جلسه 009 - مراقبت‌های ماه رمضان
شماره جلسه
9
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 009 - مراقبت‌های ماه رمضان

مراقبات ماه رمضان 3/10/1377

اَعُوذُ بِاللّه مِنَ الشّیطانِ الرَّجیم/ بِسمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ/ الْحَمْدُللّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صلَّی اللهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطاهِرینَ وَ لَعنَتُ اللهِ عَلَی أعدائِهم أجمَعین مِنَ الان إلی قیامِ یَومِ الدّین» نثار روح پر فتوح امیرالمومنین علیه السلام صلوات ختم بفرمائید.

خوب امشب قرار است يك مقدار در مورد شب قدر و اهميت شب قدر صحبت بكنيم. در فرهنگ اسلامى بعضى از شبها و يا بعضى از زمانها بعضى از روزها قابليت خاص و برترى خاصى نسبت به ساير زمانها دارد يعنى يك قوه و اثر قابليتى دارد كه شبهاى ديگر و زمانهاى ديگر ندارد مثلاً شب جمعه يك قابليتى يك خاصيتى دارد كه غير شبهاى ديگر ندارد روز جمعه همين طور يك قابليتى دارد و اگر كسى ثوابى انجام بدهد كار خيرى انجام بدهد در شب جمعه و روز جمعه دو برابر محسوب مى‏شود همان طور كه اگر گناهى هم انجام بدهد دو برابر محسوب مى‏شود يا بعضى از روزها از ماههاى ديگر به هر حال مثلاً فرض بفرماييد ذى الحجه يك خصوصيات خاصى است در رجب خاصيتى است كه در ماه‏هاى ديگر نيست در شعبان همين طور ماه مبارك رمضان هم همين طور خود ماه مبارك رمضان به طور كلى كل اين ماه يك همچين قابليتهايى دارد شما آن قدر كه فضايل و خيرات در ماه مبارك سراغ داريد و امكانات براى جمع‏آورى خيرات و فرصت براى توبه براى استغفار براى بازگشت به خداوند تبارك و تعالى در ماه‏هايى ديگر اين طورى نيست مثلاً در مورد ماه مبارك رمضان داريم كه اگر كسى در اين ماه آمرزيده نشود ديگر آمرزيده نمى‏شود مگر عرفه شايد همين كه مى‏گويد عرفه يعنى اين كه عرفه يك قابليتى غير ايام ديگر دارد روز عرفه خود ماه مبارك همين طور است اگر كسى توفيق آمرزش درش پيدا نكند ديگر نمى‏تواند معلوم مى‏شود ماه مبارك خيلى براى آمرزش و جبران گذشته‏ها محيا هست آمادگى زياد دارد يا مثلاً روزها چهار روزى كه در طول سال به فضيلت برترى دارند به فضيلت مطرح هستند مهم هستند چهار شب يا چهار روز داريم روزهايش شبهايش هر دو مهم هستند اين يك حقيقتى هست والا واحدهاى زمان ثانيه يكى هست در طول براى هميشه ثانيه‏ها يكى هستند اندازه‏هاشان ساعتها يكى هستند شبانه‏روز همين طور يكى هستند يك نظم رياضى خاصى دارد ولى قابليت اين طور نيست در زمانها يك قابليتهايى براى شدن هست كه در زمان ديگرى يك همچنين قابليتهايى وجود ندارد در اين باره كه اين رمز را ما بفهميم كه چرا اين چنين هستش ما برمى‏گرديم به همان مثل هميشگى خودم در مورد شب قدر هم باز ما يك همچنين وضعيتى داريم كه در خودش كل شبهاى ماه رمضان هست رمضان كل ماه‏ها و شب قدر كل شبهاى ماه رمضان هست و يك قابليت بسيارى دارد كه به هر حال هيچ شب ديگرى ندارد براى اين قضيه برمى‏گرديم به همان فرمول خودمان كه بحث نسبت بود. گفتيم رابطه دنيا و آخرت مثل رابطه رحم مادر است با دنيا دوران جنينى محدود است يعنى 2800 خورده‏اى روز است يا نه ماه است ولى به قدرى قابليت دارد اين 2800 خورده‏اى روز يا نه ماه به قدرى فرصت مى‏دهد به يك جنين براى شدن براى تجهيز كه وقتى متولد مى‏شود ده سال را با توانى كه از رحم با خودش آورده سپرى مى‏كند يعنى چيزى با خودش مى‏آورد كه در شرايط زيستى دين ده‏ها سال براى سرمايه است سرمايه ده‏ها سال را در مدت چند ماه تهسيل مى‏كند به طورى كه جبران ضعف‏ها و نقص‏ها كه از رحم جنين با خودش مى‏آورد يا غير ممكن است يا بسيار طولانى است اين قدر قابليت دارد يعنى اين جور مى‏شود كه فرض بفرماييد در دوران جنينى بر اثر يك اشتباهى جنين يك حادثه‏اى برايش رخ داد ما بتوانيم در همان مدت زمان در دنيا آن را جبران كنيم نه در دنيا اگر بخواهد جبران بشود ماه‏ها و سالها طول مى‏كشد تا بخواهد يك ضعف و بيمارى چيزى كه جنين با خودش در رحم به وجود آورده يا داشته جبران كرد چون آنجا بسيار قابليت زيادى دارد براى همين خود اطبا ترجيح مى‏دهند الان هم همين طور است ترجيح مى‏دند اگر جنين مريض هست قبل از آن كه به دنيا بيايد همانجا مداوا را شروع كنند نگذارند متولد بشود مثلاً يك نارسايى كليوى دارد يك نارسايى ديگرى دارد يك نارسايى قلبى دارد هر چى هست در همان رحم عمل مى‏كنند جراحى مى‏كنند دوباره برمى‏گردانند به همان وضعيت رحم يا خود جنين خودش در رحم منتقلش مى‏كنند به همان جا چون مى‏كند آن چيزى الان دارد اتفاق مى‏افتد در اين مدت به قدرى قوى است و به قدرى قابليتش زياد است كه بهتر است همين جا هر چه شدن مى‏خواهد صورت بگيرد بگيرد نمونه براى اين طرف در يك شرايط زيستى جديد آن شدنى كه بايد صورت بگيرد نيست آن چيزى كه بايد بشود نيست ديده اين قدر است كه يك توده سلولى يعنى يك تخمك و يك اسپرم به آن ريزى مى‏شود يك انسان يك انسان كامل مى‏شود در مدت 2800 خورده‏اى روز به صورت به يك انسان در مى‏آيند با روح هم چى اين قدر آنجا اين قابليت دارد در خود دوران جنينى هم ما اين مسئله را داريم در خود دوران جنينى اطبا مى‏گويند كه چيزهايى كه ماه اول هست اهميتى كه ماه‏هاى اول دارد ماه‏هاى آخر ندارد دوران جنينى كارهايى كه بايد در ماه‏هاى اول كرد خيلى اهميتش بيشتر است از زمان تشكيل نطفه به بعد اين‏ها خيلى مهم يعنى اين دوران هم يك جور نيست اين كه نه ماه است از نظر زمانى هم نه ماه ثابت است اما خود آن دوران رحمى هم يك جور نيست يك قابليتهايى آغازش دارد كه بعد ديگر آن قابليت‏ها را ديگر ندارد در تولد هم باز همين طور هست در تولد چيزى كه در روزهاى آغازين تولد است يا ماه‏هاى آغازين است در ماه‏هاى بعدى نيست در تغذيه همين طور در تغذيه فرض بفرماييد تغذيه در چند سال اول اهميت دارد اين به تغذيه اهميتش در ماه‏هاى ديگر نيست يعنى اگر يك كودكى در سالهاى اول با سوء تغذيه رو به رو بشود سوء تغذيه كه مى‏گويم حالا از هر جهت رو به روبشه حالا بعداً اين جورى نيستش كه حالا اين جورى جبرانش مى‏كنيم خيلى خيلى سخت‏تر جبران ضعف‏هايى كه در كودكى است زمان كودكى اين قابليت دارد در آغاز ماه‏هاى اول يا سالهاى اول كودكى اين قابليت دارد كه غذا خوردن تويش خيلى اهميت دارد تربيت خيلى اهميت دارد مسايلى از اين قبيل يعنى پذيرش خيلى خوب است قوه قوه خيلى قوه بالايى است اين طورى نيست كه مثلاً فرض بفرماييد ضعفى متوجه يك جنينى كودكى شد بعاً بشود در سالهاى بعد خيلى راحت جبرانش كرد مى‏گويد اين مسئله داشت كه بايد همين چند سال اول كودكى بايد تغذيه درستى انجام برايش مى‏شود مثلاً آن موقع كه داشته چى كار مى‏كرده تهيه يك ساختار مى‏كرده چون دوران كودكى خودش شبيه دوران جنينى هست خود دوران كودكى شما مى‏دانيد رشد كودك در دوران چند سال اول خيلى فرق مى‏كند يك بچه كوچولو مثلاً سه كيلويى يك نوزاد سه كيلويى مثلاً با سرعت رشد مى‏كند تو اين سالها آن قدر كه رشد مى‏كند در سالهاى آغازين بعداً اين جورى نيست بخواهد تحصيل ساختار بعداً اين طورى نيست قلبش يك قلب كوچولو شما مثلاً فرض بفرماييد مشت يك نوزاد را نگاه بكنيد چقدر قلبش هم همان قدرى هست وقتى كه بزرگ بشود خوب خيلى تشكيل مغز مى‏دهد مغزش بزرگتر مى‏شود قلبش بزرگتر مى‏شود اين ايام كه در حال شدن است خيلى اهميت دارد تا بعداً مى‏شود ديگر مغز به يك ثباتى مى‏رسد قلب به يك ثباتى مى‏رسد استخوانها قدر اينها يك سنى رشد دارند بعد از اين رشد ديگر چه مى‏شود متوقف مى‏شود چون بعد از آن ديگر اين قابليت وجود ندارد براى يك كودك كه آن چيزى كه مى‏توانست تسهيل بكند و مى‏كرد بعداً بتواند بكند اين طور نيست مثلاً شما دندآنهارا ببينيد يك دور دندانهاى ريز است اين قابليت را دارد كه دوباره در بياورد دوباره دندان در بياورد ولى بعد كه دفعه دوم دندان درآورد دندآنها ريخت ديگر چرا مجدد همچنين قابليتى ندارد كه بتواند دندان درآورد اينها خيلى اهميت دارد پس دقت بكنيد كه مسئله كه ما در جنين داريم اين هست كه جنين اشتباه بزرگى كه ممكن است صورت بگيرد اين است كه ما نُه ماه جنين را با نُه ماه دنيا مقايسه كنيم اصلاً اين جورى نيست نُه ماه جنين مساوى است با يك عمر دنيا بعضى با آن ده‏ها سال را مى‏سازند در همين نُه ماه براى همين هم يك اتفاق كوچك در دوران رحمى دوران جنينى براى جنين اتفاق مى‏افتد اين اتفاق كوچك وقتى مى‏آيد در شرايط زيستى دنيا تبديل مى‏شود به يك مشكل چه مشكل بزرگ حتى مشكل چى هميشگى بعضى اتفاقها است در يك ثانيه حتى دو ثانيه سه چهار ثانيه اتفاق مى‏افتد در زمانى كه دارد تشكيل نطفه مى‏شود يا بعد از تشكيل نطفه كه وقتى به اصطلاح وقتى كه جنين متولد مى‏شود به صورت يك جنين كامل متولد مى‏شود بعداً اين عيب را دارد چرا چون مثلاً در دوران جنينى از دو سه ثانيه اتفاق ناگوار و خلاف روند طبيعى رشدش برايش چى شده اتفاق افتاده براى اين سر يك اتفاق خيلى بدى برايش اتفاق مى‏افتد اين اصلاًتا آخر ناقص مى‏خواهد بود مثلاً حادثه‏اى يك بى‏دقتى از طرف پدر و مادر صورت مى‏گيرد بچه مثلاً تا آخر عمر كور بار مى‏آيد بيرون مى‏آيد تا آخر عمر كور متولد مى‏شود از نظر خيلى از قابليتهاى جسمى همين طور است كلا زيبايى سلامتى بدن هوش عقل و مسايل معنوى كلا اين مسايلى هست كه خيلى اهميت دارد آن قدر اهميت دارد كه فرمود پيامبرصلى الله عليه وآله »اشقع من شقيع فى بطان لمه« اشقيع كسى است كه در بطن مادرش شقى شده باشد اين قدر شقاوت دوران رحمى اثر دارد يا سعادت هم همين طور »اسعيد فى سعيد فى بطان امة« سعادت در رحم خيلى اهميت دارد تا چيزى كه بعداً مى‏خواهد تسهيل بكند قابليتهايى كه در آغاز كاشته مى‏شود به هر حال خيلى مهم هست اصل يك بنا وقتى درست گذاشته مى‏شود خيلى اين اصل مهم هست شما مثلاً خانواده‏هايى ريشه‏هايشان ريشه خوبى هستند نگاه كنيد چون نطفه خوب كاشته شده مادر و پدر دارايى اهليتهايى بودند بعداً ممكن است بچه بعداً كه بزرگ شد در يك شرايط خاصى مثلاً از شرايط محيطى فساد بشود برود مثلاً مشروب خوار بشود نمى‏دانم معتاد بشود دزد بشود سارق بشود چه مى‏دانم چه و چه بشود ولى بعد دوباره برمى‏گردد اين ريشه خيلى اهميت دارد ريشه كار مى‏كند آن قدر آن اين گريه‏اى كه مادر در دوران رحمى مثلاً براى سيدالشهدا كرده روضه‏اى كه خوانده فرض بفرماييد شيرى كه با گريه و روضه دهان بچه گذاشته اثر مى‏گذارد و كار مى‏كند كه مى‏بينيم بعد از ده سال آلودگى اثر خاص خودش را مى‏گذارد و شخص موفق به توبه مى‏شود اينها بايد برگشت به اصل و نگاه كرد پس در واقع دوران جنينى لحظاتش مساوى با لحظات دنيايى نيست يعنى اين از نظر گذران يكى هست يعنى شما وقتى زمان مى‏گيرد مى‏گويد آره مثلاً نُه ماه گذشت ولى واقعا اين طورى نيست براى آن تويى آنجا آن دارد قابليت يك عمر چندين ده ساله را تهيه مى‏كند ما اين جا مى‏گوييم بله با مقياس زمان ما نُه ماه گذشته ولى براى آن اين جورى نيست همين اشتباه در فهم زمان هم در مورد برزخى هست ما مى‏گوييم طرف فرض بفرماييد چهل روز است كه فوت كرده ولى براى آن زمان اين جورى نيست قرآن مى‏فرمايد به اينها مى‏گويم چند وقت كه مُرديد »كم و لبس« چقدر خوابيديد »لبسٌ ليوم او باذ يومه« يك روز يا چند ساعت اين جورى مى‏شود خوب برمى‏گرديم به اين سمت شرايط دنيا اين جورى است دنيا. پس رابطه دنيا با آخرت شد مثل رابطه رحم مادر با دنيا الان ما در دنيا دوران جنينى‏يمان را مى‏گذرانيم يعنى جنينهايى هستيم تنها هر كداممان هم تنها هستيم اين مسئله تنها مسئله خيلى مهمى است كاش فرصت بود برايتان مسئله تنهايى مى‏گفتم كه همه جهان همه كسانى كه ما داريم با آنها زندگى مى‏كنيم و فكر مى‏كنيم با ما هستند همه اينها اجزاى يك رحمى هستند كه ما داريم درونش زندگى مى‏كنيم و حقيقتاً ما خودمان چى هستيم تنها هستيم پس تنهايى خيلى بحث مهمى است كه الان اگر مطرحش بكنم ضايع مى‏شود يعنى بحث ضايع مى‏شود بماند ما داريم رشد مى‏كنيم آن چيزى هم كه دارد اطراف ما مى‏گذرد همه‏اش شرايط يك رحم هستند آماده بشويم براى تولد به عالم بعدى موقع مرگ بدن كه عبارت است از در جنين چى هست در رحم جفت است رهايش مى‏كنيم مى‏آييم يعنى آن كه آلت واسطه يك جنين با رحم بود از طريق اين تغذيه مى‏شد رشد مى‏كرد كارهايى انجام مى‏داد چى بود جفت بود رها مى‏كند خودش مى‏آيد يعنى كجا يعنى آن كه مطابق شرايط دنيا است مى‏آيد بيرون فقط اينجا هم بدن ما رابط روح ماست با عالم دنيا. بدن فعلا با ماست كه ما در دنيا كسب فيض كنيم كسب آن چيزى كه نياز داريم بكنيم به محضى كه بخواهيم شرايط زيستى بعدى وارد بشويم بدن كه وسيله است به ارتباط ما به اينجا بوده از پا كنده مى‏شود ما از اين جدا خواهيم شد بعد با بدن ديگرى چى مى‏كنيم با بدن برزخى كه داشتيم و داريم بدن برزخى همان هست كه در طول خواب هم شما شبها از آن استفاده مى‏كنيد شبهايى كه خواب مى‏بينيد بدن خودتان كه اين طرف آن طرف نمى‏رويد با اين بدن‏هايتان با كدام بدنتان مى‏رويد با آن بدن برزخى داريد مى‏رويد آن بدن برزخى هم داريدش همين الان با خودتان هست بلافاصله بعد از اين كه از دنيا رفتيد همان بدن برزخى ما با ما است و ما در شرايط زيستى جديدى قرار مى‏گيريم اما رابطه همان طورى كه عرض كردم هست يعنى كسى فكر نكند اينجا بيست سال سه سال پنجاه سال دنيا همان است كه در آخرت اين جورى نيست نه خيراتش نه گناهانش اين جورى نيست همان طور كه براى جنين اگر يك اتفاق بدى مى‏افتد وقتى متولد مى‏شود سالهاى سال گرفتارش بود اينجا هم اگر كسى گناهى بكند به قول على‏عليه السلام مى‏فرمايد: چه بسا براى يك گناه صد سال يك نفر چه بشود در شرايط زيستى آخرت موذب بشود چون آنجا قابليتش اين هست كه اين باز مى‏شود همان طور كه در تولد يك جنين نُه ماه مى‏آيد در دنيا و دنيا تفسير مى‏كند اين جنين را بازش مى‏كند و معلوم مى‏شود اين چه دورانى را گذرانده از آن جا ما اين چيزى كه بسته بود يعنى روحى كه مخفى بود يك دفعه در شرايط زيستى آخرت باز مى‏شود با بدن جديد معلوم مى‏شود كه چه جورى بود آنجا وقتى مى‏خواهد تفسير بشود مثل اينجا وقتى مى‏خواهد بشود مثل اينجا كه وقتى مى‏خواست تفسير مى‏شد چند سال مى‏كشيد اينجا هم ممكن است چند قرن حتى بكشد خيلى طولانى است خيراتش هم همين طور مثلاً يك مادر در دوران جنينى براى بچه‏اش مثلاً روضه مى‏خواند ذكر مى‏گفته وقتى اينجا متولد مى‏شود خيلى قابليت به اين بچه مى‏دهد اينجا هم همين طور است شما هر عبادتى كه انجام مى‏دهيد وقتى مى‏رود آن طرف يك دفعه اين عبادت يك چيز عظيمى از كار درمى‏آيد كه شما مثلاً كسى فكر نكند اين خرافه ديده‏اند تمام قواعد رياضى و دقيق است مثلاً فرض بفرماييد در ازاى فلان كار مثلاً مى‏كند يك كاخ در بهشت خدا بركت مى‏سازد يعنى چى اين چه ربطى داشت مثلاً من يك »سبحان اللَّه« گفتم يك درخت در بهشت براى من كاشته شد دقت كنيد قابليت دنيا يك قابليت هست كه مى‏تواند آنجا يك همچين درختى را ايجاد بكند كم نيست اين كه مثلاً فرض بفرماييد يك خانمى به دست همسرش يك ليوان آب مى‏دهد يك جرعه آب مى‏دهد در روايت داريم مثلاً يك قصر در بهشت برايش ساخته مى‏شود كم نيست اين اسمش اين است بله مثلاً يك ليوان آب پذيرايى كرد به همسرش بهش داد وقتى منتقل شد همين اين برود در ابديت تبديل مى‏شود به يك چند خيلى عظيمى مى‏شود همان طور كه ما در دنيا مثالش داريم كسى نمى‏تواند بگويد من نمى‏فهمم كه شما رحم را داريد درك مى‏كنيد ديگر دوران جنينى هم درك مى‏كنيد هم دركش كرديد قرآن هم خيلى سفارش مى‏كند ما دنيا را بفهميم براى فهم آخرت يعنى كسانى مى‏توانند آخرت را خوب بفهمند كه دنيا را خوب بفهمند »ولقد علمتم نشألة اولا فلولا تذكرون« شما دنيا را مى‏بينيد ديگر چرا آخرت را نفهميد چرا متذكر نمى‏شويد در سوره واقعه داريم كه دنيا را ديده‏ايد چه جورى است چطور آخرت را درك نمى‏كنيد و قبولش نداريد وقتى كه اول را مى‏بينيد ديگر فهم آخر كه ديگر بايد كار راحت‏ترى باشد اين قابليت را دارد ببينيد عمر دنيا هر چند سال كه هست قرار يك ابديت را براى ما بسازد يعنى وقتى باز مى‏شود در شرايط زيستى بعد مى‏شود يك ابديت شوخى نيست ابديت را ما كى شنيد زياد عادى شده برايمان از طريق جاودانگى شما يك دانه يك بنويس روى اين كره زمين اصلاً خود اين كره زمين يك ديگه صفر بگذار جلويش چند سال نورى الان ما داريم چند هزار سال نورى چند ميليون سال نورى داريم حداقل اين عكس كه گرفته‏اند پارسال من اين را خوانده‏ام اين جادو هزار ميليارد سال نورى بوده خوب اين دو هزار سال نورى مى‏دانيد يعنى چه حالا شما اين دو هزار نورى را با خودنويس خيلى باريك با يك روان‏نويس نقطه بگذار بچين فقط برو نقطه بگذار برو بالا تا به آسمان دهم اين قدر سال اين در مقابل بى‏نهايت در مقابل ابديت يعنى هيچى يعنى خيلى كه ابديت يعنى اين دقت بكنيد اين اهميت و عظمت ابديت اگر جان يافت براى ما ما خودمان را خلى مُفت مى‏فروشيم و قرآن براى اين كه ما بفهميم هشتاد بار مسئله جاودانگى را در قرآن ذكر مى‏كرد كه بفهميم حالا روايت بماند كه مثلاً فرض بفرماييد اميرالمؤمنين‏عليه السلام فرمود: »خلقكم للبقاء لا للفنا« شما براى بقا خلق شده‏ايد براى فنا خلق نشده‏ايد مى‏شود ابديت يعنى ته ندارد ديگر چى مى‏خواهى اسمش را بگذارى يعنى انتهايى برايش وجود ندارد چند بار قرآن مسئله خود در بهشت مطرح مى‏كنم جاودانگى را انتها ندارد داريم كه يكى از لذتهايى از خود بهشت بالاتر است لذت ابديت است يعنى بهشتى‏ها يك لذت از بهشت مى‏برند بعد در هر درجه از بهشت كه باشند بهشتيان هر چه مى‏خواهد باشد يكى بهشتى خدا است يكى بهشتش هم بهشت‏هايى آن طورى هست باغ و بوستان بهشت هر چه كه مى‏خواهد باشد در بهشت كه مى‏خواهد باشد چون بهشت يك معناى عامى دارد خدا را شامل مى‏شود بهشت‏هايى آن طورى كه نمى‏دانم درش باغ و بوستان حور و فقيرمان و مخلدوند لولو مكنو نو چى چى هستند نمى‏دانم همه چى آنها هم مى‏شود بهشت بهشت مراتب دارد يكى از بهشت‏ها خدا است يكى از بهشت‏ها بهشت خداست »جنة الحقاء« داريم ديگر در روايت داريم در جنة القاء نه درخت است نه قصر است هيچى نيست يك چيزى است از همه بهشت‏ها بالاتر ما چه مى‏فهميم چى آن كه اينجا مى‏رسند به لقاء و خدا فقط دوست دارند مى‏فهمند يعنى چه نه اين كه خدا در يعنى دارد كه اينها به آنها بدهد براى اين كه در لقاى انسان چيز ديگر را به غير از خدا نمى‏خواهد يعنى انسان وقتى با محبوب است جزء خود محبوب هيچ چيز ديگر را نمى‏خواهد و اصلاًدوست ندارد از محبوب خودش چى بشود غافل بشود كه بخواهد به چيز ديگر نگاه بكند اصلاً اين اكرام است كه محبوب خودش را عريان در اختيار عاشق خودش قرار بدهد يعنى خالص و هيچ چيز ديگرى نباشد اين هم يك بهشت است براى همين هم حضرت سجادعليه السلام در ادعيه خودش در چند دعا داريم در دعا مُريدين داريم در جمعه در دعاهايى ديگر هم داريم »يا جنتى« به خداوند عرض مى‏كنم اى بهشت من خدا بهشت بهشت انسان مى‏شود حقيقتاً هم بهشت ديگرى براى همين هم حضرت كاظم‏عليه السلام در كافى داريم خداوند بهشت را براى بدنهاى شما خلق كرده يعنى بهشتى كه آنجا با اين خصوصيات است نمى‏دانم درخت و ميوه حورى شراب قصر و چه چه... اينها باى بدنتان است ولى خود روح اين طورى نيست روح اصلاً بهشتش از مغوله ماده نيست از مغوله بهشت آن جورى نيست روح يك چيزى را مى‏خواهد كه خيلى فراتر از بالاتر اينها هست ولى به هر حال اين عمر دنيايى توى آن توى ابديت يك همچنين چيزى مى‏سازد به هر حال شما آن جا وقتى مى‏گويم ابديت اين اشخاص در ابديت خودشان در بهشت خودشان با معشوق خودشان كه معشوق هستند و لذت مى‏برند يكى از آن چيزهايى كه خيلى مزه بهشان لذت مى‏دهد اين هست كه اين ابدى است يعنى خود ابديت از بهشت هم يعنى لذت ابديت از بهشتش يك چيز ديگر است يك حض خاصى مى‏برند كه اين يك چيز ديگرى است كه اين از ما گرفته نمى‏شود »لا مقطوع و لا ممنوع« قطع نمى‏شود منع نمى‏شود اين طورى هست ابديت خيلى مهم است ما متأسفانه عادت كرديم اين لغزش را و به آن عادى نگاه مى‏كنيم همين عادى مى‏شود بلاى جان ما و جلوى فهم ما را ادراك ما را و جلوى شوق و نشاط و عمل ما را مى‏گيرد خوشى نيست ابديت آقا اگر كسى پيوند با ابديت بخورد آن قدر شاد مى‏شود در دنيا كه حد ندارد آن قدر شاد مى‏شود كه نگو يعنى هميشه شاد مى‏ماند هميشه نشاط دارد ديگر اصلاً حيفش مى‏آيد براى دنيا عصبانى بشود اصلاً سر يك چيزى دعوا بكند عصبانى بشود به او بربخورد نه اين جورى نيست وقتى كسى پيوند درست مى‏خورد خيلى نشاط مى‏آيد سراغش پيوند هم حقيقى است يعنى وقتى خوردى وارد ابديت شدى حتماً اين جور نيست كه اين يك اعتبار باشد مثل اين كه بگويند شخص ديپلم دارد ليسانس دارد فرض بفرماييد افسر است سرتيپ است مثلاً سركارگر است اينها اعتبارى است يك روز بگيرند شما ديگر هيچ كاريت ولى اين جورى نيست شما در پيوند با ابديت يك پيوند حقيقى مى‏خوريد كه حقيقتاً هم همين هست يكى از اين دوستانمان بچه با روحيه و خوبى هست ارتباطش هم خوب هست اخوى را خواب ديده بود آقا مهدى‏قدس سره گفته بود به آقاى شجاعى بگوييد اين درسهايى كه به ما مى‏داد اينجا همه‏اش و در يك جمله به ما مى‏گويند يعنى اين قدر كش نمى‏آيد هى بنشين سر جلسه دو شب و يك شب و بيايى بنشينى هى طول بكشد نه آنجا يك جمله همه چيز را مى‏فهمند آدم مى‏رود چى كارش همين جورى است ديگر آنجا همه پيش معرفت است لازم نيست احتياج ندارد به هر حال زمان نمى‏برد خيلى مهم بله تعليم هست بنا به قابليت خودت تعليم است خوانديم ديگر در معاد در جلد اول ثابت كرديم كه آنجا هم تكامل برزخى داريم و هم تكامل بعد از برزخ داريم هر دوش را داريم خوب پس در حقيقت ما عمر دين يك ابديت را مى‏سازيم ساعات دنيا هم با هم مساوى است ثانيه‏هايش مساوى است اما همين چند ثانيه وقتى تقسيم مى‏شود در برزخ يا تفسير مى‏شود در ابديت در آخرت يك دفعه مى‏شود اين چند هزار سال چند ميليون سال يعنى اين قدر قابليت دارد اگر كسى هم برايش نامفهوم بود بيايد برود جنين را مطالعه كند نُه ماه جنين چه قابليتى دارد كه مى‏تواند يك عمر دنيا را عمر دنيا هم كه محدوديت ندارد از نظر علمى كه چه كسى گفته عمر دنيا شصت سال هفتاد سال يا صد سال است الان ما افرادى داريم صد و پنجاه سال عمر كردند اگر تطبيق بيشترى يا نشاط دنيا داشتند و قابليت بيشترى داشتند بيشتر چه كار مى‏كردند عمر مى‏كردند نوح‏عليه السلام سه هزار سال عمر كرده امام زمان)عج( هزار و خورده‏اى سال است در حياتند سلمان‏عليه السلام چه عمر طولانى داشت و خيلى از كسانى ديگر جنين اين قدر قابليت دارد دنيا هم همين طور است دنيا ابديت مى‏سازد اين را توجه بكنيد لذا اشتباه بزرگ ما در زندگى اين است مى‏گويم كه يك ساعت وقت تلف كرديم اين جورى نيست يك ساعت وقت تلف كردند ابديت مى‏سازد براى ما اين يك ساعت مگر شوخى در روايت داريم لا بقية العمر لا قيمة لها قديدرك بهامافات و يوها ماهات« بقيه عمر اصلاً نمى‏شود برايش قيمت گذاشت. على‏عليه السلام فرمودند: »لا يدركه بها مافات« در جبران مى‏شود آن چيزى كه فوت شده يعنى شما در دنيا اگر يك كارى را خراب كرديد مى‏توانيد جبرانش كنيد قابليت زياد دارد همين طور در دوران جنينى و رحمى يك موقع‏هايى اگر يك اشتباهى در وضعيت جنين باشد جبران مى‏شود كرد »و يوحها بها ماهات« آن چيزى كه از تو فوت شده و مُرده مى‏توانى احيايش بكنى اين قدر قابليت دارد به شرطى كه بلد باشى در آن شرايط محدود چه جورى گذشته را جبران كنى يك كسى عرضه دارد مى‏تواند مثلاً در يك شب يك كارى بكند تلافى اين ده سال اشتباهى كه كرده را درآورد اين هم فرمول دارد يعنى يك مكانيزم دقيق دارد كه در معرفت توضيح دادم يك مقدارش هم در معاد بعضى وقتها اشاره كرديم به آن حُرعليها السلام را نگاه كنيد حُر يك شب ببين چه جورى چه كارى مى‏كند در يك شب يك شبه است ديگر ولى كارى توانى يك شب مى‏كند كه تمام اشتباهات گذشته را جبران مى‏كند يك كسى كه امام صادق‏عليه السلام وقتى مى‏رود سر قبر حُر مى‏گويد »بابى انت و امى« شوخى نيست امام صادق‏عليه السلام به حُر اين جورى بگويد بزرگان ما مراجع ما وقتى سر قبر حُر مى‏رفتند چه قدر تواضع مى‏كردند اين امامه‏شان را درمى‏آوردند شيخ انصارى‏قدس سره آن پايين مثلاً فرض بفرماييد در ورودى قبر حُر را مثلاً پاك مى‏كند و گردگيرى مى‏كند يا امامه خودش مى‏شود حُر تو خانواده‏هايش هستند تويى سربازهايى عمر سعد تويى آن لحظه آخر كه سيدالشهداعليه السلام تنها مى‏ماند و صدا مى‏زند »هل من ناصر و ينصرنى« اينها حالا اينها خيلى داستان عجيبى دارند اصلاً خيلى عجيب است اين چى مى‏شود اين جورى مى‏شود مى‏گويد برويم كمك حسين برويم تمام مى‏شود چقدر مگر طول مى‏كشد از وقتى كه اينها تصميم گرفتند بيايند كمك سيدالشهدا تا مُردند تا كشتندشان شايد به نيم ساعت هم نكشد ولى قابليت خيلى دارد اين نيم ساعت يا كسانى ديگر شما الاماشااللَّه ما داريم از اينها آن خانم بدكاره و فاحشه كه مثلاً يك عمر دچار فحشا بوده شب آخر عمر يك كارى مى‏كند يك طورى با خدا ارتباط برقرار مى‏كند كه بعد خداوند تبارك و تعالى بزرگان و علما را اين شب خواب مى‏بينند كه مى‏گويد اين دوست ماست ولى ماست برويد دفنش كنيد با احترام دفنش كنيد اين طورى مى‏شود خيلى كار مى‏تواند بكند عمر شوخى نيست بقيه عمر اصلاً قابل حالا كى مى‏تواند اين را ارزيابى بكند اينها ديگر خيلى بشر به ذهنش ماشااللَّه فشار آورده گفته وقت طلا مثلاً خيلى حرف بزرگى زده گفته وقت طلا است ولى واقعا مى‏شود وقت ابديت است وقت يك ثانيه‏اش اصلاً قابل حساب نيست نمى‏شود حسابش كرد وقت در ابديت قابل محاسبه است كى مى‏شود چه كار كرد شما رايانه موقع‏هايى كه مثلاً مى‏خواستيد بنويسيد مى‏گفتيد حالا من بايد صد صفحه بنويسيم اين صد صفحه را با خودم ببرم الان شما يك ديسكت نورى داريم دويست و پنجاه هزار صفحه در يك ديسك مى‏گذاريد جيب بغلتان بعد كه مى‏گذاريد در دستگاه بعد تفسيرش كه مى‏كند برايت مى‏شود دويست و پنجاه هزار صفحه همه‏اش هم برايت چاپ هم بخواهى بكند چاپ هم برايت مى‏كند همه‏اش و قابليتى كه در ديسك نورى است در ماده ديگر نيست ديگر آن ديسكت نورى اين طور است الان كه خيلى بالاتر اين ديسكت‏هاى نورى آمده يك چيز كوچكى شما در جيبت هم مى‏توانى بگذارى همه‏اش مثلاً فرض بفرماييد صد هزار جلد كتاب و اطلاعاتش بريزيد در يك حفظه اينقدرى در رايانه ستون باشد يا جيبتون باشد اين چى اين قابليت دارد كه اينها را در خودش نگه دارد وقتى مى‏آوريش در عالم ماده جنسيت عوض مى‏شود شرايط عوض مى‏شود مثلاً مى‏شود اين كتابخانه به اين بزرگى روح اين جورى است نفس اين است نفس وقتى باز مى‏شود مى‏خورد مى‏خورد در دنيا وقتى باز مى‏شود يك دفعه انشراهش مى‏شود چى مى‏شود يك ابديت و اساساً ابديت يعنى تفسير روحى كه دنيا وجود داشته شرايط زيستى آخرت فقط روح را چه كار مى‏كنند از رويى روح مى‏خوانند و تفسير مى‏كنند بازش مى‏كنند آن جايى كه قرار بشود جهنم و عذاب اين نفس همان جا مى‏شود و آن جايى كه قرار بشود بهشت و بهجت‏ها و سرورهاى بهشتى همان جا تفسير مى‏شود براى همين هم بزرگان فرمودند چى نفس در جهنم نيست جهنم در نفس است بهشت هم در نفس است يعنى خودتى ديگر ابديت يعنى خودت يعنى خودى كه آن جا باز مى‏شود ما الان هر چى تو شرايط زيستى دنيا داريم داريم از دنيا مى‏فهميم هر ادراكى كه داريم مى‏كنيم ادراك تابع چى تابع خودت است شما اگر الان داريد نور را مى‏بينيد اين تو هستى كه دارى نور را مى‏بينى و اين نور برايت روشنايى دارد مى‏توانى بنشينى مى‏توانى راه بروى مى‏توانى بخورى مى‏توانى بشنوى اگر مى‏توانى با فركانس تماس بگيرى چون دارى گوشى كه مى‏توانى با فركانس تماس بگيرد اگر با طول موج تماس مى‏گيرى چشمى دارى كه بتواند با طول موج تماس بگيرد خودت دارى آورى با خودت خوب اين را داشته باشيد مى‏آييم وارد شب قدر مى‏شويم شب قدر يك نكته‏اى را قبل از اين شب قدر بگويم اين خيلى مهم است بگويم حالا بعد در مباحث نسبت شما يا حالا خواهيد خواند يا حالا بيشتر خواهيد شنيد در اين مورد قرآن چندين بار نعل مى‏كند كه افرادى كه در قيامت هستند و پشيمان مى‏شوند چرا بعد از مرگ پشيمان مى‏شوند چرا بعد از قيامت چه بعد از چه توى قيامت اينها به خداوند عرض مى‏كنند »ربجعون« مى‏گويند خدايا ما را برگردان »لو انّا لنا كَرَةً« كَرَه يعنى ما دوباره برگرديم در سوره بقره هست »لو انا لنا كِرة و لا تبره منهم كما تبرهُ منا« اگر برگرديم مى‏فرمايد: »حتى اذا جاء احدهم ما اوت قال ربجعون لالى عمل الصالح« خدايا من را برگدان تا عمل صالح انجام دهم ببيند او را كه آن با جقدر دقيق نمى‏گويد خدايا اين جا به من فرصت بده كه من اين جا كار صالح انجام دهم چون آخرت شدنى نيست يعنى فضايش قبول نمى‏كند كه تو شبى اصلاً جاى شدن نيست همه شئون مى‏فهمند كه بايد برگردند دنيا يعنى دنيا اين قابليت را دارد كه ما مى‏توانيم آن جا يك كارى كنيم كه اين ور خوشبخت بشويم نمى‏گويند خدايا اين جا به ما فرصت بده ما همين جا اين كار را بكنيم هيچ كس نمى‏گويد آن جا اين آياتى كه در قرآن آمده ببينيد نقل‏ها همه‏شان مى‏گويند خدايا برگرديم چرا مى‏خواهند كه برگردند چون فهميدند كه آن جا جاى شدن نيست جاعى عمل نيست »اليوم عملا ولا حساب و غدا حساب ولا عمل« و غداً يعنى فردا فقط حساب است يعنى تفسير يعنى باز مى‏شود آن كه جمع كردى اما شدن نيست ديگر عملى نيست نمى‏توانى كارى انجام بدهى كه جبران بكنى بايد برگردى اين جا براى همين همشون مى‏خواهند برگردند شما همين خوبان هم در نظر بگيريد چند تا از بزرگانى كه نقل مى‏شود از آنها خوابشون را ديده مى‏گويند دوست دارند برگردند مى‏گويند برگرديد از مريم‏عليها السلام عيسى‏عليه السلام عرض مى‏كند مادر دوست دارى برگردى مى‏گويد كه برگشت شدم و بقيه كسانى كه مى‏گويند برگديم چون آن جا نمى‏شود كارى كردذ اين جا بايد كرد اين قدر اهميت دارد خوب اين كه اين جا اين قدر براى او نور بعداً براى ما اين قدر عزيز مى‏شود كه آرزويى كه ساعتش را مى‏كنيم چقدر الان مفت از دستش مى‏دهيم اون جا مى‏گويم اى كاش من يك دقيقه برگردم اين جا يك دقيقه اگر مى‏گذاشتند من برگردم يك سجده‏اى مى‏كردم يك ذكرى مى‏گفتم يك لااله الااللَّه مى‏گفتم يك دانه لااله الااللَّه اين جا مى‏دانى آن جا چه كار خواهد كرد دنيايى كه بعداً وقتى ما منتقل بشويم آن جا چه نعوذباللَّه جهنمى باشيم چه بهشتى حسرتش را خواهيم خورد خيلى عزيز مى‏شود برايمان اين ساعت شما ببينيد چه شبهاى مهمى ما داريم مى‏گذرانيم چه لحظات مهمى را آنها الان به حال ما خيلى حسرت مى‏خورند خيلى حسرت مى‏خورند خيلى دوست دارند در جمع ما باشند با ما باشند حالا شب قدر پس دنيا به اين نتيجه رسيديم بتواند يك ابديت بسازد شب قدر به تنهايى معادل يك دنيايى است كه مى‏تواند ابديت بسازد »ليلة القدر خيرٌ من الف شهراً« هشت ماه هزار ماه تقريباً هشت سال يعنى اين به شب قدر اين قدر درش نيرو و قوه جمع شده كه اگر كسى اين يك شب را بتواند احيا بكند كار خير بكند اين يك شبش خودش اندازه هشتاد سال دنيا نمى‏گويد هشتاد سال آخرت هشتاد سال آخرت خيلى كم مگر هشتاد سال دنيا براى شما ارزش دارد خيلى مهم هشتاد سال دنيا »ليلة القدر خيرٌ من الف شهر« يعنى اين يك شب آن قدر درش توان است آن قدر قابليت براى شدن است كه شما يك دو ركعت نماز در آن بخوانيد غير از دو ركعت نماز كه شبهاى ديگر خوانديد محاسبه كن ببين دو ركعت نماز چى حساب مى‏شود استغفارش توبه‏اش صدقه‏اش اطعامى كه مى‏كنى كار خيرى كه انجام مى‏دهى محبتى كه مى‏كنى صدقه‏اى كه مى‏دهى انفاقى كه مى‏كنى يك تومانى كه يك تومان است شبهاى ديگر محسوب نمى‏شود كه شما يك تومان شب قدر صدقه بدهى هزار تومان شب قدر صدقه بده اين كه هزار تومان ساعات ديگر نيست كه هشتاد ساله خوب يك عمر هشتاد ساله يك ابديت مى‏سازد يك شب قدر چه كار مى‏كند يك شب قدر اين قدر قابليت دارد كه اگر شما خراب كرده باشيد ساعات و روزها را به بطالت گذرانده باشيد يك شب قدر خيلى توان براى جبران دارد خيلى توان دارد براى جبران مرحوم آقا ميرزا جوادقدس سره مى‏فرمايد: از هزار سال سلطنت از هزار سال جهاد بالاتر هست اين ليلة القدر اين را بايد بفهميد يعنى چه كه بالاتر از هزار ماه هست ايام ديگر هم همين طور روزهايش همين‏طور خود ماه مبارك اصلاً نسبت به بقيه ايام سال يك همچين قابليتى دارد اصلاً قابل مقايسه نيست شما نگاه كنيد نفس كشيدنتان در آن تسبيح است كدام ماه شما نفس كشيدنش در آن تسبيح هست خوابتان عبادت است »نومكم فى عبادة« نبى اكرم‏صلى الله عليه وآله خوابتان عبادت هست نفستان تسبيح است عبادتان ديگر چى هست يك آيه قرآن در ماه مبارك معادل يك ختم قرآن يعنى اين قابليت دارد بعداً كه از ماه مبارك بيرون بياييد كه اين جورى نيست اين زمان به قدرى قابليت و شرافت دارد كه شما يك همچين خيراتى به شما مى‏رسد ببين خداوند چطور از بنده‏اش پذيرايى مى‏كند اين يعنى ضيافت كدام بزرگى از مهمانش اين طورى پذيرايى مى‏كند كدام ضيافتى اين جورى پذيرايى مى‏كند كه بگذارد در يك شب اين جا باشى ما هزار ماه به تو خيرات مى‏رسانيم به اندازه هزار ماه اين يعنى ضيافت اين را نبايد از دست داد خيلى اهميت دارد و بقيه ايام كلا ما بايد با وسواس ببينيم ماه مبارك رمضان خيلى برنامه‏ها بايد تغيير بكند مثلاً داريم ارتباطاتتان را كم كنيد و واجبات نه هو مثلاً بايد بروم سر كار خوب مى‏روم سر كار يك موقع هست بايد بروم درس بخوانم كار عبادى انجام بدهم يك كار واجب بايد انجام بدهم اما در روايت داريم مباهاتتان را كم كنيد مثلاً حرف نزنيد زياد در مورد مسايل مباح هم صحبت نكنيد اگر مثلاً كسى بخواهد مثل قبل از ماه مبارك بنشيند مثلاً حرف بزند آقا سياست و ول كن اصلاً لازم نيست راجع به آن اين ماه بنشينى از اين بحث‏ها كه هر دفعه مى‏كند آخرش هم سر و ته ندارد خيلى از مسايلش بكنى نمى‏دانم كى فلان كرد فلان دسته فلان كرد فلان گروه فلان كرد چيزى هم دستت نمى‏دهد نكنيد يك كسى مثلاً خيلى بد مثلاً آدم ماه مبارك بنشيند پاى تلويزيون وقت تلف كند مى‏دانى يعنى چه ساعتهايى را از دست مى‏دهيد چه ساعاتى ابدى داريد از دست مى‏دهيد هر يك ساعتش چقدر هست چه لزومى دارد ما اين طورى زندگى بكنيم ماه مبارك رمضان وقتمان را اين طورى تلف كنيم آن مقدارى كه واجب است عقلا لازم است آره ولى بقيه‏اش را حرص نزنيم كارى نكنيم فعاليتهاى ديگر را تا مى‏توانيم تعطيل بكنيم بپردازيم به خودمان بپردازيم به جمع‏آورى بپردازيم به ساخت ابديت شب قدر هم اين جورى نيست كه شب قدر شما بگوييد خوب من اين شب قدر را دركش مى‏كنم نه شب قدر هم يك مقدماتى دارد بزرگانمان هم يك سال مراقبت مى‏كردند كه اين شب قدر را دركش بكنند با كيفيت بالاتر دركش بكنند اينها مراقبت مى‏خواهد آمادگى مى‏خواهد حيف هست آقا مى‏توانى قرآن بخوانى بخوان وقت‏هايت را تلف نكن بنشين قرآن بخوان و مهم‏تر از خود قرآن فهم قرآن است آيا تو جهنم بنشين ذكر بگو بنشين با خدا حرف بزن بنشين امام زمان )عج( حرف بزن شما ببينيد اين شبها چه شبهاى عزيزى و خوبى است به قدرى زيبا است شما همين دعاى افتتاح نگاه بكنيد چقدر لذت‏بخش است از اولش كه شروع مى‏شود تا آخرش يك دور كامل به شما مى‏دهد كاملا اين روح را ارضا مى‏كند دعاى افتتاح كامل ارضا مى‏كند دعاى بعدش »اللَّه‏م برحمتك فصالحين و ادخلنا فى...« تا آخرش قبل از اين كه به اعمال عبادى و نمازش برسى »اعوذ باللَّه وجهك كبير« اين هم دارد خدايا پناه مى‏برم به وجهه كبيرة »ان ينقذى انى شهر رمضان« مى‏گويد خدايا اين شبها بگذار به من و لكه من گناهى داشته باشم چيزى براى من بماند اين شب به امشب از من بگذر يا ماه رمضان بگذر اگر من گناهى داشته باشم خيلى قشنگ بعد سحر چى گذاشتند سحر يك ابوحمزه گذاشتند ببينيد چه خبر ابوحمزه ديگر مى‏رود مى‏رود توى آن اوج اوجش كه ديگر حالت بد مستى و اوج لذت بردن است ته تهش ختم مى‏شود به دعاى سحر يك دفعه مى‏فهميد يعنى چى »اللَّه‏م انى اسئلك بقاءك...« تا آخر خيلى مهم است اين دعاى سحر آن قدر حرف دارد كه حد ندارد دعاى سحر شرح انسان است يك انسان گمشده كه افتاده توى دنيا و توى اين ظلمت دنيا و تاريكى دنيا دور افتاده مى‏خواهد چه كار كند مى‏خواهد همه حيثيت خودش همه شرافت خودش همه كرامات خودش را به دست بياورد آن كه اول داشته همه را مى‏خواهد جمع كند يعنى يك قوس صعود كامل انجام مى‏دهد با دعاى سحر يك قوس صعود را انسان را معنى مى‏كند اى كاش ما مى‏فهميديم دعاى سحر يعنى چه حيف نيست اين معانى را ما نفهميم خيلى حيف است بعداً كه آدم مى‏فهمد مى‏فهمد چه اشتباهى كرده در اين سالها كه با اين دعاها مأنوس نبوده اين اصل‏ها را نگفته اين نمازها را نخوانده بعداً مى‏فهمد در روزها چقدر پذيرايى خوبى كردند از ما در اين ضيافت به ادعيه‏اش مراجعه كنيد ببينيد تو چقدر قشنگ شبها كه خيلى فوق‏العاده همه‏اش بزم است همه‏اش شادى است همه‏اش حضور است همه‏اش عطر است همه‏اش فطرت است همه‏اش معنويت است پاكى است دائم فضا فضاى پاكى است انسان مى‏فهمد كه شياطين دربندند يعنى چه مى‏فهمد حالش با حال شبهاى ديگر و ماه‏هاى ديگرش فرق دارد شما خودت الان نگاه كنيد به نشاط خودتان در اين شبها شبهاى ماه مبارك ببينيد چقدر فرق دارد اين نشاطى كه در دل شماست نشاط سحرها نشاط نزديك افطار نشاطهاى ديگر چقدر زياد اينها همه نشان دهنده اين است كه انسان اساساً با طبيعت بيگانه است طبيعت تاريكى بياورد براى انسان دشمن انسان است بگذار وقتى خداوند به لطفش به فضلش ماه مبارك را براى ما مى‏گذارد و ما از شرّ طبيعت در اين يك ماه خلاص مى‏كند يك دفعه همه نشاط مى‏گيرند همه شادند شبهايشان يك روشنايى دارد دلهايشان يك روشنى دارد امام به محضى كه ماه مبارك مى‏رود شما اين وداع جانسوز حضرت سجادعليه السلام را با ماه مبارك بخوانيد چه وداع تلخى هست انسان وقتى مى‏خواند )وقتى با تو وداع مى‏كنيم اى ماهى كه دورى تو براى ما خيلى سخت است اين ماه در ميان ما ستوده زيست و با ما پسنديده مصاحبت كرد و بهترين سودهاى جهانيان را بهره ما ساخت و آنگاه به هنگام پايان يافتن وقت و سرآمدن مدت كامل شدن شمارش از ما جدا شد پس ما آن را مانند كسى وداع مى‏كنيم كه فراقش بر ما دشوار آمده و رفتنش ما را به وحشت انداخته است اين فرهنگ فطرت طبيعت اين را نمى‏گويد طبيعت از رفتن ماه خوشحال آنان كه طبيعت برشان حاكم است از رفتن ماه خوشحال هستند ولى فطرت اين جورى نيست فطرت واقعاً به وحشت مى‏افتد امام سجادعليه السلام نعوذباللَّه دروغ نمى‏گويد امام سجادعليه السلام يعنى يك فطرت كامل انسان كامل ديگر انسان كامل وقتى مى‏گويد ماه مبارك از ما جدا مى‏شود ما مى‏گويد ما به وحشت مى‏افتيم و غمگين ساخته و او عهد و پيمان نگاه داشتنى و احترام رعايت كردنى و حق ادا كرنى ثابت و لازم است پس ما مى‏گوييم سلام بر تو اى بزرگترين ماه خدا و اى عيد دوستان خدا ببينيد عيد عيد يعنى چى شما احساس مى‏كنيد ماه مبارك عيد يعنى وقتى واردش مى‏شويد احساس عيد بودن را مى‏كنيد آن نونوارى و تازگى نشاط عيد هان لذتش را مى‏بريد سلام بر تو اى گراميترين وقتهايى كه با ما مصاحب بودى ببينيد چقدر دقيق است سلام بر تو اى گرامى‏ترين وقت‏هايى كه با ما مصاحب بودى و اى بهترين ماه در ايام و ساعات سلام بر تو اى ماهى كه با آمدنت آرزوهايى در آن آسان و اعمال نيك در آن منتشر است سلام بر تو اى ماهى كه برآمدن آرزوها در آن آسان ببينيد آسان در آن يعنى يك قابليتى دارد كه راحت مى‏شود در آن انسان به دعاهايش برسد در روايت داريم شب قدر دعاى همه مستجاب است مگر آنان كه يك ايرادهايى به اصطلاح اساسى در كارشان است كه آنها هم در مراقبت‏هاى شب قدر سال گذشته گفتم ديگر الان فرصت نمى‏كنيم بگوييم و اعمال نيك در آن منتشره و فراوان است سلام بر تو اى همنشينى كه چون پديد آيد احترامش بزرگ و چون ناپديد شود جدايى‏اش دردناك است و اى ماه اميدى كه فراقش رنج افسا است سلام بر تو اى همدمى كه چون روى آورد مايه انس شود و شادى برانگيخته و چون سپرى شود وحشت افسوزد و ما را دردمند ساخت براى همين هست كه اينقدر اين عزيزها كه مثلاً شما از رجب مى‏رويد به استقبال ماه رجب روزه مى‏گيريد آماده مى‏شويد شعبان استقبال مى‏كنيد در عرف مردم خوب ايران اين است قالب مردم مى‏بينيد يك روز مانده به ماه مبارك همه مى‏روند به استقبال اين ماه عزيز بعد هم بدرقه خوبى مى‏كنند عيد كه حرام است روزه بگيريد ولى مستحب است روز بعد از عيد روزه بگيرند خيلى روز بعد از عيد هم روزه مى‏گيرند كه بدرقه كنند اين دوستشان را سلام بر تو اى همسايه‏اى كه دلها در جوار آن رقت يافت اين رقت را احساس مى‏كنيد كه دلها در جوار ماه مبارك رمضان چقدر رقيق مى‏شود چقدر انسان آمادگى دارد و گناهان در آن كم شد سلام بر تو اى يارى دهنده‏اى كه ما را در مبارزه با شيطان يارى داد اينها را توضيحش را در خود اين جزوه دادم كه يعنى چه يارى مى‏دهد ما را نسبت به شيطان و اى رفيقى كه راه‏هاى احسان را هموار ساخت سلام بر تو حالا اين وقتى مى‏رود در برزخ خيلى قشنگ روزه يك شكلى دارد يك رفيق خوبى است در برزخ نه اين كه اثر روزه بماند خود روزه صورت ملكوتى دارد صورت برزخى دارد وقتى مى‏آيد آنجا خيلى لذت‏بخش خيلى دوست داشتنى و شيرين است چهره روزه سلام اى رفيقى كه راه‏هاى احسان را هموار ساخت سلام بر تو كه آزاد شدگان خدا از جهنم در دوران تو چه بسيارند داريم كه خداوند ميليونها انسان هر شب مى‏آمرزد در شب قدر در شبهاى ماه مبارك رمضان از آتش نجات مى‏دهد در هر شبش و به سبب تو چه خوشبخت است كسى كه احترامت را رعايت كرده چقدر خوب است انسان به حرمت ماه مبارك اين رفيقى كه آمده آقا اين صورت حقيقى دارد فكر نكنيد اعتبارى است حضرت مثلاً اين كسانى كه شعر مى‏گويند مثلاً با يك چيزى نمى‏دانم حرف مى‏زنند با يك اشيايى حرف مى‏زنند نه اين حقيقتاً ماه مبارك رمضان رفيق خوبى است حقيقتاً چهره دارد حقيقتاً صورت برزخى دارد احترام دارد سعى كند انسان با اين رفاقت برقرار كند چقدر خوب است سلام بر تو چه محو كننده بودى گناهان را و چه پوشنده بودى عيب‏ها را سلام بر تو چه طولانى بودى بر گناهكار گناه كار يعنى كى يعنى اهل طبيعت اهل طبيعت هى مى‏گويند آه سه روزش گذشت فردا چهار روز دو روز ديگر مانده اين جورى هى مى‏شمارندش كه زودتر راحت شوند از آن و چه با هيبت بودى در دلهاى مومنان سلام بر تو اى ماهى كه هيچ ماهى با تو رقابت و مسابقه ندارد نمى‏تواند اصلاً رقابت كند هيچ ماهى سلام بر تو كه از هر جهت موجب سلامتى بودى سلام بر تو كه همنشينى با تو ناپسند و معاشرتت نكوهيده نيست سلام بر تو همچنان كه با ارمغان بركات را بر ما وارد شدى و آلودگى گناهان را از ما شستى سلام بر تو كه وداع با تو از روى خستگى و ترك روزه‏ات از سر ملامت نيست سلام بر تو كه پيش از آمدنت در آرزى تو بوديم و پيش از رفتنت از فكر جداييت محزونيم سلام بر تو چه بسيار بديها كه از ما دور شد و چه بسيار خوبى‏ها به وسيله تو بر ما روان گشت سلام بر تو و شب قدرى كه از هزار ماه بهتر است سلام بر تو ديروز چه سفت به تو دل بسته بوديم و فردا چه بسيار به تو مشتاق خواهيم گشت سلام بر تو و فضيلت كه از آن محروم شديم و بركات گذشته‏ات كه از ما ربوده شد اين يك مقدار از وداع ماه مبارك رمضان در پيرامونش هم توضيح دادم توى جزو اين نمونه فطرت كامل است كه اساساً با ماه مبارك رمضان چگونه برخورد بكنيم چگونه است آمدنش اين مقياس است بر ما در همه زندگى‏مان در همه دوران زندگى‏مان به ويژه ببينيم چگونه هستيم آن موقع كه مى‏خواهيم از طبيعت جدا بشويم چه حالى به ما دست مى‏دهد ببين نشاط مى‏آورد برايت بدان كه فطرت در تو حاكم است لكه سفت است برايت بدان كه طبيعت هنوز گرفتار طبيعت هستى هنوز گرفتارى بايد نجات بدهى خودت را چون انسان با پيوند با طبيعت وقتى از دنيا برود آن طرف سخت به آن مى‏گذرد آن طرف سخت مى‏گذرد خوشا به حال كسى كه الان اين جورى شده باشد لذت مى‏برد واقعاً از معنويت از عبادت شما ببينيد بعد از نماز مى‏گويند شما نماز كه خوانديد شكر بكنيد كى مى‏رود شكر كند واقعاً يعنى سرش را بگذارد روى مُهر از خدا تشكر كند كه اجازه داد اين چند دقيقه يك معراج بكند بگويد شكراً للَّه اين همه‏اش شكر فطرت اين جورى است فطرت اصلاً اين را مى‏فهمد كه اين پذيرايى است و ضيافت است و از آن لذت مى‏برد و اين كه راهش دادند شكر مى‏كند و از اين كه تحويلش گرفتند در بزم گذاشتند بيايد شكر مى‏كند فطرت از اين كه از بزم جدا بشود وحشت مى‏كند از اين كه راهش ندهند خيلى مى‏ترسد خودتان ديده‏ايد وقتى يك موقعى مى‏خواهيد برويد امام رضاعليه السلام مثلاً فرض يك اتفاقى مى‏افتد مثلاً نمى‏رسيد به ماشين به قطار نمى‏رسيد چقدر ناراحت مى‏شويد احساس مى‏كنيد مى‏گوييد راهم ندادند اصلاً نطلبيد كلمه طلبيدن حرف قشنگى است در فرهنگ ما مى‏گويند بطلبد يك موقع كه جا مى‏شويد بچه‏هاى جبهه خوب مى‏فهمند من چه مى‏گويم شب عمليات يك يكى‏شان كافى بود به آن بگويى نرو عمليات انگار بدترين فوحش‏ها را به آن دادى انگار له‏اش كردى وقتى مى‏گفتى نرو عمليات وقتى مى‏خواست برود چون فطرت است ديگر فطرت اصلاً با طبيعت جور نيست فطرت وقتى مى‏خواهد برود برود شاد مى‏رود وقتى مى‏خواست بدهد جبهه با شادى با خنده مى‏رفت جبهه هيچ وقت آن خنده‏هاى شب عمليات و آن مژده‏هايى كه مى‏دادند به بچه‏هايى كه شما امشب عمليات مى‏توانى بروى اين خنده‏ها اين شاديها هيچ وقت ديگر جاى ديگر نيستش گريه داد و بيدار كه تو را به خدا بگذاريد من بروم حالا در جبهه چى در جبهه طبيعت آن طرف همه وحشت داشتند اهل طبيعت هم در جبهه خودمان بود اهل طبيعت هم تير مى‏زد در پاى خودش كه زخمى بشود برگردانند برود شهر نيايد هزار جور بهانه مى‏آورد كه نيايد اين هم طبيعت هست و اين در فرهنگ كاملا از همديگر جدا هست يكى فرهنگ انسان است و يكى فرهنگ حيوان خيلى با هم اين دو تا تفاوت دارد فرق مى‏كند خوب حالا كه شب قدر بايد چه كار بكنيم چه كارهايى انجام بدهيم آفت‏شناسى شب قدر چى هست چه چيزهايى بايد انجام بدهيم اينها ديگر امسال معذور هستم سال گذشته گفتم نوارهايش هم هست مى‏توانيد مراجعه كنيد كه شب قدر چه كارهايى بايد انجام بدهيد و چه مراقبت‏هايى بايد داشته باشيم مى‏توانيد ديگر آنها را بحث‏هايى كه در بسيج آيت داشتيم مسجد النبئى همان جا استفاده كنيد هر شب با امام زمان مناجات داريم ماه رمضان ماه امام زمان)عج( است اصلاً يعنى تجلى كه ماه امام زمان)عج( در ماه رمضان دارد در شعبان ندارد ولى اين را كى مى‏تواند خوب مى‏تواند ادراكش كند كسى كه با اين محتواها آشنا باشد كمى بايد فطرت را تكانش داد شما در همه شبهاى ماه مبارك رمضان صحبت با امام زمان)عج( داريد تمامش بيشترين صحبت را در اوج شبهاى ماه مبارك رمضان روى اين كه به شما امر شده كه براى فرج دعا كنيد فرصت نيست اين ماه يك موقع ديگر اگر شد برايتان در مورد ماه مبارك رمضان امام زمان(عج) فقط مى‏گفتم كه ببينيد چقدر اين دو چند به هم ارتباط دارند اگر گسى نتواند شب در ماه مبارك رمضان با امام زمان ارتباط خوبى برقرار كند و اصلاً به ياد امام زمان(عج) نيافتد همين جورى فقط دعا بخواند ذكر بگويد روزه بگيرد ولى ياد حقيقت ماه مبارك نيافتد ياد حقيقت ماه مبارك رمضان نيافتد روزه‏اش آن كيفيتى كه بايد داشته باشد ندارد اصلاً نفهميده ماه مبارك رمضان را نگاه كنيد امام صادق‏ (عليه السلام) مى‏فرمايد: (درك فاطمة الزهراعليها السلام يعنى شب قدر) شب قدر يعنى فاطمه زهرا (عليها السلام) اين برمى‏گردد به مسئله چى؟ ولايت. عنصر اصلى همه چيزها ولايت. ان‏شاءاللَّه در بحث ولايت توضيح خواهم داد اينها. سعى كنيد اين شبها با صاحب اصلى با آن مايه اصلى ماه رمضان و معناى رمضان كه امام زمان (عج) است، ارتباط برقرار كنيم. بتونیم مناجات کنیم، بتونیم براش دعا کنیم، بتونیم دلشوره براش داشته باشید، نگران براش باشید، چقدر خودش فرمود براش دعا کنید، دعا کنیم برای فرجش. اینها خیلی مهم است. اگر نه، باز باید ما به آنچه که باید بهش می رسیدیم محروم می شویم. توجه به این نکته خیلی داشته باشید.

حالا یک سه چهار جلسه می طلبید که فقط در همین باره صحبت کنیم. یعنی بیائیم از اول مفاتیح (خودتون هم می توانید این کار را بکنید) نگاه کنیم که ببینید که امام زمان چقدر در این شب های ماه رمضان درخشش دارد. و ما باید چقدر ارتباط برقرار کنیم و چقدر ما غافل هستیم.

خدایا به امام زمان قسمت می دهیم که ما را به امام زمان پیوند بده و .....

والسلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته