بحث امشب به مناسبت این که در هفتۀ اول ماه مبارک رمضان هستیم قرار شد که یک مروری بر ادعیۀ ماه مبارک کنیم و بیشتر مسألۀ پیوند ماه مبارک با وجود مقدس امام زمان علیه السلام را خدمت دوستان عرض کنیم.
در ماه مبارک برخلاف آن چه که تصور می شد که صرفاً جنبۀ عبادی دارد و ماه مبارک و ادعیۀ آن ماه و اذکار و اوراد و عبادتش انسان را یکسره به سوی خلقت و درون نگری وادار می کند این طور نیست و جدای از این که این جنبه ها را دارد، یعنی جنبۀ خلوت و عبادت و انس و درون نگری را دارد یک جنبۀ عظیم اجتماعی و سیاسی دارد به خصوص پیوندش با امام زمان علیه السلام و به خصوص با اهداف امام زمان علیه السلام یعنی نمی شود کسی ماه مبارک را درست درک کند و هیچ پیوندی با امام زمان علیه السلام نخورد یعنی آن حالت انتظار واقعی فرج و تلاش برای پیاده شده اهداف امام زمان علیه السلام در او ایجاد نشود. اگر کسی این احساس ها در او ایجاد نشود خوب به عمق ماهِ مبارک راه پیدا نکرده است یا حداقل بگوئیم به عمق این ادعیه ای که در ماه مبارک وارد شده است راه پیدا نکرده است. یکی از مهم ترین چیزهایی که ما در ادعیۀ ماه مبارک رمضان از خداوند تبارک و تعالی می خواهیم خیلی اصرار در آن است، در آن لحظاتی که امید اجابت دعا است خیلی با تأکید در تمامی تقریباً اگر نگوئیم همه بگوئیم در اکثر قریب به اتفاق ادعیۀ ماه مبارک رمضان این است که دعا کننده از خدا حج را می خواهد «حَجَّ بیتِکَ الحرام» این یعنی چه؟ ببین چقدر مسأله اهمیت دارد که در ماه مبارک رمضان در ادعیۀ ماه مبارک ائمه کجا را نشانه گرفته اند؟ حج را نشانه گرفته اند برای چه؟ از همان اول شما نگاه کنید اعمال مشترک که شروع می شود اولین دعا این است که بعد از هر نماز، ما معمولاً در مساجد یا علیُّ یا عظیم را می خوانیم ولی آن که وارد شده است اول قبیل از یا علیُّ یا عظیم این است. «اللّهم ارزُقنی حجَّ بیتِکَ الحرام فی عامی هذا و فی کلِّ عامٍ» یعنی خدایا روزی من بکن حجّ خانه ات را در امسال و همۀ سال ها «ما أبغَیتَنی فی یُسرٍ مِنک و عافیهٍ وسعهِ رزقٍ» زمانی که من را در آسایش نگه می داری و عافیت و وسعتِ رزق «و لا تُخلِنی مِنَ تِلکَ المواقفِ الکریمهِ و المشاهِدِ الشریفه» مرا خالی نکن یعنی یک طوری نباشد که من در این مشاهد شریفه و مواقف کریمه نباشم « و زیارهِ قبرِ نبیِّکَ صَلواتُک علیه و آله» و زیارت قبر پیغمبرت یعنی مدینه «و فی جمیع حوائج الدّنیا و الاخرهِ فَکُن لی» خدایا در همۀ حاجت های دنیا و آخرت من با من باش یعنی اجابت کن خواسته های دنیا و آخرت من را. خُب تا الان دعا راجع به حج بود، یعنی درخواست جج تمام شد و حالا ببینید چقدر عجیب است. «اللّهم اِنّی اَسئَلُکَ فیما تَقضی و تُقَدِّرُ مِنَ الامرِ المحتومِ» خدایا از تو می خواهم در آنچه که قضا می کنی و تقدیر می کنی از آن امر محتومت یعنی آن چیزی که حتمی است و قطعی است «فی لیله القدر مِنَ القضاء الّذی لال یُرَدُّ و لا یُبَدَّل» در شب قدر از قضا و حکمی که رد نمی شود و تبدیل و عوض هم نمی شود و قطعی و حتمی است. «اَن تَکتُبَنی مِن حُجّاجِ بَیتِکَ الحرامِ» دوباره چه شد؟ یک بار دعا کرده است و یک بار «اللّهم الرزُقنی حَجَّ بیتِکَ الحرام» می گوید بعد دوباره برمی گردد سراغ حجّ باز هم «اَن تَکتُبَنی مِن حُجّاجِ بَیتِکَ الحرام» بعد خصوصیات حجّ را می گوید که حجّشان مبرور باشد حجّ خوبی داشته باشند و سعیشان مشکور باشد ذنوبشان مغفور باشد گناهانشان پوشیده باشد پس این دعا دو فراز دارد که هر دو فرازش در مورد حج است یعنی اول درخواست حج می کند و بعد دوباره با «اللّهم اِنّی اَسئَلُکَ » بعد ارتباطش با شب قدر می دهد می گوید: خدایا در آن شب قدری که می خواهی حکم ها و قضا و قَدَرِ یک سالِ بندگان خودت را بنویسی برای من حج بیتِکَ الحرام را بنویس. حالا این حج چیست؟ بماند ولی به هر حال حج جنبۀ سیاسی دارد و به قول حضرت امام سیاسی اش بالاتر از جنبۀ عبادی اش است. دو جنبۀ بسیار بسیار عالی حج دارد. یک جنبه اش همان جنبۀ سیاسی اش است حج ابراهیمی است که هیچ اجتماعی در اسلام مؤثرتر و مفیدتر برای مسلمین از اجتماع حج وجود ندارد. فوق العاده مهم است. شما نگاه کنید اجتماعی که درست بخواهد انجام دهد چنان تأثیر مهمی در روح مسلمین خواهد گذاشت که اثرش به راحتی از روح مسلمین و مؤمنین در نمی آید. در نماز عید یادتان است مأمون علیه اللعنه به امام رضا علیه السلام گفت شما نماز را بخوانید. حضرت وقتی راه افتاد چنان عظمتی به پا کرد چنان با شکوه با همان هیبت نبوی راه افتاد و مردم شدیداً تحت تأثیر قرار گرفتند، این نوع حرکت این نوع راه رفتن جمعیت پشت حضرت هِی تند و تند زیاد می شدند تمام مأمورین مأموم مجبور شدند چکمه هایشان را درآورند و اسب هایشان پیاده شوند و دنبال حضرت راه بیافتند. یک نفر دوید و خبر دارد به مأمون که اگر این نماز برپا شود دیگر چیزی از حکومت تو بخواهد بماند. این تأثیر یک اجتماعی است که درست انجام شود. در حج ابراهیمی که امام (ره) فرمودند بعد از انقلاب شما نگاه کنید. سه یا چهار سال، پند سال این ها حج را این طور برگزار کردند، چنان به مستکبرین فشار آوردند این حج را چنان تأثیرش در اقصی نقاط جهان پیچید و چنان دردسر درست کرد برای مستکبرین و صهیونیست ها که حاضر شدند تن به یک ننگ ابدی بدهند آل صعود و آن هم کشتار حجّاج است. این به خاطر چیست؟ با این که آن ها از نظر فقهی همۀ شان می دانند و فقهای خودشان هم می دانند و علمایشان هم می دانند که کشتار و ریختن خون حاجی آن هم در خانۀ کعبه بسیار بزگ است یک گناه عظیم است که این ها را وادار می کند که بیایند و حاجی ها را بِکُشند، برای این که این حج اگر بخواهد چند سال همین طور انجام شود طومار مستکبرین در عالم پیچیده می شود یعنی آن حجّی که اسلام تعبیرش را رد کرده است و برنامه ریزی اش را کرده است. فوق العاده است نگذاشتند که ما آن را که می خواهیم بکنیم این مقداری هم که انجام شد در محدودیت انجام شد ولی دید که چقدر تأثیر عظیمی در جهان اسلام گذاشت. آن ها از این فوق العاده می ترسند این جنبه سیاسی اش است که بگذاریم برای یک جلسه ای که بحث نمیرد در مورد این ها مفصل صحبت کنیم. نکته دومی که در حج هست این است که حج از میان همۀ عبادات اسلامی تنها عبادتی است که به روزه شباهت دارد یک شباهت خیلی فراگیر و وسیع دارد شما در ماه مبارک رمضان بسیاری از اموری که بر شما حلال است حرام می شود و شما سی روز از سحر تا افطار خودتان را در یک محدودیت قرار می دهید به خاطر ایجاد ملکۀ تقوا به خاطر غلبۀ خود بر ناخود، حج هم همین طور است مثل ماه مبارک است در حج هم شما یک مدّی بیست و چهار چیز بر شما حرام است از حلال ها، شباهت زیادی به روزه دارد آن جا هم مثل روزه است که شما چیزهایی که برایتان حلال است باید از آن دوری کنید تخلّف هم نمی توانید بکنید و اگر تخلّف کنید حجّتان باطل می شود یعنی همان طور که ماه مبارک انسان را از عالمِ مادّی می کَنَد شبیه می کند انسان را به فرشته ها، نه غذا می خورد، نه آب می خورد، نه نزدیکی با همسر دارد و خیلی از لذّات دیگر حرام می شود برایش در حج هم همین طور است، در حج بعضی از جنبه هایش حتّی قوی تر است. لباس ها همه باید یک دست باشد و خیلی انسان از آن حالت حیوانی کَنده می شود در حج. بسیار سازنده است اگر کسی به عمقش پی ببرد و درست بتواند این حج را انجام دهد، مفهومش را بتواند خوب بفهمد این فوق العاده تأثیر دارد حج. به هر حال عبادت عظیمی است که در روایات داریم که اگر کسی مستطیع شود و به حج نرود جزء کبائر آمده است که چقدر عذاب دارد یک چنین شخصی. خُب حالا از این بحث حج بگذریم، دعای بعدی که بعد از نماز است و ما می خوانیم دعای یا علیُّ یا عظیم است که آن عمقش این است که خدایا ما را از مُنُّ علِیُّ بِفَکاکِ رَغَبَتی مِنَ النّار، منّت بگذار خدایا بر من و من را از جهنّم نجات بده، این عمق این دعا است دعای بعدی که بعد از نماز می خوانیم این است، «اللّهم اَدخِل علی اهلِ القبورِ السّرور» حالا خوب دقت کنید من یک بار این دعا را می خوانم خدایا به همه اهل قبر یعنی اموات سرور و شادی را وارد کن یعنی غمشان و عذابشان را بردار، سرور و شادی را وارد کن، خدایا تمام فقرا را بی نیاز کن، خدایا تمام گرسنه ها را سیر بگردان، خدایا همۀ عریان ها را بپوشان، دِین هر بدهکاری را خداوند اداء بفرما. خداوندا هر غمگینی را ازاو رفع کَرب کن و مشکلش را حل کن، خدایا هر غریبی را به آن آشیانۀ خودش برگردان، خدایا هر اسیری را آزاد کن، خدایا همۀ مفاسد را از امور جامعۀ اسلامی بردار، خدایا همۀ مرض ها را شفا بده، خدایا فقرها را با غنای خودت سدّ کن و از بین ببر. این دعا چقدر عجیب است. «اللّهم سُدّ فقرنا بِغِناکَ انتم الفقراءُ الی اللهِ و اللهُ هو الغَنیُّ الحمید.» خدایا فقر ما را به وسیلۀ غنای خودت بی نیاز کن یعنی همان طور که حضرت سجاد علیه السلام در یکی از ادعیه شان دارند. خدایا این فقر من را هیچ چیز جز غِنای تو نمی تواند برطرف کند. یعنی برای فقر انسان هیچ چیز برطرف کننده وجود ندارد، هیچ غنی کننده ای جز خود خداوند تبارک و تعالی وجود ندارد انسان دائماً فقیر است. تمام انسان ها بدون استثناء دائماً تشنه، احساس فقر می کنند. در روایت داریم که: «کلُّ احدٍ یموتُ عطشان الاّ ذاکرَ اللهِ» هر کسی تشنه یعنی فقیر و نیازمند از دنیا می رود یعنی روحش در حالی که تشنه است و به خواسته هایش نرسیده است و عطش دارد و فقیر است می میرد مگرکسی که اهل ذکرخدا باشد. و تنها ذکر خدا است که می تواند قلب را بی نیاز کند و انسان را به آرامش برساند. «اَلا بذکرِ الله تطمئنُ القلوبِ» اللّهمَّ غَیّؤ سوءِ حالِنا بِحُسنِ حالِک» خدایا این بدی حالت ما را به خوبی حالِ خودت برطرف کن، تغییر بده این حال بدِ ما را به حُسنِ حالِ خودت. «اللّهم أقضِ عنّا الدَّین» خدایا دین را از ما برطرف کن «وَ اَغنِنا مِنَ الفَقر» بی نیازمان کن از فقر «اِنّک علی کلِّ شیءٍ قدیرٍ» حالا خوب دقت کنید. علما می فرمودند: این دعا، دعای فرج امام زمان علیه السلام است، کسی که این دعا را می خواند در واقع دعای فرج می خواند و دعا برای ظهور امام زمان علیه السلام می کند چون فقط در زمان ظهور حضرت هست که یک چنین مسائلی را که ما می خواهیم محقّق می شود و اتفاق می افتد که همه چنین و چنان شوند. فقط زمانی است که حضرت ظهور می کند و بعد از حاکم شدن حضرت است که برای مسلمین این انجام می شود لذا کسی که این دعا را می خواند که «اللهم ادخل علی اهل القبور السرور» تا آخر در واقع دارد دعای فرج را می خواند یعنی خدایا فرج آقا را برسان، برسان زمانی را که این بیاید و فقر برطرف شود. و «اللهم اصلح کلَّ فاسدٍ مِن المسلمین» تمام این مفاسد برطرف شود و از بین برود. این باطناً دعای فرج است که اکثراً به آن توجهی ندارند. بعد در دعای بعدی که باز بعد از نماز است یک قسمتش این است «اسئَلُکَ بفضلِکَ و رضوانِک» خدایا به فضل و رضوان خودت و خشنودی خودت از تو می خواهم که درود بفرستی بر پیامبر و آلش «وَ تجعَلَ لی فی عامی هذا الی بیتِک الحرامِ سبیلاً» خدایا یک راهی برای من به سوی حج قرار بده امسال. ای خدا یک حج مبرور، متقبّل، زاکیه، تمییز، خالص، که «تَقَرُّبها عینی» حجّی که روشن کند خدایا که دلم و چشمم به وسیلۀ این حج روشن شود و «تَرفَعُ بها دَرَجاتی» و درجۀ من را به وسیلۀ این حج بالا ببری «و ترزُقنی اَن أقُوَّ بَصَری» خدایا کمک کن که چشم را از نامحرم بپوشانم «و أن أحفَظَ فَرجی» عورت خودم را بپوشانم از زنا و کار خلاف «و أن أکُفَّ بها عن جمیع محارِمک« و از جمیع محارم تو و از همه گناهان و چیزهایی که حرام است من خودم را بتوانم نگه دارم «حتّی لا یکونَ شیءٌ آخرَ عندی مِن طاعتِک» تا جایی که هیچ چیز محبوب تر از طاعت تو نزد من نشود. عجب دعایی است که هر روز و بعد از هر نماز هم هست صبح و ظهر و عصر و مغرب و عشاء که خدایا به یک جایی برسانی من را که هیچ چیز محبوب تر از طاعت تو برای من نباشد. داریم حضرت سجّاد علیه السلام: «اللّهمّ إنّی اَستَغفِرُکَ مِن کلِّ شُغلٍ بغیرِ طاعتِک» خدایا من از هر شغلی هر مشغله ای به غیر از طاعت تو استغفار می کنم که به چیزی غیر از طاعت تو من مشغول شوم. «و خَشیَتِک» هیچ چیزی محبوب تر از طاعت و ترس از تو و عمل به آنچه که تو دوست داری و ترک کارهایی که تو بدت می آید این طور شوم من. « وَ نَهَیتَ عَنهُ» و نهی کردی از آن «واجعَل ذلکَ فی یُسرٍ و یَسارٍ و عافیه» خدایا این چیزی را که از تو می خواهم برای من در آسانی قرار بدهی و در عافیت قرار بدهی و در نعمت قرار بدهی «و ما أنعَمتَ به عَلیّ» بعد دقت کنید باز فرار خیلی خیلی عالی است «وَ أسئَلُکَ أن تَجعَلَ وَفاتی قَتلاً فی سبیلِک» خدایا من از تو می خواهم که مردن من وفات من و کشته شدن در راه تو باشد. خوب دقت کنید چقدر این ادعیه برای انسان خط دهنده است. کِی؟ «تحتَ رایه نبیّک» زیر عَلم پیغمبرت. عجب لذتی دارد انسان زیر عَلَم پیغمبر و زیر پرچمِ نبوی خونش ریخته شود، «مَع اولیائٍِک» با دوستانت «و اسئلُکَ أن تَقتُلَ بی اَعدائَک و اعداءَ رسولِک» خدایا از تو می خواهم که دشمنانت را به وسیلۀ من بکُشی و دشمنان رسولت را بکُشی. خیلی این فراز عجیب است معنی کُشتن را شما فقط قَتل بدنی نگیرید. شما وقتی این دعا را می خوانید که «و اسئلُک أن تجعلَ وفاتی قتلاً فی سبیلک تحتَ رایه نبیِّکَ مع اولیائِک و أن تَقتُلَ بی اعدائک و اعداءَ رسولک» باید ببینی که خدا چنان یعنی این را از صمیم قلب بخواهی و سعی کنی خودت را با این هدف همسو کنی که به جایی برسی که در زیر عَلَم پیغمبر که همان علَم خدا است خونتان ریخته شود انسان ادراک مقام شهادت را بکُند و به جایی برسی که وجودتان کُشندۀ دشمنان باشد به یک وجودِ بابرکتی برسی که تحمّلتان برای دشمن سخت باشد وجودتان را چنان قدرتمند کنید که خار چشم دشمن و استخوان در گلوی او باشید. این را از خدا بخواهید که خدایا وقتی این دعا را می خوانید چنان با اخلاص بخوانید و چنان از صمیم قلب بخوانید که خداوند به شما سعۀ وجودی بدهد، قدرت روحی بدهد و قوی بکند شما را. آدم های ضعیف بار نیائید. چون رفقا اهل علم هستند همه این طور هستند عرض می کنم. یک موقع شما می بینید یک عالم چنان درس می خواند که وجودش یک لشگر می شود مثل تعبیر حضرت امام (ره) در مورد شهید بهشتی فرمود یک ملّت یک نفر می شود، یک ملّت خودش می فهمید که چقدر خار چشم دشمن است و فرمود: به آمریکا بگوئید از دست ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر. می دانست که چقدر این ها را عصبانی کرده است. می فهمید که وجودش برای این ها چقدر دردسر است، چقدر خار چشم این ها است، چقدر استخوان در گلوی آن ها است، سعی کنید خودتان را این طور بسازید و درس بخوانید، یک نفر نباشید، باز دعایی داریم خیلی کوتاه که در روایت درایم هر کسی این دعا را هر شب ماه مبارک بخواند خداوند گناهان 40 ساله اش را می بخشد، باز می بینیم فراز این دعا خواسته اش حجّ بیتک الحرام. حجّی است که انسان به وسیلۀ آن بتواند به آن مقامی که فرمود: مغفرت برسد. دعای بعد که هر شب ماه مبارک هم هست دعای افتتاح است. خیلی این دعا مضمونش عالی است، فوق العاده عالی است: «اللّهم اِنّی أفتَتِحُ ثناءَ بِحَمدِک و أنتَ مُسَدِّدٌ لِلصَّوابِ بِمَنِّک» تا آخر. ما الان درصدد فقرات و مضمون دعا نیستیم. بیشتر دنبال آن هدف خودمان هستیم که تعقیب کنیم ادعیه ای که مربوط به جنبه های سیاسی و وجود مقدس امام زمان علیه السلام است. خوب در همین اواخر دعای افتتاح فراز بسیار بسیار عالی است و خیلی عجیب و زیبا که به وجود مقدس امام زمان علیه السلام ما صلوات می فرستیم و درود می فرستیم و از خدا می خواهیم بهترین و عالی ترین و پاک ترین تحیّات خودش را به روح آن ها واصل کند. وقتی می رسیم به امام زمان علیه السلام خیلی عجیب است آن فقراتی که مربوط به امام زمان علیه السلام هست که می گوئیم خدایا: «اللّهم اجعَلهُ الدّاعِیَ الی کتابِکَ» خدایا او را دعوت کنندۀ به کتاب خودت و قائم به دین خودت قرار بده. «استَخلِفهُ فی الارضِ کما استَخلَفتَ الّذینَ مِن قَبلِهِ مَکِّن لَهُ دینَهُ الَّذی ارتَضَیتَهُ لَهُ اّبدِ مِن بَعدِ خَوفِهِ اَمنًا» چون خداوند تبارک و تعالی در مورد وجود مقدس امام زمان علیه السلام و در مورد آینده در قرآن بشارت داده است. «وَ نُریدُ أن نَمُنَّ علی الّذین استُضعِفُوا فی الارضِ و نجعَلَهُم اَئِمَّهً و نَجعَلَهُمُ الوارِثین» ما این طور اراده کردیم که مستضعفین وارث زمین شوند. «وَعَدَ اللهُ الَّذینَ امَنوا مِنکم و عملوا الصّالحاتِ و یَستَخلِفَنَّهُم فی الارضِ» خدا وعده کرده است که آن مؤمنین شما را خلیفۀ خودش در زمین قرار بدهد. این بشارتی است که برای آینده ای بسیار بسیار روشنِ جهان در قرآن خداوند تبارک و تعالی دارد. بعد ما این جا به همان مناسبت می گوئیم خدایا «اِستَخلِفهُ فی الالرض» خدایا او را خلیفۀ خودت بر روی زمین قرار بده، یعنی از جهت حکومت ظاهری ما می گوئیم والاّ ایشان خلیفۀ خداوند در روی زمین هستند بعد «اللّهم اَعِزَّهُ و اَعزِز بِه» خدایا او را عزیزش کن و ما را هم به وسیلۀ او عزیز کن. «وَانصُرهُ وانتَصِر بِه» خدایا او را یاری کن و ما را هم به وسیلۀ او یاری کن «وَانصُرهُ نَصراً عزیزاً» یک عزّت یک نصر و یک پیروزی کامل و با عزّت خدایا به او بده. «وَ افتَح لَهُ فَتحاً یسیراً» یک فتح آسان برایش قرار بده. «وَاجعَل لَهُ مِن لَدُنکَ سلطاناً نصیراً» از جانب خودت یک سلطنت و یک قدرت و یک یاری برایش بفرست. «اللّهم اَظهِر بِه دینَکَ» خدایا به وسیلۀ او دینت را ظاهر کن «وَ سُنَّهُ نَبِیِّکَ» سنّت نبیّت را ظاهر کن. «حتّی لا یَستَخفِیَ بِشَیءٍ مِنَ الحَقِّ مَخافَهَ اَحَدٍ مِنَ الخَلقِ» خدایا تا این که به هیچ وجه هیچ چیز را مخفی نکند از ترس کسی اینجا دیگر خیلی عجیب است. «اللّهمّ اِنّا نَرغَبُ اِلیکَ فی دَولَهٍ کَریمَهٍ» خدایا ما اشتیاق داریم به سوی تو در مورد دولت کریمه یعنی دولت امام زمان علیه السلام خدایا ما خیلی اشتیاق داریم که به آن دولت برسیم. «تُعِزُّبها الإسلامَ وَ اَهلَهُ» که به وسیله این دولت کریمه تو اسلام و اهل اسلام را عزیز کنی. «و تُذِلُّ بها النّفاقَ و اَهلَهُ» و نفاق و اهلش را خدایا تو ذلیل کنی «وَ تَجعَلُنا فیها مِنَ الُّدعاه الی طاعتِک» خدایا یک طوری بشود که ما در این دولت کریمۀ امام زمان علیه السلام خیلی عجیب است این ببینید چطوری شکل می دهد به روح انسان و چگونه راهنمایی می کند انسان را. از دعوت کنندگان به طاعت تو باشیم. «و اجعَلنی لِلمتّقینَ اِماماً» خدایا من را امام متقین قرار بده. خیلی عجیب است، این فقره که انسان بخواهد، معلّم مردم و معلّم متّقین باشد و دعوت کنندۀ به طاعت الهی باشد، آن هم در زمان این دولت کریمه خدایا من را از آن سربازانی قرار بده که اهل دعوت به طاعت تو باشم. یک چنین بنده ای کن من را. «وَالقادَهٍ الی سبیلک» خدایا من را در این دولت کریمه رهبر و پیشوا و معلّم به سوی راه خودت قرار بده یعنی ما را از کسانی قرار بده که دعوت به راه تو می کنند. خوب این یعنی چه؟ یعنی الان اگر کسی بخواهد آن که می خواهد باشد باید الان بجنبد و الان باشد. نمی شود آن موقع باشد در حالی که هیچ سنخیّتی با این اهداف نداشته باشد و عجیب است، خودشان فرمودند که اگر کسی آن طور باشد و بمیرد دیگر مهم نیست که پیش ما باشد یا نباشد در چادر ما باشد یا نباشد. خداوند اجر کسی را برایش قرار می دهد که در چادر ما زیر چادر ما با ما بوده است و کشته شده است. مهم این است که این روحیه برای انسان حاکم بشود مهم این است که انسان برسد به این جا و این خواسته ها و این اهداف در دلش زنده بشود و با این ها سنخیّت پیدا کند که اگر سنخیّت پیدا کرد حضرت فرمود: دیگر هیچ ضرری به شما نمی رسد شما دیگر واقعاً وارد وادی امنی شده اید که چه ما ظهور بکنیم و چه دیر ظهور کنیم و چه ما را درک کنید و چه درک نکنید و چه این دولت کریمه را درک کنید و چه درک نکنید شما نجات پیدا کرده اید. و خوش به حال کسی که قبل از و هنر هم همین است تمام زیبایی و لطافت کار و ظرافت کار این است که انسان قبل از ظهور امام زمان علیه السلام این اهداف را در خودش پیاده کند و خودش زودتر سنخیّت پیدا کرده باشد با این امر این مهم است. «و تَرزُقُنا بما کرامَه الدنیا و الاخره» تو به وسیلۀ این دولت کریمه کرامت دنیا و آخرت را نصیب ما کن. خیلی عجیب است این دولت کریمۀ حضرت و ما چقدر محروم هستیم که هنوز این دولت کریمه را ادراک نکرده ایم و چقدر محروم هستیم که در غیر آن فرض ها الان داریم تنفّس می کنیم. تنها دل خوشی ما این است که حضرت شاهد به احوال ما است حضرت دلسوزی ما را و فعالیت ما را و حرکت های قبلی ما را می بیند و شاهد هست به آن ها و تنها دلخوشی ما این است که در فراق عزیزمان دلمان متوجه او هست و برای او می تپد و به عشق او می تپد و تنها دلخوشی ما این است که هر چند او الان ظاهراً در بین ما نیست ولی ما کارهایمان را در جهت رضای او و در جهت اهداف او جهت داده ایم و دلخوشی ما این است که خودشان فرمودند که: شما زحمتتان را بکشید و کارتان را بکُنید اگر هم ما را درک نکردید به آن فیض نایل خواهید شد. مهم این است که انسان آن طور باشد، امام زمانی باشد حتی داریم در روایت که اگر کسی مُرد امام زمانش که ظهور کرد در برزخ به او می گویند: امامت ظهور کرد اگر می خواهی می توانی برگردی پیش او. آیا می خواهی برگردی پیش او؟ دوست داری بروی در رکابش؟ در روایت داریم یک عده می گویند بله ما می خواهیم برویم و خداوند برمی گرداندشان خداوند از عالم برزخ برمی گرداندشان تا بیایند خدمت آقایشان و مولایشان و چیزی را انسان نباخته است ولی شما فکر بکنید وقتی حضرت ظهور کند در روایت داریم عقل های مردم کامل می شود یعنی فضا چنان معنوی چنان عطرآگین فضای جامعه چنان ملکوتی می شود که یک ساعت نفس کشیدن در آن فضا معادل یک عمر کار کردن و زحمت کشیدن است برایش فیض معنوی دارد برایش کمال دارد، برای همین یک سره خود حضرت می فرماید دعا کنید برای فرجم دعا کنید که خداوند زودتر این امر را نزدیک بگرداند، به ما امر شده که «ما اَکثِروا» در روایت داریم که زیاد دعا بکنیم برای فرج، خیلی سفارش شده است که ما به این مسأله توجه داشته باشیم. «اللّهم ما عَرّفتَنا مِنَ الحَقِّ فَحَمِّلناه» خدایا آن چه که از حق به ما شناساندی خدایا یک کاری کن که بتوانیم به آن عمل کنیم. «و ما قَصُرنا عَنهُ فَبَلّغناهُ» خدایا آن چیزهایی را هم که کوتاهی کردیم در آن دست ما نرسید از معرفت هایی که باید به دست ما برسد ما را به آن معارف برسان. «اللّهم المُم بِهِ شَعثَنا» خدایا این پراکندگی و پریشانی ما را به وسیله امام زمان علیه السلام جمع کن. خیلی عجیب است انسان یکدفعه مشکلات جهان اسلام را و مشکلات مسلمین جلویِ چشمش بیاید و از سوز دل بگوید خدایا زودتر حضرت را برسان تا این بدبختی و فلک زدگی ما را و این بی صاحبی ما را خدایا برطرف کن، ما دور هم جمع شویم. «و اشعَب بِهِ صَدعَنا» این پراکندگی کارها و امور ما را به وسیلۀ او اصلاح کن. «و ارتُق بِهِ فَتقَنا» خدایا این شکافی که در بین ما افتاده است و این پراکندگی و شکافی را که بین هست برطرف کن. «و کَثِّر بِهِ قِلَّتَنا» خدایا کمی ما را به وسیلۀ امام زمان علیه السلام به زیادی تبدیل کن. «و اَعزِز بِهِ ذِلَّتَنا» خدایا این ذلّت ما را به عزّت تبدیل کن به واسطۀ امام زمان علیه السلام . «و اَغنِ بِهِ عائِلَنا واقضِ بِهِ عن مَغرَمِنا واجبُر بِهِ فَقرَنا و سُدَّ بِهِ خلُّتَنا و یَسِّر بِهِ عُسرَنا» خدایا این عُسر ما را به وسیلۀ او آسان کن. «وَ بَیِّض بِهِ وَجُوهَنا« خدایا روهای ما را سفید به وسیلۀ حضرت این روی سیاه ما را، انی قلب سیاه ما را به وسیلۀ حضرت سفید کن. «و فُکَّ به اَسرَنا» اُسرای ما را آزاد کن. «و انجِح بِهِ طَلِبَتَنا» خدایا ما را به خواسته هایمان برسان و حاجت های ما را به وسیلۀ حضرت حاجت روا کن. «و اَنجِز بِهِ مَواعیدَنا» آن وعده هایی را که به ما دادی به وسیلۀ حضرت جامۀ عمل به آن ها بپوشان. «واستَجِّ بِهِ دَعوَتَنا» خدایا اجابت کن به وسیلۀ حضرت دعای ما را «واَعطِنا بِه سُؤلَنا» ما را به وسیلۀ حضرت به آن خواسته هایمان برسان. «و بَلِّغنا بِهِ مِنَ الدّنیا و الاخرَهِ امالَنا» آرزوهای دنیا و آخرت ما را به وسیلۀ حضرت برآورده کن. «و اَعطِنا بِهِ فَوقَ رَغبَتِنا» خدایا به وسیلۀ امام زمان علیه السلام آن چیزی بالاتر از آن چیزی که ما رغبت داریم و انتظار داریم برسان. «یا خیر المسئولین» ای بهترین سئوال شنوندهها «و اَوسَعَ المُعطین» ای واسع ترین کسانی که عطا می کنی. «اِشفِ بِهِ صدورَنا» خدایا شفا بده به وسیلۀ حضرت قلب های ما را «و اَذهِب بِهِ غَیظً قلوبِنا» خدایا این غیظ این خشم سینه های ما را به وسیلۀ حضرت ببر. و واقعش هم همین طور است شما فکر بکنید حضرت علیه السلام چقدر در دل مبارکشان غیظ و غضب خوابیده است، می دانید وارث چقدر مصائب هست حضرت. خیلی عظیم است یک حضرت زهرا سلام الله علیها آن لحظه ای که بین در و دیوار بود یک دفعه صدا کرد « یا مهدی» خیلی عجیب است این در آن لحظات، در آن فشار، ایشان امام زمان علیه السلام را صدا کرد. ببینید چه پیوندی بین آن جنایت و وجود امام زمان علیه السلام هست. نه فقط او تمام «یا مهدی» صدای «یا مهدی» زمانی که امیرالمؤمنین علیه السلام هم ضرب خورد بلند بود، زمانی که حضرت مجتبی علیه السلام مسموم شده بلند بود، در عاشورا «یا مهدی» بلند بود در همه جا همه او را صدا می کنند باطن فریادها این است که همه دعا می کنند حضرت بیاید و تمام این جرم ها و ستم ها و ظلم ها و جنایت هایی که به سر همۀ مسلمین می آید و مفاسدی که الان ما در جامعۀ شیعی خودمان داریم و همه از دستش دلخون هستیم از این مفاسد در فشار هستیم تمامش غیظ است در وجود حضرت، ببینید وارث چقدر مصیبت است این قلب مبارک چقدر در فشار است این روح مقدس. نمی شود کسی امام زمانی باشد و دلش غیظ نداشته باشد در سینه اش درد نباشد و عافیت طلب باشد، سرش در کار خودش باشد، نمی شود بی خیال باشد نسبت به اوضاعی که دارد در اطرافش می گذرد، مگرمی شود حضرت آن چنان غمگین و در فشار باشد و ما به عنوان سربازان و شیعیانش اگر یک چنین لیاقتی داشته باشیم هیچ اصلاً فکر نکنیم برای این مشکلات جهان اسلام؟ به خصوص دوستان عزیز طلبه ام که درس می خوانند توجه کنند که باید چگونه درس بخوانند، اصلاً درسشان را چگونه هدفدار کنند که این درس ها و این علم آموزی ها حجاب نشود، مشکلات درست نکند، به مفاسد و عجب و گناه های قلبی ما را وادار نکنند. این درس ها نور باشد، این درس ها قدرتی به ما بدهد که بتوانیم کمی از غبار غم حضرت را برطرف کنیم. کمی از فشار سینۀ حضرت را برطرف کنیم. یک سربازی باشیم برایش که حضرت وقتی به ما نگاه می کنند لبخند بزنند، به ما نگاه می کنند شاد شوند، بگویند یک سربازی دارم، یک شیعه ای دارم که کمک حال من هست. زحمت می کِشد با همۀ نداری اش با همۀ فقرش، با همۀ ضعفی که دارد امّا تلاش می کند برای من و برای اهداف من تلاش می کند. این را باید نگه دارید یعنی خیلی. من چون می خواهم بحث زود بگذرد و تمامش کنم خیلی مُسَدّء نشوم، نمی مانم روی این فقرات که بخواهم توضیح بدهم ولی دقت کنیم تا آخر عمر غیظتان را نگه دارید، تا زمانی که حضرت تشریف بیاورند و این را از سینۀ تان بردارند و تا حضرت هم نیامده اند این برداشته نمی شود. اگر کسی برداشت یعنی اگر کسی احساس بی غیظی کرد، احساس آرامش کرد، مسئولیت را متوجه خودش ندانست یعنی دستش از دست حضرت رها شده است. توی یک وادی دیگری غیر از راه حضرت دارد سیر می کند، راه دیگری غیر از راه حضرت می رود. نمی شود که با حضرت باشیم، دوستش داشته باشیم، آرزوی سربازی اش را بکنیم ولی غصّۀ غم های او را نخوریم، غصّه آن غیظی که در دل حضرت هست را نخوریم، غصّۀ فشار و ناراحتی را که در دل حضرت است ما نخوریم. «و اهدِنا بِه لِمَااخلتُلِفَ فیه مِنَ الحقّ» خدایا ما را هدایت کن به آن چیزهایی که در آن اختلاف شده است و به حق ما را هدایت کن که اختلافی در ما نباشد. «بإذنِک اِنّکَ تَهدی مَن تشاءُ الی صراطٍ مستقیم» تو هر که را که بخواهی خدایا می توانی هدایت کنی به راهِ راست. «و انصُرنا بِه علی عدوِّکَ و عدوّنا» خدایا به وسیلۀ حضرت ما را بر دشمن خودت و دشمن خودمان یاری کن. خیلی شرافت می خواهد که انسان در مقابل خدا بایستد و یک چنین حرفی بزند، خیلی شرافت بزرگی است، خیلی کرامت است که خدا نصیب کسی بکند که به جایی برسد انسان که دشمن خدا با دشمن او یکی شود، انسان با خدا همسنگر شود، در جبهۀ خدا باشد، در حزب خدا باشد، دو حزب معرفی می کند، حزب الله و حزب الشیطان هیچ راه سومی وجود ندارد یا در حزب الله هستی یا در حزب شیطان هستی، راه سومی نیست که بگوئیم ما کاری با این ها نداریم، نه اگر در حزب الله نبودی، اگر امام زمان نبودی، اگر دلت و سینه ات درد نبود، اگر زندگی ات براساس اهداف امام زمان علیه السلام پایه ریزی نشود، هدف گیری نشود، نَچرخد، براساس آن اهداف تو جزء حزب شیطان هستی. هیچ راه وسطی وجود ندارد، هیچ راه وسطی. یا حزب الله یا حزب الشیطان، خنثی نداریم. این را خیلی به آن توجه کنید انسان وقتی جزء حزب الله شد می تواند بگوید که : «وانصُرنا به علی عدوّک و عدوّنا» خدایا به وسیلۀ امام زمان علیه السلام ما را به دشمنان خودت و دشمنان خودمان پیروز کن. و خیلی شرافت می خواهد می دانید یعنی چه؟ وقتی شما بنشینید با آرامش قلب در یک موقعیتی قرار بگیرید که بتوانید این دعا را بخوانید چقدر شرافت است که خدایا دشمن خودت و دشمن ما را به وسیلۀ امام زمان علیه السلام از بین ببر یعنی خدایا من در حزب تو هستم. من جزء لشکریان تو هستم، جزء جنودِ تو هستم و چقدر شرافت می خواهد که از میان این همه انسان ها، میلیاردها انسان بر روی زمین هست، یک تعداد محدودی جزء جنود الهی بشوند. حیف هم هست که انسان برای غیر از این زنده باشد و نفس بکشد که غیر از این در غیر این حزب، در غیر این شرایط، در غیر این اهداف نفس کشیدن، تنفّس در جهنّم است بعد شکایت ها شروع می شود. شکایت آن جایی است که انسان خیلی دلش پر درد هست خیلی در فشار است، «اللّهم إنّا نشکوا الیک فَقد نبیّنا صلواتک علیه و آله» خدایا ما شکایت می کنیم به تو از این که پیامبر نداریم، دسترسی به پیامبر نداریم «و غَیبَهِ ولیّنا» خدایا ما شکایت می کنیم به تو به خاطر غیبت اماممان یعنی دستمان به دستش نمی رسد، دور هستیم. می دانید این دور بودن از حضرت چه بلاهایی به سر انسان می آورد؟ بی پدری است، بی صاحبی است، یتیم بودن است، دست بالای سرت نیست که نِگهت دارد، دست بالای سرت نیست که هدایتت کند، هزار جور گم می شوی. بچه یتیم آیا دیده ای چگونه است؟ بچه ای که با بابایش می رود بیرون، یک دفعه بابایش یک لحظه از او غافل می شود هزار جور بلا سرش می آید. واقعاً وقتی نگاه کمنیم به سوء حال خودمان به این بدی حال خودمان می فهمیم که چقدر نبودن حضرت برایمان گران بار است و ما این وجود عزیزمان، این وجودی که می تواند چقدر باارزش باشد دارد تلف می شود فقط به خاطر این که امام بالای سر ما نیست. «اللّهم إنّا نشکوا الیک فقد نبینا و غَیبهَ ولیّنا» خدایا ما شکایت می کنیم به تو، خدایا ما گِلِه داریم ما شکایت می کنیم «وکَثرَه عدوّنا» از زیادی دشمنانمان «و قِلَّه عَدَدِنا» و کمی خودمان. و دشمنانمان زیاد و با تجهیزات زیاد و ما با افراد کم و قلیل «و شدّتِ الفِتَنِ بنا» و شدت این فتنه هایی که سرمان می آورند. «و تَظاهُرَ الزّمانِ علینا» و این غلبۀ روزگار و این جنگی که روزگار با ما دارد می کند. خدا رحمت کند امام ره را که به این دعاها چجوری این دعاها را جلوۀ حق به آن ها داد، الان ما وقتی داریم این دعا را می خوانیم با یک حالتِ درست است در فقدان حضرت هستیم در فشار هستیم ولی در میان این کرۀ زمین در زیر پرچم عزّت داریم زندگی می کنیم، در زیر پرچم استقلال و زیر پرچم جمهوری اسلامی داریم زندگی می کنیم. اگر نبود امام (ره) این دعاها را وقتی می خواندیم در یک شرایط بدی شرایطی که طاغوت در ما و بر همۀ امورات ما حاکم بود می خواستیم این دعا را بخوانیم و چقدر سخت است و چقدر سختی کشیدند آنانی که قبل از ما این دعا را می خواندند در گوشه های زندان، در شکنجه گاه ها، در تبعیدها. «فَصَلِّ علی محمّدٍ و آله و أعِنّا علی ذلک بِفَتحٍ مِنک تُعَجِّلُهُ» خدایا درود بفرست بر پیامبر و آلش و ما را در همۀ این کارها در همۀ چیزهایی که خواندیم یاری کن به وسیلۀ فتح عاجل یعنی یک پیروزی و یک گشایش و فتج سریعی که از جانب خودت باشد که تعجیل می کنی در آن. «وَ بِذُرٍّ تَکشِفُهُ» و ذُرّ ما را، سختی و رنج ما را برطرف می کنی «و نَصرٍ تُعِزُّهُ و سلطانِ حقٍّ تُظهِرُهُ و رحمهٍ مِنک تُذِلِّنُناها و عافیهٍ مینک تُلبِسُناها برحمتِک یا ارحمَ الرّاحمین» یک دعای بسیار شیرین، دعای بسیار عجیبی است، این دعایی که بعد دوباره هر شب بعد از دعای افتتاح هست می خوانیم ما. عجیب است واقعاً انسان وقتی که این دعا را می خواند احساس می کند واقعاً در بهشت قدم گذاشته است. اصلاً خارج می کند انسان را از عالمِ مادّه خیلی لطیف است این دعا: «اللهم برحمتک فی الصالحین فأدخِنا» خدایا ما را به رحمت خودت داخل در صالحین بگردان، «و فی عِلّیِین فَارفَعنا» و ما را در مقام علیّین بالا ببر. بعد دعا می کند که خدایا از آن جام های بهشتی نصیب ما کن و از چشمۀ سلسبیل بهشت بنوشان و از حور عین نصیب ما بکن، به ازدواج ما به رحمت خودت دربیاور از آن حوریان بهشتی. «و مِنَ الوِلدانِ المُخَلَّدین کأنَّهم لؤلؤٌٌ مکنون» آن ولدان مخلدین و بچه های بهشتی به خدمت ما درآور، میوه های بهشتی را و گوشت های پرندگان را نصیب ما بگردان و چقدر این مضامین عالی است و باطنش چقدر عالی است و لباس های بهشتی بپوشان ما را «و لیله القدر» شب قدر را نصیب ما بگردان «و حجَّ بیتِک الحرام» دوباره حج «و قتلاً فی سبیلک فَوَفِّق لنا» خدایا ما را نصیب کن که در راه تو کشته شویم. «و صالح الدّعاءِ و المسألَه فَاستَجِب لنا» دعای خوب برای ما اجابت کن دعاهایی که می خواهیم درخواست های شایسته ما را اجابت کن و موقعی که همۀ مردم را روز قیامت جمع می کنی به ما رحم کن و برائت از جهنم برای ما بنویس و ما را در جهنم زنجیر نکن و مبتلا به عذاب و خواری خودت نکن، از زقوم و ضریع به ما اصلاً نخوران و ما را با شیاطین قرار مده در جهنم و فی النّار علی وجوهنا فلا تَکبُبنا» خدایا ما را با صورت در جهنّم میانداز «و مِن ثیاب النار و سرابیلِ القَطِرانِ فلا تُلبِسنا» خدایا از لباس های آتشین به ما مپوشان. «و مِن کُلّ سوءٍ یا لا اِلهَ اِلاّ أنتَ بحقّ لا الهَ إلاّ أنت فَنَجّروا» خدایا از هر بدی از هر سوئی خدایا به حق لا اله إلا أ«ت ما را نجات بده. خوب بنا نداریم که این فقرات را توضیح بدهیم فقط می خواهم یک مقدار با مضمون این ها آشنا شوید. «اللّهم إنّی أسئلک أن تَجعَلَ فیما تَقضی و تُقَدِّرُ مِنَ الأمرِ المحتومِ فی الأمرِ الحکیم من القضاءِ الّذی لا یُرَدُّ و لا یُبَدَّل» می گویند هر شب وارد شده است. «أن تکتُبَنی مِن حُجّاج بیتِکَ الحرام» باز هم حج، که ججّشان چنین و چنان هست تا آخر. «و أن تجعل فیما تَقضی و تُقدّر أن تُطیلَ عمری فی خیرٍ و عافیه» خدایا از تو می خواهم که تقدیر کن در شب قدر که عمر من طولانی شود اما در خیر و عافیت و سلامتی طولانی شود. « و تُوَسَّعَ فی رزقی» و روزی مرا خدایا زیاد کن، فقیر نباشم، تنگدست نباشم، دستم باز باشد، روزی ام زیاد باشد، نصیبم کن. و آخرش چقدر زیبا می فرماید: «و أن تجعلنی مِمّن تَنتَصِرُ بِه لدینکِ ولا تَستَبدِلوا مِن غیری» خدایا مرا از کسانی قرار بده که دینت را به وسیلۀ من یاری می کنی و کسی را هم جای من قرار مده و کسی را هم جای من مگذار یعنی خدایا یک مقامی از سربازی خودت، از عضویت در لشگر خودت به من عطا کن، یک مقامی از کمک کار بودن به امام زمان علیه السلام، از یاری امام زمان علیه السلام و یاری دینت به من عطا کن و این مقام را هم خدایا از من مگیر، این مقام نوکری را خدایا از من مگیر. دیدید که موقعی انسان نزدیک به یکی از بزرگان می شود دوست ندارد از او جدا شود. خدایا این شرافت خدمت به دینت را، یاری دینت را به من بده و این را از من مگیر، این شرافت و درجه و مقام یاری دینت را از من مگیر، ببینید خدا محتاج نیست به یاری دینش، در روایت داریم از پیامبر که: «إنَّ اللهَ یُؤیِّدُ هذا الدّین برجلٍ الفاسق» گاهی وقت ها خدا با افراد فاسق و گناهکار و آلوده هم که شده است دینش را یاری می کند و جلو می رود. «إنَّ الله یُؤیِّدُ هذا الدّین برجلٍ لا خَلاقَ لَه» خداوند دینش را به وسیله کسانی که خودشان هم اصلاً از این دین هیچ بهره ای ندارند کمک می کند و دینش را جلو می برد. معطّل کسی نیست، نیازی به کسی ندارد. اوّلاً ما باید از کسانی نباشیم که کمک دین خدا هستیم امّا خودمان بی بهره ایم و ثانیاً باید بخواهیم از خدا که این مقام شرافت را به ما عطا کند. این شرافت بزرگ را، یاری دینش را به ما عطا کند و هرگز دین را از ما نگیرد سیدالشهداء علیه السلام خیلی عجیب است و عظمت دارد، شما تصوّر کنید انسان بماند. در رکاب حضرت آن شب را تا صبح و بعد روزش در رکاب حضرت در مقابل حضرت جانفشانی کند، خونش بریزید روی زمین، از هم باصفاتر این است که لحظۀ آخر حضرت بیاید و سر انسان را روی زانوان خودشان بگیرند. دیگر چه چیزی می خواهند انسان واقعاً؟ با هیچ چیز نمی شود این را عوض کرد. که به رضایت امام انسان از دنیا برود. خونش در راه امام و برای امام ریخته شده باشد. یک عدّه که فهمیدند کشته شوند همه اضطراب بَرشان داشت، حضرت چراغ را خاموش کردند و فرمودند: هر کسی که می خواهد برود، برود. یعنی می خواهم از یک عدّه ای، یک عدّه ای را می خواهم محرومشان کنم. یک عدّه ای که لیاقت ندارند، آن طرف به آنان چشمک زدند، آن طرف خیلی چیزها دارد چشمک می زند خارج از این راه، امتحان هم همین طور است. مفتی که نمی دهند به کسی. اتفاقاً تا می آیی در این راه قبلاً که در این راه نبودی هیچ کسی تحویلت نمی گرفت ولی وقتی می آیی در این راه از آن طرف دنیا خیلی تحویلت می گیرد، امکانات خوب برایت فراهم می شود، نعمت های خوب، روزی های خوب، پول های خوب، موقعیّت های خیلی طلایی هِی چشمک می خورد از اطراف انسان. چقدر بودند، چند هزار نفر بودند با حضرت بعد چند نفر ماندند، همه به آن چشمک ها توجّه کردند و این ها لیاقت نداشتند در رکاب حضرت بمانند ، آن هایی که می فهمیدند مثل حضرت ابوالفضل علیه السلام مثل علی اکبر مثل قاسم مثل آن غلام سیاه آن ها که می فهمیدند وقتی حضرت فرمودند که بیعتم را برداشتم هر که می خواهد برود این ها می ترسیدند این ها همه ناراحت بودند همه گریه می کردند. آقا ما را می خواهید بیرون کنید، آقا ما جای دیگری نداریم که برویم، ما اصلاً نمی خواهیم جای دیگری برویم، ما اصلاً به هیچ چیزی دیگر جز تو فکر نمی کنیم. آن ها این طوری بودند چون می فهمیدند یعنی چه می فهمیدند که رفتن از کنار حسین و از لشکر حسین آن طرف تر رفتن یعنی چه. خوب درک می کردند این را تا حضرت این را می فرمود احساس خطر می کردند، احساس می کردند الان است که این ها بروند در جهنم الان است که حضرت این ها را هم بیرون کند و با چه التماسی پیش حضرت خودشان را نگه داشتند. حضرت آن جا هیچ احتیاجی نداشت. «هیهات مِنّا الذّله» حضرت آن قدر عزیز بود که ناز می کردند برای اصحابشان و برای خودمان، آن هایی که به دردنخور بودند، اوباش بودند که همه را ردّ کردند امّا این خوبان که ماندند می دید همه ناز حضرت را کِشیدند. همه شان از شبَش ناز کشیدند تا موقعی که می خواستند بروند جلو، ناز می کشیدند که حضرت اجازه بدهند این ها بروند و کشته شوند، هِی مواظیب بودند که یک موقعی این توفیق از دستشان بیرون نرود. خیلی هست انسان باید خیلی مراقب باشد، که این را خدا از او نگیرد یعنی داخلش کند و از او نگیرد. یک موقعی چشمک های این و آن و این طرف و آن طرف باعث نشوند که بِبُرّد و برود دنبال کار خودش مثل الان متأسفانه بعضی از رزمنده های ما که به راه دیگری رفتند بعد از دوران جنگ و این لیاقت توی خط بودن و به قول خودشان پنجاه و هفتی ماندن از آن گرفته شده است این طور نشویم « و أن تجعلنی مِمّن تنتصِرُ به لدینِک و لا تستبدِل بی غیری» خدایا من را از کسانی قرار بده که دینت را به وسیلۀ من یاری می کنی یعنی روح من این شرافت را پیدا کند که به وسیلۀ آن دین تو یاری شود و هیچ کسی را هم فدای جای من مگذار خدایا من را از لشگرت بیرون مکن که من بیرون شدن از آن یعنی به جهنم رفتن. این را ما از خدا واقعاً از خدا بخواهیم که خدایا ما را جزء سربازان امام زمان علیه السلام باشیم و غیر از این هم نباشیم، و بیرونمان هم نکند حضرت توی این مسیر باشیم و یک دعایی هم دارد هر شب، «اعوذ بجلال وجهِک الکریم أن یَنقضیَ شهرُ رمضان» خدایا پناه می برم به جلال وجه کریمت که ماه رمضان بر من بگذرد «أو یَطلَعُ الفجرُ مِن لَیلَتی هذِه» یا فردا صبح برسد «و لک قِبَلی تَضعهٌ أو ذنبٌ تُعَذِّبُنی علیّ» و یک گناهی به گردن من باشد که تو بخواهی به وسیلۀ آن گناه من را عذاب کنی و من معذّب شوم خدایا پناه می برم به خودت که من گناه کار باشم یعنی بالاخره من اگر معصیت کار هم هستم هیچ راه فراری به جز درگاه خودت ندارم که فقط پناه بیاورم به خودت که خودت این گَردِ گناه را از من برطرف کنی خوب باز این مسأله که تمام نمی شود و ادامه خواهد داشت به خصوص در مورد ایام شب های قدر که آن هم یک داستان دیگری دارد که بماند برای جلسۀ بعد.
والسلام