اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحث جلسه گذشتهمان درباره زمان ازدواج بود که مطالبی را عرض کردیم میاییم سراغ سن ازدواج، مسئله سن را ما از چند جهت مورد بررسی باید قرار بدهیم یکی اینکه رابطهای که سن با عوامل یا شرائط مورد نیاز همسر دارد نقش سن در شرائطی که باید یک همسر داشته باشد این را بررسی کنیم.@ نکته دیگر اندازه سن، یعنی ببینیم که آن موقعی که بین سن دختر و پسر اختلاف هست چه مسائلی پیش میاید سن دختر کمتر از پسر باشد چقدر، زیاد کم باشد چه تبعاتی دارد کمی کم باشد چطور هست مساوی باشد چطور هست یا بیشتر باشد چطور هست این از درجه پایین، در اختلاف سنهای بالا چه تبعاتی دارد آیا میشود در مورد این یک فرمول کلی صادر کرد یا نه؟.@ در مورد سن رابطهاش با شرائطی که باید همسر داشته باشد از چند جهت این را ما مورد بررسی قرار میدهیم یکی مسئله سن هست با اندام همسر و مسائل بهداشتی، از نظر اندام، اندام همسر و بدن همسر باید این خصوصیات را داشته باشد ارتباط سن با اندام نسبی هست ارتباط مطلق نیست.@ مثلاً شما یک دختر را میبینید که 15 سالش هست اندامش کاملاً برای ازدواج مناسب هست و جوابگوی مسئله ازدواج هست بعد یک دختر را شما میبینید مثلاً 20 سالش هست ولی اندامش پاسخگو برای ازدواج نیست.@ نه در مورد آمیزش جنسی میتواند شوهرش را تمکین بکند و نه در مورد وظائف همسرداری وظائف منزل میتواند تمکین بکند وظائفش را انجام بدهد نه در مورد بارداری و زایمان بدنش جوابگو هست 20 سالش هست ولی نمیتواند بعد میبینید که یک دختر 15 سالش هست کاملاً از سه تا وظیفه برمیاید.@ یعنی هم از نظر آمیزش جنسی میتواند شوهرش را تمکین بکند هم از جهت وظائف منزل کم نمیاورد و وظیفهاش را میتواند انجام بدهد و هم در مورد بارداری و زایمان موفق هست پس وقتی میگوییم سن با اندام ارتباط دارد ارتباطش یک مسئله نسبی هست.@ یعنی اینطور نیست که هر چه سن بالاتر باشد اندام آمادگی بیشتر دارد لااقل تا یک حدودی ما میتوانیم بگوییم که اینطور نیست ما میگوییم مسئله سن باید به قدری باشد که با اندام هم تطبیق داشته باشد یعنی گاهی وقتها ما اگر برویم سراغ سن کوچک میبینیم که سن و اندام آنجاهایی که با هم تناسب دارند چون سن کم را انتخاب کردیم اندام مناسب نیست.@ وقتی اندام مناسب نبود آن سه تا وظیفه را نمیتواند انجام بدهد آن رابطه سن هست ولی مواردی هم پیش میاید که سن کم هست اما در ارزیابی میبینید که جواب مثبت هست و قبول بیرون میاید اینطور موارد یا خود پسر تشخیص میدهد یا خانواده طرفین تشخیص میدهند که این اندامش مناسب برای این وظائف هست.@ یعنی اینطور نیست که بگویم من این دختر را دوست دارم پس میخواهم با او ازدواج بکنم فقط در این مسئله نیست اینها مسائلی هست که اگر انسان بخواهد از روی احساسات هم ندیده بگیرد و فقط صرفاً آرمانی فکر بکند بعداً در مسئله زندگی دچار مشکل میشود.@ یعنی میبیند همسرش عملاً توان جوابگویی را از نظر این سه تا مسئله یعنی هم از نظر آمیزش جنسی هم از نظر کار در منزل انجام وظائف همسرداری و شوهرداری هم از جهت مسئله بارداری و زایمان نمیتواند.@ میبینی که یا بچه میمیرد در رحمش نمیتواند تحمل بکند بچه از بین میرود یا اصلاً ممکن است خودش تلف بشود خودش در زایمان آسیب کلی ببیند و باعث یک نقص عضو حتی ممکن است روی بدنش بشود در مسائل خانگی وظائف همسرداری که اخلاقاً بر عهدهاش هست نه شرعاً میخواهد انجام بدهد اما اگر از پس آن برنیاید مرد مشکل خواهد داشت.@ مرد آن موقع باید یا پول داشته باشد که بتواند یک کلفتی یا کسی که بتواند در کارهای منزل کمک همسرش بکند بگیرد که این معمولاً در مورد اکثر قریب به اتفاق افراد جامعه صادق نیست یک عده کمی هستند که اگر زنشان نتوانست جواب بدهد در این مسئله مثلاً میتوانند یک خدمتکار بگیرند کمک او بکند ولی بقیه اینطور نیستند بقیه نمیتوانند این کار را بکنند.@ لذا اگر زن در انجام این وظیفه اخلاقی توانا نباشد عملاً مرد با سختیهای زیادی روبرو میشود یعنی یا باید خودش کار بکند آستینش را بالا بزند و وظیفه زن را هم او در خانه انجام بدهد و دلاوری بشود هم کارهای بیرون را انجام بدهد و هم کارهای خانه را انجام بدهد و این برای مرد مشکل هست یعنی خیلی توان میخواهد هم از نظر روحی توان میخواهم هم از نظر جسمی توان میخواهد.@ همه مردها اخلاقشان اینطور نیست ممکن است زنش را هم دوست داشته باشد خیلی به او علاقمند باشد اما نمیتواند یک همچین چیزی را بپذیرد اصلاً دأبش نمیگیرد یا اصلاً نمیتواند یک همچین کاری بکند نه اینکه حالا نامرد هم باشد مثلاً انتظار داشته باشد که تو باید کار بکنی وظیفه توست.@ چون دانستن وظیفه برای زن این درست نیست چون شرعاً به ما اجازه ندادند که ما وظیفه زن این بدانیم و بخواهیم که او این کار را انجام بدهد ولی به هر حال بنبست است خودم عرضهاش را ندارم یا توانش را ندارم یا وقتش را ندارم نوع مشغلهام مشغلهای هست که نمیرسم این کار را بکنم توان جسمیش را ممکن است نداشته باشم خُلقش را ممکن است نداشته باشم بعد این پیش میاید.@ بعضیها هم سالهای اول بخصوص با توجه به آداب و رسوم برایشان مشکل هست مثلاً اگر بچه بمیرد مرد بلندش نمیکند میگوید برای من اُفت دارد من بچه را بلند بکنم ما مرد هستیم ناسلامتی، بچه بغل کنیم این نمیتواند یعنی یکبار بگیرد دستش دو دقیقه بچه را تکان بدهد نه.@ بعضیها از پدرشان خجالت میکشند مثلاً جلوی پدر مادرشان دست به سیاه و سفید نمیزنند مثلاً پدر میگوید دست میریزاد آبروی هر چی مرد است تو بردی آخر مرد هم در خانه کار میکند و ما مشکل داشتیم اینطوری یعنی طرف از ترس پدرش یا ترس برادرانش یا ترس رفقایش یا جو بدی که در خانواده بوده دست به سیاه و سفید نمیزند ممکن است خودش شخصاً مایل باشد یا توانش را داشته باشد اما فرهنگ اجازه ندهد.@ حالا درست است که باید به فرهنگ غلبه کرد و اینها چیزهای بدی هست که باید دفع بشود ولی خیلیها گرفتار شدند نمیتوانند دفعش بکنند اینجاست که تعارضهای سختی ایجاد میشود در ذهن جوان و مشکل دارد برایش سخت است که بخواهد این کارها را انجام بدهد.@ بعضیها ممکن است فرهنگشان بد باشد اصلاً شاید دلش نخواهد خودش واقعاً باورش شده باشد که مرد نباید در خانه کار بکند کمک زنش به غلط همچین باوری را از طریق فرهنگ اجتماعی یا فرهنگ خانواده خودشان برایش جا افتاده باشد که مرد کمک نمیکند یا نباید بکند خودش را کنار میکشد آن موقع مشکلات زیادی پیش میاید.@ چون زن توانایی ندارد از نظر جسمی مشکل پیش میاید بعد مرد هم خودش انتظار دارد یعنی مرد وقتی خانه میاید دوست دارد خانه آماده باشد غذا آماده باشد خانه مرتب باشد یک ماه دو ماه تحمل کند اگر با روحیهاش سازگاری نداشته باشد.@ چه بسا زنی هم که به او علاقه دارد شروع کند به نق زدن و اعتراض کردن درگیر لفظی ایجاد کردن و ظلم کردن خدای نکرده حتی به دختر یعنی بگوید یا باید این کار را انجام بدهی یا اگر انجام نمیدهی برو خانه مادرت یا مسائل دیگر پیش میاید.@ از نظر مسائل جنسی هم همینطور از نظر مسائل جنسی اگر ما این مطلب را در نظر نگیریم مسئله اندام را که سن یک مقدار با آن ارتباط دارد اگر در نظر نگیریم ممکن است دختر مورد علاقه را هم پیدا بکنیم با او ازدواج بکنیم اما در این مسئله توان نداشته باشد و مشکل داشته باشد.@ آن موقع از این طرف به او علاقه داری از این طرف اصلاً پاسخگو نیست به دلائل مختلف بدنی یا مسائل دیگر نمیتواند پاسخگو باشد به هر حال جسمش و اندامش پذیرش ارتباط جنسی را به صورت آن موقع که مرد راضی میشود مرد هم طبعشان سلیقهشان تمنایشان مختلف است با همدیگر، ممکن است نتواند جوابگو باشد.@ آنوقت اگر نتوانست جوابگو باشد انسان اینجا مشکل خواهد داشت آنهایی که تقوا دارند میگویند رعایت کنیم اخلاق را و شئونات را همسر را رعایت بکنیم احترام بگذاریم آنهایی که ندارند یا میروند یک طوری خودشان را بیرون ارضا میکنند به فساد کشیده میشوند.@ یا اینکه دیگر نخواهد آن کار را هم بکند از این طرف فشار جنسی به او فشار بیاورد روحش به او تمنا داشته باشد مجبور است زن دوم بگیرد زن دوم خودش یک مصیبت دیگری دارد گرفتنش و دعوا و اختلافاتی که ممکن است با زن اول پیدا بشود.@ آسیب روحی که به زن اول در اثر این عیبی که دارد و الان نمیتواند به هر حال پاسخگو بشود وارد میشود اینها میبینید خودش بابی از مشغلههای فکری و دردسرها و اتلاف عمر و استعداد و اعصاب خوردن کردن باز میشود روی آدم لذا به این مسئله هم باید توجه بشود.@ پس یک قسمت از مسئله سن مسئله رابطه نسبی سن و اندام بود که این باید دقت بشود یعنی از نظر سنی ما باید سراغ دختری برویم که اندامش هم پاسخگوی نیازهای ضروری و پاسخگوی مصلحت واقعه زندگی باشد.@ مطلب بعد ارتباط سن هست با مسائل عاطفی، این را قسمت بعد توضیح میدهم چون ارتباط پیدا میکند با مسئله مقدار و میزان سن این را برای بعد میگذاریم فقط بدانید که یک ارتباطی بین سن و بلوغ عاطفی وجود دارد و همچنین بلوغ جنسی.@ یک ارتباطی هم بین سن هست و رشد اجتماعی، یعنی شما از نظر رشد اجتماعی به هر حال احتیاج داری همسرت یک کسی باشد حالا اگر الان هم پخته نیست زود بتواند مراحل پختگی را طی بکند خیلی در زندگی زن نباید خام بماند یعنی پخته شدنش خیلی نباید طول بکشد باید زودپز باشد از این سفتجانها و گوشتشان نپزد نه، زود پخته بشود در اوائل زندگی.@ و مسئله سازگاری هست با خود همسر پذیرش همسر قبول همسر به عنوان مرد خانه، قبول علاقه او، پذیرش عشق و علاقه تمام حالتهایی که مرد نسبت به زنش بروز میدهد از قبیل عشق مسائل عاطفی، مسائل جنسی خوب بتواند بپذیرد خودش هم صادرات مناسبی داشته باشد که بتواند قلب مردش را اشغال بکند و ارضا بکند مردش را از نظر عاطفی و روحی و مسائل دیگر.@ سازگار باشد با همسرش چون مسئله سن در مسائل سازگاری اهمیت دارد رشد اجتماعی در سازگاری اهمیت دارد دخترانی که خام هستند همان اول بسم الله که میایند خرابکاری زیاد میکنند در کمسنها چون خام است یعنی میبینی سر یک مسئله با شوهرش دعوا میشود.@ الی ماشاءالله هم ما از اینها داریم حالا اگر آمار طلاق را مطالعه بفرمایید متوجه میشوید که بسیاری از طلاقها سر مسائل جزئی بوده در یک مهمانی زن و شوهر حرفشان شده بعد کشیده شده به مسائل دیگر.@ سر یک لباس، سر غذا درست کردن، سر غذا خوردن، سر خوابیدن، سر تلویزیون، سر فیلم، سر پارک رفتن، سر مسافرت، چیزهایی که اصلاً نمیرزد زندگی به واسطه اینها کوچکترین خدشهای وارد بشود میبینی که به خاطر همین مسائل خدشه وارد میشود ناپختگی چه در دختر و چه در پسر مسئلهساز هست.@ یک موقع میبینی سر فیلمبرداری عقد یا عروسی به هم خورد سر عکاسی، ما داشتیم عقد به هم خورده سر اینکه مثلاً پسر گفته که باید یک حلقه فیلم 36 تایی مصرف بکنید دختر گفته نه ما یک حلقه کممان هست باید دو حلقه باشد سر یک حلقه و دو حلقه عقد به هم ریخته.@ مثلاً سر عکس انداختن به هم خورده شب عروسی مثلاً یک ذره سرشان شلوغ بوده نرسیدن مادر داماد گفته که ما هم دوست داشتیم با پسرمان یا عروسمان یک عکس بگیریم دختر گفته که میخواستی بیایی سرت را مشغول کردی با مهمانی، چه انتظار بیجایی دارید این موقع دعوا شده.@ عروسی تمام شده ولی نطفه درگیری و دعوا و این جسارت و بیادبی کاشته شده بعد ادامه پیدا کرده شش ماه بعد یکسال بعد زندگی متلاشی شده این ناپختگی هست سن در رشد اجتماعی تأثیر مهمی دارد که این باید در نظر گرفته بشود البته میگویم تأثیر اینها تأثیرات مطلق نیست تأثیر نسبی هست.@ ولی چون بحث سن هست باید بدانیم که سن تأثیری دارد و مسئله قبول فرزند قبول زایمان مفهوم زایمان را بفهمد و مفهوم فرزند را بفهمد مادری را خوب حالیش بشود خیلی از مادرها هستند که با فرزندشان بچگی میکنند یعنی هنوز خودش بچه است.@ بچه تا سروصدا بکند داد بیداد کتک، مثل خیلی از آقایان که بیخود رفتند ازدواج کردند نه مردانگی زنداری را داشتند و نه آماده بودند برای پدر شدن خیلی بیحوصله عصبانی زودرنج و مسائلی که خودشان درست کردند به هر حال زندگی این مسائل را دارد برخورد میکنند نمیتوانند از پس قضایا بربیایند این خامی کار دست میدهد.@ قبول خانواده همسر، قبول روابط اجتماعی و مسائلی که در زندگی پیش میاید خوب بتواند از پسش بربیایند این هم از مسئله ارتباط سن با رشد اجتماعی. مدیریت منزل را بلد باشد و بتواند مرد را خوب به او برسد و ارضاء و اقناع بکند.@ این که میگویم در آقایان هم همینطور هست در آقایان هم باید این مسئله بررسی بشود و توجه بشود خود آقایان به این مسئله در مورد خودشان هم توجه بکنند. مسئله سوم که گذاشتیم برای آخر میخواستیم ارتباط بدهیم با مسئله مقدار و میزان سن مسئله رابطه سن با عاطفه هست.@ یکی از نیازهای عمده زن و شوهر که اگر تأمین نشود خیلی میتواند آسیب بزند به زندگی واقعاً حیاتی و ضروری هست مسئله ارضاء عاطفی هست از نظر سنی این باید در زن در دختر یا در پسر ایجاد بشود یعنی توان ارتباط عاطفی را داشته باشد.@ مثل جنابت میماند احتلام، شما یک نفر را میبینید 12 سالگی محتلم میشود یعنی ادراک جنب شدن و احتلام را کرده ولی یک نفر که 10 سالش هست به او میگویی جنابت، میگوید جنابت چیست؟ میگویی حالتی هست که به آدم دست میدهد که اوج شهوت هست بدن سست میشود با یک جهش از انسان منی خارج میشود.@ شما مدام به بچه 10 ساله بگو او متوجه میشود که چیست این لذت جنسی؟ نه، این را اصلاً متوجه نمیشود چون هنوز در او بارور نشده یعنی سنش به آن مقدار نرسیده که آن بلوغ خاص را پیدا بکند مثل بلوغ جنسی که در یک زمان خاصی یک دفعه شکوفا میشود و طلب خاصی را میکند تا قبلش اصلاً نبوده.@ مثل علاقه به خودنمایی، شما پسرها را نگاه کنید تا یک سنی برایشان مهم نیست که شلوارشان چطوری باشد لباسشان چطوری باشد پیراهنشان چطوری باشد موهای سرشان چطوری باشد کچلشان میکنند در مدرسه برایش مهم نیست مثلاً میگویند برو سرت را بزن میرود میزند.@ یواش یواش به یک سنی که میرسد خودآرایی برایش مسئله است یعنی اینطور نیست که معلم مدرسه یا دبیرستان به او میگوید برو موهایت را بزن به آن فکر نکند فکر میکند که من موهایم را بزنم برایم سنگین است زدن موهایم، حتی بعضیها از رفتن سربازی طفره میروند که در سربازی به من میگویند موهایت را بزن و برای من خیلی افت دارد من موهایم را بزنم.@ مسئله شایعی هست در سربازی که برایش خیلی سخت است دوران سربازی یعنی حاضر است یک میلیون تومان پول بدهد خیلی من برخورد داشتم با کسانی که حاضر بودند خیلی سرمایهگذاری کنند که معافی را یک طوری بگیرند که فقط به خاطر اینکه در سربازی حاضر نشوند سرشان را بزنند.@ یعنی برایش مسئله بوده یعنی این الان در او رشد کرده و بارور شده به این صورت که من نمیتوانم سرم را بزنم یا حاضر شده رشوه بدهد یک جایی بیفتد در سربازی حالا چه رشوه از نظر پول یا از جنس مادی باشد یا رشوههای معنوی باشد ولی نگویند سرت را بزن این مسئله برایش سخت است.@ بلوغ عاطفی هم اینطوری هست بلوغ عاطفی باید برسد یعنی دختر یا پسر باید توان ارتباط عاطفی توان مهرورزی دوست داشتن کسی و به خاطر دوست داشتن او خود را به زحمت انداختن توان مودت و محبتی که قرآن میگوید بعد از ازدواج تحصیل میشود داشته باشد یعنی این در آن برسد.@ ازدواج زودهنگام یا ازدواج با کسی که این هنوز در او بارور نشده خطرناک هست باید از نظر عاطفی این توان عشقورزی را داشته باشد یک مسئلهای که ما زیاد به آن برخورد کردیم من در مشاورهها و در تجارب چندین سالهام زیاد برخورد کردم که رفتند خواستگاری دختر، دختر از نظر سن مثلاً 14 ـ 15 ـ 16ـ 17 سالش بوده آمادگی عشقورزی نداشته.@ به هر دلیلی ازدواج کرده یا پدر میخواسته از دست دختر خلاص بشود یا مادر میخواسته خلاص بشود یا پدر مادر با هم میخواستند زودتر خلاص بشوند یا اصلاً تفکر نداشتند روی ازدواج گفتند دیدید که این برخوردهایی که خیلی میشود این این را میخواهد حالا به او بدهیم برود انشاءالله مبارک است.@ یعنی با هوس ازدواجهای هوسرانانه که حالا این را به این بدهیم برود دقت نمیکند که این الان فعلاً آمادگی ندارد فلانی آمده خواستگاری میخواهی ازدواج بکنی مثلاً دختر هم میگوید باشد من بعد از یکیشان که شکست خورده بود مثلاً این خانم آمد پیش من چند سالش بود بعد از یک زایمان و چند سال شوهرداری که شوهرش هم بعد جدا شدند تازه 17 سالش بود آمد.@ گفت هیچ وقت به زندگیم علاقه نداشتم این مدت مُردم، گفتم چرا قبول کردی؟ گفت من اصلاً حالیم نبود پدر مادرم گفتند که ازدواج میکنی ما هم فکر کردیم چی هست قبول کردیم ازدواج کردیم دختر در این سن زیاد آسیبپذیر است دیدگاه درست که به ازدواج ندارد.@ مثلاً دختران بزرگ را دیده شوق و ذوق دارند مثلاً پسرهایی را دیده که میخواهند بزرگی بکنند مثلاً یک مقدار کم دارند یا اینکه دوست دارند بزرگی بکنند مثلاً 15 سالش هست بعد میخواهد مثل مردها راه برود اگر تربیت درستی نداشته باشد.@ مثلاً در جوامعی که فرهنگشان ضعیف است میبینی یک سیگار هم میگذارد لای دستش یک ذره ادای بزرگها را در میاورد به زور میرود این تیغ را اینجا میکشد که دو دانه مو در بیاید که بگوید ما هم مرد شدیم سبیلش را یک دفعه کلفت میکند اداهای مختلف در میاورد.@ لباسهای مردانه میپوشد کفش مردانه میپوشد زود میخواهد این بشود یکی از علائمش این هست که ممکن است زود تن به ازدواج هم بدهد مثلاً زن هم بگیرد که بگوید ما مرد شدیم و این مشکل هست یعنی تربیت خوب جا نیفتاده از نظر روانی دختر و پسرهای زیادی آمادگی این نوع عجله و این نوع بزرگنمایی را دارند که خودشان را بزرگ نشان بدهند.@ وقتی اینطوری هست شما دختر را دیدید مثلاً از نظر اندام دختر خوبی هست یعنی جواب میدهد زیبا هم هست وضع مالی پدرش هم خوب هست دیگر باید روی هوا بزنی که از دستت میرود اگر نزنی ازدواج هم میکند او هم میگوید چشم و جواب میدهد چون گرایش به جنس مخالف فصلی است.@ یعنی از یک سنی مثلاً در سن زیر 10 سال یک سنی مثلاً بچهها اصلاً گرایش به جنس مخالف ندارند بعد از چند سالی گرایش به جنس مخالف پیدا میکنند بچههای کوچک دختر پسر، پسر دوست دارد با دختر بازی بکند دختر دوست دارد با پسر بازی بکند.@ در این وضعیت سنی اگر درست تربیت نشوند و بازیها و همبازیهایشان کنترل نشوند میتواند زمینه عشقهای آینده را فراهم بکند خیلیها بودند که براساس عشقی که مثلاً زیر 10 سال به یک دختر یا پسر پیدا کردند بعداً ازدواج کردند.@ حتی کسانی بودند که در 7 ـ 8 ـ 10 سالگی عاشق شدند همین عشق و عاشقیهای بچگانه یا در این فیلمها بخصوص فرهنگ غرب ترویج میکنند عشق و عاشقیهای در آن سن را حتی روابط جنسی را در آن سنین تشویق میکنند در فیلمهایشان میاورند یاد میگیرند.@ یعنی رذالت نفس نیست انحراف نیست یک نوع تقلید است که نوعی از علاقه را ایجاد میکند بعد هم از هم جدا میشوند و بعد هم میفهمند که اینها همه عشق و عاشقیهای بچگی و کودکانه بوده ولی شخص ازدواج میکند میرود هنوز مزه عشق و عاشقیهای دوران کودکی اگر بخصوص زندگی موفقی نداشته باشد و ازدواج موفقی نداشته باشد میتواند بعدها خطرساز باشد.@ یعنی مثلاً طرف ازدواج کرده هنوز به دوست دختر دوران کودکیش علاقه دارد با اینکه او شوهر کرده و شوهرش هم آدم محترمی هست ولی این علاقه دارد در خودش میپروراند یا پسر متقابلاً، اعترافات زیادی اینجا من داشتم میایند میگویند سر عشق و عاشقیهای دوران کودکی قبولانده شده به دختر و پسر تلقین شده به آنها و این را پذیرفتند.@ میخواستم این را بگویم که در اثر این تلقینات حالا آمده با این دختر ازدواج میکند میخواستم بگویم که دختر و پسر پذیرا هستند در سن کم با هم ازدواج بکنند بدون اینکه هیچ دیدگاهی از ازدواج داشته باشند فقط صرفاً برای اینکه لحظات تنهایی خودشان را بتوانند جبران بکنند یا لذات جنسیشان را یا بلوغ زودرسی که از نظر جنسی پیدا کردند بتوانند خوب ارضاء بکنند به این لذات فکر میکنند.@ و دیگر اصلاً اندیشه درستی از نظر بحثی که جلسه گذشته داشتیم زمان ازدواج که گفتم آن آگاهیهای نظری و عملی باید در افراد باشد جنبههای نظری و عملی باید باشد اصلاً نیست و شما فکر نکنید که ازدواج صورت نمیگیرد نه راحت افراد تن به ازدواج میدهند حتی بخواهند فکر بکنند راجع به اینکه حالا مثلاً ما کجا میخواهیم زندگی بکنیم.@ پسر مثلاً سوم راهنمایی است میرود سفارش زن به پدرش میدهد میگوید من میخواهم، میگوید حالا تو چه چیزی داری که میخواهی زن بگیری واقعیتش هم اینطور هست یا دختر خیلی آماده است.@ اصلاً توجه ندارند که ما بعد از ازدواج تشکیل یک خانواده میدهیم و در دو جلسه ارتباط و آمیزش این ممکن است باردار بشود هزار و یک جور مسئله ایجاد میشود بعد میبینی پدری که خودش بچه است مادری که خودش بچه است این باید دقت بشود.@ علی(ع) میفرماید وقتی دختران در سن پایین ازدواج میکنند به احتمال قوی الفتی نمیتوانند بگیرند یعنی دختر ممکن است از نظر جسمی توانایی داشته باشد زیبا هم باشد کارهای دیگر را بتواند انجام بدهد اما از نظر عاطفی اصلاً آمادگی ندارد لذا با او ازدواج میکنی میبینی که توان بروز مسائل عاطفی یا جذب مسائل عاطفی که از طرف شوهر صادر میشود را ندارد.@ آنطور نیست که بگوییم حالا ندارد آماده میشود مثلاً مثل مسائل جنسی هست که دو سال دیگر آماده میشود نه اینطور نیست این دفن میشود در این یعنی چون با بیمهری یکسره شروع شده و مسائل عاطفی درست نبوده و مسائلی که باید باشد نبوده این در او دفن میشود بعداً همیشه این اختلاف عاطفی سردی میاورد.@ یعنی نه به خاطر عشق آن که میگویم وقتی دختر در سن کم به خاطر عشق ازدواج میکند یعنی میتواند در 16 سالگی عاشق بشود میتواند در 14 سالگی عاشق بشود این جذب عاطفی دارد میتواند داشته باشد ولی ممکن است جنبههای دیگر را نداشته باشد.@ ولی اگر به علل دیگری غیر از عشق ازدواج کرد در سنین کم، تن داد به ازدواج در حالی که آماده نبود این از زندگیش که لذت نمیبرد مرد هم میبینی هر چیزی که حالت بروز میدهد او جذبکننده نیست او اصلاً حالتی ندارد که بروز بدهد اینجا سردی ایجاد میشود این سردی ادامه پیدا میکند.@ یعنی دیگر مرد میتواند دلش را خوش بکند این عیبی ندارد اگر این ما را دوست ندارد یا نمیتوانیم با هم روابط عشقی دقیق و خوبی داشته باشیم رابطه عاطفی خوبی داشته باشیم عوضش خوب میتواند در خانه کار بکند خانه را گرم نگه میدارد از نظر جنسی هم جوابگو هست کافی است.@ ولی مرد اینطوری واقعاً برایش کافی نیست بعداً توضیح میدهم بحث جایگزینی را، فعلاً این خلأ عاطفیش را با یک چیزی جایگزین بکند اما این مسئله ادامه پیدا میکند آنوقت در خیلی جاها ممکن است ما روی آن موقتاً سرپوش بگذاریم ولی بعداً این چرک سر باز میکند.@ مثلاً دختر از اول در سن کم با مرد ازدواج کرده بعد میاید بالا یواش یواش آماده میشود در حالی که دیگر از مردش لذت نمیبرد و آن بیمهری و سردی که در روابطشان بوده هنوز هست ادامه که پیدا میکند بعد زن اگر باتقوا و عاقل باشد سعی میکند با یک چیز دیگر بتواند یک جایگزین پیدا بکند.@ ولی چون طبیعتاً میطلبد روابط عاطفی را و نمیتواند با شوهرش برقرار بکند مثلاً با فرزندش سرش را گرم میکند عشقورزیش را و کارهای دیگرش را با فرزندانش میکند تمام توجهاش را به فرزندانش میدهد و زندگی را تا آخر تا پیری ادامه میدهند اما این خلأ همیشه در او هست افسردگی، عصبانیت، دعوا، زودرنجی، بیحوصلگی یا بیماریهای دیگر در او هست.@ اگر بیتقوا باشد چون از نظر عاطفی جذب نشده یعنی از نظر عشق ارضا نشده اینجا خطر شروع میشود برای مردی که با دختری ازدواج کرده که از اول بلوغ عاطفی نداشته اینجا خطرناک است اینجا میبینی که زن گرایشات آنطرفی پیدا میکند تمنا به مردان دیگر و کسان دیگر دارد و سنشناس هم نیست.@ شده زن 25 سال تحمل کرده در سن 40 سالگی دیگر نتوانسته کنترل بکند روابط نامشروع برقرار کرده با یک نفر که این را یک طوری ارضاء بکند مرد هم شده در این رابطه مرد شده سرد بوده تحمل کرده در یک موقعیت مناسب که جا داده خودش را ارضا کرده.@ مرد تماس نامشروعش کم است چون میتواند با زن دیگری هم ازدواج مشروع داشته باشد چه به صورت موقت چه به صورت دائم اما برای زن این مسئله خطرناک هست لذا من افراد محترمی را اینجا داشتم خیلی آدم محترم وزین برجسته بعد مثلاً همسرش ارتباط پیدا کرده بود با یک آقایی.@ بعداً که تحقیق کردم با خود خانم صحبت کردیم گفت من از اول همینطوری بودم من احتیاج به محبت داشتم من احتیاج به عشق داشتم این اصلاً نمیتواند آنوقت فاصله سنی 15 سال 20 سال یا اینکه نه فاصله سنی یک طوری هست که دختر آن موقع نمیتوانسته انجام بدهد ممکن است فاصله سنی 3 سال باشد اما نمیتواند کشیده شده به سمت فساد.@ یعنی جایگزینهای مختلفی دارد از جایگزینهای خوب و مثبت تا جایگزینهای آلوده لذا در روایات ما سفارش کردند با دختری که کم سن و سال هست ازدواج نشود به خاطر اینکه خطرناک هست چون نمیتواند آن جنبهای که لازم هست در مرد ارضا بکند.@ آنوقت این حالت افسردگی و سردی زن روی بچهها هم تأثیر میگذارد و در خانواده تأثیر میگذارد چون بچهها شاهد نوع روابط پدر مادر هستند هر چقدر پدر مادر روابطشان عمیقتر صمیمیتر مثبتتر باشد بهداشت روانی کودکان بیشتر تأمین میشود و هر چقدر روابط اینها خراب باشد بچهها آسیبپذیریشان بیشتر هست این هم از مسئله ارتباط سن با مسائل عاطفی.@ حالا بیاییم دوباره بحث را یک مروری بکنیم از این جهت که سن کم یا سن زیاد اندازه سن را در ازدواج مورد بررسی قرار بدهیم تا این مسئله بیشتر روشن بشود فقط باز فراموش نکنید آقایان هم این خطر برایشان هست آقایانی که بالغ نشدند یعنی توان ارتباط عاطفی با دختر ندارند.@ مثلاً نیاز جنسی بوده بلند شده رفته بنابر هر چیز دیگری آن بلوغ کافی را نداشته نمیتوانسته به عنوان یک همسر که باید محبت بورزد عشق بورزد داشته باشد زیاد داشتیم آقایانی که مثلاً سالها خراب کردند.@ مثلاً عقد بوده مثلاً میگوید هشت ماه است عقد هستیم، میگویم روابطتان چطوری هست رفت و آمد میکنید؟ میگوید بله ما میرویم خانه آنها مینشینیم او پنج متر آنطرفتر ما هم اینجا نهایتاً یک ناهاری بخوری یا یک شامی بخوری بلند میشویم میاییم مثلاً نه با هم دست دادند نه همدیگر را بوسیدند اینها هست دختر هم میخواهد دختر هم حیا دارد.@ زن امام صادق(ع) فرمود(اَلحَیاءُ عَشرَۀُ اَجزاءِ تِسعَۀٌ فِی النِساء وَ واحِدٌ فِی الرِجال) حیا ده قسم هست نُه قسمش در زن هست یک قسمش در مرد هست یعنی حیای زن نُه برابر مرد است لذا اینکه انسان انتظار داشته باشد دختر جلو بیاید نه دختر حیا دارد خیلی سختش هست حتی تا شب عروسی هم سختش هست مشکل دارد بعدش هم همینطور هست.@ این مرد هست که در اینطور جاها باید جلو برود مرد هم اگر یک همچین بلوغی نداشته باشد بلوغ جنسی نه، بلوغ عاطفی نداشته باشد نتواند مهرورزی بکند نمیگویم حالا برود جلو به قصد تماس جنسی.@ برود جلو که بخواهد محبت بورزد بخواهد بگوید همسر من هستی دوستت دارم برایت ارزش قائل هستم در دل من جا داری به یاد تو هستم میخواهم که با من باشی و چیزهایی از این قبیل میبینی از او نمیاید خشک مثلاً هشت ماه میبینی اینطور هست.@ از آنطرف هم دختر حیا دارد ولی نیاز هم دارد دختر آماده بوده پسر آماده نبوده آنوقت میدانید این مسئله چقدر بحران ایجاد میکند بعد هم حالا بالاخره در این مسائل اجتماعی و مسائل خانوادگی زود اقدام کردند و کار به ازدواج هم کشیده شده در حد ارضای جنسی هم جلو رفتند اما هنوز ارضای عاطفی نیست.@ مثلاً دختر چهار سال پنج سال گذشته یک عزیزم یک جان، یک دوستت دارم یک چیزی از مرد نشنیده یعنی هنوز در مرد نیامده وقتی به او میگویی همسرت را چطوری صدا میکنی؟ میگوید در خانه هستم سلام غذا حاضر است یا برویم اینجا؟ هنوز اینطور نیست که مستقیم خطاب بکند.@ هنوز مرد جرأت تماس مستقیم را پیدا نکرده بچه هم دارند اما میبینی هنوز نمیتواند با اسم صدا بکند اسم را زیبا صدا بکند اگر دیگر خیلی زور بزند مثلاً از لفظهای خیلی اتوکشیده و رسمی استفاده میکند مثلاً خانم یا خانم فلانی این آن نیست که دختر میخواهد دختر میخواهد تو او را به اسم کوچک صدایش بکند مثلاً یک جان هم کنارش بگذاری.@ بعضیها اینطوری هستند در بحث اسمگذاری، زنهایشان را صدا نمیکنند حالا این بحث صدا یک بحث دیگر است مثلاً میگوید اسدالله بیا، هی یا هوی، یک نفر ما منزلش رفته بودیم صدا میکرد یارو، این نمیشود یا یک جای دیگر رفته بودیم خانمش را صدا نمیکرد فکر میکرد خلاف حیا است یا خلاف دین است صدا بکند میزد روی میز که خانم بفهمد آقا او را احضار کرده.@ هنوز نتوانسته یک رابطه خوبی را برقرار بکند یک رابطه موفقی را نداشته این نمیتواند زن رنج میبرد میگوید دوست دارم بنشیند حرف بزند حرف زدن خیلی مؤثر است میبینی که مرد رفته ازدواج هم کرده اما حوصله اینکه بنشیند با خانوادهاش حرف بزند ندارد فقط در حد چیزهای محدود در حد ضرورت.@ اما اینکه به خود زن ارزش بدهی زن خیلی دوست دارد از نظر حرف زن ارضا میشود خیلی ارضا میشود در حرف زدن این هم امتیازشان هست میگویند بنده خدایی دو تا اسکلت به او دادند گفتند یکیش اسکلت زن است یکیش اسکلت مرد است گفت این زن است این مرد است، گفتند از کجا فهمیدی؟ گفت این فکش سائیدهتر است.@ حالا بالاخره زنها ارضائشان اینطوری هست دوست دارد صحبت بکنند این توهین است مثل مرد که خصوصیات خاص خودش را دارد مثلاً نمینشیند حرف بزند گپ بزنند شوخی بکنند اختلاتی بکنند راجع به مسائل زندگی خودشان صحبت بکنند اینها این بلوغ را ندارند این مشکلساز هست.@ باور بفرمایید چقدر طلاق به خاطر همین صورت گرفته که مرد فقط گوش شنیدن حرف زن را نداشته من حوصله ندارم هزار جور گرفتاری دارم تو هم میخواهی بنشینی قصه حسین کُرد برای من بگویی وقت ندارم.@ یعنی اصلاً برای من ارزش نداری خودت مستقلاً که من تو را برای خودت بخواهم و بنشینم با تو به خاطر خودت صحبت بکنم ببینم چه میخواهی بگویی اینها مشکلساز هست میخواهم بگویم این بلوغ باید برسد و این در مسئله سن نقش دارد و نباید به این مسئله بیتوجهی کرد.@ حالا آمدیم روی تقسیمبندی، اولین تقسیمبندیمان همین هست که از آخر آن بحث شروع کردیم رابطه سن با مسائل عاطفی، حالا میاییم سر وقت سن از سن کم شروع میکنیم وقتی سن دختر کم باشد احتمال انس و الفت عاطفی کم هست و این خطر وجود دارد.@ دخترها به بهانههای مختلف ممکن است تن به ازدواج بدهند صرف اینکه دوستش داری و قبول کرده کافی نیست باید آن آمادگی لازم را داشته باشد و الا زندگیت بعداً خراب خواهد شد بعداً نمیتوانی مشکلاتت را حل بکنی.@ خطرات اینکه الفت نگیرد را عرض کردم چیست که این خطرات در دخترانی که با آنها ازدواج میکنیم و سنشان کم هست وجود دارد مسئله بعد در سن کم درک متقابل هم مشکل داریم میبینید یکی از آفتهایش عدم درک متقابل است.@ این عدم درک متقابل یعنی وقتی که میخواهید با هم حرف بزنید زندگی بکنید مسائل زندگی را با هم حلاجی بکنید زبان همدیگر را نمیفهمید مثلاً دختر هنوز در گیر و دار دوستیهای دوران مدرسهاش هست شرط هم میکند از نظر روانی اینطوری هست.@ وقتی خواستگاریش میرود میگوید من یکسری ارتباطات دارم میخواهم ارتباطاتم با دوستانم حفظ بشود دوستان دوران دبیرستانم بروم و بیایم باید اجازه بدهی که من خانه دوستانم بروم یعنی یک وابستگیهایی که قبلاً دارد آن وابستگیها را با خودش از دوران مدرسه آورده بعد میگوید که من باید بروم.@ بعد مرد میگوید حالا من برحسب اقتضای کاریم باید منزلمان را ببریم شمال شهر میگوید من نمیایم از همه دوستانم جدا میافتم این یعنی زنی که هنوز زندگی را پذیرا نشده از این جدا میشوم از او جدا میشوم از محلهمان جدا میشوم میبینی مشکل دارد هنوز بالغ نشده در آقایان هم هست این مسئله بعضی وقتها.@ مرد میخواهد برود شهرستان میبینی که اینجا بینشان اختلاف میافتد میگوید ما از اول که آمدیم میخواستیم تهران زندگی بکنیم نگفتی که میخواهیم برویم شهرستان، یعنی فکر میکند که باید در حین شرط ضمن عقد مرد گفته باشد که ما میخواهیم ازدواج بکنیم شهرستان هم میرویم.@ حالا که نگفته من نمیایم خودت بلند بشو برو من اینجا خودم میدانم برای ما هم یکی دو ماه یکبار پولی بفرست ما زندگی میکنیم یا مسائل دیگر که سن کوچک پذیرای آن نیست یعنی نمیگذارد که از هم درک درستی داشته باشند میبینی که با بچه باید حرف بزنی.@ خیلی از آقایانی که این ازدواج را کردند وقتی میایند این کلمه را زیاد تکرار میکنند که این بچه است اعصاب ما را خورد کرده زبان نمیفهمد اشتباهش این بوده که یا مثلاً تحت آداب و رسوم غیرمعقولانه رفته ازدواج کرده یا هیکل دختر مناسب بوده یا دختر زیبا بوده رفته او را گرفته یا مثلاً با معیارهای غلط رفته ازدواج کرده.@ به هر حال در این سن رفته ازدواج کرده و این اصلاً این بلوغ را ندارد اصلاً قابل بحث کردن نیست مثلاً هنوز به شوهر میگوید میروی بیرون سبزی بخری یک تمبر هندی هم برایم بخر بیاور لواشک یادت نرود پفک، مرد حتماً باید برایشان پفک بگیرد بیاورد این دیگر نمیشود بنشینی با او راجع به مسائل زندگی حرف بزنی.@ بخصوص افرادی که در زندگی هدفدار هستند مرد جدی و هدفدار بعد میبینی که زن هیچ اصلاً از اهداف مرد متوجه نیست میگوید به من چه این اهداف را تو داری، یک کلمه به من چه من چکار کنم من نمیخواهم من نمیتوانم هنوز در آنها هست این مشکل هست درک درستی از همدیگر ندارند آن موقع مسئلهساز میشود.@ مطلب بعد عدم ارضای صحیح جنسی هست در سنین کم این مشکل را داریم که درست نمیتواند ارضای صحیح جنسی بکند آنوقت این مشکلساز هست هم در مورد مسائل جنسی مشکل دارد دختر میگوید من حاضرم عروسی بکنم تا دوران عقد رفته جلو، بقیهاش را قبول ندارد.@ میگوید من حاضرم ازدواج بکنم اما مثل یک خواهر و برادر زندگی بکنیم مثلاً فهمش اینقدر هست نمیتواند خوشش نمیاید بعداً میگوید اصلاً من بدم میاید از این چیزها، این کارها چیست اصلاً خوشش نمیاید دفع میکند حالش به هم میخورد این پذیرا نیست.@ این باید چند سال دیگر میماند که این نیاز در خودش هم بارور میشد بعد برحسب نیاز انسان وقتی نیاز پیدا میکند آن چیزی که به آن نیاز دارد برایش خوب میشود یعنی به سمتش میتواند برود ولی وقتی نیاز نداشته باشد بخواهی به زور یک چیزی را بفهمانی آنوقت مشکل هست.@ اگر یک همچین دختری باشد ولی بفهمد که مجبور است تن بدهد یا مرد بخواهد قوی برخورد بکند از او استمتاع جنسی بخواهد بکند آنوقت مثل این هست که یک نفر سیر باشد مدام بخواهی به او غذا بدهی هر چقدر هم غذا خوب باشد نمیتواند حالش از این کار به هم میخورد.@ آنوقت شروع تنفر و نفرت اینجا کاشته میشود بعد هم مرد میخواهد استفاده بکند مرد نیاز دارد زن گرفته که نیازهایش را برطرف بکند یکی از نیازهایش هم نیاز جنسی است آمدیم و در همین ارتباط بچهدار هم شد بعد میبینی از صبح تا شب غذای دختر گریه است من نمیخواستم اینطوری بشود این یعنی چی.@ یا روی نادانی اقدام میکند به سقط جنین که آن مشکلات خاص خودش را دارد یا بچه را بزرگ میکند زایمان هم میکند اما حس مادری در این نیست که بخواهد بچهداری بکند میبینی که اول دردسر مرد هست و چه زندگیهایی که اینطوری پاشیده شده.@ این مسئله کم سن بودن دختر نتیجهگیری این هست که باید انسان به هوسهایش غلبه بکند در برخورد با جنس مخالف یعنی اگر میداند که آمادگیهای لازم را ندارد صرف اینکه دوستش دارد خوشگل هست مثلاً روابط دوران کودکی داشتند حالا به هر چیز دیگری گناه دارد یکی از آفتها همین ترحم است.@ که انسان به خاطر اینکه طرف گناه دارد پدرش مرده پدر ندارد مادر ندارد یک سرپرست میخواهد دلش میسوزد یک همچین بهانههایی برویم با او ازدواج بکنیم این انسان باید به هوسهای خودش غلبه بکند یعنی ولو کم سن و سال هست اما بعداً مشکلساز است.@ این نه فقط برای پسرهایی که میخواهند ازدواج بکنند برای کسانی که ازدواج دوم هم میخواهند بکنند این مسئله مهم هست بعضیها مثلاً زنشان مرده یا زنشان را طلاق دادند بعد مثلاً سنش 30 سال هست میخواهد برود یک دختر 17 ـ 18 ساله بگیرد آن موقع خیلی مشکلات دارد.@ بله برای یک جوان 30 ساله انتخاب یک دختر 16 ـ 17 ـ 18 ساله یک چیز خیلی مطلوبی هست یک دختری که از همه جهت آمادگی دارد خیلی هم میتواند دلچسب باشد اما باید متوجه باشد که فقط این نیست فقط ظاهر نیست فقط این حالت نیست خیلی نیازهای دیگر هست که در اختلاف سنین بالا ارضاشدنی نیست و اینها میتواند منشأ خیلی از فسادها باشد.@ یعنی باید به این فکر باشد که آینده آسیبهای زیادی خواهد دید غلبه بکند به هوای مصلحت واقعی زندگی خودش به خاطر اینکه عمرش را از سر راه نیاورده که بخواهد یک تجربه اینطوری بکند به خاطر هوسش که دوست دارم با این ازدواج بکنم و به فکر مصالح آینده و زندگیش باشد.@ نکته بعد مسئله جایگزینها هست جایگزینی یعنی ما نقصی را در همسرمان ببینیم ضعفی را با یک چیز دیگر بخواهیم جایش را پر بکنیم این هم قبل از ازدواج هست هم بعد از ازدواج، قبل از ازدواج من میروم خواستگاری یک دختر بعد میبینم که این از نظر سنی کم است بعد میدانم که با من هم نمیتواند انس بگیرد از نظر اختلاف فکری تحصیلی و این الان بچه است و هنوز آمادگی ندارد.@ ولی من میایم جایگزینی میکنم میگویم عوضش پدرش خیلی پولدار است عوضش دختر زیبایی هست عوضش پدرش موقعیت اجتماعی بالایی دارد عیبی ندارد حالا اختلاف سنی ما هر چقدر شد عوضش خانواده مشهوری هستند جایگزینی قبل از ازدواج.@ با یک چیزی این نقصیه که الان مشهود هست در دختر جبران میکنیم بعد هم اقدام به ازدواج میکنیم شروع شکست زن و مرد هم همینطور هست اگر خودش ارضا نشود صد تا جایگزین دیگر هم که بگذاری اگر آن نیاز در او حاد بشود کار دست آدم میدهد این مشکلساز خواهد بود.@ بعد میبینی که ازدواج هم کرد وضع مالیشان خوب شد ثروتمند شدند خانهدار شدند ماشیندار شدند یک دفعه دست بر قضا میفهمد که با یک مرده متحرک روبرو هست با یک زنی که اصلاً با هم نمیسازند آن موقع جهنم شروع میشود آنوقت حسرت زندگی دیگران میبرد.@ با یک دختر دهاتی نمیخواهیم توهین به دهاتیها بکنیم یک کسی که اینطوری به این مسائل فکر میکند آنطرفی هم فکر میکند از نظر موقعیت و ثروت و اجتماعی و شهرت و اینها، حاضر است مثلاً با یک همچین کسی باشد که از نظر روحی ارضا بشود زندگی برایش جهنم میشود یکسری جایگزینها هست که جایگزینهای خوبی هست البته یک جایگزین ما بیشتر نداریم.@ یکسری جایگزین داریم جایگزینهای نه خوب و نه بد است نه اینکه به اصطلاح خوب باشد ولی به انحراف نمیگذارد بکشد مثلاً این اختلاف ایجاد شده مرد مثلاً خودش را با تحصیلات با ثروت با کارخانه با مقام با چیزهای دیگر ارضا میکند.@ حالا زنش هم اگر عرضه ارضای عاطفی نداشت نداشت مرد را درک نکرد درک نکرد و خیلی از مردها را من دیدم بخصوص در خانوادههای ثروتمند و مرفه با یک چیزی با طلا با ماشین جدا با لباس با تزیین خانه با چیزهای دیگر زن را راضی نگه میدارند زن را یک طوری ارضا میکنند که سر و صدایش بلند نشود و خودشان را هم یک طور دیگر ارضا میکند با کارهای دیگر ارضا میکنند.@ بعضی وقتها مرد به سراغ چیزهایی میرود که کثیف و آلوده نیست ولی بالاخره مرد را سراپا نگه میدارد ولی آسیب روحی را نمیتواند جبران بکند مثلاً به کارخانهاش میپردازد به شغلش میپردازد به تحصیلاتش میپردازد به تحقیقات علمی میپردازد ولی همسرش هم آن نقیصه را دارد و مثل خوره اعصابش را میخورد ولی تحمل میکند.@ زن هم همینطور زن هم متقابلاً در اینطور مواقع با فرزندش، زنها جایگزینی بهتری میتوانند بکنند بچهها هستند آینده بچهها اینها را خوب میتواند جایگزین بکند و یک زندگی اینطوری را تحمل بکند.@ بحث را از آنطرف ادامه بدهیم اختلاف سن دختر و پسر به صورت زیاد بودن سن زن مطرح باشد زن سنش زیاد باشد یعنی دختر سنش بالا باشد و پسر سنش پایین باشد اینجا چند تا مشکل پیش میاید اگر کم بودن سن پسر تا حدودی هست.@ معمولاً پسر میتواند دیگر از 13 ـ 14 سال به بعد توان کار جنسی را دارد کمتر پیش میاید که پسر بخواهد تن به ازدواج بدهد در اثر جبر و شاید این حالت را نداشته باشد بسیار بعید هست ولی چرا پیش میاید که پسر در سنی هست که قدرت ارتباط عاطفی را یا ارضای عاطفی را ندارد نه خودش جذب میکند و نه میتواند به همسرش چیزی صادر بکند ابراز بکند.@ درک متقابل از همدیگر ندارند مثلاً زن جا افتاده است عاقل است حالیش هست که باید چکار بکند مرد نه هوسباز است اختلاف سنشان باعث این شده مرد دنبال فوتبال و رفیقبازی و امروز برویم پارک و امروز مسابقه داریم امشب باشگاه داریم و امشب مهمانی داریم و با دوستانش بگردد.@ زن هم از این جهت اعصابش خورد میشود حرص میخورد که این بچه است سر کار نمیرود داشتیم موارد اینطوری، میگوید سر کار نمیرود باید بلندش بکنم به زور که بلند بشو برو سر کار یعنی مسئولیتپذیر نیست بعد میرود دو روز بعد چند روز نمیرود این کار بیرونش کردند ده جا تا به حال تغییر شغل داده بعد نمیرود سر کار میاید چیزهایی که مال جهیزیه هست برمیدارد میبرد میفروشد.@ مثلاً یک روز چرخ خیاطی را میبرد میفروشد یک روز آبمیوهگیری را میبرد میفروشد که مثلاً حالا سرپا بمانند دنبال قر و فر خودش هست اصلاً حواسش نیست که زن گرفته این از جنبه عیبی که ممکن است در پسر پیدا بشود یک موقع هست نه اختلاف سن بالا در زن مسئلهساز هست.@ زنها از نظر بهداشتی از مردها زودتر شکسته میشوند مردها کمتر یعنی زن وقتی پا به سن میگذارد 30 ـ 35 آنطرف را که رد میکند دیگر یواش یواش شروع میکند به شکسته شدن مرد اینطور نیست مرد میبینی 40 سالش هست تمنای دختر 18 ساله را دارند از او میاید که اینطوری بکند.@ بعد وقتی اختلاف سنی زیاد هست زن جذابیت خودش را از دست میدهد مردها دوباره مسئله جایگزینی مطرح میشود یا جایگزینی منفی دارند یا جایگزینیهایی که خیلی منفی نیست ولی آسیبهای روحی را دارد یا اینکه ممکن است بتوانند یک جایگزین مثبت و خوب پیدا بکنند.@ اما باز مرد اینجا فشار به او زیاد میاید یعنی زن آن کشش خودش را از دست داده آن جذابیت خودش را ندارد مشغول فرزندش هست خورد و شکسته شده کشش مسائل جنسی را ندارد ولی مرد هنوز فعال هست و میخواهد هم نیاز عاطفی دارد هم نیاز اخلاقی دارد هم نیاز جنسی دارد ولی میبینی زن در اختلاف سن بالا مشکلساز است.@ لذا پرهیز هم دادند از اینکه مرد بخواهد با یک زنی که اختلاف سنی بالا دارد ازدواج بکند ما نمونههایی داشتیم مثل حضرت خدیجه(س) با پیامبر مثلاً 15 سال اختلاف سنی دارند پیامبر 25 سالش هست حضرت خدیجه(س) 40 سالش است.@ به نقل بعضی از روایات گفتند که حضرت خدیجه باکره بوده اصلاً ازدواج نکرده بیشتر روایات هم میگویند که حضرت خدیجه سومین شوهرش بوده و قبلاً هم بچهدار بوده یک زن اینطوری پیغمبر با او ازدواج کرده.@ اول از این در اینطور موارد این سؤال در مورد حضرت علی و حضرت زهرا(س) پیش میاید که اینها دخترعمو و پسرعمو بودند حالا چرا اینها ازدواج فامیلی کردند در مورد معصومین مسئله یک مقدار فرق میکند حالا جایگاه خودش هم در مسائل بهداشتی توضیح میدهند.@ اینجا میخواهیم سراغ آن جایگزینی مثبت، در جایگزینی مثبت چه چیزی هست وقتی که سن دختر و پسر یا زن و شوهر تنظیم نیست میتواند جایگزین باشد و این مشکل را حل بکند تقوا هست لذا در روایت داریم که دخترانتان را به مرد باتقوا بدهید چون اگر دخترانتان خوششان بیاید دختران شما خوشبخت هستند و اگر خوششان نیاید ظلم نمیکند.@ یعنی تقوا عشق به خدا معنویت یک چیزی هست که آنقدر آدم را پر میکند که نیازهای دیگر فرصت بروز حتی پیدا یا نمیکنند یا کمتر پیدا میکنند یعنی مرد میتواند با غذای بالاتر و قویتری یا زن میتواند با غذای بالاتر و قویتری کمبودها را کاملاً برطرف بکند این یک جایگزینی مثبت هست.@ لذا مثلاً میبینی یک دختر آمادگی دارد ولی اختلاف سنش با مرد زیاد است ولی در مرد کمال ویژهای را میبیند چون زنها از نظر روانی کمتر به قیافه توجه میکنند بخصوص کسانی که ارزش معنوی یعنی از حد کمالات حیوانی فراتر رفته باشند.@ در روایت داریم جمال زن به صورتش هست ولی زیبایی مرد به عقلش هست هم زن زیبا میخواهد هم مرد زیبا میخواهد اما نوع زیبایی که زن میخواهد با نوع زیبایی که مرد میخواهد فرق دارد مرد زیبایی را در قیافه میبیند زن زیبایی را در منش مرد میبیند در عقل مرد میبیند.@ لذا زن اشتباه نکند که با یک مردی که قیافه خوبی هم ندارد ازدواج بکند زن ارضا میشود خیلی برایش مهم نیست منش مرد خیلی مهم هست. در یکی از داستانها داریم در یکی از این کشورهای اسلامی از این خلفای جور هم بودند حمله میکنند به یک کشور کفر و دختر پادشاه آنجا را میگیرند.@ حالا این حاکم برای اینکه عقدهاش را سر این دختر خالی بکند و سر آن جبهه مخالف پیاده بکند یک غلام سیاه داشت در دربارش میگوید که شما باید با هم ازدواج بکنید به دختر میگوید که باید با این ازدواج بکنی ازدواج میکنند یک غلام سیاه یک بَرده سیاهپوست با یک شاهزاده خانم.@ بعد این آدم مؤمنی بود به قدری زیبا و مؤدب با این زن رفتار میکند وقتی زن را میگیرد او را به خانهاش میبرد میگوید خانم این یک کلبه کوچکی هست که ما داریم من در خدمت شما هستم امیدوارم ناراحتی از من نبینید و حرفهای بسیار شیرین، یک آدم باتقوا و با رشد فکری بالا.@ داریم که چنان زیبا با این زن برخورد میکند که اصلاً خود زن عاشق این میشود و یکی از موفقترین زندگیها را تشکیل میدهند بچههای عالی از اینها متولد میشود زن مسلمان میشود با چه عشقی با این برده سیاه زندگی میکند فرزندانشان به قدری از نظر علمی قوی میشوند که با بچههای شاه تن به تن هم میشوند.@ شاه بعضی وقتها به او میگفته مواظف فرزندانت باش خیلی دور برداشتند یعنی از نظر علمی آنقدر جا افتاده بودند از نظر فضل و کمال اینطوری بودند یعنی این زیبایی مرد خیلی مهم است که مرد هنرش این هست که یک همچین زیبایی را بروز بدهد.@ یعنی اگر ضعف دارد از نظر اقتصادی از نظر قیافه زیبایی روح خیلی مهم است و چیزی هست که زنها واقعاً به آن توجه دارند به زیبایی روح اینطور هست که یک دختر مثلاً تحصیلکرده زیبا با امکانات خوب میاید با یک جانباز 50% ـ 70% ازدواج میکند اینجا اینها توجیهپذیر است چون جانباز آنقدر روح زیبایی دارد که کاملاً میتواند این دختر را ارضا بکند.@ دختر برایش مهم نیست که این الان این وضع را دارد درسش را کنار زد کارش را کنار زد خدمت یک جانباز را بکند چه بسیار خانمهایی که الان هم من سراغ دارم زندگیهایی موفقی دارند نه برای ترحم برود برای ترحم نرفته با او ازدواج بکند.@ اصلاً آن جانباز توانسته یک همچین عشقی را در دل دختر اینطوری ایجاد بکند مردان باتقوا اینطوری بودند شما تاریخ را مطالعه بکنید مردان باتقوایی که زنان جوان داشتند آنقدر زیبایی روح بوده و جمال معنوی بوده که زن را کاملاً ارضا میکرده کاملاً زن را پر میکرده.@ نه به خاطر شهرت و ثروتش برود بودند خیلیها رفتند به خاطر ثروت بعد مرد را بدبخت کردند خودشان هم به فساد کشیده شدند نه مرد زیبایی زیادی داشته جمال باطنیش خیلی بوده و تقوایش خیلی زیاد بوده تقوا، اخلاق، منش، مردانگی، فتوت، بزرگی روح این زن را ارضا میکند.@ زن دنبال این میگردد و واقعاً خانمها اینطوری هستند یعنی خیلی به قیافه مرد گیر نمیدهند ولی مرد با امکانات خیلی ضعیف از نظر قیافه از نظر وضع اقتصادی از نظر تحصیلات آنقدر قشنگ عمل میکند آنقدر زیبا در زندگی عمل میکند که زن شیفته او میشود و کاملاً وفادار و شیرین زندگی میکنند تا آخر عمر آنوقت محصول زندگی محصول قشنگی میشود.@ متقابلاً هم هست دخترانی هستند که ممکن هست آنقدر کمالشان زیاد باشد که مردانی با شرائط کم حاضر باشد هستند که زن آنقدر اهل کمال هست مرد میگوید من حاضر نیستم با این دخترها ازدواج بکنم این زن مثلاً با او 6 سال 7 سال اختلاف سنی دارد ولی به قدری این زن با کمال و با فضیلت هست که پسر حاضر میشود برود با او ازدواج بکند.@ اینها موارد استثنائی هست مثلاً تقوا و معنویت در مسئله ازدواج با جانباز روحیات خاصی میخواهد همانطور که یک جانباز هم یک فرد استثنائی هست یک آدم برجسته هست در جامعه بسیجیان، رزمندگان، جهادگرها اینها آدمهای معمولی نبودند.@ (اِنَّ الجَهاد بابٌ مِن اَبوابِ الجَنَّۀ فَتَحَهُ الله لِخاصَۀِ اَولیائِه) جهاد دری از درهای بهشت است که خداوند این را به روی دوستان مخصوصش باز کرد. کسانی بودند حزب اللهی نبودند ولی واقعاً شخصیت یک بسیجی کاملاً آنها را ارضا میکرده.@ برای همین شما میبینید که هم خانمها حاضر میشوند با افرادی با سنین بالا ازدواج کنند به خاطر دیدن این تمایلاتی که در آنها هست و میبینند که کاملاً خوشبخت خواهند شد.@ هم دختر خانمهایی که از نظر عقیدتی در حد ضعیفی بودند وقتی که یک مرد از نظر معنوی قوی و از نظر روحی زیبا به خواستگاری اینها رفته هر چند در آغاز با هم سنخیت نداشتند ولی زن زود توانسته تمام ارزشهای باطلی که به آن عشق میورزیده به خاطر این کنار بگذارد.@ من یادم هست یکی از این بچه بسیجیها خدا رحمتش بکند شهید محمد زنگنه یک بچه بسیجی واقعاً باارزش بود یک دختر مسیحی آمده بود خواستگاری او و حاضر هم شده بود که به خاطر منش این، فقط شهید زنگنه نبود شهید دیگری هم داشتیم شهید تقوینیا باز یک صحنه اینطوری برایشان پیش آمده بود.@ حالا آن دختر مسیحی نبود ولی باز طور دیگری بود و حاضر هم شده بودند از آن چیزی که دارند بگذرند تمام عقائدشان تمام روابطشان بگذرند و با یک همچین شخصی ازدواج بکنند لذا میخواهم بگویم که مسئله شخصیت معنوی و روحی مرد فوقالعاده اهمیت دارد و سعی کنید خودتان را آراسته کنید به زیباییهای باطنی این خیلی مهم است که مرد به زیباییهای باطنی توجه کند.@ در روایت هم داریم(زینَتُ البَواطِن) زینتهای باطنی، خوب است که مرد به اینها مزین بشود مردی که به زینتهای باطنی مزین هست دلش خیلی آزاد است چون با زینتهای حقیقی روبرو هست با ارزشهای حقیقی در درونش روبرو هست لازم نیست برای به دست آوردن دل مثلاً فلان دختر یا برای جا کردن خودش در دل کسی نه فقط دختر مردم لازم نیست تلاش بکند بدود تا مثلاً دوستش داشته باشند.@ اصلاً کسی که آراستگی معنوی و روحی دارد همه او را دوست دارند به طور طبیعی، خیلیها هستند درونشان زشت است و میخواهند این زشتی را با زیباییهای بیرونی جبران کنند با هیکل با مو با عطر، عطرش را عوض میکند ادکلنش را عوض میکند.@ مدل مویش را عوض میکند لباسش را عوض میکند کفشش را عوض میکند یکبار کیف دستش میگیرد یک موقع یک کار دیگر میکند با خودنویس با مدرک تحصیلی با پُزهای دیگر با شغلهای دیگر و میخواهد این کسری روحش را جبران بکند و اینها جبران هم نمیشود خیلی سخت جبران میشود.@ اما کسانی داریم به جای اینکه این همه تکلف داشته باشند در خارج بخواهند یک همچین کارهایی بکنند در خودشان زحمت کشیدند هم برای آخرت و ابدیتشان مانده هم از درون به خودشان امنیت میدهد هم زندگی شیرینی دارند.@ یعنی کسی که زیبایی باطنی دارد چون محبوب هست و انسانها فطرتاً زیبایی باطنی را دوست دارند به تکلف نمیافتد که یک طوری دل یک نفر را راضی بکند دوستش دارند حرفش هم برو است.@ من خانوادههایی سراغ دارم که زن با مرد سنخیت زیادی نداشته مرد هم با قدرت رفته ازدواج کرده یعنی میتوانسته از پس این زن برمیاید قدرت معنوی داشته زیبایی روح داشته زیبایی باطن داشته.@ زن خیلی جاها که مثلاً با کسان دیگر ممکن است جر و بحث و دعوا راه بیندازد چون این میگوید قبول میکند اگر این یک حرفی هم بزند یعنی خیلی وقتها اینطوری شده که از نظر زن پسندیده نیست قابل قبول نیست ولی چون این میگوید آدم میپذیرد یعنی اینقدر شیفتگی ایجاد میکند چون این گفته.@ لذا این زیبایی باطنی اهمیت فوقالعاده زیادی دارد بعضیها فرزندانشان را با همین زیبایی باطنی خودشان تربیت میکنند آنقدر زیباست که خود بچه هم کشته مرده پدر است و این تربیتکننده است در خانمها هم هیمطنور هست.@ در خانمها هم این مسئله هست که خیلیها زیبایی باطنی دارند و سازندگی زیادی ایجاد میکند ولی کم است یعنی زن هر چقدر هم زیبایی باطنی داشته باشد حوزه تأثیرش کمتر از تأثیر مرد بر زن هست لذا خانمهایی را داریم از نظر کمالات روحی و معنوی خیلی خوب هستند ولی شوهر به راحتی با او راه نمیاید با ارزشها راه نمیاید.@ به زور زن وادارش بکند دو رکعت نماز بخواند مثلاً نماز جماعتی برود برای همین عرض کردم که در خواستگاری گفتند که مرد میتواند به خواستگاری زنی برود که ضعیف هست نباید برود ولی اگر در اثر ناچاری رفت.@ چون از حضرت سؤال کردند آقا یک موقع هست که به دختر خوب هیچ دسترسی نداریم چه بکنیم؟ حضرت فرمود در آن موارد میتوانید بروید این کار را بکنید چون مرد تأثیرگذار هست شکلدهنده هست ولی زن کمتر قدرت شکلدهندگی دارد.@ یک نکته در مورد سن ازدواج مسئله بلوغ جنسی را من اختصاصاً گذاشتم که در موردش به صورت ویژه صحبت بکنم چون مسئله مهمی هست آن مسئله زایمان و بچهدار شدن هست در مسئله سن باید دقت بکنید که سن دختر هر چقدر کم باشد.@ یعنی مرگ و میر طبق آمار چه آمار بینالمللی و چه آماری که در خود ایران تهیه شده مرگ و میر فرزندان و آسیب دیدن آنها و همچنین مرگ و میر مادرها از 18 سال به پایین خیلی بیشتر از زمانی بوده که زایمان و دوران بارداری 18 سال به بالا بوده.@ یعنی در یک آمار من میخواندم که سه برابر مرگ و میر بیشتر هست وقتی از 18 سال به پایین هست در کشور خود ما توصیه شده دختر 18 و ترجیحاً 20 به بالا باردار بشود و زیر 18 و 20 ترجیحاً باردار نشود.@ لذا انسان باید اینطور نکات را دقت بکند بعد 35 هم حد نهاییش هست نه اینکه نشود یا نمیشود زیاد بودند زنانی که 35 سالگی 40 سالگی باردار شدند و موفق هم بودند اما خطر دارد مثل 18 سال به پایین که خطرناک است احتمال خطرش بیشتر است 35 هم به بعد احتمال خطر برای بارداری هست.@ یعنی توصیه میشود که از 35 به بالا اقدام به بارداری نکنند این مطلب هم مهمی هست که در تشخیص سن ازدواج. میاییم سراغ بحث سن مناسب، البته در مورد همسن بودن و نزدیک بودن، نزدیک بودن و تقریباً همسن بودن اینها مزایای زیادی دارد.@ ما در مورد همسران بهشتی هم داریم که در بهشت همسران همسان هستند خود این از نظر روانی مهم هست که انسان با کسی ازدواج بکند که از نظر سنی به او نزدیک باشد اول از این سن او مناسب ازدواج باشد زمان ازدواجش باشد با توجه به بحثی که جلسه گذشته کردیم و خودش هم همینطور.@ ولی حالا که سن مناسب هست و زمانش هم رسیده دختر و پسر اختلاف سنی کم باشد معمولاً بین 3 تا 6 سال مناسب هست اختلاف سنی و اینها چون از نظر روحی و سنی به هم نزدیک بودند و نکات منفی کمتری هست مونس همدیگر میتوانند باشند یار همدیگر باشند.@ یک خطر هست در انتخاب سن موقعی که زن سنش یک ذره چند ماهی یکسالی بیشتر هست یا نزدیک مرد هست یا مساوی مرد هست یا مثلاً خیلی کم کم هست چند ماهی یا یکسالی کم هست در این وضعیت سنی یک خطر هست که آن را مرد باید درست عمل بکند.@ هم دقت در خواستگاریش و هم در عملیاتی که بعداً در زندگی به کار میگیرد روشی که پیش میگیرد معمولاً وقتی اینطوری هست یک آفت هست که آن آفت نمیگوییم همیشه هست گهگاهی میزند و آن این هست که دختر فکر میکند شوهرش همبازیش هست مثلاً مرد را به عنوان مرد نمیتواند درست بپذیرد.@ وقتی سن بالا هست مثلاً حدوداً 3 سال 4 سال 5 سال 6 سال اختلاف سنی هست مرد جاافتادگی خاص خودش را دارد اصلاً بزرگ بودن سن مرد، داریم مرحوم فیض میگوید خوب هست مرد در چند چیز از زن قویتر باشد یکی سواد یکی سن یکی قد مرد این برای زن ارضاکننده است وقتی قد مرد بلندتر باشد این خودش یک جنبه برتری دارد از نظر روانی پسندیده است.@ شما همه جا که نگاه بکنید میبینید که همه طبعشان میپسندد هم خود زن طبعش میپسندد که مردش قدش بلندتر باشد هم مردها خودشان میپسندند که قدشان بلند باشد نسبت به زنشان سن هم همینطور یک چیز کاملاً پذیرفته شده و مطبوع هست مؤثر هم هست تحصیلات هم همینطور.@ وقتی اینها خیلی به هم نزدیک میشود دختر مرد را نمیتواند آن ابهتی که باید در دل زن داشته باشد مگر دخترانی که فرهنگشان خوب باشد و دین را خوب فهمیده باشند و برایشان فرق نکند که شوهرشان حالا همسنشان هست یا بزرگتر است یا چه بسا کوچکتر، شوهر را به عنوان شوهر میپذیرد.@ ولی زن را از آن جهت که علاقه به مظاهر جلال الهی دارد و آن جلالیت مرد زن را ارضا میکند و برایش مهم است جنبههای ظاهری هم وقتی توافق داشته باشد تأثیر دارد روی نفوذ روی زن، تربیتپذیری زن و اطاعت زن و زندگی خوش.@ معمولاً این که نیست بعضی وقتها دیده شده این خطر احتمالی هست دیده شده که زن مثلاً سنش یکسال بزرگتر بوده مرد را خوب نتوانسته به عنوان مرد جذب بکند در اختلاف سنی بالا این مشکل باز هست مثلاً وقتی چند سال زن بزرگتر هست چون زن به شوهر به عنوان یک قدرت برتر نیاز دارد درونش هم این را نیاز دارد.@ ممکن است در ظاهر خیلی از زنان تلاش میکنند که سوار بشوند امتیاز بگیرند از مرد و زنسالاری را پیاده بکنند اما از نظر روحی و ساختار روحی خداوند طوری اینها را ساخته که زن به قدرت برتر احتیاج دارد یعنی غلبه و قدرت مرد زن را ارضا میکند قدرتمند بودن شوهر برتری شوهر او را ارضا میکند اصلاً دوست دارد اینطوری باشد.@ آنوقت وقتی مرد اینطوری نیست کم میاورد یا مثلاً قدش کمتر هست یا سنش کمتر هست یا تحصیلاتش کمتر هست زن از یک جهاتی توفق دارد این توفق ظاهری که خیلی هم مهم نیست یعنی خیال توفق باطنی برای زن میاورد و برای مرد هم ممکن است بعضی وقتها این تأثیر باشد و به صورت یک عقده برای مرد حتی در بیاید.@ آن موقع مرد به جای اینکه تلاش بکند به قلب زن سلطنت بکند به قلب همسرش حکومت بکند مرد باید این را جذب بکند مرد موفق کسی است که قلب را اشغال بکند نه اینکه داد بزند زن بترسد هیبتهای اینطوری که خدا هم راضی نیست انسان یک هیبت اینطوری داشته باشد که زن از او حساب ببرد اصلاً یعنی چی حساب ببرد.@ حساب ببرد بترسد چشم غره برود که او کوتاه بیاید نه، مرد هنرش این هست که قلب حکومت بکند میبینی که مرد نمیتواند اینطور جاها اگر بعضی وقتها پیش میاید گفتم به صورت کم هست یک همچین اتفاقی ولی تهدید هم میکند.@ یعنی باید انسان مواظب باشد که در این جنبهها اگر کم باشد از نظر تحصیلات از نظر قد از نظر سن کم باشد یک همچین خطری تهدیدش میکند یا مساوی باشند نزدیک هم باشند دختر خیلی نمیتواند طرف را به عنوان یک مرد حساب بکند با او رفیق میشود تقسیم میکند با هم یعنی زن برای خودش یک حریمی نگه میدارد او هم برای خودش یک حریمی نگه میدارد رفیق میشوند.@ اما رفیق نه به معنای مثبتش مثلاً فکر میکند او همبازیش هست اینطوری تصور بفرمایید اینکه مثلاً خیلی جاها مرد حرف آخر را باید بزند و به مصلحت زندگی هست برای اینکه قرآن میفرماید(الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ) قوام زنها به مردها هست و مرد یک برتری دارد.@ میبینی که زن نمیتواند آن برتری را احساس بکند اگر خودش آگاهی دینی و فرهنگی داشته باشد این را احساس میکند ولو از هر مردی باشد مردی که حالا همسن هست یا یک ذره از او کوچکتر است ولی اگر این نباشد کمتر دختری میتواند آن جنبه غلبه مرد را که نیاز هست مصلحت زندگی هم هست.@ باز تذکر دادم غلبه مرد جنبه مردسالاری نیست خداوند مصلحت زندگی را قرار داده که مدیریت و ریاست و حرف آخر را مرد بزند خیلی جاها، گفتند زن باید اطاعت بکند به مرد حق اطاعت زن دادند ولی به زن در شرع و در قانون حق اطاعت به او داده نشده.@ مرد البته نباید سوءاستفاده بکند مرد باید این مراقبت را انجام بدهد در مورد سن یعنی خودش طوری برخورد بکند که اگر همسن بوده یا یک ذره زن سنش بالاتر هست این مشکل پیش نیاید.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 010 - میثاق مقدس (برادران)
متن کامل (خام) جلسه 010 - میثاق مقدس (برادران)