در حرکت به سمت ابدیت که مهمترین حرکت یک انسان است ما به یک سلسله فرمول ها احتیاج داریم که باید رعایت کنیم و اگر آگاهی کامل به آن فرمول ها نداشته باشیم حرکت موفقی نخواهیم داشت ما در ساده ترین حرکت ها احتیاج به آگاهی و اطلاعاتی داریم همان طور که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمودند: هیچ حرکتی نیست که انسان در انجام آن احتیاج به آگاهی و شناخت دارد این که ما ساده ترین اطلاعاتمان را از طریق آگاهی به دست آوردیم و می آوریم مسلم می کند برای ما که هر چقدر حرکت ما پیچیده تر باشد نیاز ما به آگاهی بیشتر خواهد بود اگر همیشه به مقیاس خودمان توجه داشته باشیم که ببینیم با کدام مقیاس حرکت می کنیم این را دیگر فراموش نکنیم و به این مسئله یکسره متذکر باشیم تا یواش یواش باورمان شود که یک موجود ابدی هستیم فکر نکنید این مسئله عادی است الان بگویم و شما بگوئید پذیرفتم این مسئله این که انسان باور کند یک موجود ابدی است و مرگ برایش وجود ندارد اگر بتواند به این باور برسد و این باور ملکۀ ذهنش بشود و ایمان به آن بیاورد خیلی از مسائل زندگی او حل خواهد شد واقعاً خوشبختی، سعادت، شادی و آرامش را هم در دنیا هم در آخرت به دست خواهد آورد این که کسی به خودش نگاه کند و عاشق خودش بشود متوجۀ آن چهار مرحله در زندگی خودش باشد توجه فرمودید ببینید ما اصلاً کجا قرار داریم اینجا این را خوب توجه کنید من وقتی به خودم نگاه می کنم که مثلاً الان 40 سالم است اگر بخواهم آن طور که پیامبر فرمودند که متوسط عمر امت من 60 سال است اگر بخواهم این طور فکر کنم عمر من از دست رفته یک سوم باقی مانده معلوم نیست ما چقدر عمر کنیم اما اگر توجه داشته باشیم و به این ایمان برسیم اصلی ترین برنامه های ما از اینجا شروع می شود چرا، چون وقتی شما به این نسبت و رابطه خوب توجه کنید که رابطه میان دنیا و آخرت مثل رابطۀ رحم مادر با دنیا است در واقع ما الان زندگی نمی کنیم این که ما الان انجام می دهیم زندگی نیست این فقط یک آمادگی برای زندگی است دوران جنینی است و نباید جزء زندگی حساب شود اگر به شما بگویند تاریخ تولد شما کی است نمی گوئید مثلاً 13 بهمن سال 50 هستم نُه ماه در شکم مادرم بودم می شود سی و سه سال و نه ماه این جوری حساب نمی کنید اصلاً آن دوران را ما زندگی حساب نمی کنیم الان هم همین طور است این زندگی نیست اصل زندگی ما زندگی که واقعاً به عنوان یک انسان می خواهیم زندگی کنیم لحظه ای است که به ملکوت متولد می شویم بنابراین به این خوب توجه کنید وقتی ما به این نگاه کنیم که اصل زندگی ابدی یا جاودانۀ ما با تولد شروع می شود یعنی با وفات شروع می شود و تکامل برزخی را طی خواهیم کرد و قیامت، قیامت تکاملی خواهیم داشت و بعد همین طور ادامه خواهد داشت تا بی نهایت، متوجه می شویم که این دنیا را چه طور باید از آن استفاده کرد نکتۀ خیلی مهم این است که وقتی این حرکت یعنی از دنیا تا ابدیت را ما در پیش داریم همان طور که عرض کردم اگر این حرکت بدون آگاهی و بعد همین طور ادامه خواهد داشت انجام بشود ما شکست خواهیم خورد مثل هر حرکت دیگری، رانندگی بدون آگاهی مثلاً آشپزی بدون مهارت هر کاری بدون آگاهی نتیجه نمی دهد نتیجۀ عکس می دهد یا حداثل وقت آدم تلف می شود در حرکت به سمت آخرت ما باید فرمولهای این چهار مرحله و لوازم آن را بلد باشیم چون می خواهیم منتقل شویم به آنجا باید بدانیم که در هر مرحله به چه مسائلی نیاز داریم چگونه بایددر فرصتی که داریم نیازهای چهار مرحلۀ بعد را تهیه کنیم کسانی که نگاه ابدی به خودشان ندارند و خودشان را از تولد تا مرگ معنی می کنند تا وفات آن سمت را اصلاً نمی بیند هیچ وقت این مسائل جز مسائل اصلی زندگیشان تلقی نمی شود یعنی اساساً دغدغۀ چنین کاری را ندارد هی دغدغه ندارد که موقع وفات چه اتفاقی می افتد حیات برزخی چگونه خواهد بود، قیامت چگونه خواهد بود وقتی که فهرست می کند اسامی دغدغه ها و مشکلاتش را آرزوها و عشق هایش را می بیند هیچ کدام از چیزهایی که مربوط به ابدیت است و وفات جزء دغدغه های او واقعاً نیست خیلی از ماها همین طور هستیم ظاهراً می گوییم به مبدأ و معاد اعتقاد داریم و به ابدیت ولی واقعاً جزء مشکلات ما چنین چیزی نیست یعنی هنوز دغدغۀ ما نشده پس باید این مسئله اگر این چهار مرحله جزء دغدغه های ما باشد تازه آن موقع است که شادی و آرامش در دنیا می آید و حاکم می شود ولی اگر دغدغه های این چهار مرحله را از دست بدهیم دغدغه های کجا می ماند؟ غیره که مربوط به دنیا است چون خودت را از تولد تا مرگ معنی می کند یکسره و دغدغه های دنیا را داری باید دنیا را شاد و آرام بگذرانی دائماً تا آخر همان اضطراب را داری غالب مردم آنهایی که فقیرند که دغدغه های فقر را دارند توجه فرمودید یعنی از زندگیشان لذت نمی برند چون همیشه دغدغۀ فقر را دارند امّا آنهایی که وضع مالی آنها بهتر است غالباً صندوق دار می شوند یعنی این قدر دغدغۀ بچه و آینده را دارد همان توضیحی که قبلاً دادیم شیطان یکی از حملاتش حملۀ از جلو است یعنی آن قدر آینده را تاریک می کند برای شما یکسره فکر این است که فردا چه می شود پس فردا چی؟ یک سال بعد چه؟ بچه ام بزرگ می شود چه کار می کند، موقع ازدواجش چه کار می کند هیچ وقت نمی تواند آن لذت و آرامشی را که شایسته است در دنیا داشته باشد، داشته باشد این طوری است که می شود صندوق دار و غالب مردم صندوق دار هستند این چهار مرحله را به خطر می اندازند به خاطر فرزندانشان بعد که منتقل می شوند آن طرف جواب ها را باید این ها بدهند فقط زحمت می کشیدند دنیای خودشان را خراب کردند به خاطر کسی دیگر حقیقت این است که ما حقیقتاً عاشق خودمان نیستیم حتی اگر به فرزندانمان عشق بورزیم با عشق طبیعی به خودمان عشق می ورزیم و اگر کسی عاشق خودش باشد همان طور که علی علیه السلام فرمود: بیشتر همّ خود را در دنیا برای خانواده و اهلت قرار نده وقت هایی این قدر ذوق نکنید که دچار خودفراموشی شوید و یادتان برود که کی هستید و این چهار مرحله را داری چون اگر خانوادۀ تو دوست خدا باشند و آدم های خوبی باشند خداوند حتماً آنها را بیشتر از تو دوست دارد یعنی هر چه تو آنها را دوست داشته باشی خدا آنها را بیشتر دوست دارد چه تو باشی و چه نباشی بدان خداوند هیچ گاه آنها را ضایع نمی کند اگر هم دشمن خدا باشند چرا عمر و ابدیت خود را به خاطر دشمنان خدا به خطر می اندازی این را خوب دقت کنید همسر، زن یا شوهر فرقی نمی کند فرزند دختر یا پسر فرقی نمی کند، پدر و مادر، دوست هیچ وقت این قدر نمی ارزند که به خاطر آن ها این مرحله از حیات را به خطر بیاندازد و خراب کند در بحث انتخاب و ارتباط گفتم که نحوۀ ارتباط و انتخاب ما باید طوری باشد که ما هم اینجا آرامش داشته باشیم هم آن چهار مرحله شاد و آرام باشیم باید روابطشان را با یکدیگر تنظیم کنیم که این طور باشد، خوب حالا، ما زمانی می توانیم از دنیا لذت ببریم و شاد و آرام و خوشبخت باشیم که اصل دغدغدۀ ما مربوط به دنیا نباشد مربوط به اینجا باشد تمام کسانی که به طور ثابت طبیعی شاد و آرام هستند و به راحتی نمی توان در دنیا آنها را تکان داد اضطراب در آنها ایجاد کرد افسرده شان کرد کسانی بودند که دلشان را یعنی آن قسمت آسیب پذیر را که ممکن است اضطراب بگیرد آمدند دلشان را از دنیا کلاً خارج کردند توجه فرمودید حضرت فرمودند: دلهایتان را از دنیا خارج کنید قبل از این که بدن هایتان بشود خوب اگر کسی دید که دغدغه های دلش را خارج کرده باشد توجه کنید شما ببینید از این مرحله چیزی به نام افسردگی، غم، اضطراب، ندارید این مرحله به بعد جشن و شادی و خوشی و رشد است دغدغه ها مال دنیا است، ناراحتی ها اینجا چیزی به نام دغدغه وجود ندارد فقط چشم روشنی و زیبائی است و زیبایی که مثل بمب اتم در حال انفجار است هی انفجار پیدا می کند شعاع بیشتری به زیبائی ها و جذابیت ها پیدا می کند اگر کسی دلش را از اینجا خارج کند و توجه به این زیبائی ها بکند روحش را برای چنین عروسی آماده کند به این مرحله مثل دختری که می خواهد عروسی کند هفتۀ بعد می بیند که همۀ فکرش به عروسی به بعد است و خیلی چیزهای قبل از عروسی را الان می گیرد و به هر حال ضریب اصطکاک ندارد که به این عروسی فکر می کند و به بعد و به معشوق اصلی اش توجه می کند آنجا خیلی شاد و آرام است و به راحتی اضطراب سراغش نمی اید به راحتی دردسر سراغش نمی اید و کسی نمی تواند تکانش دهد برای همین است توضیحی که آن هفته خدمتتان دادم این بود که ما اولین فرمولهای اساسی حرکت این است که این قلب باید خارج شود و بیاید به معشوق نهایی پیوند بخورد از دنیا خارج شود وقتی از دنیا خارج شود به معشوق حقیقی پیوند بخورد و چیزی نمی تواند در او اضطراب ایجاد کند توجه فرمودید در حالی که یک دختر و پسر که می تواند از یک دختر و پسر دیگر به شدت آسیب ببیند و داغون شود کسی که دلش را خارج کرده می تواند بهترین محبت ها را به انسان های دیگر بکند بدون این که نیاز محبت از کسی داشته باشد خودش یک معشوق قدرتمندی دارد، از مهرت ای خورشید جان چون ذره ام هر سو روان مجذوب حسن دیگران ای ماه خوبان نیستم. در عین حال که می تواند خالص ترین مهر ورزی ها را به دیگران بکند، خالص ترین عشق ورزی ها را بکند هیچ وقت از بی مهری های دیگران که بی محلی می کنند کدورت سراغش نمی آید کسی که می گوید فلانی مرا تحویل نگرفت یا کارت دعوت برایم نفرستاد فلانی احوالم را نپرسیده و دائماً در اضطراب است یک کسی که سرمست از عشق است و با معشوق ماندگار ثابت ارتباط برقرار کرده اصلاً کسر شأن نمی آید در وجودش که چرا کسی او را تحویل نگرفته کسی از این که دیگران به او کم محلی کرده اند، بی محبتی کرده اند که خودش را این قدر پست و پائین می بیند که یک نفر می تواند او را لکه دار کند و به او کم محلی کند گرفتی چه شد؟ یک مثال: کسی که قدرتمند است ببیند این یک تکه نان را من روی زمین زیر دست و پا پیدا کرده ام توهینی که بخواهم به شما بکنم این است که شما اگر فلان کار را نکنید من این تکه نان را به شما نمی دهم نانی که در خیابان روی زمین در آشغال ها پیدایش کردم اگر به شما بگویم من این را به شما نمی دهم خوب آیا این توهین است به شما یا نه؟ چرا چون نگاه من به شما این است که شما محتاج تکه نانی هستید که من آن را در آشغالی پیدا کردم درست اصلاً کسر شأن شما می آید، دنیا کُلش همین است اگر شما احساس کنید کسی به شما توهین کرد تحقیر کرد شما را و تحویل نگرفت شما خودت را از نظر شخصیتی پایین آوردی دقت می کنید محتاجید که یک نفر شما را تحویل بگیرد و یا به شما بخندد یا بگوید دوستت دارم این خیلی بد است قیمت آدم این نیست که آدم های دیگر بخواهند به او قیمت بدهند توجه فرمودید: قیمت ما خداست کمتر از آن هم نیست لذا وقتی به دنبال این هستید قیمت را از آدم های دیگر مثلاً از همسرم بگیرم آسیه را نگاه کنید آن قدر قدرتمند است یک شوهر خیلی بدی دارد ولی آن قدر با خدا مأنوس و شیفتۀ خدا است که: خدا برای من پیش خودت یک خانه در بهشت بساز این عاشق کیست عاشق خداست کاخ های فرعون اصلاً نمی تواند آسیه را لکه دار کند توجه فرمودید: کوچکش نمی کند فرعون با آن همه دبدبه و کبکبه و ادعای خدائی اش به هیچ وجه نمی تواند آسیه را تحقیر کند کوچکش کند چون قیمت دستش است یک شکلات در بیاورم بگویم اگر این کار را نکنی به شما شکلات نمی دهم آدم چه حسابی می کند که این طور تهدیدش می کند می گوید روی من چه حسابی کرده که می گوید این شکلات را به شما نمی دهم علی علیه السلام می فرماید: از آب بینی بز پیش من پست تر است، تعبیر را نگاه کنید جیفه است دنیا، طالب سگ است، محبت های دنیا، زیبائی هایش به اندازۀ یک جیفه است اگر من بخواهم به خاطر کمبودهایی که در دنیا دارم چه کمبود مادی و چه این که کسی مرا تحویل نگرفت کسی عشق ورزی نکرده در واقع قیمت خودم را دنیا در نظر گرفتم خیلی خودم را کوچک کردم این جا را خیلی بزرگ کردم طالب این هستم که این جا به من برسد حالا دنیا به مردم بیائید به من احترام بگذارید بیائید مرا تحویل بگیرید این خیلی بد است قیمت های این جا در شأن ما نیست اگر توجه کنید که این قیمت ها در شأن ما نیست درست شد، غصه نمی خورید یک مثال: شما یک موقعی است که به شما می گویند مثلاً فرض بفرمائید که کفش می خواهید بخرید یا مانتو، چادر، همۀ شما این مفهوم را خوب می فهمید یک یخچال می خواهید بخرید یا همسر می خواهید انتخاب کنید این را می فهمید که وقتی می خواهید این ها را بخرید کجا می روید بعضی ها به آن ها می گویی چه می خواهی بخری می گوید کفش می گوید برو افغانستان برو جای کثیف تهران یا برو بازار مثلاً می گویند این مانتو را از کجا خریدی، کفش را از کجا خریدی واقعاً جزء ارزش های ما است که بگوئیم از کجا خریدیم می گوئیم رفتم گاندی کفش خریدم این اعتبار دارد یا سپهسالار کفش خریدم عرض کنم خدمتتان که رفتم فلان جا یخچال خریدم این ماشین کجایی است این انتساب خیلی مهم است ما این را از کجا تهیه کرده ایم اما اگر بگوییم این یخچال را از سید اسماعیل خریدیم کلاسمان پائین می آید و خود ما عارمان می شود مکان برایمان مهم است دنیا کلش مثل سمساری سید اسماعیل است از آن هم پائین تر وقتی می خواهی عشقش را به دست بیاوری تو دنیا یا سر چیز دیگر تو باید بدانی که قیمت خودت پائین می آید عشق، عاطفه، مهرورزی، کمال، جمال، زیبائی و آرامش و شادی از کثیف ترین جای عالم تهیه کنیم یعنی از پست ترین جای عالم می خواهم ارضا شوم و بگویم من شخصیت دارم خیلی قیمت داریم واقعاً یک کسی می نازد به این که مثلاً چیزهایی که در دنیا برایش خوشبختی می آورد حتی علمش را از این جا تهیه کرده باید بداند و قیمتش خیلی پائین است که این طوری پز می دهد خیلی قیمتش پائین است ما در بررسی علوم انسانی توضیح بیشتری برایتان می دهم که ما همه چیز را می توانیم از بالا و آسمان بگیریم از خود خدا بگیریم کمتر نه یا سازنده یا متخصص، خدایا مظاهر خدا دیگر کمتر از این قیمت ما نیست که ما بخواهیم با غیر از این ها اشباع شویم و بپریم از جائی غیر از این جا، آبرو، علم، شادی و خوشبختی را تحصیل کنیم اگر یک جوری از رب العالمین شخصیت و آرامش بگیریم اگر بتوانی از غیر از خدا سرمستی و قدرت و نشاط و آرامش بگیری غیر از معصومین به قول امروزی ها کلاست پائین است باید بیائی از یک آدم پستی تشنۀ محبت یک آدم پست و بدبخت باشد ذلیل و ضعیف باشد در مهرورزی من این ها را توضیح دادم کسی می تواند خالصانه ترین عشق ها و محبت ها به دیگران بورزد بدون طمع گرگ صفت نه دیگران را دوست داشته باشد ولی خودخواهانه نه، ببینید من می توانم به کسی بگویم تو را دوست دارم به شرط این که تو هم مرا دوست داشته باشی و در واقع کسی را دوست داشتم خودم را من به تو احترام می گذارم در صورتی که تو به من احترام بگذاری باز هم من خودم را ذلیل کرده ام این اصلاً ذوب نیست من باید بتوانم به انسان ها یک احترام بدون طمع بگذارم یک علاقه و عشق ورزی بدون طمع به آنها داشته باشم این طور نیست که به انسان ها احترام گذاشتن شخصیت انسان ها بعد فطری، انسان ها را به آن احترام بگذارم مثل خداوند که به ما احترام می گذارد بدون این که به ما نیازی داشته باشد. بیشترین محبت را به ما می کند بدون این که بیشترین نیازی به ما داشته باشد حتماً توجه کنید که اگر ما چیزی می خواهیم که اسم آن را آرامش می گذاریم، خوشبختی، شخصیت، انسانیت، قیمت حتی اگر اسمش را کلاس بگذاریم این را از کجا تهیه کنم از معدن تهیه کنم از اصل، مگر در دنیا این طور نیست که بهترین چیزها را از اصلش تهیه کنیم اگر بخواهیم فرش بخریم می رویم از شرکت اصلی می گوئیم از نمایندگی خریدیم، از کمپانی خریدیم آب را از سرچشمه بخوریم سالمتر است واقعاً دوست داری کسی به تو محبت کند و کسی تو را دوست داشته باشد شخصیت داشته باشی بگذار امام زمان به تو شخصیت بدهد حضرت زهرا تحویلت بگیرد پیش امام زمان و حضرت زهرا عزیز باش، پیش خود خدا، فرشته ها عزیز باش در دستورالعمل داریم می فرماید شب ها بخوابید اول با خدا مناجات کنید من تو را دوست دارم عاشق تو هستم خود خدا می گوید به کمتر از من قیمت مگذارید حواستان باشد ما سه مرتبه صلوات موقع خواب داریم ببینید چقدر قشنگ است اللهم صلی علی محمد و آل محمد و علی جمیع انبیائک و المرسلین خدایا درود فرست بر پیامبر و آلش و بر همۀ انبیاء قیمت من این است من شخصیتی هستم شما وقتی به زیارت می روید به حرم حضرت عبدالعظیم یا حضرت معصومه با بزرگ ترین کسانی که شخصیت هایی که خودت قیمت خودت را می دانی که باید با این ها حرف بزنی و حرف می زنی اول شروع می کنی با خود خداوند 34 مرتبه می گویی الله اکبر، 33 مرتبه: سبحان الله، 33 مرتبه: الحمدالله وقتی با خدا قشنگ این حرف ها را زدیم قیمت من این است بعد این طور حرف می زنیم اسلام علی آدم صفوه الله سلام بر آدم ببینید جز پیامبران بزرگ است کمتر پیامبری است که به حضرت آدم برسد خیلی بزرگ است حضرت آدم بعد سراغ نوح می آئی السلام علی نوح نبی الله، السلام علی موسی کلیم الله، ای پیامبران الوالعزم موسی که رفیق خدا بوده، کلیه الله بوده توجه کنید السلام علی عیسی روح الله، قیمت ها را نگاه کنید حضرت عیسی را نگاه کنید وقتی امام زمان ظهور کند حضرت عیسی وزیر امام زمان است السلام علیک از آن حالت غائب در می آید و رو در رو خطاب می کند که این خیلی مهم است یعنی من الان پشت تو و در آغوش تو ام السلام علیک رو در رو هستید این پیامبرانی که اسم بردید غائب بودندولی الان السلام علیک یا رسول الله، السلام علیک یا خیر خلق الله، السلام علیک یا صفی الله، السلام علیک یا محمد بن عبدالله السلام علیک یا امیرالمؤمنین، السلام علیک یا فاطمه سیده النساء العالمین ببینید قیمت ها را خیلی مهم است من با فاطمۀ زهرا حرف می زنم عزیزترین کسم فاطمۀ زهرا است، ببینید هر چقدر حضرت را تحویل بگیری تحویلت می گیرند هر چقدر برای خودت قیمت قائل باشی برایت قیمت قائلند وقتی تو خودت را در این حد نمی بینی که با انبیاء حرف بزنی و سلام به آنها بدهی من باطن سلام ها را در زیارت عاشورا توضیح داده ام وقتی تو خودت با این ها نمی پری و قیمت خودت را این ها نمی دانی خدا تو را نصیب همان هایی که قیمت تو است می کند با قیمت های پائین وقتی خودت قیمت خودت را بالا بگیری خدا هم قیمت تو را بالا می گیرد هر چقدر برای خودت ارزش قائلی قیمت پیدا می کنی در درگاه خداوند من قیمتم خدا است پیامبر و آل هستند فاطمۀ زهرا است همین طور هم است به محض این که تولد پیدا می کنی آنها بالای سرت می آیند در روایت داریم شما به میزان ارتباطی که با هر معشوق داشته باشی موقع تولد آن معشوق بالای سرت می آید با شیطان باشی شیطان بالای سرت است، با جهنم باشی جهنم با توست با پیامبر و آل باشی پیامبر و آل بالای سرت است توجه فرمودید؟ حتی عزرائیل هم من توضیح دادم اگر یادتان باشد در این جلسه فکر کنم گفتم که عزرائیل علیه السلام شخصیتی است که فوق العاده زیبا و مهربان است حضرت ابراهیم می فرماید اگر انسان موقع مردن قیافۀ زیبای ملک الموت را ببیند حتی اگر به بهشت نرود برایش کافی است ملک الموت مثل ماما می ماند که ما را متولد می کند کاری قشنگ تر از مامائی سراغ دارید که بچه ها را دنیا می آورند این خیلی مهم است صفراط می گفت افتخار من این است که ماما هستم، کار اصلی ماماها بدن ها را به دنیا می آورند من چه را به دنیا می آورم روح ها و جنین ها را متولد می کنم این خیلی قیمت دارد مامائی هر دو قسمش قیمت دارد ملک الموت ماما است فرشته ای که ما را از کثیف ترین جا خارج می کند، این هم زیبائی دارد، ملک الموت لحظه ای که دارد متولد می شوی زیباترین چهره است مثل بچه وقتی متولد می شود قشنگ ترین چهره برایش آغوش مادر است، قوی ترین، گرم ترین کانون عاطفه است حضرت ملک الموت خیلی دوست داشتنی می آید جان می گیرد خیلی مهربان است خوب متولد می کند روح را از بدن جدا می کند و با بدن جدید وارد دنیای جدید می کند این خیلی قشنگ و زیبا است ولی این فرشته موقعی که می آید جان بگیرد عکس باطن تو در چهرۀ او می افتد این یادتان نرود اگر زشت است تو زشتی، فرشته زشت نیست وقتی می آید جان کافر را بگیرد و کافر از قیافۀ عزرائیل این قدر وحشت می کند که اگر او را جهنم نبرند کافی است این خیلی وحشتناک است این وحشت از کجا آمده است از باطن خودش دقت کنید این جا را وقتی می گوید رابطۀ دنیا و آخرت مثل رابطۀ مادر با دنیاست جنین که از تو رحم می خواهد متولد شود کدام تولد شیرین و مبارک است یعنی وقتی می آید اینجا شروع می کند با بی دردی، این را خوب دقت کنید، بی دردی، آرامش، شادی، آغوش گرم مادر چند روز پیش در تهران بچه ای را پیدا کرده بودند که در کیسۀ فریزر یک پلی انداخته بودند وقتی آن را در آورده بودند دیدند که قیافه اش به یک حیوان شبیه تر است تا آدم مثل یک حیوان متولد شده دم داشته، صورتش صورت آدم نبوده مادر هم نمی تواند چنین قیافه ای را تحمل کند یعنی مهربان ترین کس آدم خود مادر که نتواند تحمل کند بقیه هم تحمل نمی کنند اگر این بچه زیبا متولد می شد مادر تحویلش می گرفت یا نه؟ بله وقتی که مادر تحویلش نگرفت با درد متولد شد، اضطراب داشت، شادی نداشت، آغوش گرم را از دست داده معلول تولد خودش است هر چیزی که این جا به آن برسد معلول این است که آنجا چه کار کرده است این را خوب توجه کنید معلول کارهایی است که این جا کرده است میزان تحویل گرفتن، شادی و آرامش این طرف بستگی به رشد جنینی دارد این نوع تولد ما بستگی به این دارد که ما در این دنیا چه طور زندگی می کنیم ارتباطاتمان را چطور تنظیم می کنیم عزرائیل هم که سراغمان می آید با قیافۀ باطن خودمان می آید درست شد، لذا باید دقت کنید حضرت علی علیه السلام می فرماید هر کسی بخواهد بمیرد من بالای سرش هستم حالا حضرت با قیافۀ دل خودت می آید اگر حضرت را ببینی خندان سراغت می آید پیامبر حضرت زهرا خندان می آید مال این است که در دنیا دوست داشتی در آغوش این ها باشی کسی که حضرت عبدالعظیم، حضرت معصومه می رود با این ها در ارتباط است شب ها می خواهد صلوات بفرستد یادش است که درود بر پیامبر و آل و همۀ انبیاء می فرستد و قیمت برای خودش قائل است در زندگی شخصیت ابدی برای خودش قائل است موقعی که می خواهد متولد شود کسانی که معشوقش بوده اند بالای سرش می آیند این یادت باشد حضرت فرمود یکی به حضرت گفت من را نصیحت کن: فرمود هر چه می خواهی دوست داشته باشی دوست داشته باشی فردای قیامت با آن محشور می شوی از مردن به بعد با همان محشور می شوی این یادتان باشد این را دقت کنید در اندیشه، آرزوها، آمال و دغدغه هایتان ببینید چه است؟ اگر امام زمان دغدغدۀ شما است از اول که می خواهی متولد شوی بالای سرت است مهربان تر از مادر مثل خدا پس بین شما با چه کسانی در ذهن خودت قیمت دار می شوی، با چه کسانی آرام می شوی و احساس شرافت می کنی با چه کسانی احساس قیمت می کنی معشوق کیست تعیین معشوق کردن اصل زندگی است، درست شد حالا همۀ ما یک معشوق حقیقی داریم و آن خداست، یعنی انسان معشوق غیر از خدا ندارد پس توضیح دادیم و اثبات هم کردیم که از نظر علمی و ریاضی امکان ندارد چیزی غیر از خدا معشوق ما باشد عاشق هر کمالی هستیم عاشق کمال مطلق هستیم اگر عاشق کسی می شویم در آن کس یک کمال دیدیم که عاشقش می شویم درست شد پس ما عاشق کمال مطلق هستیم و یک معشوق هم بیشتر نداریم لا الا اله الله هیچ معشوقی جز خدا نیست خدا در قرآن این را می فرماید: همراه خدا آرزوی الله دیگر نکن لا تدعُ مع الله اله هو لا اله الا هو غیر از خدا معشوق دیگری نیست پس این که جلسۀ قبل گفتم باید یقین معشوق کنیم این نکته خیلی مهم است ما باید بفهمیم بخواهیم، نخواهیم، بالا برویم، پائین بیائیم یک معشوق بیشتر نداریم یکی از جملات خداوند تبارک و تعالی را برایتان می خوانم. ای فرزند آدم من تو را آفریده ام و از حال درون تو باخبرم اسرار تو را می دانم و برملا نمی کنم و تنها کسی هستم که مطمئنی به تو خیانت نمی کنم خداوند می گوید شما همین حس را به معصومین دارید و نسبت به هیچ کسی دیگر نمی توانید چنین حسی را داشته باشید حتی در عشق هم شما نمی توانید به کسی اعتماد کنید هر کسی هم بیاید به شما بگوید من عاشق شما هستم زمانی می توانی مطمئن به عشق او شوی که تو را از تولد تا ابدیت نگاه کند می توانی اعتماد کنی که عشقش به تو صادق است اگر تو را از تولد تا مرگ ببیند و عشقش صادق نیست در مورد پیامبر و ائمه هم همین طور هستید بدانید آنها واقعاً صمیمانه شما را دوست دارند و در این عشق با شما خدعه و دروغی ندارند می فهمی که غیر از امام زمان هیچ کسی تو را این طوری دوست ندارد آدم خودش این را شهود می کند قشنگ شهود می کنید چون در دل انسان حضور دارند از تو کوچکتر نیستند و هیچ گاه پایان نمی پذیرند شاید قشنگ ترین خبر خوشی که خدا به ما داده همین است که من هیچ وقت پایان نمی پذیرم یعنی انسان معشوقی دارد که این معشوق همیشه با او است یکی از قشنگ ترین کلمات قرآن که خیلی مژدۀ خوبی است حیّ و قیّوم است الله لا اله الا هو الحی القیوم خیلی زیباست این مژده که معشوقی دارم که این معشوق را هیچ گاه از من نمی گیرند این را از او جدا نمی کنند فرقی نیست الحمد الله و این خیلی خوب است خود خدا می گوید در حدیث که هر وقت خبر مرگ مرا شنیدید غصه بخورید تا من نمردم شما غصه نخورید خیلی مژدۀ خوبی است سرچشمه و منبع همۀ محبتها من هستم شما هر کسی را دوست دارید به هر کسی محبت می ورزید در واقع عاشق خدا هستید چون تجلی اوست دوستش دارید چون از اوست دوستش دارید چون رنگ و بوی او را دارد تو را برای خودم درست کرده و پرداخته ام به من روی آور به من انس بگیر، ببینید چقدر قشنگ است ما را راهنمایی می کند از دیگران بگریز و بر من بیاویز یعنی چه؟ یعنی گوشه گیر شویم، نه، قبلاً گفتیم هر کسی با خدا بیاویزد با انسان های دیگر خیلی عاشقانه تر و مهربان تر است این که بگویند یعنی طمع نداشته باش آدم ها به تو شخصیت بدهند، طمع نداشته باش آدمها به تو محبت بدهند دلت را با دیگران اشباع کنی وقتی طمع کار شوی زمین می خوری چون معشوق اصلی را رها کردی وقتی معشوق اصلی را رها کنی قیمت خودت را ول کردی قیمت تو این باشد خدا تو را می سپارد به معشوقهای قلابی که یک مدت با تو بازی می کنند بعد هم رهایت می کنند و تو را له می کنند هر چقدر تو را نهایتاً دوست داشته باشند تا دم مرگ است وقتی تو را در قبر کردند دیگر با تو کاری ندارند تو هستی و او تو مال منی(حدیث قدسی) خیلی به آن توجه داشته باشید به تو مال منی، که می تواند بگوید تو مال منی؟ آیه اش را بگوئیدمال منی یعنی چه؟ انا لله ما مال خدائیم تو مال منی نه دیگران اگر یک قدم به سوی من بیائی ده قدم به سوی تو خواهم برداشت خداوکیلی بنشینید فکر کنید ببینید شده شما پنج دقیقه عاشق خدا شوید به جای این که از او بترسید گوش کنید بیائید به جای این که بترسید حتی از گناهانتان دوستش داشته باشید چهل سال عمر کرده پنج دقیقه اش را برای خدا دلش تنگ نشده است، آدمها از علاقه شان به کالاها معلوم می شود چقدر قیمت قائل هستند برای خودشان مثلاً یک سرویس دیدم پنج میلیون تومان پولش است یعنی در خودش دیده که عاشق این بشود درست است ولی یک کسی که خودش قیمت ندارد از نظر مالی به خودش فکر نمی کند، می رود آنجا یک چیزی انتخاب می کند مثلاً پانزده هزار تومان، پنجاه هزار تومان ، صد هزار تومان، درست شد این طوری می بیند کسی می تواند عاشق خدا شود کسی خودش را قیمتی ببیند برای خودش قیمت خوبی قائل باشد یک کسی آمد پیش پیامبر، پیامبر هنوز پیامبر نشده بود در بیابانی جائی رفته بودند همان بنده خدائی می شوند آقا خیلی پیامبر پیامبر را تحویل می گرفت آن موقع پیامبر نبودند، بعدها که ایشان پیامبر می شوند یک روزی آن آقا پیش رسول الله پیامبر را نمی شناخته که روزی مهمانش بوده توجه کردید یکی از دوستان پیامبر که با پیامبر بوده به این آقا می گوید، پیامبر را می شناسی می گوید نه؟ می گوید خیلی سال پیش در فلان بیابان حضرت رد می شد شما از ایشان پذیرائی کرده اید بعدش یادش می آید آن وقت به رسول الله می گوید آقا می گویند بله می گوید ما قبل از پیامبری حق به گردن شما داریم یک موقع شما را آن طور تحویل گرفتیم می گویند باشد حضرت می فرمایند خوب حالا چه می خواهی ؟ می گوید از این که پیامبر شدی یا نه به ما برس می گویند هر چه می خواهی بگو جواب می دهد چند تا گوسفند و شتر می خواهم حضرت می فرمایند به او بدهید می دهند او می رود پیامبر می فرماید او حتی به اندازۀ پیرزن بنی اسرائیل هم عرضه نداشت خیلی خواسته هایش کوچک بود گفتند یا رسول الله پیرزن بنی اسرائیلی کیه فرمود زمانی که حضرت موسی (ع) دنبال قبر یوسف می گشت هیچ کسی جایش را بلد نبود جز یک پیرزن بعد موسی دید چاره ای ندارد رفت در خانۀ پیرزن گفت تو قبر یوسف را بلدی گفت بله بلدم گفت نشانم بده گفت همین طوری نه خرج دارد گفت خرجش چیست؟ پیرزن گفت به شرطی نشان می دهم که در بهشت با تو باشم زرنگی را نگاه کنید اگر قبول می کنی نشان می دهم که خداوند فرمود: بپذیر گفت باشد ببینید این قدر برای خودش قیمت قائل است توجه فرمودید؟ مثل پیرزنی در نیشابور بود همۀ بزرگان داشتند خانه هایشان را تمیز می کردند که امام رضا بیاید خانۀ ما پیرزن گفت حالا ما هم مثلاً خانه مان را آماده کنیم شاید گذرش بیفتد حضرت رضا رفتند خانۀ همان پیرزن دو نفر بودند که قبل از این که امام رضا می آیند بتوانند خودشان را به امام نزدیک کنند بعد که می روند حمام آدمی می بینند می گویند بیا پشت ما را کیسه بکش آقا پشت آن ها را می کشد کسی به آنها می گوید می دانی این شخص کیست؟ می گوید نه می گوید ایشان امام رضا هستند آنها خیلی شرمنده می شوند و گریه می کنند حضرت می فرمایند من به خاطر شما دو نفر تا حمام آمدم این که می گویند که یک قدم به طرفم بیائی چقدر سراغت می آیم ده قدم سراغشان می اید این طوری است اگر شما کمی دوستش داشته باشید خیلی کارها برایت می کند خیلی برایت خرج می کند یکی از رئیس کاروان های مشهد تعریف می کرد که بگو من با آن تعریف آتش گرفت گفت خوابیده بودم خانه دیدم امام رضا (ع) آمد به خوابم گفت بیا توی حرم این پیرمرد را به من نشان داد گفت این پیرمرد را با خودت حج ببر آمدم پیرمرد باصفایی نشسته گفتم من را امام رضا فرستاده تا به حج ببرم شما را بلند شو برویم گفتم به امام رضا چی گفتی که به خواب من آمد و خواسته تو را به حج ببرم گفت هیچی گفتم من پیر شدم سنم گذشته است خسته ام خودت یک کاری کن به وسیلۀ کسی می توانم حج بروم آدم وقتی این طور باصفا با امام رضا حرف می زند خیلی کار می کند، ما همیشه غریبه می رویم یک عمر مشهد رفتیم ولی غریبه به عنوان یک پدر زیارت پدرمان نرفتیم با مهرورزی زیارت کنیم سرمان را روی پای امام رضا بگذاریم گپی دوستانه با او بزنیم غریبه در حرم رفتیم بعد گفت این پیرمرد را من بردم درست روز عرفه غیبش زد و گفت من دیدم امام رضا این را به من سپرده پیرمرد هم نیست خیلی ناراحت بودم اضطراب داشتم که این کجا است فردای آن روز دم هتل نشسته بودم دیدم پیدایش شد گفتم که کجا بودی این قدر من را اضطراب برداشت گفت جائی بودم طوری نیست که حالا این جا هستم حالم خوب است گفتم چی چی حالت خوب است من پدرم درآمده است من تو را این جا آوردم نباید بدانم کجا می روی گفت جائی بودم من هم پاپیچ شدم گفتم راست بگو گفت آخر من به امام رضا فقط این حرف را نزدم که می خواهم بروم حج به او گفتم عرفه را می خواهم خدمت امام زمان باشم دیروز خود حضرت آمد سراغم من را با خودش برد عرفه با هم بودیم ن از آیت الله و مراجع مثال نمی زنم از کسی مثال می زنم همۀ آدم های خیلی معمولی هر چقدر برای خودت قیمت قائل باشی آنها به تو قیمت می دهند هر چقدر از آنها خودت را دور نگه می داری ، همیشه احساس قهر می کنی و دوری و آنها را از خودت نمی دانی آنهایی که در دستورات الهی با خدا مخالفت می کند هیچ وقت، همیشه خدا را یک قدرت آن بالا دیده اند زورگوی بی منطق خدا است دیگر ما را آفریده بعد با خدا لجبازی می کند توجه داشته باش معشوقت است و هیچ کسی به اندازۀ او دوستت ندارد اصلاً همۀ این ها را برای تو خلق کرده آن هفته گفتم برایتان تمام بوسه هایی که پدر و مادرها به شما می زنند از بچگی بوسه های خدا بوده خدا خواسته این طوری بزرگ شوی خیلی تا به حال تو را بوسیده تو یک بار تا به حال خدا را بوسیدی هی تو را در آغوش گرفته می گوید با من در آویز از دیگران بگریز و با من درآویز بد است آدم بمیرد یک بار خدا را نبوسیده باشد حضرت سجاد یک مناجات دارد با خدا حرف می زند به این جا که می رسد دیگر در نهایت حرف هایش را یک بار نمی گوید سه بار می گوید عبدک بفنائک، بسائلک به فنائک، فقیرک به فنائک، بنده ات فدایت شود، فقیرت، خواستگارت فدایت شود، ببینید با خدا چطور حرف می زند این قدر خوب این قدر مهربان حیف است که ما بمیریم یک بار خدا و اهل بیت را نبوسیم آنها این همه ما را بوسیدند این همه دست نوازش بر سر ما کشیده ببینید اینها چقدر به ما محبت کردند آن وقت ما این قدر بی محبت، بی عاطفه، خشک، قهر، دور این اسمش زندگی کردن است بله یک محبت های حیوانی داریم در حد عاطفۀ حیوانی محبت به همسرمان، فرزندمان، پدر و مادرمان، به دیگران، این اصلاً فایده ندارد محبت خوب است ابدی باشد خیلی حرف های قشنگی در این مناجات ها دارد یکی دیگر هم برایتان بخوانم صلوات ختم بفرمائید ای فرزند آدم دل به دنیا مبند و با دنیا انس نگیر چون دنیا آدم را خراب می کند و همۀ حیثیت ابدی را از آدم می گیرد تمام دغدغۀ ابدیت را آن چهار مرحله آدم را نسبت به آنها بی خیال می کند یک دفعه می بینی رفتی برزخ با یک تصادف با یک بیماری یا یک چیزی رفتی آن طرف دنیا خیلی کوچک تر از آن است که پاداش و مزد لحظه ای از خاطر تو باشد ببینید حرف زدن خدا با ما چطور است چقدر صمیمانه است دنیا بسیار کوچک تر از آن است که پاداش و مزد لحظه ای از خاطر تو باشد که تو خاطرت را به آن بسپاری حیف نیست که دغدغۀ آنها را داری و بهای حتی پاره ای از دل تو شمرده شود یعنی دنیا این قدر نمی ارزد یک لحظه اش هم نمی ارزد به لحظۀ تو جان آسمانی تو جز من قیمتی ندارد و جز بهشت من هیچ چیز نمی تواند هزینۀ وجود تو را جبران کند این طرز حرف زدن خداست وقتی قیمت ها را می گوید یا این قیمتها را باور می کنیم و خودمان را به کمتر از آن نمی فروشیم یا می شویم آدم های خود فروش شما خودتان را به هر کسی غیر از بهشت بفروشید یا بالاتر از بهشت خود فروشی کرده اید او خیلی ضرر کرده است سیدالشهداء در دعای عرفه می گوید: خَسِرَ خسران می بیند تجارت است کسی که خودش را به غیر از تو بفروشد ماذا وَجَدَ من فودک چه پیدا کرده است کسی که تو را گم کرده بنشینید حساب کنید واقعاً انسان وقتی معشوق را گم کند چه گیرش آمده همان چیزی که یک حیوان دارد بیشتر از آن نه حیوان هم دارد دیگر آیا لیاقت ما این بود چه را گم کرده کسی که تو را پیدا کرده است چه را ندارد کسی که تو را دارد برای همین مواظب باشید در رفتارهای با دیگران دچار افسردگی، دلخوری، زودرنجی نشوید چون وقتی زودرنج می شوید یا قهر می کنید قیمت این بود که می شود با یک کاکائو گرفتن از تو عصبانی ات کند با ندادن یک تکه نان، یک تکه قند مثلاً بگوید اگر نداری بیا بگیر خیلی بد است وقتی دنیا را به تو ندادند غصه نخور اگر قرار است قیمت تو باشد از فاطمۀ زهرا و پیامبر تو را نمی گرفتند و خیلی زیبا فرمود حضرت آیت الله جوادی آملی، فرمود: اگر مال دنیا کمال بود خداوند آن را از انبیاء نمی گرفت انبیاء هیچ کدام آن را نداشتند توجه فرمودید این قیمت آدم نیست زشت است که با نداشتن چیزی از امور دنیایی خودش را دست کم بگیرد احساس باختن و بدبختی سراغش بیاید حالا یا پول است یا همسر یا فرزند یا عشق است این بد است که انسان با عشق های این جا معنادار شود خودش را قوی بداند و بدون داشتن این ها احساس بدبختی بکند وقتی خدا من را تحویل می گیرد و عاشق من است دوستم دارد آن هم با این شدت من اصلاً کم نمی آورم وقتی ابدیت مال من است همه اش مال من است وقتی بهشتی که قرآن مثال می زند که اندازۀ آن به اندازۀ همۀ آسمان ها و زمین است وقتی این را قبلاً آماده کرده خوب اگر چشم تو می دید آن چه برای دوستان خدا آماده کرده ام قلب تو آب می شد دیگر این همه گل ها را کی خلق کرده به این قشنگی که دل از آدم می برند این همه رنگ ها، جذابیت ها، قشنگی هایی که در این عالم است کی خلق کرده بله خداوند می فرماید همۀ این قشنگی هایی که خلق کردم در مقابل آخرت هیچی نیست بازیچه است در مقابل زیبائی هائی که من در آن طرف خلق کرده ام و جان تو به شوق از آن غالب تن به ور می برد این ها پاداش دلی است که تنها به من گره خورده و فقط مرا در خود جای داده به دل خود نگاه کن هر قدر دلت به دنیا بسته باشد همان قدر محبت مرا از دلت بیرون کرده ای نگاه کنید ظرف را وقتی پر از آب است آب به این قشنگی و به این ارزش ولی وقتی آب نباشد چه در آن می رود هوا می رود به میزانی که از آب آن کم کنی هوا در آن می آید خوب کنید باید روی آنها فکر کنید عادت نشود شنیدن این حرف ها برای ما الان هم یک جا بنشینید روی این موارد فکر کنید من قیمتم چیست؟ واقعاً نباید سر من کلاه برود قیمت من شوهرم است زنم است، هرگز بچه ها، پدر و مادر، دوستان ، دنیا خیر هرگز به دل خود نگاه کن هر چقدر دلت به دنیا بسته باشد حپس همان قدر محبت مرا از دلت بیرون کرده ای پس ما با خدا قهر می کنیم نه با خدا با ما این که این همه بدبختی سراغ ما می آید چرا این طور می شوم، چرا آرامش ندارم اعصابم خرد است، چرا باید قرص بخورم یکسره خوب تقصیر خودت است یک بار رفتی با خدا خودت را آرام کنی عاشقانه دوستش داشتی یک بار چرا که هیچ گاه من محبت خود و دنیا را در یک دل جمع نمی کنم پس به میزانی که شما خدا را دوست دارید از دنیا می گریزید محیت دنیا نیست وقتی محبت دنیا نیست که اگر کسی از تو دریغش کند مثل دریغ کردن همان نان خشکی است که من در آشغالی پیدایش کرده ام خوب آن وقت ضرر نمی کنی کسی آن را از تو دریغ کند کسی از شما آن را دریغ کرد احساس ضرر و بی شخصیتی می کنید چه را از تو دریغ کرده از من از آن نان آشغالی که ممکن است میکروب هم داشته باشد بدم می آید حالا به این مرا تهدید می کنی وقتی خدا را دوست داشته باشی و دیگر به دنیا انسی نداری که اگر چیزی را از دست دادی زن، شوهر، مادر، را از دست دادی بدبخت شدی یک گوشه بروی و خودکشی بکنی کسی که خدا را دارد هیچ چیز کم ندارد کسی که اهل بیت را دارد هیچ چیز کم ندارد.
الحمدالله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین
و من الله توفیق