جلسه 009 - مسائل دوران عقد (آقایان)
شماره جلسه
9
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 009 - مسائل دوران عقد (آقایان)

مروری بر معایب و آفات دوران عقد (استاد شجاعی)

این جلسه را یک مروری می کنیم روی معایب یا بعضی از آفات دوران عقد هر چند دکتر احمدی مفصل در این مورد صحبت کردند. 5 مورد را من یادداشت کردم که مطالبی را در این مورد عرض می کنم.

قبلاً جلسات گذشته در بحث محاسن و معایب این نکته را توضیح دادم که دوران عقد، هم محاسن دارد هم معایب، این خود دختر و پسر هستند و همچنین خانواده ها، که باید دقت زیادی داشته باشند، نگذارند که آن معایب و آفات لطمه بزند به آنها و دوران عقد را خراب کند و چه بسا حتی روابط را خراب کند. برای همین گفته شده که سعی کنید دوران عقد را خیلی طول ندهید که مانع ایجاد نشود. توهمات، سوء تفاهم ها، اختلافات مانع می شود و نمی گذارد که مرحله عروسی و پیوند برسد. این برای این است که بعضی از دختر و پسرها از نظر ساختار شخصیتی این طوری هستند که آسیب پذیر هستند یعنی نمی توانند دوران عقد را به خوبی و شیرینی به نتیجه برسانند در اثر یک حرفی که می زنند روحیه شان خراب می شود یک سوء تفاهمی که پیش می آید یک جر و بحث مختصر یک دخالت نابجای کسی می بینید که زود حساس هستند بخصوص کسانی که همچین روحیه ای هستند باید نگذارند که دوران عقد طول بکشد. این منافات با آن فواید دوران عقد ندارد یا اینکه ما مختصر زمانی را بگذاریم که آن فواید را به دست بیاوریم نیست این که ما می گوییم آفات دوران عقد نباید دوران عقد خیلی طول بکشد منظور مدت خیلی طولانی است که فرصت نفوذ شیطان فرصت نفوذ وسوسه ها و سوء تفاهم ها و دخالت ها را بده، و الا می تواند انسان یک مدتی را برای بهره مندی از فواید دوران عقد بگذارد و مدتش کم باشد مثلاً دو ماه و سه ما بگذارد و خوب استفاده کند و طول ندهد دیگر و عروسی کند این که می گوییم زیاد طول نکشد یعنی خیلی طول نکشد این که بعضی ها می گذارند یک سال دو سال یا نزدیک به یک سال و تحمل هم ندارند اگر قرار باشد دوران عقد طول بکشد از سه یاچهار ماه بیشتر باشد یک ظرفیت خاص و شرایط خاص می خواهد که بتوانند این دوران را به سلامت به سر ببرد. که باز در همین مسائل دوران عقد توضیح خواهم داد. مثلاً یک آقایی چند وقت پیش دیدم که آمده بود گریه می کرد می زد در سر خودش، بعد گفتم چی شده گفت رفتیم خرید عقد کردیم دایی و زن دایی آمدند گفتند که این چیست خریدید چرا این را خریدید چون قبلاً قرار بوده که این دختر را بدهند به پسر دایی و ندادند و کس دیگری را گرفته و حالا آنها از باب حسادت آمدند برای اینکه اختلاف ایجاد کنند و وضع زندگی شان را به هم بزنند خوب آدم عاقل حواسش است که اینجا چگونه عمل کنند و بداند که اینها غرض دارد و اثرپذیری نداشته باشد و بداند قسمتی از حیله ها و فتنه ها رد شود ولی اگر زود تأثیرپذیر بوده و دختر یک طرف رفته گریه کرده پسر یک طرف رفته و پسر برداشته به خانواده دختر گفته دیگر ما نمی توانیم ازدواج کنیم و دیگر بهتر است ازدواج کنیم پیش من آمدند گفتم مسأله مهمی نیست می شود کنترلش کرد که از این دخالت ها نشود. پدر و مادر را گفتیم آگاه شدند و جلوی این فتنه انگیزی خانواده ها را گرفتند الحمدلله آنها به روال عادی برگشت الان هم بعد از عروسی آمدند و گفتند که مشکلی ندارند و حل شده. روحیه اش حساس است یک همچین تکانی ممکن است بزند زیر همه چیز. بعضی ها ممکن است با تکان های اینطوری خودشان را میکشند خیلی حساس و زودرنج. کسانی که احتمال می دهند که آسیب هایی در دوران عقد ببینند و روحیه شان ضعیف است باید دقت کنند که دوران عقدشان خیلی طول نکشد. یعنی طول کشیدن دوران عقد یک ظرفیت خاص و یک آگاهی خاص می خواهد که این دوره را به سلامت به سر ببرد. اولین مورد ایجاد وسوسه ها و ایجاد اختلافات است توسط افراد مغرض، یا افرادی که نادان هستند. مغرض که مثال زدم یا حسود هستند یا کینه و حسادتی نسبت به دختر یا پسر دارند و یک جوری می خواهند به هم بزنند. یا نادان هستند و فکر می کنند که دلسوز هستند ولی دوستی شان دوستی خاله خرسه است. می گویند که حیف تو نبود به این خوشگلی با این ازدواج کردی. در مورد پسرها بگویم یکی رفته با دختری ازدواج کرده با یک دختری ازدواج کرده نه قیافه دارد نه سواد دارد پدر و مادرش و خانواده اش این طوری است یا عیب می تراشند یا می گویند تو سر هستی اگر لب تر کنی بهترین دخترها با تو ازدوج می کنند می کنند مگر تو عقل نداری که رفتی با این ازدواج کردی. یا من سراغ دارم بهترین دخترها را. یا اینکه آن پدرش این طوری است یا نه شما با هم اصلاً جور در نمی آیید. بخصوص در دوران عقد یک تنش هایی هم طبیعی است این را بدانید. یک تنش های بین روابط دختر و پسر ایجاد می شود در دوران عقد، و شخص عاقل باید دقت کند که اینها را رد کند. ممکن است یک تنشی ایجاد شود در روحیه دختر و پسر در همان موقع یک آدم وسواس خناس بیاید و کار را خراب کند و دقت کنید که خدای نکرده فتنه یا به تعبیر قرآن (اکبر من القتل) بدتر از آدم کشی است فتنه ی فتنه گرها، آتشش شما را نگیرد با دقت باید این دوران را سر کنیم. بعضی وقتها ممکن است در خانواده ی همسر در دوران عقد مادر زن ناپخته باشد پدر زن یا برادر زن ناپخته باشد کاری انجام دهد نباید به حساب دختر بگذاریم این دختری که 18- 19 سال یا 20 سال دارد این بنده خدا چه کار کرده که بخواهیم به پای این حساب کنیم. خیلی چیزها است که دست دختر نیست. همانطور که خیلی چیزها است که در دست پسر نیست. ما باید جدا کنیم در این مواقع. قبل از عقد باید انتخاب مان را درست انجام می دادیم و دقت می کردیم مثلاً یک خانواده هماهنگ را پیدا می کردیم که اعضایش با هم هماهنگ باشند. رشد یافته باشند. حالا به هر حال ما یک دختری را انتخاب کردیم که همه اعضای خانواده هماهنگ نبودند همه در یک سطح عقیدتی و فرهنگی نبودند و همه فکرشان روشن نبود. حالا در این مرحله رسیدیم و کار را به عقد رساندیم. نباید خیلی از اشتباهاتی که پدر زن می کند نباید به حساب دختر گذاشت و کینه او را به دل گرفت یا مادر زن می کند یا برادر زن می کند نباید به حساب دختر بگذاریم. باجناق ها ممکن است بکنند ما نباید به حساب دختر بگذاریم. از این فتنه و اختلافات و ناهماهنگی ها است. نکته خیلی مهمی که بگویم چه در دوران عقد و چه در مراسم عقد و چه در عروسی و مراسم عروسی این یک امر طبیعی است که اختلاف سلیقه است و حرف است و قهر و ناز است و دلخوری است، دختر و پسر باید خیلی زیرکانه از کنار این ها بگذرند. در روایت ما داریم نصف شخصیت عاقل را تحمل تشکیل می دهد و نصف دیگر را خود را به غفلت زدن است. نصف عاقل احتمال و نصفه تغافل. صبر می کند تحمل می کند زود جوش نمی آورد زود بروز نمی دهد فتنه انگیزی نمی کند نصفش را هم تغافل تشکیل می دهد می فهمد ها ولی خودش را می زند به این که متوجه نشده ونفهمید و نشنیده. خیلی وقتها این که ما فهمیدیم و توجه کردیم ما را عصبانی می کند بعضی ها موقعی است که مخصوصاً ما را می خواهند ناراحت کنند اگر ما خود را به غفلت بزنیم که متوجه نشدیم تیرشان به سنگ می خورد. آن دلخور شده و این دلخور شده می خواستم در خرید باشم می خواستم با عروس آرایشگاه بروم و آنجا یک روح جمعی می خواهد که کسی خودش را مطرح نکند این نباید باشد که خوب است. پدر عروس و مادر عروس و پدر و مادر داماد و فامیل عروس و داماد این طوری است که دختر و پسر باید با زیرکی قطع کنند اینها را و دل همه را به دست بیاورند و با هم روابط شاد داشته باشند تواضع داشته باشند و دختر و پسر سعی کنند که در عروسی خیلی برخورد نداشته باشند یعنی درگیر نشوند تحمل کنند تا عروسی که شود می افتد در جریان پرثبات و حدود زیادی از مشکلات حل می شود. که آنها هم بعدش مراقبت های ویژه خودش را دارد که در همسران جوان مطالب را گفتیم. که بعد از اینکه به سلامتی ازدواج کردید آن دوره ها را گوش کنید. پس مواظب باشیم که افراد نادان و مغرض روابط را خراب نکنند ما هم بچه بازی در نیاوریم بخواهیم با یک وسوسه اینها با یک جهالت اینها خودمان را در معرکه بیندازیم زود موضع گیری کنیم زود نتیجه گیری و تصمیم گیری کنیم نه. این پیش می آید در این دوران و با درایت برخورد کنیم. مطلب دوم عدم رعایت حال والدین و خانواده ها است. بحث والدین هم بحث بسیار مهمی است که ما باید دقت کنیم که بعد از این که چه دختر و چه پسر که ازدواج ما را به سمت خراب شدن روابط با والدین نکشاند. هستند آقایانی که ممکن است روابط شان با والدین خوب باشد اما بعد از ازدواج روابط در اثر بی دقتی هایی که می کنند و تحت تأثیر قرار گرفتن توسط افراد مغرض نادان تیره می شود روابط شان با والدین شان. این خیلی صراط باریکی است. ما در روایات و آیات قرآن در بحث معاشرت، معاشرت ها را به دو دسته کلی تقسیم می کنیم یک سری معاشرت ها دو طرفه است یعنی شما این کار را بکنید در صورتی که آنها هم این کار را بکنند احترام متقابل. بعضی جاها روابط یک طرفه است یعنی آن طرف هر جوری باشد شما باید این جوری رفتار کنید یکی از آنها والدین است. اگر والدین بد باشند خوب باشند متدین باشند کافر باشند هر جور باشند فرزند یک وظیفه خاص در مقابل پدر و مادرش دارد. یعنی صرف فرزند بودن یک وظیفه خاص دارند و صرف والدین بودن یک حقی را می آورد به گردن انسان. انسان جدای از اینکه پدر و مادرش خوب باشند یا بد باشند یا متدین و غیرمتدین باشند یک وظیفه خاص و ثابتی در مورد والدینش دارد که عبارت اند از رعایت ادب، خوش رفتاری، احسان و نیکی کردن، رفع حاجات والدین، و عصبانی نکردن و دوری از ناراحت کردن والدین، اینها وظایف واجب است چه پدر و مادر بد یا خوب یا مسلمان یا غیرمسلمان باشند انسان و قرآن این را از انسانها خواستند. اولاً عصبانی و ناراحت شان نکنید. به خشم نیاورید والدین را، که هر کس این کار را کند دچار عاق والدین می شود. عاق والدین هم خیلی بد است. از گناهان کبیره است. به عاق والدین گفته می شود که هر عمل خیری انجام می دهی بده من هرگز تو را نخواهم بخشید. لذا مسأله ی والدین خیلی اهمیت دارد یعنی یک چیزی نیست که ما به راحتی از کنارش رد شویم. این طور نیست که بگوییم خوب والدین ما ناراحت شدند فوقش ما نماز شب می خوانیم جبهه می رویم جهاد می کنیم خدمت به ناس می کنیم نه مسأله والدین یک پیچ خیلی مهم است یک محور است در سعادت اخروی و دنیوی انسان و هیچ چیز جایش را نمی گیرد یعنی فکر نکنید که این گونه است که اگر والدین از ما ناراضی بودند ما با یک چیز دیگری می توانیم آن را جبران کنیم خیر. فقط با رضایت والدین می شود جبران کرد. البته یک سری نارضایتی هایی است که حق ندارند ناراضی باشند مثلاً آنجایی که فرزند بخواهد وظایف واجب خودش را انجام دهد آن نه. در غیر اینصورت فرزند موظف است که والدینش را راضی نگه دارد مودب باشد متین باشد با تواضع رفتار کند با پدر و مادرش بی ادبی و جسارت وقلدری نکند حق شناس باشد خدمتکار و نیکوکار باشد اگر نیازی داشتند نیازشان را برطرف کند اینها چیزهایی است که خداوند از ما خواسته بخصوص از مرد. آنقدر که مرد موظف است توجه کند زن موظف نیست. چرا که زن بعد از یک مدتی ازدواج می کند و تحت ولایت شوهرش در می آید برای زن مهمترین شخصیت بعد از خدا و ائمه علیهم السلام شوهرش است. رضایت او کلید بهشت است نارضایتی او هم کلید جهنم است. ولی برای مرد رضایت زن شرط نیست فقط. برای مرد رضایت والدینش شرط است یعنی مرد چه زن بگیرد چه نگیرد باید وظایفش را نسبت به والدین رعایت کند. اما زن نه. تا زمانی که مجرد است وظایفی دارد، بعد از آن هم وظایفی دارد اما آن جایی که بین اطاعت همسر و اطاعت والدین می ماند باید اطاعت همسر را بکند و خداوند از او خواسته نه والدین را. ولی مرد اینطوری نیست اگر بخواهد والدینش را به خاطر زنش زیر پا بگذارد بخاطر ازدواجش مورد غضب خداوند قرار می گیرد. لذا باید خیلی دقت کنیم این را که خدای نکرده بخاطر ازدواج ما حقوق والدین را نادیده نگیریم و زیر پا نگذاریم. بخصوص مادر که روحیه اش در این جور موارد حساس تر می شود. لذا پسر باید خیلی با ظرافت عمل کند. هم احترام همسر را داشته باشد و محبت به همسر کند و هم حواسش به پدر و مادرش باشد و بخصوص مادر. به مادر توجه کند که احساساتش جریحه دار نشود من توصیه می کنم به آقایانی که تازه وارد مرحله عقد می شوند و حتی بعد از عروسی هر نوع احترامی که به والدینشان می گذاشتند این را زیاد کنند بخصوص عرض کردم در جلسه گذشته اگر ما بخواهیم خانم ما به والدین ما احترام بگذارد ما نمی توانیم بی ادب باشیم و بخواهیم از همسرمان که احترام شان را نگه دارد خود ما هستیم که عملاً اظهار تواضع و ادب و نیک رفتاری نسبت به والدین به همسر می گوییم که پدر و مادر من گردن من این حق را دارند در روایت داریم هیچ شفیعی برای مرد در روز قیامت مهمتر از رضایت مادرش نیست. ولی برای زن هیچ شفیعی مهمتر از رضایت شوهرش نیست. این نکته را باید برای دختر جا انداخت که اگر من شوهر تو شدم 5 ماه است 6 ماه است یک سال است دو سال است سه سال است ولی 20 سال است فرزند اینها هستم تا قیامت تا وقتی من زنده هستم حق عظمایی دارند. تا وقتی من زنده هستم. به خصوص بعضی از دخترخانم ها هم که تربیت نشدند و آگاهی ندارند انتظار دارند که پسر پس از ازدواج پدر و مادر را رها کند پسر یک خدمتی هم که می خواهد برای والدینش انجام دهد می بینید که مانع می شود جدا می کند مرد می خواهد که واقعاً مقاومت کندو از این صراط پایش را آن طرفتر نگذارد که جهنم است و این یک برخورد متین مودب و قاطع می خواهد یعنی با قاطعیت باید فهماند که من نمی توانم شرعاً والدینم را زیر پا بگذارم برای خوش آمد شما. خدا از من راضی نمی شود و زندگی ام بی برکت است اگر بخواهم پدر و مادرم را نادیده بگیرم. بخصوص در دوران نامزدی و عقد و عروسی این حساسیت روی مادر هم بیشتر است خیلی آقا پسرها دقت کنند که بتوانند این توازن را بین رابطه همسر و والدینشان حفظ کنند. بی ادب نشوند بی توجه نشوند فراموش نکنند والدین شان را. بعضی ها که به عروسی می‌رسند یادشان می روند که سر بزنند دیر به دیر سرکشی می کنند به والدین شان که الان من ازدواج کردم و بچه دارم و مشکلات دارم این هیچ دلیل نمی شود که انسان والدینش را فراموش کند. وای به حال کسی که ازدواج او را در مقابل والدینش قرار بدهد و ظالم در حق والدینش قرار دهد که این ازدواج اصلاً مبارک و خوب نیست. این را باید دقت کنید اتفاقاً به دخترها هم سفارش می شود که اگر می خواهید با پسری ازدواج کنید ببینید که کدام پسر بیشتر صفات مرد را گفتم برای پسرها مردی را انتخاب کنید برای همسری که نیکوکار باشد نسبت به والدین. چرا ما به دخترخانمها می گوییم بی خود انتظار نداشته باشید که پسری به خاطر ازدواج با شما از پدر و مادرش بگذرد. پسری که بخاطر ازدواج با شما از پدر و مادرش بگذرد قدر شماها را هم نخواهد داشت پدر و مادری که بیست سال بیست و هفت هشت سال زحمت کشیدند جان کندند، خیلی اذیت شدند که این بچه به این سن رسیده یک دفعه این بچه آنها را بگذارد کنار، کسی که قدر اینها را نداند قطعاً فردا نمی تواند همسر خوبی برای این دختر باشد. همسر وفادار و سپاسگزار و شاکری نمی تواند در مقابل همسرش باشد. قدر او را هم نمی داند. بعد هم به هر دستی بدهی از همان دست بگیری. وقتی والدینت را فراموش کردی بچه های شما هم با شما همین کار را می کنند. این را خوب دقت کنید که اینجا خیلی صراط دقیق و باریکی است. این یکی از آن آفت هایی است که کم کم تخمش از دوران عقد کاشته می شود و تا عروسی و بعد از عروسی ادامه پیدا می کند درست است که شما عقد هستید مثلاً دوست دارید با هم باشید خلوت باشید این طرف و آن طرف، برای این طور مراسم هایتان برنامه خاصی بگذارد ولی خوب بد هم نیست که خواستید با خانواده تان بیرون بروید مادرتان را هم دعوت کنید تعارف کنید بد نیست به مادر زن تان تعارف کنید. درست است جوانها اینجا ها دچار تعارض می شوند از یک طرف دوست دارند با دختر تنها باشند و از طرفی هم ممکن است مادرش و مادر زنش انتظار داشته باشد باید خوب مرد باشد انسان. بعد هم زیرکی داشته باشد زیرکی یعنی لزومی ندارد مادر شما بداند که امروز شما با نامزدت یا همسرت می خواهی بروی بیرون. اگر توانستی مخفی نگه داری. چه لزومی دارد که تو بگویی من امروز کجا رفتم با همسرم. مخفی نگه داشته شود چه اشکالی دارد بعد او هم ناراحت نمی شود. این زیرکی را باید بعد از عروسی هم داشته باشید. فرض کنید شما یک کادویی برای همسرتان می خرید که اگر مادرتان ببیند ناراحت می شود حسود می شود لزومی ندارد همه بفهمند که شما برایش چیزی خریدید. مخفی کاری مهم است در آرامش زندگی. خیلی چیزها را نمی شود گفت مگر هر حرف راست و هر کاری را توضیح باید داد به هر کسی. می بینید ناراحت می شوند نگو. همسرت هم یک حقی دارد درست است می خواهید بروید بیرون. می خواهید بروید مسافرت مخفی نگه دارید. لزومی ندارد همه را بگویید.اما اگر مادرتان اینطوری نیست مادرتان عقلش می رسد رشیده است می داند که این دو نفر جوان اند و شما از باب ادب تعارف می کنید او هم قطعاً قبول نمی کند. ولی واقعاً احترام به بزرگتر بهجت در زندگی می آورد به خانواده همسر به پدر و مادر همسر خیلی برکت می آورد به زندگی. سعی کنید از این برکت زیاد استفاده کنید. یعنی اصلاً دوست داشته باشید احترام بگذارید از صمیم قلب دعوت کنید پدر زن و مادر زن تان را یعنی لذت ببرید از این کار، حالا بعداً فرصت است با دختر خلوت کنید یا بعداً بیرون بروید. اگر هم دعوت شان می کنید با لذت و از صمیم قلب دعوت شان کنید با خوشی نه با غر زدن و اخم کردن و این خلاف ادب است این طور جاها انسان باید به شهواتش غلبه کند مرد یعنی چی انسان یعنی چی انسانی که اسلام تربیت کند نباید اسیر هوسش باشد. نسبت به مادرش اخم و ناراحتی می کند این یعنی چی. چند ساعت است تحمل کن. اگر قرار باشد ما اینجور جاها ببریم و اخم و تخم کنیم و چه فرقی است بین ما و حیوان که جلوی ما گرفته شده و نعره بزنیم و اخم کنیم چه فرقی است؟ به هر حال این حساسیت دارد باید با ظرافت از کنارش رد شد. این که می گویم لزومی ندارد بدانند در مورد خانواده دختر این طوری نیست چون خانواده دختر بالاخره می دانند که کجا می روید می دانند بیرون می رود اما حتماً هم لزومی ندارد بگویید کجا می روید که یک دفعه دلش بخواهد و بعد ناراحت شود. مثلاً مادر در خانه تنها باشد یا خواهرزنی داشته باشید که مثلاً یک شرایط خاصی داشته باشد لزومی ندارد که دقیقاً بگویید که کجا می روید. بگویید می روید بیرون کار دارید. یا همه ی کاری که دارید نگویید قسمتی را بگویید. که کسی دلش نشکند توقعی در آنها ایجاد نشود این ظرافت می خواهد پختگی می خواهد. دروغ نگویید نمی گویم دروغ بگویید راستش را نگویید لزومی ندارد حقیقت را بگویید می گویم دروغ نگویید همه راست را هم نگویید. مراقب این آفت بی توجهی ها و بی ادبی ها و دل شکستن ها در دوران عقد انسان باید باشد نسبت به خواهرها و برادرها توجه داشته باشد نسبت به برادر بزرگتر ادب را رعایت کند حیا را رعایت کند مسأله بی حیایی یکی از آفات است. مثلاً ما دوست داریم که با زن ما تنها باشیم باید حیا را رعایت کنیم در مقابل پدر و مادر مان یک موقع یکی است ازدواج نکرده دلش نشکند یک خانمی است در خانواده شما یا مثلاً بعضی وقتها انسان می رود در خانواده دوتا خواهر هست یک خواهر 22ساله یکی 18 ساله خواهر 18 ساله را گرفته و خواهر 22 ساله ازدواج نکرده ودر خانه است احترام دارد خواهر بزرگتر است دقت کنیم که دلش نشکند رفتارهایی نکنیم. رفتارهایی که جای خلوت باشد شود و خصوصی است بروز ندهیم سنگین برخورد کنیم بعضی ها سبک هستند در دوران عقد هم که محرم هستند آنقدر روابط نزدیک و علنی دارند که بد است. اینها مخصوص خود انسان است با همسرش. لزومی ندارد که دل دیگران را بشکند لزومی ندارد که این رفتار خیلی باز در جلوی دیگران انجام شود که دلشان بشکند خدای نکرده یا آلودگی در دلشان ایجاد شود. هوس های حرام به دلشان و طمع های حرام به دلشان بیفتد و ممکن است حتی حسادت کنند و فتنه انگیزی کنند خیلی باید مراقب باشد. مسأله بعد مسأله زیاده روی در رفت و آمدها است. معمولاً در دوران عقد وقتی طول می کشد آن کسی که بیشتر نگرانی برایش پیش می آید در دوران عقد و رفت و آمدها پدر دختر است برادر دختر است خانواده دختر بیشترین ناراحتی را دارند خانواده پسر خیلی دغدغه ندارند که پسرشان بیاید و برود با همسرش مسافرت برود خیلی ناراحتی ندارند ولی خانواده دختر چون روی دختر حساسیتی است معمولاً ناراحتی را دارند توضیح خواهم داد در بحث غیرت بی جا. در بحث رفت و آمد باید دقت شود که خانواده ها تربیت های مختلف دارند تربیت اسلام این است که اگر دختر عقد شد رسماً زن مرد محسوب می شود یکی از دوستان تعریف می کرد که پدر زن من ببینید که چقدر رشد فکری زیاد است این همان تربیت اسلام است می گفت پدر زن من در شب عقد نه عروسی، ما را شب نگه داشت خانه، پدرزنش. ماند. بعد جای ما را هم انداختند در اتاقی که با همسرم بخوابیم. یادم است که به همسرم گفت که خانم آبگرمکن را روشن کن و حوله هم بگذار بالا سرشان، ببینید چقدر رشد فکری زیاد است رشد دینی دقیق است این همانی است که اسلام می خواهد درست است که معمولاً پسر باید رعایت کند در دوران عقد کار به آمیزش آن طور نکشاند و کاری که شب عروسی بکند را در دوران عقد انجام دهد. معمولاً آمیزش را می گذارد برای عروسی. خوب این پدر می داند که ممکن است اینها نزدیک هم بشوند به هم، حالا یک دخولی هم نباشد پسر احتیاج به غسل پیدا کند دختر احتیاج به غسل داشته باشد حواسش است. اسلام دنبال این است که ذهن انسان بی خود معطل نماند در این جور مسائل. چون ذهن انسان باید آزاد باشد و به مسائل متعالی متوجه باشد و نیازهای حیوانی و نیازهای سطح پایین را اسلام خیلی نمی خواهد معطلی صورت بگیرد. می گوید ساده بگیرید و سخت گیری نکنید. مرحوم علامه مجلسی رحمه الله علیه شاگردش ملا صالح مازندرانی زنش می میرد بعد از یک مدت ببینید چقدر رشد فکری در اسلام زیاد است رشد شیعی زیاد است رشدی که در شیعه واقعی است این طوری است می گوید که شنیدم مدتی است همسر نداری، من یکی از دخترهایم است می خواهید با دختر من ازدواج کنید استاد به شاگرد می گوید شاگرد از خوشحالی در پوست خودش نمی گنجید. خوب اگر می خواهی با دختر من ازدواج کن. ملا صالح می گفت شب دیدم که استاد دخترش را آورد خانه ما و خطبه را خواند و ما ازدواج کردیم دختر مجتهده خودش را. دختری که خیلی فاضل بوده. رشد فکری پدر رشد فکری دختر و شاگرد. شاگرد نمی گوید حالا دخترش ترشیده می خواهد بندازد به ما باد کرده رودستش، اگر الان اینطوری است اگر دوستی بگوید خواهر من است بیا با خواهر من ازدواج کن، بعضی از دوستان هستند بخصوص در زمان جنگ بچه ها به هم می گفتند بله من خواهر دارم پیشنهاد می دادند به دوستان شان که خواهر خوبی دارم و دوستم هم خوب است چه بهتر که اینها با هم ازدواج کنند. روابط خیلی راحت برقرار می شد. شاگرد می فهمید که استادش چی می گفت منت سرش می گذارد دختر پدرش را قبول دارد رشد فکری اش قوی است. پدر چقدر قدرت دارد. چقدر فرهنگ مترقی شیعه چطور است. تا ما برسیم به همچین درجه ای کار داریم. به قول امام باقر علیه السلام بلوغ شیعی، بلوغی که مخصوص شیعه است روابط اوج پیشرفت را دارد. واقعاً اگر این روابط را شیعه توصیه می کند باشد کسی نمی آید بگوید اروپایی ها در اخلاق و رفتار این گونه اند. همان چیزی که امامان ما تبلیغ کردند و آن را خواستند انجام شود همه حاضرند مسلمان و شیعه شوند جاذبه عالی دین خواهد داشت. متأسفانه ما اینگونه ایم که اخلاقی که ائمه گفتند در ما نیست. این خانواده ها رشد دارند خانواده داماد دوست است پدر به دامادش به احترام نگاه می کند مثل پسر خودش رفتار می کند. برادر زن همینطور، کمک می کند به روابط خواهرش با دامادش، روابط درست، مادر زن همینطور. عرضه پسر هم شرط است بعضی از پسرها عرضه ندارند روابط خوبی با پدر زن و مادرزن برقرار کنند. در روایت داریم پدرها سه تا هستند، «ابک یولدک ابک یزوجک و ابک یعلمک» پدری که باعث تولدت می شود پدر خودت پدری که باعث ازدواجت می شود پدر زن برای پسر و پدرشوهر برای دختر، و معلم و استادت این سه تا پدر تو هستند. و به خصوص استاد که حقش از آن دوتا پدر بالاتر است. این را اگر آدم بفهمد بداند پدرزن دختر را بزرگ کرده 18-20 سال بزرگ کرده دختر را و سپرده دست شما. روحیه اش باشد انسان همیشه با بزرگداشت با پدرزنش رفتار کند. تصور کنید خودتان دختر داشته باشد هر وقت هم خواستید دختر گرفتید چیزهای بدی درذهن تان آمد بگویید که من اگر دختر داشتم با داماد چگونه رفتار می کردم. الان که پدرم دختر دارد چگونه با داماد رفتار می کردیم. اگر دختر داشتی دخترت را شوهر می دادی دوست داشتی داماد چگونه رفتار می کرد همانطور رفتار کن. با ادب و معرفت و بزرگداشت رفتار کن با اخلاق رفتار کن. اگر این رفتار ثابت باشد پسر برده. خیلی امتیاز می گیرد. پسرهایی می شناسم که وقتی رفتند خواستگاری دختر، دختر خودش آماده بوده ازدواج کند ولی خانواده دختر یک ذره دلشان نبوده و به دختر قُر می زدند که با این ازدواج نکن مناسب نیست خود دانی و... البته اینقدر رشد در خانواده بوده که دختر را آزاد بگذارد در انتخاب همسرش ولی گفتند ما راضی نیستیم دلمان نمی آید تو ولی این پسر آنقدر قشنگ رفتار کرده زیبا رفتار کرده که همه را شیفته خودش کرده می گفت من از نظر امکانات وموقعیت از سایر باجناق هایم وضعم پایین تر بود از جهت مالی، امکانات، سن، ولی اینقدر زیبا رفتار کرده بود که همه شیفته اش شده بودند. یک موقع است خانواده رشد یافته است سرجای خودش. یک خانواده سخت می گیرد ولی خود پسر است که با ظرافت اخلاقی که دارد مادر زن و پدر زن دوست دارند و لذت می برند که داماد تند تند خانه شان بیاید. دختر را هم می خواهد ببرد بیرون بروند، مسافرت بروند از بس پسر خودش را پسر پدرزنش می داند موظف می داند خودش را که به پدر زن خدمت کند همانگونه که به پدر خود خدمت می کند. بعضی ها به پدرزن و مادرزن خدمت می کنند پدر و مادر خودشان یادشان می رود این نه. ضمن اینکه اوج ادب و تواضع و خدمت را به پدرزن و مادرزن خودت قائل هستی به پدر و مادر خودت هم قائل باش. بعضی ها تا مرحله شیرینی خوردن تا مسأله راضی کردن پدر زن است یا مسأله عقد است خیلی مودب هستند. با اخلاق هستند عقد که شد می بینی که گردن کشی می کند عروسی که کرد گردن کشی می کند. بعضی از خانواده ها هستند اینطوری اند آن رشد را ندارند اما با یک مقدار اخلاق و اعتماد خوبی که از پسر ببینند می بینید که خیلی راحت ارتباط دختر و پسر حل می شود. رفت و آمدها خیلی اذیتشان نمی کند. بعد ناراحت نشود پدرزن و مادرزن در این رفت و آمدهای دختر و پسر در دوران عقد. سعی کنند رضایت آنها را توجه کنید. خیلی هوس بازی نکند انسان. به خودش غلبه ای داشته باشد رعایت حال آنها را کند درست است شرعاً همسر شماست ببرید و اصلاً نیاورید همسر شما هم راضی است با شما باشد بالاخره عرف شما و قراری که است ضابطه ای که در اجتماع است حساب کتاب دارد. اما دوران عقد پدر و مادر حساسیت خاصی دارند باید رعایت شود احترام بگذارید به این نظرها. مسأله چهارم مسأله غیرت بی جای خانواده دختر است پدر و برادر و همچنین خانواده خود پسر ممکن است که بی توجهی و غیرت بی جا داشته باشد. اگر یک موقع پدر و مادر دختر یا برادر دختر سخت گیر هستند نسبت به داماد شان در دوران عقد این را تحمل کنید اگر تحمل هم نمی کنید کاری کنید که زودتر ازدواج کنید. کار را تمام کنید. اما ممکن است آنها هم این را نفهمند رشد فکری شان اینقدر نباشد و نفهمند که دختر در دوران عقدش یک روز بیرون باشد یا با هم بیرون بروند. با همدیگر مسافرت بروند یا گردش بروند سخت بگیرند این را تحمل کنید البته عرض کردم با اخلاق و برخورد و صحبت می شود این مسائل را از بین برد و این توهمات و غیرت های بی جا را از بین برد. خود شما هم دقت کنید قانوناً و شرعاً خواهر شما همسر اوست حق اطاعت از شما ندارد. حرف پدر را باید گوش کند در خیلی موارد ولی الان همسر اوست اتفاقاً باید خودمان هم کمک شان کنیم در خیلی از موارد. این جز بی غیرتی نیست و جز مردانگی و فهم بالاست. کسی آمده به خواستگاری خواهرش کمک کند بروند بیرون روابط خوبی داشته باشند. این هم یک مانعی است. درک شرایط دختر توسط پسر خیلی مهم است ببینید دختر این وسط مانده بنده خدا، سعی کنیم انتظارات بیجا نداشته باشیم این طور نیست که در دوران عقد هر زمانی که ما خواستیم با ما بیرون بیاید هر زمانی خواستیم هر ساعتی خواستیم در اختیار ما باشد دختر یک حالت بینابین است ظریف تر از مرد هم است حساس تر است ما باعث نشویم روحیه اش خراب شود دچار فشار روانی شود. از این طرف ما فشار بیاوریم از آن طرف هم محدودیت دارد. وقتی دختر مردم را سال سوم چهارم دبیرستان عقد کردیم خوب می خواهد درس بخواند هی انتظار دارید که با شما بیرون بیاید پس امتحان کی بدهد. یک بنده خدایی اینقدر مزاحم همسرش در دوران عقد شده که خانمش می خواست سال چهارم را بخواند دیپلم بگیرد چهارسال طول کشید. آخر دید نمی شود گفت بیا برو خانه شوهرت آنجا دیپلم بگیر. دختر یک حالت که نه همسر شماست نه دختر بابایش است اینطوری است هم همسر شما و هم دختر بابایش است لذا این حالت بینابینی دختر باید درک شود که فشار نیاید یک محدودیت ها و مشکلاتی دارد. انتظارات مان را آنقدر نکنیم که روابط خراب شود یا دختر فشار روانی را تحمل کند. این مردانگی نیست. انسان با رشد با این مسأله برخورد کند. آخرین مطلب در مورد ایجاد اختلاف بین خود دختر و پسر است بواسطه ناپختگی که دارند. دختر و پسر به هر حال مسأله آشنایی با جنس مخالف به عنوان همسر در دوران عقد و نامزدگی یک تجربه جدید است با جذابیت های خاص خودش و حساسیت های خاص خودش دختر و پسر کاملاً باید مراقبت کنند که جهنم نیاید بین روابط شان. شیطان وسط خراب نکند کار را. صحبت های بی جا شوخی های بی مورد لوس بازی ها برخوردهای خارج از نزاکت تعریف کردن خاطرات و... بعضی از پسرها می آیند خاطراتی را تعریف می کنند که اصلاً لزومی ندارد که تعریف شود مثلاً از دوست دخترهایش بگوید. خانمی عقد کرده بود آمد پیش من که شوهرم همه اش از دوست دخترهایش حرف میزند بعد می گوید تو باید افتخار کنی که شوهر خوبی گیرت آمده یکی از دوست دخترهایم را بدهم به پسرخاله ام ازدواج کنند و ما خیلی لوتی هستیم... یا خاطرات بد، یا حتی ممکن است بین خود دختر و پسر یک کدورتی پیش آمده باشد یک ناراحتی پیش آمده باشد هی زنده اش نکنید. سعی کنید از صحنه هایی که بوی اختلاف و درگیری و تنش است فرار کنید. این که نصف عاقل تحمل و نصفه تغافل در تمام دوران های زندگی است. خود را به غفلت زدن، یا تحمل کردن. البته اجازه ندهید که بی جا در مورد خواهر و مادر و برادر و پدرتان صحبت شود بحث ها را از این جور مسائل بیرون بکشید. پسر بعضی وقتها می گوید خیلی از پسرها اشتباه می کنند که ما باید صادق باشیم شروع می کنند از گذشته خودشان تعریف می کنند دختر را ناراحت می کند. ممکن است در مورد دختر و زن و این جور چیزها نباشد مثلاً میگوید من مدتی دزد بودم. دزدی می کردم. می خواهد صداقت را رعایت کند من چند سالی مشروب می خوردم. چه لزومی دارد تو این را بگویی. یا من باید این را بگویم به تو مثل عقده است. من یک روابط نامشروعی با یکدختر داشتم حالا این کاره نیستم. لزومی ندارد این را بگویی خاطرات تلخ و گذشته های منفی بین خودش و خداست. بعضی هایش برملا می شود بعد زندگی را خراب می کند آدم از همان اول می گوید معلوم است نمی شود پنهانش کرد این را باید گفت. ولی خیلی هایش که کسی نمی داند لزومی هم ندارد بداند چرا مطرح می کنید نباید بیان کنید. خیلی از خاطرات از گذشته ها و .... مطرح نشود. هرزگی زن نباید ببیند از مرد، مثلاً فیلم های ناجور نگاه کند با دختر مردم گرم بگیرد با نامحرم گرم بگیرد با خواهرزنها گرم بگیرد. با کسانی دیگر و... این هرزگی اثر بدی در روحیه زن می گذارد حتی زنهایی که خودشان هم گرایش های اینطوری دارند. امنیت روانی شان به هم می ریزد وقتی مرد اینطوری باشد. آرامش روانی احساس می کنند مردشان تکیه گاه خوبی نیست. اگر قرار است خاطراتی هم گفته شود خاطرات معنوی گفته شود خاطرات سازنده گفته شود خاطرات شیرین این ها خوبند. پس دختر و پسر دقت کنند رفتارشان یا سخنی نگویند که روابط خراب شود یا نطفه ی روابط سر کاشته شود در دلشان در همان دوران عقد که حساس است. مواظب کلام باشند شهوت کلام بیشتر اوقات در دوران عقد بروز می کند. چون می خواهند با هم بیرون بروند حرف بزنند گرم بگیرند نمی فهمند چی می گویند آسمان و ریسمان می کنند. حرف های مغرورانه و نامناسب کار را خراب می کند. ضمن اینکه خودمان مراقب باشیم به دختر هم بفهمانیم که ما هم حاضر نیستیم این ها را بشنویم و اهمیتی قائل نیستیم و دختر هم حساب کار خودش را می کند که حرفهایی که روابط را سرد می کند نمی زند. حرف های خوب می زند. حرف های بد را نزند. همین که می گویم شما از روابط تان با چندبار خواستگاری رفتید لزومی ندارد بگویید که من چندبار رفتم حتی خواستگاری کی ها رفتم را نباید بگویید. یک موقع به دختر هم این اجازه را ندهید که فلان کس آمده خواستگاری من. طوری برخورد شود نه اینکه بداخلاقی شود به او نشان دهید که من حاضر نیستم این حرفها را بشنوم. اجازه ندهید که این مسائل مطرح شود. سعی کنید موقعیت خودتان را برای دختر جا بیندازد که توقع بی جا پیدا نکند. موقعیت دختر و خانواده اش را هم درک کنید از نظر اقتصادی و مسائل دیگر. مثلاً خانواده دختر یک اتاق بیشتر ندارند که برادر خانمت است خواهرخانمت است آنجا دیگر نمی شود زیاد نشست آنجا ملاقات دو سه ساعته است یک شام یا ناهار. شب ماندن و خلوت کردن آنجا جایش نیست ملاحظه دیگران را بکنید درک موقعیت و شناسایی موقعیت خیلی مهم است. نگذاریم میل ما شعور ما را از ما بگیرد عقل ما را از ما بگیرد. این هم در مورد بعضی از آفت های دوران عقد.

والحمدلله رب العالمین. 57 دقیقه