، پس ما چی، بچهها چی.@ تو اصلاً مرد نیستی مسئولیتپذیر نیستی، که احساسات مرد را تحریک کنند مینشینند آبغوره گرفتن و گریه کردن، میبینی که این تعارض در هدف است و مشکل درست میکند این در هدف معنوی. در اهداف مادی همینطور، مرد میگوید ما بیاییم رفاه آیندهمان را در نظر بگیریم بیا چند سالی در خانه پدر من با همدیگر زندگی کنیم به جای اینکه کرایه خانه بدهیم پسانداز بکنیم برویم سمت استقلال واقعی.@ میبینی که دختر حاضر نیست از روز اول پایش را در یک کفش میکند که من باید خانه مستقل برایم بگیری حالا میخواهد برود خانه مستقل بگیرد فشار اقتصادی زیاد، پول پیش، کرایه بالا، دائم میبینی اینها 20 سال مستأجر ماندند یا زن مدام سفارش خرید میدهد.@ تجملات، عدم قناعت، سفارش لباس، این را دیدم خوشم آمده آن را دیدم خوشم آمده این را باید بگیری، میبینی که در اهداف تعارض دارند مرد میخواهد زندگی را با یک پسانداز درست و حسابی و با یک برنامهریزی عاقلانه به سمت رفاه دائم بکشاند.@ زن با ولخرجی و هوسبازی و عدم غلبه بر خود مشکلات درست میکند و نمیگذارد که یک برنامهریزی درستی برای رفاه زندگی برای آینده مرد بکند اینجا تعارض در هدف هست یک دیدگاه ندارند.@ در تربیت بچهها مثلاً مرد به دخترش میگوید شما بزرگ شدی با این جوراب بیرون نرو از الان چادر سرت کن نامحرم نبیند، مادر همینطور جلوی بچه، خیلی زشت است یکی از زشتیهای عدم کفیت در مسائل زندگی همین هست که پدر و مادر جلوی بچه با هم اختلاف کنند.@ چون پدر و مادر وقتی جلوی بچه اختلاف داشته باشند هر کدامشان هم به حق باشند یا هر دو هم که به حق باشند هیچ کدام دیگر حنایشان جلوی بچه رنگ ندارد اعتبارشان جلوی بچه از بین میرود.@ یعنی اگر مادر اشتباه میکند پدر باید جلوی بچه مادر را نکوبد دعوا نکند پدر هم اشتباه میکند مادر باید سفت بایستد که بچه بد بار نیاید، تا این دارد دختر را نصیحت میکند مادر میگوید ول کن بچهام را، میمیرد، دلش میگیرد، حالاحالاها وقت دارد.@ الان در تهران شما ببینید دختر 10 سال 12 سال 13 سال چطوری بیرون میاید. در مسائل عبادی همینطور، مثلاً میبینید دختر بالغ شده پسر بالغ شده میبینید که الان وظیفهاش عبادت است شرعاً مکلف هست میبینید که باز مشکل عبادی با هم دارند پدر یک حرف میزند مادر یک چیزی مقابلش میگوید، مادر یک حرف میزند پدر چیز دیگر در مقابلش میگوید و این مسأله مشکلساز میشود.@ جدایی و اختلاف یعنی عدم کفیت در احساسات و عواطف هم مشکلساز هست که از نظر احساس با هم تنظیم نباشند و از نظر مسائل عاطفی، مرد میبینی که با شوق و ذوقی کاری را انجام میدهد خانه میاید انتظار دارد زنش خوشحال شود و تشکر کند اصلاً زن به چشمش نمیاید این همه تلاش و زحمات مرد، همچین در ذوق او میزند.@ برای مرد هم خیلی سخت است تلاش کرده زحمت کشیده، نمیفهمند، هدیه گرفته مثلاً به مناسبت سالگرد ازدواجشان، بعد کادو کرده حالا تا وقتی در کادو هست معلوم نیست یک خوشحالی نشان میدهد و میگوید دست شما درد نکند.@ بازش میکند این چیست خریدی دیگر بهتر از این نبود، نمیفهمد، هر چه باشد این حاکی از عشق هست چرا برای مادرت آن را خریدی برای من این را خریدی این چه فرقی شد تو رفتی برای خواهرت 2000 تومان رفتی خریدی برای ما هم همین را خریدی، یا از آنطرف افتاده زنی هست که خیلی اقتصادی هست، این را چند خریدی؟@ به پولش چکار داری حالا این را خریدیم مرد با یک شوق و ذوقی خریده به زندگی صفایی بدهد، این را چند خریدی؟ حالا مرد نمیخواهد بگوید چند خریدم، نه بگو چند خریدی؟ باید بروی پسش بدهی نمیارزد، من از شهرستان آمدم این را گرفتم.@ این چیه رفتی خریدی یک چیز آشغال خریدی بیعرضه همیشه به تو میاندازند جنسهای بُنجل خریدی آوردی، یعنی اصلاً خراب میکند، مرد به مناسبت سالگرد ازدواج، جشن تولد همسرش، میبینی که اصلاً در عشقورزی به هم نمیخورند.@ مرد مسافرت رفته آمده انتظار دارد که زن یک برخورد دیگری داشته باشد خانه میاید میبیند که خیلی بیرمق، سرد، اعصابش خورد، گرفتار کارهای شخصی خودش هست یعنی خوب نمیتوانند به هر حال از نظر عاطفی و اخلاقی همدیگر را ارضا کنند با هم مشکل دارند.@ قسمت پنجم عدم کفیت، عدم کفیت در درک متقابل از یکدیگر هست در همه موارد که این هم ریشههای مختلفی میتواند داشته باشد توضیح دادم مثلاً اگر پسر و دختری از جنس مقابلش ادراک خوبی نداشته باشد درک خوبی هم ندارد.@ یعنی نداند جنس مرد چه هست مرد نداند جنس زن چه هست و چه میخواهد و چه بسا این خصوصیت طبیعی مرد باشد زن این را به عنوان یک عیب قلمداد کند و این را در سرش بزنند در حالی که این عیب نیست حسن هست.@ در روایت داریم چند صفت که برای مرد بد است برای زن خوب است یکی بخل هست زن اگر ولخرج باشد پدر مرد را در میاورد اگر هوسباز باشد هر چه دید بخواهد بخرد اهل قناعت نباشد نمیتوانند یک آینده خوبی را رقم بزنند مرد باید کریم باشد ولی زن صفت خوبی نیست مدام خیر کند هر چه مرد جان بکَند به این و آن بدهد نمیشود.@ زن بدون اجازه شوهر در مالش تصرف نکند یکی از حقوق مرد این هست که زن بدون اجازه شوهر حق ندارد در مالش تصرف کند حتی به پدر و مادرش بدهد حق ندارد این صفت خوبی است این را ما باید بدانیم که زن این خصوصیت را باید داشته باشد و غالباً خانمها دارند این را ما به عنوان یک رذیله در زن نگیریم.@ آنجا به عنوان یک رذیله باید بگیریم که این بخل زن که صفت پسندیدهای هست بیاید جلوی انجام وظائف شرعی را بگیرد مثلاً مرد میخواهد به جبهه کمک کند به بوسنی کمک کند به چهارتا فقیر کمک کند مرد میخواهد به پدر و مادرش کمک کند این بخل اینجا بد است.@ اگر زن بخواهد بیاید اینجا مانع بشود یعنی مرد را از انجام وظیفه شرعیاش که خداوند از او طلب دارد و میخواهد که انجام بشود مانع شده این یعنی جهنی کردن هر دو، این صفت بخل باید کنترل بشود در مسائل شرعی آنجا که خدا دستورات داده نباید دخالتی بکنند اما در غیر از این موارد بذل و بخشش نباید بشود این صفت خوبی است.@ کِبر، زن خیلی اهل خوشوبِش با نامحرم و بگو و بخند و اختلاط و اینطرف و آنطرف رفتن نباید باشد یعنی در مقابل جنس مخالف یک برخورد حساب شده و گرفته شده یعنی هیبت داشته باشد جنس مخالف مرد راحت در حریمش نتواند بیاید.@ بعد تمنای جنس مخالف هم به محرمیت یا نامحرمی نیست یعنی اینطور نیست که اگر کسی همسر دیگری بود کسی رویش طمع نکند اگر مردی همسر دیگری بود زنی به او طمع نکند اینطور نیست به محضی که حریم را یکی باز دید در حریم میاید و این خوب و مناسب نیست.@ یکی دیگر از صفتها ترس هست یعنی زن از تماس خیلی زیاد مستقیم با نامحرم، از رفتن مسیرهای دور، از رفتن جاهایی به تنهایی میترسد این را ما نباید بگوییم که تو چقدر ترسو هستی دخترانی هستند خودشان از یک شهر به یک شهر مسافرت میروند این امتیازی نیست برای یک دختر که بخواهد از یک شهر به شهر دیگر به تنهایی مسافرت برود.@ دخترهایی هستند که خودشان به تنهایی ده تا مرد را حریف هستند که به عنوان امتیاز ذکر کنیم اینها امتیازی نیست برای زن که بتواند ده تا مرد را حریف باشد و بتواند خودش تنهایی اینطرف و آنطرف خیلی عادت کرده باشد برود.@ زن یکی از صفات خوبش این هست اینها برای امنیت خانواده و برای آرامش خانواده و برای جنبههای تربیتی و معنوی و اخلاقی و عاطفی خیلی خوب هست خیلی مفید و لازم هست این مسأله یکی از آفتها بود مسأله عدم کفیت.@ آفات و آسیبها از نظر اهداف: به ما سفارش شده که مواظب باشید اهداف غیرصحیح و یا اهداف پست را وجه همت خودتان در ازدواج قرار ندهید یعنی به خاطر این اهداف تن به ازدواج ندهید که من حالا نزدیک ده آفت را یادداشت کردم قبل از آفات یک اصل کلی را بگویم که این اصل کلی در همه این جنبههایی که عرض میکنم باز هم تذکر میدهم ولی جاری هست.@ آن اصل کلی این هست که همیشه پیوندها دوامشان به دوام آن چیزی هست که این دو را به هم پیوند میدهد عامل پیوند بستگی دارد پس دوام پیوند به عامل پیوند بستگی دارد وقتی میگوییم این به عنوان یک قاعده هست وقتی افراد سببها و عوامل پایدار را برای ارتباط انتخاب میکنند اینها روابطشان و پیوندشان پایدار هست.@ چون عاملش پایدار هست عاملش قوی و قدرتمند هست میتواند آن دو چیزی که با هم پیوند خوردند نگه دارد نمیگذارد جدا شوند اما اگر عامل ضعیف بود پیوند هم سست و ضعیف هست.@ در مورد مسأله خانواده عرض کردم خانواده یک چیزی است که هر مقدار پیوند در آن محکمتر باشد و گرمتر باشد برکاتش بیشتر هست هر مقدار سردتر و سستتر باشد تبعات منفیاش چه در دنیا و چه در آخرت بسیار زیاد است.@ این رابطه مستقیم هست بین تبعات مثبت و فوائد ازدواج با گرمی و استحکام خانواده و تبعات منفی و آسیبهای فراگیر چه زن چه بچه چه خانواده چه اجتماع با سستی خانواده با هم ارتباط دارند این را در نظر گرفتید به عنوان یک اصل در بحث آفتهای مربوط به اهداف.@ حالا میروی سراغ خود آفتها، یکی از آفات ازدواج این هست که افراد به خاطر زیبایی یا مال ازدواج میکنند اول از این در مورد زیبایی صحبت کنم زیبایی یک کمال گیاهی هست و انسان فطرتاً عاشق همه کمالات هست اعم از گیاهی و حیوانی و انسانی.@ انسان را خداوند شیفته و عاشق همیشگی کمالات آفریده در واقع این به این برمیگردد که خداوند انسان را شیفته کمال آفریده و کمال مطلق را میخواهد یعنی انسان از هر کمالی همیشه عالیترش را میخواهد.@ مثلاً به شما میگویند دو تا لباس هست این قشنگتر است از نظر جنس، پارچه یکجور هستند این زیباتر هست حتی ممکن است بهایش هم بیشتر باشد اما شما حاضرید بها بپردازید برای اینکه زیباتر هست زیبایی یک ارزش و کمال هست حاضرید پرداخت بکنید دوتا دختری که همه شرائطشان مساوی هست یکی از آنها زیباتر هست.@ قطعاً انسان آن که زیباتر هست میپسندد، دوتا تابلو، اتومبیل، مسکن، خودکار، کتاب، عینک باز همینطور هست یعنی انسان طالب زیبایی هست در اصل طالب کمال مطلق هست کمال مطلق جلوههای مختلفی دارد در زیبایی خداوند یکجور جلوه کرده در علم یکجور جلوه کرده در قدرت یکجور جلوه کرده اینها جلوههای مختلف هست.@ انسان در واقع عاشق خداوند تبارک و تعالی آفریده شده و وقتی هم یک کمالی را میخواهد نه این آن را میخواهد نه اینکه این واقعاً همان شیئی را که زیباست میخواهد بلکه چو عاشق زیبایی است به آن چیز علاقه پیدا میکند.@ برای همین خیلی وقتها انسان یک چیز زیبایی را که دارد بعد زیباترش را که ببیند حاضر است همان چیز زیبا را کنار بگذارد و به سراغ زیباتر برود بعد از آن اگر چیز زیباتری آمد باز سراغ آن میرود یعنی مدام مدل عوض میکند.@ علاقه به زیبایی یک امر فطری هست و در نهاد همه افراد بشر وجود دارد حالا در مورد زیبایی قیافه هم همینطور است یعنی به جای خودش یک کمال هست و خوب و مفید هست در مورد مفید بودنش مطالبی عرض کنم بعد برویم سراغ اینکه آیا میتواند یک عامل فقط برای ازدواج باشد یا نه.@ ما بنا را گذاشتیم به اینکه زن باید با مرد کفیت داشته کفیت اعتقادی، تقوا و ایمان و حیا داشته باشد فهم درستی از مسائل زندگی داشته باشد دیدگاه درستی نسبت به مرد و به ازدواج داشته باشد وفادار و فداکار برای شوهرش، خوش اخلاق باشد اینها را در نظر گرفتیم.@ حالا اگر یک دختری تقوا و اخلاق داشت شرائط همسری را داشت زیبایی برایش بد است؟ چه اشکال دارد که انسان زنش زن باتقوا و خوبی باشد زیبا هم باشد مانعۀالجمع هم نیستند یعنی میتواند هم زیبا باشد هم باتقوا باشد هم زیبا باشد هم خوش اخلاق باشد هم زیبا باشد هم درک خوبی از مسائل زندگی داشته باشد.@ پس وقتی میگوییم کسی به خاطر زیبایی نرود نه اینکه زیبایی را در نظر نگیرد و به این عامل در ازدواج توجه نکند بلکه صرفاً به خاطر زیبایی نرود یعنی جنبههای دیگر را در نظر نگیرد این خیلی خوب هست یعنی نه تنها عیب نیست.@ بلکه در کنار کمالات دیگر مثل تقوا، اخلاق خوب، درک درست از زندگی، وفاداری، زیبایی هم یک کمال خوبی هست که میتواند مورد توجه قرار بگیرد اتفاقاً در مورد زنها با اینکه به ما گفتن که به خاطر زیبایی سراغ زن نروید.@ ولی به ما گفتن پیغمبر(ص) فرمود(خَیرُ النِّساء أحسَنُهُنَّ وُجُوهَاً وَ أرخَصُهُنَّ مُهُورَاً) بهترین زنها زیباترین آنهاست از نظر چهره، و کممهریهترین آنهاست پیغمبر این را جزء خوبیهای زن آورده که زیبا باشد باز در روایت داریم نگاه به چهره زیبا، اصلاً نگاه به همه زیباییها تأثیر سازندهای روی نفس انسان دارد.@ یعنی کسی که یکسره عادت کند به کثیفیها و زشتیها نگاه کند نگاه از نظر چشمی عرض میکنم حالا کاری با جنبههای اخلاقی و اعتقادی ندارم از همین برخورد ظاهری کسی که اطرافش چیزهای زیبا را زیاد میبیند و با زیباییها سروکار دارد.@ تابلوی زیبا، گل زیبا، رنگ خوب، لباس زیبا، این از نظر روحی از سلامت بیشتری برخوردار هست و از قدرت بیشتری برخوردار هست تا کسی که یکسره با زشتیها و پلیدیها و آلودگیها سروکار دارد چیزهای کثیف را میبیند واقعاً فرق میکند تأثیر دارد.@ یک نفری که در گلخانه کار میکند یک نفری که با درخت و زیبایی سروکار دارد با یک نفری که شغلش این هست که با مدفوع و پِهِن و چیزهای زشت سروکار دارند اینها از نظر روحی فرق میکنند واقعاً زیبایی تأثیر دارد.@ در روایت داریم نگاه کردن به چهره زیبا دفعکننده بعضی از بیماریهاست که انسان به چهره زیبا نگاه کند واقعاً نگاه کردن به چهره زیبا بر انسان تأثیر دارد تأثیر خوشایندی دارد بدون اینکه از تقوا به در باشد در شرائطی که تقوا رعایت میشود سلامت روح حفظ میشود شرائط سلامت قلب و روح هست.@ نگاه به زیبایی خیلی اثر دارد چیز خوبی هست زن زیبا هم همینطور، زن زیبا علاوه بر اینکه نگاه کردن به او باعث لذت مرد و مسرت مرد میشود ک مرد سرور پیدا میکند و لذت پیدا میکند در تقوای مرد خیلی تأثیر دارد.@ یعنی مردی که زنش زیبا هست و میتواند او را کاملاً اشباع بکند از جهت زیبایی و مسائل جنسی و رسیدن به خودش خوب میتواند شوهرش را ارضا بکند این مرد در اجتماع هم تقوای خوبی دارد یعنی سراغ ناموس مردم نمیرود.@ بارها شده که مردهایی طمع به جنس مخالف داشتند حتی به زنهای مردم، زنی غیر از زن خودشان فقط به خاطر اینکه زنشان زیبا نبوده مرد هم تقوا و یک عاملی که بتواند او را نگه دارد نداشته یا منصف نبوده جنبههای دیگر و کمالات دیگر زن را در نظر نگرفته دیده که این برایش مشکلساز شده.@ یعنی قصد ارضاء خودش و تعرض به نوامیس مردم داشته به طریق دیگری، یا حتی نه قصد تعرض به ناموس مردم نداشته زنش از نظر زیبایی نمیتوانسته او را ارضا کند رفته زن دوم گرفته.@ بخصوص آقایانی که سروکارشان با خانمها هست این لازم هست باید دقت کنند کسی که سروکارش با خانمها هست با دختر هست با نوامیس مردم هست وقتی زنش زنی باشد که از نظر زیبایی چهرهاش خوب و مناسب باشد خیلی میتواند در اینکه انسان خودش را کنترل بکند و تقوا داشته باشد تأثیر داشته باشد.@ یعنی مرد میگوید من به کمالات معنوی و اخلاق و معنویت و پختگی و رشد عقلی زن قبول دارم همه اینها را باید داشته باشد اما غیر از اینها میخواهم که همسرم علاوه بر اینها یک حسن دیگری هم داشته باشد و آن زیبایی است.@ چون میداند که اگر زنش زیبا نباشد ممکن است برای مرد به خاطر نوع شغل مرد، ممکن است به محض اینکه مرد شغلش را تغییر بدهد همچین فشاری را احساس نکند چه بسا آقایانی هستند که زنشان زیبا نیستند ولی خیلی زندگی شیرین و خوبی دارند.@ چون اصلاً اساسشان این نیست با روح و اخلاق بیشتر سروکار دارند و واقعش هم برای مرد همین مسأله مهم است ولی بعضی وقتها میشود که انسان سروکارش با زن هست چه بسا زنها رعایت نکنند دختر بیاید رعایت نکند زن بیاید رعایت نکند برخورد باز بکند تحریککننده باشد.@ مثلاً شما فرض کنید یک نفر پزشک هست روزی 50 تا زن با قیافههای مختلف پیش او میایند پزشک هم یک عذری دارد یک امکاناتی دارد که دیگران ندارند مثلاً در تماس با نامحرم، این اگر قرار باشد هر روز 40 ـ 50 تا زن ببیند و مدام تحریک بشود مشکل است.@ ولی اگر زنش زن خوبی باشد و بتواند از این جهات مردش را اغنا بکند میبینید که پزشک سالمی از کار در میاید این هم یک آفت که باید به آن توجه بشود نوع شغل و نوع ارتباطات تعیینکننده است در این مسأله که باید مدنظر قرار بگیرد.@ در روایت ما داریم از طرفی زن را زیباییاش را یک حسن دانستند و از طرفی نهی کردند که صرفاً به خاطر زیبایی پا جلو بگذارد، حالا چه خطراتی دارد این قضیه که انسان به خاطر زیبایی پا جلو بگذارد؟@ اولاً اگر زن بیتقوا باشد و زیبا باشد منشأ خیلی از مشکلات و مفاسد خواهد شد یعنی رعایت نمیکند اگر حجاب را رعایت نکند مثلاً زیبا هست رعایت تقوا را نکند این از آنطرف که هر کس زن زیبا را ببیند خوشش میاید انسان زیبایی را دوست دارد کسی نمیتواند بگوید شما چرا این زن زیبا را دیدی خوشت آمد.@ هر زیبایی را انسان ببیند خوشش میاید چرا در دل شما قرار گرفت به طور طبیعی میاید فرقی نمیکند هر زیبایی، اگر بیتقوایی کند یا مراقبت نداشته باشد میبینید که مطلوب کسان دیگر قرار میگیرد یعنی زن زیبا هست ولی دردسر هست برای خود مرد.@ مورد توجه خیلی از افراد قرار میگیرد چشمداشتهای ناجور دارند چه بسا زن اگر زیبایی داشته باشد و تقوا را رعایت نکند خیلیها در خیالشان با همین زن هستند یکی از دلائلی که در مورد حجاب سفارش شده همین هست در روایت داریم مرد حق ندارد با خیال زن دیگری با همسرش آمیزش کند حرام هست.@ چطوری میشود که انسان با خیال زن دیگری میاید آمیزش میکند؟ باید زنی را ببیند و از او خوشش بیاید بعد با خیال آن زن بیاید با همسر خودش آمیزش کند یعنی او را آن موقع در نظر بگیرد که داریم بچهاش چه خواهد شد و چه تبعات منفی دارد اینکه میگویند حجاب را رعایت کنید زن باید محجوب باشد حجاب را رعایت بکند.@ یکی از دلائلش همین هست یک همچین مفاسدی دارد اگر تقوا را رعایت نکنید و این مسأله بوده من داشتم مواردی که افراد به خاطر همین مشکل خانمشان طلاق دادند زیبایی زنش برایش مفسده شده مشکل درست شده.@ مطلب بعد این هست که زیبایی زن اگر با تقوا جور در نیاید یکسره عاملی هست مرد هم اینطوری هست شما نگویید این چه فکری هست که زن دارد مرد هم اینطوری هست مرد هم دوست دارد زیباییهایش را به رخ بکشد میایستد جلوی آینه با موهایش، لباسش، ریشش، سبیلش، کتش ور میرود این همه توجه برای چه هست؟@ در روایت داریم به آقایان گفتند که شما برای جمع مؤمنین تجمل داشته باشید به جمع دیگران احترام بگذارید نگویید ما با اینها رفیق هستیم پای انسان بوی گند بدهد پیش رفیقها برود موهای ژولیده و دست و صورت نشسته و لباس نامناسب، نه احترام بگذارید به جمع مؤمنین که خوب بروید.@ یک موقع هست نیت این هست عطر استعمال کنید حتی در روایت داریم شما پولی که برای عطر میپردازید اسراف نیست تجمل جزء اخلاق مؤمنین هست برای برادران دینی خودشان، برای برادران دینیتان تجمل کنید چیز خوبی هست.@ اما همه آیا به به این نیت تجمل میکنند به احترام مردم تجمل میکنند به احترام برادر دینیشان تجمل میکنند؟ نه، مردها خیلیها زن دارند اما تجمل میکنند برای زنهای دیگر، در چشم زنان دیگر خوشگل بیایند.@ با کفشش، با جورابش، با اتوی لباسش، با اُوِرکتش، با کتش، با پیراهنش، با آرایش صورتش، با آرایش موهایش، با کیف سامسونت، با نوع عطرش، با عینکش، با خودنویسش، هزار و یکجور بازی در میاورد که دوتا دختر به او نگاه کنند.@ مردها اینطور هستند وقتی شما مردها را به این حجم زیاد میبینید که این کار را میکنند زن طبیعی هست در این جهت اینجاست که اگر زن دیندار و باحیا نباشد خیلی مشکلات درست میکند یعنی زیباست نمیتواند خودش را عَرضه نکند میگوید من باید عرضه کنم باید بدانند که من زیبا هستم فخر بفروشم کسب عزت و آبرو کنم.@ کسی که کمال را در کمالات گیاهی دید دیگر کمال دیگری سراغ ندارد که بخواهد عرضه کند مجبور است فقط قیافه را عرضه کند اینجاست که مرد چه حالیش باشد چه نباشد زندگی میرود به سمت فساد، ولو اینکه این فساد در ظاهر اثر نداشته باشد.@ زن خیلی هم اهل خودآرایی باشد ولی با شوهرش هم بسازد به هر حال یک زندگی را داشته باشند ولی تبعاتی که در عرضه زن به دیگران و در دل مردهای دیگر ایجاد میشود این یک چیزی نیست که از بین برود و تا آخرت میماند تا ابدیت هم ظهور خواهد کرد.@ گناهان و مفاسدی که ایجاد میشود ما حتی در آیه قرآن و روایت داریم که میفرماید زنهای مؤمن نباید در مقابل زنهای اهل کتاب غیرمتدین غیر مسلمانها تجمل کنند حجابشان را بردارند کشف حجاب در مقابل زنهای اهل کتاب هم منع شده از نظر قرآن، چرا؟@ حضرت فرمود چون میروند برای شوهرشان تعریف میکنند که ما این خانم را دیدیم قیافهاش اینطوری هست در خانوادههای مسلمان هم بعضیها اینطوری هستند خانوادههایی که اسماً مسلمان هستند اما این مسائل برایشان مطرح نیست.@ خیلی راحت از زیباییهای یک زن نامحرم جلوی همدیگر تعریف میکنند و این طمع میاندازد آنقدر ما در این مورد مشکلات داشتیم که نگو که فلانی چون زن خوشگل دارد به او طمع کردند چون فلان دختر خوشگل هست به او طمع کردند.@ ولو طمع کردند برای ازدواج هم طمع کردند ولی این جسارت هست به دختر که انسان به خاطر زیباییاش با او ازدواج کند هم به خود انسان هم به خود دختر، یعنی مشکلات زیادی از همین تعریف و تمجیدها ایجاد شده.@ به هر حال زن اگر زیبا باشد و تقوا نداشته باشد خیلی مفاسد میتواند ایجاد بکند مردی هم که زنش زیبا هست مسئولیتش خیلی سنگین هست یعنی خیلی باید رعایت بکند در مورد حجاب و رفت و آمد زنش دردسر زیادی دارد خیلی باید توجه داشته باشد که عواقب منفی نداشته باشد.@ زیبایی زن وقتی کمالات دیگر را زن نداشته باشد میتواند به عنوان یک اهرم فشار علیه خود مرد مورد استفاده قرار بگیرد یعنی خیلی از افراد هول شدند در ازدواج با یک دختر زیبا، چون دختر زیبا بوده خواستگار زیادی داشته ترسیده که دختر بپرد من زودتر بروم که از دستم در نرود هیچ کمالی را هم نداشته ولی رفته اقدام به این کار کرده.@ زن هم همیشه میگوید من خیلی خواستگار داشتم یا صدقهسری مرد با او ازدواج کردم یا همیشه در سر مرد میزند یک اهرم فشار هست و من دیدم در همین منطقه خودمان دختر صرفاً به خاطر اینکه زیبا بوده خواستههایی از مرد داشته که مرد نمیتوانسته انجام بدهد طلاق گرفته.@ چون روی زیبایی خودش حساب باز کرده میداند اگر طلاق بگیرد خواستگار زیاد دارد یعنی یک عامل تجری علیه مرد شده این هست که اگر تقوا نباشد و عفیف و پاکدامن و متدین نباشد زن زیبا خیلی مفاسد میتواند به بار بیاورد.@ لذا فرمودند در روایت داریم(لا تُنکِحِ المَرأۀَ لِجَمالِها فَلَعَلَّ جَمالِها یُردیها وَ لا لِمالِها فَلَعَلَّ مالِها یُطغیها) میفرماید که با زن به خاطر جمالش ازدواج نکن به خاطر اینکه این جمال و زیبایی تبدیل میشود به یک عامل ضد اخلاق و برای خود زن مفسده درست میکند.@ اگر کسی فقط به صرف زیبایی ازدواج کند و برای مالش هم ازدواج نکن چون مال برای زن طغیان میاورد(وَ انکَحِ المَرأۀَ لِدینِها) بلکه با زن به خاطر دینش ازدواج کنید. باز در روایت دیگر داریم ترجیح ندهید زیبایی زن را به زیبایی دینش، یعنی زیبایی ظاهر و چهره زن را به زیبایی دینش ترجیح ندهید نگویید اگر ادب خوبی ندارد سواد خوب ندارد.@ سواد که میگویم فهم دینی، فهم درستی از زندگی درک خوبی ندارد عوضش خوشگل است، نه، حتی مواردی بوده بعضیها رفتند با دخترهای عقبمانده ازدواج کردند چون زیبا بوده حدیث داریم رفته گفته آقا من میخواهم با دختری ازدواج کنم که عقل سالمی ندارد ولی آدم زیبایی هست میتوانم؟@ حضرت فرمود(لا) اصلاً، تا این مرحله هم افراد ممکن است دچار شیفتگی بشوند کسانی که موطن نفسشان در کمالات گیاهی هست و همانجا ماندند نمیتوانند غیر از این ببینند میگوید زیبایی ظاهر زن را ترجیح ندهید به زیبایی باطنیاش، این خیلی اهمیت دارد و واقعش هم اینطوری است.@ در صحنه زندگی زندگی یک مجموعه است که نیازهای خاصی را باید تأمین بکند یکی از نیازها صرفاً نیاز به زیبایی نیاز جنسی هست نیازهای عاطفی و اخلاقی و معنوی هست شما گمان نکنید کسی که به خاطر زیبایی صرفاً ازدواج کرد زن آن خصوصیات را نداشت بعد مرد خودش را راضی میکند، خیر.@ نیاز عاطفی نیاز عاطفی را تأمین میکند شما اگر همه دنیا قبولت داشته باشند دوستت داشته باشد پدر و مادرت روابط عاطفی خوبی با تو نداشته باشند میبینی اعصابت خورد هست خیلیها تحویلت میگیرند نمیتوانی بگویی دیگران که تحویلم میگیرند حالا پدر و مادر تحویلم نمیگیرند نگیرند.@ نه میبینی که تحویل گرفتن پدر و مادر یک جایگاه خاصی دارند همه در خانه دوستت داشته باشند زن بخواهد بنای ناسازگاری بگذارد بخصوص زن، یعنی عامل خوشبختی و سعادت موفقیت و پیشرفت و پیروزی مرد در خانه خیلی اهمیت دارد.@ مردها داریم که در صحنه اجتماعی برای خودشان یک لشگر هستند قدرت زیادی دارند اما در خانواده اسیر و معذب هستند زن کوتاهی در مسائل جنسی نمیکند زن زیبایی هم هست اما برای مرد شخصیت نگذاشته مرد را خورد کرد اعصاب مرد را خورد کرد اخلاقش مرد را اذیت میکند حالا ما به این آقا بگوییم عوضش زنت زیباست.@ میتوانیم به او بگوییم عوضش زنت زیباست؟ من این را نمیخواهم من اخلاق و ادب و حیا میخواهم، نیست، بیادب و بیحیاست اخلاق ندارد فحاش است سختگیر و تندخوست زود عصبانی میشود مرد هم اینها برایش خیلی اهمیت دارد.@ مردها نباید خیلی به مردیشان بنازند که بگویند ما مرد و قوی هستیم واقعاً از جهت عاطفی و از جهت نیاز به زن اگر زن تأمین نکند مرد را به زانو در میاورد خیلی مرد از این جهت آسیبپذیر و ضعیف هست علیرغم آن چهره خیلی قوی که در اجتماع از نظر ظاهری دارد در این بُعد نیاز به جنس مخالف ضعیف است.@ آنقدر من گریه آقایان را دیدم که از دست زنشان نشستند گریه کردند به ستوه آمدند اصلاً آدم باور نمیکند یک کسانی را میبیند که به سر خودش میزند سرش را به دیوار میزند گریه میکند اصلاً آدم تعجب میکند در این بُعد اینطوری هست اگر تأمین نکند واقعاً مرد را به جنون میکشاند و روی همه کارهای مرد تأثیر دارد.@ میاید میبیند نمیتواند درس بخواند میگوید مدتهاست نتوانستم درس بخوانم اصلاً حواسم اینجا نیست نمیتوانم حواسم را جمع کنم در آن خانه میروم مثل جهنم است زنم زیبا هست تمکین جنسی هم میکند ولی خلق خوب نیست اذیت عاطفی و معنوی خوب نیست روحش فاسد است اخلاقش فاسد است مرد را اذیت میکند یعنی اینطور نیست.@ اگر یکی از این نیازهای سهگانه نبود چیزی جای دیگری را بگیرد به سختی میتواند یک چیزی جای دیگری را بگیرد یک موارد استثنائی هست خیلیها روی همین اشتباه یعنی توجه نمیکنند فکر میکنند همین این جنبه تمام خوشبختی و سعادت را میاورد جلو میروند و بعد با مشکلات زیادی روبهرو میشوند.@ جهات مثبت و منفی زیبایی را عرض کردم که زیبایی از چه جهاتی مثبت است و چه تأثیراتی دارد ولی با چه شرائطی و جهات منفی را هم عرض کردیم به هر حال رفتن به سراغ زن زیبا بد نیست ولی اگر زن تقوا نداشته باشد زیبایی او یک عیب است زیبایی زن اگر تقوا نداشته باشد حسن نیست برای زن، یک عامل فتنه و فساد هست و یک عیب برای زن محسوب میشود.@ ولی به صورت ظاهری ما کمال میبینیم بله زن زیبایی هست ولی از جهت ازدواج و تشکیل خانواده یک عیب محسوب میشود. عامل دوم ازدواج به خاطر مال هست که در روایت داریم(مَن نَکَحَ اِمرَأۀً لِمالِها وَ جَمالِها حُرِّمَ مالَها وَ جَمالَها وَ مَن نَکَحَها لِدینِها رَزَقَهُ الله مالِها وَ جَمالِها).@ خیلی این حدیث زیباست مجرب هم هست یعنی این حدیث واقعاً تجربه شده حضرت میفرماید کسی که ازدواج کند با زنی به خاطر مالش و زیباییاش، هم از مالش محروم میشود هم از زیباییاش، و هر کس به خاطر دینش با زن ازدواج کند خداوند هم مال به او عطا میکند هم زیبایی.@ یعنی واقعاً زن را زیبا در چهره مرد نشان میدهد علاوه بر اینکه خداوند میتواند تغییرات اینطوری هم ایجاد کند که واقعاً قیافه زن تغییر کند نسبت به اول ازدواجش، من مصاحبههای زیادی داشتم که آقایان میگویند زن ما آن موقع که با او ازدواج کردیم قیافه الانش را از نظر زیبایی ندارد الان زیباتر هست نسبت به آن موقع.@ مجرب هم هست حقیقت قضیه این هست که مرد خیلی وجود حساسی دارد زن هم همینطور، در جلسه گذشته در مورد شخصیت زن عرض کردم که مرد به دنبال زیبایی زن در چهرهاش است ولی زیبایی مرد در عقلش و باطنش هست.@ مرد درست است به زن از جهت زیبایی زن را ارزیابی میکند و جزء یکی از کمالات محسوب میکند اما واقعاً برایش کافی نیست یعنی بعضی وقتها شده میگویند اصلاً باطن زن ما به چهره این زیبایی است میگوید بعضی وقتها آرایش هم نمیکند خیلی ساده است ولی آنقدر در چهره ما در چشم ما جذاب و دوستداشتنی به نظر میاید بعضی وقتها خیلی آرایش هم میکند و به خودش میرسد ولی ما از او متنفر هستیم چون برخورد بدی از او دیدیم.@ یعنی واقعاً برای مرد اینطوری هست که مرد زیبایی را از قلب منتقل به چهره میکند زیباترین زنها را هم که داشته باشد وقتی که زن در بُعد عاطفی و اخلاقی بخصوص و در بُعد معنوی برای کسانی که اهل معنویت هستند نامناسب باشد.@ مرد میبیند که چهره زنش برایش زیبا نیست از آن تنفر دارد و اصلاً آن زیبایی را نمیتواند ببیند چون واقعاً انسان علاوه بر اینکه عاشق زیبایی هست زیبایی یکی از کمالات است انسان عاشق ارزشهای معنوی و اخلاقی هست فطرتاً دوست دارد.@ وفاداری و ادب و محبت و عشق و مودت اینها را انسان دوست دارد وقتی اینها را دید از یک زن زیبا، زیبایی او کافی نیست و واقعاً میبینی که چهره زن برای مرد خیلی کریه میشود دیگران میگویند بله زن زیبایی هست اما مرد نمیپسندد.@ و چقدر خوب است آقایان اوائل زندگی این را تفهیم همسرشان بکنند که من زیبایی را دوست دارم از زیبایی بدم نمیاید از ظاهر زیبا هم بدم نمیاید از تجمل زن برای مرد بدم نمیاید سفارش هم شده ولی بفهمانند که برای اینها فقط زیبایی ظاهر مطرح نیست.@ آن که به زیبایی زن جلوه میدهد و او را در چشم مرد زیبا میکند به چهره زن زیبایی میدهد و زن را محبوب قلب میکند صرفاً زیبایی نیست بلکه منش و رفتار و خلق و کمالات زن هست که در روح باید داشته باشد زیباییهای باطنی هست که این چهره را میتواند زیبا کند.@ بدشانسی دخترهایی که بیدین یا ضعیفالایمان هستند ولی زیبا هستند وقتی با مرد متدین ازدواج میکنند همین است که با مرد متدین نمیتواند هر چند این زن زیبا هست و کمالات ظاهری دارد مردش را ارضا نمیتواند بکند چون مرد با این ارضا نمیشود مرد چیز دیگری از او میخواهد انتظار دیگری دارد و این نمیتواند.@ ازدواج به خاطر زیبایی زن هم یک خیانت بزرگ هم به خودمان هست هم به فرزندمان و هم به همسرمان، همانطور که ازدواج به خاطر سایر اهداف غیرصحیح و پست همینطور است یعنی تو هیچ کمال دیگری نداشتی جز همین جنبه ظاهری، و من به خاطر همین جنبه ظاهری آمدم.@ فردا این زن میخواهد مادر بشود باید ویژگیها و روحیات و تواناییهای خاصی داشته باشد من به آن توجه نداشتم فردا این زن باید توان ارضاء مرد را از جهت اخلاقی و عاطفی و معنوی داشته باشد میبینی که ندارد باز دردسر میشود.@ برویم سراغ فرمول اصلی، گفتیم که دوام پیوند به عامل پیوند بستگی دارد وقتی زیبایی با اینکه مستقر هست در چهره زن همیشه هست اما چون مرد وقتی وارد زندگی میشود قبل از زندگی که نیاز عاطفی و اخلاقی و معنوی که با زن ندارد وقتی در زندگی میرود این نیازها شکوفا میشود.@ وقتی آنجا رفته زن کم آورده زیبایی دیگر به عنوان یک عامل ثابت و قوی نیست مرد نیازهای دیگر برای پیوند با زنش دارد برای علاقهمند بودن به زنش، برای دلخوش بودن به زندگیاش، آنها را که نمیبیند میبینی که زیبایی دیگر نمیتواند پیوند را نگه دارد اینجاست که خانواده متزلزل میشود حالا اثرات تزلزلش در جاهای مختلف هست.@ به مرد میگویم شما خانمت که خانم زیبایی بود رفتی با این خانم ازدواج کردی یک خانم کریه المنذر و زشت هیچ کمال ظاهری ندارد، میگوید آقا این فرشته است روحاً فرشته است من تشنه این بودم همین را میخواستم.@ میبینی او این را به ستوه آورده و هیچ وقت زیباییاش را نتوانسته به عنوان یک ارزش نگه دارد و مرد را مانع از کشیده شدن به سمت زن دیگری بشود یا لااقل مرد را مانع بشود از اینکه زندگی بپاشد بعضی وقتها پاشانده میگوید نمیتوانم زیبا هست که باشد نمیتوانم چون مرد استقرار در کمالات گیاهی نداشته میبینی که مشکلساز میشود.@ این هم بگویم زیبایی یک کمال بسیار قوی است شما نگویید که آقای شجاعی شما چرا تعارض میگویید، شما میگویید مرد استقرار در کمالات گیاهی نداشته بعد رفته یک زن را به خاطر زیباییاش گرفته بعد حالا مشکل پیش آمده یعنی این مسأله آنقدر قوی هست که افرادی هم که دارای اهداف بلند هستند و اهل کمالات فوق حیوانی هستند ممکن است در یک لحظه در خلأ فکری آنها را به زمین بزند.@ خیلی انسان باید دقت بکند که آیا من این دختری را که انتخاب کردم چه عواملی را من را به این سمت میکشاند این را داشت چطوری بود، این را نداشت چطوری بود، مدام این خصوصیات را جابهجا کند ببیند واقعاً برای چه دارد به آن سمت میرود چرا یکدفعه تمنای این را داشت.@ برویم سراغ خطرات ازدواج در مورد مال، البته این که میگویم در مورد همه آفتها سازگار هست اگر این را در مورد مال عرض کنم همانطور که در مورد زیبایی هم توضیح دادم در مورد بقیه آفتها که عرض کردم میتوانید تعمیم بدهید یکی عدم تنظیم رابطه صحیح است چون از اول به خاطر مال دختر جلو رفتیم.@ دختر مالدار بوده ثروتمند بوده پدر یا خودش، جلو رفتیم چون ملاک ملاک مالی بوده ولی به عنوان یک عامل ثابت و پایدار نیست این خطرات زیادی زندگی را تهدید میکند یعنی مرد روابطش با زن براساس عشق و علاقه متقابل و دوست داشتن روح همدیگر نیست روحشان همدیگر را جذب نکردند.@ لذا به محض اینکه در میزان دارایی پدر یا دختر نوسان ایجاد بشود روحیه مرد هم نسبت به زنش نوسان پیدا میکند به خاطر این رفته، زد و ورشکست شد میبینی که زندگی هم متزلزل شد چون کمال و شرائط دیگر را در نظر نگرفته زندگی متزلزل شد.@ آفت دوم این هست که علاقه واقعی و پیوند دائم برقرار نمیشود و در مورد نزاع بخصوص، و در مواقع محرومیت زن از مال، زن به عنوانی محروم شد میبینی چون از اول علاقه و عشق واقعی نبوده باز پای تزلزل زندگی میاید مرد دقت نکرده اصلاً عاشق روح زنش نبوده همدیگر را جذب نکردند طمعش در مال پدرش بوده.@ خیلی هم نظیر داشته که افراد کمین کردند با یک ترفند خاصی مثلاً دختر فلان صاحب کارخانه و فلان شرکت و ثروتمند را جلب توجه کنند برای اینکه به آن اموال برسند موارد اینطوری خیلی بوده. مطلب بعد این هست که مرد وقتی به خاطر مال میرود چون از اول شرائط و کمال زن را در نظر نگرفته چشمش به مال هست در موقعی که اختلاف و تعارض پیدا میکنند این عبد و بنده مال است.@ وقتی آنجا رفته به سمت ازدواج، ازدواج هم کرده زن هر شرائطی داشته باشد مرد یا مجبور است تحمل کند بسوزد و بسازد چون چشمش به دنبال مال است زن هر غلطی کرد کرد هر کاری کرد کرد.@ شخصیت مرد را خورد میکند منت سرش میگذارد تحقیرش میکند مرد فقط چون دنبال آن هست تحمل میکند اگر هم بخواهد بایستد جلویش را نگه دارد مال از دستش میرود و زندگی را میبازد اگر بخواهد جلوگیری کند که این کار را نکن.@ لذا چون نمیتواند مجبور است ذلیلانه تحمل کند یعنی یک زندگی ذلتبار را تحمل کند برای اینکه مثلاً پدر او ماشین و خانه به آنها داده مرد تنپروری بوده حال و حوصله کار جدی نداشته یک زندگی مثل زالو داشته باشد بچسبیم از قِبَلِ دیگران، مردهخوری، کفتاری، از قِبَلِ اینها بخوریم دیگر کاری با ارزشهای دیگر ندارد.@ اینجاست که اصلاً پای زندگی در جهنم است از اول نطفه این در جهنم بسته شده پیوند در جهنم برقرار شده تبعات این زیاد است چه در تربیت بچهها، چه در مسائل عاطفی، چه در مسائل معنوی، چه در مسائل اخلاقی و خیلی جنبههای دیگر، یک فتنه هست.@ نکته سوم این هست که زنی را که انسان میرود با او ازدواج میکند به خاطر مال چون از اول به عنوان یک همسر تمامعیار او را نخواسته و چشمش به دنبال مال بوده خود انسان هم به زن خیانت میکند دیگر نه خیلی جدی به فکر تأمین نیازیهای عاطفی و معنویاش است نه حقوقش را رعایت میکند.@ خیلی جاها حقوق زن را ضایع میکند چون چشم به جای دیگر دارد اصلاً کاری با این وظائف و رعایت اخلاق و حقوق ندارد نکتهای هست که اگر دختری خواست با شما ازدواج بکند باید به فکر این باشید که چرا میخواهد با شما ازدواج کند؟ چطور شما را قبول کرده؟ به خاطر چه محاسنی شما را قبول کرده؟ به خاطر داشتن چه امتیازاتی شرائط شما را پذیرفته؟ این سربسته خدمت شما باشد تا جلسه بعد مفصل توضیح خواهم داد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@