اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ از این جلسه میپردازیم به هدف و فوائد ازدواج، قبل از اینکه وارد بحث بشویم این نکته عرض کنم که یک تتمهای از بحث جلسه گذشته که درباره رابطه انتخاب با شخصیت و جهانبینی بود باقی میماند که آن را در ضمن همین مباحث ان شاء الله عرض خواهیم کرد.@ قبل از اینکه به فوائد ازدواج برسیم یک نکتهای را در مورد هدف ازدواج عرض کنم غالباً وقتی سخن از اهداف ازدواج میشود اشتباهاً فوائد ازدواج را ذکر میکنند در بسیاری از کتابها این مسئله آمده که وقتی اهداف ازدواج را خواستند ذکر کنند به جای پرداختن به هدف ازدواج فایدههایی را که از یک ازدواج تحصیل میشود به عنوان هدف ازدواج نوشته شده.@ هر چند ممکن است کسی هدفش از ازدواج رسیدن به یکی از آن فایدهها باشد اما با آن بحثی که ما کردیم چند جلسه گذشته در مورد شخصیت انسان این نتیجه را میگیریم که ازدواج هم مثل سایر کارهای انسان هست که همه کارهای انسان دارای یک هدف و اصلاً انسان مثل یک جنین شما دقت بفرمایید.@ یک جنین وقتی در رحم مادر قرار میگیرد یک هدف بیشتر ندارد و آن این هست که خودش را از نظر ساختار بدنی منطبق بکند با شرائط زیستی بعد از رحم، کار شخصی برای خودش ندارد رحم، هر کاری میکند اگر استراحتی دارد یا کار دیگری دارد فقط در جهت این هست که به هدف اصلیش نائل بشود.@ یعنی موقع تولد سالم متولد بشود و بدنی را تحصیل بکند که بتواند با آن بدن در دنیایی که بسیار وسیعتر و طولانیتر از عالم رحم هست زندگی بکند یعنی تمام همّ و غم جنین در رحم زندگی دنیاست اینکه به دنیا بیاید و این زندگی را زندگی اصلی خودش تلقی میکند.@ کارهای انسان هم همینطور هست با تعریفی که از انسان کردیم انسان برای اهدافی بالاتر از اهداف زندگی حیوانی خلق شده و بیهوده خلق نشده هدف ویژهای از خلقت او مدنظر بوده و کمالات ویژهای برای او مدنظر بوده همه کارهای انسان باید در جهت آن کمالات هدفگیری بشود و تنظیم بشود که به آنها برسد.@ لذا وقتی سخن از هدف ازدواج میکنیم هدف ازدواج با هدف زندگی بشر یکی هست هدف ازدواج با هدف سایر کارهای انسان یکی هست هدف ازدواج رسیدن به زندگی انسانی و هدف ازدواج عبارت است از شکوفایی استعدادهای ویژه انسان و در واقع ما به وسیله ازدواج یک ارتقا و تعالی پیدا میکنیم از سطح زندگی حیوانی به سطح زندگی انسانی این هدف ازدواج هست.@ اما فوائد ازدواج، ازدواج را ما همانطور که قبلاً تعریف کردیم این بود که ازدواج از جهت اینکه وسیلهای برای ارضاء غریزه جنسی هست و همچنین وسیلهای برای تولیدمثل و تکثیر نسل و حفظ نسل هست و همچنین تشکیل خانواده.@ و همچنین یک منشأ برای کار و فعالیت فردی و اجتماعی هست همه اینها به واسطه اینکه این مسائل انجام میدهد در ردیف یک کمال حیوانی قرار میگیرد و این کمالات انسانی نیست که انسان ازدواج بکند برای ارضاء غریزه جنسی، برای تشکیل خانواده، تکثیر نسل حفظ نسل کار تلاش اینها را که گفتیم در حیوانات هم هست و انجام هم میدهند.@ بلکه انسان ازدواج میکند که از این کارهایی که میکند و از فوائد او استفاده بکند در جهت اهداف بالاتر و آن رشد را به استخدام در بیاورد و آن رشد را تحصیل بکند این مقدمهای بود در مورد فرق هدف با فائده که وقتی ما میگوییم فائده ازدواج چیست با هدف ازدواج بتوانیم این دو را با همدیگر جدا بکنیم.@ هدف از درس، هدف از ازدواج، هدف از کار، هدف از زندگی این هست که ما از سطح کمالات حیوانی بالاتر بیاییم به کمال ویژه خودمان برسیم آن که خدا ما را برای آن خلق کرده اما بعد از این مقدمه میپردازیم به فوائد ازدواج.@ در مورد این نکتهای که در مقدمه عرض کردم آخر بحث که جلسه آینده میشود و بحث فوائد پایان پیدا میکند توضیحات مبسوطی خواهم داد که بیشتر این نکته جا بیفتد که ما چه دیدگاهی باید به هدف و فوائد ازدواج داشته باشیم و داشتن دیدگاه به هدف و فوائد ازدواج چه نقشی در تشکیل یک خانواده موفق و انجام یک ازدواج موفق دارد.@ اولین فایدهای که ازدواج دارد به تعبیر قرآن رسیدن انسان به آرامش هست(وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها) سوره روم آیه 21، از آیات خداوند این هست که برای شما از جنس خود شما زوج خلق کرد ازواجی را خلق کرد که در کنار آن ازواج شما آرامش پیدا بکنید.@ هدف آن ازدواج و هدف تماس با جنس مخالف را رسیدن به سکون و آرامش ذکر میکند آرامش یک اصل و یک شرط ضروری برای همه فعالیتهای انسان هست انسان قبل از انجام هر فعالیتی که میخواهد انجام بدهد احتیاج به آرامش دارد احتیاج به سکون دارد.@ در اضطراب در افسردگی در اضطرار و شلوغی و حالتهای هیجانی انسان نمیتواند یک کار را درست انجام بدهد و از پس یک فعالیت درست بربیاید لذا شرط ضروری و لازم هر عملی این هست که انسان در انجام آن عمل آرامش داشته باشد هدف کارهای انسان هم آرامش هست یعنی آرامش هم شرط کارها هست هم هدف کارها هست.@ یعنی انسان اگر درس میخواند میخواهد به آرامش برسد اگر کار میکند میخواهد به نوعی از آرامش برسد اگر ازدواج میکند میخواهد به نوعی از آرامش برسد و اصلاً اگر زندگی میکند در باطن امر طالب آرامش هست این خیلی مهم هست و حاضر نیست این مسئله آرامش را با هیچ چیز دیگر عوض بکند.@ سیر زندگی انسان این هست که اول یک آرامش برای خودش کسب میکند بعد شروع میکند به فعالیت برای رسیدن به یک آرامش بیشتر، بعد از اینکه پایگاه مناسبی پیدا کرد و به یک آرامشی رسید دوباره تلاش میکند برای رسیدن به یک آرامش بالاتر، اما همیشه آگاه یا ناخودآگاه این اصل را به آن توجه دارد که آرامش مهمترین مسئله زندگی هست.@ بدون آرامش انسان به اهداف عالیه خودش نمیرسد ما برای انسان یک هدف عالی ذکر کردیم فوق اهداف حیوانی فوق کمالات حیوانی حتی انسان اگر به آن کمالات انسانی هم بخواهد برسد باید در سایه آرامش باشد یعنی اگر بخواهد به معنویت به معرفت به شناخت به تکامل و به شکوفایی ابعاد مختلف خودش برسد احتیاج به آرامش دارد و رسیدن به خدا هم احتیاج به آرامش دارد.@ انسان باید در سایه آرامش به اهداف خودش دست پیدا بکند از آثار مهم ازدواج بلکه شاید مهمترین اثر ازدواج آرامش هست که اگر این آرامش نباشد انسان سایر فوائد ازدواج را هم حاضر است از دست بدهد.@ لذا به طور طبیعی میبینید که انسانها با اینکه ازدواج ممکن است برایشان فوائد مختلفی داشته باشد اما تا مرحلهای قبول میکنند ازدواج را و ادامه یک زندگی را که به آرامششان لطمه وارد نشود.@ غالب کسانی که حالا ما در مشاورهها سالهای سال دیدیم و کسانی که در دادگاهها میروند زمانی اقدام کردند به جدایی و طلاق که صبرشان تحمل شده و دیدند که ادامه زندگی مخل آرامش هست و نتوانستند این یک مسئله را تحمل کنند که زندگی باشد اما آرامش نباشد یعنی انسان زندگی را برای آرامش میخواهد.@ اگر قرار است ازدواج بکند ولی در آن آرامش و سکون نداشته باشد ترجیح میدهد که این زندگی نباشد یعنی حاضر است بزند زیر همه چیز، مبلغ و هزینه زیادی پرداخت بکند اما آرامش پیدا بکند زنها میگویند که ما مهرمان را حلال میکنیم تا جانمان آزاد بشود یعنی ما از این زندگی آرامش میخواهیم.@ اگر قرار است زندگی محل فشار باشد حتی کسانی که خودکشی میکنند به خاطر آرامش خودکشی میکنند یعنی در اثر فشار زیاد نمیتوانند تحمل کنند خودشان را میکشند بلکه به آرامش برسند این آرامش هدف گمشده همه انسانها هست اطمینان و آرامش قلب که خداوند هم این را بارها ذکر کرده.@ و آنقدر مسئله حیاتی هست که خداوند اهداف زیادی را نعماتی را که داده چه نعمتهای معنوی چه نعمتهای مادی اگر در قرآن مراجعه کنید میبینید که علت بسیاری از نعمتهایی را که خداوند داده فرموده که ما این را به شما دادیم که شما آرام باشید آرامش داشته باشید.@ مثلاً در مورد شب همین آیه که ما داریم(وَ جَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً) شب را قرار دادیم برای شما برای اینکه آرامش پیدا بکنید بعد میگوید خانه را برای شما قرار دادیم برای اینکه آرامش پیدا کنید چند تا از نعمتهای مادی را که خداوند ذکر میکند زن، شوهر، همسر، شب، خانه اینها همه وسیله آرامش هستند.@ لذا به این مسئله فوقالعاده باید توجه بشود در امر ازدواجظ، به هر حال از فوائد ازدواج این مسئله هست در سایه ازدواج انسان از تنهایی نجات پیدا میکند و خارج میشود و احساس تعلق پیدا میکند و میداند که کسی یا کسانی هستند که او را دوست دارند منتظر آمدن او هستند حالتهای او برای آنها مهم هست و متقابلاً خودش هم کسانی را دوست دارد علاقه دارد و به آنها عشق میورزد.@ نکته مهمی که هست این هست که اگر کسی بخواهد به آرامش برسد قرآن یک لطیفهای در این آیه دارد میفرماید(خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها) از جنس شما برای شما همسر آفرید که شما به آرامش دست پیدا بکنید انسان اگر بخواهد به آرامش دست پیدا بکند باید با اویی که ازدواج میکند که به آرامش برسد با او سنخیت داشته باشد.@ علت خیلی از طلاقها و متلاشی شدن کانونهای زندگی و خانوادههای زیادی همین است که زن و شوهر بینشان سنخیت نبوده و این عدم سنخیت باعث شده که هیچ کدام نتوانند همدیگر را آرام بکنند البته یک قسم از آرامش که آرامش جنسی هست تحصیل میشود ولی همه آرامش در آرامش جنسی نیست ولی فقط این نیست.@ مسئله سنخیت در تحصیل آرامش خیلی مهم هست باید حتماً بین دختر و پسر و زن و شوهر یک کُفیّت و سنخیتی وجود داشته باشد که آن آرامش به انسان برسد که البته این در مباحث معیارهای انتخاب روی این مفصل بحث خواهد شد.@ فایده دیگر ازدواج در ادامه همین آیه میفرماید(وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً) خداوند بین شما مودت و رحمت قرار داد یعنی بعد از اینکه انسان ازدواج کرد بعد از ازدواج مودت و رحمت میاید یک نکته مهمی که در این آیه هست ترتب این فوائد هست یعنی اول ازدواج هست و بعد مودت و رحمت هست.@ بعضیها خیلی هول هستند یا اشتباه میکنند در مورد ازدواج و روابط بین دختر و پسر مثلاً در دوران نامزدی یا در دوران عقد خیلی عجله دارند و فکر میکنند که باید تمام آن مودت و رحمت و انس و عشق همان دوره ظهور پیدا بکند این نمیشود معمولاً اینطور نیست.@ معمولاً وقتی ازدواج شروع میشود با یک شناخت کلی شروع میشود افراد همدیگر را میسنجند در ازدواج متعادل اینطور هست همدیگر را میسنجند معیارها را میسنجند کُفیّتها را میسنجند همین که بدانند با هم سنخیت دارند چون در قانون طبیعت و فطرت هست که سنخیت خودبهخود انس و علاقه میاورد مودت و دوستی میاورد.@
اینطور هست این را که دختر و پسر میدانند دیگر انتظار ندارند که حالا تا قبل از اینکه دوران عقد بشود یک رابطه عمیق عاطفی بین اینها برقرار باشد اینطور نیست قرآن میفرماید بعد از اینکه شما ازدواج کردید(جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً) مودت و رحمت بعد از مرحله محرمیت و ارتباط برقرار شدن ایجاد میشود.@ ارتباط که میگویم مطلق ارتباط است چه ارتباط کلامی و چه ارتباط جنسی و بدنی زیاد میشود بعد آن حالتهای مودت و رحمت بیشتر در افراد بروز میکند. در مورد مودت و رحمت دو تا کلمه قرآن آورده مودت و رحمت بین زن و شوهر ایجاد میشود.@ مفسرین در مورد مودت گفتند مودت عبارت است از محبتی که جنبه عملی و ظهور عملی دارد یعنی فقط عشق نیست که همدیگر را دوست داشته باشند محبت صرف نیست که یکی یکی را دوست داشته باشد.@ مودت یعنی ضمن اینکه دوستش دارد برایش فعالیت هم میکند زحمت میکشد خودش را به زحمت میاندازد دوندگی دارد از پولش کار میکشد خلاصه سرمایهگذاری حسابی میکند و خودش را به زحمت میاندازد.@ مثلاً یکی میگوید یک نفر را دوست دارم اما هیچ اقدام عملی برایش نمیکند این محبت فقط دوست داشتن میشود اما یک موقع هست اگر مریض بشود میرود پرستاری میکند او را دکتر میبرد دارویش را میگیرد بالای سرش میایستد تیمارش میکند تا او خوب بشود این مودت میشود.@ مودت ظهور عملی دارد که بعد از اینکه خداوند بین زن و شوهر عُلقه ایجاد کرد بین اینها مودت ایجاد میشود یعنی زن در خودش میبیند دختر خانمی هست شاید در خانه پدر و مادرش دست به سیاه و سفید هم نزده و نمیزند اما وقتی ازدواج میکند میبینی که مودتی که بین او و شوهرش ایجاد میشود.@ یا آقا پسر هم همینطور ممکن است خانه پدرش تا به حال دستش به استکان نخورده باشد برای شستن بعد که ازدواج میکند میبینی هم کهنه خوب میشوید هم ظرف خوب میشوید هم جارو میکند آشپزی میکند خیلی در این قضیه فعال میشود میبینی استعدادش در این قضایا شکوفا میشود.@ بعد به هر حال اینطور هست که این جنبه مودت جنبه عملی دارد رحمت یعنی اینکه به همدیگر رحیم هستند در دلشان نسبت به همدیگر رأفت و رحمت وجود دارد و این فوقالعاده اهمیت دارد مهرورزی و محبوبیت یک نیاز طبیعی انسان هست این مسئله مودت و محبت را نباید دست کم بگیریم که اگر مهرورزی و محبت دیدن و محبوبیت درست ارضا نشود منشأ خیلی از خطرات خواهد شد.@ ما در اجتماع آمار مفاسد نشان میدهد که مفاسد و بزهکاریهایی که در اجتماع صورت میگیرد معمولاً توسط کسانی صورت گرفته که در خانواده درستی تربیت نشدند و در خانواده از محبت و عاطفه و دوستی عمیقی برخوردار نبودند.@ نه محبت پدری و مادری بالای سرشان بوده و خودشان هم بین اعضای خانواده همچین چیزی نداشتند معمولاً یعنی اکثر قریب به اتفاق موارد همینطور هست فسادها، بزهکاریها، ناهنجاریهای رفتاری، بیماریهای روحی، افسردگیها همه اینها از خانوادهای هست که آشفته است در آن خانواده گرما، صمیمیت، عشقورزی، مهرورزی وجود ندارد برای همین اگر این نباشد خیلی خطرات هم فرد را تهدید میکند هم جامعه را تهدید میکند.@ بعد خصوصیت زندگی طبیعی اینطور هست که هر مقدار از مدت زندگی میگذرد علاقه زوجین به همدیگر بیشتر میشود بیشتر برای همدیگر زحمت میکشند بیشتر برای همدیگر مایه میگذارند اما به یک شرط، به شرطی که آلودگیهای روحی در افراد نباشد.@ یعنی وقتی میگوییم از زندگی هر چقدر میگذرد علاقه بیشتر میشود اگر شخص دچار فساد اخلاقی باشد اینطور نیست یعنی ممکن است مدت زیادی هم بگذرد اما قدر زنش را نداند یا زن مدت زیادی از زندگی بگذرد با شوهرش، شوهرش خیلی خدمات و زحمات زیادی کشیده باشد اما قدر شوهرش را نداند.@ ولی در زندگیهایی که بر اصول صحیح استوار هست هر مقدار از زمان ازدواج میگذرد عشق بین زن و شوهر بیشتر میشود یک حدیث خیلی زیبا هست و واقعاً اینها برای مردم گفته نشده و جایش در جامعه ما خیلی خالی است ببین چقدر لطیف هست این کجا آن برداشت خشنی که از روابط زن و شوهر در مسائل اسلامی هست کجا.@ امام صادق(ع) میفرماید من گمان نمیکنم کسی ایمانش زیاد بشود علاقهاش به همسرش زیاد نشود ببینید چقدر بین این دو ملازمه هست ایمان یعنی توجه به خدا علاقه به خدا و عشق به همسر علاقه به همسر چقدر عالی هست و این یک مطلب کاملاً ثابت شده است.@ در میان ائمه(ع) شما میبینید که آنها اوج ایمان هستند و اوج ظهور عاطفه در آنها هست سیدالشهدا را میبینید که همسرش یک شب یا دو شب کنارشان نبوده میبینید که برای همسرش شعر میگوید حضرت رباب(س) نبودند مثلاً جایی رفته بودند این یکی دو شب که از همسرشان دور بودند میبینید که در فراغ همسرش حضرت شعر میگوید و دلش برایش همسرش چقدر تنگ میشود.@ و واقعاً در زندگیهای ایمانی همینطور هست یعنی هر مقدار ایمان فرد و تقوای فرد زیادتر میشود علاقهاش به خداوند زیادتر میشود عاطفهاش نسبت به فرزندش نسبت به سایر افراد نسبت به همسرش نسبت به پدر مادرش خیلی بیشتر میشود.@ نکتهای که هست از این روایت این برداشت را بکنیم که برخورد خشن و کم عاطفه کسانی که ادعای حزب اللهی بودن متدین بودن انقلابی بودن و مؤمن بودن را دارند اینها ناشی از این هست که رشد آنها یک رشد کاذب هست و الا در رشد طبیعی ایمانی حتماً علاقه به همسر علاقه و عاطفه به والدین به اعضای خانواده خیلی زیاد میشود.@ اگر خشونت هست اگر بیمهری هست اگر سردی هست باید در ایمان شخص شک کرد در تقوای شخص و معنویت شخص باید شک کرد که نمیتواند اینطور باشد این در جایگاه خودش ثابت شده است که الان ما نمیتوانیم وارد این بحث بشویم ولی در جایگاه خودش ثابت شده است.@ از طریق علمی هم اینها ثابت شده که هر مقدار علاقه انسان به مبدأ متعال بیشتر میشود و سنخیت انسان به خداوند بیشتر میشود و شباهت انسان به خداوند بیشتر میشود علاقه او به مردم خیلی بیشتر میشود از همسر و پدر و مادرش بگیر تا فرزند و سایر کسان دیگر این خیلی مهم است.@ حالا شاید خود شما در این کلام من فهمیده باشید که چرا اینطور هست. چون خداوند معدن دوستی و محبت هست و معدن رأفت و رحمت نسبت به خلق و مخلوقات خودش هست. لذا هر کس که شبیه به خدا میشود نمیتواند در این صفت به خدا شبیه نشود حتماً در آن عاطفه، محبت، عفو، گذشت، فداکاری زیاد خواهد شد این هم یک نکته در مورد رابطه بین ایمان و مودت.@ به هر حال ارزش زندگی به این است که در بین زوجین و زن و شوهر صفا، صمیمیت، مودت و محبت باشد اگر یک همچین چیزی نباشد باید فاتحه آن خانواده را خواند و در اثر کمبود محبت و عاطفه هم خود زوجین آسیب میبینند هم فرزندان.@ فرزندان خیلی بیشتر از والدین محتاج به عاطفه هستند یعنی بچه تا سالهای سال فقط با عاطفه بار میاید با مهربانی با نوازش با دوستی کردن، غذای بچه در سالهای اول زندگیش و بعدش هم همینطور حالا بعد مثلاً مسائل دیگر هم هست مسائل تربیتی میاید باید و نباید پدر مادر سر راه بچه میگذارند احیاناً یک تنبیهاتی میاید ولی اصل محبت و عاطفه هست در زندگی والدین نسبت به فرزندان.@ همیشه همینطور هست یعنی فرزند زمانی که بو ببرد والدین عشقشان را نسبت به او از دست دادند این شروع انحراف بچه هست ولی بچههایی که میبینید از پدر مادرشان کتک هم میخورند اما در باطن کتک محبت را پیدا میکنند در باطن داد و بیدادهای پدر مادر میگوید اینها هست اما اصل کار این هست که اینها وجودشان را با عشق به من ساختند این خیلی اهمیت دارد.@ و پدر مادر همیشه باید همینطور باشند یعنی جنبه رحمت، عفو، بخشش، دوستی، محبت و عاطفهشان به فرزند همیشه غلبه داشته باشد و این اصالت دارد اما تنبیه و خشونت هرگز اصالت ندارد زمانی به کار میاید برای این هست که یک اصلاحی در بچه صورت بگیرد و بچه از یک خطری دور بشود اما اصالت اصلاً در زندگی زناشویی و در زندگی والدین با فرزندانشان بنابر محبت و مودت و رحمت هست.@ نکته دیگری که در خانواده هست و تأمین میشود این هم از باب رحمت و مودت هست اما از یک طریق دیگر، انسان علاوه بر اینکه دوست دارد محبوب واقع بشود یک کسی به او محبت بکند دوستش داشته باشد و از یک طرف هم دوست دارد یک نفر را دوست داشته باشد و به یک نفر محبت و مهرورزی بکند.@ خانواده این زمینه را هم فراهم میکند هم برای دختر فراهم میکند که به مرد مهرورزی بکند و هم برای پسر فراهم میکند این نکته را که بتواند مهرورزی و عشقورزی بکند به دختر، اما این کافی نیست یعنی این دو تا فقط وجود انسان را کامل نمیکند.@ انسان احتیاج دارد که یک نوع خاصی از مهرورزی هم در زندگیش باشد و آن مهرورزی پدرانه و مادرانه است نسبت به فرزندان، این جزء نیاز انسان هست اصلاً انسان دوست دارد اینطور باشد دوست دارد یک نفر را از بچگی او را بزرگ بکند و به او مهر پدری بورزد یا یک خانم دوست دارد یک نفر را بزرگ کند و به او مهر مادری بورزد.@ لذا ما میبینیم در خانوادههایی که خدا به آنها فرزند نمیدهد این نیاز پدر مادر با عشقی که به هم دارند تأمین نمیشود یک زن و شوهر خیلی هم همدیگر را دوست دارند خیلی هم علاقه دارند عاطفهشان خوب است محبت و مودتشان خوب است اما هیچ کدام هنوز آن آرامش کافی را ندارند.@ لذا میبینی دنبال یک نفر میگردند که به او محبت بکنند تعقیب میکنند که خدا آنها را بچهدار بکند مثلاً مداوا میکنند اگر مداوا صورت نگرفت آخر میروند یک بچه از یک جایی میگیرند که بیاورند خانه که این به او بگوید فرزند من، او به این بگوید بابا، این به او بگوید فرزند من، او به این بگویند مادر.@ انسان خودش نیاز دارد یک تراوش اینطوری بکند یعنی انسان ربوبیت را دوست دارد میخواهد مثل خدا بشود میخواهد یک کسی را روزی بدهد میخواهد یک کسی را بزرگ بکند میخواهد به یک کسی محبت بکند دوست دارد یک کسی خطا بکند او را ببخشد یک کسی را تربیت بکند این علاقه در وجود انسان هست.@ الان چون بحث ما محدود هست نمیتوانیم خیلی مبسوط وارد این قضایا بشویم و اینها ریشههای خیلی عمیقی در معرفت نفس و روانشناسی و انسانشناسی دینی دارد ازدواج این را هم فراهم میکند یعنی انسان فرصتی برایش پیش میاید که میتواند محبتورزی و مهرورزی به فرزندش بکند و او را تربیت بکند.@ حالا در بحث فوائد اجتماعی ازدواج داریم میگوییم ناگفته نماند وقتی ما راجع به فوائد صحبت میکنیم فوائد به دو دسته کلی تقسیم میشوند فوائد فردی و اجتماعی و هر کدام اینها به مادی و معنوی تقسیم میشوند الان بحث ما از آرامش و مودت و محبت شروع شد در شاخه فوائد فردی ازدواج و در قسمت معنوی هست.@ بعد از اینکه ان شاءالله فوائد فردی معنوی تمام شد فوائد فردی مادی را میگوییم بعد میرویم سراغ فوائد معنوی اجتماعی و فوائد مادی اجتماعی این را هم خواهیم گفت حالا انشاءالله در فوائد اجتماعی که بحث تکثیر نسل را میگوییم آنجا این مطلب را مبسوطتر عرض میکنیم.@ انسان که مهرورزی میخواهد بکند اگر کسی نباشد که مهر او را جذب بکند برای انسان ضعف هست انسان خودش احساس کمبود میکند دوست دارد یکی باشد که محبتش را تقدیم بکند صفای دلش را عشقش را به او تقدیم بکند و او هم آن را جذب بکند.@ در زندگی زناشویی یک محبت خاصی وجود دارد یعنی رابطهای که بین دختر و پسر و زن و شوهر هست جای دیگر نیست این یک رابطه مخصوص هست که هر کس به آن احتیاج دارد. لذا با ازدواج این نیاز تأمین میشود با ازدواج مهرورزی به فرزند هم تأمین میشود یعنی پدر مادر مربیگری میکنند بزرگی میکنند ربوبیت میکنند و فرزند وجود دارد که این محبت را جذب میکند.@ همین که کسی هست به عنوان فرزند و میتواند محبت و زحمات پدر مادر را جذب بکند برای پدر مادر خیلی ارضاکننده است خیلی راضیکننده است این قضیه، خوشحال میشوند که وقتشان را برای این بگذارند پول صرفش بکنند برایش بدوند زحمت بکشند برایش هیجان داشته باشند دلسوزی بکنند و کسی باشد که او را خوب جذب بکنند.@ این مطلب خودش در بحث فوائد اجتماعی عرض میکنیم منشأ رحمت و مودت میشود در سطح اجتماع یعنی خانوادهای که در اعضای خانواده یک همچین چیزی بر میاید و یک همچین چیزی خوب مستقر میشود این خانواده توان این را دارند که محبت و عاطفه و علاقه خودشان را انساندوستی خودشان را بسط بدهند به اجتماع و اینطوری هست که یک اجتماع مهربان و واحدی ایجاد میشود دیگر در اجتماع خشونت و فساد نیست.@ یک نکتهای که اینجا به صورت مختصر عرض کردم این هست که دقت کنید نوع رابطه عاطفی که بین فرزند و پدر مادر هست و بین پدر مادر و فرزند هست جداست یعنی انسان از آن جهت که انسان هست دوست دارد یک پدر مادر بالای سرش باشد آن پدر مادر دوستش داشته باشند این هم پدر مادر را دوست داشته باشد.@ و از آن جهت که انسان است دوست دارد خودش یک فرزندی داشته باشد که آن فرزند او را پدر یا مادر خطاب بکنند این هم او را فرزند خطاب بکند و به آنها عشق بورزد عشقش را به آنها تقدیم بکند تلاش را به آن بچه تقدیم بکند و آن بچه هم آن را بپذیرد این دو تا جدا از هم هست و انسان به هر دوی اینها نیاز دارد.@ نوع سوم رابطه عاطفه رابطه بین دختر و پسر یا زن و شوهر هست که این هم جداست لذا این سه نوع رابطه نباید با هم قاطی بشود اینها کاملاً تفکیک میشود و هر سه را هم انسان به آن نیاز دارد نبود هر کدامشان میتواند یک خلأ در وجود انسان ایجاد بکند و این خلأ بعداً که گسترش پیدا میکند به اجتماع میتواند منشأ مشکلاتی برای اجتماع بشود.@ مطلب بعد ایجاد روح تعاون و همکاری و فداکاری هست بین زن و شوهر به واسطه مودت و محبتی که بین زن و شوهر و زوجین ایجاد میشود روح همکاری با همدیگر کمک کردن به همدیگر تعاون و یک همیاری جمعی بین اعضای خانواده است.@ همه اعضای خانواده همدیگر را دوست دارند به سرنوشت همدیگر عشق میورزند سرنوشت همدیگر برایشان مهم هست و با هیجان تعقیب میکند یک روح تعاون و وحدت جمعی در خانواده حاکم میشود.@ آنوقت این روح تعاون و وحدت جمعی باز به موقع خودش زمینه را فراهم میکند برای روح تعاون و وحدت جمعی اجتماعی که در اجتماع هم تأثیرات بسیار خوب و عالی خواهد گذاشت و به نوبه خودش وقتی که روح مودت و تعاون ایجاد میشود بین زن و شوهر و اعضای خانواده این خودش بعداً شروع میکند به ایجاد روح دیگری که روح فداکاری هست.@ یعنی افراد برای همدیگر فداکاری میکنند زحمت میکشند نسبت به همدیگر حاضر هستند از امتیازات خودشان به نفع دیگری بگذرند برادر برای خواهر، خواهر برای برادر، برادر برای برادر، خواهر برای خواهر، اینها برای پدر مادر، پدر مادر برای اینها این روح فداکاری در زندگی ایجاد میشود.@ البته فداکاری هم تقسیم میکنیم اینکه ایجا میگویم فداکاری به معنای اول هست معنای دومش را در یک قسمت دیگر عرض میکنم فداکاری گاهی اوقات به معنای تحمل نوع خاصی از زحمت هست که به خاطر دیگری ما این کار را میکنیم.@ یعنی به خاطر اینکه یک نفر را دوست داریم نوع خاصی از زحمت را تحمل میکنیم و یک فشاری را به خودمان تحمل میکنیم چون طرف را دوست داریم و از امتیاز خودمان و از حق خودمان میگذریم که او ارضا بشود و به خواسته خودش و هدف خودش برسد این یک نوع معنای فداکاری هست که معمولاً در فداکاریهای خانوادگی و فداکاریهای جمعی هست.@ نوع خاصی از فداکاری هست که این را انشاءالله در خاصیت دیگر که بالاتر هم هست در خاصیت دیگر ازدواج و فایده دیگر ازدواج آنجا تقدیم خواهم کرد. فایده بعدی که ازدواج دارد ایجاد روحیه حس تعهد و مسئولیتپذیری هست.@ ازدواج به خاطر روابط عاطفی عمیقی که بین زوجین نسبت به هم و فرزندان ایجاد میکند حس مسئولیتپذیری را هم زیاد میکند یعنی هر کدام از اعضای خانواده نسبت به خانواده مسئولیتی را میپذیرند و قبول میکنند که باری را از دوش خانواده بردارند و در جهت پیشرفت خانواده گام بردارند.@ این تعهد برای زندگی مشترک و شیرین لازم هست زن تعهداتی را میپذیرد مرد تعهداتی را میپذیرد مسئولیت میپذیرد و این را با جان و دلش قبول میکند ولی در ناحیه بچهها خیلی اهمیتش زیاد هست.@ چون در ناحیه بچهها، بچهها وقتی روح تعهد پیدا میکنند یعنی در خانواده مسئولیتپذیر بار میایند این بچهها آماده میشوند که وقتی وارد اجتماع میشوند روحیه تعهد و مسئولیتپذیریشان حفظ بشود و با یک حالت بیتعهدی بیمسئولیتی حالت لوس و ننر بودن حالت تافته جدابافته بودن حالت ضعیفی که وقتی نتوانند وارد اجتماع بشوند جذب اجتماع نشوند آنوقت برایشان خیلی مضرات و خطرات دارد این دیگر ایجاد نمیشود.@ روحیه مسئولیتپذیری به نوبه خودش در تعهد به وظائف و تحمل فشارهای مختلف تأثیر زیادی دارد و زمینههای زیادی را آماده میکند یعنی انسان بعد از اینکه روحیه تعهد قبول کرد نسبت به کارش آنوقت زیر بار سختیهای آن تعهد میرود و قبول سختی خودبهخود روح انسان را قوی و توانا میکند.@ آنهایی که حاضر نیستند در خانواده تن به مسئولیت بدهند و تن به تعهد بدهند اینها دارای روحیه ضعیفیی هستند و بعداً هم که وارد اجتماع میشوند خیلی روحیه ضعیفی دارند تا جذب بازار کار میشوند ما خیلیها را دیدیم مثلاً میاید یک ماه میرود یک جا کار میکند میگوید اینجا نتوانستم یک جای دیگر یک کار به او واگذار میکنند میگوید اینجا هم که کارش سخت بود.@ داریم افرادی را که ده یازده سال از زندگیشان گذشته چند تا بچه دارند ولی هنوز شغل ثابتی پیدا نکردند غالبشان را که ما بررسی میکنیم میبینیم تنبلی هست از اول در خانواده اینها درست بار نیامدند مسئولیتپذیر بار نیامدند قبول نکردند که به خاطر تعهداتی که باید بپذیرند سختیها را هم بپذیرند لذا در زندگی زناشوییشان هم معمولاً با شکست مواجه میشوند.@ بالاخره این پذیرش تعهد و تحمل فشارهای ناشی از مسئولیت در نهایت منجر میشود به بالا رفتن توان روح که این در سازندگی انسان نقش ارزندهای دارد. فایده بعدی ازدواج ایجاد روحیه تحرک و نشاط هست.@ ازدواج از آن جهت که یک کانون عاطفی و با محبت را ایجاد میکند که مُرکب هست از زن شوهر و احتمالاً فرزندان یک همچین چیزی را ازدواج ایجاد میکند این منشأ میشود برای تحرک و نشاط روحی یعنی شخص میداند یک کسی هست که دوستش دارد زن هم میداند یک مردی هست که دوستش دارد.@ زن در خانه اگر کار اجتماعی نداشته باشد در خانه شدید فعالیت میکند که این زندگی را سامان بدهد به آن جهت بدهد و جلو ببرد عشقش این میشود مرد هم همینطور به عشق این همسرش و به عشق فرزندانش روحیه تلاشش زیادتر میشود و توان تلاشش بالا میرود نشاط پیدا میکند تحرک پیدا میکند.@ هم زن در خانه، حتی ممکن است زن در غیر خانه این کار را بکند یعنی زن به خاطر همین روحیه تلاش و عشق و علاقهای که در زندگی ایجاد میشود اقدام به کار خارج از منزل هم بکند و فقط به خاطر اینکه به خانوادهاش و اعضای خانوادهاش عشق میورزد و میخواهد این خانواده پیشرفت بکند و به جلو برود.@ و این خودش باعث میشود که انسان یک خاصیت دیگری در جنب همین تحرک و نشاط هست آن دوری از یکنواختی زندگی است در زندگی مجردی اینطوری هست چون گفتم عاطفهای که بین پدر مادر و فرزند، و فرزند و پدر مادر هست یک عاطفه مخصوص خودش هست اما جای عشقورزی و محبتورزی و نیاز به محبتورزی بین انسان و همسرش را پر نمیکند.@ لذا در زندگی مجردی اگر یکسری اهداف عالیتر در بعضیها وجود دارد که آنها میتوانند جای ازدواج را تا مدتها پر کنند که این بحث را انشاءالله در آفات ازدواج میگوییم بعضیها هستند مثلاً کار علمی میکنند.@ حالا به نوبه خودش در مورد این صحبت خواهیم کرد که آیا تحصیلات و علم جای عشق را میگیرد جای ازدواج را میگیرد و جای نیاز به همسر را میگیرد یا نمیگیرد این به جای خودش اما در اکثر قریب به اتفاق موارد اینگونه هست که زندگی مجردی ولو حتی با زندگی علمی هم آمیخته باشد یک یکنواختی مخصوص خودش را دارد.@ ولی در زندگی زناشویی آن یکنواختی وجود ندارد فراز و نشیبهای شیرین و تلخی دارد که مجموعاً زندگی را شیرین میکند حتی حوادث ناگوار هم در زندگی زناشویی باز خودش یک شیرینی را در بردارد خیلی اتفاقات میبینیم بین زن و شوهر میافتد شاید ظاهراً تلخ باشد ولی باطن شیرینی دارد.@ مثلاً یک ماه بعد یکسال بعد چند وقت بعد به باطن شیرین خودش هم میرسد حتی در سطح فامیل هم چه بسا اینطور اتفاق میافتد این قدرت تحرکآفرینی و امیدزایی زندگی مشترک به قدری هست که میتواند تا آخر عمر انسان را سراپا نگه دارد.@ لذا میبینی یک نفر که پیرمرد هم شده باز تلاش میکند باز امید دارد باز نشاط دارد برای اینکه یک کاری برای خانواده و اعضای خانواده خودش بکند یک پیرزن هم همینطور یعنی شما هیچ وقت در زندگیها نمیبینید که یک پیرزن بگوید من ناامید شدم یک پیرمرد بگوید من دیگر ناامید شدم نه، باز میبینید تا آخرین لحظه خودشان برای فرزندانشان تلاش میکنند برایشان مهم است.@ حتی پیرزن و پیرمرد خودش را به زحمت میاندازد که فرزندش به یک جایی برسد ببینید هنوز نشاط هست هنوز امید هست و هنوز فعالیت هست پیرمرد با 70 سال سن میرود یک جا کار میکند که فرزندش میخواهد دانشگاه آزاد درس بخواند شهریه دانشگاه آزادش تأمین بشود یا مثلاً میخواهد ازدواج بکند بتواند ازدواج بکند میخواهد مستأجر باشد یک کرایهای برای خانه فرزندش تهیه بکند هنوز میبینید عشق و علاقه و نشاط وجود دارد.@ نکتهای که خیلی مهم هست و باید به آن توجه بشود کنترل این قوه هست این قوه فوقالعاده قوی هست یعنی تحرکزایی و نشاطآفرینی و امیدزایی خیلی زیاد هست این را حتماً احتیاج هست انسان قبل از اینکه وارد زندگی زناشویی بشود خودش این قدرت را یا آموزش دیده باشد یا در خودش باشد که بتواند کنترل بکند.@ چون همانطور که عرض کردم این امیدزایی و نشاطآفرینی به قدری زیاد هست که میتواند زن و مرد را تا آخر عمر سراپا نگه دارد تا لحظهای که میمیرند لذا اگر به این امیدآفرینی و نشاطزایی جهت داده نشود تمام تلاشها و تمام امیدها و تمام فعالیتها متوجه زندگی دنیایی میشود و دیگر تلاش و نشاط و فعالیتی صرف تحصیل زندگی اخروی خود اعضای خانواده نیست.@ یعنی دیدگاه آخرتی را ممکن است بگیرد این شدت این تلاش و امید آنقدر زیاد باشد که این دیدگاه را بگیرد لذا لازم هست که این امید و نشاط را ما محدود به زندگی دنیا نکنیم یعنی با امید و نشاط تلاش بکنیم برای زندگی و رفاه زندگی اما این را محدود به زندگی مادی نکنیم.@ با تلاش و امید و نشاطی که حاصل شده لوازم زندگی ابدی و سعادت آخرتی را هم فراهم بکنیم این خیلی مهم هست که یک نفر چطوری جهت بدهد به تلاشها و نشاطها و فعالیت انرژی زیادی که در انسان بعد از ازدواج ایجاد میشود به این باید جهت بدهیم.@ خیلیها موفق نمیشوند جهت بدهند که حالا انشاءالله این را در آفات ازدواج میگوییم ازدواج میکند موفق نمیشود این انرژی زیادی را که بعد از ازدواج ایجاد شده جهت بدهد یک دفعه میبینی که هم خودش را به قعر انحرافات روحی و فکری میرساند هم اعضای خانوادهاش را اینطوری میکند.@ یک جوانی که میبینی با معنویت سروکار دارد با علم سروکار دارد با دانش سروکار دارد با مقولههای غیر مادی سروکار دارد ازدواج که میکند یک دفعه میبینی اینقدر انسان از همه اینها افتاده اصلاً مثل یک کبوتر پروبال شکسته که فقط جز پول درآوردن دیگر چیزی حالیش نیست.@ مثلاً لوازم خانه، فرش، خوراک خانه، لباس خانه، مبل خانه، تلویزیون خانه، میبینی که اصلاً به فکر روح منزل نیست به فکر تأمین عاطفی منزل حتی ممکن است بعضی وقتها نیفتد بالاتر از عاطفی چون اینها را ما در آموزش همسران جوان گفتیم نیازهایی که یک خانواده دارد.@ یکسری نیازهای مادی هست مثل لباس و غذا یکسری نیازهای عاطفی هست اینکه زن و شوهر جدای از اینکه موظف هستند همدیگر را از جهت مسائل مادی تأمین بکنند موظف هستند از جهت عاطفه و عشق و علاقه هم همدیگر را ارضا بکنند فوق این مرحله ارضاء معنوی هست.@ یعنی مرد موظف هست که معنویت را برای خانواده تأمین بکند و اگر تأمین نکند در قیامت مسئول خواهد بود و داریم هم در آیات و هم در روایات خود زن و شوهر شکایت از مرد خانه و رئیس خانه میکنند که تو چرا این را برای ما تأمین نکردی این سه نیاز را باید به آن توجه داشته باشیم که زندگی احتیاج به این سه نیاز دارد نیاز مادی و نیاز اخلاقی و عاطفی و نیاز معنوی.@ خیلیها نمیتوانند این نشاط و تحرکی که بعد از ازدواج ایجاد میشود کنترل بکنند و میبینید که از تأمین نیازهای حتی اخلاقی و عاطفی هم میافتند زن میگوید ما وضع مادیمان خیلی خوب است ماشین داریم من خودم ماشین دارم خدمتکار داریم تلویزیون هست ویدئو هست خانه بزرگ، فرش آنچنانی، اما من ارضا نمیشوم این را من نمیخواهم مشکل دارم.@ عاطفه میخواهم عشق میخواهم احتیاج به علاقه دارم احتیاج به عشقورزی و محبتورزی دارم شوهرم از صبح تا شب مدام کار شغل دوم شیفت دوم شب که میاید مثل جنازه اصلاً فرصت نمیکند که زمینهای برای برخوردهای عاطفی و مهرورزیهایی که لازم هست و انسان به آن احتیاج داشته باشد ایجاد بکند.@ این مهم است که جوان قبل از ازدواج خیلی این افسار حسی که بعداً ایجاد میشود در دستش باشد مواظب باشد که این نرود چون واقعاً مرکب چموشی هست و خیلیها را به زمین زده و باعث شده حقوق خودشان و خانوادهشان را ضایع بکند این کنترل باید بشود و بخصوص نیازهای معنوی.@ نیازهای معنوی همانطور که عرض کردم چون در فطرت انسان علاقه به معنویت هست ما خانوادههای زیادی دیدیم که پدر مادر موفق بودند به تأمین نیازهای مادی فرزندانشان، بچه را اتاق جدا تلفن جدا تلویزیون جدا برایش ماشین خریدند که هر وقت خواست برود و بیاید تأمینش کردند.@ از نظر اخلاقی هم موقعی که از خواب میخواهند بیدارش بکنند قربان صدقهاش میروند گاهی وقتها هم حاضرند غذا دهانش بگذارند خیلی به او میرسند هستند که هم ارضای مادی خوب شدند هم ارضای اخلاقی شدند اما ارضای معنوی نمیشوند انسان را خدا تشنه خودش خلق کرده و تشنه بینهایت.@ لذا پسر میبینی هیچی کم ندارد خودکشی میکند دختر هیچی کم ندارد خودکشی میکند هیچ کس هم نیست به او بگوید این که تو میخواهی و این که تو را ارضا میکند بینهایت است خداست تو جای معنویت در زندگیت کم است حالا که مادیاتت تأمین هست و از نظر عاطفی مشکلی نداری و ارضا شدی فقط باید بیایی با خدا انس بگیری هیچ کس نیست بیاید این را بگوید.@ لذا یک روز مدل ماشینش را عوض میکند میبیند نه ارضا نمیشود یک روز مبلمانش را عوض میکند میبیند نه ارضا نمیشود یک دوست دختر میبیند میگوید بلکه شاید این درست بکند میبیند دختر مثلاً با یک پسر میرود میبینی نه دوباره عوض میکنند.@ چقدر ارتباطات اینطوری، این مشاورهها که ما داشتیم تا چند مورد مثلاً میبینی دختر یک پسر مثلاً ده دوازده تا دختر دوستش هست یک دختر چقدر دوست پسر دارد خیلی برای خودشان فراهم کردند اما میبینی نیست در غرب دیگر این مسئله الا ماشاءالله زیاد هست.@ در آلمان هر 35 ثانیه یک نفر خودکشی میکند برای اینکه این فقدان معنویت فاجعهای هست که همه بشریت را دارد میگیرد لذا این سه نیاز نیاز مهمی است وقتی میگویم در زندگی تحرک نشاط روحیه کار ایجاد میشود باید مواظب باشیم این تحرک را طوری جهت بدهیم که در سه جهت پخش بشود.@ یعنی این نشاطمان را تقسیم بکنیم بین تأمین نیازهای مادی تأمین نیازهای عاطفی و اخلاقی و تأمین نیازهای معنوی، حالا این را در مباحث دیگر مبسوط خواهم گفت این هم فایده دیگری از فوائد فردی معنوی.@ دو سه تا دیگر اثر مانده که اینها اثرات معنوی هستند که انسان را ارتباط میدهند با ماوراء طبیعت و ابدیت یکی از آن اثرات این هست که انسان با قبول ازدواج پیروی از دستور خداوند تبارک و تعالی کرده و پیروی از سنت پیامبر(ص) کرده و خودش را در معرض محبت خداوند و پیغمبر قرار داده.@ ازدواج یک سنت الهی هست و در درون انسان نهاده شده خداوند هم به حکمت بالغه خودش خواسته که انسانی را خلق بکند و این انسان نسلش روی زمین تکثیر بشود و حفظ بشود انسانی که قبول ازدواج میکند با هدف خلقت هماهنگی کرده و با نظام حکمت الهی خودش را هماهنگ کرده و در این چرخه حکمت وارد شده و قبول یک همچین مسئولیتی را کرده.@ لذا این هم موجب جلب ثواب و رحمت الهی میشود و هم موجب جلب محبت رسول الله میشود. در روایت میفرماید(ما مِن شَیءٍ اَحَبُّ اِلَی الله عَزَّوَجَلّ مِن بَیتٍ یُعمَرُ فِی الاِسلام بِالنِکاح) هیچ چیزی در نزد خدا محبوبتر از خانهای نیست که به وسیله ازدواج آباد میشود.@ وقتی ازدواج محبوب خداست انسانی که تن به ازدواج میدهد او هم محبوب خداوند میشود یعنی انسان انجام میدهد عملی را که خداوند دوست دارد وقتی انسان تن میدهد به یک همچین کاری جلب رحمت خدا میشود.@ ما حتی داریم پیامبر به بعضی از افرادی که از نظر عبادی آدمهای قوی بودند اهل عبادت بودند خداوند به آنها میفرماید چه انسان خوبی هست کسی که هیچ کدام از سنتها را فروگذار نکند. این شخص میگوید من که فروگذار نکردم آن پیامبر میفرماید تو ازدواج را ترک کردی و ترک یک همچین سنت مهمی از درجات تو کم میکند این خیلی اهمیت دارد.@ لذا انسان وقتی قبول یک همچین کاری میکند. چون انسان محور خلقت خداوند تبارک و تعالی است این خلقی که کرده همه را به طفیلی انسان خلق کرده و خداوند ارادهاش این هست که انسان نسلش تکثیر بشود و روی زمین بماند وقتی یک کسی ازدواج میکند در واقع در جهت آن هدف الهی قدم برداشته و جلب رحمت و ثواب الهی را میکند و این ثواب در کلیه کارهایش ظهور پیدا میکند که انشاءالله توضیح خواهم داد.@ و نکته بعد این هست که جلب محبت رسول الله را میکند. چون رسول الله فرمود این ازدواج سنت من هستذ(تَناکَحُوا تَکثِروا فَاِنّی اُباحی بِکُم الاُمَم یَومِ القیامَۀِ حَتّی بِالسِقط) ازدواج بکنید با همدیگر و زیاد بشوید چون من به کثرت شما مسلمانان مباحات میکنم که تعداد شما مسلمانان زیاد بشود.@ حالا چرا تعداد مسلمانان زیاد بشود خوب هست؟ برای اینکه فرد مسلمان تابع دین پیامبر هست یعنی تابع کاملترین دین هست یعنی تابع کاملترین بودن نزدیکترین افراد هست به اهداف الهی یعنی مسلمانان بیشترین تولیدات را دارند از جهت انسانهایی که از سطح زندگی حیوانی رسته هستند و رفتند روی سطح زندگی انسانی یعنی هدف خلقت را بیشتر مسلمانان تأمین میکنند تا کسان دیگر.@ لذا هر چقدر تعداد مسلمانان بیشتر بشود آن اهداف الهی و حکمت الهی بیشتر ظهور پیدا خواهد کرد لذا میفرماید که این کار را بکنید من افتخار میکنم من مباهات میکنم به کثرت شما، بعد میفرماید(مَن رَغِبَ عَن سُنَّتی فَلَیسَ مِنّی) کسی که روی برگرداند از سنت من او از من نیست.@ (وَ اِنَّ مِن سُنَّتی اَلنِکاح) و یکی از سنتهای من ازدواج هست(فَمَن اَحَبَّنی فَلیَستَنَّ بِسُنَّتی) هر کس من را دوست دارد باید به سنت من هم عمل بکند یک کسی به عشق رسول الله این کار را بکند الان در خیلی از مصاحبههایی که شده ما از دخترها و پسرها پرسشنامه زیادی که پر کردیم قبلاً در مصاحبههای زیادی بوده سؤال شده که شما چرا ازدواج میکنید؟ میگویند ازدواج سنت پیامبر هست.@ یعنی این توجه را دارد نسبت به آن، این باعث میشود که نزدیک بشود به پیامبر و مورد محبت پیغمبر قرار بگیرد. نکته خیلی مهمی که هست و باید به این توجه بیشتری بکنیم این هست که علاوه بر سازندگیهایی که در زندگی در ازدواج هست من قبلاً هم گفتم مثل روحیه تعاون، مودت، محبت، گذشت، فداکاری، مسئولیتپذیری تعهدپذیری اینها همه سازندگی هست.@ یعنی یک نظام سازنده است ازدواج این همه سازندگی برای طرف ایجاد میکند ولی همه اینها یک سهم بزرگی دارند در ایجاد روح جمعی و از بین بردن روح شخصگرایی و نقش مؤثر دارند در تبدیل من به ما، ولی ازدواج یک اثر دیگری دارد که بسیار مؤثر هست در از بین بردن خودخواهیها و ریشه خودخواهیها که مانع رشد واقعی انسان و تعالی واقعی انسان هست میشود.@ آن این هست که ازدواج یک زمینهای را فراهم میکند که انسان در ازدواج عقائد و آراء و سلیقهها و نظریات و طبعهای مختلفی را با آن برخورد میکند و چه بسا آن اختلاف به حد تضاد هم برسد یعنی آراء متضاد، سلیقههای متضاد، افکار متضاد در او ایجاد میشود.@ انسان با ازدواج وارد یک همچین میدانی میشود که با همه اینها روبرو میشود مثلاً همسر هر مقدار هم موافق باشد بالاخره نظراتی دارد که با نظر شوهر هماهنگی ندارد چه بسا نه تنها هماهنگی نداشته باشد بلکه مخالف باشد.@ انسان در زندگی زناشویی با یک همچین مخالفتهایی روبرو میشود با یک همچین اذیتهایی روبرو میشود بچه از وقتی متولد بنایش روی مخالفت پدر مادر هست مثلاً پدر مادر دوست دارند بچه راحت باشد میبینی داد میزند مثلاً شب میخواهد بخوابد شب درست موقع خواب پدر مادر شروع میکند گریه کردن، این یعنی تحمل یک چیزی که مخالف طبع توست مخالف طبیعت توست.@ همین تحمل یک همچین مخالفتی اذیت کردن بچه، یک ذره که بزرگتر بشود میبینی که شلوغ میکند شیطانی میکند به هم میریزد کلی تلاش کردی یک کتابخانه را چیدی یک دفعه میاید کتابها را به هم میریزد یک کشو را چیدی تا تو بروی در آشپزخانه و برگردی میبینی تمام کشو را به هم ریخته خانه دوباره برگشته به حال و روز اولش، قندان را برمیدارد در اتاق پخش میکند بعد با چه دردسری تو باید جمع بکنی.@ خیلیها هستند و واقعاً بیسلیقه با این چیزها برخورد میکنند در زندگی اول از اینکه از همه این مخالفتهایی که بر علیه آنها میشود و با میل و سلیقه آنها میشود استفاده کنند در جهت باز کردن سینه خودشان و بالا بردن حوصله خودشان و غلبه بر خودخواهیهایشان عصبانی میشوند، داد بیداد.@ میبینی بچه کوچک را کتک میزند خیلیها هستند داد میزنند سر بچه، بچه از کوچکی با فریادهای پدر آشناست و این تأثیر روانی بدی روی بچه میگذارد صدای بلند پدر، صدای بلند مادر، جیغ مادر مثلاً بچه 3 ساله را میبینی مادر دستش را گاز میگیرد که تو چرا به فلان چیز دست زدی میبینی سوزن میزند به دست بچه کوچک که تو چرا من گفتم دست نزن به فلان چیز تو دست زدی.@ یعنی متوجه نیست مادری هست که سناً بزرگ هست اما خودش در حد کودک هست انتظار دارد بچه 3 ساله اگر کسی به او بگوید بابا خودت 3 ـ 4 سالت بود همینطوری بودی این را نمیفهمند متوجه نیستند فقط زن و بچه نیستند که گاهی وقتها با تو مخالفت میکنند نظریات و اعمال سلیقههای مخالفی با تو دارند.@ شما به هر حال با مادرزن و پدرزن آشنا میشوی دختر با مادرشوهر پدرشوهر برادرشوهر خواهرشوهر آشنا میشود انسان در ازدواج با یک فامیل و یک قوم آشنا میشود که آن قوم همیشه از نظر میل و سلیقه و طبع با انسان هماهنگی ندارند.@ هنر اینکه من در اینها زندگی کنم و با اینها زندگی کنم و بتوانیم زندگی خوب و خوشی هم داشته باشیم و اینها را تحمل بکنم این خیلی سینه را بزرگ میکند سینه را که میگوییم نه از نظر حجمی، بلکه روح هست یعنی حوصله شخص را زیاد میکند.@ این خصوصیت یکی از خصوصیات پرارزش ازدواج هست که در میان بزرگان و اولیاء خدا به این نکته در ازدواج خیلی توجه شده که یکی از ارزشهای والایی که برای ازدواج قائل بودند همین بوده که اینها وارد یک نظامی میشوند که در آن نظام با اینها مخالفت میشود.@ چیزهایی که خلاف سلیقه و طبع و میل اینهاست صورت میگیرد و انسان با تحمل اینها مدام به خودخواهیهای خودش غلبه میکند آن موقع هست میبینی حوصلهاش زیاد میشود تحملش زیاد میشود و قدرت روحی زیادی پیدا میکند.@ به دوستانی که علاقه به مسائل عرفانی و معنوی دارند عرض میکنم که بدون تحمل اذیت و آزار دیگران و بدون تحمل دور و بریها ما نمیتوانیم به یک ارزش معنوی خوبی دست پیدا کنیم انسانی که روحیه لطیف و ظریفی دارد لوس و ننر هست که تا مثلاً در خانه یک چیزی خلاف میلش بشود داد میزند عصبانی میشود.@ بعضی از مردها هستند با چند تا بچه میبینی قهر میکند یا زن قهر میکند این بچگی هست دانستن اینها قبل از ازدواج خیلی مهم هست یعنی انسان اگر قبل از ازدواج توجه به این فوائد داشته باشد درست برخورد میکند با زندگی زناشویی اش، همه این مسائل را در استخدام روح خودش قرار میدهد همه اینها را در استخدام کمالات خودش قرار میدهد که رشد و تعالی پیدا بکند.@ اما کسی که به این مسائل حواسش نیست تا در زندگی میرود یک ذره با او مخالفت بشود میبینی داد و بیداد میکند قهر میکند رفتارهای بچگانهای از او صادر میشود به هم میزند خیلی از مسائل را، ما داماد دیدیم مثلاً یک جا رفتند خواستگاری همه چیز جور هست در بحث خواستگاری مثلاً میخواهند سر مهریه حرف بزنند.@ یک دفعه میبینی شروع میکنند فحش دادن به همدیگر داد بیداد اول بچگی اینجا هست مثلاً مجلس عروسی آنجا باشد یا اینجا باشد یک دفعه میبینی داد و بیداد شروع شد خیلی بچگی داریم میبینی پدر دختر بچه است پدر پسر بچه است مادرانشان بچه هستند خودشان که بچهتر از همه، حواسشان به این مسائل نیست.@ سر عکس و دوربین عکاسی و فیلمبرداری و سفره عقد را کجا بگذاریم و کجا تزیین بشود میبینی که شروع میکنند دقت نمیکنند که من وقتی وارد زندگی میشوم یعنی نظریات جدیدی هم با من هست و چه بسا نظریات با من موافق نباشد هنر انسان این هست که بتواند آن نظریات مخالف را بپذیرد و تحمل بکند.@ ولی در حرام ما همچین اجازهای نداریم که ما نظریات مخالفت را بپذیریم مثلاً ما میخواهیم در مجلس عروسیمان مجلس آزاد باشد رقص و آواز باشد روابط نامحرم آزاد باشد این را نه کسی نباید زیر بارش برود باید سفت و سخت بایستد خداوند یکسری حلال قرار داده یکسری واجب قرار داده یکسری حرام قرار داده.@ ما در حرامها و واجبات با کسی تعارف نداریم کنار هم نمیاییم سازشکاری اینجا معنی ندارد که میخواهیم ازدواج بکنیم مثلاً از اولش با حرام شروع کنیم حیف است زندگی واقعاً از اولش با مخالفت خدا شروع بشود زندگی را بیبرکت میکند.@ ولی نه خیلی مسائل هست مباح است خدا شما را آزاد گذاشته ما چرا میخواهیم اعمال سلیقه خودمان را بکنیم چه لزومی دارد انسان پذیرش ازدواج از آن جهت که ازدواج وقتی وارد یک نظامی میشود که در آن عواملی وجود دارند که از نظر سلیقه و طبع و افکار و نظریات با انسان مخالف هستند خیلی برای انسان سازنده است.@ اما عرضه و هنر میخواهد که انسان از این استفاده بکند به جای اینکه این را ببرد سمت تنش به سمت افسردگی به سمت عصبانیت حرص و جوش خوردن قهر کردن مردسالاری زنسالاری و از اینطور رذائل بد و امور رذیله به جای اینکه این کار را بکند نه از اینها استفاده بکند برای رشد خودش، برای باز کردن روح خودش، برای قدرتمند کردن روح خودش این هم خیلی مهم هست.@ به هر حال در فرهنگ اسلامی برای تحمل اذیتها و آزار دیگران اهمیت زیادی قائل شدند که انسان بتواند بدخلقیهای دیگران را تحمل بکند همسر ممکن است یک موقع کج خلق بشود فرزند یک مقدار اذیت بکند همین نوع تحمل اینها فوقالعاده برای انسان سازنده است.@ سختیهای دیگری هم هست همین که شما میخواهی کسب معاش بکنی این یک سختی هست باید خلاف میلت صبح از خواب بلند بشوی جمعه صبح شش روز هفته کار کردی تا میخواهی یک روز بخوابی میگوید نان نداریم حالا جمعه صبح روز تعطیل بلند بشو نان بگیر نانوایی هم که جمعهها صبح شلوغ است.@ اگر دیر بروی که نان به تو نمیرسد اگر صبح زود هم بروی باید از رختخواب گرم و نرم بلند بشوی همین مخالفت یعنی غلبه بر حیوانیت و خیلیها به جای اینکه بفهمند که این یک غلبه است بر حیوانیت یک آزادی روح هست عصبانی میشوند غر میزنند ناراحت میشوند نمیتوانند از آن استفاده بکنند.@ تربیت بچهها فشار دارد کسب روزی حلال فشار دارد ارشاد خانواده زحمت دارد اینها خیلی برای مرد خوب هست ولی خیلیها انگار ازدواج را برای تنبلی میخواهند دقت نمیکنند که ازدواج یک نظام تعلیم و تربیت و یک نظام سازنده و مؤثر و پردامنه هست و مسئولیتآور هست دقت به این نکته ندارند که این را در آفاتهای ازدواج عرض میکنم.@ نکته دیگری که در فوائد ازدواج هست دوری از آلودگی و گناه هست وقتی میگوییم دوری از آلودگی و گناه معمولاً ذهنها میرود به سمت اینکه چون ازدواج باعث میشود که انسان غریزه جنسیش را کنترل بکند از گناه و آلودگی مصون هست و ازدواج این خاصیت را دارد.@ اما غیر از این مطلب دیگری هم هست یعنی دوری از گناه به چند جهت هست یکی همین کنترل غریزه جنسی هست که در انسان هست غریزه جنسی را خداوند به حکمت بالغه خودش در انسان قرار داده و یک امر لازم هست و باید هم در انسان شهوت جنسی باشد.@ این غریزه فوقالعاده قوی هست که اگر کنترل نشود مثل تیغ دو دَم میماند که اگر از آن استفاده درست کردی میتوانی علیه مشکلاتت و علیه موانعی که سر راه انسانیتت هست استفاده بکنی ولی اگر از آن درست استفاده نکنی خودت را خواهد برید.@ لذا باید با آن برخورد خوب و مناسبی بشود و این غریزه جنسی دقیق کنترل بشود خیلیها از جوامع شکست خوردند در برخورد با یک همچین قوه بسیار قدرتمند و کاری، نتوانستند این را کنترل بکنند و همین که نتوانستند کنترل بکنند ضربههای زیادی را زده عمرها تلف کرده بیماریها درست کرده جنایتها درست کرده که این را در مباحث اجتماعی هم عرض خواهیم کرد.@ انسان به خاطر قوه جنسی که دارد هم غریزه جنسیش و هم غریزه زیباطلبیش انسان را به سمت ارضا میکشاند لذا اگر غریزه جنسی به موقع ارضا نشود میتواند خیلی مشکلاتی را برای افراد درست بکند گاهی وقتها یک نگاه انسان را نابود بکند یا یک صدا میتواند انسان را نابود بکند یعنی زندگی را به هم بزند.@ خیلی وقتها از همین شروع شده شما متأسفانه حتی فیلمهایی هم که الان ساخته میشود میبینید که معمولاً شروع را از نگاه شروع میکنند و این باطل هست در داستانها هم همینطور چشمش افتاد و خواست نه، عرض کردم ما چشممان افتاد به صورت میافتد صورت یا زشت است یا زیباست.@ اگر زیبا بود و ما طلبیدیم یک کمال گیاهی و نباتی را طلبیدیم آیا وقتی من کسی را میبینم و میپسندم یعنی اینکه این میتواند برای من همسر باشد همسر با یک همچین وظائفی با یک همچین خواصی که باید ایجاد بکند با یک همچین مسئولیتی که باید بپذیرد!.@ یکی از شرائط این هست که انسان توجه به این نکته هم داشته باشد اما این نیست ولی متأسفانه غالباً از این شروع میشود دیدم پسندیدم دید و پسندید دید و یک دل نه صد دل عاشق شد، این نمیشود، خیلیها زندگیهایشان با همین شروع شده.@ شما در این درگیریها و دعواها و طلاقها بروید بعد میگوییم آقا شروع زندگی شما چه بود؟ این را فلان جا دیده بود بعد خواستش پیگیری کرد خانهاش کجاست مادرش را برداشت برد خواستگاری و جور شد و تمام شد رفت با یک نگاه، این فایده ندارد.@ با یک شنیدن، چند نمونه من در این چند سال داشتم اتفاقاً بین جوانان خیلی مستعدی بوده البته اینهایی که من شنیدم همه آقا بودند با یک آشنای تلفنی دو سه موردشان اینطوری بودند که برداشته بود تلفن را همینطوری گرفته بود تو گوشی گفته بود الو بعد همان صدا این را گرفته بود.@ صدا فوقالعاده تأثیر دارد انسان کمالطلب و زیباطلب است تأثیر دارد میبینی که صدای جاذبی دارد صدای جالبی دارد بعد با این صدا حرف زدند بعد ارتباط برقرار شد و دوست شدند و ازدواج هم کردند حالا میبینی که مبنا غلط است مبنا با صدا شروع شده.@ یعنی به جای اینکه از بالا شروع بشود پایین بیاید از کمالات انسانی شروع بشود و ختم بشود به کمالات گیاهی از گیاهی شروع میشود میرود به طرف بالا و اصلاً غالباً هم بالا نمیرود این خطر هست پیغمبر میفرماید(حُبُّکَ لِشَیءٍ یُعمی وَ یصِم) عشق تو و حب تو نسبت به یک چیزی تو را نسبت به عیبهای آن چیز کر و کور میکند.@ خیلیها با عشق میخواهند زندگی را شروع بکنند اما اگر زندگی با عشق شروع بشود خطرناک است زندگی باید با فکر و عقل شروع بشود با عشق شروع میکنند یعنی همدیگر را میبینند همدیگر را میخواهند بعد عیبهای همدیگر را هم نمیبینند بالاخره هر طوری شده میخواهند به همدیگر برسند بعد که به هم میرسند آن جلوهها میافتد شروع میشود اول ناسازگاریها.@ میبینی که این اصلاً فرهنگش با خانوادهاش سازگار نیست تربیت بلد نیست ادب ندارد معنویت ندارد فساد اخلاقی دارد بیماری جسمی دارد بیماری روحی دارد هزار تا مشکل دیگر هم حاصل شده چون از پایین شروع شد بالا رفت پایین هم که شروع میشود دیگر اجازه به ارزیابی مراحل عالیتر نمیدهد.@ میگوید این را دیدم میخواهمش مثلاً لیسانس دارد. لیسانس داشته باشد ثروتمند هستند پولدار هستند زیبا هستند بالا شهر مینشینند تاجر هستند ارزش های اینطوری شروع میشود بعد به یک جاهای باریکی ختم میشود بارها اتفاق افتاده که از همین صدا شروع میشود و اینها دردسر داشتند به هر حال چه نگاه چه شنیدن میتواند خیلی دردسر ایجاد بکند.@ امام صادق(ع) میفرماید: (کَم مِن نَظرَۀٍ اَورَثَت حَسرَتاً طَویلَه) چه بسیار نگاهی که یک حسرت طولانی برای انسان به دل میاورد این تأثیر دارد در غلبه شهوت، انسان میبیند و میخواهد، خواستن عیب نیست به خاطر اینکه انسان را خداوند عاشق همه کمالات قرار داده.@ انسان وقتی بیرون میبیند یک زیبایی هست آن زیبایی را میطلبد توجه ندارد که ممکن است به قلبش لطمه بخورد و اصلاً چطوری این حس زیباطلبی خودش را ارضا بکند حدیث بعدی میفرماید (مَن اَطلَقَ طَرفَهُ کَثُرَ اَسَفُه) علی(ع) میفرماید کسی که چشمش را آزاد بکند تأسفش زیاد میشود.@ یعنی مدام میبیند میخواهد ولی دسترسی کم است تقاضا زیاد ولی عرضه کم است یعنی میبیند این را میخواهد آن را میخواهد اما چون چشمش را آزاد گذاشته این مشکل میشود. میفرماید تأسف این شخص خیلی زیاد هست.@ حضرت مسیح(ع) میفرماید: (اِیّاکُم وَ النَظَر اِلَی المَحضُورات فَاِنَّها بَذرُ الشَهَوات وَ نَباتُ الفِسق) بپرهیزید از نگاه به چیزهایی که ممنوع شده به آن نگاه کنید چون نگاه تخم شهوات و بذر و گیاه فسق و فجور هست وقتی آزادش بگذاری منشأ فسادها اینطور هست که جوانی که چشمش کنترل دارد هرزه نیست دنبال ناموس مردم هم نمیگردد.@ چه کسی میافتد دنبال ناموس مردم؟ جوانی که چشمش را آزاد گذاشته، این چشم را ول کرده هرزهاش کرده، بعد چرا اسف میاورد؟ چون انسان در هر کس یک زیبایی خاصی میبیند یعنی اینطور نیست که شما اگر یک دختری را دیدی از او خوشتان آمد دختر بدی است یا زیباست یا چه بسا زیباتر بشود خوشتان نیاید این را خوشتان میاید آن را خوشتان میاید.@ انسان نمیتواند انسان بینهایتطلب است بخصوص مرد که از نظر توان روحی و بدنی این اجازه را هم به او دادند و هم میتواند با زنهای مختلفی تماس بگیرد زن اینطوری نیست زن اگر چشمش یک نفر را بگیرد هرزه نیست در زن وفاداری خیلی زیاد هست.@ اگر یک نفر را به عنوان همسر پذیرفت روی او میماند خیلی به ندرت اتفاق افتاده که یک زن از شوهرش روی برگرداند برود سراغ مردان دیگر، شاید یک علل بعید و غریبی هست که به ندرت اتفاق میافتد اما در مرد اینطوری نیست.@ لذا مرد باید خیلی حواسش بیشتر باشد که چشمش را آزاد نگذارد آنوقت در این جامعه وانفسای ما که اگر بخواهد آزاد بگذارد مدام فشار روحی زیادتر میشود یعنی مدام تأسف میخورد که نمیتواند به وصال برسد افسوس میخورد حرص میخورد.@ آنوقت این ترشح معده را زیاد میکند اثنیعشرش را خراب میکند ضعیفش میکند زودرنجش میکند عصبانیش میکند در این حد اگر نتواند خودش را نگه دارد آن وقت مجبور میشود به تعرض به نوامیس مردم و اگر نتواند این را انجام بدهد به توسل به راههای غیر مشروع ارضا غریزه جنسی که همه مفسده ایجاد میشود.@ لذا این غریزه را خیلی باید به آن دقت بکنید اینکه من از غریزه رفتم روی نگاه به خاطر اینکه نگاه عامل مهم تحریک غریزه است یعنی بیموقع بیدارش میکند الان بلوغهای زودرسی که در جوامع غربی هست مثلاً بچههای زیر 10 سال بلوغ زودرس دارند 10 سال بلوغ زودرس دارند برای اینکه یکسره چشمشان دیده و گوششان شنیده.@ بعد شهوت جنسی هم چیزی هست که تقریباً از یکی دو سالگی انسان مهیا هست برای همین در مورد دخترها میگویند اسباببازیهایشان باید نوع خاصی از اسباببازی باشد پسرها همینطور، جنس لباس زیر که میپوشند مثلاً شورتشان یا لباس زیر بدنشان فرق دارد مرد با پسر، دختر با پسر فرق دارد نحوه خوابیدنشان باید از کوچکی کنترل بشود.@ یعنی از همان یکی دو سالگی بچه در معرض انحراف قرار میگیرد یعنی اگر مرکز لذت را کشف بکند مدام دوست دارد لذت ببرد حتی داریم بعضی از بچهها ادرار را در خودشان نگه میدارند که این فشار ادرار باعث بشود مرکز لذت جنسیشان تحریک بشود لذت ببرند با نگه داشتن ادرار.@ برای همین میگویند والدین حتی اگر بچهها هم خواب هستند نصف شب باید بچههایشان را بلند کنند دستشویی ببرند که این راحت بیاید بخوابد با فشار ادرار نخوابد مفسدهانگیز هست این خیلی مهم است روی این حساب از بچگی انسان آمادگی دارد که این مفاسد را بپذیرد.@ وقتی میگوییم نگاه و گوش کنترل بشود این برای این هست که دریچههای ارضاء غریزه باید کنترل بشود ازدواج باعث میشود که انسان به طریق صحیح قدرت جنسیش را کنترل بکند دفع درستی بکند از این غریزه و به یک آرامش برسد وقتی به این آرامش رسید آنوقت صحنههای هیجانانگیز و نگاههایی که اتفاقی برای انسان پیش میاید انسان را نمیتواند نابود بکند و از راه منحرف بکند چون انسان محل ارضاء دارد.@ علی(ع) یک موقعی با لشکریانشان بیرون رفته بودند در بیرون یک خانمی آمد از کنار لشکرگاه رد شد همه چشمشان گرفته بود مدام نگاه میکردند به قول امروزیها یکی سوت میزد یکی یک چیزی میگفت بالاخره هر کدام یک چیزی میگفتند.@ حضرت تا این را دید، ببینید آگاهی رئیس و فرمانده و امام چقدر مهم هست که بزرگتر باید آگاهی داشته باشد که بداند این الان دارد سوت میزند یعنی میخواهد، گفت امشب همه مرخص هستید یعنی روش صحیح برای آرام کردن سربازان، این خیلی مهم هست که انسان به موقع خودش مثلاً حالا اینکه موقعش چه موقع هست در جایگاه خودش بحث میشود.@ وقتی انسان ارضاء صحیح و شرعی میشود در اجتماع بینیازی دارد با ناموس مردم کاری ندارد ناموس مردم را ناموس خودش میداند بلکه ناموس رسول الله میداند ناموس امام زمان میداند به هیچ وجه به خودش اجازه نمیدهد که بخواهد توجهی به نوامیس مردم بکند و تعرضی به نوامیس مردم بکند.@ پیغمبر فرمود اگر کسی توجه و تعرضی داشته باشد ولو به حد نگاه در روایت داریم حتی نگاه از پشت سر به زنی بکنی ولو محجوب هم باشد نگاه بکنی با چشم تعقیب بکنی مطمئن باش که یک نفر به ناموست نگاه خواهد کرد یعنی اینقدر این بازتاب دارد ازدواج انسان را از همه این مفاسد دور میکند.@ وقتی میگوییم از گناه دور میکند فقط این نیست که غریزه جنسی هست این اهمیت زیادی دارد. یک نکته دیگری که ازدواج در حفظ انسان از گناه و حفظ دین کمک میکند این هست که انسان را از طرق غیر مشروع ارضاء جنسی هم بینیاز میکند کسی که طریق مشروع دارد سراغ طریق نامشروع نمیرود مشروعش هست میتواند خودش را ارضاء بکند.@ رسول الله(ص) (مَن اَحبَّ اَن یَلقَی الله طاهِراً مُطَهَرا فَلیَعفُف بِزَوجَۀٍ) هر کس میخواهد خدا را طاهر و پاک ملاقات بکند پس باید به وسیله همسر عفت پیشه بکند. عفت یعنی قوهای که انسان را پاک نگه میدارد. میگوید به وسیله همسر عفت را در خودش زیاد بکند اگر میخواهد پاک باشد.@ نکته دوم اینکه چرا ازدواج مانع گناه میشود این هست که ازدواج به خاطر فوائدی که ذکر کردیم آن همه فوائدی که ذکر کردیم که در بحث مسائل اجتماعی هم میگوییم که در انسان نوعی از سازندگی ایجاد میکند که انسان خطا نمیکند کمتر خطا میکند اشتباهات دعواها، درگیریها، بزهکاریها، خلافکاریها و خیلی از اینها به واسطه ازدواج.@ ازدواج انسان را آرام میکند ازدواج انسان را در یک کانال صحیحی از زندگی قرار میدهد دنبال دردسر نمیرود دنبال مفاسد دیگر نمیرود از این طریق هم میتواند جلوی خیلی از گناهان را نگه دارد.@ یک روایت هم بخوانم و به بحث خاتمه بدهم از نبی اکرم (ص) (مَن تَزَوَّجَ اَحرَزَ نِصفَ دینِهِ فَلیَتَقِی الله نِصفِ الآخِرَۀ) کسی که ازدواج بکند نصف دین خودش را حفظ کرده به دست آورده. پس باید از خداوند بترسد در مورد آن نصفه دیگرش اینقدر مهم است که ازدواج نصف دین را حفظ کرده حالا جلسه بعد علتش را میگویم، خیلیها متوجه این نکته نیستند که چرا ازدواج نصف دین را میتواند پر بکند ازدواج یک همچین اثر عظیمی دارد.@ روایت بعد باز از پیامبر هست میفرماید: (اَکثَرُ اَهلِ النّار اَلعُزاب) بیشترین ساکنان جهنم عزبها هستند یعنی کسانی که ازدواج نکردند اینقدر ازدواج نکردن میتواند مفاسد زیادی را ببار بیاورد باز دقت کنید با مباحثی که عرض کردم فکرمان سر مفاسد جنسی و خلافهای این چنینی نرود بلکه مفاسد زیادی هست که انسان وقتی ازدواج نکرده از او سر میزند.@ جلسه بعد انشاءالله این بحث را تکمیل خواهیم کرد دو اثر دیگر از اثرهای معنوی فوائد معنوی دو فایده دیگر مانده که میگذاریم برای جلسه بعد و دو فایده هم از فوائد فردی مادی این را تمام کنیم میرویم سر وقت فوائد اجتماعی معنوی و مادی که جلسه آینده بتوانیم این بحث را خاتمه بدهیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ سؤال کردند که بعضاً در بعضی از زندگیهایی که از ایمان و اخلاق خبری نیست دیده میشود زندگی آرام و بدون خشونتی دارند این مسئله چگونه توجیه میشود؟ اول از این اگر اخلاق نباشد واقعاً زندگی آرام وجود ندارد اگر زندگی آرام هست ممکن است بدون ایمان زندگی آرامی داشته باشند اما بدون اخلاق نمیشود.@ نکته بعد این هست که خانوادههایی که در آنها ایمان نیست همه اعضای خانواده متفقاً در اینکه اهل کمالات فوق حیوانی نیستند متفق هستند لذا چون خبر ندارند تقاضایی هم در آنها نیست و همه در حد زندگی حیوانی یا در حد زندگی گیاهی قبول کردند و همدیگر را ارضا کردند در آن حد.@ و لذا مشکل زیادی با همدیگر نخواهند داشت البته در نهایت افسردگیها و ناراحتیها سراغ تکتک افراد میاید ممکن است جمع خودشان خوب باشد اما خود آن افراد اینطور نیست که کاملاً ارضا شده باشند.@ در ارتباط با نیازهای زندگی نیازهای مادی تا چه اندازه میتواند نیازهای دیگر را یعنی اخلاقی و عاطفی را تحتالشعاع قرار دهد؟ تا حدود زیادی، ما اکثر مردم دنیا را داریم میبینیم به خاطر اینکه اسیر نیازهای مادی هستند نیازهای عاطفی و معنوی را فراموش کردند و لذا تبعاتش را هم دنیا دارد میبیند.@ چون نیازهای اخلاقی و عاطفی و معنوی تأمین نشده این همه جنگها و مفاسد و ظلمها و جنایتها دارد اتفاق میافتد این بسته به کنترل خود افراد هست آگاهی افراد که بتوانند آن نیازها را هم تأمین بکنند.@ ازدواج از دیدگاه ادیان دیگر چگونه است؟ ادیان دیگر هم همینطور به ازدواج توجه داشتند بدون استثناء ازدواج یک امر مقدسی هست در سایر ادیان ولی اینکه بعضی از بزرگان در بعضی از ادیان مثل کلیسا در یک قرون خاصی با ازدواج مخالفت کرده اینها امور من درآوردی بوده و منشأ نفسانی داشته.@ و الا اینطور نیست که مسیحیت با ازدواج سازگاری نداشته باشد یهودیت سازگاری نداشته باشد ازدواج در همه ادیان امر پاک و مقدسی بوده و در همه ادیان بوده لذا یکی از مسائلی که هست این هست که در روایت گفتند که اگر دیگران عقد اسلامی نکردند حق ندارید دیگران را زنازاده بدانید.@ یعنی بچه مسیحی زنازاده نیست حضرت میفرماید چون بر طبق دین خودشان ازدواج کردند و آن بچه پاک و حلالزاده است یک یهودی همینطور هر کس با دین خودش با روش خاص خودشان ازدواج کردند اینها حلالزاده هستند احترام گذاشته دین اسلام به طریقه ازدواج امتهای دیگر این مسئله خیلی مهم هست.@ مسئله ازدیاد امت پیامبر چگونه با کنترل جمعیت سازگاری دارد؟ مسئله کنترل جمعیت یک مسئله عارضی هست خداوند تبارک و تعالی انسان را که خلق کرده و زمین را که خلق کرده محدودیتی برای امکانات بهرهبرداری قرار نداده اما نوع خاص زندگی افراد بشر هست که قطب درست میکند.@ یک عده آنقدر میخورند که از پرخوری میمیرند یک عده از گرسنگی میمیرند یک عده آنطرف نظام امپریالیستی هست یک جا شما میبینید 250 هزار کودک در هفته از گرسنگی در دنیا میمیرند.@ این نظامهایی که عارض شده و خلاف فطرت و طبیعت هست و بر مبنای قوانین اسلامی نیست احکام ثانویه را ایجاد میکند که ولی فقیه یا امام معصوم به عنوان حکم ثانویه موقتاً میگوید مسلمانان در کنترل جمعیت دقت داشته باشند تا بتوانیم کنترل بکنیم و به آن رشد مناسب اقتصادی برسیم.@ ولی در اسلام به طور اصیل از کنترل جمعیت حمایت نشده اگر از کنترل جمعیت حمایت میشود به خاطر یک حکم ثانویه است که اصل جامعه اسلامی و امت اسلامی به خطر نیفتد در اثر کثرت جمعیت.@ آیا دوران خدمت اجباری آموزشهای خاص نظامی که خشک و خشن و تند میباشند آفتی بر سر راه حس مودت و محبتورزی و مهرورزی نیست یا میتواند باشد؟ نه، شما زندگی بسیجیان را نگاه کنید این فیلمهای روایت فتح را نگاه کنید در اوج اینکه اینها عظمت داشتند خدا شاهد بعضی وقتها که اینها نعره میکشیند یک موقع میرفتی میدیدی که عراقیها مردند زخم هم در بدنشان نیست غالبشان از همان خط مقدمیها از صدای نعره بچهها مرده بودند.@ یعنی اینقدر اینها بُرش داشتند وقتی حمله میکردند واقعاً انسان یاد این آیه میافتاد(وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً فَالْمُورِياتِ قَدْحاً) تا آخر یعنی افراد پرصلابت شیران روز ولی همینها انسان زندگیشان را در جبهه میدید پر از عاطفه پر از لطافت این آیه را فراموش نکنید که(مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ).@