جلسه 005 - میثاق مقدس (برادران)
شماره جلسه
5
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 005 - میثاق مقدس (برادران)

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ قسمت دوم از فوائد ازدواج هستیم عرض کردیم که ازدواج در تقسیمبندی اول دو فائده دارد یک فائده فردی و یک فائده اجتماعی و هر کدام از اینها فوائد معنوی و مادی دارند پس چهار قسمت میشود فائده فردی معنوی، فائده فردی مادی، فائده اجتماعی معنوی و فائده اجتماعی مادی.@ در همان قسم اول بودیم یعنی فوائد فردی معنوی را گفتیم یکی دو قسمت دیگر مانده تا برسیم به فوائد فردی مادی، فائده بعدی بالا رفتن ارزش اعمال انسان هست و باز شدن یک میدان وسیع برای انجام اعمال صالح و اعمال نیک هست و کسب ثواب الهی و بهره آخرتی.@ دیگر این قسمت را توضیح نمیدهم فقط مثالها را میاورم که چند روایت هست(الکادُ لِعَیالِهِ کَالمُجاهِدِ فِی سَبیلِ الله) پیامبر(ص) فرمودند کسی که تلاش میکند برای خانواده خودش مثل مجاهد در راه خداست یعنی عملش آنقدر ارزش و ثواب دارد.@ پیامبر(ص) فرمود(الکادُ فی نَفَقَۀِ عَیالِه کَالمُجاهِدِ فی سبیل الله عَزَّوَجَلّ) کسی که تلاش در راه نفقه و روزی خانواده خودش میکند مثل مجاهد در راه خداوند عزوجل هست روایت بعدی این هست که(مِنَ الذُّنُوب ذُنُوبٌ لا یُکَفِرُها إلاّ الهَمّ بِطَلَبِ المَعیشَۀ) که از گناهان گناهانی هست که هیچ چیز نمیتواند آنها را از بین ببرد مگر تلاشی که انسان برای معیشت خانوادهاش میکند.@ اینقدر ثواب دارد و مهم هست جزء کفارات حساب میشود یعنی کفاره گناهان هست که هیچ چیز دیگر نمیتواند آن گناهان را از بین ببرد مگر تلاشی که انسان برای روزی زن و بچهاش میکند یا اگر خانمها کار اقتصادی میکنند باز همنطور هست در مورد داشتن فرزند هم همینطور پیامبر(ص) فرمودند(مَن کانَت لَهُ ثَلاثُ بَناتٍ فَأنفَقَ عَلَیهِنَ وَ أحسَنَ إلَیهِنَ حَتّی یُغنیهِنَّ الله عَنه أوجَبَ الله تَعالی لَهُ الجَنَّۀَ البَتَۀَ).@ کسی که سه دختر داشته باشد و رزق آنها را بدهد و روزی آنها را تأمین بکند و به آنها نیکی بکند تا اینکه خداوند آن دختران را از این شخص یعنی از پدر بینیاز بکند، بینیازیاش به چه وسیلهای است؟ ازدوج کنند بروند، میفرماید هر کس با این سه دختر به این صورت رفتار بکند خداوند بهشت را بر او البته واجب خواهد کرد.@ کلمه البته را حضرت برای تأکید فرمودند نمازی که شخص متزوج و متأهل میخواند با نماز مجرد ثوابش فرق دارد میفرماید: (رَکعَتان یُصَلیهِمَّ المُتَزَوِج أفضَلُ مِن سَبعینَ رَکعَۀً یُصَلیهِما أعزَب) میفرماید دو رکعت کسی که ازدواج کرده نماز میخواند برتر از هفتاد رکعت نماز افراد مجرد است.@ پس در ازدواج کارهای انسان همه حکم عبادت را پیدا میکند و ثواب عمل چند برابر میشود وقتی که انسان کاری را انجام میدهد حتی ما در روایات آمیزش جنسی هم که شخص با همسرش میکند برای هر دو طرف اینطور هست که ثواب زیادی برایش ذکر شده.@ میفرماید به تعداد قطره آبی که اینها موقع غسل کردن روی خودشان میریزند خداوند فرشتهای را خلق میکند که تا قیامت برای اینها استغفار میکند چقدر این آمیزشی که از راه حلال و تحت تدبیر خداوند تبارک و تعالی به خاطر اراده حق تعالی انجام میشود چقدر ارزش دارد.@ خدمت به همسر، در روایت ما داریم کسی که در خانه به همسرش کمک میکند در انجام کارهای خانه او ثواب مجاهدین در راه خدا و صدیقان و شهیدان را دارد خیلی عجیب است که یک مرد با کمک کردن به همسرش یک همچین درجاتی را کسب بکند اینها هر کدامش خیلی بحث دارد ولی فرصت ما اندک هست باید رد شویم.@ آخرین فایده معنوی پیدایش زمینههای استقلال فکری و سایر زمینههای استقلال هست ما در این مشاورههای زیادی که داشتیم حالا نه فقط بنده، همکاران دیگر هم که مشاور هستند این مسأله به دست میاید که جوانها اعم از دختر و پسر دارای افکار بلندی هستند خیلیها میایند مراجعه میکنند یا اصلاً مراجعه هم نکنند ولی اینطور هست.@ خیلیها مراجعه نمیکنند در خودشان این مسأله را حل میکنند یا حل نمیکنند اینطور هست به طور طبیعی که جوانها بسیارشان دارای افکار بلندی هستند برنامههای مفیدی برای خودسازی و ترقی و تکامل علمی و معنوی خودشان دارند و انرژی زیادی دارد و مهیاست که خودش را رشد بدهد.@ و انرژی زیادی در او ذخیره شده میخواهند که این انرژی را در جهت مورد علاقه خودشان آزاد کنند اما خانواده مشکلساز هست یعنی یک مجرد وقتی میخواهد انرژی را آزاد بکند خیلی وقتها مجرد بودنش نمیگذارد که این کار را بکند.@ لذا بعضی از جوانها هستند که حتی اگر نیازهای جنسی و غیرجنسی نداشته باشند صرفاً به خاطر اینکه بتوانند استقلال خودشان را حفظ بکنند و برنامههای علمی و عملی خودشان را اجرا بکنند اقدام به ازدواج میکنند یعنی ازدواج به آنها یک نوع استقلال میدهد در خانواده هم وابستگی به خانواده عمر را تلف میکند.@ یعنی نمیگذارد که انسان آن برنامههایی که برای خودش دارد اجرا بکند هم فرهنگ حاکم بر خانواده گاهی وقتها با فرهنگ یک جوان متفاوت است فرهنگ خانواده با فرهنگ جوانها فرق دارد در روایت داریم که بچههایتان را برای غیر زمان خودتان تربیت بکنید و نه به آن نحوی که خودتان هستید.@ علتش را هم فرمودند که چون اینها برای غیر زمان شما خلق شدند یعنی زمان دیگری آینده هست و تغییر میکند این را در تربیت بچه باید مورد نظر قرار داد ولی خیلی از خانوادهها یکسره میخواهند بعضی از فرهنگشان را که با زمان منطبق نیست غلبه بدهند به فرزندانشان و جلوی رشد و تعالی فرزند را بگیرند.@ من یک مثال عرض کنم الان ما یک مشکلاتی که داریم حالا یک فرهنگ غلط را مثال میزنم که به موضوع ما نمیخورد فقط از جهت اینکه فرهنگ غلط است مثلاً شما وقتی میخواهید بروید ازدواج بکنید میبینید که یک دختری را انتخاب کردید که از هر جهت مطالعه کردید دیدید که به درد شما میخورد.@ یا دخترخانمی با یک آقاپسری میخواهد ازدواج بکند موعد ازدواجش هست میخواهند با همدیگر ازدواج کنند گاهی وقتها از طرف دختر مشکل هست گاهی وقتها از طرف پسر، مثلاً خانواده میگویند نه دختر بزرگ در خانه هست تا دختر اولی هست دختر دومی یا سومی نباید ازدواج بکند.@ و این منشأ خیلی از مشکلات روحی و روانی میشود هم برای پسری که این دختر را میخواهد و نیاز دارد ازدواج بکند و باید هم ازدواج بکند در ازدواج اصلاً نباید معطلی باشد من بعضی وقتها متأسفانه میبینم که بعضی از افراد میگوید من عقد کردم.@ میگویم چند سال عقد هستید؟ میگوید چهار سال است بعضیها هفت سال پسر بیچاره را نگه داشتند که دختر هنوز آمادگی ندارد یا ما هنوز آمادگی نداریم عکسش هم درست نیست مثلا پسر آمادگی ندارد این خیلی مضر هست برای مسائل روحی و روانی طرفین و از همه جهت، چه از جهت جسمی، روحی، معنوی، اخلاقی آسیب میزند.@ این فرهنگ غلط که نه ما تا پسر بزرگمان هست نباید پسر کوچکتر ازدواج کند آنوقت بیادبی هم محسوب میشود میگویند چقدر بیادب است تو از برادر بزرگترت خجالت بکش این 30 سالش هست هنوز حرف از زن نزده حالا شاید نخواهد ازدواج بکند او مشکلات دیگری دارد.@ دیگر پیر شده ما 19 سال داریم میخواهیم ازدواج کنیم 20 سال داریم میخواهیم زن بگیریم یا دختر میبینی خواهر نمیگذارد خواهرهای دیگر ازدواج بکنند یا خانواده میگویند از خواهرت خجالت بکش دختر تو چقدر بیحیایی، این 25 ـ 26 سالش هست هنوز حرف از شوهر نمیزند، کجا رفتی این حرفها را یاد گرفتی؟@ در فرهنگ اسلامی اینطور نیست در فرهنگ اسلامی ما حدیث قدسی داریم از خداوند تبارک و تعالی که به مردم بگویید دختران را زود شوهر بدهند دختر مثل میوه درخت هست که وقتی میرسد باید چیده بشود و اگر چیده نشود از بین میرود پسرها هم همینطور.@ یعنی انسان واقعاً وقتی که ازدواج میکند من خیلی از دوستان که دیر اقدام به ازدواج کردند گهگاهی یکی دو سال با آنها کلنجار میرفتیم که زود ازدواج بکنید بعداً وقتی در زندگی میروند و این لذت و اهمیت و فوائد زیادی که گیرشان میاید میگویند ما اشتباه کردیم که دیر ازدواج کردیم.@ یعنی واقعاً انسان عقب میافتد خیلی عقب میافتد وقتی دیر اقدام به ازدواج میکند اگر شرائط و امکانات ازدواج باشد باید ازدواج کرد اگر لازم باشد انسان ازدواج بکند باید ازدواج بکند و از هر جهت معطل نشود فرهنگهای غلطی هست به هر حال تحمیل میشود به خانوادهها، نمیگذارند جوان رشد خودش را بکند.@ یعنی خانواده این فرهنگ غلطش غلبه میکند یا امکانات خانواده، امکانات خانواده آنقدر نیست که بتواند جوان را ارضا بکند یکطوری هست که جوان نمیتواند محیط خانه کوچک هست نمیشود جوان میخواهد عبادت بکند نمیتواند، میخواهد نمازشب بخواند نمیتواند، میخواهد مطالعه علمی بکند نمیتواند.@ میخواهد جلسه دوستانه با دوستانش برقرار بکند نمیتواند، میخواهد خیلی کارهای دیگر بکند نمیشود، میبینید که مشکلات دارد ولی وقتی ازدواج بکند استقلال زیادی به دست میاورد و میتواند خیلی از برنامههایش را آنجا انجام بدهد.@ لذا این فشار درونی جوان برای اینکه به برنامههای خودش برسد و آن منع خارجی باعث میشود که از درون فشار هست برای آزاد کردن نیرو، ولی از بیرون مانع هست و این خیلی بحران برای جوان ایجاد میکند ازدواج بخصوص اگر درست انجام بشود و با معیارهای صحیح انجام بشود موجب پیدایش زمینه بسیار خوبی برای استقلال هست.@ و اینکه چه دختر و چه پسر بتوانند برنامههای خوب و عالی که دارند جهت رشد خودشان پیاده بکنند و برنامههایی که مورد علاقهشان هست گاهی وقتها یک جوانی علاقهای دارد ولی خانواده نمیگذارند که این کار را بکند اما وقتی ازدواج میکند با شوهرش به توافق میرسند.@ پسر هست میتواند خودش استقلال دارد و میتواند خودش در مورد خودش تصمیم بگیرد و آن برنامههایی که دارد پیاده بکند اما آن نکتهای که عرض کردم موانع هست به چند دلیل هست یکی اینکه جوامع به خصوص در یکی دو قرن اخیر پیشرفتی که در جوامع گوناگون و مختلف بوده و نقشهای اجتماعی که الان تنوع پیدا کرده مسئولیتها، نقشها، پستها.@ شما هر چقدر که به زمان گذشته برمیگردید میبینید که مسئولیتها، پستها و عنوانهای شغلی محدودتر و کمتر هست و هر چقدر بالاتر آمدید میبینید که عنوانها، پستها و نقشهای اجتماعی بیشتر شده این باعث میشود که یک مقدار فاصله فرهنگی بین فرزندان و خانواده ایجاد بشود چون سرعت زمان خیلی زیاد است اختلاف فرهنگی ایجاد میشود.@ وقتی جامعه یکدفعه سرعت میگیرد با نسل گذشتهای که مربوط هست به آن زمانی که سرعت کم بوده و پیشرفت کم بوده با نسل الانی که در عصر سرعت و پیشرفت قرار گرفته اینها در یک خانواده جمع میشوند و این اختلاف فرهنگی بین والدین و فرزندان موجب میشود که فرزندان نتوانند به هر حال پدر و مادر مال یک فرهنگ دیگر هستند و فرزندان یک فرهنگ دیگر دارند.@ این اختلاف فرهنگ نمیگذارد که فرزندان رشد بکنند و همچنین از طرفی والدین میخواهند فرهنگ خودشان را نگه دارند و از دست ندهند این یکی از دلائلی هست که باعث تعارضات، مناقشات، و تشنجهای بین روابط والدین و فرزندان میشود که در جایگاه خودش باعث بحث هست.@ نکته دوم وابستگی روانی والدین هست به فرزندانشان، که وابستگی که والدین به فرزندشان دارند خیلی وقتها این محبتها و وابستگیهای افراطی مانع از رشد فرزند میشود فرزند نمیتواند روی پای خودش بایستد اصلاً نمیگذارند که روی پای خودش بیایستد و برنامههای خودش را اجرا بکند و خیلی وقتها فرزند دوست دارد که کاری را انجام بدهد پدر و مادر میگویند نه ما دلمان میسوزد دلمان تنگ میشود، نمیخواهد.@ همینها مانع میشود که شخص نتواند برنامههای خودش را انجام بدهد. نکته بعد تفاوت ارزش هست ارزشهای فرزندان خیلی وقتها با ارزشهای والدین فرق میکند این هم یکی از دردسرهایی هست که بین جوانها و خانوادهشان ایجاد میشود یعنی فرزند و والدین، که اینها یک ارزشهای جدیدی را قائل هستند ارزشهای اسلامی همیشه ارزش اسلامی است جدید و قدیم در دین ما نداریم ارزش است ارزش متعالی.@ گاهی وقتها خانوادهها نیستند بخصوص در انقلاب و بعد از انقلاب اینطوری هست خیلی از خانوادهها که عمری را در رژیم سابق گذراندند هنوز رسوبات تفکرات طاغوتی و تفکرات آنچنانی هست بچههایشان مال نسل انقلاب هستند و ارزشهای متعالی را قبول کردند و راحتتر اینها را پذیرفتند با اینها انس کردند و رشد کردند.@ این اختلاف ارزشهایی که بین والدین و فرزندان هست خیلی وقتها مشکل درست میکند برای رشد یک جوان، ما خیلی مراجعهکنند در این زمینه زیاد داشتیم لذا یک جوان برای اینکه تحت آن ارزشها و آن فرهنگ خانواده قرار نگیرد و استعداد و قوایش تلف نشود ازدواج میکند.@ یعنی با ازدواج استقلال کسب میکند و در سایه این استقلال میتواند رشد خودش را تأمین بکند و جلو برود ازدواج خیلی میتواند وابستگیهای نادرست و مضر و غلط را ریشهاش را قطع بکند و شخص میتواند خودش برای خودش برنامهریزی بکند و به فکر خودش باشد.@ همچنین ارتباطات نادرست دوران تجرد را هم ازدواج میتواند قطع بکند یعنی نه فقط ارتباطات نادرست و وابستگیهای نادرست در مورد والدین و فرزندان، بلکه ارتباطات نادرست بین شخص با دوستان خودش، دیدید بعضی وقتها شخص ازدواج میکند در سایه ازدواج میبینید که تکهکلام هست مثلاً پسرها به دوستانشان میگویند قاطی مرغها شدید یعنی دیگر با ما نمیپری.@ حق هم دارد یک زندگی جدید تشکیل داده با مسئولیتها و نقشهای متفاوت و وظائف مختلف باید به آنها بپردازد در دخترها کمتر هست. چون جامعه پذیرفته که وقتی دختر ازدواج میکند تحت مدیریت شوهر قرار میگیرد هم در قانون هم در شرع این مسأله هست.@ ولی در پسرها انتظار هست که شخص وقتی ازدواج کرد دوباره با مجردها بپرد دوستیهای دوران مجردی، مهمانیها، گردشها، تفریحها، وقتگذاریهای آنچنانی که این اصلاً درست نیست خیلی از ارتباطات دوران تجرد باعث اتلاف عمر انسان میشود چون مجرد هست بالأخره باید وقتش را یکطوری پر بکند.@ خیلی از این پر کردنهای اوقات فراغتها کمالی و رشدی نیست سودی برای انسان ندارد و چه بسا بعداً مضر هم باشد با ازدواج انسان میتواند ریشه اینها را قطع بکند و مستقل بشود علتش هم این هست که در ازدواج بخصوص وقتی درست انجام بگیرد و خیلی دقت رویش بشود و شخصی که انسان با او ازدواج میکند اعم از پسر یا دختر فرد مطبوعی از کار در بیاید.@ جای محبت دوستان را میتواند پر بکند خیلیها بودند که میگفتند ما اگر ازدواج بکنیم اصلاً نمیتوانیم از دوستانمان جدا بشویم یا بعضی از دخترها آمدند بینشان اختلاف دارند دختر میگوید من میخواهم بعد از ازدواج روابطم را با دوستانم حفظ بکنم.@ پسر هم میگوید من هم میخواهم حفظ بکنم آخرش هم هیچ کدام عمل نمیکنند وقتی ازدواج میکنند خودبهخود به طور طبیعی ارتباطات کم میشود و ارتباطت با دوران تجرد کم میشود و خیلی وقتها هم حذف میشود.@ مورد چهارم حقارتهایی هست که والدین در فرزندشان خیلی وقتها ایجاد کردند یعنی آن مواردی که بین روابط والدین و فرزند ناهنجاری وجود دارد و یکسره زدن در سر فرزند تو بیعرضه هستی تو نمیتوانی کار بکنی و اساساً خود نوع رفتار پدر و مادر بچه را خراب بار آورده و جلوی رشدش را گرفته.@ بعد از ازدواج میبینی که شکوفا میشود و میتواند خلاف آنچه که به او تلقین کردند و دیگران گفتند ثابت بکند و به ظهور برساند پس در نتیجه ازدواج میتواند یک استقلال در مورد تصمیمگیریهای همهجانبه در مورد زندگی آینده، محل زندگی، کار، رشته تحصلی، در مورد برخورد با بچهها.@ شما یک موقع میبینید یک نفر که ازدواج کرده در خانواده هست پیش پدر و مادر هست رفتار آنها با بچهها رفتار صحیحی نیست آنها را بیادب بار میاورد انسان این را میبیند و متوجه میشود که اینطور هست و تأثیرات منفی که نوع رفتارها و اخلاقهایی که در آن خانواده هست.@ حالا نه فقط با بچهها، با خودش با کسان دیگری که این رفتار هست برای نجات از رفتار او خانواده یک همچین اقدامی میکند که به هر حال ازدواج یک زمینه استقلال همهجانبهای را میتواند برای شخص ایجاد بکند.@ میرسیم به فوائد فردی مادی، یکی از مهمترین فوائد فردی مادی ازدواج افزایش روزی و رونق اقتصادی هست که شخص پیدا میکند البته من روایتش را اول بخوانم که بعد وقتی توضیح میدهم متوجه بشوید که این روایت چقدر مبنای دقیقی دارد.@ داریم که یک جوانی آمد خدمت پیامبر(ص) عرض کرد که آقا من وضعم خوب نیست حضرت فرمود برو ازدواج کن، بعد این تعجب کرد گفت ما خودمان وضعمان خوب نیست برویم ازدواج بکنیم که چه بشود بعد یک بار دیگر آمد حضرت فرمود فرو ازدواج کن دوباره یک بار دیگر آمد حضرت فرمود برو ازدواج کن.@ (جاءَ رَجُلٌ إلَی النَّبی(ص)) امام صادق(ع) میفرماید که شخصی آمد خدمت پیامبر(فَشَکی إلَیهِ الحَاجَه) شکایت کرد از فقر و نداری خدمت حضرت(فَقالَ تَزَّوَج) برو ازدواج کن(فَتَزَّوَجَ وَ وُسِعَ عَلَیهِ الرِّزق) رفت ازدواج کرد و وضع مادیاش رونق گرفت.@ (مَن تَرَکَ التَّزویج مَخافَۀَ العَیلَه فَقد أساءَ ظَنَّهُ بِالله إنَّ اللهَ عَزَّوَجَلّ یقول إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ) این را هم نبی اکرم(ص) فرمود که اگر کسی ترک بکند ازدواج را به خاطر مخارجش به خاطر فشار اقتصادی بترسد که یک موقعی ممکن است نتواند از پسِ کار بربیاید میگوید این به خداوند بدبین و بدگمان هست.@ بعد حضرت این آیه را ذکر میکند (إنَّ اللهَ عَزَّوَجَلّ یَقُول) چون خداوند عزوجل فرمود(إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ) در آیه 32 سوره نور، اگر فقیر باشند خداوند از فضل خودش آنها را بینیاز میکند.@ در مورد ازدواج هست در آیه 32 اول امر به ازدواج کرده آخرش فرمود(إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ) اگر فقیر باشند خداوند از فضل خودش روزی میدهد یکی این هست که انسان از فضل الهی کمک میگیرد یعنی فضل الهی متوجه انسان میشود از ناحیه خداوند و انسان وضعش بهتر خواهد شد.@ اما دلائلی که ما میتوانیم پیدا بکنیم و عقلمان را دودوتا چهارتا بکنیم بگوییم حالا به چه علت میتواند ازدواج وسعت روزی و رونق اقتصادی بیاورد چند دلیل برایش داریم یکی اینکه ازدواج تشکیل جمع هست وقتی انسان ازدواج میکند یک نفر را با خودش در زندگی شریک میکند و بعد بچه جمع تشکیل میشود.@ و همانطور که نبی اکرم(ص) فرمود(یَدُ الله مَعَ الجَماعَۀ) دست خدا با جماعت است جماعت مورد رحمت هستند برعکس وقتی که تفرقه هست وقتی جماعت و جمع تشکیل میشود خداوند بیشتر نظر لطف دارد بخصوص با وجود بچه.@ در حدیث داریم که اگر بچهها نبودند خداوند عذاب نازل میکرد برای بعضی از گناهان، ولی به خاطر بچهها و نوزادان خداوند عذاب نازل نمیکند کودک و بچه خیلی احترام و ارزش دارد در فرهنگ اسلامی.@ در حدیث داریم که اگر خانوادهای کافر باشند ولی دلشان با هم یکی باشد با هم متحد باشند خداوند به آنها برکت میدهد به خاطر همین جمع و وحدتی که اینها با همدیگر دارند و اگر مؤمن باشند ولی در آنها تفرقه باشد خداوند برکت را از آنها برمیدارد حتی اگر مؤمن باشند.@ و اهل تفرقه و برای هم زدن و کینه هم را به دل گرفتن و به همدیگر پریدن و سوءظن نسبت به همدیگر داشتن و به هر حال در آنها اختلاف باشد میفرماید که خداوند برکت را از همین خانواده مؤمن برمیدارد.@ اینقدر جمع اثر دارد به هر حال خانواده وقتی تشکیل میشود هم خداوند در دلشان مودت میداندازد هم رحمت هست هم فداکاری هست همه با هم تلاش میکنند همه همدیگر را دوست دارند و هر کدام سرنوشت دیگری برایش اهمیت دارد این یکدلی خانواده خودش موجب جلب رحمت و فضل الهی میشود و افزایش روزی.@ نکته دوم این هست که ازدواج برای زندگی نظم میاورد و جلوگیری از اسراف میشود جوان تا وقتی مجرد هست وضع مالیاش هم هر چقدر خوب باشد اهل بریز و بپاش هست یعنی نمیتواند کنترل بکند خیلی وقتها پیش میاید بریز و بپاش زیاد دارند موارد مصرف زیاد برایشان پیش میاید.@ اما وقتی ازدواج میکنند حساب و کتاب اقتصادی دستشان میاید خیلی از اسرافها و بریز و بپاشها نیست و اهل خرج میشوند درست خرج میکنند و مقتصد میشوند این خودش از اسراف جلوگیری میکند و باعث تأمین روزی میشود.@ نکته سوم این هست که در ازدواج روحیه تلاش و فعالیت و بارور شدن استعدادها و نیروها و ایجاد ابتکار وجود دارد جلسه گذشته عرض کردم که وقتی انسان ازدواج میکند در او تلاش و همت ایجاد میشود که در کار برود و زحمت بکشد خود این جلب روزی میکند.@ شما مجرد که باشی به شما بگویند صبح سر کار برو ولی وقتی شخص متأهل هست صبح جمعه هم سر کار هست بعدازظهر سر کار هست حاضر است دو شیفت کار بکند زحمت میکشد این خودش خیلی تأثیر دارد.@ شما در مدرسه شبانه که بروید من آن موقع شاید 10 ـ 12 سال پیش به خاطر اینکه روزها درسهای حوزه میخواندم درس رسمیام درس حوزه بود مجبور بودم دوران دبیرستان را شبانه بروم بخوانم وقتی میرفتم کوچکترینشان من بودم که 16 ـ 17 سالم بود بعد میدیدم که مردهای 40 ساله 50 ساله همه آمدند شبانه درس میخوانند، چرا آمدند ضرورتی داشت؟@ برای اینکه میدانستند این درس را که بخوانند و تبدیل کنند به یک مدرک تحصیلی حقوقشان بالاتر میرود با سیکل یک حقوق میدادند با دیپلم یک حقوق میدادند خیلی از افراد هستند الان شما دانشگاه آزاد را نگاه کنید خیلیها هستند که مدرک تحصیلی برایشان اهمیت دارد.@ خود این جدای از اثر اجتماعی خوبی که دارد این هست که وسعت روزی برای انسان میاورد انسان تلاش میکند تا روزیاش زیاد بشود سطح علمی و شغلیاش بالا ببرد حقوقش بالا برود البته اگر شهریه دانشگاه آزاد بگذارد امیدی هست که یک وسعت روزی پیدا بکند اما دانشگاههای دیگر کمک میکنند.@ نکته چهارم این هست که ازدواج دوری از گناه میاورد و تقوا و عفت نفس و سلامت نفس میاورد در تقوا خدا چند اثر زیاد در قرآن ذکر کرده یکی از اثرات تقوا برکت اقتصادی هست(وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ) هر کس تقوای الهی را پیشه کند خداوند برای او مخرج قرار میدهد مخرج یعنی محل خروج، از مشکلات او را نجات میدهد در تقوا این هست و از جایی که گمان نمیکند خدا روزیاش را میرساند.@ حالا این روزی هم روزی معنوی هست و هم روزی مادی هست این مخصوص اهل تقوا هست آیه دیگر هست میفرماید(وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ) اینها دیگر کلام الهی است در سوره اعراف آیه 96 میفرماید اگر مردم دنیا ایمان بیاورند و تقوا پیشه کنند ما برکات را از آسمان و زمین برای اینها نازل خواهیم کرد.@ یعنی تقوا برکت اقتصادی میاورد شما مملکت باتقوای ایران را نگاه کنید برخلاف تصور همه کارشناسان اقتصادی دنیا و همه ابرقدرتها یک معجزه اقتصادی اتفاق افتاده در مملکت ما، مملکتی که اقتصادش تکمحصولی هست و با این همه توطئه روبهرو هست با جنگ روبهرویشان میکند.@ جنگی که هزار میلیارد دلار هزینه برایش دربر داشته ولی این در طول جنگ یک ریال هم، بیسابقه است مطالعه کنید مسائل اقتصادی جنگ را انسان متوجه میشود که نقش تقوا چقدر اهمیت دارد که این کشور بتواند هشت سال جنگ بکند پیروز از جنگ بیرون بیاید در طول جنگ برخلاف همه جنگهای دنیا سازندگی داشته باشد.@ یعنی شما تاریخ جنگها را بخوانید هر جا جنگ شده سازندگی متوقف شده و بودجهها صرف جنگ شده ولی در مملکت ما در هشت سال اینطور نبود سازندگی بود جاده ساختند گاز کشیدند صنعت پیشرفت کرد صنایع دیگر پیشرفت کرد خیلی رشد کرد.@ این برای تقوا هست که کشوری هشت سال بجنگد با آن اقتصاد خراب بعد محتاج به وام خارجی نشود از اصول خودش پایین نیاید نه تنها این، بلکه بتواند سازندگی هم در کشورش در حد وسیعی داشته باشد.@ در طول جنگ در بعضی از قسمتهای خدمات عمرانی کارهایی شد که در طول 50 سال رژیم شاه اصلاً انجام نشده همین هفت هشت سال جنگ کارهایی کردند در این مملکت که در طول 50 سال حکومت پهلوی با اینکه جنگی هم نبود نکردند این اثرات را نداشته این دلائلی که عرض کردم تمام باعث میشود که انسان وقتی به سمت ازدواج میرود به دلائل مختلف جلب روزی و وسعت برایش بشود.@ امام صادق(ع) میفرماید(الرِّزقُ مَعَ النِّساءِ وَ العِیال) رزق و روزی با زنها و عیال هست این مبارک بودن زن را هم میرساند که با خودش روزیاش و وسعت روزی را میاورد جدای از برکات دیگری که دارد.@ نکته مهمی که هست اینکه خداوند وعده روزی در ازدواج کرده با توجه به توضیحاتی که دادم باید معلوم بشود که این وعده روزی دلیل نمیشود که ما دست از کار و تلاشمان برداریم و در زندگی تنبلی را پیش بگیری باید تلاش کرد.@ شما ببینید حتی روز جمعه که روز تعطیلی هست خداوند میفرماید جمعهها هم بروید کار بکنید(إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى‏ ذِكْرِ اللَّهِ وَ ذَرُوا الْبَيْعَ) موقعی که روز جمعه ندای نماز جمعه داده میشود خرید و فروش و کار و کسب را رها کنید بروید دنبال نماز جمعه(وَ ذَرُوا الْبَيْعَ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ) این برای شما خیلی بهتر است اگر بدانید.@ اما(فَإِذا قُضِيَتِ الصَّلاةُ) اما وقتی نماز تمام شد (فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيراً لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ) اگر نماز تمام شد روی زمین پخش شوید و دنبال روزی باشید بعدازظهر جمعه هم که خیلیها تعطیل اعلام میکنند در فرهنگ اسلامی تعطیلی نیست کار و تلاش و کوشش هست این خیلی مهم است.@ از نبی اکرم(ص) هست(إتَّخِذُوا الأهل فَإنَّهُ أرزَقُ لَکُم) دنبال خانواده باشید تشکیل خانواده بدهید برای شما روزیرسانندهتر هست پرروزیتر هست اگر دنبال روزی هستید(إلتَمِسُوا الرِّزقَ بِالنِّکاح) (إلتمسوا) یعنی التماس بکنید یعنی خواستن و درخواست کردن، درخواست بکنید رزق و روزی را با ازدواج، این هم در مورد رشد اقتصادی و افزایش روزی.@ آخرین فایده فردی سلامت جسمی هست ارضای به موقع و صحیح غریزه جنسی نقش زیادی در سلامت روحی و جسمی انسان دارد غریزه جنسی یک امر طبیعی هست که باید با آن یک بخورد منطقی کرد و اگر این برخورد درست صورت نگیرد منشأ خیلی از فسادها میشود کما اینکه در جوامع غربی و حتی منحرف ما داریم میبینیم که به چه روزی افتادند.@ غریزه جنسی از چند جهت ارضاء صحیحش که با ازدواج صورت میگیرد در سلامت انسان تأثیر دارد یکی اینکه آرامش روحی که برای انسان میاورد غریزه جنسی فشار زیادی دارد و اگر درست ارضاء نشود مشکلات روحی زیادی برای انسان درست میکند و اگر با ازدواج درست ارضاء بشود این مشکل روحی حل میشود.@ خود حل مشکل روحی کمک میکند به حل فشارهای جسمی و بیماریهای جسمی، ما داریم که بعضی از پزشکان میگویند اگر کسی دیر ازدواج بکند و تحت این فشار قرار بگیرد مفاصل بدنش درد میگیرد.@ یکی از دلائل درد مفصل در مجردها را همین عدم ازدواج ذکر کردند یا بیماریهای دیگر را که این غریزه جنسی ارضا نمیشود ارضا نشدنش یا فشار و تحملی که انسان میخواهد بکند همین منشأ خیلی از مضرات جسمی میشود حالا روحی بماند، جسمی هم خیلی مضرات بدی دارد.@ نکته دوم این هست که خود پدیده دفع غریزه جنسی در دفع بیماریهای جسمی هم تأثیر دارد جدای از اینکه مشکل روح هست و به واسطه اینکه آرامش روحی در جسم میدهد تأثیر میگذارد یک مسأله و اینکه خود دفع غریزه کمک میکند که بعضی از بیماریهای جسمی به سراغ انسان نیاید حتی در دفع درد هم کمک میکند.@ گاهی وقتها که شخص متأهل بدن درد دارد یک دردی در بدنش هست با یک آمیزش میتواند آن درد را کامل از خودش دفع بکند تحقیقات پزشکی نشان داده که طول عمر و سلامت عمومی افراد متأهل بیشتر از افراد مجرد هست.@ نکته سوم این هست که ازدواج برای اینکه انسان را به طریقه صحیح ارضاء غریزه جنسی وادار میکند از طرف دیگر مانع از ارضاء غریزه از طرقهای نامشروع و نادرست میشود در طریقههای دیگر تمامش ضرر هست در همه بدون استثناء.@ مشکلاتش را ما داریم میبینیم دین مقدس اسلام فقط ارضاء غریزه را از یک طریق جائز دانسته آن هم ازدواج، هیچ راه دیگری برای ارضاء غریزه جنسی وجود ندارد حالا یا ازدواج دائم یا ازدواج موقت اما به هر حال فقط از طریق ازدواج باید صورت بگیرد.@ همه راهها را هم بسته و هرگز اجازه نداده جوامع که به این توجه نداشتند امتحان کردند و بد دیدند زنا را رواج دادند بیماری سوزاک، سیبلیس، و انواع بیماریها، همجنسبازی را اسلام منع کرد شما دیدید که از آن ایدز درآمد و این مشکلاتی که الان از همجنسبازی دارد در میاید.@ خیلی از بیماریهای مقاربتی داریم که مال این هست که از طریق صحیح افراد عمل نمیکنند همین که ازدواج انسان را از آن طرق بینیاز میکند خودش از خیلی از خطرات و بیماریهای جسمی انسان را مصون میدارد البته برای بعضیها این فایده دارد آنهایی که ارادهشان ضعیف است هستند کسانی که اراده ضعیفی دارند و نمیتوانند غلبه کنند.@ قرآن میفرماید آنهایی که فعلاً برای یک مدتی توان ازدواج ندارند باید عفت پیشه کنند و دستورالعملهایی هم داده شده که مثلاً روزه بگیرند غذایشان را کنترل بکنند و امروز اضافه شده که ورزش بکنند تا زمانی که موعد ازدواجشان برسد.@ اما هستند کسانی که یک همچین ارادهای ندارند و اگر هم ازدواج نمیکنند به سمت راهها غیرمشروع ارضاء غریزه جنسی میروند یا استمناء میکنند خودارضایی که منشأ خیلی از فسادهای جسمی هست بیماریهای زیادی برای انسان میاورد.@ من دیدم مبتلاهای به خودارضایی را خیلی وضع بدی دارند تا مرحله جنون هم انسان را میبرد و تا مرگ میکشاند اگر ادامه پیدا بکند و طرق دیگر که هر کدام ضررهای خاص خودش را دارد.@ یکی از فوائد اجتماعی ازدواج این هست که خود انسان موجود اجتماعی میشود یعنی در ازدواج یک پختگی و اجتماعی شدن وجود دارد تا انسان وارد خانواده نشود درک درستی از زندگی اجتماعی ندارد ناپخته و ناشی عمل میکند.@ اما وقتی که ازدواج میکند هم زندگی اجتماعی را خوب میشناسد هم با مردم آشنا میشود با زندگی مردم و درک صحیحی دارد درک صحیحی هم از والدین خودش پیدا میکند یعنی میفهمد که والدین چگونه عمل کردند تا این این شده یک د ختر دختر شده یک پسر پسر شده زحمت میکشیدند تا مجرد هست تا زمانی که زحمات نیست معمولاً گردن پدر و مادر هست.@ همه کارهایش را آنها کردند خیلی درک درستی از زحمات پدر و مادر نمیکند قدر پدر و مادر را نمیداند و قدر تلاشهایی که مردم میکنند ولی وقتی ازدواج میکند این پختگی در او به دست میاید افرادی که ازدواج نمیکنند خام هستند ولو سنشان زیاد باشد ولو از نظر علمی زیاد باشند.@ مرحوم مطهری(ره) در میان بزرگان دینی چندتا از آیت اللهها را ذکر میکند که اینها آیت الله و مجتهد بودند در مراحل عالی اما همین که ازدواج نکرده بودند از آنها گاهی وقتها رفتارهای مجردی و ناپخته و خامی با اینکه مقام علمی زیادی داشتند سر میزد این برای این هست که ازدواج نفسش یک نوع پختگی برای انسان میاورد.@ هر یک از احکام دینی همین خصوصیت را دارند که هر کدامشان یک بُعدی از انسان را کامل میکنند و ازدواج هم هیچی جایش را نمیگیرد و باید به هر حال با خود ازدواج پر بشود در بعد از ازدواج انسان چون درک دقیق و صحیحی از زندگی مردم و زندگی اجتماعی دارد ارتباطش هم با مردم بهتر میشود.@ یعنی راحتتر میتواند با دیگران ارتباط برقرار بکند در دوره مجردی کمظرفیتی، خشونت، بیحوصلگی هست تحمل ندارد با مردم زیاد حرف بزند بخصوص با بزرگترها، بزرگترها را کمتر میتواند تحمل بکند اما وقتی که ازدواج میکند این تحمل و پختگی و حوصله در او ایجاد میشود و میتواند با مردم و سایرین ارتباط خیلی بهتری پیدا بکند.@ نکته بعد این هست که در ازدواج انسان آداب و سنن ملی را و سنن اجتماعی را بیشتر درک میکند و بیشتر به آنها پایبند میشود انسان آیندهنگر و برنامهریز میشود این پختگی را که گفتم توضیح بدهم ما یک قانون همهجانبه داریم که در کل نظام خلقت هست.@ قرآن این را بیان کرده(وَ مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ) از هر چیزی ما زوج آفریدیم یا میفرماید(سُبْحانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْواجَ كُلَّها) قانونی را قرآن مطرح کرد به نام قانون زوجیت که این قانون عمومی هست اما از نظر علوم تجربی تقریباً در قرن اواسط هجدهم مسأله زوجیت در گیاهان کشف شد که فهمیدند علاوه بر حیوانات و انسانها که در آنها نر و ماده هست در گیاهان هم هست و در قرن نوزدهم هم مسأله زوجیت در اجسام را پیدا کردند.@ اتم و قطبهای مثبت و منفی که در ذرات ریز هست کشف شد ولی قرآن همان موقع این مسأله را به عنوان یک مسأله عمومی ذکر کرد فرمود(کل شیء) زوج هستند یعنی ما از هر چیزی زوج آفریدیم(وَ مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ) از هر چیزی ما زوج آفریدیم.@ دیگر وقتی مطالعه میکنیم میبینیم که در زوجیت هست که تکامل هست یعنی قطب مثبت و منفی یا در گیاهان، حیوانات، انسانها همین است یعنی این مثبت و منفی نر و ماده باید به هم نزدیک بشوند تا از آنها یک نتیجه بهتر ایجاد بشود.@ حالا ما میخواهیم یکذره بحث قویتر را مطرح بکنیم و بیشتر وارد مباحث انسانیاش بشویم خداوند در طبیعت در جهان خلقتش چند جور ظهور کرده یکی ظهور به زیبایی کرده مظاهرش مظاهر جمال الهی هست یعنی مظاهری که بیشتر زیباییها و لطافتها را نشان میدهد.@ شما گُل، آب، سبزه، دریا، زیبایی که شما در طبیعت میبینید اینها مظاهر جمال و زیبایی الهی هستند که خداوند اینها را خلق کرده و یکسری هم مظاهر جلال الهی هستند عظمت و جبروت الهی هستند صحنههای خشنی که ما در طبیعت میبینیم یا جلوههای بزرگ و عظیمی که در خلقت میبینیم اینها جزء مظاهر جلال الهی هستند.@ بعد خداوند کاری کرده که مظاهر جلال همیشه به مظاهر جمال احتیاج دارند و مظاهر جمال هم به مظاهر جلال احتیاج دارند و اصلاً این تلفیق جمال و جلال هست که ایجاد میشود که میتواند منشأ رشد باشد.@ لذا در طبیعت هم خداوند این را با هم توأم خلق کرده گُل را به نرمی و زیبایی خلق کرده با بوی خوشش، این مظهر جمال الهی است اما کنار آن گُل خار هست به عنوان خشونت و مظهر مقاومت، در حیوانات شیر و پلنگ را نگاه کنید که چقدر زیباست چشمان زیبایی دارد پوست خوبی دارد بعد میبینید که پلنگ در میان حیوانات مظهر خشونت و غضب هست.@ گاهی وقتها داریم که پلنگ موقع حمله آنقدر عصبی میشود که خودش میمیرد یعنی تحمل نمیکند آنقدر این غضبش به او فشار میاورد که میمیرد اینها با هم هستند هم زیبایی هست و هم قدرت و مظاهر جلال الهی هست در مرد هم همینطور هست.@ مرد به عنوان مظهر عقل و مظهر جلال الهی هست مرد هیبتش، صدای کلفت، ریش، سبیل، قیافه آنطوری، بدن پشمالو قرار داده این مظهر جلال الهی است در زن میبینید که صدای لطیف، لطافت و ظرافت قرار داده در مرد غلبه را به عقل داده ولی در زن غلبه را به عاطفه داده و زن مظهر عاطفه و زیبایی خداوند هست اما مرد مظهر عقل و مظهر جلال هست.@ در همه نظام خلقت این دو مظاهر به همدیگر کشش دارند این کشش هم هست یعنی زنها به مردها کشش دارند و مردها به زنها کشش دارند یعنی خلاف طبع و فطرت هست که به یک مردی بگویی تو برو با رفیقت یا با آقا پسر ازدواج کن مرد نمیتواند با مرد ازدواج کند.@ حالا نه اینکه از نظر مکانیزم عمل درست نیست و منجر به هیچی نخواهد شد چه زن با زن و چه مرد با مرد و کلاً همجنسبازی از نظر اسلام و ازدواج همجنسها با هم ممنوع است اما خلاف طبع هم هست در همه جای دنیا این مسأله هست یعنی زن به طور طبیعی گرایش به مرد دارد.@ ترجیح نمیدهد که با هیچ کس دیگر جز با مرد، مرد را میطلبد که ازدواج کند زن هم همینطور مرد هم همینطور به موقع خودش وقتی زمان ازدواج برسد زن میطلبد هیچ چیز دیگر نمیتواند او را آرام بکند در مرد وجود جنبههای جلالی و عقلی هست یک چیز باید او را تکمیل بکند عاطفه باید به او اضافه بشود.@ لذا مرد نمیتواند بدون زن باشد خیلی به او سخت میگذرد ولی زن که هست چنان به مرد قدرت و آرامش میدهد که حد ندارد زن چون خودش مظهر عاطفه هست و این را خودش دارد این نقصش در ظاهر قدرت و جلال هست که وقتی با هم تلفیق میشوند هر دو آرامش پیدا میکنند.@ مرد را هیچ چیز نمیتواند آرامش بکند جز همان مظاهر لطیف و عاطفی، و زن را هم چیزی آرامش نمیکند جز همان مظاهر عقلی و مظاهر جلال الهی، لذا امام صادق(ع) قانون زوجیت را اینطوری بیان میکند(لِکُلِّ شَیءٍ شَیءٌ یَستَریحُ إلَیه) هر چیزی برایش چیزی هست که در کنار آن چیز آرامش پیدا میکند و چیز دیگری نمیتواند آن را آرام بکند.@ لذا در این ازدواج نر و ماده، مظاهر جلال و جمال هست که آرامش و رشد و سکون و تکامل ایجاد میشود که وقتی میگویم ازدواج میشود در انسان پختگی و تکامل ایجاد میشود زن و مرد کاملکننده هم هستند و مکمل همدیگر هستند.@ تعبیر قشنگی قرآن دارد میفرماید(هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ) زنها لباس هستند برای شما و شما لباس هستید برای زن، یعنی زن بدون شوهر احساس کمبود و عریانی میکند و مرد هم بدون زن احساس کمبود و عریانی میکند عریانی به معنای عریانی باطنی هست تعبیر لباس مصادیق زیباتر و قشنگتری دارد که به جای خودش در مورد لباس صحبت خواهیم کرد.@ فایده دیگر اجتماعی سلامت و امنیت اجتماع هست به وسیله ازدواج، ازدواج از جهات مختلفی در سلامت و امنیت جامعه مؤثر هست من بحث امنیت را جدا کردم و بحث سلامت را هم جدا کردم در بحث امنیت چند دلیل ذکر کردند یکی اینکه ازدواج شخص را به عنوان یک عنصر تلاشگر و فعال وادار به کار و تلاش میکند.@ وقتی وادار به کار و تلاش بکند وقتش پر میشود اشتغالزایی میشود و دیگر سراغ جرم و جنایت و کارهای زشت اصلاً فرصت نمیکند برود اگر هم اراده بکند به سراغ این چیزها برود کمتر است اصلاً خود همین اشتغالزایی و تلاشی که شخص برای روزی زن و بچهاش و پیشرفت خانوادهاش و ارتقاء سطح رفاه خانواده میکند.@ خود این انسان را از گرایش به کارهای زشت و بد و جرمها و جنایتها دور میکند حتی رسم هست خانوادههایی که جوانهای شرور دارند پسرشان 18 ـ 19 سالش است شرور هست هر وقت بیرون میرود دعوا و دردسر درست میکند برای اینکه آرامش کنند زنش میدهند این فرهنگ فرهنگ غلطی است.@ دختر را پدر و مادر میخواهند از شرش راحت شوند دختر وبال گردنشان هست 16 سال 17 سال 18 سال اینها منشأ خیلی از مشکلات میشود میگویند این را باید شوهر بدهیم از شرش راحت بشویم بعضی وقتها وقتی کار به اختلاف میکشد میاید اینجا به مادرش میگویم تو چرا این را شوهر دادی به این فاصله؟ یا به این شخص چرا شوهر دادی؟@ این شخص فاجر و فاسقی هست برای چه به این شوهر دادی که دختر را بدبخت کند؟ میگوید از دستش زِله شده بودم نمیتوانستم تحملش کنم گفتم چیزی را که خودت نمیتوانی تحمل بکنی چرا انداختی وبال گردن یک نفر دیگر، شما خودت که مادر هستی و باید معدن عاطفه باشی بچه خودت را نمیتوانی تحمل بکنی این جوان بیچاره چکار کرده که به او قالب کردی که انواع دردسرها را درست بکند.@ آن هم آدم فاسق، حالا اگر آدم خوبی باشد دردسر برای او درست میکند اگر آدم فاسقی باشد که دختر را تلف میکند بعضی وقتها برای پسر هم همینطور است میخواهند از دست پسر راحت بشوند اذیتشان میکند زود پدر و مادر یک نقشه میریزند و یک تخته فرش میخرند و میگویند وقت زن گرفتنت هست بیچاره را گول میزنند و سراغ ازدواج میفرستند.@ ولی جدای از این دوتا نکته منفی که نباید به خاطر اینکه ما زودتر از شر اینها خلاص بشویم بیموقع و بیجا و به نحو غیرصحیح ازدواج بچههایمان را فراهم کنیم اما یک نکته هست واقعاً این تأثیر را دارد که اگر یک بچهای شرور و شلوغ باشد برایش ازدواج صحیحی انسان ایجاد بکند و شرائط صحیح ازدواج را ایجاد بکند تا حدود زیادی آرامش پیدا خواهد کرد و دفع میشود.@ نکته دوم که در کاهش جرائم مؤثر هست این هست که انسان وقتی ازدواج میکند غریزه جنسی خودش را به طریقه صحیحی ارضا میکند انسان اشباع میشود نیازی به ارضاء از طریق دیگر ندارد.@ دیگر خیلی از چشمچرانیها، مزاحمتها برای نوامیس مردم و مسائل اینچنینی که در اجتماع هست وجود ندارد کم میشود درصد زیادش پایین میاید اینکه مزاحمت برای دختران مردم و نوامیس مردم ایجاد میشود و خدای نکرده اقدام به اعمال خلاف عفت میشود اینها غالباً مال کسانی هست که ارضاء صحیحی در خانواده نمیشوند یا اصلاً خانواده ندارند یا اگر دارند ارضاء صحیحی نمیشوند.@ شخص متأهل وقتی متأهل میشود با نوامیس مردم طوری رفتار میکند که دوست دارد با ناموسش رفتار بکنند لذا حرمت نوامیس مردم را دارد شما نگاه کنید در اجتماع ما چقدر این مسأله ارزش هست.@ مثلاً یک جایی اتوبوس هست اگر مشترک باشد که قدیمها بود میبینید زن که وارد میشود مردها بلند میشوند حرمت جنس زن و مؤنث را دارند بلند میشوند زنها مینشینند زن در جامعه ما احترام دارد بیشترین احترام و ارزش را زن در جامعه ایران دارد شما از این جامعه خارج بشوید بروید ببینید که چقدر زنها بیارزش هستند در جوامع دیگر.@ این حرمت نگه داشتن آنقدر هست که مثلاً یک نفر خودش ممکن است اصلاً آلوده به گناهان دیگر باشد اما یک نفر مزاحم ناموس مردم بشود یک زن مسلمان به محض اینکه فریاد دادخواهی بزند که فلان کس مزاحم من شد میبینید که مردم خیلی تعهد دارند نسبت به این مسأله.@ حرمت خانواده و احترام ناموس را میدانند چه هست اصلاً اجازه نمیدهند که کسی بخواهد چپ به ناموس مردم نگاه بکند الان هم اگر کسی بخواهد این کار را بکند باید خیلی دور از انظار عمومی این کار را بکند و الا جرأت اینکه بخواهد در انظار عمومی این کار را بکند نیست این حرمتی هست که افراد دارند و برای جامعه ما جا افتاده.@ چند ماه پیش در روزنامه خواندم که یک زن 30 ـ 35 ساله بردند جلوی پلیس و مردم هم بودند در خیابان او را میگیرند میبرند پارک کنار چهارراه به او تجاوز میکنند هیچ کس هیچی نمیگوید نه پلیس نه بقیه دخالت نمیکنند اصلاً کاری ندارند این وضعیت زن هست در جوامع دیگر.@ انسان وقتی متأهل میشود در فرهنگ خودمان خیلی حرمت نوامیس دیگر را رعایت میکند این خیلی مهم است از جهت کاهش جرائم، مثلاً شما زنها را نگاه کنید یک جا هست که زن وجود دارد شلوغ هست مردها هجوم آوردند بقیه رعایت میکنند میگویند این خانم را راه بیاندازید برود خودشان کمک میکنند که زنها معطل و اذیت نشوند مردها این غیرت و نجابت را دارند.@ در مجردها هست به خاطر فرهنگ اسلامی، در متأهلها خیلی بیشتر هست که میداند اگر زن خودش میخواست بیرون بیاید و معطل بشود چقدر دردسر دارد بعد کنترل میکند و کمک میکند که مشکل این خانم حل بشود این خیلی اهمیت دارد.@ یک زنی زیباییاش جلب توجه میکند همین که انسان چشمش میافتد که این بچه بغلش هست بچه بغلش است یعنی این ناموس کسی هست میبینی که جلوی خودش را کامل نگه میدارد از همه جهت کنترل میکند این هم یک مورد در کاهش جرائم.@ نکته سوم این هست که خانواده هم محدودیت دارد و هم وابستگی، خانواده محدودیتهایی را ایجاد میکند برای جوانها، یعنی خانوادههایی که درست هستند و محیطشان محیط مناسبی هست نسبت به همدیگر محدودیت ایجاد میکند.@ زن مرد را کنترل میکند مرد زن را کنترل میکند تا سراغ جرم نروند تا مرد سراغ یک شغل باطل میرود زن دادش در میاید تا زن میخواهد بدحجاب و ناجور بیرون برود یا یک کاری بکند که خلاف عفت هست دوبههمزنی و دعوا بکند میبینی که مرد کنترل میکند و نمیگذارد هم محدودیت هست به معنای کنترل و هم وابستگی هست به معنای وجود عاطفه.@ یعنی وقتی که انسان وابسته خانواده هست زن و بچهاش را دوست دارد سراغ دردسر و جرم نمیرود نمیخواهد از زن و بچهاش جدا بشود میداند که اگر برود جرم بکند باید از اینها جدا بشود دردسر تحمل بکند هم خانواده به دردسر میافتند چه زنهای خوبی بودند که شوهرشان را از اعتیاد و کارهای خلاف نجات دادند.@ همین بچهها بودند که پدر و مادرشان را کمک کردند پدرش را نگذاشته برود دنبال کارهای فساد، دختر میبینی نجات داده پسر میبینی پدرش را نجات داده این اهمیت خانواده هست که جرم را کم میکند.@ در مورد اینکه اگر ازدواج صورت نگیرد مفاسد زیادی به بار میاید رسول اکرم(ص) میفرماید(مَن خَطَبَ إلَیکُم فَرَضیتُم دینَهُ وَ أمانَتَهُ فَزَّوِجُوهُ إلاّ تَفعَلُوه تَکُن فِتنَۀٌ فِی الأرضِ وَ فَسادٌ کَبیر) هر کس که به خواستگاری آمد برای دختر شما دینش را دیدید که دین درستی دارد، اولین شرطی که پیغمبر میگذارد سلامت دین است چون سلامت دین نشانه این هست که شخص حیات انسانی دارد.@ میفرماید دخترانتان را بدهید به جوانها و مردان باتقوا چون اگر از دختر شما خوششان آمد دختر شما خوشبخت میشود اما اگر خوششان نیامد حداقل ظلم به دختر شما نمیکند تقوا این اثر را دارد که جلوی ظلم و خودخواهی و کارهای بد و تنبیهات و کتکزدنها و فحاشی کردنها، بیحرمتیها را میگیرد.@ لذا میفرماید(فَرَضیتُم دینَهُ وَ أمانَتَهُ) امانتداری و درستکاریاش را دیدید که آدم سالمی هست(فَزَّوِجُوه) دختر به او بدهید(إلاّ تَفعَلُوه) اگر این کار را نکنید(تَکُن فِتنَۀٌ فِی الأرضِ وَ فَسادٌ کَبیر).@ اگر قرار باشد ازدواج آسان انجام نگیرد روی زمین فتنه و فساد کبیر همان وضعی که در اجتماع غربی داریم میبینیم که مثلاً بیش از 50% تجاوزات جنسی که در خارج صورت میگیرد توسط برادرها و پدرها هستند به دخترها و خواهرانشان.@ اینطوری میشود مسائل جنسی آنقدر شیوع پیدا میکند که حتی پدر به دخترش تجاوز میکند برادر به خواهر خودش تجاور میکند پسر به مادر خودش تجاوز میکند این یک مسأله عادی و شایع در غرب هست در مدارس، دیگر شما نگاه کنید در کنار مدارسشان مراکز سقط جنین درست میکنند این یعنی چی.@ در دانشگاهشان، رقمهای میلیونی تجاوز و مزاحمتهای جنسی و آزارهای جنسی را انسان وقتی آنجا میخواند خیلی جای تعجب دارد این فساد و فتنه کبیری که پیغمبر میفرماید این هست این به خاطر این هست که آنجا ریشه خانواده را متزلزل کردند در آن جوامع، خانواده گرم نیست ریشهاش متزلزل هست هر کس برای خودش روی هواست.@ زن یک شوهر رسمی دارد اما صد جای دیگر هم آبروریزی راه میاندازد مرد هم همینطور، یک چیز رسمی هست طوری که در جوامع غربی الان اینطوری هست که دختری را که بخواهی با او ازدواج بکنی که قبل از ازدواج حتماً یکی دو بار سقط جنین کرده.@ و اصلاً طوری شده که اگر دختری سقط جنین نکرده میگویند تو خیلی اُمل بودی شاید خودشان هم نخواهند میگویند دختری که نتوانسته برای خودش در 16 ـ 17 سالگی یا کمترش یک رفیق دست و پا کند این به درد نمیخورد.@ این نکته را که عرض کردم از نظر جرمشناسی ازدواج نقش خیلی زیادی دارد در کنترل جرائم اجتماعی، نه فقط مسائل جنسی، در کل جرائم اجتماعی نقش زیادی دارد طبق آماری که وجود دارد اکثر بزهکاریها و جرائم مختلف حتی در کشور خودمان هم همینطور هست که از ناحیه افراد مجرد صورت میگیرد.@ افرادی که ازدواج نکردند اینجا مفهوم این چند حدیث را ما بیشتر میفهمیم(أکثَرُ أهلِ النّار العُزّاب) بیشتر اهل جهنم عَزبها هستند و اینکه زمین عزب را لعنت میکند ببینید چقدر مفاهیم در روایات جالب هست پشتش چه حکمتهایی خوابیده، این در مورد جرائم.@ در مورد سلامت اجتماعی هم چندتا خاصیت ازدواج دارد یکی اینکه زمینه پیدایش صلهارحام و دیدوبازدیدها هست که جامعه را این دیدوبازدیدها و صلهارحام و ارتباط خانوادهها و قبیلهها و قومها و فامیلها زیاد میشود و ایجاد همدلی و وحدت، کمک کردن به همدیگر، به داد هم رسیدن هست.@ خیلی وقتها طرف میگوید از مادرزنم در فلان مشکل کمک گرفتم از خواهرخانمم کمک گرفتم از باجناقم کمک گرفتم از پدرزنم کمک گرفتم میبینی که اصلاً مقدار زیادی از مشکلات خودش را از طریق خانواده همسر حل کرده.@ یا زن میگوید من از جاریام کمک گرفتم از پدرشوهرم از مادرشوهرم کمک گرفتم به همدیگر کمک میکنند دو فامیل که با هم آشنا میشوند به واسطهای، به واسطه یک ازدواج دو گروه از فامیل که تا به حال غریبه بودند همه به کمک همدیگر میایند این در سلامت اجتماع تأثیر دارد.@ نکته بعد این هست که در ازدواجها در جامعه خودمان هست که وقتی ازدواج صورت میگیرد فرهنگ اسلامی گسترش پیدا میکند مثلاً میبینی که یک خانواده هست با یک سطح فرهنگی تبادل فرهنگ میشود و گفتگو و تربیت و سینهبه سینه برای همدیگر مسائلی را نقل کردند و یک موقعی دین احیا میشود.@ یک داماد در خانهای میرود میبینی که خانواده دختر را متحول میکند یا یک عروس در خانهای میرود میبینی که خانواده داماد را متحول میکند و تأثیرات زیادی خواهد گذاشت و نکته آخر این هست که علاوه بر اینکه فرهنگ اسلامی گسترش پیدا میکند و این خودش منشأ ثوابهای زیادی میشود فرهنگ ملی را هم گسترش میدهد و تحکیم میکند و استمرار میدهد.@ ما خیلی از فرهنگهایی که از قدیم داشتیم فرهنگ خوبی بوده داشتیم این به واسطه ازدواج داغ نگه داشته شده همیشه روی بورس بوده مثل نوروز، نوروز یکی از رسمهای خوب مردم ایران هست هم صلهارحام هست هم آشتیکنان هست هم شادی هست انسان روحش در آن ایام آرامش میگیرد.@ این مهمانیهایی که میروند از بچه بگیر تا پیرمرد همه از نوروز استفاده میکنند نظافت و پاکیزگی هست این به هر حال یک تجدید زندگی هست یک تنوعی هست که به زندگی میدهد این فرهنگها به وسیله ازدواج هست که محکم میماند و ترویج پیدا میکند این هم در مورد سلامت اجتماعی.@ مطلب آخر در مورد فوائد معنوی اجتماعی تکثیر و حفظ نسل هست که این نکته بحث جالبی دارد چون ریشههای زیادی دارد این فایده ازدواج ارتباط مستقیم با هدف خلقت انسان دارد یعنی حفظ و تکثیر نسل.@ چون خداوند تبارک و تعالی انسان را به عنوان اشرف مخلوقات خلق کرده و برای تکامل خلق کرده و برای رساندن به هدف خاصی انسان را خلق کرده و اینطور اراده کرده که نسل انسان تا قیامت هم باقی بماند ولی از آنجا که هم تولیدمثل یعنی بچهدار شدن، تکثیر، حفظ و تربیت نسل کار سختی هست.@ آمد در درون انسان چیزهایی قرار داد که آن چیزها این کار را راحت بکند یعنی اینکه شخص بچهدار بشود و بچه را با تمام دردسرهایش بزرگ بکند و نسل انسان استمرار پیدا بکند کار سختی هست همه کسی به آن تن نمیدهند.@ لذا برای اینکه این کار را انجام بدهد خداوند تبارک و تعالی و این هدف تأمین بشود آمد چند چیز در درون انسان قرار داد تا این هدف تأمین بشود یکی اینکه آمد غریزه و میل جنسی را در انسان قرار داد دوم اینکه گرایش به جنس مخالف را قرار داد.@ چون غریزه جنسی فقط کافی نیست برای بچهدار شدن، خیلیها غریزه جنسیشان را از طریق غیر ازدواج ارضا میکنند، اما آمد هم غریزه جنسی قرار داد و هم میل به جنس مخالف را در بشر قرار داد حالا اینها مقدمه میشود برای چه هدف بزرگی.@ بعد از اینکه این کار را کرد در اثر این غریزه جنسی و میل به جنس مخالف نزدیک شدن، ازدواج و بچهدار شدن ایجاد میشود بعد غیر از این آمد میل فطری قرار داد نسبت به بچه در درون انسان، یعنی انسان تا بچهدار میشود چه پدر چه مادر میبینی که جوان 18 سالش هست وقتی نگاه میکنی از این بروزها ندارد.@ ولی وقتی پدر میشود میبینی که چه احساساتی در درون این جوان 18 ساله به عنوان یک پدر یا یک دختر 17 ـ 18 ساله به عنوان یک مادر خودبهخود با او این احساسات و این فطرت بچهدوستی و پدری ایجاد میشود.@ یعنی یک مهر و محبت فطری را نسبت به کودک ایجاد میکند به طوری که تا حد جانفشانی هم برای بچه پیش میرود این خیلی اهمیت دارد علاقهای که انسان برای بچه شدید قائل است ایجاد علاقه فوقالعاده شدید هست این سه نکته که در درون انسان قرار داد.@ مطلب چهارم این هست که بواسطه وجود فرزند در زندگی شور و امید و نشاط و شیرینی قرار داد اینقدر هست که اگر کسی همین بچهای که این همه دردسر دارد نداشته باشد میرود یک بچهای را از پرورشگاه میگیرد میاورد بزرگ میکند اینقدر اهمیت دارد این را هم در درون انسان قرار داد.@ این چهارتا را قرار داد که نسل انسان استمرار داشته باشد و حفظ بشود و تکثیر بشود غیر از اینها چند مورد را هم در احکام شرعی آمد قرار داد که خداوند تبارک و تعالی دو قبضهاش کرد مورد اول این هست که آمد تشویق و ترغیب به ازدواج کرد و ثواب زیادی برایش قائل شد.@ نکته دوم این هست که گفت اگر میخواهید ازدواج بکنید با زن عقیم و مرد عقیم ازدواج نکنید حالا ما فعلاً در مرد دختر بحث را کنار میگذاریم ولی در مورد زنهایی که شوهر کردند یا مردهایی که سابقهدار بودند که ازدواج کردند و موفق نبودند بچهدار نشدند میفرماید اگر شناسی روی زن و مرد هست سمت زن و مرد عقیم نروید.@ امام باقر(ع) میفرماید زن نازیبایی که زایا باشد برای من از زن زیبایی که نازا باشد دوست داشتنیتر است مطلب بعد آمد برای بچهدار شدن ثواب قرار داد فرمود کسی که اقدام به بچهداری میکند دوران حمل برای مادر آمرزش گناهان هست برای پدر همینطور ثوابهایی دارد و حتی فرمود اگر مادری، زنی در حین بارداری بمیرد شهید از دنیا رفته این درجه شهدا را دارد.@ نکته چهارم آمد برای بزرگ کردن و محبت کردن به بچه هم ثواب زیادی قائل شد یکی اینکه فرمود بهشت زیر پای مادران هست تشویقی هست برای مادر که به وظیفه مادریاش اهمیت بدهد و این مسأله را جدی بگیرد برای بوسیدن بچه.@ ما داریم هر بوسهای که کسی بچهاش را میکند اجر زیادی خداوند میدهد هر بار که انسان فرزندش را میبوسد چقدر نکات دقیق و ظریف است بوسه انسان ارزش دارد وقتی بچهات را میبوسی یک حدیث زیبا هست میفرماید در بهشت خانهای هست به نام خانه شادی.@ حالا دقت کنید که خود بهشت خانه شادی هست یکسره شادی هست میگوید در این بهشتی که خودش خانه شادی هست یک خانه مخصوصی وجود دارد که به آن خانه شادی میگویند کسی داخل آن خانه نمیشود مگر کسی که بچهها را شاد کند.@ کار با بچه چقدر اهمیت دارد شاد کردن بچه و خوشحال کردن بچه چقدر ثواب دارد و چقدر لذتبخش هست که انسان بچه را شاد کند از طرف دیگر آمد برای مودتی که به فرزند داریم و سختیها و بیماریهایی که بچه میکشد و از نظر آن سختیها و بیماریها به پدر و مادر سختی میرسد اجر قرار داد فرمود گریه بچه برای پدر و مادر استغفار و تسبیح هست.@ ثواب مینویسند بچه وقتی گریه میکند گریه هم برای بچه تا حدودی مناسب هست لازم هست که بچه تا سنین نوزادی گریه بکند ولی میفرماید همین ناراحتی که پدر و مادر از گریه بچه میکشند میفرماید در آمرزش گناهان پدر و مادر هست این سیستم وقتی میاید انسان چقدر دلگرم هست به خانواده.@ نکته این هست که آمد فرزند را به عنوان باقیات الصالحات قرار داد فرمود شما هر کاری که میخواهید بکنید اگر به نتیجه نرسید میتوانید از طریق فرزندتان آن راه را ادامه بدهید در اسلام فرزند به عنوان شأن انسان مطرح شده یعنی خودتی در قالب بچه ادامه پیدا میکند.@ روح تو هست در قالب بچه ادامه پیدا میکند چه کارهای بد بکند و چه کارهای خوب مطمئن باش جزایش به تو خواهد رسید از جهت اینکه تربیت بد نکند پرهیز دادند انسان را میترساند که تربیت بد نکند.@ اما از این جهت که میداند کارهای خیر بچه به او میرسد این خیلی دلگرمی هست انسان بچه را درست تربیت بکند طوری که آدم مفیدی باشد هر خدمتی که یک فرد در جامعه میکند ثواب این علاوه که به خود او میرسد دو برابر میشود و یک برابرش هم به والدینی که این فرزند را ایجاد کردند میرسد.@ شما فکر نکنید این دعاهایی که رسم هست در جامعه وقتی یک نفر یک کاری میکند میگویند خدا پدر و مادرت را بیامرزد این ریشه مذهبی دارد و تأثیر هم دارد همین که بگویند خدا پدر و مادرت را بیامرزد تأثیر زیادی دارد و واقعاً برای آنها آمرزش و نجات هست در آن دنیا.@ به هر حال ما سه مورد باقیات الصالحات داریم یعنی چیزهایی که بعد از انسان پرونده عمل انسان بسته نمیشود و ادامه پیدا میکند یکی فرزند هست مورد آخر این هست که خداوند تبارک و تعالی قتل فرزند را ممنوع کرده(وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِيَّاكُمْ) شما بچهتان را به خاطر فقر نکُشید ما هم شما را روزی میدهیم هم فرزندانتان را.@ این قتل را هم ممنوع اعلام کرده این مطلب که بیان شد این نکته را بگویم در مورد کثرت بچه که خیلی اهمیت دارد این هست که چون خداوند از خلقت انسان هدف ویژهای در نظر گرفته مسأله تکثیر نسل با آن هدف خیلی رابطه خاصی دارد ولی باید ببینیم که تکثیر نسل فقط تأمینکننده آن حکمت نیست چون خداوند هر انسانی را دوست ندارد.@ قبلاً عرض کردم خداوند انسان را آفرید برایش کمالاتی فوق کمالات حیوانی قرار داد کتاب فرستاد وحی فرستاد به او عقل داد هدف خدا این بوده که انسانهای ویژهای در جهان رشد بکنند روی زمین انسانهایی با تربیتهای خاصی رشد بکنند.@ لذا فقط تکثیر نسل به درد نمیخورد تکثیر نسل و تربیت نسل با تربیت خاص به درد میخورد یعنی هر نسلی و هر انسانی از نظر خدا به درد نمیخورد که فقط تکثیر بشود نسلش حفظ بشود و استمرار پیدا کند، نه ممکن است خیلی از این نسلها استمرار پیدا کند و به درد هم نخورد.@ لذا حضرت نوح در قرآن داریم وقتی میبیند که در جامعه یک مسلمان نیست همه را نفرین میکند با عذاب(رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً) خدایا یک فرد هم از کافرین روی زمین نگذار چون به درد نمیخورند.@ زمینی که انسانها دارند رویش زندگی میکنند و کار حیوان را میکنند به جای اینکه کار انسان را بکنند و همان شعاع زندگیشان جزء شعاع زندگی حیوانات و بلکه پستتر از حیوانات دارند زندگی میکنند این چه فایدهای دارد به چه درد میخورد یک همچین نسلی، یک همچین فرزندی به چه درد میخورد که انسان داشته باشد.@ لذا اجازه دادند که اگر زنی شوهرش فاسق هست یا اگر مردی زنش فاسق هست بعضی موارد جواز دادند که خود طرف یک سویه اقدام کند به جلوگیری از بسته شدن نطفه، چون میداند این شخصی که بخواهی از او بچه به وجود بیاید بچه سالمی از این به وجود نمیاید نسل صالحی ایجاد نمیشود این مطلب خیلی مهم هست که هر نسلی را خداوند نمیپذیرد.@ آن نسلی که اهل خدا و یاد خدا و صالح هستند لذا سفارشاتی که میکند میگوید وقتی میخواهید همسر بگیرید برای اینکه آن نسل صالح ایجاد بشود حتماً همسرتان متدین و باتقوا و بافضیلت و باکمال باشد به خانوادههای متدین رو کنید برای گرفتن زن، به پسرها میگویند البته به دخترها میگویند.@ در مسائل فقهی آمده مستحب است انسان با کسی که اهل نماز جماعت نیست معامله نکنند و دختر هم ندهند رابطه نکاح برقرار نشود برای اینکه قرآن میخواهد که نسل به صورت پاک ایجاد بشود آنهایی که مطالعات روی مسائل ژنتیکی کردند میدانند.@ لااقل در حد سال چهارم دبیرستان اگر شما زیستشناسی سال چهارم دبیرستان را خوانده باشید این را میدانید که همیشه بچه محصول دوتا پدر و مادر هست محصول برتریهای پدر و مادر هست یعنی در ازدواج همیشه نسل برتر مورد نظر هست ازدواج کنید تا نسلی که تمام ویژگیهای پدر و مادر را گرفته با خودش جمع کرده یک نسل برتر.@ این نسل برتر مورد نظر اسلام هست که به ازدواج این همه سفارش میکند که اسلام میخواهد که حتماً نسل برتر ایجاد بشود به آن توجه دارد لذا وقتی میخواهید زن بگیرید یا دختر که میخواهد شوهر بکند علاوه بر اینکه توانایی خودش را در نظر میگیرد به تواناییهای شوهرش هم باید دقت بکند که با چه کسی ازدواج بکنیم که بچهمان بچه قوی بار بیاید نسلمان نسل برتر بار بیاید.@ داریم که اگر با بعضی از افراد ازدواج بکنید بچهتان خِنگ و احمق از کار در میاید یک بچه کودن و ضعیف و مریض و احمق و بیدین، مسائل دیگری هم داریم مشکلات اخلاقی دیگری هم ذکر کردیم، نه کسی را انسان انتخاب بکند چون ازدواج خودبهخود محصول پدر و مادر خواهد بود لذا توجه به نسل برتر هست این مسأله خیلی مهم است.@ یک روایت بخوانم در مورد حضرت یوسف از امام صادق(ع) خیلی زیباست میگوید حضرت یوسف بعد از جدایی زیادی که از برادرش داشت به یکی از برادرانش که علاقه داشت برخورد کرد(قالَ یا أخی کَیفَ إستَطَعتَ أن تَتَزَّوَجَ نِساءَ بَعدی) چطور توانستی با زنها ازدواج کنی بعد از من، یعنی بعد از فراق من چطور توانستی دنبال ازدواج باشی؟@ (قالَ إنَّ رَبّی أمَرَنی) خدا به من امر کرد که ازدواج کنم(وَ قالَ إنِ إستَطَعتَ أن تَکُونَ لَکَ ذُرِّیَۀً تَثقُلُ الأرض بِالتَّسبیح فَافعَل) اگر میتوانی که خانوادهای و ذریهای داشته باشی که به وسیله عبادتها و نمازخواندنها و تسبیحشان زمین را سنگین بکنند تو این کار را بکن.@ این هست این رمز آن کلام پیغمبر که هیچ کس مثل انسان نیست که یکی از آن معادل هزارتا باشد و برتر از هزارتا باشد در فرهنگ الهی یک انسان عابد و مسبح و صالح معادل هست با تعداد بیشماری از افراد از نظر خداوند، لذا میگوید وجود این افراد زمین را سنگین میکند یعنی ارزش دارد خیلی مهم هست که یک همچین نسلی را ما تحویل جامعه بدهیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@