أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@ بحثمان درباره انس به حق تعالی بود. در قاعده انس یکی از چیزهایی که خیلی انس میاورد یاد و ارتباط هست ارتباط گاهی وقتها حضوری هست مثل اینکه شما حرم میروید اگر دقت کرده باشید وقتی حرم میروید فضای روحی شما پاک است.@ فکر گناه و آلودگی در حرم کمتر سراغ انسان میاید یا اصلاً نمیا.ید شیطان هم هر چقدر زور بزند در آن فضا نمیتواند به انسان غلبه کند یا کمتر میتواند غلبه کند. چون این ارتباط ارتباط حضوری و بدنی هست و ارتباط انس میآورد.@ دو نفر هم که با هم غریبه هستند با هم انسی ندارند؛ چه بسا از هم خوششان نیاید ولی وقتی که کنار هم یک مدتی قرار میگیرند با هم انس دارند سخن میگویند گپ میزنند حرف میزنند یواش یواش علاقهها ایجاد میشود و این هم مثبت هست و هم منفی.@ آنجاهایی که انس به حرام میانجامد و به جهنم، ارتباط، نزدیکی، حرف زدن، شوخی کردن، مأنوس شدن، خطرناک است و آنجایی که ارتباط به معنویت و انسانیت میاورد نزدیک شدن و حرف زدن انسان را قدرتمند میکند و فضیلت میافریند.@ یکی از چیزهایی که خداوند تبارک و تعالی دوست دارد که ما در ارتباط با خودش که سعادت ماست به خرج بدهیم این هست که بدن خودمان را به کار بیاندازیم. چون انسان وقتی عاشق کسی هست، دوست دارد بدنش را به زحمت بیاندازد و دیگر احساس درد و خستگی ندارد.@ یک کسی که باشگاه را دوست دارد حاضر است پول بدهد برود در یک باشگاه کتک هم بخورد ولی بگذارند در این باشگاه برود و این تمرینها را انجام بدهد. اگر کسی به او بگوید که تو چقدر بیعقلی پول میدهی آنجا میروی وقت میگذاری آنجا میروی خودت را خسته میکنی یا میگذاری تو را بزنند او این را نمیپذیرد.@ لذتش در این هست که تمرین دارد میکند و قدرتمند میشود. در هر حرفهای و فنی این مسأله هست. لذا خداوند یکی از لطفهایی که در حق بندگانش کرده اینکه عشق آنها را با بدنشان پذیرفته. فقط در حد خیال و اندیشه ارتباط را برقرار نکرده. اجازه داده بندگانشان اگر چیزی در بدن دارند به خدا هدیه کنند.@ اگر آنها که دوست دارند جانشان را به خدا هدیه کنند و آنهایی که میخواهند خستگیها و زحمتهایشان را به خدا هدیه کنند خدا هم از آنها میپذیرد. وقتی یک کسی به عشق خدا روزه بگیرد تا به دستور خدا خیلی فرق دارد.@ یک کسی به دستور خدا روزه میگیرد، ادب است. عبودیت است. جزا و ثواب خودش را دارد. ولی یک کسی به عشق خدا روزه میگیرد مثل کسانی که روزههای مستحبی میگیرند یا کارهای مستحبی انجام میدهند مستحب لفظش این است باب استفعال است مستحب یعنی عملی که به وسیله آن تو درخواست عشق میکنی.@ به عنوان حب و عشق به خدا این کار را انجام میدهی فقط از خدا حبش و محبتش را میخواهی. جلب محبت خداوند جلب عشق خداوند تبارک و تعالی است. لذا از الطاف بزرگ الهی این هست که خداوند از ما زحمتهای مالی، مادی، بدنی را میپذیرد و حتی در ارتباط با خودش چون وجود مطلق هست خدا همه جا حضور دارد.@ بنابراین ارتباط بدنی با خدا از سادهترین و زیباترین کارهاست. شما الان وقتی میگویی امام رضا دلم برایت تنگ شده حرکتت دلی است. گاهی وقتها این را کافی نمیدانی میبینی فشار به دلت میاید من افرادی را دیدم پول قرض گرفتن مشهد رفتن. چون این ارتباط بدنی را دوست دارند. میخواهند بروند ضریح و گنبد را با چشم ببیند.@ در و دیوار را ببوسند ضریح را ببوسند با امام احساس نزدیکی بکنند پردهها از جلوی خیال و اوهامشان کنار برود راحتتر بتوانند با حضرت حرف بزنند. وقتی هم آنجا میروند حضور حضرت را بیشتر احساس میکنند تا در تهران یا جای دیگر، این رابطه مکانی اثرگذار هست.@ حتی وقتی میگویند سر قبر اولیاء خدا سر قبر دوستان خدا حتی سر قبر پدر و مادرتان بروید برای چه میگویند؟ با اینکه آنها در برزخ هستند. الان در قبر نیستند. در زمین نیستند. در این گور خاکی، اما چون ارتباطشان با بدنشان حفظ میشود، حتی با آن بدن پوسیده، شما به محض اینکه سر قبر میروید قبری که تعلق به روح دارد، روح را متوجه میکند و ارتباط برقرار میشود.@ وسیلهای است برای برقراری این ارتباط، لذا خداوند میفرماید(أفضَلُ النّاس مَن عَشَقَ العِبادَۀ) بالاترین مردم کسی است که عاشق عبادت باشد(فَآنَقَها بِجَسَدِه) عبادت را در بغل بگیرد با جسدش با بدنش، خداوند وجود منبسط است(وَ بِأسمائِکَ الّتی مَلَئَت أرکانَ کُلِّ شَیء) خدا در همه جا حضور دارد.@ خدا یعنی وجود حاضر و ساری و جاری در همه اشیاء، آن را الله میگویند که همه جا یکسان هم حضور دارد. فرقی ندارد. بالا و پایین ندارد. همه جا حضور دارد. حتی در خود تو هم حضور دارد و به خود تو از تو نزدیکتر است: (نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ) از رگ گردن به خود تو هم نزدیکتر است و این فقط به تو نیست که نزدیکتر است.@ خداوند به هر شیئی از خودت آن شیء نزدیکتر است. امشب در جوشن کبیر خواندیم چند تا از اسمائی که خواندیم مربوط به احاطه خداوند هست. هیچ موجودی نیست مگر اینکه پر از خداست و بعد یک ظهور جسمانی هم برای ما دارد. والا وجود الله هست. همه جا اسماء الهی است.@ لذا شما وقتی که یک قرآن را میبوسی به عشق خدا فرمود(فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ) هر جا شما رو کنید وجه الله هست ذات الله نه، وجه الله هست یعنی چهره خداست. نماینده قدرت و عظمت و رحمت خداست. شما هر چه را که ببوسی، خدا را بوسیدی به هر چه که دست بکشی همینطور هست به عشق خداوند.@ شما دست پدر و مادرت را به عشق خداوند ببوسی خدا میپذیرد که تو دست او را بوسیدی و نسبت به معصوم و امامزاده هر تعظیمی انجام بدهی آن را خداوند برای خودش هم میپذیرد. لذا عبادتهای بدنی فرصتی است که انسان خدا را در آغوش بگیرد با خدا رابطه بدنی برقرار کند. نه اینکه خدا ماده است یا جسم است.@ خدا وجود است و وجود همه جا هست. هستی را همه جا میشود در آغوش کشید و بوسید. این رابطههای بدنی خیلی خوب است. سینه زدن، چرا ما نمیتوانیم سینه نزنیم؟ سینه زدن یک ارتباط بدنی فوقالعاده زیباست با معشوقتان و یک رقص فطری فوقالعاده قدرتمند است.@ عزاداری، پرچم گرفتن، راهپیمایی کردن، حرم رفتن، گریه کردن، عبادت، روزه، نماز، حج، سعی صفا و مروه، طواف، شما هر چقدر که این بدن را به عشق الله میاندازی به حرکت میکشی با خدا جلیس هستی و باید ما فقط بلد باشیم که وقتی داریم بدن را به حرکت میاندازیم متوجه باشیم که داریم با چه کسی و چه ارتباطی داریم برقرار میکنیم.@ اما اگر اینجا نشستیم و فکر کردیم که ما الان روی زمین هستیم. یک خدایی هست آن طرف آسمان هفتم آن بالا نشسته و ما میگوییم خدایا ما را ببین. آن یک خدای مصنوع است یک خدای مخلوق به درد نخور است. یک خدایی هست که متوهم است، یعنی ما ساختیم.@ خدایی که قرآن میگوید همه جا یکسان حضور دارد (هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحامِ) در رحم یک زن هم خدا وجود دارد. دارد بچه را تصویرگری میکند. (إِنَّ اللَّهَ فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوى) خدا هسته را میشکافد. خدا دانه را میشکافد. خداست که رعد و برق را میفرستد و خداست که باد را هدایت میکند و خداست که باران را میفرستد.@ خدا همه جا یکسان حضور دارد. اینطور نیست که بگویی من الان مکه بروم خدا بیشتر حضور دارد یا اگر برویم آسمان بالاتر آنطرف آسمانها یک خدای قوی نشسته، نه خدا اگر قرار باشد جایی بیشترین حضور را داشته باشد فرمود: بیشترین حضور من در دل بندگانم هست به خصوص بندگان مؤمن.@ زمین ما آسمانیترین جای خلقت است و خیلی این زمین و این دنیا عظمت دارد. مساجد، حسینیهها، کلیساها، عبادتگاهها، معبدهایی که یاد خدا میشود و خدا برای همه آنها احترام قائل هست. بالاترین حضور خدا آنجاست.@ بنابراین یکی از چیزهایی که ما باید در عبادت و در انس با خدا در نظر بگیریم عبادتهای بدنی است. بدنمان را به حرکت بیاندازیم وقتی رکوع میکنی دقت کن که در مقابل یک وجودی که حاضر و ناظر به توست و چشم در چشم دارد تو را نگاه میکند خم میشوی و تعظیم میکنی لذا الله در رکوع عظیم است(سبحان ربی العظیم).@ چون تو به عظمت سرت را خم میکنی در مقابل یک عظمت خم میشوی و تعظیم میکنی، اما وقتی که به سجود میروی رب تو دیگر عظیم نیست أعلی است (سبحان ربی الأعلی و بحمده) چون تو فروتر میروی این از عبادتهای بدنی که البته بحث مفصلش را در یاد خدا و مباحث معنوی گفتیم.@ نکته دوم بحث انس است. در بحث انس غیر از اینکه خدا میخواهد ما بدنمان به کار گرفته شود، خیالمان هم میخواهد درگیر شود. چون یاد انس را زیاد میکند چه مثبت چه منفی، یک کسی که میخواهد گناه کند در روایت داریم فکر گناه را نکنید.@ چون فکر گناه شما را آخر به گناه وادار میکند لذت گناه را نگذارید در ذهنتان بیاید با آن خیالپردازی نکنید چون حتماً آلودهتان میکند انسان اول با یک گناه خلوت و عشقبازی میکند لذت خیالیاش را میبرد بعد لذت عملیاش را هم میبرد خودش را آلوده میکند.@ لذا آن که خیلی مهم هست کنترل خیال و فکر هست که حالا در بحث خانواده آسمانی تمرین دادم شما با موجوداتی سروکار دارید که با شما رابطه وجودی حقیقی و حاضر دارند. غایب نیستند. امام زمان همه جا یکسان حضور دارد. اهل بیت همه جا یکسان حضور دارند. همانطور که (إِنَّ اللَّهَ لا يَخْفى عَلَيْهِ شَيْءٌ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي السَّماءِ).@ ائمه هم همینطور هستند. چون آنها نماینده خدا و خلیفۀ الله هستند برای همین یکی از اسماء آنها وجود منبسط، انبساط حقیقی دارند. امام حسین همه جا یکسان است. الان بگویید یا حسین میشنود در آلمان هم بگویید یا حسین میشنود. در کره ماه هم بگویی امام حسین میشنود.@ امام زمان هم امام زمان هست، یعنی همه مراحل خلقت در دست این آقاست از بهشت شما بگیرید تا جهنم تا بیایید در عالم برزخ، بهشت و جهنم برزخ یا ملکوت تا کره زمین امام زمان یکسان همه جا حضور دارد احاطه وجودی بر همه اشیاء دارد آنها مظهر کامل اسم الله هستند.@ وقتی میگوییم(وَ بِأسمائِکَ الّتی مَلَئَت أرکانَ کُلِّ شَیء) در زیارت رجبیه میگوییم(بِهِم مَلَئَت السَّماواتِ وَ الأرض) تو آسمان و زمین را با اینها پر کردی. هیچ جا نیست که از حضور امام زمان خالی باشد. هیچ جا نیست که از حضور امام حسین خالی باشد. بنابراین خیالبافی نیست. ما چون نابینا هستیم، ضعیف هستیم، فکر میکنیم که امام حسین الان کشته شده.@ یک بدنی داشته در کربلا دفنش کردند، خودش هم به بهشت تشریف برده، بعد هم ما در روی زمین هستیم، نه امام حسین همه جا زمین، آسمان، بهشت، جهنم، عرش خدا همه جا برای امام حسین یکی است یکسان حضور دارد لذا وقتی که تو میگویی یا حسین، حضوری داری به یک کسی که تو را میبیند با تو نزدیکتر از خودت به خودت است.@ در جامعه کبیره میگوییم: (أنفُسُکُم فِی النُّفُوس) جان شما در جان همه ما حضور دارد. برای همین هم یکی آمد خدمت حضرت گفت آقا یک موقعهایی من دلم میگیرد نمیدانم چرا، یک موقعهایی من خوشحالم نمیدانم چرا.@ حضرت فرمود چون آن موقع که دلت میگیرد دل ما گرفته که دل تو میگیرد. ما دلمان به هم وصل است و یکی است و آن موقع که شما خوشحال شدید برای این هست که ما یک جایی خوشحال هستیم و این شادی دل ما به دل شما میرسد. قربان این دلها بروم که چقدر قیمت دارد وصل به دل امام زمانشان هست.@ وصل به دل اهل بیت هست. آنها وجود منبسط هستند. این معارف بعدها باید باز شود(أنفُسُکُم فِی النُّفُوس أرواحُکُم فِی الأرواح) روح شما و نفس شما در همه روحها و انفس وجود دارد. تازه فرمود: (قُبُورُکُم فِی القُبُور) قبرهای شما هم در قبرهای همه هست.@ لذا شما وقتی دلت برای امام حسین تنگ میشود میروی سر قبر یک عالم ربانی به عشق امام حسین با او حرف میزنی زیارت امام حسین است(مَن زارَ عَبدَالعَظیم بِالرِی کَمَن زارَ الحُسَین بِکَربَلا) این فقط عبدالعظیم نیست که اگر زیارتش کنید شما برو سر قبر پدر و مادرت با اهل بیت ارتباط برقرار میکنی.@ برو سر قبر یک شهید به خصوص شهدای گمنام با تمام غیب این شهید ارتباطت میدهد. شاهد است. انبساط وجودی پیدا کرده. این شهید هر جا بخواهی، شما را میبرد. لذا اگر دستت به قبر نرسید، این همه قبور اولیاء الهی است انسان سر قبر اینها برود. فرمود بروید سر قبر پدر و مادرتان و به آنها متوسل بشوید که آنها حاجت هم میدهند.@ از ما خواستند خیالمان را درگیر کنیم. شما خیالت را درگیر کردی خدا و اهل بیت حضوراً پیش تو هستند و ما متأسفانه در این وضعیت خیلی ضعیف هستیم. یک کسی که عاشق یک کسی و یک چیزی هست هزار بار قبل از اینکه به او برسد، در ذهنش آن وصال را خیالبافی میکند.@ چرا ما خیالبافی میکنیم؟ یک عروسی یک دامادی یک سال قبل از عروسیاش هزار بار در خیالش عروسی میکند. یک کسی که میخواهد دکتر بشود، هنوز سال اول است ولی هزار بار این پانزده سال را طی میکند و نقش پزشکی و لذتش را در خیال خودش میبرد و چرا حالا خیالبافی میکند؟@ چون ناخودآگاه میداند(وَصفُ العِیش نِصفُ العِیش) در حالی که در مورد اهل بیت اینطوری نیست . وصف آنها همه عیش هست. در مورد خداوند اینطوری نیست. یک کسی که میخواهد به یک خوراک برسد فردا قرار است کوه بروند میخواهند سیخبانی کنند چهارتا جگری، کبابی، جوجهای بزنند این شب در خواب دارد جگر میخورد.@ خواب میبیند کباب میخورد. میخواهند بروند یکجایی دودی کنند، میخواهند جایی بروند ماشین سواری کند میخواهد دریا برود از سه روز جلوتر خواب شنا کردن میبیند. چرا خیالبافی میکند؟ برای اینکه باطن عمل درست انجام میدهد یعنی معصومانه است وقتی خیال را میاوری حقیقت را آوردی.@ گاهی وقتها خیال یک شیء از خود یک شیء لذتش خیلی بیشتر است. خیال خیلی قویتر است. خیال آنقدر قوی است که میگوید(فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا) مریم که جبرئیل را آنجا ندید جبرئیل سر جای خودش است میگوید (فَتَمَثَّلَ لَها) تمثل کرد این ظهور تمثلی و خیالی دارد.@ جسم هم نبوده. آنجا هیچ کس آن را نمیبیند ارتباط یک ارتباط اینطوری است آن تمثل مریم را باردار میکند به عیسی، خیال خیلی قدرتمند است. ما از آن غافل هستیم. ما برای لذتهای حسی، خیالی، و وهمی خیالبازی میکنیم اما نوبت خدا میرسد خیالهای ما اصلاً فعال نیست.@ نوبت اهل بیت، بهشت میرسد ما نه عُرضه داریم با بهشت خیالبافی کنیم خیالهایمان را باید به کار بیاندازیم صبح تا شب شما باید 20 بار 30 بار 40 بار اگر واقعاً به بهشت ایمان آوردی اینجا دنیایی که به یک رحمت خدا خلق شده شما به نعمتهای این بهشت میلیونها بار خیالبافی کردی.@ مقدار زیادی از عمر انسان در خیال و لذتهای خیالی صرف میشود برای یک درصد از رحمت خدا، آنجا 99% رحمت خدا منتظر شماست. ما چرا با آن خیالبافی نمیکنیم؟ بارها این را معصومین از ما خواستند امیرالمؤمنین در نهج البلاغه صریحاً از ما خواسته. میگوید این خیالتان را آزاد کنید به بهشت ببرید.@ بارها صبح، شب دلتان برای بهشتیها تنگ بشود. برای عزیزان تکتک شما که در بهشت هست. اصلاً در شناسنامه شما اینها خوردند همسران بهشتی، حوریان و حوران بهشتی که هم برای زنان حوران بهشتی هست هم برای مردان هست. زن و مرد برای همسرانشان در بهشت، برای دوستانشان در بهشت، برای خدمتکارانشان در بهشت، اینها مال شما هستند.@ زمین بهشت مال شماست. طرف هنوز قرار است در بیابانی گفتن فلان اُرگان فلان سازمان فلان وزارتخانه قرار است در این بیابان به شما یک خانه بدهند این هر وقت با ماشین رد میشود در این بیابان یک خانه تصور میکند دارد در این خانه زندگی میکند. میگوید چه موقع میشود ما از این مستأجری در بیاییم.@ بعد خدا در قرآن سند زده(جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ) بهشتی که به اندازه همه آسمانها و زمین است. سند زده ششدانگ دستت داده اصلاً آدم به خیال نمیافتد که من باید آن را بکارم از الان باید عجله کنم آن بهشت را فعال نگه دارم درختانش را چکار کنم. کاخهایش را چکار کنم. خیلی کار دارد و ما نمیسازیم.@ اصلاً فکر مصالح آن بهشت نیستیم و نمیرویم به آن بهشتیها سر بزنیم. علی (ع) میفرماید جانهای خودتان را آزاد کنید و به بهشت بروید. هر روز انسان باید تمرین بکند و ما متأسفانه تمرین نداریم. شما زیارت حضرت عبدالعظیم میروید اول خیالتان را آزاد میکنید.@ میگوید اول با خدا حرف بزن بعد با حضرت آدم، نوح، ابراهیم، موسی، عیسی، پیامبر، چهارده معصوم بعد تازه سراغ من بیا. ولی ما آنجا میرویم حوصله نداریم چه کسی حوصله دارد اینها را بخواند یا حضرت عبدالعظیم سلام، دمت گرم، دوتا بوس هم میکنیم بیرون بیاییم، بایست خیالت را آزاد کن. برو با همه انبیاء روبوسی کن و ما اصلاً حوصله نداریم برویم به انبیاء سر بزنیم.@ در تمرینهای خانواده آسمانی اینها را گفتم که ما صبح، شب، روز، در رختخواب به خصوص وقتی میخواهید به رختخواب بروید هنوز خوابتان نبرده یک دور بروید از خدا شروع کنید آن هم با سلام، به خدا سلام بدهید به همه سلام بدهید. از خدا شروع کنید.@ به همه سلام بدهید بهشتیان، انبیاء، اهل بیت، اولیاء خدا، صدیقین، شهدا، صالحین، فرشتگان الهی، اهل قبور، حتی جنهای مؤمن، بن الجانی که مؤمن هستند آنها عزیزان ما هستند. سلام علیک کنید. حرف بزنید همهاش حضور است.@ اگر انسان یواش یواش انس بگیرد به جای اینکه فکرهای آشغال و خطرناک و کثیف و کینهای و آلوده و گناهی و جهنمی بکند، فکرهای پاک بکنیم. هر وقت یک فکر کثیف و آلوده سراغتان میاید، بگو چرا من الان باید بنشینم راجع به این فکر کثیف فکر کنم.@ الان میروم بهشت اباالفضل را بغل میکنم میبوسم. ما فکر میکنیم اباالفضل فقط برای حسینیه و محرم است. در طول روز اباالفضل هزار بار منتظر سلام و علیک شما هست. سراغ شما میاید. ما اصلاً توجهی به اباالفضل نداریم والله ائمه هر روز به سراغ ما میایند. فرشتهها هر روز به سراغ ما میایند. ما اصلاً حوصله نداریم جوابشان را بدهیم.@ حتی وقتی هم که ما را در طول روز به یاد خودشان میاندازند ما فرار میکنیم حضوراً به یاد ما میایند یعنی به محضر و حضور ما میایند و ما فرار میکنیم.@ از اینکه با اینها روبهرو شویم. حوصله ندارم کار دارم درس دارم زندگی دارم هر کاری داری وقتی یکدفعه اباالفضل آمد ول کن کتابت را ببند هر کاری داری بایست یک کلام با اباالفضل صحبت کن. چون در روایت داریم امکان ندارد به ذهن شما بیایند مگر اینکه اول خودشان سراغ شما میایند.@ ما ذهنمان به آن اوج نمیکشد. اگر به یادت افتاد پس بدان اباالفضل حتماً الان یادت است. اگر مادرت فاطمه زهرا به یادت افتاد حتماً یادت است. پس حالا که یادت افتاد ذکر بگو. حرف بزن. ادامه بده. در طول روز بایستید حرف بزنید. این تمرین را زیاد بکنید. از همه قشنگتر این هست که انسان انس با حق تعالی بگیرد با خدا حرف بزند.@ در طول روز آدم با خدا حرف بزند. الان تو با سبحان الله نمیفهمی، چه کسی گفت تو سبحان الله بگویی، الان با سبحان الله او را نمیفهمم. سبحان الله یک ذکری هست که خاص خودش است در درسها گفتیم که ما چطوری از الحمد لله سبحان الله لا إله إلا الله الله اکبر بتوانیم رابطه صمیمانه برقرار کنیم.@ یک کسی میگوید این حرفها را نشنیدم با اینها انس ندارم کنار بگذار فارسی هر چه خودت بلد هستی بگو، بگو خدایا سلام، چاکرتیم، نوکرتیم، خیلی دوستت داریم، خدایا دمت گرم، یک چیزی به خدا بگو حرف بزن فرصت حرف زدن با خدا را از دست ندهید.@ همین بایست حرف بزن. همینطوری به او بگو. دارد میشنود خدا حضور دارد(سمیعٌ بصیرٌ) همه جا هست. ولی ما فکر میکنیم باید مسجدی حسینیهای بشود یک فرصتی بشود با خدا حرف بزنیم. آن هم باید یک مداحی یک سخنرانی دل ما را راه بیاندازد آن دل تنبل و بیحوصله ما را هُل بدهد تا دل ما راه بیفتد.@ خودت هر روز دلت را هُل بده یک مدت که هُل بدهی دیگر هل نمیخواهد. خدا رحمت کند میرزا را میفرمود من مدتهاست با خدا کاری ندارم. خدا دیگر ولم نمیکند. من عرض کردم همین تمرین را اگر کسی چهل روز انجام بدهد من تضمین میکنم اگر کسی چهل روز همین تمرینها را انجام بدهد محال است اهل بیت دیگر ولش کنند.@ تندتند هر روز 20 دفعه سراغت میایند فرشتهها، اهل بیت، بهشتیها، رفقای بهشتیتان سراغتان میایند در طول روز که خستهای کلافهای یک چیزی غصه دلت را گرفته، میایند آنقدر خودشان را به تو نشان میدهند که تو اصلاً یادت میرود این دنیای کثیف و تنگ را.@ هزار بار در طول روز میایند میگویند این تنگنا و این جیفه خیلی خستهتان نکند زودتر بجنبید بالا بیایید اینطرف خبر است(سارِعُوا) خدا در قرآن میگوید با سرعت بیایید نایستید در این جیفه، به کسی گیر ندهید دلتان را پاک کنید کینه از کسی در دلتان نداشته باشید.@ کسی که کینه نگه میدارد یعنی خدا دارد صدایش میکند و این ایستاده در جیفه میگوید خدایا من باید حساب این فلانی را برسم. خدا میگوید حساب آن را ول کن آن را قیامت هم وقت هست بیا پیش خودم. ما ایستادیم به بندگان خدا گیر میدهیم. این خوب نیست.@ یک نکته بگویم به عنوان نکته پایانی، عزیزان امشب فقط و فقط وارد شده که شما بگویید(اللهم کن لولیک الحجۀ ابن الحسن) یعنی شب قدری که ملائکه و روح نازل میشوند به ولی امر صاحب امر، چون این امر باید نازل بشود پیش ولی امر نازل میشود یعنی امام زمان میخواهد اینکه میگوید(تنزل) این فرشتهها کجا میایند.@ پیش من و شما میایند و امر و تقدیرات یک سال را کجا میاورند؟ میاورند نزد صاحب امر ولی امر، قرآن فرمود: (أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ) صاحبان امرتان یعنی معصومین بعد از پیغمبر، آنهایی که کل خلقت و نظام خلقت در دست اینهاست. خلیفههای الهی هستند. واسطههای فیض الهی هستند.@ یعنی توجه، شما 23 شب است انشاء الله هفت شب دیگر هم این توفیق باشد دعای افتتاح بخوانید. توجه به امام زمان و غربت و آوارگی و طردشدگیاش و توجه به اینکه تکتک شما را دارد صدا میکند که در چادرش و قرارگاهش بروید.@ امشب به این خیلی فکر بکنید. بالاترین تقدیری که همه شما خواهران و برادران، نوجوان و کودک و بزرگسال میتواند بگیرد این هست که خدا امشب نصیبش بکند چون امشب مینویسند نصیبش بکند که به چادر امام زمان برود.@ اگر امشب ننویسند اسم من و شما را در فرزندان در سربازهای حضرت، سرباز که هیچی، انشاء الله اسم تکتک شما را در سرلشکرهای حضرت بنویسند در افسران حضرت بنویسند چرا فقط در سربازها باشیم کسانی که قوی باشیم و مؤثر باشیم کار کنیم فعالیت کنیم تبلیغ کنیم حضور داشته باشیم.@ دست دیگران را بگیریم(وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ) اهل توصیه باشیم. اهل حرف زدن باشیم. اگر یک کسی امشب اسمش را ننویسند هر چه هم به او بدهند عُرضه ندارد همانها را هم گند میزند اگر توفیق عبادت هم بنویسند فایده ندارد.@ اگر حج و کربلا هم بنویسند میرویم گند میزنیم میاییم فایده ندارد اگر سلامتی و ثروت هم بنویسند ازدواج و قبولی کنکور بنویسند هیچ فایدهای ندارد وقتی اسم تو امشب در اسم سربازان امام زمان نوشته نشود بیشترین تقدیری که میخواهید من دارم از یک چیز خوب به شما خبر میدهم دارم به شما یاد میدهم که چه بخواهید.@ بیشترین چیزی که امشب میخواهید بگو خدایا یک کاری کن که امشب اگر فرشتهها اگر روح اگر حضرت صدیقه مادرمان فاطمه زهرا به امام زمان فهرست را دادند اگر مشخص کردند که اسم چه کسانی جزء سربازان و سرلشکران امام زمان است.@ اگر آقا امام زمان دید اسم ما نیست امشب آن وسطها یکطوری خودش اسم ما را بنویسد امشب جا باز شود یکی از این شمارهها اسم من و شما را بنویسند. خیلی بد است خیلی زشت است خیلی بیتوفیقی است که امشب تقدیرات نوشته شود و اسم من و شما در آن دوستان و فهرست نباشد. عزیزان والله بالله تالله امشب مثل شب عاشوراست.@ والله بالله تالله همین الان هم که امام زمان حاکم بر ماست و فرشتهها و روح به او نازل میشوند همین الان دارد به تک تک شما میگوید: (هل من ناصر ینصرنی) کسی هست من را از این تنهایی در بیاورد. بیاییم امشب به امام زمان لبیک بگوییم.@ بگوییم خدایا ما که از خودمان واقعاً عُرضهای نداریم .ما توان نداریم ما گرفتاریم اسیریم بدبختیم، ما در لجن گناه، معصیت، خیالبافی، در لجن ارتباطات غلط گیر کردیم. امشب هم خودت ای خدا ای کسی که(لا حول و لا قوۀ إلا بک).@ ای امام زمان خودت امشب در حق ما پدری کن و در حق ما لطف کن اسم ما را حتماً جزء سربازانت، جزء مؤثرین در ظهورت، جزء برطرف کننده موانع ظهورت اسم ما را هم بنویس این را ما امشب باید بخواهیم بیشترین چیزی وقتی که دستتان را بالا بردید بعد از تعجیل و سلامتی حضرت، پیوند با حضرت را بخواهید.@ اینکه انشاء الله شما ملحق بشوید به امام زمان و دوست امام زمان و فرزند وفادار و فداکار امام زمان باشید از صبح که از خواب بلند میشوید با این امید که اسم شما جزء لشکریان امام زمان، چون نمیشود دعا مستجاب نشود اگر کسی قلباً بخواهد امکان ندارد وقتی امام حسین گفت(هل من ناصر ینصرنی) حُر هم که آمد حضرت پذیرفتش.@ وضعیت ما و شما بدتر از حر نیست تازه حر اول برگشت بعضیها جنگیدند تا سی نفر نوشتند که تا لحظه آخر دانه دانه آمدند و حضرت پذیرفت. لذا محال است ما که بچههای حضرت هستیم حضرت که ما را واقعاً و قلباً دوست دارد ما که بچههای فاطمه زهرا هستیم.@ ما بگوییم مادر امشب توصیه ما را به امام زمان بکن. امشب وقتی دارید لیست را دست امام زمان میدهید اسم ما را هم در آن نوشته باشید. نمیشود ما به امام زمان بگوییم آقا ما میخواهیم سربازت باشیم و کمک آمدیم و راست بگوییم.@ چون وقتی شما میخواهید به کمک بروید در زیارت عاشورا وقتی میخواهید بروید جزء لشکریان امام حسین باشید که با امام حسین محشور بشوی میگویی(أن یُثَبِتَ لی قَدَمَ صِدق) راست بگوییم یعنی از فردا به جای اینکه بار حضرت باشیم یار حضرت باشیم به جای اینکه بنشینیم پای ماهواره، پای اینترنت خلاف بنشینیم.@ موسیقی حرام گوش کنیم مهمانی حرام برویم مجلس حرام برویم معصیت کنیم واقعاً یار باشیم. بار نباشیم. بگوییم خدایا ما نمیخواهیم دیگر زحمت بدهیم از دستمان حضرت را بگریانیم حضرت از دست ما ناراحت باشد و پیش فرشتهها شرمنده باشد.@ ما میخواهیم که حضرت از ما خوشحال باشد ما واقعاً یار حضرت باشیم امشب این را حتماً بخواهید والله گفتم امشب مثل شب عاشوراست و حضرت همهتان را میپذیرد. اگر این چراغها را خاموش کردن و شروع کردید به دعا کردن اگر گفتید که من میایم و میخواهم پای کار بایستم.@ میخواهم لذت فداکاری برای تو، لذت خرج کردن برای تو، لذت وقف شدن برای تو را بچشم هیچ جای دیگر هم نمیخواهم بروم محال است حضرت بگوید برو نمیخواهم بیایی، حتماً میپذیرد و ثبتناممان هم میکند ولی این را حتماً امشب بخواهیم که اگر نخواهیم هر چه هم که بما بدهند باخت کردیم و دچار خسران هستیم.@ خدایا به حق محمد و آل محمد همه ما را از سربازان فداکار و فرزندان وفادار امام زمان قرار بده خدایا بهترین تقدیرات را در نامه عمل ما انشاء الله ثبت بفرما.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 006 - محبت بین خدا و بندگان
متن کامل (خام) جلسه 006 - محبت بین خدا و بندگان