جلسه 005 - مسائل دوران عقد (خانم‌ها)
شماره جلسه
5
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 005 - مسائل دوران عقد (خانم‌ها)

این جلسه در مورد بعضی از معایب دوران عقد، معایب که می گوییم در مورد فوایدش صحبت کردیم، در مورد معایب بیشتر متوجه زمان هست، یعنی وقتی فاصله زیاد می افتد بین عقد و عروسی و طول می کشد این زمان، بعضی از آفات ممکن است روابط دختر و پسر را تهدید کند و یا بعضی از آفات اخلاقی ایجاد بشود. اولین مسئله ایجاد وسوسه و اختلافاتی هست که توسط افراد مغرض یا نادان ممکن است ایجاد شود. این که می گوییم مغرض ممکن است مثلاً افرادی حسود باشند، این افراد شخصیت های مختلفی می توانند داشته باشند، چه در خانواده پسر و چه در خانواده دختر و غیر از حسادت ممکن است کینه های شخصی داشته باشند، انتقام بخواهند بگیرند از یکی از طرفین یا خانواده هایشان، مسائل مختلفی ایجاد می کنند. که رابطه دختر و پسر به هم بخورد. یا رابطه ی دختر و پسر با خانواده همسرشان خراب شود. وسوسه های مختلفی می توانند بکنند وقتی این زمان طول می کشد. از یکی خیلی تعریف می کنند و آن یکی را خیلی کوچک می کنند که در نظر دیگری ساقط شود، کوچک شود، عیب هایش را به رخ می کشند، حتی ممکن است عیب هایی نداشته باشد و برایش بسازند، یا حتی خدای نکرده عیب هایی را به دوران گذشته ی دختر یا پسر نسبت دهند. بعضی ها هم نادان هستند، در مقام تعریف و تمجید یا دفاع از طرفین برمی آیند و به حساب خودشان می خواهند خدمت کنند اما حماقت آن ها نمی گذارد. ما در تعریف احمق داریم: (یرید ان ینفعک فیضرک) آدم احمق اینطوری است، می‌خواهد به تو نفع برساند، اما دوستیش دوستی خاله خرسه است و ضرر می‌زند. می بینید که آفت درست می کند، دردسر درست می کند، موارد زیادی داشتیم مراجعه شده. فرض بفرمایید پسری به دلایلی نخواسته با دختر عمویش یا دختر داییش ازدواج کند، با دختر دیگری ازدواج کرده بعد می بینید که در دوران عقد این ها خانواده دایی یا عمو انواع فتنه ها درست می کنند، از قیافه دختر، از خانواده دختر، از تحصیلات دختر، چیزهای دیگر، از خریدشان، از مسائل دیگر، از جزئی ترین مسائل فتنه انگیزی می کنند و رابطه را به هم می زنند و بعضی از خانواده ها هستند، شخصیت های این چنینی، آدم های موثری هم هستند، مثلاً دایی خانواده است، رویش خیلی حساب می کنند، عموی خانواده است، خاله ی یک خانواده است، به هر حال تحویل می گیرند و از همین موقعیتشان سوء استفاده می کنند و فتنه انگیزی می کنند. یا کسانی دیگر که به دختر منتسب هستند یا به پسر، این ها به هر حال این وسوسه ها و اختلافات و دو به هم زنی ها را در این فاصله ممکن است انجام دهند. کم نیستند دختر و پسرانی که دوران عقدشان را نتوانستند به آخر برسانند و در فاصله ی عقد و عروسی به خاطر همین فتنه انگیزی ها از هم جدا شدند. دختر و پسر باید کاملاً مراقب باشند، و ضمن رعایت احترام بزرگترها مواظب باشند که این صحبت ها، و اختلافات و وسوسه ها روابط آن ها را سرد نکند یعنی واقعاً باید پاسداری بدهند، اگر بخواهند هرکدام طبع و میل و سلیقه خانواده خودش را در نظر بگیرد و دیگری را در نظر نداشته باشد خیلی مشکلات پیش خواهد آمد. خیلی باید با گذشت و تغافل و تجاهل و با صبر و با تعقل این دوران را به سر کرد که آفتی تهدید نکند. معمولاً این چنین هست که در دوران عقد چه بسا از طرف خانواده خود شخص هم انسان تحت فشار قرار گیرد مثلاً از طرف خانواده پسر خود پسر، از طرف خانواده دختر، خود دختر به دلایلی تحت فشار قرار بگیرند، خودشان باید دقت کنند که باید از این روابط پاسداری کنند و خیلی از سوء تفاهم ها، مشکلات پیش می آید، بعضی از این خانم ها می آیند می گویند آقای شجاعی می خواهیم به همش بزنیم، بعضی از آقایان گریه هم می کنند می گویند می خواهیم به هم بزنیم، می گوید زندگیم را سیاه کردند، تعریف که می کند می گوید فلان کس دخالت کرده، دعوا راه انداخته، یک نکته خیلی مهم این است که باید انسان این فلسفه را در ذهن خودش فرو کند. این نیز بگذرد. این هم می گذرد. ازین چیزها فراز و نشیب ها، تا شب عروسی و حتی بعد از عروسی مقداری طبیعی است، ایجاد می شود، اختلاف سلیقه ها هست، هیجاناتی هست که دو خانواده دارند، حالت عادی ندارند و ممکن است حرف های رد و بدل شود که ناخواسته باشد و مشکل ساز شود. طرفین باید اغماض کنند و مصلحت دختر و پسر را در نظر بگیرند، آینده ی این ها را در نظر بگیرند. خود دختر و پسر بیش از هرکس دیگری باید پاسداری کنند در این زمینه. اگر قرار باشد با کوچک ترین مسئله ای که پیش می آید انسان به خصوص خانم ها که ظرفیتشان کمتر است در این زمینه، زود می برند، زود می زنند زیر همه چیز، اگر قرار باشد به خاطر این مسائل به هم بزنی نمی شود برای آینده یک زندگی خوب ساخت. موافق ترین همسران را هم که انسان انتخاب کند، با بهترین خانواده ها هم که وصلت کند می بینید که باز فراز و نشیب و مشکلات و سوء تفاهم ها و اختلاف سلیقه ها هست و این مشکل ساز می شود. لذا با تعقل این دوران را به سر برد. این را در نظر بگیریم که این نیز بگذرد. یک موقعی دختر و پسر به خودشان می آیند که عروسی کردند و گذشته و بچه دار شده و از آن سوء تفاهمات و حرف های رد و بدل شده هیچ اثری نیست. اگر هم اثری وجود داشته باشد تنها شرمندگی این نوع حرف هاست که خیلی شرمنده می شوند که حیف نبود بخواهیم خرابش کنیم؟ تمام می شود می رود پی کارش. از این چیزها زیاد هست. نکته ی دوم، مسئله ی رعایت حال والدین و خانواده هاست. این را در یک قسمت دیگر توضیح خواهم داد. یکی از آفاتی که در دوران عقد ظهور خواهد کرد، حتماً زمینه ی قبلی دارد و نمودش در دوران عقد است، آن مسئله ی عدم تنظیم روابط دختر و پسر با خانواده های خودشان است. اگر کسی جایگاه پدر و مادر را خوب نشناخته باشد و نتوانسته باشد رابطه ی خوب و سالمی که دین پسند است، خدا پسند است با پدر و مادرش برقرار کند در دوران عقد که یک نیمچه استقلالی پیدا می کند، جسارت ها و بی ادبی ها و ایجاد رنجش ها نسبت به والدین بیشتر خواهد شد. فقط دختران و پسرانی که جایگاه واقعی پدر و مادر را می شناسند و توانسته اند رابطه خوب و الهی و سالم با والدین برقرار کنند می توانند این دوران را بدون لغزش و گناه طی کنند. البته وضعیت دختر در دوران عقد، سخت تر از وضعیت پسر است. خیلی باید دقت بکند انسان، قدرشناس باشد، نمک شناس باشد، احترام پدر و مادر را در دوران عقد نگه دارد، چیزی را بهشان تحمیل نکند، فشاری بهشان نیاورد، ادب را رعایت کند، حیا را به خصوص خانم ها رعایت کنند، به هر حال دختر دیگر دارد یواش یواش می رود به سمت زن شدن، تا الآن از آرایش خبری نبوده، ممکن است آرایشی بکند، طرز لباس پوشیدنش عوض شود، تا دورانی که در خانه است، خیلی باید اینجور مسائل را رعایت کند، برادری هست، پدری هست، باید رعایت شود در نزد خانواده ها. رفت و آمدشان را سالم کنند. این هم یک مشکل که تبعات آخرتی هم دارد. عدم ارتباط سالم و عدم رعایت حال والدین. بی ادبی نکند، کم توجهی نشود به والدین، مغرور نشوند به این نیمچه استقلالی که پیدا کرده اند، شخصیتشان یک دفعه تغییر نکند، رابطه شان را خوب نگه دارند. این آفت می تواند بعد از ازدواج هم ادامه پیدا کند و مشکل ساز شود، دختر با اینکه می داند پدر به دیدنش احتیاج دارد، و از طرف شوهر هم منعی نیست یا مادر احتیاج دارد به وجود او، منعی هم نیست، می بینید که خیلی بی توجه می شود، کم توجه نسبت به والدین، در سرکشی، در کمک به آن ها، در احوال پرسی از آن ها و رفت و آمد کم توجه می شود، زندگی شخصیش چنان می گیردش که یادش می رود والدینی دارد. به هر حال به خصوص خانم هایی که شوهرشان منعی ندارد که دختر رابطه خوبی با پدر و مادرش برقرار کند باید توجه زیادی به والدین بکنند طوری که حق شوهر ضایع نشود و ایشان باعث کدورت و ناراحتی شوهر نشود. مسئله سوم مسئله ی رفت و آمدها هست. دختر اینجا وضعیت برزخی دارد. از یک طرف از نظر شرعی و قانونی همسر پسر محسوب می شود و از تنها کسی که بهش ولایت دارد شوهرش است از طرفی چون در دوران عقد است و در منزل پدر است باید اطاعت امر والدین را هم بکند. برادری دارد، این ها به هر حال کسانی که روی دختر ولایت دارند. ولایت شرعی جز پدر و مادر کسی نیست، یک موقع است که وقتی می گوییم ولایت، ولایت عرفی است که خانواده ها، خواهرها یا برادرها هم ولایت دارند، البته برادر بزرگ تر احترام خاصی دارد، مثل پدر هست احترامش، این ها باید رعایت شود. در عرف هم رعایت می شود. دختر و پسر دوست دارند با هم رابطه داشته باشند، رفت و آمد داشته باشند، پسرها می آیند سر می زنند و این ها باید با کیاست و زیرکی طوری برنامه ریزی شود که موجبات ناراحتی خانواده ها را برقرار نکند. طوری تنظیم می شود این رفت و آمدها و بیرون رفتن ها و مسافرت ها که مشکلی پیش نیاید. دخترخانم ها از طرفی چون موظفند نسبت به همسرشان حتی در دوران عقد هم نسبت به دیدار و زیارت و رفت و آمد و با هم بودن و مصاحبت اجابت کنند باید بتوانند با رفتار صحیح و اخلاق و رفتار خوش طرفین و والدین و خانواده و همسر خودشان را راضی نگه دارند. طوری باید برنامه ریزی بشود که تا می شود دلخوری ایجاد نشود. کثرت رفت و آمد پسر موجب ناراحتی خانواده نشود، البته ما به آقایان هم تذکرات لازم را در این زمینه می دهیم. این مسئله از مسائلی است که ممکن است ناراحتی ایجاد کند. بعضی وقت ها به قدری مسئله مهم است برای بعضی خانواده ها که حاضرند دختر دوران عقدی نداشته باشد و عقد و عروسی با هم باشند. خیلی از خانواده ها می گویند ما اصلاً حاضر نیستیم که دوران عقد را برای دخترمان بگذرانیم و تحملش را نداریم. همان موقع بیایند عقد بخوانند و عروسی کنند و بروند. دوران عقدی نباشد. اینکه خیلی از خانواده ها، وقتی می گوییم خیلی یعنی کم نیستند، درصد بالایی است، حاضر نیستند دوران عقد باشد برای دخترشان، به این خاطر است که این آفات آن ها را اذیت می کند، در بعضی خانواده ها هم اعضای پسر یا پدر آن خانواده، غیرت بیجا وجود دارد باید بدانند دختر بعد از اینکه خطبه عقد خوانده شد رسماً و شرعاً و قانوناً همسر یک شخص است و دیگر آن ها ولایتی روی دختر ندارند. پسر حق دارد هروقت بخواهد بیاید همسرش را ببیند، اگر هم در خانه پدر زنش نخواهد بیاید یا اجازه نداشته باشد می تواند همسرش را با خودش بیرون ببرد و هر مقدار ساعتی که دلشان می خواهد با هم باشند، هر روزی که می خواهند با هم تردد داشته باشند. به هر حال باید بدانند که دیگر این همسر او هست الآن. در اسلام آن خطبه عقد خیلی مهم است، وقتی خوانده شود یک نفر همسر دیگری می شود و او به این ولایت دارد، حقوق متقابلی که بین دختر و پسر هست، نافذ می شود و جاری می شود. حالا در این که دخترشان با همسرش بیرون برود و شب خانه نباشند و مسافرت بروند، غیرت بیجا به خرج ندهند و مزاحمت و ناراحتی و اضطراب و دلهره ایجاد نکنند البته این موارد معلول تجربه های تلخی است که در خانواده ها بوده مثلاً در دوران عقد دختر و پسر روابط سالمی نتوانسته اند برقرار کنند. وقتی داریم توصیه می کنیم که این را می گوییم که انسان از اول باید دقت کند در انتخاب همسر، همه مسائل دور این محور مهم می گردد که اگر انتخاب همسر درست صورت بگیرد و به تقوا و مردانگی و اخلاق مرد توجه شود موقعی که دخترخانم ها می خواهند انتخاب کنند همسرشان را، نگرانی درباره دوران عقد هر مقدار هم که طول بکشد وجود ندارد. اما انسان هایی که متدین نیستند و پختگی لازم را ندارند و از اخلاق خوبی برخوردار نیستند این ها جای نگرانی هست و خطر همیشه تهدید می کند. تجارب تلخ است که بعضی وقت ها این عکس العمل های احتیاطی این چنینی را که به هر حال پسندیده نیست از نظر شرع، ایجاد می کند. آن هایی که ایجاد می کنند و این عکس العمل را در خانواده دختر دارند می گویند داریم احتیاط می کنیم و سعادت دختر را می خواهیم، و تجربه داریم، می خواهیم آسیبی که دختر همسایه ما دید، دختر ما نبیند، فلان دختر در فامیل ما اینجوری شد، این نشود، چشمشان می ترسد و شروع می کنند به یک سری فعالیت هایی که جنبه احتیاطی دارد که البته از اول ما می گوییم که انتخاب درست صورت بگیرد و وصلت درست صورت بگیرد که احتیاجی به این همه اعمال منفی و احتیاطی وجود نداشته باشد. مورد بعدی عدم توانایی و عدم پختگی دختر و پسر است در ایجاد یک رابطه مناسب با هم در دوران عقد. این مطلب خیلی اهمیت دارد، ما زیاد شاهد بودیم که اختلافات و درگیری های دوران عقد یا حتی طلاق ها، یا درگیری های بعد از عروسی و طلاق های بعد از عروسی با بچه یا بدون بچه، ریشه اش در دوران عقد است. یعنی دختر و پسر نتوانستند روابط سالم برقرار کنند. نطفه ی این اختلافات و درگیری ها کاشته شده و محصولش بعد از عروسی یا زایمان خانم یا حتی بعد از وجود چند بچه، می بینید چندین سال طول می کشد تا محصول خودش را بدهد. این دوران هم حساس است باید دقت شود که با پختگی گذشته بشود. وقتی می گوییم پخته قطعاً دختر و پسر خام هستند و خیلی از مسائل و بایدها و نباید ها را نمی دانند و چطور باید رابطه برقرار کنند، این ها احتیاج به آگاهی و مطالعه دارد، جاهایی که انسان احتمال می دهد که خطر هست، سکوت بکند و حرف نزند، جلو نرود که مشکل ساز نشود. سخن های بیجا و بی موقع یکی از آفات این مرحله است. دختر و پسر حرف هایی می زنند که وقتش نیست و بیجا و بی موقع است، شایسته نیست این حرف ها نسبت به هم یا خانواده همدیگر گفته شود، می بینی موقعی یک حرف این چنینی موجب یک سوء تفاهم می شود و مشکلات درست می کند. خیلی وقت ها دختر و پسر، طبیعی است که یک مقدار از دوران گذشته برای هم تعریف می کنند، باید طوری باشد که دوران گذشته، نکات منفی اش بیان نشود، نکات منفی که خود دختر می داند و بس، لازم هم نیست گفته شود، یکی از مشکلاتی که ما داریم و داریم چوبش را می خوریم، خام بودن دختر خانم هاست که مثلاً می خواهند صداقت را رعایت کنند، حرف هایی از دهانشان خارج می شود که زندگی را خراب می کند. هیچ لزومی ندارد که مثلاً دختر خانم بگوید من از باب صداقت می گویم که من قبلاً با یک نفر دیگر ارتباط داشتم یا قبلاً اخلاقم اینجوری بوده، خب الآن که نیست و بین خودت و خدا بوده و یک چیزی بوده تمام شده رفته پی کارش، لزومی ندارد به عنوان صداقت بگویی. فکر می کند این یک نوع فداکاری و صداقت است، چیزی را بیان می کند که منشا فتنه و بدبینی می شود و مشکلات. این را باید دقت کنیم که خیلی از حرف ها لزومی ندارد بین دختر و پسر زده شود، در مورد گذشته ها و سوابق و عملکرد و این که ارتباطاتشان اینجوری بوده، به هر حال آدم کسی را که می شناسد باید دوران عقد طرفین خیلی سریع از هم ارزیابی کنند، چیزهایی که طرف دوست ندارد بشنود یا شنیدنش ناگوار است به زبان نیاورد. از خاطرات گذشته، روابط، هرچیزی که می خواهد باشد. درست نیست اینجوری صحبت ها بین دختر و پسر زده شود، از گذشته ها و خاطرات. به خصوص با حساسیت و غیرتی که مردان دارند و باید داشته باشند، گفتن اینجور مسائل بعدها مشکل ساز می شود. بعضی از دخترخانم ها تا زمانی که دختر هستند، با اعضای پسر خانواده و فامیل روابط بازتری دارند، تا بعد از ازدواج. مثلاً با پسرخاله ارتباط داشته، ارتباط شخصی نه، رفت و آمد در حد خانواده، از کوچکی با هم شاید بزرگ شده باشند، پسر دایی، پسر عمو، پسر عمه، معمولاً کسانی که از کوچکی با هم بزرگ می شوند ممکن است بزرگ هم شوند سال های سال روابطشان سالم باشد اما همین ارتباطات این چنینی انس و روابط بازی را ایجاد می کند، چه بسا همسر شما این را نپذیرد که شما پسرخاله را با اسم کوچک صدا می کنید، هیچ قصد و غرضی هم نیست، نه او دارد نه شما، شما سالمی ایشان هم سالم، اما فرض کن نپذیرد همچنین چیزی را، باید دقت کند آدم این را، در روایت داریم زنی که غیرت مردش را تحمل می کند در قیامت با فاطمه زهرا (سلام الله علیها) محشور می شود. این ها را شناسایی کند، شوهرش چه جوری است، چه انتظاری ازش دارد، همان را رعایت کند و بیخود پافشاری نکند. این همسر شما هست و باید باهاش یک عمر زندگی بکنی و قیامت و دنیا و آخرت را به همین رضایت این بستگی دارد. ممکن است شما موافق نباشید با این و بگویید هیچ اشکالی ندارد که من مثلاً با پسرخاله ام یا پسرداییم که نامحرم است برخورد باز داشته باشم ولی او نپسندد این را، یا بعضی وقت ها مشکل شوهرخواهر است، ممکن است در خانه قبل از اینکه دختر ازدواج کرده باشد خواهرش ازدواج کرده باشد، خواهری که با یک سال فاصله سنی ازدواج کرده، 20 سال حتی، مثلاً بنده که رفتم با همسایه ام ازدواج کردم خواهرخانم بنده آن موقع 5 سالش بوده، الآن که خواستگار آمده برای این، این دختری شده و بزرگ شده، می خواهد ازدواج کند، قرار نیست آن موقع که 5 سالش بوده من به عنوان یک دختر 5 ساله باهاش رفتار می کردم الآن هم همان رفتار را داشته باشم، به هر حال رعایت اخلاق و خصوصیات و روحیات شوهرش را در نظر نگیرم. دلیل نمی شود اگر من در این خانواده رفت و آمد زیادی داشتم و با این دختر چون از اول بچه بوده مثل برادر بزرگتر بودم الآن رعایت نکنم. خانم ها هم خودشان باید توجه کنند به این مسائل که اگر همسرشان ازشان انتظار خاصی دارد، ممکن است اصلاً انتظار خاصی نداشته باشد، حد شرع کفایت می‌کند. ممکن است انتظار خاصی داشته باشد که آن‌ها رعایت شوند. حتی ممکن است شما هیچ رابطه منفی و بدی هم با کسی نداشته باشید اما صرف بیان خاطرات گذشته که مثلاً یک نامحرم درش دخلی داشته شخص را ناراحت کند، هیچ لزومی ندارد و کاملاً متوجه روحیه ی مردش باشد. انتظارات دوران عقد را بتوانید کنترل کنید که دوران عقد دورانی است که هم دختر و هم پسر از جهاتی در محدودیت هستند، آزاد نیستند، همدیگر را درک کنند و بیش از حدی که توان هست انتظار نداشته باشند. اینکه ما دوست داریم اینجوری باشد، این هست که طرف می تواند این را اجابت کند بحث دیگری است. اینکه ما می خواهیم و انتظار داریم، دوست داریم، بحث دیگری است. مثلاً من دخترخانمی دوست دارد همسرش روز تعطیل، جمعه یا ایام عید مرتب پیشش باشد یا بروند بیرون بگردند، اما پسر از نظر کاری یا درسی محدودیت هایی داشته باشد، مشکل داشته باشد، یا وضعیت خانوادگی محدودیت ایجاد کند، این ها باید درک شود، دوران عقد دورانی است که خیلی احتیاج به از خودگذشتگی دارد، انتظارات کم شود و بدانیم که او دشمن ما نیست، همسر ما هست و دوست هم دارد ولی ممکن است نتواند. در مورد مسائل مادی هم انتظارات کنترل شود، ما یک مورد داریم که دختر خانمی با همسرش هم به هم علاقه دارند، دخالت های مادر دختر کار را خراب کرده، مادر انتظار دارد پسر هروقت می آید یک کادویی برای این بیاورد، بعد هدیه را ارزیابی می کند و اگر قیمتش کم باشد به رخ می کشد، دختر تایید می کند که برو بهش بگو چه هدیه ای است که آوردی، چرا کم است، انتظار داشتیم اینجوری باشد، دختر هم تحریک می شود از طرف مادر، می رود این ها را می گوید و مشکل درست می کند و اختلاف و درگیری و کار به جدایی کشیده می شود. باید دقت کنیم که بعضی خانواده ها هستند که زن سالاری درشان است. همه ی خط ها را زن می دهد و مواظب باشید که اگر در خانواده شما همچنین چیزی است کسانی که حرفشان می رود یک موقعی فتنه انگیزی نکنند، شما را برای برهم زدن صلح و صفا بین همسرتان تحریک نکنند، خراب نکنند که برو بهش اینجوری بگو، یک موقعی بعضی دختر خانم ها زود خام می شوند و این کار را می کنند و خراب می کنند در حالی که آن شخص توانش انقدر هست. بعد هم عزت و احترامی که انسان می خواهد به زور از یک نفر جذب کند، عزت و احترام خوبی نیست، انسان باید خودش این لیاقت و شایستگی را داشته باشد، اگر با فشار و غر و بعد از عروسی هم همینطور، با این ها علاقه بخواهد جذب کند و عزت و احترام جذب کند، این جز اینکه در روحیه مرد سردی و دلزدگی و فرار از غرغر های زن ایجاد بکند چیز دیگری به وجود نمی آورد. این ادب و اخلاق خوش هست که می تواند علاقه را ایجاد کند و عزت، سربلندی برای دختر در نزد همسرش فراهم کند نه اینکه ما به زور با غر غر و قهر کردن یک دختر بخواهد این چیزها را تهیه کند و پسر را تحت فشار قرار دهد. موقعیت ها خوب درک شود که مشکلاتی ایجاد نشود. برای این جلسه تا همین مقدار کافی است ان شاءالله در این باره بحث مفصل تری خواهیم داشت. والحمدالله رب العالمین.